فاضلی میبدی: مسئولان همواره دنبال این بودند که مشکلات را دفع کنند، نه آن را رفع کنند. امروز اگر مسئولان به مشکلات مردم توجه نکنند وضعیت جامعه مانند اتوبوس دانشگاه آزاد خواهد شد که ترمز بریده است و خبر نداریم و زمانی متوجه می‌شویم که دیگر دیر شده است.
آرمان- احسان انصاری: جامعه مانند یک سیستم است و بخش‌های مختلف آن به صورت در هم تنیده عمل می‌کنند. در چنین شرایطی اگر یکی از بخش‌های جامعه به خوبی عمل نکند یا عملکرد ناقصی داشته باشد به سایر بخش‌های جامعه نیز آسیب می‌زند. این وضعیت امروز در جامعه ایران وجود دارد و ناکارآمدی بخش اقتصادی به دیگر بخش‌ها ضربه زده و آینده جامعه را در چشم انداز مبهمی قرار داده است. شاید مهم‌ترین بخشی که از ناکارآمدی بخش اقتصادی آسیب دیده، دو ساحت مهم دین و خانواده بوده که هر کدام به شکلی دستخوش پیامدهای وضعیت نامناسب اقتصادی مردم شده است. نتیجه این وضعیت نیز بی اعتمادی بین مردم و ساختارهای تصمیم‌گیری جامعه بوده است. به همین دلیل «آرمان» برای تحلیل و بررسی این موضوع با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی یزدی استاد حوزه و دانشگاه و یکی از چهره‌های نواندیشی دینی در ایران گفت‌وگو کرده است که در ادامه آن را می‌خوانید:
‌چرا در شرایط کنونی مسائل اقتصادی رویکردهای کلی جامعه در زمینه‌های مختلف اعم از فرهنگی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است؟ آیا در شرایطی که همه چیز به مشکلات اقتصادی مردم گره خورده امکان بحران‌ها و چالش‌های جدید در کشور وجود ندارد؟
در مرحله نخست ما باید دلایل مشکلات اقتصادی را مشخص کنیم که چرا وضعیت جامعه از نظر اقتصادی به این نقطه رسیده است. از سوی دیگر باید آثار و پیامدهای نامطلوب نابسامانی‌های اقتصادی بر مردم را بررسی کرد. مشکلات اقتصادی در40 سال گذشته به شکل‌های مختلف وجود داشته و متعلق به امروز و دولت آقای روحانی نیست. در سال‌های پس از انقلاب مردم ایران با انواع و اقسام تورم، رکود و تحریم‌های بین‌المللی مواجه بودند. با این وجود آنچه در این زمینه دارای اهمیت است این است که در به وجود آوردن این مشکلات دولت به تنهایی مقصر نبوده و در شرایط کنونی نیز نیست. امروز شرایط کشور به شکلی است که مسائل مختلف در هم تنیده شده و هر کسی نیز تلاش می‌کند در کار دیگری دخالت کند. به عنوان مثال اگر دولت در زمینه مسائل اقتصادی تصمیم صحیحی بگیرد ممکن است فردی در یک تریبون سخنی به زبان بیاورد و یا صداوسیما برنامه‌ای پخش کند که در سیاستی که دولت اجرا کرده تأثیر منفی بگذارد و برنامه دولت را خنثی کند. گاهی مشکلات اقتصادی مردم ناشی از بی تدبیری دولت است، گاهی ناشی از تحریک‌ها و فشارهای بین‌المللی است و گاهی نیز ناشی از دخالت برخی نهادها در رویکرد دولت است. در نتیجه نمی‌توان تنها یک عامل را مقصر وضعیت نابسامان اقتصاد کشور تلقی کرد و عوامل مختلفی در این زمینه نقش دارد. در دولت یازدهم آقای روحانی تلاش کردند در سیاست خارجی ایران نسبت به کشورهای جهان تغییر ایجاد کنند و این تغییر با برجام تا حدود زیادی محقق شد. پس از برجام رویکرد سرمایه‌گذاری خارجی در کشور تقویت شد و ما شاهد بودیم که اقتصاد ایران روند رو به رشدی را در پیش گرفت. با این وجود برخی از مخالفان داخلی دولت با کشورهای مخالف برجام مانند اسرائیل و عربستان دولبه یک قیچی شدند که در نتیجه چنین وضعیتی آمریکا از برجام خارج شود و رویکرد گذشته برجام ادامه پیدا نکند. در نتیجه پس از این اتفاق نابسامانی‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی بود که جامعه با اضطراب بیشتری به روند خود ادامه بدهد.
چرا دولت نتوانست به خوبی دوران پس از برجام و خروج آمریکا از برجام را پیش‌بینی کند؟
در ماه‌های اخیر آن چیزی که شرایط اقتصادی کشور را نامتعادل کرد افزایش قیمت ارز و اتفاقاتی بود که در این زمینه رخ داد. در چنین شرایطی دلالان از این وضعیت سوءاستفاده کردند و تا آنجا که امکان داشت فضای بازار را ملتهب کردند. از سوی دیگر تورم نیز روند صعودی به خود گرفت و در نتیجه دراقتصاد ایران بلبشو رخ داد که در نهایت سبب گرانی و بالا رفتن هزینه زندگی مردم شد. در این شرایط دولت تلاش کرد تا آنجا که امکان دارد این وضعیت را کنترل کند. با این وجود نکته مهم در این زمینه این است که کنترل اقتصاد کشور به تنهایی در اختیار دولت قرار ندارد و اقتصاد ایران افسارگسیخته شده است. حضرت علی(ع) می‌فرماید: «ای پسرم از فقر بپرهیز که سه اثر منفی خواهد داشت. نخست دین را ناقص می‌کند؛ دوم عقل را خراب می‌کند و سوم جامعه را به شورش وادار می‌کند». براساس فرمایش حضرت علی(ع) فقر در مرحله نخست دین را ناقص می‌کند و شرایطی را به وجود می‌آورد که دین مردم تحت تأثیر امرار معاش و زندگی اقتصادی آنها قرار می‌گیرد. از سوی دیگر فقر اجازه نمی‌دهد عقل به خوبی کار کند و به همین دلیل قدرت تدبیر در بین مردم کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی است که جامعه راهی جز شورش و طغیان پیدا نمی‌کند و در نتیجه فضای جامعه ملتهب می‌شود.
