دکتر میرموسوی: دین‌داری عامیانه با خطری جدی مواجه شد/ شاید مناسک جمعی از رونق قبل برخوردار نباشد/ کرونا مدعیان طب اسلامی و سنتی را آچمز کرد/ زمینه برای نگرش خردمندانه به دین فراهم خواهد شد
دکتر سیدعلی میرموسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه مفید قم در خصوص وضعیت دین و دینداری در دوران پساکرونا معتقد است: برخی کوشیدند کرونا را مصادره به مطلوب کنند و آن را گواهی بر ناتوانی علم و دانش بشری بگیرند اما خرافه گرایی تنها در سایه رشد آگاهی توده ها ممکن است از رونق بیافتد. میرموسوی افزود: در کرونا برخی از نگرش های عامیانه و خرافی نسبت به دین تضعیف شد و از این نظر زمینه برای نوعی نگرش خردمندانه به دین فراهم آمده است. البته به نظر می رسد چندان نمی توان اغراق کرد و آن را جهشی بزرگ تفسیر کرد.
متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا آینده با دکتر سیدعلی میرموسوی را می خوانید:
*در ایام کرونا و پس از توصیه های بهداشتی مراکز علمی بسیاری از مراجع و نهادهای مذهبی همراهی خود را با تصمیمات نهادهای بهداشتی ابراز کردند. در این حال، برخی با بسته شدن حرم های مطهر و مساجد و اماکن مذهبی دیگر مخالفت هایی داشتند که بعضا منجر به تعریض به درب های حرم نیز شد. این مواجهه برخی محافل مذهبی خاص با دیدگاه اکثریت حوزه های علمیه و نهاد های علمی را چگونه می توان تفسیر کرد؟ آیا این نوع از مواجهه و تقابل همواره در طول تاریخ بوده است و همچنان هم خواهد بود؟ خاستگاه چنین اندیشه هایی را در کجا باید جستجو کرد؟ تاثیر این جریانات ولو کوچک بر جریان کلی حوزه و مذهب چیست؟
این تفاوت تنها به کرونا مربوط نیست و در برخورد با دیگر حوادث طبیعی نیز وجود دارد، ولی در کرونا شکلی آشکارتر و جدی تر یافته است. این تفاوت را به شکل های گوناگونی می توان تبیین و عوامل متفاوتی را برای آن بیان کرد. یکی از عوامل موثر نوع دین داری است، از این رو به نظر می رسد بتوان این تفاوت را بر اساس دین داری سطحی و عامیانه یا دین عجائز، به خوبی تبیین کرد. دینداری عامیانه به دلیل گسترش غیر اصولی دایره مقدسات و اهمیت بیشتر مناسک ثانویه و الهیات شفاهی، در برابر هر نوع اقدامی، که تضعیف این امور را در پی داشته باشد، واکنش نشان می دهد. از این دیدگاه علوم تجربی و یافته های آن از ارزش و احترام چندانی برخوردار نیستند.
دینداری عامیانه در چند دهه اخیر گسترش یافت
دین داری عامیانه وجه سیاسی و مشروعیت ساز نیز یافته است
با این که ایدئولوژی انقلاب اسلامی در آغاز با این نوع دین داری مرزبندی داشت، ولی در چند دهه اخیر با حمایت بخش هایی از حکومت و دستگاه های آن، به تدریج این نوع دین داری گسترش یافت. در واقع نوعی پیوند و ائتلاف بین دین داری عامیانه و اقتضاءات و الزامات ایدئولوژیک و سیاسی پدید آمده و دین داری عامیانه وجه سیاسی و مشروعیت ساز نیز یافته است. همچنان که حضور و پشتیبانی نیروهای محافظه کار سنتی و برخی روحانیان  در این ائتلاف را، نمی توان دست کم و نادیده گرفت. در شهرهای مذهبی قم و مشهد و حتی در حرم های مطهر امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س)و مسجد جمکران گروه هایی از فرصت بهره برده و به ترویج گسترش این نوع دیانت می پردازند. در این راستا برخی میکروفون ها و بلندگوهای این اماکن به شکل مدام و تمام وقت در حال تبلیغ این نوع دین داری است و فرصتی آرام برای انجام نیایش فردی و فرو رفتن در حال خود باقی نمی گذارند.
گسترش دین داری عامیانه، زمینه ها و عوامل متفاوت سیاسی، اقتصادی و جامعه شناختی و روان شناختی داشته است. این نوع دین داری به دلیل حالت تخدیر آمیزی که دارد، برخی مداحی ها نیز به تقویت این نوع اجتماع ها کمک می کند.
کرونا دین داری عامیانه را با خطری جدی مواجه ساخت
به هر حال مجموعه این عوامل به رشد و گسترش دین داری عامیانه در ایران پس از انقلاب بسیار کمک کرده اند. کرونا با تعطیلی ناگهانی و اجباری این اجتماع ها و پایگاه ها به این برنامه ها نیز آسیب زد و دین داری عامیانه را با خطری جدی مواجه ساخت و به همین دلیل با مقاومت و واکنش حامیان این نوع دین داری روبرو شد. در ورای این مقاومت و واکنش ها به راحتی می توان نقش عوامل و نیروهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، جامعه شناختی و روان شناختی که حیات و مشروعیت خود را در گرو دین داری عامیانه می بینند، مشاهده کرد.
کرونا فرصتی برای نقد بی پرده و صریح دین داری عامیانه را فراهم آورد
دین داری عامیانه پس از ناکامی در مقاومت در برابر کرونا از برخی از ادعاهای خود کوتاه آمد، ولی در پی بازسازی خود برآمد و کوشید تا به استفاده از امکانات رسانه ای و مجازی آسیب وارد آمده را جبران کند. سخنان نامربوط اخیر یکی از مداحان معروف و یکی از ائمه جمعه در برنامه های تلویزیونی را در این مسیر تفسیر می کنم. با وجود این که کرونا فرصتی برای نقد بی پرده و صریح این نوع دین داری فراهم آورد، ولی سرنوشت آن بستگی به عواملی دارد که تاکنون آن را تقویت کرده اند. با توجه به جایگاه نیرومند این عوامل، دست کم در کوتاه مدت کرونا نمی تواند آن را چندان تضعیف کند. در واقع دیانت عجائز از صورت های دینداری در جامعه کنونی است و در سایه پشتیبانی نهادها و عوامل نیرومند خود، به شدت جای را برای دیانت خردمندانه تنگ کرده است. مادام که این عوامل وجود دارند، نمی توان به رویداد های مقطعی دلخوش بود.
