Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بسم الله الرحمن الرحیم
« وجعلنا من الماء کلّ شیئ حیّ» (سورۀ انبیاء، آیه 30)
و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم.
چندی است خشکی زاینده رود موجب نابودشدن کشاورزی به‌ویژه در شرق اصفهان شده است. به همین دلیل جمعه 28 آبان، اعتراض مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم شریف اصفهان در زاینده رود خشک برگزار شد.
ایران همواره با مشکل کم آبی مواجه بوده، اما اکنون کشور با بحران آب مواجه است. خشک شدن دریاچه‌ها، رودخانه‌ها، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین، فرسایش خاک، گسترش بیابان‌ها، افزایش ریزگردها و مشکلاتی دیگر، نمودهای بحران آب در کشور است که با خشکسالی‌های اخیر، این بحران عمق‌تر شده است.
مدیریت نادرست آب در کشور در طول سالیان متمادی، علاوه بر بحران آب به تخریب محیط زیست، اتلاف منابع ملی، از دست رفتن شغل، مهاجرت به شهرها و شاید از همه مهمتر رو در رو قرار دادن مردم مناطق مختلف منجر شده است. امری که پیشتر توسط کارشناسان داخلی و خارجی پیش‌بینی و هشدارهای لازم داده شده بود، اما هیچ‌گاه به این هشدارها توجه نشد. بحران آب در کشور معلول بحران مدیریت در چند دهۀ اخیر است. فقدان نگاه کارشناسی، غلبۀ تصمیمات سیاسی، اعمال نفوذ و علایق منطقه‌ای، جزیی‌نگری و بی‌توجهی به ظرفیت‌های مناطق مختلف کشور در این سال‌ها منجر به رشد ناهمگون مناطق کشور و نیز بحران آب شده است.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، ضمن قدردانی از واکنش عقلانی حاکمیت در برابر اعتراض مسالمت‌آمیز یادشده، این واکنش را پایان ماجرا نمی‌داند. انتظار این است که نظام تصمیم‌سازی کشور ازجمله مدیریت آب بر اساس کل نگری و حاکمیت نگاه کارشناسی، به تدوین راهبردی مناسب جهت خروج از بحران آب اقدام کرده، نگاهی ویژه به این موضوع در برنامه هفتم کشور داشته باشد و در شرایط کنونی نیز از دادن وعده‌های توخالی اجتناب کند که در صورت عدم تحققشان، نارضایتی‌ها تشدید نشود. توقع این است که با مردم منطقی، شفاف و مسئولانه برخورد شده و نه تنها زیان‌هایی که به دلیل سیاست‌های غلط، متوجه کشاورزان عزیز شده است، جبران گردد، بلکه متناسب با پیشرفت‌های جهانی، بستر کشاورزی نوین در این مناطق فراهم آید.   
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۱/۹/۱۴۰۰
آیت الله موسوی تبریزی: آقای رئیسی در مدتی که از عمر دولت ایشان گذشته اقداماتی را انجام داده‌اند که پوشش خبری گسترده ای نیز داشته است. با این وجود آنچه در واقعیت جامعه رخ می‌دهد و مشکل اصلی مردم است هنوز برطرف نشده است./ واقعیت این است که برخی از مدیران متناسب با شرایط موجود جامعه انتخاب نشده‌اند. / سکوت اصلاح‌طلبان در این مدت عقلایی می‌دانم و نه از سر بی‌تفاوتی. اینکه در انتخابات ریاست جمهوری چه اتفاقاتی رخ داده و یا شورای نگهبان با چه رویکردی با اصلاح‌طلبان برخورد کرده موضوع دیگری است. با این وجود آنچه اهمیت دارد این است که اصلاح‌طلبان در یک رویکرد عقلایی به دولت اجازه دادند تا مستقر شود و بتواند برنامه‌های خود را اجرائی کند.
آرمان ملی:انتخاب مدیران در دولت رئیسی به یکی از چالش‌های مهم دولت تبدیل شده است. به باور کارشناسان برخی از مدیرانی که در دولت مورد استفاده قرار گرفته‌اند از ظرفیت‌های کافی برای حل مشکلات امروز جامعه ایران برخوردار نیستند. کار به جایی رسیده که اصولگرایان نیز نسبت به این وضعیت انتقاداتی را به دولت وارد می‌دانند. نمونه بارز این رویکرد نیز عدم رأی اعتماد نمایندگان اصولگرایی مجلس به دو گزینه پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش بوده است. از سوی دیگر انتصاب‌های فامیلی نیز در دولت سیزدهم بیشتر از دیگر دولت‌ها بوده است. این در حالی است که مشکلات مهم مردم مانند گرانی و تورم همچنان وجود دارد و چالش‌ها زندگی مردم را بیشتر کرده است.«آرمان ملی» برای بررسی این موضوع با آیت ا... سید حسن موسوی تبریزی گفت وگو کرده است. در ادامه ماحصل این گفت وگو را می‌خوانید.
