آیت الله موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه شهید بهشتی معتقد بودند قانون تنها مختص به گروه و صنف خاصی نیست گفت: آیت‌الله بهشتی اعتقاد داشت جامعه بدون قانون پیشرفت نمی‌کند و انسجام جامعه از راه قانون است.
آیت‌الله شهید سیدمحمد حسینی‌بهشتی، یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار و مطرح تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌رود. شخصیتی که علاوه بر تحصیل در علوم اسلامی و حوزوی در علوم جدید نیز تحصیل کرد و رهسپار غرب شد تا ضمن آشنایی با اندیشه‌ها و مکاتب جدید، اندیشه‌ و فرهنگ اسلامی را بسط دهد. وی بعد از انقلاب نیز در جایگاه یکی از پیشگامان تراز اول انقلاب در سمت و مسئولیت‌های مختلفی فعالیت کرد و نقش مؤثری در تدوین و تصویب قانون اساسی داشت. در سالروز شهادت شهید بهشتی ایکنا اصفهان، گفت‌وگویی با آیت‌الله سیدحسین موسوی‌تبریزی، مجتهد، فقیه، استاد سطوح عالی حوزه، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل انقلاب در دوران رهبری امام خمینی(ره) انجام داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ به نظر شما مهم‌ترین ویژگی‌ برجسته اخلاقی در شخصیت و منش شهید بهشتی، چه بود؟
از سال ۴۲ تا زمان شهادت شهید بهشتی، افتخار آشنایی و دیدار با ایشان را داشتم. یکی از بهترین ویژگی‌های اخلاقی شهید بهشتی، این بود که به طرف مقابل حق می‌داد حرف خود را بزند و در عین حال، وظیفه خود می‌دانست که حرف طرف مقابل را گوش کند، ولو اینکه حرف او درست نباشد. به عنوان مثال بعد از انقلاب که هنوز مجاهدین خلق ترور را شروع نکرده بودند، اما فعالیت‌های تبلیغاتی را علیه روحانیون انقلاب و به خصوص افراد خاص مثل آیت‌الله بهشتی آغاز کرده بودند، آنها تهمت‌های زیادی به بهشتی می‌زدند، مثلاً بعد از درگذشت آیت‌الله طالقانی، مجاهدین از تشییع پیکر آیت‌الله طالقانی سوءاستفاده کرده و شعار می‌دادند: «بهشتی، طالقانی را تو کشتی». مجاهدین خلق برای تخریب شخصیت شهید بهشتی، این مسئله را همه جا مطرح می‌کردند. یادم هست روزی به عنوان قاضی تبریز، برای دیدار با آیت‌الله بهشتی به شورای انقلاب رفته بودم. در اتاقی در حال صحبت بودیم، همان لحظه مسئول حفاظت شورای انقلاب، وارد شد و گفت خانم جوانی آمده و می‌گوید می‌خواهم آقای بهشتی را ببینم و اگر نگذارید، خودم را آتش می‌زنم. آیت‌الله بهشتی گفتند بروید و این خانم را به اینجا بیاورید. دختر خانم ۲۲ یا۲۳ ساله‌‌ای بود که از ته دل عصبانی بود و گریه می‌کرد و بعد شروع کرد به شهید بهشتی ناسزا گفتن که «خدا تو را لعنت کند، آیت‌الله طالقانی را تو کشتی، تو سرمایه‌دار بزرگی هستی، تو آمریکایی هستی!» و از این تهمت‌ها که منافقین به شهید بهشتی می‌زدند، اما آیت‌الله بهشتی با کمال میل نشسته بودند و حرف‌های این دختر را گوش کردند و چیزی نگفتند، تا اینکه حرف‌هایش را زد و ساکت شد. آیت‌الله بهشتی گفت، دخترم حرف دیگری ندارید که بگویید؟ سپس پاسخ دادند و گفتند اینکه می‌گویید من آیت‌الله طالقانی را کشتم، چرا باید اینکار را انجام دهم!؟ ما سال‌ها با هم دوست و هم‌رزم بودیم و شروع کردند از آیت‌الله طالقانی تعریف کردن، یا اینکه می‌گویند من سرمایه‌دار هستم صحیح نیست، اواخر زمان شاه، خانه‌ای خریدم و ۳۰ هزار تومان از بانک قرض گرفتم و هرماه قسط آن را می‌دهم و غیر از آن خانه هم چیز دیگری ندارم. آیت‌الله بهشتی به همه حرف‌های آن دختر جواب دادند و هنوز حرف‌های‌شان تمام نشده بود که آن دختر باز شروع به گریه کرد و می‌خواست به پای شهید بهشتی بیافتد که  او را ببخشد، آیت‌الله بهشتی فرمودند این کار درست نیست، آن کار اول هم انتقاد از من بود و ایرادی نداشت، اما این کار درست نیست. شما کار خوبی کردید که به من انتقاد کردید و من هم جواب دادم.