*مناسک جمعی مذهبی در ادیان مختلف برای مدتی تعطیل شدند، آیا با تعطیلی این مناسک و ادامه خطرات کرونا در آینده ممکن است مناسک گرایی روبه تحت تاثیر قرار بگیرد؟ یا کمرنگ شود؟ ممکن است فردگرایی مذهبی به جای جمع گرایی توسعه پیدا کند؟
قرنطینه و فاصله گذاری اجتماعی فردگرایی مذهبی را تقویت کرد
یکی از مهم ترین کارکردهای دین ایجاد اجتماع است. آلن دوباتن، فیلسوف جوان خدا ناباور اهل سوئیس، در کتاب دین برای خداناباوران ادعا می کند هیچ عاملی تا کنون نتوانسته است در این نقش با دین رقابت کند. کرونا تا حدی به این نقش آسیب زد و مناسک جمعی را به تعطیلی کشاند. بارزترین نمونه آن تعطیلی مسجد الحرام بود که شاید در تاریخ خود آن را تجربه نکرده بود. البته این تنها به اسلام اختصاص نداشت و ادیان دیگر نیز با آن روبرو بودند. بنابراین قرنطینه و فاصله گذاری اجتماعی فردگرایی مذهبی را تقویت کرد. تجربه مناسک فردی هر چند شاید برای برخی خشنود کننده و رضایت بخش باشد، ولی به نظر نمی رسد که جای مناسک جمعی را بگیرد، زیرا پیوند این نوع مناسک با دین ذاتی است. تشکیل اجتماع های مجازی به روشنی موقت بودن این وضعیت را نشان می دهد. در تاریخ از این نوع رویدادها بسیار وجود داشته است، ولی نتوانسته است مناسک جمعی را نسخ کند. برای مثال همه گیر طاعون یا مرگ سیاه که در قرن ۱۴ میلادی رخ داد و آمار مرگ و میر آن تنها در اروپا تا ۲۰۰ میلیون نفر برآورد شده است، نتوانست مناسک فردی را جایگزین مناسک جمعی کند.
در ایران، در شرایط پسا کرونا شاید مناسک جمعی از رونق قبل برخوردار نباشد، ولی همچنان تداوم خواهد یافت
البته وضعیت در شهرهای بزرگ ایران به ویژه تهران شاید تا اندازه ای متفاوت باشد، زیرا پیش از کرونا نیز جمعیت مساجد روبه کاهش نهاده بود و گرایش به فردگرایی مذهبی رو به رشد بود. سیاست زدگی دیانت، تاثیری منفی بر مناسک جمعی داشت، از این رو تعطیلی مساجد و نمازجمعه ها  چندان موجی را در جامعه ایجاد نکرد. گرچه ممکن است ناخرسندی و خرسندی گروه هایی را در شرایط قطبی شده فراهم آورده باشد. در مجموع پیش بینی می شود، در ایران، در شرایط پسا کرونا مناسک جمعی از رونق قبل برخوردار نباشند، ولی همچنان تداوم خواهند یافت.
*در دوران کرونا شاهد بودیم که مردم در بسیاری از کشورها روبه سوی خدا و معنویت بردند و دعا و مناجات و معنویت گرایی برای رفع بلا گسترش یافت. در جامعه ایران نیز طی نظرسنجی های به عمل آمده بعد معنویت و تضرع به درگاه باری تعالی در میان مردم بیشتر دیده شد و بنا به گفته های مخاطبان جایگاه دین و معنویت در زندگی آنها مهم تر شد. فکر می کنید دوران کرونا چه دستاوردهایی در زمینه دینداری و معنویت گرایی در آینده برای مردم خواهد داشت؟
همچنان که در قرآن کریم هم بارها بیان شده است، انسان ها معمولا در گرفتاری ها و بلایا رو به خدا می آورند و دست به دعا و مناجات و تضرع و ابتهال بر می دارند، از این رو رونق یافتن امور معنوی در چنین شرایطی طبیعی است. همچنان که این حالت پس از پایان یافتن گرفتاری ها و احساس آرامش به طور معمول از رونق می افتد. با وجود این کرونا از این نظر که بشریت را با این همه پیشرفت غافلگیر کرد و ناتوانی او را از مهار یک ویروس ناچیز آشکار کرد، می تواند در توجه انسان به معنویت تاثیر داشته باشد.
*اما در طول ایام کرونا شاهد نوعی خرافه گرایی هم بودیم چه از تربیون های غیررسمی و چه بعضا رسمی. برخی تجویز داروهای سنتی توسط مدعیان طب سنتی ارایه شد و برخی نیز متوسل به نقل های غیر مستند شدند. فکر می کنید این نوع دیدگاه ها و روش های غیر مستند و یا خرافه گرایی در آینده در قالب چه شکل و صورتی نمایان شود؟ دکان اهل غلو یا خرافه گرایان چه اندازه رونق یا روبه افول رود؟
کرونا مدعیان طب اسلامی و سنتی را آچمز کرد
کرونا مدعیان طب اسلامی و سنتی را نیز آچمز کرد و کسادی بازار و کاهش اعتبار و سیه رویی مدعیان آن را در پی داشت. در سال های اخیر بنا به دلایلی بازار این دو نوع طب داغ شده بود و افراد بسیاری از این راه نان می خوردند. هر چند در رویارویی با کرونا آنان با اعتماد به نفس کوشیدند از کار خود دفاع کنند، ولی تجویزهای آنان از چیزهایی همچون روغن بنفشه و ادرار شتر جز ریشخند و استهزاء در پی نداشت. پیش از این در یادداشتی به طور مفصل به نقد این رویکرد پرداخته ام.
بازار خرافه و خرافه گرایی از رونق نمی افتد
خرافه گرایی تنها در سایه رشد آگاهی توده ها ممکن است از رونق بیافتد
با وجود این بازار خرافه و خرافه گرایی به این آسانی و با این روی دادها از رونق نمی افتد. همچنان که اسپینوزا به درستی تحلیل کرده است، در دشواری ها و تنگناهای معیشتی و بیماری های مرگبار بازار خرافات داغ تر می شود. علی رهنما در کتاب خرافات به مثابه ایدئولوژی به خوبی این شرایط را بررسی کرده است. بی ثباتی، استبداد، ناامنی، عمرهای کوتاه، مرگ و میز زیاد، بی سوادی، نبود بهداشت، سطح پائین تکنولوژی، قحطی، سوء تغذیه، فقر، جنگ و خشونت زمینه ساز باورهای خرافی اند. خرافات در درجه نخست به این دلیل به وجود می آیند که انسان ها نمی توانند تمام رویدادها را به طور مشخصی کنترل کنند. این که بخت و اقبال همیشه با آنان همراه نیست و فراز و فرود خوشی وسلامتی شان از مدیریت آنان بیرون است. خرافات خوراک کسانی است که از آگاهی علمی نسبت به جهان برخوردار نیستند. حریفان نیرنگ باز رندانه از این وضعیت بهره می برند تا پیروان و طرفداران خود را تغذیه کنند. همگام به اپیدمی اینان کوشیدند کرونا را مصادره به مطلوب کنند و آن را گواهی بر ناتوانی علم و دانش بشری بگیرند. خرافه گرایی تنها در سایه رشد آگاهی توده ها ممکن است از رونق بیافتد.
