Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
هادی سروش
 آشفتگی و سر درگمی هضم کننده همه دارایی های بالفعل و بالقوه یک فرد و یا یک جامعه است. در "آشفتگی اجتماعی" ؛ جامعه از تعادل خارج میشود و اندیشه های افراطی و رفتار تندروآنه بر صندلی اعتدال مینشیند، و تُن صدا ها و تریبون ها ؛ خشن و خارج از ادب میشود ،و قلم ها ؛ در یک چرخش ، پمپاژ نفرت و تفرقه میکند!
آشفتگی های اجتماعی نتیجه حداقل چهار عامل است:
اول؛ عمل نکردن به وعده ها
و دوم ؛ بروز فسادهای رسمی است که میتواند از یک و با چند مسئول سر زند!
و عامل سوم؛ انباشته شدن ذخایرانسانی و علمی کسانی است که ارزشمندترین سرمایه های کشور هستند.
واضح است وقتی جوانی بازحمت و هزینه به مدرکی رسیده که امروز جای خود در استفاده از استعداد و دانشش نبینید ، آشفتگی این جوان و خانواده او طبیعی است و سرایت این آشفتگی های فردی و خانوادگی به کل جامعه نیز ، انکار ناپذیر است !
عامل چهارم که نمیتوان او را "ندید" گرفت ؛ "چهره سازی منفی از دین" است.
 گرچه عامل اول و دوم و سوم سایه شوم خود را تا حدودی بر جامعه ما انداخته ! اما اجازه دهید از عامل چهارم که "پای دین" در کار است و میتواند ره آوردی بنام "استبداد دینی" و نتیجتا "نفرت ازدین" را رقم زند ، سخنی با شما خواننده محترم داشته باشم ؛
"دین" بفرموده قرآن ؛ عامل حیات و پویندگی انسانی است که فرمود : "دعاکم لمایحییکم" (انفال/۲۴) ، وقتی بعنوان یک "ریاضت" مطرح شود ، یعنی دین عاملی شود برای محدودیت ها و سخت گیری های غیر مقبول و غیر مشروع ! و اهرمی باشد برای سلب حقوق آدمیان از رسیدن به قدرت مقبول و ثروت معقول ، تا عده ای بتوانند در این خلا جای خود را تثبیت و نهادینه کنند ، قطعاً آشفتگی در سطح جامعه بهم خواهد زد. مثلا ؛ اگر حق نمایندگی در مجلس و یا مدیریت در نهادها و شرکتها از آنِ یک عده ی خاص شود و یا پرداخت تسهیلات و اعطاء زمینه های رشد اقتصادی ، مِلک طِلق عده ای از همه بهتران شود ! بازخوردی جز این آشفتگی روانی و اجتماعی نخواهد داشت.
در مواجه با چنین پدیده شوم و فراگیر اجتماعی ، به "شجاعت عقلی" نیاز مبرم داریم. در این جا "شجاعت جنگی" و یا "شجاعت اخلاقی" ناکارآمد است چون میدان ، میدان جنگ و یا اخلاق نیست ، بلکه میدان ، میدان "تعقل و تدبر" است شجاعت عقلی یعنی ؛ حضور یک نیرو کارآمد -  با "عذرخواهی" از آنچه که درگذشته موجبات اتلاف و تلف ها در جامعه را رقم زده ، - با ابتکار عمل و خارج از تقلید از الگوهای شعاری و بی جوابی که بارها امتحان شده ، شجاعانه وارد میدان در عرصه های داخلی و مرتبط با صحنه های بین المللی شده و با ریل گذاری درست و بجا ، جامعه را در مسیر تعالی و پیشرفت قرار دهد.
این شجاعت همیشه از رهبران فکری و اجرائی یک جامعه انتظار رفته و میرود. نشان این تغییر مهم در جامعه که میتواند همه نگرانی ها و آشفتگی ها را محو کند ، در سه چیز است :
اولا ؛ روحیه معنویت و انسانیت در جامعه رواج چشم گیری پیدا میکند. اگر چنین شود فساد و تملق گویی و فریب کاری و اشرافی گری و کاخ سازی و.. از سکه می افتد و بلکه کسی جرات چنین خیانتهایی را نخواهد داشت.چراکه در یک لباس یک پارچه سفید ،کوچکترین لکه ای نمایان میشود و برای صاحبش آبرو نمیگذارد.
وثانیا؛ اجازه انتقادهای مودبانه و خیر خواهانه نسبت به پیشوایان جامعه به افراد و چهرهای تاثیرگذار و رسانه ها داده میشود و دیگر با ارسال یک نامه و یا یک سرمقاله روزنامه و یایک جمله از سوی یک دلسوزی ، توپخانه ها برای محو نویسنده و گوینده آن، دست به آتش نمیبرند. واگر چنین شود در مرحله نخست؛ بازار "تقدس سازی" که از جنس "تملق گوئی" است ، بی رونق میشود و در مرحله بعد؛ جامعه بر اساس "عقل جمعی" اداره خواهد شد.
وثالثا ؛ اجتماع گرانسنگ اسلامی ما ، از تفرقه و تشتت و دو قطبی و یا چند قطبی بودن رها میشود. و بواقع "جماعت بزرگی از مسلمین" شکل عینی پیدا میکند.
این قلم ، این سه نشانه مهم را از حدیث معروف پیامبر عزیز اسلام (ص) بهره جسته که در آخرین حج خود که مهم ترین سخنانش را ایراد نمود ، در مسجد خیف فرمود: «ثلاث لا یغل علیه من قلب امری مسلم: اخلاص العمل لله و النصیحة لائمة المسلمین و اللزوم لجماعتهم» سه خصلت است كه دل هر فرد مسلمانی آن را داراست و در آن خیانتی نکند: خالص كردن عمل برای خدا ، خیرخواهی پیشوایان مسلمین ، و همراه بودن با جماعت » .(اصول کافی)
با این جمله حضرت امام (ره) این یادداشت را به پایان برم که تاکیدداشت: «انتقادها باید باشد زیرا تا انتقاد نشود اصلاح نمی‏شود... چون سرتاپای انسان عیب است و باید این عیب ها را انتقاد كرد تا جامعه اصلاح شود.»
محمدتقی فاضل‌میبدی
حرکتي که مجلس شروع کرد و در مواجهه با وزير خارجه بيشتر خود را نشان داد، حرکت بسيار خطرناکي براي کشور است. اينکه مجلس از ابتداي کار حالت هجومي در برابر دولت و ديگر نيروها بگيرد، به معناي تسويه‌حساب‌هاي سياسي است نه اينکه بخواهند براي ملت قدمي بردارد. از باب نمونه رئيس مجلس در سخنراني خود از دکتر ظريف مي‌خواهد کاري کند که پول‌ها از کشورهاي خارجي به ايران برگردد! آيا رئيس مجلس نمي‌داند چرا پول از خارج به داخل کشور بازنمي‌گردد؟ وقتي مجمع تشخيص مصلحت نظام FATF را تصويب نکرد و در برابر دولت ايستادگي کرد، درحالي که همه کارشناسان عدم‌تصويب اين لوايح را به نفع کشور نمي‌دانستند در نتيجه امکان بازگشت پول از طريق بانک به کشور وجود ندارد. پول‌هايي که در عراق، هندوستان و کره و ساير کشورها داريم، اگر خورده نشود، ممکن است در مقابلش غذا و دارو دريافت کنيم.
سوال اين است چه کسي باعث شده پول‌ها به کشور بازنگردد و چه کسي مانع شده است؟ وزير خارجه يا دولت که خواستار تصويب لوايح مربوطه بوده‌اند؟ بنابراين اگر بخواهيم مشکلات را بر سر وزير خارجه، وزير نفت و دولت آوار کنيم، فرار به جلوست. يعني مي‌خواهيم در آينده رئيس‌جمهوري درست کنيم که همه مشکلات کشور را حل کند. اگر اين مجلس دلش به حال ملت مي‌سوخت در کنار دولت قرار مي‌گرفت، همگام و همگون مي‌شد و با هم تبادل نظر و براي مشکلات برنامه‌ريزي مي‌کردند. مساله گراني ارز و سکه تنها متوجه وزير اقتصاد و رئيس بانک مرکزي نيست. ممکن است بتوانند اوضاع را کمي بهتر کنند و نکرده باشند ولي کشوري که اساسش بر تحريم خارجي است و از طريق مبادلات بانکي تحريم است، نفتش خريدار ندارد، بنابراين پيداست که ارزش پول ملي سقوط مي‌کند و تورم بالا مي‌رود.
وقتي چهار ديوار کشور روي ارزهاي خارجي بسته است و تبادل کالا و صادرات به سختي انجام مي‌شود و اگر هم انجام شود، پول به سختي برمي‌گردد، طبيعي است که کشور با مشکلات مواجه مي‌شود. اينکه مجلس اخطار خروج از NPT را مي‌دهد و مي‌خواهد در برابر دنيا بايستد، پيداست که راه به جاي بدتري خواهد برد و از الان که اينطور در تقابل با دولت قرار گرفته تا آخر سال زيان‌هاي بزرگي بر کشور وارد خواهد کرد. غافل از اينکه تا سياست‌هاي کلان و رويکردهاي سياسي کلان را عوض نکنيم، همين‌طور درگير تورم و گراني ارز و مسابقه در بازار سکه و خودرو هستيم که اختلاس و رانت‌خواري و سوءاستفاده‌هاي مالي ديگري را به دنبال دارد. بنابراين بايد رويکردهاي ديپلماتيک کلان را عوض کنيم و با دنيا وارد گفت‌وگو شويم تا بتوانيم مسائل اقتصادي‌مان را حل کنيم.
مشکلات کنوني اقتصادي کشور ناشي از مشکلات سياسي ماست و مشکلات سياسي هم تنها دست دولت نيست. ممکن است دولت در برخي مواقع قصوري کرده باشد ولي دولتي است که در مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام و قواي انتخابي يا انتصابي ديگر هستند، چندان موفق نمي‌شود. سکان اجرايي کشور هشت سال دست احمدي‌نژاد، منتخب همين آقايان بود. اکثر مصيبت‌هايي که الان گريبان‌مان را گرفته و تحريم‌هاي شوراي امنيت و قطعنامه‌هايي که صادر شده از جانب همان کسي است که قطعنامه‌ها را کاغذپاره مي‌خواندند.
فراموش نکنيم مملکت از دست چه کسي به دست دکتر روحاني رسيده والا در زمان دولت اصلاحات قيمت‌ها کنترل شده بود و با دنيا تعامل و گفت‌وگو داشتيم. با روي کار آمدن احمدي‌نژاد مثل مجلس الان شاهد خيز افراط‌گونه‌اي بوديم که به عنوان سرباز انقلابي مي‌خواست ادبيات انقلاب را زنده کند، ولي مملکت را به سمت و سويي برد که به اين سادگي‌ها ديگر برنمي‌گردد. به نظر مي‌رسد مجلس الان همان کاري را مي‌کند که دولت احمدي‌نژاد کرد. البته پشت پرده کساني هستند که منافع‌شان در همين است و اگر به‌سامان و قانون درست برگرديم و مبادلات بانکي داشته باشيم، ممکن است نتوانند سوءاستفاده کنند. به‌رغم بالا رفتن نرخ ارز و سکه و سقوط ارزش پول ملي عده خاصي پشت پرده منافع خود را مي‌برند و مافياي اقتصادي و سياسي کار خودش را مي‌کند، درحالي که نه دلش براي کشور و منافع ملي سوخته و نه براي تاريخ و فرهنگ اين مملکت. در روزهايي که دنيا درگير بيماري کروناست، روزگار بسيار بدي در کوچه و بازار داريم. مردم توامان درگير مصيبت تورم و کرونا هستند. تورمي که مقصرش تنها دولت و وزير خارجه و وزير نفت نيست، بلکه بيشتر متوجه ديپلماسي کلاني است که توسط گروه تندرو دنبال مي‌شود. سقوط دولت روحاني و روي کار آوردن دولتي شبيه‌احمدي‌نژاد کشور را نجات نمي‌دهد. تنها توهماتي است که آقايان را گرفته است والا بايد ادبيات و برخورد بهتري با دولت داشتند.
حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌و‌گو با ایکنا گفت: دغدغه معیشت بر دین اولویت دارد و اگر مسئله معیشت و امنیت حل شود، قطعاً مردم خودشان دیندار می‌شوند، اما اگر حل نشد و به نام دین بدتر شد، زمینه بی‌دینی نیز فراهم می‌شود.
دینداری مردم در گرو تامین معیشت است / فقر و تورم بی‌دینی به همراه دارد / جامعه را باید با عقل اداره کرد / وظیفه حکومت دینی، تامین امنیت و معیشت مردم است
دین و معیشت دو مقوله مهم و حیاتی در زندگی بشر است، اما در این میان تأمین معیشت در اولویت قرار می‌گیرد، زیرا  در غیر این صورت دین نیز در شخصیت انسان و در جامعه متجلی و نهادینه نخواهد شد. اسلام نیز بر این امر تأکید دارد که فقر و تنگ‌دستی، بی‌دینی به همراه می‌آورد. بر همین اساس وظیفه حکومت‌ها بیش از هر چیز تأمین معیشت مردم است. خبرنگار ایکنا اصفهان، در همین رابطه گفت‌و‌گویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل‌میبدی، پژوهشگر دینی و عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، انجام داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ چه رابطه و نسبتی میان دغدغه معیشت و دغدغه دین وجود دارد؟ با توجه به شرایط اقتصادی کشور، برخی معتقدند که در حال حاضر مسئله اصلی مردم، نان و معیشت است و دیگر دغدغه دین ندارند. به نظر شما این استدلال قابل پذیرش است؟
مسئله معیشت، دغدغه همیشگی مردم در طول تاریخ بوده است و مردم پیش از دغدغه معیشت، دغدغه دین را نداشتند. بنابراین تا مسئله معیشت مردم حل نشود، مسائل مربوط به دین هم حل نمی‌شود و این یک واقعیت تاریخی است. اینکه قرآن می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» یعنی پیامبران آمده‌اند تا عدالت اجتماعی را برپا کنند، اگر در زندگی، عدالت اجتماعی نباشد، دینداری هم تحقق پیدا نمی‌کند. پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «كادَ الْفَقْرُ أنْ يَكُونَ كُفْراً»؛ یعنی فقر بی‌دینی می‌آورد. اگر معیشت مردم در جامعه حل نشود، نمی‌توانیم توقع دینداری داشته باشیم. امام علی(ع) هم در نهج‌البلاغه خطاب به فرزندش محمدبن حنفیه می‌فرمایند: از فقر بپرهیز؛ مسئله معیشت را حل کن؛ فقر سه اثر منفی به همراه دارد؛ عقل آدمی را خراب می‌کند، دوم دین انسان را خراب می‌کند و سوم هم شورش عمومی ایجاد می‌کند. بین دین و معیشت، دغدغه معیشت در اولویت اول است. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند: «فَلَوْلا الْخُبْزُ ما صَلَّیْنا وَلا صُمْنا وَلا اَدَّیْنا فَرائِضَ رَبِّنا عَزَّ وَ جَلَّ؛ اگر نان نبود، نه نماز می‌خواندیم و نه روزه می‌گرفتیم و نه واجبات پروردگار بزرگ خود را ادا می‌کردیم».
قبل از انقلاب در جامعه اختلاف طبقاتی وجود داشت و مردم نیز برای برقراری عدالت اجتماعی قیام کردند، زیرا اقتصاد جامعه از بین رفته بود. به همین دلیل انقلاب شد تا مشکل اقتصاد و معیشت رفع شود و عدالت اجتماعی در جامعه تحقق پیدا کند. امروز اگر مشکل معیشت مردم حل نشود، نمی‌توان مسائل مربوط به دین را حل کرد. در قرآن تعداد آیاتی که درباره فقر، مسکین، انفاق، صدقه و زکات آمده، بیشتر از آیات مربوط به نماز است. خداوند در قرآن می‌فرماید: وای به حال کسانی که نماز می‌خوانند، اما به فکر معیشت مردم نیستند. «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ؛ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ؛ الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ؛ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ». یا می‌فرماید: کسانی دین خدا را تخطئه می‌کنند که به فکر معیشت مردم نیستند. بنابراین دغدغه معیشت مردم از مسائل اصلی و مهم بشریت بوده و قرآن و پیامبر(ص) هم تأکید کرده‌اند که مسئله معیشت مردم را حل کنید و بعد به مسئله دینداری بپردازید.
ایکنا ـ یعنی اگر معیشت مردم با مشکل مواجه شود سبب روی‌گردانی از دین و بدبینی به آن می‌شود؟
اگر در جامعه فقر وجود داشته باشد، مشکل اقتصاد مردم حل نشود، کسب و کار و درآمد نباشد و تورم وجود داشته باشد، زمینه برای بی‌دینی هم فراهم می‌شود. مردم از حکومت دینی، انتظار حل مسئله معیشت را دارند، در حقیقت یکی از وظایف اصلی حکومت دینی، تأمین امنیت و معیشت مردم است. اگر مسئله معیشت و امنیت حل شود، قطعاً مردم خودشان دیندار می‌شوند، اما اگر حل نشد و خدای ناکرده به نام دین بدتر شد، زمینه بی‌دینی نیز فراهم می‌شود.
ایکنا ـ متولیان دین همواره مدعی هستند که اسلام برای تمام عرصه‌های زندگی و مناسبات جامعه برنامه دارد، اما وقتی مردم در عمل ‌ببینند که مشکلات و چالش‌های متعددی مانند گرانی و تورم در حوزه اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی مثل فقر، شکاف طبقاتی، طلاق و ... وجود دارد، آیا این امر باعث بدبینی و روی‌گردانی از دین نمی‌شود؟
کسانی که این‌طور می‌گویند اشتباه می‌کنند. دین برای جامعه برنامه دارد، اما همه چیز در حدیث و روایات نیست. دین می‌گوید برای حل مشکلات جامعه از افراد متخصص و کاردان استفاده کنید. از عقل مردم استفاده کنید، چه مسلمان باشند و چه غیرمسلمان. مثلاً اگر بخواهند در کشور بیمارستانی مطابق با استانداردهای جهانی احداث کنند، از نقشه‌ بیمارستان‌هایی که استانداردهای جهانی دارند، استفاده می‌کنند، به حدیث و روایات که مراجعه نمی‌کنند. جامعه هم مثل اداره بیمارستان می‌ماند، زیرا جامعه شهرسازی، مسئله محیط زیست، قانون‌گذاری و ... دارد و همه این‌ها روش خود را دارد که آن را هم باید عاقلان و متخصصان تعیین و تأیید کنند. بنابراین نمی‌توان همه چیز را براساس حدیث و روایات ایجاد کنیم. شاید یکی از عواملی که باعث شده در برخی زمینه‌ها عقب بمانیم و یا شکست بخوریم این بوده که تصور کردیم همه چیز را فقط و فقط می‌توان با احادیث و روایات حل کرد؛ باید گفت این‌گونه نیست، چون خداوند به انسان می‌گوید من به شما عقل هم داده‌ام، دو پیغمبر داده‌ام؛ یکی پیغمبر ظاهر که حضرت رسول اکرم(ص) است و دیگری هم پیغمبر باطن که همان عقل آدمی است. در جامعه از پیامبر باطن‌ استفاده نکرده‌ایم و متقابلاً سخنان و احادیث پیامبر(ص) را هم به خوبی نفهمیده‎ایم.
ایکنا ـ یعنی شما معتقدید که دین برای همه ابعاد و شئون زندگی برنامه ندارد؟
دین می‌خواهد بشر با خیال راحت در جامعه‌ای سالم زندگی کند و امنیت و معیشت داشته باشد، اما اینکه این امنیت و معیشت چگونه حاصل شود، نسخه‌ای برای آن نمی‌پیچد. مثلاً اسلام تأکید دارد که مردم تمیز باشند و نمی‌گوید این تمیزی و شست‌وشو باید با استفاده از دوش باشد و یا از طریق خزینه‌های قدیم، یعنی روش را اسلام تعیین نمی‌کند، این عقل بشر است که تعیین می‌کند انسان باید از صابون استفاده کند و حتماً زیر دوش خود را شست‌وشو دهد و سایر روش‌هایی که مرتباً تغییر هم پیدا می‌کنند.
اینکه بگوییم دین برای همه ابعاد زندگی بشر نسخه پیچیده است حرف درستی نیست، اما دین می‌خواهد زندگی بشر درست و صحیح انجام شود. اسلام از مسلمان جسم سالم می‌خواهد، اما چگونگی آن را عقل و یا متخصصان تعیین می‌کنند. دین نمی‌گوید فلان بیمارستان باید چگونه ساخته شود و یا بهداشت چگونه باید رعایت شود، بلکه این‌ها را عقل بشر مشخص می‌کند. 
محمدتقی فاضل میبدی
حضرت علی(ع) می‌فرمایند: یکی از خصلت‌های برخی دولتی‌ها این است که به مسائل فرعی بپردازند و مسائل اصلی را رها کنند. ما در این چند سال اداره کشور بیشتر به فروعات چسبیدیم و مسائل اصلی را رها کردیم. دغدغه ما این بوده که کی دارد معتاد می‌شود، کی دارد دوچرخه‌سواری می‌کند و کی به ورزشگاه می‌رود؟ ولی از اینکه عرصه اقتصاد و سیاست کشور به کدام سو حرکت می‌کند، غافل ماندیم. بیماری اقتصادی ما فرعی نیست بلکه ریشه‌ای است. مملکت باید از تحریم‌های ظالمانه بیرون آمده و با دنیا ارتباط قوی‌تر برقرار کند. سیاست‌های کلان اقتصادی با سیاست‌های کلی دیپلماسی ما در این چند سال به شکلی مطلوب جواب نداده است. تورم بالا رفته، مشکل مسکن زیادتر شده و به یأس جوانان گاه دامن زده است. آمار ازدواج و زاد و ولد پایین آمده و در عوض آمار طلاق بالا رفته و در حالی شاهد آسیب‌های اجتماعی هستیم که نشسته‌ایم ببینیم چه کسی مرتکب چه گناهی شده تا بگیریم و محاکمه‌اش کنیم. باید توجه کرد که اقتصاد یک مساله فرمایشی و از بالا نیست و نه با توصیه اخلاقی حل می‌شود و نه با دستورالعمل دولت. اقتصاد یعنی عرضه و تقاضا در جامعه و اینکه بالاخره بتوانید در جامعه چرخ‌های تولید را رونق دهید. در مملکتی که مرغدار و دامدار به دلیل گرانی توان فراهم کردن دانه و علوفه را به خوبی ندارند، قیمت تمام‌شده بالاتر می‌رود و با بالا رفتن شیر و مرغ، روی قیمت مسکن و اجاره‌بها هم اثر می‌گذارد. تمام نهادها باید برای حل مشکلات کشور همگام و همگون شوند. الان اکثر نمایندگان آماده در تقابل با دولت قرار گرفته‌اند و سیاست‌های دولت و مجلس با هم همگون و همسان نیست که دودش به چشم مردم می‌رود، آسیب به جامعه وارد می‌شود و تورم بالاتر می‌رود. برخی از آقایان در ساختمان‌های بالای شهر تهران نشسته‌اند، دستور می‌دهند و در کنارش با هم دعوا هم می‌کنند. غافل از اینکه اثر این تسویه‌حساب‌های جناحی در کوچه و بازار خود را نشان می‌دهد. دولت با دستور نمی‌تواند مشکل مسکن را حل کند همانطور که مشکل خودرو حل نشد. فقط عده‌ای سوءاستفاده‌گر ثبت‌نام کردند، منتفع شدند و به‌زودی خودروهایی که تحویل می‌گیرند را به چند برابر قیمت در بازار می‌فروشند و به دست کسی که نیاز به خودرو دارد، نمی‌رسد. بازار سکه چنان رها شده که هر قطعه سکه به بالای هشت میلیون تومان رسیده است. متاسفانه مسئولان فکر زیربنایی نکرده‌اند و تا این زیربنا حل نشود و سیاست‌های کلان اصلاح نگردد، مشکل مسکن و خودرو و مسائل دیگر حل نمی‌شود. تفکر سیاستمداران کشور باید تغییر کند. 40 سال است مساله مسکن مردم را حل نکرده‌ایم درحالی‌که اول انقلاب گفتیم همه صاحب خانه می‌شوند. تا مادامی که مساله سیاست خارجی ما با دنیا حل نشود، در بر همین پاشنه می‌چرخد. اقتصاد و سیاست و روابط بین‌الملل بهم ارتباط تنگاتنگی دارند. معتقدم سیاست و اقتصاد نه در ساختمان‌های مجلل بالای شهر حل می‌شود و نه صرفا در ساختمان‌های دولتی حل می‌شود. سیاست و اقتصاد جامعه در محافل علمی، آکادمیک و با حضور کارشناسان و با اظهارنظر آنها و در کنار مطبوعات مستقل و آزاد حل می‌شود.
داود فیرحی استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه مرحوم بهشتی نگاه متوازنی به اصول قانون اساسی داشت و نقطه ثقل را هم در حاکمیت مردم می‌دانست، اظهار کرد: اصل ۵۶ قانون اساسی شکل تکاملی اصل ۳۵ و ۳۶ قانون مشروطه است که تأکید کرده حاکمیت از آن خداست؛ این اصل قلب مردم‌سالاری دینی است و مرحوم بهشتی آزادانه‌ترین ایده را در مجلس خبرگان قانون اساسی در مورد این اصل بیان کرد که تصویب نشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین داود فیرحی استاد دانشگاه تهرانبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین داود فیرحی، استاد دانشگاه تهران، شامگاه جمعه، ششم تیرماه، در نشست علمی مجازی «شهید بهشتی، فقه و قانون» که در مؤسسه مفتاح کرامت برگزار شد، در سخنانی بیان کرد: در دوره‌ای که بنده طلبگی خودم را آغاز کردم، هر کدام از طلاب بنابر سلیقه خودشان به سبک زندگی و آموزش و منش شخصیت‌های مختلف روی می‌آوردند. برخی شیفته شهید مطهری و دیگران و برخی شیفته شهید بهشتی می‌شدند و در میان همه شخصیت‌های آن دوره، شهید بهشتی دل بنده را ربود.
وی با اشاره به کتاب ۵ گفتار مرحوم بهشتی، اضافه کرد: در ابتدای این کتاب، وی دست نوشته‌ای با عنوان زندگینامه در حد مختصر داشت و اشاره به رفت‌وآمد وی بین تهران و قم کرده بود؛ برای من در آن شرایط سخت بود که یک طلبه چگونه می‌تواند بین قم و تهران رفت‌وآمد کند. همین سبک و سلیقه طلبگی او برای من جذاب بود.
الگوی شخصیتی و مدیریتی شهید بهشتی
فیرحی تصریح کرد: ذهن تشکیلاتی و سازنده و تسلط علمی مرحوم بهشتی بر فقه و تفسیر از دیگر جذابیت‌های شخصیتی وی بود؛ مجموعه گفت‌وگوهای وی در قانون اساسی هم، تسلط ایشان بر ادبیات فقهی و علوم جدید را نشان می‌داد، بنابراین الگوی شخصیتی، وضعیت مدیریتی و تسلط ایشان بر متون فقهی و مسائل جدید سه موضوعی است که سبب علاقه‌مندی بنده به شهید بهشتی شد.
استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: امام(ره) در مورد وی فرمودند که او مظلوم زیست و شهید شد و او یک ملت بود؛ واقعاً بهشتی الان هم مظلوم است، زیرا تلاش‌های وی برای جاانداختن اصول دموکراسی و حاکمیت ملی در قانون اساسی اصلاً شناخته شده نیست؛ او از ولایت فقیه سخن گفت و دفاع مهمی هم از این اصل کرد، اما او دیدگاه جامعی داشت و آن اینکه او حتی مفهوم رهبری فقیه را زیرمجموعه حاکمیت ملی می‌دانست.
