آیت‌ا... موسوی تبریزی: چه کسی گفته تماشای فوتبال برای زنان حرام است؟
آرمان ملی- حمید شجاعی: بالاخره طلسم چندین ساله عدم ورود بانوان به ورزشگاه‌ها شکسته خواهد شد و آنطور که گفته می‌شود از مهرماه و همزمان با مرحله دوم بازی‌های مقدماتی جام جهانی با فراهم شدن زیر ساخت‌هایی چون محل استقرار بانوان و نحوه ورود و خروج، در ورزشگاه آزادی به روی بانوان گشوده خواهد شد. گرچه عنوان شده که فعلا مقدار مشخصی برای بانوان بلیت فروشی صورت خواهد گرفت، اما همین مقدار نیز می‌تواند گامی مثبت تلقی شود.  آیت‌ا... حسین موسوی تبریزی دبیر کل مجمع محققین  و مدرسین حوزه علمیه قم می‌گوید: «اگر دولت بتواند راه‌های ورودی و خروجی را جدا کند، به‌ طوری‌ که زنان و مردان در رفت‌وآمد کنار هم در فشار و با مزاحمت همدیگر و برخی مزاحمت‌های افراد نااهل مواجه نشوند مشکلی ندارد و کسی نمی‌تواند و نباید برای حضور زنان در مجامع ورزشی ممنوعیت قائل شود.»
دبیر کل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم  با اشاره به با اشاره به اینکه «به‌ لحاظ شرعی ورود زنان به ورزشگاه تا حدی مهم است که ما هزینه‌هایی را متقبل شویم»، اظهار داشت: از نظر شرعی زنان و مردان وظایفی برای رعایت حجاب و عفت دارند که برای رعایت هر کدام از این ارزش‌ها میزان مشخصی تعیین شده است. آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی گفت: در هر جایی ممکن است افراد معصیت‌کار باشند و در میان زنان یا مردان مزاحمت ایجاد کنند. نمی‌شود که مثلا درِ پارک‌ها را ببندند یا یک پارک مختص زنان و یک پارک مختص مردان باشد. یا در مسجد که نماز جماعت برگزار می‌شود، گاهی با پرده‌ای مردان را از زنان جدا می‌کنند. در کل در عزاداری‌ها، در بازار و... در معامله، زنان و مردان را نمی‌توان از هم جدا کرد. رئیس سابق خانه احزاب اظهار کرد: در واقع همه‌ جا هم معصیت‌کار پیدا می‌شود و نمی‌توان به‌ خاطر معصیت‌کاران زنان و مردان را از هم جدا کرد. دبیر مجمع محققین درباره اینکه گفته می‌شود مردان موقع بازی فوتبال شلوار کوتاه می‌پوشند عنوان کرد: خب بپوشند! این دلیل می‌شود که زنان نباید فوتبال تماشا کنند؟ زمانی که مردان با شلوار کوتاه به بازار بروند، پس زنان نباید در بازار حضور داشته باشند؟ البته باید بگوییم مرد و زن هیچ‌کدام نباید با نظر شهوت و ریبه به همدیگر نگاه کنند؛ وگرنه هیچ‌کس در هیچ‌کجا نگفته تماشای بازی فوتبال برای زنان حرام است و آنچه مسلم است رعایت مسائل شرعی است که در همه جا می‌شود رعایت کرد و باید هم رعایت شود. این استاد حوزه با اشاره به راهکارهای حل مشکل ورود زنان به ورزشگاه بیان کرد: اگر دولت بتواند راه‌های ورودی و خروجی را جدا کند، به‌ طوری‌ که زنان و مردان در رفت‌وآمد کنار هم در فشار و با مزاحمت همدیگر و برخی مزاحمت‌های افراد نااهل مواجه نشوند، مسلماً حضور زنان در ورزشگاه‌ها برای تماشای فوتبال هیچ اشکالی ندارد. همچنین نیاز است در داخل ورزشگاه‌ یک‌ طرف را برای زنان و یک‌ طرف را برای مردان مشخص کنند و جدا از هم بنشینند. اگر این موارد لحاظ شود، مشکلی ندارد و کسی نمی‌تواند و نباید برای حضور زنان در مجامع ورزشی ممنوعیت قائل شود.
منتشر شده در اخبار
آیت الله موسوی تبریزی: امید به آینده به عوامل مختلفی بستگی دارد. مهمترین دلیل امید به آینده این است که افراد مختلف جامعه با توجه به توانایی‌ها و زحماتی که در زندگی کشیده‌اند بتوانند از دستاوردهای آن برخوردار باشند. خداوند به افراد مختلف جامعه توانایی‌های مختلفی داده است. توانایی‌هایی که اگر تقویت شوند می‌تواند زندگی افراد جامعه را بهبود ببخشد. ایجاد امید در جامعه به صورت دستوری و تزریقی امکان‌پذیر نیست. افراد جامعه و به‌خصوص جوانان در صورتی امید به آینده بیشتری پیدا می‌کنند که بتوانند از توانایی‌ها و دغدغه‌های خود به صورت مثبت استفاده کنند.
آرمان ملی- احسان انصاری: در حالی که دغدغه نسل ابتدای انقلاب مفاهیم کلیدی مانند آزادی و دموکراسی بود، در شرایط کنونی گویا این مفاهیم دغدغه اصلی نسل جدید نیست. نسل جدید بیش از آنکه به دنبال چنین دغدغه‌هایی باشد هنوز در حداقل‌های زندگی مانند شغل و ازدواج گرفتار شده و به همین دلیل نمی‌تواند پا را فراتر بگذارد و به حوزه مدنی و دغدغه‌های فکری توجه داشته باشد. از سوی دیگر نزاع ناخواسته با قدرت‌های جهانی در دهه‌های گذشته اولویت‌ها را تغییر داده و مطالبات جوانان در اولویت نخست تصمیم‌گیری مسئولان قرار نگرفته است. در نتیجه مطالبات امروز جوانان به حاشیه رفته و این مساله میزان امید به آینده را در بین آنها کاهش داده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان ملی» با آیت‌ا... سید حسین موسوی‌تبریزی دادستان کل انقلاب در دوران حضرت امام(ره) و دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده است. رئیس سابق خانه احزاب در این زمینه معتقد است: «جوانان امروز از مسائلی مانند جمهوریت و دموکراسی عبور نکرده‌اند و همچنان خواستار آن هستند. با این وجود ما باید گذشته خود را بررسی کنیم که چه بلایی بر سر دموکراسی آورده‌ایم که برخی جوانان به دغدغه‌های دیگر فکر می‌کنند. و توجه خود را به این مفاهیم کلیدی از دست داده‌اند.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.
