Please make sure that, your allow_url_fopen or cURL is enabled. Also, make sure your API key and location is correct. Verify your location from here https://openweathermap.org/find

سقوط حکومتها در نتیجه فساد

سقوط حکومتها در نتیجه فساد

محمدرضا یوسفی

پس از نارضایتی گسترده اصحاب رسول خدا و مردم از حکومت عثمان، مردم به اعتراض از شهرهای بزرگ به مدینه آمدند. آنان برای اصلاح حکومت با روش مسالمت آمیز، حضرت علی را نماینده خویش قرار دادند.

 خطبه ١٦٤ نهج البلاغه به شرح گفتگوی حضرت با خلیفه سوم پرداخته و نتایج مدیریت ناسالم و ناکارآمد را به نام دین بیان می کند.

 

گزارش سخنرانی شب نوزدهم ماه رمضان در مجمع مدرسین 29 اسفند 1403 

 

وارد روز نوزدهم ماه مبارک رمضان شدیم. روز روز علی است. به همین مناسبت از نهج البلاغه امیرالمومنین توشه ای برای امروزمان می گیریم. از این رو نگاهی به خطبه 164 مولا خواهیم داشت که البته برخلاف نامش خطبه نیست بلکه گفتگوی حضرت با عثمان حین اعتراضات مردم در اواخر حکومت عثمان است.

حکومت عثمان با وجود درآمدهای سرشار از ناحیه فتوحات پر از فساد و تبعیض و رانت بود. به همین دلیل فقر زیادی در جامعه وجود داشت. کارگزاران فاسد بسیار زیاد بودند چنانچه در خطبه سوم فرمود و قام معه بنوابیه .. و مردم نسبت به این وضعیت معترض بودند. کتب تاریخی گزارشهای مفصلی از فساد و تبعیض در این دوره می دهند. 

اساسا یکی از مهمترین دلایل نارضایتی مردم از حکومتها فساد آنهاست. در همین دوران کنونی چه بسیار حکومتهایی که به همین دلیل سقوط کردند.

یانوکویچ در اوکراین فساد گسترده، باغ وحش شخصی، مجموعه عتیقه جات و کلکسیون خودروی جدید، دکوراسیون اتاق غذاخوری وی بیش از دو میلیون دلار هزینه برداشت که منجر به اعتراضات مردم و سقوط وی شد. مردم بر دیوار کاخ وی نوشته بودند پولدارا پولدارتر و فقراء فقیرتر می شدند.

بن علی در تونس و یا مارکوس در فیلیپین و...

فساد باعث فقر و نابرابری ناموجه می شود. و در شرایطی که مردم در سختی و مشقت زندگی می کنند موجب اعتراضات می شود و در یک بزنگاه اتفاق خاص می افتد.

فساد و رانتخواری مانع سرمایه گذاری و رشد اقتصادی و شکوفایی می شود موجب بیکاری و تورم می شود و در این شرایط خشم عمومی قابل درک و توجیه پذیر است.

بی جهت نیست که در سال 1997 در سازمان ملل، بزرگترین مانع در پیش پای کشورها را فساد بیان کرد.

حکومت عثمان نیز به فساد شدید آلوده بود. امیرالمومنین در خطبه سوم می فرماید یخضمون مال الله خضمه الابل نبته الربیع. طبیعی است به دلیل اینکه عثمان ادعای خلیفه رسول خدا را دارد و داماد پیامبر است باید اصول را بیشتر از بقیه مواظبت کند و چه بسا عده ای به همین دلیل در دین لاابالی شده باشند. به هر حال دامنه فساد بالا گرفت و نارضایتی عمومی افزایش یافت.

از این رو گروهی از صحابه به فرماندهان لشکریانی که آنها هم از اصحاب رسول خدا بودند و در مرز روم در حال جنگیدن و فتح بودند، نامه نوشتند « ان نفرا من اصحاب رسول الله تکاتبوا فکتب بعضهم الی بعض: ان اقدموا فان الجهاد بالمدینه لا بالروم و استطال الناس علی عثمان و نالوا منه ... لم یکن احد من الصحابه یذب عنه و لا ینهی الا زید بن ثابت، ابواسید ساعدی، کعب بن مالک و حسان بن ثابت. ( ابن ابی الحدید، 9 / 172) زید بن ثابت در زمان دو خلیفه قاضی بوده و جانشین وی در زمان فقدان بود و مسئول بیت المال در زمان عثمان بود.

به هر حال تعداد زیادی به ویژه از مصر که به آنها ستم شده بود، به اعتراض به مدینه آمدند. در همان زمان گروهی نزد امام آمدند تا قضیه را به شکل مسالمت آمیز پایان دهد. مردم با علی سخن گفتند. و از او خواستند تا حرفشان را به عثمان منتقل کند. علی نیز همان که بیان شد را به عثمان گفت. این نشان از این است که منطقی ترین راه رساندن پیام به حکام است. راهی که اگر اثر کند منجر به اصلاح حکومت می شود.

