فاضل میبدی: افراد مفسد در نگاه امام حسین(ع) سوءاستفاده‌کنندگان از قدرت هستند.
شیمامفیدی‌راد: «مبارزه‌ی امام حسین(ع) برای این است که رهبری اسلام در شکل انحرافی خود قرار گرفت و فساد اداری، حکومت فامیلی و فساد مالی یعنی اختلاس در ثروت عمومی ایجاد شده بود.» حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی که بحث مبارزه با فساد را در نگاه و عملکرد امام حسین(ع) بررسی کرده است، این جملات را می‌گوید. این عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم همچنین معتقد است که بزرگترین فساد، سوءاستفاده از ثروت عمومی است.
نخستین خروجی حکومت فامیلی، سوءاستفاده از ثروت عمومی است
حضرت علی(ع) حکومت فامیلی را بر هم زد و شایسته‌سالاری را برقرار کرد
هدف امام حسین(ع) مبارزه با فساد اداری و مالی و حکومت فامیلی بود
افراد مفسد در نگاه امام حسین(ع) سوءاستفاده‌کنندگان از قدرت هستند
آن‌چه اسلام را در جامعه خراب می‌کند، این است که افراد نالایق، متصدی کار شوند
اگر ثروت عمومی به ثروت خصوصی تبدیل شود، عدالتی در کار نیست
مبارزه‌ی امام حسین(ع) به دلیل بدعت‌هایی بود که عمدتاً در زمان خلیفه‌ی سوم شروع شد
اگر افراد نالایق سر کار قرار بگیرند، جامعه به جاهلیت باز خواهد گشت
شیوه‌ی امام حسین(ع) برای مبارزه با فساد، مبارزه منفی، هجرت و تلاش برقراری حکومت اسلامی بود
استفاده از عبارات انقلاب امام حسین و قیام امام حسین را چندان قبول ندارم
امام حسین(ع) در برابر بدعت‌های ایجادشده، مقاومت و ایستادگی کرد
سیره‌ی امام حسین(ع) مقاومت بود
جامعه باید نسبت به مسایل حکومتی و سیاسی آگاه باشندمتن کامل گفت‌وگوی شفقنا با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی را بخوانید:
*نام امام حسین(ع) با عاشورا گره خورده است و اغلب صحبت‌ها از ایشان، پیوندی با محرم و کربلا دارد؛ می‌خواهم به قبل از آن و به اندیشه‌ی امام(ع) برگردیم که زمینه‌ساز این روز شد. بسیاری از کارشناسان هدف امام حسین از عملکردی که در مقابل یزید داشت را مبارزه با فساد می‌دانند؛ براساس این عملکرد، فساد و مبارزه با فساد چه تعریفی در منظومه‌ی فکری امام حسین(ع) داشت؟
فاضل میبدی: در ابتدا باید تعریف کنیم که فساد چیست؛ فساد، انواع و اقسامی دارد که همگی سر از یک جا در می‌آورد. گاهی فساد، سیاسی است، گاهی اقتصادی و گاهی اجتماعی و فرهنگی و … است. برای بررسی این که چرا این جریان ایجاد شد و بنی‌امیه چه و کجا بودند و چرا با امام حسین جنگیدند و چرا امام حسین(ع) در برابر آن‌ها ایستادگی کرد و تسلیم نشد، باید نگاهی تاریخی به جریان عاشورا و تصمیم امام حسین(ع) داشته باشیم.
حکومت فامیلی از بدعت‌هایی بود که در زمان خلیفه‌ی سوم شکل گرفت
نخستین خروجی حکومت فامیلی، سوءاستفاده از ثروت عمومی است
در زمان خلیفه‌ی سوم چند بدعت در اسلام به نام خلیفه‌ی مسلمین یا در خلافت اسلامی شکل گرفت؛ یکی از آن‌ها مساله‌ی حکومت فامیلی بود. امامت موروثی بحث دیگری است اما در اسلام، حکومت فامیلی و حکومت موروثی نداشتیم. اولین کاری که عثمان، خلیفه‌ی سوم کرد، این بود که تمام اقوام خود را به چرخه‌ی حکومت برگرداند؛ بیشتر اقوام وی نیز از طایفه‌ی بنی‌امیه بودند. حکم بن ابی العاص، پسر وی مَروان بن حکم، مغیره بن شعبه و بسیاری دیگر از جمله این افراد بودند که به عنوان اقوام عثمان، مسوولیت‌هایی را به عهده گرفتند. برای مثال حکم بن ابی العاص که عثمان، وی را به چرخه‌ی حکومت آورد، عموی عثمان بود و فردی بود که پیامبر(ص) به دلیل خطاهایش او را تبعید کرده بود. مروان پسر همین فرد نیز داماد عثمان شد و موارد دیگری که حکومت‌ فامیلی را در زمان عثمان ساخت. نخستین خروجی حکومت فامیلی نیز سوءاستفاده از ثروت عمومی است. بر این اساس بدعت یا بلیه‌ی بعدی که در تاریخ اسلام شکل گرفت، مساله‌ی سوءاستفاده از بیت‌المال در زمان خلیفه‌ی سوم بود.
حضرت علی(ع) حکومت فامیلی را بر هم زد و شایسته‌سالاری را برقرار کرد
فامیلی شدن حکومت موجب می‌شود، اموال بین عده‌ی خاصی، دست به دست بگردد و اقوامی که حاکم هستند، سعی دارند که این اموال را تصاحب کنند. براین اساس زمانی که علی(ع) روی کار می‌آید، دو مبارزه‌ی مهم را آغاز می‌کند. مبارزاتی که برای عده‌ای قابل تحمل نبود. در ابتدا این حکومت فامیلی را بر هم می‌زند یعنی امثال مروان بن حکم و افراد دیگری که به عنوان اقوام  عثمان، فرماندار کوفه، فرماندار بصره و موقعیت‌های دیگر را به دست آورده بودند، برداشت و به قول امروزی‌ها شایسته‌سالاری را در حکومت شکل داد. برای مثال محمد بن ابی بکر که انتخاب شایسته‌ای بود، به عنوان فرماندار مصر معرفی کرد یا افراد مناسب دیگری را نیز برای موقعیت‌هایی دیگر انتخاب کرد. مبارزه‌ی دومی که امام علی(ع) آغاز کرد، این بود که بعد از بر هم زدن حکومت فامیلی، اعلام کرد که بیت‌المال که در این حکومت فامیلی از آن سوءاستفاده شده است را هر کجا رفته باشد، برمی‌گرداند و بین مردم تقسیم می‌کند.
