مقدمه
شب قدر در سنت مسلمانان به ویژه موالیان اهل بیت علیهم السلام جایگاه رفیعی دارد و در روایات آنان از آن به عنوان شب زندهداری و احیاء یاد شده است. به این دلیل که از فرصت این شب استفاده شود و در خواب غفلت و بیتوجهی به سر نبرند. منظور از احیاء تنها نخوابیدن نیست. منظور هوشیاری و توجه و دعا و بیداری است. شب ذکر و دعا و تفکر در حالات خود است. در این شب نیز گفتگو و کسب علم و معرفت همان ارزش دعا بلکه فراتر از دعا را دارد. بلکه اندیشیدن در باره آینده خود، فرزندان، دوستان و طلب بخشش و کسب سعادت برای همه از بهترین خواستههاست. دعا برای بهبود سرنوشت کشور و حل مشکلات مردم و جامعه و تابآوری مردم در برابر سختیهای آنان است. اکنون چند نکته در باره این شب:
شب قدر ترجمه عربی: لیلة القدر، به معنای شب ارزشمند و شب سرنوشت، نامی است که در قرآن، به خصوص در سوره قدر، و به صورت تلویحی شب مبارک در سوره دخان از آن نام برده شده است. طبق بسیاری از منابع فریقین، این شب را به عنوان یکی از شبهای با شماره فرد از ثلث پایانی رمضان شناختهاند. بر اساس بسیاری از روایات اهل بیت علیهم السلام ، شب قدر در ماه رمضان واقع شده و احتمال میرود که یکی از شبهای نوزدهم، بیست و یکم یا بیست و سوم و شاید شب بیشت و هفتم این ماه باشد. براساس آیات قرآن و روایات، فریقین ارزش شب قدر بیش از هزار ماه است. این شب با فضیلتترین شبِ سال و شب رحمت الهی و آمرزش گناهان است و در آن، فرشتگان به زمین میآیند. در بسیاری از منابع با تعمد زمان دقیق آن با ابهام بیان شده تا فضیلت بیشتری کسب شود و از موقعیت این ماه و بیداری در جهت اتصال به حضرت حق استفاده شود.
شب قدر یا لیلة القدر، شبی باارزش و پرفضیلت نزد مسلمانان و شب نزول قرآن است.
۱. شب قدر در آیه ۱۸۵ سوره بقره به قرینه نزول قرآن در ماه رمضان یک شب در این ماه است: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ» و «شبی مبارک» است چنانکه در سوره دخان بیان شده است. و چنان که میدانیم در نظر برخی از مفسران عصاره قرآن و یا نقشه جامع و کلی آن در شب قدر نازل شده است، بنابراین این دو همین یک شب یعنی شبی از شبهای ماه رمضان است که ظرف زمان نزول قرآن فشرده بوده است.
۲. شب قدر در میان شبهای سال از حیث قدر و منزلت منحصر به فرد است و «شبی مبارک» نیز در میان شبهای سال از حیث برکت و توفیق و فرصت دعا منحصر به فرد است و اوج قدر و اوج برکت یکی است در غیر این صورت در هیچیک از این دو نقطه اوج جداگانهای نیست، از این رو این دو شب یکی از شبهای ماه رمضان هستند.
۳. سوره قدر در توصیف شب قدر می فرماید: ﴿تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْر: در آن (شب) تمامى فرشتگان، با روح (: سرپرست فرشتگان، یا اتصال وحی)، به فرمان پروردگارشان، از هر فرمانى، چيزى و كارى (كه مقرر شده) فرود آيند﴾ (قدر: ۴) و در این سوره در توصیف شب مبارک میفرماید: ﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم: «در آن شب هر امر فشردهای جدا (و از هم باز) میشود﴾ (دخان: ۴). ﴿كُلِّ أَمْر . سَلاَمٌ ﴾ و ﴿كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم﴾ در این دو آیه به یک حقیقت اشاره دارند در نتیجه این هردو یکی از شبهای ماه رمضان هستند.
۴. در سوره قدر میفرماید: ﴿إِذْنِ رَبِّهِم﴾ به فرمان پروردگار و در این آیه فرموده است: ﴿أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا﴾ فرمانی از سوی ما که معنای هر دو یکی است. پس این در این شب که از شبهای ماه رمضان است، چنین فرمانی صادر شده است.
۵. در سوره قدر میفرماید: ﴿سَلاَمٌ هِيَ﴾ و در این آیه فرموده است: ﴿رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ﴾ که یک معنا در نزول قرآن و دادن کتابی برای هدایت دارند، در نتیجه این دو شب یکی از شبهای ماه رمضان هستند.
نظریات در باره معنای قدر
در باره معنای قدر نظریاتی وجود دارد که به آن اشاره میشود:
یکم:تعیین مقدرات:
گفته شده است از این جهت این شب را شب قدر گفتهاند، که انسان مقدراتش تعیین میشود. مثلا علامه طباطبایی، میگوید: چون مقدرات انسانها و اندازه و تقدیر رویدادهای یک سال، در این شب تعیین میشود، آن را شب قدر مینامند. صاحب تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی این نظر را هماهنگ با روایات و معروفتر و بهتر دانسته است. ۲و آیت الله صادقی در تفسیر الفرقان هم نوشته است که از جعفر بن محمد ([1]) نقل شده است که این تقدیر از شاخههای تقدیر آسمانها و زمین است و ممکن است چنان که از رسول پاک نهاد ([2]) و امام رضا ([3])روایت شده است، تقدیر آسمانها و زمین شامل تقدیر هر پدیدهای تا روز قیامت و شب قدر هر سالی با مقامات روحی در آن شبها مرتبط بشود.
از امام باقر(ع) روایت شده که در توضیح آیه فرموده است: «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ؛ در آن شب هر امر استواری معیّن و ممتاز میگردد»، شاهد دیگر بر این معنا، دعای مشترک این ایام باشد: اَللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ فِیمَا تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ... خداوندا قرارده جزو قضا و قدرهاى محتوم خود و جزو امور استوار كه در شب قدر فيصله مىدهى. در نتیجه به دلیل تقدیر و سرنوشت، چنین معنائی قابل استفاده است. البته شواهد دیگر روائی وجود دارد.
دوم: شرافت و منزلت شب قدر:
گفته شده است که به دلیل شرافت و منزلت این شب، آن را قدر نامیدهاند. شبی که قرآن نازل شده است؛ خصوصا توصیفی که قرآن در باره آن در سوره قدر کرده است: «﴿تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْر»: نزول فرشتگان: در آن (شب) تمامى فرشتگان، با روح (سرپرست فرشتگان)، به فرمان پروردگارشان، از هر فرمانى، چيزى و كارى (كه مقرر شده) فرود آيند. (قدر: ۴) و نیز در این سوره در توصیف شب مبارک میفرماید: ﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم: امام خمینی وجه دوم را ارجح دانسته و گفته است شاید «لیلة القدر» برای آن صاحب «قدر» شده است که شب وصال نبیّ خاتم و شب وصول عاشق حقیقی به محبوب خود است. مثل آنچه در روایات در باره امتداد شب قدر تا روز قیامت آمده است که اگر شرافت آن نبود، دیگر این تداوم معنا نداشت.
در این نظریه کسانی مثل آیت الله نعمت الله صالحی نجف آبادی قدر را به معنای شرف وفضیلت گرفته است نه تقدیر حوادث تاسال آینده. و این شرف وفضیلت شب قدر را هم به علت نزول قرآن کریم دانستهاند، بنابراین شرف آن بالعرض است نه بالذّات. به همین دلیل الف شهر (هزارماه ) را کنایه از کثرت گرفته است و گفته است که عدد هزار شب موضوعیت ندارد و جنبه زبانی و عرفی دارد، یعنی خیلی زیاد، نه به معنای عددی آن که هشتادواندی سال میشود. از طرف دیگر در نظر ایشان در آن شب، نزول قرآن شروع شده است، نه اینکه همه قرآن در آن شب یکباره نازل شده باشد. در حالی که مثل تفسیر الفرقان قائل است، مانند علامه طباطبائی دو نزول داریم، نزول دفعی که در آن عصاره و خلاصه قرآن بر پیامبر نازل شده است.
