نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: عاشورا

ابوالفضل موسویان عضو هیئت علمی دانشگاه مفید معتقد است که اگر بخواهیم پیرو واقعی امام حسین(ع) باشیم، ابتدا باید به مقصود اصلی ایشان پی ‌ببریم و بدانیم که امام برای چه چیزی قیام کردند، در غیر این صورت قطعاً به آن حضرت خیانت خواهیم کرد.
زیر بار ظلم و ستم ناحق نرفتن شرط پیروی از امام حسین(ع) است/ ظاهرگرایی؛ ریشه دین‌گریزیحجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوالفضل موسویان، عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: یکی از تحریفاتی که در طول تاریخ ایجاد شده، ناشی از این است که مردم به جنبه‌های ظاهری شعائر مشغول شده‌اند و کمتر به مقصود و درون‌مایه اصلی آن‌ها توجه می‌کنند.
وی افزود: در روایات درباره نماز که بزرگ‌ترین شعائر الهی و اسلامی است، گفته شده به ظاهر نماز خواندن افراد و کثرت نماز آن‌ها توجه نکنید، زیرا این دلیل بر مسلمانی نیست، بلکه ببینید چه اندازه صداقت دارند و امانت‌دار هستند. در واقع اگر کسی نماز می‌خواند، ولی صداقت ندارد و امانت‌دار نیست، چنین انسانی فقط به ظواهر اهمیت می‌دهد و چه بسا این حفظ ظاهر می‌تواند باعث دور شدن انسان‌های دیگر از دین شود، چون وقتی دیگران می‌بینند کسانی به ظاهر کاملاً مسلمان و مقید به ظواهر دینی هستند، ولی مال حرام می‎خورند، ظلم می‌کنند و دروغ می‌گویند، قطعاً چنین رفتارهایی موجب دین‌گریزی در جامعه می‌شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید بیان کرد: دین هیچ‌وقت نخواسته ما فقط ظواهر را رعایت کنیم و از مقصود، اهداف و درون‌مایه آن‌ ظواهر غافل شویم. هدف و شعار اصلی امام حسین(ع)، مقابله با ظلم و ستم بود که باید آن را حفظ کرد، به گونه‌ای که پیرو امام حسین(ع) باید در قبال هرگونه ظلمی مقاومت کند و زیر بار ظلم و ستم و حرف ناحق نرود.
موسویان ادامه داد: نباید هدف امام حسین(ع) را کنار بگذاریم و چه بسا خودمان هم به دیگران ظلم کرده و در عین حال برای ایشان نیز عزاداری کنیم، این نوعی تحریف واقعه عاشوراست. دشمن وقتی می‌بیند با چیزی نمی‌تواند مقابله کند، آن را از محتوا خالی می‌کند. آن‌ها که نتوانستند با اسلام مقابله کنند، اسلام را از محتوای غنی‌اش خارج کردند و ظاهر آن را باقی گذاشتند. عوام مردم هم گاه فریب ظواهر را می‌خورند و چه بسا انسان‌هایی که با همین حفظ ظاهر و به نام اسلام، بر گرده مردم سوار شدند.
وی تصریح کرد: اگر کسانی می‌خواهند دوستدار و پیرو واقعی امام حسین(ع) باشند، باید بدانند هدف اصلی قیام عاشورا چه بود. اگر بخواهیم شخصیت امام حسین(ع) را به دنیا معرفی کنیم، ابتدا باید به مقصود اصلی ایشان پی ببریم و بدانیم امام برای چه چیزی قیام کردند. اگر به چنین فهم و شناختی دست یابیم، قطعاً به آن حضرت خیانت خواهیم کرد، زیرا برداشت‌های غلطی درباره آن قیام به دیگران عرضه می‌کنیم. نمی‌توانیم با انجام کارهای خلاف‌، خودمان را طرفدار امام حسین(ع) بدانیم. مگر می‌شود کسی ظلم کند و بگوید من طرفدار امام حسین(ع) هستم؟ چنین رویکردی جز تخریب کردن شخصیت آن حضرت، نتیجه‌ای نخواهد داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید با بیان اینکه شعائر دینی می‌تواند تلنگری باشد تا انسان از این فرصت‌ها استفاده کند، افزود: خداوند در قرآن کریم خطاب به حضرت موسی(ع) می‌فرماید: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّه؛ روزهای خدا را به یاد آنها آور». ایام محرم و صفر و حتی حج که بزرگترین اجتماع مسلمانان در سال محسوب می‌شود، فرصتی است که دلسوزان و علاقه‌مندان و کسانی که احساس وظیفه و تکلیف می‌کنند، همان‌طور که در دعاها آمده است: «یا لَیتَنی کنتُ مَعَکم فَأفُوزَ فَوزا عَظیما»، از این فرصت برای احیای واقعه عاشورا و بیدار کردن و توجه دادن افراد به آن کمال استفاده را ببرند.
وی در پایان اظهار کرد: امام حسین(ع) یک شب از سپاه یزید مهلت خواستند تا جنگ روز بعد شروع شود، برای اینکه فرمودند من خواندن قرآن و نماز و توبه و استغفار را دوست دارم. در واقع امام یک شب از دشمن برای انجام همین امور مهلت خواستند، پس کسانی که می‌خواهند پیرو آن حضرت باشند، باید به این امور اهمیت زیادی دهند. قرآن کتاب انسان‌سازی است و نماز، انسان را از همه بدی‌ها بازمی‌دارد. اگر توجه به قرآن و نماز در جامعه گسترش و رواج پیدا کند، بحران‌هایی که در جامعه با آنها مواجهیم، وجود نخواهد داشت. در واقع با داشتن اسوه‌هایی مثل امام حسین(ع) نباید چنین بحران‌هایی در جامعه شیعی وجود داشته باشد. بنابراین باید از این شعائر برای توجه دادن و گرایش مردم به اموری که مدنظر امام حسین(ع) بوده است، استفاده کنیم تا معلوم شود که وضعیت جامعه بعد از ایام محرم و صفر نسبت به قبل از آن چند درجه بهتر شده است. در واقع باید این تفاوت در جامعه احساس شود، اگر این‌طور نیست، معلوم می‌شود که از فرصت شعائر به‌درستی استفاده و پاسداری نکرده‌ایم.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
حجت‌الاسلام والمسلمین کاملان عضو هیئت علمی دانشگاه مفید با بیان اینکه فرهیختگان باید فلسفه عاشورا را تبیین کنند،‌ اظهار کرد: دلیل گرایش بیشتر مردم به سوگواری و عمل به ظواهر این است که بیش از این درکی از پیام عاشورا ندارند.
عاشورا از جمله رویدادهای منحصر به فرد تاریخ اسلام است. این رویداد در متن جامعه اسلامی رقم خورد، ولی پیام‌ها و بازخوردهای جهانی پیدا کرد، زیرا درون‌مایه‌های معرفتی آن انسان‌ها را به اخلاق، آزادگی، ظلم‌ستیزی و دینداری سوق می‌دهد. پیام‌های عاشورا برای جامعه امروز نیز می‌تواند کارکردهای اثرگذاری داشته باشد.
