شنبه, 15 ارديبهشت 1397 08:01

فیلترینگ تلگرام و سکوت روحانی

محمدتقی فاضل میبدی
رئیس‌جمهور قبل از فیلترینگ تلگرام مکررا مواضع خود را نسبت به این پیام‌رسان اعلام کرده و وجود این پیام‌رسان را در کنار پیام‌رسان‌های داخلی، حق طبیعی شهروندان دانست. اما اکنون و پس از فیلترینگ تلگرام سخنی از رئیس‌جمهور در این مورد شنیده نمی‌شود و اظهارنظر نمی‌کند. باید در نظر داشت که امروز بیش از هر زمان دیگری، این نیاز احساس می‌شود که موضع خود را به‌صورت صریح و شفاف نسبت فیلترینگ تلگرام با مردم در میان بگذارد. با توجه به اینکه یکی از وعده‌های حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، شفافیت و گردش آزاد اطلاعات بود، اکنون فیلترینگ تلگرام تنها به زیان دولت نیست. با انسداد این پیام‌رسان هم افکار عمومی نسبت به دولت ناامید می‌شود و این ناامیدی در مجموع به همه بخش‌های دیگر هم کشیده می‌شود و ناامیدی بخش وسیعی از مردم به ضرر همه ارکان کشور خواهد بود. زیرا تلگرام وسیله‌ای فراگیر و در اختیار همه مردم بوده و بدیهی است پیام‌رسان‌های خارجی که در سطح جهانی فعالیت می‌کنند، ممکن است مواردی در آنها یافت شود که با فرهنگ ایران سازگار نباشد و حتما چنین است، اما از این ناسازگاری که اغلب در لایه‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد، نمی‌توان به مسدود کردن این وسیله مهم اطلاع‌رسانی رسید. نهادهای مسئول به جای حذف تلگرام می‌توانند بستر را برای رقابت پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی فراهم کنند. با این همه و برخلاف انتظار افکار عمومی، تلگرام در روزهای اخیر با مشکل مواجه شده تا پیام‌رسان داخلی جایگزین آن شود. با در نظر گرفتن تاثیر انسداد تلگرام در ذهن کاربران واضح است که پیام‌رسان‌های داخلی هم ضربه می‌خورند و چنین موضوعی به هیچ روی منطقی و معقول محسوب نمی‌شود. با این حال می‌دانیم هر وسیله‌ای علاوه بر مزایا، آسیب‌ها و ایراداتی هم دارد. به طور مثال روزانه تلفات جاده‌ای بسیاری در کشور اتفاق می‌افتد و خسارت‌های بزرگی بر زندگی مردم وارد می‌کند. بنابراین آیا می‌توان با توجه به این خسارت‌ها و تلفات جاده‌ها را مسدود کرد یا به اتومبیل‌ها اجازه رفت و آمد نداد؟ اگر برخی مدعی‌اند که در استفاده از تلگرام نکات منفی در کنار فواید آن وجود دارد، مساله‌ای طبیعی خواهد بود اما برای از بین بردن ویژگی‌های منفی معقول نیست که اصل مساله پاک شود. باید اذعان کرد که عملکرد دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده در فیلترینگ تلگرام قابل انتقاد و ایراد است و چنان که گفته شد ضرر آن تنها متوجه دولت نخواهد بود و در مجموع به زیان همه است. به ویژه با توجه به وضعیتی که کشورمان در جهان دارد به هیچ وجه نباید بهانه‌ای به کشورهای دیگر داد که بتوانند با اتکا به آن از منظر حقوق بشری به عملکرد ما خرده بگیرند. در چنین شرایطی مسدود کردن تلگرام و محروم کردن تعداد کثیر کاربران، تصمیمی اصولی و موثر به نظر نمی‌رسد. دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده فیلترینگ تلگرام در حالی اقدام به حذف و فیلتر این پیام‌رسان کرده‌اند که کاربران بسیاری از آن برای امور تجاری، اقتصادی و اطلاع‌رسانی استفاده می‌کرده‌اند و کسب و کار خود را بر بستر سریع و آسان آن قرار داده‌اند. انسداد کلی این وسیله ارتباطی قابل دفاع نیست. بنابراین آقای روحانی باید قبل از این مساله فیلترینگ تلگرام را حل می‌کرد. با این حال اکنون باید با افزودن بر فعالیت‌های روشنگرانه خود دنبال حل مساله رفته و اعتماد را به مردم بازگرداند. باید دانست که امید و نگرش مثبت مردم و افکار عمومی به آسانی بازنمی‌گردد مگر اینکه رئیس جمهور تا جایی که امکان دارد از همه ابزارهای خود استفاده کند و تلگرام را باز گرداند. اگر آقای روحانی موضع خود را به صورت شفاف نسبت به این مساله اعلام کند و به مردم بگوید که از همان ابتدا با مسدود کردن تلگرام موافق نبودم، اقدام مطلوبی خواهد بود. همچنین با این اقدام روحانی، انتقادها نسبت به فیلترینگ تلگرام حداقل از سر دولت برداشته می‌شود. در نهایت باید اذعان کرد که صراحت لهجه رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم بسیار کم شده است. به طور مثال طی روزهای اخیر خطاب به وزرای خود گفت که برخی از وزرا ضعیف و ناامید وعده‌ای نیز امیدوار و توانمند هستند. اگر رئیس‌جمهور از وزرای خود ناراضی است چرا وزرایی را انتخاب کرد که به او توصیه می‌شد نباید از آنها در کابینه استفاده شود؟ اگر از برخی از وزرا ناراضی است، به جای سخن گفتن باید آنها را تغییر دهد. انتقاد رئیس‌جمهور از وزرا هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه رئیس‌جمهور در صورت وجود ایراد و اشکال باید عملا اقدام به تغییر و حل مشکل کند.
منتشر شده در یادداشت
دوشنبه, 20 فروردين 1397 14:53

