پنج شنبه, 19 بهمن 1396 11:24

حرف‌های صريح درباره حجاب

محمدتقی فاضلی میبدی در گفتگو با آرمان: بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام‌آور و تحکمی با مسأله حجاب برخورد کنند باید این نکته در نظر داشته باشند که این رویکرد واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت.
آرمان- احسان انصاری: در هفته‌های گذشته جامعه با پدیده جدیدی به نام«دختران خیابان انقلاب» مواجه شده که با واکنش‌های گسترده اجتماعی و سیاسی در فضای مجازی و رسانه‌های گروهی مواجه شده است. اتفاقی نادر که بیش از آنکه نیاز به برخورد سلبی وقضائی داشته باشد به تحلیلی جامعه‌شناسی و روانشناسانه نیاز دارد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع با محمد تقی فاضل میبدی یزدی گفت‌وگو کردیم. این مدرس حوزه و دانشگاه تصریح می‌کند: «بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام‌آور و تحکمی با مسأله حجاب برخورد کنند باید این نکته در نظر داشته باشند که این رویکرد واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت. هر چه بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه تلاش کنند که به صورت سلبی با این موضوع برخورد کنند به همان اندازه واکنش‌ها نسبت به این رویکرد منفی و سیاسی خواهد شد. هنگامی که دوطرف ماجرا در دوسوی یک بازی سیاسی قرار می‌گیرند وضعیت به تقابل کشیده خواهد شد که در این تقابل سیاسی نتیجه مناسبی به دست نخواهد آمد. وظیفه حکومت در زمینه حجاب، ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر از طریق منطق و استدلال است. دنیای امروز دنیای شلاق زدن، زندان کردن و برخوردهای خشن با مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست. در دنیای امروز مسائل اجتماعی و فرهنگی باید با رویکردهای عقلایی، منطقی و علمی حل و فصل شود و هر کسی به جز این راهی در پیش بگیرد اشتباه خواهد بود». در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با حجت‌الاسلام فاضل میبدی را از نظر می‌گذرانید.
دیدگاه شما درباره جریانی به‌نام «دختران خیابان انقلاب» چیست؟
ما باید دو مسأله «اجباری» یا «اختیاری» بودن حجاب و مبارزه برای بی‌حجابی را از هم تفکیک کنیم. اینکه برخی از دختران در مکان‌های عمومی روی سکو بروند و حجاب از سر خود بردارند، معقول و مشروع نیست. بدون شک به همان نسبت که برای «حجاب» نمی‌توان مبارزه کرده به همان اندازه برای بدحجابی نیز نباید مبارزه کرد. مبارزه برای ارزش‌های اخلاقی و مذهبی از اساس اشتباه است و این مسائل باید از راه‌ اندیشیدن و گفت‌وگو و تعامل به نتیجه مطلوب برسد. از سوی دیگر در جامعه ما همه مسائل به صورت خواسته یا ناخواسته سیاسی شده است. به همین دلیل حوزه ‌اندیشه، اخلاق و ارزش‌های انسانی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. به‌عنوان مثال اگر در ماه مبارک رمضان افرادی اراده کنند که در اماکن عمومی سیگار بکشند با برخورد هر حکومت اسلامی مواجه خواهند شد و هیچ حکومت اسلامی چنین رفتاری را نمی‌پسندد و با آن برخورد خواهد کرد. از سوی دیگر الزام و تحکم ارزش‌های اخلاقی و دینی از سوی حکومت به مردم نیز رویکرد صحیحی نیست و نتیجه مطلوبی به بار نخواهد آورد. در بسیاری از کشورهای اسلامی، مردم نماز و روزه و واجبات مذهبی را انجام می‌دهند. با این وجود در این کشورها هیچ اجباری برای حفظ حجاب وجود ندارد و زنان با هر نوع پوششی که دوست داشته باشند در اماکن عمومی ظاهر می‌شوند. به عنوان مثال در کشور لبنان به عنوان یک کشور مسلمان هم زنان باحجاب وجود دارد و هم زنان بی‌حجاب و هیچ الزام و اجباری وجود ندارد. به نظر بنده نیز حجاب اجباری از طریق تهدید و ارعاب و زندان به هیچ عنوان صلاح نیست. من این رویکرد را دارای منطقی قوی نمی‌دانم و معتقدم که در نهایت برای جامعه پیامدهایی به همراه خواهد داشت. به همین دلیل به نظر من اگر دستگاه فکری جامعه با منطق و استدلال با این نوع حرکت‌های برخورد کند و از برخورد سلبی پرهیز کند بیشتر به حال جامعه مفید خواهد بود. استفاده از گشت ارشاد و ماشین‌های گشتی‌زنی و استفاده از ماموران انتظامی نمی‌تواند مساله بی‌حجابی را به صورت ریشه‌ای حل کند و بلکه این موضوع باید از طریق گفت‌وگو و تعامل حل شود. مسئولان تصمیم گیرنده در این زمینه نیز باید بستری را فراهم کنند که مردم با توجه به رفتار و اخلاق ما به ارزش‌های اسلامی و اخلاقی جذب شوند.
