محمدصادق کاملان: حاکم در بیان شفاف مسایل به مردم، حق تصمیم گیری ندارد. یک کارشناس دین و استاد دانشگاه و حوزه گفت: حفظ آبرو و عزت حکومت در گرو حفظ عدالت است. حاکم باید حقوق مردم را حفظ کند و لازمه آن اینکه تصرفاتی که در آن اموال می شود را پنهان نکند؛ حاکم باید با شفافیت به خصوص در عرصه اقتصادی مسایل را به صورت تام و تمام برای مردم تبیین کند.
حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان در گفت وگو با شفقنا ضرورت صیانت از بیت المال توسط حکومت را امری ضروری دانست و اظهار کرد: حکومت و اموالی که از مردم و جامعه در اختیار حکومت است، اختیاراتی که حکومت در رابطه با تصرف آن اموال و بیت المال دارد یا محدود کردن اختیارات مردم یا توسعه دادن در اختیارات مردم، همه حق الناس است به عبارت دیگر حکومت یک امر الهی نیست بلکه یک امر انسانی است که مردم برای اداره جامعه خود آن را بر می گزینند چون هر فردی نمی تواند با نظر و اراده خود یک سلسله تصرفاتی را در مملکت، کشور، جامعه و اموال عمومی داشته باشد و هر نوع رفتاری که خواست انجام دهد چرا که در این صورت هرج و مرج به وجود می آید.
این استاد حوزه ادامه داد: تضاد منافع در میان مردم موجب آشفتگی، گرفتاری و تضارب می شود، اما این مردم برای اداره بهتر امور زندگی و جامعه خود فردی را یا به صورت پادشاه یا رییس جمهور یا با نام دیگری به عنوان رییس خود انتخاب می کنند، این امر در جامعه های متمدن امروزی به این شکل است که از طریق انتخابات و رأی انتخاب می شود، در گذشته جامعه های دموکراتیک نبود و معمولاً براساس نسب و حسب اداره می شد به عنوان مثال کدخدا در حد روستا و ده به صورت نسل در نسل و اینکه از کدام تیره باشند، انتصاب می شدند و انتخابی در کار نبود، ولی به هر حال هیچ جامعه ای بدون رییس یا کسی که حرفشان را مردم بشنوند و بپذیرند و تلقی و قبول کنند، در هیچ زمانی نبوده است بلکه همه جوامع براساس یک نظم عقلانی بوده است.
کاملان گفت: شخصی مسئولیت را برعهده می گیرد که جامعه را به نحو احسن اداره کند یعنی بتواند منافع مردم و جمعیتی که به او رأی دادند را حفظ و صیانت کند و از اموال و مرز و بوم آن کشور و مملکت مراقبت کند و محیط را سالم نگاه دارد و بتواند مردم را به لحاظ اشتغال سرپا نگاه دارد، به گفته قرآن لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ؛ حکومت حق مردم است، ما سلسله انبیاء را فرستادیم و کتاب های آسمانی را نازل کردیم و هدف این بود که با جامعه براساس عدل و عدالت اداره شود بنابراین اساس عدل و حفظ و صیانت از اموال و موقعیت اجتماعی مردم چه در داخل و چه در میان کشورهای دیگر است؛ حفظ جامعه و به واسطه آن حفظ آبرو و عزت در گرو حفظ عدالت است به همین دلیل حکومت یک امر مردمی است و در اسلام به هیچ شکل خاصی از حکومت اشاره نشده، اما در حکومت با هر عنوانی (جمهوری یا طاغوت) باید اصل عدالت و کرامت انسان ها حفظ شود و استبداد که ضد کرامت انسان و ضد عدالت است، وجود نداشته باشد لذا به طور طبیعی استبداد خلاف عقل و شرع است، حکومت ها باید اصل و اصول دین و عدل را حفظ و رعایت کنند یعنی حاکم باید بر ضد و خلاف مذهب و دین نباشد.
کاملان با اشاره به اینکه حاکم باید حقوق مردم را حفظ کند و لازمه حفظ حقوق مردم این است که از مردم حق، اموال و تصرفاتی که در آن اموال می شود را پنهان نکند، اظهار کرد: حاکم باید با شفافیت به خصوص در عرصه اقتصادی مسایل را به صورت تام و تمام برای مردم تبیین کند که اموال آنها را به چه صورتی حفظ می کند و چگونه از صیانت کشور و عزت، کرامت و شرافت دفاع می کند. حاکم به طور طبیعی باید براساس شفافیت و وضوح تمام عمل کند، حق و مال خودش نیست که بگوید بخشی را بیان می کنم و بخشی را بیان نمی کنم، حاکم حقی ندارد که بخواهد در این موارد تصمیمی بگیرد. اگر مصلحت جامعه اقتضا کند و مسایل امنیتی باشد که اگر بیان و پخش شود دشمن از آن سوء استفاده می کند در این صورت مسایل امنیتی و مصلحت مردم اقتضا می کند که در اینجا خیلی بیان نشود، مانند زمان جنگ و امور جنگ که فرمانده نباید میان سربازان بیاید و تاکتیک عملیات را برای آنها بیان کند بلکه باید فرمانده کل برای فرماندهان زیر دست خود تا جایی که ضرورت دارد، مسایل را بیان کند چرا که در این بخش شفافیت به ضرر امنیت جامعه و مردم است وگرنه اصل بر این است که حق الناس است و ربطی به حاکم ندارد که در مورد بیان یا عدم بیان آن تصمیم بگیرد.
ا ین استاد دانشگاه در مورد توصیه ها و دستورالعمل های مبارزه با فساد در اسلام گفت: هم فیلسوفان اجتماعی این مسایل را  بیان کردند و هم در فقه و قرآن این مساله به طور مفصل بیان شده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: اِنَّ اللّه لایحبّ المفسدین؛ خداوند دشمن فساد و مفسدین است؛ قطع نظر از آیات، عقل انسان ها صریحاً می گوید که فساد زشت است و باید با آن مبارزه کرد، آن زمان فیلسوفان اجتماعی، فقها و مفسرین ما اصرارشان بر آزادی بیان و آزادی های فردی است، اصل آزادی مطبوعات و رسانه بر همین است که اگر این آزادی ها نباشد فساد جایگیزین صلاح می شود چون طبع انسان به طور طبیعی زیاده خواه است، می خواهد منافع بیشتری را به سوی خود جلب کند، مگر فرد عصمت داشته باشد که خدا او را نگاه می دارد.
کاملان افزود: اصل شفافیت با آزادی بیان تأمین می شود، ابزار شفافیت آزادی بیان و آزادی رسانه است که بتواند مطالب را برای مردم تبیین کند و آمار و ارقام درست و صحیح را بیان کند و مردم از آگاهی بالایی برخوردار شوند و در جریان امور کشور قرار بگیرند، آنجاست که دست از پا نمی تواند خطا کند. علت اینکه در کشورهای آزاد سطح فساد به شدت پایین است به این دلیل هست که رییس جمهور، نخست وزیر، کارمند و نماینده مجلس آن نمی توانند دست از پا خطا کنند. فسادهایی که در کشورهایی که معمولاً از آزادی بیان و اطلاعات برخوردار نیستند می بینید اصلاً در کشورهای آزاد نمی بینید. به عنوان مثال کشور عربستان براساس استبداد و کاملاً خانوادگی و نژادی اداره می شود، همه اموال برای شخص خودشان است لذا ولیعهد عربستان کشتی مخصوصی با قیمتی بالا برای خانواده خود می خرد، ولیعهد عربستان بیت المال را حق مسلم خود می دانند و کسی هم نمی فهمد چون آزادی نیست.
