سید محمدعلی ایازی: ایجاد شکاف اجتماعی میان جامعه و روحانیت حاصل عملکرد اشتباه حوزه علمیه است. استاد حوزه علمیه قم و دانشگاه با بیان اینکه فضای طلاب جوان ادبیات تقابلی شده است، گفت: نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیست. تقابل های مذهبی سطحی شکل گرفته که برای آینده جامعه و حوزه بسیار خطرناک و نگران کننده است، گفت: بخش هایی از جامعه ما نمی توانند حرف روحانیت را بفهمند و روحانیت هم نمی تواند حرف جامعه را دریابد، در نتیجه شکاف فرهنگی و اجتماعی به وجود آمده است، معتقدم ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخش هائی از جامعه و روحانیت به دلیل عملکرد نابسامان حوزه به وجود آمده است.
در حوزه علمیه با مشکل عدم تناسب میان کمیت و کیفیت طلاب مواجه هستیم.
ساختمان ها و بودجه هایی که به حوزه علمیه تزریق شده هیچ تناسبی با بازدهی و کارکرد آن در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه ندارد
وابستگی های بسیار حوزه به برخی دستگاه ها عملاً حوزه را از استقلال، قدرت پویندگی و آزاداندیشی خارج کرد
حوزه علمیه نتوانست به نیازهای موجود پاسخگویی لازم را داشته باشد
ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخشهائی از جامعه و روحانیت ناشی از عملکرد نابسامان حوزه است
روحانیت منزلت، نفوذ و تأثیرگذاری قبل از انقلاب خود را ندارند
روحانیت بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را از دست داده است
نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیستحجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد علی ایازی در گفت وگو با شفقنا، درباره مشکلات و نارسائی های حوزه های علمیه پس از انقلاب تا به امروز اظهار کرد: من معتقدم در سال های اخیر چند اشکال ساختاری در حوزه علمیه به وجود آمده است؛ اولاً حوزه بدون اینکه امکانات و ابزارهای لازم علمی و آموزشی و جذب و برنامه ریزی برای استفاده از حوزه و روحانیت وجود داشته باشد، طلبه پذیرفت و بسیار بزرگ شده است؛ امروز براساس آمارهایی که گفته شده بیش از ۸۷ هزار روحانی در حوزه علمیه قم جمع آوری شدند، اما سوال این است که از این مجموعه برای چه تعداد از آنها مطلوبیت و مفیدیت نهایی در نظر گرفته شده و این حجم کمی تا چه میزان با حجم کیفی و تأمین نیازهای دینی تناسب دارد؟!
او ادامه داد: البته باید تأکید کنم که در دانشگاه ها هم با مشکل عدم تناسب میان کمیت و کیفیت مواجه هستیم چون در دانشگاه ها هم گاهی میان دانشجویانی که می پذیرند با نیاز علمی و سطح گرفتن دانشجو هیچ تناسبی وجود ندارد. دانشجو و طلبه تنها برای کسب مدرک و عنوان علمی در این دو مرکز علمی به تحصیل می پردازند لذا یک رابطه و تعامل عینی و عملی بین حوزه و جامعه در سطح مطلوب وجود ندارد و همچنین در دانشگاه و مراکز صنعتی و علمی نیز هیچ تناسبی میان ظرفیت و نیاز رعایت نشده است و من معتقدم این مساله یکی از اشکالات ساختاری حوزه علمیه و البته دانشگاه هاست.
ساختمان ها و بودجه هایی که به حوزه علمیه تزریق شده هیچ تناسبی با بازدهی و کارکرد آن در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه ندارد
ایازی به دومین اشکال ساختاری حوزه علمیه اشاره و خاطرنشان کرد: در حوزه علمیه توسعه فیزیکی اماکن و ساختمان¬های اداری بسیار شده یعنی ساختمان سازی و دستگاه های اداری بسیار بزرگی ساخته شده؛ ساختمان ها، اتاق ها و بودجه هایی که به حوزه علمیه تزریق شده هیچ تناسبی با بازدهی و کارکرد آن در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه ندارد. اگر این ساختمان سازی ها در یک شرایط مطلوب و براساس نیازسنجی ساخته شوند، مناسب و مفید است، اما اینکه این همه ساختمان ساخته شود و تشریفات اداری و بروکراسی فراهم شود و در مقابل بازدهی لازم را برای توانمند کردن و مفید و کارائی لازم طلاب نداشته باشد و مشکلات مالی و علمی را پاسخ نداشته باشد، جای سوالاتی جدی را به وجود می آورد.
وابستگی های بسیار حوزه به برخی دستگاه ها عملاً حوزه را از استقلال، قدرت پویندگی و آزاداندیشی خارج کرد
استاد حوزه و دانشگاه وابستگی حوزه به برخی دستگاه و نهادهای خارج از حوزه مانند نیروهای نظامی را یکی دیگر از مشکلات ساختاری این سازمان دانست و تصریح کرد: تقریباً در دو دهه اخیر وابستگی های زیاد حوزه علمیه به برخی دستگاه ها و نهادها دغدغه همه مراجع بوده است؛ وابستگی ای که عملاً حوزه را از استقلال، آزادی، قدرت پویندگی و نظریه پردازی و آزاداندیشی خارج کرده است. حوزه های علمیه شیعه در هزار سال گذشته یکی از افتخاراتشان استقلال¬شان از دستگاه های حکومتی بوده، اما وقتی می بینید که مثلاً در مدرسه فیضیه گاهی طلاب گرد هم می آیند و شعارها و حرف های کاملاً سیاسی و عجیب با هدایت برخی از دستگاه¬های بیرون می زنند، مشخص است که مفهوم دیگر در تلقی جامعه به وجود می¬آورد و صدای مراجع بلند می¬شود و آنان اعتراض می کنند و این موضوع جایگاه و استقلال حوزه ها را بسیار زیر سوال می برد. بنابراین یکی از مشکلاتی که می توان به لحاظ ساختاری به آن اشاره کرد که موجب نگرانی مراجع مستقل هم شده، همین مساله است که دستگاه ها و نهادهایی وارد حوزه شدند و قدرت خود را بسط و نفوذ داده¬اند و عملاً گاهی مشکلات جدی را برای استقلال و آزاداندیشی حوزه ها فراهم کرده اند.
حوزه علمیه نتوانست به نیازهای موجود پاسخگویی لازم را داشته باشد
ایازی در مورد مشکلات و کاستی¬های دیگر حوزه علمیه گفت: حوزه علمیه امروز در رابطه با نیازهایی که جامعه دارد، پویایی و پویندگی لازم را ندارد. نمی خواهم بگویم پویایی امروز حوزه قابل قیاس با قبل از انقلاب است بلکه تحولات بسیاری در حوزه اتفاق افتاده، امروز محققان، نویسندگان و مبلغان بسیاری داریم، که در گذشته نبوده¬اند و جامعیت و پویندگی که امروز در حوزه ایجاد شده قابل قیاس با قبل از انقلاب نیست، اما به همان نسبت نیازها افزایش پیدا کرده، توقعات بیشتر شده و کمیت حوزه قابل قیاس نیست، اما کیفیت لازم را پیدا نکرده است، و در مجموع با توجه به نیازهای فراوانی که در این جهت هست، پاسخگویی لازم وجود ندارد.
ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخش¬هائی از جامعه و روحانیت ناشی از عملکرد نابسامان حوزه است
او افزود: اشکال دیگری که به دلیل عملکرد نابسامان حوزه به وجود آمده، ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخش¬هائی از جامعه و روحانیت است و این محصول شرایط جدید حکومت دینی است که کاسه جمهوری اسلامی با کاسه روحانیت عملاً یکی شده و همه آنچه به حساب جمهوری اسلامی و مسئولان آن گذاشته می شود، به حساب روحانیت هم گذاشته می شود و اشکالی که به آن بخش وارد می شود عملاً به روحانیت هم وارد می شود، در حالیکه روحانیتی که در بخش های اداری و اجرایی کشور فعالند، درصد ناچیزی نسبت به کل مجموعه روحانیت دارند، ولی عملاً این تأثیر را در دیدگاه مردم گذاشته و چه بخواهیم و چه نخواهیم قضاوت مردم این است که روحانیت همان حکومت هست و حکومت هم همان روحانیت است.
