هادی سروش
اما بررسی خطای یک جوان
جوانی در محیط نه چندان مثبتی قرار می گیرد و احساسات افراطیش برای نشاط و شادی گُل می کند و می رقصد!
در مرحله بعد این جوان، در رسانه سراسری آورده می شود و با اشک و آه از کرده خود اظهار پشیمانی می کند! این دو موضوعی است که نیاز به ده ها کارشناسی بر اساس علوم مختلف جامعه شناسی و روانشناسی و سیاسی و دینی دارد.
اما  فقه و اخلاق در اینجا چه می گوید ؟
اول؛بحث "رقص" یک موضوع نه چندان ساده پژوهشی و اجتهادی است که گزارشی از آن، از روزنه فقه چنین است:
تنها حدیثی که فقهاء برای حرمت "رقص" به آن تمسک کرده اند؛ روایت کلینی به سندش از سکونی - بر اساس مبانی مشهور معتبر است - از امام صادق است که: پیامبرهمگان از چهار چیز،نهی فرموده است؛ «انهاکم عن الزَفن و المِزمار وعن الکُوبات و الکُبرات.»(کافی ۴۳۲/۶)
" زفن" به رقص تقسیر شده است. "مزمار" هم نوعی نی است. "کوبات" به معنای طبل کوچک است. ولی معانی دیگری هم احتمال داده شده: نرد و شطرنج و ساز و آواز و"کبرات" طبل‌ها و یا نوع خاصی از آن است.
اما تحقیق در این حدیث مقتضی دو نکته است:
اولا: راوی روایت "ابی اسماعیل سَکُونی" است و ایشان از آنجا که شیعه نبوده ؛ همه حدیث شناسان و رجالیون و فقه اندیشان او را فردی صددرصد مورد اطمینان نمی دانند؛ ولی ما با اتکاء به قول مشهور؛ از این تردید صرف نظر کرده و بر روایات نقل شده به وسیله "سکونی" مُهر تایید می زنیم.
ثانیا: کلمه "زفن" که در حدیث آمده و مورد نهی پیامبر(ص) قرار گرفته، در مشهور به معنای "رقص" است؛ بر این اساس باید گفت "رقص" از سوی پیامبر (ص) به عنوان یک فِعل و رفتار حرام معرفی شده است. اما در برخی از کتاب‌های لغت و ترجمه ، معنای متفاوتی از "زفن"گفته اند: "الزفن الوطی الارض برجله" . زفن را بمعنای "پایکوبی" تعریف کرده اند این در حالی است که پایکوبی حرمت فتوائی ندارد به همین دلیل مرحوم آیت الله تبریزی معنای قطعی "زفن" را رقص ندانسته و حرمت رقص را مستند به این حدیث نمی داند بلکه حرمت آن را از زاویه هایی مانندایجاد فحشاء با تحریک نیروی جنسی می داند.
خطای نهاد منتسب به نظام
موضوع بعدی معرفی و نمایاندن شخص خاطی است. بر اساس تسالم و قبول "حرمت رقص" در تمام موارد و نیز در تمام امور و حتی از تمام اشخاص ، آیا برای معرفی و نمایاندنِ شخص خاطی، در سطح عموم، آن هم در رسانه عمومی و سراسری، همراه با اعتراف گیری و ایجاد فشار روانی بر شخص و اشکی را در آوردن، دارای مجوز شرعی است؟
آیه نوزدهم سوره نور حرمت قطعی این کار را مطرح نموده: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» ترجمه ؛ كسانی كه دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.
پیامبر اسلام(ص) فرمود:«كسى كه كار زشتى را نشر دهد همانند كسى است كه آن را در آغاز انجام داده است».(تفسیرکنزالدقائق)
عجبا از ادعای  دین داری آقایان! افشا گناه و آلودگی اخلاقی که مربوط به فحشا و امور آلوده دامنی می شود را قرآن در سطح خصوصی اجازه نفرموده تا چه برسد به سطح "رسانه ی به اصطلاح ملی" !
چند سوال :
آیا در ظاهر جامعه ، با گفتن ها و میزگردها و مصاحبه ها در مورد خطا چند جوان، قُبح گناه شكسته نمی‌شود؟
آیا این شكستنِ سدی که امروز متاسفانه شاهدش هستیم، آثار حرکات بیرون از چهارچوب های شرعی و عقلی مدعیان! نیست؟
آیا با این روش ها ؛ جامعه و خصوصا نسل جوان را علاقمند به معنویت کرده ایم؟
