حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با بیان اینکه حوزه‌های علمیه در حد مطلوب نتوانستند به نیازهای جامعه‌ی امروز پاسخگو باشند، گفت: کارهایی جدی در حوزه انجام می‌شود اما هنوز حوزه فاصله‌هایی جدی با نیازهای امروز مردم دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان در گفت‌وگو با شفقنا با اعتقاد بر اینکه شرایط فعلی حوزه‌ها دقیقاً باید همان شرایطی باشد که در کل جهان اسلام یا در جهان ادیان حاکم است، اظهار کرد: فضای حاکم بر جهان اسلام این است که حوزه‌های علمیه باید پاسخگوی سوالات زندگی امروز انسان‌ها و مردم مومن باشند. به تعبیر دیگر اگر انسانی خواست مومنانه زندگی کند -مومن به دین اسلام، مسیحیت، زرتشت یا ادیان دیگر- آن دین برای زندگی مومنانه‌ی این انسان چه پیشنهادات عملی دارد که آن انسان با عمل کردن به آن بتواند به زندگی مومنانه‌ی خود ادامه دهد؟ نه پیشنهاداتی که اصلاً با شرایط امروز قابل پیاده شدن در زندگی یک فرد نباشد.
او با بیان اینکه بعضی گرایش‌ها و بعضی نحله‌ها در ادیان وجود دارند که با زندگی امروزه سازگاری ندارند، گفت: در میان ارتودوکس‌های مسیحی نحله‌ای به نام نحله‌ی تقویم‌های قدیمی وجود دارد.  این نحله قایل هستند به اینکه به هیچ عنوان نباید از مظاهر تمدن و علم (یعنی تکنیک) و تکنولوژی استفاده کرد و زندگی انسان باید زندگی کاملاً طبیعی باشد. زمین را با گاوآهن شخم می‌زنند و به طور مثال پنبه‌ای که از زمین برداشت می‌کنند را با چرخ‌های دستی می‌ریسند و لباس برای خود تهیه می‌کنند. این افراد در مسایل مختلف زندگی خود از ساخت خانه گرفته تا رفتن مسافتی دور و زایمان و… دچار سختی و مشکلات جدی می‌شوند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: همچنین در آیین یهود، فقط به ذبیحه‌ی خود معتقد هستند و آن را پاک می‌دانند و ذبایح دیگر ادیان را به هیچ عنوان قبول ندارند. در برخی همایش‌های ادیان که مسلمان‌ها، مسیحی‌ها و یهودی‌ها با هم همایش داشتیم، گاهی چند ساعت از زمان غذا می‌گذشت و یهودی‌ها باید منتظر می‌ماندند چرا که گوشت ذبح غیر یهودی را قبول نداشتند. به این دلیل که در شهری که بودیم، باید از فاصله‌ای سیصد کیلومتری غذا را برایشان می‌آوردند. البته در همان سمینار یهودیانی نیز حضور داشتند که لائیک بودند و اصلاً احکام یهود را هم قبول نداشتند و فقط شناسنامه‌ی یهود داشتند. آن‌ها همان غذای مسیحیان را می‌خوردند.
او با تأکید بر اینکه ادیان باید پاسخگوی نیازهای انسان‌ها در شرایط فعلی باشند گفت: به این معنا که با شرایط تکنولوژی امروز و فضای عجیبی که در فضای مجازی به وجود آمده و سوالات جدی‌ای که ایجاد شده، باید پاسخگو باشند. اگر بناست که ادیان، پاسخگوی سوالات امروز انسان‌ها باشند، حوزه‌های علمیه در بخش فقه باید بتوانند به مسایل مستحدثه یعنی جدید پاسخ دهند. ۵۰ سال پیش سوالات مردم درباره‌ی کره‌ی ماه بود، اما امروزه سوال‌ها بسیار جدی تر است. سوالاتی مربوط به فضای مجازی و مسایلی از این دست وجود دارد که حوزه باید به فکر پاسخگویی به آن‌ها باشد. البته در حوزه‌ی معارف نیز مباحثی جدی مطرح است که باید به آن‌ها نیز پرداخت.
کاملان با بیان این که به ویژه پس از انقلاب اسلامی، تحولات جدی و خوبی در حوزه‌ی علمیه، مخصوصاً حوزه‌ی علمیه‌ی قم اتفاق افتاده است، اظهار کرد: اما از این نظر که پاسخگویی به پرسش‌ها به نحو مطلوب انجام شد، جواب مثبتی برایش ندارم که حوزه‌ها در حد مطلوب توانسته باشند به نیازهای جامعه‌ی امروز یا حداقل پاره‌ای از بخش‌ها جوابگو باشند. کارهایی جدی انجام و انجمن‌های علمی تأسیس شده است؛ مجلات خوبی در حوزه چاپ و مقالاتی نوشته می‌شود اما هنوز حوزه فاصله‌هایی جدی با وضعیت و نیازهای امروز مردم دارد.
او ادامه داد: به این دلیل که تکنولوژی سرعت فوق‌العاده‌ای دارد که اصلاً کسی نمی‌تواند به این شتاب برسد.  ورود اینترنت به زندگی مردم، زندگی آن‌ها را به شدت متحول کرد.  دنیا تبدیل به یک جزیره‌ی کوچک شده است و کوچکترین مساله‌ای که در آن طرف دنیا اتفاق می‌افتد یا نظریاتی که داده می‌شود، با فیلم و عکس و همه‌ی شرایطش در این سر دنیا در دسترس همگان قرار می‌گیرد. البته آنچه که بخواهند در دسترس قرار بگیرد، در دسترس همه قرار می‌گیرد. سوال و مساله برای همه در هر خانه‌ای مطرح می‌شود.
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با اشاره به اینکه گاهی راننده‌ی تاکسی سوالاتی از ما می‌کند که هرگز این سوالات بدون وجود اینترنت و ارتباطات این چنینی برای آن راننده پیش نمی‌آمد اما امروز هست، گفت: در نتیجه سرعت این تکنولوژی غیرقابل پیش بینی است و چندان هم نمی‌توان آن را دنبال کرد. حوزه نسبت به این پیشرفت‌ها عقب است و هنوز مانده تا به وضع مطلوب برسد.
او در پایان تصریح کرد: اجمالاً به ویژه در نسل‌های جوان‌تر حوزه متوجه این موضوع هستند که باید پا به پای تحولات جلو بروند اما آنچنان سرعت این تحولات بالاست که پاسخگویی حوزه‌ها کار مشکلی است. این مشکل، تنها مربوط به پاسخگویی حوزه‌های دینی نیست، در بخش‌های دیگر نیز جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و حوزه‌های دیگر و اصولاً حوزه‌هایی که با انسان سروکار دارند همین مشکل را دارند. در مجموع نسبت به آینده‌ی حوزه‌ی علمیه خوش‌بین هستم اما نه در حد مطلوب، به همان دلایلی که عرض کردم.
منتشر شده در گفتار
حجت الاسلام کاملان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با تأکید بر اینکه امام جمعه باید بدون وابستگی به جریان‌ها و احزاب، مسایل کشور را برای مردم بیان کند، گفت: از سیاست اولیه‌ی نماز جمعه کاملاً دور شده‌ایم.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان در گفت‌وگو با شفقنا با بیان اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، وقتی قرار شد نماز جمعه در کشور برگزار شود، نام این نماز، «نماز وحدت» بود، اظهار کرد: در آن زمان، نماز جمعه را با عنوان نماز وحدت می‌شناختند و این بود که در زبان سیاسی آن دوره، نماز دشمن‌شکن و امثال آن بود.