چرا این نوع دغدغه‌ها در نسل جدید زنان به وجود آمده و در گذشته وجود نداشته و یا کمتر وجود داشته است؟ چرا نسل جدید زنان نسبت به برخی از رویکردهای گذشته دچار تردید شده است؟
این تردید تنها در مسأله حجاب به وجود نیامده و بلکه در برخی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز به وجود آمده است. انقلاب اسلامی برای پایان دادن به ظلم و بی‌عدالتی اجتماعی به وجود آمد. به همین دلیل نیز مردم از انقلاب انتظار داشتند که عدالت اجتماعی را در جامعه به وجود بیاورد و مشکلات زندگی مردم را کمتر کند. به همین دلیل نیز در آن مقطع تاریخی هرچه روحانیت از سکوی دین عنوان می‌کرد موردقبول مردم قرار می‌گرفت. مردم امید زیادی به روحانیت و عملکرد آنها داشتند و احساس می‌کردند با مرور زمان بسیاری از مشکلات جامعه و مردم حل خواهد شد. با این وجود به مرور زمان برخی از وعده‌ها محقق نشد و از سوی دیگر براثر برخی اتفاقات در بعضی از زمینه‌ها مشکلات جامعه بیشتر هم شد. به عنوان مثال مردم انتظار داشتند که فاصله طبقاتی که در حکومت پهلوی زیاد بود به مرور زمان کمتر شود با این وجود نه تنها شکاف طبقاتی نسبت به گذشته کمتر نشده و بلکه در برخی موارد بیشتر هم شده است. در نتیجه به دلیل اینکه برخی از مطالبات جدی مردم در گذشته تحقق پیدا نکرده مردم در برخی از رویکردهای فکری جامعه نیز دچار تردید شده‌اند. به نظر من حتی وجاهت برخی نهادها نیز نسبت به گذشته کمتر شده است. این سخن را بنده به عنوان یک روحانی عنوان می‌کنم. از سوی دیگر با ظهور فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، آگاهی مردم نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و در مقابل شبهات بیشتر از نظر اجتماعی و فکری برای مردم به وجود آمده است. این در حالی است که در جامعه ما نگاه به مسائل، سیاسی شده است. در شرایط کنونی علم و دانشگاه و حتی حوزه رویکرد سیاسی در پیش گرفته‌اند و برخی حاضر نیستند به صورت واقع‌بینانه با مشکلات مردم برخورد کنند. در نسل جدید نسبت به بسیاری از احکام دین به یک نسل سرگردان تبدیل شده است. همه این مسائل سبب شده که نسل جدید جامعه نگاه جدیدی به مسائل اجتماعی و از جمله مسأله حجاب داشته باشند و در برخی زمینه‌ها دچار تردید شده باشند.
آیا حجاب یک مسأله صرفا فردی است و یا یک مسأله بیرونی؟
نباید طرف حساب افرادی که به دنبال بی‌حجابی هستند حکومت و ساختار فکری جامعه باشد. همین مسأله که این افراد مسئولان را طرف حساب خود تلقی کرده‌اند باعث شده که مسأله شکل سیاسی به خود بگیرد. به نظر من نباید مسأله حجاب و ارزش‌های اخلاقی جامعه را سیاسی کرد. سیاسی کردن مسأله حجاب در نهایت به ضرر جامعه تمام خواهد شد. هر دو رویکرد برخورد سیاسی حکومت با مسأله حجاب و همچنین رنگ وبوی سیاسی دادن به بی‌حجابی اشتباه است و باید اصلاح شود. بررسی مسأله حجاب یک مسأله علمی و تحقیقی است. در نتیجه باید در مبانی اسلامی این موضوع بررسی شود که آیا حجاب یک مسأله اجباری است و یا اختیاری. در نتیجه در یک فضای علمی و تحقیقی باید این مسأله مورد ارزیابی قرار بگیرد. نگاه خانمی که حجاب دارد و خانمی که تمایل به چنین کاری ندارد باید علمی و منطقی باشد. در این زمینه کتاب‌های زیادی نیز نوشته شده و تحقیقات گسترده‌ای نیز صورت گرفته است. به همین دلیل نیز ما باید در یک فضای علمی و به دور از غرض‌ورزی‌های سیاسی به دنبال راه‌حل مناسب برای این موضوع باشیم. از سوی دیگر نباید با رویکردهای علمی و تحقیقاتی برخورد سیاسی و تحکم آمیز کرد. بنده باید به بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام آور و تحکمی با این مسأله برخورد کنند این نکته را گوشزد کنم که این رویکرد دقیق نیست و واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت. هر‌چه بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه تلاش کنند که به صورت سلبی با این موضوع برخورد کنند به همان اندازه واکنش‌ها نسبت به این رویکرد منفی و سیاسی خواهد شد. هنگامی که دوطرف ماجرا در دوسوی یک بازی سیاسی قرار می‌گیرند وضعیت به تقابل کشیده خواهد شد که در این تقابل سیاسی نتیجه مناسبی به وجود نخواهد آمد. وظیفه مسئولان در زمینه حجاب، ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر از طریق منطق و استدلال است. دنیای امروز دنیای برخوردهای خشن با مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست. دردنیای امروز مسائل اجتماعی و فرهنگی باید با رویکردهای عقلایی، منطقی و علمی حل و فصل شود و هر کسی به جز این راهی در پیش بگیرد اشتباه خواهد بود. برخورد با نسل جدید نیازمند استدلال و منطق است. برخی به جای اینکه در نمازجمعه موضع‌گیری سیاسی کنند و مرگ بر این و آن را ترویج کنند باید به حرف و درددل نسل جدید گوش بدهند. ما باید در هر موضوعی که محل مناقشه است با روش گفت‌وگو و تعامل با آن برخورد کنیم. تنها راه حل موضوع دخترانی که در اماکن عمومی کشف حجاب می‌کنند این گفت‌وگو و تعامل است و نه زندان. دوران برخورد سلبی و خشن با پدیده‌های اجتماعی به پایان رسیده است. از نظر شرعی و اسلامی نیز بی‌حجابی گناه است. کسی که گناه می‌کند نیز باید خودش در پیشگاه خداوند پاسخگو باشد. اگر با مسأله بی‌حجابی صرفا به عنوان یک جرم برخورد کردیم مجبور هستیم آن را به یک مسأله کیفری تبدیل کنیم که در نهایت نتیجه کافی از آن بدست نخواهد آمد.
