فاضل میبدی: شعارهایی مشاهده شد که در تقابل با حرف رهبری بود.یک عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که از بعضی افراد حوزه، استفاده‌ی ابزاری می‌شود، حرکت‌های افراط‌گرایانه‌ای مانند شعارهای حاشیه‌ای راهپیمایی قم را در پیوند با ستادی خاص در بیرون از حوزه دانست و گفت: مسوولان امر اگر بخواهند از این حرکت‌ها جلوگیری کنند، می‌توانند.
  • برای جلوگیری از این گونه حرکت‌هایی افراطی اراده‌ای وجود ندارد
  • این جریان‌ها از زمان دولت اصلاحات، این حرکات را آغاز کردند
  • عده‌ای به دنبال منافع خاص خود هستند
  • مردم در انتخابات‌های انجام شده به این گروه‌ها پشت کردند
  • شعارهایی مشاهده شد که در تقابل با حرف رهبری بود
  • مقامات مسوول کشور باید نسبت به این مسایل موضع بگیرند
  • اگرمرحوم امام خمینی(ره) زنده بود، با چنین رفتاری، محکم برخورد می‌کرد
حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل‌میبدی در گفت‌وگو با خبرنگار شفقنا در مورد شعارهای حاشیه‌ای درراهپیمایی قم اظهار کرد: حرکت‌های افراط گرایانه‌ای  که سال‌هاست در کشور ما صورت می‌گیرد و اگر دولت هم بخواهد کاری انجام دهد، سنگ‌اندازی می‌کنند، از جای خاصی هدایت می‌شود و ستاد خاصی دارد که درون حوزه هم نیست.
او این جریان را یک قدرت مافیایی دانست که خارج از حوزه وجود دارد و افزود: با این وجود وارد حوزه می‌شود و بعضی افراد ساده یا افرادی که دست در دست آن‌ها دارند را مورد استفاده‌ی ابزاری قرار می‌دهد. شعارهایی هم که در حاشیه‌ی راهپیمایی قم ایجاد شد و اعتراض برخی علمای قم و مراجع را به دنبال داشت نیز در همان راستا است. در حقیقت بدنه‌ی حوزه، اساتید آن و طلاب از این گونه مسایل کاملاً بری هستند، بلکه ستادی وجود دارد که آن‌ها را هدایت می‌کند.
از بعضی افراد حوزه، استفاده‌ی ابزاری می‌شود
این استاد دانشگاه مفید ادامه داد: این جریان یک روز علیه رییس‌جمهور، یک روز علیه رییس مجلس و یک روز علیه برجام است و به کلی هر چه در راستای منافع ملی ما صورت بگیرد و در تضاد با منفعت آن عده‌ی خاص باشد، آن‌ها حرکتی در مقابل آن انجام می‌دهند. به همین دلیل است که معتقدم این جریان، برخاسته از حوزه نیست. منتهی از بعضی افراد حوزه، استفاده‌ی ابزاری می‌شود و  حرف خود را از طریق آن‌ها می‌زنند.
قطعاً این گونه تحرکات با  جریان خاصی پیوند دارد
او با تأکید بر این که قطعاً این گونه تحرکات با  جریان خاصی پیوند دارد، گفت: برای مثال در حال حاضر این جریان در برخی از ائمه‌ی جمعه نیز مشاهده می‌شود. بر فرض امام جمعه‌ی کرج جلوی رییس مجلس را می‌گیرد یا امام جمعه‌ی دیگری علیه جریان دولت و مذاکراتی که می‌خواهد انجام شود، حمله می‌کند. همگی این موارد در یک راستا هستند و جدای از همدیگر نیستند.
مسوولان امر اگر بخواهند از این حرکت‌ها جلوگیری کنند، می‌توانند
فاضل میبدی با بیان این که مسوولان امر -چه مقامات امنیتی و چه مقامات قضایی- اگر بخواهند این گونه اقدامات را کنترل و از بروز این حرکت‌ها جلوگیری کنند، می‌توانند، اظهار کرد: به این صورت نیست که نتوان جلوی این تحرکات را گرفت. به این دلیل که در سوی دیگر، افرادی انتقادی می‌کنند که به مذاق این گروه خوش نمی‌آید، برایشان دادگاه، محاکمه، زندان و حبس‌های  طولانی‌مدت انجام می‌شود. در حالی که با این افراد، چندان برخوردی صورت نمی‌گیرد.
برای جلوگیری از این گونه حرکت‌هایی افراطی اراده‌ای وجود ندارد
او با اعتقاد بر این که برای جلوگیری از حرکت‌هایی افراطی مانند شعارهای حاشیه‌ای در راهپیمایی قم، اراده‌ای وجود ندارد، گفت: در غیر این صورت وقتی به سفارت عربستان و سفارت انگلستان و رییس مجلس حمله شد یا حتی در مورد شعارهایی که علیه رییس‌جمهور مطرح می‌شود، اگر مسوولین امر می‌خواستند جلوی آن‌ها را بگیرند، تا امروز گرفته بودند. این حرکت‌ها از جای خاصی هدایت می‌شود و آن جای خاص نمی‌خواهد از این اقدامات جلوگیری شود.
این جریان‌ها از زمان دولت اصلاحات، این حرکات را آغاز کردند
عده‌ای به دنبال منافع خاص خود هستند
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: این گروه تصور می‌کنند هر چه دولتی که براساس رأی آن‌ها نبوده است را تضعیف کنند، آبروی آن را ببرند و نزد مردم بی‌اعتبارشان کنند، به سود خودشان است. ذهنیت آن‌ها این است که با این رویکرد، در دوره‌ی بعد برنده‌ی انتخابات خواهند بود. این جریان‌ها از زمان دولت اصلاحات، این حرکات را آغاز کردند که تا امروز هم ادامه دارد. در زمان احمدی‌نژاد، این حرکت به سود وی و در راستای دیگری بود که عاقبت آن به آن ماجراهای تلخ انجامید. متأسفانه داستان به این صورت است که عده‌ای به دنبال منافع خاص خود هستند و منافع ملی و مصالح کشور هیچ اهمیتی برای آن‌ها ندارد.
او با بیان این که هیچ یک از اهداف طراحان این شعارها محقق نشده است، گفت: شاید عده‌ای که منافعی در تحریم‌ها و … دارند، به منافعی رسیده باشند، اما اینکه بتوانند در انتخابات‌های پشت سر یا پیش رو جایی میان مردم باز کنند و از طریق آرای مردم به قدرت برسند، خیر! نتوانستند و تنها آن جریان مافیای ثروت ممکن است پشت پرده به اهداف خود رسیده باشند.
مردم در انتخابات‌های انجام شده به این گروه‌ها پشت کردند
فاضل میبدی با تأکید بر این که مردم در جریان انتخابات‌های انجام شده به این گروه‌ها پشت کردند و به آن‌ها اقبالی نداشتند، خاطرنشان کرد: روی هم رفته تا امروز منافع ملی ما را ازبین برده‌اند؛ برای مثال در جریان FATF که نظر دولت، وزیر خارجه، مجلس و عمده‌ی کارشناسان این است که تصویب آن به سود کشور است، عده‌ای پرچم درست می‌کنند، جلوی مجلس تجمع می‌کنند، در مجلس پارچه بلند می‌کنند و در میدان آزادی جلوی رییس‌جمهور کاغذ FATF را آتش می‌زنند. این گونه اقدامات هیچ نفعی برای منافع ملی ما ندارد، بلکه به سود منافع خاصی است که فکر می‌کنند منافع آن‌ها با FATF تهدید می‌شود.
او با بیان این که این گونه اقدامات دراختیار جریانات خاص دیگری هستند و از مراجع حرف‌شنوی ندارند، گفت: این افراد گوش به فرمان ستادهای خاصی هستند که خارج از حوزه وجود دارند. متأسفانه حرکت‌های تندروانه دربرخی موقعیت‌های دیگر از جمله برخی ائمه‌ی جمعه نیز وجود دارد. در برخی از خطبه‌های نماز جمعه به جای تقوا، همدلی، اتحاد و وحدت، حمله‌های بسیار تند بی‌منطق علیه این و آن مشاهده می‌شود. این مسایل تنها در حوزه نیست و اگر در حوزه نیز خود را نشان دهد، برخاسته از جای دیگر است.
شعارهایی مشاهده شد که در تقابل با حرف رهبری بود
این استاد دانشگاه ادامه داد: حتی رهبری هم چندبار تذکر دادند که این  نوع حرکات نباشد و در راهپیمایی اخیر نیز این تأکید رهبری هم بود که اگر شما کسی را نمی‌پسندید، علیه او شعار ندهید. با این وجود، شعارهایی مشاهده شد که در تقابل با حرف رهبری بود یعنی این گروه حتی از رهبری هم حرف‌شنوی ندارند و گوش به فرمان جایی هستند که ستادی با اهدافی به دنبال منافع خاص خود وجود دارد. این منافع را نیز از طریق رانت، اختلاس، انحراف ذهن مردم، ایجاد تحریم‌ها و گاهی هم شعار تأمین می‌کنند. این جریان، افرادی ساده نیز در حوزه پیدا و از آن‌ها استفاده‌ی ابزاری می‌کنند.