آنانکه مدعی دین و مسئول ارائه ارزش ها به جامعه هستند! با دید انصاف این حدیث را بارها و بارها بخوانند:
مردی خدمت امام کاظم (ع) آمد و گفت:فدایت شوم ازبرادر دینی ام کاری نقل کردند که من آن را ناپسند دانستم‌ و از خودش پرسیدم، انکار کرد در حالی که جمعی از افراد موثق و قابل اعتماد این مطلب را از او نقل کردند؟ حضرت امام کاظم (ع)فرمود:گوش و چشم خود را در مقابل برادرت تکذیب کن حتی اگر "پنجاه نفر قسم" خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده ام از او قبول کن و از آنها نپذیر ... هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ می شود و شخصیتی را از بین می برد در جامعه منتشر نکن ...(کافی ۱۴۷/۸)
خدانکندکه پنجاه نفر جمع شوند که بخاطرمطامع شخصی و جناحی ، فردی راخراب کنند!
خلاصه سخن ؛ همانطوریکه "ذائقه ی فقهی و اخلاقی" دین اسلام بر محافظت از شخصیت معنوی فرد و جامعه است و با حرکاتی که جامعه را به بد اخلاقی و بی بندو باری سوق می دهد ، مخالف است؛ همین "ذائقه فقهی و اخلاقی" دین ما از شکستن حریم افراد و نمایان کردن خصوصیات منفی آنان و یا رفتار به اشتباه رفته آنان ، به شدت مخالف است.
منتشر شده در یادداشت
فاضل میبدی: این کار صداوسیما خلاف سیره پیامبر است و متاسفانه اثرات سوء بسیاری هم دارد. باید با مسئولان صدا و سیما و برنامه اعترافات این زن، برخورد حقوقی صورت بگیرد؛ در قانون داریم که اگر کسی اشاعه فحشا کرد و آبروی فردی را برد، باید با او برخورد حقوقی شود و در اسلام هم داریم که این عمل، گناه است.
اعتمادآنلاین نوشت: پخش فیلم اعترافات تلویزیونی یکی از کاربران اینستاگرام از شبکه یک صداوسیما واکنش‌های زیادی را بین کاربران فضای مجازی و بعضی از چهره‌های سیاسی در نقد این برنامه برانگیخت. محمدتقی فاصل میبدی یکی از چهره‌های اصلاح‌طلبی است که معتقد است نفس این کار که کسی یک عملی را انجام دهد و در صفحه خود بگذارد، منکر خیلی بزرگی نیست و نمی‌توان این شخص را در جامعه رسوا کرد.
او به بررسی رفتار صداوسیما و مطابقت آن با اسلام پرداخت و گفت: اسلام درباره عمل انجام شده حساسیت بالایی ندارد اما خیلی زشت است که این شخص را در تلویزیون بیاوریم تا به کار خود اعتراف کند. اسلام سعی دارد که مسائل برملا نشود به خصوص اگر مربوط به زنان باشد. یکی از آیات عجیب قرآن این است: کسانی که دوست دارند زشتی‌های دیگران را اشاعه بدهند، هم عذاب دنیا دارند و هم عذاب آخرت؛ کمتر جرمی است که درباره آن قرآن عذاب دنیوی و اخروی با هم ذکر شوند. در این آیه حرف از کسانی است که تنها میل دارند اشاعه فحشا کنند حالا اگر کسانی این جرم را واقعاً مرتکب شوند قطعاً بدتر است. در زمان پیامبر اسلام (ص) و ائمه، کسانی که مرتکب عمل زشتی می‌شدند، به آنها توصیه می‌شد که منکر را کتمان کنند نه اینکه آنها را بیاورند در ملا عام تا اعتراف کنند.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با تاکید بر اینکه کار صداوسیما مصداق اشاعه فحشا بوده، افزود: این کار صداوسیما خلاف سیره پیامبر است و متاسفانه اثرات سوء بسیاری هم دارد. باید با مسئولان صدا و سیما و برنامه اعترافات این زن، برخورد حقوقی صورت بگیرد؛ در قانون داریم که اگر کسی اشاعه فحشا کرد و آبروی فردی را برد، باید با او برخورد حقوقی شود و در اسلام هم داریم که این عمل، گناه است. خیلی از کارهایی که در صدا وسیما انجام می‌شود خلاف سنت اسلام و پیغمبر است.
 
