محمدعلی کوشا
در اصول کافی این حدیث به امام صادق علیه السّلام نسبت داده شده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏لی الله علیه و آله : إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ‏ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ؛ از امام صادق نقل شده که پیامبر فرمود: هر گاه پس از من اهل ريب و بدعت را ديديد بيزارى خود را از آنها آشكار كنيد و بسيار به آنها دشنام دهيد و در باره آنها بد گویید و بدانان تهمت و بهتان بزنید که نتوانند به فساد در اسلام طمع كنند و در نتيجه مردم از آنها دورى كنند و بدعت هاى آنها را ياد نگيرند و خدا در برابر اين كار براى شما حسنات بنويسد و درجات شما را در آخرت بالا برد» ( الكافي ، ج‏2، ص 375).
این حدیث کاملا با آیۀ 8 سورۀ مائده در تضاد است درآنجا خدا می فرماید:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون؛ اى مؤمنان، براى خدا بپاخيزيد و با دادگرى گواهى دهيد و نبايد دشمنى با گروهى شما را وادارد كه دادگرى نكنيد، دادگرى ورزيد كه به پرهيزگارى نزديك‏ تر است و از خدا پروا كنيد كه خدا از آنچه انجام می دهيد آگاه است».
دیگر آنکه اگر ما به این افراد بهتان بزنیم و ناسزابگوییم و بدگویی کنیم، در مقابل آنان نیز به خود اجازه خواهند داد که دربارۀ ما و مقدّسات ما، ناروا بگویند. باید گفت چگونه خدا به ما اجازه می دهد که به آنان فحش و ناسزا دهیم در حالی که ما در مقابل مشرکان و کفّار نیز مجاز بدان نیستیم: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم‏؛و به آنهايى كه مشركان به جاى خداوند [به پرستش] می خوانند دشنام ندهيد تا آنان [نيز] از سر دشمنى به نادانى خدا را دشنام ندهند» (انعام/108).
دليل این دستوری که در آیه داده روشن است؛ زيرا با دشنام و ناسزاگفتن نمى توان كسى را از مسير غلط باز داشت، بلكه به عكس، تعصّب شديد آميخته با جهالت كه در اين گونه افراد است، سبب می ‏شود كه به اصطلاح روى دنده لجاجت افتاده و در آیين باطل خود راسخ تر شوند.
 این آیه به مسلمانان دستور می دهد که کاری نکنید با بدوبیراه گفتن، احساسات آنان را تحریک کنید که برضدّ دین و مقدّسات شما تحریک شوند، چرا که اگرچنین فضایی به وجود آید دیگر جایی برای تفکّر وتعقّل باقی نمی ماند.
سوال دیگری که در مورد این حدیث مطرح است این است که ‏چرا خود پیامبر بدین دستور عمل نکرد و نسبت به منافقان و مشرکان زمان خود از هربۀ تهمت و فحش و ناسزا استفاده نکرد؟ بلکه برعکس، همواره اصحاب خویش را از آن برحذر می داشت. ائمّۀ بزرگوار ما نیز همواره از همین سیره تبعیت می کردند، برای مثال در عناد و بدعت گزار بودن معاویه و پیروان او هیچ شکّ و شبهه‌ای نیست؛ اما امام علی علیه السّلام هنگام مواجهة سپاهش با سپاه معاویه نه تنها به این حدیث عمل نکرد بلکه برخلاف مفاد حدیث مذکور به سپاهیان خود فرمود: «إنّی أکره لکم أن تکونوا سبّابین؛بی‌گمان، من خوش ندارم که شما دشنام‌گو باشید» (نهج‌البلاغه / خطبة 206).
از راوی این حدیث سوال می کنیم آیا آن حضرت نمی‌خواستند که برای سپاهیانش حسنات نوشته شود و درجاتشان بدین سبب در آخرت بالاتر رود؟! باید گفت: متن این حدیث چنان رسوا است که حتی برخی از مترجمان و حاشیه ‌نویسان کتاب کافی را ناگزیر کرده تا فعل «باهتوا» را به معنای «ابهتوا» بگیرند و بگویند که منظور آن است که «با دلایل قوی آنها را مبهوت نمایید». «الظاهر أن المراد بالمباهتة إلزامهم بالحجج القاطعة و جعلهم متحيرين لا يحيرون جوابا كما قال تعالى:" فَبُهِتَ الَّذِي كَفَر» ( مرآة العقول ، ج‏11، ص 81).
اما باید گفت: این معنا با سیاق جملات مابعد و ماقبل آن متناسب نیست؛ چرا که قبل از این عبارت آمده است: «بسيار به آنها دشنام دهيد و در باره آنها بدگویی کنید!  بنابراین، مناسب با این جملات همان معنایی است که ذکر شد، نه آنچه صاحب«مرآة العقول» فرموده اند، هر چند ایشان معنایی را که ذکر شد را هم محتمل دانسته اند. نکتۀ دیگر آنکه گرچه مادة بهت به معنای مطلق «حیرت و بهت و تعجّب» نیز استعمال شده است؛ اما چنان که در معاجم و کتب لغت آمده، این ماده اگر به باب مفاعله برده شود به معنای افتراءبستن و تهمت و بهتان‌زدن است.