مقامات مسوول کشور باید نسبت به این مسایل موضع بگیرند
او با تأکید بر این که مقامات مسوول کشور، باید نسبت به این مسایل موضع بگیرند، گفت: ما مصاحبه می‌کنیم و شما منتشر می‌کنید، اما اگر برای مثال قوه‌ی قضاییه و نیروهای امنیتی کشور اراده کنند، می‌توانند جلوی آن را  بگیرند. در حالی که اراده‌ای قوی در این رابطه نمی‌بینیم که بخواهد جلوی این جریان را بگیرد. با وجود تذکر رهبری و برخی مراجع تقلید، باز هم مشاهده می‌شود که این جریان رخ می‌دهد. این خیلی عجیب است که رییس مجلس در روز ۲۲ بهمن بخواهد در شهری سخنرانی کند و امام جمعه‌ی شهر بگوید من اجازه نمی‌دهم! چه معنی دارد که امام جمعه‌ای جلوی سخنرانی رییس مجلس منتخب مردم که در رأس یک نهاد مهم قانون‌گذاری قرار دارد را بگیرد. مگر مملکت، شهر بی‌قانونی ست؟ مردم، مبارزه کردند تا استبداد در جامعه نباشد؛ یعنی چه که فردی به عنوان امام جمعه بخواهد نظر خود را بر مصالح کشور حاکم کند.
اگرمرحوم امام خمینی(ره) زنده بود، با چنین رفتاری، محکم برخورد می‌کرد
فاضل میبدی تصریح کرد: اگر مرحوم امام خمینی(ره) زنده بود، با چنین رفتاری، محکم برخورد می‌کرد؛ چرا که این گونه رفتارها در تضاد با شعار اول انقلاب است. شعار این بود که مردم مستقل باشند، آزادی باشد، مصالح ملی و منافع ملی مردم تأمین و عدالت اجتماعی محقق شود. این که فردی به عنوان امام جمعه بگوید من همه کاره هستم، مربوط به زمان خان‌های قدیم و افرادی مثل شیخ خزعل در خوزستان است که خود را همه کاره می‌دانست. جریان شیخ خزعل باید از بین برود.
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت عالم جلیل‌القدر حضرت آیت حاج شیخ محمد مؤمن قمی(ره) عضو فقید فقهای شورای نگهبان و از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم موجب تاثر و تاسف گردید. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضایعه درگذشت ایشان را به مراجع عظام تقلید، حوزه‌های علمیه و بازماندگان آن مرحوم تسلیت و تعزیت گفته و از درگاه خداوند متعال برای ایشان علو درجات و حشر با ائمه اطهار علیهم السلام و برای عموم بازماندگان صبر و اجر مسئلت دارد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۳/۱۲/۱۳۹۷
 
آیت الله ایازی: قرآن دیه زن و مرد را یکسان وضع کرده است/ افزایش دیه در ماه‌های حرام برای همه زمان‌ها و مکان‌ها صدق نمی‌کند./ در قرآن در مورد دیه تفاوتی بین زن و مرد مشاهده نمی‌شود، اما در فقه ما و در دسته‌ای از روایات این تفاوت به وجود آمده است.
به گزارش شبکه اجتهاد، دیه یا خون‌بها از قوانین اسلام است و بر اساس تعاریف فقهی، مال یا پولی است که به سبب کشتن انسان یا نقص عضو به کسی که صدمه دیده است یا به بازماندگان او پرداخت می‌شود. در تعریف حقوقی، دیه کیفر نقدی است که از مجرم به نفع مجنی‌علیه یا قائم مقام او گرفته شود. میزان دیه از سوی شارع(دادگاه) برای جنایت تعیین شده‌ است. میزان دیه در دین اسلام برای مرد و زن مسلمان و مردان و زنان سایر دین‌های آسمانی متفاوت است. چهار ماه قمری ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب ماه‌های حرام هستند. در این چهار ماه – به‌جز برای دفاع- جنگ کنار گذاشته می‌شود و دیه افزایش می‌یابد. ایکنا در همین رابطه گفت‌‌وگویی با آیت الله سید محمدعلی ایازی، محقق و پژوهشگر قرآن و استاد حوزه و دانشگاه داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
فلسفه دینی و اجتماعی دیه چیست؟ آیا این موضوع در ادیان دیگر هم سابقه داشته است؟
ایازی: دیه یکى از انواع مجازاتی است که ضرر و زیان ناشی از فقدان فرد را جبران می‌کند و به‌عنوان جریمه بر مجرم خطایی اعمال میشود و به این دلیل نقش بازدارنده دارد. درباره چند و چون دیه باید توجه کرد که دیه در قانون مجازات اسلامى که پیش از اسلام وجود داشته، پیشینه تاریخی و دینی دارد و تحولات بسیار پیدا کرده و در جزئیات آن در هر دوره مناسب با احوال و عقلانیت آن منطقه و فلسفه حقوقی مشخص وضع شده است. از این لحاظ فلسفه وضع آن، ناشناخته نبوده و جنبه ماؤرایی نداشته است.
البته میزان و مقدار آن در روایات نبوی و اهل‌بیت(ع) با اقرار و تأیید از روش گذشته مشخص شده، اما روشن است که این قانون کیفری، همه آن چیزی نبوده که در جزیره‌العرب و پیش از اسلام جریان داشته است؛ زیرا احکام کیفری اسلام هر چند از متن واقعیات و نیازهای آن عصر برخاسته و مسائل و مشکلات آن منطقه را در نظر گرفته، اما این گونه نبوده که همه قوانینی بوده که پیش از آن عمل می‌شده است. برای نمونه در آنجا دیه رئیس قبیله بیش از سایر افراد بود. دیه فرد عادى از قبیله‌ای که قوی‌تر بود، بیش‌تر از دیه قبیله ضعیف بود، دیه مرد دو برابر زن بود، دیه فرد آزاد بیش‌تر از دیه بنده بود، اگر کسى امکان پرداخت بدهى خود را نداشت، بنده طلبکار خود می‌شد، خانواده در تحویل جانى به حاکم و رئیس قبیله مسئول بود و چنانچه مجرم فرارى می‌شد و او را تحویل نمی‌دادند، اموال آن‌ها ضبط و تا زمان تحویل جانى، مصادره می‌شد؛ اما قرآن همه آن‌ها را نپذیرفت و تنها یک دسته از این احکام را امضا کرد و برخی دیگر را رد کرد و برخی دیگر را به سکوت گذراند.
دیه برای این وضع شده تا کسی که اقدام به جنایت خطایی کرده، ضرر و زیان ناشی از فقدان فرد را جبران شود و به‌عنوان جریمه بر مجرم اعمال مى‏شود تا بر شخص مرتکب قتل یا جرح بار ‏شود. نکته دیگر دیه به عنوان یک امر عقلایی در همه ادیانی که شریعت دارند نیز وجود دارد و پیروان آن ادیان به این امر پایبند هستند. در نظر آن ادیان نیز دیه برای جبران آن خطایی است که اتفاق افتاده و باعث ضرر جانی برای فرد مقابل شده و در قرآن نیز این امر عقلائی تأیید شده است.
اینکه دیه زن و مرد متفاوت است، ناشی از چه نوع فلسفه و هدفی است؟
ایازی: در قرآن در مورد دیه تفاوتی بین زن و مرد مشاهده نمی‌شود، خداوند فرموده: «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى‏ أَهْلِهِ». (نساء: ۹۲). اما در فقه ما و در دسته‌ای از روایات این تفاوت به وجود آمده است؛ پس از منظر قرآن، فرقی بین زن و مرد از لحاظ دیه وجود ندارد. امروزه نیز برخی از مراجع حوزه قم، نیز بر مبنای همین حکم قرآنی تفاوتی بین زن و مرد در موضوع دیه نمی‌بینند. نکته اساسی که ما به آن استناد می‌کنیم، قرآن است، روایات را از جنبه تاریخی برسی می‌کنیم، آن ‌هم صرف نظر از اشکالاتی که بر برخی از این روایات وارد است.
این تفاوت موجود در فقه مشکلاتی ایجاد کرده و اشکالاتی را به وجود آورده است، لذا درباره برای برابر شدن دیه زن و مرد، اقداماتی در قانون‌گذاری جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر انجام گرفته شده است، یکی از راه‌های از طریق تساوی در بیمه خطائی است. اگر کسی تصادف کند و فرد آسیب‌دیده زن باشد، آیا حق بیمه او نصف باشد، این خلاف عدالت است. لذا در بحث بیمه برای جبران خسارت، قانونی وضع شده که در آن تفاوتی در پرداخت دیه بین زن و مرد وجود ندارد و به شکلی تصنعی گفته شده که بیمه‌گذار مبلغی بیشتر می‌گیرد، اما در عوض بین زن و مرد تفاوتی نمی‌گذارد. این در حالی است که می‌دانیم بیمه‌گذار پولی اضافه از افراد نمی‌گیرد و این نشان می‌دهد که واقعاً فرقی میان زن و مرد نیست و قابل توجیه هم نیست. حرکت دیگری که انجام گرفته و بجاست، قانون تساوی دیه همه شهروندان اعم از مسلمان و غیرمسلمان است. این در حالی است که در فقه ما تفاوتی بین دیه مسلمان و غیرمسلمان وجود داشت که مجلس آن قانون را به دلایل مختلفی تغییر داده است.
