نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: فاضل میبدی

عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم معتقد است: اگر در جامعه‌ای عقل سرکوب و استبداد فکری حاکم شود و انسان‌ها برای خردورزی، اظهار عقیده و بیان، آزاد نباشند، شاهد حضور جامعه‌ای پیامبرپَسند نیستیم، جامعه پیامبرپسند، جامعه‌ای است که در آن عقلانیت، آزادی، اخلاق، امنیت، رفاه و معیشت برقرار باشد.
جامعه پیامبر پسند مبتنی بر آزادی، عقلانیت و عدالت است / رسم پیامبر(ص) در جامعه نیست
خداوند در قرآن کریم از پیامبر اکرم(ص) با عنوان «رحمت للعالمین» یاد کرده است که این تعبیر نوع جهت‌گیری و ویژگی شخصیت معنوی و اخلاقی ایشان را نشان می‌دهد. حضرت محمد(ص) مظهر و نمونه اعلای یک انسان‌ کامل و اخلاق‌مدار است که در مقام خاتم‌ پیامبران و برای هدایت انسان‌ها به پیامبری برگزیده شده‌اند. آنچه در سیره و زندگی شخصیت پیامبر اکرم(ص) برای همه انسان‌ها در همه عصرها و و مکان‌ها اسوه و الگوست، اخلاق نیکوی این شخصیت بزرگوار است. یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت اسلام نیز اخلاق نیکو و پرجاذبه پیامبر(ص) بود که قرآن کریم نیز در برخی از آیات خود به نقش اخلاق ایشان در جذب قلوب مردم تصریح کرده است. خبرنگار ایکنا در اصفهان، به‌‌مناسبت سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص)، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم  و پژوهشگر دینی داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
آنچه در این گفت‌وگو می‌خوانید:
اولین پیام پیامبر(ص) تحقق عدالت در جامعه است
عقل توامان با دین است
عدالت در جامعه‌ای عقلانی و اخلاقی پیاده می‌شود
جامعه پیامبرپسند، عقلانی و اخلاقی است
چرا برخی در قبال برخی از بدعت‌ها ساکت هستند؟
روح مردم، روح شاد و فرحناکی نیست
رسم پیامبر(ص) در جامعه برقرار نیست
وجود اسلحه در کشورهای اسلامی هیچ افتخار نیست
پیامبر اسلام(ص) با اسلحه، پیام خود را پیاده نکرد
 
ایکنا ـ با توجه به اینکه پیامبراکرم(ص) هدف رسالت خود را مکارم اخلاق می‌دانستند و قرآن کریم نیز ایشان را «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» معرفی می‌کند، از این دو مقوله مهم در ابهاد نظری و عملی، چه پیام‌هایی می‌توان استنتاج کرد؟
درست است که رسالت پیامبر(ص) در این دو هدف خلاصه می‌شود، اما رسالت ایشان پیام‌های دیگری هم دارد که اگر آن‌ها محقق نشوند، این دو هدف نیز محقق نمی‌شود. اولین پیام پیامبر(ص) تحقق عدالت در جامعه است. «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» بودن پیامبر(ص) جنبه فردی ندارد، بلکه رحمت به معنای آسودگی و آسایش بین انسان‌ها است. در آیه ۱۲۸ سوره توبه آمده است: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ؛ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است».
در این آیه به دو پیام مهم پیامبر(ص) اشاره شده است؛ اولین پیام آن، رفع دشواری‌ها از زندگی مردم است، یعنی مردم در جامعه اسلامی به لحاظ وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دشواری نداشته باشند. این دشواری نداشتن، عین تحقق عدالت اجتماعی است. پیام دوم پیامبر(ص)، هدایت و یا هدایت و درستی راه برای مردم است. براساس آیات قران اگر جامعه‌ای بخواهد از دشواری‌ها گذر و هدایت پیدا کند  ـ یعنی از بُعد سلبی در آن دشواری نباشد و از بعد ایجابی در آن هدایت باشد ـ طبیعتاً چنین جامعه‌ای محتاج یک‌سری تعالیم است.
