Please make sure that, your allow_url_fopen or cURL is enabled. Also, make sure your API key and location is correct. Verify your location from here https://openweathermap.org/find

اخلاق اجتماعی از منظر قرآن (قسمت پنجم)

اخلاق اجتماعی از منظر قرآن (قسمت پنجم)

محمدجعفر سعیدیان‌فر

راستی و راستگویی در قرآن

اولین پایه اخلاق اجتماعی تقوا محور، راستی و راستگویی است. در مرحله نخست حاكميت قسط و عدل بر نظام عالم سارى و جارى است و خداوند در قرآن در چند جا می فرماید:

۱) «خدا- به عدل ، دادگرى ايستاده- و فرشتگان و دانشوران گواهى مى‏دهند كه هيچ معبودى به جز او نيست؛ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ...» (آل‌عمران: 18)

۲) «و سخن پروردگارت بر اساس راستى و عدل تمام شده است؛ هيچ تغيير دهنده‏اى براى سخنان (سنت گونه) او نيست؛ و او شنونده و داناست؛ وَ تَمَّتْ‌ كَلِمَةُ‌ رَبِّكَ‌ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ‌ لِكَلِماتِهِ‌ وَ هُوَ السَّمِيعُ‌ الْعَلِيمُ‌» (انعام: ۱۱۵).

۳) و باز در آیه‌ای دیگر با تعلیم روش دعا به پیامبر(ص) می‌فرماید. و بگو: «پروردگارا، مرا (در هر كار،) با ورودى صادقانه وارد كن، و با خروجى صادقانه خارج ساز؛ و از نزدت براى من تسلّطى يارى بخش، قرار ده؛ وَ قُلْ‌ رَبِّ‌ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ‌ صِدْقٍ‌ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ‌ صِدْقٍ‌ وَ اجْعَلْ‌ لِي مِنْ‌ لَدُنْكَ‌ سُلْطاناً نَصِيراً» (اسراء: 80). اين آيه به سه عامل پيروزى اشاره كرده كه از روح ايمان و توحيد سرچشمه مى‏گيرد؛ يعنى ورود صادقانه به كارها، خروج صادقانه از كارها و يارى الهى.برای پیروزی وپیداکردن موفقیت و قدرت چه از جهت تسلط و پیروزی در جهت فکری و استدلال و اقناع مخالفان دعوت توحیدی و چه ازجهت پیروزی برای برپایی جامعه اسلامی و نکته جالب در این آیه این که خداوند ورود و خروج در این پیروزی و قدرت‌یابی و اقتدار را صدق و راستی قرار داده است که ارباب قدرت به‌ویژه در حکومت‌های به نام دین باید اساس کارشان براساس بر صداقت، راستى و درستى وعدل باشد و اين خط تا پايان كار حفظ شود تامشروعیت اجتماعی به‌دست آمده  باقی بماند که سوگمندانه امروز در بسیاری زمینه‌ها چنین نیست و البته لازم است خط اصلى مسلمانان هم از آغاز تا فرجام كارها بر اساس صداقت و درستى باشد.

 

راستی و راستگویی در نهج البلاغه

امام علی در اولین خطبه‌ای که به هنگام بيعت در مدينه و درآغاز خلافت ایراد  می کنند می فرمایند. تعهدم را در گرو سخني كه مي‌گويم، قرار داده ضمانت آن را به عهده مي‌گيرم [خود ضامن ومتعهد صدق گفتارم هستم] « ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ. وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ» وسپس در بخش دیگری ازخطبه می فرمایند سوگند به خدا، كلمه‌اي را مخفي نداشته‌ام و هرگز دهان به دروغ باز نكرده‌ام. «وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لاَ كَذَبْتُ كِذْبَةً: نهج البلاغه خطبه16» و در فراز دیگری از سخنی دیگر می فرماید. ای مردم! همانا که وفا همزاد با صداقت و راستی است و هیچ سپری را پاینده‌تر از آن نمی‌شناسم «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لاَ أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَى: نهج البلاغه خطبه 41»

و این حقیقتی است  که وفای به عهد و پیمان و قول قرارها در صورتی که توام با صداقت باشد امکان پذیراست و این نکته باید مورد توجه ارباب قدرت باشد که تعهد و قول دروغ به مردم ندهند و برعهد و پیمان‌های خود که به مردم  می دهند صادقانه پایبند باشند تا مشروعییت بدست آمده را از دست ندهند. با مراجعه به قرآن و نهج‌البلاغه، بر مراجعه‌کننده معلوم می‌شود که دروغ گفتن بهر عذر و بهانه‌ای ممنوع شده ‌است و هیچ مصلحتی بالاتر از راست گفتن و شنیدن که حقی از حقوق انسان است، وجود ندارد. وقتی به صراحت می‌فرماید نشانه ایمان برگزیدن راستی است بر دروغ گرچه آن زیان رساند و این سودآور باشد و نیز بیشتر از دانش حرف نزدن و در گفتگو درباره دیگران تقوای الهی پیشه کردن «عَلاَمَةُ الْإِيمَانِ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ وَ أَنْ لاَ يَكُونَ فِي حَدِيثِكَ فَضْلٌ عَنْ عِلْمِكَ وَ أَنْ تَتَّقِيَ اللَّهَ فِي حَدِيثِ غَيْرِكَ. نهج البلاغه حکمت٤٥٨» چه محلی برای دروغ گفتن گرچه با توجیه مصلحت آمیز بودن باقی می‌ماند.

 

Image

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

 

پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرا مى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم