احسان انصاری: با آغاز تغییرات در دولت، مطالبه افکار عمومی نسبت به تغییر مدیران ضعیف و حل مشکلات کشور جدی‌تر از گذشته شده است. این در حالی است که به نظر می‌رسد تغییرات در دولت در آینده آبستن اتفاقات مهمی خواهد بود. بدون شک یکی از انتقادات مهمی که به هر دو دولت حسن روحانی وارد می‌شود عدم استفاده از مدیران جوان و نادیده گرفتن توانایی‌های آنها بوده است. از سوی دیگر گردش نخبگان در دولت‌های آقای روحانی به خوبی صورت نگرفت و رئیس‌جمهور به دلیل اینکه کشور در شرایط مخاطره آمیزی قرار داشت خود را در یک چرخه مدیریتی بسته محدود کرد. این در حالی است که اگر دولت در زمینه‌های مختلف دارای چالاکی و سرعت عمل بیشتری بود شاید برخی از مشکلات کشور به وجود نمی‌آمد یا اینکه تاکنون مرتفع شده بود. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی انقلاب و دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده که می‌خوانید.
  • حضور مدیر ضعیف در منصب مدیریتی نیز به نوعی ظلم به جامعه است.
  • متأسفانه احزاب و گروه‌های سیاسی نیز بیش از آنکه به منافع ملی توجه کنند به دنبال منافع گروهی خود هستند و به صورت جزیره‌ای به محیط پیرامون نگاه می‌کنند.
  • باید به نقد و انتقاد سازنده توجه کرد و فضا را آزاد گذاشت تا مردم به راحتی دیدگاه‌های خود را به مسئولان منتقل کنند.
  • مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند که تا روز قیامت از آنها حمایت کنند.
  • نقد و انتقاد مردم از یک مدیر به معنای زیر سوال بردن کارنامه و سابقه وی نیست و بلکه به معنای نشان دادن خطای وی برای اصلاح آن است.
  • استفاده از افراد باتجربه فی النفسه بد نیست. با این وجود این امکان وجود دارد که چنین مدیری توانایی خود را از دست داده باشد.
  • ترامپ قصد دارد با اظهارات خود مسئولان جمهوری اسلامی را عصبانی کند تا اظهاراتی به زبان بیاورند که در نهایت به سود آنها تمام شود. در نتیجه ما نباید به شکلی رفتار کنیم که خواست ترامپ و نزدیکان وی باشد.
  • متن گفتگوی آیت الله موسوی تبریزی با روزنامه آرمان:
چرا در شرایط کنونی تغییر مدیران دولت یکی از دغدغه‌های اصلی افکار عمومی شده است؟ دیدگاه شما درباره تغییرات صورت گرفته در دولت چیست؟ تغییرات در دولت باید در چه زمینه‌ای ادامه داشته باشد؟
در مرحله نخست باید هدف تغییرات صورت گرفته در دولت را مشخص کرد. تغییر مدیران باید به صورت دقیق و همراه با عقلانیت و منطق باشد. بدون شک اگر یک مدیر بدون دلیل و استراتژی تغییر پیدا کند ممکن است پیامدهای منفی به همراه داشته باشد. این در حالی است که اگر تغییر مدیران با آینده نگری و برای بهبود وضعیت صورت بگیرد یک رویکرد سازنده خواهد بود. به نظر می‌رسد تغییرات صورت گرفته در دولت به دلیل موجی بوده که در بین افکار عمومی جامعه به وجود آمده و مسئولان برای اینکه این موج فروکش کند دست به این تغییرات زده‌اند. در گذشته نیز این اتفاق در کشور رخ داده است. در برخی از مقاطع تاریخ انقلاب برای اینکه هیجان‌های جامعه فروکش کند برخی از مدیران تغییر پیدا کرده‌اند. مسئولان کشور باید با بررسی‌های دقیق عملکرد مدیران بخش‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار بدهند و مدیران ضعیف را تغییر بدهند. حتی خود مدیران ضعیف نیز هنگامی که متوجه می‌شوند نمی‌توانند به مطالبات مردم پاسخ مثبت بدهند باید کناره‌گیری کنند و جای خود را به مدیران تازه نفس و قوی‌تر بدهند. مدیری که می‌داند فرد دیگری از نظر تخصص و تعهد وضعیت بهتری دارد باید خود زمینه را برای حضور وی مهیا کند. مدیری که می‌داند حضورش در منصب مدیریتی نمی‌تواند به حل مشکلات مردم کمک کند و با این حال بر حضور در این منصب اصرار می‌ورزد مانند کسی است که آتش جهنم را برای خود خریده است. از سوی دیگر حضور مدیر ضعیف در منصب مدیریتی نیز به نوعی ظلم به جامعه است. به نظر من مسئولان دولت باید بدون توجه به جنجال‌ها و هیاهوهای صورت گرفته از بهترین افراد در دولت استفاده کنند. از نظر شرعی تغییر مدیر ضعیف و استفاده از مدیر قوی‌تر واجب شرعی است. این در حالی است که در شرایط کنونی مردم با مشکلات زیادی مواجه هستند و به همین دلیل باید از مدیران قوی برای حل مشکلات مردم استفاده کرد. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی برخی از مدیران جامعه توانایی لازم را برای حل مشکلات مردم ندارند. با این وجود در مقابل هرگونه تغییر مقاومت می‌کنند و اجازه تغییر را به مدیران بالادستی خود نمی‌دهند.
به نظر شما با چنین مدیرانی چگونه باید برخورد کرد؟
پیامدهای مدیریت ضعیف تا سال‌ها باقی می‌ماند و این نکته را می‌توان با نگاهی به گذشته به خوبی مشاهده کرد. این وضعیت به خصوص در زمینه سوءاستفاده مالی برخی از مدیران شکل پررنگ‌تری به خود می‌گیرد. بنده معتقدم در طول تاریخ جمهوری اسلامی توجه کمی به این مسأله صورت گرفته و ما در انتخاب مدیران دقت زیادی انجام نداده‌ایم. در دهه نخست انقلاب اسلامی مسائلی مانند انقلابی بودن یا مذهبی بودن بیشتر ملاک انتخاب مدیران جامعه بود. پس از این مقطع زمانی نیز برخی مسائل در انتخاب مدیران نقش بیشتری پیدا کرد. به عنوان مثال در برخی از زمینه‌ها تخصص و تعهد نادیده گرفته شد و روابط بر ضوابط تقدم پیدا کرد. به همین دلیل نیز بسیاری از مشکلات کنونی جامعه مانند بیکاری، بحران‌های اجتماعی و عدم استفاده از متخصصان ریشه در این نوع برنامه‌ریزی دارد. متأسفانه احزاب و گروه‌های سیاسی نیز بیش از آنکه به منافع ملی توجه کنند به دنبال منافع گروهی خود هستند و به صورت جزیره‌ای به محیط پیرامون نگاه می‌کنند. منظور بنده از جزیره‌ای بودن نیز این است که گروه‌ها و احزاب سیاسی تنها به جزیره خود فکر می‌کنند و دغدغه‌های گروهی آنها در اولویت نخست قرار دارد. در شرایط کنونی یکی از چالش‌های مهم جامعه ما حضور برخی مدیران ضعیف در برخی از بخش‌ها است. به همین دلیل نیز مسئولان بالادستی باید در رویکرد این مدیران تغییر ایجاد کنند و به جای آن از مدیرانی استفاده کنند که بتوانند رویکرد قوی‌تری در مدیریت کشور ایجاد کنند و تلاش بیشتری برای حل مشکلات مردم از خود نشان بدهند.