کاملان در مورد علت نهادینه شدن فساد در برخی از کشورها اظهار کرد: وقتی شفافیت به عنوان یک اصل عقلایی پذیرفته نشود و از سوی دیگر وقتی ابزار برای بیان مطالب و گردش آزاد اطلاعات در اختیار نباشد یعنی تا یک مجله ای و روزنامه ای یک کلامی می نویسد فوراً به عنوان تشویش اذهان فرد را محکوم نکنند و شخص هم حاضر نمی شود هزینه های سنگین کذایی برای بیان مطالب بدهد و فساد نهادینه می شود به این دلیل که دقیقاً مردم را از آگاهی به دور می دارند و در جهل نگاه می دارند و کسی هم جرأت نمی کند مسایل را تبیین کند و به بحث بگذارد و نظرات مخالف و موافق گفته شود و توده مردم بفهمند که آثار تبعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن چیست بنابراین به دنبال اصل عدم شفافیت و اصل عدم حرکت اطلاعات در مطبوعات و رسانه ها، فساد به وجود می آید و فساد یک امر طبیعی استبداد است.
منتشر شده در گفتار
گزارش سخنرانی استاد حوزه و دانشگاه حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان در مراسم احیا شب بیست و سوم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
بسمه تعالی
شب بیست و سوم به احتمال بسیار قوی شب قدر است. در کتب روایی بیش  از ۴۰ روایت درباره شب قدر وجود دارد که برخی درباره فضائل شب قدر است مثلا اینکه شب قدر برتر از هزار ماه است، برخی روایات درباره مناسکی است که در این شب باید انجام گردد مانند غسل انجام دادن به صورتی که این شب ها به لیالی الاغسال معروف است و خواندن نماز، دعا، قرآن و ... و برخی از آنها درباره تعیین شب قدر وارد شده است مثلا روایتی که درباره عبدالله بن انیس جهنی و سوال او از رسول خدا(ص) درباره تعیین شب قدربه واسطه دوری از مدینه و خواست او برای حضور در مدینه وارد شده و شب بیست و سوم به «لیله الجهنی» معروف شده است. در این روایات شب قدر بودن شب بیست و سوم مهم تر است.
در مورد شب قدر آیاتی در قرآن وارد شده که نزول قرآن را در این شب ها دانسته است. در سوره دخان آمده است «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» و در سوره قدر آن شب مبارک را شب قدر می داند «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْر».
با توجه به این مقدمات سوالی مطرح می شود که: چه نسبتی بین نزول قرآن و شب قدر وجود دارد؟ آیا مساله نزول قرآن در شب قدر تصادفی است یا با عنایت خاص خدا در این شب نازل شده است.
ما اگر قرآن را از سوی حکیم علی الاطلاق یعنی خداوند بدانیم و اینکه حکیم کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد  هرکاری که از او صادر می شود را بر اساس حکمت و مصلحتی بدانیم باید گفت بین نزول قرآن و شب قدر ارتباط وجود دارد.
صفت قرآن مبین است یعنی برای زندگی انسان ها برنامه مشخصی دارد و روشن گر مسیر زندگی است. این کتاب برای همه زمان ها و همه انسان ها نازل شده است.
قرآن به نور توصیف شده یعنی محتوای آن نور است و اگر الفاظ آن هم حرمت دارد به واسطه آن محتوایی است که باید درک شود. در قرآن آمده است: «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» یعنی باطن قرآن را جز کسی که باطن پاکیزه ای داشته باشد درک نمی کند و برای شناخت مفاهیم آن باید جز مطهروی قرار گرفت. اگرچه از نظر فقهی باید ظاهر قرآن را هم با طهارت مس کرد ولی اصل قرآن فقط با صفای باطن درک خواهد شد و به عبارت قرآنی کسانی که «یطهرون تطهیرا» هستند توانایی رسیدن به عمق قرآن را دارند و ما به واسطه نور آنها و فیضی که به ما می دهند از معارف قرآن آگاهی پیدا می کنیم.
این محتوا چیست که کتاب زندگی است و اصرار پروردگار بر نزول آن درشب قدر برای چیست؟
شب قدر را به شب اندازه گیری و تعین معنا کرده اند. ولی این اندازه گیری با چه ملاک و معیاری صورت می گیرد؟ انسان برای اندازه گیری و تعیین مسیر زندگی نیاز به معیار دارد و برای انسان مسلمان باید قرآن معیار و ملاک اندازه گیری در زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... باشد. قرآنی که به تبع آن حدیث پیامبر و ائمه هم برای ما حجت می شود.
اگر قرآن ملاک و معیار برای ما است باید دید در این کتاب چه دستوراتی وارد شده و چه چیزی از انسان ها طلب می کند. در قرآن برای سبک زندگی انسان ها دستوراتی نازل شده است که با اجرایی کردن آنها بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد.
یکی از دستورات قرآن «اعدلوا» است یعنی در رفتارهای اجتماعی و روابط میان خود و دیگران بر اساس عدل و قسط رفتار کنید. این دستور به صورت مطلق داده شد یعنی هرجایی و هر زمانی این اصل باید سرلوحه کارهای ما باشد و بدانیم هرچه از این اصل فاصله بگیریم به بحران در روابط اجتماعی و فردی خود دچار خواهیم شد. این مقدار که ما امروزه درگیر دادگاه ها و مناقشات فی ما بین هستیم همه به خاطر این است که تک تک ما در نوع رفتارمان با دیگران از این اصل دور شده ایم. وقتی که زوجین فقط خود را می بینند و توجهی به طرف مقابل نمی کنند و یک طرفه به قاضی می روند شاهد خواهیم بود که اختلافات شروع شده کار به دادگاه خواهد کشید و بر همین منوال در تمام رفتارهای اجتماعی چنین اتفاقی می افتد.
در قرآن دستور دیگری است تحت عنوان «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏» که چگونگی رفتار زوجین را با یکدیگر مشخص می کند. در قرآن معمولا جزئیات مناسکی و تکالیف را مشخص نمی کند بلکه به صورت کلی سخن می گوید مثلا در مورد نماز، روزه، حج و زکات و ... فقط به انجام آن تکلیف کرده و جزئیات آن در روایات آمده است؛ ولی در دو مورد خداوند وارد جزئیات شده یکی در مورد مساله ارث است و دیگری مساله پرداخت مهریه زن است. امروزه بسیاری از مشکلاتی که در جامعه بین مردم وجود دارد مسائل مالی است. وقتی که حق دیگران ضایع می گردد با بحران های اجتماعی و فردی مواجه می شویم.
اصل دیگری که در قرآن بر آن تاکید شده صلح طلبی است: «ًوَ الصُّلْحُ خَيْر» قرآن اصل در روابط اجتماعی میان انسان ها را بر صلح قرار می دهد و جهاد و قتال فقط در برخی موارد تجویز شده است. این در حالی است که ما کاملا برعکس فرهنگ قرآنی در سال های گذشته اصل را بر درگیری و تنش با دیگر کشورها گذاشته ایم و مدام شعار جهاد و قتال می دهیم. ما فقط بر برخی از آیات قرآن تکیه می کنیم و باقی آیات را فراموش کرده ایم آیاتی که اصل زندگی را بر رفتار از سر صلح و خیرخواهی با دیگران مورد تاکید قرار داده است.
اندازه گیری درست رفتارها این امکان را به انسان می دهد که به اهداف خود در زندگی دست یابد. امروزه در روابط بین الملل ما با عدم درک صحیح توانایی هایمان و اندازه گیری اشتباه در روابط با دیگران دچار درگیری های شدید گشته ایم که مسلما با آموزه های قرآنی در تضاد است. چرا ما فقط دم از تنش و درگیری می زنیم و از در صلح با دیگران در نمی آییم؟