او در نقل خاطره‌ای از حدود سال ۱۳۶۲ و دوره‌ی دوم مجلس شورای اسلامی گفت: در آن انتخابات، ائمه‌ی جمعه هم در سراسر کشور کاندیدا داشتند و از افراد خاصی پشتیبانی می‌کردند. در نهایت مشاهده شد که این افراد و کاندیداهای ائمه‌ی جمعه در اکثر مناطق، رأی نیاوردند و این مساله، امام(ره) را نگران کرده بود که این به چه معناست که ائمه‌ی جمعه، کسانی را تأیید کنند و چنین و چنان کنند اما مردم به آن‌ها رأی ندهند. به همین دلیل دستور داده بودند بررسی شود که علت چه بوده است. گروهی تشکیل شده بود و بعضی با من تماس گرفتند که چنین نگرانی برای امام ایجاد شده و داستان هم این است که کاندیداهای مورد نظر ائمه‌ی جمعه در انتخابات، رأی نیاوردند و باید بررسی کنیم که چرا چنین شده است و از من خواستند در همین راستا به شیراز بروم که من به دلیل ناآشنایی با این شهر نپذیرفتم.
کاملان ادامه داد: دوباره از من خواستند به هرمزگان بروم که باز هم به دلیل آشنایی نداشتن با ائمه‌ی جمعه و حوزه‌ی آن منطقه نپذیرفتم و در انتها پیگیری مساله در استان مازندران را به عهده‌ی من گذاشتند. شاید بیش از یک ماه زمان برد و در این مدت با یکی دیگر از همراهان، هر پنج‌شنبه و جمعه که درس‌های حوزه و… بیشتر تعطیل بود برای بررسی وضعیت ائمه‌ی جمعه و اینکه میزان محبوبیت آن‌ها در میان مردم چقدر است، چقدر در نماز جمعه شرکت می‌کنند، نهادهای انقلاب چه رابطه‌ای با امام جمعه دارند و چه موقعیتی در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و … دارند، به آن شهرها می‌رفتیم. البته این موارد را به گونه‌ای و با ظرافت خاصی بررسی می‌کردیم که چندان متوجه نشوند که داستان از چه قرار است. من و یکی از دوستان، کل استان مازندران را در این مأموریت بررسی کردیم.
این استاد دانشگاه گفت: به این دلیل این خاطره را به عنون مقدمه بیان کردم که بدانید اصلاً از ابتدا بنا بر این بود که نماز جمعه یک مرکز و یک کانون توحید و وحدت در جامعه‌‌ی آن منطقه اعم از شهرستان و استان و… باشد و همه قشر از افراد در نماز جمعه شرکت کنند. محتوای نمازجمعه و خطبه‌ها باید به گونه‌ای باشد که فرد تحصیل‌کرده، دانشگاهی و حوزوی که در نماز شرکت می‌کند و همچنین فردی عامی یا فردی متوسط، هر کدام به نوعی از خطبه‌ها استفاده کرده باشند. بنا این بود که خطبه‌ها دارای محتوای اخلاقی، معرفتی و امثال آن باشد.
امام جمعه باید بدون وابستگی به جریانی، مسایل کشور را برای مردم بیان کند
هرچه گذشت نماز جمعه از اهداف اولیه‌ی خود دور و دورتر شد
او با بیان اینکه در خطبه‌ی دوم نیز امام جمعه باید بتواند با یک بصیرت تمام و بدون وابستگی به جریان و حزب و گروهی و ملاحظات حزبی، مسایل کشور و مصالح مردم را برای آن‌ها بیان کند، گفت: در دوران اوایل انقلاب هم به هر حال احزاب گوناگون و جریانات چپ و راست و جریانات فکری متفاوتی از جمله انجمن حجتیه وجود داشتند و قرار بر این بود که امام جمعه بدون هیچ وابستگی به این جریانات بتواند مسایل سیاسی و اجتماعی کشور را تحلیل کند. متأسفانه به تدریج  هرچه گذشت نماز جمعه از اهداف اولیه‌ی خود دور و دورتر شد. به گونه‌ای که معمولاً در نماز جمعه یا امام جمعه مطالبی ایراد می‌کرد که به نوعی وحدت‌شکن بود و گروهی را جذب و گروهی را طرد می‌کرد و گاهی نیز اگر او این گونه عمل نمی‌کرد، سخنران قبل از خطبه‌ها  این مسوولیت را به عهده داشت تا مطلبی بیان کند که موجب اختلاف و بروز مشکلاتی در کشور شود.
از سیاست اولیه‌ی نماز جمعه کاملاً دور شده‌ایم
کاملان ادامه داد: این موضوعی بود که به طور مرتب اتفاق می‌افتاد. در عین حال به لحاظ علمی و دینی از محتوای خطبه‌ها هم کم می‌شد. البته این موضوع، کلیت نداشت و با اینکه فشارهای بسیاری از طرف گروه‌ها، احزاب و برخی شخصیت‌ها که وابسته‌ به بعضی  احزاب و گروه‌ها بودند، روی ائمه‌ی جمعه بود، بعضی از ایشان، حالت استقلال فکری و سیاسی خود را کاملاً حفظ کرده بودند و وارد مسایل جزیی و اختلاف‌برانگیز نشدند و نمی‌شدند و در محدوده‌ی کلیات راجع به مسایل کشور  صحبت می‌کردند. در خطبه‌ی اول نیز از مباحث دینی و اخلاقی در خطبه‌های نهج‌البلاغه، صحیفه‌ی سجادیه و قرآن کریم استفاده می‌کردند. این اصل سیاست‌گذاری درباره‌ی نماز جمعه و نهاد نماز جمعه بود اما امروز از این سیاست اولیه کاملاً دور شده‌اند و وضعیت به گونه‌ای دیگر ادامه پیدا کرد که متأسفانه گاهی موجب اختلاف و طرد مردم و خلوت شدن نماز جمعه می‌شود.
او با اشاره به استقبال گسترده‌ی مردم از نماز جمعه‌ها در اوایل انقلاب، اظهار کرد: نمی‌توان یک علت برای این استقبال مردم و بخصوص جوانان بیان کرد که بر فرض امروز به دلیل ضعیف بودن امام جمعه یا داشتن گرایشات حزبی و خطی وی جوانان استقبال نمی‌کنند. یک، این که در آن دوره‌ی اول، اشتیاق و عشقی در جامعه بود برای این که مسایلی را بفهمند که برای مثال قبلاً در رژیم شاه، امکان بیان آن نبود و بیشتر به اسلام انقلابی و آشنا شدن با آن علاقه داشتند که در دوره‌ی شاه نمی‌شد آن را بیان و ترویج کرد. بر این اساس از شخصیت‌هایی مثل آیت‌الله طالقانی که مفسر اسلام انقلابی بود و همچنین آیت‌الله منتظری که به نوعی همینطور بود و بعد از ایشان نیز دیگران استقبال می‌کردند. اکثر ایشان از انقلابیون بودند که  از دین و تشیع، تفسیر انقلابی داشتند. این عطش در میان مردم اما کم کم کمتر شد. به این دلیل که رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، نهادهای فرهنگی و … دائماً همین اسلام و همین ایده را  ترویج می‌کردند و ایده‌ی طرف مقابل چندان پر و بالی داده نمی‌شد و امکان تبلیغ نداشتند.
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم تصریح کرد: نزدیک به چهل سال از انقلاب می‌گذرد؛ دیگر افراد انقلابی و طرفداران تشیع انقلابی چقدر می‌توانند این ایده را ترویج کنند؟ طبیعی است که مسایل، تکراری می‌شود. جوان از آن جا مطلبی می‌شنود که از تلویزیون و رادیو شنیده و روزنامه‌ها و مجلات، دیده است و طبعاً آن اثرگذاری را نخواهد داشت. همه‌ی آن را نمی‌توان به پای ناتوانی امام جمعه گذاشت بلکه عطش این سمت ماجرا و آن عشق و علاقه به این مساله هم کم شده است.
او با قرائت این آیه از قرآن که «إذا نودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا إلى ذکر الله وذروا البیع ذلکم» گفت: نهاد نماز جمعه، همانطور که از اسم آن بر می‌آید، ریشه در قرآن کریم دارد. در سیره‌ی نبوی نیز پیامبر (ص) اقامه‌ی جمعه می‌کرد و بعد از ایشان هم ائمه‌ی اطهار. البته علی ابن ابی‌طالب(ع) در زمان حکومتشان اقامه‌ی جمعه می‌کرد، وگرنه بقیه‌ی ائمه که اصلاً امکان حکومت نداشتند بنابراین نماز جمعه توسط آن‌ها برگزار نشد.