روحانیت منزلت، نفوذ و تأثیرگذاری قبل از انقلاب خود را ندارند
ایازی در مورد دلایل تغییر نگاه مردم نسبت به روحانیت و قرار دادن این سازمان مذهبی در رده حکومتی، گفت: متاسفانه این تلقی به وجود آمده و شاید به این دلیل است که معمولاً رسانه های رسمی ما تبلیغ تک صدایی کردند و صداهای مختلف را نشان ندادند که جلوی این آفت را بگیرند. این مساله مشکلی را ایجاد می کند و آن اینکه فاصله بین مردم و روحانیت را در بخش هایی از اجتماع کاهش نمی دهد یعنی در مواقعی دیگر روحانیت منزلت، نفوذ و تأثیرگذاری قبل از انقلاب خود را ندارند. روحانیت همیشه به عنوان یک معلم و مربی اخلاق و معنویت بوده اند، اما گاهی تأثیرگذاری لازم را ندارند یا نمی توانند تأثیری داشته باشند.
روحانیت بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را از دست داده است
او بی توجهی حوزه نسبت به افزایش فاصله میان مردم و روحانیت در بیان سخنان نیز اشاره و اظهار کرد: روحانیت بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را از دست داده، لذا به جای آن، سکوهای جدیدی تعریف و جایگزین شده و تردیدی نیست که امروز می بینیم یک جریانی مانند قرن دوم و سوم که ما قُصّاص (قصه¬گویان و تاریخگرایان) را داشتیم، این قُصّاص جایگزین عالمان آن مناطق شدند؛ امروز ما مداحان را داریم که مانند قُصاص جایگزین روحانیت شده اند. نکته دیگر اینکه روحانیت باید از زبانی که جامعه امروز لازم دارد استفاده کند و نیازها و ادبیات فرهنگی مخاطبان را توجه کنند. به هر حال امروز جامعه ما نسبت به ۳۰ سال پیش بسیار تحول پیدا کرده است؛ شبکه های اجتماعی که امروز به وجود آمده دانش مردم را زیاد و توقعات مردم را افزایش داده، همه این موارد الزامی برای روحانیت به وجود می آورد که خود را روز آمد کند. این اتفاق باعث شده که بخش هایی از جامعه ما نمی توانند حرف روحانیت را بفهمند و روحانیت هم نمی¬تواند حرف جامعه را دریابد، در نتیجه شکاف فرهنگی و اجتماعی به وجود آمده و قهراً این شکاف هست و باید به صورت جدی روی این مسئله و همچنین آثار و علل آن توجه و رسیدگی کرد.
نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیست
ایازی در پاسخ به اینکه نقص هایی که در مورد حوزه علمیه به آن اشاره کرد مربوط به ساختار و برنامه ریزی هاست یا مربوط به مدیریت اشخاص است؟ گفت: به نظر من یک بخشی از این اشکالات و نواقص و تداوم آنها، مربوط به فضای حاکم در بخش مدیریتی کشور است. فضای طلاب جوان ادبیات تقابلی شده است. نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیست. تقابل های مذهبی سطحی شکل گرفته که برای آینده جامعه و حوزه بسیار خطرناک و نگران کننده است. به عبارت دیگر کسانی که مدیریت کشور را برعهده دارند در یک چنین ذهنیتی هستند که این اقتضائات را به وجود آورده و برخی هم ممکن است که حتی واقعی نباشد، اما در عین حال عملاً این تأثیر را در جامعه و فرهنگ ما گذاشته است.
منتشر شده در گفتار
ابوالفضل موسویان عضو هیات علمی دانشگاه مفید با اعتقاد بر اینکه تضعیف مرجعیت به ضرر مردم و اهداف مذهبی و دینی تمام می‌شود، گفت: چنانچه حوزه‌ی ما از دست مراجع خارج شود و بنا باشد دیگران برای حوزه تصمیم بگیرند، مرجعیت و قدرت روحانیت را از بین خواهد برد. حوزه باید توسط خود مراجع اداره شود و دیگران دخالت نکنند.
حجت‌الاسلام و المسلمین ابوالفضل موسویان در گفت‌وگو با شفقنا با بیان این که گرچه مطلبی به این عنوان در متون دینی نداریم اما این که باید به ائمه‌ی اطهار در فهم دین و دستورات دینی مراجعه کرد، هم در قرآن و هم در روایات آمده است، اظهار کرد: بعد از غیبت، این مراجعه به طور طبیعی به کسانی که می‌توانند احکام شریعت را به دست آورند و برای مردم بیان کنند، به این صورت تعریف شد و این افراد، جانشینان و نایبان امام معصوم تلقی می‌شدند. براین اساس باید به این دید این افراد را دید که همان مسوولیتی که بر دوش ائمه‌ی اطهار بوده است، امروز بر دوش مراجع بزرگوار شیعه قرار دارد.
او با تأکید بر این که مراجع بزرگوار باید مورد احترام و تکریم و در حد خود، پاسخگوی مسایلی باشند که از ائمه‌ی اطهار پرسیده می‌شد، گفت: یعنی کار آن‌ها صرفاً به بیان احکام شریعت منحصر نیست بلکه باید جلوی افکار و عقاید انحرافی که ایجاد می‌شود را بگیرند و در این جهت از دین صیانت کنند. این کاری است که مراجع بزگوار باید انجام دهند و تاکنون هم مرجعیت ما این رسالت را به دوش کشیده و در این جهت تلاش خود را کرده است. این گونه نیست که ما فقط در این دوره بخواهیم مسایل را بگوییم. در طول تاریخ، بزرگان شیعه از فقها هم این کار را انجام داده اند؛ چه در دوره‌ی تحریم تنباکو که با یک فتوا جلوی حرکتی که برای مستعمره کردن ایران تلاش می‌کرد را گرفتند و چه در دوره‌ی مشروطیت و چه در دوره‌های قبل، بزرگان و مراجع ما این مسوولیت را به دوش کشیدند و انجام دادند.
موسویان ادامه داد: انتظار این گونه حرکت‌ها از مرجعیت، همیشه بوده و هست و باید هم این مسوولیت را بر دوش خود حس کند. ما امروز شاهد هستیم که یک فتوای آیت‌الله سیستانی و نظری که ایشان می‌دهند، چگونه می‌تواند در عراق و بسیاری از کشورهای دیگر منشأ آثار باشد و جلوی بسیاری از کژی‌ها و انحرافات را بگیرد. این وضعیتی بوده که در گذشته وجود داشته است و امروز هم شاهد آن هستیم.
او با بیان این که کسانی که نمی‌خواهند مرجعیت وجود داشته باشد، مراجع، این گونه اقدامات را انجام دهند و جلوی آن انحرافات را بگیرند در جهت تضعیف این نهاد بر می‌آیند، گفت: آن‌هایی که ناراحت بودند از سیلی‌ای که در تحریم تنباکو خوردند، مسلماً به فکر هستند به گونه‌ای حرکت کنند که این قدرت را از مرجعیت شیعه بگیرند و مرجعیت، چنین قدرتی نداشته باشد. طبیعی است که دشمنان خواهان چنین برخوردی هستند و ممکن است برخی هم ندانسته آب به آسیاب آن‌ها بریزند. تضعیف این موقعیت و مقام به ضرر مردم و اهداف مذهبی و دینی تمام می‌شود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر این که حوزه‌های علمیه که محل رشد این تفکر و اندیشه است و به جامعه هم می‌تواند فکر و اندیشه دهد، حتما باید حفظ شود، اظهار کرد: چنانچه حوزه‌ی ما از دست مراجع خارج شود و بنا باشد دیگران برای حوزه تصمیم بگیرند، مرجعیت و قدرت روحانیت را از بین خواهد برد. در دوره‌ی حضرت امام بارها این مطلب مطرح شد که گاهی خواستند در مورد حوزه تصمیمی گرفته شود، امام فرمودند که تصمیم درباره‌ی حوزه را باید خود حوزویان بگیرند. با این که خود امام هم به عنوان بزرگترین مرجع آن روز بودند اما در عین حال چون مسوولیت و مقام رسمی حکومت را به دست داشتند، فرمودند که باید تصمیم در مورد حوزه را حوزویان بگیرند. به یاد دارم که آن زمان این تصمیم به عهده‌ی مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی بود.
او تصریح کرد: اگر اجازه دهند که دیگران در حوزه دخالت کنند، مسلما حوزه تضعیف خواهد شد. حوزه باید توسط خود مراجع اداره شود و برنامه‌ریزی توسط خود مراجع صورت بگیرد و دیگران در این امر دخالت نکنند.
منتشر شده در گفتار
سید ابوالفضل موسویان: تقاضایی از حکومت نداشتیم و بهتر توانستیم اظهارنظر کنیم . (عملکرد نهادهای سیاسی حوزه علمیه.)