خبرنگار ایکنا اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ چرا فلسفه و اهداف واقعه عاشورا آن‌طور که باید و شاید در جامعه تبیین و نهادینه نشده است و هر سال در موسم عزاداری‌های محرم، جنبه احساسی و عاطفی واقعه کربلا بر جنبه باطنی آن غلبه دارد؟
حادثه عاشورا نقطه عطفی در تاریخ تشیع و اسلام محسوب می‌شود و امام حسین(ع) با نیت احیای سنت و سیره پیامبر(ص) که عمل به قرآن و وحی الهی و اخلاق بود، قیام کرد. این سیره و سنت بعد از پیامبر(ص) آرام آرام چهره قبیله‌ای، عربی و جاهلیت را به خود گرفت، یعنی در ظاهر اسلام بود، اما در باطن نبوت پیامبر(ص) به نام پادشاهی و حکومت بر مردم تعبیر شد و هر چه از وفات رسول‌الله(ص) گذشت، این انحراف بیشتر و حالت آسمانی بودن پیام اسلام کمرنگ‌تر شد.
ظواهر و مناسک دینی معمولاً باقی می‌ماند، چون توده مردم به آن پایبندند و حکومت‌ها نمی‌توانند مناسک را از مردم بگیرند، بلکه برای تحکیم موقعیت مناسک جعلی نیز ایجاد می‌کنند تا مردم را سرگرم سازند، ولی فلسفه نبوت و رسالت چیزی نیست که توده مردم بتوانند آن را دریافت کنند و به راحتی بفهمند، بلکه باید در این خصوص فرهنگ‌سازی شود، ولی این کار انجام نشده است.
بعد از وفات پیامبر(ص) رنگ عربیت، قومیت و جاهلیت حکومت مدام تشدید شد تا زمان معاویه و یزید که این دو اصلاً کاری به دین مردم نداشتند. البته معاویه ظواهر را حفظ می‌کرد، ولی نوبت به یزید که رسید، رسماً تعبیر «لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحى نزل؛ هاشمیان با حکومت بازى مى‌کردند نه خبرى (از آسمان غیب) آمده و نه وحى نازل‌ شده است» را به کار برد. در اینجا، امام حسین(ع) که شیرازه دین را در حال فروپاشی دید، نهضت خود را آغاز کرد و با توجه به تشدید انحرافات، تصمیم به احیای سیره و سنت رسول(ص) گرفت. در نتیجه باید فلسفه این کار را برای مردم تبیین می‌کرد. این فلسفه تا حدی برای اصحاب پیامبر و تابعین قابل فهم بود، بنابراین امام حسین(ع) در سال ۵۸ هجری خطبه عجیبی برای اصحاب و تابعین در منا خواند و مسائل را بیان کرد. از طرف دیگر، معاویه با کسی تعارف نداشت و حتی اگر تعداد زیادی از صحابه نیز کشته می‌شدند، حاکمیت وی باید برقرار می‌ماند، بنابراین این‌طور نبود که همه صحابه بتوانند محتوای خطبه و فلسفه حرکت امام(ع) را برای دیگران بیان کنند، لذا برای توده مردم همان جنبه مصیبت و مشکلات خاندان پیامبر(ص) محسوس بود.
اینکه چرا مردم بیشتر به سوگواری می‌پردازند و به این ظواهر عمل می‌کنند، دلیلش این است که از جریان عاشورا بیش از این درکی ندارند. این فرهیختگان هستند که باید فلسفه قیام امام را درک و برای مردم بیان کنند. امروزه نیز همین‌طور است و درک مردم از این حادثه مثل مصیبت از دست دادن یک عزیز است و کمتر کسی فکر می‌کند اگر انسان موجودی میراست و می‌میرد و یک زندگی ابدی پیش رو دارد، پس باید از عمر خود برای آن زندگی ابدی بهره ببرد. تعداد اندکی از افراد هستند که از مرگ عزیزان‌شان چنین دریافت‌ها و برداشت‌هایی دارند.
ممکن است این سؤال پیش آید که چرا تفسیر فرهیختگان از این حادثه با هم تفاوت دارد، در پاسخ باید گفت برداشت و تفسیر افراد از یک حادثه به طور طبیعی با هم متفاوت است و به پیش‌فرض‌ها و دیدگاه‌های آنها نسبت به جامعه و فلسفه دین و نبوت بستگی دارد. افرادی که از دین جنبه حکومت و حاکمیت می‌فهمند و معتقدند پیامبر(ص) برای حکومت مبعوث شد تا در سایه آن بتواند احکام دین را اجرا کند ـ همان‌طور که در حال حاضر دیدگاه رایج در جامعه ما همین است و قبلاً نیز شیعه زیدیه چنین دیدگاهی داشته است ـ از حادثه عاشورا نیز دقیقاً همین تفسیر را دارند، یعنی معتقدند امام می‌خواست قیامی مسلحانه علیه حکومت یزید انجام دهد و حکومت را به دست بگیرد تا در سایه آن، انحرافات را اصلاح کند. عده‌ای این دیدگاه را قبول ندارند و معتقدند پیامبر(ص) اصلاً برای حاکمیت بر مردم مبعوث نشد، بلکه مبعوث شد تا پیام خداوند را به مردم ابلاغ کند و غایت و هدف رسالت انبیا این بود که جامعه صالحی تشکیل شده و مردم قائم به عدل و داد شوند. در واقع هدف، تهذیب روح و جان مردم از رذایل اخلاقی بود تا بتوانند عدالت را در زندگی فردی و اجتماعی پیاده کنند. در نتیجه، این دسته از افراد حرکت امام حسین(ع) را نهضتی اصلاحی و امام را مصلح می‌دانند. طبق این تفسیر، حکومت به امام فشار آورد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که ایشان دیگر نمی‌توانست به میان مردم آمده و با سلم و صفا به ایجاد اصلاحات بپردازد، بنابراین وقتی مانع امام حسین شدند، ایشان تصمیم به بازگشت گرفت، چراکه هدف امام حکومت تحت هر شرایطی بر مردم نبود.
ایشان نامه‌های مردم را به حرّ نشان داده و گفتند مردم از من دعوت کرده‌اند، اگر دعوت خود را پس گرفته‌اند، برمی‌گردم و نظر اصلاحی دارم. تعبیر «قیام» متعلق به همان گروه اول است که معتقد به حکومت و حاکمیت‌اند و در سخنان خود امام(ع) تعبیر قیام اصلاً مطرح نیست. قیام، تفسیری است که آنها از حرکت امام حسین(ع) دارند، امام تعبیر «خروج» را به کار می‌برد: «إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی اُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی؛ من برای جاه‌طلبی و کام‌جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم». ولی متأسفانه تعبیر قیام در زبان‌ها رایج شده است.
عده‌ای دیگر دیدگاه‌های باطنی و رموزی و عرفانی دارند و حرکت امام را ناشی از رابطه معنوی میان ایشان و خدا می‌دانند. طبق این دیدگاه، امام برای اینکه به مقام شهادت برسد، دست به این حرکت زد و به این مقام نائل نمی‌شد، مگر با همین ماجرایی که اتفاق افتاد. بنابراین برای ایشان مهم نبود که پیروز شود یا نه و کسی همراهی‌اش کند یا تنهایش بگذارد، بنابراین در شب عاشورا به یاران خود گفت که هر کس می‌خواهد، از تاریکی شب استفاده کند و برود.
هر کدام از این دیدگاه‌ها به گوشه‌ای از سخنان امام استناد می‌کنند، به همین دلیل تفسیرهای متفاوت از یک حادثه یا پدیده به عمل می‌آید و این تفسیرها به پیشینه ذهنی مفسر برمی‌گردد که اهل سیر و سلوک و عرفان باشد، یا فلسفه و کلام، یا فقه و یا سیاست. آنچه رایج و حاکم است، همان مسئله مصیبت و گریستن و جنبه عاطفی است، چون همه مردم آن را احساس می‌کنند و می‌فهمند؛ ولی سایر مباحث که به پیشینه ذهنی و مطالعه و بحث و بررسی نیاز دارد، اکثر مردم در این وادی نیستند و این مباحث زیاد هم برایشان جذابیت ندارد. اقشار تحصیل‌کرده و فرهیخته به دنبال پاسخ به سؤالات خود درباره نهضت امام حسین(ع) هستند.
