محمدجعفر سعیدیان فر
دومین پایه اخلاق اجتماعی تقوامحور پشتکار تداوم و پایداری در رابطه با دیگران و مدارای با آنان است. خداوند در آیه ۲۰۰ سوره آلعمران می فرماید: اى مومنان (در برابر سختیها و ناملایمات و مشكلات زندگى) بسیار شكیبا باشید و استقامت كنید و با هم روابط نیكو داشته باشید (متحد شوید و ارتباط خود را با خدا قطع نكنید) و مرزها را نگهبانى نمایید، و خداترس باشید تا رستگار شوید. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
زندهیاد آیتالله طالقانی در توضیح این آیه مینویسند: «مسئولیتها و درگیریها پیش مىآید و براى انجام آن صبر مىباید: «اصْبِرُوا» مطلق آمده صبر در انجام تكالیف، صبر در درگیریها و كارزارها، صبر یعنی حاكمیت دادن ایمان و فرمانهاى خدا و رسول. «اصْبِرُوا» تأثیر متقابل و همگانى در پایدارى: باید از صبر فردى جامعهاى صابر پدید آید كه پیوسته یكدیگر را به صبر وادارند و به هم نیرو بخشند. «وَ صابِرُوا» ایجاد و تحكیم روابط همه جانبه و اجتماعى مرتبط در همه شؤون، «وَ رابِطُوا»كه سراسر احكام عبادى و اقتصادى و اجتماعى، براى ساختن مجتمع توحیدى و تبادل روابط است.
رابطه با خدا و خلق و خود و جهان، رابطه با یكدیگر در صفوف عبادت و جهاد، رابطه با امام و رهبر- چنان كه در روایات آمده- استحكام اجتماع با استحكام روابط است كه در اسلام به صورتهاى معنوى و تشریعى درآمده است. دین جز رابطه نیست و بیدینى جز گسستن از خدا و خلق و جهان نیست، و همه این سه امر با آگاهى تقوایى مستحكم مىشود و دوام مىیابد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» تقوا كه نگهبان و پیش برنده این روابط است و همه اینها محرك و بیرون برنده و رستن از تنگناها و گذشتن از گردنههاى حیات «لعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» و سرانجام این سوره با وصف اللَّه شروع شد و به تقواى در برابر اللَّه پایان یافت، كه وسیلهاى بس محرك و شایسته و ریشهدار براى رسیدن به «فلاحى» در حال حركت است. (پرتوى از قرآن، ج5، ص464)
درسی که از این آیه درباره تقوای اجتماعی می آموزیم:
«اصْبِرُوا» یعنی پایداری و استقامت در برابر مشکلات و نیز پایداری در حفظ رابطه با دیگران داشتن. یعنی خودتان صبر داشته باشید ولی «صابِرُوا» یعنی با فرهنگسازی شکیبایی، یکدیگر را تحمل کنید. دو طرف انسانی، ممکن است هر دو خصلتهای نیکی داشته باشند: ولی نتوانند با همدیگر زیست آرام و بیوقفهای داشته باشند.
در دنبال میآید «وَ رابِطُوا» و ارتباط و تعامل داشته باشند. اگر در یک جامعه، همه افراد مناسک دینی را انجام دهند ولی اهل ارتباط و تعاون نباشند، یا گوشهگیر باشند، در آن جامعه تقوای اجتماعی وجود ندارد و خوشبخت نیست و درهای برکات آسمان و زمین هم به روی آن گشوده نمیشود.
در آیه ۲۰۸ سوره بقره نیز میفرماید:«ای دین باوران همگی به سلامت و صلح روی آورید و گام بر گام شیطان مگذارید که شما را دشمنی است نمایان.» در این آیه خداوند بر این نکته تاکید میکند که مومنانِ به محمد(ص) باید با هم زندگی مسالمتآمیز داشته باند و در لباس دین با هم دشمنی نکنند و از گامهای شیطان پیروی نکند.
در آیات ۳۱ و ۳۲ سوره روم نیز میفرماید: «و از او پروا گیرید و نماز را بپا دارید و از مشركان مباشید، آنها كه دینشان را قطعه قطعه كردند و چند گروه شدند و هر حزبى به آنچه نزد خویش داشت، دلخوش بود.» در این دو آیه، اول ایمان آوردن مردم سخن میگوید و بعد از دعوت به توبه و تقوا میگوید از مشرکین نباشید: کسانی که دینداری خود را به تفرقه تبدیل کردند و هر فرقهای به خصوصیات عقیدتی خود میبالد.
آموزه مهم اخلاق اجتماعی این آیات، این است که فرقه فرقه شدن از مظاهر شرک است و همان جزئیاتی که شما عامل تفاوت بین خودتان میدانید و مایه دلخوشی شما است، آنچنان اهمیت ندارند که موجب جدایی دین شما شوند، نه اصول هستند و نه فروع. در جامعههای واقعی، همه افراد مساوی نیستند؛ تفاوت فکری، سلیقهای، اخلاقیِ بسیاری دارند: ولی روی این تفاوتها تکیه کردن و بهانهای برای تفرقه جستن، این شرک است. پس ارتباط و همزیستی و تحمل یکدیگر از موارد تقوای اجتماعی است که سعادت جامعه را تضمین میکند، و درهای برکات آسمانی و زمینی را به روی جامعه باز میکند. این خصلتهای جمعی که موجب پیوند قلوب مردمان میشوند، اینها خصائلی از مؤمنین هستند که در قرآن با لغت متقین توصیف شدهاند و چون کارکرد اجتماعی دارند، ما آنها را تقوای اجتماعی مینامیم.