بیانیه ها و پیام ها

شماره 18 بیست و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

تاریخ 1380/9/22
بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به مناسبت
بیست و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

بسمه تعالی

ثُمَّ جَعَلْناکُمْ خَلائِفَ فِی اْلارْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ کَیفَ تَعْمَلُونَ‏ (یونس، 14)
سپس شما را در زمین، جانشینان ایشان قرار دادیم تا ببینیم چگونه رفتار می کنید.
در آستانه بیست و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران به رهبری زعیم عالی قدر حضرت امام خمینی (قدس سره) قرار داریم. انقلابی که توانست یکی از مستبد ترین رژیم های وابسته را ساقط کند و با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی استقرار نظام اسلامی را در ایران عزیز اعلام دارد. ما ضمن تبریک و تهنیت مجدد این پیروزی بزرگ به ملت ایران، به ویژه به خانواده های ارجمند شهیدان و ایثار گران سرافراز، بر خود و همه دلسوزان انقلاب اسلامی لازم می دانیم که با بازنگری در اعمال پیشین خویش و بررسی واقع بینانه آثار و نتایج عملکرد گذشته زمینه رشد و تعالی همه جانبه ملت را در پرتو تعالیم اسلام فراهم سازیم. در این راستا با توجه به شرایط خطیر و حساس کنونی منطقه و کشور عزیزمان نکاتی را یاد آور می شویم:
اسلامیت
شعارهای ملت ایران در خیزش عمومی بهمن 1357 استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. حال با نگاهی دوباره به این شعار ها شایسته است ارزیابی کنیم تا چه اندازه در تحقق و نهادینه شدن آنها موفق بوده ایم. ملت ایران حرکت انقلابی خود را بر اساس دین آغاز کرد و مسجد را پایگاه و مبدا حرکت خود قرار داد، تا جایی که حتی در دانشگاه ها و مراکز فرهنگی نقطه آغاز حرکت و مرکز تجمعات مسجد بود و بر اساس همین خواسته دینی مردم جمهوری اسلامی طی یک رفراندوم پایه گذاری شد و قانون اساسی توسط فقها و کارشناسان منتخب مردم در خبرگان قانون اساسی تدوین گردید. بدیهی است که مراد از دینی بودن این نبود که پاره ای از احکام ظاهری مورد عمل قرار گیرد و یا صرفا پسوند اسلامی به جمهوریت افزوده شود و یا اینکه حاکمان مردم را با زور و فشار در برابر بعضی از احکام فقهی مطیع سازند! بلکه هدف از اسلامی شدن حکومت احیای ارزشهای الهی و انسانی و فرهنگ سازی بر اساس عقلانیت و خرد و ایجاد قسط و عقل در روابط اجتماعی بود که نمونه عملی آن را در صدر اسلام در حکومت نبوی و علوی می توان مشاهده کرد. ولی متاسفانه در دوران حاکمیت امام علی علیه السلام متحجران و مارقین چنان حکومتی را تحمل نکردند و کرامت انسانی و روابط اجتماعی عادلانه را بر نتافتند و به دین از دریچه ذهن کوچک خویش نگریستند، تا جایی که امام علی علیه السلام فرمودند: "سترنی عنکم جلباب الدین" (نهج البلاغه، خطبه 4) یعنی پوسته خود ساخته شما از دین، حقیقت مرا بر شما پوشانده که حتی با با صدای بلندتان فریاد کفر مرا سر می دهید! و آنان که در مقابل منطق رسای آن پیشوای آگاه با استفاده ابزاری از دین عنوان می کردند: " لا حکم الا لله " و امام علی علیه السلام فرمودند: "کلمه حق یراد بها الباطل" و بدینسان سوء استفاده ابزاری از دین چه آگاهانه و چه نا آگاهانه دین را در مقابل عقل و عقلا قرار می دهد و دین گریزی به وجود می آورد. در حالی که فرهنگ دینی را نمی توان با ایجاد فشار و خشونت و ارعاب و تهدید و تحمیل سلیقه ای خاص در جامعه ترویج کرد، زیرا چنین شیوه ای بر خلاف نص صریح قرآن کریم که دعوت به حکمت و موعظه می کند، راه حکمت و استدلال را می بندد و مردم را به سوی انزجار از دین سوق می دهد.
