هادی سروش
در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه ؛ وقتی تیم ملی فوتبال ایران بر تیم ملی آمریکا پیروز شد، من که درسفر تبلیغی، روحانی منطقه بسیار خوب و شهیدپروری بودم ،شب بین دو نماز صحبت کردم و بُرد تیم فوتبال ایران را  تبریک گفتم ، این روش از یک روحانی برای اکثر مردمان مومن ، تعجب بر انگیز شد .
واقعا؛چرا تعجب؟ و بالاتر ؛ چرا عده ای در جریان هر قصه "کلان نشاط آور" ؛ دلواپس شادیهای مردم میشوند ؟
شاید بخشی از قصور و تقصیر ، به ما روحانیت بازگشت دارد که در شادی مردم ، چه در تئوری پردازی  و  چه در رفتار، مشارکت کمتری داشته ایم ! نکند؛مسجد را عزا خانه ، و واردین در آن را مقدس مآب وعبوس و اخم درهم کشیده ، فرض کرده ایم؛ غافل از اینکه دستور قرآن در آیه۳۱اعراف،به استفاده اززیبایی وحضور شاداب، در خانه خودست؛ "یَا بَنِىءَادَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَكُلِ مَسْجِد".
مبداءنشاط هاخداست
در یک دیدعمیق عرفانی؛باید منشاءو پمپاژ نشاط را، از "زاویه خدا" دید؛ یعنی مبدا شادی را، از قدرت لایزال الهی دید. طبیعا با این نگاه معنوی ؛ نشاط آدمی مسیر صحیح خود را می یابد و نمیتواند محل ورود شیطان شود : "قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ" بگو به فضل و رحمت‏ خداست که [مۆمنان] باید شاد شوند..(یونس/58)
در باب مدح نشاط و شادی
حضرت علی(ع) به تبعیت از پیامبر (ص) فرمودند: "کونوا کالنحل .. ؛ مانند زنبور عسل باشید" . (غررالحکم) ؛ گرچه بزرگان در شرح این حدیث گفته اند؛ مقصود این است مانند زنبور پرمنفعت باشید؛ اما حدیث می تواند به دین معنا هم باشدکه مانند زنبور؛ باعث شادکامی و شیرینی دیگران باشید و پیامبر اکرم (ص) در بیانی دیگری فرمود "...ولاتکن کالنمل" ،مانند مورچه نباشید. چون مورچه خود را میبیند و شادی را فقط برای خود ذخیره میکند.
نکته اساسی این است که مومنان باید در لحظات غم و اندوه هم ، دارای سیمائی بشاش و پر نشاط باشند. و این نکته از بیان حضرت (ع) در نهج البلاغه که فرمود : الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ ، َحُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ.." استفاده می شود. خود آن امام(ع) چنین بود .
استاد مطهری می گوید: علی (ع) مردی بود بشاش. برخلاف مقدس مآب های ما که همیشه از مردمِ دیگر بهای مقدسی می خواهند، همیشه چهره های عبوس و اخم های درهم کشیده دارند و هیچ وقت حاضر نیستند یک تبسم را به لبان خود بیاورند، علی (ع) همیشه با مردم با بشاشیت و چهره رانشاط روبرو می شد ، و با مردم مزاح می کرد، دقیقا مانند خود پیامبر .
تاثیرات چند جانبه  نشاط و شادی
اول: روحیه پرنشاط ، یک روحیه خداپسندانه است و باعث معنویت و قرب الهی است. رسول اكرم (ص) فرمود :در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ی شادی گفته می‌شود ، هیچ‌كس به آن خانه وارد نمی‌شود مگر آن‌كه موجب شادی شده باشد.
دوم: بر روحیه افراد جامعه اثر گذار است و انرژی مثبت به دیگران وارد میکند.
سوم:طبق بیان امام علی(ع) : "شادی باعث انبساط روح و ایجاد نشاط در خود آدمی می‌شود .(تفسیر التحریر والتنویر)
و نهایتا: ضریب موفقیت انسان را ؛ در زندگی و تحصیل و تدریس و شغل و.. چند برابر میکند. این خصوصیت مهم در بیان امام رضا(ع) آمده است که: ..‌.مومن ساعتی را به تفریحات و لذائذ خود اختصاص میدهد تا نیروی انجام وظائف را، تأمین كند.