ابن منظور در «لسان العرب» می‌نویسد: «باهته: استقبله بأمر یقذفه به وهو منه بری لایعلمه فیبهت؛ با افترائی که بر او می‌بندد و او از آن بی‌اطلاع است با وی روبه رو شده و او مبهوت می‌شود». در «أقرب الموارد» نیز آمده است: «باهت :أتی بالبهتان فلانا: حیره بما یفتری علیه من الکذب؛ فلانی را بهتان زد و او را با دروغی که بر او افتراء ‌بست حیران ساخت».
نکتۀ مهم تری که باید توجّه داشت این است که حدیث رسوای فوق به لحاظ سند کاملاً صحیح است! و یا به عبارت واضح تر برای آن سندی صحیح و نیکو تراشیده‌اند! متاسفانه عدم توجّه به اشکالاتی که در متن این حدیث است سبب شده که شیخ مرتضی انصاری رضوان الله علیه در کتاب «مکاسب» که از کتب درسی حوزه است، به این حدیث در مبحث «سبّ المومنین» استناد کند!
باید گفت: مع الاسف ما در مجامع روایی مان از این دست روایات کم نداریم! نمونۀ آن حدیثی است که شیخ کلینی از «علی بن حکم» نقل کرده که قرآن 17000 آیه بوده یعنی حدود دو سوم از قرآن اصلی ساقط شده و از بین رفته و قرآنی که در دست مردم است فقط یک سوم قرآن اصلی است! درصورتی که چنین حدیثی صددر صد مخالف با آیۀ« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون‏»(حجر/9) است.
بنابراین هرحدیثی که خلاف قرآن باشد قابل قبول نیست؛ اگرچه باسند صحیح نقل شده باشد! متاسفانه شماری از جاعلان حدیث، برای حدیث شان سند صحیح هم تراشیده اند!
منتشر شده در اندیشه
محمدعلی کوشا مترجم قرآن از پایان یافتن ترجمه‌اش خبر داد و گفت: حروف‌چینی این اثر به پایان رسیده و مرحله بازخوانی پس از تایپ را می‌گذراند که امیدوارم تا پایان سال برای چاپ آماده شود.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدعلی کوشا، مترجم، قرآن‌پژوه، ناقد ترجمه‌های قرآن و از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره ترجمه جدیدش از قرآن گفت: ترجمه‌ام از قرآن کریم به اتمام رسیده و اکنون در مرحله بازخوانی و ویراستاری است. ان‌شاءالله چاپ آن به ناشری حرفه‌ای و توانمند سپرده خواهد شد. البته رایزنی‌ها با چند ناشر انجام شده، اما هنوز قطعی نشده است. وی افزود: این ترجمه نزدیک به ۹ سال زمان برده و از ویژگی‌های آن می‌توان به تطبیقی بودن آن اشاره کرد که به صورت صفحه مقابل چاپ خواهد شد. تمام توانم بر این بوده که این ترجمه منطبق بر آیات قرآن، گویا، روان و دلنشین باشد.
حجت‌الاسلام کوشا ادامه داد: با توجه به اینکه ۲۰۰ ترجمه را از قرن چهارم تاکنون مورد بررسی و تحقیق و احیاناً نقد قرار داده‌ام و کوششم براین بوده تا لغزش‌های دیگر مترجمان در آن راه نیابد و تقریباً همه صفحات آن پانوشت‌هایی روشنگر داشته باشد که در بُعد محتوای آیه و فهم دقیق واژگان آن خواننده را یاری رساند. حجم پانوشت‌ها در هرصفحه تقریباً به اندازه یک‌سوم صفحه است که کاملاً مرتبط با ترجمه آیه و به دور از زواید است؛ توضیحات لغوی و بیان نکات ادبی و تفسیری از جمله محتوای پانوشت‌های این ترجمه بوده و مواردی که مفسران و مترجمان بر سر آنها اختلاف دارند در پانوشت‌ها به وضوح بیان شده است.
وی تصریح کرد: از ویژگی‌های دیگر این ترجمه آن است که از آغاز تا پایان آن در کلاس، که شماری از دانشوران حوزوی و دانشگاهی در آن شرکت کرده‌اند، تدریس شده و تجزیه و ترکیب و نکات بلاغی بیان شده وسپس بحث و گفت‌وگو به انجام رسیده است. تاکنون ترجمه‌ای جز این اثر به صورت تدریس عرضه نشده است. وی گفت: با توجه به اینکه من ناقد بسیاری از ترجمه‌ها بوده‌ام، همه قرآن‌پژوهان چشم‌انتظار این ترجمه هستند تا این اثر را مطالعه و بررسی و نقد کنند. با توجه به خواستاران فراوان این اثر، امید می‌رود که ناشری فرهنگ‌شناس، فرهنگ‌دوست و قرآن‌محور چاپ و نشر آن را عهده‌دار شود.