چرا میزان امید به آینده در بین جوانان نسبت به دهه‌های گذشته کاهش پیدا کرده است؟
امید به آینده به عوامل مختلفی بستگی دارد. مهمترین دلیل امید به آینده این است که افراد مختلف جامعه با توجه به توانایی‌ها و زحماتی که در زندگی کشیده‌اند بتوانند از دستاوردهای آن برخوردار باشند. خداوند به افراد مختلف جامعه توانایی‌های مختلفی داده است. توانایی‌هایی که اگر تقویت شوند می‌تواند زندگی افراد جامعه را بهبود ببخشد. ایجاد امید در جامعه به صورت دستوری و تزریقی امکان‌پذیر نیست. افراد جامعه و به‌خصوص جوانان در صورتی امید به آینده بیشتری پیدا می‌کنند که بتوانند از توانایی‌ها و دغدغه‌های خود به صورت مثبت استفاده کنند. امید به آینده باید از درون هر فرد، خانواده و جامعه بجوشد. ذهن افراد جامعه باید امید تولید کند تا آن جامعه بتواند در راستای اهدافی که در پیش گرفته حرکت کند. در صورتی که این وضعیت وجود نداشته باشد جامعه دچار سستی و رخوت خواهد شد و جوانان با آینده‌ای مبهم مواجه خواهند شد. بدون‌شک یکی از دلایل اصلی افسردگی و خودکشی در بین جوانان نداشتن امید به زندگی است. امید به زندگی موتور محرکه یک جامعه است. به همین دلیل نیز اگر امید به آینده در بین یک نسل کاهش پیدا کند آن جامعه با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. در روایت‌های اسلامی نیز آمده است که امید و آرزو یک نعمت بزرگ برای امت اسلامی تلقی می‌شود. اگر امید و آرزو در جامعه وجود نداشته باشد حتی مادران نیز به بچه‌های خود شیر نمی‌دادند. اگر امید وجود نداشته باشد کسی درخت نمی‌کارد. معنای این سخن این است که پایه و اساس زندگی فردی و اجتماعی امید به آینده است. در شرایط کنونی پرخاشگری‌های اجتماعی، آمار طلاق و میزان خودکشی نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده که همه این مسائل ریشه در کاهش امید به آینده در بین جوانان دارد.
عملکرد مسئولان در دهه‌های گذشته به چه شکلی بوده؛ امید به آینده در بین مردم افزایش داشته یا کاهش یافته است؟
آمار و ارقام نشان می‌دهد که امید به آینده در بین مردم نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده است. باید ریشه‌های کاهش امید به زندگی در بین مردم مشخص شود. بدون‌شک یکی از عوامل اصلی این مساله عملکرد برخی مسئولان بوده است. منظور بنده از مسئولان نیز یک شخص و یا یک ارگان نیست، بلکه مسئولان در ادوار مختلف است. این قصور نیز در بین این مسئولان به یک اندازه نبوده است. به هر حال برخی سهم اندکی و برخی سهم بیشتری در این زمینه داشته‌اند. به‌عنوان مثال بیکاری یکی از مهمترین دلایل کاهش امید به آینده است. این در حالی است که در طول چند دهه گذشته اقدام موثری در زمینه کاهش بیکاری در کشور انجام نشده است. متاسفانه در شرایط کنونی چالش بیکاری گریبان تحصیلکرده‌های جامعه را نیز گرفته است که مساله‌ای بسیار مهم تلقی می‌شود. امروز بسیاری از تحصیلکرده‌های جامعه که در زمینه تحصیلی خود متخصص هستند یا بیکار هستند و یا در شغل‌هایی مشغول به کار هستند که هیچ قرابتی با تخصص آنها ندارد. این مسائل در جامعه تولید ناامیدی و نارضایتی می‌کند. این ناامیدی و نارضایتی نیز خود را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهد. در چنین شرایطی تحریکات خارجی سبب بروز رفتارهایی می‌شود که برای جامعه چالش‌آفرین است.
برای نسلی که در ایران انقلاب کرد آزادی، دموکراسی و عدالت مهمترین دغدغه‌ها بود و هزینه‌های زیادی نیز در این زمینه پرداخت شد. با این وجود دغدغه‌ها و اولویت‌های نسل جدید مانند گذشته نیست و مشکلات زندگی نسل جدید مانند شغل و ازدواج و حداقل‌های زندگی اجازه نمی‌دهد به مفاهیمی مانند دموکراسی فکر کنند. چرا اولویت‌ها در بین این دو نسل متفاوت شده است؟
زمانی که انقلاب در ایران شکل گرفت شعار اصلی انقلابیون استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. در آن مقطع زمانی افراد جامعه دغدغه شغل و ازدواج نداشتند و برای اغلب افراد جامعه شغل وجود داشت. بیکاری بیشتر مختص به کسانی بود که از روستا به شهرها مهاجرت کرده بودند. این اتفاق نیز در راستای اشتباه رژیم پهلوی صورت گرفته بود که روستاییان ترجیح می‌دادند برای زندگی بهتر به شهرها مهاجرت کنند. از سوی دیگر اغلب مبارزان انقلابی تحصیلکردگان جامعه بودند که استقلال و آزادی کشور با سیاست‌های خاندان پهلوی در تضاد می‌دیدند و احساس می‌کردند باید تغییرات جدی در رویکرد تصمیم‌گیری در کشور به وجود بیاید. شاه نیز برخورد منطقی با این دغدغه‌ها نداشت و بیشتر تلاش می‌کرد با سرکوب با این مسائل برخورد کند. در نتیجه شرایط کشور در آن مقطع زمانی ایجاب می‌کرد که چنین دغدغه‌هایی بیشتر مورد توجه مردم و جوانان جامعه قرار بگیرد. برخی نیز دغدغه دینی داشتند و مشاهده می‌کردند اتفاقاتی در جامعه در حال رخ‌دادن است که با دین اسلام همخوانی ندارد و برخلاف آن است. به همین دلیل نیز نسبت به این رویکرد دستگاه حاکمه اعتراض داشتند و با رژیم پهلوی مبارزه می‌کردند. در چنین وضعیتی کسی به دنبال شغل و حداقل‌های زندگی نبود، بلکه دغدغه‌هایی مانند آزادی و عدالت بیشتر مورد توجه مردم جامعه قرار داشت. این در حالی است که این وضعیت برای نسل جدید تغییر کرده است. امروز شرایط جامعه به شکلی به پیش رفته که دیگر جوانان به دلیل نداشتن شغل و آینده روشن نمی‌توانند به دغدغه‌هایی مانند دموکراسی فکر کنند. باید با برنامه‌ریزی‌های منسجم چشم‌انداز تازه‌ای تعریف کرد تا به کمک آن بتوان برای رفع مشکلات چاره مناسبی اندیشید. باید به این نکته مهم توجه کرد که اگر مسئولان جامعه مشکلات جوانان به‌خصوص بیکاری را حل کنند میزان امید به زندگی و نشاط به آنها بازمی‌گردد. در چنین شرایطی دیگر جوانان جامعه آرزوهای خود را در جوامع دیگر جست‌وجو نمی‌کنند و از کشور مهاجرت نمی‌کنند و برای مشارکت‌های اجتماعی عزم راسخ‌تری از خود نشان می‌دهند.