در باب خطر افسردگی و حزن
این اخلاق ناپسند؛ اگر معالجه نشود نه تنها به قول حضرت صادق(ع)؛تبدیل به یک بیماری اخلاقی می شود؛ بلکه منجربه بیماری روانی شده و سلامتی و عمر انسان را نیز تباه می کند. امام علی (ع) در بیانی فرمود: "حزن و اندوه؛ نصف پیری و درهم شکستگی است". و در بیان دیگر فرمود: "غصه و اندوه ؛ بدن را آب می کند."
مهم:همانطوریکه شادی و نشاط یک "ضرورت" است ، مدیریت دو امر مهم در این موضوع نیز ، ضروری و اجنتاب ناپذیر است:
اولا: آدمی باید در عین فرح و نشاط ، نباید به این  امور دلبستگی پیدا کند . خود دل بستگی ، نتیجتاً وابستگی می آورد و غیر از دوری از معنویات ، در صورت فقدان آن چیزی که مورد وابستگی شده ، باعث افسردگی و غم می شود که در خطبه هشتم  نهج البلاغه بدان تصریح شده .
ثانیا: انسان باید نشاط و خوشی خود را بگونه ای ترتیب دهد که آلوده به گناه نشود ، چون خود گناه و نافرمانی الهی باعث تنگی تنفس یعنی ؛اندوه و ندامت و خودخوری در خلوت انسان و در آینده روزگار آدمی، میشود که در سوره طه قرآن بدان تصریح شده.
البته از این نکته دقیق نباید غافل شد که شادی مقرون و ممزوج با گناه ، اثرات وضعی خطرناکی را در پی خواهد داشت . شاید برخی از اختلافات شدید خانوادگی و... بتوان در برخی از حرمت شکنی های دینی ، در مراسم جشن آن ازدواج ها، پیگیری کرد !
راه شاد و پر نشاط بودن :
۱) در رابطه خویشتن :
الف)  نگاه مثبت به همه دریافت ها: دستور الهی در آیه ۲۱۶ سوره بقره به "مثبت اندیشی و مثبت بینی" است : وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ...و بسا چیزى را خوش نمى‏ دارید و آن براى شما خوب است و بسا چیزى را دوست مى‏ دارید و آن براى شما بد است و خدا مى‏ داندوشما نمى‏ دانید.
ب) سفر و تفرّج: گشت و گذار در طبیعت زیبای خدای خلاّق، عامل مهمی دیگری برای نشاط و خرسندی است. برای سفر زمینی میتوان از آیه ۲۰ عنکبوت بهره گرفت : سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ... و برای سفرهوائی ، از آیه ۱۶حجر  میتوان بهره جست ؛ وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ.
ج) زینت و زیبائی و نیز نظم ، عامل موثر در نشاط شخصی است. مثلا درباره استفاده از رنگ ها ، قرآن آیه ۶۹ بقره زرد خوش رنگ را، به عنوان رنگی که نشاط آور است معرفی می کند ؛ "صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ‌" پس ؛ استحباب و تاکید دین اسلام بر آراستگی و زیبائی زن برای همسرش، غیر از جلب محبت و نیزفارغ بودن مردان از توجه به دیگر زنان، دارای پدیدآمدن نشاط و شادی در فضای خانه می باشد.
د) عامل دیگر در پدیدآورده بودند شادابی ؛ورزش و مسابقات است.
ورزش و شرکت مستقیم در مسابقات و یا شرکت غیر مسقیم ؛ بشکل هوادار بودن ، البته تا جائیکه ایجادحساسیت و وابستگی نکند ، از عوامل ایجاد نشاط است که برخی از مسابقات، در فقه شیعه؛ نیز دارای احکام خاصی می باشد.
امروزه بر اساس عِرق ملی و علاقه به کشور ، در پیروزی های بزرگ یک تیم ملی و یا المپیادهای علمی و حتی پیروزی در انتخابات و... مردم بصورت عمومی اظهار شادی میکنند که بخودی خود نه تنها منکر شرعی و عرفی نیست بلکه دارای حُسن نیز می باشد .
البته ناگفته پیداست که با یک مدیریت صحیح ، که حاکی از نظم و حفظ شخصیت و حرمت ها باشد ، یک امر ممدوح و پسندیده و نشاط آوری برای کل جامعه ، خواهد بود.
۲) در ارتباط با دیگران:
صله رحم و نشست با دوستان: صله رحم طبق روایات ما ؛چنان روحیه مثبتی در انسان ایجاد می کند که ارتباط مستقیم با طولانی شدن عمر دارد : صِلَهَ الرَّحِمِ مَنْمَاهً لِلْعَدَدِ. پيامبر(ص) : گاهى مى شود از عمر كسى سه روز باقى مانده است ، اما صله رحم به جاى مى آورد، پس خداوند آن را تا سى سال به تأخير مى اندازد. در زمینه ارتباط و همنشینی با دوستانِ خوب و همراه هم ، امام رضا(ع) یکی از ساعات ضروری که باید یک مومن داشته باشد را در همین راستا ارزیابی فرمودند.
 
منتشر شده در یادداشت
یکشنبه, 26 فروردين 1397 08:51

شادی در اسلام (قسمت آخر)

سید محمدعلی ایازی
انواع شادی
حضرت علی (علیه السلام) به یکی از اصحاب که مخالف منزل وسیع بود فرمودند: "هان اشتباه نکن تو با همین خانه وسیع می توانی در همین دنیا آن را برای آخرت به کار گیری. صله رحم کنی، این خانه را پایگاه اجتماعات قرار دهی."
در قسمت‌های قبل با مفهوم شادی و ضرورت آن و اهمیت شادی در اسلام آشنا شدیم. در آخرین بخش از این سری مطالب در رابطه با شادی در اسلام به "انواع شادی در اسلام" پرداخته می شود.
شادی ها در اسلام به دو بخش تقسیم می گردد:
۱- شادی های ظاهری
۲- شادی های معنوی .
برخی با شادی دیگران شادند و برخی با غم دیگران. مثلا رعایت حقوق دیگران و تلاش برای حل مشکلات آنان، ازلذت های معنوی است؛ که تنها انسانهای خودساخته آن را درک می کنند. گاه انسان می بیند انسانی در اثر مشکلات و ناراحتی، بیماری ، فقر و یا قرض ناراحت است. تلاش می کند مشکل او را برطرف کند. پس از برطرف شدن مشکل او شاد می شود و با شادی او لذت می برد. این گونه لذت ها را لذت معنوی می گویند. دراین صورت هر چند خود را به زحمت می اندازد، پول خرج می کند، اماشادی دیگران برای او لذت آور و از قبیل لذت های معنوی است. انبساط خاطر دارد.  اما گاه خرمی وانبساط در اثر شادی های به ظاهر مادی است . مثل این که فرزند او در امتحانی سخت قبول شده، یا خودش کاری بزگ انجام داده، یا در سفری جاهای دیدنی را دیده و برای دیگران نقل می کند. این گونه شادی ها مادی ومعنوی هستند.
اسلام با هر دو نوع شادی موافق می باشد؛ لیکن شادی آفاتی نیز دارد. برای مقابله با این آفات، دین اسلام راه هایی را قرار داده است که این نعمت ها در جهت خانواده، جامعه و اهداف دینی قرار گیرد.
