آیت الله موسوی تبریزی در گفت‌وگو با ایلنا:جهت شرکت در تجمع برایم پیامک ارسال شد/ پرونده فوت آیت الله هاشمی هنوز برای مردم بسته نشده است. دبیرکل مجمع مدرسین و محققین قم اظهار داشت: فوت آیت الله هاشمی هنوز برای مردم و فرزندان ایشان روشن نشده و پرونده آن هم بسته نشده بعد عده‌ای می‌آیند طوری به مردم القا می‌کنند که انگار فوت ایشان طبیعی نبوده و مهرتاییدی به ابهامات موجود می‌زنند و مطرح می‌کنند آن‌طور که آیت الله هاشمی را در استخر خفه کردیم تورا هم خفه می‌کنیم، این امر هم تایید قتل است و هم تهدید به قتل فرد دیگر.
آیت الله موسوی تبریزی در خصوص موضوع توهین‌های اخیری که از سوی برخی چهره‌ها و طلاب فیضیه به روحانی شد و تهدید به قتل رئیس‌جمهور گفت: این موضوع جنبه‌های مختلفی دارد که به ابهامات آن افزوده است. در وهله اول باید گفت که اطلاعیه جمعی این افراد از سوی شورای مدیریت حوزه نبوده است. وی افزود: گروه‌هایی وجود دارند که خیلی تندرو هستند و به بعضی جاها هم وابسته هستند، از زمان احمدی‌نژاد هم وجود داشتند و در پشت پرده این موضوع رد پای آن‌ها وجود دارد.
دادستان کل کشور در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه برای شرکت در تجمعات فیضیه برای وی پیامک ارسال شده بود، گفت: در این تجمع فرمانده سپاه آن ناحیه سخنرانی کرده است که جای سوال داشت و البته پاسخی هم به آن داده شد. وی خاطرنشان کرد: به نظر من که از افراد مطلع در تشکیلات حوزه و مراجع هستم این تجمعات و این توهین‌ها قطعا با برنامه‌ریزی قبلی است. درواقع در ساختارتشکیلاتی این مراسم خصوصا وقتی طلاب در آن حضور دارند، هیچ کاری بدون برنامه‌ریزی پیش نمی‌رود و سخنان، مهمانان، سخنرانان و اهداف تجمعات از قبل مشخص می‌شود.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با تاکید براینکه برای تجمع فیضیه از قبل پیامک فرستاده شده بود و اطلاعیه هم صادر شده بوده است، اظهار داشت: یک زمانی در یک تجمع می‌بینیم افراد پلاکاردهای حاوی پیام‌های اعتراض‌آمیز به تعداد محدود به همراه دارند که نمونه‌های آن را در راهپیمایی‌های مردم در روز ۲۲ بهمن می‌بینیم.
وی یادآور شد: من در راهپیمایی روز قدس در راهپیمایی حوزه علمیه قم شرکت کردم، اما بسیار روشن و واضح بود که عده‌ای حدود ۱۰۰ الی ۱۵۰ نفر به طور هماهنگ شده شعارهایی را در خصوص FATF که قرار بود در مجلس مطرح شود، آماده کرده بودند و بعد هم به عنوان اعتراض جلوی درب خانه آقای لاریجانی تجمع کردند، درواقع تعداد ۲۰۰ الی ۳۰۰ تابلو آماده شده بود و به دست افرادی سپرده شده بود تا به این حواشی بپردازند.
نماینده ادوار مجلس با اشاره به شعارهایی که در روز تصویب FATF هم در مجلس با هدف تضعیف روحانی و ظریف تهیه شده بودند، گفت: با همه این‌ها شعارهای طلاب در روز فیضیه تضعیف کل نظام بود چراکه وقتی صحبت از تهدید به مرگ و یادآوری مرگ آیت الله هاشمی در شعارها مطرح می‌شود، سوال‌های زیادی در ذهنم ایجاد می‌کند.
وی تاکید کرد: هیچ کس از زحمات آیت الله هاشمی برای نظام غافل نیست و نقش ایشان هم بعد از وفات حضرت امام در کشور بسیار پررنگ بوده است. درواقع همه می‌دانند اگر مدیریت آیت‌الله هاشمی بعد از رحلت امام خمینی نبود سرنوشت نظام نامعلوم بود.
آیت الله موسوی تبریزی با اشاره به تابلوهایی که حاوی شعارهایی با کنایه‌هایی مربوط به فوت آیت‌الله هاشمی در تجمع طلاب وجود داشت، گفت: فوت آیت الله هاشمی هنوز برای مردم و فرزندان ایشان روشن نشده و پرونده آن هم بسته نشده است، بعد عده‌ای می‌آیند طوری به مردم القا می‌کنند که انگار فوت ایشان طبیعی نبوده و مهرتاییدی به ابهامات موجود می‌زنند و مطرح می‌کنند آن‌طور که آیت الله هاشمی را در استخر خفه کردیم تورا هم خفه می‌کنیم، این امر هم تایید قتل است و هم تهدید به قتل فرد دیگر. وی افزود: دوستان می‌توانند این موضوعات را بپوشانند اما دشمن که نمی‌تواند، چندروزی است که در رسانه‌های خارجی این موضوع سوژه شده است و این سوژه را افراد در داخل به آنها داده‌اند.
