چهارشنبه, 04 ارديبهشت 1398 06:04

احترام به خواست مردم

آیت الله موسوی تبریزی: اگر احساس می‌کنیم در گذر زمان موضوعاتی جدید پیش آمده یا آنکه مسائلی باید اصلاح شوند، می‌توانیم به سراغ قانون اساسی برویم و با رأی مردم خواسته‌های خود مردم را در قانون اساسی بیاوریم. می‌توان از بهترین متخصصان، دانشگاهیان و نخبگان بهره برد و نظرات ایشان را در قانون اساسی گنجاند و در نهایت آن نظرات را به رأی مردم گذاشت.
شرق: در مواجهه با قانون اساسی می‌توان دو نظریه را احصا کرد. نخست آنکه باید قائل به اجرای دقیق همین قانون باشیم تا دست‌کم از ظرفیت‌های موجود آن استفاده کنیم و دوم آنکه باید با تدابیری نوین و منطبق بر خواسته‌های کنونی ملت ایران، نقایص موجود را جبران و راهکارهای قانونی برای رفع آنها پیش‌بینی کنیم. دو نظر اجرا یا اصلاح در سال‌های گذشته بسیار مطرح بوده است؛ به‌نحوی‌که اخیرا فعالان سیاسی و حقوق‌دان‌ها بیش از گذشته درباره این موضوع سخن می‌گویند. در سالروز فرمان امام خمینی(ره) برای بازنگری در قانون اساسی ساعتی را با آیت‌الله موسوی‌تبریزی، نماینده دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی برای بررسی این موضوع به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.
**چه ضرورت‌هایی در اصلاح قانون اساسی وجود داشت که با گذشت یک ‌دهه از انقلاب احساس شد که باید تعدادی از اصول این قانون اصلاح یا حتی حذف شود؟
امام بسیار تأکید داشتند که شرایط عمده انتخاب رهبری تعیین شود تا پس از خودشان مشکلی ایجاد نشود. در قانون اساسی سال 58 یکی از شرایط رهبری مرجعیت بود که در آن شرایط قدری موضوع را پیچیده کرده بود؛ اگر قانون اساسی اصلاح نمی‌شد، معلوم نبود که چگونه باید رهبری دائم یا حتی موقت تعیین شود؛ زیرا در آن زمان شرط مرجعیت وجود داشت که بعد از بازنگری قانون اساسی این شرط حذف شد. بدون تردید یکی از اهداف امام از اعلام بازنگری در قانون اساسی جلوگیری از هرج‌ومرج و تکیه بر قانونگرایی بود.
**علاوه بر اصلاحات مفاد قانونی جایگاه رهبری، موضوعات دیگری نیز مورد توجه قانون‌گذاران وقت قرار داشت. به‌زعم شما هدف از اصلاح قانون اساسی منحصر به موضوع رهبری می‌شد؟
خیر، مشکلات دیگری نیز در سال‌های سپری‌شده از انقلاب ایجاد شده بود که ضرورت اصلاح آنها به‌شدت احساس می‌شد. شورای عالی قضائی یکی از عمده موضوعاتی بود که باید تدبیری به حالش می‌شد و دیدیم که با اصلاح قانون اساسی و تعیین رئیس‌ قوه قضائیه کارهای دستگاه قضا منسجم‌تر پیش رفت و یک نفر در قبال مسائل مختلفی که در این قوه پیش می‌آمد، پاسخ‌گو شد.
یا آنکه تغییراتی در تعیین مدیریت صداوسیما ایجاد شد که به‌هرروی در آن مقطع لازم به نظر می‌رسید. همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام وجه قانونی به خود گرفت. امام این مجمع را تشکیل داد اما تا سال 68 عنصر قانونی نداشت و با بازنگری در قانون اساسی این مسئله نیز رفع شد. امام بر اصل قانونگرایی بسیار تأکید داشتند؛ چنانکه به یاد داریم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اصرار داشتند که به‌سرعت قانون اساسی نگاشته و به رأی مردم گذاشته شود که چنین روحیه‌ای نشان از اعتقاد ایشان به حاکمیت قانون داشت.
** در شرایطی که هنوز مدت زیادی از تصویب قانون اساسی اولیه نمی‌گذشت، امام دستور بازنگری را صادر کردند اما اکنون گویا اصلاح این قانون در مقام عمل ناممکن به نظر می‌‌رسد. چرا نسبت به اصلاح این قانون به این میزان ملاحظه وجود دارد؟
امام با صدور دستور بازنگری قدم مهمی در قداست‌زدایی از قانون اساسی برداشتند. ایشان به همه فهماندند که قانون اساسی وحی منزل نیست که از نقد و اصلاح مصون باشد؛ ایشان به همه ما یاد دادند که می‌توانیم نسبت به قانون اساسی نقادانه برخورد کنیم. این راه‌حل بزرگ تا همیشه باقی خواهد ماند و این قانون مانند تمام قوانین روز دنیا قابل اصلاح است. بنابراین ضرورت دارد که اگر احساس می‌کنیم در گذر زمان موضوعاتی جدید پیش آمده یا آنکه مسائلی باید اصلاح شوند، می‌توانیم به سراغ قانون اساسی برویم و با رأی مردم خواسته‌های خود مردم را در قانون اساسی بیاوریم. می‌توان از بهترین متخصصان، دانشگاهیان و نخبگان بهره برد و نظرات ایشان را در قانون اساسی گنجاند و در نهایت آن نظرات را به رأی مردم گذاشت. این مسیر آزاداندیشانه میراث امام است که باید از آن حفاظت شود.
** برخی باور دارند که اصلاح‌ قانون اساسی در شرایط سیاسی فعلی می‌تواند باعث تغییراتی شود که چندان مطلوب نباشد. این استدلال را چگونه می‌بینید؟
این سخن بهانه است. کسانی چنین صحبت‌هایی را مطرح می‌کنند که از رأی مردم می‌ترسند. هراس دارند که اکثریت مردم خلاف نظرشان تصمیم بگیرند. ما باید به خواست مردم احترام بگذاریم. تردید نکنید که مسئولان بدون مردم هیچ‌ هستند. امام همان زمانی که در فرانسه تشریف داشتند، مدام می‌گفتند که باید همه چیز براساس خواست مردم جلو برود. هنگامی که پیش‌نویس قانون اساسی نیز نگاشته شد، به رأی عمومی گذاشته شد. هیچ اشکالی ندارد که مردم خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند. شک نداشته باشیم که مردم این روزها بسیار باسوادتر از 40 سال پیش شده‌اند. باید مسیری مهیا شود که در ابتدا سازوکارهای انتخابات اصلاح شود.