کاملان تصریح کرد: همان مقداری که در سیره‌ی پیامبر و بعد از آن هم در سیره‌ی علوی وجود دارد، مشاهده می‌شود که بیشتر به مباحث دینی و تقویت روح دینی و اینکه مردم چگونه زندگی مومنانه داشته باشند، می‌پرداختند. دستور هم داریم که از تقوا برای مردم بگویید، مردم را به اخلاق اسلامی، آگاه و به سیره‌ی ائمه و سیره‌ی پیامبر آشنا کنید. این موارد، بخشی از دستوراتی است که امام جمعه به چه چیزهایی باید اهتمام ورزد. البته باید  مردم را به حوادث و  وقایع روز هم آگاهی دهند و آشنا کنند اما توجه امام جمعه به این جهت جلب باشد که  وارد جزییات و خط و خطوط سیاسی و گروهی و جناحی نشود.
او یکی از نقاط ضعف نماز جمعه‌های فعلی را برخورد خطی و جریانی بعضی امام جمعه‌ها خواند و افزود: البته این کلی نیست و همه‌ی ائمه‌ی جمعه اینطور نیستند اما نمونه‌هایی از آن در برخی از شهرها قابل دیدن است. امام جمعه‌هایی که به این صورت عمل می‌کنند، وابسته‌ به یک خط فکری خاص و در مقابل یک جریان دیگر هستند و هر هفته این نگاه را در خطبه‌ها مطرح می‌کند و گاهی هم به جنجال کشیده می‌شود. در نتیجه، طیف عظیمی که این تفکر و این خط سیاسی را قبول ندارند، نه تنها جذب نماز جمعه نمی‌شوند بلکه برخی نفرت پیدا می‌کنند. در نماز جمعه‌هایی که چنین افرادی امامت آن را به عهده دارند، گروه خاصی شرکت می‌کنند و مطالب گفته شده نیز تکرار مکررات است. بر فرض مشهد حدود سه میلیون جمعیت دارد، اگر یک دهم این جمعیت نیز به نماز جمعه بیایند، باید سیصد هزار نفر در نماز جمعه‌ی مشهد شرکت کنند، در حالی که اصلاً به این شکل نیست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه البته آمار و ارقام، بسیار گفته می‌شود، ادامه داد: در همان دوره‌ی سال‌های ۶۲ و ۶۳ که برای بررسی ائمه‌ی جمعه می‌رفتیم، از خود امام جمعه می‌پرسیدیم که نماز جمعه‌ی حضرت عالی چقدر جمعیت حضور پیدا می‌کند. بر فرض می‌فرمودند که چهارصد هزار نفر اما بعد که محل نماز جمعه را از نزدیک می‌دیدیم، مشاهده می‌‌شد که اصلاً امکان اینکه این جمعیت در آن‌جا بنشینند، وجود ندارد. از خادم آن‌جا و از افراد شرکت‌کننده می‌پرسیدیم که چقدر جمعیت در نماز جمعه‌ها جمع می‌شود که بر فرض پاسخ می‌دادند اگر در ماه مبارک رمضان و مخصوصاً شب‌های احیا باشد، این شبستان پر می‌شود وگرنه تقریباً به اندازه‌ی یک سوم شبستان می‌آیند. تفاوت آن آمار با بررسی‌های ما بسیار بالا بود. به همین دلیل نمی‌توان چندان توجهی به آن آمار و ارقامی داشت که گفته می‌شود. باید رفت و دید که چه جمعیتی و چه قشری در آن‌جا حضور یافته‌اند.
نماز جمعه، جایگاهی که باید داشته باشد و قرار بود داشته باشد را ندارد
او تصریح کرد: گاهی بیشتر جمعیت، افراد پنجاه سال به بالا هستند که در حال گذراندن قسمت سوم عمر خود هستند و طبیعی است که در آن ایام به مسجد و حرم و… روی بیاورد و شرکت آن‌ها چندان تأثیرگذار نیست. حضور جوان‌ها، دانشگاهیان و گروه‌های فعال است که می‌تواند اثرگذار باشد. در حالی که این گروه‌ها کمتر در نماز جمعه‌ها دیده می‌شوند. به این دلیل است که عرض می‌کنم متأسفانه امروزه نماز جمعه، آن جایگاهی که باید داشته باشد و قرار بود داشته باشد را ندارد.
کاملان با تأکید بر این که وارد خصوصیات و جریانات سیاسی، گروهی و حزبی شدن امام جمعه به شدت مخل و مضر به نماز جمعه و رونق نماز جمعه است، گفت: اگر می‌خواهند نماز جمعه، اقشار و افکار  مختلف را جذب کند، امام جمعه نباید وابسته به یک جناح و جریان خاص باشد که متاسفانه بعضی از آن‌ها هستند و می‌بینید که این ضرر سنگینی را وارد می‌کند. متأسفانه در بعضی از شهرستان‌ها نیز پس از شنیدن خطبه‌ی اول مشاهده می‌شود که امام جمعه از علمیت و  آگاهی دینی بالایی برخوردار نیست و درس‌های حوزوی او آنچنان قوی نبوده است و مطالعات تفسیری و حدیثی و تاریخی خوبی ندارد. بر این اساس قشرهای فهیم و عاقل به آن‌طور نماز جمعه‌ها جذب نمی‌شوند.
او خاطرنشان کرد: بنابراین هم خطبه‌ی اول باید از محتوای خوبی برخوردار باشد و هم در خطبه‌ی دوم باید درباره‌ی مصالح کلی کشور صحبت شود و مردم را به اتحاد و وحدت دعوت کنند و این که به دشمن بیرونی توجه کنند. وضعیت کشور و اطراف آن را روشن کنند اینکه ما باید چطور همراه هم باشیم و ارتباط دولت و ملت باید چگونه باشد. نمی‌گویم نباید به دولت تذکر بدهند؛ این حق امام جمعه است که به دولت و دولت‌مردان تذکر دهد اما با چه لحن و چه بیانی که بهانه به دست دیگران داده نشود. علاوه بر آن معمولاً اینها جلسات خصوصی دارند، امام جمعه‌ی یک شهرستان با فرماندار، فرمانده‌ی انتظامی، سپاه و… با همدیگر جلساتی دارند و این تذکرات می‌تواند در آنجا داده شود و اگر مورد توجه قرار نگرفت، لازم است با یک اشاره و کنایه‌ی متین در خطبه‌ی نماز جمعه گفته شود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه با صراحت و برخوردهای چماقی و چکشی با نمایندگان دولت یا نماینده‌ی مجلس آن شهر برخورد کردن، شایسته نیست، اظهار کرد: گاه اختلافی بین نماینده و امام جمعه است و امام جمعه علیه نماینده و نماینده علیه امام جمعه حرف می‌زند. باید به این مسایل توجه شود و ولو نماینده‌ی آن شهر با امام جمعه مخالف است اما امام جمعه نباید از تریبون نماز جمعه چیزی علیه او بگوید. نباید این کار را انجام دهد چرا که نماز جمعه مرکز وحدت و کانون توحید است.
او با اشاره به اینکه در حوزه‌ها افراد بسیار لایق، فهیم و باسوادی وجود دارند اما متأسفانه از آن‌ها برای امامت جمعه استفاده نمی‌شود، گفت: دلیل اینکه استفاده نمی‌شود را باید از شورای ائمه‌ی جمعه پرسید. اگر معتقدند چنین افرادی نیستند، اعلام کنند تا ما اسامی افراد لایق را ردیف کنیم که این فرد با این ویژگی‌ها هم تحصیلات حوزوی بالا و هم تحصیلات دانشگاهی دارد، هم استاد دانشگاه است و هم بیان خوبی دارد، هم دینش خوب است و اهل  بخور و ببر و امثال آن نیست و اهل تقواست. بعد هم تحقیق کنند. یک بررسی در حوزه‌ها انجام دهند، دقیقاً می‌توانند  افرادی مناسب را پیدا کنند. البته آن افرادی که اهل فضل و دیانت هستند، تابع محض نیستند و برای خود، شأنی قایل هستند و مطالبی را می‌گویند که به نظرشان حق می‌آید و برای جامعه  صلاح می‌دانند. این ویژگی برای بعضی‌ها مشکل‌زاست و چندان نمی‌توانند به دنبال این ماجرا روند.
منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 19 ارديبهشت 1396 08:46