ایکنا ـ آیا می‌توان گفت یکی از دلایلی که توده مردم به جنبه احساسی و عاطفی واقعه کربلا بیشتر اهمیت می‌دهند این است که در طول تاریخ قدرتمندان مانع تبیین و نهادینه شدن جنبه عقلانی و باطنی این واقعه شده‌اند؟
در اینکه حاکمان اعم از شیعه و سنی هر عاملی را که در تضاد با حکومتشان بود، تحمل نمی‌کردند، شکی نیست. در طول تاریخ این‌طور بوده و امروز نیز همین‌طور است، ولی سؤال شما ناشی از تحلیل گروه اول است، یعنی ابتدا باید گفت امام حسین(ع) می‌خواست انقلاب و به تعبیری قیام کند و حاکمیت معصومین را روی کار بیاورد. دیگران نیز باید ایشان را الگو قرار دهند و درس انقلابی از عاشورا بگیرند و قیام کنند، آن وقت حکومت‌ها مانع آنها خواهند شد. ولی اگر تفسیر عرفانی یا اصلاحی از نهضت اباعبدالله(ع) داشته باشید، دیگر این حساسیت‌ها درباره آن وجود نخواهد داشت. البته حکومت‌ها حتی اگر ببینند که برگزاری مناسک برایشان مشکل ایجاد می‌کند، آن را تحمل نخواهند کرد، مثل ماجرای خواندن نماز عید از سوی امام رضا(ع) زمانی که ولیعهد مأمون بود. بنابراین علت اینکه اجازه نمی‌دهند تفسیر واقعی از نهضت اباعبدالله(ع) به عمل آید این است که اگر اصلاحات مدنظر امام در جامعه پیاده می‌شد، به نفع حاکمیت‌ها نبود.
ایکنا ـ با توجه به اینکه جامعه و انسان عصر مدرن با بحران‌هایی نظیر هویت، اخلاق و معنویت مواجه است، به نظر شما نهضت امام حسین(ع) برای برون‌رفت از این بحران‌ها می‌تواند چه کمکی کند؟ آیا واقعه کربلا برای انسان عصر مدرن پیامی به منظور نجات از این بحران‌ها دارد؟
دقیقاً همین‌طور است. خطبه‌ها و نامه‌های امام تماماً مبتنی بر اصول اخلاقی است. جنگ و درگیری محل تعارف نیست که یک طرف بگوید من شروع‌کننده جنگ نخواهم بود و اگر طرف مقابل جنگ را شروع کرد، من هم اقدام می‌کنم. کسی که شروع‌کننده باشد به طور طبیعی مدیریت جنگ را به دست خواهد گرفت، ولی امام(ع) از ابتدا فرمودند من هرگز شروع‌کننده جنگ نخواهم بود. حتی وقتی حرّ مانع ایشان شد، امام از اسب پیاده شد و با او صحبت کرد و چون دید اسب‌های سپاه حرّ تشنه‌اند، دستور دادند از مشک‌های آبی که خود همراه داشتند به آنها آب دهند. اگر از آغاز نهضت امام دقت کنید، می‌بینید که ایشان برای فرار از بیعت با یزید از راه مستقیم خارج شدند و هیچ حرکت غیراخلاقی و همراه با دروغ و حتی توریه انجام ندادند و وقتی اوضاع و شرایط را علیه خود دیدند با شفافیت صحبت کردند. در شب عاشورا نیز صریحاً به یاران خود گفتند که این‌ها با من کار دارند، شما از تاریکی شب استفاده کنید و بروید. ایشان می‌توانست بگوید خداوند لطف کرده و ما پیروز خواهیم شد، ولی خیلی واضح و صریح همه چیز را بیان کردند. حتی به اباالفضل العباس(ع) گفتند که امان‌نامه را قبول کند، ولی آن حضرت قبول نکرد.
شعار امام(ع) ایجاد عدالت در جامعه بود، چون دست‌اندازی به بیت‌المال، کاخ‌نشینی، دروغ، غیبت، حرام‌خوری، تملق و چاپلوسی رواج داشت که همه خلاف دستورات اسلام بود و امام حسین(ع) می‌خواست این رویه را اصلاح و سنت پیامبر(ص) را احیا کند و همه این‌ها را مبتنی بر اخلاق انجام می‌داد. اخلاق هم چیزی نیست که بگوییم به زمان و حکومت و گروه خاصی تعلق دارد، بلکه احکامی عقلایی است که همه عقلا درباره آن اتفاق نظر دارند. بنابراین امروز نهضت اباعبدالله(ع) می‌تواند تابلویی اخلاقی و الگو برای جامعه‌ای باشد که تهی از اخلاق و عواطف است.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
دکتر فیرحی: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد. پیامبر(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد. اما بنی امیه جامعه را لاغر کرد و حقوق مردم و آزادی انسان ها را کاهش داد و دولت را فربه و مطلقه کرد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه فساد از نظر امام حسین(ع) کم و زیاد شدن سنت پیامبر(ص) است، گفت: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد.
به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین داود فیرحی در سلسله نشست های مجازی کانون توحید در خصوص «مفهوم فساد و اصلاح در نهضت عاشورا» گفت: در نهضت عاشورا کلمه «اصلاح» زیاد استفاده می شود و بعضا این کلمات در طول زمان معنایش تغییر می کند. معنای مدرن اصلاح تحت تأثیر انقلاب های جدید است و اصلاح در برابر انقلاب به کار می رود. اصلاح به معنای مدرن آن به عنوان یک حرکت تدریجی و محافظه کارانه در برابر انقلاب است که عمیق و ناگهانی است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: برخی متفکران چپ قبل از انقلاب، به جای نهضت و اصلاح حسینی از کلمه «قیام» استفاده می کردند که بار چریکی و نظامی دارد؛ در حالی که کتاب «نهضت حسینی» چنین ادبیات و حالتی را ندارد. مرحوم شریعتی برای حرکت حسینی واژه «انقلاب» را به کار می برد و در واقع تعبیر انقلاب در آن زمان، لازمه جمع آوری تسلیحات و نیروی نظامی است. از همین رو چنین فضایی را ایجاد کردند که حرکت امام حسین(ع) قیام است. در حالی که در ادبیات امام حسین(ع) واژه «خروج» وجود دارد و خروج یعنی حرکت و از جای خود تکان خوردن. امام حسین(ع) همچنین واژه اصلاح را به کار بردند.
وی با اشاره به اینکه اصلاح در ادبیات سنتی در برابر «فساد» یا «افساد» است، اظهار داشت: در نظریات کلاسیک فساد دو گونه است. نوع اول به صورت تدریجی است؛ مثل زنگ زدن آهن. یعنی حکومت خود به خود از درون به صورت تدریجی فاسد می شود. نوع دوم حالت فساد دفعی و بیرونی دارد که به آن افساد می گویند؛ مثل اینکه بر آهن اسید بریزیم.
فیرحی یادآور شد: در یک تقسیم بندی دیگر هم فساد دو گونه است. یک نوع کم شدن محتوا و لاغر شدن و یک نوع افزودن غیر به محتوا و آلودن است و اصلاح در هر نوع فساد باید عکس آن اتفاق باشد؛ یعنی اگر محتوای صحیح کمرنگ شده باشد باید آن را تقویت و اگر افزوده های خارجی داشته باشد باید آنها را پیراست و زدود.