از نظر شما چرا بی‌حجابی گناه است؟
از نظر من اگر باعث ناهنجاری در جامعه نشود اختیاری است. به عنوان مثال اگر کسی قصد داشته باشد از طریق بی‌حجابی در جامعه اشاعه فحشا و منکرات کند شرایط متفاوت خواهد بود. با این وجود اگر فردی به این نتیجه رسیده باشد که در اسلام حجاب اجباری نیست و یا اینکه این فرد اصلا مسلمان نیست نباید با واکنش مواجه شود. بی‌حجابی نباید در جامعه سبب بی‌عفتی، ساختار شکنی و هنجارشکنی شود و کسی در این مسأله شک و تردید ندارد. این وضعیت در بسیاری از کشورهای اسلامی مانند پاکستان، ترکیه، عراق و لبنان وجود دارد. در هیچ کدام از این کشورها با کسی که برخورد صورت نمی‌گیرد. از سوی دیگر در اسلام بی‌حجابی جرم و برای آن مجازات در نظر گرفته نشده است. به عنوان مثال اگر فردی نماز نمی‌خواند دچار جرم شده و یا گناه. بدون شک کسی که یک روز نماز نمی‌خواند هیچ جرمی مرتکب نشده و بلکه گناه کرده است. در نتیجه کسی نمی‌تواند با فردی که نماز نمی‌خواند برخورد کند.
در برخورد با معضلات اجتماعی راه درست و تاثیرگذار کدام است؟
به نظر من حرکت این دختران اشتباه بوده است. البته هیچ مشکل اجتماعی با تعزیر و برخورد حل نخواهد شد و بلکه مشکل را پیچیده‌تر خواهد کرد. به عنوان مثال برخورد سلبی و خشن با معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر در طول سالیان گذشته مشکل اعتیاد را در جامعه ریشه کن نکرده ، بلکه گسترش نیز داده است. بدون شک اگر از همان ابتدا با رویکرد علمی و منطقی با پدیده اعتیاد برخورد می‌کردیم امروز نیز وضعیت بهتری در زمینه اعتیاد داشتیم. درکشورهای پیشرفته دنیا مبارزه با جرایم اجتماعی، تعلیم و تربیت و نهادینه کردن فرهنگ ضد جرم در سنین پایین و کودکی افراد جامعه است. این در حالی است که هنوز در کشور ما این رویکرد به وجود نیامده و در اغلب مواقع ما به جای ریشه‌یابی و تحلیل عمیق به دنبال برخورد سلبی و قهری با پدیده‌های اجتماعی رفته‌ایم.
