چهارشنبه, 02 خرداد 1397 14:21

درسهایی از نهج البلاغه (قسمت سوم)

محمد جعفر سعیدیان فر
آسیب شناسی زمان درنهج البلاغه
آسیب شناسی زمان به معنای گردش شب و روز تقویمی و نجومی نیست؛ بلکه به معنای جامعه و اجتماع است در ارتباط بازمانی خاص و مردمی است که در آن ظرف زمانی زندگی می کنند و از همین جاست که موضوع شناخت آسیب های زمان اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند تا جائی که در امر جامعه سازی به امری حیاتی بدل می شود. امام علی(ع) با آگاهی و شناخت کامل از جامعه زمان خویش به آسیب شناسی آن باتعبیر وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ-پرداخته و با تعبیر سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ به آسیب شناسی جامعه اسلامی در آینده پرداخته است. در نهج البلاغه 6 خطبه و 3 حکمت به آسیب شناسی زمان امام (ع) و آینده پرداخته شده که ما در این نوشتار تلاش می کنیم به شرح وتوضیح این سخنان وحکمت ها بپردازیم.
و من خطبة له
وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ لَا يَزْدَادُ الْخَيْرُ فِيهِ إِلَّا إِدْبَاراً وَ لَا الشَّرُّ فِيهِ إِلَّا إِقْبَالًا  وَ لَا الشَّيْطَانُ فِي هَلَاكِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاًفَهَذَا أَوَانٌ قَوِيَتْ عُدَّتُهُ  وَ عَمَّتْ مَكِيدَتُهُ وَ أَمْكَنَتْ فَرِيسَتُهُ  اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ  فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً  أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً  أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْراً أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ وَ صُلَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ وَ سُمَحَاؤُكُمْ  وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ  وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ  أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاً  عَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ الْعَاجِلَةِ الْمُنَغِّصَةِ  وَ هَلْ خُلِقْتُمْ إِلَّا فِي حُثَالَةٍ  لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ  فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ  ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلَا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ  وَ لَا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللَّهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ هَيْهَاتَ لَا يُخْدَعُ اللَّهُ عَنْ‏جَنَّتِهِ  وَ لَا تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ  لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ  وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ
محورهای مطرح شده درخطبه 129
آسیب شناسی اقتصادی زمان – فاصله طبقاتی- درنگاه امام علی(ع)
امروز كارتان به جايى رسيده است : وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ: كه روز به روز و ساعت به ساعت خير از شما دورتر:لَا يَزْدَادُ الْخَيْرُ فِيهِ إِلَّا إِدْبَاراً: و شر به شما نزديك‏تر :وَ لَا الشَّرُّ فِيهِ إِلَّا إِقْبَالًا: و طمع شيطان در هلاك ساختن مردم بيشتر مى‏شود :وَ لَا الشَّيْطَانُ فِي هَلَاكِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاً: امروز روزگارى است كه نيروى شيطان در حال قوى شدن است : فَهَذَا أَوَانٌ قَوِيَتْ عُدَّتُهُ: و نقشه‏هايش دارد فراگير مى‏گردد  :وَ عَمَّتْ مَكِيدَتُهُ : و او به هدفش دست مى‏يابد.      :  وَأَمْكَنَتْ فَرِيسَتُهُ :
شکاف طبقاتی ضد ارزش درنظام اسلامی:
يكى از بزرگترين امورى كه اسلام در يكى از دو ركن حقوق الناس و حقوق اللَّه مورد اهتمام قرار داده و به طرق و شیوه های گوناگون، مردم را بدان ترغیب و به سوی آن هدایت می کند  انفاق است پاره‏اى از انفاقات از قبيل زكات، خمس، كفارات مالى و اقسام فديه را واجب نموده و پاره‏اى از صدقات و امورى از قبيل وقف سكنى دادن مادام العمر وصيت‏ها، بخشش‏ها و غير آن را مستحبّ نموده است.و غرضش اين بوده كه بدين وسيله طبقات پائين را كه نمى‏توانند بدون كمك مالى از ناحيه ديگران حوائج زندگى خود را برآورند- مورد حمايت قرار داده تا سطح زندگيشان را بالا ببرند و افق زندگى طبقات مختلف را به هم نزديك ساخته و اختلاف ميان آنها را از جهت ثروت و نعمات مادى كم كند و از سوى ديگر توانگران و طبقه مرفه جامعه را از تظاهر به ثروت يعنى از تجمل و آرايش ‏مظاهر زندگى، از خانه و لباس و ماشين و غيره نهى فرموده و از مخارجى كه در نظر عموم مردم غير معمولى است و طبقه متوسط جامعه تحمل ديدن آن گونه خرجها را ندارد تحت عنوان نهى از اسراف و تبذير و امثال آن، جلوگيرى نموده است.
غرض از اين دستورات ايجاد يك زندگى متوسطى است كه فاصله طبقاتى در آن فاحش و بيش از اندازه نباشد، تا در نتيجه، ناموس وحدت و همبستگى زنده گشته، خواستهاى متضاد و كينه‏هاى دل و انگيزه‏هاى دشمنى بميرند، چون هدف قرآن اين است كه زندگى بشر را در شؤون مختلفش نظام بخشد، و طورى تربيتش دهد كه سعادت انسان را در دنيا و آخرت تضمين نمايد و بشر در سايه اين نظام در معارفى حق و خالى از خرافه زندگى كند، زندگى همه در جامعه‏اى باشد كه جو فضائل اخلاق حاكم بر آن باشد و در نتيجه در عيشى پاك از آنچه خدا ارزانيش داشته استفاده كند، و داده‏هاى خدا برايش نعمت باشد، نه عذاب و بلا، و در چنين جوى، نواقص و مصائب مادى را برطرف كند و چنين چيزى حاصل نمى‏شود مگر در محيطى پاك كه زندگى نوع، در پاكى و خوشى و صفا شبيه به هم باشد و چنين محيطى هم درست نمى‏شود مگر به اصلاح حال نوع، به اينكه حوائج زندگى تامين گردد، و اين نيز بطور كامل حاصل نمى‏شود مگر به اصلاح جهات مالى و تعديل ثروت‏ها، و به كار انداختن اندوخته‏ها، و راه حصول اين مقصود، انفاق افراد از اندوخته‏ها و ما زاد آنچه با كد يمين و عرق جبين تحصيل كرده‏اند مى‏باشد، چون مؤمنين همه برادر يكديگرند، و زمين و اموال زمين هم از آن يكى است، و او خداى عز و جل است و اين خود حقيقتى است كه سيره و روش نبوى صحت و استقامت آن را در زمان استقرار حكومت پيغمبر اكرم ص اثبات مى‏كند.
اين همان نظامى است كه امام علی(ع) از انحراف مردم از مجراى آن تاسف خورده و شكوه‏ها می کند و می گوید: اگر نمى‏پذيريد که ضدارزشهای شیطانی برنظام اجتماعی شما حاکم شده است به وضع جامعه بنگريد: اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ: آيا جز اين است كه به هر سو چشم باز كنى يا فقيرى را مى‏بينى كه دارد با فقر دست و پنجه نرم مى‏كند : فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً : و يا توانگرى كه نعمت خداى را با كفران تلافى مى‏كند:أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً :  و آن را در نافرمانى خدا مصرف مى‏نمايد و يا بخيلى را مى‏بينى كه بخل از حق خدا را غنيمت مى‏شمارد :أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً: و يا متمردى كه گوشش از شنيدن مواعظ كر شده است :أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ :   مرفهین بی دردی برای شنیدن حقیت گوش شنوائی ندارند واز کنا رآ ن بی تفاوت می گذرند سپس امام ندا می دهد پس نيكان : أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ: پاكان :وَ صُلَحَاؤُكُمْ :  آزادگان  :وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ: و بخشندگان شما  :وَ سُمَحَاؤُكُمْ: كجايند؟ كسانى كه در داد و ستد پارسا بودند : وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ: و در انتخاب خطوط فكرى و سياسى سخت پاكيزه گراى : وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ: مگر نه كه آنان همگى از اين دنياى پست و بودن گذرا و كاستى‏پذير، كوچ كرده‏اند  :أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاًعَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ: و نه آيا كه اكنون شما بر جاى آنان تكيه زده‏ايد : وَ هَلْ خُلِقْتُمْ:در ميان تفاله‏هايى كه چنان بى‏ارج و چندش آوراند : إِلَّا فِي حُثَالَةٍ:  كه لبهاى انسان به نكوهششان نيز نمى‏جنبد: لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ  اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ: سپس درآخر می فرماید لعنت ونفرین خداى بر كسانى باد كه به معروف امر مى‏كنند اما خود آن را وا مى‏گذارندوعمل نمی کنند : لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ : و منكر را نهى مى‏كنند و خود بدان دست مى‏يازند ومرتکب منکر های  ضدارزش می شوند : وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ:
و من خطبة له (ع )
أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ  يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ  أَيُّهَا النَّاسُ  إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَكُمْ مِنْ أَنْ يَجُورَ عَلَيْكُمْ  وَ لَمْ يُعِذْكُمْ مِنْ أَنْ يَبْتَلِيَكُمْ وَ قَدْ قَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ  إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ
اسلام وارونه:
امام علی در فراز آخر خطبه 103 این گونه سخن می گوید: ای مردم :أَيُّهَا النَّاسُ: به زودی  زمانی برشما بیاید  :سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ : که درآن اسلام واژگونه شود :يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ: همان گونه که ظرفی بامحتوایش وارونه گردد :كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ: طبق این سخن یکی از مهمترین  آسیب های  زمان دررابطه با  کلیت دین این است که زمانی فرامی رسد که اسلا م واقعی تبدیل به  اسلامی می شود که ازحقیقت تهی است وجز اسمی وعنوانی وظاهری بی محتوی ازآ ن باقی نمی ماند روح دین عبودیت است وبرپائی جامعه براساس قسط وعدل واخلاق  جامعه ای که درآن نام  اسلام وجود داشته باشد ومناسک واعمال عبادی به ظاهر برپا شود ولی حق الناس از طرف حاکمان ومردم پایمال شود و اخلاق ازجامعه رخت بربندد ودروغ ریا وتملق ودروئی سکه رائج روز گردد درچنین جامعه ای اسلام واژگونه گردد همان گونه ظرف وارونه می گردد  واین آسیب شناسی مهم زمان است که امام علی(ع) آن را پیش بینی کرده است ودرآخر امام می گوید: این شرائط ایجاد شده براثر اسلام وارونه وتبعات اجتماعی  ظلمی ، جبری ازطرف خداوند نیست که خداوند در آیات متعدد قرآن مطرح می کند که این ها نتیجه اعمال انسان هاست و اى مردم، خداوند از ستم خويش پناهتان داده است :ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيدِ:(آل‏عمران(3)آیه : 182). اما نه تضمينى چنان كه با در آويختنتان با مشكلات، شما را نيازمايد. بی تردید دراین داستان نشانه هائی است برای عبرت است وقطعا ما بندگان را آزمایش می کنیم : إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ:( موءمنون(23)آیه: 30)           
محورهای اخلاقی در نامه ۹۶ نهج البلاغه به حارث همدانی
محمدجعفر سعیدیان فر
۷. کاری که عذرخواهی به دنبال داردانجام نده:
از اعمالی که اگر از انجام دهنده اش پرسش شود انکار می کند: وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْكَرَهُ: و یا پوزش می طلبد دوری کن: أَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ:   در این فراز(ع) امام ملاک و معیار کار خوب و بد را بیان کرده اند، فرموده است: هر عمل و کاری که این دو چیز را به دنبال داشته باشد، شایسته است که ترک شود و انجام آن به صلاح نیست:
الف: کاری که اگر انجام بگیرد انسان انجام دهنده حاضر نیست آن را به خودش نسبت دهد.
ب: کاری که اگر عملی شود انسان حاضر است از انجام آن عذرخواهی نماید.