نکته دیگر، آیه شریفه ظاهراً به‌قاعده اشتراک زنان با مردان در احکام به‌صراحت بر وجوب دیه در قتل غیرعمد و عدم تفاوت میان مردان با زنان دلالت دارد و در این باره عام افرادی و زمانی دارد و شائبه هیچ تخصیصى در آن نیست و تفصیلی هم نداده و اگر قرار بوده چنین تفصیلی بدهد، باید مانند بسیاری دیگر از آیات این تفصیل را خود قرآن بدهد و اگر آن‌گونه که مشهور از فقها می‌گویند، تفصیل در روایات ناظر به تخصیص این آیات تلقی می‌شود، این پرسش مطرح است که چرا در آیاتی مانند: «وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا». (بقره: ۲۲۱) در احکام مشرکات و مشرکین سخن گفته و به‌صراحت هردو صورت را بیان کرده، ولی در اینجا تفصیل نداده است؟ چه اشکالی داشت که تفصیل می‌داد و این نشان می‌دهد که قرآن به‌عمد صورت کلی آن را بیان کرده و نخواسته میان زن و مرد تفاوت قائل شود و تفصیل دهد. و الله اعلم.
بنابراین دیه؛ به معناى جبران خون است و نه خون‌بها، یعنى مالى که از طرف جانى به شخص مورد جنایت قرار گرفته- اگر عضوى از دست داده باشد- و یا به ورثه او- اگر کشته شده باشد- مى‏دهند. همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد که باید مبنای دیه را این نظریه قرارداد که به شخص آسیب دیده دیه برای جبران خسارت مالی پرداخت شود و ملاک اصلی کلیت دیه بر مبنای تعالیم قرآن کریم و روش عقلا در تمام جهان است و نیز روایاتی که در مقام تعیین قیمت برآمده‌اند، آنجا که مقدار دیه مطرح است و نمی‌توان جبران خسارت مرد را از معالجه و درمان و بیکاری و یا مشکلات مستقیم زیان‌های وارده بر شخص یا خانواده، جبران کرد، باید مبنای کارشناسی را مبنای عمل قرار داد و آنجا که دلالت بر تنصیف دیه زن می‌کند و یا در مقام قصاص زن نصف مرد محاسبه می‌شود، باید به‌طور مساوی همان‌گونه که قرآن گفته و تفاوتی نگذاشته است.
علت علل افزایش دیه در ماه‌های حرام چیست؟
ایازی: این افزایش در زبان فقها از آن تعبیر به «تغلیظ دیه» یعنی به معناى تشدید جریمه خون‌بها در ماه‌های حرام و یا اماکن مقدس شده است. مطابق نظر فقها و روایات اسلامی هرگاه جنایات چه به‌صورت خطا و چه به‌صورت عمد- و به‌جای قصاص- در یکی از ماه‌های حرام و یا در حرم مکه – بنابر نقل مشهور- واقع شود، باید علاوه بر دیه کامل، ثلث دیه را هم به‌عنوان تغلیظ ادا کرد. این تغلیظ و مجازات بیشتر در فقه و حقوق سابقه دیرین دارد و اختصاصی به جنایت ندارد.
در قوانین حقوقی و جزایی بنا بر مصالح عقلایی احکامی در جهت تشدید مجازات وضع می‌شده است. یعنى برای پیشگیری افراد مالى که از طرف جانى به شخص مورد جنایت قرار گرفته- که اگر عضوى از دست داده باشد- و یا به ورثه او- اگر کشته شده باشد- به مقداری که در روایات آمده و در قرآن به آن اشاره نشده، مى‏دهند؛ اما این پرسش مطرح شده که آیا این حکم اولا مبنای آن کجاست؟ ثانیاً، ابدی و دائمی برای همه مناطق و زمان‌ها است؟ یا در محدوده اماکن اعمال حج و حکم حکومتی و ولایی شهر مکه و مسیرهای منتهی به آن بوده است؟
از نظر دستور قرآن تفاوتی بین ماه‌های مختلف سال نیست. اما مسئله‌ای در اینجا مطرح است که اگر در قبل از اسلام و در بین اعراب، حکم تفاوت بین ماه‌های قمری وجود داشته و این تفاوت به این دلیل ایجاد شده که چون در ماه‌های حرام برای جلوگیری از کشتار مردم جنگیدن حرام می‌شد، دیه نیز افزایش پیدا می‌کرد. این حکم در ماه‌های حرام و برای احترام به کسانی که قصد سفر به حج داشتند، وضع شده است. آیا در دیگر مناطق جهان و ہبین ماه‎های سال هیچ تفاوتی وجود ندارد؟ وضع چنین قوانینی درست است؟
به نظر می‌رسد که این موضوع یک جنبه تاریخی و موقعیت جغرافیایی خاص عربستان بوده است. زیرا همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد، باید مبنای تغلیظ دیه را مناسب با احوال آن مردم دانست؛ زیرا هدف از جعل این حکم غیرتعبدی و امضایی این بوده که در همان مناطق اعمال حج، به شخص آسیب‌دیده برای جبران خسارت مالی مالی افزون بر دیه برای مواظبت در کار و رفتار پرداخت شود و ملاک اصلی کلیت دیه جبران خسارت و پیشگیری از خطا و جرم هم همین است و نیز روایاتی که در مقام تعیین قیمت برآمده‌اند، آنجا که مقدار تشدید دیه مطرح شده، نیز ناظر به همین ملاک اصطیادی و استنباطی از نصوص است، بنابراین توسعه این در مناطق دیگر و یا تشدید دیه برای کسانی که خارج از این محدوده است، دلیلی بر تشدید وجود ندارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
سرور گرانقدر حضرت الاسلام المسلمین جناب حاج سید ابوالفضل موسویان دامت برکاته
درگذشت برادر گرامی‌تان جناب آقای حاج سید محمد موسویان(ره) موجب تاسف و تالم گردید. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضایعه درگذشت ایشان را به حضرتعالی، خانواده گرامی آن مرحوم و دیگر بازماندگان تسلیت و تعزیت عرض کرده و از خداوند متعال برای آن مرحوم تازه گذشته رحمت و مغفرت و حشر با ائمه معصومین علیهم السلام و برای کلیه بازماندگان صبر و اجر و برای حضرت عالی عزت و سربلندی مسألت می‌کند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۳۰/۱۱/۱۳۹۷
 
دکتر میرموسوی: این جریان یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و مرجعیت پیدا کرده/ اتهام سکولار بودن حوزه را مطرح می نماید / به جای اینکه حوزه را در درون جامعه قرار دهند، آن را در درون حکومت تصور می کنند.
حجت‌الاسلام‌ والمسلمین دکتر سید علی میرموسوی نویسنده و پژوهشگر علوم دینی، فعال شدن جریانی تحت عنوان «نواصولگرا» در حوزه علمیه را مطرح  و درباره هدف و اندیشه این جریان، اظهار کرد: جریان نواصولگرا یک تئوری خاصی در رابطه با حکومت و به تعبیر خود، تمدن اسلامی دارد و در پی این هستند که سنت شیعی را در راستای توجیه این ایدئولوژی و مدل خاصی از حکومت که در نظر دارند، مصادره کنند و از دیدگاه آنها حوزه هم در درون همین حکومت مورد نظرشان قرار می گیرد. در حقیقت به جای اینکه حوزه را در درون جامعه قرار دهند، آن را در درون حکومت تصور می کنند و انتظار دارند که حوزه با آن ایده همراهی کند و نگران فاصله و شکاف حوزه از الزامات ایدئولوژیک خودشان هستند و از نا همراهی حوزه با اهداف ایدئولوژی خاص خودشان دلواپسی دارند. به همین دلیل، مدتی است آنها در برابر نهادهای سنتی حوزه به نوعی قشون کشی کرده اند.
وی معتقد است که جریان نواصولگرا در حوزه علمیه در طول سال های گذشته در راستای تحقق اهداف خود، نهادهایی در درون حوزه تأسیس کردند و در تلاشند با یکسری شعارهایی خاص اهداف خود را دنبال کنند و جریانی که مخالف آنهاست را طرد کنند و بر این اساس اتهام سکولار بودن حوزه را مطرح می کنند که این یک توهین است. جریان نو اصولگرا یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و نهاد مرجعیت پیدا کرده چون احساس می کند که این نهاد خیلی نمی تواند نیازهای او را تأمین کند و در راستای تأمین نیازهایش به نسل جوان حوزه روی آورده و روی آنها تأثیر می گذارد. این جریان نسل جوان حوزه را مخاطب خود قرار داده و با ابزارهایی که در اختیار دارد می خواهد نفوذ خود را گسترش دهد به همین دلیل هست که نسل جوان حوزه تا حدی از این جریان تأثیر پذیرفته و تأثیر می پذیرد.