آیت الله موسوی تبریزی اظهارداشت: جدا از اینکه این موضوعات سیاسی است، مسائل دینی را هم شامل می‌شود و در واقع مراجع اساس انقلاب هستند. به عنوان مثال فیلم سخنرانی فردی که در تلویزیون همیشه دیده می‌شود و در شورای انقلاب فرهنگی هم حضور دارد و از قدیم هم روی این فرد شناخت دارم، برای من فرستاده‌اند. این فرد قبل از انقلاب با آیت الله خامنه‌ای زاویه داشت و بعد از مدتی چهره‌ای دیگر از خود نشان داد.
وی افزود: فردی که به آن اشاره کردم براثر خود بزرگ‌بینی همه مراجع را بی اثر می‌بیند و در سخنرانی‌های خود به آنها توهین می‌کند و می‌گوید در قم یک توضیح المسائل تولید نمی‌شود که به درد مردم بخورد. اگر این حرف را کسی که با حکومت، نظام یا برخی نهادها مخالف بود می‌گفت صبح فردا علیه او راهپیمایی راه می‌افتاد و تمام ائمه جمعه علیه او سخن می‌گفتند. در واقع رسانه‌های خارجی هم تا به حال اینطور در خصوص مراجع سخن نگفتند.
رئیس اسبق خانه احزاب تصریح کرد: هدف افرادی که با ادبیات اینچنینی تجمع می‌کنند و کارهای آنها سازمان‌یافته است درواقع نابودی کل نظام است، خدارا شکر که همه مراجع هم به موقع نسبت به این موضوع موضع گرفتند اما حالا مثل بازی بچه‌ها هیچ کس آن را گردن نمی‌گیرد.
وی افزود: مگر بدون هماهنگی می‌توان یک تجمع حتی ۱۰ نفره در فیضیه یا دارالشفا تشکیل داد؟ روحانی هم بدون هماهنگی نمی‌تواند به فیضیه بیاید چه برسد به تجمع. بنابراین من معتقدم دس‌ هایی در کار است و متاسفانه تا حوزه هم رسیده است، این افراد همان افرادی هستند که در جاهای دیگر هم شعار می‌دهند و مدرسه‌ای را هم در کرج تخریب کردند و علیه ریشه نظام که دین و روحانیت است تلاش می‌کنند.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب خاطرنشان کرد: باید تحقیقات کاملی در خصوص حادثه فیضیه صورت بگیرد و حتی آقای لاریجانی که خود فرزند یکی از مراجع است باید به مراجع پاسخگو باشد و در مجلس هم پیگیری شود.
وی افزود: من درحال حاضر می‌دانم برخی از کسانی که پشت پرده این تجمعات هستند چه کسانی بودند اما مسئول مطرح کردن آن من نیستم.
دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم اظهار کرد: باید پرسید چرا بعضی از بزرگان نسبت به مسائلی که برای دین و مرجعیت پیش آمده حساسیت نشان نداده‌اند؟ البته من معتقدم در خصوص فیضیه بعضی مراجع حساسیت نشان دادند اما کافی نبود چراکه به طور مشخص این اتفاق دشمنی با مرجعیت و دین بود.
وی افزود: اینکه در هرچیزی مراجع و بزرگان در سیاست نباید دخالت کنند، ریشه‌دار است. در واقع بعضی مسائل در دولت و حکومت وجود دارد که به نفع مصالح ملی نیست، علنی شوند. به عنوان مثال در رابطه با FATF مراجع یا علمای بزرگ می‌توانستند به طور شخصی از وزیر امور خارجه در این رابطه بپرسند و قبل از شعار دادن و مخالفت، گفت‌وگو کنند.
آیت الله موسوی تبریزی تاکید کرد: برخی افراد در این رابطه اظهارنظر کردند که حتی علم آن را نداشتند. وقتی ما نظام را قبول کردیم باید به تصمیمات آن احترام بگذاریم و در بعضی مسائل هم می‌توان گفت‌وگو کرد.
وی گفت: در بعضی موارد می‌توان در صورت مصلحت، حتی در خصوص مسائلی که مفسده اعلام شده‌اند صحبت و گفت‌وگو کرد.
منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 06 شهریور 1397 14:44

خطر ظهور رادیکالیسم اسلامی

محمدتقی فاضل میبدیُ، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم در یادداشتی برای روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه بر این باور است که جریان رادیکالیسم اسلامی، شبیه به اخوان المسلمین در مصر، در حال شکل‌گیری است و این جریان، بسیار خطرناک خواهد بود.
خطر ظهور رادیکالیسم اسلامی
روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: این نخستین بار نبود که جریانی که حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم را رقم زد، با چنین اقداماتی خودنمایی می‌کند و پیش از این نیز، چنین سابقه‌ای را در کارنامه دارد. از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی و دولت اصلاحات، این دست اقدامات آغاز شد. زمانی که کفن پوشان در مسجد اعظم قم و مدرسه‌ی فیضیه، علیه دولت اصلاحات و وزیر ارشاد وقت شعار دادند، هیچ توجیهی برای کار خود نداشتند و از قضا، مجوزی هم نداشتند.