امام می فرماید: در هر اقدامی نخست بیندیش و فکر کن، به پیامدها و عواقب کارها اندیشه کن، اگر دیدی از جمله کارهایی است که آن قدر زشت و نامناسب است که آدم دوست ندارد آن را بعهده بگیرد و یا اگر عهده دار شود ناچار است از آن پوزش بطلبد، از چنین کارهایی اجتناب کن و از آغاز که نیت انجامش را داری ترک کن تا گرفتار آن نشوی.این هشدار امیرالمؤمنین (ع) را اگر جدی بگیریم بسیاری از فضا سازی های منفی و شایعه سازی های اجتماعی رخت بر می بندند، کسانی هستند دست به کارهایی می زنند که اگر آشکار شود و روزنامه ای و یا رسانه ای شود آن را تکذیب می کنند، شایسته است پیش از انجام هر اقدامی جوانب آن را به درستی بررسی کنند تا گرفتار آثار منفی آن نشوند
۸. سه نکته اخلاقی درباره زبان- گفتمان-
آبروی خود را هدف تیرهای سخنان مردم قرار مده : وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ :  هر چه را مى‏شنوى، در میان مردم بازگو مكن چرا که راست و دروغ مخلوط است وهمین در آلودگى به دروغ کافی است: وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ  فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً: و در برابر آن چه مردم مى‏گویند، موضع رد و انكار مگیر كه همین در گرفتارى به جهل كافى است: وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا      چندنکته در این فراز ازنامه علی (ع) مورد توجه قرار گرفته است الف: زبان ورابطه گفتاری از نظر اخلاق عملی درفرهنگ متون قرآن وروائی ما مورد توجه زیادی واقع شده است و بسیاری از اوقات بر اثر عدم توجه و رعایت نکردن اصول انسانی در روابط اجتماعی، انسان با یک اظهار نظر و با یک گفتار آبرو و حیثیت اجتماعی چند ساله خود را بر باد می دهد و آماج تهمت ها و حمله ها و هجمه ها قرار می دهد: وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ: بنابراین زمام زبان باید در اختیار انسان باشد، کم بگوید و محکم بگوید و از سست گویی و پرگویی بپرهیزد.و در جای دیگر علی (ع) میفرماید : وَ مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ:(نهج البلا غه قصار349)  آنکه سخن زیاد بگوید لغزش هایش نیز بیشتر است ب:گوش انسان دروازه ای است که دربان ندارد، فیلتر و حاجب و مانعی هم ندارد ممکن است بسیاری از چیزها را آدمی در طول شبانه روز بشنود، راست و دروغ، سست و محکم، حق و باطل، اما مجاز نیست که هر چه شنید آن را به دیگران منتقل کند: وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ: زیرا همین روحیه کافی است که او را در ردیف دروغگویان قرار دهد: فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً:  و آبرو و اعتبار خود را در معرض آسیب بگذارد ج: نکته سومی که حضرت به آن اشاره فرموده است آن است که: آنچه از دیگران می شنوی تکذیب نکن: وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ :که این روش تو را در ردیف جاهلان و نابخردان قرار می دهد: فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا :بسیاری از گفته های دیگران که به گوش تو می رسد حق است، راست و درست است با ردکردن وانکار، گفته ها و اقوال دیگران را هدف قرار مده. درباره ی آنها فکر کن، بررسی و جستجو کن، شاید از لابلای آنها به حقایقی دست یابی که در صورت دست یابی به آنها زندگی اجتماعی و حتی فردی تو را دگرگون سازد و نقطه ی عطفی در اراده و عزم تو شود.
۹. عاقبت اندیشی – تدبیر در زندگی اجتماعی-
دراین بخش از نامه امام(ع) خطاب به حارث همدانی می نویسند: غیظ خویش را فرو خور : وَ اكْظِمِ الْغَیظَ :وبه هنگام خشم شكیبا باش: وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ و در عین حاكمیت و قدرت چشم پوشى كن وآن گاه که حکومت در دست تو است عفو و مدارا کن تا عاقبت از آن تو باشد :وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ:در این فراز ازنامه حضرت(ع) به عواملی اشاره شده که در پی ریزی عاقبت آدمی نقش بنیادی و اساسی دارد:فرو بردن خشم، عفو و گذشت و بردباری پایه های شخصیت انسان را تشکیل می دهند، قرآن مجید می فرماید::وَ الْكاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‏:
زنده یاد مرحوم آیت الله طالقانی درذیل آیه می نویسند:حاكم بر خود و بر انگیزه‏هاى انحرافى خود مى‏گردند و در برابر تعرض به خودشان- نه حق عمومى- كینه و خشم ندارند و چشم مى‏پوشند: وَ الْكاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ‏: اینها صفات و اعمال نمایان متقیان است، گر چه حقیقت تقوا روحى و نفسانى است. در حالت غیظ، كه شدت غضب است، عقل و اراده سلب مى‏شود و چه بسا بیش از استحقاق به خشم آورنده به او ستم مى‏كند و یا دست به جنایت و زبان به سخنان ناروا مى‏گشاید. كظم غیظ، پس از آنست كه انسانى ناملایم و تجاوز به حق و حریم خود درك كند و متأثر شود و به خشم آید، و در همه حال با نیروى عقل و تقوا خود را مهار كند، و این با خونسردى كه بسا بى اعتنایى و تخدیر درك و احساس است جداست، آن از خصلت و قدرت تقوا است، و این چه بسا از رذائل مى‏باشد كظم غیظ نمودار دیگرى از تقواست كه اراده و مهار نفس در هر شرایطى، به دست عقل ایمانى است كه هم به سوى انفاق و تعاون پیش‏مى‏برد و هم از سركشى و تجاوز باز مى‏دارد و چشم پوشى از همگان به دنبال مى‏آورد:وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ‏:- الناس- تعمیم دارد به همگان از افراد مؤمن و غیر مؤمن.گذشت و نادیده گرفتن ناملایماتى است كه از مردم مى‏رسد و همچنین چشم پوشى از چشم دوختن به خلال اخلاقى و رفتار خصوصى مردم و عیب‏جویى است. این عفو كه مرتبه برتر و مقام بالاتر از كظم غیظ است (كظم غیظ به تنهایى چه بسا كینه درونى و عقده دشمنى شود، عفو پاك كردن درون از هر كینه و دشمنى و چشم پوشى از دیگران است.) تا آنجا پیش مى‏رود كه به حقوق خلق و خالق تجاوز نشود، در این مورد جاى امر به معروف و نهى از منكر و اجراى حدود و جهاد است:وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‏: احسان، نیكى كردن و كار را نیك انجام دادن است. اثر محبت خدا جاذبه‏ایست كه از یك سو به سوى تعالى و به سوى خدا و از سوى دیگر از ضمیر خلق ظاهر مى‏شود و به سوى محبوبشان مى‏كشاند. انفاق و كظم غیظ و عفو از مظاهر تقوا و تقوا براى بیرون بردن از ستم و تجاوز و رساندن به مقام احسان است كه برترین مقام انسانى به شمار مى‏رود و پایه و اصول آن همان انفاق و كظم غیظ و عفو است و هم گسترش مى‏یابد و انواع و مراتب نیكى و خیر را شامل مى‏شود. (پرتوى از قرآن، ج‏5، ص: 335 )ونتیجه این که امام علی(ع) دراین بخش از نامه به حارث همدانی براین معنا تاکید دارند که متقین  کسانی هستند که خشم خود را فرو می برند و از خطای  مردم می گذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.در گام اول انسان در برابر رخدادها و عوامل خشم آفرین باید قدرت کنترل خویش را داشته باشد. از آن بالاتر این که به کسی که او را به خشم آورده با آرامی و بزرگواری برخورد کند و در گام سوم بردباری و سعه صدر از خود نشان دهد و بالاخره در گام چهارم دولت و قدرت او را سرمست نکند بلکه به او بزرگواری بدهد که از لغزش دیگران چشم پوشی بپیماید عاقبت او تضمین است، چنین انسانی چشم انداز آینده او روشن و درخشان است و روزگار به سودش رو به پیش خواهد رفت.
۱۰. نگرش انسان به نعمتها
از تمامى نعمتهایى كه خدا ارزانیت داشته است به بهترین وجه بهره‏گیر: وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَیكَ : و هرگز هیچ یك از نعمتهاى خداوندى را-  كه در اختیار دارى-  تباه مكن: وَ لَا تُضَیعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكَ: و چنان باش كه آثار نعمتهاى خدا بر تو آشكارا دیده شود :وَ لْیرَ عَلَیكَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیكَ:دراین فرازدرباره رابطه انسان با پیرامون خودش ونعمت های دراختیار سخن گفته شده وامام(ع) این رابطه را براساس شکر اعلام می کند. وبه این نکته باید توجه داشت که درفرهنگ نهج البلاغه شکر فقط لفظی نیست ودرگفتن واژه – شکر- خلاصه نمی شودودراین نامه درباره باره شکر برسه مسئله تاکید شده است یک:رابطه با نعمت ها باید استفاده بهینه واصلاحی باشد که سبب زیاد شدن نعمت ها ورشد ونمو آنهااست نه تخریبی که باعث کم شدن وفساد آن می شود که خداوند درقرآن می فرماید :وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ: (ابراهیم(14)آیه:7) زیاد شدن ورشد ونمو نعمت ها باشکر به پیشگاه خداوندبخشنده نعمت هااست وشکر قرار دادن استفاده از نعمت ها وتنظیم رابطه بهره برداری ازنعمت ها به گونه ای شایسته بدون اسراف وتبذیر است استفاده بهینه از نعمتها و تباه نساختن آنها نشانه خداباوری و خردمندی است باید بدانیم که در هر نعمتی عوامل فراوانی در عالم هستی دست به دست هم می دهند تا آن را به دست ما بسپارند، شایسته نیست که آن را به آسانی تباه سازیم و ضایع کنیم دو:نعمت های خدارا نباید ضایع کرد وضایع شدنش به شکر نکردن است وشکر نکردن به معنای اسراف وتبذیر وقرارندادن استفاده از نعمت در جایگاه خودش وبی توجهی به حفاظت ازمحیط زیست، آلوده کردن وتخریب آن است که سبب زوال نعمت ها می گردد.سه: این که آثار داشتن نعمت ها برانسان ظاهر شود درقرآن آمده :وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ َحَدِّثْ‏:ً(ضحی (93)آیه:11) اظهار نعمت ها ی خداوند  به این است که جلوه های آن بردیگران به صورت عملی آشکار شود وبه بندگان آفریده خداوند نفع برساند وکسی خداوند نعمت مال به اوداده وبخل بورزد وبه دیگران نفعی نرساند وتظاهر به فقر بکند نعمت های خداوند را اظهارنکرده وهمچنین کسی را که خداوند به اونعمت قدرت عطا کرده است اظهار قدرت به این است آن را درخدمت مردم ودرجهت رفع گرفتاری های آنان بکار گیرد واگرچنین نکرد نعمت های پروردگاررا را اظهار نکرده وآن در معرض زوال ونابودی قرار داده است(شرح‏نهج‏البلاغة(السیدعباس‏الموسوی)، ج 5     صفحه‏ى 172)وسپس امام(ع) می نویسند: بدان كه برترین مؤمنان كسى است كه در تقدیم جان و مال و خاندان خویش امتیاز بیشترى بیابد: وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ‏وَ مَالِهِ: چه، بى‏گمان ارزشهایى كه تو تقدیم مى‏دارى و پیش مى‏فرستى، اندوخته‏اى ویژه‏ى تو باشد: فَإِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیرٍ یبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ: و آن چه به جا مى‏نهى، از آن دیگران است : وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یكُنْ لِغَیرِكَ خَیرُهُ:ودربخش دیگر همین نامه حضرت می فرمایند:بیشتر در زندگى كسانى بنگر كه بر آنان امتیاز دارى، كه این از ابواب شكر است: وَ أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَیهِ  فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ: به افراد پایین دست نگاه کنیم و نه بالا دست تا روحیه شکرگزاری در ما ایجاد شود و تداوم یابد.بسیارند از کسانی که غرق در نعمت فرزندی صالح، همسر شایسته، منزل وسیع، آبرومندی اجتماعی و مانند آن هستند اما همواره آه و ناله و ناسپاسی آنها به گوش می رسد، ریشه آن این است که خود را با انسانهای بالاتر و جلوتر از خود در امورمادی و دنیایی مقایسه کنند و احساس کمبود می کنند، رهنمود علی (ع) آن است که خود را با پایین دستها سنجش کن تا درهای شکر برایت گشوده شود.
۱۱. از دوستى با سبك مغزان هرزاندیش و بدكاران و بدنامان بپرهیز:
از یارانی که در فکر و نظر ضعیفند و عمل آنها ناشایسته است بر حذر باش، زیرا مقیاس سنجش شخصیت هر کس را یارانش تشکیل می دهند. :وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ یفِیلُ رَأْیهُ  وَ ینْكَرُ عَمَلُهُ فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ: مردم در جامعه انسان را از دو طریق شناسایی می کنند: یکی گفتار و رفتار فردی و موضع گیری های اجتماعی و دیگر از نشست و برخاست با دیگران ، مصاحبت و همنشینی معیار خوبی برای نمره دادن مثبت و منفی به انسانهاست.در ادامه این دستورنامه اخلاقی حضرت(ع) شفاف تر به این مسأله اشاره کرده اند: از همنشینی با فاسقان بپرهیز که شر به شر می پیوندد.: وَ إِیاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ  فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ:نسیم با آن لطافتی که دارد هنگامی که از روی مزبله عبور می کند بوی بد می گیرد و آزار دهنده می شود، مراقب باش روح لطیف خود را که با رنگ عبودیت و عطر بندگی خو گرفته گرفتار بوی بد گناه نکنی و دوستان ناباب فضای جان و روح تو را آلوده نسازند که اگر روحت رنگ گناه گرفت و گفتارت نیز به فسق و فجور آلوده خواهد شد.