 آیا در طول مدتی که از عمر دولت آقای رئیسی می‌گذرد استراتژی و برنامه کاربردی برای حل مشکلات مردم و به‌خصوص مشکلات اقتصادی ارائه شده است؟ دولت رئیسی در این زمینه با چه چالش‌هایی مواجه است؟
 آقای رئیسی در مدتی که از عمر دولت ایشان گذشته اقداماتی را انجام داده‌اند که پوشش خبری گسترده ای نیز داشته است. با این وجود آنچه در واقعیت جامعه رخ می‌دهد و مشکل اصلی مردم است هنوز برطرف نشده است. بدون تردید اگر این مشکلات برطرف نشده مخالفان نظام تلاش می‌کنند انتظارات مردم را افزایش بدهند و در نتیجه شرایط به شکل ناخوشایندی تغییر کند. در چنین شرایطی دولت آقای رئیسی به مشکلات واقعی مردم توجه ندارد و تاکنون این مشکلات حل نشده است. رویکردی که دولت رئیسی در پیش گرفته بیشتر مبتنی بر حرف درمانی است و تلاش می‌کنند با وعده و شعار مردم را اقناع کنند. این وضعیت درباره دولت‌های گذشته نیز وجود داشته و اغلب روسای دولت به جای اینکه اقدامات موثری برای حل مشکلات مردم انجام بدهند بیشتر تلاش کرده‌اند با حرف درمانی مردم را اقناع کنند.نکته دیگر اینکه در حالی که هنوز مشکلات اصلی مردم مرتفع نشده اما تبلیغات زیادی درباره دولت آقای رئیسی و اعضای کابینه صورت می‌گیرد. امروز مهم‌ترین مشکل مردم کشور گرانی و تورم است و برخی از مردم برای طرح مشکلات خود به ما نیز رجوع می‌کنند. شرایط به شکلی است که مردم برای گذران زندگی روزمره خود با مشکلات جدی مواجه هستند و به همین دلیل شکایت‌های زیادی در این زمینه وجود دارد.این در حالی است که از زمانی که دولت جدید شکل گرفته تغییری در وضعیت قیمت کالاهای مورد نیاز مردم صورت نگرفته و به جای اینکه قیمت‌ها ثابت بماند و یا کاهش پیدا کند همچنان  در حال افزایش است.از ابتدای انقلاب تاکنون حرف درمانی زیاد صورت گرفته است. آنچه حائز اهمیت است این است که مردم حای در حد30 یا40 درصد نیز اگر در سر سفره خود تغییر را احساس می‌کردند امیدواری نسبت به آینده بیشتر می‌شد. این در حالی است که در عمل چنین اتفاقی رخ نداده و در سفره مردم تغییری ایجاد نشده است.
 یکی از شعارهای اصلی رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری مهار تورم و گرانی بود. به نظر می‌رسید یکی از اولویت‌های نخست دولت نیز در این زمینه مهار گرانی‌ها و تورم باشد. با این وجود در عمل چنین اتفاقی رخ نداد؟ مهم‌ترین دلایل عدم تحقق شعارهای اقتصادی رئیسی چه بوده است؟
موانع زیادی در این زمینه وجود داشته است. در چنین شرایطی رئیس جمهور بی‌واسطه و بدون ملاحظه باید واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذارد تا مردم از دلایل عدم تحقق شعارهای دولت آگاهی پیدا کنند. روسای جمهور همه واقعیت‌ها را به مردم نمی‌گویند. این وضعیت تنها مختص به دولت آقای رئیسی نیست و بلکه درباره آقای روحانی، احمدی‌نژاد و خاتمی‌ نیز وجود داشت. آقای خاتمی ‌هنگامی‌که برخی از واقعیت‌ها را بیان می‌کرد گریه‌اش می‌گرفت و همه چیز را نمی‌توانست، عنوان کند. نکته دیگر اینکه امروز مشخص نیست متولی مسائل کلیدی کشور آیا واقعأ دولت است و یا تصمیمات در جای دیگری گرفته می‌شود. از سوی دیگر هنوز مشخص نیست برنامه‌های کشور در بخش‌های کلیدی مانند وزارت امور خارجه چیست؟ در این بین صحبت‌هایی در نماز جمعه‌های کشور مطرح می‌شود که در نهایت به ضرر کشور تمام خواهد شد. ما باید این نکته را در نظر داشته باشیم که برخی حرف‌ها و نوشته‌ها چه تأثیری در جامعه می‌گذارد و به چه میزان در راستای منافع ملی است.اینکه آیه‌های قرآن،روایت و سیره ائمه اطهار(س) را در صحبت‌های خود مورد استفاده قرار بدهند دلیل بر این نمی‌شود که هر حرفی زده می‌شود صحیح باشد و بلکه ممکن است به جامعه آسیب برساند.اگر امروز به حرف‌هایی که مسئولان کنونی کشور در گذشته می‌زدند دقت کنیم و همان را در صدا وسیما پخش کنیم مردم با این سوال مواجه می‌شوند که کسانی که دیروز چنین دیدگاه‌هایی در کشور داشتند چرا امروز که بر مسند قدرت هستند شرایط به شکل دیگری رقم خورده و دیدگاه‌های خود آنها در عمل به شکل دیگری جلوه کرده است.ما در جامعه و در بین مردم حضور داریم و مشاهده می‌کنیم که مردم با چه چالش‌های بزرگی در زندگی خود مواجه هستند. گاهی که مردم مشکلات خود را با ما در میان می‌گذارند ما احساس شرمندگی در مقابل آنها می‌کنیم.