قرآن باید به عنوان معیار و ملاک و شاخص زندگی یک انسان مسلمان درنظر گرفته شود. اگر این کار انجام شد مسلما لیله القدر در جان ما نفوذ خواهد کرد و به عبارتی آن را درک می کنیم ولی تا زمانی که معیارهای قرآنی در زندگی ما وارد نشود لیله القدر در جان ما ایجاد نخواهد شد.
منبع: سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
منتشر شده در گفتار
حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با بیان اینکه حوزه‌های علمیه در حد مطلوب نتوانستند به نیازهای جامعه‌ی امروز پاسخگو باشند، گفت: کارهایی جدی در حوزه انجام می‌شود اما هنوز حوزه فاصله‌هایی جدی با نیازهای امروز مردم دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان در گفت‌وگو با شفقنا با اعتقاد بر اینکه شرایط فعلی حوزه‌ها دقیقاً باید همان شرایطی باشد که در کل جهان اسلام یا در جهان ادیان حاکم است، اظهار کرد: فضای حاکم بر جهان اسلام این است که حوزه‌های علمیه باید پاسخگوی سوالات زندگی امروز انسان‌ها و مردم مومن باشند. به تعبیر دیگر اگر انسانی خواست مومنانه زندگی کند -مومن به دین اسلام، مسیحیت، زرتشت یا ادیان دیگر- آن دین برای زندگی مومنانه‌ی این انسان چه پیشنهادات عملی دارد که آن انسان با عمل کردن به آن بتواند به زندگی مومنانه‌ی خود ادامه دهد؟ نه پیشنهاداتی که اصلاً با شرایط امروز قابل پیاده شدن در زندگی یک فرد نباشد.
او با بیان اینکه بعضی گرایش‌ها و بعضی نحله‌ها در ادیان وجود دارند که با زندگی امروزه سازگاری ندارند، گفت: در میان ارتودوکس‌های مسیحی نحله‌ای به نام نحله‌ی تقویم‌های قدیمی وجود دارد.  این نحله قایل هستند به اینکه به هیچ عنوان نباید از مظاهر تمدن و علم (یعنی تکنیک) و تکنولوژی استفاده کرد و زندگی انسان باید زندگی کاملاً طبیعی باشد. زمین را با گاوآهن شخم می‌زنند و به طور مثال پنبه‌ای که از زمین برداشت می‌کنند را با چرخ‌های دستی می‌ریسند و لباس برای خود تهیه می‌کنند. این افراد در مسایل مختلف زندگی خود از ساخت خانه گرفته تا رفتن مسافتی دور و زایمان و… دچار سختی و مشکلات جدی می‌شوند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: همچنین در آیین یهود، فقط به ذبیحه‌ی خود معتقد هستند و آن را پاک می‌دانند و ذبایح دیگر ادیان را به هیچ عنوان قبول ندارند. در برخی همایش‌های ادیان که مسلمان‌ها، مسیحی‌ها و یهودی‌ها با هم همایش داشتیم، گاهی چند ساعت از زمان غذا می‌گذشت و یهودی‌ها باید منتظر می‌ماندند چرا که گوشت ذبح غیر یهودی را قبول نداشتند. به این دلیل که در شهری که بودیم، باید از فاصله‌ای سیصد کیلومتری غذا را برایشان می‌آوردند. البته در همان سمینار یهودیانی نیز حضور داشتند که لائیک بودند و اصلاً احکام یهود را هم قبول نداشتند و فقط شناسنامه‌ی یهود داشتند. آن‌ها همان غذای مسیحیان را می‌خوردند.
او با تأکید بر اینکه ادیان باید پاسخگوی نیازهای انسان‌ها در شرایط فعلی باشند گفت: به این معنا که با شرایط تکنولوژی امروز و فضای عجیبی که در فضای مجازی به وجود آمده و سوالات جدی‌ای که ایجاد شده، باید پاسخگو باشند. اگر بناست که ادیان، پاسخگوی سوالات امروز انسان‌ها باشند، حوزه‌های علمیه در بخش فقه باید بتوانند به مسایل مستحدثه یعنی جدید پاسخ دهند. ۵۰ سال پیش سوالات مردم درباره‌ی کره‌ی ماه بود، اما امروزه سوال‌ها بسیار جدی تر است. سوالاتی مربوط به فضای مجازی و مسایلی از این دست وجود دارد که حوزه باید به فکر پاسخگویی به آن‌ها باشد. البته در حوزه‌ی معارف نیز مباحثی جدی مطرح است که باید به آن‌ها نیز پرداخت.
کاملان با بیان این که به ویژه پس از انقلاب اسلامی، تحولات جدی و خوبی در حوزه‌ی علمیه، مخصوصاً حوزه‌ی علمیه‌ی قم اتفاق افتاده است، اظهار کرد: اما از این نظر که پاسخگویی به پرسش‌ها به نحو مطلوب انجام شد، جواب مثبتی برایش ندارم که حوزه‌ها در حد مطلوب توانسته باشند به نیازهای جامعه‌ی امروز یا حداقل پاره‌ای از بخش‌ها جوابگو باشند. کارهایی جدی انجام و انجمن‌های علمی تأسیس شده است؛ مجلات خوبی در حوزه چاپ و مقالاتی نوشته می‌شود اما هنوز حوزه فاصله‌هایی جدی با وضعیت و نیازهای امروز مردم دارد.
او ادامه داد: به این دلیل که تکنولوژی سرعت فوق‌العاده‌ای دارد که اصلاً کسی نمی‌تواند به این شتاب برسد.  ورود اینترنت به زندگی مردم، زندگی آن‌ها را به شدت متحول کرد.  دنیا تبدیل به یک جزیره‌ی کوچک شده است و کوچکترین مساله‌ای که در آن طرف دنیا اتفاق می‌افتد یا نظریاتی که داده می‌شود، با فیلم و عکس و همه‌ی شرایطش در این سر دنیا در دسترس همگان قرار می‌گیرد. البته آنچه که بخواهند در دسترس قرار بگیرد، در دسترس همه قرار می‌گیرد. سوال و مساله برای همه در هر خانه‌ای مطرح می‌شود.
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با اشاره به اینکه گاهی راننده‌ی تاکسی سوالاتی از ما می‌کند که هرگز این سوالات بدون وجود اینترنت و ارتباطات این چنینی برای آن راننده پیش نمی‌آمد اما امروز هست، گفت: در نتیجه سرعت این تکنولوژی غیرقابل پیش بینی است و چندان هم نمی‌توان آن را دنبال کرد. حوزه نسبت به این پیشرفت‌ها عقب است و هنوز مانده تا به وضع مطلوب برسد.
او در پایان تصریح کرد: اجمالاً به ویژه در نسل‌های جوان‌تر حوزه متوجه این موضوع هستند که باید پا به پای تحولات جلو بروند اما آنچنان سرعت این تحولات بالاست که پاسخگویی حوزه‌ها کار مشکلی است. این مشکل، تنها مربوط به پاسخگویی حوزه‌های دینی نیست، در بخش‌های دیگر نیز جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و حوزه‌های دیگر و اصولاً حوزه‌هایی که با انسان سروکار دارند همین مشکل را دارند. در مجموع نسبت به آینده‌ی حوزه‌ی علمیه خوش‌بین هستم اما نه در حد مطلوب، به همان دلایلی که عرض کردم.
منتشر شده در گفتار
حجت الاسلام کاملان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با تأکید بر اینکه امام جمعه باید بدون وابستگی به جریان‌ها و احزاب، مسایل کشور را برای مردم بیان کند، گفت: از سیاست اولیه‌ی نماز جمعه کاملاً دور شده‌ایم.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان در گفت‌وگو با شفقنا با بیان اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، وقتی قرار شد نماز جمعه در کشور برگزار شود، نام این نماز، «نماز وحدت» بود، اظهار کرد: در آن زمان، نماز جمعه را با عنوان نماز وحدت می‌شناختند و این بود که در زبان سیاسی آن دوره، نماز دشمن‌شکن و امثال آن بود.