منتشر شده در گفتار
چهارشنبه, 11 بهمن 1396 16:10

ضرورت نقد ۴۰ سالگی انقلاب

محمدتقی فاضل میبدی
عموما انقلاب در هر کشوری متاثر از عوامل مختلفی است. عمده‌ترین عامل آن نبود عدالت اجتماعی، آزادی و در یک کلام استبدادی است که مردم یک کشور را تحت فشار قرار می‌دهد. طیف بزرگی از جامعه را در مقابل نظام قرار داده و شرایط انقلابی می‌شود. هیچ انقلابی به صورت خود به خودی به وجود نمی‌آید و استبداد حاکمیت کشورها سبب ایجاد انقلاب‌ها می‌شود. البته ممکن است دیگر کشورها نیز در رخداد انقلاب‌ها دخالت‌هایی داشته باشند اما زمینه اساسی هر انقلابی استبداد داخلی است. در اثر این استبداد عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی‌های مدنی و استقلال از بین می‌رود. بالاخره حکومت مستبدی که اصرار به پا برجا ماندن دارد، از دیگر کشورها کمک می‌گیرد و همین امر استقلال یک کشور را هم از بین می‌برد. قبل از انقلاب ٥٧ این مشکلات در کشور وجود داشت. استبداد داخلی و انتظاراتی که مردم از نظام مردم‌سالار داشتند، برآورده نمی‌شد. کشور صاحب ثروت بود اما طیف بزرگی از جامعه از امکانات اولیه نیز بهره مند نبودند و همین شد که کار به انقلاب کشید. چیزی که باعث شد مردم به انقلاب اسلامی روی بیاورند، وعده‌هایی بود که انقلاب اسلامی به مردم داد. عمده این وعده‌ها استقلال و آزادی بود. همه این وعده‌ها در آن زمان در سایه دین به مردم داده شد. بالاخره امام خمینی، رهبر انقلاب ٥٧ به عنوان یک مرجع تقلید جلودار انقلاب بود و مفاهیمی چون آزادی، دموکراسی، جمهوری اسلامی، حقوق بشر و آزادی به همه افکار، احزاب و گروه‌ها در قالب دین بیان می‌کرد. انتظار مردم این بود که حکومت جمهوری اسلامی اهداف مردم را از انقلاب محقق کند. البته دستاوردهایی وجود داشت اما کماکان انتظارات برآورده نشده‌ای نیز وجود دارد. چنین بود که خواست اصلاحات از دل جامعه سربلند کرد و در همین راستا جریان اصلاحات نیز به عنوان یک جریان سیاسی دنبال‌کننده اهداف انقلاب اسلامی متولد شد. درست است که انقلابی صورت گرفته و بعدها در مسیر دیگری افتاده است اما نمی‌توان در مقابل آن دوباره انقلاب کرد. کسی تحمل و حوصله انقلاب دوباره را ندارد. ساختار سیاسی ما به گونه‌ای است که نیاز به اصلاحات دارد. اصلاح‌طلب‌ها هنوز بر این باور هستند که اصل انقلاب ٥٧ درست بود. کسی از فعالان اصلاح‌طلب نمی‌گوید که اگر انقلاب نمی‌شد بهتر بود. مانیفست این جریان از اصل انقلاب عبور نکرده است. آنها معتقد هستند که ساختار سیاسی نظام نیاز به اصلاح در طول زمان دارد.
 یکی از کارهای ضروری طی 40 سال گذشته در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب، نقد سال‌های گذشته از جهت‌های سیاسی، اقتصادی، سیاست خارجی، امنیتی و تمام ابعادی که مربوط به سیستم مدیریتی می‌شود، بوده تا معلوم شود واقعا چند گام جلوتر رفته‌ایم، درجا ایستاده‌ایم یا عقبگرد کرده‌ایم؟ اما متاسفانه این کار صورت نگرفته است. اشتباه رسانه‌های ما این است که هر سال در سالگرد انقلاب به یکسری شعارهای گذشته یا شعارهایی که به تازگی درست کرده‌اند، اکتفا می‌کنند. اگر ما هر سال در رسانه ملی از کارشناسان حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، آموزش و سایر رشته‌ها دعوت کنیم تا نظراتشان را درباره این 40 سال ارائه دهند تا دریابیم در این مدت چکار کرده‌ایم، درواقع یک نوع واکاوی، آسیب شناسی و نگاه مجدد به این 40 سال داشته‌ایم تا دریابیم شعارهایی که کف خیابان‌ها سر می‌دادیم و بعد هم سر صندوق‌های رأی خواهان عدالت اجتماعی و آزادی‌های سیاسی و رفع تبعیض‌ها بودیم و میزان رأی ملت است که امام(ره) بارها به آن تاکید داشتند و هرآنچه اول انقلاب شاخص و معیار بود و مردم به خاطر آنها وارد صحنه شدند، در حال حاضر در جامعه امروزی ما تا چه‌اندازه نهادینه شده است؟ آیا عدالت اجتماعی هست یا کمتر شده؟ آیا آزادی به معنای واقعی بیشتر یا کمتر شده؟ تا چه‌اندازه به قانون اساسی با همه نقدهایی که ممکن است بدان وارد باشد، عمل می‌شود؟ واقعا سیستم مدیریتی جامعه ما روزبه‌روز قوی‌تر شده است؟ یاران انقلاب روز به‌روز کمتر یا بیشتر شده‌اند؟ آسیب‌های اجتماعی مثل طلاق، اعتیاد، قتل، اختلاس و... هر سال روند کاهشی داشته است؟ درواقع همه این موارد باید مورد بررسی قرار بگیرد و اگر اشکالی داشتیم، بگوییم. وقتی بیماری در بیمارستان چکاب می‌شود از بازگویی بیماری‌اش خودداری کنیم، بهبودی حاصل نخواهد شد. متاسفانه این اتفاق در کشور ما صورت نگرفته است. فرهنگ جامعه ما آیا فرهنگ ریاست یا فرهنگ تملق است؟ اگر جامعه‌مان را از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی درست اداره کنیم، مردم جذب دین می‌شوند اما اگر در این عرصه‌ها موفق نباشیم، میلیاردها تومان هم برای کارهای فرهنگی هزینه کنیم، خروجی مطلوب ندارد. چون نگاه مردم به اعمال ماست.