آیا تغییرات صورت گرفته و زمزمه تغییرات جدی‌تر تنها برای خاموش کردن موجی بود که در این زمینه در افکار عمومی شکل گرفته بود؟
بنده معتقد نیستم همه این تغییرات برای فروکش کردن موج افکار عمومی بوده است. با این وجود معتقدم بخش‌هایی از این تغییرات با توجه به مطالبه مردم صورت گرفته است. البته این مسأله خاصی نیست و در همه کشورهای جهان مسئولان با توجه به مطالبات عمومی جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند یا در سیاست‌های خود تغییر ایجاد می‌کنند. بدون شک باقی ماندن برخی از مدیران در مناصب خود به کشور ضربه می‌زند و به همین دلیل هرچه سریع‌تر باید مدیران جدیدی را جایگزین این افراد کرد. نکته دیگر اینکه باید به نقد و انتقاد سازنده توجه کرد و فضا را آزاد گذاشت تا مردم به راحتی دیدگاه‌های خود را به مسئولان منتقل کنند. هرچه فضا برای انتقاد و اظهارنظر آزادتر باشد به همان میزان مردم با شفافیت و صراحت بیشتری با مسئولان صحبت می‌کنند و مشکلات را به آنها گوشزد می‌کنند. در مقابل هرچه فضای انتقاد بسته‌تر باشد مردم نمی‌توانند چالش‌ها و مشکلات را بیان کنند و درنتیجه مشکلات جامعه روزبه‌روز بیشتر می‌شود. در شرایط کنونی برخی خود را از مردم جدا فرض کرده و با استفاده از رانت‌های مختلف شرایطی را برای خود ایجاد کرده‌اند و به مردم نیز پاسخگو نیستند. به همین دلیل نیز باید فضای نقد و انتقاد در جامعه رشد پیدا کند تا پشت پرده برای افکار عمومی روشن شود و مردم از جزئیات تصمیم‌گیری درباره کشور آگاهی داشته باشند. مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند که تا روز قیامت از آنها حمایت کنند. هنگامی که مردم مشاهده کنند مسئولان به دغدغه‌های آنها توجه می‌کنند و تلاش می‌کنند که این دغدغه‌ها مرتفع شود همچنان به حمایت از آنها ادامه می‌دهند. این در حالی است که زمانی که این اتفاق رخ ندهد و مسئولان در تحقق مطالبات مردم ناتوان باشند مردم نیز حمایت خود را از آنها برمی دارند یا اینکه کمتر می‌کنند.
آیا اعضای کابینه از تعامل کافی برخوردار هستند؟ چرا برخی از مدیران دولت آقای روحانی که تمایلی برای ادامه همکاری ندارند همچنان در دولت باقی مانده‌اند؟
مدیری که خودش را فاقد انگیزه لازم برای ادامه مدیریت می‌داند از همین فردا نباید در محل کار خود ظاهر شود و به آقای رئیس‌جمهور اعلام کند که انگیزه لازم برای ادامه خدمت را ندارد. با این وجود به نظر می‌رسد برخی از مدیران از توانایی کافی برای خدمت برخوردار هستند، اما از انتقاد کردن و به چالش کشیده شدن هراس دارند و به همین دلیل حاضر نیستند در مناصبی که در اختیار دارند ریسک کنند و قدرت عمل خود را بالا ببرند. هیچ مدیری نباید از نقد و انتقاد هراس داشته باشد. نقد و انتقاد مردم از یک مدیر به معنای زیر سوال بردن کارنامه و سابقه وی نیست و بلکه به معنای نشان دادن خطای وی برای اصلاح آن است. با انتقاد کردن عملکرد مدیران به صورت واقعی برای آنها روشن می‌شود و مردم عنوان می‌کنند که یک مدیر در چه زمینه‌هایی ضعف داشته و در مقابل در چه زمینه‌هایی عملکرد قابل قبولی داشته است. مدیری که عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کرده و برای حل مشکلات مردم تلاش زیادی انجام داده به هیچ عنوان از نقد و انتقاد کردن هراس ندارد.
رویکرد آقای روحانی در دو دولت خود استفاده از مدیران باتجربه بوده اما این مسأله سبب پیر شدن و عدم چالاکی کابینه شده است. این در حالی است که مدیران جوانی که در دولت وجود دارند، عملکرد قابل قبولی از خود نشان داده‌اند. چرا آقای روحانی تمایلی به جوان کردن کابینه از خود نشان نمی‌دهند؟
آقای روحانی معتقد هستند باید از تجربه مدیرانی که درگذشته کارنامه ممتازی داشته‌اند استفاده کرد و به همین دلیل نیز تلاش کردند در کابینه خود از مدیران باتجربه با کارنامه موفق استفاده کنند. تجربه مدیران از سرمایه مردم شکل گرفته و مردم و جامعه برای تربیت چنین مدیرانی هزینه داده‌اند. حضرت علی(ع) در روایتی عنوان می‌کنند: «تجربه گذشتگان چراغ راه آِیندگان است». به همین دلیل مسائلی که امروز برای مردم وجود دارد در گذشته نیز به شکل‌های مختلف وجود داشته و به همین دلیل کسانی که از گذشته تجربه دارند می‌توانند به حل مشکلات کنونی جامعه کمک کنند. کسانی که از تجربه گذشتگان استفاده می‌کنند زندگی بهتر و متعادل‌تری دارند و با مشکلات کمتری مواجه هستند. در نتیجه استفاده از افراد باتجربه فی النفسه بد نیست. با این وجود این امکان وجود دارد که چنین مدیری توانایی خود را از دست داده باشد.
دیدگاه شما درباره مواضع اخیر دونالد ترامپ و واکنش مسئولان کشور نسبت به اظهارات وی چیست؟
در شرایط کنونی ترامپ در کشور آمریکا دارای منتقدان جدی است و اغلب مردم آمریکا با رویکرد وی موافق نیستند و وی را رئیس‌جمهور بزرگی قلمداد نمی‌کنند. به همین دلیل نیز وی تلاش می‌کند با جنجال‌آفرینی این ضعف را پنهان کند و به شکلی رفتار کند که سیاست‌هایش با حمایت اکثریت مردم آمریکا صورت گیرد. به نظر من مسئولان جمهوری اسلامی نباید به اظهارات ترامپ واکنش نشان بدهند و بیشتر به دنبال این باشند که مشکلات داخلی کشور را حل کنند. پس از جنجال‌آفرینی‌های ترامپ ما مشاهده می‌کنیم که مسئولان کشور به هم نزدیک‌تر شده و مواضع مشابهی اتخاذ می‌کنند. در نتیجه در شرایط کنونی عبارت «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، بین مسئولان صدق پیدا کرده است. اگر مسئولان تلاش کنند که مشکلات مردم را حل کنند و شرایطی را به وجود بیاورند که مردم از زندگی خود راضی باشند مردم نیز از مسئولان حمایت خواهند کرد و در نتیجه ترامپ هیچ غلطی نخواهد کرد. بدون شک جمهوری اسلامی نسبت به30 سال پیش بسیار قدرتمندتر شده و از توانایی بیشتری برخوردار شده است. ترامپ قصد دارد با اظهارات خود مسئولان جمهوری اسلامی را عصبانی کند تا اظهاراتی به زبان بیاورند که در نهایت به سود آنها تمام شود. در نتیجه ما نباید به شکلی رفتار کنیم که خواست ترامپ و نزدیکان وی باشد تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.
