سه شنبه, 16 بهمن 1397 09:37

درنگی در واژه «فاطمیین»

هادی سروش
"فاطمیین" کلمه ای است که اولین بار توسط پیامبر(ص) مطرح گردید. روایت ذیل که متضمن این واژه است را ملاحظه کنید تا به بررسی این کلمه بنشینیم: «...ثمّ یقول جبرئیل علیه السّلام: یا فاطمة، سلی حاجتک. فتقولین: یا ربّ! شیعتی. فیقول اللّه عزّ و جلّ: قد غفرت لهم. فتقولین: یا ربّ! شیعة ولدی. فیقول اللّه: قد غفرت لهم. فتقولین: یا ربّ! شیعة شیعتی. فیقول اللّه: انطلقی فمن اعتصم بک فهو معک فی الجنّة. فعند ذلک یودّ الخلائق أنّهم کانوا فاطمیّین... ترجمه ؛ .... جبرئیل عرض مى کند: اى فاطمه، هر چه مى خواهى از خداى خویش طلب کن. فاطمه عرض مى کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مى رسد: همه ى شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مى دارد: پروردگارا، شیعه ى فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مى آید: همه ى آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. در آن هنگام همه ى مردم آرزو مى کنند که اى کاش ما نیز "فاطمى" بودیم». تفسیر فرات کوفی/۴۴۵
اصطلاح "فاطمی" که در این روایت آمده در حالی است که ما چنین اصطلاح حدیثی را درباره دیگر امامان نیافته ایم؛ مثلا در حدیث آمده باشد؛ علویین، حسینین و.... البته برای اشاره به شیعیان امام علی(ع) تعبیر "شیعةُ علی" یک اصطلاح حدیثی می باشد را در حدیث داریم. بله فرقه ای بنام علویین که فرقه نصیریه باشد و در ترکیه و سوریه هستند، داریم ولی این غیر از اصطلاح حدیثی است.
واژه "فاطمیین"؛ تنها یک واژه نیست بلکه یک "اصطلاح حدیثی" است که در عصر رسول الله(ص) برای اولین بار استعمال شده است و مانند اصطلاح "محمدی" و یا "جعفری" ، ما را به یک "فرهنگ" سوق می دهد. "فاطمیین" کسانی بوده، و هستند که در شعاع وجود حضرت فاطمه(س) جای گرفته و با دنیایی از "محبت و معرفت" نسبت به ایشان، مدافع و منعکس کننده شخصیت و سیره اش باشند.
نقطه مقابل فاطمی گروه یا افراد مقابل سبک و سیره حضرت زهرا(س) هستند. در واقع مخالفین تفکر امامت هستند که در سقیفه نمایان شدند. این نکته هم مفید است که بدانید تعبیر "این الفاطمیون؛ کجایند فاطمیون؟ "  که از زبان مرثیه خوانان شنیده می شود، در هیچ حدیثی نیآمده و فقط در حدیث همان تعبیر "یودالخلائق انهم کانوا فاطمیین" داریم که در سطور بالا آمده و ترجمه شده است.
خاستگاه "فاطمیین" در "سنخیت" شان با آن بزرگوار(س) است. "فاطمیّ" کلمه ای است که همراه با "یاء نسبت" آمده است و قاعدتاً حاکی از منسوب بودن برخی از افراد به آن حضرت را دارد. منسوبیت، در گرو "سنخیت" است، هر چقدر سنخیت با فردی افزون شود نسبت آدمی با او بیشتر خواهد شد. حرف اول در "سنخیت" به "محبت" باز می گردد و حرف آخر در آن به حقیقتی بنام "معرفت" برمی گردد. اما "محبت"؛ با نگاه گذرا به فضائل حضرت فاطمه، مواجه می شویم با دسته ای از روایات که اشعار به فضلیت محبت به آن بزرگوار دارد. در آن روایات دو طایفه حدیث دیده می شود؛ روایاتی که اصل محبت داشتن به حضرت(س) را تحریص می کند، و طوائفی دیگر از روایات که متضمن فضائل و برکات اخرویِ محبت به حضرت(س) هستند.