منتشر شده در اخبار
دوشنبه, 03 دی 1397 16:11

مسألـه بـردگـى در قــرآن

محمدعلی کوشا
پرسش: همان‌طور كه مى‌دانيم مبناى اسلام بر ردّ بت‌ پرستى و پذيرش توحيد است. مبارزه با بت‌پرستى سخت‌تر بود يا مبارزه با برده‌دارى؟ همان‌طور كه مى‌دانيم كورش كبير در هزار و اندى سال قبل از پيامبر برده‌دارى را در تمام سرزمين‌هاى تحت سلطه خود منع كرده بود، چطور اسلام اين كار را نكرد؟ در آيات قرآن به مسلمانان اجازه داده شده است كه با كنيز متصرفى خود همبستر شوند (آيه 6 و7 سوره مؤمنون ، آيه 28 و  29 سوره معارج). البته در تاريخ نيز ردّ پاى آن را مى‌بينيم: 1) از مهلّب بن ابى صُفره روايت است كه گفت: در روزگار عمر شهر اهواز را محاصره كرديم و آن را گشوديم، ولى مردم اين شهر با عمر در صلح بوده‌اند پس به ايشان بازگردانيد. 2) از عطاء روايت است كه گفت: شوشتر با صلح گشوده شده؛ ولى مردم آن كافر شدند. مجاهدان اسلام با آنان پيكار كردند و اسيرشان كردند و مسلمانان به زنان ايشان دست يافتند و زنان از آنان فرزند آوردند. عمر دستور داد كه زنان را آزاد كنند و آنها را از مسلمان‌ها جدا سازند ]شرح السير الكبير، سرخسى 1/173 (شماره المنجد: 355)[ و اين امرى بديهى است كه هيچ‌وقت زنى مايل به همبستر شدن با مردان دشمن نيست، آيا اين كار نوعى تجاوز نيست؟...
پاسخ:
اوّلا بيان اين نكته لازم است كه مبارزه با بت ‌پرستى قابل قياس با مبارزه تدريجى براى لغو بردگى نيست. ثانيآ در خصوص برخورد با بردگان و كمّ و كيف آن، عمل، رفتار، كردار و گفتار پيامبر اسلام )ص) براى ما حجّت است نه اعمال و رفتار حاكمان و خلفاى غيرمعصوم، هرچند كه آنان رفتار خود را اسلامى جلوه داده باشند.
ضمنآ احكام اسيرانى كه به هنگام پيكار با مسلمانان گرفتار مى‌شوند، در اسلام روشن است. آنها يا مسلمان هستند كه به جنگ با برادران خود آمده‌اند يا از پيروان اسلام به‌شمار نمى‌آيند. اگر مسلمان باشند پس از پايان رسيدن جنگ، آزاد مى‌شوند؛ نه آنان را مى‌كشند و نه از آنها فديه يعنى تاوان مى‌گيرند. چنان كه در ماجراى پيكار صفّين اميرالمؤمنين (ع)به مالك‌اشتر فرمود: «اِنَّ أَسيرَ اَهْلِ الْقِبْلَةِ لايُفادى ولايُقْتَلُ»[1]  و  اما اگر از كفّار باشند آيه 4 سوره محمّد تكليف آنها را معلوم داشته است. بنابراين، اصل فَاِمّا مَنًّا بَعْدُ إِمّا فِداءً (يا آزاد ساختن بى‌قيد و شرط و يا آزاد كردن به شرط پرداخت تاوان) به قوّت خود باقى مى‌ماند.
هر كس رويداهاى جنگ بين‌الملل اوّل و دوم را بررسى كند به روشنى درمى‌يابد مردم متمدّنى كه از مخالفت با برده‌دارى دم مى‌زدند، درباره اسيران دشمن چنان جناياتى مرتكب شدند كه نظير آنها از برده‌فروشان كهن نيز گزارش نشده است.
پيامبراكرم(ص) درباره اسيران فرموده‌اند: «اللهَ اللهَ فيما مَلَكَتْ اَيْمانُكُمْ اَلْبِسُوا ظُهُورَهُمْ وَ اَشْبِعُوا بُطونَهُمْ وَ اَلِينُوا لَهُمُ الْقَوْلَ»[2]  «از خدا درباره اسيرانى كه در دست داريد بترسيد، ازخدا بترسيد، پيكرشان را بپوشانيد، شكمشان را سير كنيد و در گفتار با آنها نرمى نشان دهيد».
و نيز فرموده است : «مَنْ لَطَمَ مَمْلُوكَهُ اَوْ ضَرَبَهُ فَكَفّارَتُهُ اَنْ يُعْتِقَهُ»[3]  «كسى كه بر مملوك خود سيلى زند يا او را كتك بزند، كفّاره اين كار آن است كه او را آزاد كند».
به هر حال، بردگى ويژه كسانى است كه با مسلمانان بجنگند، چنان كه محقّقِ حلّى در «شرايع‌الاسلام» نوشته است «يُخْتَصُّ الرِّقُّ بِأَهْلِ الْحَرْبِ».[4]  يعنى بردگى فقط اختصاص به كسانى پيدا مى‌كند كه با مسلمان‌ها بجنگند.
بنابراين اگر جنگى در ميان نيايد، اسلام اجازه نمى‌دهد كسى را به عنوان برده يا اسير گرفتار كنند و همه فقها اين را پذيرفته‌اند. و حتى اسيرانى كه مسلمانان بر آنان دست مى‌يابند تنها از كفّار محارب گرفته مى‌شوند نه از كافران صلح‌جو. به هر حال اگر ضوابطى را كه اسلام در رفتار با اسيران و بردگان آورده درنظر بگيريم به يقين مى‌توان گفت كه اين آيين، دادگرانه‌ترين رفتار را با اسيران دشمن سفارش كرده است. و از همه اينها گذشته امروزه موضوع اين مسئله منتفى است. بنابراين حكمش نيز منتفى خواهد بود.