آیا نسلی که در ابتدای انقلاب به دنبال آرمان‌هایی مانند آزادی و دموکراسی بود در این زمینه موفق عمل کرد؟
در مرحله نخست باید به این موضوع به صورت نسبی نگاه کرد. در برخی مقاطع عملکرد در این زمینه موفق و در برخی مقاطع ناموفق بوده است. به همین دلیل نمی‌توان به صورت کلی در این زمینه اظهارنظر کرد. این در حالی است که در برخی مقاطع موانعی در این زمینه وجود داشته که اجازه نداده این آرمان‌ها شکل عملی و اجرایی به خود بگیرد. به‌عنوان مثال در دوران جنگ تحمیلی برخی دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی از اولویت‌های نخست جامعه خارج و جای آن را اولویت دفاع از کشور گرفته بود. به همین دلیل نیز در این مقطع زمانی موانع بیرونی اجازه نمی‌داد این اهداف محقق شود. البته همواره موانع بیرونی در این زمینه خلل ایجاد نکرده و در برخی مقاطع موانع داخلی سبب این ناکامی‌ها شده و کار مطلوب صورت نگرفته است. سرمایه‌های اجتماعی و سیاسی زیادی در کشور وجود داشته که با استفاده از آنها می‌شده اقدامات موثری در زمینه نهادینه‌سازی آزادی و دموکراسی صورت بگیرد. با این وجود این اتفاق به دلیل برخی سوءمدیریت‌ها و مانع‌تراشی‌ها رخ نداده است. به همین دلیل در تحلیل این موضوع باید همه جوانب را در نظر گرفت که چه میزان سرمایه در اختیار کشور بوده و در مقابل آن چه میزان برنامه‌ریزی و کار صورت گرفته است. در چنین شرایطی است که می‌توانیم با بینش عمیق‌تری در این زمینه اظهارنظر کنیم.
در دهه‌های گذشته کشور در یک نزاع بین‌المللی ناخواسته با قدرت‌های جهانی قرار داشته است. این نزاع بیرونی که در برخی مقاطع با نزاع‌های سیاسی درونی نیز همراه بوده به چه میزان دغدغه‌های جوانان جامعه را به حاشیه کشانده است؟
بدون‌شک این نزاع‌ها در توجه مسئولان به دغدغه جوانان تاثیرداشته است. باید با اندیشیدن تمهیدات لازم شرایطی ایجاد شود که امکان توجه جدی به دغدغه‌های جوانان و مردم به شکل اصولی ایجاد شود. هنگامی که دغدغه اصلی مسئولان رسیدگی به مطالبات و اولویت‌های جوانان نباشد به صورت طبیعی مشکلات و چالش‌ها افزایش پیدا می‌کند. جمهوری اسلامی از ابتدای شکل‌گیری تا امروز با چالش‌های بین‌المللی و مساله تحریم‌ها مواجه بوده است. در نتیجه تحریم‌ها اتفاق جدیدی برای ما نبوده که با ماهیت آن بیگانه باشیم. با این وجود مسئولان باید به دغدغه‌های دیگر جامعه و به‌خصوص مسائل جوانان نیز توجه جدی‌تر داشته باشند. در دهه‌های گذشته ما برنامه‌ریزی‌های مختلفی انحام داده‌ایم که یکی از آنها سند چشم‌انداز بوده است. با این وجود همواره از این سند عقب بوده‌ایم و موفق نشده‌ایم به‌خوبی این سند را اجرایی کنیم.
مهمترین دلیلی که بین نسل گذشته و نسل امروز فاصله ایجاد کرده چه مسائلی بوده است؟
در این زمینه شاید فاصله ایجاد شده اما بیش از آنکه خود موضوع مهم باشد دلایل آن حائز اهمیت است. دغدغه اصلی نسل انقلابی استقلال و آزادی بود. این در حالی است که این دغدغه همچنان نیز در بین جوانان وجود دارد. آیا نسل امروز به دنبال استقلال و آزادی نیست؟ پاسخ به این سوال قطعا مثبت خواهد بود. جوانان امروز از مسائلی مانند جمهوریت و دموکراسی عبور نکرده‌اند و همچنان خواستار آن هستند. با این وجود ما باید گذشته خود را بررسی کنیم که چه بلایی بر سر دموکراسی آورده‌ایم که جوانان به دغدغه‌های دیگر فکر می‌کنند. ما باید با نگاهی به گذشته این مساله را بررسی کنیم که چرا دغدغه‌های جوانان امروز تغییر کرده و توجه خود را به این مفاهیم کلیدی از دست داده‌اند. این در حالی است که انسان براساس فطرت خود به دنبال آزادی است و آزادی یکی از دغدغه‌های همیشگی انسان بوده است. آرمان اولیه ما در انقلاب نیز مبتنی بر همین مفاهیم بود. با این وجود کوتاهی‌هایی در این زمینه صورت گرفته که باعث شده نگاه نسل جدید نسبت به این مفاهیم تغییر کرده باشد و یا اینکه در اولویت‌های نخست آنها قرار نداشته باشد. به نظر می‌رسد بین نسل ابتدای انقلاب با نسل امروز فاصله به وجود آمده و این فاصله نیز بیشتر به دلیل عملکردی بوده که برخی مسئولان در گذشته داشته‌اند.