او در نقل خاطره‌ای از حدود سال ۱۳۶۲ و دوره‌ی دوم مجلس شورای اسلامی گفت: در آن انتخابات، ائمه‌ی جمعه هم در سراسر کشور کاندیدا داشتند و از افراد خاصی پشتیبانی می‌کردند. در نهایت مشاهده شد که این افراد و کاندیداهای ائمه‌ی جمعه در اکثر مناطق، رأی نیاوردند و این مساله، امام(ره) را نگران کرده بود که این به چه معناست که ائمه‌ی جمعه، کسانی را تأیید کنند و چنین و چنان کنند اما مردم به آن‌ها رأی ندهند. به همین دلیل دستور داده بودند بررسی شود که علت چه بوده است. گروهی تشکیل شده بود و بعضی با من تماس گرفتند که چنین نگرانی برای امام ایجاد شده و داستان هم این است که کاندیداهای مورد نظر ائمه‌ی جمعه در انتخابات، رأی نیاوردند و باید بررسی کنیم که چرا چنین شده است و از من خواستند در همین راستا به شیراز بروم که من به دلیل ناآشنایی با این شهر نپذیرفتم.
کاملان ادامه داد: دوباره از من خواستند به هرمزگان بروم که باز هم به دلیل آشنایی نداشتن با ائمه‌ی جمعه و حوزه‌ی آن منطقه نپذیرفتم و در انتها پیگیری مساله در استان مازندران را به عهده‌ی من گذاشتند. شاید بیش از یک ماه زمان برد و در این مدت با یکی دیگر از همراهان، هر پنج‌شنبه و جمعه که درس‌های حوزه و… بیشتر تعطیل بود برای بررسی وضعیت ائمه‌ی جمعه و اینکه میزان محبوبیت آن‌ها در میان مردم چقدر است، چقدر در نماز جمعه شرکت می‌کنند، نهادهای انقلاب چه رابطه‌ای با امام جمعه دارند و چه موقعیتی در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و … دارند، به آن شهرها می‌رفتیم. البته این موارد را به گونه‌ای و با ظرافت خاصی بررسی می‌کردیم که چندان متوجه نشوند که داستان از چه قرار است. من و یکی از دوستان، کل استان مازندران را در این مأموریت بررسی کردیم.
این استاد دانشگاه گفت: به این دلیل این خاطره را به عنون مقدمه بیان کردم که بدانید اصلاً از ابتدا بنا بر این بود که نماز جمعه یک مرکز و یک کانون توحید و وحدت در جامعه‌‌ی آن منطقه اعم از شهرستان و استان و… باشد و همه قشر از افراد در نماز جمعه شرکت کنند. محتوای نمازجمعه و خطبه‌ها باید به گونه‌ای باشد که فرد تحصیل‌کرده، دانشگاهی و حوزوی که در نماز شرکت می‌کند و همچنین فردی عامی یا فردی متوسط، هر کدام به نوعی از خطبه‌ها استفاده کرده باشند. بنا این بود که خطبه‌ها دارای محتوای اخلاقی، معرفتی و امثال آن باشد.
امام جمعه باید بدون وابستگی به جریانی، مسایل کشور را برای مردم بیان کند
هرچه گذشت نماز جمعه از اهداف اولیه‌ی خود دور و دورتر شد
او با بیان اینکه در خطبه‌ی دوم نیز امام جمعه باید بتواند با یک بصیرت تمام و بدون وابستگی به جریان و حزب و گروهی و ملاحظات حزبی، مسایل کشور و مصالح مردم را برای آن‌ها بیان کند، گفت: در دوران اوایل انقلاب هم به هر حال احزاب گوناگون و جریانات چپ و راست و جریانات فکری متفاوتی از جمله انجمن حجتیه وجود داشتند و قرار بر این بود که امام جمعه بدون هیچ وابستگی به این جریانات بتواند مسایل سیاسی و اجتماعی کشور را تحلیل کند. متأسفانه به تدریج  هرچه گذشت نماز جمعه از اهداف اولیه‌ی خود دور و دورتر شد. به گونه‌ای که معمولاً در نماز جمعه یا امام جمعه مطالبی ایراد می‌کرد که به نوعی وحدت‌شکن بود و گروهی را جذب و گروهی را طرد می‌کرد و گاهی نیز اگر او این گونه عمل نمی‌کرد، سخنران قبل از خطبه‌ها  این مسوولیت را به عهده داشت تا مطلبی بیان کند که موجب اختلاف و بروز مشکلاتی در کشور شود.
از سیاست اولیه‌ی نماز جمعه کاملاً دور شده‌ایم
کاملان ادامه داد: این موضوعی بود که به طور مرتب اتفاق می‌افتاد. در عین حال به لحاظ علمی و دینی از محتوای خطبه‌ها هم کم می‌شد. البته این موضوع، کلیت نداشت و با اینکه فشارهای بسیاری از طرف گروه‌ها، احزاب و برخی شخصیت‌ها که وابسته‌ به بعضی  احزاب و گروه‌ها بودند، روی ائمه‌ی جمعه بود، بعضی از ایشان، حالت استقلال فکری و سیاسی خود را کاملاً حفظ کرده بودند و وارد مسایل جزیی و اختلاف‌برانگیز نشدند و نمی‌شدند و در محدوده‌ی کلیات راجع به مسایل کشور  صحبت می‌کردند. در خطبه‌ی اول نیز از مباحث دینی و اخلاقی در خطبه‌های نهج‌البلاغه، صحیفه‌ی سجادیه و قرآن کریم استفاده می‌کردند. این اصل سیاست‌گذاری درباره‌ی نماز جمعه و نهاد نماز جمعه بود اما امروز از این سیاست اولیه کاملاً دور شده‌اند و وضعیت به گونه‌ای دیگر ادامه پیدا کرد که متأسفانه گاهی موجب اختلاف و طرد مردم و خلوت شدن نماز جمعه می‌شود.
او با اشاره به استقبال گسترده‌ی مردم از نماز جمعه‌ها در اوایل انقلاب، اظهار کرد: نمی‌توان یک علت برای این استقبال مردم و بخصوص جوانان بیان کرد که بر فرض امروز به دلیل ضعیف بودن امام جمعه یا داشتن گرایشات حزبی و خطی وی جوانان استقبال نمی‌کنند. یک، این که در آن دوره‌ی اول، اشتیاق و عشقی در جامعه بود برای این که مسایلی را بفهمند که برای مثال قبلاً در رژیم شاه، امکان بیان آن نبود و بیشتر به اسلام انقلابی و آشنا شدن با آن علاقه داشتند که در دوره‌ی شاه نمی‌شد آن را بیان و ترویج کرد. بر این اساس از شخصیت‌هایی مثل آیت‌الله طالقانی که مفسر اسلام انقلابی بود و همچنین آیت‌الله منتظری که به نوعی همینطور بود و بعد از ایشان نیز دیگران استقبال می‌کردند. اکثر ایشان از انقلابیون بودند که  از دین و تشیع، تفسیر انقلابی داشتند. این عطش در میان مردم اما کم کم کمتر شد. به این دلیل که رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، نهادهای فرهنگی و … دائماً همین اسلام و همین ایده را  ترویج می‌کردند و ایده‌ی طرف مقابل چندان پر و بالی داده نمی‌شد و امکان تبلیغ نداشتند.
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم تصریح کرد: نزدیک به چهل سال از انقلاب می‌گذرد؛ دیگر افراد انقلابی و طرفداران تشیع انقلابی چقدر می‌توانند این ایده را ترویج کنند؟ طبیعی است که مسایل، تکراری می‌شود. جوان از آن جا مطلبی می‌شنود که از تلویزیون و رادیو شنیده و روزنامه‌ها و مجلات، دیده است و طبعاً آن اثرگذاری را نخواهد داشت. همه‌ی آن را نمی‌توان به پای ناتوانی امام جمعه گذاشت بلکه عطش این سمت ماجرا و آن عشق و علاقه به این مساله هم کم شده است.
او با قرائت این آیه از قرآن که «إذا نودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا إلى ذکر الله وذروا البیع ذلکم» گفت: نهاد نماز جمعه، همانطور که از اسم آن بر می‌آید، ریشه در قرآن کریم دارد. در سیره‌ی نبوی نیز پیامبر (ص) اقامه‌ی جمعه می‌کرد و بعد از ایشان هم ائمه‌ی اطهار. البته علی ابن ابی‌طالب(ع) در زمان حکومتشان اقامه‌ی جمعه می‌کرد، وگرنه بقیه‌ی ائمه که اصلاً امکان حکومت نداشتند بنابراین نماز جمعه توسط آن‌ها برگزار نشد.
