احسان انصاری: با آغاز تغییرات در دولت، مطالبه افکار عمومی نسبت به تغییر مدیران ضعیف و حل مشکلات کشور جدی‌تر از گذشته شده است. این در حالی است که به نظر می‌رسد تغییرات در دولت در آینده آبستن اتفاقات مهمی خواهد بود. بدون شک یکی از انتقادات مهمی که به هر دو دولت حسن روحانی وارد می‌شود عدم استفاده از مدیران جوان و نادیده گرفتن توانایی‌های آنها بوده است. از سوی دیگر گردش نخبگان در دولت‌های آقای روحانی به خوبی صورت نگرفت و رئیس‌جمهور به دلیل اینکه کشور در شرایط مخاطره آمیزی قرار داشت خود را در یک چرخه مدیریتی بسته محدود کرد. این در حالی است که اگر دولت در زمینه‌های مختلف دارای چالاکی و سرعت عمل بیشتری بود شاید برخی از مشکلات کشور به وجود نمی‌آمد یا اینکه تاکنون مرتفع شده بود. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی انقلاب و دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده که می‌خوانید.
  • حضور مدیر ضعیف در منصب مدیریتی نیز به نوعی ظلم به جامعه است.
  • متأسفانه احزاب و گروه‌های سیاسی نیز بیش از آنکه به منافع ملی توجه کنند به دنبال منافع گروهی خود هستند و به صورت جزیره‌ای به محیط پیرامون نگاه می‌کنند.
  • باید به نقد و انتقاد سازنده توجه کرد و فضا را آزاد گذاشت تا مردم به راحتی دیدگاه‌های خود را به مسئولان منتقل کنند.
  • مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند که تا روز قیامت از آنها حمایت کنند.
  • نقد و انتقاد مردم از یک مدیر به معنای زیر سوال بردن کارنامه و سابقه وی نیست و بلکه به معنای نشان دادن خطای وی برای اصلاح آن است.
  • استفاده از افراد باتجربه فی النفسه بد نیست. با این وجود این امکان وجود دارد که چنین مدیری توانایی خود را از دست داده باشد.
  • ترامپ قصد دارد با اظهارات خود مسئولان جمهوری اسلامی را عصبانی کند تا اظهاراتی به زبان بیاورند که در نهایت به سود آنها تمام شود. در نتیجه ما نباید به شکلی رفتار کنیم که خواست ترامپ و نزدیکان وی باشد.
  • متن گفتگوی آیت الله موسوی تبریزی با روزنامه آرمان:
چرا در شرایط کنونی تغییر مدیران دولت یکی از دغدغه‌های اصلی افکار عمومی شده است؟ دیدگاه شما درباره تغییرات صورت گرفته در دولت چیست؟ تغییرات در دولت باید در چه زمینه‌ای ادامه داشته باشد؟
در مرحله نخست باید هدف تغییرات صورت گرفته در دولت را مشخص کرد. تغییر مدیران باید به صورت دقیق و همراه با عقلانیت و منطق باشد. بدون شک اگر یک مدیر بدون دلیل و استراتژی تغییر پیدا کند ممکن است پیامدهای منفی به همراه داشته باشد. این در حالی است که اگر تغییر مدیران با آینده نگری و برای بهبود وضعیت صورت بگیرد یک رویکرد سازنده خواهد بود. به نظر می‌رسد تغییرات صورت گرفته در دولت به دلیل موجی بوده که در بین افکار عمومی جامعه به وجود آمده و مسئولان برای اینکه این موج فروکش کند دست به این تغییرات زده‌اند. در گذشته نیز این اتفاق در کشور رخ داده است. در برخی از مقاطع تاریخ انقلاب برای اینکه هیجان‌های جامعه فروکش کند برخی از