نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: حوزه علمیه

دکتر یوسفی استاد دانشگاه مفید با تأکید بر لزوم بازبینی حوزه در نظام تبلیغی خود، گفت: برخی برداشت‌های عجیب و غریب از دعا و شفا را در منبرهای عوام‌پسند مطرح می‌کنند که در ذهن مردم نهادینه می‌شود، ولی وقتی با حادثه‌ای مانند کرونا روبه‌رو می‌شویم این باورهای نادرست به اصل دین آسیب می‌زند.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا، با اشاره به تحلیل‌های مختلف در مورد کرونا، گفت: معمولاً به هنگام حوادث تلخ طبیعی فضای جامعه احساسی شده و ممکن است سخنانی بر زبان آید که در شرایط عادی بیان نمی‌شود و افرادی نیز از این فرصت استفاده و تلقی خود را بیان می‌کنند.
وی افزود: در دوره جنگ وقتی حمله‌ای می‌شد و عده‌ای شهید یا مجروح می‌شدند، برخی از افراد تحمل دیدن این صحنه‌‌ها برایشان سخت بود از خود بی‌خود می‌شدند و گلایه به خدا می‌کردند؛ معمولاً در حالات شدید و سختی سؤالاتی از قبیل اینکه چرا این طور شده و چرا خدا دنیا را طور دیگری نیافریده و چرا این سختی برای من رخ داده مطرح می‌شود، ولی وقتی افراد آرامش خود را پیدا می‌کنند، این سؤالات کمتر می‌شود.
استاد دانشگاه مفید تصریح کرد: در مورد کرونا هم این وضع رخ داد و واکنش‌های مختلفی را به همراه داشت؛ عده‌ای در مورد اماکن مذهبی تعبیر دارالشفاء بودن را مطرح کردند و به بسته شدن حرم‌های مطهر واکنش نشان دادند؛ البته این نوع تلقی خاص از دین، مختص شیعه نیست، بلکه در فرق و ادیان دیگر مانند مسیحیت و یهودیت هم وجود دارند.
رفتار افراطی در ایام کرونا
یوسفی با ذکر اینکه این تلقی در ادیان عام است. لذا می‌توان آن را رویکرد و تفسیر خاص دینی دانست و مقاومت‌ها هم براساس همین رویکرد دینی است، اضافه کرد: مثلاً در همان ایامی که بحث کرونا در قم و متعاقب آن بحث بسته شدن حرم مطرح شد، برخی از روحانیون منبری و مبلغان مشهور، که در تلویزیون هم سخنرانی می‌کنند و تریبون دارند، عمداً با حضور در حرم در کنار ضریح عکس گرفته و منتشر کردند تا بر جنبه دارالشفاء بودن حرم مطهر حضرت معصومه(ره) تأکید کنند. به هر حال باید پذیرفت که گروهی در جوامع دینی چنین تلقی‌ای دارند.
یوسفی بیان کرد: البته عمده روحانیت قم، مراجع معظم تقلید و ... به دام چنین حرف‌هایی نیفتادند و رفتاری کاملاً عقلانی به خصوص از سوی مراجع رخ داد که نشان‌دهنده افراطی بودن رویکرد نخست است و نباید آن را پای دین نوشت. در کنار این دو جریان، انباشته‌ای از کینه و نفرت در برار روحانیت و قم مشاهده شد که افرادی حرف‌های متناقضی می‌زدند؛ یعنی از یک طرف می‌گفتند که اگر روحانیت معتقد به شفاست چرا خودشان به حرم نمی‌روند و اگر شفا وجود ندارد چرا به تبلیغ آن در میان مردم می‌پردازند.
وی ادامه داد: از طرف دیگر چنانچه گروهی مانند همان رویکرد افراطی می‌خواستند که درِ حرم‌ها باز باشد، کل روحانیت را به دشمنی با علم و خرافی بودن متهم می‌کردند؛ بنابراین روحانیت باید چه می‌کرد؟ اگر تعطیل می‌کرد می‌گفتند پس اینها تا به حال دروغ می‌گفتند و اینجا دارالشفاء نیست و اگر تعطیل نمی‌کردند، می‌گفتند که خرافاتی و ضد علم هستند. این نوع برخوردها ناشی از کینه‌ورزی گروه‌هایی خاص بوده است.
وی افزود: تحلیل‌های ارائه شده در مواجهه با کرونا نشان داد در ذهن ما برخی مفاهیم با هم خلط شده‌اند؛ مثلاً تک‌تک ما تجربه‌های روحانی و معنوی داشته‌ایم و افرادی خواسته‌هایی داشته‌اند که خداوند حاجت آنان را روا کرده است، ولی امروز برخی از تلقی‌ها بسیار آسیب‌پذیر و از نظر دینی نیز ناروا به نام دین مطرح می‌شود. طبیعی است که وقتی آن را بد تفسیر می‌کنیم مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد؛ بنابراین باید بازتعریفی در برخی از این مسائل انجام شود یا در تلقی و انتظار از دعا باید تبیین درست‌تری داشته باشیم.
خرافاتی‌تر شده‌ایم
استاد دانشگاه مفید با اشاره به باور گروه اول، تصریح کرد: متأسفانه وقتی تاریخ بعد از انقلاب را ملاحظه می‌کنیم، می‌بینیم که در دهه‌های اول انقلاب اتقان و استناد مطالب دینی از عقلانیت بیشتری برخوردار است، اما به مرور زمان متوجه می‌شویم که گروه‌هایی مرتباً مباحثی مانند خواب، کرامت و تشرفات و ... را که خیلی از آن‌ها هم واقعیت ندارد، بیان می‌کنند؛ برخی علنی دروغ گفته و این حرف‌ها را با انگیزه سیاسی مطرح می‌کنند؛ یعنی الان در سال ۹۹ در مقایسه با ۵۹ جامعه ما خرافاتی‌تر شده است و این به دین آسیب می‌زند.
یوسفی با بیان اینکه دعا قطعاً ریشه قرآنی و روایی داشته و در نهاد انسان دارای ریشه است، اظهار کرد: قرآن فرموده «ادعونی استجب لکم»، ولی برای استجابت شرایطی وجود دارد؛ از جمله در تعابیر امیرالمؤمنین(ع) هست که اگر کسی زیر دیواری که در حال فرو افتادن است بنشیند و دعا کند که دیوار نریزد، این دعا مستجاب نیست. این مفاهیم قید و بند و چارچوب دارند، ولی ما در منابر این قیود را حذف کرده و رها بیان می‌کنیم. این مسئله در رسانه ملی نیز قابل پیگیری است.