 با توجه به مشکلات مردم انتظار این بود که آقای رئیسی از مدیرانی در دولت استفاده کنند که از ظرفیت‌هایی متناسب با حل مشکلات جامعه برخوردار باشند. آیا در واقع چنین اتفاقی رخ داده است؟
واقعیت این است که برخی از مدیران متناسب با شرایط موجود جامعه انتخاب نشده‌اند. بنده از کسی نام نمی‌برم اما معتقدم مردم این موضوع را درک می‌کنند و متوجه این نکته شده‌اند. به عنوان مثال وزارت آموزش و پرورش یکی از مهم‌ترین وزارتخانه‌های کشور است که با آینده فرزندان کشور ارتباط دارد. با این وجود هر دو گزینه‌ای که برای تصدی این وزارتخانه در دولت سیزدهم معرفی شدند متناسب با این سمت نبودند و از مجلس ‌نیز رأی اعتماد نگرفتند. به هر حال افراد شایسته‌تری وجود دارند که می‌توانند مدیریت بهتری داشته باشند. روایتی از حضرت علی(ع) وجود دارد با این مضمون که« اگر فردی در جایگاهی قرار بگیرد که اهلیت آن را ندارد و یا فرد بهتری از وی وجود دارد لعنت خدا بر او باد». در واقع اقدام مثبت چنین فردی نیز خوب به شمار نمی‌رود. ممکن است از ده کار چنین فردی دو کار نیز مفید باشد اما هشت کار وی غلط است و به همین دلیل ضرر حضور چنین فردی در جایگاه تصمیم‌گیری از سود آن بیشتر است.
 یکی از اتفاقاتی که در دولت رئیسی رخ داده افزایش انتصاب‌های فامیلی بوده است. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
به طور دقیق مطمئن نیستم که چنین اتفاقی در دولت رخ داده اما اخباری در این زمینه منتشر شده است. با این وجود اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد خیانت است و با رشوه گرفتن تفاوتی ندارد. اگر کسی را که اهلیت ندارد به واسطه نزدیکی و رابطه فامیلی در جایگاهی قرار بدهند خیانت است و با رشوه دادن و رشوه گرفتن تفاوتی ندارد. این وضعیت در کشور ما که دارای حکومت اسلامی ‌است علاوه براینکه خیانت به مردم و کشور است به اسلام و دین نیز خیانت است.
 اصلاح‌طلبان چه رویکردی نسبت به دولت رئیسی خواهند داشت؟ چرا در مدتی که از عمر دولت می‌گذرد اصلاح‌طلبان حضور پررنگی در فضای مدنی جامعه ندارند؟
 سکوت اصلاح‌طلبان در این مدت عقلایی می‌دانم و نه از سر بی‌تفاوتی. اینکه در انتخابات ریاست جمهوری چه اتفاقاتی رخ داده و یا شورای نگهبان با چه رویکردی با اصلاح‌طلبان برخورد کرده موضوع دیگری است. با این وجود آنچه اهمیت دارد این است که اصلاح‌طلبان در یک رویکرد عقلایی به دولت اجازه دادند تا مستقر شود و بتواند برنامه‌های خود را اجرائی کند. ارزیابی و تحلیل دولت باید به صورت منصفانه صورت بگیرد. جریان‌های سیاسی باید دولت را براساس عمل به وعده‌هایی که به مردم داده و همچنین مقایسه با دولت‌های گذشته صورت بگیرد. در این زمینه نیز باید نقاط مثبت و منفی به صورت همزمان مورد توجه قرار داشته باشد. قرار نیست دولت جدید به صورت100 درصد از دولت گذشته بهتر عمل کند. در کوتاه مدت حتی اگر20 یا 30 درصد نیز بهتر عمل کند باید نسبت به آینده امیدوار بود. جریان‌های سیاسی و کسانی که دلسوز کشور هستند باید کمک کنند درصد موفقیت دولت به مرور زمان بیشتر شود اما در عین حال نواقص و کاستی را نیز به دولت گوشزد کنند. قضاوت عجولانه و مچ گیری از دولت به سود کشور و مردم نیست. به هر حال هر رئیس جمهوری که سر کار باشد، رئیس جمهور همه مردم است و همه باید به وی کمک کنند. با توجه به مدتی که از عمر دولت سیزدهم گذشته در شرایط کنونی زمان آن فرا رسیده که اصلاح‌طلبان از جنبه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی عملکرد دولت را مورد نقد و تحلیل قرار بدهند و با خود این سوال را مطرح کنند که اقداماتی که صورت گرفته اگر توسط برادر ما صورت می‌گرفت نیازمند تشویق بود و یا انتقاد. این کار نیز باید به دوراز حب و بغض و به صورت منصفانه صورت بگیرد. اصلاح‌طلبان باید بدون عجله در قضاوت کردن عملکرد دولت رئیسی اعم از اقدامات، گفتارها و رویکرد را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهند و نکاتی که لازم است را به مردم گوشزد کنند.گاهی اظهاراتی از سوی برخی مدیران دولت مانند وزارت امور خارجه مطرح می‌شود که عملکرد دولت گذشته را زیر سوال می‌برد و سبب ناامیدی و نگرانی مردم می‌شود.این درحالی است که گرانی‌های موجود در جامعه مردم را به اندازه کافی نگران و ناراحت کرده است. توصیه من به آقای رئیسی و اعضای دولت این است که مسئولان در اظهارنظرهایی که انجام می‌دهند عجله نکنند. بدون تردید اظهارنظرهای عجولانه و بدون پشتوانه می‌تواند ضررهای زیادی به جامعه وارد کند. اولین کسانی نیز که از این وضعیت ضرر می‌کنند محرومان و مستضعفان جامعه هستند که چشم امید به دولت و مسئولان دوخته‌اند.