مدیران تغییر پیدا کرده‌اند. مسئولان کشور باید با بررسی‌های دقیق عملکرد مدیران بخش‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار بدهند و مدیران ضعیف را تغییر بدهند. حتی خود مدیران ضعیف نیز هنگامی که متوجه می‌شوند نمی‌توانند به مطالبات مردم پاسخ مثبت بدهند باید کناره‌گیری کنند و جای خود را به مدیران تازه نفس و قوی‌تر بدهند. مدیری که می‌داند فرد دیگری از نظر تخصص و تعهد وضعیت بهتری دارد باید خود زمینه را برای حضور وی مهیا کند. مدیری که می‌داند حضورش در منصب مدیریتی نمی‌تواند به حل مشکلات مردم کمک کند و با این حال بر حضور در این منصب اصرار می‌ورزد مانند کسی است که آتش جهنم را برای خود خریده است. از سوی دیگر حضور مدیر ضعیف در منصب مدیریتی نیز به نوعی ظلم به جامعه است. به نظر من مسئولان دولت باید بدون توجه به جنجال‌ها و هیاهوهای صورت گرفته از بهترین افراد در دولت استفاده کنند. از نظر شرعی تغییر مدیر ضعیف و استفاده از مدیر قوی‌تر واجب شرعی است. این در حالی است که در شرایط کنونی مردم با مشکلات زیادی مواجه هستند و به همین دلیل باید از مدیران قوی برای حل مشکلات مردم استفاده کرد. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی برخی از مدیران جامعه توانایی لازم را برای حل مشکلات مردم ندارند. با این وجود در مقابل هرگونه تغییر مقاومت می‌کنند و اجازه تغییر را به مدیران بالادستی خود نمی‌دهند.
به نظر شما با چنین مدیرانی چگونه باید برخورد کرد؟
پیامدهای مدیریت ضعیف تا سال‌ها باقی می‌ماند و این نکته را می‌توان با نگاهی به گذشته به خوبی مشاهده کرد. این وضعیت به خصوص در زمینه سوءاستفاده مالی برخی از مدیران شکل پررنگ‌تری به خود می‌گیرد. بنده معتقدم در طول تاریخ جمهوری اسلامی توجه کمی به این مسأله صورت گرفته و ما در انتخاب مدیران دقت زیادی انجام نداده‌ایم. در دهه نخست انقلاب اسلامی مسائلی مانند انقلابی بودن یا مذهبی بودن بیشتر ملاک انتخاب مدیران جامعه بود. پس از این مقطع زمانی نیز برخی مسائل در انتخاب مدیران نقش بیشتری پیدا کرد. به عنوان مثال در برخی از زمینه‌ها تخصص و تعهد نادیده گرفته شد و روابط بر ضوابط تقدم پیدا کرد. به همین دلیل نیز بسیاری از مشکلات کنونی جامعه مانند بیکاری، بحران‌های اجتماعی و عدم استفاده از متخصصان ریشه در این نوع برنامه‌ریزی دارد. متأسفانه احزاب و گروه‌های سیاسی نیز بیش از آنکه به منافع ملی توجه کنند به دنبال منافع گروهی خود هستند و به صورت جزیره‌ای به محیط پیرامون نگاه می‌کنند. منظور بنده از جزیره‌ای بودن نیز این است که گروه‌ها و احزاب سیاسی تنها به جزیره خود فکر می‌کنند و دغدغه‌های گروهی آنها در اولویت نخست قرار دارد. در شرایط کنونی یکی از چالش‌های مهم جامعه ما حضور برخی مدیران ضعیف در برخی از بخش‌ها است. به همین دلیل نیز مسئولان بالادستی باید در رویکرد این مدیران تغییر ایجاد کنند و به جای آن از مدیرانی استفاده کنند که بتوانند رویکرد قوی‌تری در مدیریت کشور ایجاد کنند و تلاش بیشتری برای حل مشکلات مردم از خود نشان بدهند.