نمونه روشن درباب محبت به ایشان این حدیث از پیامبر رحمت(ص) است: «مَنْ اَحَبَّ فاطِمَةَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الجَنَّةِ مَعی وَ مَنْ اَبْغَضَها فَهُوَ فِی النَّارِ یا سَلمانُ حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ مِائَةً مِنَ المَواطِن اَیْسَرُ تِلْکَ المَواطِنِ المَوتُ والقَبْر و المیزانُ والصِّراطُ والُمحاسَبَةُ فَمَنْ رَضِیَتْ عَنْهُ اِبنتی رَضِیتُ عَنْهُ وَ مَنْ رَضِیتُ عَنْهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ مَنْ غَضِبتُ عَلَیْهِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ یا سلمانُ وَیلٌ لِمَن یَظْلِمُها وَ یَظْلِمُ بَعلَها وَ وَیلٌ لِمَن یَظْلِمُ ذُرِّیَّتَها.. رسول خدا به سلمان فرمود: ای سلمان! هر کس فاطمه دختر مرا دوست بدارد او با من در بهشت است و هر کس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان! حبّ فاطمه در صد جایگاه از مواطن سود می دهد.»
نمونه ای از برکات محبت به فاطمه(س)
الباقر«ع»: والله یا جابِر إِنَّها ذلک الیَوم لَتَلْتَقِطُ شیعتَها و مُجِیِّها کَما یَلْتَقِطُ الطَّیْر الحَبَّ الجَیِّد مِنَ الحَبِّ الرَّدِی، فَإِذا صار شِیعتُها معها عِندَ بابِ الجنَّة یُلقِی اللَّهُ فِی قلوبِهم اَنْ یَلتَفِتُوا، فَاِذا اِلتَفَتُوا فَیقُول الله عزوجل: یا اِحبائِی ما اِلْتِفاتُکُمْ و قد شَفَّعْتُ فِیکُم فاطمةَ بنتَ حَبِیبِی؟ فَیَقُولُون: یا ربِّ! اَحْبَبْنا اَنْ یَعرِفَ قَدَرنا فِی مِثلِ هذا الیومِ. فیقولُ اللهُ:یا احِبَّائِی اِرْجِعُوا و انْظُرُوا مَنْ اَحَبَّکُم لِحُبِّ فاطِمةَ، اُنظُرُوا مَنْ اَطْعَمَکُم لِحُبِّ فاطِمَةَ، انظُرُوا مَنْ کَساکُمْ لِحبِّ فاطمةَ، انْظُرُوا مَنْ سَقاکُم شَرْبَةً فِی حُبِّ فاطمةَ، اُنظُرُوا مَنْ رَدَّ عَنکُمْ غِیبَةً فی حُبِّ فاطمةَ، خُذُوا بِیَدِهِ وَادْخُلُوهُ الجَنَّةَ.
امام باقر(ع) فرمود: به خدا سوگند ای جابر! در روز قیامت حضرت فاطمه بسان پرنده ای که دانه خوب را از بد جدا می سازد، شیعیان و دوستداران خود را برگرفته نجات می دهد. هنگامی که شیعیانش با آن حضرت نزدیک در بهشت می رسند خداوند در دل آنان می افکند که برگردید و بنگرید! همین که برگشته توجه می کنند، خدای متعال می فرماید: ای دوستان من! چرا برگشته اید؟ با این که من در بین شما دختر حبیبم را به شفاعت پذیرفته ام؟ می گویند: پروردگارا! دوست داریم که قدر و منزلت ما در چنین روزی شناخته شود.
خداوند متعال می فرماید: برگردید و ببینید چه کسی شما را به خاطر دوستی فاطمه دوست داشته است. ببینید چه کسی شما را به خاطر محبت فاطمه اطعام کرده است، بنگرید چه کسی شما را به خاطر دوستی فاطمه لباس پوشانده است، بنگرید چه کسی به خاطر دوستی فاطمه یک بار شما را سیراب کرده است، بنگرید چه کسی غیبتی را از شما به خاطر دوستی فاطمه برگردانده است، دستش را گرفته او را داخل بهشت کنید!(بحار۲۱۶/۲۷)
مهم این است که "محبت" می تواند آغازگر سنخیت و همگونی با "محبوب" شود. اگر محبت فاطمه(س) در دل انسان رسوخ پیدا کند، بهترین انگیزه برای انجام کاری خواهد شد که مورد علاقه اوست، چرا که هنگامی که انسان کسی را دوست داشته باشد به طور طبیعی علاقه‌مند است کاری انجام دهد که او دوست دارد.