۱۲. در شهرهاى بزرگ مسكن گزین:
در شهرهای بزرگ سکونت کن: وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ: زیرا مرکز اجتماع مسلمانان است: فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ : و ازسکونت در محلهاى فراموش شده و بریده از خلق جاهایی که مردم آن از یاد خدا غافلند و به یکدیگر ستم روا می دارند و بر اطاعت از خدا به یکدیگر کمک نمی کنند، بپرهیز: وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ  وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ:در شهرهای بزرگ براثر تکثر اقوام تلاقی فرهنگ ها صورت می گیرد ودیدگاه توسعه ای بوجود می آیدوانسانها بیشتر حالت شهروندی پیدا می کنند که باهمبستگی با همدیگر قانون مدار ی به صورت فرهنگ نهادنیه می کنند وهمه باهمکاری باهمد یگر سبب رشد وتوسعه می گردند بعکس محیط های کوچک که تعصب ها ووابستگی به آداب ورسوم گا ها غیر سازنده ودخالت کردن در احوال شخصیه همدیگر ظرفیت توسعه وپیشرفت کم می شود ولذا درفرهنگ قرآنی وروائی ما مسئله هجرت برای آزادی در پرستش خداوند ورهائی از استضعاف مطرح گردیده است. 
۱۳. دوری ازجایگاه حضور شیطان
رای و فکر خود را، به چیزی که به کارت می آید منحصر نما  :وَ اقْصُرْ رَأْیكَ عَلَى مَا یعْنِیكَ : زنهار از نشستن در محلهایی از بازار که - افراد بیکاره و فاسد -  در آنها می نشینند که به راستی آن مکانها جای حضور شیطان و عرضه شدن فتنه و فساد است : وَ إِیاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ  فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ وَ مَعَارِیضُ الْفِتَنِ: گرچه شیطان مانند خون در تن انسان جاری است و همه جا انسان را رصد می کند و کمین کرده تا زمینه های لغزش او را فراهم آورد اما در برخی زمان ها و مکان ها حضور پر رنگ تر و جدی تر دارد، از جمله آن مکان ها، اماکن عمومی مانند بازار است که زمینه گناه و انجام حرام بیشتر است از این رو پیامبر اکرم (ص) فرمود  شیطان ها صبحگاهان با پرچم های خود به بازار می روند و با هر که زودتر به بازار رود داخل می شوند و با هر که دیرتر درآید، بیرون می آیند. :ان الشیاطین تغدوا برایاتها الا الأسواق فیدخلون مع اول داخل و یخرجون مع آخر خارج)   ۱۹. نهج الفصاحه، شماره ۶۳۸)بنابراین زمینه شیطنت شیطان ها در بازار فراهم تر است، چه انسان هایی با هزاران دوز و کلک مردم را می فریبند و شیطان گونه با سوگند و قسم های پی در پی و با شیوه های ویژه ای که دارند، باغش درمعامله اجناس را به قیمت بالا به مشتریان ناآگاه می فروشند و نام آن را هم زرنگی و کیاست می گذارند.البته روشن است که امام (ع) درمقام آسیب شناسی این مسئله رامطرح می کنند وبه افرادبیکاره ای که درگذرگاه های بازار پاتوق می کنند  توجه دارند وگرنه اصل بازار وتجارت باقواعد وقانون شرع وهنجارهای شرعی عرفی ازضروریات زندگی انسانهااست ودر فرهنگ اسلامی ما مورد توجه وامضا واقع گردیده است.
پنج شنبه, 27 ارديبهشت 1397 10:40

درس‌هایی از نهج‌البلاغه (قسمت اول)

محمدجعفر سعیدیان فر             
درسهای اخلاقی از نامه ۶۹ به حارث همدانی : (بخش اول)
«وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ اسْتَنْصِحْهُ  وَ أَحِلَّ حَلَالَهُ وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ  وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ  وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْیا لِمَا بَقِی مِنْهَا  فَإِنَّ بَعْضَهَا یشْبِهُ بَعْضاً  وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا  وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ  وَ عَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ أَنْ تَذْكُرَهُ إِلَّا عَلَى حَقٍّ  وَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ   وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلَّا بِشَرْطٍ وَثِیقٍ  وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسِهِ وَ یكْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِینَ  وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یعْمَلُ بِهِ فِی السِّرِّ  وَ یسْتَحَى مِنْهُ فِی الْعَلَانِیةِ وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْكَرَهُ أَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ  وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ  وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً  وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا  وَ اكْظِمِ الْغَیظَ وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ  وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَیكَ  وَ لَا تُضَیعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكَ  وَ لْیرَ عَلَیكَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیكَ  وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ‏وَ مَالِهِ  فَإِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیرٍ یبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ  وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یكُنْ لِغَیرِكَ خَیرُهُ  وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ یفِیلُ رَأْیهُ  وَ ینْكَرُ عَمَلُهُ فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ  وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ  وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ  وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ  وَ اقْصُرْ رَأْیكَ عَلَى مَا یعْنِیكَ  وَ إِیاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ  فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ وَ مَعَارِیضُ الْفِتَنِ  وَ أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَیهِ  فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ  وَ لَا تُسَافِرْ فِی یوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلَاةَ  إِلَّا فَاصِلًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ فِی أَمْرٍ تُعْذَرُ بِهِ  وَ أَطِعِ اللَّهَ فِی جَمِیعِ أُمُورِكَ  فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ فَاضِلَةٌ عَلَى مَا سِوَاهَا  وَ خَادِعْ نَفْسَكَ فِی الْعِبَادَةِ وَ ارْفُقْ بِهَا وَ لَا تَقْهَرْهَا  وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا  إِلَّا مَا كَانَ مَكْتُوباً عَلَیكَ مِنَ الْفَرِیضَةِ-  فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدِهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا وَ إِیاكَ أَنْ ینْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ  وَ أَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فِی طَلَبِ الدُّنْیا  وَ إِیاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ  فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ وَ وَقِّرِ اللَّهَ وَ أَحْبِبْ أَحِبَّاءَه وَ احْذَرِ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ جُنْدٌ عَظِیمٌ مِنْ جُنُودِ إِبْلِیسَ-  وَ السَّلَامُ»
 طرح موضوع :
امام علی(ع) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی زیستی و عملی امام علی(ع) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی در تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی دوران کوتاه حکومت امام (ع) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، ودرجای جای صفحات زرین آن موضوعات اخلاقی فردی واجتماعی مطرح گردیده است. درنامه 69 نهج البلاغه امام علی (ع)خطاب به حارث همدانی که از اصحاب آگاه، دانشمند و فقیه ایشان بوده منشوری اخلاقی را مطرح می کنند برای عموم مسلمانان که تا امروز  و فردای تاریخ می تواند راهنمای زندگی انسانها باشد
حارث همدانی کیست؟
حارث همدانی یکی از یاران خاص امام علی(ع)، از قاریان مشهور صدر اسلام و از علما و تابعین بزرگ در شهر کوفه و فقیه و محدث نیز بود. نسب کامل او، حارث بن عبدالله بن کعب بن اسید بن خالد بن حوث، قبیله اش – همدان- که قبیله بزرگی در – یمن- که شیعه و دوستدار علی بن ابیطالب(ع) بودند. بعد از تاسیس شهر کوفه در سال 17 هـ.ق، به کوفه کوچ کردند. لذا تا قبل از این دوران اطلاعی از زندگی او نداریم. کنیه اش ابوزهیر بود و چون یک چشم خود را از دست داده بود، به او – اعور- می گفتند. او در دوران خلافت عثمان بن عفان در مبارزات سیاسی وسیعی شرکت داشت و از اعضاء گروه –قراء- به ریاست مالک اشتر در کوفه، با سعید بن عاص، والی کوفه از طرف عثمان، مخالفت کرده و همراه مالک اشتر و گروه، بر او شوریدند و به مدینه رفته و از عثمان خواستار بر کناری سعید شدند، اما عثمان توجهی نکرد و آنها را به شام تبعید نمود و آنجا حوادثی برایشان رخ داد. حارث در زمان قتل عثمان و ماجراهایی که پیش آمد در مدینه بود. حارث فقه و علوم دینی را از مولای خود یاد گرفت و در علم ریاضی  - چگونگی محاسبه در تقسیم ارث- سرآمد  مردم زمان خود بود. ذهبی از حارث با عناوینی چون علامه، فقیه، امام و کثیرالعلم یاد کرده است(محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج ۴، ص ۱۵۲ میزان‌الاعتدال فی نقدالرجال ج ۱، ص ۴۳۷) امام علی (ع) او را در زمره 10 یار معتمد خود قلمداد کرد. وی همتی والا در گردآوری خطبه ها و احادیث آن حضرت داشت و اولین گردآورنده خطبه های علی(ع) است. در زمانی که سیاست خلفای دوم و سوم، قبل از امیرالمومنین (ع)عدم کتابت حدیث بود، امام(ع) بر فراز منبر فرمود: افرادی که مایل هستند تا علم را بنویسند کاغذ و قلمی آماده کنند. حارث اوراقی خرید و در آن علوم و احادیث زیادی از آن حضرت نوشت. از این رو در بعضی منابع تاریخ، از او عنوان - صاحب کتاب-  ذکر شده است.
منشور اخلاقی امام علی(ع): امام علی (ع) در نامه69 نهج البلاغه  به حارث همدانی رهنمودها و هشدارهایی داده است که برای همیشه و همگان در طول تاریخ سودمند و آگاهی بخش و عبرت آموز است. این رهنمود ها در دوازده محور اخلاقی در این نوشتار مطرح گردیده است
1۳محور اخلاقی مطرح شده درنامه:
 1.  قرآن محوری
امام(ع) درآغاز نامه خطاب به حارث می نویسند: به ریسمان قرآن چنگ بزن و از آن اندرز بخواه: وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ اسْتَنْصِحْهُ: حلالش را حلال بشمر، و حرامش را حرام  : وَ أَحِلَّ حَلَالَهُ وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ :آنچه از حقایق زندگی پیشینیان در قرآن آمده است تصدیق کن :وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ:  گزارش ها، قصه ها و سرگذشت پیشینیان در این کتاب اطمینان آور، شفاف و درس آموز است، باور کردن این سرگذشت ها پشتوانه ای استوار برای حرکت به سوی کمال انسان است زیرا همواره گذشته چراغ راه آینده است و از گذشته باید پلی برای آینده ساخت این کتاب انسان را به بهترین راه هدایت می کند  و خالص ترین نصیحت ها و خیرخواهی ها را پیش روی آدمی می گذارد. جامعه ای که بر اساس قانون در رهنمودهای قرآنی شکل بگیرد، در روابط داخلی و خارجی اش عزیز و مقتدر و مستقل، خودباور و خداباور و خویشتن بان و خوشبین به آینده خواهد بود از این رو علی (ع) در این نامه و دستورالعمل به حارث همدانی نخستین توصیه و دستور را تمسک به ارزشهای قرآنی و پرهیز از نواهی آن می داند. اگر این کتاب انسان ساز و جامعه پرداز به متن زندگی مسلمان ها راه می یافت وراهنمای عمل آنها می شد امروز وضعیت مسلمانان این چنین که هست نبود
2. عبرت آموزی – گذشته چراغ راه آینده