آیا تغییرات صورت گرفته و زمزمه تغییرات جدی‌تر تنها برای خاموش کردن موجی بود که در این زمینه در افکار عمومی شکل گرفته بود؟
بنده معتقد نیستم همه این تغییرات برای فروکش کردن موج افکار عمومی بوده است. با این وجود معتقدم بخش‌هایی از این تغییرات با توجه به مطالبه مردم صورت گرفته است. البته این مسأله خاصی نیست و در همه کشورهای جهان مسئولان با توجه به مطالبات عمومی جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند یا در سیاست‌های خود تغییر ایجاد می‌کنند. بدون شک باقی ماندن برخی از مدیران در مناصب خود به کشور ضربه می‌زند و به همین دلیل هرچه سریع‌تر باید مدیران جدیدی را جایگزین این افراد کرد. نکته دیگر اینکه باید به نقد و انتقاد سازنده توجه کرد و فضا را آزاد گذاشت تا مردم به راحتی دیدگاه‌های خود را به مسئولان منتقل کنند. هرچه فضا برای انتقاد و اظهارنظر آزادتر باشد به همان میزان مردم با شفافیت و صراحت بیشتری با مسئولان صحبت می‌کنند و مشکلات را به آنها گوشزد می‌کنند. در مقابل هرچه فضای انتقاد بسته‌تر باشد مردم نمی‌توانند چالش‌ها و مشکلات را بیان کنند و درنتیجه مشکلات جامعه روزبه‌روز بیشتر می‌شود. در شرایط کنونی برخی خود را از مردم جدا فرض کرده و با استفاده از رانت‌های مختلف شرایطی را برای خود ایجاد کرده‌اند و به مردم نیز پاسخگو نیستند. به همین دلیل نیز باید فضای نقد و انتقاد در جامعه رشد پیدا کند تا پشت پرده برای افکار عمومی روشن شود و مردم از جزئیات تصمیم‌گیری درباره کشور آگاهی داشته باشند. مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند که تا روز قیامت از آنها حمایت کنند. هنگامی که مردم مشاهده کنند مسئولان به دغدغه‌های آنها توجه می‌کنند و تلاش می‌کنند که این دغدغه‌ها مرتفع شود همچنان به حمایت از آنها ادامه می‌دهند. این در حالی است که زمانی که این اتفاق رخ ندهد و مسئولان در تحقق مطالبات مردم ناتوان باشند مردم نیز حمایت خود را از آنها برمی دارند یا اینکه کمتر می‌کنند.
آیا اعضای کابینه از تعامل کافی برخوردار هستند؟ چرا برخی از مدیران دولت آقای روحانی که تمایلی برای ادامه همکاری ندارند همچنان در دولت باقی مانده‌اند؟
مدیری که خودش را فاقد انگیزه لازم برای ادامه مدیریت می‌داند از همین فردا نباید در محل کار خود ظاهر شود و به آقای رئیس‌جمهور اعلام کند که انگیزه لازم برای ادامه خدمت را ندارد. با این وجود به نظر می‌رسد برخی از مدیران از توانایی کافی برای خدمت برخوردار هستند، اما از انتقاد کردن و به چالش کشیده شدن هراس دارند و به همین دلیل حاضر نیستند در مناصبی که در اختیار دارند ریسک کنند و قدرت عمل خود را بالا ببرند. هیچ مدیری نباید از نقد و انتقاد هراس داشته باشد. نقد و انتقاد مردم از یک مدیر به معنای زیر سوال بردن کارنامه و سابقه وی نیست و بلکه به معنای نشان دادن خطای وی برای اصلاح آن است. با انتقاد کردن عملکرد مدیران به صورت واقعی برای آنها روشن می‌شود و مردم عنوان می‌کنند که یک مدیر در چه زمینه‌هایی ضعف داشته و در مقابل در چه زمینه‌هایی عملکرد قابل قبولی داشته است. مدیری که عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کرده و برای حل مشکلات مردم تلاش زیادی انجام داده به هیچ عنوان از نقد و انتقاد کردن هراس ندارد.