رهبری را مستقل از حاکمیت ملت نمی‌دانست
وی افزود: وی بودن فقیه در مناصب رهبری را ضروری می‌دانست، ولی رهبری را مستقل از حاکمیت ملت نمی‌دانست؛  اصل ۵۶ قانون اساسی شکل تکاملی اصل ۳۵ و ۳۶ قانون مشروطه است که تأکید کرده حاکمیت از آن خداست؛ اصل ۵۶، قلب مردم‌سالاری دینی است و مرحوم بهشتی آزادانه‌ترین ایده را در مجلس خبرگان قانون اساسی در مورد این اصل بیان کرد که البته مصوب نشده است.
استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: اصل پیشنهادی ایشان این بود که حاکمیت ملت، حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت خویش حاکم ساخته است؛ انسان این حق خداداد را بر شناخت و انتخاب شرع و قانون الهی و رهبر و اداره امور کشور از راه قوایی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند و هیچ کسی نمی‌تواند این حق را از او بگیرد و در اختیار فرد و یا گروه خاصی قرار دهد.
دفاع جانانه بهشتی از اصل ۵ قانون اساسی
فیرحی با بیان اینکه بهشتی جانانه از اصل ۵ قانون اساسی یعنی ولایت فقیه و ولایت انتخابی دفاع کرده است، اضافه کرد: البته در تفکر ایشان، این اصل بر سایر اصول حاکم نیست، برای بهشتی آزادی چیزی است که دین آن را جزء ادله و انتخاب‌های برتر قرار داده و هیچ انتخابی نمی‌تواند اصل آزادی را از بین ببرد.
فیرحی ادامه داد: وی با صراحت این جمله را دارد که رهبری ادامه سنت مرجعیت و راهنمای فکری دولت و نه به عنوان یک قوه اصلی است؛ ساختار قانون اساسی هم به همین روش چیده شده بود؛ در قانون اساسی قبلی، رهبر بیشتر به عنوان عام امامت مطرح بود. وی معتقد است فقیه چه رهبر باشد و چه نباشد، چون دنبال احکام است، خیلی در تشخیص موضوع دخالت نمی‌کند.
مظلومیت شهید بهشتی
فیرحی تصریح کرد: شهید بهشتی از جمله شخصیت‌های تأثیرگذار مظلوم بود، از این جهت مظلوم است که بزرگترین خدمت را در قانون اساسی انجام داده و آن کاشتن اصول حقوق مردم بود.
استاد دانشگاه تهران اضافه کرد: شهید بهشتی متوجه این مطلب بود که نباید هیچ اصلی از اصول قانون اساسی، ضایع شود، زیرا عقلایی نیست که در قانون ملی کشور اصلی باشد که مورد توجه نیست؛ بهشتی می‌گوید اصل ولایت و امامت احتیاج به قانون ندارد، چون جامعه آن را قبول دارد؛ او با صراحت می‌گوید که قانون اساسی مقداری از ولایت آینده را محدود می‌کند؛ یعنی ولایت و دولت نمی‌تواند قانون اساسی را محدود کند.
نگاه متوازن بهشتی به قانون اساسی
استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: وی معتقد است که رهبر در هیچ جایی مستقیماً وارد دخالت در امور نشود؛ یعنی رهبر، محدودکننده وظایف ذاتی قوای ثلاثه نیست وگرنه مطالبات مردم از بین می‌رود، مرحوم بهشتی نگاه متوازنی به اصول قانون اساسی داشت و نقطه ثقل را هم در حاکمیت مردم می‌دانست.
وی افزود: مرحوم بهشتی حتی رهبری را حاکم بر احزاب هم نمی‌کند و معتقد است که رهبری از فعالیت‌های درون احزاب بیرون می‌آید، بهشتی حکمرانی مدرن را نهادی و مبتنی بر قانون می‌دید؛ همچنین معتقد بود اصلی را الی الابد ندانیم؛ چون اگر بخواهیم قانون اساسی را از جامعیت بیندازیم، این قانون مرجعیت خود را از دست می‌دهد و هر گروهی بخشی از آن را ابزار برای اهداف خود قرار می‌دهد.
 
صفحه1 از405
بازگشت به بالا