این اتفاق برای من قابل تحسین و درس بزرگی بود، زیرا گوش کردن به حرف طرف مقابل و یا مخالف و یا حتی کسی که می‌خواهد ما را بکشد و ترور کند، خیلی مهم است. در قرآن آمده است: «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ؛ به سخن گوش فرا مى‏‌دهند و بهترين آن را پيروى مى‌كنند، اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان» و در آیه‌ای دیگر آمده که خداوند خطاب به پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «یا رسول‌الله این‌ها که می‌آیند با شما صحبت می‌کنند و ظاهراً دشمن شما هستند به حرف آن‌ها گوش کن. وقتی گوش کنی و با استدلال جواب بدهی، زیرا ....كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛ كسى كه بين تو و او دشمنى بود، گويى دوستى مهربان است‏». شهید بهشتی آن روز به این آیه قرآن عمل کرد و به من درس بزرگی داد.
ویژگی دوم ایشان، قانون‌گرایی بود و حرف حق را برای اجرای قانون گوش می‌کردند. آیت‌الله بهشتی به منتقدین با کمال میل گوش می‌داد. بعد از امام(ره)، هیچ کس را ندیدم که مثل شهید بهشتی انتقادپذیر باشند و به حرف طرف مقابل گوش دهد، البته دیگران هم مثل آیت‌الله مطهری و آیت‌الله طالقانی این‌طور بودند. ای کاش امروز ما نیز اینگونه بودیم. علم داشتن، سخنران و سخن‌ور بودن، ظاهر زیبا، عمامه بزرگ، مسجد و محراب، کتابخانه، تألیفات و مسئولیت داشتن یک مسئله است، اما انسان بودن مسئله دیگر. همه آن‌ها آسان است، اما انسان بودن مشکل است. شهید بهشتی یک انسان متعالی بود و توجهی به خود نداشت، بلکه توجه او معطوف به انسانیت بود.
ایکنا ـ مرحوم بهشتی بعد از انقلاب در قامت یک قانون‌گذار مسئولیت داشت، به نظر شما ایشان چه راهکارها و مواضعی برای تحقق و حاکمیت قانون در جامعه داشت؟
شهید بهشتی اعتقاد داشت جامعه بدون قانون پیشرفت نمی‌کند و انسجام جامعه از راه قانون است. اگر سخنرانی‌های ایشان را در مجلس خبرگان که بیشتر از سوی ایشان اداره می‌شد، ببینید، متوجه می‌شوید که در مرحله اول مسئله قانون‌گرایی، تابع قانون بودن و مصلحت قانون فراگیر را مدنظر داشتند و معتقد بودند قانون تنها مختص به گروه و صنف خاصی نیست، بلکه باید مصلحت تمام مردم ولو اینکه غیرمسلمان هم باشند در نظر گرفته شود. آن‌ها که علیه نظام جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کرده بودند، می‌دانستند باید چه کسانی را هدف بگیرند، به همین دلیل بهترین شخصیت‌های نظام را مثل شهید مطهری، شهید بهشتی و ... به شهادت رساندند.
ایکنا ـ شهید بهشتی پس از انقلاب نقش تعیین‌کننده‌ و مؤثری در تدوین و تصویب قانون اساسی داشت. به نظر شما نگاه و اندیشه‌ ایشان در خصوص مردم‌سالاری و حاکمیت مردم چگونه بود؟
شهید بهشتی همیشه می‌گفت اگر مردم را نداشته باشیم، ما هیچ نیستیم. شهید بهشتی در جایگاه‌ و مسئولیت‌های مختلف، مثل رئیس شورای انقلاب، مجلس خبرگان و دیوان عالی کشور، همیشه از حقوق مردم سخن می‌گفت، حتی در مواجهه با ظالم‌ترین آدم‌ها که به اصطلاح دشمن نظام، غیر مسلمان و به گروه‌های مسلحانه وابسته بودند، خارج از قانون رفتار نمی‌کرد.
ایکنا ـ نوع رویکرد و مشی شهید بهشتی در قبال گروه‌هایی مثل مجاهدین خلق چگونه بود؟
زمانی که آیت‌الله بهشتی به شهادت رسیدند، همزمان با شروع ترورهای ناجوانمردانه منافقین بود. در آن موقع هنوز دادگاه‌های مربوط به گروه‌های کمونیستی و مجاهدین خلق تشکیل نشده بود. چون ترورها در خرداد سال ۶۰ در زمان ریاست جمهوری بنی‌صدر شروع شد و ایشان در ۷ تیر سال ۶۰ شهید شدند. یکی از عملیات‌های اصلی مجاهدین خلق، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر سال ۶۰ بود که در آنجا علاوه بر شهید بهشتی، بیش از ۶۰ نفر از همراهان وی نیز به شهادت رسیدند. در واقع هنوز دادگاه‌ها درباره گروهک‌های کمونیستی و مجاهدین خلق تشکیل نشده بود. شهید بهشتی تا قبل از اینکه مجاهدین خلق دست به ترور بزنند، با اینکه رئیس دیوان عالی کشور و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی هم بودند، نمی‌گفتند گروه مجاهدین خلق غیرقانونی است و باید منحل شود، اما مجاهدین خود را رقیب حزب جمهوری اسلامی می‌دانستند، به همین دلیل اولین جنایتی که مرتکب شدند، مربوط به انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بود. در آن مقطع بنی‌صدر هم با مجاهدین خلق هماهنگ شده بود و از آن‌ها استفاده می‌کرد و بعد از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی هم به همراه مسعود رجوی از ایران فرار کردند.  آیت‌الله بهشتی پیش از اینکه مجاهدین دست به ترور بزنند با اینکه هر روز در خیایان‌ها تجمع می‌کردند و حتی جریان امجدیه هم پیش آمد، ایشان دخالتی نداشت و مدام آن‌ها را نصیحت می‌کرد. این نشان‌دهنده بزرگواری شهید بهشتی در آن زمان بود.