‌آیا این وضعیت در جامعه نیز به وجود آمده است؟
بله؛ در شرایط کنونی این وضعیت در جامعه ما به وجود آمده است. امروز اگر در خیابان‌ها رفت و آمد کنید یا اینکه از جزئیات زندگی مردم آگاهی پیدا کند متوجه خواهید شد که بسیاری از مردم در شرایط مناسب اقتصادی زندگی نمی‌کنند و بلکه با مشکلات مهمی در این زمینه مواجه هستند. در شرایط کنونی وضعیت زندگی بسیاری از کارگران مناسب نیست و حقوق بسیاری از کارگران به تعویق افتاده است. این در حالی است که تاکنون سابقه نداشته حقوق برخی از ارگان‌ها و سازمان‌ها به تعویق بیفتد. با تلاش بی‌وقفه دولت یازدهم تورم مهار شد اما رکود همچنان وجود داشت. در شرایط کنونی تورم و رکود با هم وجود دارد و مردم از نظر اقتصادی زندگی سختی را تجربه می‌کنند. این وضعیت نیز می‌تواند آبستن اتفاقاتی زیادی در آینده باشد. ممکن است نهادهای امنیتی عنوان کنند که ما توانایی کنترل اتفاقات احتمالی آینده را خواهیم داشت، اما در واقع چنین نخواهد بود. قرار نیست مردم حتما در خیابان‌ها برای بهبود زندگی خود فریاد بزنند. همین که مردم در خانه‌هایشان به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی در رنج و عذاب هستند کافی است و به مراتب از حضور و فریاد در خیابان‌ها خطرناک‌تر است. ما نباید تنها با عینک سیاسی به این قضایا نگاه کنیم و بلکه باید به صورت اخلاقی نگاه کنیم. پیامبر مکرم اسلام می‌فرماید: «اگر کسی رنج کسی را می‌بیند و به آن کمک نمی‌کند مسلمان نیست» به همین معناست. به نظر می‌رسد امروز مسئولان و دولت به خوبی از وضعیت نامناسب اقتصادی مردم آگاهی دارند. با این وجود هنوز هیچ اقدام موثری برای بهبود اوضاع اقتصادی مردم صورت نگرفته است. مسئولان باید امروز که امکان کنترل اتفاقات احتمالی آینده هست، برای مشکلات مردم چاره اندیشی کنند. اگر فردا مردم با توجه به شرایط نامناسب اقتصادی خود به خیابان‌ها آمدند و دست به شورش زدند دیگر برای پیدا کردن راه حل دیر خواهد شد. در نتیجه امروز و قبل از اینکه اتفاقی رخ بدهد باید برای مشکلات مردم چاره اندیشی کرد.
‌به نظر شما مسئولان برای حل مشکلات مردم چقدر زمان دارند؟ آیا امروز نیز دیر نشده است؟
مشکلات کنونی مردم مانند اتفاقی است که در دانشگاه آزاد رخ داد. براساس اخبار منتشر شده اتوبوسی که واژگون شده از پنج سال پیش دارای اشکال بوده و با این وجود در طول این پنج سال به کار خود و حمل و نقل دانشجویان ادامه داده است. در طول این سال‌ها نیز کسی فکر نمی‌کرد این اتوبوس به مشکل بخورد یا اینکه توجهی به آن نمی‌شد. با این وجود هنگامی که اتوبوس واژگون شد و تعدادی از دانشجویان کشته شدند تازه مسئولان به فکر افتادند که باید ناوگان حمل و نقل دانشگاه آزاد را ترمیم کنند و امروز که کار از کار گذشته همه دستور صادر می‌کنند. مسئولان اگر می‌خواستند کاری انجام بدهند باید در گذشته چاره اندیشی می‌کردند و اجازه نمی‌دادند ناوگان ترابری دانشگاه با چنین وضعیتی به کار خود ادامه بدهد. همیشه گفته‌اند پیگیری بهتر از درمان است. نکته مهم این است که در شرایط کنونی که افکار عمومی جامعه جریحه‌دار و چندین خانواده داغدار شده‌اند، مسئولان برای توجیه عملکرد نامناسب خود تصمیمات و دستورهایی را صادر می‌کنند. البته این رویکرد موقتی است و یک هفته بیشتر طول نخواهد کشید. به نظر می‌رسد پس از یک هفته و آرام شدن فضای جامعه دوباره یک اتفاق مشابه رخ می‌دهد که جامعه را ملتهب خواهد کرد. ما در گذشته نیز بارها شاهد چنین اتفاقاتی در کشور بوده‌ایم و هیچگاه از گذشته درس نگرفته‌ایم. مسئولان همواره دنبال این بودند که مشکلات را دفع کنند، نه آن را رفع کنند. امروز اگر مسئولان به مشکلات مردم توجه نکنند وضعیت جامعه مانند اتوبوس دانشگاه آزاد خواهد شد که ترمز بریده است و خبر نداریم و زمانی متوجه می‌شویم که دیگر دیر شده است.