محمد جعفر سعیدیان فر                                  
آسیب شناسی زمان درنهج البلاغه در کلمه قصار ۱۰۲
«وَ قَالَ ع يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يُقَرَّبُ فِيهِ إِلَّا الْمَاحِلُ وَ لَا يُظَرَّفُ فِيهِ إِلَّا الْفَاجِرُ وَ لَا يُضَعَّفُ فِيهِ إِلَّا الْمُنْصِفُ يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْماً وَ صِلَةَ الرَّحِمِ‏ مَنّاً وَ الْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ النِّسَاءِ وَ إِمَارَةِ الصِّبْيَانِ وَ تَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ»
زمینه صدور حکمت ها:
می دانیم که نهج البلاغه توسط گردآورنده آن سیدرضی به سه بخش تقسیم شده است: اول خطبه ها  که به صورت رسمی در  مقام  و جایگاه خطابه ایراد شده است. تعداد خطبه ها 241 است که عمده آنها در دوران کوتاه  خلافت و امامت امام علی(ع) صادر شده است. دوم نامه ها که تعداد آن 79 می باشد. سوم حکمت ها و کلمات قصار و کوتاه که تعداد آن 480 می باشد این حکمت ها درمحاوره و مناسبت های اجتماعی و درجایگاه های مختلف و با افراد متفاوت مطرح شده که به  صورت کاربردی پدید آمده و درس آموزی های زیادی برای انسانها در بردارد.
آسیب شناسی زمان درحکمت102:
اين سخن حكمت آميز و پرمحتوا هشدارى است از سوی امام علی(ع) به اصحاب و پيروانش و زمانى را پيش بينى مى كند که با دگرگونی های اجتماعی و انحطاط اخلاقی، سه گروهِ دارای ویژگهای اخلاقی پست و بى ارزش، درجامعه با ارزش معرفی می شوند  و سه كار نيك و گرانبها، زشت و بد شمرده مى شود و سه گروه نالايق یا زمام  حكومت ها را به دست مى گيرند و یا تاثیرگذار اصلی بر زمامداران آن زمان می شوند.
آسیب های9گانه:
۱- بر مردمان روزگارى آيد كه جز سخن چين را ارج ننهند و جز با بدگوى ديگران مقرب نشود: «يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لاَ يُقَرَّبُ فِيهِ إِلاَّ الْمَاحِلُ»؛ عیب جویان چون فاقد شایستگی هستند با ابزار سخن چینی شایستگان را کنار می زنند و خود را به حاشیه قدرت رسانده و مقرب درگاه قدرتمندان می شوند.
2- كسى جز بدكار و هرزه ظريف به شمار نيايد و تنها فاجرانِ بدكار ظريف و لطيف شمرده مى شوند: «وَلاَ يُظَرَّفُ فِيهِ إِلاَّ الْفَاجِرُ»؛ باجابجائی و مسخ ارزشها جز بدكار را خوش طبع نخوانند و جز زشتكار را زيرك نشمرند.
3- افراد با انصاف، ضعيف و ناتوان محسوب خواهند شد: «وَلاَ يُضَعَّفُ فِيهِ إِلاَّ الْمُنْصِفُ» اشاره به اين كه در آن زمان نظام ارزشى اسلام و احكام الهى و كتاب و سنت وارونه مى شود، افراد زشت سيرت و گنه كار و فاسد بر سر كار مى آيند و نيكان را از صحنه اجتماع به عقب مى رانند. در چنين شرايطى منكر معروف و معروف منكر مى گردد.
تعبير به «ماحِل» از ماده «مَحْل» «بر وزن جهل» به معناى مكر و حيله و در اصل به معناى خشك و بى حاصل بودن زمين است. افراد حيله گر و سخن چين و مكّار را به همين سبب ماحل گفته اند. «فاجِر» اشاره به افراد بى بند و بارى است كه هرچه بر زبانشان آمد مى گويند و از شوخى هاى ركيك و زشت ابا ندارند و آن را نوعى شوخ طبعى و ظرافت و لطافت مى شمرند. «مُنْصِف» كسى است كه حق مردم را به خوبى ادا مى كند؛ ولى در محيط زشت كاران چنين كسى آدمى ضعيف، ناتوان و بى دست و پا شمرده مى شود و در نظر آنها افرادى كه اموال و ثروت فراوانى از راه حرام و غصب حقوق مردم گردآورى مى كنند، آدم هاى زرنگ و لايقى هستند.
4- در آن زمان كمك به نيازمندان – صدقه- خسارت و ضرر شمرده می شود: «يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْما»؛ آرى در زمانى كه ايمان و اخلاق از جامعه برچيده شود و مسخ ارزشها و جا به جائی آن صورت گیرد مردم دليلى نمى بينند كه به نيازمندان كمك كنند و طبق محاسبه هاى ظاهرى مى گويند: فلان مقدار به فلان نيازمند داديم و به همان اندازه از سرمايه ما كم شد و در آن روزگار، صدقه زيان به شمارمی آيد؛ درحالی که نباید این گونه اندیشید چون فقرا در اموال اغنیا طبق نص قرآن در سوره معارج حقی محفوظ و مشَخَص دارند که باید به آنها پرداخته شود. خداوند یکی از ویژگی نمازگزاران را این گونه توصیف می کند: آنان كسانى هستند که در اموالشان حقی است معلوم «وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ‏» براى تقاضا كنندگان و محرومان« لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ‏» (معارج (70) آیه:24-25) و در سوره توبه درباره بادیه نشنینان – اعراب- می گوید گروهى از اين عرب هاى باديه‏نشين كسانى هستند كه به دليل نفاق، كفر، بُخل و تنگ نظرى‏شان، هر گونه خدمت مالى در راه خدا را ضرر مى‏پندارند نه يك موفقيت و تجارت پر سود «و مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً» (توبه(9) آیه:98)
5- هنگامى كه به ديدار بستگان خود مى روند آن را دِين شرعى و اخلاقى و انسانى به شمار نمى آورند؛ بلكه گويى نعمت بزرگى به آنان داده اند و بر آنان منت مى نهند: «وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً»؛ صله رحم وظيفه دينى و انسانى است كه هر كس موفق به آن شود بايد خدا را شكر گويد و مفتخر باشد نه اين كه وسيله منّت گردد.
6- عبادت كه وظيفه هر انسانى در پيشگاه خداست وسيله برترى جويى بر مردم خواهد بود: «وَالْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ» و اين خسارت بزرگی است كه اشخاص وظيفه عبادى خود را انجام دهند و به جاى اين كه خضوع و تواضعشان بيشتر شود خود را از ديگران برتر و بلند مقام تر بشمرند. عبادت مكتب عالى تربيت انسان است و بايد وسيله تواضع و خضوع انسان در پيشگاه خدا برای رسیدن به قرب و کمال شود نه اینکه ابزاری درجهت منفعت طلبی و برتری جوئی برمردم شود.