سخنی با رئیس جمهور

محمدتقی فاضل ميبدى
در انتخابات ۹۶ حدود ۱۵ سخنرانی  برای تبلیغ اقای روحانی داشتم.خوشبین بودم که در دولت دوم روحانی با حفظ تجربه هایی که داشته است، اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور وضع بهتری خواهد داشت، علاوه بر اين وعده هايي كه رييس جمهور در دولت بعد مي داد، همه را اميد وار كرد.اعضاي كابينه كه معرفي شد، به ويژه تیم اقتصادی خیلی ها را نگران کرد؛ ولی امید وجود داشت. غمگنانه باید گفت روز بروز ناامیدی ها بیشتر شد، هم در سیاست خارجی و هم اوضاع داخلی و اقتصادی. یکی از وعده های روحانی حفظ ارزش ریال در برابر دلار بود، امروز اما شاهدیم که ساعت بساعت ارزش پول ملی سقوط می کند،كسی هم در برابر اين ضايعه پاسخگو نیست. بسیاری از شهروندان نگران ارزش پول و دارایی خود هستند،کسی فکر نمی کرد تیم اقتصادی دولت دوم روحانی تا این اندازه بی مسولیت و ضعیف باشد.
آقای خاتمی به جناب روحانی این تذکر را روزهای اول داده بود ،که این تیم اقتصادی مطلوب نیست؛ اما توجهي نشد. رييس جمهور در سخنرانی و خطابه كم ندارد ،گاهی وجهه اپوزوسیون به خود می گیرد؛ اما در عمل معلوم نيست سكان داري كشتي كشور كيست؟ مسله حصر كه حل نشد هيچ مشکلات دیگری بر کشور اضافه شد از جمله لجام گسیختگی قیمت دلار. چرا رییس جمهور و یا رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و کسان دیگر شفاف با مردم سخن نمی گویند؟ تا کی باید با منطق عدم سازش با کشورهای بزرگ کشور را اداره کرد، تاکی باید بپای برخی شعارهای تنش زا از جیب این ملت هزینه کنیم و دست آوردي نداشته باشيم؟ بحرانهاي زيادي كشور را احاطه كرده است، اقتصاد سامان مندي نداريم، اگر دولت و سایر نهادهای حکومتی هر چه سریعتر چاره ای نیاندیشند، معلوم نیست چه خواهد شد؟ 
بیاییم منطق مذاکره را بر منطق خصومت ترجیح  دهیم. امام علی(ع) فرمود:«من بالغ في الخصومة فقد اثم »  زیاده روی در خصومت ورزیدن گناه بزرگ است. ما هر وقت بر سر پاره ای مسایل پای میز مذاکره رفتیم، بعد از پرداخت هزینه های زیادی رفتیم ،ایران در تاریخ بزرگتر از این بوده که کشوری مانند عربستان او را تهدید کند، نباید سیاست خارجی این کشور سربلند کارش به این جاها کشیده می شد. درخاتمه بگویم ،باید با دنیا مذاکره کرد و جلوی ضرر را هرگاه بگیریم برای ملت و کشور منفعت است. جمله امام علی(ع) را فراموش نکنیم : «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار، عبرتهای تاریخی زیاد است و عبرت بگیران اندکند ».
 
منتشر شده در یادداشت
چهارشنبه, 06 دی 1396 08:34

اصلاحات عقیم شده است

محمدتقی فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با «آرمان»:

آرمان- فاطمه رضایی: شایعات در روزهای اخیر، سوژه‌های هدفمندتری را دنبال می‌کند و به‌طور مشخصی از سوگیری‌های یکجانبه سیاسی برخوردارند کمپین «از رأی به روحانی پشیمانم» که تقریبا از ابتدای کار دولت دوازدهم زمزمه می‌شد و اخیرا جدی‌تر بیان می‌شود که در همین راستا حسام‌الدین آشنا مشاور روحانی که این کمپین را «پویش فرمایشی» نامید، تصریح کرد که این کمپین با پشتیبانی کسانی شکل گرفت که باید در مورد کارهای کرده و نکرده خود به آحاد مردم پاسخگو باشند.از طرفی شایعه خروج جهانگیری از دولت اعتدال هم به‌دلیل عدم تکذیب طرفین همچنان در هاله‌ای از ابهام است. محمود واعظی رئیس دفتر روحانی با اشاره به اینکه اعتدال یک گفتمان سیاسی است و روحانی ادامه‌دهنده راه آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی است، اعلام نمود: هیچ‌اختلافی میان آقای جهانگیری با دولت، وزرا یا شخص آقای روحانی وجود ندارد. ما نه از ایشان و نه از دیگر اعضای دولت چیزی که موید اختلاف باشد، نشنیده‌ایم و به این حرف‌ها هم اعتنا نمی‌کنیم. بحث وجود یا عدم وجود دانشجویان ستاره‌دار نیز به یکی دیگر از سوژه‌های پیرامونی دولت در فضای مجازی بدل شده است. در راستای تحلیل منبع تغذیه شایعات مذکور، «آرمان» با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به گفت‌و‌گو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

به‌نظر شما کمپین پشیمانی از رأی به روحانی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