وی با اشاره به اینکه هر جامعه ای معیار خودش را دارد و فسادی که رخ می دهد در تغییر آن معیار است، تصریح کرد: معیار حسین بن علی(ع) که نگران تغییر آن بود و فساد را تغییر آن می دانست، سنت پیامبر(ص) بود و فساد از نظر امام حسین(ع)، یعنی کم و زیاد شدن سنت پیامبر و اصلاح از نگاه ایشان یعنی بازگشت به سنت پیامبر(ص).
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: در سال های پس از پیامبر(ص) دو مولفه تغییر کرد؛ یکی اینکه تفسیر وحی عوض شد و دیگری هم این بود که سیره پیامبر(ص) را تحریف کردند. از نظر امیرمؤمنان(ع)، فساد یعنی از جا درآمدن سنت و سیره پیامبر(ص). نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد.
وی افزود: زمان خلیفه دوم، عمر گفت اگر من کج رفتم چه می کنید؟ گفتند با شمشیر راستت می کنیم؛ یعنی معیار و شاقول مشخص آن دوران سیره و سنت پیامبر(ص) بود. در زمان پیامبر(ص) انسان ها آزاد بودند. اگر پیامبر دو معجزه داشت یکی قرآن و دیگری حکومت مبتنی بر قرارداد و توافقات بود. حتی در اختلاف و جنگ با یهود هم مبدأ پیامبر نیست بلکه اختلاف با اوس و خزرج بود که پس از افول تنش، پیامبر حقوق یهود را برمی گرداند. در مورد مسیحیان بیش از این است و پیامبر می گوید شما مثل مایید.
فیرحی تأکید کرد: پیامبر(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد. اما بنی امیه جامعه را لاغر کرد و حقوق مردم و آزادی انسان ها را کاهش داد و دولت را فربه و مطلقه کرد. سیدالشهدا(ع) در خطبه ای که در مکه قبل از سفر به کربلا یا سال قبل بیان می کند، تفسیر و تصویر دقیقی از جامعه نشان می دهد. در متن مدینه هم که به عنوان وصیتنامه امام است شرایط مدینه تشریح شده است.
وی افزود: چون راه خروج بر امام(ع) بسته شده است، ایشان ناگهانی و به صورت پوششی از مدینه و مکه خارج می شود و می فرماید من بی دلیل یا از سر خوشی خروج نکردم بلکه می خواهم به سیره جدّم باز گردم. می فرماید من در این مسیر نظرم را خواهم گفت؛ هرکس خواست بپذیرد و هرکس خواست رد کند و من صبر می کنم تا تقدیر الهی رخ دهد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران یادآور شد: در ابتدای حکومت امیرمؤمنان(ع) هم شعار اصلی بازگشت به سیره پیامبر(ص) است اما آنقدر سیره تغییر کرده که کسی نمی داند سیره پیامبر(ص) چیست. این به اصطلاح تغییر دی ان ای جامعه است؛ این یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است.
وی اظهار داشت: امام حسین(ع) در خطبه منا می فرماید «شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد. اعتبارتان را از دست ندادید جز به خاطر اختلافتان در حق و سنت پیامبر(ص) که موجب گم شدن سیره و راه درست شد.
فیرحی با بیان اینکه در هرکشوری چهار وضعیت ممکن است به وجود بیاید، تصریح کرد: جامعه قوی و دولت قوی، که هر کدام کار خود را می کند؛ مثل دولت های اروپایی. جامعه ضعیف و دولت ضعیف، نه جامعه می تواند دولت را تغییر دهد و نه دولت جامعه را؛  مثل یمن. جامعه قوی و دولت ضعیف، که جامعه، دولت را سرنگون می کند.
وی ادامه داد: نوع چهارم دولت قوی و جامعه ضعیف است که دولت همه فضای فرهنگی، دینی، آزادی و حرکت های اجتماعی را تصرف می کند؛ دولت هم قانونگذار است و هم مفسر و جامعه را لاغر می کند و به اصطلاح خون جامعه را می مکد. در این شرایط مردم چاره ای جز چاپلوسی دولت ندارند تا باقی بمانند. نخبگان جامعه در چنین شرایطی به سمت سوء استفاده می روند. نخبگان و علمای دین شرایط دین را تحریف می کنند تا با سلیقه حکومت تطبیق پیدا کند.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: امام حسین(ع) می فرماید، «جامعه توانش را از دست داد و تبدیل به مستضعفانی شد که در برابر اربابان مطیعند و به خاطر نان شب، کمر خم کردند. مستضعف یعنی کسی که توسط قدرت و حکومت ضعیف شده و جامعه را لاغر و ضعیف کردند تا در حکمرانی هر تقلبی که بخواهند بتوانند انجام دهند و حقایق را وارونه کنند و هر خط و سیاستی که می خواهند می گذارند. هرکس شرورتر و زورگوتر، استوارتر. به هر شهری بروی، منبرهایی وجود دارد که با صدای بلند استبداد را توجیه می کنند. دین در واقع وسیله حکومت شده و بی اعتمادی مردم به نخبگان دینی به دین سرایت می کند و اعتقاد مردم به خدا از دست می رود».
وی با اشاره به اینکه در کوفه نیز شاهد متنی هستیم، گفت: کوفیان به دلیل ترس از شام به امام حسین(ع) تمایل داشتند اما جرأت میدانداری را نداشتند. به همین دلیل فرزدق به امام می گوید: «قلوب کوفیان با توست اما شمشیرهایشان با امویان است». این تناقض کامل درون مردم، نتیجه عملکرد انحرافی حکومت است و سیدالشهداء(ع) می فرماید، «درست است و مردم بنده اموالشان هستند و اگر تناقضی بین دنیا و دین باشد، به سوی دین نمی آیند».
منتشر شده در ویژه نامه محرم
دکتر میرموسوی: تفسیر اتوپیایی از عاشورا بر تفسیر ایدئولوژیک برتری دارد. / عضو هیئت علمی دانشگاه مفید بیان کرد: در نگاه اتوپیایی، قیام امام حسین(ع) به عنوان الگویی برای اعتراض به وضع موجود و مبارزه با نظم مستقر و انقلاب مطرح و جریان مقابل به عنوان جریان یزیدی تصویر می‌شود و بر این اساس وظیفه مبارزه با آن مورد توجیه می‌شود. نگاه ایدئولوژیک، برعکس با نوعی شبیه‌سازی تاریخی از امام حسین(ع) در راستای توجیه وضع موجود بهره می‌برد. به نظر می‌رسد هر دو نوع تفسیر اگرچه با اهدافی متفاوت با خطای شبیه‌سازی تاریخی، روبه‌رو باشند، هر چند بی‌تردید تفسیر اتوپیایی بر ایدئولوژیک برتری دارد.