‌فشار اقتصادی به مردم به چه میزان ساحت دین و دینداری را در جامعه تهدید می‌کند؟ آیا بی‌اعتمادی مردم به برخی بخش‌های دینی جامعه به دلیل فشار‌های اقتصادی بوده است؟
براساس فرمایش پیغمبر اسلام(ص) فقر منشأ همه فسادهاست. در شرایط کنونی نزدیک به90 درصد مشکلات و چالش‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه ما ناشی از شرایط نامناسب اقتصادی است. افزایش آمار طلاق، فحشا، دزدی، قتل و بزهکاری تا حدود زیادی به وضعیت نامناسب اقتصادی باز می‌گردد. شاید عوامل دیگری نیز در این زمینه نقش داشته باشد اما 90 درصد آن به دلیل مشکلات اقتصادی است که در بین مردم جامعه وجود دارد. نکته مهم دیگر اینکه در کشور ما و کشورهای جهان سوم هنگامی وضعیت اقتصادی بهم می‌خورد که رویکرد سیاست خارجی ما بهم خورده است. در نتیجه کشوری که در زمینه اقتصاد داخلی و سیاست خارجی وضعیت مطلوبی ندارد با بی‌اعتمادی مردم نسبت به ساختارها مواجه خواهد شد. اینکه شعار بدهیم و خط و نشان بکشیم، دردی از ما دوا نخواهد کرد. مشکلات مردم با سیاست و عقل و تدبیر حل می‌شود. ما باید به جای اینکه بودجه برخی نهادها را بالا ببریم باید شرایط زندگی را برای مردم بالا ببریم و تلاش کنیم بین اقشار مختلف جامعه وحدت و مودت ایجاد کنیم. باید شرایطی مهیا شود که مردم به حکومت اعتماد کنند و حکومت نیز به صورت جدی به دنبال حل مشکلات اقتصادی مردم باشد.
 ‌چرا مسئولان از درک واقعیت‌های زندگی مردم ناتوان شده‌اند؟ آیا این مسأله به نوع زندگی مسئولان و تفاوت آن با زندگی مردم باز می‌گردد؟ این مسأله که بسیاری از آقازاده‌ها در خارج از کشور دارای منزل و امکانات هستند، در حالی که مردم با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه هستند، چه تأثیری روی افکار عمومی خواهد گذاشت؟
آن چیزی که محسوس است این است که برخی هزینه‌های هنگفتی انجام می‌دهند که مردم به چشم دیگری به آن نگاه می‌کنند. به عنوان مثال مردم به مسئول یا نزدیکان یک مسئول که در منازل آنچنانی زندگی می‌کنند و ماشین‌های گرانقمیت سوار می‌شوند به چشم دیگری نگاه می‌کنند. از سوی دیگر مردم هنگامی که مشاهده می‌کنند بسیاری از اقشار پایین جامعه در سرمای زمستان فاقد وسایل گرمایشی هستند اما در مقابل دیدگان آنها هزینه‌های هنگفتی برای گرم کردن یک مکان صورت می‌گیرد، ناراحت می‌شوند و با خود فکر می‌کنند مسئولان نسبت به مشکلات آنها بی‌توجه هستند. به عنوان مثال در شهرهایی مانند قم و مشهد که شهرهای مذهبی به شمار می‌روند ده‌ها مسجد و حسینیه وجود دارد. با این وجود در حاشیه این شهرها مردم به شکل فلاکت‌باری زندگی می‌کنند و با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند. از این سخن نباید چنین تعبیر کرد که بنده با ساخت و سازهای مذهبی مخالفم، بلکه آن را لازم می‌دانم. با این وجود اگر این ساخت و سازها و اماکن با زندگی مردم تفاوت جدی داشته باشد و مردم چنین فعالیت‌هایی را اشرافی‌گری مذهبی تلقی کنند، بسیار خطرناک خواهد بود. متأسفانه برخی به دلیل شرایط و امتیازاتی که پدران آنها در اختیار داشتند به جایگاهی دست پیدا کردند که مستحق آن نبودند. به عنوان مثال اگر خانواده‌های شهدا را مستثنی کنیم در کنکور برخی اقشار خاص دارای سهمیه هستند که استحقاق آن را ندارند و حق دیگران را ضایع می‌کند. به نظر می‌رسد در کشور ما از همه چیز سخن گفته می‌شود به‌جز اخلاق. کسی که پشت میز می‌نشیند باید به اندازه خود بردارد، نه اینکه همه فرزندان و نزدیکانش یک‌شبه راه صدساله را بپیمایند. از سوی دیگر نظارت نیز در کشور ما ضعیف است. وضعیت زندگی مسئولان به خوبی مورد نظارت قرار نمی‌گیرد. جامعه ما در مسیری قرار گرفته که روزبه‌روز فساد در آن بیشتر می‌شود و کسی نیز به صورت جدی با آن برخورد نمی‌کند. هر چی برخوردها و نظارت‌ها در این زمینه کمتر باشد به همان اندازه چشم‌انداز مبهم‌تری پیش روی جامعه قرار خواهد گرفت.