حوزه علمیه از دو دیدگاه متفاوت ایدئولوژیک و غیر ایدئولوژیک می تواند مورد نقد قرار گیرد
حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر سید علی میرموسوی در گفت وگو با شفقنا به برخی از نواقص بر جای مانده حوزه علمیه اشاره و اظهار کرد: بحث نقد حوزه و روحانیت یک بحث سابقه دار و با پیشینه ای است که در طول قرن گذشته از سوی دیدگاه های مختلف مطرح می شده است، به نظر می رسد که در شرایط کنونی حوزه علمیه از دو دیدگاه متفاوت می تواند مورد نقد قرار گیرد، یکی از دیدگاه ایدئولوژیک و دیگری از دیدگاه غیر ایدئولوژیک است. اگر مرز بندی این دو دیدگاه را در نظر نگیریم برخی از انتقاداتی که نسبت به حوزه مطرح می شود و از جریان ایدئولوژیک است به نظر می رسد که تهدید باشد.
جریان های ایدئولوژیک از ناهمراهی حوزه با اهداف ایدئولوژی خاص خودشان دلواپسی دارند
وی ادامه داد: جریان های ایدئولوژیک جریان هایی هستند که درصدد صورت بندی ایدئولوژیک از یک مدل برای اداره حکومت و سامان بخشی جامعه براساس آن هستند. به نظر می رسد که این جریان در شرایط فعلی در اثر تجربه ای که در طول سال های گذشته داشته شکل جدیدی پیدا کرده و خود را در قالب جریان نو اصولگرا مطرح می کند. این جریان یک تئوری خاصی در رابطه با حکومت و به تعبیر خود، تمدن اسلامی دارند و در پی این هستند که سنت شیعی را در راستای توجیه این ایدئولوژی و مدل خاصی از حکومت که در نظر دارند، مصادره کنند و از دیدگاه آنها حوزه هم در درون همین حکومت مورد نظرشان قرار می گیرد. در حقیقت به جای اینکه حوزه را در درون جامعه قرار دهند، آن را در درون حکومت تصور می کنند و انتظار دارند که حوزه با آن ایده همراهی کند و نگران فاصله و شکاف حوزه از الزامات ایدئولوژیک خودشان هستند و از نا همراهی حوزه با اهداف ایدئولوژی خاص خودشان دلواپسی دارند. به همین دلیل، مدتی است آنها در برابر نهادهای سنتی حوزه به نوعی قشون کشی کرده اند.
جریان نواصولگرا در حوزه علمیه با شعارهایی خاص اهداف خود را دنبال می کنند
نویسنده و پژوهشگر علوم دینی سکولار بودن حوزه را یک توهین دانست و گفت: جریان نواصولگرا در حوزه علمیه در طول سال های گذشته در راستای تحقق این اهداف، نهادهایی در درون حوزه تأسیس کردند و در تلاشند با یکسری شعارهایی  خاص اهداف خود را دنبال کنند و جریانی که مخالف آنهاست را طرد کنند و بر این اساس اتهام سکولار بودن حوزه را مطرح می کنند که این یک توهین است. به نظر من انتقاداتی که این گروه به حوزه مطرح می کنند، انتقاداتی از ناحیه ایدئولوژیک است و همراه نشدن حوزه با ایدئولوژی خود را، مبنای نقد قرار می دهند. اتفاقاً به نظر می رسد که مقاومت حوزه در برابر این جریان مثبت است و همراهی حوزه با این جریان یک تهدید مهمی برای حوزه است چون این جریان نشان داده که با نیازها و خواسته های جامعه همراهی ندارد و اگر حوزه با این جریان همراه شود، جدایی بیشتر حوزه و جامعه را در پی دارد.
وی افزود: شما اگر تاریخ عثمانی و عصر جدید را بررسی کنید، اینکه آتاتورک در یک شرایطی توانست بعد از تأسیس ترکیه لباس روحانیت را خلع و ممنوع کند برمی گردد به تقابلی که در آن دوران، حوزه با نیازهای جامعه پیدا کرد و جامعه نگاه منفی نسبت به حوزه یافت و آتاتورک موفق شد ولی رضاشاه به همین دلیل موفق نشد. روحانیت در جریان مشروطیت اتفاقاً با خواسته های مردم همراه شد و وقتی رضا شاه آن برخورد را نسبت به روحانیت داشت همراهی ایجاد نشد، به نظر می رسد که در شرایط کنونی اگر حوزه با جریان نو اصولگرا همراه شود و از این نوع تهدیدهایی که آنها مطرح می کنند، جا بزند اتفاقاً به زیان حوزه است.
جریان نو اصولگرا یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و نهاد مرجعیت پیدا کرده است
میرموسوی در پاسخ به اینکه آیا جریان نو اصولگرا بر روی بخشی از طلاب حوزه تأثیر گذاشته است؟ گفت: جریان نو اصولگرا یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و نهاد مرجعیت پیدا کرده چون احساس می کند که این نهاد خیلی نمی تواند نیازهای او را تأمین کند و در راستای تأمین نیازهایش به نسل جوان حوزه روی آورده و روی آنها تأثیر می گذارد. این جریان نسل جوان حوزه را مخاطب خود قرار داده و با ابزارهایی که در اختیار دارد می خواهد نفوذ خود را گسترش دهد به همین دلیل هست که نسل جوان حوزه تا حدی از این جریان تأثیر پذیرفته و تأثیر می پذیرد.
حوزه علمیه در کنترل فضای درونی حوزه نا موفق بوده است
وی در پاسخ به اینکه آیا حوزه علمیه در تاثیر بر فضای درونی حوزه نا موفق بوده که چنین جریانی این تأثیرگذاری را بر روی طلاب دارد؟ اظهار کرد: بله حوزه در این مورد نا موفق بوده است. نهادهای قبلی حوزه نتوانستند از کار جلوگیری کنند و آن به دلیل نفوذ و تأثیری بود که نهادهای بیرون حوزه بر حوزه می گذارند، یعنی آن جریان از سوی یکسری نهادهایی پشتیبانی می شوند که آنها می توانند و قدرت دارند در حوزه اعمال نفوذ کنند و حوزه هم خیلی نمی تواند در برابر این نهادها ایستادگی کند.
نقش و تأثیرگذاری نهادهای بیرون حوزه در درون حوزه تقویت شده و روحانیت کارکردهای اصلی خود را از دست داده
وی از ناحیه دیدگاه نیز انتقادی را بر حوزه وارد دانست و خاطرنشان کرد: از بُعد دیگری هم می توان حوزه را مورد نقد قرار داد که از منظر ایدئولوژیک نیست بلکه از این دیدگاه است که حوزه تا چه حد نیازهای جامعه را درک می کند و می تواند پاسخگو به نیازهای جامعه باشد. به نظر من نقدی که امثال مرحوم شهید مطهری و شهید بهشتی به حوزه داشتند از این دیدگاه بود. از این دیدگاه حوزه به عنوان یک نهاد مدنی و نهادی در درون جامعه نگریسته می شود نه یک نهاد در درون حکومت؛ و مسئولیت اصلی حوزه پرورش روحانیت، پاسخگو بودن به نیازهای جامعه و به تعبیر شهید بهشتی عالم متعهد و مسئول است. اگر از این منظر حوزه مورد نقد قرار می گیرد این پرسش به وجود می آید که آیا کارکرد خود را به خوبی انجام می دهد یا خیر؟ در شرایط کنونی در این مورد انتقاداتی به حوزه وارد است و یکی از این انتقاد ها کاهش استقلال حوزه است و اینکه در این سالها نقش و تأثیرگذاری نهادهای بیرون حوزه در درون حوزه تقویت شده و موجب گردیده که روحانیت کارکردهای اصلی خود را از دست بدهد.
میزان کمک هایی که حوزه از حکومت می گیرد و میزان هزینه هایی که دارد، با هم تناسبی ندارد ولی کمک مالی حکومت به حوزه موجب نوعی بد نامی شده است
نویسنده و پژوهشگر علوم دینی بیان کرد: اگر به لحاظ جامعه شناختی به نظام اجتماعی ایران نگاه کنیم، طبقه های مستقل که بتوانند در برابر حکومت و زیاده خواهی های حکومت نسبت به جامعه ایستادگی کنند وجود نداشته و روحانیت در حقیقت کارکرد یک طبقه را ایفا می کرده است. وقتی استقلال حوزه کاهش پیدا کند، آن زمان این نقش روحانیت تحت شعاع قرار می گیرد. مرحوم مطهری یکی از تفاوت هایی که بین روحانیت شیعه و اهل سنت مطرح می کرد این بود که روحانیت شیعه حکومت زده نیست ولی متأسفانه در سال های اخیر می بینیم که روحانیت حکومت زده شده است. اگر مرحوم مطهری اشکال روحانیت را عوام زدگی آن می دانست ولی اکنون حکومت زدگی به آن اضافه شده است. روحانیت اعتبار خود را به نوعی بر سر دفاع از یک صورت خاصی از حکومت گذاشت و سرمایه اجتماعی خود را از دست داد و بدنامی حوزه را در پی داشت. در حالی که اگر ما مقایسه کنیم میزان کمک هایی که حوزه از حکومت می گیرد و میزان هزینه هایی که دارد، با هم تناسبی ندارد ولی کمک مالی حکومت به حوزه موجب نوعی بد نامی شده است. بنابراین به نظر من اولین انتقادی که می توان به حوزه داشت این است که استقلال حوزه در این سال ها کاهش پیدا کرده است.