7- در چنان روزگارى حكمرانى با مشورت كنيزان صورت گیرد:«فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ النِّسَاءِ {الْإِمَاءِ}»؛ بى شك در اسلام زنان در بسيارى از حقوق با مردان برابرند، بلكه گاهى از آنان پيشى مى گيرند. در بعضى از نسخه ها و حتى نسخه مرحوم سيّد رضى در خصائص الائمه شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید به جاى نساء «الْإِمَاءِ» آمده است كه اشاره به كنيزانى است كه در دربار خلفا حاضر بودند و مورد علاقه شديد آنها قرار داشتند. آنها نيز از اين علاقه استفاده كرده و در مسائل حكومت دخالت مى كردند و حتى افرادى كه مى خواستند در امور حكومت تأثير بگذارند گاهى از طريق آنها در خليفه يا پادشاه نفوذ مى كردند. موضوع کنیزان حرمسراها و چگونگی ابزار شدن آنان برای تاثیر گذاری بر عزل و نصب وحتی مجازات های و چشم درآوردن ها و کشته شدن انسان های بسیار حتی از قدرتمندان وحاشیه نشنینان آنان توسط خلفای جور و مستبدان، صفحات تاریخ را پرکرده است.
8- امير بودن و فرماندهى از آن كودكان و خردسالان: «وَ إ ِمَارَةِ الصِّبْيَانِ».
9- تدبير با خواجگان: «وَ تَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ» .
منظور از «امارة الصبيان» -  حكومت كودكان- ممكن است مفهوم ظاهرى آن باشد كه در طول تاريخ بارها كودكان كم سن و سالى به حكومت رسيده اند و امر حكومت به دست مادر يا بستگان نزديك آنها انجام مى گرفت و يا معناى كنايى آن مراد باشد: يعنى كسانى كه افكار بچه گانه دارند و دورنگر نيستند به حکمرانی برسند. «تدبير الخصيان» - تدبير خواجه ها- به این معنی است که در بعضى از دوران هاى تاريخى، خلفا يا پادشاهان حرمسراى گسترده اى داشتند و مردانى را بر آنها مى گماردند كه خواجه باشند تا بتوانند بر آنها اعتماد كنند. آنان با كمك همسران پرنفوذ شاهان و خلفا منويات خود را در حكومت اجرا مى كردند و كسانى كه در حاشيه بودند از نفوذشان استفاده مى كردند و به اين ترتيب نظام جامعه در مسيرهاى غلط و در طريق منافع اشخاص خاصى قرار مى گرفت. نكته قابل توجه این که همه انسانها خواهان ارزش هاى واقعى و طالب اشياى گرانبها و مقامات عالى و شخصيت و احترامند؛ ولى ارزش ها را چه كسى تعريف يا تعيين مى كند؟ و فرهنگ سازان ارزشی کیانند؟ در پاسخ باید گفت كسانى كه زمام حكومت يا رشته فكرى مردم را در دست دارند، يعنى ارباب قدرت، علما و فرهیختگان ارزش ها را تعيين  و فرهنگ سازی مى كنند؛ حال اگر آنها از مسير منحرف شوند و به جاى ارزش هاى واقعى ارزش هاى خرافی و كاذبى را عرضه بدارند، نظام ارزشى جامعه دگرگون مى شود و مردم ارزش هاى واقعى را رها كرده، به دنبال ارزش هاى كاذب مى روند. در دوران جاهليت كه ارزش انسان ها را ثروت و فزونى فرزندانشان تعيين مى كرد هنگامى كه قرآن بر مردى نازل شد تهى دست و فاقد پشتيبان هاى انسانى، تعجب كردند و گفتند: «لَوْلا نُزِّلَ هذا الْقُرْآنُ عَلى رَجُل مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٌ» (زخزف (43) آیه:31) چرا اين قرآن بر يكى از ثروتمندان با شخصيت مكه و طائف نازل نشده است يا فرعون هنگامى كه موسى را در لباس چوپانى ديد تعجب كرده گفت: «فَلَوْلاَ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّنْ ذَهَب» (زخزف(43)آیه:53)  چرا موسى دستبندهاى طلا ندارد بر اين اساس مهم ترين كارى كه پیامبراسلام(ص) انجام داد همان انقلاب ارزشى بود. او میزان سنجش ارزش انسان را ثروت و قدرت قرار نداد کرامت انسان را مطرح کرد  و تقوا را نشانه ارزش انسانى شمرد و شعار «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ» (حجرات (49) آیه:13)  جاى شعارهاى جاهلى را گرفت و همين امر همه چيز را منقلب و دگرگون ساخت و انسان ها را از بيراهه ها به مسيرهاى واقعى هدايت نمود.
هادی سروش
مرکز اندیشه و تفکر ، باید با جریان خون تازه زنده و شاداب باشد.خون تازه در تفکر و اندیشه در این است که با توجه به نیازها و مقتضیات جدید ، اندیشه و تفکر انسان به روز باشد. مگر می شود در جهانی که همه چیز در حال نو شدن است و حتی دین خدا هم در عین خاتمیت ، زمینه نو به نو شدن را فراهم آورده ، بر همان اندیشه های گذشته اصرار ورزید؟! خدا می داند “جمود و تحجر” بر باورهای گذشته چه پدری از دین و دنیای آدمیان که پای بند اعتقادات گذشته خود بوده اند، در آورده ؟!
صدها مسئله شرعی در گذر زمان تفاوت کرده ، چرا امروز در برابر تفاوت های جدید ، برخی استقامت می کنند؟
دیروز گذشته ؛ برای “تعیین” پدر برای فرزندی که دو مرد ادعای پدر بودنش را داشتند ، متوسل به “قرعه” می شدند، ولی امروز با آزمایش “دی ان ای ” پدر بودن شخص را ، “تشخیص” می دهند و نه اینکه “تعیین” کنند. امروز از اعماق زمین تا اوج آسمان و کهکشان، نیاز به بهترین ره آوردهای نو فکری، که از یک فقه کارمد سرچشمه گرفته باشد، داریم .
بزرگان اجازه به مانند من کوچکی دهند که دو سوال کنم:
آیا اجتهادی که در مدرسه فقاهت امام صادق(ع) کلید زده شد و همه فقیهان عصر خود را جذب مدنیه و مدرسه امام صادق(ع) کرد، محدود به تبدیل کردن فتوای از “احوط” ، به “اقوی” و یا بالعکس ، بوده ؟
و سوال دوم ؛ آیا رویه شیخ الطائفه شیخ طوسی ؛ در بسط فقه ، از یک جلد به ده جلد کتاب شریف “المبسوط” در طول این هزار سال ادامه یافته ؟
ناله ها و غصه های استادشهید مطهری هنوز که هنوز است درمان نشده که ؛ متاثر بود ، چرا در فقاهت فقیهان دو منبع بزرگ و بی نهایت پرفائده بنام ؛ “قرآن” و “عقل” ، جایگاه شایسته خود را ندارد.