‌آیا ساحت خانواده در ایران توسط اقتصاد نابسامان تهدید می‌شود؟ آیا فشارهای اقتصادی در نهایت خانواده را در جامعه ایران در معرض فروپاشی قرار خواهد داد؟
اقتصاد در این زمینه تأثیر داشته اما دلیل اصلی نبوده است. علاوه بر اقتصاد ساحت خانواده توسط شبکه‌های تبلیغاتی و فضای مجازی نیز آسیب دیده است. با این وجود اگر خانواده‌های جامعه احساس می‌کردند که نیازهای طبیعی آنها برای مسئولان حائز اهمیت است و مسئولان نسبت به بهبود وضعیت زندگی مردم اهتمام جدی دارند توجه به شبکه‌های مجازی کمتر می‌شد. در نتیجه توجه زیاد به شبکه‌های اجتماعی به دلیل بی‌توجهی مسئولان به مشکلات مردم است. متأسفانه بین برخی نهادهای دینی و مطالبات اصلی مردم فاصله افتاده است. هنگامی که مردم اوقات فراغت ندارند و بی‌وقفه باید دنبال معاش خود باشند، شادی در بین افراد خانواده و مردم کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه ساحت خانواده تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد وضعیت نامناسب اقتصادی شادی را از مردم گرفته است.
منتشر شده در گفتار
هادی سروش
آیا مشکلات اقتصادی مردم را باید فقط از چشم فقط دستگاه اجرائی دید؟ آیا می تواند فساد و فقر و مشکلات در جائی دیگر که فکرش را نمی کنیم ، ریشه داشته باشد ؟
امام علی (ع) ، در نامه ۵۳ نهج البلاغه که به مالک اشتر است ؛ در تحلیل زیبایی ، ریشه فقر و فساد سرتاسری یک جامعه را مشخص نموده و آدرس انواع فسادهای سیاسی و اقتصادی و اخلاقی را به مسئولین ناباب داده است . امام خمینی هم  باورش را که از نهج البلاغه گرفته ، در مورد یکی از نهادهای بالادستی یعنی؛ حوزه علمیه این گونه بیان نمود :«اگر – خدای نخواسته – در حوزه علیمه فسادی به وجود آید -ولو در دراز مدت – درسرتاسرایران آن فسادپیدا می‌شود.»
جمله مورد نظر این مقاله از حضرت علی این جمله است :« … وانما یوتی خراب الارض من اعواز وانمایعوز اهلها لاشراف انفس الولاه علی الجمع و سوء ظنهم بالبقاء و قله انتفاعهم بالعبر».
توضیح وتبیین اش در سه بخش است:
اول ؛ فساد اقتصادی: اولین عامل فقر وفساد و پلشتی در جامعه از دیدگاه امیرالمومنین ؛ فساد اقتصادی در رجال حاکمیت است. می فرماید :«لاشراف انفس الولاه علی الجمع… – روح و روان حاکمان و دولتمردان بر کسب و ذخیره و استفاده از امکانات مالی ، قرار گیرد!» در اینکه فساد اقتصادی در میان بالائی ها ریشه درخت حکومت را به تمام معنا نابود می کند، در شرق و غرب عالَم، کسی تردید ندارد.
فساد اقتصادی؛ فقط این نیست که از امکانات عمومی، فردی برای زندگی خود بهره گیرد.بلکه فساد اقتصادی این است که با عنوان اینکه من از مقامات بالاتر اختیار دارم، از بیت المال به مواردی که صلاح شخصی می داند، پرداخت کند و یا با توجیه اینکه همه آنچه گرفته ام بعنوان وام بوده و استرداد می شود ، دست در پول کشور کند. امام علی (ع)  دادن گردنبدی برای استفاده یک روز دخترش، یعنی فقط روز عید قربان را فساد اقتصادی تعریف می کند و تهدید به قطع ید می کند! امام علی با این غضب مقدسش و حرکت درخشانش؛ خط بطلان بر خویشاوندسالاری برای همیشه کشید.
خوب ؛ اگر چنین است بفرمایید : املاک نجومی و حقوق نجومی و وام نجومی و کمک نجومی به ، به اصطلاح خیریه همسو و… نامش چیست ؟! فساد در کوه خواری، دریا خواری، بیابان خواری، جنگل خواری، معدن خواری، هوا و فضا خواری و… که مربوط به عموم شهروندان کشور است، چگونه فسادی است؟ اگر این حق عمومی، به عده ای خاص سپرده شود، چه نام دارد؟ پس واژه اختلاس برای کجاست؟! اجازه دهید دیگر از رشوه و اخاذی  چیزی مطرح نکنیم !
دوم ؛ فساد سیاسی و تبعات آن
فساد سیاسی خلاصه نمی شود در دیکتاتوریت و چکمه بر گلوی آزادی خواهان و نقّادان ، نهادن .بلکه از دیدگاه امام علی (ع) ؛ برنامه ریزی در راستایِ ماندن در قدرت، فساد سیاسی یک مسئول، در حاکمیت است .
امام می فرماید ؛ «سوء ظنهم بالبقاء… – ترس برآنان چیره میشودکه نکنددرآینده درقدرت نمانند!» (این واهمه به برنامه ریزی برای ماندن وادارشان می کند). امروزه در سیستم های سیاسی دنیا، برای بقاء یک شخص یا یک تفکر و یا یک جناح، از قوای مختلف کمک می گیرند؛ مقننه ، قوانین حذفی رقیب را می گذراند ! و در قضائیه  اگر حکم انفصال از خدمت ندهد ، براساس گزارشات نهادهای امنیتی ، برای فرد و یا افراد پرونده سازی می شود !واقعا چرا ؟؟ چون می خواهند  در قدرت بمانند ! نتیجه این پروژه از دیدگاه امام علی (ع) ؛ تباهی جامعه و فساد اقتصادی می شود.