برخی الگوی بداخلاقی مردم شده‌اند

حجت الاسلام و المسلمین کاملان در گفت‌ وگو با شفقنا: گاهی اخلاق و دین تابعی از مسایل سیاسی و حزبی می‌شوند

اخلاق و انتخابات؛ زوجی که همواره همراه بودنشان مطالبه‌ عمومی جامعه‌ ایران بوده است اما در عمل، روند به گونه‌ای پیش رفته که آن را نه تنها در حد یک شعار نگه داشته بلکه انتقاداتی جدی از طرف کارشناسان امر به روند جاری در تبلیغات انتخاباتی وارد کرده است. حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان که سال‌های فراوان عمر خود را در فلسفه و اخلاق و پرداختن به این جنبه‌ از دین در تدریس‌های دانشگاهی و همین‌طور پژوهش‌های مرتبط گذرانده است، بر لزوم  تذکر نخبگان جامعه و اساتید حوزه و دانشگاه نسبت به بی اخلاقی های انتخابات، تأکید می کند و می گوید: گاهی اخلاق و حتی دین و احکام، تابعی از مسایل سیاسی و حزبی می‌شوند و اگر مصالح حزب و گروه اقتضا کند، همه چیز در پیش‌گاه حزب و مصالح حزبی و گروهی و جناحی ذبح می‌شود. جامعه، دین و اخلاق خود را از بزرگان و الگوهای خویش می‌گیرد لذا وقتی افرادی ادعای الگو بودن دارند و در گفتمان با یکدیگر بی اخلاقی می کنند، مردم با خود تصور می‌کنند پس این‌گونه اقدامات، مباح است و اگر آن‌ها این کارها را انجام می‌دهند، چرا ما نکنیم!؟