اما معرفت
بلندای شخصیت ملکوتی حضرت زهرا(س) را در این جمله واضح و مستحکم رسول خدا(ص) باید یافت؛ که پیامبر، دخترگرام خود به عنوان برترین زن از نظر سیادت در مجموع خلقت معرفی نمود، و پاره ای وجود خود و نور دیده خود و میوه قلبش و همه جانش معرفی نمود؛
«و أمّا ابنتی فاطمة فإنّها سیّدة نساء العالمین من الأوّلین و الآخرین، و هی بضعة منّی، و هی نور عینی، و هی ثمرة فؤادی، و هی روحی الّتی بین جنبیّ، و هی الحوراء الإنسیّة. متى قامت فی محرابها بین یدی ربّها (جلّ جلاله) زهر نورها لملائکة السماوات کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض».[ امالی صدوق] بدون ذره ای تردید؛ شخصیتی می تواند چنین جایگاهی در نزد سرور کائنات(ص) داشته باشد که از گوهر بی بدیل "عصمت" بهرمند باشد.
عصمت
نزاهت و پاکی از هر از آلودگی اعتقادی، اخلاقی و رفتاری در تمام مراتب ظاهری و باطنی نشان از "عصمت" است.
دقت دیگردرمعنای عصمت برای شناخت بلندای مقام عصمت که بالاترین و کامل ترین مراتب عصمت را بتواند در بر بگیرد ، این حدیث را ملاحظه فرمایید؛ شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار/۱۳۲ نقل نموده که امام صادق عصمت به "مبرابودن نفس ازتمام محرمات الهیه معنا فرمودند که دوری از همه مظاهر غیرخدائی را است؛ قَالَ الصادق(ع): اَلْمَعْصُومُ هُوَ اَلْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اَللَّه.وَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى:وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ .(آل عمران۱۰۱).
در واقع "معصوم" از همه عالَم منقطع بوده و به خدامتصل است؛ "یمنتع بالله عمن سواه"(مجمع البیان۴۸۷/۲)
تبیین عصمت کبرای زهرا(س)
حضرت فاطمه(س) صاحب مقام "عصمت کبری" است و در اینجاست که هرکسی؛ هرچقدر به عصمت نزدیکتر باشد، سنخیت بیشتری با آن حضرت خواهد داست و در نتیجه عنوان "فاطمیین" بیشتر بر او صادق خواهد بود. جامع ترین دلیلی که عصمت آن حضرت را در زوایای مختلف دنیوی و اُخروی  تثبت می نماید این بیان پیامبر(ص) است که صدوق در امالی به روایت ابن عباس نقل نموده: «‌دخترم فاطمه سیادت بر زنان عالَم دارد و پاره وجودم و نور چشمم و میوه قلبم و همه ی جانم عزیزم است، او وقتی در حال عبادت است آسمانیان را روشن می کند. -  و أمّا ابنتی فاطمة فإنّها سیّدة نساء العالمین من الأوّلین و الآخرین، و هی بضعة منّی، و هی نور عینی، و هی ثمرة فؤادی، و هی روحی الّتی بین جنبیّ، و هی الحوراء الإنسیّة. متى قامت فی محرابها بین یدی ربّها (جلّ جلاله) زهر نورها لملائکة السماوات کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض.»
این محبت والا، و تعریف و تمجید عجیب، یک امر عادی نیست و سر احساسات از پیامبر (ص) صادر نشده بلکه واقعا دارای یک خاستگاه ملکوتی است و شاهدش روایتی است که شیعه و سنی در عظمت حضرت زهرا نقل کرده اند که پیامبر(ص) فرمود: «رضایت و غضب فاطمه، ملاک است رضایت و غضب خداست - «إن الله یغضب لغضب فاطمة ویرضى لرضاها.» به برهان قطعی عقل؛ محال است که انسانی به مرتبه عصمت و پاکی از غیر خدا نرسیده باشد و معیار و ملاک رضایت و غضب الهی شود.
هماهنگی فاطمیین با حضرت فاطمه در برخی از مراتب عصمت
صد البته عصمت با این اوجِ محیر العقولش نصیب ما نیست، اما بدون تردید مراتب پایین عصمت را ما  می توانیم در خویشتن با پرهیز از گناه ترسیم کنیم و به وجود نورانی حضرت(س) تقرب و تشبّه پیدا کنیم.
این روایت که شیخ صدوق در کتاب الخصال آورده را نظر نمایید؛ «امام صادق (ع): قال ابلیس: خمسة لیس لی فیهن حیلة وسائر الناس فی قبضتی: من اعتصم بالله عن نیة صادقة واتکل علیه فی جمیع أموره و من کثر تسبیحه فی لیله ونهاره ومن رضی لاخیه جمیع اموره ومن کثر تسبیحه فی لیله ونهاره ومن رضی لاخیه المومن بما یرضاه لنفسه ومن لم یجزع علی المصیبة حین تصیبه ومن رضی بما قسم الله له ولم یهتم لرزقه؛ شیطان گفت: پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:
۱-هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند،
۲-کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید،
۳-کسی که برای برادر مومنش آن پسندید که برای خود می پسندد،
۴-کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد، بی تابی نمی کند،
۵-و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.»