 تعامل با جهان موضوعی بوده که توسط مراجع نیز به دولت یادآوری شده است.آیا دولت رئیسی در راستای تعامل سازنده با جهان گام‌های امیدوار کننده برداشته است؟
یکی از مشکلات مهم کشور این است که تصمیم گیرنده یک نفر نیست و تصمیمات در نهادهای مختلف گرفته می‌شود. البته رئیس جمهور باید واقعیت‌ها را به مردم بگوید. تفاوتی هم ندارد که رئیس جمهور چه کسی است و متعلق به چه جریانی است. رئیس جمهور یا باید واقعیت‌ها را به مردم بگوید و یا باید کنار برود. رئیس جمهور باید به مردم بگوید که چه کسانی در مسیر اصلاح کشور سنگ اندازی می‌کنند. در این زمینه مثال می‌زنم. قوه قضائیه در دهه‌های گذشته در اختیار چه کسانی قرار داشته است؟آقای اژه ای که امروز رئیس قوه قضائیه هستند در سال‌های گذشته همواره یکی از مدیران قوه قضائیه بوده است. با این وجود امروز پرونده‌های مختلف فساد اقتصادی و جرائم دیگر منتشر می‌شود. آیا در چنین شرایطی مردم این سوال را مطرح نمی‌کنند که تا حالا شما کجا بودید و چه کار می‌کردید؟ چرا تاکنون این مشکلات حل نشده است؟ چرا در حالی که می‌شد مشکلات برخی زندانی‌ها و اعدامی‌ها حل شود اما این اتفاق رخ نداده است؟ اگر امروز نیز این مشکلات حل شود قابل قدردانی است، ما این سوال‌ها در ذهن مردم وجود دارد. قوه قضائیه که در اختیار جریان‌های سیاسی قرار نداشته و همواره در اختیار یک گروه بوده است. این وضعیت درباره گرانی‌ها نیز وجود دارد و در حالی که بسیاری از مسئولان کنونی از ریشه مشکلات آگاهی داشتند اما هنوز این مشکلات به صورت ریشه‌های حل نشده است.
(گزارش سخنران دکتر جلائی پور در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در تاریخ ۲۸/۷/۱۴۰۰)
ابتدا لازم می دانم مفهوم اصلاح طلبی در عنوان صحبت را توضیح دهم. منظور از اصلاح طلبان مفهوم وسیع تر از اصلاح طلبان شناخته‌شده سیاسی و تشکیلاتی است. منظور جریان بزرگتر اصلاح‌جویان کشور هستند. شخصیت‌ها، افراد، سمن‌ها، محافلی که نگران امر عمومی بوده و به شیوه‌های مسالمت آمیز به بهبود وضعیت کشور فکر می‌کنند و دغدغه دارند. منظورم کسانی است که برای تغییر ابعاد نامطلوب جامعه پیش‌شرط‌شان تغییر رژیم نیست.
اگر دقت کنیم این جریان اصلاح‌جویی در کشور دارای «سه لایه» است. لایه نخست آن همان «اصلاح‌طلبی انتخاباتی» است، که بیست‌وپنج سال است در کشور مسبوق به سابقه است. لایۀ دوم، «اصلاح‌جویی مسئله محور» است. مثل تلاشی که شورای شهر پنجم برای شفافیت نهادی منابع‌درآمدی و هزینه‌ای شهرداری تهران انجام داد یا تلاشی که برای هفتاد‌هزار ایرانی-افغانی بدون شناسنامه انجام شد و تلاش‌های جمعی مساله‌محور دیگر. جبهه اصلاحات ایران در برنامه انتخاباتی خود در ۱۴۰۰ از صد و هشتاد مساله بحث‌ کرده بود.
لایۀ سوم، که پس از اعتراضات دیماه سال 96 بیشتر تقویت شده است که بر «اصلاحات ساختاری» تاکید می کند. این لایه  بر حل مشکلات ساختاری حکمرانی تاکید می‌کند: مثل ایجاد تناسب بین قدرت مقامات اصلی و پاسخگویی‌آن‌ها؛ یا دخالت نهاد‌های انقلابی در سیاست‌خارجی و امور اقتصادی؛ ابزاری شدن قضات ویژه برای پرونده‌های خاص؛ ملی‌نبودن صدا‌وسیما؛ فقدان نمایندگی گروه‌های بزرگ اجتماعی و مهندسی کردن انتخابات و مسائلی دیگر. البته این لایه در شرایط فعلی حضورش "گفتمانی" است و در شرایط فعلی مطالبات ساختاری نمی‌تواند به راهبرد نیروهای سیاسی اصلاحات تبدیل شود. زیرا همچنان حاکمیت در برابر پذیرش اصلاحات ساختاری گارد می‌گیرد و پذیرش مطالبات ساختاری رو از طریق سازوکارهای انتخاباتی نمی‌پذیرد.
مختصر این‌که وقتی من از چشم‌انداز اصلاحات صحبت می‌کنم فقط به اصلاح‌طلبان حزبی نظر ندارم بلکه به جریان وسیع‌تر اصلاح‌جویان  توجه دارم. دیگر اینکه تا پذیرش اصلاحات ساختاری از سوی حاکمیت فرایند اصلاحات انتخاباتی و مساله‌محور در افق پیش‌رو تعطیل نمی‌شود. توضیح این ادعا را در سه بخش زیر دنبال می‌کنم.