انجام این دو مبارزه در زمان حکومت امام علی(ع) برای عده‌ای قابل تحمل نبود. عده‌ای مثل طلحه و زبیر نزد امام رفتند و گفتند یا علی، ما کنار تو هستیم، با تو بیعت می‌کنیم به شرط این که اموال ما را پس نگیرید و آبروی ما را نریزید. حضرت فرمود که به هیچ وجه؛ «الحق القدیم لا یبطله شیء» یعنی اگر پنجاه سال قبل هم کسی ثروتی بی‌جا تصاحب کرده باشد، من آن را برمی‌گردانم. لَرَدَدْتُهُ  الی بیت‌المال؛ به بیت المال برمی‌گردانیم ولو آن ثروت، کابین خانم‌های شما شده باشد. از اینجا این کینه‌ی بنی امیه کاشته شد و از بین نرفت. سردمدار این جریان طرفداری از حکومت فامیلی هم معاویه بود که در شام استقرار داشت. مردم شام هم نه سیره‌ی پیامبر را درست دیده بودند، نه حدیث پیامبر را درست شنیده بودند و نه قرآن را درست می‌شناختند. خلیفه‌ی دوم از خاندان بنی‌امیه فردی را به عنوان فرماندار شامات، حوزه‌ی بسیار مهم و بزرگ قرار داده است. این مردم نیز هر چه اسلام یاد گرفته‌اند، از معاویه و آخوندهای درباری معاویه بوده است. یکی از اقدامات معاویه این بود که تعدادی ملا، مداح‌ و آخوند را استخدام کرد و به آن‌ها پول داد که اصل سخنان پیامبر را تحریف کنند تا مردم هر چه حکومت می‌خواهد بشنوند و نه هرچه در متن اسلام وجود داشته است. تحریف دین اسلام در حوزه‌ی شامات توسط افرادی مثل کعب‌الاحبار رخ داد که در اطراف معاویه بودند و دین را خراب کردند.
هدف امام حسین(ع) مبارزه با فساد اداری و مالی و حکومت فامیلی بود
پس از شهادت حضرت علی(ع) و در زمانی که امام حسن(ع) تن به صلح داد، معاویه باز آن حکومت فامیلی را برگرداند. وی پسرش یزید را به عنوان ولیعهد خود سر کار گذاشت. در نتیجه‌ی این اقدام معاویه، همان فساد اداری و فساد مالی بازگشت. مبارزه‌ی امام حسین(ع) نه برای این است که بگوید شما نماز را خراب کردید، روزه را خراب کردید، حجاب زنان را خراب کردید، بلکه برای این است که رهبری اسلام در شکل انحرافی خود قرار گرفت و فساد اداری، حکومت فامیلی و فساد مالی یعنی اختلاس در ثروت عمومی ایجاد شده بود. بر این اساس است که امام حسین(ع) فرمود که می‌خواهد در شهرهای اسلامی، اصلاح ایجاد کند و معالم دین را برگرداند. امام با این کار می‌خواهد فساد را از بین ببرد. این فساد چه زمانی از بین می‌رود؟ زمانی که پرچم‌های حقیقی دین برگردد و اصلاحاتی در برابر این بدعت‌ها صورت بگیرد که مردم با دین واقعی آشنا شوند و تن به این ذلت و حکومت امویان ندهند.
*در دیدگاه امام حسین(ع) که به دنبال از بین بردن فساد بودند، اشخاص مفسد چه کسانی هستند و برچه اساس شناخته می‌شوند؟
افراد مفسد در نگاه امام حسین(ع) سوءاستفاده‌کنندگان از قدرت هستند
آن‌چه اسلام را در جامعه خراب می‌کند، این است که افراد نالایق، متصدی کار شوند
اگر ثروت عمومی به ثروت خصوصی تبدیل شود، عدالتی در کار نیست
فاضل میبدی: در نگاه امام حسین(ع) افراد مفسد یعنی افرادی که سوار بر قدرت شدند و در حال سوءاستفاده از قدرت خود هستند. برای مثال مروان بن حکم، عبدالرحمن بن عوف، حارث بن حکم از این افراد در نگاه امام حسین هستند. آل معید نیز به همین صورت؛ این گروه در زمان جاهلیت طرفدار حکومت جاهلی بودند و در برابر پیامبر ایستاده بودند. امروز که برگشته‌اند، سوار بر قدرت شده‌اند. علی (ع) در بیانات خود دارد که با برگشتن این گروه چه فسادی اتفاق افتاد. حضرت علی(ع) فرمود که «قام معه بنو ابیه یخضمون مال الله». این سخن حضرت اشاره دارد به این که عده‌ای با خلیفه‌ی سوم روی کار آمدند و این ثروت عمومی را بلعیدند مثل این که شتر علف را در بهار می‌بلعد. این تشبیه حضرت علی (ع)است. بزرگترین فساد، سوءاستفاده از ثروت عمومی است. در این نگاه، مراد از فساد این نیست که مردم از دین برگشتند، عقیده‌هایشان فاسد شده است، به قول امروزی‌ها کنسرت گذاشتند و کمی بدحجاب شدند، اصلاً فساد، این موارد نیست. آن‌چه اسلام را در جامعه خراب می‌کند، این است که افراد نالایق، متصدی کاری شوند که شایستگی آن را ندارند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ثروت عمومی که متعلق به همه‌ی مردم است، در مسیری قرار می‌گیرد که عامه‌ی مردم فقیر و بی‌بهره از بیت‌المال خواهند شد و عده‌ای خاص الی ماشاالله صاحب ثروت می‌شوند. برای مثال ثروت‌هایی که در زمان خلیفه‌ی سوم از آفریقا می‌آمد، بسیار زیاد بود و در آنجا بیشتر به نام حکم بن ابی العاص یا پسرش مَروان بن حکم شد. همین موضوعات منجر به اعتراض ابن عباس و ابوذر غفاری می‌شد؛ اعتراض ابن عباس و ابوذر غفاری در برابر خلیفه سر این نبود که چرا فردی نماز نخوانده یا حج نرفته یا امثال آن بلکه اعتراض این بود که شما چرا این ثروت‌های عمومی را بین  افراد خاص خودتان جمع کرده‌اید. ابوذر تبعید شد. مبارزات ابوذر و حُجر بن عَدی و عمرو بن الحمق و … با خلیفه به این دلیل بود که چرا ثروت‌های عمومی در حال از بین رفتن است. برای این که اسلام دین عدالت است؛ «لیقوم الناس بالقسط» و عمده‌ی عدالت در جامعه است. اولین جایی هم که عدالت، خود را در جامعه نشان می‌دهد، ثروت عمومی است. اگر ثروت عمومی به ثروت خصوصی تبدیل شود، عدالتی در کار نیست. عدالت که نباشد نیز دیگر هدف انبیا و «لیقوم الناس بالقسط» در کار نیست.