سوم ؛ فساد اخلاقی
فساد اخلاقی که از ناپاکی در دامن شروع می شود تا انواع بی تعهدی ها، دروغ ها، بد دهنی ها، اهانت ها، حق و باطل کردن ها خصوصا در سیاست های جناحی و باندی و نیز استفاده ابزاری از مفاهیم دینی و دوگانگی های رفتاری و نفاق و پرونده سازی ها و تخریب ها چهرها و … جملگی فساد و آلودگی اخلاقی است .
امیرالمومنین در ادامه چنین فرمودند : «..قله انتفاعهم بالعبر.. – فساد آنجاست که حاکمان و مسئولان چنان غرق دنیای خود شوند که دیگر اخلاق برای شان، بی معنا شود». وقتی دنیا خواهی و قدرت طلبی در سطوح بالای یک کشوردیده شود ،آنگاه نبایدانتظار داشت که دختروپسر جوان ، درخیابان وپارک به شئون اخلاقی احترام گذارد.
فساد اخلاقی ،حتی به رقیق ترین شکل آن که بی ادبی درتریبون های رسمی باشد، به مثابه آب آلوده ای است که در لوله کشی یک شهر جریان پیدا کند و همگان از آن استفاده کنند ،آیا کسی در شهر ، سالم باقی می ماند؟
به قول قرآن؛ درجاست که فساد همه دریا وصحرا را خواهدگرفت؛ ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ(روم۴۱). اگر واقعا دنبال ریشه فسادهایی مانند آلوده دامنی، برهنگی، عرق و ورق، کم فروشی و…هستیم، آدرس درست را امام علی(ع) داد.
منتشر شده در یادداشت
چهارشنبه, 30 آبان 1397 08:14

روحانیت و محبوبیت آسیب دیده!

هادی سروش
برزگترین سرمایه ضروری برای آنانکه با دلها سر وکار دارند؛ "محبوبیت" است. از اینجاست که پیامبران و امامان متوجه این سرمایه هستند. پیامبر به «رحمةللعالمین »(انبیا/۱۰۰) معرفی می شود و ائمه هم سیاست مبنایی خود را در محبت و تالیف قلوب قرار داده اند؛«ان امامتنا کان بالرفق و التالف..»( وسائل الشیعه)
روحانیت راستین که وارثان انبیاء و اولیاء هستند برای حفظ آثار آنان باید بر طریق و مشی آنان قدم بردارند، و مورد محبت جامعه باشند تا از نفوذ در دل ها بهرمند شده و بتوانند تاثیر گزار باشند. امروز اگر تاثیر سخنان این قشر دلسوز و آگاه جامعه را کمتر مشاهده می کنیم، حتما دارای علتی است که باید درصدد رفع آن بر آمد.
امام صادق (ع) گروهی از روحانیت را به طلب کنندگان فقاهت و عقلانیت معرفی نمود و بعد متذکر اوصاف چهار گانه شان می شود:
اولا؛ از آنجا که ارتباط خالصانه باخدای متعال دارند، به گفته های خود "عامل اند".
وثانیا؛ در دعوت جامعه به دین، بسیار مهربانند.
وثالثا؛ به شخصیت و مسئولیت خویش آگاه اند.
ورابعا؛ جامعه و شرائط زمانه را به درستی شناسائی می کنند.
براساس خصوصیت اول؛ تعبیر امام صادق (ع) درباره عالمی که به علم خود جامه عمل نپوشاند این است که؛ مانند آب بارانی است که وقتی بر روی سنگی باریده شود، چیزی از آن باقی نمیماند. ارتباطات عالمان باچهره های  منفی و مسئله دار جامعه؛ اعم از قدرت طلبان و یا  ثروت اندوزان نامشروع، بزنگاه چنین خطری خواهد بود.(نهج البلاغه ، خ/۸۷)
بر اساس خصوصیت دوم؛ عالمان دین باید: در مرحله نخست؛ متن اصیل دین را عرضه نمایند، نه برداشتهای سلیقه ای و جناحی و فکری خویش را، که به آن پای بند شده اند و در مرحله بعد؛ وظیفه روحانیت این است که، درعرضه دین به جامعه، باید محبت و شفقت را با دعوتشان به دین و دینداری، انجین سازند. متاسفانه بی اخلاقی هایی مانند؛ اتهام انحراف و مرتد سازی، و از زبان زور حرف زدن، دینداری را به دین گریزی مبدّل ساخته !
این همان چیزی است که فریاد امیرالمومنین (ع) در آورده که؛ آنان "با فریب و استفاده از زبان زور" ، به افکار عمومی جامعه ضربه می زنند.(نهج البلاغه خ۸۷)!
 براساس خصوصیت سوم ؛ عالمان دینی باید متوجه شخصیت و مسئولیت خویش باشند. همه مسئولیت علماء دینی بعد از موظف بودنشان به کسب بالاترین مدارج دانش و اجتهاد در فهم زبان وحی،  به دو نقطه اساسی  که مورد اصرار امیرالمومنین (ع)است ، و آن:
الف) خدوم بودن نسبت به مظلومان و محرومان.