متن گفت‌وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین کاملان را بخوانید:

* مدتی از آغاز تبلیغات رسمی برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران می‌گذرد؛ در مناظراتی که میان کاندیداها برگزار شد، شاهد بودیم اتهاماتی بدون استناد کافی در برابر دوربین نسبت به کاندیداها مطرح شد و رفتارهایی از طرف برخی از آن‌ها صورت گرفت که اخلاق و تأکیدات اخلاق اسلامی را پشت سر می‌گذاشت. این گونه رفتارهای خارج از دایره اخلاق، آن هم از طرف کسانی که خود را در موقعیت مدیریت کشور می‌بینند، چقدر منجر به آموزش بداخلاقی به جامعه خواهد شد و در فروپاشی اخلاقی آن اثرگذار است؟

کاملان: آنچه در دو مناظره‌ی گذشته شاهد بودیم، این بود که ضمن مطرح شدن برخی مباحث، برخی  بیشتر با بی‌اخلاقی به اتهام زدن و مباحثی که هنوز نه اثبات شده و نه حتی بعضاً قابل اثبات است و همچنین ارائه‌ی آمار و ارقامی خلاف واقع پرداختند. در بعضی موارد، سیاه‌نمایی‌هایی بسیار جدی از طرف برخی کاندیداها شاهد بودیم که می‌خواستند رقیب را از صحنه بیرون کنند و خود جای او را بگیرند. متأسفانه با وجود این که برخی از این کاندیداها چهره‌های بسیار ظاهر الصلاح دارند یا دارای سابقه‌ی جنگ و جبهه نیز هستند و بعضی معمم و ملبس هستند اما عدم رعایت نکات اخلاقی و عقلانی در این دو مناظره کاملاً مشهود بود. در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شاهد این بد‌اخلاقی‌ها بودیم و حتی این موضوع از طرف بزرگان ما مورد نقد و انتقاد نیز قرار گرفت اما متأسفانه در جامعه‌ای که ادعای پیشرو بودن، اسلامیت و دینی بودن دارد، همان اتهامات، تهمت‌ها، دروغ‌ها و سیاه‌نمایی‌ها که در آمریکا بود، کاملاً و گاهی به نوع بدترش را مشاهده کردیم. این مسایل، نه تنها به نفع جامعه نیست بلکه به ضرر آن است چرا که کل نظام را زیر سوال می‌برد و نه  خود دولت را. این دولت، چهار سال است که روی کار آمده و در حالتی کشور را تحویل گرفت که با ورشکستی تمام روبه رو و خزانه، خالی بود و بیشتر وزارتخانه ها نیز مقروض بودند. تنها در یک نمونه‌ی آن، وزارت راه، نزدیک به هفتصد و سی میلیارد تومان بدهی داشت. این در حالیست که کل درآمد نفتی کشور از زمانی که نفت در  مسجد سلیمان استخراج شد تا زمان دولت نهم و دهم، کمتر از مبلغی بود که این دولت از درآمد نفت به دست آورده بود. نفت در زمانی بشکه‌ای دو دلار بود، کم کم گران شد و به چهار دلار رسید. در دولت خاتمی، نفت با بشکه‌ای نه و ده دلار فروخته می‌شد که بخشی از آن خرج استخراجش بود. در دولت گذشته، آنچنان قیمت، بالا رفت که به بشکه‌ای ۱۰۰ تا ۱۱۲ دلار رسید و درآمد نفتی آن دولت بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار بود اما دولتی را تحویل داد که با مقروض بودن بسیاری از نهادهای دولت، وزارتخانه‌ها، بیمه، صندوق‌ها و ورشکستگی بانک‌ها مواجه بود. بر این اساس آقای روحانی در شرایطی دولت را تحویل گرفت که با ورشکستی و مشکل به تمام معنا مواجه بود. در طول چهار سال دولت خود نیز توانست چاله‌های دولت گذشته را به نوعی ترمیم کند و آن تحریم‌های بنیان‌کن را بردارند. گرچه بعضی می‌گویند این تحریم‌ها اثر نگذاشته است اما ملت می‌دانند این ادعاهای مطرح شده که تحریم‌ها اثر نگذاشته، فقط برای خوشحال کردن دل خودشان است. هم دنیا می‌داند که این تحریم‌ها با مردم چه کرد و هم ملت ایران می‌داند که چه کشید. دولت آقای روحانی در طول این مدت با تمام تلاش و دیپلماسی بسیار محترمانه توانستند برجام را به کرسی بنشانند و اجماع شکل گرفته علیه ملت و دولت ایران را از بین ببرند. تحریم‌ها برداشته شد و این دستاوردی بزرگ به شمار می‌رفت. در دولت گذشته برای فروش نفت مشکلات عدیده‌ای داشتیم اما امروز آزادانه می‌فروشیم و صادرات نفت ما به دوره‌ی قبل از تحریم‌ها رسیده است. شرایط به این صورت است و آن وقت برخی آقایان با آمار و ارقام دروغ یا کلی‌گویی تا این حد سیاه‌نمایی می‌کنند. یکی از آقایان کاندیدا که ادعای فراوانی دارد، در طول این مدت نه در مناظره‌ها و نه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها چیزی جز کلیات ابوالبقا برای گفتن نداشت. کلیات ابوالبقا یعنی کلیاتی که هیچ اثری ندارد؛ فقط از فقر و چند برابر کردن یارانه می‌گویند اما نمی‌گویند چطور و از کجا این اقدامات انجام خواهد شد. اگر دولتی از آن‌ها بر سر کار آید، این طرح‌ها را به مجلس می‌دهند و به دلیل مشخص نبودن منابع آن، مجلس رد خواهد کرد؛ بعد به مردم می‌گویند ایها الناس ما می‌خواستیم درآمد شما را بالا ببریم، این مجلس نگذاشت و دقیقاً انگشت اتهام را روی مجلس خواهند برد. تهمت و دروغ و تخریب رقبا روش درستی نیست. نتیجه‌ی به کار بردن این روش، توسعه‌ی این بی‌اخلاقی به جامعه است و مردم با خود می‌گویند وقتی روسا و بزرگان ما این‌گونه هستند و این‌طور دروغ می‌گویند، چرا ما نگوییم؟ چرا ما تهمت نزنیم و … .

*دین مردم بر دین حاکمانشان است.