منتشر شده در یادداشت
یکشنبه, 08 بهمن 1396 08:21

دفاع از انقلاب ٥٧

محمدتقی فاضل ميبدی
معمولا انقلاب در هر كشوري متاثر از عوامل مختلفي است. عمده‌ترين عامل آن نبود عدالت اجتماعي، آزادي و در يك كلام استبدادي است كه مردم يك كشور را تحت فشار قرار مي‌دهد. طيف بزرگي از جامعه را در مقابل نظام قرار داده و شرايط انقلابي مي‌شود. هيچ انقلابي به صورت خود به خودي به وجود نمي‌آيد و استبداد حاكميت كشورها سبب ايجاد انقلاب‌ها مي‌شود. البته ممكن است ديگر كشورها نيز در رخداد انقلاب‌ها دخالت‌هايي داشته باشند اما زمينه اساسي هر انقلابي استبداد داخلي است. در اثر اين استبداد عدالت اجتماعي، دموكراسي، آزادي‌هاي مدني و استقلال از بين مي‌رود. بالاخره حكومت مستبدي كه اصرار به پا برجا ماندن دارد، از ديگر كشورها كمك مي‌گيرد و همين امر استقلال يك كشور را هم از بين مي‌برد. قبل از انقلاب ٥٧ اين مشكلات در كشور وجود داشت. استبداد داخلي و انتظاراتي كه مردم از نظام مردم‌سالار داشتند، برآورده نمي‌شد. كشور صاحب ثروت بود اما طيف بزرگي از جامعه از امكانات اوليه نيز بهره مند نبودند و همين شد كه كار به انقلاب كشيد. چيزي كه باعث شد مردم به انقلاب اسلامي روي بياورند، وعده‌هايي بود كه انقلاب اسلامي به مردم داد. عمده اين وعده‌ها استقلال و آزادي بود. همه اين وعده‌ها در آن زمان در سايه دين به مردم داده شد. بالاخره امام خميني، رهبر انقلاب ٥٧ به عنوان يك مرجع تقليد جلودار انقلاب بود و مفاهيمي چون آزادي، دموكراسي، جمهوري اسلامي، حقوق بشر و آزادي به همه افكار، احزاب و گروه‌ها در قالب دين بيان مي‌كرد. انتظار مردم اين بود كه حكومت جمهوري اسلامي اهداف مردم را از انقلاب محقق كند. البته دستاوردهايي وجود داشت اما كماكان انتظارات برآورده نشده‌اي نيز وجود دارد. چنين بود كه خواست اصلاحات از دل جامعه سربلند كرد و در همين راستا جريان اصلاحات نيز به عنوان يك جريان سياسي دنبال‌كننده اهداف انقلاب اسلامي متولد شد. درست است كه انقلابي صورت گرفته و بعدها در مسير ديگري افتاده است اما نمي‌توان در مقابل آن دوباره انقلاب كرد. كسي تحمل و حوصله انقلاب دوباره را ندارد. ساختار سياسي ما به گونه‌اي است كه نياز به اصلاحات دارد. اصلاح‌طلب‌ها هنوز بر اين باور هستند كه اصل انقلاب ٥٧ درست بود. كسي از فعالان اصلاح‌طلب نمي‌گويد كه اگر انقلاب نمي‌شد بهتر بود. مانيفست اين جريان از اصل انقلاب عبور نكرده است. آنها معتقد هستند كه ساختار سياسي نظام نياز به اصلاح در طول زمان دارد.
منتشر شده در یادداشت
فاضل میبدی: حوزویان باید هزینه‌های جانبی خودشان را کم کنند/ نیاز نداریم این اندازه نهادهای مذهبی ایجاد کنیم
یک استاد حوزه و دانشگاه با انتقاد از سیاسی‌شدن روحانیت و دریافت بودجه دولتی، توصیه کرد که وقتی توان کافی برای اشتغال‌زایی وجود ندارد نباید تا این میزان هزینه جانبی در برخی نهادهای مذهبی صرف شود.
حجت‌الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با خبرنگار شفقنا درباره دریافت حوزه از بودجه دولتی، عنوان کرد: حوزه هر چقدر از بودجه‌های دولتی فاصله بگیرد، استقلال داشته باشد و در جهت آزاد بودن حرکت کند، بهتر است. طبیعتا بودجه‌های کلانی که به حوزه تعلق می‌گیرد به همان اندازه هم از استقلال حوزه‌ها کم می‌کند و از سویی در میان مردم هم بدبینی ایجاد می‌شود.
او اظهار کرد: در جامعه‌ ما مشکلات عمرانی، آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و… گسترش پیدا کرده و طبیعی است که این نوع بودجه‌ها که به حوزه‌ها و نهادهای مذهبی اختصاص می‌یابد در چشم مردم خوشایند نیست، چون امروز در جامعه تعداد زیادی فقیر و بیکار داریم. البته در حوزه هم یکسری از طلاب هستند که مشکلات زیادی دارند اما باید آنها با بودجه‌های مردم اداره شود که در گذشته هم همین طور بود.