خدا ، استاد عزیز ما حضرت آیت الله جوادی آملی را حفظ کند که مستقیم به صاحب این قلم فرمودند: آیا فقیه نباید گاهی سر از کتاب بلند کند و جامعه را هم ببیند ، تا آنچه در صفحات کتاب دیده را با جامعه منطبق سازد و بعد فتوا دهد؟
برای جامعه ونسل جوان امروز ما دردناک است که ما در بحث های نه چندان پیچیده ای مانند ؛ بانک و مناسبات مالی داخلی و جهانی ، فیلم و هنر و ورزش ، روابط اجتماعی زنان ، حضور اقلیت ها ، و .. با جمود بر اندیشه های گذشته ؛ بیاییم و در مورد بانکها؛ سخن از اتهام به ربا ، و در مورد فیلم و هنر و روابط اجتماعی زنان ؛ سخن بی بندباری ، و در مورد دخالت اقلیت ها در سرنوشت شان و بهرمندی از حقوق شهروندیشان ؛ تمسک به قاعده “حرمت تسلط کافر بر مسلمان” کنیم و جلوی رشد و پویایی گرفته شود.
به حمدالهی ؛ علم فقه که یادگار اهلبیت (ع) است مانند تفسیر و عرفان و کلام ، دارای چنان عظمت و ژرفائی است که تا قیامت میتوان در مقابل همه نیازهای بشر ، از آن بهرمند بود.
خلاصه ؛ جنجالی شدن اموری مانند کنسرت و یا حضور زنان در ورزشگاهها و یا حضور یک غیر مسلمان در شورای شهری ، نه تنها در شآن جمهوری اسلامی نیست، بلکه نشان از عدم جریان صحیح خون در عروقِ فکریِ بخشی از جامعه دارد ، و این تامل برانگیز است!
محمدصادق کاملان: حاکم در بیان شفاف مسایل به مردم، حق تصمیم گیری ندارد. یک کارشناس دین و استاد دانشگاه و حوزه گفت: حفظ آبرو و عزت حکومت در گرو حفظ عدالت است. حاکم باید حقوق مردم را حفظ کند و لازمه آن اینکه تصرفاتی که در آن اموال می شود را پنهان نکند؛ حاکم باید با شفافیت به خصوص در عرصه اقتصادی مسایل را به صورت تام و تمام برای مردم تبیین کند.
حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان در گفت وگو با شفقنا ضرورت صیانت از بیت المال توسط حکومت را امری ضروری دانست و اظهار کرد: حکومت و اموالی که از مردم و جامعه در اختیار حکومت است، اختیاراتی که حکومت در رابطه با تصرف آن اموال و بیت المال دارد یا محدود کردن اختیارات مردم یا توسعه دادن در اختیارات مردم، همه حق الناس است به عبارت دیگر حکومت یک امر الهی نیست بلکه یک امر انسانی است که مردم برای اداره جامعه خود آن را بر می گزینند چون هر فردی نمی تواند با نظر و اراده خود یک سلسله تصرفاتی را در مملکت، کشور، جامعه و اموال عمومی داشته باشد و هر نوع رفتاری که خواست انجام دهد چرا که در این صورت هرج و مرج به وجود می آید.
این استاد حوزه ادامه داد: تضاد منافع در میان مردم موجب آشفتگی، گرفتاری و تضارب می شود، اما این مردم برای اداره بهتر امور زندگی و جامعه خود فردی را یا به صورت پادشاه یا رییس جمهور یا با نام دیگری به عنوان رییس خود انتخاب می کنند، این امر در جامعه های متمدن امروزی به این شکل است که از طریق انتخابات و رأی انتخاب می شود، در گذشته جامعه های دموکراتیک نبود و معمولاً براساس نسب و حسب اداره می شد به عنوان مثال کدخدا در حد روستا و ده به صورت نسل در نسل و اینکه از کدام تیره باشند، انتصاب می شدند و انتخابی در کار نبود، ولی به هر حال هیچ جامعه ای بدون رییس یا کسی که حرفشان را مردم بشنوند و بپذیرند و تلقی و قبول کنند، در هیچ زمانی نبوده است بلکه همه جوامع براساس یک نظم عقلانی بوده است.
کاملان گفت: شخصی مسئولیت را برعهده می گیرد که جامعه را به نحو احسن اداره کند یعنی بتواند منافع مردم و جمعیتی که به او رأی دادند را حفظ و صیانت کند و از اموال و مرز و بوم آن کشور و مملکت مراقبت کند و محیط را سالم نگاه دارد و بتواند مردم را به لحاظ اشتغال سرپا نگاه دارد، به گفته قرآن لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ؛ حکومت حق مردم است، ما سلسله انبیاء را فرستادیم و کتاب های آسمانی را نازل کردیم و هدف این بود که با جامعه براساس عدل و عدالت اداره شود بنابراین اساس عدل و حفظ و صیانت از اموال و موقعیت اجتماعی مردم چه در داخل و چه در میان کشورهای دیگر است؛ حفظ جامعه و به واسطه آن حفظ آبرو و عزت در گرو حفظ عدالت است به همین دلیل حکومت یک امر مردمی است و در اسلام به هیچ شکل خاصی از حکومت اشاره نشده، اما در حکومت با هر عنوانی (جمهوری یا طاغوت) باید اصل عدالت و کرامت انسان ها حفظ شود و استبداد که ضد کرامت انسان و ضد عدالت است، وجود نداشته باشد لذا به طور طبیعی استبداد خلاف عقل و شرع است، حکومت ها باید اصل و اصول دین و عدل را حفظ و رعایت کنند یعنی حاکم باید بر ضد و خلاف مذهب و دین نباشد.
کاملان با اشاره به اینکه حاکم باید حقوق مردم را حفظ کند و لازمه حفظ حقوق مردم این است که از مردم حق، اموال و تصرفاتی که در آن اموال می شود را پنهان نکند، اظهار کرد: حاکم باید با شفافیت به خصوص در عرصه اقتصادی مسایل را به صورت تام و تمام برای مردم تبیین کند که اموال آنها را به چه صورتی حفظ می کند و چگونه از صیانت کشور و عزت، کرامت و شرافت دفاع می کند. حاکم به طور طبیعی باید براساس شفافیت و وضوح تمام عمل کند، حق و مال خودش نیست که بگوید بخشی را بیان می کنم و بخشی را بیان نمی کنم، حاکم حقی ندارد که بخواهد در این موارد تصمیمی بگیرد. اگر مصلحت جامعه اقتضا کند و مسایل امنیتی باشد که اگر بیان و پخش شود دشمن از آن سوء استفاده می کند در این صورت مسایل امنیتی و مصلحت مردم اقتضا می کند که در اینجا خیلی بیان نشود، مانند زمان جنگ و امور جنگ که فرمانده نباید میان سربازان بیاید و تاکتیک عملیات را برای آنها بیان کند بلکه باید فرمانده کل برای فرماندهان زیر دست خود تا جایی که ضرورت دارد، مسایل را بیان کند چرا که در این بخش شفافیت به ضرر امنیت جامعه و مردم است وگرنه اصل بر این است که حق الناس است و ربطی به حاکم ندارد که در مورد بیان یا عدم بیان آن تصمیم بگیرد.
ا ین استاد دانشگاه در مورد توصیه ها و دستورالعمل های مبارزه با فساد در اسلام گفت: هم فیلسوفان اجتماعی این مسایل را  بیان کردند و هم در فقه و قرآن این مساله به طور مفصل بیان شده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: اِنَّ اللّه لایحبّ المفسدین؛ خداوند دشمن فساد و مفسدین است؛ قطع نظر از آیات، عقل انسان ها صریحاً می گوید که فساد زشت است و باید با آن مبارزه کرد، آن زمان فیلسوفان اجتماعی، فقها و مفسرین ما اصرارشان بر آزادی بیان و آزادی های فردی است، اصل آزادی مطبوعات و رسانه بر همین است که اگر این آزادی ها نباشد فساد جایگیزین صلاح می شود چون طبع انسان به طور طبیعی زیاده خواه است، می خواهد منافع بیشتری را به سوی خود جلب کند، مگر فرد عصمت داشته باشد که خدا او را نگاه می دارد.