سوم: فرصت توفیق و کسب معنویت:
نظریه سوم در معنای قدر گفته شده است که این شب قدر است، چون حضور تعداد زیادی ملائکه، در زمین و به صورت فشرده و انبوه مایه قدر میشود؛ به همین دلیل آن را قدر و تقدیر و حد و محدود گویند. یعنی از آن جهت که فضای آسمان معنویت پر میشود و موقعیت ویژه ایجاد میشود، قدر نامیده شده است. البته این معنا به معنای دوم بر میگردد. و شاید منافاتی میان معنای اول و دوم نباشد.
به نظر میرسد هر سه معنا قابل قبول باشد، و منافاتی با هم نداشته باشد، یعنی شبی است که تقدیر انسان با نزول قرآن در جهت هدایت و کسب سعادت است. هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ. در این شب طبق آیه شریفه: فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ و برخی روایات و ادعیه که به صورت تلویحی بیان شده است، مثل: « اَللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ فِیمَا تُقَدِّرُ » شب قدر شب تقدیر و درخواست تعیین وضعیت خوب برای طول سال باشد. و چون شب نزول وحی است، دارای شرافت و عظمت و فرصت توفیق است. نکته دیگر روایات فراوان تاریخی هست که قبل از نزول قرآن در ادیان دیگر این شب در نظر انبیا دارای ارزش بوده است. وانگهی انتخاب این شب از میان شب ها باز بدون دلیل نبوده است. نکته سوم گویی مخاطب لیلة القدر را می شناخته است. نکته چهارم در سوره دخان بدون اسم بردن از شب قدر می گوید في لیلة مبارکه
به این جهت به جناب مرحوم صالحی نجف آبادی این نقد را دارم که شب قدر اولا شب سرنوشت ساز است و ثانیا قرآن در ظرف شب گرانقدری رخ داده است.
مباحث و نکات دیگر تفسیری
آیت الله صادقی در دو جا بحث قدر را مطرح کرده است، یکی در سوره دخان است و دیگری در سوره قدر. در سوره دخان فرموده است.
«حم ١ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ٢ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ ٣ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ٤ أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ»[4] سوگند به کتاب روشنگر. همانا ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم و همانا ما بیمدهندگان بودهایم﴾ صادقی در ذیل آیات: سوره دخان در جلد 26 مینویسد: «قرآنِ فشرده، در ماه رمضان نازل شده است: ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ: ماه رمضان (همان ماهی) است که قرآن در آن (به صورت فشرده در شب قدرت) نازل شد﴾ (بقره: ۱۸۵) بنابراین شب قدر و «شبی مبارک» باید یکی از شبهای ماه رمضان است و نه شعبان یا ماههای دیگر باشد. در نتیجه«شبی مبارک» در این آیه همان شب قدر در ماه رمضان است که در آیه سوره بقره آمده است. توصیفات این شب در این دو آیه نیز بیانگر یکی بودن آنها در شب قدر ماه رمضان است.
روایات شب قدر
افزون بر این، به موجب روایات متواتر از طرق فریقین شب قدر یکی از شب های ماه رمضان است در نتیجه «شبی مبارک» هم باید در ماه رمضان باشد. اگر چه روایات دیگری در باره نیمه ماه شعبان وجود دارد،[5] اما شاید مقصود از آنها تجلیل این شب است، نه این که شب قدر باشد...
بنابراین از نظر ایشان شب قدر نه ماه شعبان که در ماه رمضان است و کتاب و سنت به گونهای قاطع و انکار ناپذیر بر این حقیقت دلالت دارد که این شب همان شب قدر در ماه رمضان است. و آن شبی است که به برکت نزول قرآن و محل نزول آن یعنی قلب پیامآور قرآن، مبارک است. همچنان که قرآن کتابی ارجمند و او پیامبری جلیل القدر است چرا که هیچ زمان یا مکانی مبارک نیست مگر به خاطر آن چه در آن نازل می شود یا این که مصدر ارزش و برکتی باشد.