مبارزه‌ی امام حسین(ع) به دلیل بدعت‌هایی بود که عمدتاً در زمان خلیفه‌ی سوم شروع شد
اگر افراد نالایق سر کار قرار بگیرند، جامعه به جاهلیت باز خواهد گشت
اگر بخواهیم در دو جمله خلاصه کنیم؛ مبارزه‌ی امام حسین(ع) به دلیل بدعت‌ها و  تحریف‌هایی بود که عمدتاً در زمان خلیفه‌ی سوم شروع شده بود و پدرش علی(ع) نیز به دلیل آن شهید شد. برادرش امام حسن(ع) نیز به همان دلیل شهید شد. مبارزه‌ی آن‌ها به این دلیل بود که به حاکمان بگویند اگر به دنبال اسلام و حکومت اسلامی هستند، باید دو کار انجام شود: یک؛ با توزیع درست ثروت‌های عمومی، عدالت به جامعه برگردد. دو؛ افراد لایق و شایسته باید مسوولیت کار را به عهده بگیرند، تا این ثروت‌ها  به درستی توزیع شود و از بین نرود. اگر افراد نالایق سر کار قرار بگیرند، جامعه نیز به سمت جاهلیت باز خواهد گشت. بر این اساس علی(ع) در روزهای اول خلافت اعلام کرد که مردم! جامعه‌ی شما به جامعه‌ی جاهلیت برگشته است  مثل زمانی که پیامبر مبعوث شد. روز عاشورا که به امام حسین(ع) بیعت کن و صلح کن و تسلیم شو؛ جمله‌ی مهمی در جواب آن‌ها گفت که «فقد ملئت بطونکم من الحرام» یعنی شکم‌های شما از حرام پر شده است. به این معنا که آن‌قدر از ثروت بیت‌المال در شکم آن‌ها رفته است که دیگر اصلاح‌پذیر نیستند.
*شیوه‌ی امام حسین(ع) برای مبارزه با فساد چه گام‌هایی داشت و چرا این مسیر را انتخاب کرد ؟
شیوه‌ی امام حسین(ع) برای مبارزه با فساد، مبارزه منفی، هجرت و تلاش برقراری حکومت اسلامی بود
فاضل میبدی: شیوه‌ی اول، مبارزه منفی بود یعنی زیر بار حکومت یزید نرفت. کسی که با حکومت بیعت نکند یعنی آن حکومت را قبول ندارد. شیوه‌ی دوم، هجرت بود که حضرت از مدینه به سمت مکه رفت. شیوه‌ی سوم نیز مبارزه برای برقراری حکومت اسلامی بود؛ مردم کوفه ایشان را دعوت کردند که بیایند و ایشان به خاطر دعوت مردم کوفه به آن سمت رفت تا حکومت اسلامی را برقرار کند. وقتی مردم کوفه را بی‌وفا دید و قسمت کربلا نزدیک کوفه، راه را بر مسیرش بستند. شیوه‌ی آخر ایشان نیز مقاومت و ایستادگی بود.
استفاده از عبارات انقلاب امام حسین و قیام امام حسین را چندان قبول ندارم
امام حسین(ع) در برابر بدعت‌های ایجادشده، مقاومت و ایستادگی کرد
سیره‌ی امام حسین(ع) مقاومت بود
استفاده از عبارات انقلاب امام حسین و قیام امام حسین را چندان قبول ندارم؛ درست‌تر آن است که گفته شود «مقاومت امام حسین». امام حسین(ع) در برابر بدعت‌های ایجادشده و دعوت‌های کاذبی که از او می‌شد، مقاومت و ایستادگی کرد. قیام و انقلابی در کار نبود. سیره‌ی ایشان، مقاومت بود؛ در برابر این که ایشان تسلیم ظلم و زور نشود.
*امام حسین(ع) در بحث مبارزه با فساد، چه تکلیفی را بر دوش مردم می‌گذارد؟
فاضل میبدی: قبل از تکلیف، تنبه و بیداری را ایجاد می‌کند که ای جامعه‌ی بشری مواظب باشید متصدیان شما و صاحب‌منصبان شما انسان‌های لایقی باشند. این اولین تنبهی است که به ما می‌دهد. دوم این که مواظب باشید ثروت‌های مردم، بیجا در جیب عده‌ای خاص نرود و ثروت در دست عده‌ای خاص دست به دست نشود. این تنبه است. آخر هم این که اگر قرار شود شما تسلیم یک حکومت زور شوید که افرادی پست را به کار بگمارد و ثروت‌های مردم را نابود کند و شما هم آنجا تماشاگر باشید و ببینید؛ یا باید با آن مبارزه کنید یا بالأخره به شهادت برسید. این که بنشینید و تماشا کنید که زور و ظلم بر حق مردم اعمال شود، شیوه‌ی خلاف انبیا است.
*این نظارت توسط مردم چطور باید اعمال شود؟
جامعه باید نسبت به مسایل حکومتی و سیاسی آگاه باشند
فاضل میبدی: اولین اقدام این است که جامعه باید نسبت به مسایل حکومتی و سیاسی آگاه باشند. یکی از اقدامات در این زمینه که در دنیای امروز انجام شده است، وجود روزنامه‌های آزاد و احزاب مستقل است تا مردم را آگاه و هوشیار کنند. ممکن است مردم در بسیاری از موضوعات مانند کشاورزی، مهندسی و … آگاه نباشند اما در مسایل اجتماعی و سیاسی باید کلاس مردم هر روز بالاتر رود. چرا که برای انتخابات و نظارت بر آن واین که چه کسی به قدرت می‌رسد و چه کسی می‌رود، باید این آگاهی در مردم افزایش یابد. هر چه مردم در این زمینه آگاه‌تر شوند، انتخاباتشان درست‌تر انجام می‌شود. به همین دلیل است که امام حسین(ع) در مسیری که به کربلا می‌آید، خطبه‌های بسیاری می‌خواند و سخنرانی‌های فراوانی دارد. برای این که می‌خواهد قبل از وقوع جنگ، مردم را آگاه کند. حضرت علی(ع) نیز همواره به دنبال این بود که مردم را آگاه کند. خطبه‌های نهج‌البلاغه برای آگاهی مردم خوانده شده است و ما نیز امروز باید سعی کنیم یک نقد فرهنگی عمومی در جامعه درست کنیم. اگر فرهنگ مردم، فرهنگ تسلیم و ناآگاهی باشد و فرهنگ تقدیر باشد که هر چه خدا بخواهد می‌شود، نادرست است. باید احزاب و روزنامه‌های مستقل و شبکه‌های مجازی مستقل، مردم را آگاه کنند.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
 فاضل میبدی: بزرگان و علمای حوزه سخت با جریانات افراطی و رادیکال مخالف هستند
پایگاه خبری جماران: روز گذشته، حمید روحانی در نشست خبری با رسانه‌ها گفت: ارزنده‌ترین شعار تجمع طلاب قم، شعار «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» بود که به کسانی که در قدرت هستند و در برج عاج نشسته‌اند و قدرت مستشان کرده، نهیب زد. وی همچنین از این تجمع که حتی از سوی برخی مراجع تقلید نیز محکوم شد، با عنوان قیام مرداد 97 یاد کرد و نسبت به نفوذ آمریکا در حوزه‌ها هشدار داد.