برداشت‌های عجیب از دعا و شفا
وی افزود: همین مسئله در مورد شفا نیز وجود دارد و در نتیجه با افکاری گسیخته در میان مردم در این زمینه‌ها مواجه بوده‌ایم؛ لذا شاهد برداشت‌های عجیب و غریب از دعا، شفا و امثال آن هستیم که با منطق متقن دینی نمی‌توان از آن دفاع کرد، ولی متأسفانه در اثر تبلیغ‌های عوام‌پسند در جامعه رواج یافته‌اند. شفا صرفاً مرتبط با شیعیان هم نیست، بلکه در فرق و ادیان دیگر هم هست؛ خدا خدای همه است و اگر صلاح بداند به خاطر صدق، نیاز و استیصال برخی افراد، شفا را نصیب آنان می‌کند؛ از این ‌رو شفا را در پیروان سایر ادیان هم می‌توان مشاهده کرد
استاد دانشگاه مفید اضافه کرد: وقتی شفا را عوامانه و بد تعبیر کردیم در چنین شرایطی در پاسخ به سؤالات مردم می‌مانیم؛ اتکای بیش از حد به نقلیاتی که سند معتبر ندارند به دین آسیب می‌زند؛ وقتی روایتی را که در قرن ششم منتشر شده و در متون اولیه حدیثی نیست نقل می‌کنیم، کم‌کم به باور مردم تبدیل می‌شود و وقتی تناقضی درست شد، نمی‌توانیم جواب بدهیم.
یوسفی در پایان اظهار کرد: نظام روحانیت باید به مبلغان خود تأکید کند که در تبلیغ تا روایتی منطبق بر قرآن و عقل نیست و سند معتبر ندارد، مطرح نشود؛ این کار به صورت نظام‌مند وجود ندارد. لذا دستاویزی برای افراد سودجو و ضددین می‌شود تا از همین سخنان به منزله ابزاری برای ضربه زدن به دین بهره ببرند. همین مسئله به ما گوشزد می‌کند که روحانیت باید در نظام تبلیغی و آموزشی خود تجدیدنظر کند.
منتشر شده در گفتار
ابوالفضل موسویان عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: اگر می خواهیم حوزه الگویی برای جامعه باشد، باید شرایط لازم برای طرح نظرات و دیدگاه های مختلف در حوزه فراهم شود تا این فرهنگ طرح و تحمل نظرات مختلف به جامعه هم راه یابد.
حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل موسویان در گفتگو با شفقنا با اذعان به وقوع حرمت شکنی در حوزه های علمیه در گذشته اظهار داشت: اگر این عمل از سوی مسئولان امر و بزرگان حوزه محکوم می شد، این وضعیت ادامه پیدا نمی کرد. او تصریح کرد: ما بزرگانی را درحوزه های علمیه داشتیم که در همین حوزه مورد هتک حرمت قرار گرفتند و از ناحیه حوزویان واکنشی نشان داده نشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید گفت: اگر این قضایا که در درون حوزه اتفاق افتاد، جلوی آن گرفته می شد، به اینجا کشیده نمی شد؛ ما در گذشته های دور هم داریم که این قبیل اتفاقات افتاده اما حوزه برخورد مناسبی با آن کرده است اما در این دوره که حوزه متولی و مدیریت دارد، مدیران حوزه باید این مسائل را به طور جد پیگیری کنند و نگذارند تکرار شود. او ابراز داشت: اگر می خواهیم حوزه الگویی برای جامعه باشد، باید سعه صدر خود را برابر دیدگاه های مختلف نشان دهد.
موسویان بر ضرورت فراهم شدن فضای گفت وگوی دیدگاه ها و نظرات مختلف تاکید کرد و ادامه داد: اگر در حوزه نتوانیم این تبادل آزاد گفت وگو را تمرین کنیم هیچگاه نمی توانیم در جامعه به تحمل دیدگاه های مختلف دست یابیم درحالیکه معتقدیم همه دیدگاه ها و نظرات باید مطرح شوند و براساس فرموده قرآن کریم«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» مردم بعد از شنیدن این دیدگاه ها انتخاب کنند. او تاکید کرد: باید این فضا را در حوزه فراهم کنیم که فرد منتقد بتواند نظرات خود را ابراز کند نه اینکه در جلساتی که برای بیان برخی مباحث تشکیل می شود، کسانی برای عقده گشایی یا تسویه حساب های سیاسی و گروهی در آنجا ابراز وجود کنند.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اگر شرایط را در حوزه فراهم کنیم، می تواند زمینه ساز فضای باز گفت وگو و تبادل نظر در جامعه شود.
منتشر شده در گفتار
محمدتقی فاضل میبدی: به نظر من کسانی که حوزه را متهم به سکولاریسم می‌کنند معنای این واژه را نفهمیده‌اند. برای سکولاریسم معانی مختلفی ذکر شده و در نگاه آقایان، اگر خوش‌بین باشیم، یعنی جدایی دین از سیاست. یعنی نمی‌خواهند بگویند حوزه بی‌دین شده است.
انتقادات اخیر حسن رحیم‌پور ازغدی از مراجع تقلید و روحانیت و حوزه‌های علمیه واکنش آیت‌الله مکارم شیرازی و برخی از مدرسان حوزه را در پی داشته است. «عصر ایران» در‌ این‌باره با حجت‌الاسلام فاضل میبدی گفت و گو کرده است.
عصر ایران؛ هومان دوراندیش: رحیم‌پور ازغدی در تابستان سال جاری هم چنین انتقاداتی را مطرح کرده بود و آن بار هم با پاسخ انتقادی چند تن از مراجع تقلید روبرو شده بود. اگرچه وی پس از دریافت پاسخ‌های انتقادی مراجع در تابستان امسال گفت بهتر است این بحث ادامه پیدا نکند تا دشمنان از آن سوءاستفاده نکنند، اما معلوم نیست چرا اواخر آذر ماه مجدداً انتقادات قبلی‌اش از مراجع و روحانیت را آن هم در نماز جمعۀ تهران تکرار کرد و بسط داد. به هر حال جان کلام رحیم‌پور ازغدی شاید در این جملۀ وی نهفته باشد که «ریشۀ سکولاریسم در حوزه است.»
متن زیر گفت‌وگویی است با محمدتقی فاضل میبدی درباره نقد رحیم‌پور ازغدی بر مراجع تقلید و حوزه‌های علمیه. آقای فاضل میبدی در زمرۀ روحانیان اصلاح‌طلب است و قاعدتاً به تقابل آقایان مکارم شیرازی و رحیم‌پور ازغدی "از بیرون" نظر می‌کند.
***
* بحث "سکولاریسم در حوزه‌ علمیه" دقیقاً ناظر به چه تحولی در حوزه است؟
- به نظر من کسانی که حوزه را متهم به سکولاریسم می‌کنند معنای این واژه را نفهمیده‌اند. برای سکولاریسم معانی مختلفی ذکر شده و در نگاه آقایان، اگر خوش‌بین باشیم، یعنی جدایی دین از سیاست. یعنی نمی‌خواهند بگویند حوزه بی‌دین شده است.