تغییر نگاه جامعه به روحانیت و حتی آزار و اذیت آنها، به این دلیل است که در دیدگاه جامعه، حوزه یک نهاد حکومتی قلمداد می شود
وی در پاسخ به اینکه منظور از کاهش استقلال در حوزه، مربوط به اقتصاد است یا شامل استقلال فکری و نظری حوزه نیز می شود؟ گفت: معتقدم استقلال در همه زمینه ها در حوزه علمیه کاهش یافته است. مهم است که حوزه از دید عموم جامعه یک نهاد حکومتی قلمداد نشود، اما متأسفانه اینگونه نیست. اینکه اکنون در جامعه به روحانیت و کسی که این لباس روحانیت را بپوشد با نگاه خاصی نگریسته می شود و حتی مورد تهدید و آزار قرار می گیرد به این دلیل است که در دیدگاه جامعه، حوزه یک نهاد حکومتی قلمداد می شود.
حوزه نتوانست کسانی را تربیت کند که نیازهای جامعه را بهتر درک کنند و به آنها پاسخگو باشند
دوم اینکه به نظر می رسد حوزه باید نیازهای جامعه و تحولاتی که در درون جامعه اتفاق افتاده را به خوبی درک کند و بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و هر چه که ارتباطش با جامعه کمتر شود و نتواند سخنگوی جامعه باشد به زیان اوست و من فکر می کنم نظام آموزشی حوزه و نظام درسی حاکم بر حوزه، خیلی نتوانسته در این راستا حرکت کند تا حوزه و کسی که در حوزه تربیت می شود بتواند نیازهای جامعه را بهتر درک کند و به آنها پاسخگو باشد.
نظام آموزش حوزه در زمینه ممانعت از خرافات و تحریف ها امکانات لازم را برای خود فراهم نکرده است
میرموسوی ادامه داد: در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده: «إِنّ لَنا فِی کُلِّ خَلَفٍ عُدُولاً یَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ اَلْغَالِینَ وَ اِنْتِحَالَ اَلْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ اَلْجَاهِلِینَ؛ ما در هر نسلی افراد معتدلی داریم که جلوی تحریف هایی که از سوی نیروهای افراطی و تندرو در اسلام و مکتب اهل بیت ایجاد می شود و همچنین جلوی انتساب ها و تفاسیر نادرست افراد نادان را می گیرند» به تعبیر مرحوم مطهری، این قشر در حقیقت هم از ضرر دوستان و هم از ضرر دشمنان جلوگیری می کنند. در این میان باید ببینیم که روحانیت در این زمینه کار خود را به درستی انجام می دهد یا خیر؟ آیا روحانیت توانسته جلوی خرافات و تحریف هایی که در طول این سال ها در دین صورت می گیرد و به عنوان دین اصلی ترویج پیدا کرده را بگیرد؟ حوزه چه مقداری در این راستا بازسازی شده که بتواند یک تفسیر غیر خرافی و مقبول از دین ارایه کند؟ من فکر می کنم یکی از انتقاداتی که می توان به حوزه وارد کرد این است که نظام آموزش حوزه در این راستا امکانات لازم را برای خود فراهم نکرده است.
بخشی از نا به سامانی و کمرنگ شدن ارزش های اخلاقی در جامعه به حوزه علمیه برمی گردد
وی از بُعد اخلاقی نیز نقدی را متوجه حوزه دانست و گفت: نکته دیگری اینکه روحانیت یا عالم دینی یکی از ابزارهای تضمین اخلاقی جامعه بوده است، اینکه اکنون ما می بینیم که جامعه ما دچار نا به سامانی اخلاقی است و ارزش های اخلاقی در جامعه کمرنگ شده، یک بخشی به حوزه برمی گردد. زمانی حوزه علمیه الگوهای برتر اخلاقی جامعه را پرورش می داد. الگوهایی که حتی کسانی که اسلام را هم قبول نداشتند در راستای تربیت اخلاقی جامعه به آنها اعتقاد داشتند؛ در گذشته افراد برجسته ای بودند که در حوزه های علمیه اسوه های اخلاقی بودند، ولی اکنون از این جهت هم تا حدودی دستمان خالی است، بنابراین در این جهت هم حوزه کارکرد خود را به خوبی انجام نداده است.
وی افزود: حضرت آیت الله شبیری می فرمودند که در اواخر دوران صفویه حوزه علمیه چنان سطحی شده بود که طلاب  خیلی اطلاعات شان ضعیف بود و نمی توانستند نیازهای اولیه دینی جامعه را پاسخ دهند و این مساله بسیار تأثیرگذار بود. ایشان از قول مرحوم ایت الله سید ابوالفضل زنجانی تعبیر نقل می کردند: اتفاقی که در حوزه و جامعه افتاده این است که جامعه به لحاظ سطح آگاهی و دانش پیشرفت کرده، ولی روحانیت همپای جامعه پیشرفت نکرده و انتظار دارد که همان احترامی که قبلاً به روحانیت گذاشته می شد اکنون هم گذاشته شود در حالی که این انتظار، معقول نیست. انتظار معقول برای احترام در جایی است که روحانیت هم بتواند سطح آگاهی و دانش خود را با سطح آگاهی و دانش عمومی جامعه حداقل همتراز کند در حالی که این اتفاق نیفتاده است.
یکسری از ایرادهایی که در درون حکومت بوده به حوزه انتقال پیدا کرده است
میرموسوی در پاسخ به اینکه انتقاداتی که در ابعاد مختلف به حوزه وارد دانستید به چه دلیل است؟ آیا طرح ها و برنامه ها دچار مشکل هستند یا افراد مسئول به درستی در جای خود قرار ندارند؟ گفت: به نظر می رسد که وضعیت کنونی حوزه یک بخشی متأثر از نوع ارتباطی است که حوزه و حکومت پیدا کرده، و یکسری از ایرادهایی که در درون حکومت بوده به تعبیری می توان گفت به حوزه انتقال پیدا کرده است و یک بخشی هم شاید به همین دلیل باشد که در پرتو این ارتباط، شایسته سالاری نبوده است. یعنی جای افرادی که واقعاً به حوزه و الزامات و ضرورت های حوزه آگاهی و شناخت بیشتری دارند و می توانند مصالح حوزه را درک کنند و تصمیم ساز باشند، خالی است. معتقدم در شرایطی که حوزه به عنوان یک نهاد مدنی مستقل از حکومت بود و خیلی نهادهای قبلی مانند مرجعیت عهده دار امور آن بودند، وضعیت بهتر و به سامان تری داشت تا به امروز.
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت دکتر محمدجواد صاحبی استاد حوزه و دانشگاه، فعال در عصر فرهنگ، اندیشه و دین‌پژوهی کشور موجب تاثر و تأسف گردید. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضایعه درگذشت این شخصیت فرهیخته را به بازماندگان ایشان و جامعه علمی و فرهنگی کشور تسلیت عرض کرده، برای آن مرحوم غفران و رحمت واسعه الهی و حشر با ائمه اطهار علیهم السلام و برای بازماندگان صبر و اجر جزیل آرزومند است.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۷/۱۱/۱۳۹۷
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
شهادت و مجروح شدن تعدادی از پاسداران مرزبان و مدافعان امنیت حریم کشور در پی حمله تروریستی در جاده خاش- زاهدان قلوب مردم ایران را جریحه‌دار کرد و مایه تاسف و تاثر گردید. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن ابراز تسلیت و همدردی با خانواده‌های داغدار این عزیزان در استان اصفهان، این ضایعه را به همه هم‌وطنان عزیز و نیروهای نظامی کشور تسلیت و تعزیت عرض کرده، برای شهیدان این حادثه علو درجات و حشر با ائمه اطهار علیهم السلام، برای بازماندگان صبر و اجر و برای مجروحان حادثه شفای عاجل آرزومند است.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۶/۱۱/۱۳۹۷
 
محمدتقی فاضلی‌میبدی یک عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین: روحانی مباحث تنش‌زا را مطرح نکند/ باید با دولت همکاری کنیم تا لایحه پالرمو و CFT  را به نتیجه برسانیم/ اعتراض نکردن مردم به معنای رضایت از وضع موجود نیست
محمدتقی فاضل‌میبدی با اشاره به سخنان اخیر حسن روحانی درباره حجاب و مسایل شرعی و طرح برخی انتقادات و واکنش‌ها نسبت به رییس‌جمهوری از سوی جریان‌های سیاسی، به اعتمادآنلاین گفت: من فکر می‌کنم اگر دولت در برخی مسایل و مباحث تنش‌زا ورود نکند، به نفعش خواهد بود، چراکه الان یک عده هستند که دنبال سوژه بوده و به نحوی می‌خواهند دولت را به هر دلیل حق یا ناحقی – که من فکر می‌کنم بیشتر این دلایل به‌ناحق است- تضعیف کنند. آن سرمقاله تند و بد – به نظر من- که در روزنامه کیهان با عنوان «واتیکانیسم» نوشته شده بود، اشاره به این مورد داشت که اینجا واتیکان نیست و ... . اصلا آقای روحانی چنین منظوری نداشتند که بحث واتیکان مطرح شود.