در همین رابطه، خبرنگار جماران نظر یک عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم را درباره اظهارات این فرد جویا شد. وی معتقد است که اگر تفکری شبیه این در کشور شکل بگیرد، باید فاتحه اسلام و انقلاب و همه چیز را خواند. زیرا کسی که شعار ترور و قتلی را که در یک تابلو به نمایش گذاشته شده، اخلاقی و مقدس می داند، در واقع آدم‌کشی را اخلاقی می داند.
حجت الاسلام والمسلمین فاضل میبدی در گفت و گو با خبرنگار جماران، درباره اظهارات اخیر حمید روحانی که گفته بود شعار«استخر فرح در انتظارت» مقدس و فوق العاده اخلاقی بود، گفت: شکی نیست که این جریان خطرناکی است و روز به روز لطمه بیشتری به انقلاب و کشور وارد می کند. واقعاً اگر تفکری شبیه این فرد در کشور شکل بگیرد، باید فاتحه اسلام و انقلاب و همه چیز را خواند.
وی افزود: این تفکر همان تفکری است که داعش در منطقه تعقیب می کرد و منجر به آدم‌کشی شد. یعنی کسی که شعار ترور و قتلی را که در یک تابلو به نمایش گذاشته شده، اخلاقی و مقدس می داند، در واقع آدم‌کشی را مجاز می داند. این بسیار مصیبت‌بار است که فردی از گوشه و کنار  کشور، تابلویی را که از آن بوی تهدید و خشونت و قتل مقام دوم مملکت می آید، به جای دادن پاسخی مناسب و علمی، اخلاقی و مقدس بنامد.
 از برخی روضه خوانان، مداحان و معممین در کشور تا جریانی که اخیراً خود را در حوزه نشان داد، در حال بازسازی تفکر خوارج هستند
فاضل میبدی افزود: همان خوارجی که علی ابن ابی‌طالب(ع) از آن زجر می کشید و آخر هم منجر به قتل خودش شد، در حال بازسازی در کشور است. یعنی از برخی روضه خوانان، مداحان و معممین در کشور تا جریانی که اخیراً خود را در حوزه نشان داد، در حال بازسازی تفکر خوارج هستند. در اینجا مراجع و علمای اسلام نباید سکوت کنند و در برابر این حرف هایی که ضد اخلاق و تعالیم دینی است، بایستند.
وی بیان کرد: مراجع باید ورود کرده و پاسخ دهند. البته خوشبختانه پاره ای از اعلامیه‌ها در قم این جریان را محکوم کرد، ولی به نظر من کافی نیست و باید برخورد قضایی صورت گیرد. در حوزه های علمیه همیشه کار علمی بوده و کارهای شعاری، برخوردهای جریانی و اقدام به تهدید وجود نداشته و حوزه ها معمولاً مکانی برای قیل و قال علمی، چون و چرای علمی و استدلال و منطق بوده است.
 کاری که در فیضیه قم اتفاق افتاد، اقدامی بسیار سخیف، ضداخلاق و دین در تاریخ حوزه های علمیه قم بود
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: متاسفانه در سال‌های اخیر، حوزه با این بهانه که باید انقلابی شود، به سمتی حرکت می کند که هیچ منطق و استدلالی پشتیبانش نیست. این فردی که امروز چنین حرف‌هایی را می زند، حتی کتابهایی هم که درباره تاریخ انقلاب نوشته، غالباً تحریف شده هستند. بدین معنا که هرکس کتاب‌های او را بخواند، پاره ای از آن اسناد دروغ و بخشی دیگر تحریف است.
بزرگان و علمای حوزه سخت با جریانات افراطی و رادیکال مخالف هستند. علما معتقدند این جریان‌ها در برابر ارزش های دینی قرار دارند و جوانان را از دین فراری می دهند. پس این جریان از بیرون هدایت و گاه و بی‌گاه در حوزه خود را نشان می دهد.
وی ادامه داد: باید دید که این فرد چه مشکلی دارد؟ هرچند که آنچنان هم در میان جریانات سیاسی جایگاهی ندارد و صرفاً در مقطعی مسئول اسناد انقلاب بود که به دلایل مختلف برکنار شد. این فرد اگر تنها شخص خودش باشد، جایگاهی ندارد. اما اگر جریانی پشت این نوع حرف‌ها و اقدامات باشند، آن‌زمان است که باید احساس خطر کرد. کاری که در فیضیه قم اتفاق افتاد، اقدامی بسیار سخیف، ضداخلاق و دین در تاریخ حوزه های علمیه قم بود.
این استاد دانشگاه گفت: البته کسی که آن تابلو را در دست داشت، خود تحریک شده افراد دیگر بود. به نظر می رسد که جریانی پشت آن اقدام قرار دارد. مرحوم مطهری این جمله را 40 سال قبل گفت که جریان اشعری‌گری در حال بازگشت به حوزه‌هاست. ایشان در کتاب جاذبه و دافعه می گوید، اگرچه  خوارج از بین رفتند، ولی افکارشان در حوزه های شیعی مانده است. متاسفانه جریان اشعری‌گری دوباره در داخل حوزه‌ها در حال بازسازی خود است.
میبدی افزود: فراموش نکنیم که این جریان از بیرون به حوزه‌ها تزریق می شود و در خود حوزه‌ها این جریان ترویج نمی شود، زیرا بزرگان و علمای حوزه سخت با جریانات افراطی و رادیکال مخالف هستند. علما معتقدند این جریان‌ها در برابر ارزش های دینی قرار دارند و جوانان را از دین فراری می دهند. پس این جریان از بیرون هدایت و گاه و بی‌گاه در حوزه خود را نشان می دهد.
 تجمعی که اخیراً در فیضیه قم شکل گرفت و همین حرف‌هایی که این آقا زده در راستای نفوذ آمریکاست
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: این فرد مدعی شده که آمریکا به دنبال نفوذ در حوزه‌هاست. در همین رابطه، ممکن است آمریکا به دنبال نفوذ باشد و از همین طریقی که اخیراً انجام شد، خود را نشان دهد. بر این باورم که تجمعی که اخیراً در فیضیه قم شکل گرفت و همین حرف‌هایی که این آقا زده در راستای نفوذ آمریکاست. نفوذ واقعی در جایی است که از زبان این آقایان و از حرکت برخی معممین نوپا در حوزه های علمیه به نام اسلام و روحانیت، حرکت‌های این چنینی انجام شود.
وی افزود: بنابراین من منکر نفوذ نیستم، اما باید پرسید که نفوذ کجاست؟! آنجایی که در قالب مداحی، روضه خوانی یا در قالب تجمعات این چنینی، به‌جای منطق و استدلال و بحث یا پرچم آتش می زنند یا مرگ بر این و آن می‌گویند و یا اینکه با بالابردن تابلویی موضوع استخر فرح را مطرح می کنند. متاسفانه نفوذ قوی شده، تا جایی که از زبان یک معمم مانند سیدحمید روحانی، این اقدامات اخلاقی جلوه داده می شوند.