 
یادداشت ها:
[1] . منقرى ، نصر بن مزاحم ، وقعه صفّين، تحقيق عبدالسّلام محمّد هارون ، چاپ دوم ، مصر، مؤسسة العربيةالحديثة ، 1382 ق ، ص 469.
[2] . سيوطى ، جلال‌الدّين ، الجامع الصغير فى احاديث البشير النذير، بيروت ، دالفكر، بى‌تا، ج 1، ص 55.
[3] . ابى‌داوود، سليمان بن اشعث ، سنن ابى‌داوُد، چاپ اول ، رياض ، دارالسّلام للنشر و التوزيع ، يك جلدى ،حديث 5168، (باب فى حق المملوك )، ص 726.
[4] . محقّق حلّى ، جعفر بن حسن ، شرايع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، با تعليقات سيّد صادق شيرازى ، قمانتشارات دارالهدى ، بى‌تا، ص 659 (كتاب العتق ).
منتشر شده در پرسش و پاسخ
محمدعلی کوشا مفسر و مترجم قرآن کریم گفت: امام حسین(ع) هیچ‌گاه تسلیم زور و قدرت فاسد نمی‌شوند و حتی زن و فرزندانشان را با خود همراه می‌کنند تا نشان دهند که سودای جنگ و ستیز ندارند، در واقع حرکت ایشان حرکتی اصلاحی در راستای دعوت مردم کوفه از آن حضرت بوده است.
آنچه در این مصاحبه می‌خوانید:
هدف قیام امام حسین(ع) احقاق حق است
اخلاق جزء طبیعت انسان و پیشادینی است
بیشتر اصول اعلامیه حقوق بشر منبعث از فطرت انسانی انسان‌ها است
حرکت امام حسین(ع) یک عمل اصلاح‌طلبانه و مردم‌سالارانه بود
امام حسین(ع) نمی‌خواست چیزی را به زور بر مردم تحمیل کند
امام حسین(ع) تابع خواست مردم در تشکیل حکومت بود
 به گزارش ایکنا از اصفهان، ۱۳۷۹ سال از «روز واقعه» یعنی عاشورای سال ۶۱ هجری‌قمری می‌گذرد. عاشورا، تنها یک حادثه تاریخی مربوط به یک دوره و مکان خاص نبود؛ بلکه یک گفتمان و مکتب آگاهی‌بخش، هدایت‌بخش و انسان‌ساز است که پیام ‌آزادی و حفظ کرامت انسان را برای همه عصرها و نسل‌ها تداعی می‌کند. در متن این واقعه، ارزش‌ها و عناصر برجسته‌ای نظیر اخلاق، آزادی، کرامت انسانی، معنویت، شجاعت، عزت، ظلم‌ستیزی و... جای گرفته که این عناصر و مؤلفه‌های مهم، واقعه عاشورا را از دیگر رویدادهای تاریخی متمایز کرده و به آن یک هویت جهانی بخشیده است. خبرنگار ایکنا درباره پیام‌های عاشورا برای انسان و جامعه و امروز گفت‌گویی با حجت‌الاسلام محمدعلی کوشا، مفسر و مترجم قرآن کریم، مدرس سطح عالی حوزه‌علمیه قم و استاد سابق دانشگاه شهید بهشتی داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید، با این توضیح که دیدگاه‌ها و موضوعات مورد اشاره در این مصاحبه تنها نقطه نظرات مصاحبه شونده گرامی است و ایکنا در صدد تایید و یا رد هیچ کدام از این مطالب نیست.
ایکنا: اگر بخواهیم بر اساس رویکرد قرآنی، انسانی و اخلاقی واقعه عاشورا را مورد بررسی قرار دهیم، مهمترین پیام‌های این واقعه که می‌تواند در سطح جهانی و برای مخاطب غیر مسلمان کارساز و تأثیرگذار باشد، چیست؟
کوشا: باید در فلسفه قیام و اهداف بلند امام حسین(ع) جستجو کنیم که در یک عبارت خلاصه می‌شود و آن احقاق حق است؛ البته این کلمه کلی بوده و احتیاج به تفسیر دارد. بزرگ‌ترین پیام عاشورا برای دنیای امروز، اولا درس آزادی‌خواهی، ثانیا عدالت‌جویی و ثالثا ارائه اخلاق انسانی است.