 * اعضای مجمع محققین و مدرسین از لحاظ اندیشه و دیدگاه با جامعه مدسین متفاوت هستند
* در هر دو گروه اصلاح طلبی و اصولگرایی نگاه های افراطی دیده می شود
* کسانی را دعوت کردیم که همسو و هم نظر با مجمع باشند
* ملاک ما در جذب افراد جدید، نواندیشی دینی است
* مجمع محققین و مدرسین نشان داد در حوزه نگاه های متفاوتی هم وجود دارد
* هدف ما این بود که جامعه تصور نکند همه حوزویان یک گونه فکر می کنند
* مجمع توانسته به شکلی عمل کند که هیچ توقعی از حکومت نداشته باشد در نتیجه تاثیرپذیری هم نداشته است
* تقاضایی از حکومت نداشتیم و بهتر توانستیم اظهارنظر کنیم
* ما در این انتخابات طرفدار آقای روحانی بودیم ولی انتقادات جدی هم به ایشان داریم
* اگر حوزه نگاه جدیدی به مسائل نداشته باشد، نمی تواند جوابگوی نسل آینده باشد و منزوی خواهد شد
شفقنا- عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به نگاه نواندیشی دینی به عنوان فلسفه وجود این مجمع گفت: اگر حوزه بخواهد در چارچوب نگاه سنتی و بسته خود حرکت کند، پاسخگوی نسل آینده نخواهد بود و دیری نمی پاید که این حوزه منزوی می شود.
حجت الاسلام سید ابوالفضل موسویان از اعضای اصلی و مرکزی شکل دهنده مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفت وگو با خبرنگار شفقنا، درباره فلسفه وجودی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: این مجمع توسط افرادی شکل گرفت که از لحاظ دیدگاه و افکار و اندیشه تفاوت هایی با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند. آنها باور داشتند که دیدگاه هایشان به امام خمینی نزدیکتر است و این تصور بود که باید این دیدگاهها بیان و برای جامعه روشن شود.
او افزود: این در حالی بود که تقریبا نگاه کلی جامعه به حوزه، همان جامعه مدرسین بود و کسانی هم که در انقلاب فعال بودند و از ابتدا همراه امام بودند اعضای جامعه مدرسین بودند درحالیکه بسیاری از اعضای اولیه جامعه مدرسین به دلیل فوت و یا انصراف از عضویت تغییر پیدا کرده بودند بنابراین احساس می شد لازم است جمع دیگری شکل پیدا کند تا در تبیین نظرات امام و مواضع سیاسی که احیانا لازم بود گرفته شود نقشی داشته باشند و نظرات خود را برای جامعه مطرح کنند.
عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: لازم بود تا این تصور که نگاه حوزه همان نگاه جامعه مدرسین است یا نگاه انقلابیون حوزه همان نگاهی است که جامعه مدرسین اعلام می کند تغییر کرده و نشان داده شود که کسان دیگری هم در حوزه هستند که نگاه متفاوتی دارند لذا جمعی از اساتید حوزه در سال ۷۴-۷۳ گردهم آمده و جلساتی را تشکیل دادیم که که در آن زمان مرحوم عبایی، آیات بیات و موسوی تبریزی حضور داشتند و کم کم فعالیتهای اجتماعی خود را آغاز کردیم.
او به نخستین فعالیت های این مجمع اشاره کرد و گفت: اولین حرکت سیاسی مجمع در سال ۷۶ بود که نزد آقای خاتمی رفتیم و ایشان را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی کردیم. این در حالی بود که کاندیدای جامعه مدرسین، آقای ناطق نوری بودند که نتیجه رای آوردن آقای خاتمی کاندیدای مجمع محققین و مدرسین بود. البته ذکر این نکته لازم است که پیش از این جلسات متعددی از سوی گروه های مختلف برای راضی کردن آقای خاتمی جهت به صحنه آمدن صورت گرفت و یکی از این گروهها، مجمع محققین و مدرسین بود.
موسویان دلیل عدم تشکیل این مجمع در زمان حیات امام راحل را نیز مورد اشاره قرار داد و خاطرنشان کرد: تمام کسانی که به عضویت مجمع درآمدند تقریبا در زمان حیات امام خمینی(ره)، عهده دار مناصب مختلف اجرایی کشور از جمله دفتر تبلیغات اسلامی بودند اما بعد که به تدریج این مناصب گرفته و در اختیار دیگران قرار گرفت، احساس کردیم که باید کار دیگری را شروع کنیم تا بتوانیم دیدگاه ها و افکار خود را بیان نمائیم تا این تصور نباشد که حوزه همان چیزی است که جامعه مدرسین می گوید.
او در خصوص پایبندی اعضا به اهداف مجمع محققین و مدرسین بیان داشت: هدف از تشکیل مجمع این بود که به جامعه اعلام کنیم نگاه دیگری هم در حوزه وجود دارد گرچه ما در کلیت مسائل اسلام باهم اختلافی نداریم و همه در راستای دین و مذهب و اهداف عالی انقلاب هستیم اما نظرات و دیدگاه هایمان با یکدیگر متفاوت است.
عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: برخی اسلام را اینگونه می بینند که با هرگونه نوآوری مخالفت کنند اما برخی این دیدگاه را ندارند و معتقدند می توان نوآوری ها را به شکلی در راستای اسلام و تشیّع تعریف کرد و جهت داد بنابراین این ضرورت احساس می شد و معتقدم مجمع محققین و مدرسین در حد توان و وسع خود در این زمینه موفق بوده است.
در هر دو گروه اصلاح طلبی و اصولگرایی نگاه های افراطی دیده می شود
او در مورد تفاوت مشی دو نهاد مجمع محققین و مدرسین و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عنوان کرد: از اصلاح طلب و اصولگرایی نمی توان تعریف مطلقی ارائه کرد چون در هردو نگاه و گروه، نگاه های تند و افراطی دیده می شود اما در کل می توان گفت که نگاه مجمع محققین و مدرسین بیشترین نگاهش به اصلاح طلبان بوده و این نگاه مورد تائید و قبول است و جامعه مدرسین هم جزو جریان اصولگرایی تعریف می شوند.
موسویان در خصوص دموکراتیک بودن فرآیند داخلی این مجمع هم ابراز داشت: تاکنون- از ابتدای تاسیس- بنای ما بر این بوده که همه تصمیمات با اکثریت آراء اتخاذ شود و هرگز روش دیگری را نداشتیم.
ملاک ما در جذب افراد جدید، نواندیشی دینی است
او در مورد پذیرش اعضای جدید هم گفت: در پذیرش اعضای جدید در طول این سالها همواره سعی کردیم کسانی را دعوت کنیم که همسو و هم نظر با مجمع باشند و ملاک ما در جذب افراد جدید، نواندیشی دینی است یعنی تصور ما این بوده که با نگاهی غیر از نگاه سنتی وارد قضیه شدیم و فکر می کنیم امام خمینی پرچمدار این جریان بود.
مدیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص نقش این مجمع در توسعه سیاسی حوزه گفت: همه اعضای مجمع، اساتید حوزه و دارای کارهای پژوهشی هستند و به همین نسبت در محیط های خود موثر هستند بنابراین به همین مقدار نقش در حوزه دارند که می توانند شاگردانی را در حوزه تربیت کنند علاوه بر اینکه بسیاری افراد در حوزه هستند که همفکر ما هستند اما به دلایلی عضو مجمع نیستند.
او خاطرنشان ساخت: در انتخابات مختلفی که داشتیم، اکثریت حوزه همانند بسیاری از مناطق کشور همراه تفکر اصلاح طلبی بودند به عنوان مثال در انتخابات سال ۷۶، بیشترین رای در حوزه متعلق به آقای خاتمی بود کمااینکه در صندوق مربوط به رای بیوت مراجع عظام تقلید، بیشترین رای متعلق به آقای خاتمی بود بنابراین به نظر می رسد این تفکر و اندیشه در موارد مختلف نشان داده که این موقعیت را دارد که تاثیرگذار ظاهر شود و همچنین نشان داده که این تفکر در بدنه حوزه جایگاه بالایی دارد.
مجمع محققین و مدرسین نشان داد در حوزه نگاه متفاوتی هم وجود دارد
موسویان مهمترین موفقیت این مجمع را در نشان دادن نگاهی فراتر از نگاه سنتی موجود در حوزه دانست و ادامه داد: این مجمع توانسته به جامعه نشان دهد که در حوزه نگاه متفاوتی هم وجود دارد و تصور جامعه از حوزه تک صدایی نباشد بلکه در بین حوزویان و بزرگان حوزه کسانی هستند که نگاهشان با نگاه موجود در حوزه متفاوت است و این دسته معتقدند که نظرشان بر اساس مبانی اسلام و نگاه دینی با نظر دیگران متفاوت است.