 نفوذ اصلی زمانی رخ داده که فردی،  اقدامی را که مراجع آن را محکوم کردند، اخلاقی بنامد
فاضل میبدی در ادامه گفت: در واقع نفوذ اصلی زمانی رخ داده که فردی، اقدامی را که مراجع آن را محکوم کردند، اخلاقی بنامد. مسائل سیاسی که در اوایل انقلاب وجود داشت، بسیار با مقطع فعلی متفاوت است. بنابراین، استفاده از جملات امام در توجیه رفتارهای برخی افراد که خشونت را ترویج می کنند، امری ناپسند است.
وی بیان کرد: مسائل سیاسی بدان گونه نیستند که یک حکم یا دستور برای همیشه حاکم باشد. از این رو، در زمان حضرت علی(ع) نیز احکامی صادر می شدند که با زمان پیامبر(ص)فرق می کردند. حکومت و حاکمیت سیاسی باید خود را در ظرف زمان نشان دهد. بنابراین برخی حرف های امام را باید متناسب با ظرف زمانی خود بررسی کرد و شرایطی که حرف‌ها در آن مطرح شدند را مورد توجه قرار داد.
منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 06 شهریور 1397 14:44

خطر ظهور رادیکالیسم اسلامی

محمدتقی فاضل میبدیُ، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم در یادداشتی برای روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه بر این باور است که جریان رادیکالیسم اسلامی، شبیه به اخوان المسلمین در مصر، در حال شکل‌گیری است و این جریان، بسیار خطرناک خواهد بود.
خطر ظهور رادیکالیسم اسلامی
روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: این نخستین بار نبود که جریانی که حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم را رقم زد، با چنین اقداماتی خودنمایی می‌کند و پیش از این نیز، چنین سابقه‌ای را در کارنامه دارد. از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی و دولت اصلاحات، این دست اقدامات آغاز شد. زمانی که کفن پوشان در مسجد اعظم قم و مدرسه‌ی فیضیه، علیه دولت اصلاحات و وزیر ارشاد وقت شعار دادند، هیچ توجیهی برای کار خود نداشتند و از قضا، مجوزی هم نداشتند.
در دولت آقای روحانی هم شاهد اتفاقی مشابه بودیم و بازهم امکان وقوع چنین تجمعاتی وجود دارد. سخنرانی معروف آقای علی لاریجانی در قم و پرتاب مهر به سمت ایشان، نشانه‌ی دیگری بود که جریانی در قم شکل‌گرفته است؛ اما این جریان را باید از دو زاویه بررسی کرد. یکم، تبعات تلخی که در کشور و علیه نظام جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند. آن‌هم در موقعیتی که کشور از هرجهت، در معرض تهدید خارجی و به‌خصوص، امریکا است و نیاز به وحدت و انسجام دارد. اقدامات این جریان، وحدت‌شکن است.
معمولاً انتقاد از رئیس دولت جایز است و بسیاری از سیاسیون و اقتصادیون، کتباً و به طرق علمی، انتقادات خود را مطرح می‌کنند؛ اما اینکه با چنان روشی از دولت و شخص رئیس‌جمهور انتقادی صورت بگیرد، تبعات بسیار تلخی برای کشور خواهد داشت. ثانیاً، موضوع منشأ این جریانات است.
اگر از جانب برخی از اصلاح‌طلبان، چنین اقداماتی صورت می‌گرفت، همان روز نخست، جای آن‌ها در زندان بود و به‌شدت با آن‌ها برخورد صورت می‌گرفت؛ اما سؤال این است که چطور با چنین جریانی در قم که به نحوی بی‌منطق، خشن و با روش‌هایی که در دنیای امروز هیچ منطق عقلانی ندارد، اظهار وجود کرده، برخوردی صورت نگرفته است. پلاکاردی که در این تجمع بالا رفت، دو موضوع را مطرح می‌کرد:
نخست موضوع مرگ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است که شائبه‌ی مرگ غیرطبیعی ایشان را در جلوی چشم تمام جهان مطرح می‌کند. دوم آنکه رئیس‌جمهور نیز ممکن است به سرنوشت آقای هاشمی گرفتار شود. این دو مسئله، بسیار حساس و مهم است اما باوجود گذشت چند روز از آن حادثه، شاهد هستیم که به هیچ نحوی پیگیری صورت نگرفته است. آن‌هم پدیده‌ی زشتی که مراجع عظام و سپاه پاسداران در برابر آن موضع گرفته و آن را محکوم کردند.
به نظر می رسد که مافیای ثروت و قدرت، پشت چنین داستان‌هایی نشسته تا هیچ زمانی این کشور، روی سامان و آرامش نبیند. گاهی از طریق طلاب نو سواد خود را نشان می‌دهد و گاهی هم به طرق دیگر. درهرصورت، هدف متوقف کردن دولت در مسیر اداره‌ی کشور، چه در بعد داخلی و چه از منظر خارجی است. دلیل اینکه آقای روحانی، به‌ویژه در دولت دوم خود، نتوانست امور کشور را سامان دهد و برجام نیز به سمتی رفت که امریکا از آن خارج شد را نباید تماماً در خارج جستجو کرد. بلکه ریشه‌ی بسیاری از این قضایا در داخل کشور است.
چه کسانی باعث شدند که برجام به چنین سرنوشتی دچار شود؟ درست است که امریکا، افراطیون اسرائیل و لابی صهیونیستی دنبال این هدف بودند، اما به‌هرحال در داخل کسانی حضور داشتند که فضا را برای امریکا مهیا کردند. در دولت آقای روحانی، نه اقتصاد توانست سامان گیرد و نه برنامه‌های دیگر دولت او. وقتی حضور عده‌ای در جلوی مجلس شورای اسلامی، با بازداشت و دستگیری آن‌ها همراه است، چرا کاری که در حوزه‌ی علمیه‌ی قم صورت گرفت و به‌مراتب بدتر و زیان‌بارتر بود، چنین واکنشی به همراه نداشت.
جریان رادیکالیسم اسلامی، شبیه به اخوان المسلمین در مصر، در حال شکل‌گیری است و این جریان، بسیار خطرناک خواهد بود. هدف این جریان، قرائت از اسلام به شیوه‌ای خشن است که با هر شکلی از مخالفت نیز برخورد غیرعلمی و غیر فکری خواهد کرد. چنین جریانی را نه حضرت امام قبول داشتند و نه رهبری قبول دارند. پیش از حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه، رهبری در سخنانی، ضمن تائید دولت، فرمودند کسانی که در فکر استعفای دولت هستند، اشتباه می‌کنند و دولت باید به کار خود ادامه دهند؛ اما دیدیم که حادثه‌ی فیضیه، در تقابل با رهبری قرار گرفت. نه‌تنها، مسئله‌ی شائبه در مرگ آقای هاشمی و تهدید رئیس‌جمهور را مطرح کردند، بلکه عملاً خود را در مقابل رهبری قراردادند. این جریان رادیکالیسم اسلامی، در تقابل با رهبری شکل می‌گیرد که در داخل کشور، پشتیبانی می‌شوند. آخرین اقدام آن‌ها، شاهدی بر این مدعاست.