در میان رویکردها و قرائت‌های مختلفی که از واقعه عاشورا انجام شده است، نوعی تفسیر و قرائت مبتنی بر تحلیل جنبه‌های عرفی و قدسی از این واقعه وجود دارد که درصدد است تا ابعاد و جنبه‌های عرفی و قدسی و نسبت و ارتباط بین این دو را در واقعه عاشورا مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. در این میان برخی به چنین دوگانه‌ و تقسیم‌بندی باور دارند و برخی نیز  قائل به چنین تقسیم‌بندی و قرائتی از واقعه عاشورا نیستند. خبرنگار ایکنا اصفهان در همین رابطه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی میرموسوی، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، داشته که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ نهضت امام حسین(ع) نوعی قیام به معنای مصطلح آن در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی است یا حرکتی اصلاح‌طلبانه با رویکرد امر به معروف و نهی از منکر تعریف می‌شود؟
ماجرای عاشورا رخدادی تاریخی است که فهم و تفسیر آن در چارچوب اسلوب و روش‌های تاریخی انجام می‌شود. یکی از نکات مهمی که در تفسیر رخدادهای تاریخی باید به آن توجه کرد، پرهیز از زمان‌پریشی است. زمان‌پریشی به این معناست که رخدادهای تاریخی را بر اساس مفاهیم و ارزش‌هایی که در دوران کنونی مطرح است، تفسیر و تعریف کنیم. «کروچه» از تاریخ‌نگاران برجسته ایتالیایی می‌گوید: «تاریخ راستین، تاریخ معاصر است»؛ یعنی ما گذشته را همواره با عینک امروز می‌بینیم، ولی توجه به شرایط و موقعیت تاریخی رویدادی که در گذشته اتفاق افتاده، نیز لازم است. بر این اساس در تفسیر رویدادهای گذشته باید احتیاط به خرج داد و بر اساس مسائل و مفاهیمی که در آن شرایط اندیشه‌ناپذیر بودند، تفسیر نکنیم. البته از دید جامعه‌شناسانه می‌توان زمینه‌های اجتماعی را که به بروز این حرکت منجر شد و همین‌طور زمینه‌های فکری منتهی به این حرکت را تحلیل کرد، ولی با مفاهیم امروزی خیلی نمی‌توان آن را توضیح داد. این مفاهیم اصلاً در آن شرایط اندیشه‌ناپذیر بودند. شاید شباهت‌های کلی مثلاً میان انقلاب با حرکت امام حسین(ع) پیدا کنیم، ولی به این معنا نیست که بتوان آن را در این چارچوب‌ها توضیح داد. بنابراین استفاده از مفاهیمی مثل نافرمانی مدنی، اصلاح‌طلبی و انقلاب برای توضیح حرکت امام حسین(ع) درست به نظر نمی‌رسد.
بی‌تردید حرکت امام سرشت سیاسی داشت، زیرا در برابر نظم سیاسی مستقر و شیوه حکمرانی موجود به پا خاستند و هدفشان نیز جلوگیری از فساد و انحرافی بود که در حکومت و ساختار قدرت وجود داشت. مرحوم سیدجعفر شهیدی در کتاب ارزشمند «پس از پنجاه سال»، ابعاد این فساد و انحراف را به خوبی بیان کرده است و در جمله‌ای کلیدی می‌گوید: «در طول این پنجاه سال اوضاع به گونه‌ای دگرگون شده بود که به جای اینکه حکومت و زمامداران در پی جلب رضایت مردم باشند، مردم به دنبال جلب رضایت حکمرانان و حکومت بودند». خود امام(ع) نیز با تعابیر مختلفی ماهیت حرکت خود را توضیح دادند که می‌توان گفت از دیدگاه ایشان، این حرکت نوعی مقاومت اصلاح‌طلبانه بود که بر اساس وظیفه امر به معروف و نهی از منکر آن را انجام دادند.
البته اصلاح‌طلبی در آن شرایط با امروز تفاوت داشته و اصلاح در بینش اسلامی در برابر افساد قرار دارد. در قرآن از دو نوع فساد یاد شده است؛ فساد کلان یا در زمین و فساد خرد یا جزئی. در واقع اصلاح در آنجا به معنای جلوگیری از فساد بود، ولی در ادبیات سیاسی امروز، اصلاحات نوعی رویکرد به تغییر است که با محافظه‌کاری و انقلاب تفاوت دارد. اصلاحات نوعی تغییر بدون خشونت و آرام در راستای بهبود اوضاع و انقلاب نوعی تغییر بنیادین همراه با خشونت و محافظه‌کاری، دفاع از وضع موجود یا حفظ آن است. بنابراین به نظر می‌رسد حرکت امام حسین(ع) نوعی اصلاح‌طلبی در چارچوب مفاهیم رایج در آن زمان است، نه در چارچوب مفاهیمی که امروز در ادبیات سیاسی مطرح می‌شود. در واقع امام در زمانه عسرت و در شرایطی که نخبگان در برابر فساد کلان مهر سکوت بر دهان نهاده بودند از پذیرش بیعت سرباز زدند و به مقاومت در برابر حکومت جور پرداختند. امام مصداق گروهی اندکی بودند که در آیه ۱۱۶ سوره هود از آنان به عنوان «نجات یافتگان» یاد شده است و در مقابل اکثریتی از نخبگان قرار می‌گیرند که به فساد و ظلم تن می‌دهند و از آن جلوگیری نمی‌کنند.
امام حسین(ع) در خطبه‌ای که در منا ایراد کردند، با گلایه از علما و سکوت آنها در برابر ستم و فساد حکومت، تفسیری سیاسی از امر به معروف و نهی از منکر ارائه و مقاومت و ایستادگی در برابر فساد را در این چارچوب توجیه کردند. امام(ع) در این خطبه می‌فرمایند: «خدایا تو می‌دانی که ما در پی ستیز بر سر قدرت و دنیاطلبی نیستیم، بلکه در پی بازگرداندن نشانه‌های فراموش شده دین و آشکار کردن اصلاح در شهرها و برپایی حدود تعطیل شده تو هستیم». در نامه به محمد حنفیه می‌فرمایند: «حرکت من از سنخ اقدامات افراد شورشی یا آنهایی که به دنبال رفاه خود هستند یا از قبیل ستم و فساد نیست، بلکه حرکتی اصلاح‌طلبانه در امت جدم در راستای امر به معروف و نهی از منکر و تداوم سیره جد و پدرم است». همچنین در نامه به سران بصره می‌فرمایند: «حرکت من نوعی ایستادگی در برابر سلطان جائر است، زیرا اگر کسی سلطان جائری را ببیند که به وظایف الهی پایبند نیست و بر مردم ستم می‌کند و در برابر او ایستادگی نکند، همانند اوست و سزد که خداوند با وی همچون سلطان ظالم رفتار کند. از این رو من بر پایه وظیفه اخلاقی و دینی خودم شایسته‌ترین فرد برای ایستادگی در برابر این حکومت و تغییر آن هستم».
ایکنا ـ تعریف شما از امر عرفی و قدسی چیست و این دو چه نسبتی با واقعه عاشورا دارند؟ از این دو منظر چه تحلیلی از واقعه عاشورا می‌توان ارائه داد؟
دوگانه قدسی و عرفی در موارد زیادی به کار می‌رود. به گفته هابز، قدسی در مورد هر آنچه به کار می‌رود که به چیزی مقدس به ویژه خداوند مربوط باشد. امور قدسی رازآلود و غیر قابل چون و چرا هستند و با عقل بشری قابل تحلیل نیستند. در برابر امور عرفی به چیزی مقدس منسوب نیست و با خرد بشری قابل فهم و تحلیل است. در این جا عرفی می‌تواند به این معنا باشد که امام حسین(ع) بر اساس روش عقلایی، تصمیم‌گیری و اقدام کرد و حرکت و قیام او با خرد بشری قابل فهم و تحلیل است. در برابر قدسی یعنی این حرکت بر اساس فرمانی مخصوص و برنامه‌ای مشخص از سوی خداوند انجام شده و رمز و راز آن با خرد بشری قابل فهم نیست و هیچ اصل تعمیم پذیری نیز نمی‌توان از آن به دست آورد. بنابراین بحث بر سر این است که آیا امام در حرکت خود بر اساس شیوه‌ای عقلایی تصمیم‌گیری و اقدام کردند یا این که برنامه‌ای از پیش تعیین شده و فرمانی غیبی و خاص را اجرا کردند؟
بی‌گمان این بحث تازه‌ای نیست و از گذشته همواره مطرح بوده است. برخی مثل سیدبن طاووس معتقد بودند نمی‌توان از راز این حرکت سر درآورد، به دلیل اینکه فرمان و برنامه‌ای الهی بوده و امام نیز موظف به انجام آن بودند. تفاسیر عرفانی از ماجرای عاشورا نیز با نگاهی قدسی به آن نگریسته‌اند. از این دیدگاه عاشورا واقعه‌ای تراژیک بوده که تنها می‌توان با آن همدلی کرد و در سوگ آن گریست، ولی نمی‌توان از آن چندان درسی آموخت. سیدبن طاوس بر همین اساس کتاب خود را «اللهوف علی الطفوف» نام نهاد، که به آهی سوزان بر مزار شهیدان ترجمه شده است.