*نسخه هایی که دین مبین اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام در مواجه با بلایایی که ممکن است تا مدت زمانی خارج از اراده و کنترل انسان ها قرار گیرد چیست؟ کارکرد دعا و مناجات در شرایط بحران و اضطرار و بلا چیست؟
در بینش دینی اساسا دعا نوعی رابطه با خداوند است و شرط آن ایجاد معنویت و حالتی از آرامش و امید در انسان است. بی تردید در شرایطی که انسان با گرفتاری و بیماری سختی روبرو می شود ارتباط با منبعی غیبی و فراتر از انسان که همان خداوند است می تواند در ایجاد نوعی انرژی مثبت و تقویت روحیه او تاثیری قابل توجه داشته باشد. با وجود این، دعا هرگز به معنای چشم پوشی بر شیوه های علمی و درست حل یک مشکل و یا درمان یک بیماری نبوده است و در روایاتی که از پیامبر (ص) داریم بر این مساله تاکید شده است که برای درمان یک بیماری نباید صرفا به دعا امید بست. پیامبر اسلام (ص)  نه تنها مسلمانان را به رعایت دستورات بهداشتی و نظافت فرامی خواند بلکه آن ها را به یافتن شیوه های درست درمان بیماری ها ترغیب و تشویق می کردند. انسان از راه دعا و مناجات به درگاه خداوند می تواند در یافتن راه درست برای حل مشکل بهره مند شود. بنابراین یکی از کارکردهای دعا می تواند بهره بردن از یاری و کمک خداوند برای حل مشکلات باشد. بنابراین کارکرد دعا در شرایط بحرانی و اضطرار علاوه بر ایجاد آرامش و امید بخشی بهره بردن از یاری خداوند و مدد گرفتن از قادر متعال برای یافتن راه درست حل آن مشکل خواهد بود.
در دوران پساکرونا آیا رویکردها و عرصه های جدیدی در دینداری خواهیم داشت؟ آیا مواجهه انسان ها با دین عمق، معنا، وسعت و رنگ و بوی جدیدی خواهد گرفت؟ آیا تحول شگرفی را باید منتظر باشیم؟
کرونا نه اولین و نه آخرین تجربه انسانی در برخورد با بیماری ها خواهد بود
کرونا زمینه را برای نوعی نگرش خردمندانه به دین فراهم کرده است
کرونا می تواند برخی نگاه های ایدئولوژیک به اسلام را که پیش از این ضعیف شده بود ضعیفتر کند
در ارتباط با تحول در رویکرد های دینی در شرایط پسا کرونا نخست باید یادآور بشوم که نباید در این موضوع اغراق و یا افراط کرد. کرونا نه اولین و نه آخرین تجربه انسانی در برخورد با بیماری ها خواهد بود، البته در گذشته از این نوع بیماری ها بود و بی تردید بر نگرش انسانها نسبت به جهان تاثیر گذاشته است. می توان برای مثال از بیماری طاعون نام برد که در قرن ۱۴ میلادی اتفاق افتاد و از دیدگاه برخی رنسانس تحت تاثیر همین بیماری در جهان غرب اتفاق افتاد، این وضعیت به شرایط ان دوران باز می گشت و کلیسا مدعی سلطه انحصاری در عرصه های علمی و اعتقادی بود و زمانی که با طاعون و یا مرگ سیاه روبرو شدند دست کلیسا خالی ماند ولی در این شرایط که علم یک وضعیت مستقلی از دین دارد طبیعتا آن وضعیت اتفاق نمی افتد چنانکه اشاره شد در کرونا برخی از نگرش های عامیانه و خرافی نسبت به دین تضعیف شد و از این نظر زمینه برای نوعی نگرش خردمندانه به دین فراهم آمده است. البته به نظر می رسد چندان نمی توان اغراق کرد و آن را جهشی بزرگ تفسیر کرد و انتظار جهشی چنان بزرگ داشت. در ایران کرونا می تواند برخی نگاه های ایدئولوژیک به اسلام را که پیش از این ضعیف شده بود ضعیفتر کند.
*نسبت دین و مدرنیته در دنیای پساکرونا با چه نسبتی خواهد بود؟
کرونا راه تعامل دین و تجدد و مدرنیته را هموار تر از گذشته خواهد کرد
دین و مدرنیته در بنیاد تعارضی با هم ندارند آنچه که در تعارض با مدرنیته قرار می گرفته نوعی فهم و برداشت سنتی از دین بود که نمی توانست پذیرای مفاهیم و ارزش هایی باشد که در مدرنیته پدیدار شده است. برای مثال ارزش هایی مثل آزادی و عقلگرایی و دموکراسی و حقوق بشر با برخی فهم های سنتی از دین چه بسا در تعارض قرار بگیرد ولی با فهمی عقلانی از دین و دیانت خردمدارانه ناسازگار نیست و یا دستکم چالش های ان بسیار کمتر خواهد بود. بر این اساس می توان ادعا کرد که اگر کرونا فهم عامیانه و خرافی از دین را در مجموع تضعیف کرده باشد و به دریافت خردمندانه از دین کمک کرده باشد راه تعامل دین و تجدد و مدرنیته را هموار تر از گذشته خواهد کرد.
منتشر شده در گفتار
پنج شنبه, 18 ارديبهشت 1399 15:41

تقویت مرزهای ملی در پساکرونا

دکتر فیرحی: در جهان پساکرونا، ما با مسائل هویتی جدیدی مواجه خواهیم شد؛ قسمت‌های مجازی زندگی واقعی‌تر می‌شوند و این امر به «تنهایی انسان مدرن» دامن خواهد زد. چهره‌ها گم و احتمالاً شماره ملی‌ها برجسته می‌شوند و مواجهه ما بیشتر با اکانت‌ها خواهد بود. حتی برای نظام‌های حقوقی هم، اکانت‌ها بیش‌ از افراد و شخصیت حقیقی‌شان اهمیت خواهد یافت.