راه‌حل شما برای پرکردن این فاصله و بازگشت اعتماد عمومی در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی چیست؟
باید این مساله برای مردم و جوانان مسجل شود که اصلاح کشور از راهی به‌جز انتخابات میسر نیست و اگر قرار است اتفاق مثبتی صورت بگیرد تنها از راه انتخابات آزاد خواهد بود. نکته مهم در این زمینه این است که مردم باید قدرت انتخاب داشته باشند و به صورت آزادانه گزینه‌های مورد نظر خود را انتخاب کنند. به همین دلیل نهادهای نظارتی باید در برخی رویکردهای گذشته خود تجدیدنظر کنند و با سعه صدر بیشتری با گروه‌های سیاسی برخورد کنند. نهادهای نظارتی باید صلاحیت افراد مختلف را براساس توانایی‌ها و تخصص آنها مورد بررسی قرار دهند. در چنین شرایطی است که افراد صالح و متعهد وارد مجلس خواهند شد. حضور افراد متعهد و صالح در انتخابات، مردم را به حضور در پای صندوق‌های رأی تشویق می‌کند. به همین دلیل اگر قرار است مردم با شور و نشاط در پای صندوق‌های رأی حضور پیدا کنند باید همه جریان‌های سیاسی را به یک چشم نگاه کرد تا دیدگاه‌های مختلف فکری و سیاسی در انتخابات نماینده داشته باشند. کسی متولی فهم و درک مردم نیست. مردم ایران از درک و فهم بالایی برخوردار هستند و زمانی که مشاهده کنند شرایط برای انتخاب افراد متعهد و متخصص در انتخابات فراهم است قطعا در انتخابات حضور پیدا خواهند کرد. نهادهای نظارتی باید به شکلی در انتخابات آینده عمل کنند که هیچ فرد باصلاحیتی به دلایل سیاسی و یا کج‌سلیقگی از حضور در انتخابات محروم نشود. در چنین شرایطی است که گردش نخبگان در جامعه به‌خوبی صورت می‌گیرد و کسانی در مسند کار قرار می‌گیرند که از توانایی بیشتری برای حل مشکلات مردم برخوردار هستند. اگر این اتفاق رخ دهد هم کارآمدی مجلس شورای اسلامی بیشتر خواهد شد و هم اینکه مشکلات کلی کشور حل خواهد شد. حل‌شدن مشکلات کشور نیز میزان امید به آینده را در بین مردم و به‌خصوص جوانان افزایش خواهد داد.
منتشر شده در گفتار
چهارشنبه, 04 ارديبهشت 1398 06:04

احترام به خواست مردم

آیت الله موسوی تبریزی: اگر احساس می‌کنیم در گذر زمان موضوعاتی جدید پیش آمده یا آنکه مسائلی باید اصلاح شوند، می‌توانیم به سراغ قانون اساسی برویم و با رأی مردم خواسته‌های خود مردم را در قانون اساسی بیاوریم. می‌توان از بهترین متخصصان، دانشگاهیان و نخبگان بهره برد و نظرات ایشان را در قانون اساسی گنجاند و در نهایت آن نظرات را به رأی مردم گذاشت.
شرق: در مواجهه با قانون اساسی می‌توان دو نظریه را احصا کرد. نخست آنکه باید قائل به اجرای دقیق همین قانون باشیم تا دست‌کم از ظرفیت‌های موجود آن استفاده کنیم و دوم آنکه باید با تدابیری نوین و منطبق بر خواسته‌های کنونی ملت ایران، نقایص موجود را جبران و راهکارهای قانونی برای رفع آنها پیش‌بینی کنیم. دو نظر اجرا یا اصلاح در سال‌های گذشته بسیار مطرح بوده است؛ به‌نحوی‌که اخیرا فعالان سیاسی و حقوق‌دان‌ها بیش از گذشته درباره این موضوع سخن می‌گویند. در سالروز فرمان امام خمینی(ره) برای بازنگری در قانون اساسی ساعتی را با آیت‌الله موسوی‌تبریزی، نماینده دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی برای بررسی این موضوع به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.
**چه ضرورت‌هایی در اصلاح قانون اساسی وجود داشت که با گذشت یک ‌دهه از انقلاب احساس شد که باید تعدادی از اصول این قانون اصلاح یا حتی حذف شود؟
امام بسیار تأکید داشتند که شرایط عمده انتخاب رهبری تعیین شود تا پس از خودشان مشکلی ایجاد نشود. در قانون اساسی سال 58 یکی از شرایط رهبری مرجعیت بود که در آن شرایط قدری موضوع را پیچیده کرده بود؛ اگر قانون اساسی اصلاح نمی‌شد، معلوم نبود که چگونه باید رهبری دائم یا حتی موقت تعیین شود؛ زیرا در آن زمان شرط مرجعیت وجود داشت که بعد از بازنگری قانون اساسی این شرط حذف شد. بدون تردید یکی از اهداف امام از اعلام بازنگری در قانون اساسی جلوگیری از هرج‌ومرج و تکیه بر قانونگرایی بود.
**علاوه بر اصلاحات مفاد قانونی جایگاه رهبری، موضوعات دیگری نیز مورد توجه قانون‌گذاران وقت قرار داشت. به‌زعم شما هدف از اصلاح قانون اساسی منحصر به موضوع رهبری می‌شد؟
خیر، مشکلات دیگری نیز در سال‌های سپری‌شده از انقلاب ایجاد شده بود که ضرورت اصلاح آنها به‌شدت احساس می‌شد. شورای عالی قضائی یکی از عمده موضوعاتی بود که باید تدبیری به حالش می‌شد و دیدیم که با اصلاح قانون اساسی و تعیین رئیس‌ قوه قضائیه کارهای دستگاه قضا منسجم‌تر پیش رفت و یک نفر در قبال مسائل مختلفی که در این قوه پیش می‌آمد، پاسخ‌گو شد.
یا آنکه تغییراتی در تعیین مدیریت صداوسیما ایجاد شد که به‌هرروی در آن مقطع لازم به نظر می‌رسید. همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام وجه قانونی به خود گرفت. امام این مجمع را تشکیل داد اما تا سال 68 عنصر قانونی نداشت و با بازنگری در قانون اساسی این مسئله نیز رفع شد. امام بر اصل قانونگرایی بسیار تأکید داشتند؛ چنانکه به یاد داریم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اصرار داشتند که به‌سرعت قانون اساسی نگاشته و به رأی مردم گذاشته شود که چنین روحیه‌ای نشان از اعتقاد ایشان به حاکمیت قانون داشت.
** در شرایطی که هنوز مدت زیادی از تصویب قانون اساسی اولیه نمی‌گذشت، امام دستور بازنگری را صادر کردند اما اکنون گویا اصلاح این قانون در مقام عمل ناممکن به نظر می‌‌رسد. چرا نسبت به اصلاح این قانون به این میزان ملاحظه وجود دارد؟
امام با صدور دستور بازنگری قدم مهمی در قداست‌زدایی از قانون اساسی برداشتند. ایشان به همه فهماندند که قانون اساسی وحی منزل نیست که از نقد و اصلاح مصون باشد؛ ایشان به همه ما یاد دادند که می‌توانیم نسبت به قانون اساسی نقادانه برخورد کنیم. این راه‌حل بزرگ تا همیشه باقی خواهد ماند و این قانون مانند تمام قوانین روز دنیا قابل اصلاح است. بنابراین ضرورت دارد که اگر احساس می‌کنیم در گذر زمان موضوعاتی جدید پیش آمده یا آنکه مسائلی باید اصلاح شوند، می‌توانیم به سراغ قانون اساسی برویم و با رأی مردم خواسته‌های خود مردم را در قانون اساسی بیاوریم. می‌توان از بهترین متخصصان، دانشگاهیان و نخبگان بهره برد و نظرات ایشان را در قانون اساسی گنجاند و در نهایت آن نظرات را به رأی مردم گذاشت. این مسیر آزاداندیشانه میراث امام است که باید از آن حفاظت شود.