ب) سر ستیز داشتن با چپاولگران و زیاده خواهان .(نهج خطبه ۳)
افکار عمومی، هیچ سکوت و یا هیچ توجیهی را از سازمان روحانیت، در قبال ظلم ها و حق کشی های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، بر نمی تابد.(ر.ک؛نهج البلاغه،خ۸۷) نزدیکی به قدرتها و توجیه رفتارهای آنان، خصوصا "توجیه دینی" برای ادامه قدرتهای فاقد عدالت و تحمیل آیات قرآن به نفع آنان؛ مهلک ترین ضربه بر پیکره عالمان دینی است. (ر.ک ؛ نهج البلاغه خ۸۷).
خصوصیت چهارم؛ شناخت عمیق آنان از جامعه و زمان می باشد. به تعبیر زیبای استاد شهید مرتضی مطهری؛ روحانیت باید زمان و نیازهای آن را شناخته و خود را با آن به طور صحیح منطبق سازد، وگرنه تباه خواهد شد!
امروز ، روزی نیست که در پیچ و خم هایی که مردم در جامعه با آن مواجه هستند ، روحانیت یا اظهار بی اطلاعی کند و یا مُهر "حرام است" را ، به آن زده و خود را راحت کند. امروز جامعه؛ از روحانیت شناخت درست نیازها و ارایه راه حل می خواهد .
مسائل شرعی پزشکی، مسایل مهم روابط زناشویی و طلاق، امور حقوقی مربوط به زنان و کودکان، نیازهای مهم بانکی، حقوق مربوط به رسانه و دسترسی به اطلاعات، تفریح و ورزش، و روابط بین المللی و نیز روابط شهروندی با کفار و .... صدها موردی است که روحانیت باید به صورت "به روز شده" پاسخگو باشد.
کوتاهی در این بزنگاه ؛ چه به شکل سخت گیری و چه به شکل بی پاسخ گذاشتن نیازها ، روحانیت را بیگانه از مردم خواهد کرد و هیچ محبوبیتی از ایشان باقی نخواهد ماند.
 
منتشر شده در یادداشت
دکتر محمود شفیعی: مردم انتظار دارندمراجع و روحانیت، موضع‌گیری‌ صریحی درباره مفاسد اقتصادی داشته باشند/ روحانیت بدون ملاحظه وضعیت موجود را مورد انتقاد قرار دهند.
  • تصویر امروز مردم از روحانیت، روحانیتی نیست که بتوانند به آن‌ها پناه ببرند
  • تصویر روحانیت قبل از انقلاب از حکومت، یک پدیده‌ی دنیوی بود
  • درکی از حکومت در حال معرفی است که بخشی از حکومت را امر قدسی می‌داند
  • بحث روحانیت از مفاسد، همیشه در مورد بخشی از حکومت است
  • غالب روحانیت امروز، بخش غیرانتخابی حکومت را سماوی و قدسی می‌بینند
  • امروزه مردم، روحانیت را به عنوان بخشی از حاکمیت تصور می‌کنند
  • روحانیت باید رویکرد خود را نسبت به حکومت تغییر دهد
  • خود امیرالمؤمنین(ع) حکومت را یک امر سماوی نمی‌دانند
  • وقتی حکومت را به آسمان‌ها ببرند، امکان نقد آن وجود نخواهد داشت
  • با تغییر این تفکر که بخشی از حکومت، مقدس است، روحانیت می‌تواند نقش گذشته را ایفا کند
  • امیدی ندارم که در وضعیت فعلی، روحانیت نقش اساسی در مبارزه با فساد ایفا کنند
  • مردم انتظار دارند روحانیت، موضع‌گیری‌های صریحی در مورد مفاسد اقتصادی داشته باشند 
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با اشاره به این که امروز از سوی روحانیت، درکی از حکومت در حال معرفی است که بخشی از حکومت را امر قدسی می‌داند، گفت: مادامی که این تصویر از حکومت وجود دارد، نباید از روحانیت انتظار داشته باشیم که آن نقش تاریخی قبل از انقلاب را ایفا کنند. چرا که یک امتناع ذهنی اجازه‌ی این کار را به روحانیت نخواهد داد که بتوانند در مقابل حکومت اسلامی یک موضع انتقادی داشته باشند.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمود شفیعی با بیان این که روحانیت، قبل از انقلاب اسلامی به‌عنوان یک نیروی اجتماعی بود که همیشه در سنگر مبارزه با حکومت‌های استبدادی، وابسته به استعمار و ستمگر نسبت به مردم قرار داشت، اظهار کرد: تقابلی همیشگی بین روحانیت و این حکومت‌ها به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و به‌طور مشخص بعد از دوره‌ی مشروطه وجود داشته است. در آن دوران، روحانیت به مثابه‌ یک نیروی اجتماعی قدرتمند در مقابل حکومت و مظالم حکومتی می‌ایستاد و به نحوی پایگاه و پناهگاهی برای مردم به شمار می‌رفت.
تصویر امروز مردم از روحانیت، روحانیتی نیست که بتوانند به آن‌ها پناه ببرند
او ادامه داد: امروز در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که توده‌های مختلف مردم، از وضعیت موجود بسیار ناراضی هستند. نارضایتی‌ها به ویژه در حوزه‌هایی اعم از اقتصادی، اجتماعی، تبعیضات، مفاسد اداری و… کاملاً مشهود است و اساساً قابل انکار نیست. در عین حال این تصور به وجود آمده که روحانیت نمی‌تواند نقش گذشته‌ی خود در برابر مفاسد حکومتی را امروز هم ایفا کند. اساساً تصویری که امروز، مردم از روحانیت دارند، آن روحانیتی نیست که مردم بتوانند به آن‌ها پناه ببرند و این صورت مسأله است.