هدف ما این بود که جامعه تصور نکند همه حوزویان یک گونه فکر می کنند
او تاکید کرد: هدف ما این بوده که جامعه تصور نکند همه حوزویان یک گونه فکر می کنند و نگاه حوزویان همان چیزی است که به صورت رسمی اعلام می شود بلکه این را خواستیم جا بیندازیم که در حوزه نگاه دیگری هم هست و ما توانستیم این را اعلام کنیم.
این استاد دانشگاه مفید قم در خصوص میزان تاثیرگذاری یا تاثیرپذیری مجمع بر حکومت گفت: مجمع توانسته به شکلی عمل کند که هیچ توقعی از حکومت نداشته باشد در نتیجه تاثیرپذیری هم نداشته است یعنی فعالیت اعضای مجمع از همان ابتدا، کار فرهنگی بوده و هیچ یک وارد کارهای اجرایی نشدیم و هیچ تقاضایی از مسئولانی که با ما همراه بودند، نداشتیم که مسئولیتی به ما بدهند و معتقدیم حوزه اگر بخواهد به طور جدی وارد شود، اینگونه بهتر می تواند تاثیر بگذارد؛ ما بدون هیچ توقعی از مسئولین و حکومت، دیدگاهها و نظرات خود را بیان می کنیم. بنابراین در زمانی که تائید کننده بودیم، منتقد هم بوده ایم و هیچگاه نبوده که بخواهیم به توجیه گری بپردازیم.
تقاضایی از حکومت نداشتیم بهتر توانستیم اظهارنظر کنیم
او خاطرنشان کرد: به این دلیل که تقاضایی از حکومت نداشتیم بهتر توانستیم اظهارنظر کنیم و لذا تاثیرپذیر نبوده و به دنبال تاثیرگذاری بودیم.
موسویان ابراز داشت: ما به عنوان اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم دنبال این نبودیم که خود را داخل دایره گروه یا جناح قرار داده و منحصر کنیم گرچه از باب اینکه اتفاقی ایجاد شود در جبهه اصلاحات که گروه های مختلف اصلاح طلب حضور دارند، هستیم و در تصمیمات کلان جبهه حق رای داریم.
او با تاکید بر اینکه این مجمع هیچ توقعی در زمینه مقام و منصب ندارد، عنوان کرد: شاید همین مساله باعث شده بتوانیم وحدت و وفاقی بین گروه های مختلف اصلاح طلب ایجاد کنیم.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در مورد عملکرد نهادهای حوزوی در قالب جناح سیاسی گفت: اگر حوزویان بتوانند موضعی فارغ از احزاب رسمی و شناخته شده داشته باشند و بتوانند فراتر از این فکر کنند بهتر است، چون حوزویان باید حالت معنوی و اخلاقی را ترویج داده و گسترش دهند. متاسفانه منشا خیلی از اختلاف نظرات و دیدگاهها، اختلافات دنیوی و مادی است.
او اضافه کرد: ما باید ضمن پرداختن به مسائل سیاسی اخلاق را در جامعه گسترش دهیم و این توسعه اخلاقی صرفا با تواضع و فروتنی ممکن نیست بلکه بخشی از اخلاق در عرصه سیاسی این است که تحمل عقاید و نظرات دیگران را داشته باشیم و ما باید به این سمت برویم که دیدگاه های مخالف را پذیرفته و قبول کنیم که آنها هم می توانند در جامعه نقش داشته باشند.
موسویان تصریح کرد: از این جهت اگر ما فراجناحی عمل کنیم و به صورت حزب خاصی که با مبانی و اصول تعریف شده بسیار دوگم حرکت نکنیم بهتر است که نگاه کلی ما نگاه اسلام و تشیع و اخلاق اسلامی باشد.
او ابراز داشت: این مجمع همواره سعی کرده در جهت روشنگری و رفع نواقص حرکت کند یعنی اگر جایی اشکالاتی می دیدیم، گوشزد می کردیم و بی تفاوت نبودیم. حتی در بیانیه مناسبتهای مختلف آنچه که ضرورت تذکر داشته، وظیفه خود را انجام می دادیم.
این استاد دانشگاه به جایگاه مجمع در بین حوزویان و افکار عمومی اشاره کرد و گفت: با توجه به اینکه مواضع مجمع در بسیاری موارد مورد قبول حوزه قرار می گرفته، می توان آن را حمل بر مقبولیت مجمع کرد.
او اضافه کرد: از اعضای مجمع در جاهای مختلف جهت سخنرانی دعوت شده که استقبال خوبی از اعضای مجمع در شهرها و مناطق مختلف دیده ایم.
موسویان با اذعان به وجود خطا و اشتباهات این مجمع همچون دیگر تشکلها و نهادها ابراز داشت: ما از روی ناچاری مجبور به اعلام مواضعی بودیم و در شرایطی قرار گرفتیم که موضعی در یک زمینه ای داشتیم اما اینکه بخواهیم آن را صد درصد درست یا اشتباه بدانیم به قضاوت مردم بر می گردد.
در این انتخابات طرفدار آقای روحانی بودیم ولی انتقادات جدی هم به ایشان داریم
او به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد و افزود: ما در این انتخابات طرفدار آقای روحانی بودیم ولی انتقادات جدی هم به ایشان داریم. ممکن است بگویند در انتخاب گزینه اشتباه کردید، اما آیا گزینه بهتری هم بوده یا همین بوده که انتخاب کردیم گرچه اشکالاتی وجود دارد و نسبت به عملکردهای دولت بویژه در بحث اقتصادی و وضعیت معیشتی حرفهایی هم داریم و این حرکات اقتصادی مورد تائید ما نیست؛ شاید اگر حتی دست دولت هم نباشد دولت در اطلاع رسانی می تواند خیلی موارد را برای مردم بیان کند و به نظر ما در این جهت کوتاهی کرده است و باید بگوید در این وضعیت اقتصادی چه عواملی نقش دارند و چه کسانی مقصر هستند.
عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در مورد ادامه فعالیت این مجمع گفت: آنچه که در ذهن دوستان ماست اینکه باید تلاش جدی کنیم و این نگاهی که امام خمینی آغازگر آن بود و باید آن مساله تعقیب می شد که متاسفانه کنار گذاشته شده، باید پیگیری شود و حوزه باید از این حالت سنتی بسیار بسته خارج شود و این تقاضا الان در بطن حوزه وجود دارد منتها اجازه فعالیت داده نمی شود.
او ادامه داد: حوزویان با مسائل روز باید به شکل جدی تری آشنا شوند همانند کاری که مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی کرد؛ اگر حوزه بخواهد تنها اقوال علمای گذشته را نقل کرده و بگوید، حداکثر احوطی جابجا می کند و تغییر چندانی نمی کند درحالیکه بسیاری از موضوعات فقهی ما عوض شده و تغییر کرده بنابراین ما اولا باید زمان خود را بشناسیم و موضوع شناسی داشته باشیم و حوزه باید با این مسائل آشنا شود و اگر با مسائل جدید و به روز آشنا نشود نمی تواند موضوع فقهی درست را تشخیص دهد.
موسویان تاکید کرد: اگر حوزه به این سمت نرود که نگاهی جدید به مسائل داشته و موضوع شناسی کند، نمی تواند جوابگوی نسل آینده باشد و منزوی خواهد شد.
منتشر شده در گفتار
دوشنبه, 03 ارديبهشت 1397 17:45

صحیفه درحوزه غریب است

حجت الاسلام محمود صلواتی: امام سجاد(ع) بر اصل عدالت و مبارزه با ظلم تأکید کرد  
شفقنا – محمد علی خرمی؛ به گواه تاریخ نویسان، در زمانه امام سجاد علیه السلام دست قدرت حاکمان مستبد و فقر اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه دست در دست هم داده بود و اصل دین اسلام را به شدت تهدید می‌کرد. حجت الاسلام و المسلمین «محمود صلواتی» مترجم کتاب صحیفه سجادیه و مجموعه «دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه» و مؤلف کتاب «نهج العباده» می گوید: در یک شرایطی که مردم گرفتار استبداد دینی هستند و به مردم ستم می‌شود افرادِ جامعه یا حالت عرفانی به خود می‌گیرند و  به دین غیرسیاسی پناه برده و صرفا ارتباط با خدا و در لاک خود فرو رفتن را برمی‌گزینند و یا اینکه دین گریز می‌شوند؛ یعنی کل دین را کنار می‌گذارند؛ دین گریزی و دین ستیزی نتیجه استبدادی است که به نام دین بر جامعه حاکم می‌شود؛ امام سجاد(ع) با بیان دعاهای مختلف تلاش کرد تا فرهنگ ظلم ستیزی را در جامعه احیا کند؛ امام همچون علی بن ابی طالب علیه السلام از بیان مسائل مورد اختلاف شیعه و سنی اجتناب کرد و تمام تلاش خود را در ظلم ستیزی معطوف ساخته بود.