تداوم قدر در طول تاریخ
شبی مبارک که برکت و ارجمندیاش در طول زمان تا روز قیامت ادامه خواهد داشت، زیرا با هر شب قدری تکرار میشود. البته نزول قرآن به اولین شب قدر از اولین سال رسالت محمدی اختصاص داشت و پس از آن «در آن هر امر فشرده و حکیمی باز و جدا می شود» (دخان: ۴) و «در آن (شب) تمامى فرشتگان، با روح (: سرپرست فرشتگان)، به فرمان پروردگارشان، از هر فرمانى، چيزى و كارى (كه مقرر شده) فرود آيند» (قدر:۴)؛ جدا شدن و فرود آمدنی در آینده از زمان نزول قرآن فشرده تا روز قیامت کبری. اما این تکرار بر اساس نظریات متفاوت میشود، کسانی که قائلند شب قدر شب تقدیر است، این درخواست تقدیر برای هر سال است و کسانی که به معنای ارزشمندی به خاطر نزول قرآن است ارزش شب قدر درهر سال را به معنای تکرار سالگرد آغاز نزول قرآن میدانند، نه اینکه هرسال درشب قدر امور تکوینی مقدّرشود؛ درست مانند سالگرد مبعث .
از نظر آیتالله صادقی این دو نزول -یعنی نزول مستمر قرآن فشرده و نزول برای هر امری در شب قدر- در مرحله نخست به رسول خدا اختصاص داشت، سپس نزول فرشتگان به همراه روح در این شب برای هر امری شامل آن حضرت و معصومین محمدی از خاندان او میشود، چون در آن شب با فرود آمدن فرشتگان به همراه روح بر قلب امام هر عصری هر امر محکم و بستهای باز و جدا میشود، لذا این امام در طول بیست ودو سال نخست همان رسول خداست که قرآن به او نازل شد و پس از آن حضرت معصومین از خاندان او هستند.
﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم: در آن هر امر فشرده و حکیمی باز و جدا می شود﴾ (دخان: ۴)
تفصیل آیات
در اولین شب قدر قرآن محکم و فشرده از ام الکتاب نزد خداوند حکیم: ﴿لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيم﴾ جدا شد، جدایی از آن مرتبه حکمت برتر . پس از آن جدایی دیگری رخ داد و آن بسط و تفصیل کتابی که در آن تردیدی راه ندارد، از ناحیه پروردگار عالمیان است: ﴿كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِير: (بگو:این) کتابی است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمی آگاه مفصل و جداسازی شده است﴾ (هود: ۱) مقصود این آیه آخرین بسط و تفصیل در طول دوران بعثت است. همچنین از اولین شب قدر به بعد جدا شدن هر امر محکمی - غیر از ام الکتاب - در طول زمان ادامه مییابد. مقصود از جدا شدن امر محکم و فشرده یعنی تبیین هر امر تبیین ناشدهای در این شب است که تا صبح ادامه می یابد تا بسان روشنایی صبح آشکار شود یا مانند طریق متمایز واضح گردد یا همچون فرق سر که با جدا کردن مو به وسیله شانه یا انگشتان نمایان شود.
در سوره قدر در جلد 30 تفسیر الفرقان نوشته است:
احتمالات در معانی قدر در تفسیر الفرقان
1)شاید «قدر» به اعتبار آن چه در آن شب رخ داده و میدهد، به معنای منزلت و مقام باشد، چرا که زمان به خودی خود دارای قدر و منزلت نیست، مگر آن که به خاطر رخدادهای شگرف و والایی که در آن رخ داده و به خاطر این رخدادی عظیم یعنی: رخداد نزول قرآن کریم و رخداد وحی و آخرین رسالت، دارای منزلتی شده که هیچ مقامی عظیمتر از آن نیست و هیچ یک از رخدادهای تاریخ با آن برابری نمیکند... مقام این شب، برتر از هر مقامی در طول زمان است زیرا هیچ زمانی چنین رخدادی را شاهد نبوده است.
عظمت این شب مبارک فراتر از فهم بشر و ادراک رسول به مثابه یک بشر است. او فقط به عنوان رسول و فرستاده خدا قادر به درک آن است: ﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ٢ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ٣: چه فهمانیدت شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است﴾: هزارماهی که در راه خدا سپری شود و هزار ماهی که در آن شریعت خدا عرضه شده باشد از تمامی تاریخ بهتر است، چه تاریخ شر باشد، چون با چنین شب مبارکی در تضاد است و چه تاریخ خیر، چون این شب از آن برتر است.