تصویر روحانیت قبل از انقلاب از حکومت، یک پدیده‌ی دنیوی بود
شفیعی برای پاسخ به این سوال که «چگونه روحانیت پیش از انقلاب اسلامی این نقش را در برابر فساد حکومتی ایفا می‌کرد اما امروز نمی‌تواند چنین نقشی داشته باشد؟» گفت: تصویری که روحانیت، قبل از انقلاب اسلامی از حکومت داشتند، این بود که حکومت یک پدیده‌ی دنیوی است و در معرض انواع فسادها قراردارد. بر اساس این نگاه نیز حکومت را امری غیر مقدس می‌دیدند و در مقابل مفاسد این امر غیر مقدس و مظالم این پدیده‌ی دنیوی مبارزه می‌کردند و با تمام اعتقاد هم این کار را انجام می‌دادند. در عمل هم مورد توجه مردم قرار می‌گرفتند.
درکی از حکومت در حال معرفی است که بخشی از حکومت را امر قدسی می‌داند
بحث روحانیت از مفاسد، همیشه در مورد بخشی از حکومت است
او ادامه داد: بعد از انقلاب اسلامی به تدریج درکی از حکومت از سوی روحانیت در حال معرفی شدن است که حداقل بخشی از حکومت را امر دنیوی در نظر نمی‌گیرند و امر قدسی و سماوی تعبیر می‌کنند. به این شکل حکومت را از دسترس توده‌ی مردم خارج می‌بینند و معتقدند که این بخش از حکومت همیشه باید مورد تأیید قرار بگیرد. اساساً وقتی روحانیت در مورد مفاسد هم بحث می‌کنند، همیشه در مورد بخشی از حکومت، مفاسد را مطرح می کنند و نه کل حکومت.
غالب روحانیت امروز، بخش غیرانتخابی حکومت را سماوی و قدسی می‌بینند
این استاد دانشگاه با اشاره به اعتراضات اخیر طلاب در فیضیه، آن اعتراضات را نیز مربوط به بخش انتخابی حکومت یعنی قوه‌ی مجریه دانست و افزود: در حالی که آن بخش غیرانتخابی حکومت را همچنان غیردنیوی، سماوی و قدسی می‌بینند؛ گویی در آن بخش غیرانتخابی بنا نیست هیچ مساله‌ای اتفاق بیفتد. مادامی که این تصویر از حکومت وجود دارد، نباید از روحانیت انتظار داشته باشیم که آن نقش تاریخی قبل از انقلاب را ایفا کنند. چرا که یک امتناع ذهنی اجازه‌ی این کار را به روحانیت نخواهد داد که بتوانند در مقابل حکومت اسلامی یک موضع انتقادی داشته باشند.
امروزه مردم، روحانیت را به عنوان بخشی از حاکمیت تصور می‌کنند
او با بیان این که امروزه مردم، روحانیت را به عنوان بخشی از حاکمیت تصور می‌کنند، گفت: این ذهنیت به هیچ وجه به مردم اجازه نمی‌دهد حتی انتقاداتی که کم وبیش از سوی روحانیت صورت می‌گیرد را جدی بگیرند. مسأله‌ی اصلی در این زمینه یک امتناع ذهنی است که یک امر معرفتی به شمار می‌رود.
روحانیت باید رویکرد خود را نسبت به حکومت تغییر دهد
شفیعی با اعتقاد بر این که روحانیت باید رویکرد خود را نسبت به حکومت تغییر دهند، اظهار کرد: این یک بحث بسیار جدی معرفتی است. در نهج‌البلاغه وقتی حضرت علی (ع) حکومت را توضیح می‌دهد، آن را امری دنیوی می‌بیند. گاهی حضرت، این تعبیر را دارد که «لابد للناس من أمیر بر أو فاجر» یعنی مردم به حکومت نیاز دارند، حال حاکم آن حکومت، فاجر و ستمگر باشد یا صالح؛ یعنی حکومت را دنیوی می‌بینند. در جای دیگر نیز تعبیر «دنیاکم…» را به کار می‌برند یعنی دنیای شما و منظور، حکومت است. جایی دیگر نیز می فرمایند که «حکومت به اندازه‌ی بند کفشی هم برای من ارزش ندارد».
خود امیرالمؤمنین(ع) حکومت را یک امر سماوی نمی‌دانند
وقتی حکومت را به آسمان‌ها ببرند، امکان نقد آن وجود نخواهد داشت
او ادامه داد: حضرت، حکومت را امری دنیوی می‌بینند و در جایی دیگر از نهج‌البلاغه نیز این تعبیر را به کار برده‌اند که «حکومت به اندازه‌ی آب دهان بز هم برای من ارزش ندارد». در نتیجه خود  حضرت امیرالمؤمنین(ع) که پنج سال حکومت کردند، حکومت را یک امر سماوی نمی‌دانند. اگر روحانیون نیز حکومت را این‌گونه ندانند، نمی‌توانند آن را نقد کنند. وقتی حکومت را متعالی کنند و به آسمان‌ها ببرند، دیگر امکان نقد آن وجود نخواهد داشت و به شکل کاذب، مجبور هستند مفاسد را منحصر به آن بخش انتخابی کنند؛ قسمتی که آن را دنیوی می‌بینند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: این در حالیست که مفاسد شکل گرفته در حوزه‌ی اقتصادی در یک روز اتفاق نیفتاده است یا مربوط به بخش خاصی نیست. بحث فساد طی دوره‌ای طولانی به شکل ساختاری و با عوامل بسیار پیچیده ایجاد شده است و مربوط به همه‌ی نهادهای قدرتمند سیاسی است که افسار اقتصاد در دست آن‌ها قرار دارد. بخش بزرگی از آن هم مربوط به قوه‌ی مجریه نیست.