در برابر دیدگاهی دیگر وجود دارد که حرکت امام را بر بنیان فرمان‌های عمومی خداوند و محاسبه عقلایی استوار می‌داند که برای خرد بشری قابل فهم است. تفاسیر سیاسی از این دیدگاه به واقعه عاشورا می‌نگرند و آن را الگویی پایدار برای ایستادگی و مبارزه با ظلم معرفی می‌کنند. از گفت‌وگوهای امام حسین(ع) با نخبگان زمان خود و کوشش برای متقاعد کردن آنان برای همراه‌سازی آنان با حرکت خود و پاسخ‌های آنان می‌توان دریافت که ایشان خود را بازیگر برنامه‌ای از پیش تعیین شده نمی‌دانستند، بلکه بر پایه وظیفه عمومی دینی و اخلاقی و نوعی عقلانیت ارزشی این اقدام را انجام دادند. تفاوت عقلانیت ارزشی با عقلانیت ابزاری این است که در عقلانیت ابزاری بر اساس صرف سود و زیان تصمیم گرفته می‌شود، ولی در عقلانیت ارزشی این کار بر اساس وظایف اخلاقی انجام می‌گیرد. امام حسین(ع) در آن شرایط احساس می‌کرد که تکلیفی اخلاقی برعهده دارد. تکلیف اخلاقی را می‌توان هم بر اساس دلایل دینی و هم غیردینی توجیه کرد.
ایکنا ـ یعنی نمی‌‌توان گفت که حرکت امام حسین(ع) ترکیب و تلفیقی از امر قدسی و عرفی است؟
بستگی به مراد از قدسی و عرفی دارد. اگر مراد از قدسی امر دینی باشد و عرفی امر بشری و بحث بر سر این باشد که مقاومت امام صرفاً براساس اخلاق دینی بوده و یا اخلاق سکولار، قابل جمع به نظر می‌رسند؛ یعنی امام هم بر اساس اخلاق دینی و غیر دینی احساس تکلیف می‌کردند. سخن امام در روز عاشورا که اگر دین ندارید دست‌کم آزاده باشید، نشان می‌دهد که امام به اخلاق غیردینی نیز نظر داشته‌اند، اما اگر امر قدسی را به معنای فرمان غیبی در نظر بگیریم، به نظر این دو قابل جمع نیستند.
ایکنا ـ به نظر شما می‌توان گفت که امروز دو نوع نگاه به شخصیت امام حسین(ع) وجود دارد؛ یکی رویکرد ابزاری که به دنبال امروزی کردن ایشان است و دیگری که به دنبال حسینی کردن امروز است و بیشتر کشف حقیقت و واقعیت حرکت امام را برجسته می‌کند؟
تعبیر امروزی کردن امام حسین(ع) و یا حسینی کردن امروز دقیق و سودمند به نظر نمی‌رسد. اگر این تعبیر با استناد به بحث «عصری کردن دین» و «دینی کردن عصر» ارائه شده باشد، اصلاً چنین قیاسی نادرست است، زیرا در آن جا بحث بر سر این است که آیا ما باید زمانه کنونی را با دین منطبق کنیم و یا دین را با زمان کنونی منطبق کنیم. این تعبیر معنی دارد و درست است، اما به نظر می‌رسد نمی‌توان چنین تقسیم‌بندی درباره امام حسین(ع) به عنوان یک شخصیت تاریخی و پیشوای دینی مطرح کرد. بنابراین بهتر است این‌ گونه به طرح پرسش پرداخت که آیا باید اقدام امام و واقعه عاشورا را با هدف عبرت‌آموزی بررسی کرد و یا صرفاً به عنوان یک رخداد تاریخی به آن توجه داشت؟ این پرسش درباره کلیت تاریخ مطرح است و چند دیدگاه درباره آن وجود دارد. برخی تاریخ را کیش واقعیت می‌دانند، یعنی ما در تاریخ باید صرفاً به دنبال فهم واقعیت‌ها باشیم و تاریخ نیز هیچ‌گونه بُعد درس‌آموز و عبرت‌آموزی برای امروز ندارد. به این دیدگاه واقع‌گرایانه گفته می‌شود. دیدگاه دیگری وجود دارد که تاریخ را به عنوان آزمون‌گاهی که تجربه‌هایی برای بشر دارد و می‌تواند برای امروز عبرت‌هایی داشته باشد، می‌داند. عنوان «تاریخ چراغ راه آینده است» از این دیدگاه ناشی شده است. دیدگاه سومی نیز وجود دارد که معتقد است از تاریخ نمی‌‌توان خیلی عبرت گرفت، چون شرایط امروز با شرایط و اقتضائات تاریخ مورد نظر مثل هم نیستند، ولی از آن می‌توان به منظور دست‌یابی به بینشی رهایی‌بخش از تفاسیر ایدئولوژیکی که ساختار قدرت ارائه می‌کند، بهره برد. البته در این جا تفکیک تاریخ قدسی یا اعتقادی و انتقادی نیز سودمند است. تاریخ قدسی با نگاهی اعتقادی به گذشته آن را مورد تأویل و تفسیر قرار می‌دهد، ولی تاریخ انتقادی، بدون پیش‌فرض اعتقادی به تحلیل رخدادهای گذشته می‌پردازد. واقعه عاشورا از همه این دیدگاه‌ها قابل تفسیر و تحلیل است. با وجود این به دلیل بزرگی و اهمیت استثنایی آن، هم درس‌آموز است و هم الگو و بینش ارائه می‌کند.