دراین باره شهیدبهشتی می نویسد:«من واقعا هنوز نتوانسته ام به صورت علمی این رابه دست بیاورم که باچه جرأتی قرنها به مسلمانان بی نشاطی در زندگی را تلقین می کرده اند. از بزرگترین امتیازات اسلام این است که بگوییم دین فطرت است. فطرت یعنی چه؟ ارتباط فطرت را با نشاط، دراین گفتاری که ازمولای متقیان علی(ع) در نهج البلاغه نقل شده است، بیان می کند.» آن گاه ایشان داستانی را از نهج البلاغه درباره مذمت داشتن خانه وسیع نسبت به یکی از صحابه ع امام نقل و بلافاصله توضیح می دهد که حضرت فرمود:« هان اشتباه نکن تو با همین خانه وسیع می توانی در همین دنیا آن را برای آخرت به کار گیری. صله رحم کنی، این خانه راپایگاه اجتماعات قرار دهی. تصور او را تصحیح کرد که مطلب آن طور که او خیال می کرد نیست، بل که می خواهد یاد دهد که خانه بزرگ تنها برای کامروایی نیست، چیزهای دیگری هم باید باشد. حضرت نمی خواست بااستراحت، شادی و بهره گیری از نعمت های الهی منع کند، زاهدمنشی و ترک دنیا تلقین کند.»
داستان دیگری که ایشان ازنهج البلاغه نقل می کند، در برابر قضیه پیش است. مردی که دنیا را ترک کرده، خانه را رها کرده، و به زندگی خود وخانواده نمی رسد. امام به او پرخاش کرد و فرمود: هان توچه خیال می کنی؟ چه گمانی درباره خدا می بری؟آیا فکرمی کنی که خدا این همه مواهب را در این دنیا آفریده و حلال کرده، ولی بعد از آفریدن و حلال کردن، دلش می خواهد ما به آن ها پشت پا بزنیم؟ این که معنی دارد ؟ از آن جا که روی مسلمان ها همیشه با پیشوایان دین باز بوده و در آن زمان این گونه رو در بایستی های موهومی که الان در جامعه حکم فرماست نبود، آن مرد مسلمان واقع طلب عرض کرد: یا امیرالمؤمنین : اگراین طوراست ، پس شما چرا این گونه زندگی می کنید؟ مولا فرمود: حساب من از حساب تو جداست. من زمام دار امت اسلامی هستم: «ان الله فرض علی ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره؛ من نه چون توأم، که خدا بر پیشوایان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندی تنگدست را به هیجان نیارند و به طغیان واندارند. (نهج البلاغه، خطبه209، ترجمه شهیدی، ص 242)
بنا بر این در صورتی که شادی و نشاط در مسیر انسانیت و خانواده قرار گیرد، نه تنها اسلام مخالف نیست بلکه آن را ضروری می داند.
جمع بندی
بیان شد شادی و تفریح لازمه ی هر زندگی سالم و کامیاب است. همان گونه که نیاز به غذا و استراحت لازمه زندگی است، نیاز به خوشحالی طبیعی و لازمه ی هر زندگی سالم و کامیاب است.
  این تصور که در فرهنگ مذهبی، رفتار اصل ، گریستن است و شادی کردن امری مذموم است، برخاسته از تلقی های صوفیانه در برخی از منابع است.
فرد و جامعه ای در زندگی موفق است که هر کاری را در جای خود قرار دهد و از افراط و تفریط بپرهیزد. اسلام بهره گیری از نعمت ها، روزی ها و تأمین خواسته های طبیعی را مشروع دانسته و از آن جمله شادی و تفریح را از نعمت های خداوندی می داند که باید به صورت نیکو از آن استفاده برد.
البته طبیعی است که در این دنیا نشاط و شادی خالص در دست رس هیچ کس نیست، ولی در همان حدود که وجود دارد و قوانین و حق و عدالت اجازه می دهد، مردم می توانند از آن بهره مند شوند.
مضامین برخی از روایات اسلامی این شائبه را ایجاد کرده که یا شادی کردن جایز نیست، یا درحد ضرورت جایز است. این روایات، بد فهم شده و نیاز به تفسیری دیگر دارد، که با کلیات دین به ویژه اصل بهره گیری از نعمت ها و اصل اباحه ناسازگار نباشد.
شادی سالم، درفرهنگ اسلامی، به جز استفاده از داروهای نشاط آور، مشروبات، آهنگ های غیر مجاز، سخنان بی جا، مسخره کردن دیگران، مطالب بیهوده و آزاردهنده ، و ده ها نمونه دیگر است.