استقلال:
استقلال به معنی خودکفایی، وابسته نبودن و تعیین سیاسیت داخلی توسط خود مردم می باشد. جمهوری اسلامی توانسته است در مدت 23 سال استقلال سیاسی خود را به خوبی حفظ کند، البته در شرایط کنونی که جهان به صورت یک دهکده درآمده است، استقلال به معنی انزوا طلبی و جدا شدن از سیاسیت های بین المللی نمی تواند باشد. چنان که امام خمینی نیز فرموده اند: سیاست دولت اسلامی حفظ استقلال، آزادی ملت و کشور و احترام متقابل بعد از استقلال تمام و کمال می باشد و فرق بین ابرقدرتها و غیر آنها نیست.(صحیفه نور، 3/89)
بنابر این استفاده از علم و دانش و تجربه دیگران کمال استقلال ما است و ایجاد روابط حسنه با مسلمانان جهان، همسایگان و دیگران منافاتی با استقلال سیاسی و فرهنگی ندارد. امروز سوء استفاده از شعار استقلال در جهت ایجاد تنش در روابط با کشورهای دیگر به نفع استقلال هیچ کشوری نیست. بلکه باید با حفظ اصول و توجه به منابع ملی کشورمان با دنیا همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم و گفت و گوی تمدن ها بهترین راه برای تنش زدایی و وسیله حفظ استقلال کشور ما است.
آزادی:
یکی دیگر از شعار های مردم در خیزش عمومی 57 آزادی بود، کلمه ای که متاسفانه در طول تاریخ از آن سوءاستفاده بسیار شده است. مسلم است که منظور از آزادی، بی بند و باری جنسی و اباحی گری فکری و عملی نیست.زیرا در آن زمان برای این گونه آزادی مشکلی وجود نداشت تا مردم به هنگام انقلاب و مبارزه خواهان آن شوند. بلکه مشخصا تاکید مردم بر آزادی بیان و اندیشه بود که مظهر آن در این عصر، آزادی مطبوعات و احزاب می باشد. ما طبق اصل اسلامی و قرآنی امر به معروف و نهی از منکر نظارت بر کار و اعمال قدرتمندان و نقد آن را امری لازم و ضروری دانسته و آزادی مطبوعات را در محدوده قانون برای بیان قوتها و ضعف ها و نظارت بر عملکرد حاکمان، اصلی دینی و مردمی می دانیم و معتقدیم چنینی آزادی باید نهادینه شود و قانونی گردد. نه اینکه آن را هدیه و ارفاقی از جانب قدرتمندان تلقی کنند که هروقت بخواهند آنرا پس بگیرند! بلکه آن را به عنوان حق مسلم مردم در قانون اساسی می دانیم و هرگونه برخورد شبه قانونی در مورد توقیف مطبوعات و برخورد با احزاب قانونی و نخبگان و متفکران را به خاطر ابراز اندیشه، امری خلاف قانون دانسته و آن را موجب سلب اعتماد عمومی و گسستن پیوند مردم با حکومت می دانیم.
بی تردید استقلال آزادی و جمهوری اسلامی سه هدف اساسی ملت ایران بوده است و هر گونه تفسیر معطوف به قدرت را که در جهت خالی نمودن این شعار ها از محتوای آن باشد و باعث تضعیف وجهه مردمی نظام گردد به صلاح کشور نمی دانیم.