کاملان افزود: اصل شفافیت با آزادی بیان تأمین می شود، ابزار شفافیت آزادی بیان و آزادی رسانه است که بتواند مطالب را برای مردم تبیین کند و آمار و ارقام درست و صحیح را بیان کند و مردم از آگاهی بالایی برخوردار شوند و در جریان امور کشور قرار بگیرند، آنجاست که دست از پا نمی تواند خطا کند. علت اینکه در کشورهای آزاد سطح فساد به شدت پایین است به این دلیل هست که رییس جمهور، نخست وزیر، کارمند و نماینده مجلس آن نمی توانند دست از پا خطا کنند. فسادهایی که در کشورهایی که معمولاً از آزادی بیان و اطلاعات برخوردار نیستند می بینید اصلاً در کشورهای آزاد نمی بینید. به عنوان مثال کشور عربستان براساس استبداد و کاملاً خانوادگی و نژادی اداره می شود، همه اموال برای شخص خودشان است لذا ولیعهد عربستان کشتی مخصوصی با قیمتی بالا برای خانواده خود می خرد، ولیعهد عربستان بیت المال را حق مسلم خود می دانند و کسی هم نمی فهمد چون آزادی نیست.
کاملان در مورد علت نهادینه شدن فساد در برخی از کشورها اظهار کرد: وقتی شفافیت به عنوان یک اصل عقلایی پذیرفته نشود و از سوی دیگر وقتی ابزار برای بیان مطالب و گردش آزاد اطلاعات در اختیار نباشد یعنی تا یک مجله ای و روزنامه ای یک کلامی می نویسد فوراً به عنوان تشویش اذهان فرد را محکوم نکنند و شخص هم حاضر نمی شود هزینه های سنگین کذایی برای بیان مطالب بدهد و فساد نهادینه می شود به این دلیل که دقیقاً مردم را از آگاهی به دور می دارند و در جهل نگاه می دارند و کسی هم جرأت نمی کند مسایل را تبیین کند و به بحث بگذارد و نظرات مخالف و موافق گفته شود و توده مردم بفهمند که آثار تبعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن چیست بنابراین به دنبال اصل عدم شفافیت و اصل عدم حرکت اطلاعات در مطبوعات و رسانه ها، فساد به وجود می آید و فساد یک امر طبیعی استبداد است.
محمدتقی فاضل میبدی
برخورد دستگاه قضایی یا نیروی انتظامی با مساله بدحجابی تاكنون مثمرثمر نبوده است. هر نوع برخورد خشن و تندی كه با بدحجابی صورت گرفت، نتوانست نظر متولیان آن را نیز تامین كند. بنابراین اقدامات فرهنگی و آموزشی در این زمینه باید جایگزین برخوردهای خشن و كیفری شود. حتی لازم نیست كه بدحجابی را به مساله اصلی كشور تبدیل كنیم و بودجه عظیمی برای آن كنار بگذاریم. اینكه نیروهای دولتی و حاكمیتی را برای مساله بدحجابی بسیج كنیم، در شرایطی كه مشكلات عدیده اقتصادی، سیاسی و سیاست خارجی اولویت بیشتری دارد، اقدام درستی نیست. حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش باید به فرهنگ‌سازی در مورد حجاب ادامه دهند و در همین حد كافی است. اینكه بودجه زیادی برای این كار خرج كنیم، نه تنها گرهی از مشكل باز نمی‌كند بلكه باعث اعتراض در جامعه نیز خواهد بود.
مهم این است كه دستگاه قضایی و نیروی انتظامی خود را از این مساله كنار بكشند و موضوع را به دستگاه‌های تبلیغاتی واگذار كنند. نباید فراموش كرد كه گستردگی اقدامات خشن در كشور ممكن است فضای اعتراضی را در جامعه به وجود آورد. چنان‌كه تاكنون نیز شاهد اعتراض‌هایی در این رابطه بوده‌ایم. نباید بگذاریم كه چنین مسائلی به تقابل با حكومت كشیده شود. برخی رفتارهای نسنجیده ممكن است چنین پیامدهای ناگواری داشته باشد و به كشور هزینه تحمیل می‌كند. حاكمیت باید موضوع را از دستور كار خود خارج كرده و به مسائل مهم‌تر بپردازد. مشكلات كلان و مهمی در كشور وجود دارد كه باید به آنها رسیدگی شود. رسیدگی به مفاسد اقتصادی و بحران ارزی در كشور اولویت دارد. دغدغه حاكمیت باید حل این مسائل در كشور باشد. مردم خودشان دغدغه دارند و به تبلیغات فرهنگی نیز می‌پردازند. تبلیغات فرهنگی در زمینه بدحجابی باید توسط نهادهای غیرحكومتی پیگیری شود. علما و روحانیون نیز از دیرباز وظیفه امر به معروف و نهی از منكر خویش را انجام می‌دادند. همچنین زنانی كه دغدغه حجاب دارند می‌توانند ان جی او تشكیل داده و به تبلیغ حجاب بپردازند. این نوع از فرهنگ‌سازی بسیار موثر‌تر از روش‌های قضایی و خشن در برخورد با مشكل بدحجابی است.
هادی سروش
اما بررسی خطای یک جوان
جوانی در محیط نه چندان مثبتی قرار می گیرد و احساسات افراطیش برای نشاط و شادی گُل می کند و می رقصد!
در مرحله بعد این جوان، در رسانه سراسری آورده می شود و با اشک و آه از کرده خود اظهار پشیمانی می کند! این دو موضوعی است که نیاز به ده ها کارشناسی بر اساس علوم مختلف جامعه شناسی و روانشناسی و سیاسی و دینی دارد.
اما  فقه و اخلاق در اینجا چه می گوید ؟
اول؛بحث "رقص" یک موضوع نه چندان ساده پژوهشی و اجتهادی است که گزارشی از آن، از روزنه فقه چنین است:
تنها حدیثی که فقهاء برای حرمت "رقص" به آن تمسک کرده اند؛ روایت کلینی به سندش از سکونی - بر اساس مبانی مشهور معتبر است - از امام صادق است که: پیامبرهمگان از چهار چیز،نهی فرموده است؛ «انهاکم عن الزَفن و المِزمار وعن الکُوبات و الکُبرات.»(کافی ۴۳۲/۶)
" زفن" به رقص تقسیر شده است. "مزمار" هم نوعی نی است. "کوبات" به معنای طبل کوچک است. ولی معانی دیگری هم احتمال داده شده: نرد و شطرنج و ساز و آواز و"کبرات" طبل‌ها و یا نوع خاصی از آن است.
اما تحقیق در این حدیث مقتضی دو نکته است:
اولا: راوی روایت "ابی اسماعیل سَکُونی" است و ایشان از آنجا که شیعه نبوده ؛ همه حدیث شناسان و رجالیون و فقه اندیشان او را فردی صددرصد مورد اطمینان نمی دانند؛ ولی ما با اتکاء به قول مشهور؛ از این تردید صرف نظر کرده و بر روایات نقل شده به وسیله "سکونی" مُهر تایید می زنیم.