** با چنین سخنانی شما را باید در زمره مدافعان اصلاح قانون اساسی دانست؛ با این وصف کدام‌یک از اصول در نگاهتان بیشتر به اصلاح احتیاج دارند؟
بگذارید موضوع را منحصر به ذکر اصول نکنیم. موضوع مهمی که ضرورت اصلاح در آن زیاد احساس می‌شود، بحث کیفیت انتخابات است. با اصلاح قانون اساسی می‌توان سازوکاری را پیش‌بینی کرد که انتخابات مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری و ریاست‌جمهوری با نظم بیشتر و به دور از سلیقه‌گرایی برگزار شود. هیچ‌کس نباید در برگزاری انتخابات دخالت کند. ما افراد بسیار برجسته، نخبه و در عین حال متعهد به انقلابی داریم که می‌توانند خدمت کنند؛ وقتی صلاحیت چنین ظرفیت‌هایی احزار نمی‌شود، نظام از نیروهای خدوم و متخصص محروم می‌شود و به صلاح هیچ‌کس نیست.
** یکی دیگر از موضوعاتی که همواره در اهداف انقلاب مورد تأکید بود‌ه و در قانون اساسی نیز از آن صیانت شده، حق ملت است؛ چنانکه یک بخش در قانون اساسی تحت همین نام آمده است. به عنوان بحث پایانی بفرمایید که با چه ابزاری می‌توان از این حق مصرح در قانون اساسی حفاظت و در اصلاح احتمالی این قانون نیز بر آن تأکید کرد؟
مهم‌ترین راهکار این است که در نخستین قدم همین میزان از حقوق ملت که در قانون اساسی فعلی وجود دارد، اجرا شود. نباید با انواع نظارت‌ها حق انتخاب محدود شود. یک لحظه مجلس یکم، دوم و سوم را به یاد بیاوریم؛ چقدر تکثر عقیده در آنها وجود داشت. ما باید به سمتی حرکت کنیم که تفسیرهای محدودکننده حق مردم از قانون اساسی ایجاد نشود تا جایگاه مردم در نظام اسلامی همواره حفظ شود. در نهایت امیدوارم همه مسئولان در عین حال که از ظرفیت‌های قانون اساسی فعلی در راستای تحقق حق مردم بهره می‌برند، در اندیشه اصلاح این قانون نیز باشند.
منبع: روزنامه شرق؛ 1398،02،04 
منتشر شده در گفتار
آرمان: در پی انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه سبب شد تا کارشناسان و آگاهان به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند و مقامات قضائی سابق کشور که از این حوزه آگاهی کامل دارند از حضور رئیسی در این جایگاه با توجه به سوابقی که دارد استقبال کردند که از جمله آنها آیت‌ا... موسوی تبریزی است.
دادستان اسبق کشور در پاسخ به این سوال که حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی باید چه مسائلی را در اولویت کاری خود در قوه قضائیه قرار دهد به جماران گفت: «آقای رئیسی خودشان اطلاعاتشان از داخل قوه قضائیه از من بیشتر است. مهم‌ترین مشکل مردم زیاد بودن پرونده‌ها، معطل شدن در ادارات و اتاق‌های دادگستری و طول کشیدن زمان شکایت‌هاست که گاهی تا 8-9سال می‌رسد. آنطور که در اسلام آمده و مولا امیرالمومنین(ع) در نامه به مالک اشتر و جاهای دیگر می‌فرمایند که بهتر است حق هرچه زودتر به صاحبش برسد. آقای رئیسی این مشکلات را حل کنند و دنبال این باشند که جلوی کارچاق‌کن‌ها، رشوه‌بگیران و دلالانی که می‌خواهند با رقم‌های بالا حق را باطل جلوه دهند، بگیرد. خود آقای رئیسی اینها را بهتر می‌داند.» او ادامه داد: «امروز بسیاری از مردم آنقدر مأیوس شده‌اند که گاهی از حق خود می‌گذرند و می‌گویند از حق خودمان بگذریم بهتر از این است که در اتاق‌های دادگستری آواره شویم. این در نظام جمهوری اسلامی یک مشکل است و آقای رئیسی در این راستا باید در دادگستری‌ها نظم و انضباط ایجاد کنند.»
توجه به فصل 18 قانون اساسی
همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر ضرورت توجه به اصول فصل 18 قانون اساسی، گفت: اگر در دوره مدیریت جدید قوه قضائیه اصلاح قوانین و مقررات و روش‌ها، اصلاح ساختارها به منظور روزآمد کردن دستگاه قضائی و زیر مجموعه‌های دستگاه قضایی، اصلاح امور زندان‌ها و طبقه‌بندی به گونه‌ای که زندان محل بازپروری و اصلاح مجرمان به معنای واقعی کلمه شود، به نظر من موضوعات مهمی است. حجت‌الاسلام مجید انصاری اظهار داشت: من فکر می‌کنم اجرای دقیق فصل یازدهم قانون اساسی که در رابطه با قوه قضائیه و حدود وظایف و اختیارات این قوه است، مجموعا 18 اصل از اصل 156 تا 174 را شامل می‌شود، می‌تواند سیاست کلی پنج ساله و نقشه راه حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی در دوره جدید قوه قضائیه باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: قانون اساسی ما خوشبختانه قانون اساسی بسیار پیشرفته و مترقی است و حقیقتا در فصل یازدهم همه بایدها و شاخص‌های قوه قضائیه مطلوب، که هم منطبق با آموزه‌های دین و عدالت اسلامی و هم منطبق با شاخص‌های مطلوب بین‌المللی هست، پیش‌بینی شده است. البته در اجرای این اصول طبعا الزامات و اقدامات ویژه‌ای باید مورد توجه قرار بگیرد که بخش عمده‌ای از این مسائل مهم و محورهای کلیدی در رهنمودهای مقام معظم رهبری در حکم آقای رئیسی حکم شده است.
قضاوت عادلانه
وی تأکید کرد: به نظر من نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که در دوران ما، که در حقیقت عصر دیجیتال و توسعه ارتباطات جمعی و شکل‌گیری فضای مجازی است، انجام کار قضاوت عادلانه بسیار دشوارتر از قبل شده است. نوعا این گونه است که وقتی موضوع مهمی که مطرح می‌شود، قبل از اینکه به قوه قضائیه برود و یا قوه قضائیه مراحل رسیدگی را شروع کند، موج گسترده‌ای در فضای مجازی له یا علیه مسأله یا افراد شکل می‌گیرد و انتظاراتی را در جامعه به وجود می‌آورد که ممکن است در خیلی از موارد این انتظارات با واقعیت‌های پرونده و حکم عادلانه در تناقض باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مدیریت کردن فضای عمومی به سمت عدالت و حق‌خواهی و پرهیز از ملاحظات جانبی در صدور احکام مسأله بسیار مهمی است که امروز کار قضات محترم قوه قضائیه را دشوارتر کرده است. لذا صدور احکام عادلانه همراه با توضیح و توجیه کافی برای اقناع جامعه می‌تواند به تدریج فرهنگ حق‌خواهی را در جامعه ارتقا دهد و از پیش داوری‌های غیر علمی و فضاسازی‌های رسانه‌ای جلوگیری کند. این مسأله مهمی است که امروز بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند. یعنی فضاسازی‌هایی که صورت می‌گیرد دستگاه قضائی را تحت فشار قرار می‌دهد. لذا تمهید مقدماتی برای کاهش این آسیب‌ها و عادت کردن جامعه به صبر و شکیبایی، تا رسیدن به نقطه عدالت واقعی مسأله مهمی است که می‌تواند به سالم‌سازی امر قضا در کشور کمک کند.