پیامبر(ص) علاوه بر «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» و هادی بودن، معلم نیز هست. یعنی پیامبر(ص) آمده تا فرهنگ، علم و تحقیق را در جامعه زنده و پیاده کند و جهل و نادانی را از جامعه بزداید. پیامبر(ص) آمد تا مردمی که گرفتار جهل زمان جاهلیت بودند را آگاه کند و به تعبیر امام علی(ع)، پیامبر(ص) آمد تا عقل‌های خفته مردم را بیدار کند. اگر در یک جامعه‌ای، عقل‌ها خفته باشد، در آن جامعه رحمت و هدایت وجود ندارد. به همین دلیل روایتی از پیامبر(ص) داریم که می‌فرمایند: «بنیاد دین، عقل است». یعنی اگر بشر عقل خودش را به کار نگیرد، دین هم به کار او نمی‌آید، به همین دلیل تعقل‌ورزیدن، تدبر ورزیدن و تفکر ورزیدن از سفارش‌های موکد قرآن و از تعالیم پیامبر(ص) است؛ بنابراین اولین کار پیامبر(ص) معلم بودن ایشان بود. علاوه براین پیامبر(ص) معلم اخلاق است. اخلاق یعنی بیداری وجدان و علم، به معنی بیداری عقل است. در جامعه باید عقل و وجدان آن جامعه بیدار باشند. اخلاق و دانش و یا پرورش اگر در کنار هم رشد کند، آن جامعه «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» می‌شود، ولی اگر در جامعه‌ای عقل سرکوب، استبداد فکری حاکم شود، انسان‌ها از جهت خردورزی و اظهار عقیده و بیان آزاد نباشند، قطعاً چنین جامعه‌ای جامعه پیامبرپسند نیست. متقابلاً اگر در جامعه‌ای داوری با عقل باشد، «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» بودن نصیب آن جامعه می‌شود. ولی اگر در جامعه داوری با زور و ترس همراه باشد، آن جامعه جامعه پیامبرپسند نیست. معلم و یزکی بودن، یعنی اینکه جامعه عقلانی و در عین اخلاقی باشد. هدف پیامبر(ص) هم همین بود. در جامعه‌ای عقلانی و اخلاقی، عدالت اجتماعی پیاده می‌شود.
متأسفانه اکنون می‌بینیم که از تلویزیون کسانی سخنانی درباره اسلام و دین می‌گویند که جز خرافات چیز دیگری نیست. معجزه پیامبر اسلام(ص) قرآن و کتاب بود و این بزرگ‌ترین معجزه ایشان است. اما اگر ما امروز بیاییم خرافات را در جامعه و رسانه مطرح کنیم و به پیامبر(ص) نسبت‌های ناروا بدهیم، قطعاً چنین کاری باعث گریز نسل جوان از دین می‌شود که متأسفانه امروز چنین اتفاقی افتاده است. گفتارهای وهم‌آلود و جهل‌آلود بسیار خطرناک است و این‌ها نوعی بدعت است. بدعت در اسلام، کار بسیار ناپسندی است و فرقی نمی‌کند بدعت در اسلام و یا نسبت و دروغ ناروا نسبت به پیامبر(ص) و ائمه(ع) باشد، و در هر صورت کار بسیار ناپسندی است. به همین دلیل در روایات، کسانی که در برابر بدعت نمی‌ایستند، مورد مذمت واقع شده‌اند. در زمان قدیم اگر بدعتی در دین ایجاد می‌شد، خیلی‌ها آن بدعت را نمی‌دیدند و متوجه آن نمی‌شدند. ولی امروز اگر از تلویزیون و یا هر رسانه دیگری حرف بدعت‎آمیزی گفته شود، همه دنیا آن را می‌فهمند.
بدعت می‌تواند باعث اشاعه فحشا شود. من نمی‌دانم چرا برخی بزرگان در قبال برخی از بدعت‌ها ساکت هستند؟ در واقع چرا کسانی که فحشا را فقط بی‌حجابی، به ورزشگاه رفتن و دوچرخه‌سواری بانوان می‌دانند، چرا نسبت به دیگر بدعت‌ها در جامعه ساکت می‌شوند؟ آن هم بدعت‌هایی که باعث می‌شود آبروی اسلام از بین برود. بزرگ‌ترین معجزه پیامبر(ص) قرآن بود که به‌وسیله آن جهل را از بین برد. یکی از کارهای پیامبر(ص) مبارزه با بدعت‌هایی بود که در دین یهودیت و مسیحیت به دست برخی ملایان مسیحی و یهودی ایجاد شده بود و به تعبیر قرآن، این‌ها بدعت‌هایی در دین ایجاد می‌کردند تا منافع‌شان تأمین شود. به تعبیر قرآن «فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ» و پیامبر(ص) در برابر این بدعت‌ها مقابله کردند. بنابراین در جامعه‌ای که به تعبیر قرآن در آن «قول زور» یعنی سخنان بیجا گفته شود و «وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ»، یعنی اموال بیجا خورده شود، رانت‌خواری و سوءاستفاده مالی وجود داشته باشد، آن جامعه پیامبرپسند نیست.
ما باید ببینیم جامعه‌ای که پیامبر(ص) به‌دنبال آن بودند چه نوع جامعه‌ای است. در آیه ۱۱۲ سوره نحل آمده است: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ؛ و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکم‌فرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می‌رسید تا آنکه اهل آن شهر نعمت‌های خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند». براساس این آیه، خداوند وقتی می‌خواهد درباره جامعه مطلوبی مثال بزند، چند صفت و ویژگی برای آن برمی‌شمرد؛ اول می‌گوید جامعه‌ای که در آن آرامش باشد، دوم اینکه مردم نسبت به یکدیگر و آینده خود مطمئن هستند، سوم هم اینکه رزق و روزی مردم در آن جامعه و به فراوانی فراهم باشد. یعنی هم امنیت فکری و هم امنیت اقتصادی وجود داشته باشد. نمی‌شود گفت رزق باشد، ولی مردم قدرت خرید نداشته باشند. آرامش یعنی اینکه هرچه بخواهیم تامین شود و فرقی نمی‌کند آن غذای فکری باشد و یا غذای جسمی. اگر چنین جامعه‌ای با چنین ویژگی‌هایی که خداوند برای آن‌ برشمرده، کفران نعمت کند، خداوند دو لباس بَد و ناجور بر آن می‌پوشاند؛ یکی گرسنگی و دیگری ترس.