** برخی باور دارند که اصلاح‌ قانون اساسی در شرایط سیاسی فعلی می‌تواند باعث تغییراتی شود که چندان مطلوب نباشد. این استدلال را چگونه می‌بینید؟
این سخن بهانه است. کسانی چنین صحبت‌هایی را مطرح می‌کنند که از رأی مردم می‌ترسند. هراس دارند که اکثریت مردم خلاف نظرشان تصمیم بگیرند. ما باید به خواست مردم احترام بگذاریم. تردید نکنید که مسئولان بدون مردم هیچ‌ هستند. امام همان زمانی که در فرانسه تشریف داشتند، مدام می‌گفتند که باید همه چیز براساس خواست مردم جلو برود. هنگامی که پیش‌نویس قانون اساسی نیز نگاشته شد، به رأی عمومی گذاشته شد. هیچ اشکالی ندارد که مردم خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند. شک نداشته باشیم که مردم این روزها بسیار باسوادتر از 40 سال پیش شده‌اند. باید مسیری مهیا شود که در ابتدا سازوکارهای انتخابات اصلاح شود.
** با چنین سخنانی شما را باید در زمره مدافعان اصلاح قانون اساسی دانست؛ با این وصف کدام‌یک از اصول در نگاهتان بیشتر به اصلاح احتیاج دارند؟
بگذارید موضوع را منحصر به ذکر اصول نکنیم. موضوع مهمی که ضرورت اصلاح در آن زیاد احساس می‌شود، بحث کیفیت انتخابات است. با اصلاح قانون اساسی می‌توان سازوکاری را پیش‌بینی کرد که انتخابات مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری و ریاست‌جمهوری با نظم بیشتر و به دور از سلیقه‌گرایی برگزار شود. هیچ‌کس نباید در برگزاری انتخابات دخالت کند. ما افراد بسیار برجسته، نخبه و در عین حال متعهد به انقلابی داریم که می‌توانند خدمت کنند؛ وقتی صلاحیت چنین ظرفیت‌هایی احزار نمی‌شود، نظام از نیروهای خدوم و متخصص محروم می‌شود و به صلاح هیچ‌کس نیست.
** یکی دیگر از موضوعاتی که همواره در اهداف انقلاب مورد تأکید بود‌ه و در قانون اساسی نیز از آن صیانت شده، حق ملت است؛ چنانکه یک بخش در قانون اساسی تحت همین نام آمده است. به عنوان بحث پایانی بفرمایید که با چه ابزاری می‌توان از این حق مصرح در قانون اساسی حفاظت و در اصلاح احتمالی این قانون نیز بر آن تأکید کرد؟
مهم‌ترین راهکار این است که در نخستین قدم همین میزان از حقوق ملت که در قانون اساسی فعلی وجود دارد، اجرا شود. نباید با انواع نظارت‌ها حق انتخاب محدود شود. یک لحظه مجلس یکم، دوم و سوم را به یاد بیاوریم؛ چقدر تکثر عقیده در آنها وجود داشت. ما باید به سمتی حرکت کنیم که تفسیرهای محدودکننده حق مردم از قانون اساسی ایجاد نشود تا جایگاه مردم در نظام اسلامی همواره حفظ شود. در نهایت امیدوارم همه مسئولان در عین حال که از ظرفیت‌های قانون اساسی فعلی در راستای تحقق حق مردم بهره می‌برند، در اندیشه اصلاح این قانون نیز باشند.
منبع: روزنامه شرق؛ 1398،02،04 
منتشر شده در گفتار
آرمان: در پی انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه سبب شد تا کارشناسان و آگاهان به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند و مقامات قضائی سابق کشور که از این حوزه آگاهی کامل دارند از حضور رئیسی در این جایگاه با توجه به سوابقی که دارد استقبال کردند که از جمله آنها آیت‌ا... موسوی تبریزی است.
دادستان اسبق کشور در پاسخ به این سوال که حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی باید چه مسائلی را در اولویت کاری خود در قوه قضائیه قرار دهد به جماران گفت: «آقای رئیسی خودشان اطلاعاتشان از داخل قوه قضائیه از من بیشتر است. مهم‌ترین مشکل مردم زیاد بودن پرونده‌ها، معطل شدن در ادارات و اتاق‌های دادگستری و طول کشیدن زمان شکایت‌هاست که گاهی تا 8-9سال می‌رسد. آنطور که در اسلام آمده و مولا امیرالمومنین(ع) در نامه به مالک اشتر و جاهای دیگر می‌فرمایند که بهتر است حق هرچه زودتر به صاحبش برسد. آقای رئیسی این مشکلات را حل کنند و دنبال این باشند که جلوی کارچاق‌کن‌ها، رشوه‌بگیران و دلالانی که می‌خواهند با رقم‌های بالا حق را باطل جلوه دهند، بگیرد. خود آقای رئیسی اینها را بهتر می‌داند.» او ادامه داد: «امروز بسیاری از مردم آنقدر مأیوس شده‌اند که گاهی از حق خود می‌گذرند و می‌گویند از حق خودمان بگذریم بهتر از این است که در اتاق‌های دادگستری آواره شویم. این در نظام جمهوری اسلامی یک مشکل است و آقای رئیسی در این راستا باید در دادگستری‌ها نظم و انضباط ایجاد کنند.»
توجه به فصل 18 قانون اساسی
همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر ضرورت توجه به اصول فصل 18 قانون اساسی، گفت: اگر در دوره مدیریت جدید قوه قضائیه اصلاح قوانین و مقررات و روش‌ها، اصلاح ساختارها به منظور روزآمد کردن دستگاه قضائی و زیر مجموعه‌های دستگاه قضایی، اصلاح امور زندان‌ها و طبقه‌بندی به گونه‌ای که زندان محل بازپروری و اصلاح مجرمان به معنای واقعی کلمه شود، به نظر من موضوعات مهمی است. حجت‌الاسلام مجید انصاری اظهار داشت: من فکر می‌کنم اجرای دقیق فصل یازدهم قانون اساسی که در رابطه با قوه قضائیه و حدود وظایف و اختیارات این قوه است، مجموعا 18 اصل از اصل 156 تا 174 را شامل می‌شود، می‌تواند سیاست کلی پنج ساله و نقشه راه حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی در دوره جدید قوه قضائیه باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: قانون اساسی ما خوشبختانه قانون اساسی بسیار پیشرفته و مترقی است و حقیقتا در فصل یازدهم همه بایدها و شاخص‌های قوه قضائیه مطلوب، که هم منطبق با آموزه‌های دین و عدالت اسلامی و هم منطبق با شاخص‌های مطلوب بین‌المللی هست، پیش‌بینی شده است. البته در اجرای این اصول طبعا الزامات و اقدامات ویژه‌ای باید مورد توجه قرار بگیرد که بخش عمده‌ای از این مسائل مهم و محورهای کلیدی در رهنمودهای مقام معظم رهبری در حکم آقای رئیسی حکم شده است.