باید توجه داشت که در تمام انتخابات‌ها، نامزدهای انتخاباتی، موظف هستند تا به تمام آنچه وعده داده بودند، عمل کنند. به‌ویژه در دولت آقای روحانی که ایشان از ابتدا با شعارهای قابل توجه خود و شاید بلندپروازانه در برخی موارد، رقبا را از میدان بیرون راند. ولی به هرحال در یک جامعه یک شخص زمانی می‌تواند به همه شعارهای انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند که تمامی ارگان‌ها مثل قوه قضائیه مجلس و... با او همکاری کنند. ولی در کشوری همچون کشور ما حوزه اختیارات محدود است، به‌ویژه در حل بحران‌ها و در مسائل سیاست خارجی. در کشور ما وزیر امور خارجه آقای ظریف است ولی ما هر ازچندگاهی ممکن است از طرف آقای ولایتی نیز صحبت‌هایی در مورد سیاست خارجه بشنویم و یا یک مقام ارشد نظامی هم ممکن است در این‌باره صحبت‌هایی بکند. تمام این قضایا باعث سردرگمی دولت می‌شود، چراکه متوجه می‌شود ده‌ها سیاست خارجه با ده‌ها رویکرد متفاوت وجود دارد. سیاست خارجه زمانی درست می‌شود که یک متولی داشته باشد و تصمیمات نهایی در موضوعات مربوطه برعهده یک نفر باشد. در مسائل سیاست داخلی هم همین‌طور است. سیاست خارجی و داخلی با هم رابطه مستقیم دارد و اگر یکی از آنها آسیب ببیند دیگری هم از پا در می‌آید. به این صورت که حد مسائل داخلی، اجتماعی و اقتصادی ما مثل حل مسائل سیاسی ماست و مسائل سیاسی زمانی حل می‌شود که دولت اختیارات تام و صد‌درصدی داشته باشد که متاسفانه در این دولت نه سیاست خارجی و نه دولت اختیارات تام ندارند به این دلیل است که معتقدیم نباید از آقای روحانی انتظاراتی بیشتر از حد داشت و البته کسی که ابراز پشیمانی می‌کند سخت در اشتباه است. شاید می‌خواهند به خیال خودشان اختلافاتی میان اصلاح‌طلبان ایجاد کنند و یا انتخابات ۸۴ را تکرار کنند. شاید بهتر است که از روحانی حمایت کرد و در کنار آن انتقاد هم کرد. ولی ابراز پشیمانی در عرصه سیاست مفهومی ندارد. امکان ندارد وارد یک بازی شد و به محض پیچیدگی اندک اوضاع خود را کنار بکشی.

می‌توان این کمپین‌های ساختگی را نتیجه فقدان وجود احزاب درست دانست؟

به هرحال یکی از مشکلات جامعه امروز ما، فقدان وجود احزاب قوی است و روزنامه‌های قدرتمند که البته حزب در کشور ما مساله مهم‌تری محسوب می‌شود و دولت تا جایی که توان دارد باید در کنترل و قدرت‌دهی به احزاب بکوشد. موافقم که اگر ما احزاب قوی داشتیم و یا خود دولت یک حزب قوی یا به عبارتی یک پایگاهی داشت، البته این نحوه ضعیف تبلیغات به دست دولت نیست و چاره‌ای هم وجود ندارد چراکه صداوسیما و رسانه‌ها به‌طور کلی، در دست دولت نیست. گاهی رسانه‌ها مساله‌ای را نشر می‌دهند که شاید خود اصل آن به این اندازه بد و بزرگ نباشد و به واسطه همین اقدامات رسانه‌ای، وخیم شود. دولت برای مقابله با چنین رسانه‌‌هایی نه ابزار دارد و نه نیروی کافی. قاعدتا این تبلیغات به هرنحوی بر روحیه عام مردم تاثیر می‌گذارد که برخی روزنامه‌ها با تیترهای خود به این مورد دامن می‌زنند و همین‌طور در شبکه‌های مجازی مثل تلگرام، واقعیت آن‌گونه که وجود دارد نشان داده نمی‌شود و کدام طرف ماجرا بودن، تفاوت چندانی در اصل موضوع ندارد، امروزه سیستم اطلاع‌رسانی مملکتی یا سیستم‌های رسانه‌ای تبلیغاتی اعم از تلگرام و اینستاگرام و روزنامه‌ها و غیره، که گوش مردم را کر و چشمشان را کور کرده است، هیچ‌کدام واقعیات عینی را نشان نمی‌دهند و همه در جهت اهداف شخصی گام بر می‌دارند. مثلا در جریان زلزله کرمانشاه باید منصفانه و عادلانه بگوییم که دولت بسیار تلاش کرد و همین‌طور ارگان‌هایی مثل هلال اهمر و شاید کار دولت در زلزله کرمانشاه بهتر از تمامی زلزله‌های پیشین بود. اما عده‌ای در شبکه‌های مجازی و در رسانه‌های خارجی با نشر فیلم‌ها و عکس‌های بعضا دروغ، سعی در عوامفریبی دارند و دولت موظف است با آنها مقابله کند اما دولت هم توان مقابله ندارد و ابزاری هم در اختیارش نیست.

 برخی از همین شایعات به خروج آقای جهانگیری از دولت تدبیر و امید می‌پردازند. به‌نظر شما خروج آقای جهانگیری از دولت، اقدام درستی ا‌ست؟

آقای جهانگیری از دولت بیرون نمی‌روند و نباید هم بروند، چراکه ایشان در دولت روحانی یک وزنه هستند و به قول نسل امروز یک برند محسوب می‌شوند و البته که تا کنون خبری مبنی بر تایید این خبر اعلام نشده است. اختیارات افراد ممکن است بر اساس شرایط کم و زیاد شود و این در دولت‌هایی مثل آمریکا که مدعی دموکراسی هست نیز دیده می‌شود، ولی اینکه بگوییم جهانگیری باید صحنه را ترک کند و برود نه مطلوب است و نه او این کار را انجام می‌دهد.

به‌نظر شما، اعتدال واجد کدام صفات از ویژگی‌های یک گفتمان است؟

گفتمان تعریف خاص خودش را دارد و به‌عنوان یک مفهوم و بر اساس آن، رویکرد تازه‌ای در جامعه منتشر می‌شود. وقتی حرف از گفتمان می‌شود لازم است یک پشتوانه و تئوری و فکری هم داشته باشد و حالا اگر بخواهیم به تحلیل کلمه بپردازیم معنا همان است. برای من همچنان روشن نیست که اعتدال یک گفتمان باشد و هنوز در جایی به‌عنوان گفتمان منعکس نشده است. قصد رد کردن این موضوع را ندارم ولی نشنیدم که از اعتدال به‌عنوان یک گفتمان یاد شود. البته که اعتدال یک مفهوم درست است، یعنی نه افراط و نه تفریط و یک خط وسط و جلو رفتن روی همان خط و از این جهت درست است. اعتدال یک مفهوم جدید است و معنای بجایی هم دارد ولی برای تبدیل به گفتمان باید شرایط آن را فراهم کرد. مثلا تئوری و طرح اولیه که بحث آن مجزاست؛ ما یک مفهوم‌سازی داریم و یک گفتمان داریم که گفتمان دامنه وسیع‌تری دارد. اگر اعتدال را به‌عنوان یک مفهوم در نظر بگیرند درست است و سازنده دولت روحانی است و مورد قبول همگان، اما اسم اصلاحات که در سال76 رئیس دولت اصلاحات مطرح کردند یک گفتمان بود و در راستای آن مسائل مدرنی مثل مردمسالاری و دموکراسی وجود داشت که از دل اصلاحات زاییده شد. پس گفتمان چیزی است که از درونش مسائل دیگری زاییده شود و عده‌ای بنا به خواسته‌شان به‌دنبالش رفته و آن را گسترش دهند ولی در مورد اعتدال هنوز درونش مسائل جدیدی دیده نمی‌شود.