منتشر شده در گفتار
آرمان/ حجت سپهوند / آرمان- احسان انصاری: «کشور در شرایط حساس و خطیری قرار گرفته است». این جمله معروفی است که در چهار دهه گذشته به شکل‌ها و با زمینه‌های مختلف در فضای رسانه‌ای کشور مطرح شده است و هر بار نیز دلیل خاص خود را داشته است. از منظر جامعه شناسی سیاسی انقلاب‌ها از زمانی که متولد می‌شوند به دلیل دگرگونی‌های عمیقی که در زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد می‌کنند، انقلابیون همواره در هراس از دست دادن دستاوردهای خود و مقایسه با نظام سیاسی قبل از خود هستند. به همین دلیل نیز تلاش می‌کنند از نظر روانی افکار عمومی را نسبت به عملکرد خود اقناع کنند. به نظر می‌رسد این وضعیت برای انقلاب اسلامی ایران نیز رخ داده و هر چه از پیروزی انقلاب می‌گذرد نوع مدیریت‌های گذشته بیشتر خود را نشان می‌دهد. بدون شک ریشه بسیاری از چالش‌ها و فرصت‌های امروز جامعه ایران را باید در سال‌های ابتدایی انقلاب و به خصوص دهه ۶۰ جست‌وجو کرد. جایی که زیربنا و ساختار نظام سیاسی پس از انقلاب شکل گرفته است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و از سابقون انقلاب گفت‌وگو کردیم که در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.
‌چرا در چهار دهه گذشته کشور همواره در شرایط خطیر و حساس قرار داشته و همواره اقتصاد تحت تأثیر این مسأله بوده است؟ آیا خطر بودن یا عدم تلاش برای آرام سازی شرایط سبب از بین رفتن فرصت‌ها به خصوص در زمینه اقتصادی نشده است؟
در ابتدایی که انقلاب اسلامی شکل گرفت مردم به دنبال چنین رویکردی نبودند و انقلاب با چنین هدفی شکل نگرفت. بدون شک اقتصاد یک علم پیچیده است که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و بلند مدت است. مسائل اقتصادی را نیز باید به دو بخش تقسیم بندی کرد. بخشی که به عملکرد و برنامه‌ریزی مسئولان ارتباط پیدا می‌کند و بخشی که از حیطه توانایی مدیران خارج است. به عنوان مثال میزان بارندگی و خشکسالی خارج اختیارات مسئولان است که در برخی مقاطع سبب فشار اقتصادی به مردم نیز می‌شود. نکته دیگر به تلاش و همت خودمان باز می‌گردد. تلاش و کار کردن ارتباطی با دین و مذهب و انقلابی و غیر انقلابی‌گری ندارد. هر ملتی که بیشتر تلاش کند دستاوردهای بیشتری نیز به دست خواهد آورد. هدف اصلی انقلاب این بود که کشور از وابستگی به اجانب رها شود و به صورت مستقل به مسیر خود ادامه بدهد. انقلاب اسلامی به دنبال این بود که افراد جامعه بیکار نباشند و بین مردم تبعیض وجود نداشته باشد و به همه به یک چشم نگاه شود. خداوند هیچ گاه به پیامبر خود نفرمود که اگر شما حکومت تشکیل دهید و کار نکنید ما از آسمان برای شما گندم و برکت نازل خواهیم کرد. در هیچ کجای اسلام چنین مسأله‌ای وجود ندارد. اتفاقا دین اسلام همواره مسلمانان را به تلاش و کوشش و پیشرفت دعوت کرده و از مسلمین خواسته که برای امرار معاش و نزدگی بهتر تلاش کنند. در قرآن مجید آمده: «لیس للانسان الا ما سعی». این آیه به معنای این است که برای انسان هیچ چیز فراهم نمی‌شود مگر اینکه تلاش کند.
‌در سال‌های پس از انقلاب اراده کافی برای برنامه‌ریزی در زمینه اقتصادی وجود نداشت و یا اینکه برنامه‌ها در عمل با چالش‌های اجرایی مواجه شدند؟
اقتصاد علم پیچیده‌ای است و بنده معتقدم حتی از فلسفه نیز نیاز به فکر و اندیشه بیشتری دارد. البته که فلسفه هم نیاز به فکر و اندیشه دارد اما در زمینه اقتصادی باید تلاش و برنامه‌ریزی دقیق‌تری صورت بگیرد. این وضعیت در کشوری مانند ایران که روز به روز با افزایش جمعیت مواجه است با چالش‌های بیشتری مواجه است. پس از انقلاب اسلامی بسیاری از کارخانه داران کشور را ترک کردند و به کشورهای دیگر مهاجرت کردند. همه این افراد نیز ضد انقلاب نبودند اما شرایط کشور به شکلی بود که این افراد ترجیح دادند کشور را ترک کنند. البته در این زمینه‌ها سوء مدیریت نیز وجود داشت. برخی مصادره‌هایی که پس از انقلاب صورت گرفت با رویکرد مناسبی نبود. متأسفانه در آن شرایط اقتصادی کشور به خوبی مدیریت نشد و به همین دلیل نیز برخی از کارخانه داران و سرمایه داران تصمیم گرفتند کشور را ترک کنند. از سوی دیگر موضوع خصوصی سازی که با هدف قوی‌تر و واقعی کردن اقتصاد کشور شکل گرفت در نهایت شکل خصولتی به خود گرفت و به اهداف خود دست پیدا نکرد. برخی مدیران نیز دارای کارآمدی و توانایی لازم در زمینه مدیریت اقتصاد نبودند که این مسأله سبب به نتیجه نرسیدن برنامه‌ریزی‌های مهم اقتصادی کشور بود.