 از سوی دیگر، سخنرانی که در آن مراسم حضور داشت، مدعی شد که «حوزه‌ی علمیه در حال سکولار شدن است.» این جمله کلیشه‌ای است و بارها مطرح‌شده و معنای واقعی آن‌هم روشن نیست. اگر منظور از سکولار شدن حوزه آن است که عده‌ای تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند که نهاد دین از نهاد سیاست جداست، چنان‌که بسیاری از مراجع گذشته نیز بدان باور داشتند، نظری علمی است. اگر کسی از طریق علمی در حوزه به این نتیجه رسید، باید با او برخورد تهدیدآمیز کرد؟ درحالی‌که باید با چنین فردی بحث کرده و دلیل آورد کرد که ما باور داریم که اسلام، سیاست و اجتماعیات دارد.
اگر فردی در فکر و اندیشه به چنین نتیجه‌ای رسید، به معنای سکولار شدن حوزه نیست؛ اما اگر منظور از سکولار شدن حوزه، بی‌دین شدن آن است، چنین ادعایی دروغ محض است. اگر جایی از حوزه بی‌خدا شده، آقایان نشان دهند. درهرصورت، هدف از آن تجمع و برنامه‌ی آن، کاملاً حساب‌شده بود تا چالش و تشنج را در کشور افزایش دهند. در موقعیتی که کشور در بحران اقتصادی به سر می‌برد و همگی باید به دولت کمک کنیم و همدلی و وحدت در کشور ایجاد کنیم، چنین بساطی چه معنایی، جز هدف گرفتن منافع ملی کشور دارد.
منتشر شده در یادداشت
دوشنبه, 29 مرداد 1397 08:34

تهدید به ترور

فاضلی میبدی: ضربه این گروه از داعش کمتر نبود.
الهام برخوردار
گروهی از روحانیون قم روز پنجشنبه هفته گذشته با عنوان، «مطالبه عدالت اقتصادی» در مدرسه فیضیه تجمع کردند. شرکت‌کنندگان این مراسم که اغلب آنان لباس طلبگی به تن داشتند، پلاکارد و تابلونوشته‌هایی را با شعارهایی در دست داشتند که مخاطب آن فقط دولت بود؛ در میان این شعارها اما تصویر فردی روحانی که تابلوی شعار «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» را در دست داشت، بیش از همه در فضای مجازی بازنشر شد. آیا این حرکت طلاب خودجوش بود و واقعا با چنین شعارهایی مطالبه اقتصادی داشتند. چرا حوزه علمیه قم و نهادهای نظارتی تاکنون هیچ واکنشی در این رابطه نداشته‌اند.
علی مطهری، نایب‌رئیس مجلس، از انحطاط علمی، فکری و سیاسی برخی طلاب در نتیجه سیاسی‌شدن حوزه علمیه گفته است. او همچنین این تابلونوشته را سرنخی برای پی‌بردن به علت فوت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی دانسته است و از وزارت اطلاعات خواسته است که این موضوع را پیگیری و نتیجه را به اطلاع ملت برساند.
اما این پلاکاردها و تابلونوشته‌ها چه تبعاتی می‌تواند برای نظام جمهوری اسلامی داشته باشد؟ محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با «ابتکار» به این سوال پاسخ می‌دهد. این مدرس حوزه علمیه گفت: اینکه برخی رسانه‌ها گفته‌اند تابلونوشته‌ها فقط تعدادی پلاکارد بود که دست چند نفر از طلبه‌ها بوده و سریع جمع شده است پاسخ درست و قانع‌کننده‌ای نیست. وقتی که روی پلاکاردها نوشته‌هایی با این مضمون تهدیدآمیز (ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت ) که ما آیت‌الله هاشمی را ما کشتیم و شما را هم ما به این صورت می‌کشیم و به صراحت رئیس‌جمهوری را تهدید می‌کنند امر ساده و عادی نیست که به راحتی از کنار آن گذشت. دومساله در رابطه با این جریان وجود دارد که باید حل شود؛ یکی تبعات آن است. یعنی این به اصطلاح تجمع با آن تابلونوشته‌ها چه تبعاتی می‌تواند برای کشور و نظام جمهوری اسلامی داشته باشد؟ به باور من این رخداد تبعات تلخی را برای نظام به‌همراه داشته و دارد. چراکه در همه دنیا این مساله منعکس شده است. آنها به‌زعم خود می‌گویند. نظامی که مردمش خیلی راحت همدیگر را تهدید کرده و اعلام می‌کنند که رئیس‌جمهوری سابق را ما کشته‌ایم و رئیس این دولت را نیز تهدید به ترور می‌کنند دچار از هم گسیختگی شده است و انسجام درونی ندارد.
ضربه این گروه از داعش کمتر نبود
او در ادامه گفت: به نظر من ضربه این گروه از ضربه داعش کمتر نبود آنها آبروی نظام را بردند. زمانی که در داخل نظام جمهوری اسلامی یک گروه به نام دین و روحانیت و اسلام رسما رئیس‌جمهوری را تهدید می‌کند نمی‌تواند در جامعه بین‌المللی وجهه خوبی برای ما داشته باشد. ضربه‌ای که این گروه به نظام وارد کرده است مساله ساده ای نیست که به همین راحتی از کنار آن گذشت.
میبدی در ادامه با اشاره به عدم واکنش برخی از مراجع و جریان‌های داخلی نسبت به این موضوع گفت: چرا جامعه مدرسین قم و جریان‌های اصولگرایی که پابند به نظام و جمهوری اسلامی هستند اینجا اعلام موضع نکرده‌اند. تلخ‌ترین حرکتی بود که من در سال‌های اخیر در شهر و مکان مقدسی مانند قم دیده بودم این جریان اخیر بود. درواقع این اتفاق از ماجرای پرت کردن مهر به سمت آقای لاریجانی در سال‌های گذشته تلخ‌تر بود.
نیروهای امنیتی و نهادهای نظارتی پیگیری کنند
این استاد حوزه خاطرنشان کرد: باید ضرباتی که این ماجرا به نظام جمهوری اسلامی زده است از سوی نیروهای امنیتی و نهادهای نظارتی پیگیری شود. باید ببینند ریشه و منشا این ماجراها کجاست و به کدام‌ کانال‌های داخلی و خارجی مرتبط هستند.