او معتقد است که اگر یک جریانی بخواهد بماند لازمه‌اش این است که فرهنگ‌سازی لازم را داشته باشد و این فرهنگ در عمق جامعه رواج پیدا کند و به اصطلاح اثر خودش را بگذارد. مردم باید با فرهنگ دین آگاه شوند و فریب کسی را نخورند، در صحیفه‌ سجادیه این فرهنگ غنی تشییع موج می زند که اساسش بر عدالت خواهی است.
متن کامل گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام صلواتی درباره روش امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه و نقش دعاهای آن حضرت در حل مشکلات جامعه را می خوانید:
در میان صاحب نظران، کسانی وجود دارند که بر اعتبار سند صحیفه خدشه وارد کرده باشند؟
صحیفه‌ سجادیه در حقیقت تنها کتابی است که از ائمه معصومین برای ما به یادگار مانده است؛ این در حالی است که نهج البلاغه تالیف حضرت علی (ع) نیست، خطبه‌ها و سخنرانی‌ها و نامه‌هایی را که حضرت نوشته‌اند توسط سید رضی در قرن چهارم هجری گردآوری و تنظیم شده و به صورت نهج البلاغه به ثبت رسیده است. یا امام صادق (ع) یا امام باقر (ع) یا دیگر ائمه معصومین شاگردهایی داشتند و مطالبی را بیان می‌کردند و بعد شاگردها اینها را نقل می‌کردند؛ ولی تنها کتابی که به صورت کتاب یک مجموعه از پیشوایان دین برای ما مانده است صحیفه سجادیه است. صحیفه سجادیه را امام زین العابدین (ع) بیان می‌فرمودند و زید ابن علی پسرشان می‌نوشته و بعد به خاطر اینکه شرایط خفقان و فشار بوده سعی می‌کردند که آن را از دسترس دشمنان دور نگه دارند. صحیفه مخفیانه در چند نسخه تهیه شده و در جاهای مختلف گذاشته شده بوده تا از بین نرود و به عنوان یک میراث باقی بماند.
در سندی که برای صحیفه سجادیه در مقدمه این کتاب آمده، از یحیی بن زید پسر زید بن علی بیان می‌شود که همه به شهادت رسیدند و این نسخه را من نگهداری کردم بعد عرضه می‌کند به امام باقر (ع) و امام این نسخه را با نسخه‌ای که خدمت خودشان بوده تطبیق می دهد و می‌گوید که اینها همان چیزی است که امام سجاد بیان فرموده و می بوسد و آن را به روی چشمش می‌گذارد و می‌فرماید این همان املای جدم حضرت امام سجاد (ع) است و انشای عمویم زید است؛ یعنی در حقیقت این صحیفه سجادیه که موجود است را امام (ع) بیان می‌فرموده و زید بن علی مکتوب می‌کرده است.
یعنی کسی راجع به سند اشکالی وارد نکرده است؟
هیچ اشکالی وارد نیست؛ خود مضامین دعاهای صحیفه‌ی سجادیه هم نشان می‌دهد که اینها از امام است. مضامین بسیار عالی و بالایی دارد و مسائل تفرقه انگیز و اختلاف انگیز هم در صحیفه‌ی سجادیه نیست و مطالب عرفانی و اخلاقی و فلسفی و کلامی و در زمینه‌های مختلف وجود دارد و متن بیانگر صحت این کلمه هست.
با توجه به اینکه گفتید مطلب اختلاف‌انگیزی در صحیفه نیست پس چه نیاز به پنهان کاری در این زمینه وجود داشته و چرا علنی در همان زمان برای مردم بیان نشده ‌است؟
شرایط به گونه‌ای بود که نمی‌خواستند اثری ماندگار از ائمه معصومین باقی باشد. شرایط امام سجاد را اگر انسان بررسی کند می‌بیند تاریک‌ترین و سخت‌ترین دوران، دوران امام سجاد (ع) است. در تاریخ امامت شیعه، بعد از شهادت امام حسین (ع) اوج استبداد بنی امیه نمود پیدا می‌کند. بنی امیه وقتی امام حسین را به شهادت رساند و سلطه خودش را به همه جا گسترش داد و لذا شرایط بسیار اختناق‌آمیزی را در جامعه به وجود آوردند. در چنین شرایطی امام سجاد تنها راه را در این می‌بیند که به صورت دعا دیدگاه‌ها و مطالب خودش را بیان کند؛ یعنی چارچوبه و قالب دعا را انتخاب می کند چون در شرایطی قرار دارد که راجع به ظلم و جنایت‌های بنی امیه نمی‌شود چیزی گفت‌؛ ولی به تدریج می بینیم که با روشنگری‌هایی که امام سجاد دارد و آگاهی که مردم پیدا می‌کنند زمینه‌ای فراهم  می‌شود که پایه‌های حاکمیت بنی امیه سست شود. زمینه‌ای برای بروز بنی عباس به وجود می‌آید که آن اواخر عمر  شریف امام سجاد است. ولی آن وقتی که صحیفه را بیان می‌فرمودند در حقیقت شرایطی بود که اوج خفقان بود و می‌بینیم که در همین زمان است که زیدبن علی فرزند امام سجاد به شهادت می‌رسد و بعد یحیی بن زید یعنی پسر زید هم شهید می‌شود. در حقیقت اوج اختناق و فشار بنی‌امیه در همین زمان امام سجاد و زمان‌های بعد از امام سجاد است تا کم کم زمان امام صادق فرا می‌رسد که بنی عباس می‌آید و در این زمان جابه جایی قدر یک مقدار گشایش فراهم می‌شود.
صحیفه چه نیازی از  نیازهای جامعه‌ آن روز را پاسخ داده است؟
در یک شرایطی که مردم گرفتار استبداد دینی هستند و به مردم ستم می‌شود افرادِ جامعه یا حالت عرفانی به خود می‌گیرند و  به دین غیرسیاسی پناه برده و صرفا ارتباط با خدا و در لاک خود فرو رفتن را برمی‌گزینند و یا اینکه دین گریز می‌شوند؛ یعنی کل دین را کنار می‌گذارند؛ دین گریزی و دین ستیزی نتیجه استبدادی است که به نام دین بر جامعه حاکم می‌شود.
در زمان امام سجاد شرایط اینچنین بود یعنی مردم می‌دیدند که فرزند پیغمبر خدا به نام دین شهید می‌شود و خانواده‌اش اسیر می‌شوند و آنها را شهر به شهر می‌برند، می‌بینیم که یک دین‌گریزی عجیبی در جامعه به وجود می‌آید. اصلا جوان‌ها دیگر نماز را کنار گذاشته بودند. مرحومه شهیدی می‌نویسد مردم مدینه کلا دین گریز شده بودند و زن های مغنیه، آوازه خوان و رقاصه را از مدینه به جاهای دیگر می‌بردند؛ یعنی مدینه‌ای که مرکز اسلام است و مرکز شهدای بدر و احد ،خانواده‌ی شهدا و پیشتازان اسلام است در اثر استبدادی که به وجود آمده دین گریز می‌شود. آن وقت در یک چنین شرایطی امام (ع) تشخیص می‌دهد که باید اصل دین را حفظ بکند و ارتباط مردم را با خدا محکم کند وشرایطی را به وجود بیاورد که مردم از خدا نبرند و اگر از حکومت ناراضی نیستند از خدا ناراضی نباشید و از خدا نبرید.  امام سجاد تلاش کرد تا مردم کارهایی را حکومت که به نام دین و به عنوان خلیفه‌ی رسول خدا انجام داد به پای دین ننویسند. امام سجاد (ع) در مناسبت‌های مختلف مردم را جمع می‌کند و این دعاها را برای مردم بیان می‌کند که یک بخشی از  آنها در کتاب صحیفه آمده است. صحیفه سجادیه مجموعه دعاها و مناجات های امام سجاد نیست یک بخش کوچکی از دعاها و مناجات‌های امام سجاد است؛ یعنی صحیفه‌ای که الان ۵۴ تا دعا و مناجات از امام سجاد است؛ طبق آن چیزی که می‌نویسند حدود ۷۵ الی ۸۰ دعا بوده و در روایت‌های مختلف دعا و مناجات بوده که یک تعدادی‌اش افتاده است آن چیزی که در دست ما است ۵۴ دعا و مناجات از امام سجاد است البته ما دعاهای زیادی از امام سجاد داریم ولی در صحیفه‌ی سجادیه نیامده؛ مثل دعای ابوحمزه ثمالی این را امام سجاد به ابوحمزه یاد می دهد  و مضامین بسیار زیبایی در آن است یا دعای روزهای هفته که در مفاتیح آمده یا مناجات خمس عشر.