ناامنی فقط به این معنا نیست که داعش وارد کشور شود، این یک مصداق ناامنی است، ولی اگر کسی در اظهار فکر و عقیده خود بترسد و یا اگر کسی نگران آینده خودش باشد، این نگرانی‌ها در روح و روان مردم، نوعی ناامنی ایجاد می‌کند. فردوسی گفته است: «بکوشید تا رنج‌ها کم کنید/ دل غمگنان شاد و بی‌غم کنید / چو شادی بکاهی بکاهد روان / خرد گردد اندر میان ناتوان». بنابراین اگر شادی در جامعه نباشد، خرد و توان آدمی ضعیف می‌شود. فردوسی در ادامه می‌گوید: «هر آنکس که انديشه بد کند/ به فرجام بد با تن خود کند»، یعنی اگر اندیشه بَد و ناامنی در جامعه ایجاد شد، تن آدمی ضعیف می‌شود. به نظر من یکی از دلایل افزایش تعداد آمار مبتلایان به کرونا و سرطان در جامعه، به این دلیل است که روح مردم، روح شاد و فرحناکی نیست. اگر روح مردم شاد و فرحناک نباشد، سیستم ایمنی بدن ضعیف می‌شود، وقتی ایمنی بدن هم کم شود، بدن مستعد هر نوع ویروس و آسیب خواهد شد، چنانکه فردوسی گفته: «هر آنکس که انديشه بد کند/ به فرجام بد با تن خود کند».
پیامبر(ص) برای جامعه بهترین پیام‌ها یعنی رحمت، هدایت، دانش، تزکیه و اخلاق را به ارمغان آوردند که به اصطلاح امروز یک بسته کامل است، یعنی اگر همه این‌ها در کنار هم باشند، آن جامعه پیامبرپسند خواهد بود. اما نمی‌شود به مردم بگوییم نماز بخوانید، ولی نسبت به آسایش و رفاه آن‌ها بی‌توجه باشیم، یا بگوییم جامعه حجاب داشته باشد، ولی رزق آن‌ها‌ آن‌طور که باید و شاید فراهم نباشد، طوری نیست؛ نه این طور حرف زدن درست نیست و مردم چنین چیزی را نمی‌پسندند. اگر معیشت و امنیت جامعه در معرض آسیب قرار گرفت، نباید از آن جامعه انتظار ایمان داشت، بلکه به تعبیر قرآن در آن جامعه کفر ایجاد می‌شود.
امروز باید تحقیق و مطالعه کنیم ببینیم پیامبر اسلام(ص) چه فرموده‌اند. اما اینکه به‌دنبال پیدا کردن یک‌سری حرف‌ها و معجزات دروغین باشیم و آن‌ها را به پیامبر(ص) نسبت دهیم، نه تنها به درد جامعه نمی‌خورد، بلکه باعث بدبینی جامعه نسبت به دین می‌شود. امروز باید ببینیم جای کدام یک از پیام‌های پیامبر(ص) در جامعه خالی است. یعنی باید ببینیم آیا «لیقوم الناس بالقسط» مورد نظر خدا و پیامبر که همه مردم باید عادلانه در جامعه زندگی کنند، در جامعه امروز برقرار است یا نه؟ آیا «يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ»، یعنی رزق مردم در همه جا فراهم باشد،  است؟ آیا «كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً» یعنی اطمینان نسبت به یکدیگر و آینده وجود دارد؟ اگر همه این‌ها باشد، یعنی ما پیرو پیامبر(ص) هستیم و پیام پیامبر(ص) زنده است، اما اگر این‌ها ‌نباشد، ما غفلت کرده‌ایم.
ایکنا ـ به نظر شما امروز در جوامع و کشورهای اسلامی، جای چه پیام‌هایی از پیامبر رحمت خالی است؟
من معتقدم امروز در کشورهای اسلامی، فقط اسم پیامبر(ص) آن هم موقع گفتن اذان وجود دارد، اما رسم پیامبر(ص) در جامعه امروز برقرار نیست. امروز در جوامع اسلامی همه به‌دنبال جنگ قدرت و یا مسابقه تسلیحاتی هستند، این فرقه علیه آن فرقه، این گروه علیه آن گروه، این مذهب علیه آن مذهب. امروز در خاورمیانه و کشورهای اسلامی فقط بحث بر سر این است که کدام کشور قدرت بیشتری داشته باشد که نمونه آن آذربایجان و ارمنستان است. غربی‌ها هم از خدایشان هست که چنین جنگ‌هایی در خاورمیانه وجود داشته باشد تا اسلحه‌های خود را بفروشند و در قبال آن نفت بگیرند. وجود اسلحه در کشورهای اسلامی هیچ افتخار نیست، بلکه وجود رحمت، عدالت، اعتماد، امنیت و معیشت باعث افتخار است. یعنی اگر در کشورهای اسلامی هزاران انبار  سلاح و موشک باشد، ولی بین مردم آن کشورها، امنیت و معیشت وجود نداشته نباشد، به درد نمی‌خورد و ارزشی ندارد. پیامبر اسلام(ص) با اسلحه، پیام خود را پیاده نکرد، بلکه پیام خود را با اخلاق، سعه صدر، گشادگی روح، لطافت در بیان، نرمی در سخن در مکه پیاده و دل‌ها را به خود نزدیک کردند. به نظر من امروز در کشورهای اسلام هم حاکمان و هم عالمان آن کشورها از پیام و تعالیم پیامبر(ص) فاصله گرفته‌اند.