اوج هماهنگی بیشتر ...
محبت و معرفت وقتی اوج پیدا می کند که سخن از مراتب بالاتری برای هماهنگی "فاطمیین" با حضرت فاطمه مطرح شود ، و آن تطبیق با آن سیره آن حضرت درهمه ابعاد اجتماعی و سیاسی می باشد.
برترین الگو در این زاویه؛ هماهنگی با خطبه حضرت زهرا(س) است.
الف ـ از سطح جامعه شناخت صحیح داشته باشیم ؛
مدینه در ظاهر دارای محبت و ارادت به پیامبر (ص) بود اما تحلیل حضرت فاطمه(س) از سطح جامعه؛ «نفاق» و «ضعف دینداری» است:
«قد ظهر فیکم حسیکة النفاق...قد سمل جلباب الدین...»
ب ـ  زیر پوست جامعه را نیز خوب بشناسیم ؛
حضرت زهرا(س) آنچرا مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود، بخوبی شناسائی، و معرفی فرمود.
مثل بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص ؛
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصة ...» در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی(ع) را به صورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده. و یا مثل اینکه مردم خواهانِ رهائی از قید و بند احکام و عقائد اسلام هستند: «نجوتم من الضیق بالسعة فمججتم ما وعیتم ...»
فاطمه زهرا(س) با توجه به این دو برداشت درست از جامعه خود، در سیره سیاسی اجتماعی خود سه کار مهم انجام داد که همو، الگوی "فاطمیین" تا قیامت خواهد بود‌ :
اولاً ؛ سکوت نکرد و طرح دعوا از حاکم در محکمه ای کرد که قاضی او "رب العالمین" بود و شاهد آن همه مسلمین حاضر در مسجد، بودند .
ثانیاً ؛ بر اساس قرآن و سنت پیامبر(ص) ضعف های حاکمیت اسلامی و مردم را طرح نمود وآن را بازگشت به جاهلیت معرفی کرد.
ثالثاً ؛ طرح دعوا و یا نقد خود را به گونه ای مدیریت کرد که ؛ تاریخ سه رویکرد او را به روشنی بیابد :
اول ) مخالفت وسلب مشروعیت ازحاکمیت
دوم ) اتمام حجت بر همگان
سوم ) حفظ امنیتِ دینی و امنیتِ اجتماعی شهروندان جامعه .
این سه بخش را شما در جملات ذیل که از فرمایشات حضرت زهرا است می یابید:
در مورد رویکرد اول) فرمودمد: از شما "دو نفر" ناراحتم و در هر نماز نفرین تان خواهم کرد ؛ «فانّى اشهد الله و ملائکته أنکما اسخطتمانى و ما أرضیتمانى، و لئن لقیت النبى لأشکونکما الیه...و الله لادعونّ الله علیک عند کلّ صلوة اُصَلّیها» .
و به حضرت امیر(ع) فرمودند: بر من نماز نخوانند و مرا شبانه دفن کن ؛ « اُوصِیکَ اَنْ لا یشْهَدَ اَحَدٌ جِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی.. وَلا تَتْرُکْ اَنْ یصَلِّی عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَلا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَادْفِنِّی فِی‌اللَّیل...»
در مورد رویکرد دوم ) به زنان مدینه فرمودند: "تظلم من به سوی شما نه برای یاری خواستن از شماست ، بلکه حکایت از سینه پر سوزم ونیز ؛ اتمام حجت برشماست؛ «نفثه الغیظ و خور القنا و بثة الصدر و تقدمة الحجة...» در مورد رویکرد سوم ) راه خود و اهل بیتش را نیز ، معرفی نمود که؛ صبر است و صبر. «نصبر منکم علی حزّ المدی» .
منتشر شده در یادداشت
رهامی: حضرت زهرا(س) در سخت ترین شرایط وارد سیاست شد/ برخی معتقدند زنان باید در پستو باشند. یک استاد حقوق دانشگاه تهران گفت: حضرت زهرا(س) در سخت ترین شرایط وارد سیاست شد و در میان مردم حضور یافت. ایشان انسانی اجتماعی بود که این ویژگی با تفکری که برخی نسبت به زنان دارند، متفاوت است.