کاملان تصریح کرد: همان مقداری که در سیره‌ی پیامبر و بعد از آن هم در سیره‌ی علوی وجود دارد، مشاهده می‌شود که بیشتر به مباحث دینی و تقویت روح دینی و اینکه مردم چگونه زندگی مومنانه داشته باشند، می‌پرداختند. دستور هم داریم که از تقوا برای مردم بگویید، مردم را به اخلاق اسلامی، آگاه و به سیره‌ی ائمه و سیره‌ی پیامبر آشنا کنید. این موارد، بخشی از دستوراتی است که امام جمعه به چه چیزهایی باید اهتمام ورزد. البته باید  مردم را به حوادث و  وقایع روز هم آگاهی دهند و آشنا کنند اما توجه امام جمعه به این جهت جلب باشد که  وارد جزییات و خط و خطوط سیاسی و گروهی و جناحی نشود.
او یکی از نقاط ضعف نماز جمعه‌های فعلی را برخورد خطی و جریانی بعضی امام جمعه‌ها خواند و افزود: البته این کلی نیست و همه‌ی ائمه‌ی جمعه اینطور نیستند اما نمونه‌هایی از آن در برخی از شهرها قابل دیدن است. امام جمعه‌هایی که به این صورت عمل می‌کنند، وابسته‌ به یک خط فکری خاص و در مقابل یک جریان دیگر هستند و هر هفته این نگاه را در خطبه‌ها مطرح می‌کند و گاهی هم به جنجال کشیده می‌شود. در نتیجه، طیف عظیمی که این تفکر و این خط سیاسی را قبول ندارند، نه تنها جذب نماز جمعه نمی‌شوند بلکه برخی نفرت پیدا می‌کنند. در نماز جمعه‌هایی که چنین افرادی امامت آن را به عهده دارند، گروه خاصی شرکت می‌کنند و مطالب گفته شده نیز تکرار مکررات است. بر فرض مشهد حدود سه میلیون جمعیت دارد، اگر یک دهم این جمعیت نیز به نماز جمعه بیایند، باید سیصد هزار نفر در نماز جمعه‌ی مشهد شرکت کنند، در حالی که اصلاً به این شکل نیست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه البته آمار و ارقام، بسیار گفته می‌شود، ادامه داد: در همان دوره‌ی سال‌های ۶۲ و ۶۳ که برای بررسی ائمه‌ی جمعه می‌رفتیم، از خود امام جمعه می‌پرسیدیم که نماز جمعه‌ی حضرت عالی چقدر جمعیت حضور پیدا می‌کند. بر فرض می‌فرمودند که چهارصد هزار نفر اما بعد که محل نماز جمعه را از نزدیک می‌دیدیم، مشاهده می‌‌شد که اصلاً امکان اینکه این جمعیت در آن‌جا بنشینند، وجود ندارد. از خادم آن‌جا و از افراد شرکت‌کننده می‌پرسیدیم که چقدر جمعیت در نماز جمعه‌ها جمع می‌شود که بر فرض پاسخ می‌دادند اگر در ماه مبارک رمضان و مخصوصاً شب‌های احیا باشد، این شبستان پر می‌شود وگرنه تقریباً به اندازه‌ی یک سوم شبستان می‌آیند. تفاوت آن آمار با بررسی‌های ما بسیار بالا بود. به همین دلیل نمی‌توان چندان توجهی به آن آمار و ارقامی داشت که گفته می‌شود. باید رفت و دید که چه جمعیتی و چه قشری در آن‌جا حضور یافته‌اند.
نماز جمعه، جایگاهی که باید داشته باشد و قرار بود داشته باشد را ندارد
او تصریح کرد: گاهی بیشتر جمعیت، افراد پنجاه سال به بالا هستند که در حال گذراندن قسمت سوم عمر خود هستند و طبیعی است که در آن ایام به مسجد و حرم و… روی بیاورد و شرکت آن‌ها چندان تأثیرگذار نیست. حضور جوان‌ها، دانشگاهیان و گروه‌های فعال است که می‌تواند اثرگذار باشد. در حالی که این گروه‌ها کمتر در نماز جمعه‌ها دیده می‌شوند. به این دلیل است که عرض می‌کنم متأسفانه امروزه نماز جمعه، آن جایگاهی که باید داشته باشد و قرار بود داشته باشد را ندارد.
کاملان با تأکید بر این که وارد خصوصیات و جریانات سیاسی، گروهی و حزبی شدن امام جمعه به شدت مخل و مضر به نماز جمعه و رونق نماز جمعه است، گفت: اگر می‌خواهند نماز جمعه، اقشار و افکار  مختلف را جذب کند، امام جمعه نباید وابسته به یک جناح و جریان خاص باشد که متاسفانه بعضی از آن‌ها هستند و می‌بینید که این ضرر سنگینی را وارد می‌کند. متأسفانه در بعضی از شهرستان‌ها نیز پس از شنیدن خطبه‌ی اول مشاهده می‌شود که امام جمعه از علمیت و  آگاهی دینی بالایی برخوردار نیست و درس‌های حوزوی او آنچنان قوی نبوده است و مطالعات تفسیری و حدیثی و تاریخی خوبی ندارد. بر این اساس قشرهای فهیم و عاقل به آن‌طور نماز جمعه‌ها جذب نمی‌شوند.
او خاطرنشان کرد: بنابراین هم خطبه‌ی اول باید از محتوای خوبی برخوردار باشد و هم در خطبه‌ی دوم باید درباره‌ی مصالح کلی کشور صحبت شود و مردم را به اتحاد و وحدت دعوت کنند و این که به دشمن بیرونی توجه کنند. وضعیت کشور و اطراف آن را روشن کنند اینکه ما باید چطور همراه هم باشیم و ارتباط دولت و ملت باید چگونه باشد. نمی‌گویم نباید به دولت تذکر بدهند؛ این حق امام جمعه است که به دولت و دولت‌مردان تذکر دهد اما با چه لحن و چه بیانی که بهانه به دست دیگران داده نشود. علاوه بر آن معمولاً اینها جلسات خصوصی دارند، امام جمعه‌ی یک شهرستان با فرماندار، فرمانده‌ی انتظامی، سپاه و… با همدیگر جلساتی دارند و این تذکرات می‌تواند در آنجا داده شود و اگر مورد توجه قرار نگرفت، لازم است با یک اشاره و کنایه‌ی متین در خطبه‌ی نماز جمعه گفته شود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه با صراحت و برخوردهای چماقی و چکشی با نمایندگان دولت یا نماینده‌ی مجلس آن شهر برخورد کردن، شایسته نیست، اظهار کرد: گاه اختلافی بین نماینده و امام جمعه است و امام جمعه علیه نماینده و نماینده علیه امام جمعه حرف می‌زند. باید به این مسایل توجه شود و ولو نماینده‌ی آن شهر با امام جمعه مخالف است اما امام جمعه نباید از تریبون نماز جمعه چیزی علیه او بگوید. نباید این کار را انجام دهد چرا که نماز جمعه مرکز وحدت و کانون توحید است.
او با اشاره به اینکه در حوزه‌ها افراد بسیار لایق، فهیم و باسوادی وجود دارند اما متأسفانه از آن‌ها برای امامت جمعه استفاده نمی‌شود، گفت: دلیل اینکه استفاده نمی‌شود را باید از شورای ائمه‌ی جمعه پرسید. اگر معتقدند چنین افرادی نیستند، اعلام کنند تا ما اسامی افراد لایق را ردیف کنیم که این فرد با این ویژگی‌ها هم تحصیلات حوزوی بالا و هم تحصیلات دانشگاهی دارد، هم استاد دانشگاه است و هم بیان خوبی دارد، هم دینش خوب است و اهل  بخور و ببر و امثال آن نیست و اهل تقواست. بعد هم تحقیق کنند. یک بررسی در حوزه‌ها انجام دهند، دقیقاً می‌توانند  افرادی مناسب را پیدا کنند. البته آن افرادی که اهل فضل و دیانت هستند، تابع محض نیستند و برای خود، شأنی قایل هستند و مطالبی را می‌گویند که به نظرشان حق می‌آید و برای جامعه  صلاح می‌دانند. این ویژگی برای بعضی‌ها مشکل‌زاست و چندان نمی‌توانند به دنبال این ماجرا روند.
منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 19 ارديبهشت 1396 08:46