چون سکولاریسم به معنای بی‌دینی نیست. اگر مراد این افراد از سکولاریسم در حوزه، معنای اول (جدایی دین از سیاست) این مفهوم باشد، هیچ عیبی نیست. بالاخره اگر ما به آزادی فکر و بیان در حوزه معتقد باشیم، ممکن است برخی از علمای حوزه نگاه دیگری به مساله حکومت و سیاست داشته باشند.
چنانکه برخی از آقایان به این‌جا رسیده‌اند که در سیاست نباید وارد شد؛ همچنان که بسیاری از مراجع سلف در سیاست وارد نمی‌شدند.
رحیم‌پور ازغدی فقط انتقاد می‌کند تا در ردیف متفکرین قرار گیرد
نمونۀ این مراجع، آقایان خویی و خوانساری و مراجع ثلاث قبل از آقای بروجردی و همین طور خود آقای بروجردی و پیشترها مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری و مرحوم نایینی است.
یعنی این مراجع در عین اینکه با تعامل داشتند با حاکمیت و گاهی هم آن را نصیحت می‌کردند، به معنای امروزی ورود در سیاست نمی‌کردند.
البته افکار سیاسی، به این معنا که اجتماع را بشناسند، داشتند. به هر حال سکولاریسم به این معنا اگر مد نظر باشد، بله، بعضی افراد در حوزه سکولارند. یعنی قائلند به جدایی نهاد دین از نهاد سیاست.
 عده‌ای چنین نظری دارند و نمی‌توان آنها را محکوم کرد. بالاخره در تفکر خودشان به این‌جا رسیده‌اند. به همین دلیل خیلی از آقایان در مبارزات سیاسی وارد نمی‌شوند و نظری نمی‌دهند.
چنین رویه‌ای در حوزه سابقه هم دارد. اما اگر منظور منتقدین این باشد که این علما کلاً سیاست و حاکمیت را نفی می‌کنند، به نظر من چنین چیزی الان در حوزه نمود چندانی ندارد.
البته برخی به کلی مخالف هر گونه ورود حوزه به فضای سیاسی‌اند و برخی هم مثل مرحوم امام خمینی معتقدند حوزه باید وارد سیاست شود و در آن دخالت کند. این دو تفکر هم در حوزه وجود دارد ولی وجود این تفکرات گوناگون به معنای متهم کردن و محکوم کردن حوزه نیست.
حوزویان هم حق دارند بیاندیشند و نظر خودشان را اعلام کنند و نباید بابت نظری که اظهار می‌کنند، طرد و توبیخ شوند. اگر کسی در اندیشۀ دینی‌اش به این‌جا رسید که نهاد دین یک چیز است و نهاد سیاست چیز دیگری است، این جای توبیخ و ملامت ندارد. او به عنوان یک عالم دینی حق ندارد نظرش را بیان کند و منتقدان هم حق دارند مودبانه او را نقد کنند.
* مراجعی که معتقدند نهاد دین از نهاد سیاست جداست و شخصاً ترجیح می‌دهند موضع‌گیری سیاسی نکنند، در قبال موجودیت نظام جمهوری اسلامی چه نظری دارند؟
یعنی با اصل نظام سیاسی ایران هم - دست کم نظراً – مخالفند یا اینکه معتقدند حکومت اسلامی در ایران یک واقعیت است و نباید آن را تغییر داد ولو که ما شخصاً معتقد باشیم نهاد دین از نهاد دولت جداست.
- ممکن است انتقاداتی به نظام جمهوری اسلامی داشته باشند. مثلاً "گسترۀ ولایت فقیه" را، به شکلی که در قانون اساسی آمده و یا به شکلی که مرحوم امام خمینی مطرح می‌کرد، برخی از مراجع تقلید قبول نداشتند.
مثلاً آیت‌الله اراکی یا آیت‌الله شبیری زنجانی، تا آن‌جا که بنده خبر دارم و برخی از مراجع دیگر، قائل به چنین گستره‌ای برای ولایت فقیه نیستند.
برخی هم مثل آقای منتظری چنین گستره‌ای را، با ملاحظات خودشان، قبول داشته‌اند. به هر حال در حوزه، برخی مراجع انتقاداتی به نظام دارند و نگاه سیاسی‌شان به نگاه رسمی فرق دارد ولی این به این معنا نیست آنها به شکل براندازانه مخالف نظام سیاسی‌اند. هیچ مرجعی در حوزه وجود ندارد که برانداز و معتقد به نفی نظام باشد. چنین منتقدی در حوزه‌های علمیه نداریم.
* آقای رحیم‌پور ازغدی در انتقاد از مراجع تقلید، به آنها می‌گوید شما یک سری حرف تکراری را مطرح می‌کنید و از روی دست همدیگر، با اختلافاتی جزئی، رساله می‌نویسید و این کار مهمی نیست؛ چراکه بسیاری می‌توانند چنین کاری انجام دهند.
وقتی رحیم‌پور ازغدی از مراجع می‌خواهد به مسائل جامعه و حکومت بپردازند و عمدتاً محصور در "عبادیات" نباشند، مطالبه‌اش دقیقاً چیست؟ چه چیزی جایش خالی است که مراجع باید با تفقه در آن زمینه، آن خلاء را برطرف کنند؟
- این آقایی که اسمش را بردید، خودش هم تا به حال هر چه گفته، حرف‌هایی تکراری بوده است. این اشکال اول از همه به خودش وارد است.
این آقا فقط انتقاد می‌کند. گاهی از غرب و مدرنیته، گاهی از سروش، گاهی از حوزه و مراجع. به نظر من این آقا تا به حال هیچ حرفی جز انتقاد از این و آن نداشته است.
در واقع حرف ایجابی ندارد. متفکر کسی است که طرحی ارائه بدهد. آقای دکتر سروش سی سال پیش نظریۀ قبض و بسط تئوریک شریعت را مطرح کرد. این یک طرح بود و من کاری به درستی یا نادرستی آن ندارم. یا مثلاً آقای شبستری یک طرح ارائه کرده و می‌گوید نگاه من به وحی و دین و فقه و مقولاتی از این دست، چنین است.
او معتقد است این مقولات باید در بستری عقلایی مطرح شوند و حرکت کنند. ولی این آقا چون متفکر نیست و می‌خواهد خودش را در عداد متفکرین قرار دهد، دائماً انتقاد می‌کند.
انتقاد هم در جامعۀ ما بالاخره مخاطب دارد و نانی است که به تنور می‌چسبد. ولی کسی که انتقاد می‌کند باید طرحی هم ارائه بدهد. باید مفهوم‌سازی کند و نظری ارائه بدهد و بگوید نسخه‌ای که من می‌پیچم این است. اما جدا از این نکته، بنده هم به عنوان یک شخص حوزوی، بر این باورم این دروسی که در حوزه تدریس می‌شود، روش تدریس در حوزه، و نگاهی که در حوزه نسبت به جامعه و جهان وجود دارد، قابل نقد است. این حرف درست است. یعنی الان حوزه‌های علمیه، و رویکردشان به اسلام و دنیای کنونی، باید نقد شوند.