وی افزود: من از آقای علوی وزیر اطلاعات خیلی گله‌مند هستم که چرا تا به حال هیچ واکنشی در این رابطه نداشته‌اند و کاری صورت نگرفته است. اگر اطلاعات ما ریشه و کانون این ماجرا را پیدا نکند و به مردم اعلام نکند معلوم می‌شود که اطلاعات این کشور ضعیف شده است. به نظر من نمی‌شود ادعا کرد که اینها فقط یک گروه سیاسی داخلی هستند. می‌توان گفت اینها به همان گروه‌ها و کانال‌های خارجی متصل هستند که تاکنون خیلی از افراد و گروه‌های سیاسی داخلی را به این صورت بدنام کرده‌اند. همان گروه‌های خارجی که با هماهنگی برخی دیگر در داخل، برجام را به این روز کشاندند.
وی در ادامه گفت: چرا علما و برخی از شخصیت‌های حوزه علمیه در مورد برخی از مسایل کوچک، از جمله حضور دختران و زنان ما در ورزشگاه‌ها اظهارنظر و اعلام موضع می‌کنند اما در مورد مساله به این مهمی که آبروی نظام و امنیت داخلی را به خطر انداخته است و تبعات سیاسی بسیار بدتری برای نظام دارد تاکنون هیچ واکنشی نشان نداده و اعلام موضع نکرده‌اند. چرا این آقایان الان فریادشان بلند نمی‌شود. اگر واقعا درد این گروه اقتصاد و گرسنگی مردم بود به دولت کمک می‌کردند و همبستگی و همدلی در کشور ایجاد می‌کردند و دست‌دردست همدیگر مشکلات اقتصادی را حل می‌کردند نه اینکه برای نظام هزینه ایجاد کنند. اگر درد آنها اقتصاد بود، که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد اقتصاد به هم ریخته و کشور در حال نابودی بود و ما هر روز شاهد تحریم‌ها و مشکلات جدیدی بودیم چرا آن زمان این گروه تجمع نکردند. چرا آن زمان فریادی از کسی شنیده نشد. آنها در آن دوره زمانی دغدغه اقتصاد و گرسنگی مردم را نداشتند؟
او با بیان اینکه الان زمان همدلی و وفاق ملی است گفت: دو روز قبل از این ماجرا رهبر انقلاب اسلامی با مردم صحبت و از دولت حمایت کردند. سوال اینجاست، آیا دولتی که رهبری از آن دفاع کرده است دشمن نظام است. اگر دستگاه‌های امنیتی و قضایی ما سریع و صریح در برابر این قضیه ورود پیدا نکنند معلوم می‌شود که همه به دنبال نابودی کشور و نظام هستیم. در آن صورت وقتی دشمن ما شرایط داخلی را اینگونه برای نابودی فراهم می‌بیند تمام تلاش خود را می‌کند که هر چه زودتر نظام جمهوری اسلامی را به نابودی بکشاند. الان زمان همدلی و وفاق ملی است، این حرکت یک کینه و اختلاف بزرگی را ایجاد کرد و آبروی نظام را در دنیا برد.
منتشر شده در اخبار
آرمان- احسان انصاری: «ای آنکه مذاکره شعارت/ استخر فرح در انتظارت». این شعاری است که روز پنج شنبه روی یکی از پلاکاردهای تجمع کنندگان در مدرسه فیضیه قم نوشته شده بود و این روزها سرو صدای زیادی در فضای مجازی و فضای رسانه‌ای کشور به راه انداخته است. این در حالی است که در این تجمع شعارهای دیگری نیز مانند: «وزیران میلیاردی، زالوی این نظامند»، «ملت ما نجیب است، وزیر به فکر جیب است»، «رهبر با درایت، دولت بی‌کفایت»، «محصل انگلیس، مذاکره کلید نیست»، «نه برجام نه ۲۰۳۰، لعنت به انگلیسی»، «این گفته امام است، مذاکره حرام است» و «دروغ میگن جنگ می‌شه، فریب میدن همیشه» نیز توسط شعاردهندگان که به نظر می‌رسد به صورت برنامه‌ریزی شده دست به این کار زده‌اند، مطرح شد. سوال مهم در این زمینه این است که در شرایطی که جامعه در ماه‌های اخیر به دلیل مشکلات شدید معیشتی مردم در وضعیت عادی قرار نداشته، عده‌ای با شعارهای شائبه برانگیز چالش‌های داخلی را تشدید می‌کنند. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی یزدی گفت‌وگو کرده که در ادامه می‌خوانید.
تجمع برخی طلاب در مدرسه فیضیه قم و بیان شعارهای شائبه‌برانگیز براساس چه منطق و استدلالی برگزار شده است؟
باید از دو منظر به چنین اتفاقاتی نگاه کرد. نخست اینکه این اتفاقات چه پیامدهایی برای کشور و مردم دارد و مسأله دوم که بسیار حائز اهمیت است این است که این منشأ این اتفاقات کجاست و چه کسانی چنین تجمعاتی را راه‌اندازی کرده‌اند؟ به‌ همین دلیل نیز دستگاه‌های امنیتی و قضائی کشور باید در مرحله نخست منشأل این اتفاقات را مشخص کنند. اینکه عده‌ای در قم به بهانه مطالبه عدالت و بهبود وضعیت اقتصادی شعارهایی مبهم و سوال‌برانگیز را مطرح کنند به هیچ عنوان طبیعی نیست. افرادی که چنین شعارهایی را مطرح کرده‌اند اهل علم تعقل بودند دیدگاه‌های خود را به صورت منطقی و استدلالی بیان می‌کردند و برای دیدگاه‌های خود دلیل و سند می‌آوردند. به عنوان مثال خطاب به دولت آقای روحانی عنوان می‌کردند که دولت از مسیر صحیح مدیریت اقتصادی خارج شده و سپس برای این چالش راه‌حل ارائه می‌کردند. من معتقدم منشأ شعارهایی مانند «ای آنکه مذاکره شعارت؛ استخر فرح در انتظارت»، در حوزه و گروه‌های سیاسی کشور نیست. به نظر می‌رسد برخی از طلاب در این زمینه سوءاستفاده کرده‌اند، چراکه طرح چنین شعارهایی شائبه‌برانگیز است. به نظر من دستگاه‌های امنیتی و قضائی باید به صورت دقیق این شعار را ردگیری کنند تا به واقعیت ماجرا دست پیدا کنند.