فاضل میبدی بیان کرد: در بخش خدمات حوزه که مربوط به بیمه طلاب است، طبیعی است باید با بودجه دولت اداره شود که بودجه جدایی هم دارد اما بخشی از بودجه به نهاد حوزه‌ها، شورای عالی حوزه و برخی از علما تعلق می‌گیرد. من معتقدم کار نادرستی است که این نهادهای مذهبی به طور مرتب با بودجه دولتی ثبت می‌‌شوند. حوزه باید با کمک‌های خیرین و مردم خودش را اداره کند نه اینکه بودجه دولتی که مربوط به زیرساخت‌های کشور است را دریافت کند.
این استاد حوزه در پاسخ به این سوال که آیا حوزه با بودجه که امروز دریافت می‌کند قابلیت این را دارد که به زمان حوزه‌های‌ خودگردان بازگردد؟ گفت: در حال حاضر با این بودجه‌های سنگین، تشریفات و دفاتر آنچنانی همچنان نیازهای مالی شدیدی دارد. در آن زمان حوزه‌ها دستگاه‌های وابسته و اقماری نداشتند و راحت اداره می‌شدند؛ من فکر می‌‌کنم این موارد هم به عادت ما برمی‌گردد؛ هرچقدر دریافت مالی بیشتری داشته باشیم به فکر خرج کردن آن هم هستیم و به نوعی هزینه‌ها بالاتر می‌رود.
رسانه‌ها باید بر بودجه حوزه‌ها نظارت کنند
او با بیان اینکه باید هزینه‌های دریافتی و نحوه خرج کردن آن را بررسی کرد، گفت: یکی از وظایف رسانه‌ها و خبرنگاران این است که ببینند وقتی دولت تا این اندازه هزینه نهادهای مذهبی را به دوش دارد، این هزینه‌ها چطور خرج می‌شود و چه خروجی دارد. چون وظیفه و هویت حوزه دیندار کردن و حل مسایل دینی افراد است، این صدها میلیاردها بودجه‌ای که هزینه می‌شود تا چه اندازه توانسته است به دیندار کردن مردم کمک کند؟ آیا مردم نسبت به دین معتقدتر شدند یا ایمان کمرنگ شده است؟ بنابراین باید با کارهای میدانی اهالی رسانه، این موارد بررسی دقیق‌تری شود.
برخی نهادهای حوزوی هم بودجه دولتی می‌گیرند و هم علیه دولت شعار می‌دهند
این استاد دانشگاه مفید درباره بودجه حوزه و احتمال خاموش شدن زبان انتقادی حوزویان، عنوان کرد: ممکن است بله قربان‌گو نباشند اما وضعیت دوگانه‌ایست که دولت به حوزه بودجه اختصاص می‌دهد و بخشی از حوزه و موسسات علیه دولت شعار می‌دهند یا جلسات و برنامه علیه همین دولت دارند. اگر انتقاد باشد خیلی هم خوب است اما انتقاد سازنده نمی‌شود. موضوع برجام که به نفع کشور بود تا این اندازه مورد هجمه قرار گرفت.
جوانان جامعه روحانی‌گریزتر شده‌اند
او توضیح داد: برای من موضوع خروجی حوزه مهم است نه اینکه بیایند در مورد پژوهش‌های موازی و تحقیقات اطلاع بدهند؛ بلکه باید ببینیم این تحقیقات تا چه اندازه عملیاتی شده است. مساله‌ی مهم این است که جوانان جامعه ما دین گریزتر و روحانی‌گریزتر شده‌اند؛ چون ما با مسایل مختلفی مانند فقر، بیکاری، بحران طلاق، آسیب‌های اجتماعی و… روبرو هستیم که مسوول عمده این اتفاقات روحانیت هستند، به این دلیل که روحانیت مسوول ترمیم ارزش‌های جامعه، اخلاق و ایمان هستند و بودجه‌هایی که دریافت می‌کنند برای همین کارهاست پس چه بسا دینداری بیشتر نشد بلکه آسیب‌های اجتماعی رشد داشته و دین‌گریزی بیشتر شد.
میبدی با توجه به معضلات مختلف در کشور، تاکید کرد: ما باید تناقض‌ها را حل کنیم، دولت هم مسوول رفع این آسیب‌هاست بنابراین  کل حاکمیت باید در جهتی عمل کند که مشکلات اقتصادی مردم کمتر و به جوانان امید داده شود، معضل بیکاری حل شود و در دانشگاه‌ها نیز دانشجوی ستاره‌دار نداشته باشیم. زمینه این بحران‌های روحی به فقر و بیکاری برمی‌گردد. او با توجه به شعارهای اوایل انقلاب افزود: اول انقلاب ما شعار دادیم که در زمان شاه عدالت و آزادی نداشتیم و ما عدالت و آزادی را می آوریم؛ مردم هم به دین، اسلام و روحانیت جذب شدند. در این مدتی که گذشت ما نتوانستیم به شعارهای خودمان عمل کنیم و امروز از شعارهای خودمان فاصله گرفتیم و جوانان جامعه هم بعضا از دین و مذهب فاصله می‌گیرند؛ اصلا نباید این بحران‌های فکری، روحی و جسمی افراد جامعه را دسته‌کم گرفت.