در دولت آقای روحانی هم شاهد اتفاقی مشابه بودیم و بازهم امکان وقوع چنین تجمعاتی وجود دارد. سخنرانی معروف آقای علی لاریجانی در قم و پرتاب مهر به سمت ایشان، نشانه‌ی دیگری بود که جریانی در قم شکل‌گرفته است؛ اما این جریان را باید از دو زاویه بررسی کرد. یکم، تبعات تلخی که در کشور و علیه نظام جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند. آن‌هم در موقعیتی که کشور از هرجهت، در معرض تهدید خارجی و به‌خصوص، امریکا است و نیاز به وحدت و انسجام دارد. اقدامات این جریان، وحدت‌شکن است.
معمولاً انتقاد از رئیس دولت جایز است و بسیاری از سیاسیون و اقتصادیون، کتباً و به طرق علمی، انتقادات خود را مطرح می‌کنند؛ اما اینکه با چنان روشی از دولت و شخص رئیس‌جمهور انتقادی صورت بگیرد، تبعات بسیار تلخی برای کشور خواهد داشت. ثانیاً، موضوع منشأ این جریانات است.
اگر از جانب برخی از اصلاح‌طلبان، چنین اقداماتی صورت می‌گرفت، همان روز نخست، جای آن‌ها در زندان بود و به‌شدت با آن‌ها برخورد صورت می‌گرفت؛ اما سؤال این است که چطور با چنین جریانی در قم که به نحوی بی‌منطق، خشن و با روش‌هایی که در دنیای امروز هیچ منطق عقلانی ندارد، اظهار وجود کرده، برخوردی صورت نگرفته است. پلاکاردی که در این تجمع بالا رفت، دو موضوع را مطرح می‌کرد:
نخست موضوع مرگ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است که شائبه‌ی مرگ غیرطبیعی ایشان را در جلوی چشم تمام جهان مطرح می‌کند. دوم آنکه رئیس‌جمهور نیز ممکن است به سرنوشت آقای هاشمی گرفتار شود. این دو مسئله، بسیار حساس و مهم است اما باوجود گذشت چند روز از آن حادثه، شاهد هستیم که به هیچ نحوی پیگیری صورت نگرفته است. آن‌هم پدیده‌ی زشتی که مراجع عظام و سپاه پاسداران در برابر آن موضع گرفته و آن را محکوم کردند.
به نظر می رسد که مافیای ثروت و قدرت، پشت چنین داستان‌هایی نشسته تا هیچ زمانی این کشور، روی سامان و آرامش نبیند. گاهی از طریق طلاب نو سواد خود را نشان می‌دهد و گاهی هم به طرق دیگر. درهرصورت، هدف متوقف کردن دولت در مسیر اداره‌ی کشور، چه در بعد داخلی و چه از منظر خارجی است. دلیل اینکه آقای روحانی، به‌ویژه در دولت دوم خود، نتوانست امور کشور را سامان دهد و برجام نیز به سمتی رفت که امریکا از آن خارج شد را نباید تماماً در خارج جستجو کرد. بلکه ریشه‌ی بسیاری از این قضایا در داخل کشور است.
چه کسانی باعث شدند که برجام به چنین سرنوشتی دچار شود؟ درست است که امریکا، افراطیون اسرائیل و لابی صهیونیستی دنبال این هدف بودند، اما به‌هرحال در داخل کسانی حضور داشتند که فضا را برای امریکا مهیا کردند. در دولت آقای روحانی، نه اقتصاد توانست سامان گیرد و نه برنامه‌های دیگر دولت او. وقتی حضور عده‌ای در جلوی مجلس شورای اسلامی، با بازداشت و دستگیری آن‌ها همراه است، چرا کاری که در حوزه‌ی علمیه‌ی قم صورت گرفت و به‌مراتب بدتر و زیان‌بارتر بود، چنین واکنشی به همراه نداشت.
جریان رادیکالیسم اسلامی، شبیه به اخوان المسلمین در مصر، در حال شکل‌گیری است و این جریان، بسیار خطرناک خواهد بود. هدف این جریان، قرائت از اسلام به شیوه‌ای خشن است که با هر شکلی از مخالفت نیز برخورد غیرعلمی و غیر فکری خواهد کرد. چنین جریانی را نه حضرت امام قبول داشتند و نه رهبری قبول دارند. پیش از حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه، رهبری در سخنانی، ضمن تائید دولت، فرمودند کسانی که در فکر استعفای دولت هستند، اشتباه می‌کنند و دولت باید به کار خود ادامه دهند؛ اما دیدیم که حادثه‌ی فیضیه، در تقابل با رهبری قرار گرفت. نه‌تنها، مسئله‌ی شائبه در مرگ آقای هاشمی و تهدید رئیس‌جمهور را مطرح کردند، بلکه عملاً خود را در مقابل رهبری قراردادند. این جریان رادیکالیسم اسلامی، در تقابل با رهبری شکل می‌گیرد که در داخل کشور، پشتیبانی می‌شوند. آخرین اقدام آن‌ها، شاهدی بر این مدعاست.