ایکنا: امام حسین(ع) می‌فرماید:«اگر دین ندارید، آزاده باشید». به این سخن در منابع مختلف اشاره شده است و در واقع به امری اخلاقی تأکید می‌کند. فکر می‌کنید تفسیر این سخن امام(ع) چیست؟
کوشا: این جمله نشانگر این است که انسان باید به فطرت انسانی‌اش باز گردد، چون انسان فطرتا موجودی کمال‌جو و خیررسان است، ولی تعلقات دنیوی در اشکال گوناگون به تدریج فطرت پاک انسانی را پوشانده و تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. چه بسا انسان به خاطر تعلقات دنیوی حقیقت را زیر پا می‌نهد و برای تأمین منافعش فرصت‌طلبی کرده و خلاف آزادی و آزادگی رفتار می‌کند. اینجاست که امام حسین(ع) می‌فرماید اگر پایبند به مقررات دین الهی نیستید، آزاده باشید، یعنی فطرت انسانی‌تان را حفظ کنید.صرف‌نظر از اینکه دین چه می‌گوید، انسان که هستید، انسانیت شما چه می‌گوید؟ انسانیت انسان می‌گوید: من موجودی کمال‌جو و خیررسان هستم به همین جهت است که می‌گوید اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. یعنی حداقل به چارچوبه انسانی خود و روابط انسانی انسان با انسان نگاه کنید که اگر این کار را انجام دهید، مشکل شما حل خواهد شد.
ایکنا: آیا می‌توان از این سخن امام(ع) این‌گونه برداشت کرد که اخلاق امری فرا دینی است؟
کوشا: امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند دین برای این است تا عقول انسان‌ها را شکوفا سازد، بنابراین دین نازل می‌شود تا انسانیت انسان را احیا کند. قبل از توجه به چیستی و ماهیت دین و رسالت آن، باید توجه داشته باشیم که ما انسان هستیم با ویژگی‌های خاص خود، حقیقتا کمال‌جو هستیم، به عنوان یک انسان دوست داریم که آسایش و آرامش داشته و از حقوق انسانی خاص خود بهره‌مند باشیم؛ بنابراین اخلاق جزء طبیعت انسان و پیشادینی است و دین فقط آنچه را که در ذات انسان قرار دارد، احیا می‌کند. دین نصیحت کرده و رهنمود می‌دهد، ولی قبل از آن حقیقت و گوهر انسان با اخلاق انسانی توأم است.
کوشا: عرض من این است که اگر فرضاً دینی هم وجود نداشته باشد - که در جای خود باید تعریف جامع و کاملی از دین داشته باشیم- آن فطرت پاک و کمال‌جوی انسانی وجود دارد و اخلاق که رابطه انسان با انسان را تنظیم می‌کند، در نهاد بشر هست. دین فقط تبلیغ کرده و اخلاق طبیعی و انسانی را شکوفا می‌سازد؛ لذا اصل در وجود انسان، انسانیت است. امروز انواع و اقسام ادیان و مذاهب بر روی کره خاکی وجود دارد، ولی قبل از همه آنها انسانیت و فطرت انسان حاکم است و اینها بعدا شکل گرفته ونوعاً افراد دین خود را از پدرانشان به ارث برده‌اند. لذا باید انسانیت انسان را ملاک قرار دهیم، چون همه در انسانیت مشترکیم و اختلاف ذاتی و طبیعی نداریم، ولی در تفسیر دین دچار اختلاف هستیم و قرائت‌ها متفاوت است.
اتفاقا چنانچه در دنیای پیشرفته ارتباطاتی کنونی به انسانیت انسان برگردیم، بسیاری از مشکلات حل می‌شود. بیشتر مواد سی‌گانه حقوق بشر هم همین را می‌خواهد بگوید که به عنوان انسان حقوق یکدیگر را رعایت کنیم.در واقع بیشتر اصول اعلامیه حقوق بشر منبعث از فطرت انسانی انسان‌ها است.
ایکنا: با توجه به اینکه از آزادی‌خواهی، عدالت‌طلبی و اخلاق‌مداری به عنوان دستاوردها و پیام‌های واقعه عاشورا نام بردید، مصداق‌های این مقولات در جریان نهضت عاشورا را نیز بیان کنید.
کوشا: آزادی‌خواهی یا عدالت‌جویی یا ارائه اخلاق انسانی در تمام حرکات و سکنات امام حسین(ع) و یاران‌شان مرحله به مرحله دیده می‌شود.
زمانی که امام(ع) در مدینه بودند و مورد تهدید قرار گرفتند که به زور از ایشان بیعت ستانده ‌شود، زیر بار بیعت زور نرفتند. چون دید که او را محاصره کرده و می‌خواهند مانع حرکتشان شوند، به همین جهت طرح هجرت را در ذهن خویش پرورانده و از مدینه به مکه هجرت کردند. بعد از چهار ماه اقامت در مکه، چون دعوت کوفیان را دیدند، مسلم را برای حصول اطمینان به آنجا اعزام کردند. مسلم چهل روز در کوفه بود و گزارش کاملی تهیه کرد و چون زمینه را فراهم دید، برای امام پیغام فرستاد و امام به سمت کوفه حرکت کردند.
امام هیچ‌گاه تسلیم زور و قدرت فاسد نمی‌شوند و حتی زن و فرزندانشان را با خود همراه می‌کنند تا نشان دهند که سودای جنگ و ستیز ندارند، حرکت او حرکتی اصلاحی در راستای دعوت مردم کوفه از آن حضرت بوده است. آری، امام نمی‌خواهند به زور کاری را پیش ببرند، بلکه می‌خواهند به درخواست مردم پاسخی مثبت داده باشند و این همان مردم‌سالاری است، یعنی ایشان اگر طالب حکومت هم باشند که قطعاً شایسته امر حکومت هم خود آن حضرت بود، آن را با زور شمشیر نمی‌خواهند، بلکه از طریق زمینه فراهم شده اجتماعی در قالب بیعت مردم می‌خواهد حکومت کند.