چرا باید این شعار را ردگیری کرد؟
برخی عنوان می‌کنند برخی اعضای نزدیک به جبهه پایداری در پشت پرده اتفاقات قم بوده و این اتفاقات از آنجا هدایت می‌شده است نمی‌تواند زیاد با واقعیات همخوانی داشته باشد. نکته مهم در این زمینه این است که اگر در واقع جبهه پایداری پشت این ماجر است سوال مهم‌تر این است که جبهه پایداری توسط چه کسانی حمایت می‌شود و چه کسانی طراح اصلی این ماجرا بوده‌اند؟ به نظر من چنین اقداماتی در جهت منافع بیرونی‌هاست. نکته دیگر اینکه در تجمعات اخیر برخی به صراحت رئیس جمهور رسمی و قانونی کشور را به مرگ آن هم از نوع اتفاقی که برای مرحوم آیت‌ا... هاشمی رخ داد تهدید کرده‌اند که این مسأله برای امنیت جامعه بسیار ناپسند است. بدون شک امنیت داخلی روی اقتصاد کشور نیز تأثیر خواهد گذاشت و بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی را از سرمایه‌گذاری در ایران دور می‌کند. وضعیت نامناسب اقتصادی یک جامعه تنها به عملکرد ضعیف مدیران جامعه ارتباط ندارد و به نوع نگاه کشورهای جهان به یک کشور نیز مربوط می‌شود. در شرایط کنونی نیز وضعیت نابسامان اقتصادی کشور به دلیل سوء مدیریت داخلی، افراط و تفریط سیاسی و از سوی دیگر مسائل بین‌المللی است. نمی‌توان منشأ نابسامانی‌های ارزی و اقتصادی کشور را تنها به عملکرد رئیس کل بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد خلاصه کرد. اقتصاد یک کشور به مجموعه عوامل داخلی و خارجی بستگی دارد که در کنار یکدیگر مشخص می‌کند که اقتصاد آن کشور در چه وضعیتی است. در شرایط کنونی یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی ما عدم سرمایه‌گذاری خارجی در ایران است و یکی از مهم‌ترین دلایل اینکه سرمایه‌گذاران خارجی در ایران سرمایه‌گذاری نمی‌کنند نیز فقدان امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری اقتصادی است. هنگامی که برخی با نشان دادن تابلو در مدرسه فیضیه قم به صورت علنی رئیس‌جمهور قانونی کشور را به مرگ تهدید می‌کنند آیا می‌توان به حضور سرمایه‌گذاران خارجی خوشبین بود؟ من معتقدم اگر به صورت جدی با این اتفاق برخورد نشود به نظر می‌رسد که برخی تلاش ‌می‌کنند این افراد همچنان در امان باشند و بتوانند به اقدامات خود ادامه بدهند.
تجمع اخیر در قم منشأ درونی دارد؟
اگر فرد یا افرادی با دولت مخالف هستند یا اینکه نسبت به سیاست‌های دولت انتقاد دارند دیدگاه‌های خود را به صورت منطقی و با استدلال در اختیار افکار عمومی جامعه قرار می‌دهد تا مردم درباره چنین دیدگاه‌هایی قضاوت کنند. این در حالی است که پلاکاردی که در آن به موضوع مرگ آیت‌ا... هاشمی و تهدید رئیس‌جمهور به تکرار چنین سرنوشتی اشاره شده نشان می‌دهد که نمی‌توان به راحتی از کنار این ماجرا عبور کرد. به نظر من همان دستانی که برجام را در داخل و خارج از کشور خراب کرد و اجازه نداد برجام به توفیقی که مورد نظر بود دست پیدا کند، امروز نیز به اتفاقات در جامعه دامن می‌زنند. در روزهایی که دولت آقای روحانی همه توانایی و انرژی خود را صرف به نتیجه رساندن برجام می‌کرد مخالفان داخلی و کشورهایی بیرونی مخالف برجام به عنوان دو لبه قیچی عمل کردند و در نهایت برجام را با مشکل مواجه کرده و تلاش کردند افکار عمومی را نسبت به دستاوردهای برجام ناامید کنند. بدون شک برجام یک دستاورد مهم برای جمهوری اسلامی و دولت آقای روحانی به شمار می‌رود. با این وجود همین افراد آنقدر علیه برجام هجمه کردند که افکار عمومی جامعه امید خود را از برجام از دست داد. در شرایط کنونی نیز دولت آقای روحانی از داخل و خارج تحت فشار است و دوباره همین دو لبه قیچی دست به دست هم داده‌اند و تلاش می‌کنند شرایطی را فراهم کنند که دولت آقای روحانی نتواند وعده‌هایی که به مردم داده را محقق کند.
در شرایطی که ما در ماه‌های اخیر با برخی تجمعات خیابانی مواجه بوده‌ایم آیا رفتارها جامعه را متشنج نمی‌کند؟
در این مسأله هیچ شکی وجود ندارد. نکته مهم در این زمینه این است که چنین اتفاقاتی زمینه را برای فعالیت دشمن خارجی فراهم می‌کند تا با ابزارها و امکاناتی که در اختیار دارند فضای داخلی کشور را متشنج کنند. مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود به صراحت از رئیس‌جمهوری دفاع کردند و حضور و ادامه فعالیت دولت آقای روحانی را یک امر لازم و ضروری برای کشور تلقی کردند. با این وجود هنوز چند روز از سخنرانی مقام معظم رهبری نگذشته بود که عده‌ای به صورت علنی اینطور عمل کردند و در یک اقدام سوال برانگیز علیه رئیس‌جمهور شعارهای خارج از قاعده دادند. بدون شک باید مشخص شود که این افراد چه کسانی هستند. به نظر من در شرایط کنونی نیز ما در شرایط جنگ اقتصادی قرار داریم و به همین دلیل دستگاه‌های ذی‌ربط باید هرچه سریع‌تر با عاملان این تجمعات برخورد کنند.
چرا این اتفاقات در قم رخ می‌دهد؟ آیا برخی تلاش می‌کنند قم را به پایگاه مخالفان دولت تبدیل کنند؟
کسانی که چنین اقداماتی را انجام می‌دهند علاوه براینکه آبروی نظام را می‌برند، آبروی روحانیت را نیز می‌برند. بنده تمایل ندارم این سخن را به زبان بیاورم، اما مجبور هستم عنوان کنم که تنها جایی که می‌توان مسائل را با مسلک گره زد و به جای آن به مردم معرفی کرد قم است. این افراد در گذشته نیز علیه رئیس دولت اصلاحات هجمه می‌کردند و شعار می‌دادند. همین افراد امروز نیز علیه دولت آقای روحانی عمل می‌کنند و تلاش می‌کنند دولت به وعده‌هایی که به مردم داده عمل نکند. بدون شک رفتار و اقدامات این گروه مورد تأیید علما، فضلا و مراجع عظام نیست و هیچ کدام از بزرگان قم چنین اقداماتی را تأیید نمی‌کنند. نکته قابل تأمل اینکه این عده تنها در دولت احمدی‌نژاد که خرابی‌ها و نابسامانی‌های زیادی متوجه کشور شد، سکوت کرده بودند و به شکل‌های مختلف از دولت احمدی‌نژاد حمایت می‌کردند. در دولت یازدهم نیز با تلاش و تدبیر دولت آقای روحانی برجام به نتیجه رسید و مردم نسبت به آینده کشور امیدوار شده بودند. با این وجود این افراد در قم فریاد وا اسلاما سردادند و اجازه ندادند برجام به اهداف خود دست پیدا کند.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از44
بازگشت به بالا