‌چرا انقلابی که در ابتدا رویکرد سیاسی به خود گرفته بود و سیاست همه بخش‌های جامعه را در برمی گرفت امروز با چالش‌های اجتماعی و اقتصادی مواجه شده و سیاست به حاشیه رفته است؟ آیا اگر انقلاب حرمت متوازن و همه جانبه‌ای در پیش گرفته بود نیز وضعیت مانند امروز می‌شد؟
مشکلات و چالش‌های انقلاب از ابتدا تاکنون به دلیل عوامل درونی و بیرونی بود و نمی‌توان تنها با یک دلیل مسائل را تحلیل کرد. مهم‌ترین عامل درونی ضعف مدیریت در طول سال‌های گذشته بوده است. از یک طرف مسئولان برنامه‌ریزی کردند که میزان جمعیت و دانشگاه‌ها در کشور افزایش پیدا کند و از سوی دیگر هیچ برنامه‌ای برای فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها صورت نگرفت. این مسأله علاوه بر اینکه هزینه‌های زیاد مادی و معنوی برای کشور به همراه داشته در شرایط کنونی به یک چالش نیز تبدیل شده است. در شرایط کنونی اغلب فارغ التحصیلان دانشگاه‌های کشور به‌رغم داشتن مدارک بالای تحصیلی بیکار هستند و هنوز نتوانسته‌اند شغلی متناسب با توانایی‌ها و تخصص خود پیدا کنند. در نتیجه اگر برای جوانان کار تولید می‌کردیم چالش‌های اجتماعی تا به این اندازه عمیق و مشکل‌ساز نمی‌شد. عوامل بیرونی نیز در شرایط امروز جامعه ایران تأثیر زیادی داشته است. هنگامی که کشورهای معاند فضا را برای جولان در زمینه آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی مناسب می‌بیند از این فضا سوءاستفاده می‌کند و به هر شکلی که تمایل داشت مشکل آفرینی می‌کند. شاید اگر به صورت عمیق‌تر و نگاهی ملی به مشکلات کشور نگاه می‌کردیم شرایط به این شکل نمی‌شد. مسئولان کشور در اغلب مقاطع بیش از آنکه عمل کنند، شعار داده‌اند و به همین دلیل نیز برخی مطالبات مردم تحقق پیدا نکرده است.
‌آیا افراط و تفریط‌هایی که در دهه‌های نخستین انقلاب اتفاق افتاد سبب فاصله گرفتن نسل جدید از نسل گذشته شده است. این افراط و تفریط‌ها به چه میزان در عدم تحقق مطالبات مردم تأثیر داشته است؟
نسل جدید از افراط و تفریط‌ها فاصله گرفته و نه از آرمان‌ها و قوانین اسلامی. قوانینی که پس از انقلاب اسلامی تصویب شد قوانین مناسبی بود که شرایط تطبیق با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی در آن وجود داشت. کسانی که در ابتدای انقلاب قوانین جمهوری اسلامی را تدوین کردند با آینده نگری و برنامه‌ریزی بلند مدت این کار را انجام دادند. در زمینه آرمان‌ها و اهداف انقلاب نیز این وضعیت وجود دارد. آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی آرمان‌هایی بودند که مورد درخواست مردم و مستتر در دین مبین اسلام بودند. در نتیجه آرمان‌ها نیز مطلوب و مناسب انتخاب شده بودند. با این وجود ما در زمینه عمل به قوانین و اجرا کردن آرمان‌های انقلاب اسلامی ضعف داشتیم. به همین دلیل نیز نسل جدید هنوز نتوانسته معنای دقیق انقلاب را درک کند. البته برخی از قوانین جای تردید و حتی بازنگری داشت و شاید می‌شد شرایط بهتری برای آن در نظر گرفت. به عنوان مثال قوانینی که درباره ماهواره در نظر گرفته شد شاید می‌شد به شکل دیگری قابلیت اجرا پیدا کند.
‌آیا این مسأله را می‌پذیرید که انقلاب در چهار دهه گذشته در برخی زمینه‌ها توانایی بازتولید معانی خود برای نسل جدید نداشته و به همین دلیل مجبور شده به شکل‌های دیگری با مسائل برخورد کند؟
بنده برای رابطه ایران با کشورهای جهان در چهار دهه گذشته اهمیت زیادی قائل هستم و معتقدم اگر در این زمینه دقت نظر بیشتری صورت می‌گرفت نگاه نسل جدید نسبت به آرمان‌های انقلاب شکل دیگری به خود می‌گرفت. به عنوان مثال در زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور کشور بودند رویکرد مثبتی در زمینه سیاست خارجی اتخاذ کردند که دستاوردهای خوبی برای کشور داشت و ما پیامدهای مثبت آن را به خوبی درک کردیم. هر چند که در همان مقطع زمانی نیز برخی با رویکرد منفی دشمن تراشی تلاش کردند تا رویکرد مثبت آقای هاشمی در سیاست خارجی را از بین ببرند و یا اینکه اثر آن را کاهش بدهند. رویکرد مثبت دولت آقای هاشمی در دولت اصلاحات و تفکراتی که رئیس دولت اصلاحات در نظر داشتند ادامه پیدا کرد و پیامدهای مثبتی نیز در عرصه بین‌المللی برای کشور به همراه داشت. رویکرد عقلایی و تعامل با کشورهای مختلف جهان به معنای سرسپردگی و انقیاد نیست که این مسأله با مبانی انقلاب در تضاد قرار دارد. انقلاب اسلانی هیچ گاه به دنبال دشمنی و کینه‌ورزی با کشورهای جهان نبوده و حضرت امام(ره) همواره با مدارا و دوستی با کشورهای جهان تأکید داشتند. ما باید روابطی را در دستور کار خود قرار بدهیم که در عین حالی که بذر کینه نکارد منافع ملی و مردم را نیز تأمین کند. یک ملت مسلمان نباید عقب افتاده و عقب مانده باقی بماند. اسلام همواره مسلمانان را به تلاش برای پیشرفت دعوت کرده است. به همین دلیل نیز رویکردی که در زمینه ارتباط با کشورهای جهان در پیش می‌گیریم دارای اهمیت زیادی است. پیامبر اسلام با علم به اینکه منشأ دشمنی از طرف کفار است اما هیچگاه آغازگر جنگ نبوده و همواره تلاش می‌کردند قبل از اینکه خونی ریخته شود با مذاکره و گفت‌وگو مسأله را حل کنند. با این وجود در شرایطی که دشمن قصد تعرض و سرکشی داشت پیامبر اجازه می‌دادند که مسلمانان وارد جنگ شوند. پیامبر اگر امکان گفت‌وگو و حل مسأله به صورت مسالمت آمیز وجود داشت با بستن معاهده با دشمن از خونریزی جلوگیری می‌کردند و مذاکره را به جنگ ترجیح می‌دادند. این نوع رفتار پیامبر اسلام و امیرالمومنین برای ما الگوست. در هیچ کجای اسلام و قرآن گفته نشده با مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و کفار نباید صحبت و مذاکره صورت بگیرد. در قرآن به صراحت آمده که به ادیان دیگر و خدایان ادیان دیگر فحش و ناسزا ندهید. اگر این اتفاق رخ بدهد آنها نیز مقابله به مثل می‌کنند و به دین شما توهین می‌کنند.