2)همچنین شاید «قدر» به معنای تقدیر باشد: تقدیر ارزشهای انسان و تدبیر حیات انسان در اعماق تاریخ، تقدیر همه رخدادهای تاریخ از جمله جدا کردن هر امر فشردهای: ﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ٤ أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ٥: در آن هرامر فشردهای جدا(از هم باز) می شود. کاری[: فیصلهای] از جانب ما را (پاس بدار) همواره ما فرستنده(ی پیامبران و فرشتگان) بودهایم﴾( دخان، آیات: ۴-۵) و تقدیری که در طول همه رسالتها و رسالت اسلامی تا آخرین زمان تکلیف بشر جریان دارد و نیز تقدیری که با نزول قرآن مشتمل بر همه ضوابط مورد نیاز بشر در همه ابعاد زندگی، به زمان رسول اختصاص دارد.
3) در روایات اهل بیت رسالت محمدی تفاسیر دیگری برای معنای قدر مییابیم از جمله این که:
4)- شب قدر شب تقدیر روزیها و سرآمدهاست. چنان که از جعفر بن محمد ([6]) نقل شده است که این تقدیر از شاخههای تقدیر آسمانها و زمین است و ممکن است چنان که از رسول پاک نهاد ([7]) و امام رضا ([8])روایت شده است، تقدیر آسمانها و زمین شامل تقدیر هر پدیدهای تا روز قیامت و شب قدر هر سالی با مقامات روحی در آن شبها بشود.
5)﴿ لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴾: «لیلة» به دلیل حرف «ة» (تای وحدت) یکی از شبهای سال است نه «اللیل» با الف و لام جنس که به معنای بیش از یک شب باشد و نه «لیال» که بر تعدادی از شبها دلالت کند بلکه «لیلة».
نکاتی دیگر در باره فرازهای دیگر
6)تعبیر "الف شهر" میتواند دارای دو تفسیر باشد، یکی ناظر به خود شب باشد، یعنی شب قدر برابر با هزار ماه باشد. و یکی ناظر به هزار ماه از این ایام آمده باشد. بهتر است که چون در باره عظمت شبهاست، این برابری هم ناظر به شبهای آن باشد و نوعی صنعت ادبی و حفظ سجع کلام زیرا نفرموده"لیله القدر خیرمن الف لیله،یا: لیله القدر خیرمن الف اسبوع، یا: لیله القدر خیرمن الف سنه" وآن هم به جهت رعایت وزن وسجع آیات دراین سوره است که بیانگر توجّه و عنایت خدای یکتا به فصاحت، بلاغت، ظرافت و زیبانگاری قرآن کریم است.
7)کلمه "روح" دراین سوره به معنی "وحیِ نبوّت " است نه به معنی فرشته خاص یا جبرییل؛ چنان که در سوره اسراء پس از آنکه فرموده است: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » فرموده است: «وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا » (اسراء: 86) یعنی گوئی روح همان وحی است که فرموده روح از امر پروردگار است. و همچنین در جائی دیگر میفرماید: " وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ رُوحا مِّنۡ أَمۡرِنَا مَا كُنتَ تَدۡرِي مَا ٱلۡكِتَٰبُ وَلَا ٱلۡإِيمَٰنُ وَلَٰكِن جَعَلۡنَٰهُ نُورا نَّهۡدِي بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنۡ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰط مُّسۡتَقِيم».(شوری: 52). بنابراین در تفسیر این آیه باید گفت که نزول ملائکه و روح یعنی نزول فرود فرستادن ملائکه برای انتقال وحی به قلب پیامبر است که به اذن پیامبر تحقق پیدا کرده است.