یعنی درس‌های حوزه‌های علمیه و همین طور ذهن‌های بسیاری از آقایان به‌روز نیست. هنوز بحث قاعدۀ انصاف و عدالت در فقه حل نشده است. و یا جای سیرۀ عقلا در فقه روشن نشده. همچنین بحث مرحوم امام دربارۀ دخالت عنصر زمان و مکان در اجتهاد، تکلیفش در حوزه روشن نشده است. و یا حرف علامه طباطبایی درباره انقسام احکام به احکام ثابت و متغیر، و بسی چیزهای دیگر، هنوز تکلیفشان در حوزه روشن نشده. تکلیف بسیاری از مفاهیم جدید در اجتهاد ما روشن نیست.
اجتهاد در حوزه‌های علمیه به همان سبک سنتی دنبال می‌شود و وضعیت به گونه‌ای نیست که حوزویان بتوانند بگویند ما در این جای فقه نوآوری داریم.
ما الان در فقه با چالش های جدی‌ای روبرو هستیم که مهم‌ترین آنها بحث حقوق زنان است. الان در فقه ما بین حقوق زنان و حقوق مردان تساوی وجود ندارد ولی در دنیای کنونی این نظر جا افتاده است زن و مرد امروز غیر از زن و مرد دیروزند. این مسائل باید حل شوند و جایگاهشان در فقه ما روشن شود.
* منتقدینی مثل آقای ازغدی معتقدند مراجع تقلید باید به جدّ به مسائل غیرعبادی هم بپردازند. ولی فقیهی که به قول شما ذهنیتش به‌روز نیست، اگر دغدغۀ "معاملات" یا مسائل غیرعبادی را داشته باشد، آیا فتاوایش مشکلی را حل می‌کند؟
- خیلی از مفاهیمی که مطرح است، اصلاً مفاهیمی دینی نیستند. از همه مهم‌تر، خود مفهوم "حکومت" است. حکومت یک مقولۀ عرفی و عقلایی و برآمده از تجربۀ بشر است.
حکومت‌داری کارِ کارشناسان است. مثلاً مقولاتی از قبیل بانکداری، تمدن‌سازی، شهرسازی و غیره، مفاهیمی مدرن است که کارشناس باید دربارۀ آنها نظر بدهد. مثلاً FATF یک مقولۀ جدید است و کارشناس باید دربارۀ آن نظر بدهد. فقهای ما نباید انتظار داشته باشند که در هر مقوله‌ای ورود کنند. فقها باید وارد مقولات شرعی شوند. مشکل امروز ما مشکل "احکام" نیست؛ مشکل "موضوعات" است.
*  اینکه آقای ازغدی از فقها می‌خواهد که به همۀ موضوعات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی بپردازند و دربارۀ همۀ موضوعات این حوزه‌ها فتوا بدهند، مصداق نهادن بار اضافه‌ای بر دوش فقیه نیست؟
- من نظرم این است که ایشان تکلیفش با خیلی از مفاهیم روشن نیست. "حکومت" یک مقولۀ عقلایی و عرفی است و در دنیای امروز مشروعیتش به رأی و انتخاب مردم است.
ما نمی‌توانیم از حوزویان بخواهیم که دربارۀ "حکومت" و مسائل مبتلابه آن نوآوری کنند، ولی خودمان همچنان به رأی عقلایی و عرفی حاکم بر جهان کنونی دربارۀ حکومت بی‌اعتنا و بی‌اعتقاد باشیم. بر مبنای مفروضات قدیمی، نمی‌توان دربارۀ "حکومت" یا هر پدیدۀ اجتماعی دیگری، به ابداع و نوآوری و اجتهاد به معنای دقیق کلمه رسید.  
منتشر شده در گفتار
سید محمدعلی ایازی: آیت الله جوادی آملی گاهی در دفاع از حقوق مردم مورد نامهربانی قرار می‌گیرند.
(سلوک مراجع عظام تقلید مجموعه گفت وگوهایی است که شفقنا برای معرفی این ارکان معظم تشیع به انجام می رساند.)
آیت الله جوادی آملی در حوزه فلسفه، کلام و فقه صاحب نظر و نظریه پرداز هستند.
تفسیر آیت الله جوادی آملی ادامه تفسیر قرآن به قرآن علامه طباطبایی است
حوزه‌های علمیه باید جایگاه هزارساله‌ مرجعیت و روحانیت را داشته باشد تا بتواند در جهان تشیع ایفای نقش کند
مرجعیتی که تحت تأثیر یک قدرت باشد نمی‌تواند حضور عینی در جامعه داشته باشد
آیت الله جوادی آملی گاهی در دفاع از حقوق مردم مورد نامهربانی قرار می‌گیرند
اگر روحانیت بتواند نقش و منزلت اجتماعی‌ای را که در قبل از انقلاب داشت بازسازی کند می‌تواند کارساز و فرهنگ ساز باشد
آیت‌الله جوادی آملی موضع‌گیری‌های بسیار مهمی خصوصاً در رابطه با بحران های بعد از سال ۸۸ داشتند
آیت الله جوادی آملی تاکید دارند که باید در جهت دفاع از حقوق جهان اسلام حرکت کنیم و مسائلی که تفرقه‌انگیز است را کنار بگذاریم
فرقه‌گرایی و رفتارهایی که در حوزه احیاناً توسط کسانی به اسم ولایت مطرح می‌شود هیچ نتیجه‌ای غیر از ایجاد دشمنی و اختلاف ندارد
معنای حمایت، همیشه تعریف و تمجید کردن نیست
نظر آیت‌الله جوادی آملی بر این است که روحانیت باید وظیفه اصلی خودش را انجام دهدحجت‌الاسلام ‌والمسلمین سیدمحمد علی ایازی تحصیلات حوزوی خود را از سال ۱۳۴۷ از حوزه علمیه مشهد آغاز کرد و پس از گذراندن دروس سطح وارد حوزه علمیه قم شد. فلسفه و عرفان را در محضر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی گذراند و از سال ۱۳۵۵ از کلاس‌های این مرجع تقلید که در مدرسه سعادت و تابستان‌ها در مشهد برگزار می‌شد، استفاده می‌کرد.