تهران- ایرنا- سال‌ها از تحلیلگران علوم‌سیاسی درباره «ضرورت کوچک شدن دولت‎ها» و محدود شدن حیطه اختیارات آنان در حکمرانی مدرن ‌شنیدیم و تأکید بر اینکه آموزش و بهداشت و خدمات عمومی و... باید به بخش خصوصی واگذار شود. اما این روزها با عالم‌گیر شدن بحران کرونا شاهد اظهارنظرهای متفاوتی از سوی برخی از متفکران هستیم که بر این باورند کرونا توانست نقش دولت‌ها در حفظ و بهبود زندگی جامعه را مجدد برجسته کند و به این اعتبار، اساس اندیشه‌های نولیبرال مبنی بر خصوصی‌سازی آموزش و بهداشت را به چالش کشیدند.
روزنامه ایران در گفت و گو داوود فیرحی، استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران، آورده است: از سوی دیگر، این روزها پیوسته از سوی اهالی اندیشه مطرح می‌شود که اثرگذاری ویروس کرونا بر حوزه سیاست در درازمدت بیش از سایر ساحت‌ها خواهد بود؛ چنانکه تئوریسین‌های اندیشه سیاسی را به بازنگری برخی نظریات در جهان پساکرونا سوق خواهد داد. پیرامون این مجادلات نظری با داوود فیرحی، استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران، به گفت‎وگو نشستیم تا از او درباره «تأثیرات کرونا بر عالم سیاست» بشنویم و بپرسیم «آیا کرونا می‌تواند انسان امروز را به بازاندیشی در ساختارهای سیاسی وا دارد؟»او که آثار متعددی در حیطه اندیشه سیاسی دارد بر این باور است که بحران کرونا بیشتر تبعات اجتماعی خواهد داشت تا سیاسی و خود را در اردوگاه متفکرانی معرفی می‌کند که معتقدند جهان در عرصه سیاسی همچنان روند کوچک شدن دولت‌ها را پیش خواهد گرفت. آنچه در ادامه می‎آید، ماحصل گپ‎وگفت ما با او است.
جناب فیرحی، در جریان مدیریت ویروس کرونا، این «دولت‎ها» هستند که بیش از هر نهاد دیگری، در مهار این بحران نقش دارند. این در حالی است که در دهه‌های اخیر بسیاری از صاحبنظران از ضرورت کوچک شدن دولت‎ها سخن گفته‌اند. به اعتقاد شما، آیا بحران کرونا می‌تواند این نگرش را تعدیل کند و دولت‌ها فربه‌تر از گذشته شوند؟
به‌نظر می‌رسد که در مورد بحران کرونا همچون بسیاری از بحران‌های اجتماعی دیگر، بیش از حد اغراق شده است. واقعیت این است که ما پیش‌تر نیز از این دست بحران‌ها کم نداشته‌ایم.
در خصوص پرسش شما که چقدر در جریان شیوع ویروس کرونا، نقش دولت‌ها برجسته شد؛ باید گفت که به‌نظر می‌آید دولت‌ها همچنان روند کوچک شدن‌شان را ادامه می‌دهند؛ اما با این حال، در برخی جوامع، دولت‌ها روند قوی‌تر شدن را پیش خواهند گرفت. شاید در کوتاه مدت برای دولت‌ها اقتدار ایجاد شود اما بعید است که به اقتدارگرایی‌های سابق برگردند؛ چون انسان امروز بتدریج به دولت‌های کوچک‎تر عادت کرده است. از این رو، معتقدم ممکن است قدری کار-ویژه‌های دولت‌ها تغییر کند و نوعی «سوسیالیسم بهداشتی» همچون بیمه‌های سلامت بتدریج تقویت شود؛ اما اقتدارگرایی گذشته، احیا نخواهد شد. همچنین به‌نظر می‌رسد با وجود اینکه در برخی جوامع، دولت‌ها پر رنگ‌تر می‌شوند، اما از دست رفتن وجه دموکراتیک آنها، امری بعید است.
برخی جامعه‌شناسان و متفکران علوم‌سیاسی بر این باورند که از دیگر تأثیرات کرونا بر ساحت سیاسی، کمرنگ شدن اتحادیه‌های بین‌المللی و برجسته شدن دیدگاه‌های ملی‌گرایانه است. آیا شما هم با این اظهارنظرها همدل هستید؟
بله، من نیز معتقدم در جهان پساکرونا، تا حدودی مرزهای ملی تقویت می‌شود و رفت‌وآمدهای بین‌المللی احتمالاً کمتر خواهد شد.
فکر می‌کنید چه عواملی زمینه‌ساز این فرآیند خواهند شد؟
اگر بنا باشد دولت‌ها مسئولیت‌های اجتماعی‌تری همچون مسئولیت‌های بهداشتی را برعهده گیرند، علی‌القاعده مرزها بیشتر اهمیت و اولویت می‌یابند.
اتفاق دیگری که ممکن است رخ دهد برعهده گرفتن بخش عمده‌ای از مشاغل عمومی توسط شبکه‌های ارتباطی و الکترونیکی است. در جهان پساکرونا، قسمت‌های مجازی زندگی، واقعی‌تر می‌شوند و مردم به آن عادت می‌کنند؛ به‌عنوان مثال مراکزی همچون بانک و پست و... فعالیت‌های خود را بیشتر در قالب مجازی پیش خواهند برد.
به‌نظر می‌رسد که در جهان پساکرونا، چهره‌ها گم و احتمالاً شماره ملی‌ها برجسته می‌شوند و بیشتر مواجهه ما با اکانت‌ها خواهد بود. در جهان پساکرونا احتمال می‌رود انسان‌ها چندان شناخته شده نباشند حتی برای نظام‌های حقوقی هم، اکانت‌ها بیش‌ از افراد و شخصیت حقیقی‌شان اهمیت خواهد یافت.
یعنی به اعتقاد شما، ما با مسائل هویتی جدیدی مواجه خواهیم شد؟
بله دقیقاً همین‌طور است. واقعیت این است که در جهان پساکرونا، تمایزهای شخصیتی آنچنان که باید هویدا نخواهد بود؛ به‌عنوان مثال، افراد تنها با یک کد ملی به سیستم‌های بانکداری وارد می‌شوند بدون اینکه کسی آنان را بشناسد و از اینکه چه میزان ثروت دارند، آگاه باشند. می‌خواهم بگویم فارغ از مسائل هویتی، به‌نظر می‌آید اساساً در جهان پساکرونا دنیای مجازی واقعی‌تر می‌شود.
بخش‌های زیادی از آرشیوها، کتابخانه‌ها و موزه‌ها به‌ روی همه گشوده می‌شود و دیگر نیازی به مراجعه به سالن مطالعه یا اماکن عمومی و موزه‌ها نیست و به‌طور کلی، «خانه» و «فضای خصوصی» موضوعیت و اهمیت بیشتری می‌یابد.