عدالت خواهی:
بشر فطرتا خواهان عدالت است و نظام هستی بر اساس عدالت بنا شده است، لذا رسول خدا (ص) فرموده است: " بالعدل قامت السماوات و الارض "یعنی آسمانها و زمین بر عدل استوار و پابرجا مانده است. و علی علیه السلام می فرماید:" العدل سائس عام "(نهج البلاغه، کلمات قصار437) یعنی" عدالت سیاسیتی فراگیر است. " و ظلم چه فردی و چه اجتماعی نابود کننده زندگی و پایگاه اجنماعی انسانهاست. چنان که قرآن کریم می فرماید: "فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا ان فی ذلک لایه لقوم یعلمون"(نمل/52) اینک خانه هاشان به ستمی که کردند ویران و تهی مانده است، به راستی که در این نشانه ای است برای مردمی که می دانند." آری سر انجام ظلم و ستم، ویرانی و نابودی است و خداوند در قرآن کریم هدف از فرستادن پیامبران را با نشانه های روشن و کتاب و میزان، بستر سازی مناسب برای خیزش عمومی مردم بر پایه قسط و عدل دانسته است.(سوره حدید/25)
علی علیه السلام فرموده است :"العدل حیات الاحکام"(غرر الحکم:1/104) " عدالت، زندگی و جان احکام است." به همین جهت مناسک فردی و اعمال عبادی در پرتو عدالت، روح و جان پیدا می کند، و در یک جامعه مبتنی بر ظلم، قانون گریزی، رانت خواری و تبعیض، نه حکومت و نه دین، هیچ گونه استحکامی نخواهد داشت و دین گریزی و حتی دین ستیزی امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. لذا امیر المومنین علیه السلام می فرماید: "ان العدل میزان الله سبحانه الذی وضعه فی الخلق و نصبه لاقامه الحق" (غرر الحکم:2/508) " به راستی که عدالت، میزان و ترازوی خدای سبحان است که در میان مردم آن را برقرار نموده، و برای برپا داشتن حق نصبش کرده است."
آری، ترازویی که معیار سنجش همه احکام و اعمال و نظام اجتماعی باشد، جز عدل چیز دیگری نمی تواند باشد.
دستگاه قضا که براساس قوانین مصوب و توسط قضات عادل، مجتهد، حقوقدان، صاحب خرد فردی و اجتماعی و آگاه به مسائل اجتماعی باید اداره شود. و مردم در پناه آن احساس امنیت می کنند و طبعا به رشد و کمال خود امیدوار می شوند. ولی اگر چنین دستگاهی سیاسی شود و یا با خروج از میزان عدالت معطوف به اراده قدرتمندان عمل کند، دیگر نمی توان از جامعه انتظار سعادت و درستکاری و تعادل در امور را داشت. علی علیه السلام یکی از قضات خود را که صدایش را برابر متهم بلند کرده بود عزل کرد! و در نامه اش به مالک اشتر می گوید: در میان مردم به گونه ای قضاوت کن که دوستان و نزدیکان تو طمع به قضاوت تو نکنند و مخالفان نیز از قضاوت جز عدالت انتظاری نداشته باشند. (نهج البلاغه، نامه53)
آری، قضا منصبی بسیار مهم و حساس است، لذا قاضی مستقل است و در انشاء حکم نباید تحت تاثیر هیچ کس و هیچ چیز قرار گیرد. البته مستقل بودن قاضی مانع از این نیست که قضاوت او احیانا در مواردی بوسیله افراد ذی صلاح و نهادهای نظارتی و آشنایان به قضا مورد نقد قرار گیرد. زیرا اگر دستگاه قضایی از دیدگان ملت و نهاد های نظارتی دور شود، در افکار عمومی جایگاه خود را به مرور از دست خواهد داد. لذا پذیرش نظارت وجدان عمومی و هیات منصفه مردمی به ویژه در جرائم سیاسی برای قوه قضاییه نعمت بزرگی به حساب می آید و نپذیرفتن نظارت افکار عمومی قطعا تضعیف قضاوت را به دنبال خواهد داشت. نگاهی گذرا به دادگاه هایی از قبیل کوی دانشگاه، قتل های زنجیره ای، محاکمه و زندانی نمودن روزنامه نگاران، نویسندگان، نمایندگان مجلس و ملی مذهبی ها نشان می دهد که چگونه دستگاه قضایی از افکار عمومی فاصله گرفته و در این که چنین دستگاهی فرا جناحی و ملی است تردید ایجاد شده است. البته هرگونه نقدی در این باره به معنی انکار خدمات شایسته قوه قضاییه و قضات شریف که در ایجاد امنیت ملی سهم بسزایی دارند، نیست.