 از سوی دیگر، سخنرانی که در آن مراسم حضور داشت، مدعی شد که «حوزه‌ی علمیه در حال سکولار شدن است.» این جمله کلیشه‌ای است و بارها مطرح‌شده و معنای واقعی آن‌هم روشن نیست. اگر منظور از سکولار شدن حوزه آن است که عده‌ای تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند که نهاد دین از نهاد سیاست جداست، چنان‌که بسیاری از مراجع گذشته نیز بدان باور داشتند، نظری علمی است. اگر کسی از طریق علمی در حوزه به این نتیجه رسید، باید با او برخورد تهدیدآمیز کرد؟ درحالی‌که باید با چنین فردی بحث کرده و دلیل آورد کرد که ما باور داریم که اسلام، سیاست و اجتماعیات دارد.
اگر فردی در فکر و اندیشه به چنین نتیجه‌ای رسید، به معنای سکولار شدن حوزه نیست؛ اما اگر منظور از سکولار شدن حوزه، بی‌دین شدن آن است، چنین ادعایی دروغ محض است. اگر جایی از حوزه بی‌خدا شده، آقایان نشان دهند. درهرصورت، هدف از آن تجمع و برنامه‌ی آن، کاملاً حساب‌شده بود تا چالش و تشنج را در کشور افزایش دهند. در موقعیتی که کشور در بحران اقتصادی به سر می‌برد و همگی باید به دولت کمک کنیم و همدلی و وحدت در کشور ایجاد کنیم، چنین بساطی چه معنایی، جز هدف گرفتن منافع ملی کشور دارد.
منتشر شده در یادداشت
احسان انصاری: با آغاز تغییرات در دولت، مطالبه افکار عمومی نسبت به تغییر مدیران ضعیف و حل مشکلات کشور جدی‌تر از گذشته شده است. این در حالی است که به نظر می‌رسد تغییرات در دولت در آینده آبستن اتفاقات مهمی خواهد بود. بدون شک یکی از انتقادات مهمی که به هر دو دولت حسن روحانی وارد می‌شود عدم استفاده از مدیران جوان و نادیده گرفتن توانایی‌های آنها بوده است. از سوی دیگر گردش نخبگان در دولت‌های آقای روحانی به خوبی صورت نگرفت و رئیس‌جمهور به دلیل اینکه کشور در شرایط مخاطره آمیزی قرار داشت خود را در یک چرخه مدیریتی بسته محدود کرد. این در حالی است که اگر دولت در زمینه‌های مختلف دارای چالاکی و سرعت عمل بیشتری بود شاید برخی از مشکلات کشور به وجود نمی‌آمد یا اینکه تاکنون مرتفع شده بود. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی انقلاب و دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده که می‌خوانید.
  • حضور مدیر ضعیف در منصب مدیریتی نیز به نوعی ظلم به جامعه است.
  • متأسفانه احزاب و گروه‌های سیاسی نیز بیش از آنکه به منافع ملی توجه کنند به دنبال منافع گروهی خود هستند و به صورت جزیره‌ای به محیط پیرامون نگاه می‌کنند.
  • باید به نقد و انتقاد سازنده توجه کرد و فضا را آزاد گذاشت تا مردم به راحتی دیدگاه‌های خود را به مسئولان منتقل کنند.
  • مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند که تا روز قیامت از آنها حمایت کنند.
  • نقد و انتقاد مردم از یک مدیر به معنای زیر سوال بردن کارنامه و سابقه وی نیست و بلکه به معنای نشان دادن خطای وی برای اصلاح آن است.
  • استفاده از افراد باتجربه فی النفسه بد نیست. با این وجود این امکان وجود دارد که چنین مدیری توانایی خود را از دست داده باشد.
  • ترامپ قصد دارد با اظهارات خود مسئولان جمهوری اسلامی را عصبانی کند تا اظهاراتی به زبان بیاورند که در نهایت به سود آنها تمام شود. در نتیجه ما نباید به شکلی رفتار کنیم که خواست ترامپ و نزدیکان وی باشد.