امام(ع) خطاب به حارث می نویسند: از رخدادهای  گذشته دنیا برای باقی مانده ی آن عبرت گیر: وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْیا لِمَا بَقِی مِنْهَا:  چرا که بعضی از آن شبیه بعضی دیگر است: فَإِنَّ بَعْضَهَا یشْبِهُ بَعْضاً: و پایانش به نخستین آن ملحق می گردد: وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا: اما تمام آن گذرا و ناپایدار است. :  وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ: عبرت از ماده – عبور- است، یعنی از ظاهر پدیده های تاریخی باید نقبی به درون آن زد، سنتهای حاکم بر تاریخ و فلسفه آن را باید کشف کرد و از آن درس زندگی آموخت، علل پیشرفت و پیروزی ملت ها و نیز ریشه های شکست و نابودی آنان را جستجو کرد و آن را به عنوان قانون و سنت عالم آفرینش مورد توجه قرار داد.درفرهنگ قرآن به عبرت گرفتن از تاریخ گذشته گان توجه زیادی شده و سیر در آفاق و انفس انسان را به کمال توحیدی و زندگی هدایت شده با پیمودن راه تکامل و سعادت به سوی خداوند رهنمون می شود. قرآن درباره ستمگری فرعونیان و هلاکتی که نتیجه اعمالشان بود در سوره دخان می فرماید: «كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُیونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِیمٍ * وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِیها فاكِهِینَ* كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ* فَما بَكَتْ عَلَیهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِینَ» (دخان آیات:25-29 ) سرانجام همگی نابود شدند و  چه بسیار باغها و چشمه ها که از خود بجای گذاشتند، و زراعتها و قصرهای زیبا و گران قیمت. و نعمتهای فراوان دیگر که در آن غرق بودند. این چنین بود ماجرای آنان و ما اموال و حکومت اینها را میراث برای اقوام دیگری قرار دادیم.نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتی داده شد.  فرعونیان ستمگر با آن همه کبکبه و تمدنی که داشتند براثر لجاجت با خدا، ستم به مردم و پیامبر الهی در کام دریا فرو غلتیدند از آب وارد آتش جهنم شدند. هر قوم و ملتی که روحیه تفرعن و فرعونیت که همان خودخواهی و منیت است در او باشد محکوم به فنا و نابودی است.خدا با هیچ قوم و ملتی پیوند خویشی نبسته است.آرى براى مرگ تبهكاران نه چشم فلك گریان و نى خاطر خورشید  نگران ومکدرگشت آنها موجودات نابهنجاری بودند كه گویى هیچ ارتباطى با عالم هستى و جهان بشریت نداشته‏اند، هنگامى كه این بیگانگان از عالم طرد شدند كسى جاى خالى آنها را احساس نكرد، نه در صحنه زمین، نه بر پهنه آسمان، و نه در اعماق قلوب انسانها، و به همین دلیل هیچكس قطره اشكى بر مرگ آنهافرو نریخت: فَما بَكَتْ عَلَیهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ:
3. بزرگ شمردن نام خدا
امام علی (ع) دراین قسمت نامه می نویسند:  نام خدا را بزرگ شمار و جز به حق از او نام مبر: وَ عَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ أَنْ تَذْكُرَهُ إِلَّا عَلَى حَقٍّ : بزرگ شمردن نام خدا آن است که اسم او را وسیله مطامع و منافع دنیوی قرار ندهیم، برای رسیدن به متاع اندک دنیا به ذات اقدس او سوگند نخوریم،باسوگند ابزاری زیر پوشش نام او مردم را فریب ندهیم، گزیده ی سخن آن که خدا را هزینه زندگی زودگذر و فانی دنیا نکنیم، با عظمت از او یاد کنیم و جز در موارد حق نام او را نبریم. دراین جا مناسب است دو فرازدیگر از این نامه راکه به دو نکته در رابطه با خدای متعال اشاره شده است مطرح کنیم.دریک فراز امام (ع)می نویسند. در تمام اعمالت مطیع فرمان خدا باش، زیرا اطاعت و فرمانبرداری خدا از هر کاری بهتر است. : وَ أَطِعِ اللَّهَ فِی جَمِیعِ أُمُورِكَ: فرمانبرداری واطاعت از فرامین خداوندراسرلوحه همه کارهایمان قرار دهیم فرمان و قانون او را بر همه فرمانها و قانون ها مقدم بداریم سرمایه باقی و ثمر بخش و ماندگار برای انسان، قرار گرفتن در حوزه جاذبه حق تعالی و پیروی نمودن فرامین حیات بخش او در زندگی فردی و اجتماعی است: فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ فَاضِلَةٌ عَلَى مَاسِوَاهَا:ودرفرازدیگر همین نامه به این مسئله اشاره می شودکه حضرت(ع) می فرمایدخدای را محترم شمار و دوستان خدا دوست بدار: وَ وَقِّرِ اللَّهَ وَ أَحْبِبْ أَحِبَّاءَهُ: تحقق کابردی اجتماعی تعظیم وبزرگداشت خداوند دردوست داشتن  دوست داران اوست بنابراین تعظیم توقیر و اطاعت خداوند وظیفه اساسی ما است. ودرمتن این وظیفه دوست داشتن بندگان آفریده خداوندوپاس داشتن کرامت آنان یک اصل اخلاقی بزرگ است
 4. مرگ اندیشی بدون مرگ هراسی
دراین فراز ازنامه امام(ع)به حارث می فرماید: از مرگ و از فراسویش - عالم پس از آن - بسیار یاد كن: وَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ : و جز در صورتى كه از كارنامه‏ى خویش اطمینان كامل یابى آن را  آرزو مكن. : وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلَّا بِشَرْطٍ وَثِیقٍ:در نهج البلاغه مرگ اندیشی مطرح است نه مرگ هراسی امام علی(ع) درجای جای  نهج البلاغه مردم را از مرگ هراسی برحذر می دارد وبه مرگ اندیشی و تفکر درباره بازگشت پس از مرگ –معاد – دعوت می کند. ما انسانها در این بزرگ راه زندگی مانند مسافری هستیم که از مبدأی به سوی مقصدی در حرکت است غفلت از مبدأ و مقصد و توجه نکردن به نشانه های راهنما  در مسیر، آدمی را به بیراهه می کشاند و چه بسا او را در دره سقوط بیفکند که نام و نشانی هم از او باقی نماند.ذکر مرگ و یاد گردنه های پس از آن انسان را از خواب غفلت بیدار می سازد تا راه را گم نکند و مقصد را فراموش ننماید.فراموشی آخرت برابر است با غفلت و سنگدلی، و انسان دارای قساوت قلب از رحمت و فیض و فضل الهی به دور است،.آرزوی مرگ برای کسی زیبا و مثبت است که دستش از عمل صالح پر باشد با دست خالی به سوی آن عالم رفتن رسوایی دارد، اگر علی (ع) می فرمود علاقه من به مرگ مانند علاقه کودک به شیر و پستان مادر است :وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْی أُمِّهِ (نهج البلاغه خطبه 5): و یا می فرمود: من و مرگ مانند تشنه و آب هستیم : وَ اللَّهِ مَا فَجَأَنِی مِنَ الْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ  وَ مَاكُنْتُ إِلَّا كَقَارِبٍ وَرَدَ وَ طَالِبٍ وَجَدَ (نهج البلاغه نامه 23): درادامه همین نامه مینویسند:هراس داشته باش از آن که مرگ گریبانت را بگیرد و تو از خدایت فرار کرده و در طلب دنیا باشی. :وَ إِیاكَ أَنْ ینْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ  وَ أَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فِی طَلَبِ الدُّنْیا: دنیا مقدمه رسیدن به کمال وسعادت اخروی است وکسانی باید از مرگ هراس داشته باشند که به دنیا اصالت داده وبرای آخرت خود را آماده نکرده اند مرگ اندیشان از غفلت وغافلگیری بدورند وآماده انتقال وحرکت بسوی جایگاه کمال وسعادت وقرب الهی هستند همان گونه که امام علی (ع) درنامه 23 نهج البلاغه پس از ضربت خوردن ودرآستانه شهادت می فرمایند من هیچ گاه توسط مرگ غافلگیر نشدم : وَ اللَّهِ مَا فَجَأَنِی مِنَ الْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لَا طَالِعٌ أَنْكَرْتُهُ:
5. مقدم داشتن مصلحت اجتماعی برمنافع شخصی
در این فراز ازنامه امام علی (ع) معیاری برای کارهای روزانه ما مسلمانان بیان می کنند ومیفرمایند از هر عملی که تو را خشنود و مسلمانان را ناپسند آید بر حذر باش : وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسِهِ وَ یكْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِینَ: و آن این است که: پسندیده و ناپسندیده بودن کار را با روحیات خودت محاسبه نکن، بلکه معیار خوب و بد و شایسته و ناشایسته بودن کار را عموم مسلمانان قرار ده، به دیگر سخن خودت میزان و خط کش نباش که هر چه را نپسندی ترک کنی، بلکه بررسی و دقت کن این کاری که می خواهی انجام دهی، این سخنی که قرار است بیان کنی، این تصمیمی که قرار است اتخاذ کنی و بالاخره هر اقدامی که قرار است از تو صادر شود آیا با مذاق دیگر هم کیشان تو و مسلمانان پیرامون تو پسندیده هست یا نه، اگر سر دو راهی قرار گرفتی بر خشنودی خویش و ناخوشنودی دیگران، دیگران را بر خود مقدم بدار، مصلحت امت و جامعه اسلامی را بر رضای خویشتن و مصلحت جامعه اسلامی را بر رضای خویشتن و مصلحت خود ترجیح بده و به گونه ای عمل کن که فضای جامعه دینی را آلوده و مه آلود نسازی، اگر دیدی شعاع عملکرد تو دیگر مسلمانان را می آزارد و آنان را نگران می سازد و از عملیاتی کردن آن تصمیم و اراده صرف نظر کن.این رهنمود حضرت که با هشدار همراه است در بسیاری از مسائل و مواضع اجتماعی کارساز و گره گشاست، چه بسا ذوق و سلیقه فردی چیزی را اقتضاء کند که مزاج سیاسی و فرهنگی جامعه آن را پذیرا نیست، در این فرض بهتر است که مصلحت جمع و جامعه را بر نگرش و بینش خود مقدم بدارد تا جامعه به تنش و چالش گرفتار نگردد.وچقدر زیبا بود اگر کسانی که این روزها با حصار توهم دین داری وحق پنداری انحصاری خویش انسانهای زیادی را از حقوق اولیه انسانی اجتماعیشان محروم می کنند به این رهنمود زیبای امام علی(ع) توجه می کردند.
6. شرم و حیاء
 امام(ع) دراین بخش ازنامه می فرمایند: و از هر كار پنهانى كه افشایش شرم آورباشد پرهیزکن :وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یعْمَلُ بِهِ فِی السِّرِّ وَ یسْتَحَى مِنْهُ فِی الْعَلَانِیةِ: بی شرمی و بی حیایی یکی از آسیب های بزرگ و فردی و اجتماعی است، بی حیایی نسبت به خدا، بی حیایی نسبت به مردم، بی حیایی نسبت به خود یکی از سفارشهائی که از همه پیامبران الهی باقی مانده این است که: اگر کسی حیاء نداشت هر کاری که می خواهد بکند مانعی برای آن نیست. یعنی تنها چیزی می تواند جلو هرزگی و تبه کاری انسان را بگیرد داشتن حیاء است ،گردن نهادن وتعهد به هنجارهای عمومی اخلاق پسندیده ایست ولی بسیاری از کارهائی راکه انسان در ملأ عام و در منظرو مرأی انجام نمی دهد ممکن است در خلوت و پنهانی انجام دهد، امام علی (ع) می فرماید: از آن کاری که حاضر نیستی در خلوت و در دیدگاه مردم انجام دهی از آن در پنهانی نیز پرهیز کن و انجام نده.بنابراین یکی دیگر از هشدارهای امام علی (ع) به شیعیان این است که همواره خود را در محضر خدا بیند و آشکار و پنهانشان یکسان باشد و حرمت حیاء را پاسدارند.واز دوگانگی رفتاری وگفتاری که خود یک نوع ازنفاق است دوری کنند
...ادامه دارد
دوشنبه, 28 اسفند 1396 09:44

سفرنامه آدلاید (قسمت سوم)

گزارش سفر حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای سعیدیان از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم پیرامون تجربه مسافرت به آدلاید در جنوب استرالیا (بخش سوم)
مساله خانواده در استرالیا را چگونه ارزیابی می کنید؟
اهمیت خانواده:
این جا به عکس آن چه درتصور ماهست برای خانواده اهمیت بسیاری قائلند وبرنامه ریزی ها وتبلیغات رسانه ای درجهت استحکام نظام خانواده است حالا چگونه؟ برای اینکه اولا استرالیا دارد تشویق به بچه دار شدن می کند بعضی ها تا 6 تا بچه هم داشتند. اولا ساعت 5 که آنجا تعطیل می شود. ساعت 5 تمام مغازه ها و ... تعطیل می شود. یکسره از 9 صبح تا 5 عصر کل کارخانه ها و غیره کار می کنند وساعت 5  به بعد بازار وکار کسب به جزکارهای ضروری وشیفتی تعطیل می شودو همه باید بروند خانه کنار خانواده، شما می بینی که همه خانواده ها بیرون در رستورانها و کنار دریاچه بچه کوچک و کالسکه یا می روند رستوران یک شامی می خورند، شامشان هم ساعت 6 و 7 می خورند و بعد هم می روند خانه دیگر، نهاد خانواده قوی است و دولت هم حسابی حمایت می کند مثلا زنهایی که طلاق می گیرند بچه را می خواهند خودشان نگهدارند   دولت به آنها حقوق می دهد که بچه ها را بزرگ بکنند. خلاصه نظام خانواده  وعواطف هست وقوی هم هست شیر مادر مثلا تا شش ماهگی فرهنگ است داخلشون که بدهند یعنی اصلا خود دولت حسابی تأکید می کند غیر شیر مادر ندهید به بچه، خانواده بسیار محکم است آمار طلاق خیلی کم تر از ایران است و آماری که آنجا می دادند می گفتند جدا شدن کمتر از ایران است جمعیت آنجا 22 میلیون بیشتر نیست در هر صورت خیلی آمار طلاق کم هست  غیر از امکانات زیادی که برای بچه ها از سنین مختلف آماده کرده اند سعی کرده اند که این فرهنگ را ایجاد کنند که بچه دار شدن باعث ایزوله شدن پدر ومادر نیست که نتوانند برای خرید وتفریح وسفر بابچه بروند حتی نماینده پارلمان ای جا که زن است درپارلمان به بچه اش شیر می دهد وتلویزیون نشان می دهد واز جمله چیزهای جالبی که این جا هست همه جا درفروشگاههای بزرگ ومجتمع های تجاری  اطاق برای تعویض بچه وشیردادن وحتی برای گرم کردن شیر ماکرویو وجود دارد ولذا هرزن ویاپدر مادری بیرون می آیند برای خرید ویاتفریح از این جهت مشکلی ندارند دوم:درفروشگاه بزرگ  که مواد غذائی ومیوه دارند ودر فروشگاه های مخصوص میوه برای بچه ها سبد های قفسه ای گذاشته اند وچند میوه مثل موز پرتقال نارنگی سیب... درآن گذاشته اند وبالای آن نوشته شده برای کودکان آزاداست که هربچه ای که بادیدن میوه ها هوس کرد می تواند از آن استفاده کند وجالب این که بزرگ ها کسی دست به میوه ها نمی زند دراسترالیا باتوجه ویژه ای که به خانواده هست برای دوگروه سنی برنامه ریزی ویژه وجود دارد یک سالمندان دو کودکان   درباره سالمندان تکریم عملی آنان به  درخانواده وجامعه نهادینه شده است تمام امکانات عمومی با فیزیک بدنی آنان همسانی داده شده که بدون کمک دیگران بتوانند حتی با واکر وویلچر ازآن استفاده کنند دراماکن عمومی وصف ها اولویت با آنها است وحتی اتوبوس ها برای سوار شدن آنان باچَک های مخصوص همسان با محل ایستادن آنها می شود که بدون پله بتوانند سوار شونند ودرجلو اتوبوس چند صنلی مخصوص آنها وویلچری ها وکالسکه بچه ها هست  وخانه سالمندان بصورت محله سالمندان بدون این که آنهارا ایزوله کنند درتمام قسمت های شهر هست وخانه های آنان روشن ودارای شیشه های بیشتر است که هم دیگر را به ببینند ودرتنهائی مراقب حال هم باشند وهمه سرویس های حمایتی درمانی وبهداشتی برای آنها آماده است ودرنزدیکی این محله های سالمندان فروشگا ههای زنجیره ای بزرگ هست که  خودشان حتی باویلچرهای برقی که دارند خریدهایشان را انجام می دهندوخلاصه امید به زندگی را بالا برده اند بگونه ای بتوانند از این ذخائر گرانبهای تجربه استفاده کنند ودرباره کودکان  قبل ازتولد برای پدرومادر کلاس های آموزشی گذاشته می شود که آنها را آماده کنند برای این تحول که درزندگی آنها اتفاق می افتد ومسئولیتی که باید عهده دارشوند وپس از تولد مراقبتهای ایمنی ازتخت خواب بچه تا سوار برماشین َشدن همه قوانین محکمی دارند که باید اجرا شود درمنزل بازرس می آید از طرف بهداشت وبخش حفاظت از کودکان همه چیز داخل منزل بررسی می شود واگر مطابق استاندارد نبود برای رفع آن تذکر داده می شود واگر دربازرسی بعد رفع نشده بود گزارش می شود وحتی تاسلب صلاحیت نگهداری ازکودک هم ممکن است اعمال قانون شود ودر ماشین اگر بچه درصندلی مخصوص کودک قرارنگیرد هزار دلار جریمه دارد واگر تکرار شود کودک موقتا گرفته می شود وپدر مادر به روان پزشک معرفی می شوند واز نظر آموزش دردوران ابتدائی بیشتر به دانش آموز در س زندگی وشهروندی داده می شود معلمان ومربیان کودکان را به بازار می آورند برای آموزش رفتار اجتماعی وبه خیابان برای آموزش قوانین راهنمائی وعبور ومرور وحتی به کلیسا وساحل دریا وهمه جا برای آموزش شهروندی ویک ضرب المثل دارند که یک شهروند خوب می تواند یک مهندس ویا یک دکتر خوب باشد ونتیجه این که یک دکتر ومهندس خوب بدون آموزش قواعد شهر وندی درکودکی یک شهروند خوب نخواهد بود
مدیریت آب وبرق:
در این جا یک ضرب المثل هست که هر غافل گیری یک بار اتفاق می افتد و نباید تکرار شود. بر همین اساس درسال 2006-2007 میلادی که باران درکشور استرالیا کم باریده  و دچار کمی بحران شدند تصمیم گرفتند برمدیریت خردمندانه بر آب و برق کشورشان درمسئله آب تمام منزل ها که ساخته می شود یک منبع در زیر زمین هر منزل تعبیه می شود برای آب باران و با توجه به این که درطول سال باران زیادی به جز دو ماه می آید باران منازل اول به منبع آب داخل هر منزل می رود وسرریز آن به سوی دریاچه هایی که درهرمحله کنار منزل های مسکونی است سرازیر می شود. این دریاچه ها باکانال کشی به هم مرتبط هستند که آب راکد ودچار فساد نشود بعضی از این دریاچه ها پر از ماهی است ولی  برروی همه  آنها مرغابی و مرغان  دریائی  وانواع پرنندگان دو زیست نشسته اند و زیبائی خاصی به همه جا بخشیده اند و تمام فضای سبز کوچه و خیابان و پارک ها با آب همین دریاچه ها بصورت قطره ای و اتوماتیک آبیاری می شود. درهمه فضاهای سبز لوله های بنفش با قطر کوچک و بزرگ دیده می شود. درهر منزل دو شیر آب است که یکی به رنگ بنفش برای ریختن وآبیاری درباغچه وفضای سبز  وسیفون توالت ها که همان آب باران ذخیره شده است که مجانی است. یک شیر آب هم هست که تصفیه شده و گران است و همه رعایت و صرفه جوئی می کنند. جالب این است که سیستم فاضلاب توالت ها از فاضلاب آشپزخانه جدا دفع می شوند در نتیجه آن نگرانی که علمای اسلام اول که فاضلاب درایران آمده بود داشتند که مواد غذائی آشپزخانه با توالت ها مخلوط می شود واین بی حرمتی وکفران نعمت است این جا رفع شده است. جالب تر این که با این همه باران که این جا می آید وقتی باران تمام می شود پس از مدت کوتاهی مثل این که  باران نیامده هیچ کجا آب جمع نمی شود که برای مردم مشکل درست کند چون همه جا خیابان ها وحتی کوچه ها دوطرف شیپ دارد وکانال های کوچک بزرگ با دریچه درکنار هر خیابان وکوچه تعبیه شده  است که آب باران را به دریاچه های محلی هدایت می کنند.صرفه جوئی درمصرف آب و برق جزء فرهنگ این مردم است. در همه اماکن عمومی شیرهای آب برای نظافت و شستشو با رنگ بنفش از آب بهداشتی برای آشامیدن جدا است.  تمام شیرهای یا با چشم الکترونیک و یا حتی دستی به گونه ای در اماکن عمومی تعبیه  شده که به اندازه یک شستشوی دست لازم است و قطع می شود و دوباره اگر کسی نیاز داشت باید اقدام کند. حتی در بعضی از توالت مثل فرودگاهها و اماکن دیگر یک دستگاه اتومات هست که دست را جلو می بری اول مایع بهداشتی مقدار لازم می آید و بعد آب برای تمیز کردن و بعد دستگاه همانند سشوار باد میزند برای خشک کردن دست و همه مدت دار است و چقدر باعث صرفه جوئی است. در بخش کشاورزی هم با توجه به وسعت کشاورزی همه مزارع کوچک و بزرگ و دامداریها دریاچه و استخر های بزرگ ذخیره آب باران دارند.ه در نتیجه م مزارع بصورت مدرن آبیاری می شوند و هم دام ها استفاده می کنند. در ضمن از آب زیر زمینی که از ذخائر عظیم خدادادی است و خیلی تجدید پذیری آن زمان براست به راحتی استفاده نمی کنند. در حالیکه الان درکشور ما استفاده بی رویه از این ذخائر بزرگ الهی ما را به مرز هشدار  وفاجعه رسانده و چاه های عمیق آب یا به نمک برخرد می کنند و یا جیوه. در مناطق ما اطراف اصفهان درختان کهن و باغ های میوه با همین آب درحال پژمردگی وخشک شدن هستند.
درباره برق هم همه منزل ها دارای پانل خورشیدی هستند-سولار- که روزها از برق خورشیدی منازل استفاده می کنند و لذا کارهای عمده مثل لباسشوئی و جاروبرقی و حتی پخت پز برقی را از این انرژی خورشیدی استفاده می کنند. تمام مغازه و فروشگاهها ساعت پنج بعد ازظهر بسته می شوند که چقدر صرفه جوئی درمصرف انرژی است. البته از صبح تا پنج بعدازظهر یکسره باز هستند. فقط بعضی فروشگاه های زنجیره ایی (عمدتا مواد غذائی) تا ساعت نه شب درهر قسمتی از شهر باز هستند.  بعضی فروشگاه های شبانه روزی هم برای  آنهائی که ازکار برمی گردند ومی خواهند خرید کنند هستند.  اولا تمام لامپ های منازل کم مصرف هستند که ده ولت به اندازه صد ولت ما نور دارد ولی از همه مهمتر صرفه جوئی است. همه خانواده عمدتا درسالن و یا یک اطاق جمع می شوند و از نور یک اطاق استفاده می کنند چون برق خیلی گران است و سعی می کنند بیشترین صرفه جوئی را بکنند. بعضی منزل ها باطری ذخیره انرژی خورشیدی هم دارند و شب هم از آن استفاده می کنند. درحالی که شهر آدلاید چند سال دومین شهر دنیا از نظر رفاه و سطح استانداردهای شهری انتخاب شده است زدن وسائل برقی پرمصرف ازاول شب تاساعت یازده جزءمنکرات است که در فرهنگ این مردم جا افتاده است. میانگین وجود آفتاب این جا درشبانه روز درطول سال دوساعت است. ای کاش درکشور ما با این همه آفتاب با برنامه ریزی و کمک دولت و بخش خصوصی به سمت سرمایه گذاری برای انرژی خورشیدی می رفتیم که انرژی تجدید پذیراست بدون آلایندگی.  تا این همه از منابع تجدید ناپذیر نفت و گازمان استفاده نمی شد نیز از وابستگی به نفت و گاز کم می شد. همچنین برای نسل های آینده باقی می ماند. جالب این که این جا کسانی که ساخت و ساز می کنند و برای کارشان نیاز به برق دارند همگی موتور برق به تناسب کارشان کوچک و بزرگ همراهشان دارند است در نتیجه فشاری به شبکه نمی آید و برای خودشان هم ارزانتر تمام می شود.
گردشگری
یکی از مسائل مهم در دنیای امروز برای رونق اقتصادی موضوع گردشگری است زیرا با ایجاد زیر ساخت های رفاهی می توان جاذبه ها ی گردشگری را بالا برد و بدون اتلاف منابع ملی ایجاد اشتغال، تحصیل ارز و رونق اقتصادی کرد. در استرالیا که خود جاذبه های طبیعی زیادی دارد برای جذب گردشگر در همه بازار ها و اماکنی که گردشگران برای بازدید می روند توسط بخش خصوصی و مهاجران انواع غذاها از همه ملیت های کشور ها عرضه می شود. از غذاهای تند هندی تا سوپ های عمدتا گیاهی مالزی و ویتنامی و کباب تُرکی و حتی بریان اصفهان و چلوکباب و قرمه سبزی و دیزی ایرانی. از همه مهمتر این که در بیشتر بخش هائی که رستوران هامستقر هستند ها عرضه غذای حلال با ذبح اسلامی وجود دارد و رسما هم تابلو دارد باچند زبان  - غذای حلال وجالب این که برروی موبایل ها برنامه ای هست درهرمنطقه از شهر که هستی اگردنبال غذای حلال هستی بانوشتن واژه حلال نزدیکترین مکان عرضه غذای حلال را به شما آدرس می دهد درباره نیاز به توالت که درکشور ما هنوز که هنوز است با این که کارهائی صورت گرفته حل نشده( مخصوصا درمسافرت) این جا به طور کامل حل شده است. انسان وقتی از منزل بیرون می آید در سفر و شهر از این جهت مشکلی وجود ندارد. زیرا اولا در همه فروشگاه ها و اماکن عمومی  توالت های تمیز و بهداشتی وجود دارد که تابلوهای راهنما جهت  آن را به شما نشان می دهد. پسرم می گفت من که برای کارم با ماشین خودم مسافرت می کنم با این که مسافت بین شهرها در استرالیا زیاد است همه جا دسترسی به دستشوئی به راحتی امکان پذیراست. در ایامی که جشن های ملی یا مراسم سالیانه دارند در محل تجمع، سرویس های سیار نصب می شود که بسیار شیک و تمیز هستند و پس از مراسم جمع آوری می شود. حتی در ساحل غیر از دستشوئی های ثابت در جاهای دورتر از این دستشوئی در ایام خاص نصب می شود. ویژگی این دستشوئی ها این است که همه چیز اتومات است و با چشم الکترونیک درب باز و بسته می شود. جالب این وقتی درب برای خروج باز می شود سیفون به طور خودکار دستشوئی را تمیز می کند. همچنین بر روی درب نوشته درب دستشوئی فقط ده دقیقه بسته می ماند و بعد بطور خودکار باز می شود  تا افراد معتاد و خلافکار نتوانند داخل بروند  و مدت زیادی بمانند.البته جذب گردشگر غیر از جاذبه های طبیعی وتاریخی تمدنی وایجاد زیر ساخت های رفاهی برای گردشگران نیاز به یک رابطه متعادل درسیاست خارجی باکشورهای منطقه ودنیا داردکه متاسفانه ما دربخش مختلف درموضوع گردشگری  کم کاری داریم وگرنه آن گونه بعضی ازایرانیان مقیم استرالیا می گفتند غیر از جاذبه های زیارتی وتاریخی ایران جاذبه های طبیعی هم دارای ظرفیت بالائی هست مثلا کیش و قشم ما بهترین جاذبه های گردشگری وزیبا ترین ساحل ها را دارا هستندوحتی اگر ما بایک دیدگاه خارجی های غیر همکیش را نمی خواهیم به ایرا ن بیایند برای اعراب همسایه وکشورهای مسلمان منطقه کلاردشت ورامسرو.... جاذبه خیلی زیادی دارد که آمدن آنها باعث رونق اقتصادی بدون اتلاف سرمایه ملی واشتغال می شود است،که هر گردشگری می گویند 40 تا شغل ایجاد می کند.