ایکنا ـ به مسئله قانون‌گرایی اشاره کردید، شهید بهشتی در این زمینه با کسانی که خارج از قانون رفتار می‌کردند، چه نوع مواجهه‌ای داشتند؟ ظاهراً ایشان با مرحوم خلخالی اختلافاتی داشتند، منشأ اختلافات چه بود که باعث شد ایشان را از قضاوت برکنار کنند؟
مرحوم بهشتی اختلاف شخصی با مرحوم خلخالی نداشت. مرحوم خلخالی که خداوند از تقصیرات ایشان بگذرد، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آقای خلخالی در سال ۵۸ به دلیل دادگاه‌هایی که برگزار می‌کرد و سخنرانی‌هایی که علیه خلق مسلمان و شخص آیت‌الله شریعتمداری داشت، باعث ناراحتی برخی از اعضای جامعه مدرسین قم شدند و به همین دلیل آن‌ها خدمت حضرت امام و شهید بهشتی رفته و اعتراض خود را نسبت به تندروی‌ها و برخی بی‌نظمی‌ها در کارهای آقای خلخالی اعلام کردند، لذا حضرت امام(ره) آقای خلخالی را از قضاوت کنار گذاشتند و مدتی گذشت تا اینکه بنی‌صدر، رئیس جمهور شد. در آن زمان نماینده دوره اول مجلس بودم. در آن مجلس عده‌ای از روحانیون که بیشتر از پنج یا شش نفر نمی‌شدند، طرفدار بنی‌صدر بودند که یکی از آن‌ها آقای خلخالی بود. بنی‌صدر تلاش کرد که خلخالی رئیس دادگاه‌های مربوط به مواد مخدر شود. مرحوم خلخالی دوباره کارهایی کرد که حضرت امام(ره) ایشان را کنار گذاشت. منظور این است که این مسائل ربطی به آیت‌الله بهشتی نداشت، زیرا اختلافات ایشان با مرحوم خلخالی درباره مسائل شخصی نبود، بلکه صرفاً مربوط به بی‌توجهی به قانون‌گرایی و یا قانون‌گریزی وی بود. از این جهت علاوه بر آقای بهشتی، بسیار دیگری از بزرگان و علما و جامعه مدرسین هم در این زمینه اعتراض داشتند که در نهایت امام(ره) مرحوم خلخالی را از قضاوت کنار گذاشتند، اما همچنان به عنوان نماینده مجلس فعالیت داشت. مرحوم بهشتی با کسانی که خارج از قانون حرکت می‌کردند، مخالفت می‌کردند.
ایکنا ـ شهید بهشتی اوایل انقلاب با وجود سمت‌های بالایی که داشتند به راحتی با گروه‌های مختلف چپ به مناظره و گفت‌وگو می‌پرداختند. به نظر شما نوع مواجهه شهید بهشتی با روشنفکران و دگراندیشان چگونه بود؟
البته تنها شهید بهشتی چنین ویژگی نداشت، بلکه جایگاه آیت‌الله طالقانی در این زمینه ویژه و برجسته‌تر است. یعنی چنین ویژگی در شخصیت آیت‌الله طالقانی از شهید بهشتی بیشتر بود. آیت‌الله طالقانی به دگراندیشان اجازه صحبت می‌داد و به حرف‌ها و انتقادهای آنان گوش می‌داد و چنین خصلتی در شخصیت ایشان برجسته‌تر بود. البته مرحوم امام(ره)، آیت‌الله مطهری و آیت‌الله منتظری نیز چنین ویژگی برجسته‌ای داشتند. در اینجا باید از امام(ره) یادی بکنم و آن هم اینکه در اوایل سال ۵۸ که ایشان در قم تشریف داشتند، موسی خیابانی، مسعود رجوی و یکی دیگر از اعضای مجاهدین خلق برای دیدار با امام از دفتر ایشان وقت ملاقات خواسته بودند. امام(ره) نیز به آن‌ها اجازه دادند که به دیدار ایشان بیایند. در آن زمان بنده و بعضی از دوستان از جمله مرحوم ابایی و مرحوم فاکر که در زمان شاه با برخی از اعضای مجاهدین خلق در یک زندان بوده و در آنجا شاهد برخی رفتارهای نادرست و تندروی‌های آنها بودیم، سؤال پیش آمده بود که امام(ره) چطور حاضر شده‌اند و به مجاهدین اجازه دیدار دادند. این شد که به دیدار حضرت امام رفتیم، امام حرف‌هایمان را گوش دادند و فرمودند به سه دلیل به آن‌ها اجازه ملاقات دادم. اول اینکه ممکن است حرفی داشته باشند که در بین آن‌ها حرف حقی هم باشد و باید آن حرف حق را گوش کنم، اگر گوش نکنم، ممکن است آن‌ها بیشتر منحرف شوند و این وظیفه من است. دوم اینکه حرف‌هایی داشتم که باید به آن‌ها می‌گفتم که اگر فردا روزی کار خلافی انجام دادند و به علیه آنها اعتراض و یا اقدامی کردیم، نگویند که ما حرف‌هایی داشتیم که به امام بگوییم، اما شما اجاز ندادید. سوم اینکه بنده هم حرف‌هایی داشتم که به آن‌ها بزنم که فردا نگویند چرا این‌ها را از اول به ما نگفتید و یا اگر می‌گفتید، عمل می‌کردیم، در واقع خواستم با آنها اتمام حجت کرده باشم. مسئله اتمام حجت مسئله مهمی است که بزرگان باید در وهله اول آن را در نظر بگیرند. پیامبران و ائمه معصومین(ع) نیز چنین کاری می‌کردند. امام(ره) براساس این سه دلیل این کار را انجام دادند.