با گرفتن، محدود کردن و بستن چقدر توانستیم آسیب‌های اجتماعی را از بین ببریم؟
فاضل میبدی اضافه کرد: اغلب با معلول برخورد می‌کنیم و مبارزه با علت نداریم. با گرفتن، محدود کردن و بستن چقدر توانستیم آسیب‌های اجتماعی را از بین ببریم؟ چون با علت‌ها مبارزه نمی‌کنند.
او در خصوص گسترش و توسعه حوزه‌ها تصریح کرد: گسترش هر نوع نهادی مذهبی، علمی و پژوهشی کار خوبی است؛ اما باید روی این گسترش‌ها نظارت شود تا ببینیم این گسترش‌ها از جهت کمی، کیفیت هم دارند یا خیر. در گاهی موارد ما گسترش می‌دهیم اما در عمل نتیجه‌ای نمی‌گیریم. باید ببینیم این موسسات مختلف مذهبی چقدر به دیندار شدن جامعه و عملکرد اخلاقی مردم کمک کرده است؛ آیت‌الله صانعی هم که این اعتراض و انتقاد را مطرح می‌کند از سر دلسوزی دردمندانه این انتقادات را می‌‌گوید.
او ادامه داد: در گذشته حوزه یک خروجی داشت و در سال دوبار به شهرها و روستاها سفر می‌کردند و سخنان آنها موثر بود و مردم استقبال می‌کردند؛ حوزه حالت روحانیت خودش را حفظ کرده بود و هنوز دولتی نشده بود و مردم نسبت به روحانیت اعتماد داشتند اما در حال حاضر اعتماد مردم در موارد زیادی سلب شده است.
فاضل میبدی با اشاره به نماز جمعه‌ها و استقبال مردم از این فریضه‌، عنوان کرد: نمونه بارز این مساله را می‌توانیم در نماز جمعه ببنیم، در اوایل انقلاب وقتی آیت الله طالقانی و آیت‌الله منتظری و ….نماز جمعه را می‌خواندند جمعیت زیادی استقبال می‌کرد اما امروز در همین تهران با جمعیت چند میلیونی، مردم تا چه اندازه از نماز جمعه استقبال می‌کنند؟
او درباره دلیل کاهش اعتماد مردم نسبت به روحانیت، اظهار کرد: علت این است که بعضی روحانیت بیش از حد سیاسی شده است؛ و این آسیب‌هایی به همراه دارد و روحانیت تابع جریان‌ها و گروه‌های مختلف می‌شود. همه مسایل را هم می‌خواهیم از فیلتر دین عبور دهیم بنابراین جامعه سرگردان می‌شود، باور مردم نسبت به دین کمرنگ می‌شود و در عین حال، سیاسی شدن مشکلی را حل نکرده است.
او گفت: این موارد باید حل شود، من فکر می‌کنم خطر این موارد بیش از دریافت بودجه از دولت آسیب‌زننده است. روحانیت ما باید واکاوی و آسیب‌شناسی شود؛ بررسی شود چرا در جامعه اثرگذاری کمی دارد و اعتماد مردم کمرنگ شده است. از سوی دیگر در نماز جمعه چند نفر شرکت می‌کنند؟ این کاهش استقبال مردم نشان عدم علاقه مردم است؟
زبان روحانیت امروز به‌روز نیست
فاضل میبدی با بیان اینکه روحانیت دچار چند مشکل است، توضیح داد: روحانیت باید خودش را از بودجه دولتی جدا کند، اطلاعات خودش را به‌روز نکرده و براساس همان فقه گذشته با مردم سخن می‌گوید و زبان روز هم برای آنها مطرح نیست و نسبت به برنامه‌های شاد مخالفت می‌کنند. البته باید بگوییم که الان در حوزه‌ها طلابی هستند که این مسایل را درک می‌کنند اما متاسفانه آنها هم در حکومت نیستند و تریبون ندارند. او تصریح کرد: ممکن است تریبون داشتن و در قدرت بودن از استقلال آنها کم کند. برای مثال روحانیونی هستند که جوانان را درک کردند و مردم هم از صحبت‌های آنها استقبال کردند و به دین علاقه‌مند شدند.
این استاد دانشگاه مفید با اشاره به توقع مردم از روحانیت، بیان کرد: مساله اولی که مردم از روحانیت انتظار دارند یک نوع معنویت است، صدق در گفتار و عملکرد است اما متاسفانه چون مردم می‌بینند گفتار و عمل برخی از ما یکی نیست دچار حیرت می‌شوند اما مردم فطرتا دیندار هستند و توقع دارند کسی که از دین سخن می‌گوید به حرف خودش عمل کند. سیاست‌زدگی نباید در قاموس روحانیت باشد.