رعایت بهداشت
این جا توجه زیادی به رعایت بهداشت دارند. تفکیک زباله جزء فرهنگ عمومی مردم شده .با این که رفتگر به معنی جاروب کردن وجود ندارد با رعایتی که مردم می کنند محیط تمیز است. آلودگی هوا وجود ندارد. چون صنایع با فیلترهائی که گذاشته اند آلودگی تولید نمی کنند. ماشین های سواری کم مصرف  هستند و بامعاینه فنی دقیقی که می شوند و البته به علت نو بودن آلودگی ایجاد نمی کنند.  برای رعایت بهداشت در ورودی بیمارستان ها و بسیاری از اماکنی که احتمال آلودگی به باکتری و ویروس هست مواد مخصوصی گذاشته اند که به هنگام ورود و خروج دست های خود را ضد عفونی می کنند. حتی در فروشگاهها در کنار محل گذاشتن چرخ هائی که افراد برای حمل اشیاء خریداری شده ازآن استفاده می کنند  یک محفظه مخصوص گذاشته اند که دستمال ضد عفونی در آن است و افراد دسته چرخ را با آن ضدعفونی می کنند که اگر آلودگی از نفر قبلی هست به فرد بعدی سرایت نکند.
خرافه:
روز چهارشنبه 26 مهر96 27 محرم1439  24 اکتبر2017 به همراه همسرم، عروسم، نیکی کوچولو نوه عزیزم و آقا یاسر پسرم به کنار رودخانه ترنز آدلاید برای قدم زدن رفتیم. پس از مدتی قدم زدن پسرم گفت می خواهید پل عشاق را بینید؟ گفتم پل عشاق یعنی چه؟ گفت حالا می رویم می بینیم. رفتیم دیدیم که یک پل نسبتا باریک برای عبور دونفر است که نرده های پل پر از قفل های بزرگ و کوچک همراه نخ های گره زده است که گفتند زوج ها پس از ازدواج این قفل را می زنند که پیوندشان محکم بماند.  بعضی هم برای باز شدن بخت و حاجت های دیگر این قفل ها را می زنند.  دیدیم خرافات فقط در شرق و کشورهای ما  نیست بلکه این جا استرالیا و درکشورهای اروپائی هم ازاین خرافات زیاد است. بهرحال از این  پل و قفل عکس وفیلم گرفتم.
داوطلبانه:  {volunteer فرهنگ کار خیر{
این جا کارهای خیریه وداوطلبانه طرفدار زیادی دارد وجزء فرهنگ مردم است کلیسا در سیاست دخالت نمی کند ولی در کارهای اجتماعی و خیر بسیار فعال وپیشقدم است یکی از کارهای خیر که کلیسا آن بصورت سازمان یافته ایجاد کرده فروشگاه – سالوُس- است فروشگاه زنجیره ای خیریه که کلیسا آن را راه اندازی کرده و هر کس هر چیزی رادرمنزل ویاشرکت  ویا جای دگر  نمی خواهد ویامی خواهد تعویض کند نو باشد و یا کهنه باشد اعم از لباس ووسائل منزل دم این فروشگاهها پا رکینگهائی هست که سطلهای  بسیاربزرگ درآن گذاشته شده  می روند می گذارند آنجا اینها می آیند همه آنها را بر می دارند ضد عفونی می کنند آماده می کنند چیزهای خیلی عالی هم در آن است از لوازم برقی گرفته تا لباس عروس،و مخصوصا لباس وپتو وحتی وسائل برقی و غیره را درفروشگاه سالوس می فروشند باقیمت خیلی کم نسبت به اصل جنس واز پول آن تعداد زیادی از افراد تهی دست را اداره می کنندودر این فروشگاه اینهایی هم که کار می کنند مجانی و داوطلبانه است وباچه عشقی کار می کنند ما به انبار فروشگاه ومحل تفکیک اشیاء درپشت شعبه مورد بازدیدمان رفتیم دیدیم داشتند اینها را جدا می کردند از هم، اینها را تمیز کنند و بعد ببرند مثلا دستگاه های بزرگ شستشو داشتند بعد بدهند ضد عفونی کنند و اینها آقا عجیب بود آنوقت می گفت در سراسر استرالیا این فروشگاه سالوُس شعبه دارد وجالب این که درمحله مختلف هر شهر هم شعبه دارد خیلی چیزهای خوب هم در آن بود همه چیز هم در آن بود ما می گشتیم لباس کیف همه چیز داشت انواع اجناس بعضی چیزهایش اصلا نو بود پرسیدیم داستان این لباس های واجناس نو چیست داستانش گفتند مثلا فلان مانکن دویست تا پانصد تا لباس داشته یک بار پوشیده اینها را بعد آمده داده به سالووس مجانی و گذاشته رفته است وجالب این فروشگاه سالوس دربیشتر محله ها هست وهر فروشگاه نیازمندان همان محل را پوشش می دهد وجالب تر این که همه کسانی به این فروشگاه خدمت می کنند وحتی فروشندگان داوطلبانه ورایگان کار می کنند وبرای همین اجناس را ارزان تر می فروشندودرضمن افراد توانمند به این فروشگاهها کمک مالی می کنند تا بتوانند به کاروسرمایه شان وسعت به بخشند  واین کار یک زنجیره ازکارهای خیر وداوطلبانه را به دنبال دارد که سود اصلی آن به نیازمندان می رسد البته این خیریه وکارهای داوطلبانه که والنتیر نامیده می شود زیاد است وجهت خوبی هم به آن داده شده  ازخیریه برای  جمع  آوری  کمک به مسلمانان میانمار هست تا تربیت سگ های  راهنما.  برا ی نابینایان وناتوانان وبرای تربیت سگهایی برای آلزایمری ها ونابیناها به اینها سگهای راهنما گفته می شود، سگهای کمک کننده آلزایمری ها را هم اخیرا اضافه کرده اند که این سگها هرجا که شخص مبتلا به آلزایمر می خواهد برود این سگ می برد و بر میگرداند  وبعضی ها که پول ندارند این سگها را تهیه کنند خیریه به قیمت کم یا مجانی به آنها می دهند ودر کتابخانه مرکزی شهر وابسته به شهرداری بسیاری از پرسنل داوطلبانه آن جا کار می کنند و کلاس هائی هم وجود داشت که اساتید هر رشته داوطلبانه  به افراد آموزش می دادند وهمه این ها از اینترت اعلام می شد وافراد ثبت نام می کردند زمانی که مارفتیم یک کلاس برای آموزش تزینات کریسمس بود ویکی هم آموزش موسیقی که باهدفون هائی که درگوششان بود مشغول نواختن وآموزش بودند ونمونه آن کلاس درس زبان آموزش انگلیسی به لهجه استرالیائی که برای ایران ها گذاشته شده بود ازطرف انجمن زنان ایرانی هم محل تشکیل کلاس ازطرف یک شرکت هفته ا  ی دوروز مجانی واگذار شده بود وهم خانم معلم استرالیائی به صورت داوطلبانه درس می داد وباچه عشقی وحتی جزوه های درسی را با هزینه خودش تکثیر می کرد و به شاگردان می داد وحتی نیمکت هائی که برای نشستن دراماکن عمومی وکنار خیابان ها گذاشته شده وقاعدتا از طرف شهرداری است درتعدادی از آنها می بینی که ازطرف شخص ویاخانواده ای به حالت وقف اهدا شده است واسم شخص یا خانواده برآن پلاک شده نوشته شده درآخر می خواهم این نتیجه را بگیرم که ما باید یک دیدگاه توسعه نگر ایجاد بکنیم ماندن در گذشته چیزی را حل نمی کند یعنی ما همش بگوییم گذشته، مخصوصا شکلها باید تغییر بکند ما باید شکلها را تغییر بدهیم و بعد اخلاقیاتی که اسلام هست آنجا پیاده شده، دروغ گفته نمی شود، جنس را شما از بازار هر وقت بگیری هر وقت ببری پس می گیرند اگر 5 روز بعد هم ببری 10 روز بعد هم ببری پس می گیره صرفا می گوید چه شده؟ می گویی نظرم عوض شده اصلا نمی گوید چرا دعوا بکند و فلان و اینها. گارانتی ها بقدری جالب است یک کسی می گفت سود یک تشک برقی خریدم 4 بار این تشک را عوض کردم، دوباره یک جدید گرفتم مثلا یک جایش گفتم می لرزونه یک جایش فلان هر چی گفتم نگفته نه گفته برو یکی دیگر بردار و آورده به من داده در معاملات و اینها off –هراج- وقتی می زند واقعا off هست الکی نیست مثلا 40 درصد off 20 درصد off تمام کاری که دارد می کند روی حساب هست و اخلاقیات، آنجا دزدی نیست خانه ها دیوار ندارد مثلا خانه پسر من یک متر یوار از این نرده ها درش هم باز بود خیلی خانه ها اصلا یک متر محافظ هم ندارد چون یک سطح رفاه ایجاد کردند حالا نمی گویم اصلا دزدی نمی شود ممکنه تک و توک دزدی بشود ولی نه کسی نگران نیست خانه اش میگذارد و می رود که حالا همه اش نگران باشد اگر هم یک دزدی صورت بگیرد گاهی اوقات روی رفاه هست مثلا می گفت یک پیرمردی کلاههایش را خیلی دوست می داشته یک جوان رفته کلاههایش را دزدیده کلکسیون کلاههایش را این پیرمردهای قدیم پسرم تعریف می کرد پلیس هم پیدا کرده جالب این هست اینقدر دوربین هست که پلیس سریع می گوید در فلان تاریخ و ساعت چه کسی آمده اینجا، یعنی گریز از پلیس خیلی سخت است این هست که در مجموع من فکر می کنم که اگر ما دیدگاه توسعه نگر داشته باشیم بازگشت به اخلاق بکنیم صرفا دین مناسکی را روایش تکیه نکنیم مناسک خوبه ولی فلسفه اخلاق مهمه و بیاییم روی اخلاقیات که دین ما انقدر تکیه کرده رویش تکیه بکنیم و جامعه حقد و حسادت و کینه و اینها که ما داریم الآن جان هم را می خواهیم در بیاوریم و یک ویژگی دیگر هم که هست القاب تمام ملغی شده هیچکس به هیچکس نمی گوید دکتر یامهندس همه اسم کوچک اصلا فامیل همدیگر را هم نمی دانند ایرانیها که چند سال با هم رفیق بودند فامیل هم را نمی دانستند وقتی می روی دکتر چقدر جالب است دکتر پا می شود از اتاق می آید بیرون اسم کوچک شما را صدا می کند پزشک می گوید مثلا جعفر یا محمد جعفر بعد میگه من مثلا جیمز هستم jamz I am حالا هی بگوئیم آقای دکتر! اصلا این بحث ها نیست تمام القاب را ملغی کردند صمیمیت هست خودش صمیمیت می آورد حالا اینجا در فلان سمینار هر چی می خواهی بگویی هی باید بگویی آیت الله ودکتر... و چی چی ... این القاب را عملا ملغی کرده اند حالا این خلاصه ای بود از برداشتهایی که من داشتم اینها را شما می توانید تنظیم کنید و اگر سئوالی هم مانده بگویید.