معروف است که نامه‌های فراوان و متعددی به امام حسین(ع) نوشتند و چون امام زمینه را فراهم دیدند، حرکت کردند. همراه کردن زن و فرزندان نشان‌دهنده این است که امام نه می‌خواستند کودتا کنند و نه به زور شمشیر مسلط شوند، بلکه می‌خواستند از طریق آرای مردم و به درخواست آنها زمینه حکومتی عادلانه را فراهم کنند.
ایکنا: در تاریخ آمده است که امام حسین(ع) کسی را مجبور به همراهی با خود نمی‌کند.
کوشا: بله، هیچ‌کس را مجبور به همراهی نمی‌کنند و در کمال آرامش حرکت خود را ادامه می‌دهند. کسی که می‌خواهد کودتا کند، معلوم است که زن و فرزند را با خود همراه نمی‌سازد، چون برایش دست و پا گیر خواهند بود. امام حسین(ع) به دعوت مردم پاسخ گفتند و می‌خواستند به حکومت ثابت کنند که تابع خواست مردم هستند.
 با توجه به اینکه امام حسین(ع) زن و فرزندانشان را با خود همراه کردند، می‌توان گفت دنبال حرکت یا نهضتی اصلاح‌طلبانه بودند نه قیام به معنای حرکت مسلحانه وبراندازانه ازطریق زور وقوای نظامی. درواقع امام علیه السلام می خواست تحولات اصلاحی از مسیر خواست آگاهانه خود مردم تحقق پیدا کند. بیعت ستانی از مردم توسط مسلم بن عقیل هم راهی از راهکارهای مسالمت جویانه آن حضرت بود.
 اصلا امام حسین(ع) خودشان بحث اصلاح‌طلبی را بیان فرموده و به زبان آورده‌اند:«اني لَم أَخرُج أَشِراً وَ لابَطراً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالِماً و اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فِي امّة جدّي أُرِيدُ أَن آمُر بِالمَعرُوفِ وَ أَنهي عَنِ المُنكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي علي بن ابي‏ طالب». این سخن امام گویای آن است که حرکت آن بزرگوار کاملاً مردم سالارانه و مسالمت جویانه بوده است و هرگز متوسل به زور نگردید. آری به نظر من، حسین بن علی یک اصلاح طلب به معنای واقعی آن است. بنابراین، اصلاح‌طلبی امام حسین(ع) از واضحات است.
ایکنا: پس حرکت ایشان، قیام به معنای مصطلح امروز همراه با ساز و برگ نظامی نبوده است؟
کوشا: بلی، هرگز آن حضرت متوسل به زور و قوای قهریه نشده است و قضایای بعد نیز هرچه بود، درمقام دفاع بوده است. یعنی من بی‌تفاوت نیستم، به درخواست مردم پاسخ مثبت دادم و حرکت کردم، حرکت من حرکتی اصلاحی و بر اساس عدل و داد است. در طول مسیر طی سخنانی به مردم آگاهی داده و می‌فرمایند:«به جان خودم قسم، امام و پیشوای راستین آن کسی است که به کتاب خدا عمل کند، راه قسط و عدل را در پیش گیرد، و تابع حق باشد و وجود خود را وقف فرمان خدا بگرداند».
این سخنان در منابع دقیقی مثل تاریخ طبری از قول امام حسین(ع) نقل شده است. زمانی که امام حسین(ع) با سپاه حر بن یزید ریاحی در منزلی به نام شِراف روبرو شدند، پس از اقامه نماز ظهر فرمودند:«ای مردم! اگر شما پروای الهی داشته باشید و حق را برای اهلش به رسمیت بشناسید، موجب خشنودی خدا خواهد شد و ما اهل‌بیت پیامبر به ولایت و رهبری مردم، شایسته و سزاوارتریم تا این مدعیان ناحقی که راه ستم و تجاوز را در پیش گرفته‌اند». این سخنان در تاریخ طبری نقل شده است.
زمینه و بستر اجتماعی قیام امام حسین(ع) بر اساس حرکت اصلاحی بوده و ایشان یک مصلح و اصلاح‌طلب واقعی بودند که می‌خواستند با هر نوع تبعیض، ظلم، فساد و نابرابری مبارزه کنند، ولی مبارزه ایشان کاملا ریشه اجتماعی داشت و برآمده از خواست مردم بود. امام حسین(ع) نمی‌خواست چیزی را به زور بر مردم تحمیل کند، و این نکته بسیار مهم است.
ایکنا: با توجه به اینکه در عصر گذار از سنت به تجدد زندگی می‌کنیم، انسانی که در این عصر زندگی می‌کند، چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی دارد و چه خطراتی او را تهدید می‌کند؟
کوشا: وقتی می‌گوییم مدرنیته و انسان مدرن، باید توجه داشته باشیم که یک‌سری حقایق ثابت وجود دارد که بُعد زمان آنها را کمرنگ نمی‌کند و به بوته نسیان و فراموشی هم نمی‌اندازد؛ مثل اینکه ضرب عدد دو در دو مساوی است با چهار؛ هزاران سال پیش هم همین بوده، امروز نیز دو ضرب در دو مساوی با چهار است و میلیاردها سال دیگر تا روز قیامت، دو ضرب در دو مساوی با چهار خواهد بود.