ریشه‌های عدم جوانگرایی در بدنه دولت و همچنین احزاب اصلاح‌طلب را در چه می‌بینید؟

امروزه شاید بتوان گفت اصلاحات عقیم شده است. یعنی این جریان، از لحاظ معناسازی چندسالی درجا زده و مفاهیم نوینی نساخته است. بالاخره دردنیایی که ما هستیم در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و در سایر زمینه‌ها، روزبه‌روز تحولات جدید حادث می‌شود و ما باید برای هرکدام از این تحولات، رویکرد مفهومی داشته باشیم. مساله حقوق بشر در مفاهیم امروز یک موضوع مهم است که باید روی آن کار شود و هنوز هم در گفتمان اصلاحات در چنین مسائلی ثبات خود را به‌دست نیاورده است. روحانی حقوق شهروندی را مطرح کرد که کار بسیار مناسبی بود و اگر به امید خدا این منشور در کشور حاکم شود اتفاقات خوبی در انتظارمان خواهد بود. اصلاحات باید یکسری مفاهیم و مسائل نو بسازد که برای نسل جوان جذابیت داشته باشد. به‌همین دلیل است که هنوز جوانگرایی لازم صورت نپذیرفته است و همچنان انسجام و فعالیتی که نسل جوان امروز ما باید داشته باشد، دیده نمی‌شود و از طرفی موانع پیش‌رو نیز، زیاد است و اگر این موانع بر سر راه اصلاحات، کمتر بود و یا حتی نبود، بیشتر از این شاهد جذب نسل جوان بودیم. مانند زمان 8 سال دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد که اصلاح‌طلبان هزینه‌های زیادی دادند که همین مساله به تنهایی ادامه و توسعه مفاهیم در دل اصلاحات را کم می‌کند ولی امیدواریم که ان‌شاءا... بتواند در این دوره جوانان بیشتری را به خود جذب کند.

عملکرد منشور حقوق شهروندی در جامعه و بازخوردهای اجتماعی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به‌هرحال به همان اندازه که برجام برای ما مهم بود مساله حقوق شهروندی نیز حائز اهمیت است و حقیقتا جزو دستاورد‌های مهم دولت می‌توان از آن نام برد، در صورتی که بتواند جلو موانع نقص آن را بگیرد. ممکن است چه از طرف کسی یا نهادی مواردی از آن نقض شود. اگر دولت بتواند در برابر عواقب نقض این منشور بایستد و کوتاه نیاید بسیار خوب است و الا حقوق شهروندی مطرح شود و همچنان در دانشگاه دانشجوی ستاره‌دار وجود داشته هیچ‌فایده‌ای ندارد. دانشجویی، به‌دلیل عقیده شخصی‌اش از رسیدن به مدارج بالای دانشگاهی محروم می‌شود و خیلی از مشکلات دیگر.

تاکید بر جنبه‌های دیگر حقوقی می‌تواند در این راستا کمک کند؟

حقوق بشر، حقوق بشر است و عده‌ای می‌نشینند و آن را می‌نویسند و قطعا خالی از ابهام و اشکال نیست، درست مثل علومی که در سرتاسر جهان وجود دارد که هرکدام ممکن است ایراد یا اشکال و موردی داشته باشد ولی بیان برخی واژه‌ها برای نقد حقوق بشر، راه درستی نیست چرا که شما ممکن است یک شهروند غیر مسلمان، زرتشتی مسیحی و... باشید. به هرحال حقوق بشر و حقوق شهروندی برای شما اعمال خواهد شد. حقوق بشر به حقوق بشر مربوط است و صرفا باید به حقوق انسان‌ها برسد و اگر در جامعه‌ای قرار باشد حقوق شهروندی مردمی زیر پا گذاشته شود، حقوق بشر مانع از آن خواهد شد. طبیعتا هر انسانی در کشور خود دارای حقوق و قوانینی است، کما آنکه ممکن است در برخی کشورها، بعضی از این قوانین به‌دلایل شرایط جامعه تغییر کند ولی در کلیات تفاوتی با حقوق بشر شناخته شده ندارد.

در راستای تاکید بر حقوق شهروندی، نحوه برخورد با آقای احمدی‌نژاد و جریان حامی ایشان چگونه باید باشد؟ حکمیت یا قانون باید تعیین‌کننده نهایی باشند؟

بالاخره این جریان زاییده قشری از جریانات سیاسی این کشور است و خودشان باید جوابگو باشند. ولی احمدی‌نژاد به‌نظر من مساله مهمی نیست و این گروهی که او را رشد دادند و بزرگ کردند و به شهرداری راه دادند و بعد تا رئیس‌جمهور شدن حمایتش کردند و بعد آن شعارها و آن رفتارهای حمایتی را نسبت به‌ یکسری از افراد، انجام داد. الان وظیفه آن گروه و جریان است که پاسخگو باشد. بالاخره یک گروه قوی در این کشور، برای تخریب اصلاحات، آیت‌ا...هاشمی و یا اشخاص دیگر، کارهایی انجام دادند که باید در این رابطه با خودشان صحبت کرد.