 این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: آقای روحانی اشاره به این داشت که مسایل اخلاقی و هنجاری به جبر و زور نمی‌شود که حتما این حرف درست است. البته یک مرتبه دیگر این حرف را آقای روحانی زده بود که خیلی از آقایان افراط گرا و تندرو‌های مقابل از این حرف‌ها سوژه ساخته و تنش ایجاد کردند. من فکر می‌کنم که تمام هم و غم آقای روحانی باید چنین باشد که فاصله سیاست خارجه کشور با دنیا را درست کند، البته اگر افراطیون داخل و خارج اجازه بدهند. همچنین دولت باید مسایل اقتصادی کشور را حل کند، چون خیلی از نگرانی‌های مردم بابت همین مشکلات اقتصادی است.
وی با بیان اینکه طرح مسایل حاشیه‌ای در این مقطع زمانی خیلی ضرورت ندارد، گفت: در عین حال آقای رییس‌جمهوری یک مساله‌ای مطرح کردند، اما اینکه دوباره عده‌ای بخواهند در طرف مقابل این مساله را سیاسی کار غلطی است. به هرحال در مساله حجاب نمی‌شود به دختر مردم یا زن مردم به زور و با مامور برخورد که چرا حجاب نداری؟ اینگونه مسایل دینی باید با پند، اندرز و اخلاق و نه برخورد خشن خیابانی و دستگیری -خدایی ناکرده- در جامعه جاانداخته شود.
فاضل‌میبدی با تاکید بر اینکه با گرفتن و دادسرای قضایی بردن و برخورد مشکلی حل نمی‌شود و چه بسا موضوع بدتر می‌شود، گفت: این کار باعث می‌شود که یک مساله اخلاقی به یک موضوع سیاسی تبدیل بشود. بنابراین اگر ما این مسایل را به حال خودش رها کرده و با پند و اندرز به موضوع وارد بشویم، همین‌طور در مسایل اقتصادی به مردم اعتماد بدهیم، مسایل اخلاقی را سیاسی نخواهند کرد.
وی افزود: اینکه طرف مقابل دولت دنبال یک بهانه‌ای است تا کوچکترین مسایل را که دلخواهش نیست سیاسی کرده و به هرحال مملکت را با التهاب و تنش مواجه کند، درست نیست. ما باید در این موقعیت سعی کنیم که هم و غم دولت و منظومه دولت حل مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور باشد تا در آینده با مشکلی مواجه نشویم. ما الان باید با دولت همکاری کنیم تا لایحه پالرمو و CFT  را به نتیجه برسانیم.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه عده‌ای می‌خواهند کشور را به دلیل منافع خودشان در انزوا قرار دهند، گفت: برخی تلاش دارند تا از دریچه مذهب به مسایل وارد شوند و بگویند که موضوعاتی مانند پالرمو خلاف شرع و خلاف اسلام است که این درست نیست و موضع‌گیری بدی است که شما بخواهید به نام دین و مذهب مصالح کشور را زیر پا بگذارید. باید این موضوعات بر اساس نظرات کارشناسی جلو برود که اگر مشکل اقتصادی و سیاست خارجه کشور ما حل نشود، ما در آینده مشکلات بسیار زیادی خواهیم داشت.
فاضل‌میبدی با بیان اینکه صبر مردم تا یک حدی بیشتر نیست، اظهارکرد: درست است که مردم ساکت و آرام هستند ولی این بدان معنا نیست که مردم در خانه‌هایشان و بر سر سفره‌هایشان کاملا راضی و آرام باشند. وقتی یک فردی در بازار با مشکل و گرانی مواجه می‌شود، وقتی به خانه‌اش می‌رود شاید فریاد اعتراض داشته باشد و خدا نکند روزی این فریاد و اعتراض به خیابان کشیده شود. بنابراین باید تلاش کنیم مشکلات اقتصادی ما بدتر نشده و تنش‌هایی که در سیاست خارجه ما وجود دارد باید برطرف شود.
فاضل میبدی در گفت وگو با انتخاب:‏ تندروی‌ها به برخی ائمه جمعه رسیده؛ برای آن‌ها رییس مجلس و رییس جمهور فرقی ‏ندارد. در واقع هرکسی که مثل خودشان فکر نمی‌کند را به فکر حذفش می‌افتند. هزینه‌های چنین ‏رویکردی برای هیچ کس نمی‌تواند پوشیده باشد. متاسفم که تندروی‌ها به برخی ائمه جمعه رسیده است. برخی از ‏آن‌ها به قدری تند هستند و تکیه بر تفکرات شان به قدری قوی است که اصلا برای شان مهم نیست، ‏مصالح کشور را چه رفتار‌هایی تهدید می‌کند.
«بازگشتِ تندروها» پدیده‌ای است که در این روز‌ها، موجب نگرانی افکار عمومی شده و برهمین اساس، چرایی رویکرد‌ها تحرکات این گروه به حدی ‏است که حتی با وجود تاکیدِ مقام معظم رهبری به «پرهیز از اقدامات وحدت شکنانه» در تظاهرات ۲۲ بهمن ‏شعار‌های رادیکال سر دادند.
‏«محمدتقی فاضل میبدی» عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشکده مفید در گفت-‏وگویی کوتاه با «انتخاب» درباره تبعات رفتار‌های افراطی اظهارات خود را بیان کرده است:‏
‏*تندروی هایِ تندرو‌ها این روز‌ها شدت گرفته است. ‏
متاسفم که صحت گفته شما انکارنشدنی است. بله، تندرو‌ها در روز‌های اخیر دوباره شروع به فعالیت‌های ‏آنچنانی کرده اند، تا همهِ نگران شوند. در شرایطی که جمهوری اسلامی درگیرِ این است تا فضای ناشی از ‏خروج آمریکا از برجام را مدیریت کند و به همین دلیل بیشتر از همیشه به وفاق و همدلی احتیاج داریم، ‏یکسری، مخصوصا امام جمعه به خودشان جرات و جسارت می‌دهند تا با رییس مجلس کشور مقابله کنند. ‏نکته بد، این است که هیچ امیدی برای اصلاح شان نمی‌رود. برای آن‌ها رییس مجلس، رییس جمهور و ... فرقی ‏ندارد. در واقع هرکسی که مثل خودشان فکر نمی‌کند را به فکر حذف اش می‌افتند. هزینه‌های چنین ‏رویکردی برای هیچ کس نمی‌تواند پوشیده باشد. متاسفم که تندروی‌ها به ائمه جمعه رسیده است. برخی از ‏آن‌ها به قدری تند هستند و تکیه بر تفکرات شان به قدری قوی است که اصلا برای شان مهم نیست، ‏مصالح کشور را چه رفتار‌هایی تهدید می‌کند. حرف و نظرشان این است، هرآنچه خودشان مصلحت می‌دانند، ‏اعمال شود و نظرات غیر، اشتباه است. این‌ها منافع ملی را بدون اینکه به تبعات رفتار خود فکر کنند، فقط ‏منافع خودشان را می‌بینند. ‏
‏*کدام دستگاه یا نهاد باید با ‏چنین تندروی‌هایی مقابله کند؟
در قدم اول ستادنماز جمعه باید خطبه‌های جمعه را به نوعی مدیریت کند که افراطیون فضایی برای افراط و ‏تفریط نداشته باشند. همچنین لازم است، روحانیون و صاحب نظران، هم آن‌ها را راهنمایی کنند و هم جامعه ‏را به آشنایی لازمی درباره خسارت‌های تندروی برسانند. نمازجمعه یکی از دست آورد‌های مهم نظام محسوب شده و محلی برای همصدایی و وحدت در بین ‏اقشار مختلف مردم است. اما متاسفانه برخی از حرف‌های یک جانبه و ضرررسانی که توسط بعضی از ائمه ‏جمعه ایراد می‌شوند، باعث شده تا نسبت به یکی دو دهه اول استقبال کمتری را شاهد باشیم. این در حالی ‏است که مردم به نمازجمعه به قدر کافی ارزش قایل اند. ‏
‏*تا پیش از این تندرو‌ها فقط چهره‌های اصلاح طلب را هدف قرار می‌دادند. چه اتفاقی افتاده که ‏آن‌ها دایره رفتار‌های خود را به سمت اصولگرایان هم کشانده اند؟
تندرو‌ها خودشان با خودشان هم مشکل دارند. چون رفتار‌ها و اظهارت آن‌ها مبنای اخلاقی ندارد و اینطور ‏نیست که یک گفتمان را قبول داشته باشند و گفتمان دیگری را نپذیرند. آن‌ها با توجه به اینکه فقط هرآنچه ‏در ذهن خودشان هست را قبول دارند، با توجه به اتفاقات مختلف، در ذهن‌شان دشمن خیالی می‌تراشند و ‏از هر طیفی که باشد، این دشمن خیالی را با شیوه‌هایی رادیکال گونه تخریب می‌کنند. ‏
‏*پایگاه اجتماعی تندروها در رویکردشان نقش دارد؟ ‏
همانطور که اشاره کردید، آن‌ها به خوبی می‌دانند که مردم قبول شان ندارند و وقتی دست شان از همه جا کوتاه ‏می ماند، اقدام‌های تخریبی را در دستور کار قرار می‌دهند. مشکل تندرو‌ها اینکه نمی‌دانند ترویج خشونت و ‏دامن زدن به جنجال، باعث می‌شود روز به روز بیشتر از مردم و متن اتفاقات دورتر شوند. ‏
هادی سروش
"فاطمیین" کلمه ای است که اولین بار توسط پیامبر(ص) مطرح گردید. روایت ذیل که متضمن این واژه است را ملاحظه کنید تا به بررسی این کلمه بنشینیم: «...ثمّ یقول جبرئیل علیه السّلام: یا فاطمة، سلی حاجتک. فتقولین: یا ربّ! شیعتی. فیقول اللّه عزّ و جلّ: قد غفرت لهم. فتقولین: یا ربّ! شیعة ولدی. فیقول اللّه: قد غفرت لهم. فتقولین: یا ربّ! شیعة شیعتی. فیقول اللّه: انطلقی فمن اعتصم بک فهو معک فی الجنّة. فعند ذلک یودّ الخلائق أنّهم کانوا فاطمیّین... ترجمه ؛ .... جبرئیل عرض مى کند: اى فاطمه، هر چه مى خواهى از خداى خویش طلب کن. فاطمه عرض مى کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مى رسد: همه ى شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مى دارد: پروردگارا، شیعه ى فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مى آید: همه ى آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. در آن هنگام همه ى مردم آرزو مى کنند که اى کاش ما نیز "فاطمى" بودیم». تفسیر فرات کوفی/۴۴۵
اصطلاح "فاطمی" که در این روایت آمده در حالی است که ما چنین اصطلاح حدیثی را درباره دیگر امامان نیافته ایم؛ مثلا در حدیث آمده باشد؛ علویین، حسینین و.... البته برای اشاره به شیعیان امام علی(ع) تعبیر "شیعةُ علی" یک اصطلاح حدیثی می باشد را در حدیث داریم. بله فرقه ای بنام علویین که فرقه نصیریه باشد و در ترکیه و سوریه هستند، داریم ولی این غیر از اصطلاح حدیثی است.