اول: وضع خطیر و وخیم جامعه
جامعه از تورم دورقمی، بیکاری، رکود اقتصادی، تخریب محیط زیست (تنش آبی) و امور دیگر رنج می‌برد. سیاست خارجی کشور پر هزینه و ضد توسعه و ضد رونق اقتصادی داریم. افق‌ تحریم شکنی معلوم نیست. حاکمیت بیشتر دنبال عمق‌استراتژیک در سوریه، لبنان، یمن و عراق هست. در مقابل اسرائیل و ترکیه در جمهوری آذربایجان و امارات و افغانستان هم دنبال عمق استراتژیک هستند. داعش در افغانستان طالبان در نزدیکی ایران مشغول شیعه کشی است. امنیت روانی و فیزیکی ایرانیان با حملات و ترورهای نقطه‌ای اسرائیل به مخاطره افتاده است. اکثر آسیب‌های اجتماعی مثل فقر مطلق و نسبی، میزان اعتیاد و میزان جرم در حال افزایش است. بطور کلی جامعه ایران در حال حرکت به سوی توسعه پایدار و همه‌جانبه و مشارکتی و عادلانه نیست بلکه جامعه ایران رو به «فقیر شدن» است. لذا برای سخن گفتن از چشم‌انداز سال‌های آینده باید ببینیم نیروهای فعال جامعه برای حل این معضلات دارند چه کار می‌کنند؟
دوم: در برابر چنین جامعه‌ای می‌توان از سه نیرو صحبت کرد.
  اولین و مهمترین و پرقدرت‌ترین نیرو، حامیان هستۀ قدرت و حاکمیت هستند. تعبیر اصول گرایی دیگر برای آن‌ها مناسب نیست. علی لاریجانی نماد این جریان بود که به راحتی در انتخابات کنار گذارده شده و کسی هم واکنشی جدی نشان نداد و بیشتر در خدمت بودند. اما این نیرو و جریان وضعیت وخیم جامعه را قبول دارد. ببینیم برای حل معضلات جامعه ایران این نیرو دنبال چه کاری است؟ راه حل آن‌ها ایجاد حکومت "یک‌دست و مقتدر" است. معتقدند حاکمیت نباید علاف تحقق سازوکارهای دموکراتیک و مردمی بشوند بلکه با یک‌دست کردن حکومت می‌توان کارایی حکومت را بالا برد و مشکلات جامعه را حل کرد و با استمرار مقاومت همچنان توی دهن آمریکا زد. چون آمریکا دنبال محو جمهوری اسلامی است و نباید به آمریکا و مذاکره با آن امید جدی بست. یکدستی‌حکومت، عمق‌استراتژیک، تقویت صنایع هسته‌ای و آمریکا‌ستیزی، سفرهای استانی حلال مشکلات است. این نیرو با شرمندگی کمتری مهندسی یک‌دست سازی حکومت را در انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ شروع کرده است و زیاد هم نگران انبوه اعتراضات مردمی نیست. چون معتقد است می‌تواند مثل اعتراضات مردمی  ۹۶ و ۹۸ آن‌ها را مهار و سرکوب کرد. این نیرو برای این مهندسی‌اش یک روپوش ایدئولوژیک و تبلیغی هم درست کرده و از طریق صدا و سیما دارد تبلیغ می‌کند که ما داریم به سمت امت و تمدن‌ جهانی شیعه حرکت می‌کنیم. و از مشکلات فعلی نباید ترسید و باید مقاومت کرد و پیش رفت. این‌ها می‌گویند ما بخدا و دعای اهل مقاومت امید داریم.
نیروی دوم در کشور همین جریان اصلاح‌جویی در کشور است که هشت‌سال در دوره خاتمی دنبال برنامه‌های اصلاحی از طریق انتخابات بود و در مجموع شاخص‌های اقتصادی و سیاسی نشان می‌دهد  دوره خوبی در جامعه بوده است. این نیرو در دو دوره از نامزدی حسن روحانی دفاع کرد که دوره اول آن موفق بود و توافق مهم و تاریخی برجام پایه‌ریزی شد و دنبال درمان سیاست‌خارجی آمریکاستیز پرهزینه بود. اما روحانی در دور دوم بخاطر خروج ناجوانمردانه ترامپ از برجام و کارشکنی‌های دولت موازی موفق نبود. در شرایط فعلی این نیروی اصلاح‌جویی با مهندسی حاکمیت از قلمروی حکمرانی جارو شده‌اند. اما این نیرو از قلمروی جامعه مدنی قابل جارو کردن نیست. لذا هم اکنون مهمترین دغدغه حاکمیت این است که چگونه می‌تواند ذیل طرح صیانت فضای مجازی و رسانه‌ای دیجیتال را کنترل کرد (به نظر می‌رسد عناصر تندروی حاکمیت در انجام این کار موفق نمی‌شوند اما اگر موفق شوند جامعه ایران را بیشتر دوقطبی می‌کنند و جامعه در فضای واقعی اعتراضی‌تر می‌شود و حاکمیت باید نگران اصل هژمونی خود بشود).