منتشر شده در یادداشت
سه شنبه, 21 فروردين 1397 15:17

شادی در اسلام (پنجم)

سید محمدعلی ایازی
 بررسی دلایل مخالفان
در برخی روایات "بطر" مذمت شده است. بطر به معنی افراط در خوشی می باشد. به همین دلیل در بسیاری از مواقع این کلمه همراه با واژه ی "اشرّ" (شرارت ) آمده که نشان می دهد  :اشرِّا و بطراّ. دریک ردیف قرار دارد ، افراط درشادی وشرارت درکارها .
در قسمت‌های قبل با مفهوم شادی و ضرورت آن و اهمیت شادی در اسلام آشنا شدیم. در مقابل چنین دیدگاهی، برخی شادی را در حد ضرورت جایز می دانند. در ادامه به این امر پرداخته می شود.
برخی مضامین درروایات اسلامی این شائبه راایجاد کرده که یا شادی کردن جایز نیست و یا در حدّ ضرورت جایز است. این روایات چند دسته اند:
۱- روایاتی که با کلمه ی "بطر" یعنی افراط درخوشحالی آمده، طغیان دربهره برداری ازنعمت های الهی پیداکرده است. کافی است که به ماده بطر در معجم بحارالانوار مراجعه شود (بحار الانوار ج2، ص 151) تا روشن شود چه حجم انبوهی به این موضوع اشاره دارد.
به عنوان نمونه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: الدهر یومان: «یوم لک و یوم علیک، فان کان لک، فلا تبطر؛روزگار دو روز است، روزی به نفع تو و روزی بر علیه تو. اگر روزی به نفع تو بود، پس زیاد خوشحالی نکن.» (بحارالانوار،ج70،ص 81)
اما نه این روایت و نه روایاتی که به این مضمون رسیده، درمذمت اصل شادی وتفریح است.  این روایات درجهت پیشگیری از افراط کردن و غفلت از عالم آخرت است و بس.  به همین دلیل در بسیاری از مواقع این کلمه همراه با واژه ی "اشرّ" (شرارت ) آمده که نشان می دهد  :اشرِّا و بطراّ. در یک ردیف قرار دارد ، افراط در شادی و شرارت در کارها . (بحار الانوار ج 5، ص87 و ج49، ص  184.)
۲- روایاتی که درجهت مذمت خوشحالی و شادی با توجه به عالم آخرت و مرگ رسیده است. مانند:«عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح؛ شگفت از کسی که یقین به مرگ دارد وشادی می کند.» (بحار الانوار، ج 12، ص71.) و روایات دیگری که در همین سیاق است.
امااین روایات هم دلالتی بر نفی شادی ندارد، زیرا:
اولا) جنبه هشدار دارد. هشدارها همواره جنبه ارشادی دارند و نه تحریمی. 
 ثانیا) این دسته از روایات در مقام نفی غفلت از عالم حساب و قیامت است و منافاتی میان توجه به عالم آخرت و شادی و تفریح کردن نیست.
۳- غفلت های فراوان در بیشتر تفریحات و شادی ها، یکی از عوامل ایجاد این ذهنیت در میان مذهبی ها است که حتی تفریحات سالم در جوامع منتهی به خلاف می گردد. به عنوان نمونه در نظر بگیرید در برخی محیط ها چگونه با استفاده از برخی داروهای نشاط آور، مشروبات، آهنگ های غیر مجاز، سخنان بی جا، مسخره کردن دیگران، مطالب بیهوده و آزار دهنده، و ده ها نمونه دیگر این ذهنیت را به وجود آورده که تفریح سالم، شادی مفید و شادمانی که انسان را از خدا غافل نسازد وجود ندارد.
این نکات هر چندگاه درست است و یکی از آفات جدی تفریحات سالم می تواند باشد، اما همه شادی ها در این محدوده نمی گنجد. بسیاری از تفریحات خانواده ها در قالب عروسی، پارک، پیک نیک، نشست های خانوادگی، جشن های تولد، جشن های مذهبی و ده ها مورد دیگر، به صورت سالم انجام می گیرد و می تواند نشاط آفرین باشد.