‌چرا در طول چهار دهه گذشته کلیدواژه دشمن به شکل‌های مختلف بر رویکرد ایران در سیاست خارجی سایه افکنده است؟ آیا از ابتدا قرار بود در این مسیر حرکت شود؟
واژه دشمن در ابتدا تنها درباره آمریکا صدق پیدا می‌کرد و درباره دیگر کشورها به کار گرفته نمی‌شد. شرعا ما اجازه نداشتیم به سفارت عربستان در تهران حمله کنیم و کسانی که چنین اقدامی کردند گناه بزرگی انجام دادند. کسانی که چنین رویکردی در عرصه بین‌المللی دنبال می‌کنند ضررهای زیادی به منافع ملی کشور زدند و چهره کشور را در عرصه بین‌المللی به صورت خشن به افکار عمومی جهان نشان دادند. این وضعیت درباره کشورهای دیگر نیز وجود داشته است. ریشه دشمنی با آمریکا نیز در ماجرای فرار شاه بود. هنگامی که شاه از کشور فرار کرد و پس از مدتی از کشور آمریکا سر درآورد و آمریکا با مانور تبلیغاتی زیاد به انعکاس اخبار مرتبط با شاه مبادرت می‌ورزید آتش کینه توزی‌های دو کشور شعله‌ور شد. بنده زمانی که سفارت آمریکا در تهران اشغال شد در ایران نبودم و در مکه حضور داشتم و معتقدم نباید چنین اتفاقی در آن مقطع زمانی رخ می‌داد. این اقدام نیز در نهایت پیامدهای منفی برای کشور به همراه داشت که برخی از آنها تاکنون نیز ادامه پیدا کرده است. اگر جاسوسی افرادی در سفارت آمریکا برای ما محرز می‌شد باید آن افراد را شناسایی می‌کردیم و به صورت دیپلماتیک آنها را از کشور اخراج می‌کردیم نه اینکه با اقداماتی شبیه حمله به سفارت آمریکا برای کشور و انقلاب هزینه تراشی می‌کردیم. با این وجود قرار نبود پس از چهل سال همچنان به کشورهای دیگر ناسزا بگوییم. ناسزاهایی که برخی در خیابان‌ها به کشورهای دیگر می‌گویند دارای پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. ما در یک جزیره زندگی نمی‌کنیم که عنوان کنیم قانون خود را اجرا می‌کنیم و به قوانین بین‌المللی پایبند نیستیم. ما باید براساس منافع ملی و اجازه‌ای که اسلام به ما داده با کشورهای دیگر درباره منافع ملی خود گفت‌وگو داشته باشیم و در عین حالی که استقلال و عزت خود را حفظ می‌کنیم با مودت و دوستی با کشورهای دیگر جهان تعامل داشته باشیم.
‌شما به عنوان یکی از سابقون انقلاب با هر دو شخصیت انقلاب یعنی آیت‌ا... هاشمی و آیت‌ا... موسوی خوئینی‌ها از نزدیک آشنایی داشته‌اید. دیدگاه شما درباره اظهارات آقای موسوی خوئینی‌ها درباره آقای هاشمی چیست؟
بنده تمایل ندارم در این زمینه ورود کنم. آقای موسوی خوئینی‌ها نیز عنوان کرده بودند که قصد مصاحبه در این زمینه نداشته‌اند و تنها با اصرار حاضر به پذیرش مصاحبه شده‌ام. بنده معتقدم هر اظهار نظری که سبب تفرقه و دو دستگی بین جریان اعتدالگرای کشور شود به صلاح نیست. مرحوم آقای هاشمی همواره تلاش داشتند مشکلات کشور را به صورت دیپلماتیک و با میانه‌روی حل کنند. در رویکرد هر فردی نیز احتمال خطا وجود دارد. این خطا ممکن است در قاطعیت یک نفر مستتر باشد یا اینکه در رویکرد میانه‌روی او. آنچه مسلم است اینکه رویکردی که آقای هاشمی در مدیریت کشور و حل مشکلات دنبال می‌کردند فواید زیادی برای کشور داشت. هر چند کسانی که امروز در مسائل کشور سنگ‌اندازی می‌کنند در آن مقطع زمانی هم اجازه نمی‌دادند آقای هاشمی به مقصود خود برسد و در مواقعی نیز به هدف خود رسیدند و اجازه ندادند آقای هاشمی به اهدافی که دنبال می‌کردند دست پیدا کنند.
منتشر شده در گفتار
پایگاه خبری جماران: همزمان با طرح ادعای شکنجه شدن اسماعیل بخشی، فعال کارگری آیت الله موسوی تبریزی، دادستان اسبق کل انقلاب به بیان خاطره ای از دهه 60 پرداخت.
آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی، دادستان اسبق کل انقلاب در گفت و گو با خبرنگار جماران گفت: ما از امام (ره) جز درباره محبت کردن به زندانی چیز دیگری نمی‌شنیدیم. ایشان همیشه افرادی را برای نظارت بر زندان ها به شهرها می فرستادند. گروهی با پیشنهاد آیت الله منتظری تشکیل شده بود که برای بازدید از زندان ها به استان ها و شهرها می رفتند. آیت الله محمدی گیلانی و آیت الله ابطحی از اعضای این گروه بودند. با تشکیل این گروه حتی افرادی که عضو گروهک های ضدانقلاب بودند با نظر دادستان و قاضی عفو می‌شدند.
دادستان اسبق کل انقلاب به بیان خاطره ای می پردازد و می گوید: سالها قبل از آنکه آقای لاجوردی از سوی شورای عالی قضایی کنار گذاشته شود به گوش مجلس رسید که در  ارتباط با دادستانی انقلاب اولین رفتارهای خودسرانه ای صورت می گیرد؛ لذا مجلس آقایان هادی خامنه ای، هادی نجف‌آبادی و دعایی را برای بازرسی از اوین تعیین کرد. من آن موقع دادستان کل بودم و به آقای لاجوردی گفتم این سه نفر باید راحت و بدون  مأمور و ناظر بیایند و با همه زندانیان صحبت کنند-به هرحال ممکن بود آنها را راه ندهند-؛ اما در نهایت به زندان رفتند و سه چهار روز با زندانی‌ها -چه زندانی های معمولی و چه آنهایی که عضو گروهک ها بودند- حرف زدند. در نهایت به امام(ره) گزارشی دادند که به ناراحتی امام (ره) انجامید و ایشان دستور داد آقای لاجوردی تغییر کند.
موسوی تبریزی می گوید: بعدها عده ای خدمت امام (ره) رسیدند و گفتند شما هر دستوری بدهید آقای لاجوردی انجام می دهد و قول می دهد دیگر خودسرانه عمل نکند. اگر او الان تغییر کند ممکن است گروهک ها فشار بیشتری بیاورند. امام(ره) شرایطی تعیین کردند که رفتارهای خودسرانه گذشته دیگر تکرار نشود. آقای لاجوردی هم قول دادند و تا مدتی هم ماندند. دادستان اسبق انقلاب درباره شرایط امام (ره) می گوید: امام(ره) دستور دادند بازپرس ها طبق قانون شرع عمل کنند یعنی هرچه حاکم شرع دستور دهد. اگر حاکم شرع می گوید 100 ضربه شلاق، حتی یک ضربه اضافه نشود و اگر حاکم، حکم 10 سال زندان می دهد به جز دوران حبس، شکنجه دیگری به زندانی تحمیل نشود. اگر بیمار به دوا و دارو نیاز دارد این امکانات باید فراهم شود. ملاقات ها باید فراهم می شد که البته ملاقات ها با خانواده ها به صورت خصوصی با همسرانشان برقرار بود.