ایکنا ـ با توجه به اینکه جهان به سمت عرفی شدن و به تعبیری سکولار شدن پیش می‌رود و جامعه و انسان مدرن با بحران‌های متعددی مثل بحران هویت، اخلاق و معنویت مواجه است، واقعه عاشورا چه پیام و دستاوردی برای رهایی انسان و جامعه مدرن از این بحران‌ها دارد؟
عاشورا الگویی استثنایی و بی‌نظیر برای مقاومت در برابر نظام سیاسی فاسد و شیوه نادرست حکمرانی است که خرد را حیران می‌کند. در دوران جدید نیروهای آزادی‌خواه مسلمان و حتی کسانی مثل گاندی که رهبری جنبش‌ آزادی‌بخش را برعهده داشتند، از واقعه عاشورا الهام گرفته‌اند. اخلاق مقاومت، آزادمنشی و رهایی‌بخشی در بستر جریان عاشورا نمایان است. رهاوردی که عاشورا برای انسان مدرن دارد، اخلاق مقاومت، آزادمنشی و رهایی‌بخشی است. در مقاله‌ای نوشته‌ام که نواندیشی دینی در شرایط کنونی باید با سه تحریف مقابله کند؛ نخست تحریف عاشورا از سوی نظام‌های استبدادی، دوم از سوی خرافه‌گرایان و سوم از سوی جریان تندروها. در طول تاریخ نظام‌های استبدادی تلاش کرده‌اند تا از عاشورا برای بقا و حفظ خود بهره ببرند. در زمان صفویه، تأکید زیادی به عزاداری داشتند و در راستای تحکیم نظام استبدادی خود از عاشورا بهره می‌بردند. نواندیشی دینی نباید در قبال سوء‌استفاده از عاشورا بی‌تفاوت باشد. از سوی دیگر دیانت عامیانه نیز با تفسیری خرافی، قیام رهایی‌بخش امام حسین(ع) را از ماهیت واقعی خود مسخ می‌کند و در ترویج اندیشه‌های خرافی و پوچ از آن بهره می‌برد. مرحوم استاد مطهری از نو اندیشانی بود که ستیزی کم‌نظیر با این نوع تفسیر انجام داد. با کمال تأسف امروز شاهد گسترش این نوع خرافات هستیم و نواندیشی دینی وظیفه‌ای جدی برای ایستادگی در برابر آن دارد. ماجرای عاشورا همچنین دستاویزی برای نیروها و جریان‌های تندرو برای توجیه تندروی و خشونت نیز بوده است. در حالی که قیام امام حسین(ع) هرگز حرکتی تند و خشونت‌آمیز نبود، بلکه امام با وجود این که همه تدابیر برای جلوگیری از جنگ و خشونت را اندیشیدند، تنها هنگامی دست به شمشیر بردند که در میانه ذلت و شهادت ناگزیر به انتخاب شدند.
ایکنا ـ اگر بخواهیم واقعه عاشورا را براساس نگاه و رویکرد اندیشه‌های اتوپیایی گسترده کل‌نگر و یا وظیفه‌‎گرایی امکان‌محور و جزئی‌نگر مورد بررسی قرار دهیم، چه تفاوت‌هایی ایجاد می‌شود. در خصوص مفاهیم «اتوپیا» و «وظیفه‌گرایی» در چهره‌ها (مسئولیت اگزیستانسیالیستی، تکلیف‌مداری دینی و ...) و مبانی آن‌ها و تأثیرشان بر اندیشه‌های معاصر توضیح دهید.
بحث اتوپیا و ایدئولوژی بسیار مهم است. اتوپیا به معنای ترسیم یک وضعیت آرمانی و جستجوی آرمان‌شهر با هدف نقد وضع موجود و تغییر آن به سمت یک وضعیت آرمانی است. اتوپیا همواره دغدغه نیروهای انقلابی بوده و همواره از دل اتوپیا، انقلاب برمی‌آید. از طرف دیگر، در برابر اتوپیا، ایدئولوژی قرار دارد. ایدئولوژی تفسیری است که ساختار قدرت از واقعیت ارائه می‌کند و در راستای توجیه اعمال قدرت مطرح می‌شود. در رابطه با واقعه عاشورا، هم نگاه اتوپیایی وجود دارد و هم نگاه ایدئولوژیک. در نگاه اتوپیایی، قیام امام حسین(ع) به عنوان الگویی برای اعتراض به وضع موجود و مبارزه با نظم مستقر و انقلاب مطرح و جریان مقابل به عنوان جریان یزیدی تصویر می‌شود و بر این اساس وظیفه مبارزه با آن مورد توجیه قرار می‌گیرد. نگاه ایدئولوژیک، برعکس با نوعی شبیه‌سازی تاریخی از امام حسین(ع) در راستای توجیه وضع موجود بهره می‌برد. به نظر می‌رسد هر دو نوع تفسیر اگر چه با اهدافی متفاوت با خطای شبیه‌سازی تاریخی، روبرو باشند، هر چند بی‌تردید تفسیر اتوپیایی بر ایدئولوژیک برتری دارد.
در تفسیر وظیفه‌گرایانه با توجه به تفاوت شرایط تاریخی، وجه الهام‌بخش و الگویی این حرکت مدنظر قرار می‌گیرد. از این دیدگاه قیام امام حسین(ع) به عنوان انجام وظیفه‌ای ناگزیر نگریسته می‌شود که در شرایط و موقعیت تاریخی خاص بر دوش ایشان قرار داشت. امام در برابر برخی از کسانی که چشم‌انداز ناکامی را خیرخواهانه به ایشان گوشزد می‌کردند، این وظیفه و مسئولیت را یادآور می‌شدند. در افق و چشم‌انداز امام، اهمیت و ارزش انجام چنین وظیفه و مسئولیت به اندازه‌ای بود که با هزینه‌های قطعی و احتمالی امکان ترک آن وجود نداشت. بی‌نظیر بودن حرکت امام حسین(ع) در تاریخ بشریت نیز از این روست که در راه انجام چنین وظیفه‌ای از هیچ نوع ازخودگذشتگی خودداری نورزیدند. اگرچه امام کوشیدند تا حد امکان اقدام خود را کم هزینه‌تر سازند، ولی در شرایطی که در دوراهی ذلت و شهادت قرار گرفتند دومی را برگزیدند. در دوران معاصر نیز بسیاری از کسانی که در انجام وظیفه‌های رهایی‌بخش خود هزینه‌ها را به جان خریده‌اند، از این دیدگاه به عاشورا نگریسته‌اند.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
جمعه, 07 شهریور 1399 13:58

تفسیر عملی قرآن در مکتب عاشورا

محمدجعفرسعیدیان فر  
عاشورا کلاس درسی است که واحدهای عملی تفسیر قرآن در آن به درس‌آموزان مکتب اهل بیت(ع) آموخته می‌شود؛ امام حسین (ع) در جای‌جای قیام خود به آیات قرآن استشهاد می‌کنند تا آنکه آموزه‌های قرآن در ظرف عاشورا تجسم عینی می‌یابد. ارتباط قلبی و عملی سیدالشهدا(ع) با قرآن آن قدر شفاف و عمیق است که فلسفه قیام ایشان و فلسفه عاشورا را می‌توان به طور کلی تفسیر قرآن دانست.
زمانی که امام حسین(ع) سفر خود را آغاز کردند در منزلگاه‌های مختلف آیات قرآن را قرائت و به آن استناد می‌کردند تا فلسفه قیام خویش را نشان دهند در مسير حرکت امام حسين (ع) از مدينه تا کربلا اتفاقات و حوادث قابل تأمل و شگفتي رخ داد و حضرت در مقابله و مواجهه با هر کدام با تأسي و استفاده از قرآن حرکت خود را قاطعانه و محکم پيش مي بردند
آیاتى كه امام حسین (ع)در مسیر حرکت خود به آنها استناد فرمودند :
1. در مدينه هنگامي که مروان نماينده يزيد مأمور شده بود تا از امام حسين (ع) هر طور که شده بيعت بگيرد وحتی سخنان درشت وتهدید آمیزی بر زبان آورد امام(ع) رو به مروان کرد و فرمود: واي بر تو، تو پليدي در حالي که ما خانواده اي هستيم که خدا در مقام و منزلت ما فرموده: جز اين نيست كه خدا مى‏خواهد پليدى را از شما «اهل بيت»  بزداید و شما را چنان که باید پاك  و پاکیزه گرداند: إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطهِیرا. (احزاب(33)آیه:33)پس از آن از بيعت اجباری با يزيد  امتناع کردند و به سوي مکه حرکت نمودند
۲. امام حسین ع در پایان وصیت نامه اى که قبل از حرکت به کربلا نوشتند به این آیه استناد کردند: وَ ما تَوْفيقي‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ هود(11)آیه:88) توفیق من جز به اراده خداوند نیست که براو توکل کرده ام وفقط  به سوی او برمی گردم..