۸)کلمه " تنزّل" به صیغه مضارع دو احتمال دارد، یکی همواره قرآن برای مخاطبانش فروفرستاده میشود. این فروفرستادن امری مستمر و دائمی برای بشریت است، نه اینکه یکبار بر قلب پیامبر اتفاق افتاده است. هر مخاطبی گوئی باید این نزول را در شب قدر بر قلب خود بداند: إقروا القرآن کأنّه نزل فی شأنک. یا به معنای استعاری تنزّل است. یعنی همواره این کتاب نوشونده و متجدد است، چنانکه در حدیث امام صادق علیه السلام آمده است: «لأنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى لم يَجعَلْهُ لِزمانٍ دونَ زَمانٍ ، و لا لِناسٍ دونَ ناسٍ ، فهُو في كلِّ زَمانٍ جَديدٌ ، و عِند كُلِّ قَومٍ غَضٌّ إلى يَومِ القِيامَةِ » امام صادق عليه السلام ـ وقتى از ايشان سؤال شد: چه سرّى است كه قرآن هر چه بيشتر خوانده و بحث شود، بر تازگى و طراوت آن افزوده مى شود؟ ـ فرمود : چون خداوند تبارك و تعالى، آن را تنها براى زمانى خاص و مردمى خاصّ قرار نداده است. از اين رو، در هر زمانى و براى هر مردمى، تا روز قيامت، تازه و با طراوت است. (بحارالانوار، ج9، ص15، ح92)در نتیجه طراوت قرآن با نزول همواره قرآن بر جامعه و مخاطبان است.
اما احتمال دیگر این است که مفهوم تنزّل در اینجا اشاره به همان نزول اولیه قرآن بر قلب پیامبر دارد و استعمال بر مضارع و آینده لزوماً مفهوم استمرار ندارد، بلکه بیان حکایتِ حال از گذشته است. (نظر آقای صالحی نجفآبادی). درست مثل اینکه درحال حاضر بگوییم: "در روز عاشورا لشگریان عمرسعد به خیمههای امام حسین حمله میبرند! آنها را آتش میزنند، اموالش را غارت میکنند، و افراد داخل خیمهها را به اسارت میگیرند. که جملات " میبرند"، "میکنند" و "میرسانند" در این مقام نه به معنای زمان حال و استمرار آن، بلکه بیانِ حال از گذشته و زمان پیشین است.
به نظر حقیر تنزل مانند: «هَلۡ أُنَبِّئُكُمۡ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ».(شعراء: 221) دلالت بر استمرار تنزیل دارد کسانی که همواره وسوسههای شیطان بر آنان فرود میآید. لذا درست است که لزوما دلالت بر استمرار ندارد، ولی در این آیه دلالت بر استمرار دارد.
اینکه برخی گفتهاند تعبیر به "من کل امر" به جای "امره" یا "امرنا" برای رعایتِ وزن و سجع وتناسب آیات است، خلاف تنکیر مراد در آیه است. زیرا « أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا» دلیل بر اطلاق هر امری است.
۱۰)امر" در اینجا به معنی" شیء=چیز" نیست بلکه به معنی دستور وفرمان است نه به معنی من کل شیء یا من کل حادثه.
۱۱)هدف از نزول سوره قدر، تبیین اهمیت اهمیت این شب، استفاده از این موقعیت برای دعا و توسل و اهمیت ارتباط وحیانی که شخصی با بالارفتن پیامبر و تنزل وحی زمینه ارتباط فراهم شده است. یعنی دو اتفاق رخ داده است، یکی با دورهای از ریاضت و تحنث زمینههای روحی تعالی و اتصال وحی را فراهم ساخته است و از طرفی خداوند هم که کلام الهی: فِي كِتَٰب مَّكۡنُون و یا تَنزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ بوده، تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ اَلْكِتٰابِ لَدَيْنٰا بوده که درشب نزول قرآن از آن مرتبه بالا و ام و مکنون بر قلب رسول گرامی اسلام نازل شده است که با شروع نزول قرآن در آن شب، درهای رحمت وحی و نعمت هدایت الهی به روی مردم گشوده شد، و نور وحی توانست سیاهی ظلم وتاریکی جهل و خشونت را بشکافد وتباهیها را بزداید.
بنابراین، نزول این سوره، به نوعی سبب تسلّی وآرامش قلب پیامبر گردید. آری، رسول خدا، این گونه با نزول قرآن کریم در چنین شبی مشمول عنایات ویژه الهی گردید و درهای رحمت ومعنویت به رویش گشوده گشت.
یادداشتها
([1]) نور الثقلين، ج۵، ص ۶۱۸، ح ۲۹.