مردم سالاری و قانون گرایی :
جمهوری اسلامی ایران توسط ملت ایجاد شده و در قانون اساسی به عنوان پیمان معهود میان مردم و حکومت به رسمیت شناخته شده است و اعمال حقوق هم توسط نهادهای مختلف قانونی انجام می پذیرد. مجلس شورای اسلامی تنها مرکز قانونگذاری است که نمایندگان آن منتخب مردم می باشند.
قابل توجه است که در این زمان که علم بشر مشارکت و انتخاب ملت بر اساس خرد جمعی و عقلانیت را بهترین راه اداره کشور می داند، نمایندگان مردم تبلور خرد جمعی آنها هستند و باید این نهاد مردم سالار هرچه بیشتر تقویت شود و کسانی که زیر چتر حمایتی نهادهای انتصابی برای جبران عدم اقبال مردم به خودشان سعی دارند نهاد هایی مثل مجلس را تضعیف کنند در حقیقت نظام را از پشتیبانی ملت جدا می کنند و دانسته یا ندانسته به جمهوری اسلامی ضربه می زنند. "ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثا" (نحل/92) یعنی" همچون آن زنی مباشید که رشته اش را پس از استواری گسسته است!" و همین رویه های متحجرانه است که متاسفانه باعث شکاف میان مردم و حکومت می شود و افکار عمومی را در مورد صداقت و شفافیت بعضی از عملکرد های مسئولین به تردید می اندازد و دشمنان داخلی و خارجی به نابودی نظام طمع می کنند.
در این روزها شاهد اظهارات رئیس جمهور آمریکا با لحنی متکبرانه و غیر دیپلماتیک هستیم، البته ملت ایران همواره در پیشینه تاریخی خود قبل و پس از انقلاب نشان داده اند که هیچ گاه در مقابل دخالت بیگانگان و تهدیدات آنها تسلیم نشده اند و امروز هم با شرکت یکپارچه خود در راهپیمایی یوم الله 22 بهمن هر گونه تهدید خارجی را محکوم خواهد نمود و پاسخ خواهد داد.
مجلس شورای اسلامی با شورای نگهبان قانونی است و نظارت آن شورا بر مصوبات مجلس ضامن اسلامیت و مطابق قانون اساسی بودن آن است. ولی کارآمدی و مشروعیت دو بال پرتوان یک نظام هستند. لذا اگر حکومتی با مشروعیت سرکار بیاید ولی از جهت کار آمدی مشکل داشته باشد به تدریج مشروعیت خود را از دست خواهد داد. لذا شورای محترم نگهبان شایسته است در نظارت خود بر مصوبات مجلس، فقه اسلامی را با توجه به مقتضیات زمان و مکان مورد نظر قرار دهد. پر واضح است که مجلس شورای اسلامی با این وضعیت موجود هر روز نا کار آمدتر شده و لوایح اساسی در آن به تصویب نخواهد رسید. اگر مجلس که تبلور خرد جمعی و امید ملت است کارآمدی اش را از دست بدهد، این ذهنیت در مردم ایجاد خواهد شد که اسلام قادر به حل مشکلات انسانی در دنیای کنونی نیست و دین گریزی از همین جا آغاز می شود. به همین جهت تقویت مجلس شورای اسلامی در واقع تقویت نظام اسلامی، قانونگرایی و مردم سالاری است.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

خواندن 177169 دفعه
Share this article

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بازگشت به بالا