ایکنا ـ دلیل اینکه در این جوامع، فقط اسم پیامبر(ص) هست ولی رسم ایشان فراموش شده، چیست؟
به نظر من در این جوامع، از عقلانیت پیامبر(ص) فاصله گرفته‌‌اند و تنها به تقلید بها داده‌اند و مردم کمتر به فکر، تدبر و تعقل روی آورده‌اند. در چنین شرایطی دنیای غرب نیز پیشرفت کرد و از کشورهای اسلامی سبقت گرفت. در واقع حکومت‌ها به‌دنبال آرای مردم که مبتنی برعقل و عقلانیت باشد، نیستند، بلکه هر حکومتی به‌دنبال تداوم قدرت و استبداد خودش است. قطعاً جامعه‌ای که در آن استبداد باشد، رشد نخواهد کرد. اگر جامعه اسلامی بخواهد به پیام پیامبر(ص) نزدیک شود، باید از جوامع اسلامی جهل‌زدایی شود، یعنی مردم آگاهی پیدا کرده و تعقل بورزند. امروز اگر در کشورهای اسلامی عامه مردم در آسایش، امنیت، رفاه و عدالت باشد، مهم و باعث افتخار است، در واقع مهم این است که زیربنای جوامع اسلامی یعنی عقل، عدالت و اخلاق محکم و استوار باشد.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
فاضل میبدی: ما باید این اصل را بپذیریم که انبیا و پیامبران الهی برای صلح آمدند نه برای جنگ و برای اینکه بشر راحت زندگی کند و همه انسان‌ها در کنار هم بتوانند زندگی کنند. برادری شعار انبیا است و جنگ یک مسئله فرعی است که در مقام دفاع از خود انجام می‌شود.
گروه سیاسی: رئیس جمهور در جلسه روز چهارشنبه ۲۳مهرماه هیات دولت با اشاره به صلح امام حسن (ع) گفت که ایشان وقتی خواست مردم برای صلح را دیدند، از ادامه جنگ با معاویه دست کشیده و صلح کردند و باید برای جنگیدن و صلح کردن به خواست مردم عمل کرد و هر کدام از این اقدام‌ها را در موقع مناسب خود انجام داد.
همین سخنان باعث شد که چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به طیف‌های تندرو اصولگرا روحانی را به تحریف تاریخ متهم کنند. این در حالی است که سابقه این جریانات نشان داده دغدغه آن‌ها تحریف تاریخ و روایت درست آن نیست چرا که خود ید طولانی در تحریف تاریخ اسلام و انقلاب دارند. همچنین، از دید بسیاری از صاحب‌نظران و ناظران سیاسی مسئله منافعی است که در شرایط تحریم و التهاب کشور نصیب برخی جریانات می‌شود. همین موضوع هم باعث شده با بهانه‌های واهی اما به نیت و قصد تامین منافع، با هر سخنی که بوی تنش‌زدایی با کشورهای مختلف بدهد مخالفت کنند.
در همین خصوص یك عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه عملیه قم  در پاسخ به این پرسش که چرا برخی جریانات با سخنان رئیس جمهور در مورد صلح و مذاکره مخالفت کردند و آیا این سخنان مغایر با مفاهیم دینی است، گفت: ما باید این اصل را بپذیریم که انبیا و پیامبران الهی برای صلح آمدند نه برای جنگ و برای اینکه بشر راحت زندگی کند و همه انسان‌ها در کنار هم بتوانند زندگی کنند. برادری شعار انبیا است و جنگ یک مسئله فرعی است که در مقام دفاع از خود انجام می‌شود.
محمدتقی فاضل میبدی افزود:ما باید اصل را بر این بگذاریم که به سمت صلح و صفا و صمیمیت حرکت کنیم. مسئله دوم اینکه ما نمی‌توانیم در زمینه مسائل سیاسی کشور با استفاده ابزاری از دین و مذهب شعارهای تند و افراطی سر دهیم و همیشه خود را آماده جنگ نشان دهیم.  به نظر من این با رویکرد قرآن و عقل هماهنگ نیست. نه تنها جنگ رویکرد قرآن نیست بلکه صلح و مذاکره راهبرد دینی و قرآنی ما است. بنابراین مسئولان و مطبوعات ما نباید تلاش کنند که تنش در روابط بین‌اللملی ما افزایش پیدا کند.