به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام والمسلمین محسن رهامی در دومین شب از مراسم عزادای شبهای حضرت زهرا(س) در کانون توحید گفت: بحث درباره حضرت فاطمه(س) به دلیل شخصیت ایشان، باید جامع باشد. متاسفانه در ایران و سایر جوامع اسلامی، نگاه به جایگاه زنان کاملاً متفاوت، تبعیض آمیز و جنسیت زده است.وی افزود: جامعه ما زن را شهروند درجه دو تلقی می کند و اکثر حقوق و جایگاه های سیاسی را برای مردان قلمداد می کند. این در حالیست که انقلاب و جمهوری اسلامی با رای زنان و مردان شکل گرفت و زنان در آن، حقوقشان با مردان برابر بود. اما در حال حاضر حقوق زنان کمتر از جوامع مسیحی و حتی هندوستان است. از این رو زنان تنها به دلیل زن بودن نمی توانند قاضی، استاندار، عضو شورای نگهبان یا وزیر شوند.
عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان اظهار کرد: در دنیای غرب، زنی مانند مرکل قوی ترین دولت اروپایی را تشکیل داده، این نشان می دهد که زنان می توانند نخست وزیری موفق باشند.اما آیا در کشور ما زنان می توانند کاندیدا شوند؟ متاسفانه در جامعه اسلامی، یکسری از محدودیت ها برای زنان از بدو تولد به شناسنامه شان سنجاق می شود. باید پرسید آیا چنین محدودیت هایی در نگاه اسلام و قرآن یا نشأت گرفته از فرهنگ است؟ باید روشن شود آیا اسلام زنان را شهروند درجه 2 می داند یا چنین موضوعی را فرهنگ می پروراند؟ وی با بیان اینکه، امروز بدون حل مساله زنان، جامعه اسلامی امکان ترقی و پیشرفت نخواهد داشت، گفت: مهم ترین عامل عقب ماندگی جامعه بی عدالتی است. در جامعه ای که زنان تحقیر می شوند و حتی اجازه نمی دهند تا آنها برای تماشای یک بازی به ورزشگاه ها روند. فرزندان این زنان نیز تحقیرشده، چاپلوس پرورش می یابند. بدون شک جامعه ای که زنان را تحقیر می کند، فرزندان آنها نه تنها شجاع نمی شوند، بلکه چاپلوس خواهند شد.
عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها در ادامه گفت: در چنین جامعه ای فساد توسعه پیدا می کند، برای اینکه همان چاپلوسان دور اصحاب قدرت را می گیرند. باید در چنین جامعه ای دیدگاه ها را از یکدیگر تفکیک کنیم. اسلام همانند نسیمی حیات بخش و قدسی از سوی پیامبر(ص)، از کشورها و مناطق مختلف عبور کرد و در این مسیر با گردو غباری همراه شد. این در حالیست که این گردو غبار ناشی از مسیر بوده و دین مبین اسلام حیات بخش و ماموریتش نجات انسان ها بود.وی بیان کرد: پیامبر(ص) آمد تا از ما حکیم بسازد و بدون شک دینش، دین دانایی بود. لذا کسانی که پای منبرها نشستند باید داناترین مردم باشند. اما متاسفانه، امروز دنیای اسلام و ایران کم ترین میزان مطالعه در دنیا را دارد. ما بسیاری از چیزها را نمی دانیم و باید مطالعه کنیم. پیغمبر(ص) به دنبال ساختن مردم دانا بود.
