از مجموعه یاداشتهای اخلاق اجتماعی از منظر قرآن (قسمت نهم)
محمدجعفر سعیدیانفر
پنجمین مورد از اخلاق اجتماعی تقوامحور که قرآن روی آن بسیار تأکید دارد، داشتن تساهل، تسامح و رواداری در روابط فردی و اجتماعی با دیگران است. تساهل از ماده سهل و تسامح از ريشه سمح هر دو به معنى آسان گرفتن مدارا كردن و سهل گرفتن بر يكديگر است.
در اين قسمت به آياتى كه اخلاق اجتماعیِ رواداری و تسامح در روابط فردی و اجتماعی با دیگران را مطرح می کند، اشاره میکنیم. پيامبر(ص) از طرف خداوند مأمور به تحمل مخالفان عقيدتى مانند اهل كتاب و مدارا كردن با آنان از روى اختيار بدون دست كشيدن از عقائد و اصول خويش است. سيره عملى پيامبر (ص) تسامح و تساهل است و ما این سیره رواداری را از زبا ن وحی میآموزیم.
۱) خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ (اعراف: 199)
این آیه سه روش برای چگونگی تعامل با دیگران به پیامبر آموزش داده است 1- در طرز رفتار با مردم سختگير مباش، عذرشان را بپذير، و بيش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه و به هر حال «با آنها مدارا كن» (خُذِ الْعَفْوَ).2- «مردم را به كارهاى نيك و آنچه را عقل و خرد، شايسته مىشناسد و خداوند آن را نيك معرفى كرده، دستور ده» (وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ).3- دستور به تحمل و بردبارى در برابر جاهلان داده، مىگويد:«از جاهلان روى بگردان و با آنها ستيزه مكن» (وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ). رهبران و مبلّغان در مسير خود با افراد متعصب، لجوج، جاهل و بىخبر، و افرادى كه سطح فكر و اخلاق آنها بسيار پايين است، رو برو مىشوند، از آنها دشنام مىشنوند، هدف تهمتشان قرار مىگيرند، سنگ در راهشان مىافكنند.راه پيروزى بر اين مشكل گلاويز شدن با جاهلان نيست، بلكه بهترين راه تحمل و حوصله، ناديده گرفتن و نشنيده گرفتن اين گونه كارهاست، و تجربه نشان مىدهد براى بيدار ساختن جاهلان و خاموش كردن آتش خشم و حسد و تعصبشان، اين بهترين راه است. فشرده پیام اخلاقی آیه این که اهل عفو و مدارا باشيد و با نابخردان با تسامح برخورد كنيد. در جامعهى اسلامى نيكىهاى عقلپسند و شرع مدار را ترويج كنيد و خود را با مكارم اخلاقى آراسته سازيد.
۲) وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ *وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (انعام:68-69)
خداوند در این آیات می فرماید:اگر دیدید عدهای نشستهاند و سخنانی از روی عناد و طعنه زدن و متلک میگویند، از آنها اعراض کنید تا اینکه گفت و گویشان را رها کرده و به موضوع دیگری بپردازند. معلوم میشود که حتی نسبت به اشخاصی که از روی طعنه و عناد نسبت به آیات قرآن یا آموزشهای دینی، صحبت میکنند نباید قهر و خصومت بورزیم، بلکه باید با عمل کردنشان (تحقیر و طعنه نسبت به معارف دینی) مخالفت و موضعگیری کرد. و به محض آنکه آن عملشان را رها کردند ما هم با آنها رابطه حسنه خود را حفظ کنیم. در ادامه میگوید: هر گاه شیطان از یاد تو برد که باید در سخن مسخرهکنندگان و طعنهکنندگان نسبت به آیات الهی و معارف وحیانی، مشارکت ننمایی بعد از متذکر شدن با قوم ستمکاران همنشینی مکن و از بابت عملکرد یا سخنان آن گونه مردمان که به طعنه و مسخره آیات قرآن میپردازند، هیچ مسئولیت و گناهی بر اهل تقوی متوجه نمیشود.و در مسايل اجتماعى، حساب مؤمنان خود نگهدار (و اهل تقوا) را از افراد ديگر جدا كنيد.پس مسلمانان در برابر این گونه رفتارها باید بسیار خونسرد و مسامحهنگر باشند. ملاحظه میشود که این کلام وحیانی قرآن است که با رفتار تعصبآمیز ما مسلمانان در این گونه موارد چقدر تفاوت دارد. این آیه با این که خطاب به پیامبر(ص) است ولی مخاطب عملی مردم و مسلمانان هستند
۳) الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ (آلعمران:134)؛ آنان كه در گشايش و تنگ دستى انفاق مىكنند، و خشم خود را فرو مىبرند، و از [خطاهاىِ] مردم در مىگذرند؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
در این آیه به این نکته اشاره شده است که انفاق و بخشش در حال وسعت، نمىتواند نشانه نفوذ كامل سخاوت در اعماق روح انسان باشد. اما بخشش در حال محروميت و تنگ دستى نشانه ريشه دار بودن سخاوت در روح انسان است. و در پاسخ به این که منظور آیه از انفاق و بخشش در تنگ دستى چيست و چگونه انجام مىشود؟ به دو نکته باید توجه کرد نخست آنكه، افراد تنگ دست نيز مىتوانند به مقدار توانايى خود به ديگران انفاق كنند. و دوم آنكه، انفاق و بخشش منحصر به ثروت و پول نيست، بلكه شامل همهى مواهب الهى مثل علم، كمك بدنى و فكرى مىشود. پس افراد محروم و تنگدست نيز مىتوانند از راههاى گوناگون به ديگران انفاق كنند.
نکته دیگر اینکه نخستين صفت افراد با تقوا انفاق است و اين درست نقطه مقابل صفات رباخواران استثمارگر است كه در آيات قبل ذكر شد. در نهایت اشاره میکند که پارسايان خشم خود را كنترل مىكنند و انگیزه کارهای آنان بهویژه در رابطه بادیگران خشم وعصبانیت نخواهد بود. نكتهى جالب اين است كه در اين آيه بخشودن همه مردم مطرح است نه فقط مؤمنان؛«وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ»
نتیجه این آیه این است که هر انسان باتقوی که مىخواهد محبوب خدا شود، بايد این ویژگیهای اخلاقی و رفتاری را داشته باشد. نخست احسان كند؛ چه درحال وسعت و چه در شرایط تنگدستی؛ دوم خشم خود را فرو برد؛ سوم از خطاى ديگران در گذرد. هم چنان كه مال اندوزان و رباخواران در هر پيشامد و در رفاه و سختى و صلح و جنگ و هر فرصتى به صورتى به بردن و مكيدن اموال مردم مىپردازند، اين نمودار تقوا وصف خاص متقين است كه در هر شرايط از سرمايههاى مادى و معنوى خود انفاق مىكنند. چون تقوا صفتى و سرمايهاى معنوى و محرك و مولد است، و با آن تعميم در همه حالتها نشان مىدهد كه انفاق نه تنها براى از ميان بردن نيازها و رفع آنست، انفاق هرگونه دارايى- مالى و معنوى- راهيابى به ديگران و وسيله انتقال محبت و پيوند جمعى است، تا بدانديشى و كينهها، تبديل به محبت و رحمت عمومى شود. از سوى ديگر هر نوع انفاقى، گسستن و كنده شدن از علاقهها و وابستگىهاى خودخواهانه و خودبينانه است كه انسان را بسته و راكد و واژگون مىدارد. ( پرتوى از قرآن، ج5، ص: 335)