وی در مورد مخالفت برخی جریانات با مذاکره هم گفت: این رویکرد فقط در کشور ما نیست و در خیلی از کشورهای دنیا این مسئله وجود دارد. برای اینکه منافع عده‌ای در تنش، جنگ و تحریم است. در سایه تحریم منافع برخی جریانات در داخل کشور تامین می‌شود. این جریانات هم هیچ گاه مصلحت کشور، نظام و مردم را در نظر نمی‌گیرند و تنها تامین منافع شخصی و جریاناتی برای آن‌ها مهم است. ما در طول سال‌های گذشته این جریانات را تجربه کردیم و دیدیم کسانی که شعار جنگ و برخورد با کشورهای مختلف را دادند و خیلی از منابع کشور را هزینه شعارهای افراطی و بی‌حاصل کردند چه مصیبت‌هایی بر سر مردم آوردند.ببینید ممکن است این نگاه در کشورهای دموکراتیک هم وجود داشته باشد که برخی جریانات جنگ‌طلب باشند. منتها در این کشورها چون قانون قدرت دارد و بر اساس قانون عمل می‌شود هر فردی و جریانی نمی‌تواند در تصمیمات کلان اعمال نفوذ کند و افراد و جریانات سیاسی و فکری مختلف هر موضعی بگیرند مواضع رسمی سیاست خارجی آن کشور تلقی نمی‌شود . ولی در کشور ما گاهی شعارها  در سیاست خارجی ما هم نفوذ کرده و برای ما هزینه درست می‌کند.
فاضل میبدی با بیان اینکه باید خواست مردم مبنای عملکرد مسئولان باشد بیان داشت: ببینید ما در حال حاضر در روزگاری زندگی می‌کنیم که اگر بخواهیم در نشان دهیم که کشور اسلامی هستیم  بایستی با همه دنیا و با  همه ملت‌ها و حکومت‌ها  همزیستی داشته باشیم و اگر کسی بخواهد زور بگوید با این زورگویی با منطق مقابله کنیم. دنیا، دنیای جنگیدن نیست دنیای همدلی است و ایجاد هماهنگی و همدلی بین یک ملت بزرگترین خدمت به مردم است.
این فعال سیاسی افزود: در مسئله جنگ و صلح دقیقا باید به خواست مردم عمل شود و به منافع کشور هم توجه شود. یکی از آقایان اخیرا گفته که مردم گرانی‌ها را تحمل می‌کنند خب این حرف حرف بی‌جایی بود. گرانی‌ها به مردم فشار آورده و باعث نارضایتی آن‌ها شده است. اما سخن این فرد نشان می‌دهد که اطلاعی از زندگی مردم ندارد. برای همین هم این جریانات با مذاکره مخالفت می‌کنند. زندگی این‌ها می چرخد و مشکلی ندارند برای همین به مردم می‌گویند مقاومت کنید. کاش خود هم به جرگه مقاومت کنندگان می‌پیوستند.
منتشر شده در یادداشت
شنبه, 19 مهر 1399 08:07

بر فراز بام آواز ایران

محمدتقی فاضل‌میبدی
استاد پرآوازه آواز ایران‌زمین محمدرضا شجریان پس از سالیانی رنج و اندوه به دیار باقی پر کشید و صدای گرم و دلنشینش را در سینه‌های مردم عاشق به یادگار گذاشت. در میان هنرمندان فرازمند جهان کم بوده‌اند کسانی که در نهانخانه جان میلیون‌ها مردم به خاطر هنرشان نفوذ کرده باشند. استاد شجریان از معدود هنرمندانی بود که با روح فرهنگ این مرز و بوم گره خورد و دل آدمیان را به دنبال صدایش به یغما برد. نگارنده این سطور خاطرات زیادی از او شنیده است که جای ذکرش نیست. روزی برایم گفت در کنسرت‌های خارج از کشور کسانی که فارسی نمی‌دانند و شرکت می‌کنند، شیفتگی‌شان از این صدا و آواز است که اینها را به سوی خود می‌کشاند و درشگفتند که این صدا از کدام حلقوم و حنجره‌ای برکشیده می‌شود. باز برایم می‌گفت: در دریا روی قایق می‌خواندم، صدایم که به اوج می‌رفت، مرغان دریا بالای سرم پرواز می‌کردند.
شجریان هنرهای دیگری در کارنامه خود داشت که از آوازش کم نبودند. خوشنویسی، گلکاری، گیاه‌شناسی، گل‌پروری در کنار موسیقی به همراه داشت. از او شنیدم که می‌گفت عاشق خاکم و غالب گل‌های خودروی وحشی که در کوهساران می‌روید، می‌شناسم. دانش موسیقی او کمتر از آوازش نبود. شعرشناسی و سبک‌شناسی و اینکه کدام اوزان عروضی را در کدام دستگاه موسیقی بخواند، از هنرهای کم‌نظیر او بود. همانطور که صدا در دستگاه‌ها و ردیف‌ها و گوشه‌های مختلف شکل می‌گیرد، شعر نیز در به‌طور مختلف و اوزان عروضی متعدد نظم می‌گیرد. حفظ تناسب وزن شعر با دستگاه و گوشه و ردیف، کاری بود که شجریان از آن غفلت نمی‌کرد.