رهامی گفت: آبی که از بالای کوه می آید، زلال است. اما امکان دارد که در طول مسیر دچار شوری شود. این شوری به دلیل مسیری است که آب طی می کند. بسیاری از کجی ها متعلق به اسلام نیست، بلکه حاصل فرهنگ مداحان، خطیبان و روحانیون است. نگاه تبعیض آمیز به زنان با پیامبر(ص)، حضرت فاطمه(س) و اسلام سازگاری ندارد. ایران در زمان ساسانیان نگاهی جنسیت گرا به زنان نداشت. اما اعراب مردسالار بودند و به زنان احترام نمی گذاشتند. اسلام باید ما را بالاتر می برد نه اینکه پایین تر بیاورد. وی با طرح این مساله که آیا تمامی پیامبران خدا مرد بودند؟، گفت: هیچ کس نمی تواند اثبات کند که پیغمبرانی که خداوند در جای جای دنیا فرستاده، تنها مرد بودند. این نوع تلقی بدان خاطرست که نگاه ما مردسالارانه است. چرا یک نفر خانم نمی تواند عضو شورای نگهبان شود؟ مگر کار این نهاد جز نظارت بر مصوبات مجلس است؟ چرا زنان نمی توانند در مجلس خبرگان حضور یابند؟ مگر کار این مجلس جز نظارت بر عملکرد رهبری است؟ چطور آدمی که بالای 90سال سن دارد می تواند نظارت کند، اما یک خانم حقوقدان باسواد نمی تواند؟
این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: مهم ترین هنر یک مکتب تربیتی این است که الگو نشان دهد. پیامبر اکرم(ص) در این مدت توانست الگوهایی که جنبه خلیفه الهی داشتند، معرفی کند. متاسفانه ما از حضرت زهرا(س) به عنوان مهم ترین عامل اختلاف میان سنی و شیعه استفاده می کنیم که نتیجه آن این می شود که در یکی از مساجد شیعیان پاکستان بمب گذاری می شود و ده ها تن کشته می شوند. حضرت زهرا(س) عامل شجاعت، ثبات و توسعه بود.وی بیان کرد: عالم را با خطبه هایش می شناسند. حضرت زهرا(س) درباره مسائل و فلسفه های مختلف در خطبه هایش بسیار حرف زده است. ایشان جزو معدود ائمه ای بود که با جبرئیل در ارتباط بود.وی افزود: ما باید می توانستیم شخصیت ائمه ای مانند حضرت زهرا(س) را به دنیا معرفی کنیم. اما متاسفانه بدترین اصل قانون اساسی این است که صداوسیما را در اختیار یک ارگان گذاشته است. در حالی که در کشورهای دیگر هزاران کانال وجود دارد. از این رو، وقتی فضای رقابت از میان می رود با ارائه شدن یک دیدگاه در رسانه ها فساد تعمیق می شود.
 
رهامی گفت: باید دید فرهنگ تبعیض نسبت به زنان، تا چه حد سرزمینی و چه میزان فراسرزمینی است. وقتی ما هنوز در موضوع دیه، برای تعیین بهای دیه، شتر تعیین می کنیم، نشان می دهد که با زمان حرکت نمی کنیم. ما باید میان آنچه از فرهنگ ها و مغزهایمان خارج می شود و آنچه در واقعیت اسلام وجود دارد، تمایز قائل شویم.وی افزود: بسیاری از مسائلی که درباره خانم ها وجود دارد، هیچ ارتباطی به اسلام و قرآن ندارد. اشکال روحانیت این است که همیشه سعی کردیم حرفهایی بزنیم که مردم خوششان بیاید و از آنجا که ارتزاقمان از آنهاست، نمی توانیم حرف هایی را بزنیم که مردم خوششان نمی آید. مردم از حرف هایی که به نوعی موجب تخلیه شدنشان می شود، خوششان می آید. باید تفکیک کنیم کجای این احکام برگرفته از فرهنگ است، کجای آن برگرفته از قرآن و اسلام است.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: قرآن کتاب تاریخی نیست، بلکه کتابی تربیتی است و به عنوان یک الگو جهت برنامه های تربیتی از آن استفاده می کنند. قرآن وقتی به حضرت مریم می رسد آنچنان ایشان را تکریم می کند و مقامش را بالا می برد. حتی گفته می شود که جبرئیل برایش نازل می شود و بحث پیغمبر بودن ایشان را مطرح می کند. اسوه های قرآنی نشان می دهند که شخصیت زنان مساوی با مردان است و اصل بر این است که خداوند یک انسان را خلق کرده و زنان و مردان را برابر دانسته است.وی اظهار کرد: حضرت زهرا(س) همسری وفادار و ایده آل برای شوهرش بود. ایشان مانند همه زن های مدینه کار می کرد و مادری نمونه بود که فرزندانی نمونه تربیت کرد. در دامن ایشان، حسین بن علی(ع) تربیت شد. این حضرت همچنین دختر خوبی برای مادرش بود. باید به شخصیت حضرت فاطمه(س) نه مانند یک استثنا بلکه همچون قاعده نگاه کرد.
وی گفت: امروز زنان ما نباید حسرت موقعیت زنان آلمانی را داشته باشند و این قابل قبول نیست. متاسفانه جوان های ما به تدریج به دلیل آنچه ما بد نمایش دادیم از دین خارج می شوند. این درحالیست که از میان تمامی شخصیت ها و چهره های تاریخ، هیچ فردی هزینه ای که حسین (ع) برای آزادی و حریت پرداخت، پرداخت نکرده است. ما باید آموزه های اساسی که همان دروغ نگفتن، وفای به عهد و بد نبودن را آموزش دهیم.