ستاره‌دارشدن دانشجویان با منشور حقوق شهروندی همخوانی دارد؟

زیبنده نیست و امید برآن است که وجود نداشته باشد. وظیفه دولت این است که با متخلفان برخورد کند، باید تذکر داد که به چه حق و حقوقی دانشجویی را از تحصیل محروم می‌شود؟ ممکن است دانشجو تخلفی انجام بدهد که به کمیته انضباطی ارجاع داده می‌شود و مجازاتش شاید تعهد، جریمه و یا هرچیز دیگری، در نظر گرفته می‌شود، ولی محروم کردن دانشجو از ادامه تحصیل در هیچ‌کجای جهان کار پسندیده‌ای نیست. مثل این است که انسانی را از ادامه حیات محروم کنیم چرا که درس هم برای فکر انسان مانند غذا و مایه حیات محسوب می‌شود. نمی‌شود کسی که صاحب یک فکر و عقیده سیاسی متفاوت با ما باشد را از درس محروم کنیم. اصل این موضوع مناسب جامعه اسلامی ما نیست و اگر موردی وجود دارد مسئولان باید توضیح بدهند که چرا هنوز وجود دارد.

منتشر شده در گفتار

حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با «آرمان»:

هستی قاسمی: بیش از ۱۰۰ روز از آغاز کار دولت دوازدهم می‌گذرد، دولتی که رئیس‌جمهورش با شور و هزاران وعده در کارزار انتخاباتی ۹۶ عرض اندام کرد و از شور، امید، آرامش، دغدغه‌ها و برنامه‌های خود با ملت ایران سخن گفت. ملت ایران برای بار دیگر او را باور کرد و برای دادن فرصتی دوباره به او به پای صندوق‌های رأی آمد، اما امروز برخی معتقدند که روحانی دیگر آن روحانی انتخابات ۹۶ یا رئیس‌جمهور دولت یازدهم نیست و می‌گویند فشارهای مخالفان او را بی‌انگیزه و محافظه‌کار کرده است، تحرکات و رویکردش با برنامه‌ها و وعده‌هایش تطابق و همخوانی ندارد. برخی هم می‌گویند روحانی همان روحانی است که بنا به اقتضای شرایط، بی‌توجه به دردسرسازی‌های مخالفان و بدون حاشیه، روی برنامه‌های خود تمرکز کرده است. به‌هر روی مردم وعده دولتمردان را به‌خاطر دارند، با تغییر رویکرد و سیاست‌ها کاری ندارند و در نهایت محصول اعتماد خود را می‌خواهند. آنچه امروز برای ملت ایران اهمیت دارد تنها و تنها توسعه همه جانبه کشور و حل مشکلات اقتصادی است که‌ این مهم به تعبیر برخی از تحلیلگران و صاحبنظران با توجه به عملکرد دولت دوازدهم تا به امروز محسوس نبوده و این ناشی از همان بی‌انگیزگی و تغییر رویکرد است. حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی می‌گوید: «اگر مشکلات اقتصادی جامعه حل نشود سرخوردگی‌ها در بخش‌هایی از جامعه به همه بخش‌های جامعه سرایت خواهد کرد که ‌این سرخوردگی و ناامیدی در آینده قابل جبران نیست و در انتخابات آتی خود را نشان خواهد داد.» در ادامه گفت‌وگوی محمدتقی فاضل میبدی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و استاد دانشگاه با «آرمان» را می‌خوانید.

روحانی اخیرا با جامعه روحانیت مبارز نشستی داشته است، این مساله بیانگر چیست؟ چرا روحانی به‌جای اینکه اعتماد مردم به‌ویژه 24‌میلیون رأی‌دهنده را در نظر بگیرد، بیشتر به‌دنبال جلب اعتماد بخش‌های دیگر است؟

مواضع روحانی تا اندازه‌ای نسبت به دولت یازدهم و زمان انتخابات تغییر پیدا کرده و این تغییر اکنون رویکرد با توجه به رفتارها و عملکرد رئیس‌جمهور کاملا محسوس است و از طرفی به‌خوبی روشن است که عده‌ای در جامعه نسبت به تغییر مواضع و عملکرد روحانی دلسرد شده‌اند اما باید شرایط دولت را درک کرد، نباید بلافاصله علیه دولت موضع گرفت و دست به قضاوت زد. باید شرایط دولت را بررسی کرد و سپس با توجه به شرایط به تحلیل مواضع دولت پرداخت. روحانی امروز نمی‌تواند مواضع تندی اتخاذ کند و یا با همان مواضع دوران انتخابات، امور کشور را پیش ببرد زیرا اکنون شرایط مقتضی نیست. اما از سویی برخی از رفتارهای روحانی از آغاز دولت دوازدهم تا به امروز به‌گونه‌ای بوده است که برخی در جامعه نسبت به آن ناراضی هستند و این مساله را هم نمی‌توان انکار کرد. در بعد اقتصادی نیز انتظار می‌رفت که روحانی با سرعت بیشتری برنامه‌های خود و مطالبات جامعه را در این حوزه محقق سازد اما هنوز عملکرد دولت به‌ویژه در بعد اقتصادی در جامعه محسوس نیست.

برخی معتقدند که مشکلات اقتصادی مردم یک‌و‌دو روزه حل نمی‌شود و باید به دولت تا پایان عمر چهار ساله‌اش فرصت داد. آیا ‌این توجیه منطقی است و باید به دولت به‌ویژه برای حل مشکلات اقتصادی تا پایان عمر چهار ساله‌اش فرصت داد؟

اگر روحانی در بعد سیاسی بنا به اقتضای شرایط ناگزیر است گاهی مواضع خود را تغییر بدهد، اما در بعد اقتصادی انتظار می‌رفت که فعال‌تر عمل می‌کرد و با تیم قوی‌تری وارد عرصه می‌شد. مشکلات اقتصادی مردم روز و ساعت نمی‌شناسد. این مشکلات باید هر چه زودتر حل شود. اگر مشکلات اقتصادی جامعه حل نشود سرخوردگی‌ها در بخش‌هایی از جامعه به همه بخش‌های جامعه سرایت خواهد کرد که‌این سرخوردگی و ناامیدی در آینده قابل جبران نیست و در انتخابات آتی خود را نشان می‌دهد. امروز وضعیت اقتصادی مردم هیچ‌تغییری نکرده است و حوزه مسکن و تولید به همان شکل است. در حقیقت با نگاهی به وضعیت مردم در جامعه می‌توان دریافت که رونقی در این دو حوزه هنوز محسوس نیست.