در کنار این همه زیبایی، حفظ استقلال شخصیت و هویت کاری‌اش بود. هیچگاه گوهر هنرش را با زر ناسره سودا نمی‌کرد و این دُرِ لفظ دری را با حزبی و گروهی گره نمی‌زد. بال‌های هنرش را برای مردمش پرواز می‌داد، هر شعری را مناسب با اوضاع روزگار برمی‌گزید و می‌خواند. از آن مهم‌تر، چیزی که شجریان را صدرنشین کرد، تعهدش به هنر و همدلی و همدردیش با مردم بود. آواز را برای آواز نمی‌خواست. آواز را روشی در جهت احیای فرهنگ مردم ایران می‌دانست.
او عطار و مولوی و حافظ و سعدی را به خانه‌های مردم برد. گوش مردم را با سروده‌های شاعران بزرگ آشنا کرد. شاهکاری که تمام مردم به استقبالش شتافتند، خواندن چند بیت مثنوی و صدای به اوج نشسته «ربنای» او بود که آیاتی چند از قرآن را با سلیقه بی‌همتای هنری خود برگزیده بود و در بهترین حالات معنوی بر سر سفره‌های مردم حضور داشت و همه شیدای شنیدن شور آواز و دعای «ربنایش» بودند. حیف که سال‌ها این آواز ملکوتی از مردم دریغ داشته شد. امید است مسئولان رسانه ملی این صدای روحی و معنوی را به صداوسیما بازآورند و «ربنای»ای که وقف مردم شد، به گوش مردم بسپارند. و در پایان خطاب به او از قول فرخی سیستانی می‌گویم: «شرف و قیمت و قدر تو به فضل است و هنر/ نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان/ هر بزرگی که به فضل و هنر گشت بزرگ/ نشود خُرد به بد گفتن بهمان و فلان/ گرچه بسیار بماند به نیام اندر تیر/ نشود کُند و نگردد هنر تیغ نهان».
منتشر شده در یادداشت
محمدتقی فاضل‌میبدی
سخنان رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه امروز در جنگ اقتصادی هستیم، فردا در بازار اثر منفی دارد. بر این باورم که نباید از اینکه یکی در جنگ کشته و دیگری مجروح می‌شود، صحبت کرده و با تاریخ صدراسلام شبیه‌سازی کنیم. ما چند سال است گرفتار مشکلات اقتصادی هستیم و بنده هم بر این باورم که پاره‌ای از مشکلات ما دست آمریکاست اما سوال اصلی این است که چرا بعد از 40 سال نباید مشکلمان را حل کنیم؟ کشورهای دیگر هم در دنیا هستند که با عزت و استقلال زندگی می‌کنند و مشکلی ندارند یا به حد ما ندارند. درواقع هر کشوری ممکن است مشکل داشته باشد اما قطع ارتباط کامل و مرتب شاخ و شانه کشیدن، در هیچ کشور دیگری باب نیست. دکتر روحانی بعد از به ثمر رسیدن برجام از برجام 2 در زمان اوباما سخن گفت و باید روی این مساله می‌ایستاد. شیطنت آمریکایی‌ها با توجه به سوابق قبلی، قابل پیش‌بینی بود اما نکته مهم، حل اقتصاد کشور است و موقعی حل می‌شود که تحریم‌ها برداشته شود. رئیس‌جمهور باید در برابر عدم تصویبFATF در مجمع تشخیص موضع محکم می‌گرفت چون مراودات مالی با سایر کشورها از طریق سیستم بانکی صورت می‌گیرد. شوخی نیست؛ بیمار روی تخت بیمارستان خوابیده و دارو نیست و پولی رد و بدل نمی‌شود. نمی‌توان دوپهلو حرف زد، رئیس‌جمهور هم می‌خواهد نهادهای انتسابی قدرت را از خود راضی نگه دارد و هم مسائل را کنترل کند. رئیس‌جمهور برای مردم شفاف سخن بگوید و موانع کار را بیان کند. عامل گرفتاری‌ها تماما کشورهای خارجی و منطقه نیستند وقتی ما با تعرض به سفارتخانه‌های عربستان و انگلیس سه میلیون پوند از پول ملت و دولت بی‌ارز و بی‌دلار خسارت می‌پردازیم ولی عاملین محکوم و مجازات نمی‌شوند. دعوای برخی نمایندگان مجلس هم بر سر شاسی‌بلند و دناپلاس است. روحانی باید این سخنان را محکوم کند هرچند شعاری باشد. دنیا روی این حرف‌ها حساب باز می‌کند. ترامپ و دولت آمریکا مقصر، ولی دولت هم با چینش‌های نادرست اقتصادی، کارآمدی لازم را در کنترل وضعیت اقتصادی در حد مطلوب نداشت . وقتی مردم گرفتار بیماری اقتصادی می‌شوند، گرفتار بیماری روحی هم می‌شوند. اقتصاد که بیمار شد، رقابت و حسادت به‌وجود می‌آید و جامعه حریص و دروغگو می‌شود. منشا تمام بیماری‌ها، بیماری اقتصاد است. با ایجاد رقابت ناسالم در بازار بورس، عده‌ای سرمایه‌های مردم را جذب کردند و رشد منفی و چراغ‌های قرمزو واویلاها نصیب سرمایه‌گذاران شد. مساله خودرو 40 سال هست حل نشده. آیا خودرو متعلق به مافیاست که قیمت‌ها چنین بالا است؟ مجلس هم هیچ همگامی با دولت ندارد و بعد از 40 سال نتوانستیم بین نهادهای انتخابی تفاهم ایجاد کنیم. دولت از جهات متعدد تحت فشار است ولی باید با مردم شفاف صحبت کند. سیاست خارجی چگونه است و وزارت خارجه کجاست؟ از آن طرف تصمیم‌گیری شورای شهر مبنی بر نامگذاری یک خیابان به نام یک هنرمند- که برگزاری هر جلسه‌اش میلیون‌ها تومان هزینه دارد- با سر دادن شعار برخی عوض می‌شود. به نظر می‌رسد بهتر است در کنار آمریکا به عنوان مقصر، مقصران و مسببان داخلی شرایط موجود نیز معرفی شوند.