برخی الگوی بداخلاقی مردم شده‌اند

حجت الاسلام و المسلمین کاملان در گفت‌ وگو با شفقنا: گاهی اخلاق و دین تابعی از مسایل سیاسی و حزبی می‌شوند

اخلاق و انتخابات؛ زوجی که همواره همراه بودنشان مطالبه‌ عمومی جامعه‌ ایران بوده است اما در عمل، روند به گونه‌ای پیش رفته که آن را نه تنها در حد یک شعار نگه داشته بلکه انتقاداتی جدی از طرف کارشناسان امر به روند جاری در تبلیغات انتخاباتی وارد کرده است. حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان که سال‌های فراوان عمر خود را در فلسفه و اخلاق و پرداختن به این جنبه‌ از دین در تدریس‌های دانشگاهی و همین‌طور پژوهش‌های مرتبط گذرانده است، بر لزوم  تذکر نخبگان جامعه و اساتید حوزه و دانشگاه نسبت به بی اخلاقی های انتخابات، تأکید می کند و می گوید: گاهی اخلاق و حتی دین و احکام، تابعی از مسایل سیاسی و حزبی می‌شوند و اگر مصالح حزب و گروه اقتضا کند، همه چیز در پیش‌گاه حزب و مصالح حزبی و گروهی و جناحی ذبح می‌شود. جامعه، دین و اخلاق خود را از بزرگان و الگوهای خویش می‌گیرد لذا وقتی افرادی ادعای الگو بودن دارند و در گفتمان با یکدیگر بی اخلاقی می کنند، مردم با خود تصور می‌کنند پس این‌گونه اقدامات، مباح است و اگر آن‌ها این کارها را انجام می‌دهند، چرا ما نکنیم!؟