واژه "فاطمیین"؛ تنها یک واژه نیست بلکه یک "اصطلاح حدیثی" است که در عصر رسول الله(ص) برای اولین بار استعمال شده است و مانند اصطلاح "محمدی" و یا "جعفری" ، ما را به یک "فرهنگ" سوق می دهد. "فاطمیین" کسانی بوده، و هستند که در شعاع وجود حضرت فاطمه(س) جای گرفته و با دنیایی از "محبت و معرفت" نسبت به ایشان، مدافع و منعکس کننده شخصیت و سیره اش باشند.
نقطه مقابل فاطمی گروه یا افراد مقابل سبک و سیره حضرت زهرا(س) هستند. در واقع مخالفین تفکر امامت هستند که در سقیفه نمایان شدند. این نکته هم مفید است که بدانید تعبیر "این الفاطمیون؛ کجایند فاطمیون؟ "  که از زبان مرثیه خوانان شنیده می شود، در هیچ حدیثی نیآمده و فقط در حدیث همان تعبیر "یودالخلائق انهم کانوا فاطمیین" داریم که در سطور بالا آمده و ترجمه شده است.
خاستگاه "فاطمیین" در "سنخیت" شان با آن بزرگوار(س) است. "فاطمیّ" کلمه ای است که همراه با "یاء نسبت" آمده است و قاعدتاً حاکی از منسوب بودن برخی از افراد به آن حضرت را دارد. منسوبیت، در گرو "سنخیت" است، هر چقدر سنخیت با فردی افزون شود نسبت آدمی با او بیشتر خواهد شد. حرف اول در "سنخیت" به "محبت" باز می گردد و حرف آخر در آن به حقیقتی بنام "معرفت" برمی گردد. اما "محبت"؛ با نگاه گذرا به فضائل حضرت فاطمه، مواجه می شویم با دسته ای از روایات که اشعار به فضلیت محبت به آن بزرگوار دارد. در آن روایات دو طایفه حدیث دیده می شود؛ روایاتی که اصل محبت داشتن به حضرت(س) را تحریص می کند، و طوائفی دیگر از روایات که متضمن فضائل و برکات اخرویِ محبت به حضرت(س) هستند.
نمونه روشن درباب محبت به ایشان این حدیث از پیامبر رحمت(ص) است: «مَنْ اَحَبَّ فاطِمَةَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الجَنَّةِ مَعی وَ مَنْ اَبْغَضَها فَهُوَ فِی النَّارِ یا سَلمانُ حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ مِائَةً مِنَ المَواطِن اَیْسَرُ تِلْکَ المَواطِنِ المَوتُ والقَبْر و المیزانُ والصِّراطُ والُمحاسَبَةُ فَمَنْ رَضِیَتْ عَنْهُ اِبنتی رَضِیتُ عَنْهُ وَ مَنْ رَضِیتُ عَنْهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ مَنْ غَضِبتُ عَلَیْهِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ یا سلمانُ وَیلٌ لِمَن یَظْلِمُها وَ یَظْلِمُ بَعلَها وَ وَیلٌ لِمَن یَظْلِمُ ذُرِّیَّتَها.. رسول خدا به سلمان فرمود: ای سلمان! هر کس فاطمه دختر مرا دوست بدارد او با من در بهشت است و هر کس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان! حبّ فاطمه در صد جایگاه از مواطن سود می دهد.»
نمونه ای از برکات محبت به فاطمه(س)
الباقر«ع»: والله یا جابِر إِنَّها ذلک الیَوم لَتَلْتَقِطُ شیعتَها و مُجِیِّها کَما یَلْتَقِطُ الطَّیْر الحَبَّ الجَیِّد مِنَ الحَبِّ الرَّدِی، فَإِذا صار شِیعتُها معها عِندَ بابِ الجنَّة یُلقِی اللَّهُ فِی قلوبِهم اَنْ یَلتَفِتُوا، فَاِذا اِلتَفَتُوا فَیقُول الله عزوجل: یا اِحبائِی ما اِلْتِفاتُکُمْ و قد شَفَّعْتُ فِیکُم فاطمةَ بنتَ حَبِیبِی؟ فَیَقُولُون: یا ربِّ! اَحْبَبْنا اَنْ یَعرِفَ قَدَرنا فِی مِثلِ هذا الیومِ. فیقولُ اللهُ:یا احِبَّائِی اِرْجِعُوا و انْظُرُوا مَنْ اَحَبَّکُم لِحُبِّ فاطِمةَ، اُنظُرُوا مَنْ اَطْعَمَکُم لِحُبِّ فاطِمَةَ، انظُرُوا مَنْ کَساکُمْ لِحبِّ فاطمةَ، انْظُرُوا مَنْ سَقاکُم شَرْبَةً فِی حُبِّ فاطمةَ، اُنظُرُوا مَنْ رَدَّ عَنکُمْ غِیبَةً فی حُبِّ فاطمةَ، خُذُوا بِیَدِهِ وَادْخُلُوهُ الجَنَّةَ.
امام باقر(ع) فرمود: به خدا سوگند ای جابر! در روز قیامت حضرت فاطمه بسان پرنده ای که دانه خوب را از بد جدا می سازد، شیعیان و دوستداران خود را برگرفته نجات می دهد. هنگامی که شیعیانش با آن حضرت نزدیک در بهشت می رسند خداوند در دل آنان می افکند که برگردید و بنگرید! همین که برگشته توجه می کنند، خدای متعال می فرماید: ای دوستان من! چرا برگشته اید؟ با این که من در بین شما دختر حبیبم را به شفاعت پذیرفته ام؟ می گویند: پروردگارا! دوست داریم که قدر و منزلت ما در چنین روزی شناخته شود.
خداوند متعال می فرماید: برگردید و ببینید چه کسی شما را به خاطر دوستی فاطمه دوست داشته است. ببینید چه کسی شما را به خاطر محبت فاطمه اطعام کرده است، بنگرید چه کسی شما را به خاطر دوستی فاطمه لباس پوشانده است، بنگرید چه کسی به خاطر دوستی فاطمه یک بار شما را سیراب کرده است، بنگرید چه کسی غیبتی را از شما به خاطر دوستی فاطمه برگردانده است، دستش را گرفته او را داخل بهشت کنید!(بحار۲۱۶/۲۷)
مهم این است که "محبت" می تواند آغازگر سنخیت و همگونی با "محبوب" شود. اگر محبت فاطمه(س) در دل انسان رسوخ پیدا کند، بهترین انگیزه برای انجام کاری خواهد شد که مورد علاقه اوست، چرا که هنگامی که انسان کسی را دوست داشته باشد به طور طبیعی علاقه‌مند است کاری انجام دهد که او دوست دارد.