رویکرد آقای روحانی در دو دولت خود استفاده از مدیران باتجربه بوده اما این مسأله سبب پیر شدن و عدم چالاکی کابینه شده است. این در حالی است که مدیران جوانی که در دولت وجود دارند، عملکرد قابل قبولی از خود نشان داده‌اند. چرا آقای روحانی تمایلی به جوان کردن کابینه از خود نشان نمی‌دهند؟
آقای روحانی معتقد هستند باید از تجربه مدیرانی که درگذشته کارنامه ممتازی داشته‌اند استفاده کرد و به همین دلیل نیز تلاش کردند در کابینه خود از مدیران باتجربه با کارنامه موفق استفاده کنند. تجربه مدیران از سرمایه مردم شکل گرفته و مردم و جامعه برای تربیت چنین مدیرانی هزینه داده‌اند. حضرت علی(ع) در روایتی عنوان می‌کنند: «تجربه گذشتگان چراغ راه آِیندگان است». به همین دلیل مسائلی که امروز برای مردم وجود دارد در گذشته نیز به شکل‌های مختلف وجود داشته و به همین دلیل کسانی که از گذشته تجربه دارند می‌توانند به حل مشکلات کنونی جامعه کمک کنند. کسانی که از تجربه گذشتگان استفاده می‌کنند زندگی بهتر و متعادل‌تری دارند و با مشکلات کمتری مواجه هستند. در نتیجه استفاده از افراد باتجربه فی النفسه بد نیست. با این وجود این امکان وجود دارد که چنین مدیری توانایی خود را از دست داده باشد.
دیدگاه شما درباره مواضع اخیر دونالد ترامپ و واکنش مسئولان کشور نسبت به اظهارات وی چیست؟
در شرایط کنونی ترامپ در کشور آمریکا دارای منتقدان جدی است و اغلب مردم آمریکا با رویکرد وی موافق نیستند و وی را رئیس‌جمهور بزرگی قلمداد نمی‌کنند. به همین دلیل نیز وی تلاش می‌کند با جنجال‌آفرینی این ضعف را پنهان کند و به شکلی رفتار کند که سیاست‌هایش با حمایت اکثریت مردم آمریکا صورت گیرد. به نظر من مسئولان جمهوری اسلامی نباید به اظهارات ترامپ واکنش نشان بدهند و بیشتر به دنبال این باشند که مشکلات داخلی کشور را حل کنند. پس از جنجال‌آفرینی‌های ترامپ ما مشاهده می‌کنیم که مسئولان کشور به هم نزدیک‌تر شده و مواضع مشابهی اتخاذ می‌کنند. در نتیجه در شرایط کنونی عبارت «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، بین مسئولان صدق پیدا کرده است. اگر مسئولان تلاش کنند که مشکلات مردم را حل کنند و شرایطی را به وجود بیاورند که مردم از زندگی خود راضی باشند مردم نیز از مسئولان حمایت خواهند کرد و در نتیجه ترامپ هیچ غلطی نخواهد کرد. بدون شک جمهوری اسلامی نسبت به30 سال پیش بسیار قدرتمندتر شده و از توانایی بیشتری برخوردار شده است. ترامپ قصد دارد با اظهارات خود مسئولان جمهوری اسلامی را عصبانی کند تا اظهاراتی به زبان بیاورند که در نهایت به سود آنها تمام شود. در نتیجه ما نباید به شکلی رفتار کنیم که خواست ترامپ و نزدیکان وی باشد تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.
منتشر شده در گفتار
دوشنبه, 20 فروردين 1397 14:53