متن گفت‌وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین کاملان را بخوانید:

* مدتی از آغاز تبلیغات رسمی برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران می‌گذرد؛ در مناظراتی که میان کاندیداها برگزار شد، شاهد بودیم اتهاماتی بدون استناد کافی در برابر دوربین نسبت به کاندیداها مطرح شد و رفتارهایی از طرف برخی از آن‌ها صورت گرفت که اخلاق و تأکیدات اخلاق اسلامی را پشت سر می‌گذاشت. این گونه رفتارهای خارج از دایره اخلاق، آن هم از طرف کسانی که خود را در موقعیت مدیریت کشور می‌بینند، چقدر منجر به آموزش بداخلاقی به جامعه خواهد شد و در فروپاشی اخلاقی آن اثرگذار است؟

کاملان: آنچه در دو مناظره‌ی گذشته شاهد بودیم، این بود که ضمن مطرح شدن برخی مباحث، برخی  بیشتر با بی‌اخلاقی به اتهام زدن و مباحثی که هنوز نه اثبات شده و نه حتی بعضاً قابل اثبات است و همچنین ارائه‌ی آمار و ارقامی خلاف واقع پرداختند. در بعضی موارد، سیاه‌نمایی‌هایی بسیار جدی از طرف برخی کاندیداها شاهد بودیم که می‌خواستند رقیب را از صحنه بیرون کنند و خود جای او را بگیرند. متأسفانه با وجود این که برخی از این کاندیداها چهره‌های بسیار ظاهر الصلاح دارند یا دارای سابقه‌ی جنگ و جبهه نیز هستند و بعضی معمم و ملبس هستند اما عدم رعایت نکات اخلاقی و عقلانی در این دو مناظره کاملاً مشهود بود. در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شاهد این بد‌اخلاقی‌ها بودیم و حتی این موضوع از طرف بزرگان ما مورد نقد و انتقاد نیز قرار گرفت اما متأسفانه در جامعه‌ای که ادعای پیشرو بودن، اسلامیت و دینی بودن دارد، همان اتهامات، تهمت‌ها، دروغ‌ها و سیاه‌نمایی‌ها که در آمریکا بود، کاملاً و گاهی به نوع بدترش را مشاهده کردیم. این مسایل، نه تنها به نفع جامعه نیست بلکه به ضرر آن است چرا که کل نظام را زیر سوال می‌برد و نه  خود دولت را. این دولت، چهار سال است که روی کار آمده و در حالتی کشور را تحویل گرفت که با ورشکستی تمام روبه رو و خزانه، خالی بود و بیشتر وزارتخانه ها نیز مقروض بودند. تنها در یک نمونه‌ی آن، وزارت راه، نزدیک به هفتصد و سی میلیارد تومان بدهی داشت. این در حالیست که کل درآمد نفتی کشور از زمانی که نفت در  مسجد سلیمان استخراج شد تا زمان دولت نهم و دهم، کمتر از مبلغی بود که این دولت از درآمد نفت به دست آورده بود. نفت در زمانی بشکه‌ای دو دلار بود، کم کم گران شد و به چهار دلار رسید. در دولت خاتمی، نفت با بشکه‌ای نه و ده دلار فروخته می‌شد که بخشی از آن خرج استخراجش بود. در دولت گذشته، آنچنان قیمت، بالا رفت که به بشکه‌ای ۱۰۰ تا ۱۱۲ دلار رسید و درآمد نفتی آن دولت بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار بود اما دولتی را تحویل داد که با مقروض بودن بسیاری از نهادهای دولت، وزارتخانه‌ها، بیمه، صندوق‌ها و ورشکستگی بانک‌ها مواجه بود. بر این اساس آقای روحانی در شرایطی دولت را تحویل گرفت که با ورشکستی و مشکل به تمام معنا مواجه بود. در طول چهار سال دولت خود نیز توانست چاله‌های دولت گذشته را به نوعی ترمیم کند و آن تحریم‌های بنیان‌کن را بردارند. گرچه بعضی می‌گویند این تحریم‌ها اثر نگذاشته است اما ملت می‌دانند این ادعاهای مطرح شده که تحریم‌ها اثر نگذاشته، فقط برای خوشحال کردن دل خودشان است. هم دنیا می‌داند که این تحریم‌ها با مردم چه کرد و هم ملت ایران می‌داند که چه کشید. دولت آقای روحانی در طول این مدت با تمام تلاش و دیپلماسی بسیار محترمانه توانستند برجام را به کرسی بنشانند و اجماع شکل گرفته علیه ملت و دولت ایران را از بین ببرند. تحریم‌ها برداشته شد و این دستاوردی بزرگ به شمار می‌رفت. در دولت گذشته برای فروش نفت مشکلات عدیده‌ای داشتیم اما امروز آزادانه می‌فروشیم و صادرات نفت ما به دوره‌ی قبل از تحریم‌ها رسیده است. شرایط به این صورت است و آن وقت برخی آقایان با آمار و ارقام دروغ یا کلی‌گویی تا این حد سیاه‌نمایی می‌کنند. یکی از آقایان کاندیدا که ادعای فراوانی دارد، در طول این مدت نه در مناظره‌ها و نه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها چیزی جز کلیات ابوالبقا برای گفتن نداشت. کلیات ابوالبقا یعنی کلیاتی که هیچ اثری ندارد؛ فقط از فقر و چند برابر کردن یارانه می‌گویند اما نمی‌گویند چطور و از کجا این اقدامات انجام خواهد شد. اگر دولتی از آن‌ها بر سر کار آید، این طرح‌ها را به مجلس می‌دهند و به دلیل مشخص نبودن منابع آن، مجلس رد خواهد کرد؛ بعد به مردم می‌گویند ایها الناس ما می‌خواستیم درآمد شما را بالا ببریم، این مجلس نگذاشت و دقیقاً انگشت اتهام را روی مجلس خواهند برد. تهمت و دروغ و تخریب رقبا روش درستی نیست. نتیجه‌ی به کار بردن این روش، توسعه‌ی این بی‌اخلاقی به جامعه است و مردم با خود می‌گویند وقتی روسا و بزرگان ما این‌گونه هستند و این‌طور دروغ می‌گویند، چرا ما نگوییم؟ چرا ما تهمت نزنیم و … .

*دین مردم بر دین حاکمانشان است.