چه ویژگی هایی در دعاهایی که در صحیفه نقل شده وجود دارد که امام می‌خواستند آن را به عنوان یک کتاب و به صورت ویژه حفظ کند؟
امام همه دیدگاه‌هایش را در قالب دعا بیان کرده است؛ اگر یک جریانی بخواهد بماند لازمه‌اش این است که فرهنگ‌سازی لازم را داشته باشد و این فرهنگ در عمق جامعه رواج پیدا کند و به اصطلاح اثر خودش را بگذارد. مردم باید  با فرهنگ دین آگاه بشوند و فریب کسی را نخورند. اگر  مثل بنی‌امیه یا بنی‌عباس یا افراد مستبدی بر جامعه اسلامی حاکم می‌شوند به  دلیل ناآگاهی مردم است. چون مردم ناآگاهند جکومت مستبدان را می‌پذیرند. یک مستبد که خودش مستبد نیست دیگران هستند که او را مستبد می‌کنند یعنی وقتی در اثر ناآگاهی از او پیروی می‌کنند او در خود قدرت تسلط پیدا می‌کند و هرطوری که می‌خواهد با مردم رفتار می‌کند و لذا در مرحله‌ی اول روشن کردن و آگاه کردن مردم و نهادینه کردن فرهنگ ظلم ستیزی و استکبار ستیزی و عدالت طلبی و فرهنگ امامتِ پیشوای عادل اهمیت پیدا می‌کند. امام سجاد در این شرایط خفقان در قالب دعا فرهنگ‌سازی می‌کند و بعد ارتباط انسان‌ها را با خدا محکم می‌کند؛ اگر کسی ارتباطش با خدا محکم شد دیگر زیر بار ظلم نمی رود؛ به کسی ستم نمی‌کند؛ دست بیچاره‌ای را می گیرد؛ در صحیفه‌ سجادیه این فرهنگ غنی تشیع موج می زند که اساسش بر عدالت خواهی است.
مضامین دعاهایی که در صحیفه نقل شده با مضامین سایر دعاهای امام سجاد چه تفاوتی دارد؟
همه دعاها یک روال مشترک دارد و دلالت می‌کند که همه اینها از یک نفر صادر شده است. از ویژگی‌های  خاصی که صحیفه دارد این است که مسائل اختلاف‌انگیز در آن نیست؛ یعنی بحث‌های سنی و شیعه و این خط کشی هایی که شده در این کتاب نیست اما مبارزه با ظلم در آن فراوان دیده می‌شود. اساس صحیفه بر مبارزه با ظلم است . در صحیفه ما نمی‌بینیم که یک بخشی از جامعه اسلامی علیه یک بخش دیگرش موضع بگیرند اما مقابله با ظلم و ظلم ستیزی در آن بسیار قوی است و به نظر من این مشخصه ی شیعه است؛ یعنی شیعه باید همین الگو را از امام سجاد بگیرد که ظلم ستیز باشد و با ستم مقابله کند و یاور بیچاره ها و ستمدیدگان باشد.
آیا بیان این پرهیز از مسائل اختلافی در سایر دعاها  هم دیده می شود؟
در دعاهای دیگر هم نیست. اینکه من عرض کردم صحیفه، به خاطر اینکه یک کتابی است که از یک معصوم مانده است. اگر صحیفه را دست یک سنی هم بدهیم از آن استفاده می‌برد و هیچ زدگی ایجاد نمی‌کند. حتی به نظر من در یک جایی که مسیحی باشند و خدا پرست از صحیفه می‌توانند استفاده کنند.
پس چه ویژگی در این ۵۴ دعا وجود دارد که امام آن را از سایر دعاهایش جدا کرده و اهتمام جدی بر حفظ آن نشان داده است؟
صرفا امتیاز صحیفه این است که به صورت یک کتاب مکتوب که سلسله و زنجیره سند دارد باقی مانده است. فرض کنید که یک نویسنده یک کتابی را می‌نویسد و ارائه می‌دهد. ممکن است سخنرانی و مطلبی در جاهای دیگر هم داشته باشد و در کتاب‌های دیگر آن سخنرانی‌ها یا مطلوباتش را جمع آوری بکنند.
چرا امام مسائلی که مربوط به صدر اسلام می شود و آن اختلافاتی که بین مسلمین وجود داشته را در آن دعاها ذکر نمی‌کند؟
در صدر اسلام شرایط جامعه یک شرایط شکننده‌ای است. دوران حضرت علی (ع) و لذا می‌بینیم که خود حضرت علی هم بعد از جریان سقیفه می رود یک گوشه‌ای و مشغول کشاورزی می شود. می گوید که اگر به من ظلم بشود اشکالی ندارد و تا وقتی که به من ظلم بشود من ظلم را تحمل می کنم اما اگر به جامعه ظلم بشود و یک شرایطی بشود که من احساس کنم اصل دین در خطر است آن حسابش فرق می‌کند. حضرت علی هم در زمان خودش به این مسائل نمی پردازد. روحیه‌ی  مبارزه با ظلم ستیزی را دارد، با خلاف مبارزه می‌کند، با حیف و میل بیت المال مبارزه می‌کند، حتی در زمان عثمان حضرت صحبت‌هایی دارد و یکی از آن‌ها مبارزه با فساد اقتصادی است، ولی نه به عنوان سنی بلکه به عنوان کسی که فساد اقتصادی دارد با عثمان روبرو می‌شود. وقتی ابوذر در مقابل عثمان می‌ایستد تبعیدش می‌کنند. در هنگام تبعید حضرت او را همراهی می‌کند. این همراهی به خاطر شیعه بودن ابوذر نیست بلکه به عنوان این است که عثمان و دارودسته‌ی او و مروان حکم و دیگران به مردم ظلم می‌کنند؛ این یک نکته‌ی اساسی است که ما در زندگی حضرت علی هم می‌بینیم، امام سجاد(ع) به این نقاط اصلی، اصل عدالت و مبارزه با ظلم ستیزی تکیه می‌کنند.
پرداختن به مسائل فرقه‌ای باعث تکه تکه  شدن جامعه می‌شود و اختلافاتی ایجاد می‌شود که دشمنان اسلام سود می‌برند و لذا حضرت تأکید دارد که آن وحدت جامعه ی اسلامی در مقابل دشمن حفظ بشود.
حضرت علی (ع) خطبه‌ شقشقیه را دارد که صراحتا روی این مسائل اختلافی اشاره می کند و گلایه می‌کند.
اولا حضرت علی در خطبه‌ی شقشقیه اسم نمی‌آورد. بعد هم می گوید که یک شقشقه‌ای و یک سوز و آه دلی بود که گذشت، نه به عنوان یک روال کلی. وقتی شما تاریخ شقشقیه را و شأن بیانش را بررسی کنید می‌بینید حضرت در یک جمعی که بنی هاشم بودند مطرح می‌کند؛ حضرت به خلفا مشورت می‌داد.
چقدر صحیفه و دعاهای امام سجاد توانسته بحث ظلم ستیزی را در جامعه آن زمان نهادینه کند؟
به نظر من دعاهای امام سجاد اثر بسیار مثبتی داشت یعنی شما می بینید بعد از زمان امام سجاد به تدریج جامعه روشن و آگاه می شود و زمینه‌ی قیام توابین را در حقیقت همین موضع گیری‌های درست امام سجاد گذاشت.
توابین قبل از صحیفه بود یا بعد از صحیفه؟
توابین همان بعد از حادثه عاشورا بود و می‌بینیم که با روشنگری‌های امام سجاد و دعاهای ایشان و مطالبی که داشت این به صورت یک فرهنگ در شیعه درآمد. یعنی شیعه متمایز شد با دیگر فرقه‌ها و به عنوان مذهب ظلم ستیز شناخته شد.