حتی بعد از آن زمانی که مجاهدین عملاً دست به ترور زدند و جنگ مسلحانه را شروع کردند، پیام داده بودند که امام خمینی(ره) به ما اجازه دیدار دهند، با ایشان حرف داریم، امام(ره) هم در جواب گفته بودند که اگر از جنگ مسلحانه دست بردارند و اسلحه‌های خود را کنار بگذارند، خود به دیدار آن‌ها می‌روم. به هر حال شاگردان امام و کسانی که رفتار امام را می‌دانستند، به همین سبک عمل می‌کردند، اما برخی در این زمینه ممتازتر بودند که یکی از آن‌ها مرحوم آیت‌الله طالقانی بود. شهید بهشتی و شهید مطهری هم همیشه آماده بودند که حرف مقابل را بشنوند و این را وظیفه خود می‌دانستند که اگر این کار را نکنند فردای قیامت از آن‌ها سؤال می‌شود که چرا به حرف آن‌ها گوش نکردید، شاید اگر گوش می‌کردید، حرف شما را می‌پذیرفتند و در جامعه سلامت عمل در پیش می‌گرفتند.
ائمه(ع) نیز براساس چنین شیوه‌ای رفتار می‌کردند. امام علی(ع) هم به مخالفین خود اجازه صحبت می‌داد و به حرف‌شان گوش می‌کردند. حتی بعضی‌ها به همین دلیل به امام(ع) اعتراض می‌کردند. امام حسین(ع) نیز تا شب عاشورا، جبهه مقابل را دعوت به صحبت کردند، البته صحبت کردن نه به معنای اینکه ایشان بخواهند بیعت کنند، بلکه می‌خواستند به نتیجه دیگری برسند و با آن‌ها اتمام حجت کرده باشند.
ایکنا ـ شهید بهشتی با لقب «بهشتی مظلوم» در جامعه شهرت داشت، اندیشه و منش شهید بهشتی امروز چه جایگاهی دارد؟
مظلومیت شهید بهشتی ناظر به این بود که برخی با عقده و ناراحتی که داشتند به ایشان حسادت می‌کردند و تهمت‌ می‌زدند، از جمله مجاهدین خلق که با حزب جمهوری اسلامی که شهید بهشتی دبیر کل آن بود، مخالف بودند و وقتی می‌خواستند حزب را تخریب کنند، تمام نقدها و تهمت‌ها را متوجه آقای بهشتی کردند و حتی در درون خود حزب جمهوری اسلامی هم برخی به ایشان حسادت داشتند. بهشتی واقعاً مظلوم بود، زیرا تهمت و افتراهای زیادی زده می‌شد که ایشان از همه آن‌ها مبرا بودند.
اندیشه و منش شهید بهشتی در جامعه نهادینه نشد. متأسفانه از این بزرگان یعنی از امام(ره)، آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله مطهری و ... درس‌های اخلاقی را فرا نگرفتیم. متأسفانه گروه‌بازی‌ها، جناح‌بازی‌ها و ریاست‌طلبی‌ها نگذاشت که از آن اخلاقیات درس بگیریم. امروز حتی در رادیو و تلویزیون هم رفتارهای اخلاقی را بارز نمی‌کنند، بلکه برنامه‌ریزان، آنچه مدنظر خودشان است را مطرح می‌کنند. اگر خداوند در قیامت از ما سؤال کند که چرا با وجود حجت‌های خدا مثل آن‌ها با مردم رفتار نکردید و اخلاق آن‌ها برای شما درس نشد، ممکن است جوابی نداشته باشیم. این یک نوع تبعیض بزرگ است، زیرا رفتارهای ما در زمینه مسئولیت‌ها و رفتار با مردم، براساس رفتارهای امام(ره)، آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله بهشتی، و آیت‌الله مطهری و ... نیست.
منتشر شده در گفتار
آیت الله موسوی تبریزی:حفظ جان مردم از هر واجبی، واجب‌تر است. وقتی پزشکان بگویند در مسجد جمع شدن مضر است؛ شب‌های احیا، احیا گرفتن جایز نیست، برای این‌که مضر بر جان مردم است و جان مردم مسلمان از همه چیز بالاتر و از هر واجبی واجب‌تر است.