این خطبه به گفتگوی حضرت با عثمان می پردازد و حاوی نکات تحلیلی بسیار مهمی است.

حضرت در مورد مفاسد مالی خود او و کارگزارنش گفت و عثمان پاسخ داد که من کار خطایی نکردم. صله رحم کردم و نیازی را بر طرف کردم. عثمان سعی کرد مفاسد کارگزاران را توجیه کند که درست است من آنها را نصب کردم اما خودشان فساد کردند. برخی مانند معاویه و مغیره حتی زمان عمر حاکم بودند. حضرت پاسخ داد آنان در زمان خلیفه دوم جرأت فساد نداشتند.

سپس عثمان به منبر رفت و مردم معترض را تهدید کرد. ( ابن ابی الحدید، 9 / 256 ـ 254)

اینها همه نشان می دهد که تلقی عثمان از حکومتداری خطاست. ملک شخصی می داند. عذرهایی که می آورد نیز قابل پذیرش نیست.

ـ « إِنَّ النَّاسَ وَرَائِي وَ قَدِ اسْتَسْفَرُونِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ وَ وَ اللَّهِ مَا أَدْرِي مَا أَقُولُ لَكَ مَا أَعْرِفُ شَيْئاً تَجْهَلُهُ وَ لَا أَدُلُّكَ عَلَى أَمْرٍ لَا تَعْرِفُهُ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نَعْلَمُ مَا سَبَقْنَاكَ إِلَى شَيْ‏ءٍ فَنُخْبِرَكَ عَنْهُ وَ لَا خَلَوْنَا بِشَيْ‏ءٍ فَنُبَلِّغَكَهُ »

در ابتدا حضرت به وضوح تخلفات و اینکه عثمان خود آشنا به دین است و می داند که تخلف است اشاره می کند.

حكومتها بايد اين پيامها را بشنوند و الا تاوان نشنيدن، سنگين است.

انک تعلم ما نعلم .. ابن ابی الحدید گوید علی راست می گوید چون کارهای بچه ها( بچه گانه) بود که خطایش روشن بود و همه را عثمان می دانست. ( ابن ابی الحدید،9/ 253)

خطاها واضح و غير قابل توجيه بودند. خطاها وقتي روشن، واضح و غيرقابل انكار باشند فقط مي توان يادآوري كرد. در مواجهه با حكومت نيز بايد بر چنين خطاهايي دست گذارد.

در همینجا جا دارد که ما هم توجه داشته باشیم که گاهی اتفاقاتی در ایران رخ می دهد که هر عقل سلییمی می تواند در باره آن قضاوتی داشته باشد. به عنوان مثال وقتی رهبری بیان می کند که گزارش مهمل و پوچ داده شده انتظار این است که با متخلفان و گزارش دهندگان مهمل گو  برخورد شود. وقتی رئیس جمهور مسئله قاچاق روزانه را گوید و یا رئیس قوه قضائیه نیز از شبکه قوی آنان سخن می گوید توقع این است که برخوردی صورت گیرد. وقتی قوه قضائیه دو وزیر دولت سیزدهم را مجرم شناخته و محکوم کرده است نباید در جلسه با رهبری اجازه داده شود. وقتی امام جمعه ای در جریان یک زمین متهم است نباید اجازه تداوم نماز جمعه به وی داده شود. این نوع برخورد برای مردم پیام دارد و طبیعی است که تشدید نارضایتی خواهد کرد.

امیرالمومنین می فرماید: من وضع نفسه مواضع التهمه فلایلومن من اساء به الظن ( حکمت / 159) یا رسول خدا فرمود اتقوا من مواضع التهم

ـ « وَ قَدْ رَأَيْتَ كَمَا رَأَيْنَا وَ سَمِعْتَ كَمَا سَمِعْنَا وَ صَحِبْتَ رَسُولَ اللَّهِ كَمَا صَحِبْنَا » سپس به صحابه رسول خدا بودن وی و سالها در کنار رسول الله بودن عثمان اشاره می کند.

ـ «  وَ مَا ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ وَ لَا ابْنُ الْخَطَّابِ بِأَوْلَى بِعَمَلِ الْحَقِّ مِنْكَ وَ أَنْتَ أَقْرَبُ إِلَى أَبِي رَسُولِ اللَّهِ وَشِيجَةَ رَحِمٍ مِنْهُمَا وَ قَدْ نِلْتَ مِنْ صِهْرِهِ مَا لَمْ يَنَالَا » سپس او را با ابوبکر و عمر مقایسه می کند. آنها کارهای عثمان را انجام ندادند. و البته تو به دلیل قرابت بیشتر با رسول الله به توجه به این نکات از آنها سزاوارتری.