  • متن گفتگوی آیت الله موسوی تبریزی با روزنامه آرمان:
چرا در شرایط کنونی تغییر مدیران دولت یکی از دغدغه‌های اصلی افکار عمومی شده است؟ دیدگاه شما درباره تغییرات صورت گرفته در دولت چیست؟ تغییرات در دولت باید در چه زمینه‌ای ادامه داشته باشد؟
در مرحله نخست باید هدف تغییرات صورت گرفته در دولت را مشخص کرد. تغییر مدیران باید به صورت دقیق و همراه با عقلانیت و منطق باشد. بدون شک اگر یک مدیر بدون دلیل و استراتژی تغییر پیدا کند ممکن است پیامدهای منفی به همراه داشته باشد. این در حالی است که اگر تغییر مدیران با آینده نگری و برای بهبود وضعیت صورت بگیرد یک رویکرد سازنده خواهد بود. به نظر می‌رسد تغییرات صورت گرفته در دولت به دلیل موجی بوده که در بین افکار عمومی جامعه به وجود آمده و مسئولان برای اینکه این موج فروکش کند دست به این تغییرات زده‌اند. در گذشته نیز این اتفاق در کشور رخ داده است. در برخی از مقاطع تاریخ انقلاب برای اینکه هیجان‌های جامعه فروکش کند برخی از مدیران تغییر پیدا کرده‌اند. مسئولان کشور باید با بررسی‌های دقیق عملکرد مدیران بخش‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار بدهند و مدیران ضعیف را تغییر بدهند. حتی خود مدیران ضعیف نیز هنگامی که متوجه می‌شوند نمی‌توانند به مطالبات مردم پاسخ مثبت بدهند باید کناره‌گیری کنند و جای خود را به مدیران تازه نفس و قوی‌تر بدهند. مدیری که می‌داند فرد دیگری از نظر تخصص و تعهد وضعیت بهتری دارد باید خود زمینه را برای حضور وی مهیا کند. مدیری که می‌داند حضورش در منصب مدیریتی نمی‌تواند به حل مشکلات مردم کمک کند و با این حال بر حضور در این منصب اصرار می‌ورزد مانند کسی است که آتش جهنم را برای خود خریده است. از سوی دیگر حضور مدیر ضعیف در منصب مدیریتی نیز به نوعی ظلم به جامعه است. به نظر من مسئولان دولت باید بدون توجه به جنجال‌ها و هیاهوهای صورت گرفته از بهترین افراد در دولت استفاده کنند. از نظر شرعی تغییر مدیر ضعیف و استفاده از مدیر قوی‌تر واجب شرعی است. این در حالی است که در شرایط کنونی مردم با مشکلات زیادی مواجه هستند و به همین دلیل باید از مدیران قوی برای حل مشکلات مردم استفاده کرد. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی برخی از مدیران جامعه توانایی لازم را برای حل مشکلات مردم ندارند. با این وجود در مقابل هرگونه تغییر مقاومت می‌کنند و اجازه تغییر را به مدیران بالادستی خود نمی‌دهند.
به نظر شما با چنین مدیرانی چگونه باید برخورد کرد؟
پیامدهای مدیریت ضعیف تا سال‌ها باقی می‌ماند و این نکته را می‌توان با نگاهی به گذشته به خوبی مشاهده کرد. این وضعیت به خصوص در زمینه سوءاستفاده مالی برخی از مدیران شکل پررنگ‌تری به خود می‌گیرد. بنده معتقدم در طول تاریخ جمهوری اسلامی توجه کمی به این مسأله صورت گرفته و ما در انتخاب مدیران دقت زیادی انجام نداده‌ایم. در دهه نخست انقلاب اسلامی مسائلی مانند انقلابی بودن یا مذهبی بودن بیشتر ملاک انتخاب مدیران جامعه بود. پس از این مقطع زمانی نیز برخی مسائل در انتخاب مدیران نقش بیشتری پیدا کرد. به عنوان مثال در برخی از زمینه‌ها تخصص و تعهد نادیده گرفته شد و روابط بر ضوابط تقدم پیدا کرد. به همین دلیل نیز بسیاری از مشکلات کنونی جامعه مانند بیکاری، بحران‌های اجتماعی و عدم استفاده از متخصصان ریشه در این نوع برنامه‌ریزی دارد. متأسفانه احزاب و گروه‌های سیاسی نیز بیش از آنکه به منافع ملی توجه کنند به دنبال منافع گروهی خود هستند و به صورت جزیره‌ای به محیط پیرامون نگاه می‌کنند. منظور بنده از جزیره‌ای بودن نیز این است که گروه‌ها و احزاب سیاسی تنها به جزیره خود فکر می‌کنند و دغدغه‌های گروهی آنها در اولویت نخست قرار دارد. در شرایط کنونی یکی از چالش‌های مهم جامعه ما حضور برخی مدیران ضعیف در برخی از بخش‌ها است. به همین دلیل نیز مسئولان بالادستی باید در رویکرد این مدیران تغییر ایجاد کنند و به جای آن از مدیرانی استفاده کنند که بتوانند رویکرد قوی‌تری در مدیریت کشور ایجاد کنند و تلاش بیشتری برای حل مشکلات مردم از خود نشان بدهند.