از این آفت که بگذریم، برخی از این تفریحات در نهایت موجب اختلاف، کینه، جدایی و نزاع های فامیلی شده است. آیا می توان به این دلیل که گاه شادمانی ها تبدیل به نزاع شده، اصل این جشن ها را ممنوع کرد؟ هر کار خوبی، آفتی دارد که باید از آن پیش گیری کرد و نه این که  اصل آن را کنار گذاشت. البته مفهوم این سخن این نیست که چون اسلام، شادی را ضروری می داند هر کاری را جایز می داند.
منتشر شده در یادداشت
یکشنبه, 19 فروردين 1397 15:29

شادی در اسلام (قسمت چهارم)

 دلایل مشروعیت سرور و شادی
بگو ای پیامبر: زیورهایی راکه خدابرای بندگانش پدیدآورده و نیز آرزوهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده. بگو: این نعمت ها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت نیزخاص آنان می باشد. این گونه آیات را برای گروهی که می دانند به روشنی بیان می کنیم. (اعراف /۳۲)
با مفهوم شادی و ضرورت آن آشنا شدیم و اهمیت شادی در دین اسلام نیز روشن گردید. در ادامه با دلایل مشروعیت سرور و شادی بیشتر آشنا می شویم که سه اصل در این رابطه وجود دارد. اولی اصل بهره گیری از نعمت های الهی، دومی اصل حلیت و مباح بودن و سومین اصلی است که از مجموع آموزه های اسلام به دست می آید که فرهنگ اسلام و قرآن فرهنگ سوق به نشاط است. در این قسمت به اصل نخست که اصل بهره گیری از نعمت های الهی است پرداخته می شود.
در رابطه با مبانی دینی جواز شادی در فرهنگ اسلام به چند اصل می توان اشاره کرد:
۱- اصل بهره گیری ازنعمت های الهی :
اسلام بهره گیری از نعمت ها، روزی ها و تأمین خواسته های طبیعی را مشروع دانسته، بلکه با صراحت می گوید، مباد کسانی که زهد و عدم وابستگی به تعلقات دنیا را که امر مقدس و تردید ناپذیر ی است و به معنای رهانکردن دنیا نیست ، با بهره برداری نعمت های الهی به اشتباه گرفته اند؛ یادآور می شود:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ. بگو ای پیامبر: زیورهایی راکه خدابرای بندگانش پدیدآورده و نیز آرزوهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده. بگو: این نعمت ها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت نیزخاص آنان می باشد. این گونه آیات را برای گروهی که می دانند به روشنی بیان می کنیم. (اعراف /۳۲)
در این باره شهید بهشتی با ذکر آیه و تأکید بر مشروعیت تأمین خواسته های طبیعی می نویسد: یک نظام اجتماعی و مکتب زندگی باید برای ارضای این خواسته طبیعی فکری کند. چه کسی می تواند درباره اسلام بگوید: اسلام دین غم و اندوه و گریه و زاری و بی نشاطی است در حالی که قرآن با صراحت بهره گیری از نعمت ها را تشویق کرده است. در اصل، درست به عکس آن چیزی است که مشهور شده است. اسلام دین نشاط است. این آیه قرآن در سال های آخر هجرت نازل شده و از محکمات این کتاب و صریح است.
این مواهب، این روزی ها، این زیبایی ها، برای مردم باایمان در همین زندگی دنیاست. در زندگی جاوید و آخرت هم همین مواهب برای مردم باایمان است، بااین تفاوت که دراین دنیا زیبایی ها به زشتی ها آمیخته و آلوده است. شادی ها به غم آلوده و آمیخته است، از این نعمت ها همه استفاده می برند؛ ولی در سرای دیگر، پس از رستاخیر، این زیبایی ها و این مواهب پاک برای مردم باایمان به صورت خالص وجود دارد.
بنابراین، بااین تأکید و برداشتن سوء فهم یادآور می شود که بهره مند شدن از زیبایی ها و شادیها، استفاده از طبیعت و عوامل نشاط آور مشروع اهمیت می دهد.  البته طبیعی است که در این دنیا نشاط و شادی خالص در دست رس هیچ کس نیست، ولی در همان حدود که وجود دارد و قوانین و حق و عدالت اجازه می دهد مردم می توانند از آن بهره مند شوند .