آیت‌الله سیدحسین موسوی‌تبریزی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درخصوص بازگشایی اماکن مذهبی، مساجد و حرم‌های مطهر از روز ۱۵ اردیبهشت ماه، گفت: اماکن مذهبی، متبرکه و حرم‌های مطهر  مراکز عبادت و خدمت به مردم هستند اما از خود فریضه عبادت بالاتر که نیستند. وی با بیان اینکه ما عبادتی نداریم، چه واجب و چه مستحب که به ضرر مردم باشد، عنوان کرد: ماه رمضان روزه‌اش از واجبات اولیه اسلام و بعد از نماز، واجب‌ترین است اما گفته می‌شود اگر فردی مسافر بود یا بیماری داشت، گرفتن روزه برایش درست نیست چراکه دستور خداوند است.
موسوی تبریزی گفت: هنگامی که می‌خواهیم روزه بگیریم، می‌گوییم قربتاً الی الله، اما وقتی که نمی‌توانیم این جمله را باتوجه به فرمایشات خداوند بگوییم، روزه‌مان باطل است. اسلام می‌گوید اگر حرجی برای زندگی و کار فرد مسلمان بود باید نه فقط روزه بلکه کار و زندگی را کنار بگذارد که تمامی این موارد در قرآن، روایت و فتاوای مختلف آمده است.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اسلام می‌گوید اگر در اعمال عبادی ضرری یا حرجی باشد؛ یعنی اگر عبادت از مشقت و طاقت مردم خارج باشد  باید دست از آن بکشند. به طور مثال یک زمانی  روزه‌داری در روزهای گرم است و فرد نمی‌تواند گرسنگی و تشنگی را تاب آورد یا اگر در هوا و فضایی بایستد و نماز بخواند برایش ضرر دارد؛ واجب دیگر نباید صورت نگیرد. وی تاکید کرد: ما یک قانون کلی داریم که در روایات هم آمده است که اگر  در جایی یک عمل عبادی یا واجب مضر، غیرمتعارف و خارج از طاقت مردم  باشد این واجب باید ساقط شود.
موسوی تبریزی ادامه داد: در خصوص محرمات نیز همین طور است که البته گاهی بعضی از آقایان یک چیزهایی می‌گویند که درست نیست. گاهی در یک مسئله تعارضی با حفظ جان انسان پیدا می‌شود که آنجا اصل، حفظ جان مردم می‌شود. به طور مثال خانمی در دریا در حال غرق شدن است و فقط یک آقا در آنجا وجود دارد، او باید جان خانم را نجات دهد و نباید منتظر شود خانم چادر به سر و دستکش به دست کند، واجب در  لحظه حفظ جان خانوم و نجات اوست. وی تاکید کرد: اگر جایی ضرر و حرج پیش بیاید واجب از بین می‌رود.
وی افزود: در حق الناس هم این مسئله عنوان شده؛ تصور کنید فردی در حال خواندن نماز اول  وقت است، بدهکار نیز هست و پول را آماده کرده تا به طلبکارش دهد؛ مشغول نماز می‌شود که طلبکار به در خانه‌اش می‌آید او باید نمازش را فوراً قطع کند و حق طلبکار را بدهد و بعد نماز بخواند که حتی در این مورد می‌تواند نمازش را شکسته ادامه دهد در صورتی که در حالت عادی  شکستن نماز واجب حرام است. مشاهده می‌کنید تمامی این مسائل در اسلام دیده شده است.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم  ادامه داد: پیامبر فرمودند من برای شریعتی مبعوث شده‌ام که آسان است و در برابر مردم بزرگوار است و سخت‌گیری نمی‌کند. اسلام دینی است که در مواقع سختی، حرج و مریضی، ناراحتی و مشکلات  مته بر روی خشخاش نمی‌گذارد؛ احکامش را ملایم و گاهی متوقف می‌کند. وی ادامه داد: در رابطه با  مساجد، حرم‌ها، عزاداری‌های ایام محرم، ماه رمضان و غیر ماه رمضان و حتی بیت الله الحرام  احکام بین‌شان مساوی است و این مربوط به دولت هم نیست بلکه یک مسئله عرفی است.
موسوی تبریزی تاکید کرد: بصورت عرفی پزشکان وقتی بگویند در مسجد جمع شدن مضر است؛ شب‌های احیا، احیا گرفتن جایز نیست، برای این‌که مضر بر جان مردم  است و جان مردم مسلمان از همه چیز بالاتر و از هر واجبی واجب‌تر است. وی تاکید کرد: مردم مسلمان، متولیان مسجد و علما باید به این موضوع توجه کنند، البته اگر افرادی هم توجه نکردند حکومت در اینجا مسئول  است.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ادامه داد: حکومت باید از راه‌های علمی وارد شود؛ باید ببیند هنوز آثار ضرر و حرج کرونا وجود دارد، اگر وجود داشت اینجاست که باید جلوگیری کند ، چرا که احتمال ضرر هم می‌تواند مانع از این کار شود که مساجد گشایش پیدا کند. وی در پایان تاکید کرد: جان مردم ،حفظ صحت و سلامتی آنان از همه چیز مهم‌تر است.