کاملان: بله! الناس علی دین ملوکهم. واقعیت این است که این‌گونه افراد که باید الگوهایی برای مردم باشند، متأسفانه برعکس، تبدیل به الگوی بداخلاقی مردم شده‌اند. در حالی که آمده‌اند تا برنامه‌های خود را بیان کنند و مردم به برنامه‌های ایشان رأی بدهند، اما به تخریب دیگران و ادعاهای آنچنانی داشتن می‌پردازند، بدون اینکه منابع و برنامه‌ی خود را برای تحقق این ادعاها مشخص کنند. بر فرض کسی می‌گوید که چرا هواپیما نساخته‌ایم؟ می‌توانستند بسازند و نساختند؟ یعنی وزارت دفاع، وزارت صنایع، هلی‌کوپتر سازی، نیروی هوایی ارتش و نیروی هوایی سپاه و همه این‌ها خائن شدند و می‌توانستند هواپیما بسازند اما نساختند و خریدند؟ وقتی فردی کلامی را مطرح می‌کند، باید بفهمد که تبعات آن چیست. متأسفانه مجری هم هیچ کاری انجام نمی‌دهد در حالی که باید یک مجری قوی در این مناظرات حضور داشتند و در این گونه موارد مشارکت می‌کردند و بر فرض می‌پرسیدند که‌ آقای ایکس شما که می گویید هواپیما چرا خریدید و هواپیما بسازید، بفرمایید با کدام  امکانات و از چه راهی این کار را انجام خواهید داد؟ آقای ایگرگ شما که می گویید من یارانه را سه برابر می کنم، بفرمایید از کجا و با کدام منابع؟ اما هیچ دخالتی از طرف مجری صورت نمی‌گیرد و نتیجه آن می‌شود که مردم بیشتر به بداخلاقی و بی‌انصافی عادت کنند. در حالتی که اساس دین و اساس اسلام، اخلاق است. من بارها این را گفته‌ام که بسیاری از آیات قرآن، مباحثی درباره‌ی اعتقادات، اخلاق، داستان‌های امت‌های گذشته و استفاده‌های اخلاقی کردن از آن‌ها است. با اینکه پیغمبر(ص) می فرماید که «من فقط مبعوث شدم برای اینکه مکارم اخلاق را در جامعه تکامل ببخشم» آن وقت برخی آقایان اساس دین را کنار گذاشته‌اند و در حالی که به نام همین دین و اسلام بر مردم حکومت می‌کنند، برخلاف آن عمل می‌کنند.

*چرا شاهد این اتفاق هستیم که در جامعه‌ی مدعی دینداری ما به نوعی اخلاق، قربانی سیاست می‌شود، اصلاً این موضوع را قبول دارید که طی سال‌های گذشته چنین اتفاقی در جامعه‌ی ایرانی در حال رخ دادن است؟

کاملان: دقیقاً قبول دارم که در بعضی اوقات اخلاق و حتی دین و احکام، تابعی از مسایل سیاسی و حزبی می‌شوند و اگر مصالح حزب و گروه اقتضا کند، همه چیز در پیش‌گاه حزب و مصالح حزبی و گروهی و جناحی ذبح می‌شود. در طول این مدت کاملاً شاهد این مطلب هستیم. جامعه، دین و اخلاق خود را از بزرگان و الگوهای خویش می‌گیرد. وقتی افرادی ادعای الگو بودن دارند و به این صورت نیز برخورد می‌کنند، مردم با خود تصور می‌کنند پس این‌گونه اقدامات، مباح است و اگر آن‌ها این کارها را انجام می‌دهند، چرا ما نکنیم.

*چه زمینه‌هایی وجود دارد که اجازه‌ی پیشروی به بداخلاقی در فضای سیاسی می‌دهد که در پی آن به جامعه نیز تسری خواهد یافت؟

کاملان: جریان‌های قدرت حاکم بر نظام که چند جریان مشخص است؛ این جریان‌ها همه چیز را بر خود مباح می‌دانند و برای از بین بردن رقیب و نابود کردن دیگران و برای اینکه اقتدار خود را هر چه بیشتر حاکمیت بخشند، حاضرند دست به هر کاری بزنند.

*چطور باید از این موضوع جلوگیری کرد و چه کسانی باید این کار را انجام دهند و المان‌های اخلاقی را وارد انتخابات کنند که یکی از نمودهای فضای سیاسی کشور است؟

کاملان: فرزانگان و نخبگان جامعه و اساتید حوزه و دانشگاه و مراجع هستند که می‌توانند وارد صحنه شوند و این بداخلاقی‌ها را تذکر دهند و اعلام کنند. این گروه‌ها باید به مردم بگویند به کسی رأی دهند که بیشترین اخلاق را حفظ کرده است، بیشترین قدرت و توانایی را برای اداره‌ی جامعه دارد و از مسایل فنی و غیرفنی جامعه آگاهی دارد. حال نمی‌دانیم چه جوی حاکم شده است که همه به این وضعیت دچار شده‌اند؛ نه استاد دانشگاه در دانشگاه مطلبی می‌گوید و نه استاد حوزه در درس خود از این مسایل می‌گوید و همین طور ناظر بر همه این جریانات هستیم.

*در چنین فضایی که همه مدعی دین و اخلاق هستند، مردم چطور می‌توانند اصل را از بدل تشخیص دهند؟

کاملان: بسیار سخت است. اگر در جامعه‌ای آزادی بیان و آزادی مطبوعات نباشد و اگر نتوانند به صراحت همدیگر را نقد کنند ولو آن فرد، خود را کاندیدای ریاست جمهوری و فردی بسیار مهم بداند. امروز این نقدها وجود دارد اما بسیار ضعیف است. اگر این روند با قدرت و قوت مطرح شود و آن فرد ببیند که مورد انتقاد قرار می‌گیرد، در مرحله‌ بعدی دیگر آن‌گونه صحبت‌ها را بیان نمی‌کند، آمار و ارقام دروغ نمی‌گوید و سیاه‌نمایی نمی‌کند. به این دلیل که نقد درستی نمی‌شود، معمولاً همه به کار خود ادامه می‌دهند.