منتشر شده در اخبار

  تهران-ایرنا- مسجد به عنوان نخستین مرکز تصمیم گیری و مبدا حرکت های انقلاب اسلامی، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ مرکز تعلیم، تربیت، روشنگری افکار و اذهان عمومی که با آمیخته شدن به انگیزه های سیاسی- جناحی ، نقش پیشین و محوری خود را از دست داده است.

به گزارش گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، مسجد، به عنوان مرکز فرماندهی دینی و فرهنگی، می تواند نقش بسزایی در صف آرایی در برابر هجمه های فرهنگی غرب داشته باشد ، فضایی معنوی که از صدراسلام دارالحکومه بوده و بسیاری از تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی در آن گرفته می‌شد.

اکنون به دلایل مختلف نقش برجسته مسجد کمرنگ شده، اما با بهنیه سازی فضای واقعی آن، می‌توان این نقش را احیا کرد.موضوعی که سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پانزدهمین اجلاس «روز جهانی مساجد» در تهران به آن اشاره کرد. وی گفت : «مسجد یک قرارگاه است و تاثیر آن بر کل جامعه است. کسی که نتواند سربازانش را حفظ کند، خطش سقوط کرده است. اگر جوانی از آن مسجد رفت، خطِ آن امام جماعت شکسته و سقوط کرده است.» سلیمانی، ایراد را به نوعی متوجه سیستم اداره مساجد دانسته و ادامه داد: «وقتی یک برادرِ خسته و چند شغله را امام جماعت می‌کنید، چطور از او توقع دارید مسجد را حفظ کند.»

در همین راستا، گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا با آیت الله «سید حسین موسوی تبریزی» دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و رییس خانه احزاب گفت و گو کرد. متن کامل گفت وگوی ایرنا با آیت الله موسوی تبریزی به شرح زیر است:

**ایرنا: در سال های پس از پیروزی انقلاب، به مرور نقش مساجد در صحنه اجتماعی کمرنگ شده است، تحلیل شما در این زمینه چیست؟

موسوی تبریزی: پیش از پیروزی انقلاب، هیات امنای مساجد، مردم معتمد محل بودند که مسجد را اداره می کردند و به پیشنهاد همین افراد، امامان جماعت مسجد برای سخنرانی ها، روحانیون مورد نظر را دعوت می کردند که باعث می شد مردم بسیاری با کمال میل، پای منبر سخنرانی حضور داشته باشند. بر همین اساس، هم روحانی محترم بود و هم امام جماعت آن مسجد، در میان مردم ارج و منزلت خاصی داشت و هم این که مسجد دوای درد دین، سیاست و حل کننده مشکلات مردم بود. در واقع می توان گفت مساجد، جایگاهی برای رسیدگی به مشکلات مستمندان، دردمندان و مستضعفان بود. اما بعد از پیروزی انقلاب، برخی، خواسته یا ناخواسته، مساجد را پایگاه امور سیاسی و جناحی خود قرار دادند و کم کم بر امور مسجد مسلط شدند به این معنا که آن پیشینه مردمی و دینی مسجد در اختیار یک گروه خاص قرار گرفت.

**ایرنا: ورود انگیزه های سیاسی و جناحی به مسجد را دلیل کمرنگ شدن نقش مساجد می دانید؟

موسوی تبریزی: بعد از پیروزی انقلاب، ناگهان عنوان کردند که مساجد باید پایگاه شوند، در حالی که آن زمان کمیته انقلاب و سپاه هم تشکیل شده بود، اما از کجا این دستور آمد، بعد از چند دهه فعالیت در این عرصه هنوز آن را کشف نکرده ام. مساله پایگاه شدن مساجد، عامل اختلاف امامان جماعت و مردم معتمد مسجد با افراد حاضر در پایگاه ها شد؛ اشتباه بزرگی که مردم را از مسجد جدا کرد. فراموش نمی کنم در نیمه دوم سال 60 که بنده دادستان کل انقلاب بودم، با آیت الله «مهدوی کنی» (ره) منزل حضرت امام راحل بودیم. آیت الله مهدوی کنی در رابطه با همین مساله گلایه های شدیدی داشت که جوان هایی با ایجاد پایگاه در مسجد، توجهی به هیات امنای مسجد ندارند و امامان جماعت بزرگی را از مساجد بیرون کرده اند.