منتشر شده در گفتار
آیت الله موسوی تبریزی دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بر ایثار و گذشت در این روزهای کرونا تاکید کرد و گفت: امروز در شرایطی هستیم که مردمی که در رفاه نسبی زندگی می کردند، باید رفاه خود را با کسانی که در وضعیت بدی از لحاظ اقتصادی هستند، تقسیم کرده و آنها را در سفره خود شریک کنند.
وی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا در مورد نحوه حمایت از مردم در شرایط کنونی بیان داشت: دولت که از مردم مالیات می‌گیرد در پله اول کمک های حمایتی از مردم قرار دارد درعین حال مردم باید موقعیت کشور را در نظر گرفته و توقعات خود از دولت را پایین نگاه دارند اما دولت می تواند اقدامات موقتی مانند کم کردن بار عمرانی از قبیل وسیع کردن جاده ها را انجام داده و بیشتر به جای رسیدگی به امور رفاهی به کسانی که متضرر شده و خانواده آنها در حال ازهم پاشیدن است، کمک کند.
استاد حوزه علمیه قم به حمایت مراجع عظام تقلید از مردم در شرایط کنونی اشاره کرد و افزود: اکثریت مراجع عظام تقلید اعلام کردند که مردم می توانند بخشی از سهم امام را برای کمک به مبتلایان به کرونا و خانواده های جانباختگان کرونا اختصاص دهند.
او با اشاره به آیه ایثار گفت: ما مردم ایران، تنها ایثارگری را در جبهه و جنگ می دانیم و البته صحیح است چراکه مردم جان خود را می دادند تا دشمن وارد کشور نشود اما این ایثار ابعاد مختلفی دارد، زمانی این ایثار، صبغه جانی دارد و زمانی صبغه مالی. امروز در شرایطی هستیم که مردمی که در رفاه ۸۰ درصدی زندگی می کردند، رفاه خود را ۶۰ درصد کرده و ۲۰ درصد از سهم خود را به کسانی که در وضعیت بدی از لحاظ اقتصادی هستند، اختصاص دهند و آنها را در سفره خود شریک کنند آنگونه که در روایت داریم: «الجار؛ ثم الدار».
آیت الله موسوی تبریزی با بیان اینکه «جار» در این حدیث، معنای موسعی پیدا کرده و شامل همشهری و هموطن می شود، گفت: در شرایط امروز لازم است که به یکدیگر کمک کنند آنگونه که در جنگ تحمیلی مردم به یکدیگر کمک می کردند و همین کمک ها سبب پیروزی شد لذا باید کمک های انسان دوستانه به یکدیگر داشته باشیم تا خداوند بر ما رحم کند و بر این بحران فائق بیائیم.
او گفت: در این شرایط مناسب است که موجرین به مستاجرین مهلت کافی دهند یا اگر در همسایگی، کسی را می بینند که به جهت بیماری توان خرید نان ندارد، برای او نان تهیه کنند یا اگر یخچالی برای نگهداری مواد غذایی ندارد، به او کمک کنند.
دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به وضعیت خانواده های جانباختگان کرونا گفت: کمک به افرادی که سرپرست خانواده آنها بر اثر کرونا فوت کرده و نیازمند هستند، از بزرگترین خدمات نوعدوستانه و ایثار است و خداوند ثواب جهاد را به آنها می دهد.
او با بیان اینکه حاکمان مربی جامعه هستند، بیان داشت: نگاه مردم به دولت و حاکمان است و اگر ببینند دولت تسهیلاتی به مردم در این شرایط عطا می کند، مردم هم ایثار و ازخودگذشتگی را فرا می گیرند و خواهند فهمید که کمک در این شرایط، جهاد فی سبیل الله است.
آیت الله موسوی تبریزی با اشاره به وفور شایعات و بداخلاقی ها نسبت به مردم قم اظهار داشت: مقداری شایعات و بی توجهی به واقعیات در کشور است و فضای مجازی هم این مساله را تشدید می کند، از سوی دیگر متاسفانه ضعف مدیریت در کشور ما بوده بویژه در این مساله و قبل از آن هم زمینه هایی بوده که مردم با تردید و شک به مدیریت دولت بویژه در کرونا نگاه می کنند.
او تصریح کرد: اینکه بیان شود کرونا از چین وارد قم شده است و بخشی از جامعه که نه چین را دیدند و نه از چین خوششان می آید، مرتکب کار خلافی شدند و بعد آن را به کل جامعه قم سرایت بدهیم، کمال خودخواهی است.
دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: این سخنان درحالی مطرح می شود که مردم قم در طول انقلاب همواره در صحنه بوده و از نظام دفاع کردند و این را هم از نظر اقتصادی باید مورد توجه قرار داد که بسیاری از ساکنین قم که جزو طبقه مستمند حساب می شوند از مناطق مختلف کشور وارد این شهر شدند و همین سبب ناراحتی آنهاست.
او با اشاره به تاخیر دولت در اعلام ورود کرونا به کشور گفت: اشکال افراد به اینکه دولت دیر اعلام کرده و برخی مطالب را دیر بیان کرده است درحالی که باید زودتر اقدام می کرده است، وارد است و البته اینها ارتباطی به قم و مردم قم ندارد.