منتشر شده در یادداشت

 فاضل میبدی: پس از هر انقلاب قیام و حرکتی که در تاریخ اجتماعی انسان ها صورت گرفته وقتی تبدیل به یک نهاد دولتی شده است قطعا دعوا بر سر ثروت و قدرت در درون آن به وجود آمده است؛ اقتصاد بیمار موجب ایجاد خوراک حرام برای بشر می شود و اسلام دینی است که به امنیت و معیشت مردم در جامعه اهمیت فراوان می دهد.

به گزارش خبرنگار شفقنا در مشهد، حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی با سخنرانی در حسینیه فرهنگیان مشهد در ابتدا با بیان اینکه تاریخ آینه ای است که انسان های روزگار را نشان می دهد، گفت: داستان کربلا در کنار زوایای فکری، فرهنگی و معنوی که دارد یک رویداد تاریخی است و باید از این تاریخ درس گرفت دو مسأله در کنار خواندن هر تاریخی مهم است که مسأله ی اول فلسفه ی تاریخ و عوامل به وجود آورنده آن رویداد است و مسأله ی دوم درسی است که آن تاریخ برای این روزگار امروزی بشر می تواند بیاموزد. اگر ما تاریخی را خواندیم ولی عناصر به وجود آورنده آن را ندانسته و از آن برای روزگار امروز خود درس نگرفتیم می شود گفت که فقط به یک سرگرمی بیهوده پرداخته ایم داستان کربلا هم یک تاریخ است در این تاریخ هم باید به این دو مسأله توجه کرد.

او در ادامه با اشاره به شعری از حکیم ابوالقاسم فردوسی (جهان سر به سر حکمت و عبرت است/چرا بهره ی ما همه غفلت است) تاریخ بشریت را دارای حکمت و عبرت دانسته و افزود: هنگام مطالعه ی تاریخ یا در آن انسان های صالحی همچون حضرت موسی می بینیم و یا در انسان های فاسد مثل فرعون می یابیم و در تاریخ یا سرگذشت انسان های نیک و شایسته بیان شده و یا سرگذشت و زندگی انسان های فاسد. اگر بخواهیم زندگی انسان های شایسته و صالح را بخوانیم باید عناصر مثبت زندگی آنان را بررسی کنیم که این همان حکمت است یعنی بهره گیری از نکات مثبت خوبان تاریخ و در مقابل بهره گیری از نکات منفی فاسدان تاریخ همان عبرتی است که می توان از تاریخ دریافت کرد.

وی در ادامه با اشاره به بیت بعدی شعر فردوسی (تو را دین و دانش بباید درست/ره رستگاری بباید جست) گفت: آن چیزی که می تواند ما را رستگار سازد دین و دانش است این دو باید با هم و در کنار هم باشند آنتوان چخوف می گوید خطرناک ترین انسان کسی است که اعتقادش بالاست اما از عقل و دانش کمی برخوردار است و فردوسی هزار سال پیش از آن این نکته را به ما یادآوری کردند بنابراین ما باید سرگذشت گذشتگان را به گونه ای خوانده که بتوانیم برای زندگی امروز خود هم پند و هم عبرت بگیریم اما بشر امروزی هنوز از تاریخ عبرت نگرفته است و باید نکات منفی که در تاریخ گذشته اش وجود داشته را کشف کرده و از آنها عبور کند. امام حسین (ع) نیز می فرمایند تاریخ ما تاریخ عبرت هاست.او ادامه داد: از سرگذشت و زندگی امام حسین برایمان بسیار گفته و تعریف کردند و در تاریخ دینی ما به آن بسیار توجه شده اما برای ما از زندگی بنی امیه کمتر گفته شده است و همیشه از یک زاویه به داستان نگاه کرده ایم ما زمانی می توانیم زندگی انسان های نیک تاریخ را درک کنیم که متعاقبا انسان های منفی آن زمان را هم بشناسیم و ایضا وقتی می توانیم امام حسین و امام علی را بشناسیم که امویان، معاویه و یزید را هم بشناسیم.