**ایرنا: به بیان شما، ایجاد پایگاه سیاسی در مساجد، عامل کمرنگ شدن حضور مردمی در مساجد شد ؟

موسوی تبریزی: مسجد پایگاهی است که هم باید از دین و هم سیاست بگوید و هم مشکلات مردم را حل کند. اما با ایجاد این اوضاع، فضای مسجد به سمت مساله خاصی پیش رفت؛ بدون توجه به خواست مردم، منبری هایی که خود دوست داشتند دعوت می کردند که باعث شد عده زیادی حتی اهالی ثابت مسجد قهر کردند و بیرون رفتند. بعدها هم با ایجاد عزاداری های کذا و مداحان کذا، اعتماد مردم نسبت به مذهب بیشتر سلب شد و کار تا آن جا پیش رفت که به مردم عادی که می خواستند با عشق و علاقه و انگیزه خاص درونی در هیات ها شرکت کنند، بدون هماهنگی قبلی با بعضی نهادها، اجازه فعالیت داده نمی شد.

**ایرنا: سخنرانان مساجد همیشه نقش پررنگی در تشویق مردم به حضور اجتماعی داشتند، در این مورد، از دست آنان هم کاری برنمی آید؟

موسوی تبریزی: سخنرانان و منبری های مساجد هم به دلیل ترس از دست دادن جایگاه و منبر، دیگر آزاد نبودند که دین، مشکلات و نیازهای مردم را مطرح کنند. این باعث شده که منبرها و سخنرانی ها همه در یک رده هماهنگ و در یک جهت خاص قرار بگیرد و مردم از این رویه خسته شده اند.

**ایرنا: یعنی جهت گیری های سیاسی و جناحی عامل دلزدگی از مساجد شده است؟

موسوی تبریزی: در مورد مساجد باید دین در اولویت قرار داشته باشد چرا که هر جایی که جهت گیری های خاص سیاسی مثلا چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا مطرح می شود به دنبال آن تهمت زدن و افترا و بیراه گفتن هم برجسته می شود که عامل دلزدگی افراد از مساجد است. همچنین این ایراد وارد است که دین را به صورت واضح، شفاف و روشن برای نسل بعد از انقلاب تعریف نکردیم و آمدن به مسجد و حضور در اجتماعات مذهبی، تنها برای استخدام یا کار در نهادهای خاص و اداره های دولتی نماد پیدا کرد. مساله ای که متاسفانه درباره حوزوی ها هم صدق می کند به این معنا که طلبه ها برای اعزام به سخنرانی و تبلیغات باید در چارچوب شرایط نهادهای خاص پیش بروند و اگر یک روحانی مستقل باشد با مشکلات عدیده ای روبه رو است.

هنگامی که انگیزه دینی را از مردم بگیریم و انگیزه سیاسی- جناحی، یا انگیزه رسیدن به یک موقعیت اجتماعی را هدف قرار دهیم، باعث می شود که توجه عمومی کمتر شود. موضوعی که در پیش از انقلاب معنا نداشت و در اوج خفقان، جمعیت کثیری از روشنفکران، بازاریان و مردم عادی پای سخنرانی می نشستند.

**ایرنا: تاثیر مراکز فرهنگی - مذهبی را محدود شدن نقش مساجد چگونه ارزیابی می کنید ؟

موسوی تبریزی: فرهنگسراهای دینی و غیردینی از زمان پیش از انقلاب دایر بودند به عنوان نمونه، حسینیه ارشاد در تهران یکی از فضاهایی بود که جمعیت زیادی از جوانان پای منبر آیت الله شهید مرتضی مطهری و دکتر علی شریعتی می نشستند و مساجد هم جایگاه معنوی خود را داشت. نتیجه این که فضاهای فرهنگی و مذهبی غیر از مساجد، هرگز مزاحم مساجد نبود و نیست. می توان گفت وقتی انگیزه واقعی دین شناسی را برای مردم ایجاد کنیم، توجه می کنند اما کسی که انگیزه الهی دارد، اگر احساس کند که مسجد، دکّان خاصی با انگیزه خاصی است، قطعا مسجد را ترک می کند و فقط آن که انگیزه غیر الهی دارد، برای رسیدن به اهداف خود می آید.

نکته دیگر این که بستن درهای مساجد به خصوص در فضاهایی مانند بازار، کار درستی نیست چرا که ممکن است کسی غیر از اول وقت می خواهد نماز و عبادت کند. مساله ای که در کشورهای دیگر حل شده است و وضوخانه و شبستان مسجد، جای امن و آرام بخشی به مسافران است.