نکته دیگری که از این آیه استفاده می شود، یادآوری این حقیقت است که مردم باایمان ویژگی خاصی دارند:  قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ.  مال مردم باایمان است؛ولی به شما مردمی که علاقه به نشاط دارید می گوییم: اگر نشاط خالص در این زندگی گاه میسر نیست، در روز رستاخیز و نزد خدا با تمام وجود فراهم است.
 ۲- دومین دلیل که بدان پرداخته می شود اصل حلیت و مباح بودن است.
 بر فرض که کسی به دلیل برخی روایات در مشروعیت جواز تفریح و شادی تردید کند، به اصل دیگری اشاره می گردد.  یکی از اصول مسلم در فقه اسلام، قاعده ی حلیت اشیاء است تا وقتی که خلاف آن ثابت نشده باشد. از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرموده اند: کل شیئ مطلق حتی یرد فیه نهی.  هرچیزی رهاشده مگراینکه نهیی برسد. (صدوق، الفقیه، ج،۳ ص ٢۱۶ . )
 در روایت صحیحی دیگر از الفقیه آمده است:کل شیئ یکون فیه حلال وحرام ،فهولک حلال ابدا حتی تعرف الحرام منه بعینه فتدعه. هرچیزی که درآن حلال وحرام باشد، پس برای توحلال است تاآنجاکه حرام رابه طورخاص بشناسی درآن صورت رها کن .( صدوق ، محمدبن علی ،الفقیه  ، ج،۳ ص ٢۱۶ . )
بنابراین ،تفریح وشادی درقرآن مذمت نشده است و این اصل براساس حدیث صحیح امام باقر (علیه السلام) است:  وانما الحرام ما حرّم الله فی القرآن. (حرعاملی ، وسائل الشیعه ،ج٢٥،ص٩) دراین صورت دلیل خاصی هم برای عدم مشروعیت شادی نرسیده است. به این دلیل می توان حکم به جواز کرد.
۳- سومین اصلی که در رابطه با مشروعیت شادی وجود دارد، اصلی است که از مجموع آموزه های اسلام به دست می آید.
دراین باره شهید بهشتی چنین تحلیل می کند: بیش از چند صد آیه از قرآن کریم، مردم مسلمان را به ایمان و راستی و درستکاری دعوت می کند و به آن ها می گوید اگر در این دنیا روی حساب زندگی کردید، پاک، با عدالت، با پاکی و درستی، باایمان صحیح،آن وقت به شما بهشت می دهیم.
مگر صدها آیه قرآن مردم با ایمان را بهشت وعده و نوید نمی دهد ؟ خوب بهشت چیست ؟ تابلویی که قرآن از بهشت ترسیم می کند، یک زندگی سراسر نشاط و بهره مندی از تمام زیبایی های خالص و پاک را نشان می دهد مگر تابلویی که قرآن ازبهشت ترسیم می کند غیر ازاین است؟ باغ های زیبای باصفا، پراز انواع میوه هاو گل ها، بر بستر آن باغ جویهای روان،آب های زلال روان، بهترین آب های آشامیدنی، بهترین همسران، بهترین پذیرایی کنندگان، بهترین تخت های آرمیدن وآسایش کردن، زیباترین بسترها از نرمترین و چشم گیرترین پارچه ها:
 يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ.  (زخرف /٧۱) آن چه چشمها از دیدنش لذت می برد. (با کلمه لذت )وآن چه دل می خواهد (با کلمه اشتها و شهوت).
  آیا مذهبی که به مردم باایمان و درستکار می گوید: سرانجام پاداش شما در زندگی جاوید چنین زندگانی است، می تواند مذهبی ضد نشاط باشد؟ همین مذهب و کتاب است که می گوید: این بهره مندی ها در این زندگی دنیا برای مردم با ایمان هست، گرچه خالص نیست ، مثل همه چیزهای دیگر به طور طبیعی به ناکامی ها آغشته است.