اما معرفت
بلندای شخصیت ملکوتی حضرت زهرا(س) را در این جمله واضح و مستحکم رسول خدا(ص) باید یافت؛ که پیامبر، دخترگرام خود به عنوان برترین زن از نظر سیادت در مجموع خلقت معرفی نمود، و پاره ای وجود خود و نور دیده خود و میوه قلبش و همه جانش معرفی نمود؛
«و أمّا ابنتی فاطمة فإنّها سیّدة نساء العالمین من الأوّلین و الآخرین، و هی بضعة منّی، و هی نور عینی، و هی ثمرة فؤادی، و هی روحی الّتی بین جنبیّ، و هی الحوراء الإنسیّة. متى قامت فی محرابها بین یدی ربّها (جلّ جلاله) زهر نورها لملائکة السماوات کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض».[ امالی صدوق] بدون ذره ای تردید؛ شخصیتی می تواند چنین جایگاهی در نزد سرور کائنات(ص) داشته باشد که از گوهر بی بدیل "عصمت" بهرمند باشد.
عصمت
نزاهت و پاکی از هر از آلودگی اعتقادی، اخلاقی و رفتاری در تمام مراتب ظاهری و باطنی نشان از "عصمت" است.
دقت دیگردرمعنای عصمت برای شناخت بلندای مقام عصمت که بالاترین و کامل ترین مراتب عصمت را بتواند در بر بگیرد ، این حدیث را ملاحظه فرمایید؛ شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار/۱۳۲ نقل نموده که امام صادق عصمت به "مبرابودن نفس ازتمام محرمات الهیه معنا فرمودند که دوری از همه مظاهر غیرخدائی را است؛ قَالَ الصادق(ع): اَلْمَعْصُومُ هُوَ اَلْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اَللَّه.وَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى:وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ .(آل عمران۱۰۱).
در واقع "معصوم" از همه عالَم منقطع بوده و به خدامتصل است؛ "یمنتع بالله عمن سواه"(مجمع البیان۴۸۷/۲)
تبیین عصمت کبرای زهرا(س)
حضرت فاطمه(س) صاحب مقام "عصمت کبری" است و در اینجاست که هرکسی؛ هرچقدر به عصمت نزدیکتر باشد، سنخیت بیشتری با آن حضرت خواهد داست و در نتیجه عنوان "فاطمیین" بیشتر بر او صادق خواهد بود. جامع ترین دلیلی که عصمت آن حضرت را در زوایای مختلف دنیوی و اُخروی  تثبت می نماید این بیان پیامبر(ص) است که صدوق در امالی به روایت ابن عباس نقل نموده: «‌دخترم فاطمه سیادت بر زنان عالَم دارد و پاره وجودم و نور چشمم و میوه قلبم و همه ی جانم عزیزم است، او وقتی در حال عبادت است آسمانیان را روشن می کند. -  و أمّا ابنتی فاطمة فإنّها سیّدة نساء العالمین من الأوّلین و الآخرین، و هی بضعة منّی، و هی نور عینی، و هی ثمرة فؤادی، و هی روحی الّتی بین جنبیّ، و هی الحوراء الإنسیّة. متى قامت فی محرابها بین یدی ربّها (جلّ جلاله) زهر نورها لملائکة السماوات کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض.»
این محبت والا، و تعریف و تمجید عجیب، یک امر عادی نیست و سر احساسات از پیامبر (ص) صادر نشده بلکه واقعا دارای یک خاستگاه ملکوتی است و شاهدش روایتی است که شیعه و سنی در عظمت حضرت زهرا نقل کرده اند که پیامبر(ص) فرمود: «رضایت و غضب فاطمه، ملاک است رضایت و غضب خداست - «إن الله یغضب لغضب فاطمة ویرضى لرضاها.» به برهان قطعی عقل؛ محال است که انسانی به مرتبه عصمت و پاکی از غیر خدا نرسیده باشد و معیار و ملاک رضایت و غضب الهی شود.
هماهنگی فاطمیین با حضرت فاطمه در برخی از مراتب عصمت
صد البته عصمت با این اوجِ محیر العقولش نصیب ما نیست، اما بدون تردید مراتب پایین عصمت را ما  می توانیم در خویشتن با پرهیز از گناه ترسیم کنیم و به وجود نورانی حضرت(س) تقرب و تشبّه پیدا کنیم.
این روایت که شیخ صدوق در کتاب الخصال آورده را نظر نمایید؛ «امام صادق (ع): قال ابلیس: خمسة لیس لی فیهن حیلة وسائر الناس فی قبضتی: من اعتصم بالله عن نیة صادقة واتکل علیه فی جمیع أموره و من کثر تسبیحه فی لیله ونهاره ومن رضی لاخیه جمیع اموره ومن کثر تسبیحه فی لیله ونهاره ومن رضی لاخیه المومن بما یرضاه لنفسه ومن لم یجزع علی المصیبة حین تصیبه ومن رضی بما قسم الله له ولم یهتم لرزقه؛ شیطان گفت: پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:
۱-هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند،
۲-کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید،
۳-کسی که برای برادر مومنش آن پسندید که برای خود می پسندد،
۴-کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد، بی تابی نمی کند،
۵-و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.»
اوج هماهنگی بیشتر ...
محبت و معرفت وقتی اوج پیدا می کند که سخن از مراتب بالاتری برای هماهنگی "فاطمیین" با حضرت فاطمه مطرح شود ، و آن تطبیق با آن سیره آن حضرت درهمه ابعاد اجتماعی و سیاسی می باشد.
برترین الگو در این زاویه؛ هماهنگی با خطبه حضرت زهرا(س) است.
الف ـ از سطح جامعه شناخت صحیح داشته باشیم ؛
مدینه در ظاهر دارای محبت و ارادت به پیامبر (ص) بود اما تحلیل حضرت فاطمه(س) از سطح جامعه؛ «نفاق» و «ضعف دینداری» است:
«قد ظهر فیکم حسیکة النفاق...قد سمل جلباب الدین...»
ب ـ  زیر پوست جامعه را نیز خوب بشناسیم ؛
حضرت زهرا(س) آنچرا مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود، بخوبی شناسائی، و معرفی فرمود.
مثل بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص ؛
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصة ...» در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی(ع) را به صورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده. و یا مثل اینکه مردم خواهانِ رهائی از قید و بند احکام و عقائد اسلام هستند: «نجوتم من الضیق بالسعة فمججتم ما وعیتم ...»
فاطمه زهرا(س) با توجه به این دو برداشت درست از جامعه خود، در سیره سیاسی اجتماعی خود سه کار مهم انجام داد که همو، الگوی "فاطمیین" تا قیامت خواهد بود‌ :
اولاً ؛ سکوت نکرد و طرح دعوا از حاکم در محکمه ای کرد که قاضی او "رب العالمین" بود و شاهد آن همه مسلمین حاضر در مسجد، بودند .
ثانیاً ؛ بر اساس قرآن و سنت پیامبر(ص) ضعف های حاکمیت اسلامی و مردم را طرح نمود وآن را بازگشت به جاهلیت معرفی کرد.
ثالثاً ؛ طرح دعوا و یا نقد خود را به گونه ای مدیریت کرد که ؛ تاریخ سه رویکرد او را به روشنی بیابد :
اول ) مخالفت وسلب مشروعیت ازحاکمیت
دوم ) اتمام حجت بر همگان
سوم ) حفظ امنیتِ دینی و امنیتِ اجتماعی شهروندان جامعه .
این سه بخش را شما در جملات ذیل که از فرمایشات حضرت زهرا است می یابید:
در مورد رویکرد اول) فرمودمد: از شما "دو نفر" ناراحتم و در هر نماز نفرین تان خواهم کرد ؛ «فانّى اشهد الله و ملائکته أنکما اسخطتمانى و ما أرضیتمانى، و لئن لقیت النبى لأشکونکما الیه...و الله لادعونّ الله علیک عند کلّ صلوة اُصَلّیها» .
و به حضرت امیر(ع) فرمودند: بر من نماز نخوانند و مرا شبانه دفن کن ؛ « اُوصِیکَ اَنْ لا یشْهَدَ اَحَدٌ جِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی.. وَلا تَتْرُکْ اَنْ یصَلِّی عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَلا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَادْفِنِّی فِی‌اللَّیل...»
در مورد رویکرد دوم ) به زنان مدینه فرمودند: "تظلم من به سوی شما نه برای یاری خواستن از شماست ، بلکه حکایت از سینه پر سوزم ونیز ؛ اتمام حجت برشماست؛ «نفثه الغیظ و خور القنا و بثة الصدر و تقدمة الحجة...» در مورد رویکرد سوم ) راه خود و اهل بیتش را نیز ، معرفی نمود که؛ صبر است و صبر. «نصبر منکم علی حزّ المدی» .
صفحه2 از133
بازگشت به بالا