**ایرنا: نقش رسانه و مطبوعات در بهینه سازی نقش مسجد و احیای دوباره آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

موسوی تبریزی: در هر جامعه ای، رسانه در الگوسازی، جهت دهی و انتقال پیام نقش بسیار مهمی ایفا می کند که در مورد کشور ما هم جهت گیری رسانه ملی در مورد پخش سخنرانی های مساجد و رابطه موازی آن با جذب یا دفع مردمی را نباید فراموش کرد. زمانی که جهت گیری صدا وسیما خاص است و به طور عمد مداحی های خاصی را نشان می دهد که مقبول مردم به خصوص قشر جوان نیست یا سخنرانی هایی است که بار محتوایی ندارد، موجبات دلزدگی و بی اعتمادی را فراهم می کند؛ چرا که امروزه سخنرانی هایی که نه تنها مفید نیستند بلکه مضر هستند، با وجود اینترنت و فضاهای مجازی، مسایل جعلی آن به راحتی نمایان می شود و دست مایه رسانه های بیگانه هم قرار می گیرد.

همچنین آموزش گفتمان با نسل جدید و چگونگی جذب آنان به مسایل دینی و مساجد باید در اولویت آموزش قرار بگیرد، این که پرسش های فرزندان را چگونه پاسخ بگوییم که موجب دوری آنان نشود بسیار مهم است. باید توانایی ارتباط با جوانان را بیاموزیم، صحبت جوانان را گوش دهیم و بر اساس واقعیت به آنان جواب دهیم؛ امری که مدیران و متولیان مساجد هم باید مدنظر قرار دهند.

منتشر شده در گفتار

استاد ایازی عضو ارشد مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در گفت‌و‌گو با ایلنا با گلایه از جنبه تخریبی برنامه‌های مذهبی صداوسیما اظهار داشت: برخی سخنان اثر تخریبی دارند؛ تخریب‌کنندگی آن هم تخریب عقاید است؛ یعنی مسائلی در این برنامه‌ها مطرح است که هیچ پایه و اساسی در دین ندارد، اما پخش می‌شوند.

این مفسر قرآن کریم اضافه کرد: به دو دلیل این نوع برنامه‌های مذهبی صداوسیما، خیلی خطرناک‌تر از برنامه‌هایی است که شاید ما هر روزه در مساجد و... شاهد آن هستیم؛ به دلیل اینکه اولا چون دایره شعاع مخاطبان آن بیشتر است و شنوندگان و بینندگان بیشتری با آن روبرو می‌شوند؛ مثلا اگر در یک مجلس و محفل محدودی کسانی حرفی را مطرح کنند، آن حرف در یک فضای محدودی می‌ماند، اما وقتی صحبت نادرست و تخریب‌کننده‌ای در وسعت زیاد منتشر شود، چنین مطالب تخریب‌کننده‌ای به اسم مطالب دینی، توسعه پیدا می‌کند.

آیت‌الله ایازی با بیان اینکه خطر دوم پخش این نوع برنامه‌ها این است که به خرافات مشروعیت می‌دهد، تصریح کرد: سابقا در برخی محافل از این مسائل غلو، خرافه، تحریف و... وجود داشت اما در‌‌‌ همان محفل می‌ماند، اما امروز وقتی یک رسانه در وسعت زیاد آنها را منتشر می‌کند، به نوعی به آن خرافه‌ها مشروعیت می‌بخشد؛ و قهراً به مردمی که این افکار را باور ندارند، می‌گویند دین همین است که ما مطرح می‌کنیم؛ یعنی فرقی نمی‌گذارند بین دینی که صداوسیما ترویج می‌کنند و آن دینی که واقعیت است.

او در پاسخ به این سؤال که چرا از بسیاری ظرفیت‌ حوزه علمیه قم برای بیان حقایق دینی استفاده نمی‌کند؟ گفت: اینکه صداوسیما از ظرفیت حوزه استفاده نمی‌شود، به نگاه جناحی صداوسیما ارتباط دارد.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: واقعیت این است که صدا و سیما یک دستگاه عام و ملی که بخواهد زبان همه اقشار و طبقات جامعه باش،د نیست و مثلا برای دعوت از کار‌شناسان دینی در برنامه‌های صداوسیما، گزینش می‌کنند و حاضر نیستند کسانی که مروج فکر مطلوب خودشان نباشند را دعوت کنند لذا با تسویه‌ و شخصیت‌سازی در برنامه‌های خود دو کار می‌کنند؛ هم فکر مورد نظر خودشان را ترویج می‌کنند و هم شخصیت‌سازی‌هایی که می‌خواهند را انجام می‌دهند و هم افراد دلخواه خود را به عناوین مختلف کار‌شناس دینی و... به مردم معرفی می‌کنند.