منتشر شده در یادداشت
شنبه, 18 فروردين 1397 15:02

شادی در اسلام (قسمت سوم)

سیدمحمدعلی ایازی
شادی در نگاه شهید بهشتی
شهید بهشتی: به استناد برخی از روایات صوفیانه که نمی تواند هیچ ارتباط اصیلی با قرآن و پیشوایان اسلام داشته باشد، قرن های متمادی تفریح کردن، داشتن نشاط در زندگی و امثال این امور برای یک مسلمان ارزنده، نقطه ضعف معرفی می کرده اند.
با مفهوم شادی و ضرورت آن آشنا شدیم و اهمیت شادی در دین اسلام نیز روشن گردید. در ادامه با دیدگاه شهید بهشتی آشنا می شویم که این شهید بزرگوار، شادی را جزء ضروریات زندگی بشر می دانند نه اینکه محدود به دست یابی نیرو و تجدید قوا باشد!
شهید بهشتی که از گذشته های بسیار دور در پی احیا گری دین بود و با این نگاه به سازگاری میان دین و تمدن جدید می اندیشید و تلاش می کرد، فعالیت های اجتماعی بویژه درحوزه ی رفتار در جوامع صنعتی را با دین و معنویت تطبیق دهد، چون به خوبی از تحولات جوامع آگاه بود ، اسلام سنتی را که مشحون از خرافه ها و تحریف ها و زواید می دید، مورد نقد و بررسی قرار می داد. طرح او در بازگشت به دین، تفسیر های نو و پالایش اندیشه ی دینی از افکار غلط ومسایلی که نوعی تضاد و گریز از دین را فراهم می ساخته بود.
درباره تفریح دراسلام ، در دوره ی معاصر دو نظریه وجود دارد:
اول: تفریح در حد ضرورت جایزاست و باید محدود به صورتی شود که برای دست یابی نیرو تجدید قوا شود.
دوم: تفریح یکی از نیازهای زندگی انسان است، از این رو تنها در محدوده ارزش های اخلاقی و دینی مشروع است و نه تنها جایز، بل که ضروری است.
شهید بهشتی از طرفداران نظریه ی دوم است و در رساله ای که در این باره دارد، چنین می نویسد:
به استناد برخی از روایات صوفیانه که نمی تواند هیچ ارتباط اصیلی با قرآن و پیشوایان اسلام داشته باشد، قرنهای متمادی تفریح کردن، داشتن نشاط در زندگی و امثال این امور برای یک مسلمان ارزنده، نقطه ضعف معرفی می کرده اند.ایشان درادامه چنین توضیح می دهد : چون تفریح یکی ازنیازهای زندگی انسان است،لازم است نه این که تفریح را محدود به تأمین قوا کنیم،بل که به عنوان یکی از نیازها در کنار نیازهای دیگر مانند غذا، پوشاک و خواب.  البته ایشان اعتراف می کند که دراین زمینه کار اساسی انجام نگرفته، ولی روشن است وقتی شادی یکی از نیازهای طبیعی است، باید به مثابه ی یکی دیگر غرایز تلقی گردد. اگر هدف خوردن غذا از نظر طبیعت کسب انرژی باشد، یعنی آن مقدار از کالری و انرژی که بدن مصرف می کند مجددا از راه خوردن غذا تولید شود . این یک نیاز طبیعی است که هدفش تأمین قوای تحلیل رفته است ؛ اما یک نیاز طبیعی است نه ارادی . تفریح برای انسان ها یک چنین حالتی دارد؛ یک نیاز طبیعی است نه یک نیازارادی .
این واقعیت در کلمات معصومان تأیید شده است. ازعلی (ع)رسیده است :«السرور یبسط النفس و یثیر النشاط» (غررالحکم،ج ٢، ص۱۱۳) شادی سبب انبساط روان آدمی است ونشاط رادردرون وی بر می انگیزاند.  در کلام دیگری ازآن حضرت آمده است: « بقدر السرور یکون التنغیص» (همان ،ج3، ص216) به اندازه شادی ها تلخکامی ها وجود دارد.
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از2
بازگشت به بالا