قضاوت عادلانه
وی تأکید کرد: به نظر من نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که در دوران ما، که در حقیقت عصر دیجیتال و توسعه ارتباطات جمعی و شکل‌گیری فضای مجازی است، انجام کار قضاوت عادلانه بسیار دشوارتر از قبل شده است. نوعا این گونه است که وقتی موضوع مهمی که مطرح می‌شود، قبل از اینکه به قوه قضائیه برود و یا قوه قضائیه مراحل رسیدگی را شروع کند، موج گسترده‌ای در فضای مجازی له یا علیه مسأله یا افراد شکل می‌گیرد و انتظاراتی را در جامعه به وجود می‌آورد که ممکن است در خیلی از موارد این انتظارات با واقعیت‌های پرونده و حکم عادلانه در تناقض باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مدیریت کردن فضای عمومی به سمت عدالت و حق‌خواهی و پرهیز از ملاحظات جانبی در صدور احکام مسأله بسیار مهمی است که امروز کار قضات محترم قوه قضائیه را دشوارتر کرده است. لذا صدور احکام عادلانه همراه با توضیح و توجیه کافی برای اقناع جامعه می‌تواند به تدریج فرهنگ حق‌خواهی را در جامعه ارتقا دهد و از پیش داوری‌های غیر علمی و فضاسازی‌های رسانه‌ای جلوگیری کند. این مسأله مهمی است که امروز بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند. یعنی فضاسازی‌هایی که صورت می‌گیرد دستگاه قضائی را تحت فشار قرار می‌دهد. لذا تمهید مقدماتی برای کاهش این آسیب‌ها و عادت کردن جامعه به صبر و شکیبایی، تا رسیدن به نقطه عدالت واقعی مسأله مهمی است که می‌تواند به سالم‌سازی امر قضا در کشور کمک کند.
منتشر شده در گفتار
آرمان/ حجت سپهوند / آرمان- احسان انصاری: «کشور در شرایط حساس و خطیری قرار گرفته است». این جمله معروفی است که در چهار دهه گذشته به شکل‌ها و با زمینه‌های مختلف در فضای رسانه‌ای کشور مطرح شده است و هر بار نیز دلیل خاص خود را داشته است. از منظر جامعه شناسی سیاسی انقلاب‌ها از زمانی که متولد می‌شوند به دلیل دگرگونی‌های عمیقی که در زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد می‌کنند، انقلابیون همواره در هراس از دست دادن دستاوردهای خود و مقایسه با نظام سیاسی قبل از خود هستند. به همین دلیل نیز تلاش می‌کنند از نظر روانی افکار عمومی را نسبت به عملکرد خود اقناع کنند. به نظر می‌رسد این وضعیت برای انقلاب اسلامی ایران نیز رخ داده و هر چه از پیروزی انقلاب می‌گذرد نوع مدیریت‌های گذشته بیشتر خود را نشان می‌دهد. بدون شک ریشه بسیاری از چالش‌ها و فرصت‌های امروز جامعه ایران را باید در سال‌های ابتدایی انقلاب و به خصوص دهه ۶۰ جست‌وجو کرد. جایی که زیربنا و ساختار نظام سیاسی پس از انقلاب شکل گرفته است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و از سابقون انقلاب گفت‌وگو کردیم که در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.
‌چرا در چهار دهه گذشته کشور همواره در شرایط خطیر و حساس قرار داشته و همواره اقتصاد تحت تأثیر این مسأله بوده است؟ آیا خطر بودن یا عدم تلاش برای آرام سازی شرایط سبب از بین رفتن فرصت‌ها به خصوص در زمینه اقتصادی نشده است؟
در ابتدایی که انقلاب اسلامی شکل گرفت مردم به دنبال چنین رویکردی نبودند و انقلاب با چنین هدفی شکل نگرفت. بدون شک اقتصاد یک علم پیچیده است که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و بلند مدت است. مسائل اقتصادی را نیز باید به دو بخش تقسیم بندی کرد. بخشی که به عملکرد و برنامه‌ریزی مسئولان ارتباط پیدا می‌کند و بخشی که از حیطه توانایی مدیران خارج است. به عنوان مثال میزان بارندگی و خشکسالی خارج اختیارات مسئولان است که در برخی مقاطع سبب فشار اقتصادی به مردم نیز می‌شود. نکته دیگر به تلاش و همت خودمان باز می‌گردد. تلاش و کار کردن ارتباطی با دین و مذهب و انقلابی و غیر انقلابی‌گری ندارد. هر ملتی که بیشتر تلاش کند دستاوردهای بیشتری نیز به دست خواهد آورد. هدف اصلی انقلاب این بود که کشور از وابستگی به اجانب رها شود و به صورت مستقل به مسیر خود ادامه بدهد. انقلاب اسلامی به دنبال این بود که افراد جامعه بیکار نباشند و بین مردم تبعیض وجود نداشته باشد و به همه به یک چشم نگاه شود. خداوند هیچ گاه به پیامبر خود نفرمود که اگر شما حکومت تشکیل دهید و کار نکنید ما از آسمان برای شما گندم و برکت نازل خواهیم کرد. در هیچ کجای اسلام چنین مسأله‌ای وجود ندارد. اتفاقا دین اسلام همواره مسلمانان را به تلاش و کوشش و پیشرفت دعوت کرده و از مسلمین خواسته که برای امرار معاش و نزدگی بهتر تلاش کنند. در قرآن مجید آمده: «لیس للانسان الا ما سعی». این آیه به معنای این است که برای انسان هیچ چیز فراهم نمی‌شود مگر اینکه تلاش کند.