حجت‌الاسلام ‌والمسلمین سیدمحمد علی ایازی در گفت‌وگو با خبرنگار شفقنا در رابطه با سلوک شخصیتی آیت‌الله جوادی آملی گفت: آیت‌الله جوادی آملی یکی از اساتید بزرگ حوزه است که شاگرد علامه طباطبایی در درس فلسفه و تفسیر بوده و در حوزه فقه هم از محضر استاد محقق داماد و مرحوم امام(ره) و دیگر مراجع استفاده کرده‌اند. بنابراین یک جایگاه علمی ویژه‌ای دارند که از طرفی فلسفه و عقلانیت و از طرف دیگر به حوزه فقه، اصول و کلام مسلط هستند و اگر به مجموعه آثار علمی ایشان و نوع نگرشی که دارند نگاه کنیم می‌توان گفت که آیت‌الله جوادی آملی شخصیت حوزوی هستند که در حوزه فلسفه، کلام و فقه در ارتباط با مجموعه‌ی مراجع، صاحب‌نظر و نظریه‌پرداز می‌باشند.
آیت الله جوادی آملی در حوزه فلسفه، کلام و فقه صاحب نظر و نظریه پرداز هستند.
او در ادامه افزود: همچنین ایشان دارای تفسیری بزرگ و مفصل هستند که شاید مجموعاً به ۸۰ جلد برسد که تاکنون حدود ۵۰ جلد آن منتشر شده است که این تفسیر از یک‌جهت ادامه تفسیر قرآن به قرآن علامه طباطبایی و از سوی دیگر ناظر به مباحث و چالش­های جدید است و در مقام تبیین و ترویج عقلانیت دینی و از سوی دیگر با رویکرد بازاندیشی در حوزه‌های مختلف معرفت دینی است.
تفسیر آیت الله جوادی آملی ادامه تفسیر قرآن به قرآن علامه طباطبایی است
عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم شخصیت آیت‌الله جوادی آملی را در حوزه علمیه قم و حوزه­های دیگر به دلیل جامعیت تأثیرگذار دانست و این گونه بیان کرد: تدریس و تألیف کتاب‌های گوناگون و مراکز آموزشی و تربیت طلاب نمونه­ای از فعالیت ایشان است و طبعاً یک چنین شخصیتی در حوزه شاگردانی را در زمینه تفسیر، فلسفه و فقه تربیت کرده که آنان  نیز با واسطه تأثیر داشته­اند و این نکته را وقتی می­توان بیشتر توجه کرد که بخواهیم ایشان را با کسانی از شاگردان علامه طباطبایی و امام(ره) مقایسه کنیم که نه تنها این ویژه­گی را ندارند، و در زمینه نواندیشی و طرح مباحث و مسائل جدید و چالش­هایش پاسخگو نیستند، که منشأ اشکالات و شبهات در ترویج خشونت و افراط­گری متهم هستند. نکته دیگر سبک تفسیر ایشان است که با رویکرد اخلاقی و عرفانی است و این نوع تدریس برای تهذیب و تربیت طلاب بسیار کارساز است.
جهت دیگر جایگاه ایشان موضع‌گیری­های مستقل آیت­الله جوادی آملی به عنوان مرجعیت است که می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. بنابراین حوزه‌های علمیه باید همان جایگاه هزارساله‌ی مرجعیت و روحانیت خود را داشته باشد تا بتواند در جهان تشیع ایفای نقش کند.
حوزه‌های علمیه باید جایگاه هزارساله‌ مرجعیت و روحانیت را داشته باشد تا بتواند در جهان تشیع ایفای نقش کند
ایازی در رابطه با در رابطه با نقش آیت‌الله جوادی آملی در تضمین اقتدار و منزلت مرجعیت اظهار کرد: همیشه مرجعیت، در تاریخ تشیع این‌گونه بوده که از یک‌طرف مباحث و معرفت دینی را مطرح می‌کند و در سوی دیگر ارتباط با مردم و توجه به خواسته‌های مردم دارد. مرجعیتی که مثلاً شکل دستوری داشته باشد یا تحت تأثیر یک قدرت باشد معلوم است که نمی‌تواند حضور عینی در جامعه داشته باشد. در تاریخ تشیع مرجعیت همواره جایگاه مستقل و با پشتوانه مردمی داشته و همین هم باعث بقا و دوام آن بوده است. مفهوم استقلال مرجعیت به این معناست که با مردم مرتبط باشد و نیازهای آنان را بشناسد و اگر آنان سخنی دارند، از حقشان دفاع کند. همچنین وقتی می‌تواند مفید و مؤثر باشد که یک پشتوانه مردمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی داشته باشد و به نیازها، مشکلات و فشارهای مردم حتی آسیب‌هایی که جامعه با آن مواجه هست توجه داشته باشد و متناسب با آن‌ها مسائل را بازگو کند.
مرجعیتی که تحت تأثیر یک قدرت باشد نمی‌تواند حضور عینی در جامعه داشته باشد
او ادامه داد: یک چنین مرجعیتی است که می‌تواند همان چیزی باشد که در فرهنگ معارف اهل‌بیت(ع) از عالمان دین تعریف شده و در نامه امام سجاد(ع) خطاب به شهاب زهری بیان شده است. ائمه ارتباط با مردم، حمایت از آن‌ها و دفاع از حقوق مردم را بسیار توصیه می‌کردند و آیت‌الله جوادی آملی هم بسیار به این مسئله تأکید دارند و گاهی ممکن است از ناحیه کسانی که این روش را نمی‌پسندند مورد نامهربانی هم قرار بگیرند.
آیت الله جوادی آملی گاهی در دفاع از حقوق مردم مورد نامهربانی قرار می‌گیرند
این استاد دانشگاه تصریح کرد: در خصوص اینکه پشتوانه مردمی روحانیت در چه مرحله‌ای قرار دارد، باید بگویم امروز در یک برهه‌ی تاریخی هستیم که حتماً در رابطه با مسئله منزلت روحانیت و آن نقشی که باید ایفا کند لازم است یک ارزیابی جدیدی داشته باشیم. امروز یک مشکل جدی که جامعه‌ی ما را تهدید می‌کند مسئله شکاف بین نسل‌ها و فاصله‌ای است که نسل جدید با نسل قدیم پیدا کرده است. اگر روحانیت بتواند نقش و منزلت اجتماعی‌ای را که در قبل از انقلاب داشت بازسازی کند، هویت خودش را حفظ کند، دفاع از حقوق مردم را انجام دهد و به نیازهای مردم توجه کند و به سئوالات و شبهات و اشکالات آنان پاسخ دهد، مسلماً چنین منزلتی از روحانیت می‌تواند مانند گذشته کارساز و فرهنگ‌ساز باشد و در این صورت است که می‌تواند دین‌داری و اخلاق را در جامعه تحکیم ببخشد.
اگر روحانیت بتواند نقش و منزلت اجتماعی‌ای را که در قبل از انقلاب داشت بازسازی کند می‌تواند کارساز و فرهنگ ساز باشد
ایازی ادامه داد: آیت‌الله جوادی آملی در ملاقات خود موضع‌گیری‌های بسیار مهمی خصوصاً در رابطه با بحران‌هایی که از سال ۸۸ به بعد در فرهنگ سیاسی کشور به وجود آمد، داشتند اما گاهی بی‌ادبی‌هایی از بعضی طلبه‌هایی صورت می گرفت که سواد لازم را نداشتند.