کاملان: بله! الناس علی دین ملوکهم. واقعیت این است که این‌گونه افراد که باید الگوهایی برای مردم باشند، متأسفانه برعکس، تبدیل به الگوی بداخلاقی مردم شده‌اند. در حالی که آمده‌اند تا برنامه‌های خود را بیان کنند و مردم به برنامه‌های ایشان رأی بدهند، اما به تخریب دیگران و ادعاهای آنچنانی داشتن می‌پردازند، بدون اینکه منابع و برنامه‌ی خود را برای تحقق این ادعاها مشخص کنند. بر فرض کسی می‌گوید که چرا هواپیما نساخته‌ایم؟ می‌توانستند بسازند و نساختند؟ یعنی وزارت دفاع، وزارت صنایع، هلی‌کوپتر سازی، نیروی هوایی ارتش و نیروی هوایی سپاه و همه این‌ها خائن شدند و می‌توانستند هواپیما بسازند اما نساختند و خریدند؟ وقتی فردی کلامی را مطرح می‌کند، باید بفهمد که تبعات آن چیست. متأسفانه مجری هم هیچ کاری انجام نمی‌دهد در حالی که باید یک مجری قوی در این مناظرات حضور داشتند و در این گونه موارد مشارکت می‌کردند و بر فرض می‌پرسیدند که‌ آقای ایکس شما که می گویید هواپیما چرا خریدید و هواپیما بسازید، بفرمایید با کدام  امکانات و از چه راهی این کار را انجام خواهید داد؟ آقای ایگرگ شما که می گویید من یارانه را سه برابر می کنم، بفرمایید از کجا و با کدام منابع؟ اما هیچ دخالتی از طرف مجری صورت نمی‌گیرد و نتیجه آن می‌شود که مردم بیشتر به بداخلاقی و بی‌انصافی عادت کنند. در حالتی که اساس دین و اساس اسلام، اخلاق است. من بارها این را گفته‌ام که بسیاری از آیات قرآن، مباحثی درباره‌ی اعتقادات، اخلاق، داستان‌های امت‌های گذشته و استفاده‌های اخلاقی کردن از آن‌ها است. با اینکه پیغمبر(ص) می فرماید که «من فقط مبعوث شدم برای اینکه مکارم اخلاق را در جامعه تکامل ببخشم» آن وقت برخی آقایان اساس دین را کنار گذاشته‌اند و در حالی که به نام همین دین و اسلام بر مردم حکومت می‌کنند، برخلاف آن عمل می‌کنند.

*چرا شاهد این اتفاق هستیم که در جامعه‌ی مدعی دینداری ما به نوعی اخلاق، قربانی سیاست می‌شود، اصلاً این موضوع را قبول دارید که طی سال‌های گذشته چنین اتفاقی در جامعه‌ی ایرانی در حال رخ دادن است؟

کاملان: دقیقاً قبول دارم که در بعضی اوقات اخلاق و حتی دین و احکام، تابعی از مسایل سیاسی و حزبی می‌شوند و اگر مصالح حزب و گروه اقتضا کند، همه چیز در پیش‌گاه حزب و مصالح حزبی و گروهی و جناحی ذبح می‌شود. در طول این مدت کاملاً شاهد این مطلب هستیم. جامعه، دین و اخلاق خود را از بزرگان و الگوهای خویش می‌گیرد. وقتی افرادی ادعای الگو بودن دارند و به این صورت نیز برخورد می‌کنند، مردم با خود تصور می‌کنند پس این‌گونه اقدامات، مباح است و اگر آن‌ها این کارها را انجام می‌دهند، چرا ما نکنیم.

*چه زمینه‌هایی وجود دارد که اجازه‌ی پیشروی به بداخلاقی در فضای سیاسی می‌دهد که در پی آن به جامعه نیز تسری خواهد یافت؟

کاملان: جریان‌های قدرت حاکم بر نظام که چند جریان مشخص است؛ این جریان‌ها همه چیز را بر خود مباح می‌دانند و برای از بین بردن رقیب و نابود کردن دیگران و برای اینکه اقتدار خود را هر چه بیشتر حاکمیت بخشند، حاضرند دست به هر کاری بزنند.

*چطور باید از این موضوع جلوگیری کرد و چه کسانی باید این کار را انجام دهند و المان‌های اخلاقی را وارد انتخابات کنند که یکی از نمودهای فضای سیاسی کشور است؟

کاملان: فرزانگان و نخبگان جامعه و اساتید حوزه و دانشگاه و مراجع هستند که می‌توانند وارد صحنه شوند و این بداخلاقی‌ها را تذکر دهند و اعلام کنند. این گروه‌ها باید به مردم بگویند به کسی رأی دهند که بیشترین اخلاق را حفظ کرده است، بیشترین قدرت و توانایی را برای اداره‌ی جامعه دارد و از مسایل فنی و غیرفنی جامعه آگاهی دارد. حال نمی‌دانیم چه جوی حاکم شده است که همه به این وضعیت دچار شده‌اند؛ نه استاد دانشگاه در دانشگاه مطلبی می‌گوید و نه استاد حوزه در درس خود از این مسایل می‌گوید و همین طور ناظر بر همه این جریانات هستیم.

*در چنین فضایی که همه مدعی دین و اخلاق هستند، مردم چطور می‌توانند اصل را از بدل تشخیص دهند؟

کاملان: بسیار سخت است. اگر در جامعه‌ای آزادی بیان و آزادی مطبوعات نباشد و اگر نتوانند به صراحت همدیگر را نقد کنند ولو آن فرد، خود را کاندیدای ریاست جمهوری و فردی بسیار مهم بداند. امروز این نقدها وجود دارد اما بسیار ضعیف است. اگر این روند با قدرت و قوت مطرح شود و آن فرد ببیند که مورد انتقاد قرار می‌گیرد، در مرحله‌ بعدی دیگر آن‌گونه صحبت‌ها را بیان نمی‌کند، آمار و ارقام دروغ نمی‌گوید و سیاه‌نمایی نمی‌کند. به این دلیل که نقد درستی نمی‌شود، معمولاً همه به کار خود ادامه می‌دهند.

*وظیفه‌ی مردم در قبال شنیدن یکسری موارد خلاف واقع چیست؟ به طور مثال وقتی یقین دارند موضوعی خلاف واقعیت است و در روند انتخابات مطرح می‌شود، باید چه کاری انجام دهند؟

کاملان: وظیفه‌ی مردم این است که حرف آن آقا را قبول نکنند و بفهمند دروغ‌گویی است. اگر این فرد، امروز دروغ می‌گوید، وای به آن زمانی که در رأس قدرت و ریاست جمهوری قرار بگیرد. «ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها» خداوند به ملت مسلمان امر کرده است به این‌که امانت‌های الهی که از آن جمله، ریاست جمهوری و امور عامه مردم را در اختیار گرفتن است را به دست اهل آن بسپارید و نه به فردی فاسق، فاجر، دروغگو و تهمت‌زن. این وظیفه‌ی مردم است.

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از3
بازگشت به بالا