سخنی با رئیس جمهور

محمدتقی فاضل ميبدى
در انتخابات ۹۶ حدود ۱۵ سخنرانی  برای تبلیغ اقای روحانی داشتم.خوشبین بودم که در دولت دوم روحانی با حفظ تجربه هایی که داشته است، اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور وضع بهتری خواهد داشت، علاوه بر اين وعده هايي كه رييس جمهور در دولت بعد مي داد، همه را اميد وار كرد.اعضاي كابينه كه معرفي شد، به ويژه تیم اقتصادی خیلی ها را نگران کرد؛ ولی امید وجود داشت. غمگنانه باید گفت روز بروز ناامیدی ها بیشتر شد، هم در سیاست خارجی و هم اوضاع داخلی و اقتصادی. یکی از وعده های روحانی حفظ ارزش ریال در برابر دلار بود، امروز اما شاهدیم که ساعت بساعت ارزش پول ملی سقوط می کند،كسی هم در برابر اين ضايعه پاسخگو نیست. بسیاری از شهروندان نگران ارزش پول و دارایی خود هستند،کسی فکر نمی کرد تیم اقتصادی دولت دوم روحانی تا این اندازه بی مسولیت و ضعیف باشد.
آقای خاتمی به جناب روحانی این تذکر را روزهای اول داده بود ،که این تیم اقتصادی مطلوب نیست؛ اما توجهي نشد. رييس جمهور در سخنرانی و خطابه كم ندارد ،گاهی وجهه اپوزوسیون به خود می گیرد؛ اما در عمل معلوم نيست سكان داري كشتي كشور كيست؟ مسله حصر كه حل نشد هيچ مشکلات دیگری بر کشور اضافه شد از جمله لجام گسیختگی قیمت دلار. چرا رییس جمهور و یا رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و کسان دیگر شفاف با مردم سخن نمی گویند؟ تا کی باید با منطق عدم سازش با کشورهای بزرگ کشور را اداره کرد، تاکی باید بپای برخی شعارهای تنش زا از جیب این ملت هزینه کنیم و دست آوردي نداشته باشيم؟ بحرانهاي زيادي كشور را احاطه كرده است، اقتصاد سامان مندي نداريم، اگر دولت و سایر نهادهای حکومتی هر چه سریعتر چاره ای نیاندیشند، معلوم نیست چه خواهد شد؟ 
بیاییم منطق مذاکره را بر منطق خصومت ترجیح  دهیم. امام علی(ع) فرمود:«من بالغ في الخصومة فقد اثم »  زیاده روی در خصومت ورزیدن گناه بزرگ است. ما هر وقت بر سر پاره ای مسایل پای میز مذاکره رفتیم، بعد از پرداخت هزینه های زیادی رفتیم ،ایران در تاریخ بزرگتر از این بوده که کشوری مانند عربستان او را تهدید کند، نباید سیاست خارجی این کشور سربلند کارش به این جاها کشیده می شد. درخاتمه بگویم ،باید با دنیا مذاکره کرد و جلوی ضرر را هرگاه بگیریم برای ملت و کشور منفعت است. جمله امام علی(ع) را فراموش نکنیم : «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار، عبرتهای تاریخی زیاد است و عبرت بگیران اندکند ».
 
منتشر شده در یادداشت

محمدعلی کوشا در گفتگو با خبرگزار برنا: دغدغه نسل جوان برآورده نشده است/ باید به زمینه ایجاد اعتراضات بپردازیم نه سرکوب آن/ محدودیت های آقای خاتمی باعث تداوم خشونت ها می شود/ جلوگیری از بیان خواسته های جوانان منجر به انفجار و خشونت گرایی می شود/ قرآن بر مشورت پیامبر (ص) با مردم تاکید موکد دارد/ تقویت احزاب باعث ایجاد زمینه گفت و گو و آرامش در کشور می شود

عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در رابطه با ریشه اعتراضات اخیر گفت: ما مشکلات اقتصادی و فرهنگی متعددی داریم اما چنانچه مشکل سیاسی‌مان را برطرف کنیم خود به خود سایر مشکلات حل می شود. به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا؛ «محمد علی کوشا»، درباره ضرورت حل مشکلات سیاسی کشور در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا اظهار کرد: ما مشکلات اقتصادی و فرهنگی متعددی داریم اما چنانچه مشکل سیاسی‌مان را برطرف کنیم خود به خود سایر مشکلات حل می شود.