نیروی سوم که در شرایط فعلی از دو نیروی فوق ضعیف‌تر است، "نیروی تحول‌طلبان" است. نیرویی که خطاب به مردم می‌گوید در جمهوری‌اسلامی فعلی که در حال تبدیل شدن به حکومت اسلامی است دیگر اصلاحات و تغییر به نفع مردم ممکن نیست. حاکمیت دنبال توهمات ایدئولوژیک خود است و منافع پانزده در صد اعضای جامعه را در نظر می‌گیرد و اصلاح‌طلبان هم ول معطل هستند و نه قادر به انجام اصلاحات‌اند و نه حاکمیت به آن‌ها اجازه انجام فعالیتی می‌دهد. لذا راه حل تحول‌طلبان امیدبستن به اصلاحات نیست. راه‌حل آن‌ها تجمیع قدرت اجتماعی در کف خیابان است تا با اتکا به این قدرت حاکمیت تن به تغییرات ساختاری بدهد-جواب قدرت سیاسی تندروها قدرت تجمیع شده مردم معترض هست. به بیان ساده این نیروی سوم دنبال انقلاب آرام از طریق ابرجنبش و ابرشورش ‌است. این نیرو مثل حاکمیت و مثل اصلاح‌طلبان دفتر و تابلوی رسمی ندارد بلکه پایگاه خود را در افکارعمومی مردم ناراضی و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ماهواره‌ای دنبال می‌کند و به حرکت مردم ناراضی امید بسته است. این نیرو مثل امواج زلزله که در لایه‌های پایین زمین وجود دارد آن‌ها در لایه‌های خاموش جامعه معترض وجود دارند و دنبال فرصت عمل هستند.
سوم، ببینیم توان این سه نیرو در شرایط کنونی در چه وضعیتی است؟
اجازه بدهید قبل از پاسخ به این سوال به نکته‌ای اشاره کنم. همچنان که در بخش اول سخنم اشاره کردم جامعه ایران با معضلات اساسی روبرو است با شعار انتزاعی و مرامی و آرزواندیشی مشکلاتش حل نمی‌شود و حاکمیت مثل دوره احمدی‌نژاد ارز انبوه نفتی ندارد تا با پول آن پیامدهای منفی این آرزواندیش را درمان کند. لذا یکی از راه‌های درمان اوضاع جامعه این بود که در جامعه بین مردم و حاکمیت اجماع و مشارکتی برای حل معضلات جامعه صورت بگیرد و بهترین مکانیزم آن انجام انتخابات سالم در ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ بود ولی حاکمیت این فرصت را از دست داد. حرف اصلی من این است که آنقدر مشکلات جامعه جدی است باز راه نجات کشور و حاکمیت بازگشت به مردم است. ولی فعلا ببینیم وضع سه نیرو مذکور چگونه است؟
پس از یکدست‌سازی و روی کارآمدن دولت رئیسی امید این بود و هست که برجام بجایی برسد و اوضاع اقتصادی رو به سامان برود. الان حکومت یک‌دست شده و برابر نظرسنجی‌ها نیمی از مردم هنوز امیدوارند ولی متاسفانه نشانه‌ای از امیدواری نیست. من به چند علامت اشاره می‌کنم. اول اینکه حکومت یکدست و کارا به نیروی زبده کاربلد و شایسته نیاز دارد. گزینش‌های دولت رئیسی خبر از شایسته‌سالاری نمی‌دهد. اغلب گزینش‌های مدیران زیر متوسط و وابسته به محافل تندروی مرامی هستند. مثال می‌زنم. وزیر ارشاد که باید یک مدیر فرهنگی باشد حتی معنای دائره‌المعارف را نمی‌داند ولی از تولید دائر‌ه‌المعارف جدید سخن می‌گوید. کثیری از افرادی که انتخابات شده‌اند کارنامه موفق تجربی یا کارشناسی در سه دهه اخیر ندارند. اغلب آن‌‌ها بیشتر تجربه مرامی در محافل تندرو دارند. دوم اینکه در سیاست‌خارجی خبری از تحریم‌شکنی نیست و تیم سیاست‌خارجی در فضای مقتضیات دیپلماتیک جهانی نیست. پس از چهار ماه تیم سیاست خارجی رئیسی به اصطلاح پیشنهاد جدید سفر به "بروکسل" را مطرح کرد ولی اروپا آن را قبول نکرد! به بیان دیگر پس از چهار ماه ورز نکرده تبلیغ کرد. دولت رئیسی قول چهار میلیون مسکن دادند ولی ظاهرا قرار است با تهاتر نفتی با چین و توسط شرکت‌های ورشکسته مسکن چینی این وعده دولت رئیسی را متحقق کند!! رئیسی از اینترنت پرسرعت صحبت کرد ولی وقتی از مردم رای گرفت سرعت اینترنت کم شد. پس این وضع مهمترین نیروی سیاسی در کشور امیدی نمی‌افزاید.
دوم اینکه نیروی تحول طلب دنبال انقلاب آرام است ولی جامعه شرایط انقلابی را ندارد. اولا حاکمیت در ایران پوشالی نیست ثانیا جامعه چندپارچه است و دوقطبی نیست و ثالثا جریان‌های اصلی شهرها دنبال زندگی و وضع بهتر معیشتی هستند و دنبال ایثار و شهادت‌طلبی نیستند. رابعا ایران امروز "انقلاب آگاه" است و مثل ۵۷ ایران "انقلابی" نیست. مردم ایران پیامدهای سهمگین انقلاب‌ها را در چهل سال گذشته تجربه کرده‌اند. خامسا انقلاب آرام، ایران را با دوره بی‌دولتی روبرو می‌کند و بی‌دولتی در ایران (در شرایط کنونی خاورمیانه) اصل تمامیت ایران را به مخاطره می‌اندازد. سادسا حاکمیت اعتراض مردم انقلابی را سرکوب می‌کند. بنابراین برای درمان معضلات جامعه ایران (که در بالا در بخش اول اشاره شد) امید بستن به قدرت اجتماعی ناشی از ابرجنبش و شورشی بیشتر نگاهی انتزاعی و پرهزینه هست که مردم بی‌گناه باید چوب آن را بخورند.