۳. همین که براى امتناع از بیعت اجباری با یزید (در ۲۸ رجب) از مدینه به سوى مکه خارج شدند این آیه را تلاوت فرمودند: القصص : 21 فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ(قصص(28)آیه:21) 21. پس، [موسى‏] ترسان و نگران از شهر بيرون شد. وگفت: پروردگارا! مرا رهايى بخش از مردمى كه ستمكارند.
۴. هنگامی که امام حسین(ع) به سوی مدینه رهسپار شدند، این د و آیه را تلاوت فرمودند : یک: أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ ا لْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في‏ بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ (نساء(4)آیه:78) هر كجا باشيد، مرگ شما را درمى‏يابد؛ هر چند در ميان دژهايى استوار باشيد. د و : قُلْ لَوْ كُنْتُمْ في‏ بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ (آل‏عمران(3)آیه:154 ) بگو:  ا گر در خا نه هایتان هم بودید، کسانی که کشته شدن برآنها مقرّر شده بود ، به سوی آرامگاه خود بیرون می آمدند؛
۵. هنگامى که امام حسین ع شب جمعه سوم شعبان (قبل از حرکت به کربلا) وارد مکه شدند این آیه را تلاوت فرمود وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى‏ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَني‏ سَواءَ السَّبيلِ (القصص(28) آیه :22 ) و چون به [شهر] مدين روى نهاد، [با خود] گفت: اميد است پروردگارم مرا به راه راست رهنمون گردد.
۶. امام حسین(ع) هنگامی که در مکه که با ابن عباس گفتگو می‌کردند درباره بنی‌امیّه این آیات-چهارآیه- را تلاوت فرمودند: 1-  أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى‏ وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ (التوبة(9)آیه54)  آنان به خداوند و پیامبر او کفر ورزیده ونماز را جز از روی بی میلی انجام نمی دهند وجز از روی کراهت انفاق نمی کنند 2- ‏ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَليلاً (نساء(4)آیه :142 ): برای مردم- ریاکاری- خود نمایی می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند 3- مُذَبْذَبينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلاً ( نساء(4) آیه: 143)در این میان (بین کفر و ایمان) دو  دلند، نه  به این گروه(مؤمنان) تمایل دارند و نه به  آن گروه؛ وخدا هرکه را گمراه کند هرگز برای او راهی نخواهی یافت 4- كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُددْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (آل‏عمران(3)آیه : 185)هر كسى چشنده مرگ است؛ و روز رستاخيز پاداشهاى شما به تمامى داده خواهد شد؛ آنگاه هر كه را از آتش دور كنند و به بهشت درآورند، بى‏گمان رسته؛ و زندگانى دنيا نيست مگر كالايى فريبنده.
۷. در آستانه عيد قربان که امام حسين (ع) به دليل شدت فشارها و ناامني موجود تصميم به خروج از مکه و حرکت به سوي کربلا گرفتند، نماينده يزيد که مأمور شده بود يا بيعت از امام بگيرد يا او را به شهادت برساند در راه مکه راه را بر امام و اهل بيتش بست و درگير شدند. به امام حسين (ع) گفتند: مي ترسيم شما بين مردم شکاف بيفکني! حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند: وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لي‏ عَمَلي‏ وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَريئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَري‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ( يونس(10)آیه:41) و اگر تو را تكذيب كردند، بگو: «عمل من به من اختصاص دارد، و عمل شما به شما اختصاص دارد. شما از آنچه من انجام مى‏دهم غير مسئوليد، و من از آنچه شما انجام مى‏دهيد غير مسئولم.»
۸. در وسط راه بود که خبر خيانت مردم کوفه و شهادت پسرعم امام (مسلم بن عقيل) به ايشان رسيد. فرزدق شاعر معروف در بين راه مکه و عراق به امام چنين گفت: چگونه به طرف عراق مي روي در حالي که پسرعموي تو را کشته اند؟ امام بلافاصله پس از شنيدن خبر فرمودند: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (بقرة( 2)آیه: 156): بی گمان ما از خداییم  وما فقط به سوی او باز می گردیم
۹. در نزدیکى کربلا همین که حر به امام گفت: چرا آمده اى؟ فرمود: نامه هاى دعوت شما مرا به این جا آورد ولى حالا پشیمان شده اید و این آیه را تلاوت فرمود: فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً : (فتح (48)آیه:10 ) :پس هر كه پيمان‏شكنى كند، تنها به زيان خود پيمان مى‏شكند،
۱۰. در مسیر کربلا هنگامى که خبر شهادت نامه رسان خود «قیس بن مسهر صیداوى» را شنید، گریه کرد و این آیه را تلاوت فرمود: فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً (احزاب(33)آیه : 23) : برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين‏] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند.
۱۱.  هنگامی که فرماندار کوفه (ابن زیاد) نامه رسمى براى حر فرستاد که راه را برامام حسین (ع) ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت امام این آیه را تلاوت فرمود: وَ جَعَلْنا هُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِييامَةِ لا يُنْصَرُونَ (قصص(28)آیه:41): وآنان را پیشوایانی قرار دادیم که که به سوی آتش دعوت می کنند وروز قیامت یاری نمی شوند
۱۲. امام حسین (ع )در کربلا درباره لشکر یزید براى دخترش سکینه این آیه را تلاوت فرمود: اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ ( مجادله(58)آیه :19 ): شيطان بر آنان چيره شده و خدا را از يادشان برده است.
۱۳. امام حسين(ع) شب عاشورا هنگامی که اطراف خيمه‌ها قدم می زدند اين آيه را مکرر تلاوت می نمودند وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ(آل عمران(3)آیه:178) وکسانی که کفر ورزیده اند   هرگز مپندارند اينكه مهلتشان مى‏دهيم به سود شان است،   جز این نیست که مهلتشان  می دهیم تا درنتیجه برگناه خود بیا فزایند ما تنها مهلتشان مى‏دهيم تا بر گناهشان بيفزايند، و كيفرى دارند خوار كننده. و همين آيه بود که توسط زينب کبري(س) در مقابل يزيد قرائت شد.
۱۴.  ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‏ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيمٌ آل عمران(3)آیه:179 چنین نیست که خدا موءمنان را براین حالتی که شما  دارید رها کند، تا اینکه پلید را ازپاک جداسازد؛ وچنین نیست که خدا شمارا ازغیب آگاه کند، ولی خدا ازپیامبرانش هرکه را بخواهد برمی گزیند، پس به خدا وپیامبرانش ایمان بیاورید،واگر ایمان بیاورید وتقوی پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود 
آیاتی که روزعاشورا امام حسین(ع) قرائت نمودند.
۱۵. در روز عاشورا نيز در بحبوحه جنگ آياتي را تلاوت فرمودند که علاوه بر رسوا کردن دشمن، به بيان اهداف و مقاصد خويش از جنگ پرداختند تا آنان که در لشکر يزيد بودند اين کلمات را شنيده باشند و خود راه خود را انتخاب کنند. فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ (یونس(10)آیه: 71) پس [در] كارتان با شريكان خود همداستان شويد، تا كارتان بر شما پوشیده نماند، سپس در باره من تصميم بگيريد و مهلتم ندهيد.» در ادامه فرمودند:  إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحينَ (اعراف (7)آیه:196 ) بى‏گمان ،  یاور وسرپرست من آن خد ا یى است كه  این کتاب را نازل کرده  است، و ا و شايستگان را سر پرستی وکار سازی می کند.ودرانتها فرمودند: ‏إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ (غافر(40)آیه:27) من از هر متكبّرى كه روز حساب را باور ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
صفحه1 از7
بازگشت به بالا