جلوگیری از بیان خواسته های جوانان منجر به انفجار و خشونت گرایی می شود

استاد اسبق دانشگاه شهید بهشتی تاکید کرد: این ناآرامی ها یک شبه به وجود نیامده بلکه ریشه در سال های متمادی دارد. نسل جوان دغدغه ها و خواسته هایی دارد که اغلب آنها برآورده نشده است. آنها رئیس جمهور را انتخاب کردند و ایشان هم وعده های گوناگونی داد و از او توقع برآورده سازی مطالبات شان را دارند. وقتی این نسل  پاسخی مناسب از سوی مسئولین دریافت نکند به مانند دیگ زودپزی که سوپاپ آن بسته باشد یک جا منفجر می شود. او اضافه کرد: ما همگی دلسوز انقلابیم و از سر دلسوزی این را می گوییم. نباید همه کسانی را که در خیابان اعتراض می کنند، ولو آنکه عده ای هم در میان آنها شیطنت کردند، وابسته به بیگانه تلقی کنیم. هرچند که بیگانگان هیچ گاه دلسوز مردم ایران نبوده اند اما ما قبل از هر چیز باید به علت ها بپردازیم و زمینه ناآرامی ها را کشف کنیم و ببینیم چرا یک نسل اینطور عصبانی شده تا برای بیان حرف های خود دست به خشونت بزند؟

باید به زمینه ایجاد اعتراضات بپردازیم نه سرکوب آن

استاد حوزه علمیه قم با رد خشونت گرایی و تخریب اموال عمومی در اعتراضات اخیر افزود: هیچ عاقلی نمی خواهد به اموال و افراد این مملکت خسارت وارد شود و کارهای تخریبی شرعا و عقلا محکوم است اما باید دید جوان ما چه می خواهد و چرا به اینجا رسیده که دوست دارد، تخریب کند؟ کوشا تصریح کرد: نسل جوان و دانشجوی ما طی این سال ها از تبعیض و ناعدالتی سرخورده شده است. اینکه قوه قضائیه برای یک نفر بابت اظهار نظر ولو غلط، 16 سال حکم زندان می دهد، اینها باعث واکنش جامعه می شود. نباید با تداوم حصر، در آنها ایجاد عقده شود. ما چرا باید کاری کنیم یک نسل از ما گریزان شود؟ اندیشمندان علوم اجتماعی همگی متفقند که جوانان امروز ما از لحاظ خلقیات و تعلقات شباهتی به نسل انقلاب 57 ندارند و ما باید متناسب با اصل تفاوت زمان به خواسته هایشان پاسخ دهیم.

قرآن بر مشورت پیامبر (ص) با مردم تاکید موکد دارد

محمدعلی کوشا در ادامه دیدگاه قرآن درباره ضرورت مشورت حاکم با مردم چنین گفت: من یک قرآن پژوه هستم و بیشتر مبانی و اصولی که دارم، برگرفته از قرآن است. قرآن برای مسائل اجتماعی راهکارهای روشن و صریح دارد، قرآن هدایت کننده مردم و درجایی دیگر هدایت گر متقین و اهل پرواست. اگر مردم و حاکمان خود را به قرآن عرضه کنند به یقین آنها را هدایت می کند. در فضای اجتماعی که مشکلات مختلفی را شاهد هستیم قرآن به ویژه در سوره شورا مسئله مشورت را مطرح می کند. پیامبر اکرم (ص) با مومنان درباره امور مختلف مشورت می کرد که در تصمیمات سیاسی باید سرلوحه کار حاکمان باشد.

تقویت احزاب باعث ایجاد زمینه گفت و گو و آرامش در کشور می شود

کوشا در رابطه با راهکار برون رفت از این فضا عنوان کرد: برای آغاز حل مشکلات، سران نظام و سردمداران جریانات سیاسی باید وارد گفت و گو و مشورت شوند. دراین راستا نخست باید احزاب و تشکل های مردمی را تقویت کرد چراکه این از ملزومات یک نظام توسعه محور است. اگر احزاب ما اجازه بسط، گسترش و فعالیت واقعی داشتند، جوانان ما احساس نمی کردند کسی پیگیر مطالبات شان نیست. اکنون شاهد یک اعتراض بی سر و بی شناسنامه ایم و نظام نمی داند طرف حسابش چه کسی یا نهادی است. آنها فقط اعتراض دارند و نمی دانند چه می خواهند و جایگزین این اعتراضات شان چیست. بنابراین احزاب باید آزادانه فعالیت کنند و این التهاب ها را با آزادی شماری از زندانیان سیاسی و گشودن حصر می توان آرام کرد.