مدرنیته بیشتر از طریق روابط انسان‌ها با یکدیگر که به هم نزدیک شده‌اند، به وجود آمده است. قبلا هر کس در هر شهر و دیاری که ساکن بود، آگاهی و اطلاعاتش درهمان محدوده خاص خودش بود و از نقطه دیگر خبر نداشت. اما امروزه دنیا به دهکده جهانی تبدیل شده که همگان با هم ارتباط دارند، بنابراین انسان‌ها از منظر ارتباطات، پیشرفته و مدرن شده‌اند، ولی این پیشرفت‌های اجتماعی، علمی و صنعتی مانع از این نیست که حقایق ثابت انسانی را نادیده بگیریم.
کار خوب در هر شرایطی و از هر کس سر بزند، خوب و کار بد در هر زمان و مکانی و از هر کس سر بزند، بد است؛ این همان اصل حسن و قبح ذاتی است.
ایکنا: به نظر شما چرا اهداف، آرمان‌ها و پیام‌های عاشورا آن‌گونه که باید و شاید به درستی در جامعه تبیین نشده است؟ چه موانعی در این راه وجود داشته و دارد؟
کوشا: بزرگترین خطری که جامعه امروزی را نهدید می‌کند، استحاله فرهنگی در قالب عرضه خرافات به نام دین و مذهب است. گاهی افرادی در قالب مداحی حتی ناخواسته خرافات را تبلیغ می‌کنند وفضای فرهنگی را آلوده می سازند. خرافات و مطالب غلط مثل این است که شما حوض آب زلال و روشنی داشته باشید و مقداری سم داخل آن بریزید، وقتی این کار را انجام دادید، تمام ماهی‌های داخل آن کشته می‌شوند. گاهی این سم‌ها، سموم فکری و فرهنگی و تحریف اذهان است. وقتی ملتی را با خرافه و نادانی از طریق شیوه‌های گوناگون خواب کنید، توسعه فرهنگی پیدا نمی‌ شود و در نتیجه مردم توسری‌خور و خرافاتی می‌شوند و متأسفانه امروز در ایام محرم، مردمی که با عشق تمام می‌خواهند عزاداری کرده و مجلس عزای امام حسین(ع) را برپا کنند، اینها برایشان عادت شده و ترک عادت هم بسیار سخت است. گاه جوانی که شاید زیاد پایبند نماز و روزه هم نباشد، دوست دارد سینه بزند، زنجیرزنی کند! چرا؟ چون ما اینها را روشن نساخته و قانونی را هم برای سازماندهی آنها از نظر فکری وفرهنگی وضع نکرده‌ایم.
امروز برخلاف هدف امام حسین(ع) در روز عاشورا، دسته‌جات عزاداری آلودگی صوتی زیادی ایجاد می‌کنند. آیا هدف امام حسین(ع) این بود؟ نتیجه قیام امام حسین(ع) این بود که طبل بزنند؟!
ایکنا: در واقع شور بر شعور غلبه کرده است؟
کوشا: اگر عواطف در مسیر صحیح خود هدایت نشود به کار گرفته نشود و از طرف دیگر تعقل را تقویت نکنیم، مصیبت به بار می‌آید.
اگر بخواهیم قیام امام حسین(ع) برای ما منتج به نتیجه شود، قطعاً باید در بُعد عاطفی درست و منطقی حرکت کنیم و در بعد عقلانی نیز درست گام برداریم.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
گزارش سخنرانی قرآن پژوه گرامی حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی کوشا در مراسم احیا شب بیست و یکم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
در این شب ها سخن گفتن درباره امام علی علیه السلام مناسبت دارد لذا در فضائل ایشان با رویکرد قرآنی صحبت می کنیم. در قرآن چهره انسان متعالی چگونه ترسیم شده است؟ وقتی که در آیات قرآن جستجو می شود ۵ محور، میزان و ملاک برای ترسیم چهره یک انسان متعالی و شایسته ارائه شده است.
۱ و ۲- خداوند در آیه ۹۶ سوره مریم می فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» یعنی کسانی که ایمان آورند و عمل صالح و شایسته انجام دهند خداوند محبت و مهر آنان را در دل ها قرار می دهد. در این آیه دو ملاک و معیار برای انسان متعالی بیان شده است اولین ملاک ایمان به خدا و رسول است و بعد از ایمان عمل صالح قرار داده شده است. شروع کلمه الصالحات با ال و لام بیان گر این نکته است که تمام کارهای انسان متعالی باید شایسته و نیکو باشد و ایمان آنها هم فصلی نیست. انسان در قرآن چهره ای دارد که در تمام ابعاد باید رشد کند و به عبارتی باید رشد متوازن داشته باشد. کسانی که ایمان دارند ولی عمل شایسته و نیکو ندارند نمی توان به آنها انسان کامل و متعالی گفت بلکه ایمان و عمل صالح در کنار هم باعث رشد و تعالی انسان خواهد شد و نتیجه آن هم مهر و محبتی است که خدا از او در دل دیگر انسان ها قرار می دهد و مردم به سوی او جذب می شوند.