منتشر شده در اخبار
آیت الله موسوی تبریزی: امروز اتحاد حتی از اوایل پیروزی انقلاب هم واجب‌تر است. زیرا تنها عاملی که منجر به تسریع سقوط شاه، تثبیت نظام جمهوری‌اسلامی، ایستادگی در برابر آمریکا، صدام و همه دشمنان کشور بود، وفاق و وحدتی بود که در میان ملت وجود داشت.
سعید گیتی آرا: خبرنگار جماران به بهانه فرارسیدن «هفته وحدت» به سراغ تعدادی از فعالان سیاسی و مذهبی کشور رفته و نظر آنها را درباره وضعیت وحدت در کشور جویا شده است.
آیت‌الله سیدحسین موسوی تبریزی که از ابتدای انقلاب‌اسلامی مناصب مهمی را در دستگاه قضائی بر عهده داشته، معتقد است که برای رسیدن به وحدت در کشور باید باور کنیم که هر ایرانی فارغ از مذهب و رنگ و زبان و گویش حقی مساوی با سایر ایرانیان دارد. وی همچنین از مسئولین می خواهد تا اختلاف ها را کنار گذاشته و برای حل مشکلات مردم تلاش کنند.
متن کامل گفت و گوی «آیت‌الله سیدحسین موسوی تبریزی» با خبرنگار جماران را در ادامه بخوانید:
  به نظر شما امروز تا چه اندازه به وحدتی که در کلام امام بر آن تأکید شده، نیازمندیم و سهم جریانات سیاسی در رسیدن به این وحدت چقدر است؟
یکی از آیات مهم قرآن که بر اساس فطرت بشری و توجه به آن نازل شده، «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا » است. بنابر این آیه، هیچ‌گاه چنگ زدن به قدرت خدا انفرادی و با اختلاف نمی‌شود. اختلاف جز پراکندگی و ذلت و ضعف هیچ دستاوردی ندارد. آنچه که قدرت می‌آورد و نابودی را دور می‌کند، این است که همه با هم باشند. این عبارت همه باهم که در کلام امام متبلور شده در واقع عین تفسیر قرآن است.
اگر اکثریت قابل توجه ملت باهم باشند، پیروزی از آن آنهاست
همانطور که در ابتدای انقلاب تمام مذاهب و گویش‌های مختلف، زنان و مردان همه باهم بودند، امروز نیز باید همان روحیه حاکم شود. در آن دوره اگر همه باهم نبودند، امکان پیروزی وجود نداشت. امروز نیز در تمامی مسائل اجتماعی، آنجایی که همه جامعه در آن حق دارند، باید همه با هم باشند، مسلماً در چنین حالتی پیروزی حتمی خواهد بود. البته ممکن است اقلیت ناچیزی همیشه در برابر اکثریت باشند، اما اگر اکثریت قابل توجه ملت باهم باشند، پیروزی از آن آنهاست.
همه باهم بودن و متحد شدن بر دو نوع است. یک نوع متحد شدن مذاهب درون کشور است که این برای کشور بسیار مطلوب است. برای نمونه شیعیان، اهل تسنن، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان یا اقوام مختلفی که در ایران حضور دارند، همه آنها ایرانی هستند و ما باید به این باور برسیم که همه آنهایی که در این مرزوبوم زندگی می‌کنند، ایرانی‌اند. پس باید باور کنیم که هر ایرانی فارغ از مذهب و رنگ و زبان و گویش... حقی مساوی با سایر ایرانیان دارد.
حتی اگر دشمن هم نداشته باشیم، تا متحد نشویم پیشرفت نمی‌کنیم
هیچ‌کدام از استان‌ها و شهرها با هم فرقی نمی‌کنند و در داشتن این حق با یکدیگر مساوی هستند و اگر کسی از این اصل تخلف کند، ظلم کرده و چنین ظلمی باعث فشل شدن و از بین رفتن نیروها می‌شود. لذا اگر نیرو از بین رود، دشمن سوءاستفاده می‌کند. امروز به مهم‌ترین مسأله‌ای که نیاز داریم، اتحاد و وحدت است. بعضی‌ها می‌گویند که امروز چون دشمن داریم باید متحد شویم، درصورتی که حتی اگر دشمن هم نداشته باشیم تا متحد نشویم پیشرفت نمی‌کنیم. بنابراین اتحاد در کشور باعث پیشرفت می‌شود. اگر تمام نیروها باهم متحد شوند، باعث تقویت علم و صنعت و فناوری در کشور می‌شوند. حتی برای اجرای عدالت نیز اتحاد و اتفاق و صمیمت لازم است.
نمی‌دانم کسانی که دم از خدا و پیغمبر و قیام و انقلاب و نهضت می‌زنند، با فحش دادن و تهمت زدن به افراد چگونه می‌خواهند به مملکت خدمت کنند؟ آیا نیتی خیر دارند یا هدفشان سوء است و قصد خرابکاری دارند؟
ابتدای پیروزی انقلاب ما با اینکه دولت تازه و ضعیفی بودیم و قانون و مقررات نداشتیم ولی آنچه انقلاب و نظام را حفظ می‌کرد و باعث موفقیت مسئولین نظام می‌شد، اتحاد مردم بود که همه باهم در دفاع از کشور، جهاد سازندگی و پیشرفت آن مشارکت می‌کردند. امروز نمایندگان مردم و مسئولین باید در این راستا قدم بزرگی بردارند نه اینکه هر روز شاهد سم پاشی‌ها، فحاشی‌ها و گاهی تهمت‌ها و پرونده سازی‌های آنها علیه یکدیگر باشیم.
کسانی که دم از اسلام و انقلاب می‌زنند چگونه می‌خواهند با فحاشی و تهمت زدن به افراد خدمت کنند؟
من فکر می‌کنم اگر کسی کوچکترین علاقه‌ای به ایران، ملت و نظام جمهوری‌اسلامی داشته باشد، چنین فضای تهمت‌زنی را سمّ مهلک در مواجهه با دشمن می‌داند. حتی اگر دشمن هم نداشتیم این قبیل رفتارها به پیشرفت و توسعه کشور لطمه می‌زد، اما با وجود دشمنانی که هستند سم پاشی‌ها و تهمت زدن‌ها به همدیگر بیشتر ضربه می‌زنند. نمی‌دانم کسانی که دم از خدا و پیغمبر و قیام و انقلاب و نهضت می‌زنند، با فحش دادن و تهمت زدن به افراد چگونه می‌خواهند به مملکت خدمت کنند؟ آیا نیتی خیر دارند یا هدفشان سوء است و قصد خرابکاری دارند؟ یا اینکه قصد دارند خرابکاری‌های خود را با ایجاد چنین فضایی مخفی نگه دارند.