همانطور که اشاره کردید قیام توابین قبل از صحیفه و سایر دعاهای امام سجاد شکل گرفت. این دعاها چه تأثیر و اثری را در ظلم ستیزی برای جامعه گذاشته است؟
توابین بعد از شهادت امام حسین شروع شد، صحیفه هم در همان زمان؛ یعنی بعد از شهادت امام حسین که امام سجاد به مدینه برمی گردد صحیفه را شروع می کند. ما نداریم جایی که امام سجاد آخر عمرش صحیفه را نوشته باشد. من در تاریخ دعاهای صحیفه بررسی می کردم دیدم که امام روزهای جمعه مردم را در مسجد جمع می‌کردند و برایشان هر روز یکی از دعاهایی که در صحیفه آمده است را بیان می‌کرد، یعنی روال برنامه‌ی تبلیغی امام این بوده است که بعد از حادثه‌ی عاشورا ارتباط خودش را با مردم قطع نکرد، نرفت خانه نشین بشود و یک گوشه ای بنشیند بلکه آمد در صحنه و مردم را جمع می‌کرد و فرهنگسازی می‌کرد. مجموعه ی اینها در روشن شدن جامعه منجر می‌شد. البته من نمی خواهم بگویم که فقط منحصر به توابین بود. امام سجاد به آگاه شدن مردم بعد از جریان شهادت امام حسین (ع) کمک زیادی کرد. این دعاها یک فرهنگ غنی را برای شیعیان در طول تاریخ گذاشت که البته زمان حیات حضرت هم از این دعاها بهره مند می شدند.
از صحیفه به عنوان اخت القران، زبور آل محمد و انجیل اهل بیت نام برده می شود. وجه شباهت صحیفه با این کتب مقدس چیست؟
اخت القرآن بودن‌اش به خاطر این است که همان مسائل قرآن را در کلمات امام می‌بینیم. صحیفه تبیین و تفسیر وحی است .زبور آل محمد است؛  چون کتاب زبور حضرت داوود هم مناجات بوده، با خدا راز و نیاز می‌کرده، با یک صدای خوشی این رازونیازها و دعاها را بیان می‌کرده است. دعا نیاز هر انسان است. ارتباط درونی انسان را با خدا و خالق خودش برقرار می کند.صحیفه چنین حالتی را دارد. یعنی فریاد درون هر انسانی است که خودش را بنده خدا و آفریده‌ی خدا می‌داند و می‌خواهد با خالق خودش و جهان هستی ارتباط برقرار بکند. در صحیفه‌ی سجادیه این رازها و نیازها و آن گفت‌وگوهایی را که انسان می‌تواند در درون خودش با خالق خودش و با جهان هستی که اطرافش هست داشته باشد آمده است و لذا صحیفه یک جایگاه ویژه‌ای در میان بقیه‌ی کتاب‌های دعا پیدا کرده است.
اگر کتاب صحیفه نبود ما امروز با چه خلأیی روبه رو بودیم. یعنی چه خلأیی را در جامعه توانسته است پر کند؟
انسان نیایش‌گر است. اگر به صورت صحیح ارائه نشود به صورت غلط به راه‌های غلط می‌رود. چون می‌خواهد آن نیایش‌گری خودش را تأمین بکند ممکن است به راه‌های انحرافی برود. کاری که صحیفه سجادیه کرد این بود که آن معارف حقیقی و درستی را که انسان باید در جهان بینی خود جای دهد را بیان کرد. صحیفه‌ی سجادیه جهان بینی امام سجاد است که بر اساس جهان شناسی آن بزرگوار ارائه شده است. یعنی شناخت درستی که از جهان هستی امام سجاد دارد در قالب دعا بیان کرده است. امام می‌گوید انسان با خدا چگونه راز و نیاز بکنید. نیازهای واقعی انسان را نشان می‌دهد.
چرا با توجه به جایگاهی که صحیفه در بین کتب مذهبی ما دارد هنوز نتوانسته جای خودش را در جامعه پیدا کند؟
اول باید بگویم متاسفانه صحیفه سجادیه و کتاب‌های مشابه آن در بین علماء ما هم غریب واقع شده‌اند. الان در حوزه آن‌قدر که به بحث اصول و فقه پرداخته می‌شود به این بحث‌ها که بحث های اصلی است پرداخته نمی‌شود. خب طبیعتا مردم ما هم دین خود را از همین روحانیون می‌گیرند. از طرفی دیگر ترجمه‌هایی که ما از صحیفه ارائه کردیم ترجمه های مناسبی نیست. صحیفه‌ی سجادیه یک آهنگ زیبایی دارد، مسجع و موزون است مثل دعای کمیل. در ترجمه های ما هم الزاما باید این ویژگی‌های هنری بیاید تا جذاب بشود که خواننده وقتی می‌خواهد بخواند آن جذابیت اینها را درک بکند. اگر ما بتوانیم صحیفه را به شکل زیبا ارائه بدهیم جوان‌ها را جذب می‌کند.
چه تفاوتی بین جامعه‌ای که صحیفه در آن جاری است و جامعه‌ای که صحیفه  در آن متروک است وجود دارد؟
اگر واقعا صحیفه در جامعه جاری بشود جامعه را احیا می‌کند. مشکل ما این است که قرآن در میان ما هست ولی به قرآن عمل نمی کنیم. نهج البلاغه هست ولی به آن عمل نمی کنیم. صحیفه را داریم ولی با آن بیگانه هستیم. اگر صحیفه در جامعه جاری شود جامعه گلستان می‌شود. انسان‌ها شایسته‌ای تربیت می شوند. ارتباط‌ها خوب می شود. آن موقع می‌شود مسلمانی را دید.
منتشر شده در گفتار
جمعه, 10 فروردين 1397 19:32

مرجعیت باید شورایی شود

محمدتقی فاضل میبدی: باید روش‌های علمی در حوزه تغییر کند.استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه در دنیای امروز یک نفر نمی‌تواند در همه زمینه‌ها مجتهد باشد پیشنهاد کرد که مرجعیت در حوزه شورایی شود.
حجت‌الاسلام و المسلمین فاضل میبدی از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار شفقنا درباره مهمترین رسالت حوزه علمیه، توضیح داد: معتقدم حوزه‌های علمیه باید رسالت اصلی خودشان یعنی همان نوآوری در دین، پاسخ به شبهات، تحقیق و پژوهش‌ها را دنبال کنند و اگر حوزه‌های علمیه بخواهند در هر امر سیاسی وارد شوند به نظر من مشکلات جامعه را بیشتر می‌کنند.
وی ادامه داد: اگر ما حوزه‌های علمیه را در جایگاهی نگاه کنیم که وظیفه اصلی آن درمان شبهات، تحقیق و پژوهش است، در این شرایط حوزه می‌تواند به جایگاه خودش برگردد. اما اگر حوزه بخواهد بیانیه‌ای بدهد و در برابر دولت موضعی بگیرد مشکلات جامعه شیعه را بیشتر می‌کند.
استاد دانشگاه مفید درباره سیاسی شدن حوزه‌ها عنوان کرد: متاسفانه امروز حوزه‌های ایران به ویژه حوزه علمیه قم، به گونه‌ای رفتار می‌کنند که از جایگاه اصلی خود خارج می‌شوند؛ یعنی حوزه بیش از حد خودش را سیاسی می‏کند. البته این اختلاف نظر در میان حوزویان وجود دارد و این تقابل جدی درباره سیاسی بودن یا سیاسی نبودن حوزه علمیه وجود دارد و هنوز این اختلاف نظر میان حوزویان حل نشده است.
فاضل میبدی با اشاره به مشی و سلوک آیت‌الله سیستانی تصریح کرد: معتقدم بهتر است ما هم براساس همان مشی که آیت‌الله سیستانی در نجف عمل می‌کند، حرکت کنیم. ایشان در ریز جزییات دخالت نمی‎کند بلکه در سیاست‌های کلان وارد می‌شود اگر هم در سیاست‌های کلان وارد شود زمانی است که جان حوزه علمیه نجف در خطر باشد و نسبت به موضوعی ورود می‌کند. ایشان جایگاه حوزه علمیه را با چنین عملکردی حفظ کرده است؛ اگر این الگوبرداری در حوزه علمیه ما صورت می‌گرفت الگوی بسیار خوبی برای ما بود.
او ادامه داد: ما به عنوان حوزه علمیه قم، به عنوان روحانیت و عالم دین قیام کردیم و برای حل مشکلات مردم، نظامی را عوض کردیم، اما مشکلات بسیاری از مردم حل نشده است مردم نیز این مشکلات را از چشم روحانیت می‌بینند.
فاضل باتوجه به شبهات دینی مردم، گفت: از جهت فکری و نظری همچنان بسیار عقب هستیم و در مسایل دینی و علمی شبهاتی مطرح می‌شود حوزه علمیه قم کمتر در این مورد وقت می‌گذارد. از سوی دیگر وابستگی مالی حوزه به دولت زیاده شده که این وابستگی و نوع عملکردشان برای مردم سوال است که این هزینه‌ها برای حوزه علمیه چطور صرف می‌شود؟ چون پولی که از دولت دریافت می‌کند خروجی لازم را ندارد. این موارد سبب می‌شود ارتباطی که توده‌های مردم با حوزه داشتند کمرنگ شود چون هزینه‌های مالی خود را دریافت می‌کنند و مشکلات مردم نیز پا برجاست بنابراین مردم به مرور از حوزه دور می‌شوند و این واقعیت ملموس است.