اگر ارزیابی فوق را بپذیریم از یک طرف با جامعه‌ای پرمعضل، ناراضی و تشنه تغییر روبروییم و از طرفی دیگر نیروی حاکمیت ارکان حکومت را با مهندسی و بدون رضایت مردم یک دست کرده ولی یک مدیریت متفرق و با مدیران زیر متوسط را به نمایش گذاشته است. همچنان که گفته شد راه نجات کشور نه تغییر رژیم و انقلاب آرام است و نه این کار ممکن است( اگرچه در جامعه ناراضی نامتحمل مطلق نیست). لذا به لحاظ ساختاری برای سامان‌یابی امور کشور راهی جز پذیرش اصلاحات در سال‌های پش‌رو نیست. اصلاح‌جویان و اصلاح‌طلبان از حکومت جارو شدند ولی راه تغییر در ایران همچنان "اصلاحات" است نه اقتدارگرایی حاکمیت یا انقلاب تحول‌طلبان.  لذا شایسته است اصلاح‌جویان کشور حاکمیت اهل مهندسی را نقد کنند، جامعه مدنی را تقویت کنند، و سیاست انتخاباتی و مساله‌محور را تقویت کنند. راه نجات کشور مبارزه مدنی و مستمر برای اصلاح سیاست خارجی و داخلی است. ابتدا گفتم راه نجات کشور از طریق سراب تغییر رژیم نمی‌گذرد راه نجات کشور از طریق ائتلاف نانوشته اصول‌گرایان میانه‌رو، اعتدالیون و اصلاح‌طلبان برای دیالوگ با تندروها در حاکمیت می‌گذرد. راه نجات کشور به ایجاد اجماع و با مشارکت مردم برای حل معضلات جامعه نیاز دارد. مکانیزم این اجماع‌سازی از طریق یک انتخابات غیرمهندسی‌شده و سالم در ۱۴۰۲ و ۱۴۰۴ می‌گذرد. من چنین چشم‌اندازی را برای ایران می‌بینم که شایسته است برای ایجاد آن تلاش آگاهانه و مستمر کرد و تصادفی و الله‌بختکی به وجود نمی‌آید.
محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با ایلنا: آیت‌الله صافی گلپایگانی مواضع مترقی به نفع نظام و ملت گرفتند مبنی بر این که بنشینید مشکل مردم را حل کنید. توجه داشته باشید یک عالم و مرجع دینی باید به فکر حل مشکل مردم باشد، اگر بخواهد در حوزه فقط بنشیند و درس بدهد فایده ندارد. عالم دین آن کسی است که به دردهای مردم توجه کند مشکلات‌شان را فریاد بزند این کار عالم دینی است که آیت الله صافی گلپایگانی آن را انجام داده است.
حجت الاسلام و المسلمین فاضل میبدی ، درباره این‌که چرا جریانی در کشور می‌خواهد مرجعیت و روحانیت بدون چون و چرا از آن‌ها تبعیت کند و هنگامی که سخن از درد مردم و شرایط می‌کند مورد توهین قرار می‌گیرد، مانند توهین به آیت الله صافی گلپایگانی که در دیدار با رئیس مجلس بیان کردند «گرانی برای مردم طاقت‌فرسا شده و اینکه با بسیاری از کشورها قهر باشیم، به ضرر مردم است» گفت: یکی از ویژگی حوزه‌های علمیه و مراجع تقلید شیعه استقلال از حکومت و حاکمیت بوده است؛ مرحوم امام بسیار تلاش می‌کردند که حوزه استقلال خودش را حفظ کند، دیگران در کارهایش دخالت نکند و مراجع نظرشان را به صراحت بیان کنند.
این عضو مجمع مدرسین یادآور شد: مرحوم امام به آیت الله صافی گلپایگانی بسیار بها می‌دادند که حوزه زیر نظر ایشان باشد؛ اما امروز یک عده‌ای سعی دارند این استقلال را از بین ببرند و صاحب مملکت شوند. وی با بیان این‌که حوزه علمیه جای بسیار مهمی است و در سرنوشت کشور نقش دارد  اما یک عده قصد دارند این استقلال را از آن بگیرند، اظهار داشت: آیت الله صافی گلپایگانی اخیراً مواضع بسیار خوبی گرفتند؛ البته که  ایشان همیشه مواضع‌شان خوب بوده است اما در این چند وقت اخیر درباره افغانستان، مسئله تعامل با دنیا و گفت وگو با کشورها و حل معیشت مردم سخنان بسیار درست و بجا گفته‌اند که عده‌ای برآشفتند که تعامل با دنیا یعنی چه؟ همان شعارهای تند بی‌معنا که سال‌هاست می‌دهند و هیچ نتیجه‌ای هم نگرفته‌اند.
میبدی ادامه داد: آن‌های که به آیت‌الله صافی گلپایگانی توهین می‌کنند فکر کردند ایشان دشمن ستیز نیست؛ در صورتی که به هیچ‌وجه این گونه نیست ایشان معتقد هستند بدترین دشمن ما مشکلات داخلی کشور است، به طوری که  ما اگر داخل کشور نتوانیم مشکلات را حل و مسئله فقر نارضاریتی مردم را درست کنیم، نتوانیم تورم را مهار کنیم این نتوانستن‌ها از هر دشمن بیرونی بدتر است زیرا ملتی که از حاکمیت خودش ناراضی باشد بزرگترین خطر برای نظام است.