با تغییر این تفکر که بخشی از حکومت، مقدس است، روحانیت می‌تواند نقش گذشته را ایفا کند
او تأکید کرد: کلیت این فکر سیاسی دینی که بخشی از حکومت، امری مقدس است، باید تغییر کند تا روحانیت بتوانند نقش کلیدی گذشته را دوباره ایفا کنند. در نتیجه‌ی این تغییر، مردم هم به تدریج تصویری که از روحانیت پیدا کرده‌اند را تغییر دهند و به نتیجه برسند که روحانیت ما از حکومت مستقل هستند. درعین حال که تعامل با حکومت را توصیه می‌کنم و بخشی از روحانیت، جذب در حکومت هستند اما بدنه‌ی روحانیت به عنوان یک نهاد اجتماعی دینی از نهاد حکومت مستقل است. این تصویر باید برای مردم به وجود بیاید و این به وجود نمی‌آید، مگر این که روحانیت به تدریج رویکردها و عملکردهای خود را تغییر دهد.
امیدی ندارم که در وضعیت فعلی، روحانیت نقش اساسی در مبارزه با فساد ایفا کنند
شفیعی ادامه داد: با نکته‌ای که به آن اشاره کردم، واقعاً ناامید هستم که در وضعیت فعلی، روحانیت ما بتوانند نقش اساسی در مبارزه با فساد ایفا کنند و مردم هم بتوانند به آن‌ها تکیه کرده و از آن‌ها کمک بگیرند و این فساد کنترل شود.
مردم انتظار دارند روحانیت، موضع‌گیری‌های صریحی در مورد مفاسد اقتصادی داشته باشند
او با بیان این که مردم انتظار دارند که نهاد روحانیت و به طور ویژه مراجع و نخبگان این نهاد بتوانند مانند گذشته‌ی تاریخی خود به نفع مردم موضع‌گیری شفافی داشته باشند، گفت: روحانیت باید بدون ملاحظه و با صداقت کامل، وضعیت موجود را مورد انتقاد قرار دهند؛ نه این که به صورت جانبدارانه و در راستای علایق یک جریان سیاسی، موضع‌گیری داشته باشند. این انتظاری است که مردم از روحانیت دارند. البته بخشی از روحانیت و مراجع که فهم بهتری از سیاست و حکومت دارند، موضع‌گیری‌های مناسبی اتخاذ می‌کنند اما مردم انتظار دارند که کل مرجعیت و اساس نهاد روحانیت در راستای منافع به‌حق مردم، موضع‌گیری‌های صریحی راجع به مفاسد اقتصادی داشته باشند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: توان نقد روحانیت، بسیار بالا است و مردم انتظار دارند که این توان در راستای منافع آن‌ها به کار گرفته شود و پشتیبان مردم باشند. امیدواریم که این اتفاق بیفتد، اما برای رخ دادن این اتفاق، شرایطی لازم است و یک بخش آن، مباحث معرفتی است که امیدواریم در این زمینه تغییراتی به وجود آید.
منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 30 مرداد 1397 14:06

اینچنین روحانیم آرزوست

هادی سروش
روزگارمان بسیار “غربیه” شده ، معروف ها ، تعریف شده ها رنگ باخته اند !
از آن جمله: “روحانیتی” که مانند گذشته با دانش وسیع و اخلاق دریائی، طلایه داران عزت دینی مان و افتخار ملّی‌مان باشد را ، آرزومندیم .
همان سید رضی که صاحب نهج البلاغه است ، وقتی که دانشمند غیرمسلمان معاصرش ابوالحسن صابی؛ پزشک معروف بغداد و ریاضیدان وفات یافت ، قصیده ای در مدح او گفت:
“أرأیت من حملوا علی الاعواد         أرأیت کیف خبا ضیأء النادی”
«دیدی این چه کسی بود که روی این چوبهای تابوت حملش کردند؟! آیا فهمیدی که چراغ محفل ما خاموش شد؟! این یک کوه بود که فرو ریخت»،
برخی آمدند به او عیب گرفتند که ؛آیا یک عالم بزرگ اسلامی به مانند شما ، یک مرد کافر را ، این طور مدح می کند؟! گفت: « بله می کند، من علمش را مرثیه گفتم ».
استاد مطهری می گفت: در این زمان اگر کسی چنین کاری کند از شهر بیرونش می کنند.
امروز در میان روحانیان ؛ یکی می گوید؛ اگر فلانی را قبول نداشته باشید مشرک هستید! دیگری می گوید؛سوال از فلان مقام به زیر کشیدن عصمت انبیاء است! و یا همو گوید؛ لواط و زنا بکنید ولی به جناح اصولگرایی خیانت نکنید! سومی می گوید؛ بعثت خاتم انبیاء برای قدرت و ریاست بوده! و شخص بعدی می گوید؛ اگر می خواهید حرف بزنید از دانشگاه من! بیرون روید در حالیکه تاسیس و بنایش توسط شخصیت دیگری از رجال حوزه بوده ! و…
جوان عزیز و برومند و پرسشگر؛ حساب زید و عمر ها، که خدای نخواسته آلوده به قدرت و… شده اند را ، از “روحانیتی” که شنیده ای و آرزویش را داری ، جدا بفرما.
 
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از4
بازگشت به بالا