او با اشاره به تغییر جایگاه روحانیت در قبل و بعد انقلاب توضیح داد: باید جایگاه روحانیت در قبل و بعد از انقلاب را بررسی کنیم و متوجه این تغییر جایگاه خواهیم شد. جایگاه روحانیت در میان جوانان تضعیف شده است. در برخی از موارد روحانیون در تریبون‌های نماز جمعه به دولت حمله می‌کنند یا برجام را زیر سوال می‌برند این موارد جوانان را بدبین می‌کند و  بحران‌های ما را هم بیشتر می‌کند.
فاضل میبدی درخصوص قوت‌ها و ضعف‌های حوزه، بیان کرد: نقطه قوتی برای من روشن نیست اما یک حُسنی که در حوزه وجود دارد این است که تکثرگرایی و دیدگاه‌های مختلف وجود دارد، بینش طلبه‌ها بازتر از گذشته شده است و به نوعی حسن محسوب می‌شود و امیدوار کننده است. گسترش شبکه‌های ارتباطی با دنیا بی‌تاثیر نیست. تفکر سنتی که به شکل سابق وجود داشت، نقادی می‌شود.
او با بیان اینکه امروز تفاوت فکری بسیار زیادی در حوزه وجود دارد، افزود: گاهی این اختلافات بسیار مفید و خوب هستند اما اگر این اختلاف فکری به طبقات و تفاوت فکری برسد، بسیار خطرناک است. به همین علت می‌بینیم که بسیاری از افراد یکدیگر را از اسلام خارج یا مرتد می‌دانند.
جایگاه حوزه و روحانیت، جایگاه تعریف شده‌ای نیست
این استاد حوزه افزود: جایگاه حوزه و روحانیت، جایگاه تعریف شده‌ای نیست و تعریف درستی از خودش ندارد، مثلا دانشگاه جایگاه تعریف شده‌ای دارد اما حوزه این‌طور نیست. چون بخشی از آنها در حکومت هستند، بخشی از آنها در حوزه‌ها درس ‌می‌خوانند و گروهی از آنها فعالیت سیاسی می‌کنند یعنی یک چهل تکه‌ای است که برای حوزویان زیان بخش است؛ ما آن یک‌دستی حوزه که پیش از انقلاب وجود داشت را از دست داده‌ایم و این چهل تکه بودن سبب اختلاف فکری، اختلاف در عملکرد می‌شود.
او تصریح کرد: از سوی دیگر حوزه این شبهات علمی که در دنیا مطرح ‌می‌‌شود را نتوانسته درک کند بنابراین نه پاسخ داده و نه پذیرفته است. حوزه سنتی کاملا زیر سوال است و به طور کامل نقادی می‌شود. چون دستگاه کلامی و فلسفه صدرایی که در حوزه خوانده می‌شود نسبت به آن نقدهای فراوانی مطرح می‌شود. ما هنوز در حوزه کلام، فقه و فلسفه در دستگاه فکری موجود حرفی برای گفتن نداریم.
فاضل میبدی با توجه به ایجاد اصلاحات رفرم در حوزه علمیه عنوان کرد: اصلاحات اگر بخواهد شروع شود باید از تفکر شروع شود؛ الان متدولوژی و روشی که در حوزه‌های علمیه قم تدریس و بحث می‌شود، قدیمی شده است. باید اصلاحات در روش‌های اجتهادی و متدلوژی قدیم صورت بگیرد که صورت نمی‌گیرد و همچنان می‌گویند فقه جواهری، فقه سنتی و … این مساله به نظر من اشتباه است. چون روش‌‌های تحقیقی جدید شده است و بحث هرمونتیک از دستاوردهای علم جدید است که باید در حوزه جدی گرفته شود.
باید روش‌های علمی در حوزه عوض شود
او اظهار کرد: امروز اگر کسی بخواهد فقه بداند و مجتهد شود، باید تاریخ فقه را بداند؛ متاسفانه تاریخ فقه در حوزه‌ها مطرح نیست. اگر کسی بخواهد زبان قرآن و روایت را بفهمد باید با ادبیات زمان پیغمبر هم آشنا شود و اشعار زمان جاهلیت را بداند، اما این موارد در حوزه مطرح نیستند نمی‌توان قرآن را به درستی فهمید بدون اینکه با ادبیات زمان پیغمبر آشنا نباشیم، پس باید روش‌های علمی در حوزه عوض شود.
فاضل میبدی با اشاره به بحث مدیریت حوزه اظهار کرد: مدیریت یک بحث جدیدی است که علمی و تجربی است از طرف دیگر حوزه نیز سابقه مدیریت چندانی ندارد، در گذشته مراجع به عنوان مدیر حوزه امر و نهی می‌کردند و چیزی به نام مدیریت در حوزه‌ها وجود نداشته است اما امروز آمدن ساختمان‌هایی به آن اختصاص دادند یا یک چارتی هم در نظر گرفتند. اما یک مدیریتی که برای پایه مدیریت علمی و تجربی باشد که بخواهد یک نهاد علمی را مدیریت کند در حوزه ما وجود ندارد، مدیریت مساله‌ای نیست که بگوییم در اسلام وجود دارد و پدیده بشری و عقلانی است.
اصلاحات ابتدا باید در روش‌های علمی و اجتهادی حوزه صورت بگیرد
او ادامه داد: اگر بخواهد در حوزه هم مدیریت اتفاق بیفتد باید براساس آنچه در دنیا رواج دارد شکل بگیرد و به شیوه علمی و تجربی صورت بگیرد. این نوع مدیریتی که در حوزه وجود دارد چندان به سود حوزه‌ها نیست و این شیوه نمی‌تواند حوزه‌ها را به سمت و سویی ببرد که اصلاحات صورت بگیرد. اگر بخواهیم اصلاحات در حوزه‌ها شکل بگیرد ابتدا باید در روش‌های علمی و اجتهادی صورت بگیرد بعدا هم یک شکل مدیریتی و اصلاحی در حوزه پیاده شود.
فاضل میبدی گفت: نباید تحقیقات دیگر نهادهای علمی را پس بزنیم. چون امروز تحقیقات در همه زمینه‌ها صورت می‌گیرد. اگر با این پیش فرض با دنیای دین برخورد کنیم نقطه قوت برای ما محسوب می‌شود اما اگر جزمیت داشته باشیم این نقطه ضعف حوزه می‌شود.
باید مرجعیت حوزه شورایی شود
او بیان کرد: بر این باورم که باید آینده مرجعیت از شکل فردی خارج شود، یعنی مرجعیت باید شورایی شود. اگر معتقد باشیم مرجعیت در آینده مثل سابق یک نفر باشد، پاسخگوی مشکلات نخواهد بود و از سوی دیگر نه به قلب و افکار مردم نفوذ خواهد کرد؛ بنابراین باید هر کسی در رشته خاص خودش مسایل را پیش ببرد و براساس شورای فکری، علمی و اجتهادی فتاوایی هم صادر شود.
او درباره گسترش علوم و مسایل جدید و عملکرد حوزه، بیان کرد: یک نفر نمی‌تواند در زمینه‌های مختلف مثل پول و بانک، محیط زیست، علوم مهندسی، ژنتیک و… مجتهد شود. آنچه که مرجعیت را به‌روز می‌کند واکنش‌های آنها در مورد مسایل روز است. ما هم هر روز با حوادث مختلفی در دنیای امروز مواجه هستیم. کدام یک از مراجع امروز ما در مورد محیط زیست به شکل تخصصی پرداخته‌اند و فتوا دادند؟ یکی مسایل مهم و حیاتی امروز محیط زیست و آب‌هاست.
دینی بودن جامعه فقط به روسری زنان نیست
فاضل میبدی در پایان گفت: اگر جامعه بخواهد دینی اداره شود، دینی بودن جامعه فقط روسری دختر و زن نیست؛ بنابراین حوزه و مرجعیت باید در مورد آب‌ها و تخریب محیط زیست نحوه حلال و حرام بودن آن واکنش داشته باشد. اگر بخواهیم این مسایل را به شکل فقهی در بیاوریم حوزه باید بتواند در این مورد نظر بدهد، ما چطور در مورد مجوز دادن یا ندادن به کنسرت‌ها و موسیقی یا در مورد برجام دخالت می‌کنیم اما چرا در مورد مدیریت آب‌ها و تخریب محیط زیست وارد نمی‌شویم؟
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از2
بازگشت به بالا