آیا تغییرات صورت گرفته و زمزمه تغییرات جدی‌تر تنها برای خاموش کردن موجی بود که در این زمینه در افکار عمومی شکل گرفته بود؟
بنده معتقد نیستم همه این تغییرات برای فروکش کردن موج افکار عمومی بوده است. با این وجود معتقدم بخش‌هایی از این تغییرات با توجه به مطالبه مردم صورت گرفته است. البته این مسأله خاصی نیست و در همه کشورهای جهان مسئولان با توجه به مطالبات عمومی جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند یا در سیاست‌های خود تغییر ایجاد می‌کنند. بدون شک باقی ماندن برخی از مدیران در مناصب خود به کشور ضربه می‌زند و به همین دلیل هرچه سریع‌تر باید مدیران جدیدی را جایگزین این افراد کرد. نکته دیگر اینکه باید به نقد و انتقاد سازنده توجه کرد و فضا را آزاد گذاشت تا مردم به راحتی دیدگاه‌های خود را به مسئولان منتقل کنند. هرچه فضا برای انتقاد و اظهارنظر آزادتر باشد به همان میزان مردم با شفافیت و صراحت بیشتری با مسئولان صحبت می‌کنند و مشکلات را به آنها گوشزد می‌کنند. در مقابل هرچه فضای انتقاد بسته‌تر باشد مردم نمی‌توانند چالش‌ها و مشکلات را بیان کنند و درنتیجه مشکلات جامعه روزبه‌روز بیشتر می‌شود. در شرایط کنونی برخی خود را از مردم جدا فرض کرده و با استفاده از رانت‌های مختلف شرایطی را برای خود ایجاد کرده‌اند و به مردم نیز پاسخگو نیستند. به همین دلیل نیز باید فضای نقد و انتقاد در جامعه رشد پیدا کند تا پشت پرده برای افکار عمومی روشن شود و مردم از جزئیات تصمیم‌گیری درباره کشور آگاهی داشته باشند. مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند که تا روز قیامت از آنها حمایت کنند. هنگامی که مردم مشاهده کنند مسئولان به دغدغه‌های آنها توجه می‌کنند و تلاش می‌کنند که این دغدغه‌ها مرتفع شود همچنان به حمایت از آنها ادامه می‌دهند. این در حالی است که زمانی که این اتفاق رخ ندهد و مسئولان در تحقق مطالبات مردم ناتوان باشند مردم نیز حمایت خود را از آنها برمی دارند یا اینکه کمتر می‌کنند.
آیا اعضای کابینه از تعامل کافی برخوردار هستند؟ چرا برخی از مدیران دولت آقای روحانی که تمایلی برای ادامه همکاری ندارند همچنان در دولت باقی مانده‌اند؟
مدیری که خودش را فاقد انگیزه لازم برای ادامه مدیریت می‌داند از همین فردا نباید در محل کار خود ظاهر شود و به آقای رئیس‌جمهور اعلام کند که انگیزه لازم برای ادامه خدمت را ندارد. با این وجود به نظر می‌رسد برخی از مدیران از توانایی کافی برای خدمت برخوردار هستند، اما از انتقاد کردن و به چالش کشیده شدن هراس دارند و به همین دلیل حاضر نیستند در مناصبی که در اختیار دارند ریسک کنند و قدرت عمل خود را بالا ببرند. هیچ مدیری نباید از نقد و انتقاد هراس داشته باشد. نقد و انتقاد مردم از یک مدیر به معنای زیر سوال بردن کارنامه و سابقه وی نیست و بلکه به معنای نشان دادن خطای وی برای اصلاح آن است. با انتقاد کردن عملکرد مدیران به صورت واقعی برای آنها روشن می‌شود و مردم عنوان می‌کنند که یک مدیر در چه زمینه‌هایی ضعف داشته و در مقابل در چه زمینه‌هایی عملکرد قابل قبولی داشته است. مدیری که عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کرده و برای حل مشکلات مردم تلاش زیادی انجام داده به هیچ عنوان از نقد و انتقاد کردن هراس ندارد.
رویکرد آقای روحانی در دو دولت خود استفاده از مدیران باتجربه بوده اما این مسأله سبب پیر شدن و عدم چالاکی کابینه شده است. این در حالی است که مدیران جوانی که در دولت وجود دارند، عملکرد قابل قبولی از خود نشان داده‌اند. چرا آقای روحانی تمایلی به جوان کردن کابینه از خود نشان نمی‌دهند؟
آقای روحانی معتقد هستند باید از تجربه مدیرانی که درگذشته کارنامه ممتازی داشته‌اند استفاده کرد و به همین دلیل نیز تلاش کردند در کابینه خود از مدیران باتجربه با کارنامه موفق استفاده کنند. تجربه مدیران از سرمایه مردم شکل گرفته و مردم و جامعه برای تربیت چنین مدیرانی هزینه داده‌اند. حضرت علی(ع) در روایتی عنوان می‌کنند: «تجربه گذشتگان چراغ راه آِیندگان است». به همین دلیل مسائلی که امروز برای مردم وجود دارد در گذشته نیز به شکل‌های مختلف وجود داشته و به همین دلیل کسانی که از گذشته تجربه دارند می‌توانند به حل مشکلات کنونی جامعه کمک کنند. کسانی که از تجربه گذشتگان استفاده می‌کنند زندگی بهتر و متعادل‌تری دارند و با مشکلات کمتری مواجه هستند. در نتیجه استفاده از افراد باتجربه فی النفسه بد نیست. با این وجود این امکان وجود دارد که چنین مدیری توانایی خود را از دست داده باشد.