رهامی افزود: امروزه دنیا و موضوع گردش آزاد اطلاعات را نمی توان با پارازیت کنترل کرد و این عامل، جز سرطان زایی و مقطوع النسل کردن انسانها، فایده ای دیگر ندارد. ما باید حضرت فاطمه(س) را درست بشناسیم و ایشان را به دنیا معرفی کنیم. مقام حضرت به حدی بالا بوده که جبرئیل بر او نازل می شده است. البته سندی نداریم که خدا مستقیماً بر ایشان آیه نازل می کرده است. اما آنچه مسلم است، حضرت زهرا(س) علومی را یاد می داده که در زمین قابل دسترس نبوده است.
این روحانی اصلاح طلب گفت: حضرت زهرا(س) در سخت ترین شرایط وارد سیاست شد و در میان مردم حضور یافت. ایشان انسانی اجتماعی بود که این ویژگی با تفکری که برخی نسبت به زنان دارند، متفاوت است. برخی معتقدند زنان باید در پستو باشند. حضرت زهرا(س) این گونه نبود که در گوشه ای بنشیند. ایشان شخصیتی سیاسی داشت و همچون الگو و مدلی قابل تعمیم بود. لذا نباید گفت که ایشان استثناء بوده است.
a
منتشر شده در گفتار
هادی سروش
هوشمندی افراد آنجا خود را نشان می دهد که در تحلیل امور جاری با توجه به واقعیت ها، قضاوت و اظهار نظر می کنند. در روزگاری که همه خواص و عوام، ظاهر جامعه را می دیدند ، حضرت صدیقه کبری(س) واقعیت ها را دید و در نهایت هوشمندی، زیباترین تحلیل را ارائه فرمود، بطوریکه تحلیل های واقع گرایانه او، دفترحوادث عالم اسلام شد.
مجموعه نگاه دقیق حضرت(س) در سه بخش است:
الف) شناخت صحیح سطح جامعه
ب) شناخت صحیح زیر پوست جامعه
ج) شناخت صحیح حوادث آینده.
 
الف ـ شناخت صحیح از سطح جامعه
جامعه آن روز مدینه در ظاهر از مردمانی تشکیل شده بود که دارای محبت و ارادت به پیامبر (ص) بودند بگونه که برای جمع کردن قطرات آب وضو پیامبر (ص) تزاحم بوجود می آمد و یا در نمازجماعت رسول خاتم جمعیت به هم پیوسته ­ای وجود داشت و نیز شوق به کسب کمالات معنوی و جهادی یک شاخصه روشن آن مردمان بود. امّا تحلیل حضرت فاطمه(س) بعد از رحلت پیامبر(ص) از سطح جامعه به‌گونه­‌ای دیگر است، ایشان بر اساس استدلالات خویش معتقد است سطح جامعه را «نفاق» و «ضعف دینداری» و «پیمان شکنی» و … گرفته است.
اولا ؛ در بخش «نفاق» فرمود:«قد ظهر فیکم حسیکه النفاق» که اشاره به دوران “نفاقِ توأم با کینه و عداوت” است. جمع شدن عده ای متنابه به در خانه حضرت و ثانیاً آتش زدن خانه و ثالثاً برخورد فیزیکی با آن حضرت و رابعاً بی حرمتی به حضرت امیر (ع) و کشان کشان بردنش به مسجد و … تا پاره کردن قباله فَدَک و اعلام به نبش قبر حضرت صدیقه کبری، جملگی شواهد این مدعاست .
و ثانیا؛ در بخش «ضعف دینداری» فرمود: «قد سمل جلباب الدین» که دینداری مردمان را آن حضرت تشبیه کرده به لباس رنگ باخته. جالب اینجاست که نفرمود جامعه اسلامی بی دین شدند بلکه فرمود رنگ دینداری را ندارد یعنی ادعای دین و اعتقاد به دین وجود دارد ولی در مقام عمل دین نقش اصلی را ندارد. نمونه اش رفتار عموم جامعه با پیامبر و عترت اوست ، از سویی حضرت امیر(ع) به تنهائی در حال تجهیز بدن پیامبر است ، و از سوی دیگر عترت اوست که مورد تعدّی و ظلم در باب خلافت است. و به تعبیر رسای حضرت فاطمه دینداران دیروز در حال بازگشت به «جاهلیت» قرار گرفته اند. «اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته … افحکم الجاهلیه تبغون؟ افلا تعلمون؟ بلی تجلّی لکم کالشمس اشرکتم بعد الایمان؟!»
و ثالثا؛ «پیمان کشی» مردمان بوده که خود، یکی از مصادیق بارز «رنگ باختن دین» در میان مردم است. این پیمان کشی هم در خصوص فراموشی آیه «لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» بود که نتیجه ­اش انزوای اهل بیت(ع) و گسستن پیمان غدیر خم بود ، و هم ؛ پشت کردن به احکام و دستورات الهی در بخش اصول ،مثل امامت و در بخش فروع ،مثل ارث و حق مسلّم افراد ، بود !