آیت الله موسوی تبریزی انتساب کرونا به مردم قم را بی انصافی دانست و بیان کرد: اگر برخی با روحانیت بد هستند و عنوان می کنند حضور طلاب و روحانیت از مناطق دیگر سبب شیوع کرونا شده است، باید بدانند شاید دو درصد روحانیون مقیم قم، از مناطق دیگر وارد قم شده و تحصیل می کنند؛ اصلا قومیت را در مسائل مهم دخالت دادن، کمال بی فرهنگی و ضعف اعتقادی است و براساس ایرانی بودن هم مخالف فرهنگ ایرانی ماست.
او با اشاره به آیه ۹ سوره حشر گفت: خداوند در قران می فرماید: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ ۚ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ مومنین کسانی هستند که در دل خود هیچ حسد و بخلی نسبت به غنائم که به آنها داده شد نمی‌یابند و هر چند به چیزی نیازمند باشند باز مهاجران را بر خویش مقدم می‌دارند». این فرهنگ قرآنی ماست که اگر کسی خلافی و اشتباهی مرتکب شده است، آن را به گردن برادر او نیندازیم.
دادستان کل انقلاب در دهه ۶۰ گفت: حکومت قصور و کوتاهی در این زمینه مرتکب شده است درحالیکه در مسائل حساسی مانند کرونا باید خیلی سریع تصمیم گرفته و مصالح جامعه را تشخیص داده و با هماهنگی تمام ارکان اطلاع رسانی کنند.
او در خصوص ادعای برخی مبنی بر قرنطینه کردن قم بیان کرد: استان قم، شاهراه مواصلاتی چندین استان کشور است و بسیاری از مبادلات و معاملات تجاری و اقتصادی شهرها از طریق این شهر صورت می پذیرد لذا علاوه براینکه قرنطینه کردن قم ضربه بزرگ اقتصادی به کشور می زند درعین حال سبب وحشت و ترس بیشتر مردم و داغ شدن بازار شایعات می شود لذا با شک و شبهه نمی توان تصمیم گرفت.
آیت الله موسوی تبریزی تاکید کرد: رئیس دولت یا سخنگوی دولت باید در این مورد با مردم قم بلکه کشور صحبت کند و دلایل تصمیم حکومت در مورد قم را بیان کند و به شایعات و تخریب ها پایان دهند.
منتشر شده در گفتار
آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی
انتخابات باید نمود خواست ملت باشد و آنهایی که به نهادهای انتخابی مثل مجلس راه می‌یابند نیز باید خواسته‌های مردم را پیگیری کنند. نخستین خواست اکثریت مردم این است که اجازه داده شود افراد باسواد، متخصص، متعهد و متدین بدون دخالت دادن سیاست‌بازی‌های خاص و باندبازی، کاندیدا شوند و در بررسی وضعیت اینها خدای ناکرده چنین چیزهایی دخالت داده نشود.
در انتخابات مجلس باید افرادی که مستقل و باسواد هستند و جرات حرف زدن دارند شرکت کنند نه کسانی که برای اهداف دیگر پا به این عرصه گذاشته‌اند، چرا که اگر اینگونه نباشد شاهد مجلس قدرتمندی نخواهیم بود. وقتی که افراد درجه یک به بهانه‌های مختلف رد صلاحیت بشوند بقیه افراد دیگر حساب کار خود را برای آینده خواهند کرد و نخواهند توانست ماموریت و مسئولیت اصلی نمایندگی را که فکر مستقل و رای و سخن بجا و به صلاح مردم است انجام دهند. اینجاست که آن مجلس به مشکل می‌خورد و دیگر نمی‌توان از آن انتظاری داشت. لذا به‌نظر می‌رسد که اولین مشکل کشورمان در عرصه انتخابات نیزهمین مورد باشد. اگر مسئولان در شورای نگهبان و هیأت‌های نظارت توجه و دلسوزی نسبت به نظام و انقلاب داشته باشند و این مشکلات را حل کنند و هر اتفاقی تاکنون درخصوص رد صلاحیت‌ها افتاده پایان یابد نه تنها انتخابات مجلس می‌تواند به خوبی برگزار شود؛ بلکه نمایندگان قدرتمندی وارد خانه ملت خواهند شد تا بتوانند گرهی از مشکلات جامعه باز کنند.
مشکلات، برنامه‌های اقتصادی و مدیریت کشور بالای 80 درصد می‌تواند با دست مجلس باز شود. اگر چنین مجلسی شکل گرفت و نمایندگانی مستقل و با فکر به تصمیم‌گیری پرداختند باید نیازهای لازم و ضروری کشور اولویت‌بندی شوند، مقدمتا مورد بررسی قرار گیرند و بودجه مناسبی برای آنها در نظر گرفته شود. آن زمان می‌توان گفت که مجلس در راس امور است؛ همان طور که امام(ره) هم فرمودند. در راس امور بودن مجلس نیز یعنی اگر مجلس مستقلا در همه مشکلات وارد شود و مانعی در راه خود نبیند می‌تواند مشکلات را حل کند. البته با توجه به تداخل وظایف برخی نهادها چندی است که مجلس محدود شده و از جایگاه اصلی خود در امر قانونگذاری و نظارت خارج شده است. مثلا در بحث لوایح FATF با وجود تصویب مجلس بازهم هیأت نظارت مجمع تشخیص به لحاظ قانون‌گذاری اشکالاتی را به مصوبات مجلس وارد کرد که به نوعی تداخل در امر قانون‌گذاری مجلس بود. حکمت اقدام حضرت امام(ره) در مورد مجمع تشخیص نیز به خاطر برداشتن موانع و گره‌های پیش روی مجلس بود. چرا که در مجالس اول و دوم مجلس و شورای نگهبان در برخی از مسائل با یکدیگر به اختلاف می‌خوردند امام(ره) پیشنهاد کردند که مجمع تشخیص مصلحتی متشکل از برخی نمایندگان مجلس برخی اعضای شورای نگهبان و برخی مسئولان رده بالای کشوری تشکیل شود تا در برخی مسائل که محل اختلاف مجلس و شورای نگهبان بود مجمع تشخیص از سر مصلحت کشور و نظام نظر نهایی را بدهد. این مجمع از همان ابتدا گره‌گشا بوده، اما چندی است که همین مجمع نیز نه تنها گره‌گشا نیست بلکه گره‌های دیگری نیز اضافه شده مثل مساله FATF که نظر قطعی نسبت به آن داده نمی‌شود.