*وظیفه‌ی مردم در قبال شنیدن یکسری موارد خلاف واقع چیست؟ به طور مثال وقتی یقین دارند موضوعی خلاف واقعیت است و در روند انتخابات مطرح می‌شود، باید چه کاری انجام دهند؟

کاملان: وظیفه‌ی مردم این است که حرف آن آقا را قبول نکنند و بفهمند دروغ‌گویی است. اگر این فرد، امروز دروغ می‌گوید، وای به آن زمانی که در رأس قدرت و ریاست جمهوری قرار بگیرد. «ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها» خداوند به ملت مسلمان امر کرده است به این‌که امانت‌های الهی که از آن جمله، ریاست جمهوری و امور عامه مردم را در اختیار گرفتن است را به دست اهل آن بسپارید و نه به فردی فاسق، فاجر، دروغگو و تهمت‌زن. این وظیفه‌ی مردم است.

منتشر شده در گفتار

حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان مدرس حوزه و دانشگاه با تاکید بر ضرورت احیای سنت های مرجعیت یادآوری کرد که مردم وقتی ببینند روحانیت دچار دنیازدگی شده اند، از آنها روی بر می گردانند.

وی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا باتوجه به ویژگی های مرجعیت عنوان کرد: مرجعیت باید دو رکن اساسی داشته باشد وگرنه نمی توانیم به او عنوان مرجع را اطلاق کنیم و تقلید از او حرام است؛ یکی از آن ویژگی ها فقاهت است و فردی که قصد مرجع شدن را دارد باید به ابواب مختلف فقه آگاه باشد البته لازم نیست که همه را بالفعل استنباط کرده باشد اما باید قوه اجتهاد استنباط را داشته باشد، فتوای بالفعل داشته باشد.

او اظهار کرد: رکن دوم هم عدالت است، عدالتی که در مرجع هست با عدالتی که در امام جماعت وجود دارد متفاوت است؛ امام جماعت به اندازه ای که حسن ظاهر داشته باشد و تفاوتی در ظاهر و باطن او نباشد، برای اقتدا به او کافی است و البته حتما لازم نیست که امام جماعت معمم هم باشد.

این استاد دانشگاه مفید قم با اشاره به حدیثی از امام حسن عسکری(ع) اضافه کرد:«حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً على هَواهُ مُطِیعاً لأمرِ مَولاهُ» یعنی هرگز هوای نفس برای احراز پست مرجعیت نداشته باشد و به پست مقام های دنیوی بی اعتنا باشد مگر اینکه مردم به او رجوع کنند یا علمای دیگر به ایشان رجوع کنند و بگویند که ما مقلد شما هستیم، سنت در حوزه ها به این شکل بوده است.

این استاد حوزه تاکید کرد: حدود ۱۲۰ سال پیش شیخ انصاری در حوزه نجف درخشیده است و بسیاری از بزرگان مانند آخوند خراسانی از شاگردان ایشان بودند. به این شخصیت بعد از ماجرای میرزای شیرازی برای مرجعیت مراجعه می کنند، اما شیخ انصاری عالم دیگری را در شهر بابل معرفی می کنند و می گوید ایشان فهم بهتری از من دارد بنابراین ایشان باید اعلم باشد و شما به سراغ او بروید؛ وقتی هم با این مرجع دیدار می کنند او هم می گوید در زمانی که در نجف بودم بهتر از ایشان متوجه می شدم اما در حال حاضر در بابل هستم و از مباحث دور هستم؛ لذا شیخ انصاری مقدم بر من است و دوباره علما به ایشان رجوع می کنند و به ایشان اصرار می کنند تا اینکه او می پذیرد.

کاملان با بیان خاطره ای از آیت الله وحید خراسانی تصریح کرد: بعد از فوت آقای خویی ما به خدمت استاد بزرگوار آقای وحید خراسانی رسیدیم و از ایشان درخواست کردیم که رساله بدهند اما آیت الله وحید خراسانی نمی پذیرفتند حتی ما اصرار می کردیم که بسیاری مقلد شما هستند و معنا ندارد که وقتی مقلد دارید، رساله نداشته باشید اما با اصرار شاگردان، ایشان ترغیب شدند تا رساله خود را منتشر کنند.او بیان کرد: امام حسن عسکری(ع) می فرمایند «مُخالِفاً على هَواهُ» نفس باشد و دنبال هوای نفس نباشد. باید حوزه به سمت سنت های قدما برگردد و به مردم هم اطلاع داده شود.

این استاد حوزه با توجه به شکستن مهر آیت الله موسوی اردبیلی توسط فرزندان ایشان، تاکید کرد: شکستن مهر بسیار کار زیبا و کار در خور توجهی بود که سیدعلی موسوی اردبیلی انجام دادند و برای دیگران هم سرمشقی شد.

کاملان با توجه به احیای سنت های مرجعیت عنوان کرد: احیای این سنت ها به بازگویی همین سنت هاست یعنی باید این سنت ها با مشورت از بزرگان خودمان آنهایی که مخالف با هوای نفس هستند در رسانه ها، شبکه های اجتماعی و مطبوعات بازگویی کنند. برای مثال آخوند خراسانی از جمله کسانی بود که در نهایت ساده زیستی زندگی می کرد و توجهی به مال دنیا نداشت از طرف دیگر هم به وضعیت طلبه ها و فقرا رسیدگی می کردند بنابراین باید این موارد بازگو شود تا مردم بدانند در گذشته مرجعیت چه شیوه ای را در پیش می گرفتند.

او سلب اعتماد مردم از مرجعیت را از آثار مرجعیت موروثی دانست و اظهار کرد: مردم اطمینان خود را نسبت به مرجعیت از دست می دهند؛ وقتی مردم می بینند در بیت آن مرجع، روش و منش انبیاء وجود ندارد، چون روحانیت و مرجعیت در اصل از خودشان اصالت ندارند و کسی که خودش اصالت دارد حضرت رسول(ص) و ولایت اهل بیت(ع) است بنابراین ما هم باید دنباله رو آنها باشیم. پس ما هم باید راه آنها را برویم همان طوری که پیامبران هیچ گونه درخواست پاداش و مزدی از مردم نداشتند و باید اجر خودمان را از خداوند طلب کنیم. در نهایت اگر ما توانستیم چنین اعتقادی را داشته باشیم مردم هم به ما اعتماد خواهند کرد اما وقتی ببینند روحانیت دچار دنیازدگی شدند از آنها روی بر می گردانند.

منتشر شده در گفتار

محمدصادق کاملان استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با بیان اینکه مجلس، قانون را تفسیر کرده و امر به معروف و نهی از منکر را به عهده دولت قرار داده است، گفت: دولت، نهادهایی را برای این کار موظف و نحوه اجرای این اصل قانون اساسی را تبیین کرده است. با توجه به این قانون در مجلس، دیگر جایی برای ورود نهادها یا کسانی که دخالت در این امور برای آنها در قانون پیش بینی نشده است به این موضوعات نمی ماند. ورود به حریم شخصی دیگران از طرف هر فرد یا حزبی، هم از نظر فقه و هم از دید اخلاق، ممنوع، قبیح و حرام است. کشیدن پای یک مساله دینی و شرعی به نام امر به معرو ف و نهی از منکر و انجام بحث های سیاسی به نام دین، کاری بسیار خطرناک است و دین را در ذهن مخصوصا قشر جوان، منفی و منفور نشان می دهند.