آیت‌الله ایازی گفت: کتابی با عنوان «ره افسانه» در دو جلد نوشته‌ام؛ در بخشی از این کتاب، تحقیقات میدانی درباره کار رسانه و نقش رسانه در ترویج خرافات شده و البته اشاره شده که صداوسیما در این چند سال اخیر چقدر خرافات را ترویج کرده است؛ همچنین تأکید شده که بعضی مسائل خرافات نیستند، اما وقتی از جایگاه خودش خارج شد، باید نسبت به آن تذکر داد؛ یعنی چیزی که شعار است بیاید تبدیل به اصل شود؛ مثلا چیزی که نمره ۱ دارد، اما ما نمره ۲۰ را به آن بدهیم یا برعکس، آن مسئله را از جای خودش خارج کرده‌ایم.

منتشر شده در اخبار

میرموسوی در گفت‌و‌گو با ایلنا: تلاش‌‌ رسانه ملی معطوف به یافتن نقاط ضعف از دولت شده است.

 مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه مفید، با بیان اینکه صداوسیما به دنبال نامید کردن مردم است و واقعا بی‌طرف عمل نمی‌کند، گفت: صداوسیمایی که بیانگر خواست یک جناح سیاسی شد، ملی نیست.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی میرموسوی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به عملکرد صداوسیما در حمایت از یک جریان خاص اظهار داشت: رسانه‌ای که خود را رسانه ملی می‌نامد، باید در واقع بیانگر احساسات و خواست مردم باشد، نه بیانگر خواست‌های یک جناح و جریان خاص سیاسی کشور، بنابراین اگر رسانه‌ای به عنوان بیانگر خواست یک جناح سیاسی خاص کشور محدود شد دیگر رسانه ملی نیست.

او افزود: در قانون اساسی ما اینکه رادیو و تلویزیون خصوصی هم داشته باشیم هست، اما در شرایط کنونی هنوز این اتفاق نیافتاده که غیر از صدا و سیما، رسانه دیگری داشته باشیم. ما در شرایط فعلی یک رسانه واحد در کشور داریم که به شکل انحصاری بحث صداوسیما را پوشش می‌دهد، و چون این رسانه از بودجه عمومی و بیت‌المال اداره می‌شود، بایستی در حقیقت آن چیزی که همسو با خواست مردم است را ارائه دهد؛ و جناح‌های مختلف باید بتوانند در آن نظر داده و دیدگاه‌های خودشان را منعکس کنند، اما واقعیت این است که آن چیزی که امروز، ما از صداوسیما می‌بینیم، این‌گونه نیست؛ یعنی با صداوسیمایی روبرو هستیم که به جای انعکاس نظرات همه مردم، واقعا خیلی یک‌سویه و یک‌طرفه و به نفع جریان خاص عمل می‌کند.

میرموسوی در پاسخ به این سؤال که به نظر شما صداوسیما تا چه میزان به تاکیدات رهبر انقلاب که «اخبار خوب، مفید و امید بخش را مخابره کنید»، توجه دارد؟ گفت: اساسا صداوسیما به دنبال این است که نقطه ضعفی از دولت فعلی پیدا کند و روی آن مانور دهد؛ به نوعی تلاش‌‌هایش معطوف به یافتن نقاط ضعف از دولت شده است یعنی به جای اینکه بیاید روی نقاط قوت تأکید کند، و مردم را امیدوار کند، یا حداقل معتدل باشد و اگر نقدی هست بگوید و مزیت کارهای دولت را هم بگوید، حتی این کار را هم انجام نمی‌دهد؛ گاهی البته ممکن است صرفا برای اینکه مقبولیتی پیدا کند، چون مخاطبش به همین جهت کاهش پیدا کرده، از یک سری برنامه‌هایی در این راستا استفاده کند؛ آن هم صرفا برای این است که از این کاهش مخاطب جلوگیری کند و الا واقعا بی‌طرف عمل نمی‌کند.

 

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از2
بازگشت به بالا