ثانیا: کلمه "زفن" که در حدیث آمده و مورد نهی پیامبر(ص) قرار گرفته، در مشهور به معنای "رقص" است؛ بر این اساس باید گفت "رقص" از سوی پیامبر (ص) به عنوان یک فِعل و رفتار حرام معرفی شده است. اما در برخی از کتاب‌های لغت و ترجمه ، معنای متفاوتی از "زفن"گفته اند: "الزفن الوطی الارض برجله" . زفن را بمعنای "پایکوبی" تعریف کرده اند این در حالی است که پایکوبی حرمت فتوائی ندارد به همین دلیل مرحوم آیت الله تبریزی معنای قطعی "زفن" را رقص ندانسته و حرمت رقص را مستند به این حدیث نمی داند بلکه حرمت آن را از زاویه هایی مانندایجاد فحشاء با تحریک نیروی جنسی می داند.
خطای نهاد منتسب به نظام
موضوع بعدی معرفی و نمایاندن شخص خاطی است. بر اساس تسالم و قبول "حرمت رقص" در تمام موارد و نیز در تمام امور و حتی از تمام اشخاص ، آیا برای معرفی و نمایاندنِ شخص خاطی، در سطح عموم، آن هم در رسانه عمومی و سراسری، همراه با اعتراف گیری و ایجاد فشار روانی بر شخص و اشکی را در آوردن، دارای مجوز شرعی است؟
آیه نوزدهم سوره نور حرمت قطعی این کار را مطرح نموده: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» ترجمه ؛ كسانی كه دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.
پیامبر اسلام(ص) فرمود:«كسى كه كار زشتى را نشر دهد همانند كسى است كه آن را در آغاز انجام داده است».(تفسیرکنزالدقائق)
عجبا از ادعای  دین داری آقایان! افشا گناه و آلودگی اخلاقی که مربوط به فحشا و امور آلوده دامنی می شود را قرآن در سطح خصوصی اجازه نفرموده تا چه برسد به سطح "رسانه ی به اصطلاح ملی" !
چند سوال :
آیا در ظاهر جامعه ، با گفتن ها و میزگردها و مصاحبه ها در مورد خطا چند جوان، قُبح گناه شكسته نمی‌شود؟
آیا این شكستنِ سدی که امروز متاسفانه شاهدش هستیم، آثار حرکات بیرون از چهارچوب های شرعی و عقلی مدعیان! نیست؟
آیا با این روش ها ؛ جامعه و خصوصا نسل جوان را علاقمند به معنویت کرده ایم؟
آنانکه مدعی دین و مسئول ارائه ارزش ها به جامعه هستند! با دید انصاف این حدیث را بارها و بارها بخوانند:
مردی خدمت امام کاظم (ع) آمد و گفت:فدایت شوم ازبرادر دینی ام کاری نقل کردند که من آن را ناپسند دانستم‌ و از خودش پرسیدم، انکار کرد در حالی که جمعی از افراد موثق و قابل اعتماد این مطلب را از او نقل کردند؟ حضرت امام کاظم (ع)فرمود:گوش و چشم خود را در مقابل برادرت تکذیب کن حتی اگر "پنجاه نفر قسم" خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده ام از او قبول کن و از آنها نپذیر ... هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ می شود و شخصیتی را از بین می برد در جامعه منتشر نکن ...(کافی ۱۴۷/۸)
خدانکندکه پنجاه نفر جمع شوند که بخاطرمطامع شخصی و جناحی ، فردی راخراب کنند!
خلاصه سخن ؛ همانطوریکه "ذائقه ی فقهی و اخلاقی" دین اسلام بر محافظت از شخصیت معنوی فرد و جامعه است و با حرکاتی که جامعه را به بد اخلاقی و بی بندو باری سوق می دهد ، مخالف است؛ همین "ذائقه فقهی و اخلاقی" دین ما از شکستن حریم افراد و نمایان کردن خصوصیات منفی آنان و یا رفتار به اشتباه رفته آنان ، به شدت مخالف است.
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حسینعلی احمدیان نجف آبادی رضوان الله تعالی علیه موجب تاثر و تالم گردید. این مصیبت را خدمت خانواده گرامی ایشان و بازماندگان داغدار تسلیت عرض می نماییم. از خداوند منان برای آن مرحوم مغفور رحمت و مغفرت و حشر با اولیا الله و برای کلیه بازماندگان اجر و صبر خواهانیم.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۲/۴/۱۳۹۷
 
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت آیت الله میرزا محسن دوزدوزانی رضوان الله تعالی علیه موجب تاسف و تاثر گردید. آن مرحوم سالیانی طولانی به تدریس و تربیت طلاب در حوزه علمیه قم مشغول بود. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم این مصیب را به خانواده آن مرحوم و شاگردان و دیگر بازماندگان تسلیت عرض نموده، از خداوند متعال برای آن مرحوم مغفور علو درجات و حشر با اهل بیت علیهم السلام و برای بازماندگان صبر و اجر مسالت داریم.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۲/۴/۱۳۹۷
 
فاضل میبدی: باید با خطیبی که تصور می کند مردم گناهکار هستند برخورد شود.ادبیات ما در نماز جمعه‌ها و در خطبه‌ها روزبه‌روز خشن‌تر شده است. خطیبی که می‌آید در نماز جمعه به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی نصف مردم ایران غرق در گناه هستند، باید با آن‌ها برخورد شود.
عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم گفت: تفکر ما باید تغییر کند. اینکه بخواهیم مداوم به کشورهای خارجی فحاشی کنیم و بگوییم تمام تقصیرات بر گردن خارج از کشور و شبکه‌های اجتماعی است مسئله‌ای را حل نمی‌کند.
حجت الاسلام فاضل میبدی عضو مجمع مدرسین و محققین گفت: تفکر ما باید تغییر کند. اینکه بخواهیم مداوم به کشورهای خارجی فحاشی کنیم و بگوییم تمام تقصیرات بر گردن خارج از کشور و شبکه‌های اجتماعی است مسئله‌ای را حل نمی‌کند. باید توجه کرد که ریشه اصلی مسائل در این است که از خودمان نمی‌پرسیم چرا ما به وعده‌های خود عمل نمی‌کنیم، ادبیات خشن داریم و گفت‌وگوی ملی را جدی نمی‌گیریم.
او گفت: تا زمانی که رویکرد مسئولین ما بر اساس بنیاد اخلاقی و رقابت سیاسی در کشور بر مبنای عقلانیت جمعی نباشد ما مشکل‌داریم. امروز نگاه کنید بازار تهمت و توهین و به حریم خصوصی مردم سرک کشیدن گرم است. تا این‌ها هست سال‌ها هم بگذرد مشکلات حل نمی‌شود. هر چه از عمر انقلاب گذشته است آمار این بداخلاقی‌ها بیشتر شده است.
مسعود ادیب: هیاهوی مجازات مفسدان و مختلسان بسیار،اما در عمل برخوردی نمی کنیم/ دین توصیه می کند حکومت در مسایل بحث برانگیز با مردم شفاف باشد.
حجت الاسلام و المسلمین مسعود ادیب به ضرورت شفافیت و صیانت و حفاظت از بیت المال توسط دستگاه های حکومتی اشاره کرد و گفت: در کشورمان هیاهوی مجازات مفسدان و مختلسان را زیاد می کنیم ولی در عمل فقط با موارد محدودی برخورد می شود، حتی گاهی آبروی افراد بی گناه ریخته می شود، اما به نحو منظم و سازمان یافته با جرایم برخورد نمی شود.