امیدواریم که خداوند کشور را از شرّ کسانی که اختلاف‌افکنی می‌کنند، حفظ کند. امروز اتحاد حتی از اوایل پیروزی انقلاب هم واجب‌تر است، زیرا تنها عاملی که منجر به تسریع سقوط شاه، تثبیت نظام جمهوری‌اسلامی، ایستادگی در برابر آمریکا، صدام و همه دشمنان کشور بود، وفاق و وحدتی بود که در میان ملت وجود داشت. مردم با هم متحد و تا آخرین قطره خون خود حاضر به ایستادگی بودند.
باید کسانی که با تهمت‌ و فحاشی اختلاف‌افکنی می‌کنند، منزوی شوند
امروز نیز باید چنین رنگ و بویی در جامعه پیدا شود و همه موظفیم این کار را انجام دهیم. باید جلوی مسائل اختلاف انگیز که بسیار هم زیاد شده، گرفته شده و کاری کنیم تا کسانی که در جامعه با تهمت‌ و فحاشی اختلاف‌افکنی می‌کنند، منزوی شوند.
با توجه به اینکه در پاسخ خود به آمریکا اشاره کردید، به نظر شما وحدت تا چه اندازه می تواند به ایستادگی در برابر اقدامات یکجانبه گرایانه آمریکا در برابر ایران کمک کند؟
با اندکی تحقیق در مسائل سیاسی متوجه خواهید شد که آمریکا و دشمنان دیگر ما نظیر اسرائیل و ... تنها و تنها به اختلاف افکنی در کشور ما امیدوار هستند. بنابراین جز با وحدت نمی‌توان با آنها مبارزه کرد. دشمنان با ایجاد رسانه‌های ماهواره ای و مجازی، شبانه روز علیه کشور سم‌پاشی می‌کنند و متاسفانه می‌توانند در میان برخی جوانان که تجربه زندگی در زمان شاه را ندارند، اثرگذار باشند. این رسانه‌ها حتی موفق شدند تا نمونه‌هایی در عملکرد مسئولین پیدا کنند که منجر به تحریک افکار عمومی می‌شود.
مسئولین باید باهم آشتی کنند و اختلاف‌ها را از میان ببرند
اتحاد باید اول در مسئولین شروع شده و بعد میان آنها و مردم صورت گیرد. مسئولین باید باهم آشتی کنند و اختلاف‌ها را از میان ببرند. چرا که امروز وقتی مصاحبه‌های مسئولین در روزنامه‌ها را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که علیه همدیگر شمشیر کشیدند. آنها علاوه بر کنارگذاشتن اختلافات باید با مردم باشند و مشکلات مردم را حل کنند. متاسفانه توجه نکردن به مشکلات مردم هر روز شکاف میان مردم و مسئولین را بیشتر کرده و این مهم‌ترین اختلافی است که امروز در جامعه ما وجود دارد.
یک عده می‌گویند به دلیل اینکه معتقدندFATF بد است، پس باید هیچ‌گاه تصویب نشود. ولو اینکه آسیب‌های زیادی هم به منافع ملی بزند. در حالی که توجه نکردن به کشور عین خیانت است.
اینکه اگر ما متحد باشیم، آمریکا و هرکشور دیگری که با ما دشمنی دارد هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، یک واقعیت است. واقعیت این است که دشمنان از اختلاف ما سوءاستفاده می‌کنند نه اتحادی که باید داشته باشیم. آنها نمی‌توانند اختلافی بیندازند، تنها می‌توانند از اختلاف میان ما سوءاستفاده کرده و شکاف‌ها را روز به روز بیشتر کنند. من معتقدم ضمن اینکه اتحاد باید حفظ شود، دولت نیز موظف است به خواسته‌های ملت توجه کند. برای نمونه کارگران در اهواز و نقاط دیگر تظاهرات می‌کنند و می‌گویند که چند ماه است حقوق نگرفتند. هرکس اندکی توجه کند، می‌فهمد که اگر کارگر چندماه حقوق نگیرد، چطور می‌تواند زندگی کند.
اختلاف مسئولین روزبه روز شکاف میان مردم و حاکمیت را بیشتر خواهد کرد
کارگر که اندوخته چندانی ندارد تا از آن مصرف کند. بنابراین اگر تا امروز هم فریادش درنیامده، از نجابتش بوده است. دولت و حاکمیت باید به خواسته‌های این کارگران توجه کنند، چرا که اگر به وضعیت آنها رسیدگی نشود، منجر به اختلاف در کشور می‌شود. مسئولین نیز اگر باهم اختلاف داشته باشند، این اختلافات در طبقات پائین اثرگذار خواهد شد و روزبه روز شکاف میان مردم و حاکمیت بیشتر خواهد کرد.
طی دوسال اخیر موضوع گفت وگوی ملی همواره مورد توجه جریان ها به ویژه اصلاح طلبان بوده است. به نظر شما گفت و گوی ملی در تحقق وحدت تا چه اندازه موثر است؟
گفت و گوی ملی بسیار خوب است و  نه تنها در تحقق وحدت، بلکه در پیشرفت جامعه نقشی اساسی دارد. حتی در رفع مشکلات جاری کشور نیز بسیار ضروری است. برای اینکه در این گفت و گوها اشخاص و جریان‌ها می‌توانند پیشنهادات و نظرات خود را برای حل مشکلات کشور مطرح کنند و چون گفت و گویی واقعی میان آنها شکل گرفته، پیشنهادات سازنده از سوی هرفردی که باشد باید مورد پذیرش قرار گیرد.
گفت و گوی ملی پیش شرط نمی‌خواهد
این جمله از امیرالمومنین(ع) است که می‌فرماید؛ «من علّمنی حرفا کنت له عبدا»هر کس کلمه‌ای به من بیاموزد مرا بنده‌ی خویش کرده است. امروز نیز اگر کسی برای حل مشکلات کشور و اداره بهتر آن پیشنهادهای سازنده دهد، باید دستش را بوسید و به آن پیشنهادها عمل کرد.
آیا این گفت و گو پیش‌شرطی هم دارد؟
نه، گفت و گوی ملی پیش شرط نمی‌خواهد ولی اگر بخواهیم برای آن پیش شرط قائل شویم، این گفت‌و‌گوها باید بر اساس حفظ منافع مردم و مملکت باشند. در گفت و گوی ملی نباید اسرار مملکت فاش شود تا دشمنان بتوانند از آن سوءاستفاده کنند. در گفت و گوی ملی هر کدام از طرفین می‌توانند خود را مورد نقد قرار داده و پیشنهادهای سازنده ارائه دهند. طرف مقابل نیز باید نظرش را درباره پیشنهادهای مطرح شده اعلام دارد. بنابراین گفت و گو بسیار خوب است، اما اینکه به دلیل منافع شخصی مسائلی در این گفت و گوها مطرح شده که موجب آسیب به منافع ملی شود، ظلمی بزرگ است.