فکر می‌کنید واقعی‌تر شدن دنیای مجازی در جهان پساکرونا به تنهایی انسان مدرن دامن می‌زند؟
بله، قطعاً مجازی شدن دنیای واقعی، به تنهایی انسان مدرن دامن خواهد زد. اما این تنهایی، تنهایی مطلق نیست. واقعیت این است که در جریان شکل‌گیری شبکه‎های ارتباطی و الکترونیکی، نوعی «اجتماع مجازی» شکل می‌گیرد که در این فضا، تا حدودی تنهایی انسان مدرن التیام می‌یابد؛ چراکه به نوعی این‌همانی با فضای بیرونی و واقعی آرامش بیشتری را به همراه می‌آورد.
حداقل در ایران تجارب اولیه نشان می‌دهد که انسان‌ها در جریان استفاده از شبکه‌های ارتباطی و الکترونیکی، ارتباطات گسترده‌ای را از طریق تصاویرمجازی شکل داده‌اند. با این حال، تنهایی، در جهان پساکرونا، تنهایی مطلق نیست تنهایی و در عین حال اشتراک در فضای مجازی، نوعی درهم تنیدگی حوزه عمومی و خصوصی است؛ به این معنا که همه‌ جا خانه ما است و همه در خانه یکدیگر هستیم اما در عین حال، تنها هم هستیم.
فکر می‌کنید برجسته شدن دنیای مجازی در عصر پساکرونا، ساحت سیاست را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؟ این امر، برای کارگزاران سیاسی و عالم سیاست، چه پیامدهایی خواهد داشت؟
طبیعتاً جدی‌تر شدن دنیای مجازی، بر حوزه سیاست و توسعه نیز اثرگذار خواهد بود؛ یکی از جدی‌ترین نمودهای پیامد این امر می‌تواند در شکل‌گیری «افکار عمومی مجازی» باشد. واقعیت این است که افکار عمومی مجازی، ملاحظات افکار عمومی واقعی را ندارد و سانسور را برنمی‎تابد. این ویژگی‌ها باعث می‌شود تا حاکمان و سیاستگذاران بیش از گذشته نسبت به مطالباتی که در فضاهای مجازی طرح می‌شود، حساسیت نشان دهند.
با همه این احوال، ضمن پذیرش این امر که کرونا می‎تواند در کنار ابعاد زیستی، تبعات سیاسی و اجتماعی داشته باشد، معتقدم، کرونا باعث ایجاد انقلابی در روابط انسان‌ها نمی‌شود و به تعبیری، کرونا آخرالزمان نیست؛ هر چند که می‌تواند به‌عنوان یک پدیده و بحران اجتماعی تغییراتی را در جوامع ایجاد کند.
معتقدم، کرونا باعث ایجاد انقلابی در روابط انسان‌ها نمی‌شود و به تعبیری، کرونا آخرالزمان نیست؛ هرچند که می‌تواند به‌عنوان یک پدیده و بحران اجتماعی تغییراتی را در جوامع ایجاد کند. در مورد بحران کرونا همچون بسیاری از بحران‌های اجتماعی دیگر، بیش از حد اغراق شده است.
هرچند در جریان شیوع ویروس کرونا، نقش دولت‌ها برجسته شد اما در جهان پساکرونا دولت‌ها همچنان روند کوچک شدن‌شان را ادامه می‌دهند. شاید در کوتاه مدت برای دولت‌ها اقتدار ایجاد شود، اما از دست رفتن وجه دموکراتیک آنها، امری بعید است.
در جهان پساکرونا، ما با مسائل هویتی جدیدی مواجه خواهیم شد؛ قسمت‌های مجازی زندگی واقعی‌تر می‌شوند و این امر به «تنهایی انسان مدرن» دامن خواهد زد. چهره‌ها گم و احتمالاً شماره ملی‌ها برجسته می‌شوند و مواجهه ما بیشتر با اکانت‌ها خواهد بود. حتی برای نظام‌های حقوقی هم، اکانت‌ها بیش‌ از افراد و شخصیت حقیقی‌شان اهمیت خواهد یافت.
منتشر شده در گفتار
دکتر یوسفی استاد دانشگاه مفید با تأکید بر لزوم بازبینی حوزه در نظام تبلیغی خود، گفت: برخی برداشت‌های عجیب و غریب از دعا و شفا را در منبرهای عوام‌پسند مطرح می‌کنند که در ذهن مردم نهادینه می‌شود، ولی وقتی با حادثه‌ای مانند کرونا روبه‌رو می‌شویم این باورهای نادرست به اصل دین آسیب می‌زند.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا، با اشاره به تحلیل‌های مختلف در مورد کرونا، گفت: معمولاً به هنگام حوادث تلخ طبیعی فضای جامعه احساسی شده و ممکن است سخنانی بر زبان آید که در شرایط عادی بیان نمی‌شود و افرادی نیز از این فرصت استفاده و تلقی خود را بیان می‌کنند.
وی افزود: در دوره جنگ وقتی حمله‌ای می‌شد و عده‌ای شهید یا مجروح می‌شدند، برخی از افراد تحمل دیدن این صحنه‌‌ها برایشان سخت بود از خود بی‌خود می‌شدند و گلایه به خدا می‌کردند؛ معمولاً در حالات شدید و سختی سؤالاتی از قبیل اینکه چرا این طور شده و چرا خدا دنیا را طور دیگری نیافریده و چرا این سختی برای من رخ داده مطرح می‌شود، ولی وقتی افراد آرامش خود را پیدا می‌کنند، این سؤالات کمتر می‌شود.
استاد دانشگاه مفید تصریح کرد: در مورد کرونا هم این وضع رخ داد و واکنش‌های مختلفی را به همراه داشت؛ عده‌ای در مورد اماکن مذهبی تعبیر دارالشفاء بودن را مطرح کردند و به بسته شدن حرم‌های مطهر واکنش نشان دادند؛ البته این نوع تلقی خاص از دین، مختص شیعه نیست، بلکه در فرق و ادیان دیگر مانند مسیحیت و یهودیت هم وجود دارند.
رفتار افراطی در ایام کرونا
یوسفی با ذکر اینکه این تلقی در ادیان عام است. لذا می‌توان آن را رویکرد و تفسیر خاص دینی دانست و مقاومت‌ها هم براساس همین رویکرد دینی است، اضافه کرد: مثلاً در همان ایامی که بحث کرونا در قم و متعاقب آن بحث بسته شدن حرم مطرح شد، برخی از روحانیون منبری و مبلغان مشهور، که در تلویزیون هم سخنرانی می‌کنند و تریبون دارند، عمداً با حضور در حرم در کنار ضریح عکس گرفته و منتشر کردند تا بر جنبه دارالشفاء بودن حرم مطهر حضرت معصومه(ره) تأکید کنند. به هر حال باید پذیرفت که گروهی در جوامع دینی چنین تلقی‌ای دارند.