محدودیت های آقای خاتمی باعث تداوم خشونت ها می شود

محمدعلی کوشا در پایان و درباره مصادیق گفت و گوی ملی اظهار کرد: چه اشکالی دارد شخصی مانند رییس جمهور دولت اصلاحات به نمایندگی از اصلاح طلبان وارد گفت و گو شود؟ چرا او را محدود می کنند؟ قطعا همین برخوردهاست که باعث ایجاد اعتراضات به شکل خشونت آمیز می‌شود. ما نمی توانیم وقتی این محدودیت ها را ایجاد کردیم از مردم بخواهیم در خانه بنشینند و دم فرو بندند. صحبت های چندی پیش آقای مصباحی مقدم بسیار مناسب بود. اصولگرایان نباید با این مسئله احساسی و جناحی برخورد کنند بلکه از مجاری قانونی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در کنار سایر احزاب و شخصیت ها می توانند با پا در میانی مسائل کشور را حل کنند. مشاورین رهبری هم می‌توانند از بالا فضا را برای حل مشکلات مردم باز کنند و مانع ایجاد تنش شوند.

منتشر شده در گفتار

محمدتقي فاضل ميبدي
در حاشيه سخنان آقای مصباح يزدي
در برخي رسانه ها از قول مصباح يزدي چنين آمده بود:
...اينها خيال مي كنندكليد حل همه مشكلات مسايل اقتصاد است و مي گويند تا اين حل نشود كارهاي فرهنگي درست نمي شود، اما انبيا و اوليا خلاف اين را مي گفتند." ايشان افزوده: بيشتر مفاسد از جانب ثروتمندان رخ مي دهد، فقرا به دنبال يك لقمه نان هستند... برخي مي گويند ما مي خواهيم گرانيها برطرف شود و هيچ مشكلي نداشته باشيم. راحتي براي مومنان تنها در بهشت حاصل مي شود و بايد براي رسيدن آن در اين دنيا سختيها را تحمل كنيم.
در اين جا بايد مطالبي را خدمت ايشان معروض داشت:
١- حل مسايل اقتصادي از بنياديترين و كليدترين مسايل جامعه بشري است. در قرآن كريم قريب به صد آيه از مسايل زكات، انفاق و دعوت به عدالت به عنوان از بين بردن فاصله طبقاتي نازل گشته است و حق محرومان را در اموال اغنياء دانسته است و علت اين كه زكات در كنار صلوات آمده، يعني عبادت بدون اقتصاد و معيشت معنا ندارد. خداي قران خدايي است كه عبادت، امنيت و معيشت جامعه را در كنار هم قرار مي دهد «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ». جامعه قراني جامه اي است كه مايحتاج مردم بايد به اندازه كافي در اختيار شان باشد.« وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً». وشهر مسلمانان بايد شهر امن وآرامش باشد.( قرية امنة مطمنة) .اگر پيامبران تنها براي مبارزه با كفر آمده بودند قرأن كريم از جنگ مترفان با پيامبران صحبت نمي كرد .
٢- اين كه در بيانات اين استاد آمده است كه بيشتر فساد به دست ثروتمندان صورت مي گيرد، بايد گفت بيشتر فساد در جايي است كه مسايل اقتصادي جامعه حل نشده باشد و غالبا فساد در جايي است كه فقر وجود داشته باشد. پيامبر(ص) فرمودند:«كاد الفقر ان يكون كفرا» يعني: فقر زاينده كفر است. يا فرمودند: لولا الخبز ما صمنا ولا صلينا، يعني خدايا اگر نان ( مايحتاج مردم) نباشد نماز و روزه اي بجا آورده نمي شود، يعني نان ستون نماز است و نماز ستون دين. فقر در اين دسته از روايات موجب هر گونه فسادي است.