یک عده می‌گویند به دلیل اینکه معتقدندFATF بد است، پس باید هیچ‌گاه تصویب نشود
به نظر شما در راستای حمایت از دولت و تحقق وحدتی که همدلی بیشتر مردم با دولت را در این شرایط سخت طلب می کند، باید چه اقداماتی انجام گیرد؟
امروزه با توجه به اینکه ملت واقعاً از لحاظ اقتصادی مشکل دارد و مردم گرفتار هستند، در رابطه با این بخش، باید مشکلات را «همه باهم» حل کنند. اینکه این گروه یا آن گروه علیه همدیگر تجمع کرده یا شعار دهند، بی‌فایده است و جز اینکه وحدت را از بین ببرد، کار دیگری نمی‌کند. معمولاً در تجمع‌های این چنینی هر فرد می‌خواهد خود را به نمایش دربیاورد و خودخواهی‌ها حاکم می شود. اما آنچه مسلم است، گفت و گو ها باید انجام شده و تصمیم جدی گرفته شود تا در صورت امکان مشکلات حل شوند و برای آینده کشور درست برنامه ریزی شود.
چنین حرف زدن‌ها و نامه نگاری‌هایی باعث بروز اختلاف می‌شود، ولو اینکه آقای یزدی هیچ‌نظر بد و خاصی هم نداشته باشد. در واقع این قبیل بگو‌مگوها در کشور موجب ضرر شده و بی تردید دربرابر‌هم قرار گرفتن حوزوی‌ها و مراجع امری مطلوب نیست و از لحاظ اجتماعی، اهانت به مراجع و مرجعیت است.
برای نمونه، یک عده می‌گویند به دلیل اینکه معتقدندFATF بد است، پس باید هیچ‌گاه تصویب نشود. ولو اینکه آسیب‌های زیادی هم به منافع ملی بزند. در حالی که توجه نکردن به کشور عین خیانت است و از نظر اسلام حتی اگر قانونی خلاف شرع باشد ولی به نفع و صلاح جامعه اسلامی باشد، می‌توان به حکم شرعی عمل نکرد.
آنجایی که مصلحت جامعه اقتضا کند، احکام اولیه اسلام نباید اجرا شود
به همین منظور، شورای نگهبان در اوایل پیروزی انقلاب در سال  62-63 بعضی قوانین را مانند قانون کارگری خلاف شرع می‌دانست و می‌گفت ما نباید برای کارگر منافعی را شرط کنیم و خود کارفرما باید چنین کاری کند یا در رابطه با اخذ مالیات عده‌ای با دولت مهندس میرحسین موسوی مخالف بودند و مالیات را خلاف شرع می‌دانستند و دلیل‌شان هم این بود که باید مانند صدر اسلام، مملکت با خمس و زکات اداره شود که خوشبختانه امام با آنها برخورد کرد.
مسائلی از این قبیل باعث شد تا امام مجمع تشخیص مصلحت نظام را پیشنهاد کرده و بگویند؛ آنجایی که مصلحت جامعه اقتضا کند، احکام اولیه اسلام نباید اجرا شود و باید به مصلحت جامعه توجه کرد. لذا بعد از رحلت حضرت‌امام در قانون اساسی جدید«مجمع تشخیص مصلحت» تصویب شد. در مورد قوانین نیز هیچ اشکالی ندارد که متخصصین موافق و مخالف درباره آنها صحبت کرده و شورای نگهبان نیز نظر خود را اعلام کند. اما مجمع تشخیص مصلحت باید مصلحت کل جامعه را لحاظ کند. بنابراین اگر این موارد را رعایت کنیم، روزبه روز وحدت در جامعه بیشتر و اختلافات کمتر خواهند شد.
هوای نفس ما گاهی از آمریکا بدتر است
همچنین شیاطینی که در جامعه، حتی دین را ملعبه خود قرار دادند و قصد دارند تا از نردبان دین بدون توجه به دین بالا روند، خود به خود از بین می‌روند.
به نظر می رسد برخی اقدامات برخی تندروانه علیه دولت در سالیان اخیر، با انجام اقداماتی که آمریکا علیه ایران انجام می دهد، شباهت پیدا می کند. آیا تداوم این رفتارها در این مقطع نمی تواند به وحدتی که باید وجود داشته باشد، آسیب بزند؟
آنچه مسلم است چنین اقداماتی ضربه زننده به وحدت خواهد بود. اما نمی‌توان گفت همه کسانی که این کار را می‌کنند به خارج از مرزها متصل هستند چرا که هوای نفس ما گاهی از آمریکا بدتر است. بنابراین کسی که تابع نفس خود باشد، در اصل تابع یک شیطان بزرگ در درون خود است. اینکه گفته می‌شود آمریکا شیطان بزرگ است، این شیطان بزرگ از درون هر انسان می‌آید. اگر انسان عدالت داشته باشد، منافع اجتماع را بر منافع خود مقدم می‌داند.
نامه آقای یزدی کار درستی نبود
وقتی که منافع اجتماع مقدم بر منافع فردی شد، دیگر آمریکا نیز نمی‌تواند سوءاستفاده‌ای از ما کند. اما زمانی که منافع شخصی دارای اولویت می‌شوند، آمریکا به راحتی می‌تواند سوءاستفاده کرده و به همین خاطر پول می‌دهد تا شبکه‌های معاند علیه ایران فعالیت کنند. آنچه مهم است افراد متدین و مذهبی و کسانی که دل در گروی منافع کشور دارند، نباید ناآگاهانه در تله آمریکا بیفتند.
 در هفته های گذشته نامه سرگشاده آیت الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی واکنش های زیادی را در پی داشت. نظر شما در مورد این واکنش ها چیست؟
با توجه به اینکه من در این باره صحبت کردم و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم هم جزو اولین مجموعه‌هایی بود که به انتشار این نامه واکنش نشان داد، تکرار آن مواضع اهمیتی ندارد. اما مهم این است که چنین حرف زدن‌ها و نامه نگاری‌هایی باعث بروز اختلاف می‌شود؛ ولو اینکه آقای یزدی هیچ‌نظر بد و خاصی هم نداشته باشد. در واقع این قبیل بگو‌مگوها در کشور موجب ضرر شده و بی تردید دربرابر‌هم قرار گرفتن حوزوی‌ها و مراجع امری مطلوب نیست و از لحاظ اجتماعی، اهانت به مراجع و مرجعیت است. بنابراین نوشتن این نامه کار درستی نبود و حالا که از تب و تاب این موضوع کاسته شده، انشاءالله که حل و فصل خواهد شد.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از15
بازگشت به بالا