برخی معتقدند که نقش جهانگیری در دولت کمرنگ شده است. اگر این حرف درست باشد، چه دلیلی برای تضعیف نقش جهانگیری که از روحانی در انتخابات اخیر تمام‌قد حمایت کرد، وجود دارد؟ آیا تضعیف نقش او در آینده به زیان جریان اصلاحات نخواهد بود؟

جهانگیری در انتخابات اخیر بسیار فعال بوده است و با توجه به سخنرانی‌ها و حمایت‌هایش از روحانی، انتظار می‌رفت که در دولت دوازدهم حضور پررونق‌تری داشته باشد اما امروز حضور او در دولت فارغ از اینکه پررنگ نیست، حتی ممکن است بدون انگیزه هم تلقی شود. درباره چرایی تضعیف نقش او در دولت نمی‌توان با اطمینان سخن گفت زیرا هنوز روشن نیست که تضعیف نقش جهانگیری در دولت به‌دلیل تصمیم روحانی بوده است و یا اینکه جهانگیری از برخی اقدامات رضایت ندارد.

آقای روحانی را تا چه‌اندازه در عمل به وعده‌هایش جدی می‌دانید؟

آقای روحانی انگیزه‌های خود را از دست داده است و از انتظاراتی که در کارزار انتخاباتی برای مردم ایجاد کرد امروز تا حدودی فاصله گرفته است. به همین دلیل باید بررسی کرد که دلیل بی‌انگیزگی دولت در عمل به وعده‌ها چیست. آیا شرایط خاصی برای او فراهم شده است یا در دولت دوازدهم تصمیم به تغییر رویکرد گرفته است، زیرا اگر به پای درد و دل مردم در کوچه و بازار بنشینیم در می‌یابیم که جامعه چندان از وضعیت اقتصادی رضایت خاطر ندارد. بنابراین اگر قرار بر این باشد که روحانی در آینده به همین صورت حرکت کند، مردم چندان از او راضی نخواهند بود. اما اگر روحانی در عمل به وعده‌های خود جدی باشد. البته همچنان معتقدم که برای قضاوت اندکی زود است به‌هر روی امروز احساس می‌شود که رویکرد رئیس‌جمهور نسبت به مواضع در دوره یازدهم متفاوت است.

چه چیز مانع از این مساله می‌شود که دولت در عمل به وعده‌های خود جدی نباشد و با بی‌انگیزگی رفتار کند؟

عمل به وعده‌هایی که روحانی در کارزار انتخاباتی 96 به مردم داده است مستلزم همکاری مجلس، قوه قضائیه و سایر دستگاه‌هاست. علاوه بر این، حاشیه‌ها و مانع‌هایی که مخالفان برای دولت ایجاد کردند یکی دیگر از دلایل بی‌انگیزگی دولت در عمل به وعده‌هاست. روحانی باید مقتدارانه‌تر با موانع برخورد کند و درباره مشکلات و موانع دولت با مردم شفاف‌تر سخن بگوید و واقعیات را به مردم بگوید. رئیس‌جمهور درباره مسائلی مانند آزادی‌های مدنی، مطبوعات و احزاب آن طور که باید متاسفانه خود را نشان نداده است. در حالی که یکی از دغدغه‌های دولت برای توسعه‌یافتگی باید این باشد که بر اساس قانون اساسی، مطبوعات و احزاب جایگاه خود را در کشور پیدا کنند حتی اگر در این راستا موانعی هم وجود داشته باشد، رئیس‌جمهور باید با مردم سخن بگوید.

البته برخی معتقدند که روحانی لزوما نباید همه چیز را هم به مردم بگوید زیرا گفتن برخی از مسائل به نفع جامعه و کشور نیست.

به هیچ‌روی این مساله را قبول ندارم، زیرا روحانی همان‌طور که در نطق انتخاباتی خود با مردم شفاف سخن گفت، امروز هم باید به همان اندازه باید با مردم صریح و شفاف باشد و علت عدم عمل به برخی از وعده‌ها و موانع پیش‌روی دولت را به جامعه بگوید. مگر اینکه مسائل حساس و امنیتی باشد که در این صورت لزومی هم ندارد نگرانی‌ها به جامعه منتقل شود اما به‌طور کل در مسائلی نظیر مشکلات اقتصادی، احزاب و مطبوعات که به‌راستی انتظار تحقق آن می‌رفت روحانی در این موارد به اهداف خود تا به امروز نرسیده است.

آینده سیاسی روحانی با توجه به شرایط کنونی کشور و رویکرد رئیس‌جمهور چه خواهد شد؟

آینده سیاسی روحانی به عملکرد او در سال‌های باقی مانده از عمر دولت دوازدهم بستگی دارد. اگر روحانی مانند امروز بخواهد با بی‌انگیزگی امور را پیش ببرد، آینده سیاسی او چندان امیدوار‌کننده نخواهد بود، با ادامه‌ این روند جریان اعتدال شکست خواهد خورد. اما اگر روحانی بخواهد جریان‌ساز باشد و مردم را با خود در آینده همراه کند باید هدفمندتر، با انگیزه‌تر و مقتدر‌تر حرکت کند و روی برنامه‌های دولت و مطالبات مردم تمرکز بیشتری داشته باشد.