این استاد دانشگاه در گفت وگو با شفقنا، درباره ضرورت و اهمیت شفافیت در حکومتداری اظهار کرد: اگر از منظر دین و توصیه هایی که پیشوایان دینی داشتند به مساله نگاه کنیم لازم است که به کلام حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطاب به مالک اشاره کنم، حضرت می فرمایند: «اگر مردم درباره تو گمان بدی بردند و سوالی برایشان در مورد عملکرد تو به وجود آمد، عذر خود را برای آنها آشکار کن» بنابراین توصیه پیشوایان دینی این است که حاکم باید قسمت هایی از کار خود را که می تواند برای مردم نگران کننده یا بحث انگیز باشد، با آنها در میان بگذارد. باز در جای دیگری امیرالمومنین خطاب به فرماندهان خود می فرمایند: «من جزء در مسایل جنگی چیزی را از شما پنهان نمی کنم، مسایل جنگی هم نقشه های جنگی است که طبیعتاً باید کاملاً محرمانه و فوق سری باقی بماند.» این نگاهی است که از امیرالمومنین علی(ع) می آموزیم.
ادیب خاطرنشان کرد: نگاه ها و توصیه های حضرت علی(ع) که به آن اشاره داشتم برای زمانی است که حکومت بنا بر عرف آن روزگار پاسخگوی مردم نبوده و فضای حکومت، فضای بسته ای بوده، درست است که مردم با امیرالمومنین علی(ع) بیعت کردند، ولی رسم این نبوده که حاکم یا نمایندگان حاکم به مردم پاسخگو باشند. حال در روزگار ما که فضا، فضای دموکراسی است و حکومت ها با رأی مردم بالا می آیند و قوت خود را از رأی مردم می گیرند طبیعتاً آگاهی مردم از نکات حساسی که می تواند برای آنها بحث انگیز باشد، جدی تر می شود. ضمن اینکه باز در نگاه اسلامی پدیده امر به معروف و نهی از منکر که ما متأسفانه آن را بسیار محدود و در قالب شخصی و فردی و تذکر به رفتار ظاهری افراد می بینیم، اصل این پدیده ابزاری برای کنترل عمومی روی رفتارهای افراد و رفتارهای حاکمان و مدیریت جامعه نسبت به همه شئون جامعه است. بنابراین اقتضای اصل امر به معروف و نهی از منکر این است که دهان مردم گشوده و زبانشان برای انتقاد باز باشد و لازمه آن این است که رفتارها در فضای عمومی صورت گیرد و پنهان کاری در آن وجود نداشته باشد. اما نکته مهمتر اینکه در روزگاری که ما زندگی می کنیم ضمن اینکه عالمان سیاست در جای خود بحث کردند، به تجربه هم ثابت شده که بهترین راه سلامت یک دستگاه شفافیت آن است یعنی اگر شما بر اعمال حکومت و بخش هایی که مال و امکانات خاصی در اختیار آنان است، بازرس بگمارید، باز خطر اینکه خود بازرسان هم آلوده فضای اختلاس و سوء استفاده شوند، وجود دارد. بهترین کار این است که دیوارها را بردارید و پنجره ها را بگشاید و پرده ها را کنار بزنید تا شفافیت در همه مسایل وجود داشته باشد، اصلی که در همه دنیا اتفاق می افتد.
 او ادامه داد: در همه دنیا تمام معاملات دولتی، خرید و فروش ها و واگذاری ها طبق مقررات و در فضایی انجام می شود که مردم می توانند آن را رصد کنند. نمی خواهم بگویم که در هیچ جای دنیا پنهان کاری و مخفی کاری و سوء استفاده وجود ندارد مسلماً در همه جای دنیا نیمی از انسان ها تحت القائات شیطان هستند، ولی با روش و قاعده این مساله جا افتاده که با شفاف سازی و پاسخگویی جلوی بسیاری از مفاسد گرفته شود. وقتی من می دانم که به عنوان یک مسئول دولتی و حکومتی و کسی که دستم به امکاناتی می رسد دور از چشم همگان می توانم آنها را هزینه کنم، طبیعتاً درصد فساد و خطا در من بالا خواهد رفت و از سوی دیگر اگر احساس کنم که لازم نیست به هیچ کسی پاسخگو باشم، این مساله خطا و فساد من را افزون خواهد کرد. بنابراین به نظر می آید که شفافیت هم اقتضای تجربه بشری و هم اقتضای فهم انسان ها از روش بهتر حکومت کردن است و هم توصیه پیشوایان دین است و شاید اگر این شفافیت در کشور ما به طور کامل اتفاق بیفتد جلوی بسیاری از انحرافات و فسادها گرفته می شود.
این کارشناس دین در مورد ضرورت صیانت و حفاظت از بیت المال توسط دستگاه های حکومتی گفت: در همه جرایم، مهم تر از شدت برخورد جدیت برخورد است. من وقتی رانندگی می کنم و احساس کنم که هیچ دوربینی من را نگاه نمی کند و اگر تصادفاً در راه با افسری برخورد کنم، می توانم با خواهش و تمنا یا رشوه دادن قضیه را حل کنم، احتمال تخلفم بالاتر می رود. از وقتی که بدانم این راه دقیقاً با دوربین کنترل می شود و اگر هم با مأموری برخورد کنم به هیچ وجه انعطاف نخواهد داشت یعنی بدانم که تخلف من مسلماً به جریمه منتهی خواهد شد جرمی مرتکب نمی شود.
او افزود: در کشورمان هیاهوی مجازات مفسدان و مختلسان را زیاد می کنیم ولی در عمل فقط با موارد محدودی برخورد می شود، حتی گاهی آبروی افراد بی گناه ریخته می شود، اما به نحو منظم و سازمان یافته با جرایم برخورد نمی شود بنابراین به نظر می آید که این مساله باید اصلاح شود؛ اینکه چگونه و از چه طریقی باید اصلاح انجام شود را اهل فن باید نظر دهند و من در این خصوص تخصصی ندارم.
ادیب به نکته دیگری در موضوع صیانت از بیت المال اشاره و خاطرنشان کرد: در برخورد با بیت المال فقط با اختلاس گران و سوء استفاده کنندگان نباید برخورد شود به گمان من با حیف کنندگان و هدر دهندگان هم باید برخورد شود، یعنی هر مدیری در حوزه مدیریت خود ممکن است که آدم پاک دستی هم باشد و در طول مدیریت خود هیچگاه سوء استفاده مالی نکرده باشد ولی بررسی نشان دهد که هزینه ها را هدر داده و استفاده بهینه نکرده است به نظرم اینجا هم مدیران باید به مسئولین هر بخش چه در مورد اموال، چه در مورد حقوقات و آبروی انسان ها و سرمایه های ملی که استفاده کردند و نتیجه خوبی نگرفتند، پاسخگو باشند که این هم مساله مهمی است و باعث می شود اضافه بر اینکه من تخلف نکنم با بهترین برنامه و تلاش خود سعی کنم که از اموال یا سرمایه های عمومی استفاده بهینه داشته باشم و آنها را به باد ندهم.
صفحه10 از133
بازگشت به بالا