آیت‌الله جوادی آملی موضع‌گیری‌های بسیار مهمی خصوصاً در رابطه با بحران های بعد از سال ۸۸ داشتند
او در خصوص راهبرد آیت‌الله جوادی آملی در دوری از افراط‌گرایی مذهبی و فرقه‌گرایی گفت: در ابتدا باید یک اشاره به سیره اهل‌بیت(ع) می‌کنم؛ آن چیزی که باعث شده معارف ائمه(ع) در تاریخ ترویج شود و از خود ائمه و عالمان امکان گسترش آن فراهم شود، روحیه مدارا و انعطاف و استفاده‌ی منطق، حکمت و موعظه حسنه است. آنان به خوبی می­دانستند در آن فشار و محدودیت، وقتی به اهداف خود می­رسند که نقش اثباتی ایفا کنند. ائمه می‌فرمودند اگر معارف ما را به مردم بگویید چه کسانی که موافق باشند و چه کسانی که موافق نباشند استقبال و از آن متابعت می‌کنند و به دنبال این نبودند هجمه بیاورند و احساسات طرف مقابل را تحریک کنند. بنابراین آن چیزی که امروز در رابطه با تقریب بین مذاهب گفته می‌شود به این معنا نیست که شیعه‌ها سنی شوند یا سنی‌ها شیعه شوند. بلکه باید در جهت تقویت مشترکات اسلامی و پرهیز از مسائل نزاع برانگیز و تحریک احساسات و ایجاد دشمنی باشد. این پیام همه مصلحان بزرگ و از آن جمله آیت­الله جوادی است که تاکید می‌کند” باید در جهت دفاع از حقوق جهان اسلام حرکت کنیم و مسائلی که تفرقه‌انگیز است را کنار بگذاریم”.
آیت الله جوادی آملی تاکید دارند که باید در جهت دفاع از حقوق جهان اسلام حرکت کنیم و مسائلی که تفرقه‌انگیز است را کنار بگذاریم
او ادامه داد: امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) از همین روش استفاده می‌کردند و بسیاری از شاگردانی که داشتند از علمای تشیع نبودند. شما اگر به آثار اهل سنت هم نگاه کنید می‌بینید که روایات بسیاری از این دو امام را در آثار تفسیری، کلامی و فقهی نقل کرده­اند. یا حتی برخی از مذاهب اهل سنت مثل شافعی یا حنفی با ائمه ارتباط داشتند. امروز هم اگر بخواهیم رابطه درستی داشته باشیم، با تعامل و مدارا و انتقال معارف امکان‌پذیر است. مرحوم امام(ع) و مرحوم علامه طباطبایی هم دنبال چنین داعیه‌ای بودند و آیت‌الله جوادی آملی هم که شاگرد این دو بزرگوار بودند، همین مشی را در طول سالیان سال انتخاب کردند. بنابراین فرقه‌گرایی و رفتارهایی که در حوزه احیاناً توسط کسانی به اسم ولایت مطرح می‌شود هیچ نتیجه‌ای غیر از ایجاد دشمنی و اختلاف ندارد.
فرقه‌گرایی و رفتارهایی که در حوزه احیاناً توسط کسانی به اسم ولایت مطرح می‌شود هیچ نتیجه‌ای غیر از ایجاد دشمنی و اختلاف ندارد
ایازی در رابطه با ارتباط و تعامل آیت‌الله جوادی آملی با حکومت ایران و حوزه سیاست در ایران گفت: فکر می‌کنم که تقریباً همه مراجع ما اعم از سنتی‌ها و غیر سنتی‌ها، می‌خواهند که از جمهوری اسلامی حمایت کنند. بارها در بحران‌های خاص همه‌ی مراجع از جمله آیت‌الله جوادی آملی نقش حمایتی را از جمهوری اسلامی داشته­اند. اما معنای حمایت، همیشه تعریف و تمجید کردن نیست؛ گاهی در کنار کسانی که مرتب تمجید و تعریف می‌کنند کسانی هم باید با انتقاد، در جهت اصطلاح و تقویت جمهوری اسلامی قدم بر ‌دارند. این طرز فکر اشتباه است که اگر تعریف و تمجید کنیم این موجب حمایت می شود و اگر نقد کنیم یعنی تخریب کردیم. اگر جایی در نظام اشکال دارد و مردم از این وضعیت و ناکارآمدی مأیوس شده­اند باید نقد شود که زمینه اصلاح و تداوم این نظام فراهم شود و من فکر می‌کنم آیت‌الله جوادی آملی چنین نقشی را هم ایفا می‌کنند. یعنی هم دفاع می‌کنند و هم در مواردی انتقاد می‌کنند. طبیعت یک شخصیتی که می‌خواهد در کنار مردم و با مردم باشد این است که اگر اشکالاتی را در نظام جمهوری اسلامی می‌بینند به مسئولین تذکر دهد و من فکر می‌کنم اگر کسی این کار را نکند خیانت کرده است زیرا اشکالاتی که ممکن است مسائلی را در آینده برای جمهوری اسلامی به وجود می‌آورد را می‌بیند ولی در برابر آن سکوت می‌کند.
معنای حمایت، همیشه تعریف و تمجید کردن نیست
او در رابطه با نگاه آیت‌الله جوادی آملی به مداخله روحانیت در امور اجرایی بیان کرد: ایشان  زمانی که عضو شورای عالی قضایی بودند و مسؤولیت‌های داشتند خودشان را کنار کشیدند. الان هم اعتقاد دارند آن کارهایی که جنبه‌ی کارشناسی دارد باید به کارشناسان آن واگذار شود. متأسفانه یکی از مشکلاتی که ما در کشور داریم این است که استفاده از نیروهای متخصص کمتر انجام می‌شود و لازمه‌اش این است که ما هر کاری را به کاردان خودش بسپاریم. البته منظورم این نیست که روحانیون در هیچ کاری حضور نداشته باشند، ولی اصل و اساس کار این است که روحانیت بتوانند به نقش اصلی خود بپردازد. چنانچه خود مرحوم امام(ره) بعد از انقلاب اسلامی اصرار داشتند که تهران را ترک کنند و به قم بروند و به قم آمدند و بعد از اینکه سکته کردند به تهران منتقل شدند. بنابراین من فکر می‌کنم که نظر آیت‌الله جوادی آملی بر این است که روحانیت باید وظیفه اصلی خودش را انجام دهد چرا که خودشان هم این کار را کردند و بر این تأکید دارند که روحانیت وارد کارهای اجرایی نشود.