([2]) در نور الثقلین به نقل از معانی الاخبار از امیر المؤمنین روایت شده که فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: ای علی آیا میدانی معنای شب قدر چیست؟ گفتم نه ای رسول خدا(ص)! فرمود: خدای تبارک و تعالی در این شب همه چیز را تا روز قیامت تقدیر کرده است و از جمله اموری که تقدیر فرموده است ولایت تو ولایت امامان از نسل تو تا روز قیامت است(نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۹، ح۸۰ و معانی الاخبار، ص ۳۱۵، ح۱)
([3]) در نور الثقلین به نقل از عیون الاخبار در مجلس امام الرضا با سلیمان مروزی آمده است که سلیمان به امام رضاعرض کرد: مرا بگویید ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر ﴾ در باره چه چیزی نازل شده است؟ فرمود ای سلیمان در شب قدر خداوند همه چیز را سال به سال از زندگی و مرگ و امور نیک و بد و روزی را تقدیر میکند(عیون أخبار الرضا، ج۱، ص ۱۶۱ و نیز در حدیث ۸۴ مانند این روایت از امام باقر آمده است).
[4] . سوره دخان پنجمین سوره از سورههای هفتگانه حوامیم است[4] که با یادکرد کتاب روشنگر نازل شده در شب مبارک آغاز میشود. ﴿حم﴾ در این سوره احتمالاً نام رسول₩ است چون به کتاب روشنگر سوگند میخورد که آن را در شبی مبارک نازل فرموده است و محل نزول آن جایی جز قلب نورانی آن حضرت نیست، همچنین ﴿رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ﴾ (دخان: ۶) به روشنی به این حقیقت اشاره دارد که در «حم» اوست که مخاطب است.
[5]. سیوطی روایاتی در باره فرود آمدن خداوند به آسمان دنیا در شب نیمه شعبان نقل کرده است که در ساختگی بودن آنها تردیدی نیست و روایات دیگری که اشارهای به فرود آمدن خداوند ندارد در ستایش این شب نقل کرده است، (الدر المنثور،ج۶، ص۲۶-۲۷) در ارزش این شب تردیدی نیست، اما این روایات ثابت نمیکنند که این شب همان شب قدر باشد. از جمله روایتهای اخیر حدیثی است که بیهقی آن را به نقل از عایشه از رسول خدا₩ نقل کرده است که فرمود: ای عایشه! یا ای حمیرا... امشب نیمه ماه شعبان است و خداوند آمرزش طلبان را میآمرزد و به طالبان رحم، رحمت میآورد و اهل حقد و کینه را همانگونه که شایسته آنند مؤخر میدارد» (شعب الإیمان، ج۵، ص۳۶۱، ح۳۵۵۴) از میان روایات متعدد در باره فضیلت شب نیمه شعبان این مضمون در سه روایت ذکر شده است. روایات مذکور غالباً به نقل از عایشه هستند و درمیان آنها روایات خرافه نزول خداوند به آسمان دنیا نیز وجود دارد.
([6]) نور الثقلين، ج۵، ص ۶۱۸، ح ۲۹.
([7]) در نور الثقلین به نقل از معانی الاخبار از امیر المؤمنین روایت شده که فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: ای علی آیا میدانی معنای شب قدر چیست؟ گفتم نه ای رسول خدا(ص)! فرمود: خدای تبارک و تعالی در این شب همه چیز را تا روز قیامت تقدیر کرده است و از جمله اموری که تقدیر فرموده است ولایت تو ولایت امامان از نسل تو تا روز قیامت است(نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۹، ح۸۰ و معانی الاخبار، ص ۳۱۵، ح۱)
([8]) در نور الثقلین به نقل از عیون الاخبار در مجلس امام الرضا با سلیمان مروزی آمده است که سلیمان به امام رضاعرض کرد: مرا بگویید ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر ﴾ در باره چه چیزی نازل شده است؟ فرمود ای سلیمان در شب قدر خداوند همه چیز را سال به سال از زندگی و مرگ و امور نیک و بد و روزی را تقدیر میکند(عیون أخبار الرضا، ج۱، ص ۱۶۱ و نیز در حدیث ۸۴ مانند این روایت از امام باقر آمده است).