دیدگاه شما درباره مواضع اخیر دونالد ترامپ و واکنش مسئولان کشور نسبت به اظهارات وی چیست؟
در شرایط کنونی ترامپ در کشور آمریکا دارای منتقدان جدی است و اغلب مردم آمریکا با رویکرد وی موافق نیستند و وی را رئیس‌جمهور بزرگی قلمداد نمی‌کنند. به همین دلیل نیز وی تلاش می‌کند با جنجال‌آفرینی این ضعف را پنهان کند و به شکلی رفتار کند که سیاست‌هایش با حمایت اکثریت مردم آمریکا صورت گیرد. به نظر من مسئولان جمهوری اسلامی نباید به اظهارات ترامپ واکنش نشان بدهند و بیشتر به دنبال این باشند که مشکلات داخلی کشور را حل کنند. پس از جنجال‌آفرینی‌های ترامپ ما مشاهده می‌کنیم که مسئولان کشور به هم نزدیک‌تر شده و مواضع مشابهی اتخاذ می‌کنند. در نتیجه در شرایط کنونی عبارت «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، بین مسئولان صدق پیدا کرده است. اگر مسئولان تلاش کنند که مشکلات مردم را حل کنند و شرایطی را به وجود بیاورند که مردم از زندگی خود راضی باشند مردم نیز از مسئولان حمایت خواهند کرد و در نتیجه ترامپ هیچ غلطی نخواهد کرد. بدون شک جمهوری اسلامی نسبت به30 سال پیش بسیار قدرتمندتر شده و از توانایی بیشتری برخوردار شده است. ترامپ قصد دارد با اظهارات خود مسئولان جمهوری اسلامی را عصبانی کند تا اظهاراتی به زبان بیاورند که در نهایت به سود آنها تمام شود. در نتیجه ما نباید به شکلی رفتار کنیم که خواست ترامپ و نزدیکان وی باشد تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.
منتشر شده در گفتار
شنبه, 15 ارديبهشت 1397 08:01

فیلترینگ تلگرام و سکوت روحانی

محمدتقی فاضل میبدی
رئیس‌جمهور قبل از فیلترینگ تلگرام مکررا مواضع خود را نسبت به این پیام‌رسان اعلام کرده و وجود این پیام‌رسان را در کنار پیام‌رسان‌های داخلی، حق طبیعی شهروندان دانست. اما اکنون و پس از فیلترینگ تلگرام سخنی از رئیس‌جمهور در این مورد شنیده نمی‌شود و اظهارنظر نمی‌کند. باید در نظر داشت که امروز بیش از هر زمان دیگری، این نیاز احساس می‌شود که موضع خود را به‌صورت صریح و شفاف نسبت فیلترینگ تلگرام با مردم در میان بگذارد. با توجه به اینکه یکی از وعده‌های حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، شفافیت و گردش آزاد اطلاعات بود، اکنون فیلترینگ تلگرام تنها به زیان دولت نیست. با انسداد این پیام‌رسان هم افکار عمومی نسبت به دولت ناامید می‌شود و این ناامیدی در مجموع به همه بخش‌های دیگر هم کشیده می‌شود و ناامیدی بخش وسیعی از مردم به ضرر همه ارکان کشور خواهد بود. زیرا تلگرام وسیله‌ای فراگیر و در اختیار همه مردم بوده و بدیهی است پیام‌رسان‌های خارجی که در سطح جهانی فعالیت می‌کنند، ممکن است مواردی در آنها یافت شود که با فرهنگ ایران سازگار نباشد و حتما چنین است، اما از این ناسازگاری که اغلب در لایه‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد، نمی‌توان به مسدود کردن این وسیله مهم اطلاع‌رسانی رسید. نهادهای مسئول به جای حذف تلگرام می‌توانند بستر را برای رقابت پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی فراهم کنند. با این همه و برخلاف انتظار افکار عمومی، تلگرام در روزهای اخیر با مشکل مواجه شده تا پیام‌رسان داخلی جایگزین آن شود. با در نظر گرفتن تاثیر انسداد تلگرام در ذهن کاربران واضح است که پیام‌رسان‌های داخلی هم ضربه می‌خورند و چنین موضوعی به هیچ روی منطقی و معقول محسوب نمی‌شود. با این حال می‌دانیم هر وسیله‌ای علاوه بر مزایا، آسیب‌ها و ایراداتی هم دارد. به طور مثال روزانه تلفات جاده‌ای بسیاری در کشور اتفاق می‌افتد و خسارت‌های بزرگی بر زندگی مردم وارد می‌کند. بنابراین آیا می‌توان با توجه به این خسارت‌ها و تلفات جاده‌ها را مسدود کرد یا به اتومبیل‌ها اجازه رفت و آمد نداد؟ اگر برخی مدعی‌اند که در استفاده از تلگرام نکات منفی در کنار فواید آن وجود دارد، مساله‌ای طبیعی خواهد بود اما برای از بین بردن ویژگی‌های منفی معقول نیست که اصل مساله پاک شود. باید اذعان کرد که عملکرد دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده در فیلترینگ تلگرام قابل انتقاد و ایراد است و چنان که گفته شد ضرر آن تنها متوجه دولت نخواهد بود و در مجموع به زیان همه است. به ویژه با توجه به وضعیتی که کشورمان در جهان دارد به هیچ وجه نباید بهانه‌ای به کشورهای دیگر داد که بتوانند با اتکا به آن از منظر حقوق بشری به عملکرد ما خرده بگیرند. در چنین شرایطی مسدود کردن تلگرام و محروم کردن تعداد کثیر