یوسفی بیان کرد: البته عمده روحانیت قم، مراجع معظم تقلید و ... به دام چنین حرف‌هایی نیفتادند و رفتاری کاملاً عقلانی به خصوص از سوی مراجع رخ داد که نشان‌دهنده افراطی بودن رویکرد نخست است و نباید آن را پای دین نوشت. در کنار این دو جریان، انباشته‌ای از کینه و نفرت در برار روحانیت و قم مشاهده شد که افرادی حرف‌های متناقضی می‌زدند؛ یعنی از یک طرف می‌گفتند که اگر روحانیت معتقد به شفاست چرا خودشان به حرم نمی‌روند و اگر شفا وجود ندارد چرا به تبلیغ آن در میان مردم می‌پردازند.
وی ادامه داد: از طرف دیگر چنانچه گروهی مانند همان رویکرد افراطی می‌خواستند که درِ حرم‌ها باز باشد، کل روحانیت را به دشمنی با علم و خرافی بودن متهم می‌کردند؛ بنابراین روحانیت باید چه می‌کرد؟ اگر تعطیل می‌کرد می‌گفتند پس اینها تا به حال دروغ می‌گفتند و اینجا دارالشفاء نیست و اگر تعطیل نمی‌کردند، می‌گفتند که خرافاتی و ضد علم هستند. این نوع برخوردها ناشی از کینه‌ورزی گروه‌هایی خاص بوده است.
وی افزود: تحلیل‌های ارائه شده در مواجهه با کرونا نشان داد در ذهن ما برخی مفاهیم با هم خلط شده‌اند؛ مثلاً تک‌تک ما تجربه‌های روحانی و معنوی داشته‌ایم و افرادی خواسته‌هایی داشته‌اند که خداوند حاجت آنان را روا کرده است، ولی امروز برخی از تلقی‌ها بسیار آسیب‌پذیر و از نظر دینی نیز ناروا به نام دین مطرح می‌شود. طبیعی است که وقتی آن را بد تفسیر می‌کنیم مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد؛ بنابراین باید بازتعریفی در برخی از این مسائل انجام شود یا در تلقی و انتظار از دعا باید تبیین درست‌تری داشته باشیم.
خرافاتی‌تر شده‌ایم
استاد دانشگاه مفید با اشاره به باور گروه اول، تصریح کرد: متأسفانه وقتی تاریخ بعد از انقلاب را ملاحظه می‌کنیم، می‌بینیم که در دهه‌های اول انقلاب اتقان و استناد مطالب دینی از عقلانیت بیشتری برخوردار است، اما به مرور زمان متوجه می‌شویم که گروه‌هایی مرتباً مباحثی مانند خواب، کرامت و تشرفات و ... را که خیلی از آن‌ها هم واقعیت ندارد، بیان می‌کنند؛ برخی علنی دروغ گفته و این حرف‌ها را با انگیزه سیاسی مطرح می‌کنند؛ یعنی الان در سال ۹۹ در مقایسه با ۵۹ جامعه ما خرافاتی‌تر شده است و این به دین آسیب می‌زند.
یوسفی با بیان اینکه دعا قطعاً ریشه قرآنی و روایی داشته و در نهاد انسان دارای ریشه است، اظهار کرد: قرآن فرموده «ادعونی استجب لکم»، ولی برای استجابت شرایطی وجود دارد؛ از جمله در تعابیر امیرالمؤمنین(ع) هست که اگر کسی زیر دیواری که در حال فرو افتادن است بنشیند و دعا کند که دیوار نریزد، این دعا مستجاب نیست. این مفاهیم قید و بند و چارچوب دارند، ولی ما در منابر این قیود را حذف کرده و رها بیان می‌کنیم. این مسئله در رسانه ملی نیز قابل پیگیری است.
برداشت‌های عجیب از دعا و شفا
وی افزود: همین مسئله در مورد شفا نیز وجود دارد و در نتیجه با افکاری گسیخته در میان مردم در این زمینه‌ها مواجه بوده‌ایم؛ لذا شاهد برداشت‌های عجیب و غریب از دعا، شفا و امثال آن هستیم که با منطق متقن دینی نمی‌توان از آن دفاع کرد، ولی متأسفانه در اثر تبلیغ‌های عوام‌پسند در جامعه رواج یافته‌اند. شفا صرفاً مرتبط با شیعیان هم نیست، بلکه در فرق و ادیان دیگر هم هست؛ خدا خدای همه است و اگر صلاح بداند به خاطر صدق، نیاز و استیصال برخی افراد، شفا را نصیب آنان می‌کند؛ از این ‌رو شفا را در پیروان سایر ادیان هم می‌توان مشاهده کرد
استاد دانشگاه مفید اضافه کرد: وقتی شفا را عوامانه و بد تعبیر کردیم در چنین شرایطی در پاسخ به سؤالات مردم می‌مانیم؛ اتکای بیش از حد به نقلیاتی که سند معتبر ندارند به دین آسیب می‌زند؛ وقتی روایتی را که در قرن ششم منتشر شده و در متون اولیه حدیثی نیست نقل می‌کنیم، کم‌کم به باور مردم تبدیل می‌شود و وقتی تناقضی درست شد، نمی‌توانیم جواب بدهیم.
یوسفی در پایان اظهار کرد: نظام روحانیت باید به مبلغان خود تأکید کند که در تبلیغ تا روایتی منطبق بر قرآن و عقل نیست و سند معتبر ندارد، مطرح نشود؛ این کار به صورت نظام‌مند وجود ندارد. لذا دستاویزی برای افراد سودجو و ضددین می‌شود تا از همین سخنان به منزله ابزاری برای ضربه زدن به دین بهره ببرند. همین مسئله به ما گوشزد می‌کند که روحانیت باید در نظام تبلیغی و آموزشی خود تجدیدنظر کند.
منتشر شده در گفتار
دکتر فیرحی: در بحران کرونا با دو نوع خرافه ضدتجدد مواجه شدیم. دو خرافه ضد تجدد را در این زمینه شاهد بودیم؛ یکی اینکه عنوان کردند، طب جدید، طبّ غربی هاست و طبّ ما نیست و به همین دلیل با آن مخالفت کردند و دیگر آنکه عنوان کردند که ما در سنتهای خود، راه حل هایی داریم که آباء الاولین، آنها را دارند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر فیرحی استاد دانشگاه تهران در نشست مجازی موسسه فهیم که به صورت زنده از اینستاگرام پخش شد، با اشاره به پردامنه بودن موضوع قران، بحران اجتماعی و خرافه بیان داشت: خرافه که با مفاهیم دیگری همچون موهوم، افسانه و اسطوره مورد اشاره قرار می گیرد، پدیده گسترده ای است که در همه جوامع است اما در شرایط بحران های اجتماعی و نیز در جوامع با ساختار فکری باورهای متافیزیکی خاص بیشتر رشد می کند.