منتشر شده در یادداشت
آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی
آنچه مقام معظم رهبری فرمودند تحت این عنوان که هرکس توان و شرایط حضور در انتخابات را دارد وارد عرصه انتخابات شود و اگر توان مدیریتی ندارد مسئولیت نپذیرد، امر لازم و درستی است. چرا که هر انسان متدینی وقتی وارد مسئولیتی که به‌خصوص با جامعه و حق‌الناس ارتباط دارد باید قدرت علمی و معنوی داشته باشد تا بتواند این مسئولیت و پست را با همه بزرگی و اهمیت حفظ کرده و از عهده آن برآید. این مساله‌ای است که باید توجه ویژه‌ای به آن داشت و کسانی که برای کاندیداتوری در انتخابات ثبت نام می‌کنند آن را مد نظر قرار دهند. از طرفی کسانی که ثبت نام می‌کنند چون غالبا قضاوت خوبی در مورد خود و عملکردشان دارند بدون در نظر گرفتن چنین مساله‌ای ثبت نام می‌کنند، مگر اینکه خیلی افراد خداترس و با احتیاطی باشند که اگر کوچکترین ضعفی در خود دیدند برای ثبت نام اقدام نکنند، اما مهم‌تر از این مساله آن است که بعدا در مورد ثبت نام کنندگان دو نوع قضاوت صورت می‌گیرد. از سویی برخی افراد که سوابق نامطلوب، نامشروع یا غیرقانونی دارند از سوی نهادهای چهارگانه مورد بررسی قرار می‌گیرند و در مرحله بعد شورای نگهبان به بررسی صلاحیت آنها می‌پردازد و اعلام می‌کند که مثلا فرد مورد نظر دارای سابقه‌ای با فلان مدرک و محکومیت است. این قضاوت به دلیل اینکه فرد مورد نظر دارای پرونده تخلف یا محکومیت بوده درست است، اما مشکل در مورد قضاوت نوع دوم است که بدون مدرک در مورد اینکه که فلان‌کس به‌درد می‌خورد، قانون اساسی و ولایت‌فقیه را قبول دارد یا دارای حسن سابقه است، نظر دهند. این مساله چندین دوره در مورد انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی پیش آمده و باعث شده شور و نشاط انتخاباتی را تحت تاثیر قرار دهد.
زمانی احزاب این شور و هیجان را ایجاد می‌کردند؛ مثل رقابت اصلاح‌طلبان در مقابل اصولگرایان. اما به‌نظر می‌رسد در این دوره اینگونه رقابت‌ها و هیجانات را نیز مثل گذشته شاهد نخواهیم بود و رقابت جدی شکل نخواهد گرفت. چرا که مردم اگر ببینند در میان کاندیداهای تایید شده واقعا افرادی هستند که آنها می‌خواهند و می‌توانند شرایط را بهبود ببخشند نه به اندازه دوره‌های گذشته، اما به طور حداقلی شاهد تحرکاتی در میان مردم خواهیم بود. با این حال با توجه به وضع فعلی جامعه و اتفاقات رخ داده صرفا نباید تحریکات خارجی را مسبب این شرایط ببینیم بلکه برخی اقدامات در داخل بیشتر از خارجی‌ها می‌تواند به نظام آسیب برساند که از جمله این مسائل می‌توان به رد صلاحیت‌های بی‌دلیل و سلیقه‌ای اشاره کرد. اینها باعث می‌شود که شور و هیجان در انتخابات به‌وجود نیاید و شاهد رقابت گسترده‌ای نباشیم. با توجه به یاس و نا‌امیدی‌هایی که امروز در جامعه به‌وجود آمده و خدا کند مسئولان با عملکرد صحیح و مثبت آن را از بین ببرند، حتی اگر شورای نگهبان نیز نگاه بازتری به بررسی صلاحیت‌ها داشته باشد بازهم به سختی شاهد حضور حداکثری مردم خواهیم بود. گرچه در چند دوره گذشته درباره رویکرد شورای نگهبان می‌توان بحث کرد، اما امید می‌رود که ان‌شاءا... در این دوره واقع‌گرایانه‌تر عمل شود.
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از17
بازگشت به بالا