نظر آیت‌الله جوادی آملی بر این است که روحانیت باید وظیفه اصلی خودش را انجام دهد
این استاد دانشگاه در پایان خاطره‌ای را از آیت‌الله جوادی آملی نقل کرد و گفت: از سال ۱۳۵۵ از کلاس‌های درس آیت‌الله جوادی آملی که در مدرسه سعادت و تابستان‌ها در مشهد برگزار می‌شد استفاده می‌کردم. کلاس‌های درس استاد رأس ساعت ۷ صبح آغاز می‌شد. ۷ صبح در زمستان یعنی یک ربع قبل از طلوع آفتاب. منزل ایشان کنار مدرسه سعادت بود و ما صبح ها باید یک ساعت زودتر حرکت می‌کردیم تا ساعت ۷ به کلاس برسیم. گاهی اوقات که سوال‌هایی از ایشان داشتم به من می‌گفتند فردا قبل از شروع درس بیایید تا با هم صحبت کنیم. یادم هست آقای دکتر سروش یک بحثی را در رابطه با دانش‌ها و ارزش‌ها مبنی بر نسبت میان جهان‌بینی و ایدئولوژی مطرح کرده بودند که من این بحث را با ایشان در میان گذاشتم که گفتند این بحث را برای من خلاصه بنویسید تا ببینم چیست و من آن را  به‌طور خلاصه در ۴ صفحه نوشتم و گفتند اجازه دهید در خصوص آن مطالعه کنم و بعد جواب شما را خواهم داد. در خاطرم هست که آیت‌الله جوادی آملی هر روز نیم ساعت قبل از شروع درس یعنی ساعت شش و نیم و حدود سه ربع قبل از طلوع آفتاب می‌آمدند و بسیار با حوصله مباحث را قسمت به قسمت برای من نقد و بررسی می‌کردند که نشان از شاگرد پروری بسیار بالای ایشان داشت و این خاطره برای من بسیار شیرین و ارزشمند بود.
 
منتشر شده در گفتار
سید محمدعلی ایازی: ایجاد شکاف اجتماعی میان جامعه و روحانیت حاصل عملکرد اشتباه حوزه علمیه است. استاد حوزه علمیه قم و دانشگاه با بیان اینکه فضای طلاب جوان ادبیات تقابلی شده است، گفت: نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیست. تقابل های مذهبی سطحی شکل گرفته که برای آینده جامعه و حوزه بسیار خطرناک و نگران کننده است، گفت: بخش هایی از جامعه ما نمی توانند حرف روحانیت را بفهمند و روحانیت هم نمی تواند حرف جامعه را دریابد، در نتیجه شکاف فرهنگی و اجتماعی به وجود آمده است، معتقدم ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخش هائی از جامعه و روحانیت به دلیل عملکرد نابسامان حوزه به وجود آمده است.
در حوزه علمیه با مشکل عدم تناسب میان کمیت و کیفیت طلاب مواجه هستیم.
ساختمان ها و بودجه هایی که به حوزه علمیه تزریق شده هیچ تناسبی با بازدهی و کارکرد آن در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه ندارد
وابستگی های بسیار حوزه به برخی دستگاه ها عملاً حوزه را از استقلال، قدرت پویندگی و آزاداندیشی خارج کرد
حوزه علمیه نتوانست به نیازهای موجود پاسخگویی لازم را داشته باشد
ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخشهائی از جامعه و روحانیت ناشی از عملکرد نابسامان حوزه است
روحانیت منزلت، نفوذ و تأثیرگذاری قبل از انقلاب خود را ندارند
روحانیت بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را از دست داده است
نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیستحجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد علی ایازی در گفت وگو با شفقنا، درباره مشکلات و نارسائی های حوزه های علمیه پس از انقلاب تا به امروز اظهار کرد: من معتقدم در سال های اخیر چند اشکال ساختاری در حوزه علمیه به وجود آمده است؛ اولاً حوزه بدون اینکه امکانات و ابزارهای لازم علمی و آموزشی و جذب و برنامه ریزی برای استفاده از حوزه و روحانیت وجود داشته باشد، طلبه پذیرفت و بسیار بزرگ شده است؛ امروز براساس آمارهایی که گفته شده بیش از ۸۷ هزار روحانی در حوزه علمیه قم جمع آوری شدند، اما سوال این است که از این مجموعه برای چه تعداد از آنها مطلوبیت و مفیدیت نهایی در نظر گرفته شده و این حجم کمی تا چه میزان با حجم کیفی و تأمین نیازهای دینی تناسب دارد؟!
او ادامه داد: البته باید تأکید کنم که در دانشگاه ها هم با مشکل عدم تناسب میان کمیت و کیفیت مواجه هستیم چون در دانشگاه ها هم گاهی میان دانشجویانی که می پذیرند با نیاز علمی و سطح گرفتن دانشجو هیچ تناسبی وجود ندارد. دانشجو و طلبه تنها برای کسب مدرک و عنوان علمی در این دو مرکز علمی به تحصیل می پردازند لذا یک رابطه و تعامل عینی و عملی بین حوزه و جامعه در سطح مطلوب وجود ندارد و همچنین در دانشگاه و مراکز صنعتی و علمی نیز هیچ تناسبی میان ظرفیت و نیاز رعایت نشده است و من معتقدم این مساله یکی از اشکالات ساختاری حوزه علمیه و البته دانشگاه هاست.
ساختمان ها و بودجه هایی که به حوزه علمیه تزریق شده هیچ تناسبی با بازدهی و کارکرد آن در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه ندارد
ایازی به دومین اشکال ساختاری حوزه علمیه اشاره و خاطرنشان کرد: در حوزه علمیه توسعه فیزیکی اماکن و ساختمان¬های اداری بسیار شده یعنی ساختمان سازی و دستگاه های اداری بسیار بزرگی ساخته شده؛ ساختمان ها، اتاق ها و بودجه هایی که به حوزه علمیه تزریق شده هیچ تناسبی با بازدهی و کارکرد آن در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه ندارد. اگر این ساختمان سازی ها در یک شرایط مطلوب و براساس نیازسنجی ساخته شوند، مناسب و مفید است، اما اینکه این همه ساختمان ساخته شود و تشریفات اداری و بروکراسی فراهم شود و در مقابل بازدهی لازم را برای توانمند کردن و مفید و کارائی لازم طلاب نداشته باشد و مشکلات مالی و علمی را پاسخ نداشته باشد، جای سوالاتی جدی را به وجود می آورد.