این استاد حوزه و دانشگاه سپس به بررسی عناصر به وجود آورنده جریان عاشورا پرداخته و گفت: هر انقلاب، قیام و حرکتی که در تاریخ اجتماعی انسان ها صورت گرفته، پس از آنکه تبدیل به یک نهاد دولت شده است قطعا دو مسأله در آن به وجود آمده، پیامبر گرامی اسلام در عصر خود تحولی به وجود آورده و به دولت تبدیل کرده است و این دو حادثه مهم بعد از رحلت ایشان نیز به وجود آمد که حادثه اول دعوا بر سر قدرت است به عبارتی اولین اختلاف اخلاقی و فکری در جامعه اسلامی زمانی بود که بعد از مرگ پیامبر بین مهاجرین و انصار بر سر خلیفه پس از پیامبر دعوا شد به طور کلی در دنیا کمتر انقلابی را می توان یافت که پس از پیروزی و تبدیل به دولت و حکومت بر سر آن اختلاف به وجود نیامده باشد و گروه ها، رقبا، احزاب، علما، بزرگان، اشراف و … با یکدیگر بر سر قدرت به مجادله می پردازند. حادثه تلخ دومی که پس از رحلت پیامبر خدا به وجود می آید پیدایش یک طبقه جدید است که می خواست در آن قدرت به وجود آمده برای خود جا باز کند. وی ادامه داد: کشورگشایی های اعراب پس از مرگ پیامبر ثروت های عظیمی را به مرکز خلافت اسلامی گسیل داد و با وجود این پول های بسیار، طبیعی است که چنین طبقه ی جدیدی در جامعه رشد کند و اولین عنصری که باعث شد مسیر تاریخ اسلام تغییر کند مسأله ی دعوا بر سر خلافت و ثروت است.

فاضل میبدی سپس به بررسی حادثه مهم دوم بعد از رحلت پیامبر پرداخته و افزود: دعوا بر سر ثروت های کلان حکومتی دومین حادثه ی مهم و از عناصر تغییر مسیر تاریخ اسلام است. پیش از این که چنین حوادثی رخ دهد قرآن هم هشدار داده بود که ممکن است جاهلیت، پس از مرگ پیامبر به جامعه بازگردد و یکسری از آداب و رسومی که پیامبر آنان را از بین برده بود همچون اختلاف بر سر قدرت و سیاست در قالب دین و اسلام به اجتماع بازگشت و بسیاری از افراد نالایق و ناشایست در دستگاه خلافت نفوذ کردند و به عنوان مثال متأفانه در نتیجه خاندان حکم ابن ابی العاص که از امویان بودند متصدی اموال مسلمین می شوند. و اگر ثروت جامعه ای در دست نااهلان قرار گرفت بندگان خداوند در ذلت قرار می گیرند در آن زمان مسائلی مثل نماز، روزه، حج و سایر امور عبادی و دینی مردم به خوبی برگزار شده و مورد اهتمام قرار می گرفت اما صفحا و فجار بر حکومت اسلامی چنگ انداخته بودند به عبارتی نااهلان به امور مسلمین پرداخته و رسیدگی می کردند. آن گاه ثروت جامعه میان آنان دست به دست می شد اگر کسی که فقط رانت دین، رانت ظاهر مذهبی و تقرب به دستگاه دارد متولی ثروت مسلمین شود اموال حکومتی و بیت المال را از بین خواهد برد.

وی ادامه داد: در چنین جامعه ای که بر سر قدرت و ثروت دعواست دو موضوع خشونت و عوام فریبی بروز می کند دلیل پیدایش آن هم این است که همیشه افرادی همچون ابوذر، سلمان، حجربن عدی، عمار و … وجود دارند که فهیم و زمره خواص هستند. نتیجتا بر سر آنان خشونت قرار می گیرد به عبارت ساده تر می توان گفت فردی همچون حکم بن ابی العاص که تبعیدی پیامبر بود بر سر قدرت قرار گرفته اما کسی همچون ابوذر که از نزدیکان پیامبر و خاندان ایشان بوده تبعید می شود. زمانی که ارزش ها تغییر کند آزادی محدود می شود خلفا، خواص را سرکوب کرده و عامه مردم را در گمراهی نگه می داشتندو می بینیم که بعد از مرگ پیامبر کتابت احادیث ایشان ممنوع شد و در دربار حکومتی دسته ای از عالم نمایان به وجود آمدند که کارشان جعل احادیث بود.

میبدی در پایان با اشاره به خطبه ای از امام حسین (ع) در دوران خلافت معاویه، دو مسأله بنیان لرزان هر جامعه دینی و غیردینی را شیوع گفتارهای غیرمسئولانه و اقتصاد بیمار دانسته و افزود: همیشه ممکن است یک سخن نادرست و ناثواب عالَمی را زیر و رو کند توصیه می کنم که همیشه مراقب حرف زدن ها و صحبت هایتان باشید از زیاده گویی بپرهیزید چراکه شخصیت انسان در زیر زبانش نهفته است و بشر باید سعی کند زیاده گویی نکرده و سخن صحیح و سنجیده بگوید و نکته ی دوم اقتصاد بیمار است که خوراک حرام برای بشر درست می کند لذا اسلام دینی است که به امنیت و معیشت مردم در جامعه اهمیت فراوان و بسزایی می دهد زیرا در جامعه ای که معیشت و امنیت نباشد بندگی خدا بی معناست.

منتشر شده در ویژه نامه محرم
صفحه4 از5
بازگشت به بالا