وی افزود: آیت الله صافی گلپایگانی گفتند بروید مسئله معیشت مردم را از طریق گفت وگو با دنیا حل کنید، روشن است تحریم‌ها بر کشور اثر منفی داشته است این درحالی است که عده‌ای شعار می‌دهند ما اقتصادمان را با دنیا گره نمی‌زنیم، در صورتی که اساساً این شعار بی‌معنا است زیرا نمی‌شود کشور را از یک سو در ستیز با دنیا قرار داد و از سوی دیگر هم مشکلات اقتصادی را حل کرد. در دنیای امروز سیاست با اقتصاد گره خورده است و اقتصاد هر کشوری هم در رابطه با کشورهای مهم دنیا رونق پیدا می‌کند.
این فعال سیاسی ادامه داد: چین، ژاپن و ویتنام کشورهایی هستند که برای خودشان قطب‌های اقتصادی محسوب می‌شوند؛ کشورهای که شاید  بیشترین ضربه را از آمریکا خوردند امروز همگان دیگر می‌دانند چندین هزار انسان در ویتنام در جنگ‌ با آمریکا کشته شدند اما این کشورها در عین این که مواضع خودشان را حفظ کردند با دنیا مذاکره کردند و سفارت هایشان را باز کردند و اقتصادشان را جلو بردند.
ایشان تاکید کرد: این که بخواهیم بدون مذاکره و گفت‌وگو و پیش بردن روابط راهبردی فقط به دنبال ستیز باشیم که مشکلات اقتصادی حل نمی‌شود. چهل سال است  ما در مسئله اقتصاد نتوانستیم کاری کنیم؛ تورم بر روی تورم آمد،هر سال که جلوتر رفتیم فشار بر مردم سخت‌تر و ارزش پول کمتر شد؛ چرا؟ زیرا نمی‌توانیم با دنیا تعامل داشته باشیم تعامل اقتصادی بسیار مهم است. درهای بانک‌های ما  باید به روی بانک‌های دنیا باز باشند و مراودات مالی و بانکی صورت گیرد اما همه این‌ها همه قفل است حال چرا قفل است؟ چون که دوست داریم مذاکره را هر طور که خودمان می‌خواهیم انجام دهیم که این هم نمی‌شود.
وی خاطر نشان کرد: آیت‌الله صافی گلپایگانی مواضع مترقی به نفع نظام و ملت گرفتند مبنی بر این که بنشینید مشکل مردم را حل کنید. توجه داشته باشید یک عالم و مرجع دینی باید به فکر  حل مشکل مردم باشد، اگر بخواهد در حوزه فقط بنشیند و درس بدهد فایده ندارد. عالم دین آن کسی است که به دردهای مردم توجه کند مشکلات‌شان را فریاد بزند این کار  عالم دینی است که آیت الله صافی گلپایگانی آن را انجام داده است. حال یک عده آن طرف فریاد بزنند اسلام از دست رفت، ما باید ستیز کنیم و دشمن را دشمن بدانیم؛ درصورتی این شعارها را بسیار دادیم  و هیچ مشکلی هم حل نشده است.
بیانیه مجمع مدرسين و محققین حوزه علمیه قم  در حمایت از مواضع آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله مبنی بر تعامل با جهان
بسم الله الرحمن الرحیم
قل الحق من ربکم (الکهف:29)
به دنبال درخواست بجا و خردمندانه مرجع بزرگوار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، مبنی بر گشودن باب مذاکره و تعامل با جهان جهت حل مشکلات معیشتی مردم در ملاقات با رئیس مجلس، جریان تندرو از سخن حق و اظهار نظر خردمندانه معظم له سخت برآشفت و در یکی از سایتها که همیشه خودش را محور حق و عدالت می‌داند، این مرجع بزرگوار را مورد تنقیص قرار داد و تعابیری دور از ساحت علم و اخلاق بکار برد.
مراجع و عالمان دین همواره ملجا و پناه مردم بوده و در برابر هرگونه بی‌عدالتی و آسیبی که مردم را تهدید نماید، بی‌تفاوت نبوده‌اند؛ حال چه آسیبی مهلک‌تر از فقر و مشکلات معیشتی که دامن کثیری از افراد جامعه را گرفته و نظام و ملت را تهدید می‌کند.
آیت الله صافی بر حسب دغدغه‌های دینی، از این تهدید و آسیبی که مردم را نشانه گرفته، سخت نگران و بیمناک است و براساس وظیفه‌ای که به فرمایش امام علی (ع) به عهده عالمان دین است مبنی بر اینکه خدا از علما پیمان گرفته است که در برابر پرخوری و سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام و قرار نداشته باشند (نهج البلاغه، خطبه 3)، حاکمان و مسئولان را انذار و اندرز داده است. در مورد مظلومان افغانستان نیز این مرجع بزرگوار فریاد برآورد و نجات آنان را از چنگ ظالمان وظیفه همه دانست.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، حمایت از سخنان و مواضع این مرجع بزرگوار شیعه را وظیفه خود دانسته و از همه علما و مراجع محترم می‌خواهد تا در برابر انحرافات و مشکلاتی که مردم و نظام را تهدید می‌کند، بی‌تفاوت نبوده و سخن حق را بر زبان آورند؛ چراکه وانهادن امر به معروف و نهی از منکر، به تعبیر مولا علی (ع) موجب سلطه بدان و بدی‌ها در جامعه می‌شود.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۷/۸/۱۴۰۰
آدرس مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در شبکه‌های اجتماعی
@majmaqomh
 
صفحه1 از444
بازگشت به بالا