وابستگی های بسیار حوزه به برخی دستگاه ها عملاً حوزه را از استقلال، قدرت پویندگی و آزاداندیشی خارج کرد
استاد حوزه و دانشگاه وابستگی حوزه به برخی دستگاه و نهادهای خارج از حوزه مانند نیروهای نظامی را یکی دیگر از مشکلات ساختاری این سازمان دانست و تصریح کرد: تقریباً در دو دهه اخیر وابستگی های زیاد حوزه علمیه به برخی دستگاه ها و نهادها دغدغه همه مراجع بوده است؛ وابستگی ای که عملاً حوزه را از استقلال، آزادی، قدرت پویندگی و نظریه پردازی و آزاداندیشی خارج کرده است. حوزه های علمیه شیعه در هزار سال گذشته یکی از افتخاراتشان استقلال¬شان از دستگاه های حکومتی بوده، اما وقتی می بینید که مثلاً در مدرسه فیضیه گاهی طلاب گرد هم می آیند و شعارها و حرف های کاملاً سیاسی و عجیب با هدایت برخی از دستگاه¬های بیرون می زنند، مشخص است که مفهوم دیگر در تلقی جامعه به وجود می¬آورد و صدای مراجع بلند می¬شود و آنان اعتراض می کنند و این موضوع جایگاه و استقلال حوزه ها را بسیار زیر سوال می برد. بنابراین یکی از مشکلاتی که می توان به لحاظ ساختاری به آن اشاره کرد که موجب نگرانی مراجع مستقل هم شده، همین مساله است که دستگاه ها و نهادهایی وارد حوزه شدند و قدرت خود را بسط و نفوذ داده¬اند و عملاً گاهی مشکلات جدی را برای استقلال و آزاداندیشی حوزه ها فراهم کرده اند.
حوزه علمیه نتوانست به نیازهای موجود پاسخگویی لازم را داشته باشد
ایازی در مورد مشکلات و کاستی¬های دیگر حوزه علمیه گفت: حوزه علمیه امروز در رابطه با نیازهایی که جامعه دارد، پویایی و پویندگی لازم را ندارد. نمی خواهم بگویم پویایی امروز حوزه قابل قیاس با قبل از انقلاب است بلکه تحولات بسیاری در حوزه اتفاق افتاده، امروز محققان، نویسندگان و مبلغان بسیاری داریم، که در گذشته نبوده¬اند و جامعیت و پویندگی که امروز در حوزه ایجاد شده قابل قیاس با قبل از انقلاب نیست، اما به همان نسبت نیازها افزایش پیدا کرده، توقعات بیشتر شده و کمیت حوزه قابل قیاس نیست، اما کیفیت لازم را پیدا نکرده است، و در مجموع با توجه به نیازهای فراوانی که در این جهت هست، پاسخگویی لازم وجود ندارد.
ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخش¬هائی از جامعه و روحانیت ناشی از عملکرد نابسامان حوزه است
او افزود: اشکال دیگری که به دلیل عملکرد نابسامان حوزه به وجود آمده، ایجاد «شکاف اجتماعی» میان بخش¬هائی از جامعه و روحانیت است و این محصول شرایط جدید حکومت دینی است که کاسه جمهوری اسلامی با کاسه روحانیت عملاً یکی شده و همه آنچه به حساب جمهوری اسلامی و مسئولان آن گذاشته می شود، به حساب روحانیت هم گذاشته می شود و اشکالی که به آن بخش وارد می شود عملاً به روحانیت هم وارد می شود، در حالیکه روحانیتی که در بخش های اداری و اجرایی کشور فعالند، درصد ناچیزی نسبت به کل مجموعه روحانیت دارند، ولی عملاً این تأثیر را در دیدگاه مردم گذاشته و چه بخواهیم و چه نخواهیم قضاوت مردم این است که روحانیت همان حکومت هست و حکومت هم همان روحانیت است.
روحانیت منزلت، نفوذ و تأثیرگذاری قبل از انقلاب خود را ندارند
ایازی در مورد دلایل تغییر نگاه مردم نسبت به روحانیت و قرار دادن این سازمان مذهبی در رده حکومتی، گفت: متاسفانه این تلقی به وجود آمده و شاید به این دلیل است که معمولاً رسانه های رسمی ما تبلیغ تک صدایی کردند و صداهای مختلف را نشان ندادند که جلوی این آفت را بگیرند. این مساله مشکلی را ایجاد می کند و آن اینکه فاصله بین مردم و روحانیت را در بخش هایی از اجتماع کاهش نمی دهد یعنی در مواقعی دیگر روحانیت منزلت، نفوذ و تأثیرگذاری قبل از انقلاب خود را ندارند. روحانیت همیشه به عنوان یک معلم و مربی اخلاق و معنویت بوده اند، اما گاهی تأثیرگذاری لازم را ندارند یا نمی توانند تأثیری داشته باشند.
روحانیت بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را از دست داده است
او بی توجهی حوزه نسبت به افزایش فاصله میان مردم و روحانیت در بیان سخنان نیز اشاره و اظهار کرد: روحانیت بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را از دست داده، لذا به جای آن، سکوهای جدیدی تعریف و جایگزین شده و تردیدی نیست که امروز می بینیم یک جریانی مانند قرن دوم و سوم که ما قُصّاص (قصه¬گویان و تاریخگرایان) را داشتیم، این قُصّاص جایگزین عالمان آن مناطق شدند؛ امروز ما مداحان را داریم که مانند قُصاص جایگزین روحانیت شده اند. نکته دیگر اینکه روحانیت باید از زبانی که جامعه امروز لازم دارد استفاده کند و نیازها و ادبیات فرهنگی مخاطبان را توجه کنند. به هر حال امروز جامعه ما نسبت به ۳۰ سال پیش بسیار تحول پیدا کرده است؛ شبکه های اجتماعی که امروز به وجود آمده دانش مردم را زیاد و توقعات مردم را افزایش داده، همه این موارد الزامی برای روحانیت به وجود می آورد که خود را روز آمد کند. این اتفاق باعث شده که بخش هایی از جامعه ما نمی توانند حرف روحانیت را بفهمند و روحانیت هم نمی¬تواند حرف جامعه را دریابد، در نتیجه شکاف فرهنگی و اجتماعی به وجود آمده و قهراً این شکاف هست و باید به صورت جدی روی این مسئله و همچنین آثار و علل آن توجه و رسیدگی کرد.
نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیست
ایازی در پاسخ به اینکه نقص هایی که در مورد حوزه علمیه به آن اشاره کرد مربوط به ساختار و برنامه ریزی هاست یا مربوط به مدیریت اشخاص است؟ گفت: به نظر من یک بخشی از این اشکالات و نواقص و تداوم آنها، مربوط به فضای حاکم در بخش مدیریتی کشور است. فضای طلاب جوان ادبیات تقابلی شده است. نسلی جدید در حوزه شکل گرفته که حتی برای نسل قدیم حوزه قابل هضم نیست. تقابل های مذهبی سطحی شکل گرفته که برای آینده جامعه و حوزه بسیار خطرناک و نگران کننده است. به عبارت دیگر کسانی که مدیریت کشور را برعهده دارند در یک چنین ذهنیتی هستند که این اقتضائات را به وجود آورده و برخی هم ممکن است که حتی واقعی نباشد، اما در عین حال عملاً این تأثیر را در جامعه و فرهنگ ما گذاشته است.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از3
بازگشت به بالا