حجت الاسلام والمسلمین محمد صادق کاملان در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، با اشاره به قوانین موجود در مورد امر به معروف و نهی از منکر، اظهار کرد: اصول در قانون اساسی، اصولی قانونیه و کلی هستند که تفسیر، بیان و جزییات آن بعدا توسط مجلس تبیین می شود. این اقدام دقیقا در مساله امر و به معروف و نهی از منکر نیز صورت گرفته است. در قانون اساسی گفته می شود امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای عمومی و به عنوان مسلمان به عهده همه مردم و وظیفه همه است اما این مساله نظارت و امر کردن به معرو ف و نهی کردن از منکر چگونه باید در جامعه پیاده شود؟ اگر بنا باشد هر فردی بر دیگری نظارتی داشته باشد و بخواهد به او امر یا نهی کند، وضع جامعه بهم می ریزد.

او ادامه داد: به این معنا که فرد مورد نظر، امر و نهی دیگری را در مورد خود نمی پذیرد یا اینکه آن کار، منکر یا معروف است مورد اختلاف قرار می گیرد و نزاع، تنش، اختلاف و به نوعی هرج و مرج به وجود می آید. بر این اساس مجلس، قانون را تفسیر و این مساله را نظام مند کرده و گفته به عهده دولت است. زمانی که گفته می شود امری به عهده دولت است، دولت باید نهادهایی را برای این کار موظف و نحوه اجرای این اصل قانون اساسی را تبیین کند که این اقدام را انجام داده است. به نظر می رسد که با توجه به این قانون در مجلس، دیگر جایی برای ورود نهادها یا کسانی که دخالت در این امور برای آنها در قانون پیش بینی نشده است، وجود ندارد. این امر در حد وعظ و خطابه توسط یک روحانی اهل وعظ و منبر و به عنوان نصیحت مشکلی ندارد. مشکل آنجایی است که به صورت امر و نهی در می آید.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: این جایی است که در مقابل امر کردن شخصی به شخص و گروهی به گروه دیگر، مانع شدن، جلوگیری یا وادار کردن به کاری مقاومت ایجاد و دچار تنش و مشکل می شود. در نتیجه این مساله متفاوت است با وقتی که یک سخنران و یک منبری در منبر و خطابه خود به عنوان نصیحت و وعظ بحثی را مطرح و موعظه می کند.

او با تاکید بر اینکه حریم شخصی انسان ها محترم است و هیچ کس حق ورود به حریم شخصی دیگری را ندارد، گفت: نمایندگان مجلس هم حق ورود به حریم شخصی افراد را ندارد و حتی قاضی هم این اجازه را ندارد، مگر در جایی که ببیند اگر وارد نشود، حق مهم تری از جامعه و دیگران ضایع می شود. در این صورت است که با شرایطی به قاضی اجازه ورود به حریم شخصی و سرکشی به مسایل داده می شود. در غیر این صورت اصلا هیچ فرد، حزب و مقاماتی نمی توانند وارد حریم شخصی دیگران شوند چراکه حریم شخصی افراد، محترم است. در فقه نیز به همین صورت است. در آیه «لا تجسسوا...» از تجسس و ورود کردن به حریم شخصی دیگران نهی شده است.

کاملان آیاتی دیگر در سوره حجرات را نیز با این موضوع مرتبط دانست و افزود: حتی در این سوره در مورد اینکه مسلمانان گاهی به منزل پیامبر(ص) می آمدند و بدون اذن وارد می شدند، آیه نازل شد که نباید بدون اذن وارد شوید، وقتی به شما اجازه دادند وارد شوید و وقتی به شما گفتند بروید، بروید. در قرآن حتی در اندازه پذیرایی از مهمان و امثال آن نیز اجازه ورود به حریم شخصی داده نمی شود، مگر با اذن صاحب حریم بنابراین این مساله در فقه ما کاملا مشخص است و به این شکل نیست که اختلاف فتوا باشد. از نظر اخلاقی به شدت ورود به حریم شخصی افراد قبیح است. اخلاق عرفانی، عقلانی و فلسفی و... نیز هیچکدام مجوزی برای ورود به حریم شخصی نمی دهند و این موضوع هم از نظر فقه و هم  از دید اخلاق، ممنوع، قبیح و حرام است.

او با اشاره به تلاش برخی گروه ها برای ورود سازمان یافته به موضوع امر به معروف و نهی از منکر، گفت: این مسایل را چندان ناشی از دین و حریص بودن بر اجرای احکام نمی بینم بلکه جریانات کاملا سیاسی و در مقابل دولت است. به دلیل اینکه این دولت بر وفق مراد بعضی احزاب و گروه ها نیست، به نوعی تلاش می کنند ولو به نام امر به معروف و نهی از منکر با آن برخورد کنند. من تعجب می کنم با وجود گذشت سی و چند سال از این گونه اقدامات و مشاهده نتایج آن، هنوز برخی افراد به دنبال این قضایا هستند. اجازه دهند که مجلات، روزنامه ها و رسانه های مردمی تاریخچه این قضایا را مطرح کنند که این نوع اقدامات که تا امروز از طریق نهادها، ارگان ها توسط نظامی و غیر نظامی ها انجام گرفته و حجم سنگین فشارهایی که تا به حال آورده شده است، اثر مثبت داشته است یا اثر منفی؟

کاملان با اشاره به سخن مولوی که «از قضا سرکنگبین صفرا فزود...روغن بادام خشکی می فزود» اظهار کرد: به نظر می رسد اثری که این گونه اقدامات تا امروز داشته، منفی بوده است. حب و بغض ها و مسایل سیاسی در جای خود اما خواهش من این است که مسایل سیاسی را به نام موضوعات دینی قاطی نکنند و به طریق دیگری مخالفت خود را اعلام کنند. کشیدن پای یک مساله دینی و شرعی به نام امر به معرو ف و نهی از منکر و انجام بحث های سیاسی به نام دین، کاری بسیار خطرناک است و دین را در ذهن مخصوصا قشر جوان، منفی و منفور نشان می دهند.

انتهای پیام         

منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از3
بازگشت به بالا