س: مأمورین آنجا با شما چطور برخورد می کردند؟ با توجه به اینکه مسلمان بودید مشکلی نداشتی؟
ج: اصلا اولا ورودی استرالیا که رفتیم بسیار برخورد خوب بود فقط آنها روی موا دکشاوری حساس هستند چیزهایی که به عنوان سوغات می بری می خواهند ببینند یک وقت آفت گیاهی واردکشورشان نشود لذا تمام آنها را چک می کردند با احترام ما هم همه چیز را بردیم روغن حیوانی که اسمش را بلد نبودیم آن را اندخت دور، ولی آنهایی که اسمش را نوشته بودیم در اینترنت پیدا کرد که اسمش هست و تمیز هم بود بدون گرد خاک راحت گذاشتند بردیم، اصل برصداقت وراستگوئی انسانها است یک برگه درهواپیما به شما می دهند که هرچه همراه شماست بنویسید اشیاء ممنوعه مثل مواد مخدر ومواد انفجاری را هم توضیح داده که نباید وارد کشور کرد بالای ده هزار دلار هم همراه مسافر نباید وارد کشور شود برای جلو گیری از پولشوئی بالای ده هزار دلار از طریق حساب بانکی باید اقدام شود صداقت هم اصل است گفته شما بالای ده هزار پول نداری را قبول می کنند دادیاما اگر یک وقت لو برود که دروغ گفتی کار شما با کرام الکاتبین و قانون هست خیلی بیچاره می شوی اصل بر صداقت است می پرسد و می نویسی کاری ندارند خیلی مأمورها خوب بودند اما از نظر پلیس، تمام این 4 ماه را که آنجا بودیم، پلیس پیدانیست پلیس وقتی هم که در جشنها و اینها حضور دارد می آید بچه را بغل می کند می برد روی اسب رفیق هست با مردم همه جا هم پلیس با دوربین نظارت دارد اصلا پلیس حضور ندارد می گویم اصلا ما ندیدیم خیلی کم شاید یک دوباری دیدیم یک بار یک جشن بجنت یا روز عاشورا مثلا برای مراسم مذهبی دیگر حضور فیزیکی پلیس را در دنیا هم البته می گویند همینطور شده است ما آمریکا هم رفتیم همینطور بود اینطور که پلیس حضور داشته باشد و نگهبانی بده نیست اصلا یعنی با دوربین و مانیتورهایش دارد کنترل می کند ولی خودش حضور ندارد و آموزش هم دیده عملیات روانی. ببینید من خودم می دیدم پلیس اسب سوار بود دوچرخه سوار بود همه نوع پلیسی بود آمده بود در جشن حفاظت کند می آمده پایین با بچه دست می داد بچه می گفت من را ببر روی اسب بغلش می کرد می گذاشت روی اسب پلیس با هم عکس می انداختند می خواهم بگویم یعنی حالت رفاقت بود. البته اگر تظاهرات باشد آنجا تظاهرات بود به نفع مسلمانهای میانمار یک روز که ما آنجا بودیم رفتیم دیدیم تظاهرات است خود مسیحی ها داشتند تظاهرات می کردند پلیس مواظب است که اینها یک وقت مثلا یک جایی را آسیب نزنند اگر آسیب بزنند سخت با آنها برخورد می کند می گوید آقا کارت را بکن در این محوطه هم بیا اما اگر خارج شدی از قانون برخورد می کند برخوردش شدید هست این هم یک قسمت بود که برای ما جالب بود. ودرآخر این نکته را لازم می دانم که مطرح کنم که کشور ما از نظر تخصص ونیروی انسانی متخصص دارای ظرفیت بسیار بالائی  ولی این سرمایه عظیم ملی بدلا ئل مختلف ازآن استفاده نمی شود وبسیاری از کشورهای دیگر این نیروهای ما را جذب می کنند ودرهمین استرالیا دربسیاری قسمت های علمی وفنی وطرح های بزرگ توسعه ای وحتی پزشکی فرزندان ایران عزیز ماهستند البته مهاجرت وتبادل علم ودانش وانتقال تجربه باتوجه به جهانی بودن علم خوبست ولی سرزمین مادری نباید فراموش شود وباید بعضی تنگ نظری را کنار گذاشت  وبستر رابرای جذب متخصین کشور فراهم کرد تا بسیاری از طرح های توسعه ای که درکشورهای دیگر بدست ایرانیان اجرا می شود درکشور خودمان علیاتی شود وکارآمدی دولت ها ونظام را بالا ببرد واین سرمایه عظیم ملی را مجانی دراختیار کشورهای دیگر قرار ندهیم
منتشر شده در گفتار
شنبه, 26 اسفند 1396 15:06

سفرنامه آدلاید (قسمت دوم)

گزارش سفر حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای سعیدیان از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم پیرامون تجربه مسافرت به آدلاید در جنوب استرالیا (بخش دوم)

س: یعنی رفاهی که در جامعه هست یکی از جاذبه هاست؟
ج: یکی از جاذبه های خیلی وسیع است، رفاه خیلی عالی و رفاهی که کسی هم مانع کسی نیست خوب آدلاید یک میلیون و صد هزار جمعیت داشت به اندازه قم، یک میلیون و دویست هزار نفر مثلا ولی انقدر پارک بود انقدر دریاچه بود که هر وقت ما می رفتیم انگار برای ما قُرُق شده بود. ویک مسئله مهم  که الان باید به آن اشاره شود دیدگاه توسعه محوری است که دراسترالیا بود ودردنیاهم هست و متأسفانه در ایران دیدگاه توسعه ای خیلی ضعیف است، بیشتر مانده ایم در گذشته، توسعه محوری یکی از دیدگاه هایی هست که آنجا مطرح است.
س: توسعه محوری از عوامل جاذبه آنجاست؟
ج: بله همین طور است بینید مثلا کسی که آنجا یک متخصص است. آن دانش هایی که اینجا می گیرد بخاطر قطع ارتباطی که با جهان هست در یک حدی می ماند، تئوری ممکنه خوب بلد باشد ولی در آن همان تئوری هم گاهی دچار مشکل می شود یعنی، سیاست هایی که در کشورپیاده کردیم در توسعه، گاهی توسعه محور نیست و آنجا کسی که یک تخصصی دارد و می آید دائم در حال رشد است مثلا مثال می زنم پزشک عمومی که می آید داخل استرالیا هجرت می کند و می پذیرندش در یک کلینیک کار می کند و طبابت می کند این باید بعد از سه سال متخصص بشود و می شود یعنی در حین کار وقتی دارد کار می کند خود این تجربه کاری اش به تدریج یک سری تخصص به او می دهند مثل جراحی و ... تا بعد وارد یک سیکلی می شود که باید یک امتحان هایی بدهد که برود بالا و متخصص شود. تازه خود آن متخصص ها را هم دائم در حال رشد هستند با دنیا در حال ارتباط هستند، یک مهندس همینطور هست، در حد مهندسی باقی نمی ماند، دائم در حال رشد هست یعنی نمی گویند شما اینجا باید در همین قالب بمونی
س: نکته کانونی حرف شما این است چون دانش رو به توسعه است آنلاین هستند در ارتباط هستند بله یعنی آسیبی که ما می بینم و جامعه ما درباره انگیزه مهاجرت این است که فکر می کنیم انگیزه همه اش به خاطر حجاب است واحیانا بی  بند و باری که درتفاوت فرهنگی میان ما ودنیای غرب وجود داردکه البته انکار نمی کنم که ممکن است برای بعضی افراد این ها جاذبه داشته باشد حتی دریک مراحلی آنها را دچار بی هویتی فرهنگی کند اما جا ذبه های دانش محوری وتوسعه ورفاه بصورت اصلی وعمده مطرح است
زیربناهای توسعه:
مراکز آموزشی دانشگاهها وکتابخانه ها یکی از محورترین پایه های توسعه ای کشورهاهستند
دانشگاه وکتابخانه:
 یکشنبه29 مردادماه 96-27ذی القعده 1438-20آگوست2017میلادی روز بازگشائی دانشگاه آدلاید بودکه برای خانواده دانشجویان ومردم مراسم بازدید عمومی گذاشته بودند
. دانشگاه بزرگ آدیلای  یکی از دانشگاهای معتبراست که در مرکز شهر کنار رودخانه زیبای  تورنز قرار دارد.  با این که چند ساعت در دانشگاه گشتیم فقط توانستیم بعضی از قسمت ها و یکی از دو دانشکده آن را از نزدیک ببینم. در ابتدای ورود چادر زیبائی زده بوداند که جوانان خوش رو و خندان به سینه هایشان  کارت مخصوص از من بپرس زده بودند. با هر سئوال باخوشروئی راهنمائی  می کردند و یک  پاکت دسته دار هم  با خوش آمد گوئی به افراد می دادند که در آن نقشه دانشگاه و اطلاعاتی درباره آن و چند صفحه ورق سفید  و یک خودکار هم بود که افراد بتوانند از آن استفاده کنند. جالب این که درکنار راهنمایان جوان که دانشجویان هستند اساتید و بعضی اعضای هیئت علمی حضور داشتند که میان آنها و دانشجویان و خانواده آنها صمیمیت ایجاد شود. درضمن جنبه تجاری و جذب هم دارد چون دانشگاههای این جا پولی هستند و درآمد زا.  البته برخی از رشته ها هم کاربردی هستند مثلا با صنایع ، کشاورزی  وغیره مرتبطند.  مثل ایران فقط تئوری یاد گرفتن نیست. البته  آن گونه که پسرم می گفت به شهروندان استرالیائی وام هائی میدهندکه هزینه تحصیل است و بعدا باید باز پرداخت کنندهمراه باهمسرم گشتی زدیم و چه خوشرو و صبورانه توضیح می دادند. برای نشستن  هم نیمکت هائی بود. با شکلات و میوه هم پذیرائی می شد. ما یک عدد سیب سرخ خوش مزه برداشتیم و خوردیم. میوه استرالیا خوشمزه و عالی است. زیرا که کشاورزی و دام داری یک بخش مهم اقتصاد این کشور را تشکیل می دهد. دانشکده معماری و هنرهای زیبا که عروسمان دوره دکتری را در همین دانشگاه  می گذارند ازروی نقشه پیداکردیم و وارد یک سالن شدیم. آنجا ماده و معنی باهم بود. درقسمتی غذاهای آماده می فروختند. به قسمتی رفتیم  که حالت کتابخانه کامپیوتری بود. مانیتور های زیادی گذاشته شده بود و یکی دو نفر مشغول مطالعه بودند. چندین دستگاه پیش رفته برای تصویر برداری و چاپ تکثیر برای جزوه های تحقیقی هم بود. مکان بسیار وسیع و زیبایی بود. محل خوبی برای تحقیق و مطالعه بود که مرا به یاد کتابخانه الکترونیک فاطمیه خودمان درخمینی شهر انداخت انداخت که با با چه زحمتی درخمینی شهر تاسیس کردیم اما هنوز فرهنگ آن جا نیافتاده. با این که درآینده شاید خیلی نزدیک کتابخانه های کاغذی اسکن شوند وبه تاریخ بپیوندند ساعت یک و نیم بعد ازظهر بود نماز ظهر و عصر را باید می خواندیم. قبلا عروسمان گفته بود که دانشگاه یک محل خوب برای عبادت دارد ولی ازهر کس سئوال می کردیم به نام مسجد کسی نمی دانست. تا یک آقا و خانمی که تیپ آسیای شرقی داشتند دیدیم خانم با حجابند وچند تا بجه هم داشتند رفتیم جلو وسئوال کردیم ایشان بلد بود و ما را راهنمائی کرد. ولی متاسفانه هرچه می گشتیم درب ورودی به مسجد را پیدا نمی کردیم کسی هم نبود که سئوال کنیم.  ازپله های سه طبقه بالا رفتیم اما درب ها بسته بودند. ناامید شدیم گفتیم برویم زودتر چون باید برای نماز  برگردیم منزل، درحال صحبت کردن با هم بودیم که خانمی جوان ازکنار ما عبور کرد برگشت وگفت شما ایرونی هستید؟ گفتیم آری گفت اسم من سارا است کاری دارید کمکتان کنم. گفتیم ما دنبال مسجد برای نماز می گردیم گفتند این جاست  ولی درب آن بسته بود خانم گفت من استاد فیزیک همین دانشگاه هستم و25 سال پیش از ایران آمدم این جا شما فرزند دانشجو دارید. گفتیم نه عروسمان دانشجوی دکتری این دانشگاه است. بهر حال این خانم با کارت مخصوصی که درب را برای ما باز کرد و با تلاش زیاد و هماهنگی که با موبایلش انجام داد ما را تا درب مسجد رساند.  از او تشکر کردیم خدا حافظی کرد رفت. واقعا از نظر اخلاق انسانی، اجتماعی بسیار والا بود چون با ظاهرش می شد حدس زد که گرایش مذهبی نداشت. داخل مسجد شدم اول مسجد یک جائی برای پاشستن و وضوگرفتن  به سبک مساجد اهل سنت داشت. وضوگرفتم و همسرم هم رفت قسمت خواهران وجالب این که خانم ها بی حجاب می آمدند آن جا مقنعه مخصوص نماز بود خود را می پوشاندند و نماز می خواندند. مرد ها با شلوارک می آمدند آنجا هم عبا بود وهم یک چیزهائی شبیه دامن زنان که روی قفسه ها تا کرده و تمیز گذاشته شده بود. مالزی و اندوزیائی ها به پا می کردند و نماز می خواندند.  