کاربران، تصمیمی اصولی و موثر به نظر نمی‌رسد. دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده فیلترینگ تلگرام در حالی اقدام به حذف و فیلتر این پیام‌رسان کرده‌اند که کاربران بسیاری از آن برای امور تجاری، اقتصادی و اطلاع‌رسانی استفاده می‌کرده‌اند و کسب و کار خود را بر بستر سریع و آسان آن قرار داده‌اند. انسداد کلی این وسیله ارتباطی قابل دفاع نیست. بنابراین آقای روحانی باید قبل از این مساله فیلترینگ تلگرام را حل می‌کرد. با این حال اکنون باید با افزودن بر فعالیت‌های روشنگرانه خود دنبال حل مساله رفته و اعتماد را به مردم بازگرداند. باید دانست که امید و نگرش مثبت مردم و افکار عمومی به آسانی بازنمی‌گردد مگر اینکه رئیس جمهور تا جایی که امکان دارد از همه ابزارهای خود استفاده کند و تلگرام را باز گرداند. اگر آقای روحانی موضع خود را به صورت شفاف نسبت به این مساله اعلام کند و به مردم بگوید که از همان ابتدا با مسدود کردن تلگرام موافق نبودم، اقدام مطلوبی خواهد بود. همچنین با این اقدام روحانی، انتقادها نسبت به فیلترینگ تلگرام حداقل از سر دولت برداشته می‌شود. در نهایت باید اذعان کرد که صراحت لهجه رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم بسیار کم شده است. به طور مثال طی روزهای اخیر خطاب به وزرای خود گفت که برخی از وزرا ضعیف و ناامید وعده‌ای نیز امیدوار و توانمند هستند. اگر رئیس‌جمهور از وزرای خود ناراضی است چرا وزرایی را انتخاب کرد که به او توصیه می‌شد نباید از آنها در کابینه استفاده شود؟ اگر از برخی از وزرا ناراضی است، به جای سخن گفتن باید آنها را تغییر دهد. انتقاد رئیس‌جمهور از وزرا هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه رئیس‌جمهور در صورت وجود ایراد و اشکال باید عملا اقدام به تغییر و حل مشکل کند.
منتشر شده در یادداشت
دوشنبه, 20 فروردين 1397 14:53

سخنی با رئیس جمهور

محمدتقی فاضل ميبدى
در انتخابات ۹۶ حدود ۱۵ سخنرانی  برای تبلیغ اقای روحانی داشتم.خوشبین بودم که در دولت دوم روحانی با حفظ تجربه هایی که داشته است، اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور وضع بهتری خواهد داشت، علاوه بر اين وعده هايي كه رييس جمهور در دولت بعد مي داد، همه را اميد وار كرد.اعضاي كابينه كه معرفي شد، به ويژه تیم اقتصادی خیلی ها را نگران کرد؛ ولی امید وجود داشت. غمگنانه باید گفت روز بروز ناامیدی ها بیشتر شد، هم در سیاست خارجی و هم اوضاع داخلی و اقتصادی. یکی از وعده های روحانی حفظ ارزش ریال در برابر دلار بود، امروز اما شاهدیم که ساعت بساعت ارزش پول ملی سقوط می کند،كسی هم در برابر اين ضايعه پاسخگو نیست. بسیاری از شهروندان نگران ارزش پول و دارایی خود هستند،کسی فکر نمی کرد تیم اقتصادی دولت دوم روحانی تا این اندازه بی مسولیت و ضعیف باشد.
آقای خاتمی به جناب روحانی این تذکر را روزهای اول داده بود ،که این تیم اقتصادی مطلوب نیست؛ اما توجهي نشد. رييس جمهور در سخنرانی و خطابه كم ندارد ،گاهی وجهه اپوزوسیون به خود می گیرد؛ اما در عمل معلوم نيست سكان داري كشتي كشور كيست؟ مسله حصر كه حل نشد هيچ مشکلات دیگری بر کشور اضافه شد از جمله لجام گسیختگی قیمت دلار. چرا رییس جمهور و یا رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و کسان دیگر شفاف با مردم سخن نمی گویند؟ تا کی باید با منطق عدم سازش با کشورهای بزرگ کشور را اداره کرد، تاکی باید بپای برخی شعارهای تنش زا از جیب این ملت هزینه کنیم و دست آوردي نداشته باشيم؟ بحرانهاي زيادي كشور را احاطه كرده است، اقتصاد سامان مندي نداريم، اگر دولت و سایر نهادهای حکومتی هر چه سریعتر چاره ای نیاندیشند، معلوم نیست چه خواهد شد؟ 
بیاییم منطق مذاکره را بر منطق خصومت ترجیح  دهیم. امام علی(ع) فرمود:«من بالغ في الخصومة فقد اثم »  زیاده روی در خصومت ورزیدن گناه بزرگ است. ما هر وقت بر سر پاره ای مسایل پای میز مذاکره رفتیم، بعد از پرداخت هزینه های زیادی رفتیم ،ایران در تاریخ بزرگتر از این بوده که کشوری مانند عربستان او را تهدید کند، نباید سیاست خارجی این کشور سربلند کارش به این جاها کشیده می شد. درخاتمه بگویم ،باید با دنیا مذاکره کرد و جلوی ضرر را هرگاه بگیریم برای ملت و کشور منفعت است. جمله امام علی(ع) را فراموش نکنیم : «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار، عبرتهای تاریخی زیاد است و عبرت بگیران اندکند ».
 
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از5
بازگشت به بالا