‌در سال‌های پس از انقلاب اراده کافی برای برنامه‌ریزی در زمینه اقتصادی وجود نداشت و یا اینکه برنامه‌ها در عمل با چالش‌های اجرایی مواجه شدند؟
اقتصاد علم پیچیده‌ای است و بنده معتقدم حتی از فلسفه نیز نیاز به فکر و اندیشه بیشتری دارد. البته که فلسفه هم نیاز به فکر و اندیشه دارد اما در زمینه اقتصادی باید تلاش و برنامه‌ریزی دقیق‌تری صورت بگیرد. این وضعیت در کشوری مانند ایران که روز به روز با افزایش جمعیت مواجه است با چالش‌های بیشتری مواجه است. پس از انقلاب اسلامی بسیاری از کارخانه داران کشور را ترک کردند و به کشورهای دیگر مهاجرت کردند. همه این افراد نیز ضد انقلاب نبودند اما شرایط کشور به شکلی بود که این افراد ترجیح دادند کشور را ترک کنند. البته در این زمینه‌ها سوء مدیریت نیز وجود داشت. برخی مصادره‌هایی که پس از انقلاب صورت گرفت با رویکرد مناسبی نبود. متأسفانه در آن شرایط اقتصادی کشور به خوبی مدیریت نشد و به همین دلیل نیز برخی از کارخانه داران و سرمایه داران تصمیم گرفتند کشور را ترک کنند. از سوی دیگر موضوع خصوصی سازی که با هدف قوی‌تر و واقعی کردن اقتصاد کشور شکل گرفت در نهایت شکل خصولتی به خود گرفت و به اهداف خود دست پیدا نکرد. برخی مدیران نیز دارای کارآمدی و توانایی لازم در زمینه مدیریت اقتصاد نبودند که این مسأله سبب به نتیجه نرسیدن برنامه‌ریزی‌های مهم اقتصادی کشور بود.
‌چرا انقلابی که در ابتدا رویکرد سیاسی به خود گرفته بود و سیاست همه بخش‌های جامعه را در برمی گرفت امروز با چالش‌های اجتماعی و اقتصادی مواجه شده و سیاست به حاشیه رفته است؟ آیا اگر انقلاب حرمت متوازن و همه جانبه‌ای در پیش گرفته بود نیز وضعیت مانند امروز می‌شد؟
مشکلات و چالش‌های انقلاب از ابتدا تاکنون به دلیل عوامل درونی و بیرونی بود و نمی‌توان تنها با یک دلیل مسائل را تحلیل کرد. مهم‌ترین عامل درونی ضعف مدیریت در طول سال‌های گذشته بوده است. از یک طرف مسئولان برنامه‌ریزی کردند که میزان جمعیت و دانشگاه‌ها در کشور افزایش پیدا کند و از سوی دیگر هیچ برنامه‌ای برای فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها صورت نگرفت. این مسأله علاوه بر اینکه هزینه‌های زیاد مادی و معنوی برای کشور به همراه داشته در شرایط کنونی به یک چالش نیز تبدیل شده است. در شرایط کنونی اغلب فارغ التحصیلان دانشگاه‌های کشور به‌رغم داشتن مدارک بالای تحصیلی بیکار هستند و هنوز نتوانسته‌اند شغلی متناسب با توانایی‌ها و تخصص خود پیدا کنند. در نتیجه اگر برای جوانان کار تولید می‌کردیم چالش‌های اجتماعی تا به این اندازه عمیق و مشکل‌ساز نمی‌شد. عوامل بیرونی نیز در شرایط امروز جامعه ایران تأثیر زیادی داشته است. هنگامی که کشورهای معاند فضا را برای جولان در زمینه آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی مناسب می‌بیند از این فضا سوءاستفاده می‌کند و به هر شکلی که تمایل داشت مشکل آفرینی می‌کند. شاید اگر به صورت عمیق‌تر و نگاهی ملی به مشکلات کشور نگاه می‌کردیم شرایط به این شکل نمی‌شد. مسئولان کشور در اغلب مقاطع بیش از آنکه عمل کنند، شعار داده‌اند و به همین دلیل نیز برخی مطالبات مردم تحقق پیدا نکرده است.
‌آیا افراط و تفریط‌هایی که در دهه‌های نخستین انقلاب اتفاق افتاد سبب فاصله گرفتن نسل جدید از نسل گذشته شده است. این افراط و تفریط‌ها به چه میزان در عدم تحقق مطالبات مردم تأثیر داشته است؟
نسل جدید از افراط و تفریط‌ها فاصله گرفته و نه از آرمان‌ها و قوانین اسلامی. قوانینی که پس از انقلاب اسلامی تصویب شد قوانین مناسبی بود که شرایط تطبیق با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی در آن وجود داشت. کسانی که در ابتدای انقلاب قوانین جمهوری اسلامی را تدوین کردند با آینده نگری و برنامه‌ریزی بلند مدت این کار را انجام دادند. در زمینه آرمان‌ها و اهداف انقلاب نیز این وضعیت وجود دارد. آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی آرمان‌هایی بودند که مورد درخواست مردم و مستتر در دین مبین اسلام بودند. در نتیجه آرمان‌ها نیز مطلوب و مناسب انتخاب شده بودند. با این وجود ما در زمینه عمل به قوانین و اجرا کردن آرمان‌های انقلاب اسلامی ضعف داشتیم. به همین دلیل نیز نسل جدید هنوز نتوانسته معنای دقیق انقلاب را درک کند. البته برخی از قوانین جای تردید و حتی بازنگری داشت و شاید می‌شد شرایط بهتری برای آن در نظر گرفت. به عنوان مثال قوانینی که درباره ماهواره در نظر گرفته شد شاید می‌شد به شکل دیگری قابلیت اجرا پیدا کند.