ـ « فَاللَّهَ اللَّهَ فِي نَفْسِكَ فَإِنَّكَ وَ اللَّهِ مَا تُبَصَّرُ مِنْ عَمًى وَ لَا تُعَلَّمُ مِنْ جَهْلٍ وَ إِنَّ الطُّرُقَ لَوَاضحهٌ وَ إِنَّ أَعْلَامَ الدِّينِ لَقَائِمَةٌ » در پایان این بخش حضرت از سر دلسوزی به وی هشدار می دهد. همچنین بیان کننده وضوح انحراف حکومت حتی در نزد خود عثمان است. او وجدان عثمان را به چالش می کشد. اما به راستی چرا انسانها نمی توانند برگردند؟

ـ « فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ‏ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً وَ إِنَّ السُّنَنَ لَنَيِّرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ » 

ـ « وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً »

بدعت هایی که منجر به فساد و تباهی و ظلم و تبعیض است.

ـ « وَ إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ يُؤْتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالْإِمَامِ الْجَائِرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ نَصِيرٌ وَ لَا عَاذِرٌ فَيُلْقَى فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَيَدُورُ فِيهَا كَمَا تَدُورُ الرَّحَى ثُمَّ يَرْتَبِطُ فِي قَعْرِهَا »  از شدت عذاب حاکم جائر می گوید. هیچ یاوری ندارند در حالیکه در دنیا به دلیل قدرت خود، اعوان و انصار فراوان دارند. گروهی بله قربان حاکمان در دنیا به دلیل قدرت مالی و سیاسی بودند اما در آخرت چون چنین قدرتی وجود ندارد، بی یار و یاورند و باید پاسخگو باشند.

ـ « وَ إِنِّي أَنْشُدُكَ اللَّهَ أَلَّا تَكُونَ إِمَامَ هَذِهِ الْأُمَّةِ الْمَقْتُولَ فَإِنَّهُ كَانَ يُقَالُ يُقْتَلُ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمَامٌ يَفْتَحُ عَلَيْهَا الْقَتْلَ وَ الْقِتَالَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ » قسم می دهد که اولین حاکم مقتول نباشد. این همان پیش بینی رسول خداست. زیرا این امر موجب می شود تا آتش اختلاف تا قیامت تداوم یابد.

ـ « وَ يَلْبِسُ أُمُورَهَا عَلَيْهَا وَ يَبُثُّ الْفِتَنَ فِيهَا فَلَا يُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ يَمُوجُونَ فِيهَا مَوْجاً وَ يَمْرُجُونَ فِيهَا مَرْجاً » سپس به تبعات کشته شدن خلیفه می پردازد که دیگر فتنه راه می افتد و حق از باطل قابل تشخیص نیست و.. به عنوان خونخواهی خلیفه مقتول، ولی برای دستیابی به قدرت اقدام می کنند.

ـ « فَلَا تَكُونَنَّ لِمَرْوَانَ سَيِّقَةً يَسُوقُكَ حَيْثُ شَاءَ بَعْدَ جَلَالِ السِّنِّ وَ تَقَضِّي الْعُمُرِ » سپس گوید مرکب راهوار مروان مباش. هر جا بخواهد تو را می برد با این سن و سال. رانتجویان، اختلاس کننده ها و..

ـ «  فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ  كَلِّمِ النَّاسَ فِي أَنْ يُؤَجِّلُونِي حَتَّى أَخْرُجَ إِلَيْهِمْ مِنْ مَظَالِمِهِمْ » سخنان حضرت بر عثمان اثر گذارد و گفت با مردم سخن بگو که به من مهلت دهند تا از حقوق از دست رفته آنها رهایی یابم.

ـ « فَقَالَ مَا كَانَ بِالْمَدِينَةِ فَلَا أَجَلَ فِيهِ وَ مَا غَابَ فَأَجَلُهُ وُصُولُ أَمْرِكَ إِلَيْهِ »

در تاریخ نقل شده که عثمان سخن حضرت را پذیرفت و در مورد مدینه سه روز زمان خواست. حضرت به مردم خبر داد و آنها قراری با عثمان گذاردند و برخی از صحابه گواه این قرارداد شدند و مردم به سراغ کار خود رفتند( چرا حکومتها با اینکه می دانند اشتباه رفتند باز نمی گردند) ولی عثمان در این سه روز گروهی از بردگان را برای سرکوب استخدام و مسلح کرد. این امر باعث شورش شد. ( طبری، 3 / 404 حوادث سال 35 به نقل از مکارم، 6 / 350)

 در خطبه پانزدهم می فرماید: وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإِنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ

در این خطبه هشدار به تاراج کنندگان بیت المال در زمان عثمان است. آنان باید اموال را برگردانند.

ـ این خطبه واکنشی به عامل انقلاب علیه عثمان بود. مردم به دلیل همین امور بر علیه عثمان به ستوه آمده و انقلاب کردند و طبیعی بود که منتظر واکنش حضرت بودند.

در خطبه شانزدهم  می فرماید: ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ أَلَا وَ إِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّهُ ص وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ وَ لَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا وَ لَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا كَذَبْتُ كِذْبَةً وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا الْمَقَامِ وَ هَذَا الْيَوْمِ

دو اصل اساسی حکومت حضرت: فسادستیزی و شایسته سالاری و از همه ابزارهای رایج زمان در آن دوره استفاده نمود.

 

Image

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

 

پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرا مى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم