دوشنبه, 12 شهریور 1397 16:23

نیمه پنهانِ فاجعه زیر زمین فیضیه

عبدالرحیم اباذری
از سال 1342 که انقلاب بزرگ اسلامی ایران تحت رهبری حضرت امام خمینی (ره) آغاز شد، بعضی از شخصیت های برجسته حوزوی  و دانشگاهی بنا به برداشت ها و اختلاف نظرهایی که با دیدگاههای امام داشتند، با انقلاب همراهی نکرده  و هرکدام برای خود دلایلی مطرح می کردند که در جای خود به آن پرداخته شده است. در این میان برخی طلاب جوان و احساساتی که تحمل این عدم همراهی را نداشتند گاهی واکنش های تندی علیه این بزرگان  از خود بروز می دادند که هرگز موافق نظر حضرت امام نبود. ایشان طی نامه ای که از نجف به  مرحوم آیت الله پسندیده می نویسد  به وی توصیه می کند آنهایی را که  به  بزرگان و مراجع اسائه ادب و توهین  می کنند به دفتر و بیتشان راه ندهد.
امام در یک سخنرانی مفصل خطاب به طلاب تأکید می کند که تندروی ها را نسبت به بزرگان و مراجع کنار بگذارند  بعد آن جمله معروف خویش را می فرماید: «... و من یک نصیحت مى‌کنم به بچه‌هاى طلاب؛ طلاب جوان که تازه آمده‌اند و حاد و تندند؛ و آن این است که آقایان! متوجه باشید اگر چنانچه شَطْر کلمه‌اى به یک نفر از مراجع اسلام، شطر کلمه‌اى اهانت بکند کسى به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خداى تبارک و تعالى ولایت منقطع مى‌شود. کوچک فرض مى‌کنید؟! فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض مى‌کنید؟! اگر به واسطه بعضى از جهالت ها لطمه‌اى بر این نهضت بزرگ وارد بشود، معاقَبید پیش خداى تبارک و تعالى؛ توبه‌تان مشکل است قبول بشود! چون به حیثیت اسلام لطمه وارد مى‌شود. اگر کسى به من اهانت کرد، سیلى به صورت من زد، سیلى به صورت اولاد من زد، واللَّه تعالى راضى نیستم در مقابل او کسى بایستد دفاع کند؛ راضى نیستم...!!»
بعد از پیروزی نهضت نیز خمینی کبیر با این که در اوج قدرت بود اما نسبت به مراجع معظم تقلید کمال تواضع را داشت، به طوری که چندین بار به دیدار آنان رفت. در ماجرای اهانت به  آیت الله شریعتمداری  فوری به دیدن ایشان رفت با این که  در ورودی منزل  مورد هتک حرمت اطرافیان  قرار گرفت، اما هرگز ارتباط خویش را با ایشان  قطع نکرد! در مورد رؤیت هلال همیشه  مردم و مسئولان را به دفتر آیت الله گلپایگانی ارجاع می داد ؛ در دهه 60 که بعضی از طلاب جوان علیه جامعه مدرسین حرکت های تندی داشتند آنان را دعوت به آرامش و تعدیل کرد و نوشت : تندروی عاقبت خوبی ندارد و باعث شکست شده و شما را به دامن اسلامی آمریکایی سوق می دهد. امام در جای دیگر این تندروی ها را به کرم فاسدی تشبیه می کند  که از داخل ، درخت را به فساد و نابودی می کشد و... البته حضرت امام  در مواردی خطر سکولاریسم  به معنای جدایی دین از سیاست  را به حوزویان هشدار می داد که این فقط شامل اقلیت  متحجرین و انجمن حجتیه ای ها می شد  واز بدنه حوزه و روحانیت و مرجعیت انصراف داشت.
با کمال تاسف  در آن مقطع تاریخی،  محافل تندرو ـ بر خلاف نظر و سیره  امام ـ به بعضی مراجع معظم وقت و شخصیت های دیگر هتک حرمت کردند و هر کدام از آنها را به نحوی منزوی ساختند. در این ماجراها، تندروهای هردو جناح  چپ و راست، اصولگرا و اصلاح طلب مؤثر بودند.
 آن ایام اگر چه افراطیون  با  این حرکت ها خیال می کردند  مشکل نظام جمهوری اسلامی را برطرف می سازند اما متوجه نبودند روی شاخه نشسته و بُن می برند و به ساختار سالم  و ریشه هزار ساله مرجعیت شیعه تیشه می زنند!
سالها گذشت و از دل این تندروی ها، جریانی سر بیرون آورد که در نوع خود به مراتب خطرناک تر از قبلی ها شد و همه را انگشت به دهان نمود. این گروه افراطی مدرن، اولین بار در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری، فردی را به عنوان رئیس جمهور بر گُرده مردم سوار کردند که  چندان اعتقادی به روحانیت و مرجعیت نداشت و اصرار می کرد خودش مستقیما با امام زمان (عج) تماس داشته باشد و به نوعی گرفتار سکولاریسم عقیدتی – سیاسی  بود. سپس  ایادی آنها  15 خرداد 85 در مراسم بزرگداشت این روز، سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی را خواستند به هم بزنند که توسط مردم از مجلس بیرون رانده  شدند.  14 خرداد 89 در مراسم سالگرد رحلت امام  با حضور انبوه مردم و میهمانان خارجی، سخنرانی آقا سید حسن خمینی را مختل کردند. 21مرداد 91 در صحن حرم رضوی، هنگام اجرای مراسم احیای شب قدر به سخنرانی ناطق نوری حمله ور شدند؛ 22 بهمن همین سال در حرم معصومیِ قم با کفش و مهر، حتی به قصد مصدوم ساختن  به  دکترعلی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی حمله ور شدند!
 اینان  برخلاف  نظر امام و رهبری، برخلاف مصوبه شورای تامین استان و برغم توصیه ها و درخواست های آیت الله جوادی آملی و مرحوم آیت الله مشکینی، به بیت و حسینیه آیت الله منتظری و بعدها به دفتر آیت الله صانعی هجوم آوردند و کاری کردند که نبایستی می کردند.
اعضای این گروه  هر سال  در راهپیمایی 22 بهمن  و روز قدس تهران و قم حضور دارند و به گونه علنی علیه رئیس جمهور و رئیس مجلس و هرکسی که با اینها نباشد  شعار  می دهند و در روز وحدت و همدلی در میان مردم، تخم کینه و کدورت می پراکنند. بعضی از سردمداران این گروه افراطی به صورت غیر متعارف  متهور ، هتاک و بی مبالات هستند.
فحاشیِ یکی از اینان در صحن حرم حضرت عبدالعظیم نسبت به خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی  تنها یک نمونه از آن همه است که فایل صوتی و تصویری آن در دسترس قرار دارد. در بی تقوایی بعضی از  اینان همین بس که استخری را که بعد از پیروزی انقلاب ساخته شده به دروغ منتسب به فرح می کنند. یکی دیگر از شاخصه های بارز اینها فرافکنی است وقتی می بینند دسته گل به آب دادند فوری تکذیب کرده و به گردن  دیگران می اندازند ؛ اخیرا یکی از سرکرده های شان گفته: ماجرای پلاکارت های مدرسه فیضیه  کار خانواده هاشمی برای  مظلوم نمایی بوده است.  برای رسیدن  به اهداف شیطانی خود از هر وسیله نا مشروع بهره می گیرند که نشان بارز و آشکار سکولار اخلاقی به شمار می آید.
 این اقلیت پرسر و صدا بارها در مدرسه فیضیه به مناسبت های گوناگون، اجتماع  برگزار کرده اند و تجمع  روز پنجشنبه 25 مرداد زیر زمین فیضیه  ادامه و تکمیل اجتماعات پیشین بود. سخنران اصلی  این اجتماع  که در بعضی ابعاد  قرابت فکری با این جماعت دارد، همزمان با حاکمیت جریان انحرافی در صدا وسیما  حضور یافت. در جلسات هفتگیِ او، معمولا  افراد معمم را  به عنوان روحانی در ردیف اول و دوم می نشانند که قلم به دست مشغولِ به اصطلاح یادداشت برداری از سخنان شعر گونه  او هستند... .
سخنران زیر زمین مدرسه فیضیه  نسبت به  رئیس دولت نهم و دهم همواره موضع سکوت و بلکه حمایتی داشت و از کنار قانون شکنی ها و انحرافات  فکری او به راحتی عبور کرد و در واقع با این سکوت نا خواسته  بر تفکر جریان انحرافی، مبنی بر «اسلام منهای روحانیت و امام زمان بدون مرجعیت» که مصداق بارز سکولاریسم  بود، مهر تایید زد. متاسفانه امروز در سایه این گونه تحلیل های سست و ساختگی  به جایی رسیدیم اگر یک مرجع تقلید به جاسوسی و ارتباط با بیگانگان متهم بشود مردم  فوری آن را  قبول می کنند ، اما برای جاسوسی و خیانت دیگران سند و دلیل می طلبند! یعنی بعضی ها خواستند نظام اسلامی و  ولایت فقیه را به خیال خود تقویت و پشتیبانی کنند ناخواسته تیشه به ریشه هر دو زدند.
آیا سکولار از این بالاتر که در پوشش «حوزه انقلابی» و «دفاع از نظام ولایت فقیه»  به ارکان حوزه و مرجعیت در بطن حوزه و روحانیت، مدرسه فیضیه اهانت و جسارت شود و آنها متهم به بی سوادی ، سکولار و کارخانه مرجع تراشی  گردند؟!  البته خبرهای موثق حکایت از این دارد که قبل از آن در جلسه خصوصی تعبیرات به مراتب خشن تر و تندتر از این  بوده است. این که امام خمینی می فرماید اهانت به مرجعیت آدم را از ولایت خدا خارج می کند، آیا خروج از ولایت خدا، مصداق اتم سکولاریسم نیست؟
ماجرای زیر زمین مدرسه فیضیه به قدری  فاجعه آمیز بود که صدای همه را در آورد و دل دلسوزان را نیز شکست.  همه از آن، به خصوص از اظهارات شعرگونه سخنران مجلس اعلام برائت کردند؛ حتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد های مختلف حوزوی. اما آیا این اعلان برائت ها به تنهایی کفایت خواهد کرد؟ به رغم این برائت ها و تکذیبیه ها آنچه که روشن است در بعضی لایه های هر دو نهاد مقدس و مقتدر، وجود عناصر هماهنگ با این جریان افراطی قطعی  و بارها نیز مشاهده شده است ؛ پس پاکسازی این عناصر فقط با صدور بیانیه و تکذیبه  ممکن نخواهد بود و اقدام انقلابی و عملی می طلبد تا چهره آنهایی که  پشت عنوان مقدسِ ِانقلابی  و ارزشی مخفی شده اند و به  ارکان انقلاب  و مرجعیت شیعه  حرمت شکنی می کنند، بیشتر آشکار شود.
منتشر شده در یادداشت

امروزه تعصب به عنوان یک خصلت جاهلیت با نام دین و مذهب تبلور یافته است. رییس دانشگاه مذاهب اسلامی با بیان این که وقوع جاهلیت اجتماعی در فضای امت اسلامی بسیار خطرناک تر از جاهلیت پیش از اسلام است، گفت: تبدیل شدن افراط به یک پدیده اجتماعی، امت را در شرایط افراط زدگی و ورود به آستانه جاهلیت و وضعیتی بحرانی قرار داده است.

به گزارش شفقنا از روابط عمومی دانشگاه، جمعی از اندیشمندان و علمای کشورهای هندوستان و موریتانی با حضور در دانشگاه مذاهب اسلامی تهران با حجت الاسلام و المسلمین “ احمد مبلغی” رئیس دانشگاه دیدار و گفتگو کردند.

 در ابتدای این دیدار حجت الاسلام مبلغی با اشاره به مقوله رفتارهای جاهلانه گروه های تندور  در فضای امت اسلامی گفت: آنچه هشدار دهنده است این که این رفتارها صورت متراکم، متداوم و منسجم به خود گرفته است.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی با بیان این که افراط گرایی جامعه اسلامی را از حیث تاریخی در وضعیتی بسیار خطیر قرار داده است، تصریح کرد: این وضعیت خطیر را باید هر چه زودتر کنترل کرد و گر نه “جاهلیت جدید”  امت اسلام (یا بخش هایی از آن) را فرا می گیرد. وی خاطرنشان کرد: اگر چه امت اسلامی از حیث ساختار فکری و دینی متعادل ترین و والاترین امت است (که قرآن به آن اشاره نموده است) ولی امروزه به دلیل  افراط گری گروه های بی خرد و جاهل، وضعیتی بحرانی پیدا کرده است.

حجت الاسلام مبلغی در تحلیل این بحران اظهار داشت: در نتیجه افراط گرایی، جهت گیری ها و رفتارهای کلانی در حال شکل گرفتن و تحمیل شدن به امت اسلامی است که می رود تا شکاف های عمیق فکری، اجتماعی و اخلاقی را در امت اسلامی پایه ریزی کند. وی افزود: با وقوع این شکاف ها (که نشانه های اولیه آن گاه مشاهده می شود) رفته رفته امت را  جاهلیتی بزرگ و خطرناک فرا می گیرد.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی در ادامه با برشمردن ویژگی ها و خصوصیات جاهلیت، گفت: جاهلیت ویژگی ها و خصوصیت هایی دارد که در میان آن ها دو خصلت از برجستگی بیشتری برخوردار هستند و این دو، یکی افراط گرایی و دیگری عصبیت است. وی با اشاره به دلایل و استناد قرآنی این بحث، عنوان کرد: بر اساس آیه شریفه “وکان امرهم فرطا” و حدیث “لا یری الجاهل اما مفرطا او مفرطا”  افراط گرایی شاخصه جهل است که متاسفانه افراطی گری در امت اسلام عمق و گسترش یافته است.

دکتر مبلغی خاطر نشان کرد: تبدیل شدن افراط ( که نشانه ی جهل است) به یک پدیده اجتماعی در جهان اسلام، همه امت را در شرایط افراط زدگی و ورود به آستانه جاهلیت قرار  داده است. رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس با بیان این که گاه افراط در سطوحی ابتدایی و محدود است که این خطری جدی برای جامعه نیست، یاد آور شد: اگر این پدیده به سطح روابط اجتماعی در جامعه پا نهاد دیگر خطرناک می شود؛  زیرا به پدیده ای تبدیل شده است که بر اساس آن، روابط جاهلانه می گردد. وی اظهار داشت:  اگر در روابط انسانی جامعه، مناسبات جاهلانه و غیر اخلاقی فعال شود، “جاهلیت اجتماعی” رخ می دهد که متاسفانه امروز افراط گری به سطح مناسبات امت اسلامی پای نهاده است و دوره ای به نام جاهلیت را در آستانه شکل گیری قرار داده  است. این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که شاهد آن هستیم که افراطی گری در قالب تکفیر، تفسیق، تبادل سوء ظن و قتل و جنگ، رواج و نمود یافته است، گفت: اگر در صدد زدودن این وضعیت نباشیم، جاهلیت اجتماعی فضای جامعه ی اسلامی را فرا خواهد گرفت به گونه ای که دیگر نمی توان از آن خلاصی یافت و در صورت بروز این مسأله، امت اسلامی هلاک خواهد شد.

حجت الاسلام مبلغی در ادامه به دومین ویژگی از ویژگی های جاهلیت با عنوان«تعصب» اشاره کرده و اظهار داشت: تعصب آنچنان در بافت جهل و جاهلیت وجود دارد که قرآن کریم بدان اشاره و از آن به “حمیت جاهلی” نام می برد. این ویژگی جاهلیت امروزه با نام دین و مذهب تبلور یافته است و به اولین و بارز ترین شاخصه های مجموعه هایی از مذاهب بدل شده است در حالی که در اسلام، تعصب – همانطور که از متون دینی استنباط می شود – را باید نسبت به اصول اخلاقی متوجه ساخت.

رییس دانشگاه مذاهب اسلامی، افزود: نهج البلاغه نیز به این مضمون اشاره می کند و در این باره می گوید اگر می خواهید تعصبی داشته باشید در مورد صفات پسندیده ی اخلاقی داشته باشید. امام علی(علیه السلام) همچنین می فرمایند نسبت به “امر بزرگ شمردن قتل ” تعصب داشته باشید. این سخن به یک ویژگی پسندیده ی اخلاقی اشاره دارد و آن بزرگ دانستن گناه قتل و پرهیز از آن است؛ بدین معنا که کشتن مردم را امری ساده و آسان نپنداریم و به وجدان خود اجازه ندهیم تا کشتن مردم را سبک شمرد و آن را بپذیرد. وی بیان داشت: اما امروز شاهد هستیم که متاسفانه گروه های متعصب با تعصب ورزی های طائفه ای،  قتل مردم را راحت و آسان کرده اند و در نتیجه،  افکار عمومی را دچار دین گریزی کرده اند. این چهره تقریبی جهان اسلام تاکید کرد: دو ویژگی عصبیت و افراط اندک اندک در حال رسوخ به جامعه ی اسلامی هستند و اگر در برابر آنها تدبیری نیاندیشیم و کاری نکنیم، جاهلیت در جامعه حکم فرما می شود که این امر مساوی با تضعیف دین و انهدام امت خواهد بود.

حجت الاسلام مبلغی گفت: وقوع جاهلیت اجتماعی در فضای امت اسلامی بسیار خطرناک تر از جاهلیت پیش از اسلام است؛ چرا که جاهلیت نخستین، تحت پوشش دین عمل نمی کرد و در عین حال در باطن آن، پایبندی به برخی اصول اخلاقی مانند وفای به عهد مشاهده می شد. رییس دانشگاه مذاهب اسلامی در پایان با تاکید و تذکر به این نکته که اگر جاهلیت نوین مجال رشد بیابد، تحت پوشش دین وارد می شود و با سوء استفاده از آن، جهل و بی اخلاقی را ترویج می دهد و این مشکلی بزرگ است، بیان داشت: امروز بر ما و بر همه ی علما واجب است که در مورد این بیماری بزرگ بر حذر باشیم و با عوامل ناقل ویروس جاهلیت مقابله نمائیم.

منتشر شده در اندیشه
بازگشت به بالا