دو سه نفر از اهل سنت آمدند برای نماز و با اصرار می خواستند پشت سر من نماز بخوانند ومن به دلیل درد پا قبول نکردم یکی ازآنها جلوایستاد و به اواقتدا کردند. چه راحت نماز را به جماعت خواندند. من هم درگوشه ای با تکیه برصندلی نماز خود را خواندم و سالن کنار مسجد مسلمانان مالزی بودند که مراسم داشتند و یک روحانی برای آنها وعظ می کرد و غذا هم به آنها می دادند.پس از نماز با آسانسور به طبقه هم کف رفتیم و با همسرم گفتیم برویم دانشکده پزشکی را هم به خاطر دخترمان که دکتر است ببینیم و گزارش و عکس هائی برای او بفرستیم. بالاخره گشتیم دانشکده پزشکی را که یکی از کهن ترین دانشکده ها و از معماری سنتی بسیار زیبائی برخورداراست پیدا کردیم  البته پسرم می گفت ساختمان جدید و بیمارستان مدرنی برای دانشکده پزشکی ساخته اند. ولی این قسمت کهن را هم حفظ کرده اند درضمن درمرحله آخر بازدید سری هم به کتابخانه دانشگاه زدیم که در یک ساختمان قدیمی حفاظت شده بود که داخل آن تمیز و شیک بود. البته وقتی از قدیمی صحبت می کنیم منظور تاریخ 140 ساله استرالیا است که انگلیسی ها درآغاز باکشتن بسیاری از بومی ها درآن مستقرشدند. دراین کتابخانه برای هررشته که در دانشکده های مختلف هست جداگانه صد و سی هزار  کتاب کاغذی وجود دارد که همه آن اسکن شده و دراختیار مراجعین قرا رمی گیرد. جالب این که  آن گونه که یک دانشجوی دکتری این دانشگاه می گفت این کتابخانه مسئول کتابدار عمومی و تخصصی جدادارد. هرکتابی را که بخواهیم بصورت آنلاین برای مدت معین در اختیار می گذارد. جالب این که با کتابخانه ها بزرگ دنیا مثل آمریکا و اروپا  و حتی دانشگاه الازهر مصر در ارتباطند. کتاب مورد نیاز شما را برای مدت مورد نیاز برای شما اجاره می کنند و دراختیارتان می گذارند و یا برای کتابخانه می خرند و تا مدتی که شما لازم دارید در اختیارتان می گذارند. وجالب قانون کپی رایت است که به شدت رعایت می شود و شما بیش از15 %  هر کتاب را برای فیش برداری وتحقیق حق کپی کردن ندارید و یک محقق 15% منفصل نه متصل ازیک کتاب را بعنوان ماخذ تحقیق بیشتر نمی تواند استفاده کند  یعنی حق نداری مقدمه یک کتاب را شما برداری بگذاری روی کتاب خودت ویاتحقیقت بگذاری این الآن قانون کپی رایت جهانی هست و کسی هم تخلف نمی کند  اما اگر کرد با او برخورد قانونی می شود.  . الان من فکر می کنم با شعارهای احساسی و جدا شدن از دنیا چقدر از دنیای علم و کتاب دور شدیم.  ای کاش با عقل و تدبیر و برقراری رابطه صحیح با دنیا می توانستیم باهوش  و زیرکی ایرانی از دریای علم، پیشرفت وتوسعه استفاده کنیم که ایرانیان چه قبل از اسلام وچه بعد از آن روزی پرچمدار علم دانش بوده اند ونمونه های اسطوره ای بوعلی سینا وزکریای رازی و شیخ بهائی و دانشگاه جندی شاپور را داشته اند. اما امروز باید هماهنگ با تحول علمی مخصوصا الکترونیک حرکت کنیم که دنیا منتظر ما نمی ماند.این یک کتابخانه بود که ما دیدیم بعد آمدیم کتابخانه جدید همین دانشگاه که جدید افتتاح شد
کتابخانه بزرگ وجدید دانشگاه آدلاید:
چهارشنبه 15 آذر 1396   17ربیع الاول1439     6 دسامبر2017
همراه همسرم و عروسم و نیکی کوچولو نوه گلم به ساختمان جدید کتابخانه دانشگاه آدلاید رفتم. زیرا انجا عروسم در مقطع دکترا تحصیل می کند. جای زیبایی بود. هفت طبقه که بصورت معماری زیبائی طراحی شده است.  هر طبقه دارای امکانات متعدد و همه چیز الکترونیک بود. جالب این که اطاق ها ی مختلف برای مطالعه گروهی داشت که گروهائی که با هم کارعلمی می کنند تا دو ساعت می توانستند این اطاق ها را رزرو کنند. به گونه ای دیوار اطاق ها است که اصلا صدائی بیرون نمی آید. در بعضی طبقات سالن های مجهز به همه امکانات برای کلاس و کنفرانس وجود داشت که جور ی طراحی شده بود که جمعیت که بیشترمی شد دیوار ته سالن جمع میشد. در میزی که دانشجو  می نشست یک کامپیوتر با صفحه حالت بلک بردی بود که اگر سئوالی داشتند برروی آن می نوشتند و همان لحظه در مانیتور جلوی استاد برای جواب ویاتوضیح ایشان ظاهر می شد. کامپیوتر به تعداد زیادی وجود داشت. البته خیلی از افراد با لب تاب خودشان بودند که میزهای آن جدا بود و پیریز شارژ و همه امکانات و نور کافی بر روی میزها بود. جالب این که مخزن در همه طبقات بود.  مخزن کتابهای کاغذی درهمه طبقات بود  ومن سئوال کردم مخزن اصلی کجاست؟ گفتند اخیرا به این نتیجه رسیده اند که مخزن مقابل دید باشد بهتر است چون وقتی مخزن را نبینند بعضی از کتابها اصلا شاید مورد توجه واقع نشود. هرطبقه آشپزخانه مجهز به ماکرویو، گاز ویخچال داشت که دانشجویان بتوانند غذای خود را آماده کنند. جالب این که در یک قسمت تاز ه های نشر از سراسر جهان گذاشته شده بود که افراد مطلع شوند وفشرده این که. هفت طبقه کتابخانه هر طبقه  یک کارکردی داشت یکی برای مطالعات گروهی بود.و یک طبقه کارهای{volunteer}  والنتیری بود که اساتید وکارشناسان هر رشته داوطلبانه کلاس می گذاشتند وکتابخانه از طریق سایت افراد راثبت نام می کرد وهمه امکانات برای آموزش بصورت رایگان فراهم بود یکی برای محققین دانشجویان دکترا واساتید بود که شبانه روزی بودواز همه امکانات برخوردار بود و جالبه یک طبقه تازه های نشر دنیا بود آنجا گذاشته بود یعنی هر نشری که می آمد نمونه اش را آنجا گذاشته بود که شما وقتی به آن طبقه می رفتی تازه های نشر را می دیدی و آشپزخانه داشت جای قهوه داشت جای استراحت داشت مطالعه خصوصی داشت که پانل دورش بود ودربالکن وهوای آزاد برای مطالعه میز وصندلی ها ئی باهمه امکانات  آماده بود  ودرهر طبقه پرینتر ودستگاههای تصویر برداری از کتاب ومقاله وتحقیق متعدد وجودداشت وجالب این بخشی از این امکانات وحتی قسمتی از ساختمان از کمک های داوطلبانه مردم وخیرین بود ولی دولت هم دراین موارد زیزساختی وعلمی بودجه خوبی می گذاشت ولی اهدایی و وقف هم زیاد بوده بهر حال من که خودم درخمینی شهر کتابخانه ای به کمک مردم تاسیس کردم وکتابخانه الکترونیک دراصفهان – خمینی شهر- راه انداختم  اهمیت این کار را می دانم که چقدر در رشد فرهنگ نسل ها موءثراست و چه سختی هائی دراین راه برای کمک گرفتن ازمردم وجود داشت. اما این جا می بینم چه امکانات عظیمی سرمایه گذاری کرده اند برای تربیت نیروی انسانی چون آن را بزرگترین سرمایه می دانند.
کتابخانه عمومی-وابسته به شهرداری-
پنجشنبه 16 آذر1396  18 ربیع الاول 1439   6دسامبر2017
همراه همسرم و عروسم برای بازدید از کتابخانه مرکزی شهر رفتیم این کتابخانه وابسته به شهرداری هرچند بسیاری از پرسنل داوطلبانه آن جا کار می کنند دم درب کتابخانه شهرداری که رسیدیم دیدیم دم درب یک دستگاه بزرگ شبیه خودپرداز بانک ها بود که مراجعین شبانه روز می تواستند کتاب های گرفته شده را تحویل دهند ورسید دریافت کنند این اولین ورودی اش بود همه چیز الکترونیک بود وانواع صندلی برای نشستن بصورت های مختلف حتی برای لمیدن وجود داشت آشپزخانه برای گرم کردن غذا وجالب دربخش کودکان دشک چه های زیادی بود که بچه ها هرجوری میخواهند از آن استفاده کنند کلاس هائی هم وجود داشت که اساتید هر رشته داوطلبان  به افراد آموزش می دادند وهمه این ها از اینترت اعلام می شد وافراد ثبت نام می کردند زمانی که مارفتیم یک کلاس برای آموزش تزینات کریسمس بود ویکی هم آموزش موسیقی که باهدفون هائی که درگوششان بود مشغول نواختن وآموزش بودند وجالب این که کامپیوترهای زیادی که بود بعضی یکربعه وبعضی یک ساعته همان جا باکارت کتابخانه  افراد وقت می گرفتند واستفاده می کردند وبه همه کتابخانه بزرگ دنیا به صورت آنلاین متصل اند وجالب این که اینرنت کاملا باسرعت وآزاد است درکتابخانه ها دوواژه فیلتر است یک سکس دو بمب وساختن آن
س: یعنی با آمدن این فضای مجازی آنها را تحت تأثیر قرار نداده است؟
ج: خود را بافضای مجازی واستفاده بهینه از آن  تطبیق داده اند همان کتابها اسکن شده دنیای مجازی هست کتاب کاغذی هم هست  اگر کسی بخواهد به اومی دهند وهمان دنیای مجازی سبب پیشرفت بیشتری درامر کتابداری شده است کتاب کاغذی شاید ور بیفتد تا چند وقت دیگر ولی پرینت که بر نمی افتد پس جزوه می خواهد و اینها توسعه ای است که کسی که می خواهد دانش داشته باشد مثلا برای خود من حالا اینترنت را بگم، اینترنت آنجا آزاد، سرعت بسیار بالا دانلود شما هر چه می خواهی دانلود کنی تا میزنی دانلود میشه هنوز نگفته دانلود شده بود یوتیوب مثلا تمام سخنرانی ها وفیلم ها را شما ظرف چند ثانیه ویا دقیقه می توانستی دانلود کنی هر دانشمندی که شما بخواهی هست یک روز به پسرم گفتم اینکه از کتابخانه های سراسر دنیا میشه کتاب بخری چگونه است گفت چه می خواهی شما؟ یک روز شنبه بود با هم نشسته بودیم گفتم کتابهای محمد عبده را در الأظهر می خواهم گفت چه می خواهی؟ گفتم یک جزوه ای داره که یک مقاله درباره تحجر در آن هست می خواهم آنرا برایم دانلود کنی گشت و بعد ده دقیقه گفت پیدا کردم گفت می خواهی بخرم برات یا می خواهی مطالعه کنی؟ گفتم ببینم گفتم بخر برایم کتاب را برایم خرید از روی کامپیوتر من الآن دارم کتاب را. شما باهمه کتابخانه معتبر دنیا هم برای مطالعه وهم اجاره وهم خرید مقاله وکتاب براحتی می توانید درارتباط باشید فقط درنوشتن وارائه مقاله باید قانون کپی رایت جهانی را رعایت کنید که دو اصل مهمش یک: ذکر مأخذ است دو: پانزده درصد منفصل از یک کتاب را بیشتر نمی شود به عنوان منبع تحقیق مورد استفاده قرارداد که باید قم هم همین مسأله را داشته باشد ولی با قم الان قطع ارتباط است چون اینترنت اینجا سرعت لازم را ندارد وقسمت های زیادی مثل یوتویوپ فیلتر است است و وضعیت خاص خودش را دارد و بعد جالبه ما که آنجا بودیم مطلع شدیم یک قانونی تصویب کرده اند که صفحه مجازی جزء هویت آدمهاست ترتیب اثر حقوقی روی آن داده می شود تمام دانش آموزان ونوجوانان کامپیوتر ولب تاب دارند کامپیوترها براساس سن افراد کد گذاری شده تا 16 سالگی هیچ لب تابی تو سکس نمیره در کتابخانه های عمومی آن همه امکانات کامپیوتری که هست دوچیز فیلتر است یک سکس دو آموزش ساختن بمب که بعد از جریان القاعده داعش اضافه شده است غیر از این دو در هر علمی می خواهی می توانی بروی یعنی اصلا تمام راه برای تو باز است تازه در خانواده فیلمهای سکس و اینها ساعت 10 شب به بعد (اگر بخواهند) می گذارند. که بچه ها دیگر می روند در اتاقشون می خوابند و اصلا هیچ بچه ای نباید این را ببیند تا 16 سالگی هم عرق خوردن ممنوع است هیچ نوع جوانی عرق نمی خورد اصلا ..ممنوع است نمی فروشند. وتلویزیون هم فیلم هائی سکس دارد یا جنائی است آخر شب پخش می کند چون اینجا براساس تفاوت فصل بچه ها ساعت نه یاده شب می خوابند.
ادامه دارد
لینک قسمت اول
http://majmaqom.ir/index.php/2017-02-15-08-53-25/2017-02-15-09-05-01/item/2080-2018-03-11-08-59-26
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از3
بازگشت به بالا