‌آیا این مسأله را می‌پذیرید که انقلاب در چهار دهه گذشته در برخی زمینه‌ها توانایی بازتولید معانی خود برای نسل جدید نداشته و به همین دلیل مجبور شده به شکل‌های دیگری با مسائل برخورد کند؟
بنده برای رابطه ایران با کشورهای جهان در چهار دهه گذشته اهمیت زیادی قائل هستم و معتقدم اگر در این زمینه دقت نظر بیشتری صورت می‌گرفت نگاه نسل جدید نسبت به آرمان‌های انقلاب شکل دیگری به خود می‌گرفت. به عنوان مثال در زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور کشور بودند رویکرد مثبتی در زمینه سیاست خارجی اتخاذ کردند که دستاوردهای خوبی برای کشور داشت و ما پیامدهای مثبت آن را به خوبی درک کردیم. هر چند که در همان مقطع زمانی نیز برخی با رویکرد منفی دشمن تراشی تلاش کردند تا رویکرد مثبت آقای هاشمی در سیاست خارجی را از بین ببرند و یا اینکه اثر آن را کاهش بدهند. رویکرد مثبت دولت آقای هاشمی در دولت اصلاحات و تفکراتی که رئیس دولت اصلاحات در نظر داشتند ادامه پیدا کرد و پیامدهای مثبتی نیز در عرصه بین‌المللی برای کشور به همراه داشت. رویکرد عقلایی و تعامل با کشورهای مختلف جهان به معنای سرسپردگی و انقیاد نیست که این مسأله با مبانی انقلاب در تضاد قرار دارد. انقلاب اسلانی هیچ گاه به دنبال دشمنی و کینه‌ورزی با کشورهای جهان نبوده و حضرت امام(ره) همواره با مدارا و دوستی با کشورهای جهان تأکید داشتند. ما باید روابطی را در دستور کار خود قرار بدهیم که در عین حالی که بذر کینه نکارد منافع ملی و مردم را نیز تأمین کند. یک ملت مسلمان نباید عقب افتاده و عقب مانده باقی بماند. اسلام همواره مسلمانان را به تلاش برای پیشرفت دعوت کرده است. به همین دلیل نیز رویکردی که در زمینه ارتباط با کشورهای جهان در پیش می‌گیریم دارای اهمیت زیادی است. پیامبر اسلام با علم به اینکه منشأ دشمنی از طرف کفار است اما هیچگاه آغازگر جنگ نبوده و همواره تلاش می‌کردند قبل از اینکه خونی ریخته شود با مذاکره و گفت‌وگو مسأله را حل کنند. با این وجود در شرایطی که دشمن قصد تعرض و سرکشی داشت پیامبر اجازه می‌دادند که مسلمانان وارد جنگ شوند. پیامبر اگر امکان گفت‌وگو و حل مسأله به صورت مسالمت آمیز وجود داشت با بستن معاهده با دشمن از خونریزی جلوگیری می‌کردند و مذاکره را به جنگ ترجیح می‌دادند. این نوع رفتار پیامبر اسلام و امیرالمومنین برای ما الگوست. در هیچ کجای اسلام و قرآن گفته نشده با مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و کفار نباید صحبت و مذاکره صورت بگیرد. در قرآن به صراحت آمده که به ادیان دیگر و خدایان ادیان دیگر فحش و ناسزا ندهید. اگر این اتفاق رخ بدهد آنها نیز مقابله به مثل می‌کنند و به دین شما توهین می‌کنند.
‌چرا در طول چهار دهه گذشته کلیدواژه دشمن به شکل‌های مختلف بر رویکرد ایران در سیاست خارجی سایه افکنده است؟ آیا از ابتدا قرار بود در این مسیر حرکت شود؟
واژه دشمن در ابتدا تنها درباره آمریکا صدق پیدا می‌کرد و درباره دیگر کشورها به کار گرفته نمی‌شد. شرعا ما اجازه نداشتیم به سفارت عربستان در تهران حمله کنیم و کسانی که چنین اقدامی کردند گناه بزرگی انجام دادند. کسانی که چنین رویکردی در عرصه بین‌المللی دنبال می‌کنند ضررهای زیادی به منافع ملی کشور زدند و چهره کشور را در عرصه بین‌المللی به صورت خشن به افکار عمومی جهان نشان دادند. این وضعیت درباره کشورهای دیگر نیز وجود داشته است. ریشه دشمنی با آمریکا نیز در ماجرای فرار شاه بود. هنگامی که شاه از کشور فرار کرد و پس از مدتی از کشور آمریکا سر درآورد و آمریکا با مانور تبلیغاتی زیاد به انعکاس اخبار مرتبط با شاه مبادرت می‌ورزید آتش کینه توزی‌های دو کشور شعله‌ور شد. بنده زمانی که سفارت آمریکا در تهران اشغال شد در ایران نبودم و در مکه حضور داشتم و معتقدم نباید چنین اتفاقی در آن مقطع زمانی رخ می‌داد. این اقدام نیز در نهایت پیامدهای منفی برای کشور به همراه داشت که برخی از آنها تاکنون نیز ادامه پیدا کرده است. اگر جاسوسی افرادی در سفارت آمریکا برای ما محرز می‌شد باید آن افراد را شناسایی می‌کردیم و به صورت دیپلماتیک آنها را از کشور اخراج می‌کردیم نه اینکه با اقداماتی شبیه حمله به سفارت آمریکا برای کشور و انقلاب هزینه تراشی می‌کردیم. با این وجود قرار نبود پس از چهل سال همچنان به کشورهای دیگر ناسزا بگوییم. ناسزاهایی که برخی در خیابان‌ها به کشورهای دیگر می‌گویند دارای پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. ما در یک جزیره زندگی نمی‌کنیم که عنوان کنیم قانون خود را اجرا می‌کنیم و به قوانین بین‌المللی پایبند نیستیم. ما باید براساس منافع ملی و اجازه‌ای که اسلام به ما داده با کشورهای دیگر درباره منافع ملی خود گفت‌وگو داشته باشیم و در عین حالی که استقلال و عزت خود را حفظ می‌کنیم با مودت و دوستی با کشورهای دیگر جهان تعامل داشته باشیم.
‌شما به عنوان یکی از سابقون انقلاب با هر دو شخصیت انقلاب یعنی آیت‌ا... هاشمی و آیت‌ا... موسوی خوئینی‌ها از نزدیک آشنایی داشته‌اید. دیدگاه شما درباره اظهارات آقای موسوی خوئینی‌ها درباره آقای هاشمی چیست؟
بنده تمایل ندارم در این زمینه ورود کنم. آقای موسوی خوئینی‌ها نیز عنوان کرده بودند که قصد مصاحبه در این زمینه نداشته‌اند و تنها با اصرار حاضر به پذیرش مصاحبه شده‌ام. بنده معتقدم هر اظهار نظری که سبب تفرقه و دو دستگی بین جریان اعتدالگرای کشور شود به صلاح نیست. مرحوم آقای هاشمی همواره تلاش داشتند مشکلات کشور را به صورت دیپلماتیک و با میانه‌روی حل کنند. در رویکرد هر فردی نیز احتمال خطا وجود دارد. این خطا ممکن است در قاطعیت یک نفر مستتر باشد یا اینکه در رویکرد میانه‌روی او. آنچه مسلم است اینکه رویکردی که آقای هاشمی در مدیریت کشور و حل مشکلات دنبال می‌کردند فواید زیادی برای کشور داشت. هر چند کسانی که امروز در مسائل کشور سنگ‌اندازی می‌کنند در آن مقطع زمانی هم اجازه نمی‌دادند آقای هاشمی به مقصود خود برسد و در مواقعی نیز به هدف خود رسیدند و اجازه ندادند آقای هاشمی به اهدافی که دنبال می‌کردند دست پیدا کنند.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از16
بازگشت به بالا