او افزود: جوامعی که بنیاد زندگی در آن بر مذهب استوار است و در عین حال، بحران اجتماعی را تجربه می کند، شدت آن بیشتر می شود و به همین دلیل، پرداختن به این موضوعات اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ هرچند که خرافات هیچگاه از بین نمی رود اما ظهور و افول آن، چرخه ثابتی را در کشور ما نشان می دهد و هرچقدر جامعه در شرایط بحران قرار گیرد، خرافات افزایش می یابد و هرچقدر به ثبات نسبی رسیده باشد، از شدت آن کاسته می شود.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به بحران های اجتماعی در دوره های مختلف تاریخی بیان داشت: در همه این بحران ها چه از جنس قحطی، چه از جنس وبا و طاعون، شاهد بالاآمدن بحران هستیم و هرموقع که دولت ثبات پیدا می کند، خرافات پائین تر می آید.
او بیان داشت: بحران ها یا فردی یا اجتماعی هستند؛ گاهی اوقات بحران ها فردی است به این معنی که فردی به دلایلی احساس می کند که در یک شرایط غیرعادی قرار دارد و مستعد خرافه است اما برخی مواقع، جامعه گرایش به خرافه نشان می دهد. در هردو صورت ما شاهد خرافات هستیم اما خرافات فردی که نوعی ناهنجاری های فکری است، الان دارای اهمیت نیست و آنچه مهم است، خرافات اجتماعی است که درحال ایجاد موج است و مهار آن هم آسان نیست.
فیرحی ادامه داد: وقتی ما از خرافه صحبت می کنیم، آن را عقیده باطل معرفی می کنند لذا خرافه باور دینی است که واقعیت دارد اما حقیقت ندارد و نسبت آن با باورهای بنیادین جامعه یا متون مرجع آن جامعه، نسبت تحریف گونه و سلبی است؛ از جمله متون مرجعی که همیشه با مساله خرافه درگیر است، متن خرافه است.
او اظهار کرد: وقتی به قرآن و خرافه نگاه می کنیم، با دوگونه خرافه مواجه هستیم، یک نوع خرافه است که مانع از تحقق یک امر جدید یا دانش یا باور و حتی دین جدید است. قرآن کریم به آیات زیادی اشاره می کند که گروه های اجتماعی هستند که با تکیه بر یکسری خرافات از پذیرش پیام الهی امتناع می کردند.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به آیه ۲۴ سوره مومنون گفت: طبق این آیه قرآن، خرافات جلوی یک آیه و نشانه و پیام متقن را به دلیل اینکه در گذشته سابقه نداشته، می گیرد.
او افزود: نوع دوم که قرآن به آن اشاره می کند، این است که می گویند چون جدید است و در گفتمان رایج زمانه نیست، آن را نمی پذیرند بنابراین یکسری خرافه مانع از تحقق دین درست، علم درست یا گفتمان درست می شود.
فیرحی اضافه کرد: نوع سوم این است که مخالفان، امر جدید را خرافه نشان می دهند به همین دلیل آن بداهت و تازگی را از آن گرفته و تکرار افسانه های گذشتگان تلقی می کنند.
او خاطرنشان ساخت: جوامع دینی با تکیه بر خرافه با علوم جدید و درک جدید از مذهب مخالفت می کنند و درنتیجه جامعه به سنت میل پیدا می کند. ما شاهدیم که این نوع خرافه در جوامع است و در بحران ها این نوع خرافه رشد پیدا می کند.
استاد دانشگاه تهران به بحران کرونا در ایران اشاره کرد و افزود: دو خرافه ضد تجدد را در این زمینه شاهد بودیم؛ یکی اینکه عنوان کردند، طب جدید، طبّ غربی هاست و طبّ ما نیست و به همین دلیل با آن مخالفت کردند و دیگر آنکه عنوان کردند که ما در سنتهای خود، راه حل هایی داریم که آباء الاولین، آنها را دارند و جالب اینکه در ادبیات خرافات در گذشته، نوعی ناوگرایی رشد پیدا می کرد درواقع خرافه مقابل امر جدید است که ممکن است قرآن باشد، تئوری جدید در زمینه های دینی، حکمرانی جدید و… باشد و همه اینها را با تکیه بر بدعت می رانند.
او ادامه داد: نوع دومی از خرافه در جوامع وجود دارد که علامه طباطبایی و برخی مفسرین و تعدادی از اندیشمندان، آن را ورود خرافات به دین می دانند که این نوع خرافه را ما در کشورهای اسلامی داریم، دین هرجامعه ای به نوعی در معرض این خرافه هاست.
فیرحی ابراز داشت: خرافات گاهی سبب مقاومت در مقابل دین جدید، سبک زندگی جدید و علم جدید می شود و گاهی دین در معرض خرافه قرار می گیرد و آلوده به خرافات می شود و نیاز به اصلاح پیدا می کند که این نوع آلودگی به خرافات دوگونه است؛ یکی شامل همه ادیان و گفتمان های دینی است اما برخی خاص برخی مذاهب است.
او اشاره کرد: اگر در اهل سنت، گذشته گرایی و سلفیسم مجرایی برای خرافه شده است، در ادبیات تشیع، معمولا یکی از جاهایی که درخشان ترین و آسیب پذیرتر است، مساله مهدویت است یعنی هیچ بحرانی در جامعه ما پیدا نشده است که بلافاصله تعدادی این بحران را آخرالزمان تلقی کرده و برای آن نشانه های ظهور پیدا کرده و آن را تطبیق کرده و حتی عمل هم کردند.
استاد دانشگاه تهران یادآور شد: دیانت اسلامی بعد از مدت ها دچار آسیبی به نام خرافه گشت و ساختار این خرافه ها به گونه ای است که در بحران ها ظاهر می شوند و به تعبیر علامه طباطبایی اینها اسرائیلیات به معنی الاعم هستند که وارد شده و بیان دینی پیدا می کنند و بسیاری مواقع از زبان علمای دینی هم جاری می شوند و نوعی مشروعیت و توجیه با لسان فقهی، کلامی، مذهبی و حدیثی پیدا کرده و جامعه را با مشکل مواجه می سازند.