محمود احمدی‌نژاد و یارانش طی روزهای اخیر سخنانی علیه قوه قضائیه مطرح کردند و چند روز در حرم شاه‌عبدالعظیم بست نشستند. این تحرکات چه مفهومی دارد؟ احمدی‌نژاد به‌دنبال چیست و چرا یکباره سخنانی درباره عدالت و... به زبان می‌آورد؟

احمدی‌نژاد از بدو ریاست‌جمهوری خویش تا به امروز رفتار نرمالی نداشت. زمانی قوه قضائیه را مطلوب نمی‌دانست اما امروز که قوه قضائیه می‌خواهد به پرونده‌ها و تخلفات احمدی‌نژاد و یارانش رسیدگی کند، موضع می‌گیرد از نظر احمدی‌نژاد قوه قضائیه بد است. اگر مساله عدالت برای احمدی‌نژاد یک دغدغه است، چرا در دوران ریاست‌جمهوری‌اش هیچ‌موضعی در این باره اتخاذ نکرد؟ احمدی‌نژاد در زمان ریاست‌جمهوری‌اش بزرگ‌ترین حامی مرتضوی بود، در حالی که یکی از افرادی که بیشترین تخلفات را داشته، قاضی مرتضوی بوده، اما احمدی‌نژاد با وجود آگاهی و اطلاع از عملکرد مرتضوی بازهم به او در دولت خود فرصت داد و ریاست سازمان تامین اجتماعی را به او واگذار کرد. بنابراین باید از احمدی‌نژاد پرسید اگر بی‌عدالتی برای او مساله و دغدغه است، چرا در آن زمان سکوت کرد؟ بنابراین باید اذعان کرد که بی‌عدالتی دغدغه‌ای برای شخص احمدی‌نژاد و تیم او نیست و او هیچ‌وقت دلش به‌حال جامعه نسوخته است. احمدی‌نژاد و تیمش هیچ‌گاه دغدغه جامعه را نداشته و او و تیمش همواره به فکر خودشان بوده‌اند. زمانی که آسیاب بر وفق مراد می‌چرخید، به مخالفان خود بدترین صفت‌ها را می‌داد اما امروز که معاونش به‌عنوان متهم بازداشت و یا محاکمه شده، فغان سرداده است که اسلام و دین از دست رفت. در حالی که طی سال‌های گذشته او سکوت اختیار کرد. بنابراین برای او تنها خودش و تیمش اهمیت دارد.

به‌عنوان سوال آخر، مردم در مساله زلزله غرب کشور به‌جای اینکه به نهادهای دولتی اعتماد کنند خودشان مستقیما به محل وقوع زلزله در غرب کشور می‌رفتند و یا کمک‌های خود را به حساب اشخاص مشهور و صاحب اعتبار مانند «زیباکلام» ریختند. این بی‌اعتمادی جامعه را برخی اعتراض مدنی تعبیر کردند، ارزیابی شما چیست؟

مراجعه مردم به محل وقوع زلزله و کمک مستقیم به زلزله‌زده‌ها و حتی واریز کمک‌های نقدی به حساب اشخاص مشهور مانند زیباکلام و سایر افراد اقدامی اخلاقی است اما مساله ‌اینجاست که باید یک سازو کاری برای مصرف این مبالغ جمع‌آوری شده، وجود داشته باشد. کمک به زلزله‌زده‌ها نیاز به یک ستاد دارد و این ستاد نیاز به یک مرکز و فرماندهی دارد اگر هر فردی به شیوه و روش دلخواه خود بخواهد به مردم زلزله‌زده کمک کند این مساله نه تنها که هرج و مرج به‌وجود می‌آورد بلکه آن‌طور که باید به زلزله‌زده‌ها کمک نمی‌شود. به‌طور مثال ممکن است در برخی از مناطق کمک‌های بسیار بالایی صورت بگیرد و در برخی از شهرستان‌ها و روستاها هیچ‌کمکی صورت نگیرد. در حالی که رسیدگی به وضعیت زلزله‌زده‌ها و توزیع عادلانه اقلام مورد نیاز آنها وظیفه هلال‌احمر است. کمک‌های متشدد و مختلف مردم باید به مرکزی سرازیر شود که‌ این مرکز با توجه به تجربه خود بداند چگونه باید کمک‌ها را میان زلزله‌زده‌ها توزیع کند. حتی اگر مردم به نهادهای دولتی اعتماد نداشته باشند، بازهم به تنهایی نمی‌توانند اقدام مناسب و مطلوبی برای زلزله‌زده‌ها انجام دهند، زیرا به‌هر روی نیاز مردم زلزله‌زده غرب تنها غذا و پتو نیست بلکه مبالغ جمع‌آوری شده باید صرف امور زیربنایی مانند ساخت بیمارستان، کتابخانه، مدارس، جاده و پل و... شود به همین دلیل باید کمک‌های نقدی در اختیار سازمان‌هایی قرار بگیرد که در کار خود تجربه و تخصص دارند. بنابراین حضور افراد در مناطق زلزله‌زده تنها منجر به بی‌قانونی، هرج و مرج، عدم رسیدگی و توزیع عادلانه کمک‌ها به مردم زلزله‌زده می‌شود. حضور مردم در مناطق زلزله‌زده و کمک مستقیم آنها به مردم آسیب‌دیده غرب حتی در قالب اعراض مدنی به دولت هم منطقی نیست و کمکی هم آن‌طور که باید به آنها نمی‌شود.

منتشر شده در گفتار

حجت‌‌الاسلام فاضل میبدی در گفت‌و‌گو با نوآوران

چرخش سیاسی دکتر روحانی به سمت جریان راست موسوم به اصولگرایی، موضوعی است که این روزها از سوی برخی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب شنیده می‌شود.