آقاي مصباح لابد مي دانند بر اساس تحقيقاتي كه صورت گرفته عامل بيشتر طلاقها در جامعه فقر وناداري خانواده هاست. علت اين كه مردم حاضر مي شوند كليه خود را به فروش بگذارند عاملي جز فقر نيست. علت اين كه آمار اعتياد در جامعه بالا است نابساماني شرايط اقتصادي و نرخ رشد بالاي بيكاري است. چگونه مي توان تصور كرد كه مردم به فكر دين باشند ولي به فكر گراني و مشكلات اقنصادي نباشند. به قول سعدي
اگر روي به محراب دارند دلشان در گرو بازار است
لابد آقاياني كه تا اين اندازه براي دين خدا دل مي سوزانند، دغدغه مسايل معيشتي ندارند و از آينده فرزندان خود نگران نمي باشند. حفظ دين وظيفه هر دينداري است، اما بايد معناي دين را روشن كرد شايد قرائتي كه آقايان از دين دارند اين است كه بايد هميشه رياضت كشيد و رفاه و راحتي را در جهان آخرت و در بهشت برين ًجست و جستجو كرد. ًچنين قرائتي با سيره و سلوك پيمبر و اصحاب نمي سازد و شخصيتي مانند ابوذر غفاري با معاويه ناسازگار نمي شد و شهيد نمي گشت.
٣- اگر آقايان در انقلاب عليه رژيم گذشته حضور داشتند، مي دانستند كه یکی از عوامل انقلاب مردم، ظلمهاي اقتصادي بود كه در رژيم گذشته صورت مي گرفت. مردم مشكلي در مسايل نماز و روزه و حج نداشتند. اگر هم دغدعه دين داشتنند، ديني را مي خواستند كه عدالت اقتصادي و مبارزه با تكاثر اموال در راس آن باشد. اگر آقاي مصباح قرائتي از دين دارند، كه حقشان است اما بينش ديني خود را حق مطلق ندانند و اگر مي دانند به قرائت ديگران از دين احترام بگذارند. كساني كه غير از ايشان مي انديشند، نه دغدغه شان از دين كمتر است و نه فهم كمتري از دين دارند. در حوزه علميه عالمان بزرگي هستند كه مانند مصباح نمي اندشند. خداوند دين را براي نجات مردم از ظلم فرو فرستاده است در ادبيات ديني زيان ظلم براي جامعه بيشتر از كفر است. كفر خسران فردي دارد ولي ظلم است كه جامعه را به هلاكت مي رساند و اين ظلم است كه در پي آن كفر زاييده مي شود. چرا برخي از آقايان كه در اين چند سال سنگ دين به سينه مي زدند، يك بار نپرسيدند كه اين درآمدهاي نفتي چند صدميليون دلار كجا صرف شد؟ و سرنوشت اخلالگران و اختلاسگران و رانت خواران چه شد؟ آيا اين پديده هاي شوم اقتصادي، كه متاسفانه در كسوت دين انجام مي شود، بيشتر باعث بدبيني نسبت به دين مي شود، يا يك مقاله اي كه يك مساله تاريخي را به نقدكشيده است ؟ مگر در سرلوحه تعاليم ابياء مبارزه با قارونهاي اقتصادي زمان نبوده است؟ بر اساس گزارشهاي موجود هزاران خودروي مدل بالا و گرانقيمت با دلار هزار تومان دراين چند سال دولت عدالت وارد گشت و الان در خيابانهاي تهران و ديگر شهرها جلوي چشم فقران بيشماري تردد مى كنند، در حاليكه بيماران، داروي خود را با دلار بالاي سه هزار تومان تهيه مي نمايند. چرا نسبت به اين گونه موارد فريادي از حلقومى بر نمي آيد؟ نگارنده اين سطور از امثال آقاي مصباح تقاضا مي كند نسبت به واقعيات جامعه نگاه واقع بين تري داشته باشند و اگر بر اين باورند كه جوانان نسبت به دين كم توجهند، كه باور درستي است، ريشه أنرا درست بشناسند و از كنار فقر و گراني و ظلمهاي اقتصادي به سادگي نگذرند، چون اقتصاد اصلي است كه همه پيامبران به اصلاح آن به نفع توده هاي مردم توجه داشتند.

منتشر شده در اجتماعی
بازگشت به بالا