Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آیت‌ا... سید حسین موسوی‌تبریزی
ابراز نگرانی وزیر کشور از فضای سرد انتخابات بجاست. اصل موضوع براساس اطلاعات به‌درستی بیان شده و شاید کم هم گفته باشد. گاهی آمار غیررسمی حکایت از بی‌اعتنا شدن 30 تا 40 درصد بیشتر مردم به انتخابات دارد؛ امری که می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ نخست اینکه هنوز بازار انتخابات داغ نشده و رقابت‌ها آنطور که باید شکل نگرفته. دوم اینکه بعضا از انتخابات‌های گذشته سرخورده شده‌اند؛ به‌ویژه در انتخابات اخیر که در شهرستان‌ها و تهران عده‌ای از افراد یا به‌خاطر اینکه می‌دانستند ردصلاحیت می‌شوند، کاندیدا نشدند یا اگر هم شدند، ردصلاحیت شدند و مردم نتوانستند کاندیدای مورداعتمادی پیدا کنند و رای دهند. همه این مسائل با کرونا و مسائل اقتصادی توام شده و از آنجا که الحمدا... سال‌هاست در میان مردم کوچه و بازار در جریان مسائل معیشتی قرار دارم، حقوق‌بگیرانی که رقم مشخصی دریافت می‌کردند، اکنون با گرانی‌های روزافزون دست‌وپنجه نرم می‌کنند و کسانی هم کسب و کارشان کساد یا کلا تعطیل شده از دیگر عوامل دخیل در ماجراست و عموم مردم را به اینکه به فکر نان باشند، وامی‌دارد و مابقی به اندازه خربزه هم فعلا برایشان مهم نیست، چون اصل کار زنده ماندن ولو با کمترین میزان معاش است.
از این‌رو، یقین دارم حدود 50 درصد مردم با مشکلات عدیده و با کمترین شرایط زندگی می‌کنند و در این میان خداوند باید به داد مستاجران که مشکل مضاعف دارند، برسد. این درحالی است که نگرانی در میان سیاسیونی که غالبا در انتخابات شرکت می‌کردند و از چند ماه قبل آماده می‌شدند نیز وجود دارد. افراد متدینی که به انقلاب و نظام علاقه‌مندند، وابسته نیستند و می‌خواهند آزادانه در انتخابات شرکت کنند و کاندیدا شوند. دلشان از اینکه بی‌دلیل ردصلاحیت نمی‌شوند، راحت باشد و رای‌دهندگانی که می‌خواهند به دلخواهشان رای دهند و چون نباشند، دلخور می‌شوند همانطور که انتخابات اخیر مجلس از این جهت برخی را دلمرده و نارحت کرد و امیدشان را از اینکه نظام جمهوری اسلامی اجازه دهد افراد باسواد، شایسته، متدین، دلسوز و قدرتمندی که بتوانند، کار کنند وارد میدان رقابت شوند، از دست داده‌اند و مسئولان کشور و در راس رهبری باید در این‌باره تصمیم بگیرند. مساله انتخابات هم از حیث نگرش دنیا به آن مهم است و هم از حیث نیازهای مادی و معنوی خودمان به آن وابسته است. مردم و حتی انقلابیون هم از مشاهده باندبازی‌ها، رقابت‌بازی‌ها و پرداختن به مسائل جزئی درحالی‌که اصل مشکل فراموش می‌شود، مایوس شده‌اند. مسائل سیاسی، قراردادهای بین کشورها و مسائل امنیتی کشور به جای خود که مردم فقط از مشکلات آن آگاهند و از اینکه پشت پرده چگونه عمل می‌شود، بی‌خبرند.
 
محمدرضا یوسفی استاد دانشگاه مفید گفت: گاهی شاهد ترویج برخی عزاداری‌ها در صدا و سیما هستیم که عمدتاً تکیه آن بر مداحی صرف با محتوای اندک و حتی گاهی محتوای نادرست است؛ در این فضا، بازاری درست می‌شود که مداحان بر صدر می‌نشینند و محور عزاداری می‌شوند.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، در ادامه مباحث تشریح خطبه‌های نهج‌البلاغه با اشاره به خطبه ۱۰۳، گفت: امام(ع) در این خطبه فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ. أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَكُمْ مِنْ أَنْ يَجُورَ عَلَيْكُمْ وَ لَمْ يُعِذْكُمْ مِنْ أَنْ يَبْتَلِيَكُمْ وَ قَدْ قَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ‏؛ اى مردم بزودى زمانى بر شما خواهد رسيد كه اسلام چونان ظرف واژگون شده، آنچه در آن است، ريخته مى‌شود. اى مردم خداوند به شما ظلم نخواهد كرد و از اين جهت تأمين داده است، اما هرگز شما را ايمن نساخت كه آزمايش نفرمايد كه اين سخن از آن ذات برتر است كه فرمود: در جريان نوح، نشانه‌هايى است و ما مردم را مى‌آزماييم»؛ ای مردم به زودی زمانی می‌رسد که اسلام همانند ظرف وارونه‌ای به صورت واژگون ارائه می‌شود یا مانند انسانی معرفی می‌شود که جای سر و پای او را عوض کرده باشید و از اسلام فقط یکسری ظواهری باقی خواهد ماند.
یوسفی با بیان اینکه وقتی سخن از اسلام می‌آوریم، مراد ما نصوص دینی مانند قرآن و روایات قطعی است، تصریح کرد: مثلاً وقتی از حجاب سخن می‌گوییم، اصل آن از دین گرفته شده، اما مایه‌های فرهنگی هر جامعه ضمیمه آن می‌شود، لذا نوع حجاب در ایران با کشورهای اسلامی دیگر متفاوت می‌شود، بنابراین مراد از حکم حجاب، اصل این مقوله شرعی است و نه زوائد و نواقصی که ممکن است متناسب با هر فرهنگی به آن افزوده  یا کم شده باشد.
استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه در طول زمان، انحراف‌هایی پیرامون احکام دینی شکل گرفته و می‌گیرد، افزود: وقتی ما در مورد مسیحیت سخن می‌گوییم، حضرت عیسی(ع) این دین را از خداوند گرفته است، اما با انحرافاتی که در طول زمان از سوی روحانیت مسیحی صورت گرفت، امروز می‌بینیم دین فعلی آنها متفاوت از اصل دین مسیحیت عیسی(ع) است. قرآن کریم هم از روحانیت مسیحیت به عنوان «قِسِّيسِينَ وَ رُهْبَانًا» نام برده است.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: یک اسلام داریم که از سوی پیامبر و امام علی(ع) معرفی شده است و اسلامی هم هست که انحرافی و اموی است و ظواهری از آن باقی مانده است. امام در این خطبه هشدار داده‌اند که مبادا از قرآن هم صرفاً مجالس و محافل ظاهری باقی بماند؛ در این صورت، گروهی به عنوان قاری، قرآن می‌خوانند و بقیه لذت هم می‌برند، اما آموزه‌های قرآن نقشی در زندگی انسان‌ها ندارد.
وی با بیان اینکه احکام دین متناسب با زمان و مکان تشریع شده است، اظهار کرد: گاهی ما تصور می‌کنیم چون اسلام دین جاودانه تا روز قیامت است، تمامی جزئیات فرهنگ دینی هم لزوماً برای همه اعصار و قرون معتبر است؛ مانند تأکید بر تیراندازی و اسب‌سواری که در برخی روایات هم بیان شده است. این در حالی است که امروز طبیعتاً ابزارهای نظامی نوین جای این موارد را گرفته است و اسب‌سواری و تیراندازی محمل امنیتی ندارند که تصور کنیم مورد تأکید شرع هستند.
پرهیز از جمود در متغیرات دینی
یوسفی با تأکید بر اینکه نباید جمود بر برخی مسائل دینی متغیر داشته باشیم، تصریح کرد: با ورود دین جدید به یک جامعه، رسوبات دین و فرهنگ قبلی در بین مردم باقی است؛ مثلاً یهودیان تصوری جسمانی از خداوند بر اساس تورات انحرافی دارند، زیرا در تورات آمده که حتی می‌توان با این خدا کُشتی هم گرفت؛ اینها وقتی مسلمان شدند، در مواجهه با برخی آیات قرآن مانند «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ ...»، تفسیر جسمانی از آن داشتند و عرش را مادی تصور کردند. در حالی که خدا جسم ندارد و آیه حکایت از قدرت خدا دارد. البته برخی از مسیحیان و یهودیان عامداً در پی تخریب دین اسلام بودند، اما برخی افراد واقعاً تحت تأثیر فرهنگ دینی گذشته خود از روی جهل، چنین تصوراتی داشتند.
استاد دانشگاه مفید با اشاره به نقش حکومت‌ها در انحراف دین، اظهار کرد: امویان وقتی قدرت یافتند، برای توجیه کارهایشان تفسیر انحرافی از قرآن ارائه دادند و سعی کردند بگویند خداوند خواسته که ما قدرت داشته باشیم و از تعابیری مانند؛ «تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ» و تئوری جبرگرایی استفاده کردند. در داستان کربلا هم گفتند که امام حسین(ع) را خدا کشت.
یوسفی اضافه کرد: در طول تاریخ، حکومت‌ها به علت اینکه جامعه، دینی بوده، نیاز به یکسری علمای دینی درباری داشتند تا بتوانند برای رفتارهای ناشایاست خود توجیه دینی بتراشند، و از طرفی خود این عالمان وابسته هم دنبال کسب دنیا برای خود بودند تا در پرتو آن به نان و نوایی برسند. حتی دخالت حکومت‌ها در ولادت و وفات بزرگان هم وجود دارد، مثلاً ممکن است شاهی در تاریخی ولادت یافته، اما مصادف با شهادت یکی از ائمه است، لذا در تاریخ شهادت امام دست می‌برند و کم کم در ذهن مردم این موضوع نهادینه می‌شود.
انتقاد از محوریت مداحی در عزاداری
وی افزود: این مسئله در ارتباط با عزاداری‌های امروزین هم وجود دارد، زیرا گاهی شاهد ترویج برخی عزاداری‌ها در صدا و سیما هستیم که عمدتاً تکیه آن بر مداحی صرف با محتوای اندک و حتی گاهی محتوای نادرست است؛ در این فضا، بازاری درست می‌شود که مداحان بر صدر می‌نشینند و محور عزاداری می‌شوند.
یوسفی بیان کرد: گاهی اوقات ما از اسلام، کاریکاتوری معرفی می‌کنیم؛ درست مانند فرد موهن و ملعونی که برای پیامبر کاریکاتور می‌کشد؛ ما هم این بلا را بر سر اسلام آورده‌ایم، بدون اینکه واقعاً در خیلی از موارد هم بخواهیم و به همین دلیل دین جذابیت خود را از دست می‌دهد. البته ظرفیت‌های فکری متفاوت هم موجب برداشت متفاوت از دین می‌شود؛ مثلاً اخباری‌ها چون عمدتاً جمود بر نصوص و ظاهر نص دارند، یک برداشت دارند که از برداشت غیراخباری‌ها متفاوت است.
هادی سروش
صدرالمتالهین معروف به "ملاصدرا" از حکمیان عارف مسلک بی نظیر جهان علم و معرفت است. او در شناخت و توصیف عالمان بدخُلق جداً بی نظیر است . چرا که خود او  گرفتار طعن و تحریم آنان واقع شد و در آخر پناه به روستایی دور افتاده بنام "کهک" در اطراف قم آورد و بدون نام و نشان ، هفت سالِ زندگی پایان عمرش را در آن خطه با نوشتن هفت جلد تفسیر قرآن و نُه جلد کتاب اسفار و دیگر کتابها ، سپری نمود‌.
آن حکیم بی بدیل ، در "رساله سه اصل" موفق به شناسائی عالمان قدرت جو و دنیا طلب گشت که واقعا خواندنی است و مطالعه مکرر آن مورد سفارش اساتید علوم عقلی به شاگردان شان بوده و هست. ملاصدرا در این رساله کوچک براساس آیات قرآنی و حِکَم ایمانی که در بیان انبیاء و اولیاء متبلور گشته ، به توصیفِ دانشمندان سوء می پردازد.
امیدوارم بتوانم عباراتی گزارش گونه از آن مفاهیم بلندی که در ذهن حکیمانه آن فیلسوف و عارف بزرگ گذر نموده را با عباراتی روشن تقدیم کنم .
ملاحظه بفرمایید؛
عالمان سوء ؛ از خدا و پیامبر سخن گفتن آنان و ذکرگوئی شان؛ بی معرفتانه است ؛ چرا که از خدا غافل اند! و نشانه غفلت شان این است که دربِ خانه اهل دنیا را "قبله" خود کرده اند و ابواب قدرت ؛ "محراب" شان قرار گرفته است.
 با مُردگان مینشینند و به اختیار آنان زبان می گشایند.  سخن حق در گوش هواپرست شان تلخ و ناخوش است. طبق آیه ۱۷۶ اعراف ؛ زبان دراز و بدخوی بوده و در پی گزندگی نسبت هر کسی میشوند!
سینه ای دارند که روزی دو هزار بار به جنگ مسلمانان رفته و با مردمان خصومت کنند و زبان شان از افترا و دروغ و ناسزا مملو است !در حالیکه "عالمان نیک" دارای سینه ای وسیع و ایمانی هستند بگونه ای که روزی دو هزار بار میهمان ارواح انبیاء که به زیارت شان شتافته اند ، میشوند و مصداق این آیه هستند که ؛ "فرشتگان از هر دری به آنان وارد شده و سلام حق را میرسانند" . مهم این است که این سینه پر از نور و محبت کجا و آن سینه پر از نفرت کجا؟!
 دانشمندان دنیا طلب و قدرت جو ؛ منشاء قساوت و نفرت اند . آنان طبق بیان خدا به داود پیامبر : "قطاع الطریق" اند که بدون ذره ای خوف و خشیت از خدا ،  اسباب قساوت و غلظت را فراهم می آوردند!
 باری ؛ علم اگر علم باشد نباید قامتش کوتاه ، عرصه معرفت اش تنگ و پای خردمندی اش لنگ باشد و بر کدورت ها افزوده کند !
و در پایان عین عبارت ملاصدرا در خطاب مستقیم به دانشمندانی که دارای سوء اندیش و سوء گفتار و سوء رفتار هستند را تقدیم کنم : " ای زاده آدم .. این جاه و منصب که تو بدان مفتخری هزار  وبال از آن می‌خیزد و این عمل و دانش که تو بدان مغروری خرمنی از آن به جُوی نمی ارزد ؛ "رُب تال القرآن و القرآن یلعنه ؛ - چه قرآن خوانی که قرآن لعن اش میکند" .
فاضل میبدی در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد: اگر مافیای اقتصادی و سیاسی دست به دست هم بدهند اجازه نمی‌دهند کشور به سامان برسد. عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه باید دید چرا جامعه‌مان را به‌جای قرآنی قارونی کرده‌ایم، یادآور شد: این همه اختلاس و این همه دزدی کشف ‌شده و به مال مردم دست‌اندازی می‌شود و ما فقط روضه می‌خوانیم و سخنرانی می‌کنیم، چراکه سیستم فکری درستی که در جامعه ما بتواند مسائل مالی را در یک جریانی قرار دهد که به سود مردم باشد، وجود ندارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حجت‌الاسلام «محمدتقی فاضل میبدی» عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه و استاد دانشکده مفید قم است. همچنین او با مراکز علمی، پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی و دفتر تحقیقات به عنوان محقق همکاری می‌کند. "تسامح و تساهل، حدیث آزادی و دین چیست؟" ازجمله آثار مکتوب و همچنین رساله "دین شناخت و حدیث عقلانیت" از جمله مقالات مهم این متفکر و پژوهشگر دینی به شمار می‌آید. وی ازجمله روحانیون نواندیشی است که تلاش می‌کند چهره روشن‌تر و مدرن‌تری از اسلام را به جهان ارائه کند، از آنجا که اندیشه‌های نوگرای وی در حوزه دین بسیار مطرح است لذا در خصوص موضوعاتی ازجمله عدالت، نئولیبرالیسم و سرنوشت انقلاب و همچنین نسبت بین امر سیاسی و سرمایه با وی به گفتگو نشستیم.
 امروز حتی در سطوح بالای نظام شاهد اذعان به ضعف در زمینه‌ی عدالت در جامعه هستیم، به نظر شما چرا عدالت به یک‌باره از سپهر سیاسی ایران رخت بربست؟
بله؛ متأسفانه عدالت چیزی است که در جامعه ما تا حدودی مفقود است، به ویژه در زمینه‌های اقتصادی و اطلاعاتی، من شخصا فکر می‌کنم هر چیزی که مربوط به زندگی اجتماعی بشر باشد و در قالب یک ایدئولوژی خاصی قرار بگیرد آن چیز در جامعه محقق نمی‌شود حالا می‌خواهد مسئله حق باشد، عدالت باشد یا مسئله حقوق انسان‌ها باشد، فرقی نمی‌کند، برای اینکه عدالت اجتماعی مخصوصا چیزی است که در دنیای امروز از راه‌های علمی و تجربی محقق می‌شود، این مطلب یعنی چه؟ یعنی اگر در جامعه‌ای احزاب آزاد نباشد، مطبوعات آزاد نباشد، مسائل سیاسی و مسائل مالی شفاف نباشد، طبیعتا در آن جامعه عدالت محقق نمی‌شود، عدالت آن‌گاه محقق می‌شود که انسان‌ها و افرادی در پشت این داستان برای دفاع از عدالت و مبارزه با ظلم خارج از حکومت‌ها مستقر شده باشند، متأسفانه صداوسیمای ما که رسانه‌ای ملی است هیچ‌گاه مستقل نبوده و همیشه در دست صاحب‌منصبان و گروه‌های خاصی بوده، خوب طبیعی است رسانه‌ای که مستقل نباشد نمی‌تواند جامعه را شفاف به مردم نشان دهد، خوب جامعه‌ای هم که شفاف نباشد در پشت پرده‌ی آن اتفاقاتی می‌افتد که دور از چشم‌هاست، بنابراین امروز ما گرفتار بسیاری از مشکلات اقتصادی هستیم که ناشی از فقدان عدالت است.
عدالت در عرصه اقتصادی یک مسئله بسیار علمی و مهمی است، به صرف اینکه یک بودجه‌ای را تنظیم کنیم و به مجلس بدهیم تصویب کند و دولت آن را اجرا کند که نمی‌شود کار را پیش برد، به هر حال این بودجه‌ای است که متعلق به ملت و بیت‌المال است و یکی از راه‌های تحقق عدالت از راه تقسیم و تخصیص بودجه این است که دسترسی به اطلاعات بودجه از اول تا آخرش برای مطبوعات، صاحبنظران، افکار مستقل و برای افراد ناظر و منظبتان جامعه آزاد و شفاف باشد تا بتوانند به جامعه نشان دهند که آیا این بودجه در مسیر خودش محقق شده با نشده، بنابراین یکی از علت‌هایی که باعث شده در جامعه ما عدالت محقق نشود شفاف نبودن مسائل مادی و اقتصادی است.
دومین عاملی که به نظر من؛ باعث می‌شود که در جامعه عدالت محقق نشود مسئله فقدان دموکراسی به معنای کامل قضیه است، امروز بعضی‌ها دموکراسی را این چنین معنا می‌کنند و می‌گویند دموکراسی یعنی انتخابات آزاد مردم، خوب این نیمی از تعریف دموکراسی است، پس تعریف کامل دموکراسی چیست؟ یعنی علاوه بر انتخابات آزاد مردم، نظارت آزاد مردم بر عملکرد حاکمیت، اما اگر در یک جامعه‌ای انتخابات آزاد توسط مردم صورت بگیرد اما نظارت آزاد مردم بر عملکرد حاکمیت صورت نگیرد آن دموکراسی محقق نشده، لذا دموکراسی کامل یعنی نظارت کامل مردم بر حاکمیت، این دموکراسی خودش پایه عدالت است و شما نمی‌توانید دموکراسی را از عدالت جدا کنید. اگر در جامعه‌ای اختناق باشد، در جامعه‌ای افکار آزاد نباشد، نظارت احزاب و مطبوعات به‌طور کامل صورت نگیرد به نظر من در آن جامعه عدالت محقق نمی‌شود. اشکال ما در این است که خیلی اینها را از هم جدا می‌کنیم. در جامعه شرق در اردوگاه سوسیالیسم چرا عدالتی که وعده آن داده شده بود و شعار آن‌ها بود، محقق نشد و جامعه از هم فروپاشید؟ من در زمان حاکمیت شوروی به برخی از کشورهای شرقی رفته بودم واقعا فقر در آنجا بیداد می‌کرد و واقعا مردم فقیر و گرسنه بودند، دخترها مجبور بودند برای اینکه شب شکم‌شان را سیر کنند از روی ناچاری تن به هر کاری بدهند، برای اینکه پشت آن عدالتی که سوسیالیست‌ها شعارش را می‌دادند آزادی نبود، عدالت نبود، بالاخره انسان‌هایی هم که سیاست‌گذاری و قوانین را اجرایی می‌کنند که معصوم نیستند، انسان‌های جایزالخطایی که به دنبال این هستند به هر حال و روش توهمات خودشان را به کرسی بنشانند، یا به هر حال آن چیزهایی که روی آن نظارت دارند در انحصار خودشان قرار دهند تا نزدیکان و به اصطلاح امروزی‌ها آقازاده‌های‌شان بتوانند از آن استفاده کنند و از آن طرف هم در جامعه گرسنگانی هستند که دست‌شان به چیزی نمی‌رسد. امروز پول این ممکلت و بیت‌المال به گونه‌ای تقسیم می‌شود که هیچ بویی از عدالت در آن نیست، چرا؟ برای اینکه آن آزادی کامل نیست که بتواند مسئله را شفاف کند، نقد کند، برای اینکه راهی نیست که بتوان فهمید چرا آنجا بودجه رفت و چرا آنجا بودجه نرفت، بنابراین اگر دو پایه‌ای که عرض کردم نباشد، عدالت هم محقق نمی‌شود و در این چهل سال گذشته هم مشکل همین بوده، یکی شفاف نبودن اطلاعات مربوط به مسائل مالی و اقتصادی و دوم‌ عدم دموکراسی کامل در جامعه.
 آیا امروز می‌توان گفت نئولیبرالیسم در حال تبدیل شدن به گفتمان غالب مدیران نظام است؟
من نمی‌دانم، به هر حال مسئله لیبرالیسم که یک عده شعار آن را می‌دهند یا نئولیبرالیسم که یک عده به دنبال آن هستند هیچ کدام مسئله ما را حل نمی‌کند، ما هر مکتب و هر ایسمی که در این مملکت بخواهیم به دنبالش باشیم آن چیزی باید باشد که سر کوچه و بازار مردم لمس کنند و دست‌شان به دهن‌شان برسد، قدرت خرید داشته باشند، مایحتاج‌شان را تأمین کنند، آن چیزی که ما در حکومت اسلامی وعده آن را دادیم این بوده، اینکه طرف بیاید سر بازار امروز دست بکند در جیبش یک قدرت خرید داشته باشد، فردا دست بکند قدرت خریدش کمتر شده باشد و دیروز قدرت خریدش از امروز بیشتر باشد که نمی‌شود، اینکه مواجه شویم با یک تورم لجام گسیخته که فرد نتواند زندگی‌اش را تأمین کند ظلم می‌دانیم، حالا اینکه این دولتمردان و حاکمان ما دنبال چه هستند و چه ایسمی من نمی‌دانم، من می‌خواهم بگویم عدالتی که ما وعده دادیم این است که مردم دست‌شان به دهن‌شان برسد، متأسفانه این مجلس شورای فعلی ما گاه به دنبال کارهایی می‌رود که نمی‌دانم نتیجه آن چیست درحالی‌که باید پرسید چرا مجلس تا به حال در این مدتی که سر کار بوده یک لایحه درست تصویب نکرده که مشکل مردم حل شود؟ اشکال ما این است که سوراخ دعا را گم کردیم، این حرکات انقلابی و تندی هم که صورت می‌گیرد به نظر من مشکل جامعه ما را از لحاظ عدالت حل نمی‌کند.
آیا سرمایه‌داری در ایران دست به تضعیف امر سیاسی زده است؟ به نظر شما؛ امروز پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب‌مان بین امر سیاسی و سرمایه چه نسبتی در ایران برقرار است؟
بالاخره در جامعه‌ای که مسائل سیاسی آن حل نشده باشد مسائل اقتصادی‌اش هم حل نمی‌شود، در دنیای امروز سیاست از اقتصاد قابل تفکیک نیست. من بر این باورم که اگر مافیای اقتصادی و مافیای سیاسی دست به دست هم بدهد اجازه نخواهد داد که کشوری به سامان برسد، مثلا چرا نگذاشتند که قانون «اف‌ ای تی اف» تصویب شود، خوب چرا؟ مشخص است که وقتی بخواهید با دنیا مبادلات اقتصادی انجام دهید باید تبادل پول شما شفاف باشد، یعنی شفاف نبودن گردش مالی در دنیای امروز سؤال است، این قانون خوبی است چراکه اگر ۱۰۰۰ میلیارد پول بخواهد جابه‌جا شود باید معلوم شود که این پول از کجا می‌آید و به کجا می‌رود، امروز دلیل این پول‌های کلانی که در این کشور عده خاصی اختلاس می‌کنند و ماشاءالله ماشاءالله یکی یکی از این طرف و آن طرف کشف می‌شود و برخی از آن‌ها را هم اخبار می‌گوید چیست؟ چرا و چطور یک نفر توانسته با یک تلفن و یا یک معامله کاذب یا با یک ارتباط با وزیر و وکیل این همه پول جا به جا کند، برای اینکه مسائل مالی شفاف نیست، اگر به این «اف‌ای تی اف» که این همه در برابر آن قیام می‌کنند، دقت کنیم متوجه می‌شویم در دنیای امروز قانون خوبی است چراکه باعث می‌شود گردش مالی در دنیا شفاف شود، برای اینکه پولشویی صورت نگیرد چون یکی از مسائل خطرناک در دنیای امروز پولشویی است، پول‌هایی که معلوم نیست از کجا می‌آید و به کجا می‌رود.
چرا در کشور ما آنقدر نرخ تورم بالاست برای اینکه گردش مالی شفاف نیست، پولشویی وجود دارد و چند کارشناس هم که می‌آیند در این خصوص صحبت می‌کنند به حرف‌شان گوش نمی‌دهند، همه آن‌ها را می‌کنند در قالب یک ایدئولوژی خاص که ما چون ایدئولوژی‌مان اسلامی است بنابراین هرچه که از دنیای غیر اسلامی به ما تکلیف شود ما زیر بار آن نمی‌رویم و این یکی از تلخ‌ترین حرف‌هایی است که انسان می‌شنود. مسئله اقتصاد، مسئله گردش مالی، شفافیت مالی و مسئله پول را نباید ایدئولوژیزه کرد، اینها بالاخره چیزهایی است که باید ببینیم تجربه بشری در خصوص آن چه کار کرده؟ دنیا برای مقابله با سیستم سرمایه‌داری کثیف چه کار می‌کند؟ و ما باید چه کار کنیم؟ اسلام به عنوان دین؛ این ارزش را برای بشر قائل است که انسان‌ها نباید در دنیا گرسنه باشند، تفاوت طبقاتی نباید در دنیا وجود داشته باشد، این تأکیدات هم در قرآن کریم است، هم در کلام ائمه (ع) و هم در نهج‌البلاغه و کلام حضرت علی(ع)، یعنی فاصله طبقاتی یکی از زشت‌ترین چیزهایی است که اسلام از آن یاد کرده و واقعا چیز زشتی است، شما در قرآن فرعون دارید، قارون دارید در مقابلش هم موسی(ع) دارید یا کسانی که با آن‌ها می‌جنگند، برای همین از بین بردن فاصله طبقانی بیشترین آیات قرآن در خصوص نفقات، زکات، صدقات، فقرا، مسائل مساکین و دستگیری از آن‌هاست، آیاتی که در قرآن درباره مسائل فقرا است خیلی زیاد است، تعداد این آیات خیلی بیشتر از آیاتی است که مربوط به نماز و روزه است چرا ما به آن‌ها توجه نمی‌کنیم، چرا جامعه‌مان را به جای قرآنی، قارونی کردیم، این همه اختلاس و این همه دزدی کشف می‌شود و به مال مردم دست‌اندازی می‌شود و ما فقط روضه می‌خوانیم و سخنرانی می‌کنیم و همه اینها به این دلیل است که سیستم فکری درستی که در جامعه ما بتواند مسائل مالی را در یک جریانی قرار دهد که به سود مردم باشد، وجود ندارد.
رضا احمدی
بیستم دی ماه سالروز شهادت امیرکبیر اصلاح‌گر ایرانی در عصر قاجار است. امیرکبیر تربیت یافته عباس میرزا و خاندان قائم مقام بود. او از جوانی وارد دستگاه دیوانی شد و زیر نظر میرزا عیسی، قائم مقام فراهانی و فرزندش مهارت آموخت و همزمان با فرهنگ و تمدن جدید آن سوی مرزها نیز آشنا شد. وی با مسافرت به روسیه و دیدار با تزار و حضور سه ساله در مذاکرات ارزنه الروم و نشست و برخاست با دیپلمات‌های اروپایی دریافت که بیرون از مرزهای ایران، کشورها با استفاده از علم و دانش توانسته‌اند سرزمین‌های خود را به خوبی آباد سازند و حاکمان براساس قانون و ضابطه و به صورت عقلانی حکم می‌رانند.
امیرکبیر در تبریز در دستگاه ولیعهد ناصرالدین میرزا بود و در به سلطنت رساندن او مهمترین نقش را ایفا کرد. شاه جوان، امیرکبیر را به عنوان صدراعظم خود منصوب کرد. امیر این فرصت تاریخی را غنیمت شمرد تا آرزوهای خود را جامعه عمل بپوشاند.
امیرکبیر شخصی روشن ضمیر بود که اندیشه های او در تماس با نخبگان کشورهای روسیه، عثمانی و اروپا، فراتر از فضای بسته عشیریه‌ای قاجار شکل گرفته بود. وی طی سه سال و چند ماه حکومت، جامعه عقب مانده و بی‌خبر خود را به سمت پیشرفت و توسعه رهنمون ساخت. او سعی داشت حکومت را قانونمند سازد، خرج و دخل حکومت را سامان و از خرج‌های بی حد و حساب وابستگان و نوری چشمی‌ها جلوگیری کرد؛ لذا برای شاه هم مقرری تعیین نمود که در تاریخ ایران بی‌سابقه بود. حقوق شاهزادگان و دریاربان را نظم داد، امنیت و ارتش ملی را بنیان گذاشت، اولین مرکز علمی آموزشی دارالفنون را بنیان گذاشت، اولین بیمارستان را ساخت و واکسن را هم رواج داد.
وی نظام قضائی جدید را تاسیس و شکنجه را در زندان‌ها ممنوع ساخت. کارخانه‌هایی را بنیان نهاد و استادان و منهدسان خارجی را استخدام و جوانان ایرانی را برای تحصیل به اروپا اعزام کرد. طرح ساخت راه آهن آغاز، شیوه پاسپورت، نیروی دریایی و نمایشگاه دائمی کالاهای ایرانی را پایه‌گذاری کرد. کتاب‌های علمی را از خارج خریداری کرد و دستور ترجمه آن را داد و در نهایت از دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران جلو گیری کرد و ...
امیرکبیر می‌خواست حکومت را عقلانی و قانونمند سازد و مناصب را به اهل آن واگذار کند. او از فروش مناصب جلوگیری کرد. اصلاحات در ساختار بیمار کشور سخت و پر خطر بود. در این فرهنگ سیاسی عشیریه ای، به کسانی که اهل بودند، همه چیز می رسید. یعنی کسانیکه چاکر، مطیع، رام و هماهنگ با قدرت بودند. آنها از خوان بیت‌المال بسیار بهره می‌بردند. در این عصر هر نوع متفاوت اندیشیدن و تغییر را انحراف می دانستند. شاه ظل الله بود. کلام و دستور او واجب الاطاعه و مناصب براساس تقرب به درگاه ظل الله عطاء می‌شد. ناصرالدین شاه با کسانی که صد در صد از نظر، عقیده، عمل و حتی نیت با او همراه نبودند مشکل داشت و آنها را از خود دور و از مناصب اخراج می نمود.
اصلاحات امیرکبیر منافع شاهزادگان، دربایان، زنان و مادر شاه، رجال سیاسی, بعضی از روحانیون و روس و انگلیس را به خطر انداخته بود. همه کسانی که منافع آنها از اصلاحات امیر آسیب دیده بودند، جبهه واحدی را تشکیل دادند.
حاکمیت ایران در طول تاریخ دوگانه بوده است. اول: نهاد سلطنت: شامل شاه، دربار و شاهزادگان که نهادی مستقل، دائمی، قدرتمند، ظل اللهی و غیر پاسخگو تشکیل داده بودند. دوم: نهاد صدر اعظمی که از آن رعیت بود و مسئولیت اجرایی کشور را عهده دار بود. در عصر امیر کبیر نهاد صدر اعظمی به دنبال اصلاح اوضاع نابسامان ایران بود.
امیر از اوضاع ایران و دیگر ممالک آگاه بود. او می‌گفت:هرکس اوضاع ایران را بیند، دلش خون شود. همه جای ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”عقب مانده، فقیر، بیسواد، تحت فشار دول استعماری، دارای شاهی مستبد، غیرپاسخگو درباری مفت خور و مردم بی خبر از از تحولات دنیا، بیش از دویست سال با آن فاصله داشتند.
امیرکبیر می خواست این فاصله را کمتر کند. آرزو داشت ایران و ایرانی پیشرفت کند و سرفراز باشد. در مقابل، درباریان شاهزادگان و آنانی که با اصلاحات، منافع سرشار خود را از دست می‌دادند با امیر به مخالفت برخاستند و عاقبت چون بزرگمهر، فتحعلی‌خان داغستانی، قائم مقام  فراهانی، مصدق و... غریبانه در حمام فین کاشان به شهادت رسید و ایران از توسعه و پیشرفت باز ماند. با شهادت امیرکبیر ایرانیان از داشتن صدر اعظمی مدیر و شایسته و مدبّر، اندیشمند و میهن‌دوست محروم شدند.
منابع :
۱. آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، انتشارات خورازمی،  چاپ 1389.
۲. آل داود، سید علی، امیر و ناصرالدین شاه، کتاب رایزن،  1394.
۳.  زیبا کلام، صادق، سنت و مدرنیته، انتشارات روزنه، 1359.
۴. سریع القلم، محمود، فرهنگ سیاسی ایران، انتشارات فرزان،  1389.
۵. همایون کاتوزیان، محمدعلی، ایران جامعه کوتاه مدت، ترجمه عبدالله کوثری، نشر نی، 1391.
صفحه1 از426
بازگشت به بالا