وقتی کارگاه و کارخانه برای اشتغال‌زایی وجود ندارد، نباید این‌ همه هزینه جانبی در برخی نهادهای مذهبی داشته باشیم
او با بیان اینکه استقلال حوزه از چند جهت می‌تواند از بین برود، توضیح داد: یکی نفوذ نهادهای غیر حوزوی به حوزه است چون هر نهادی باید مسوولیت و کار خودش را انجام دهد و اگر یک نهاد غیر حوزوی درون حوزه راه پیدا کند این موارد به استقلال حوزه لطمه می‌زند‌. از سوی دیگر ممکن است پشتوانه مالی حوزه از بین برود و مردم بگویند وقتی حوزه بودجه دولتی دارد چرا ما وجوهات خود را پرداخت کنیم؟ بنابراین احتمال دارد که بودجه دولتی همیشه به حوزه پرداخت نشود و کمک‌های مردم هم قطع شود.
فاضل میبدی در پایان اضافه کرد: حوزویان باید هزینه‌های جانبی خودشان را کم کنند. برای مثال در گذشته دفاتر و خدم و حشم وجود نداشته اما امروز این دفاتر گسترده شده است. نیاز نداریم تا این اندازه نهادهای مذهبی ایجاد کنیم وقتی کارگاه و کارخانه برای اشتغال‌زایی وجود ندارد نباید این‌ همه هزینه جانبی در برخی نهاد مذهبی داشته باشیم.
منتشر شده در گفتار
فاضل میبدی در گفت و گو با «انتخاب»: چطور جریانی که این همه هزینه روی دست مملکت گذاشته ناگهان به فکر اعتراض می‌افتد؟ / دست هایی می‌خواهند دولت را از تعادل خارج، برجام را هوا و اصلاح‌طلبان را بدنام کنند؛ این دست ها می تواند از آستین احمدی نژاد بیرون بیاید.
حجت‌الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تقاضای اطرافیان  محمود احمدی نژاد برای برگزاری تجمع اعتراضی را قابل تامل خواند.
به گزارش «انتخاب»، اطرافیان احمدی نژاد امروز با ارسال نامه ای به وزارت کشور خواستار برگزاری تجمعی اعتراضی از جمله در امور اقتصادی شده اند. در میان امضاکنندگان این نامه نام اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی هم دیده می شود.
فاضل میبدی در گفت و گو با خبرنگار «انتخاب»، گفت: من فکر می کنم دست‌هایی در کشور وجود دارد که می‌خواهند دولت آقای روحانی را ناکام بگذارند، برجام را هوا کنند و اصلاح طلبان و کسانی را که به صلاح کشور می اندیشند بدنام کنند. این دست ها می تواند از آستین احمدی نژاد بیرون بیاید.
او ادامه داد: البته در میان بخشی از مردم نارضایتی های اقتصادی نیز وجود دارد، دولت هم ایراداتی دارد و نمی توان این موضوع را انکار کرد؛ از طرفی اعتراض و تظاهرات هم حق مردم است و در هیچ زمانی مانند امروز بر قانونی بودن این حق اصرار نشده است. با این وجود، در اینکه امثال احمدی نژاد هدایت کننده جریانی اعتراضی باشند باید تامل و درنگ کرد.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: عامل بسیاری از نابسامانی هایی که امروز داریم همان کسانی هستند که 8 سال دولت را در دست داشتند. امروز همین افراد قصد دارند مجلس بعدی و ریاست جمهوری را پس بگیرند. او ادامه داد: متاسفانه دعواهای سیاسی کشور بر سر به چنگ آوردن قدرت و پس از آن ثروت و بر مبنای حذف رقیب بوده و هیچ گاه منافع ملی و منافع مردم نبوده است.
فاضل میبدی تاکید کرد: اگر قصد داریم آزادی واقعی شکل گرفته و تقویت شود باید احزاب آزاد و مستقل به معنای واقعی در کشور شکل بگیرد و و صداوسیمای مستقل تقویت شود. در غیر این صورت هر اعتراضی به سرعت به یک شورش تبدیل می شود که برای کشور بسیار خطرناک و زیانبار است.
او با اشاره به در پیش بودن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گفت: ما اکنون از حیث مسائل داخلی و خارجی بیمار هستیم و سر جای خودمان نیستیم. باید وضعیت کشور را نقد کنیم و ببینیم به کجا رسیدیم؛ ملتی که متوجه امراض خود نباشد و همه جای خودرا سالم ببینید سرانجام از پا درخواهد آمد.
فاضل میبدی ادامه داد: معتقدم اینکه احمدی نژاد و اطرافیانش تقاضا کنند که اعتراضی صورت بگیرد حق آنهاست. اما چظور می‌شود جریانی که عمده مشکلات را ایجاد کرده، این همه هزینه روی دست مملکت گذاشته ناگهان به فکر اعتراض می افتد؟ من فکر میکنم دست‌هایی بالاتر از احمدی نژاد پشت قضیه وجود دارد که  می خواهد دولت را از تعادل خارج کند.
منتشر شده در اخبار
صفحه1 از40
بازگشت به بالا