او در مورد وجه مشترک اسطوره و خرافه گفت: هردو صور خیالی هستند که ذهن خیال پرداز آدمی آنها را خلق می کند تا حل المسائل جامعه خویش باشند اما این کلیدی است که به این پرسش ها نمی خورد درواقع صوری ساخته می شود که جامعه را می سازد اما حقیقی نیست به دلیل همین خاستگاه واحد آنها، هردو را یکی معنا کردم.
فیرحی با اشاره به سخنی از علامه طباطبایی بیان داشت: ایشان می فرماید:« فطرت تعارض آمیز آدمی آمیخته به گرایش متضاد است؛ از یک سو خرافه گریز است و از سوی دیگر خرافه گرایی در ذات اوست و خرافه سازی هم می کند». البته این به شرایط اجتماعی به ویژه بحران ها بستگی دارد خرافه گرایی برجسته شود یا خرافه گریزی. معمولا جامعه نرمال و منظم کمتر میل به خرافه دارد اما جامعه بحران زده میل به خرافه دارد.
او گفت: علما به قول مرحوم علامه طباطبایی یکپارچه نیستند، برخی در برابر خرافات مقاومت می کنند و سعی می کنند نگاهبان اصیل باشند و برخی اوقات، حتی رهبران مذهبی هم دالانی برای توسعه این خرافات هم شدند لذا اصل مهدویت که از اصول بنیادین تشیع است همیشه لغزش هایی به خرافه داشته و حامیانی حتی از درون رهبران مذهبی پیدا شده که در این بحران ها هم دچار چالش شدند.
منتشر شده در گفتار
یکشنبه, 31 فروردين 1399 08:29

وقایع تلخ همزاد کرونا

حجت الاسلام محمدتقی فاضل میبدی
اگر کرونا را یک رویداد تلخ طبیعی بدانیم که به طور غیر اختیاری بر بشر و کره زمین تحمیل شد و تقریبا همه کشورها را فراگرفت و کشور ما نیز از این حادثه در امان نماند، اما در این روزها شاهد وقایعی در کشور هستیم که زاییده زوال عدالت اجتماعی است و شاید تلخناکی این حوادث که بعضا اشاره خواهم کرد، کم از دردناکی ویروس کرونا نباشد.
۱- بر اساس آمار رسمی وزارت بهداشت، بیش از ۵۰۰ نفر (تا چند روز قبل) در ایران به دلیل مصرف الکل های موجود در بازار که برای ضدعفونی کردن عرضه شده اند، جان باخته و تعداد زیادی مسموم یا کور شده اند. بیشترین آمار در استان فارس و خوزستان بوده است. عمق این فاجعه تنها تعداد زیاد تلفات و مسمومیت افراد نیست؛ پرسش دردناک این داستان، این است که علل و عوامل این رویداد تلخ تر از زهر چیست؟ چه چیزی باعث شده تا جوانان این کشور به افیون و الکل و سایر مواد مخدر روی آورند؟ چرا عده ای از جوانان این کشور یا دنبال مهاجرت هستند یا اگر می مانند، بعضا به مواد مسکر و مخدر روی می آورند؟ آیا تا به حال کسی برخوردی علمی، کارشناسی و مسئولانه روی این پدیده شوم انجام داده است؟ کشوری که در ردیف بودجه سالانه آن بیش از چند هزار میلیارد تومان به عنوان فعالیت فرهنگی هزینه می کند تا جامعه را ارشاد و هدایت کند، چرا خروجی آن، این پدیده های ناگوار است؟ چرا باید پاره ای از جوانان، راه نجات خود را در مصرف الکل و افیون یا خروج از کشور ببینند؟
۲- خودکشی دختر ۱۳ساله در ایلام به دلیل فقر و نداشتن لباس -بر اساس گزارش ها- از فجایع تلخ دیگری بود که در این روزها شاهدش بودیم. این اخبار تلخ فقط چند روزی در رسانه ها می چرخد و پس از آن نیز تمام می شود. چطور می شود حضرت علی(ع) به خاطر کندن یک خلخال از پای دخترک یا زن یهودی، مرگ را برای خود سزاوار می بیند، اما خودکشی یک دختر جوان به خاطر فقر، وجدان ما را نمی رنجاند؟ آیا جز این است که منشا این گرفتاری ها فقر و نابرابری یا سوءمدیریت اقتصادی است؟ چرا عالمان دین و مسئولان امر فریادی بر نمی آورند؟ ازدیاد آمار خودکشی در این کشور ناراحت کننده است، اما سن این آمار تا این حد پایین آمده که دخترک ۱۳ساله را وادار به خودکشی کرده است. چه منکری در جامعه از این بالاتر؟ بنیاد مستضعفان و سایر نهادهای ذی ربط چه می کنند؟ مگر ما برای رهایی مستضعفان و فقیران انقلاب نکرده ایم؟ چرا مسئولان امر در برابر این حوادث که یک مورد و دو مورد نیست، واکنشی ندارند؟
۳- خبر ناگوار دیگری که در رسانه ها از قول رئیس دیوان محاسبات منتشر شد، نامعلوم بودن سرنوشت چهارمیلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار ارز کشور در سال ۹۷ بود. این خبر را یکی از مقامات رسمی کشور گزارش داد و بخشی از دولت خبر را نادرست دانست. رئیس محترم بانک مرکزی بخشی از نامعلوم بودن ارز را تایید کرد و گفت نام افراد به ستاد تعزیرات ارسال و برای برخی پرونده کیفری تشکیل شده است. این خبر را در کنار خبر خودکشی دختری به خاطر فقر بگذارید، ببینید چه می شود. چرا غده سرطانی اختلاس، رانت خواری و سوءاستفاده از اموال عمومی در این کشور به راحتی صورت می گیرد؟
 این افراد بر کدام ستونی پشت گذاشته اند که به راحتی با ارز کشور بازی می کنند؟ چرا با این همه نهادهای نظارتی و امنیتی، نظارت و نگهبانی نسبت به بیت المال وجود ندارد؟ چه کسی مسئول این دردهای کشورسوز است؟ در دولتی که ارز را چندنرخی کرده و از آن سو، نه تنها مدیریت نمی شود، بلکه سوءاستفاده های کلان ارزی صورت می گیرد، چرا کسی درست پاسخ نمی دهد؟ آیا چند نفر را گرفتن و چند سالی حکم زندان دادن، این جرم ها را ریشه کن می کند؟ تاکنون که نکرده است. چرا سال ها گذشت و با این همه ادعا، نتوانستیم مشکل اقتصاد کشو را حل کنیم؟ ریشه خیلی از مشکلات کشور در این است که اقتصاد این مرزوبوم، تاروپود درستی ندارد.
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از5
بازگشت به بالا