معاویه قریب به چهل سال بر ضد امیرالمومنین علی علیه السلام تبلیغ کرد ولی آیا به نتیجه رسید؟ امروزه ما می بینیم نه تنها در میان شیعیان و مسلمانان بلکه در میان بسیاری از غیر مسلمانان نیز مهر و محبت امام علی موج می زند به صورتی که کتاب ها از سوی آنان در فضائل علی علیه السلام نوشته شده است که از جمله می توان به کتاب جرج جرداق مسیحی تحت عنوان «الامام علی صوت العدالة الانسانیه» یاد کرد.
۳- سومین معیار برای شناخت انسان متعالی در قرآن مساله تقوای الهی است. قرآن کریم در آیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏» برترین و بهترین شما انسان ها با تقواترین شما است. تقوا با تمام خصوصیات آن در قرآن میوه درخت ایمان معرفی شده است و انسان با ایمانی که بهره ای از تقوا نبرده باشد در اصل بهره ای از ایمان نبرده است. در این آیه برتری انسان ها به میزان برتری آنان در تقوا گره زده شده است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ارزش هرکسی را به مقدار ارتباطی که با خدا دارد پیوند می دهد و معتقد است انسان های والا و مقرب، انسان هایی هستند که مقام بالاتری نزد خدا داشته باشند؛ بنابراین سومین ویژگی انسان متعالی و کامل داشتن تقوای به معنای قرآنی آن است.
امام علی علیه السلام در روایتی می فرماید: « مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَة» کسی که در میدان جنگ جهاد می کند چقدر ارزش دارد؟ امام می فرماید کسی که زمینه انجام گناه را داشته باشد ولی در میدان جهاد نیست مثلا در موقعیت و منصبی قرار دارد که می تواند رشوه بگیرد یا اختلاس کند و ... اگر چنین شخصی با وجود زمینه گناه دست به گناه نزد، مقام او کمتر از مجاهد در راه خدا نیست و اجر و پاداش شهید برای او نوشته می شود و حتی در مقام ملائکه الهی قرار می گیرد.
۴- چهارمین ویژگی یک انسان متعالی و کامل در قرآن علم اندوزی و آگاهی معرفی شده است. در آیه ۱۱ سوره مجادله خداوند می فرماید: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات‏» در این آیه خداوند کسانی را که دانشمند و صاحب علم باشند را دارای درجات متعالی و والا معرفی و در آیه ای دیگر ویژگی این انسان های دانا را داشتن خوف و خشیتی« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء» که از خدا دارند بیان کرده است.
در آیه ۱۲ سوره طلاق خداوند فلسفه خلقت انسان را کسب علم و معرفت دانسته است. در این آیه تدبیر آسمان و زمین برای انسان و خلقت انسان برای علم و آگاهی قرار داده شده است.
نکته ای که در مساله علم و آگاهی باید به آن اشاره کرد مساله شناخت امام است. در جامعه ما امام و به ویژه امام علی چگونه شناسانده شده است؟ متاسفانه باید گفت شناخت بسیاری از افراد جامعه نسبت به امام به وسیله تعزیه، مداحی و خواب و رویا و کشف و معجزه و ... صورت گرفته شده است و این امر باعث ورود خرافات به ساحت امام شناسی جامعه ما شده است. این صورت از آگاهی و علمی که ما نسبت به امامان شیعه داریم باعث شده جامعه به حالت رکود تنزل کرده و تمام کارهای خود را به حالت تعلیق در آورد و منتظر وقوع معجره یا ظهور باشد درحالی که ظهور زمانی صورت می گیرد که عقل انسان ها کامل شده باشد و مردم طالب آگاهی باشند. لذا تا مردم روش و شناخت خود را نسبت به امام تغییرندهند و رفتار خود را بر آن اساس اصلاح نکنند ظهوری در پی نخواهد داشت. امام وقتی ظهور می کند که تمام استعدادها به ثمر رسیده باشد و مردم در مسیر طلب علم و آگاهی قرار گرفته باشند.
۵- معیار پنجم برای شناخت انسان متعالی و کامل در قرآن جهاد در راه خدا اعم از فکری و دفاعی بیان شده است. در آیه ۹۵ سوره نساء آمده است:«ْفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيما» خداوند در این آیه انسان هایی که اهل تلاش و مجاهده هستند را بر دیگرانی که تن پروری و سستی را برگزیده اند، به درجاتی زیاد برتری داده است. انسان متعالی انسانی است که در هیچ زمانی از تلاش و کوشش و جهاد در راه خدا باز نمی ماند.
امام علی علیه السلام را می توان با توجه با این پنچ ویژگی انسانی متعالی و کامل معرفی کرد کسی که تمامی این معیارها را به بالاترین میزان آن دارا بودو هیچ کوتاهی در آن انجام نداد.
مساله ای که باید به آن توجه کرد این است که امروزه در جامعه اسلامی و کشور ایران مشکل چیست که آسیب ها این قدر جامعه را فرا گرفته است؟ به نظر می رسد این قدر که به ظواهر دینی پرداخته می شود به باطن توجهی وجود ندارد و فاصله زیادی از روش و منش و سیره امام علی گرفته شده است. هرچه ما به روش امام در سیره حکومت داری نزدیک گردیم می توان بحران ها و آسیب های جامعه را کاهش داد.
منبع: سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از6
بازگشت به بالا