نوآوران آنلاین- در واکنش به همین اظهارات نیز طی روزهای اخیر حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری نسبت به این اظهارات انتقاد کرد و گفت روحانی به راست چرخش نمی‌کند اما چرخش راست به روحانی بعید نیست. برکسی پوشیده نیست که عملکرد دکتر روحانی را می‌توان براساس مشی اعتدال‌گرایی او تحلیل کرد. از این رو منتقدان او باید این نکته را در نظر داشته باشند که روحانی در چه شرایطی و با چه شعاری بر سر کار آمد. او از ابتدا اعتدال‌گرایی را سرلوحه و مبنای عمل خود قرار داده بود و در عمل نیز شاهد بودیم که رئیس‌جمهور باتوجه به شرایط و محدودیت‌هایی که وجود داشت، به بهترین نحو عمل کرد.  در همین خصوص به گفت‌وگو با حجت‌‌الاسلام فاضل میبدی پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

طی روزهای اخیر واکنش‌هایی از میان برخی از اصلاح‌طلبان صورت گرفته است و برخی چنین می‌گویند که روحانی که مورد حمایت اصلاح‌طلبان بوده است به نظر می‌رسد که به سمت جریان اصولگرا گردش کند این در حالی است که دکتر روحانی به معنای واقعی کلمه اعتدال‌گرایی را که از ابتدا بر آن تاکید می‌کرد در عمل محقق کرده و جناحی عمل نکرده است. شما رفتار دکتر روحانی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

متأسفانه برخی از اصلاح‌طلبان انتظارات بسیاری از رئیس‌جمهور دارند. در حال حاضر دکتر روحانی معتدل عمل کرده است و همانطور که عقلانیت حکم می‌کرد سیاست‌های فراجناحی را دنبال نمود. بر این باورم که روحانی بیش از این‌که به فکر تأمین نظر جناح و یا جریانی باشد، منافع مردم و مصالح ملی را بر هر امری مرجح بداند و در راستای تحقق وعده‌های انتخاباتی‌اش همت ورزد. در شرایط کنونی در جامعه ما احزاب در رقابت‌های سیاسی نتوانسته‌اند به خوبی فعالیت کنند و عقلانیت مردم را بالا ببرند و مردم نیز در زمان و شرایط لازم نتوانسته‌اند اظهاراتی متناسب با اوضاع عنوان کنند. به طور معمول رسانه‌های ما حتی رسانه‌های مستقل نیز دچار سیاست‌زدگی شده‌اند که درچنین شرایطی احساسات برانگیخته می‌شود و بسیار تیترهای سیاسی تند می‌زنند. برخی روزنامه‌ها نیز مسائلی منتشر می‌کنند که برخلاف مصالح ملی است و نتیجه‌ای جز تحریک و ایجاد جامعه‌ای دوقطبی نخواهد داشت. باید از انتشار مطالب گزنده دوری جست. متأسفانه عقلانیت در جامعه ما ضعیف است. منتقدان رئیس‌جمهور باید به ارزیابی شرایط بحرانی منطقه بپردازند و ببینند که در چه شرایطی به سر می‌بریم. با وجود همه مشکلاتی که اکنون وجود دارد اما دکتر روحانی همچنان استوار در مسیر گام برداشته است و به همراه کابینه خود در تلاش برای رفع نواقص و مشکلات برآمده است. 

به ضرورت تحقق وعده‌های انتخاباتی دکتر روحانی اشاره فرمودید، به نظر شما در این مسیر چه نهادهایی باید به همراهی دولت بپردازند و دولت تدبیر و امید را در این مسیر یاری کنند؟

پرواضح است در چنین شرایطی قوای مقننه و قضائیه باید به همراهی دولت بپردازند و نباید اختلافی میان قوا وجود داشته باشد. منتقدان نیز باید به تحلیل عقلانی بپردازند نه این‌که در شرایط سخت و طاقت‌فرسا از دکتر روحانی انتظار تحقق مطالبات جناح خود را داشته باشند. منتقدان باید متناسب با شرایط روز جامعه و منطقه به انتقاد از دولت بپردازند و منافع ملی را در سطح ملی ببینند. در حال حاضر رئیس‌جمهور در بدترین شرایط اقتصادی کشور را اداره می‌کند. اکنون از یک سو با مشکلات اقتصادی بسیاری در کشور هستیم و از دیگر سو در منطقه‌ای هستیم که ضروری است همه دولت را در ادامه مسیر همراهی کنند. به اعتقاد من مشکلات بسیار زیاد است در منطقه با بحران یمن، سوریه و یا بدتر از همه مسأله لبنان مواجه هستیم که نباید با تحریک افکارعمومی وقت و انرژی دولت را بگیریم.

پس شما هم اعتقاد دارید که دکتر روحانی در مسیر اعتدال گام برمی‌دارند و فراجناحی به اداره کشور می‌پردازند؟

این امر بستگی دارد به این‌که شما موضوع را چطور بررسی کنید ممکن است که برخی اعتقاد داشته باشند که رئیس‌جمهور بر مبنای مشی اعتدالی که از ابتدا با همان نام بر سر کار آمد، رفتار می‌کند و برخی دیگر نیز نظری مخالف این داشته باشند. در مجموع اگر دکتر روحانی از وعده‌هایی که داده است فاصله گیرد باید به انتقاد از عملکرد او پرداخت اما هنوز زود است برای قضاوت درخصوص دولت تدبیر و امید. به اعتقاد من کابینه‌ای که برای تصدی امور وزارتخانه انتخاب کرده است مشی اعتدالی دارند و در انتخاب وزرا بر شعار اصلی خود تأکید ورزیده است و خود را درگیر مسائل جریانی و جناحی نکرده است و از این رو برای زیر ذره بین گذاشتن دولت زود است.

ضرورت این‌که دکتر روحانی درگیر این جناح‌بندی‌های سیاسی بعد از این نیز نشود و انتظارات و مطالبات مردم را در اولویت قراردهد نه منافع جناح‌هایی که در انتخابات از آن حمایت کردند؟

در شرایط کنونی مشکلات بسیار است و با این وجود کار کردن بسیار سخت است. منتقدان باید این محدودیت‌ها را درک کنند و همچنین باید دولت را به‌گونه‌ای کمک کرد که از مشکلاتش کاسته شود نه این‌که مشکل جدیدی برایش ایجاد کنیم. دولت نیز باید مجدانه در راستای تامین نیازها و مطالبات مردم گام بردارد تا در 1400 مردم مجدد به کاندیدای مورد حمایت اصلاح‌طلبان اعتماد کنند.

?لینک کانال مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم جهت عضویت https://t.me/majmaqomh

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از5
بازگشت به بالا