ب ـ شناخت صحیح زیر پوست جامعه ؛
حضرت زهرا (س) آنچه مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود را، بخوبی شناسائی کرد و بعد معرفی فرمود. برخی از لایه های مخفی جامعه که بوسیله حضرت فاطمه موردتحلیل قرار گرفت :
اول: بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصه …» در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی (ع) را بصورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده که چگونه آن که اول مؤمن بوده و ایمان و جهاد او در بالاترین حد ممکن بوده و پیروزی های درخشان لشگر اسلام مدیون مجاهدات آن بزرگوار بوده ، چگونه همه و همه، یک باره به فراموشی یا بی خیالی واگذار شده؟!
دوم: وجود مردمانی که همواره در انتظار شکست اهل بیت بوده­ اند بدین معنا که همیشه اخبار و رویدادهای جاری را دنبال می کردندتا ببیند چه زمانی ابهت و حرمت اهل بیت پیامبر (ص) شکسته میشود:«تتربصون بنا الدوائر و تتوکّفون الاخبار»
 سوم: همه این نفاق ها و پیمان شکنی در تحلیل حضرت (س) در راستای یک خواسته بود و آن این بود که میخواستند که از قید و بند احکام و عقائد اسلام «راحت» شوند ! در نتیجه در تحلیل حوادث تلخ بعد از رحلت پیامبر (ص) «اباحگری» یکی از اهداف جدّی جامعه آن روز بود که از نگاه غیر حضرت زهرا(س) پنهان مانده بوده است.
بیان حضرت (س) این است:«نجوتم من الضیق بالسعه فمججتم ما وعیتم …»
ج ـ شناخت صحیح از رخدادهای آینده
بخش سوم خطبه حضرت فاطمه (س) در ارائه تحلیل جامعه و زیبائی است در مورد حوادث و رخدادهای آینده عالم اسلام است که این تحلیل را آن حضرت در زمانی بیان فرمود که همه و همه (دوست و دشمن) در این تصور بودند که «کار تمام شد» و خلافت بدون دردسر از خاندان پیامبر (ص) به دیگران منتقل شد، امّا نه! فاطمه (س) خلافت را برایشان مرکبی معرفی کرد که هم سرکش است و هم بر پشت خود زخمی دارد که به مجرد سوار شدن فردی بر آن بر اثر درد از آن زخم «رم» می کند و سواره خود را به زمین می کوبد و از سوی دیگر، حاکمان برای حفظ موقعیت های خود، باید خون ها بریزند و ناامنی ها بوجود آورند و دیگر شاهد رشد و تعالی جدّی در عالم اسلام نخواهید بود:
«قد اری قد اخلدتم الی الخفض … فدونکموها فاحتقبولها دبره الظهر نقبه الخفّ باقیه العار موسوعه بغضب الله»
و بعد فرمود : تظلم من به سوی شما نه برای یاری از سوی شماست،بلکه برای حکایت از سینه پر سوزم ونیز اتمام حجت برشماست ؛ «نفثه الغیظ و خور القنا و بثه الصدر و تقدمه الحجه» و راه خود و اهل بیت را هم معرفی نمود که صبر است و صبر؛«نصبر منکم علی حزّ المدی».
منتشر شده در یادداشت
حجت الاسلام دکتر فیرحی: وظیفه خدا معرفی پیامبر یا امام است، ولی اجباری هم در کار نیست و هرچه رخ بدهد، مسؤولیتش با خود مردم است.
به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین دکتر داوود فیرحی طی ســخنانی در مراســم هیئت فاطمه الزهــرا که در کانون توحید برگزار شــد، با اشــاره به روایتی از حضرت زهــرا(س) گفت: حضرت زهرا(س) می فرمایند اگر می گذاشتند حضرت علی(ع) بــه خلافت می رســید، هیچ اختلافــی در جامعه رخ نم یداد، ولی از ایشــان می پرســند چرا حضرت علی(ع) حاکم نشد که ایشــان می فرمایند چون مردم او را  نخواستند. ایشــان می گویند: مثــال امامت مثــال کعبه اســت که باید طرف قبله رفت نه اینکه کعبه به ســمت مردم برود و اگر این حــق را به حضرت علی می دادند آنگاه اختلافــی در جامعه ایجاد نمی شد.
وی افــزود: این حرف به معنای آن اســت که وظیفه خدا معرفــی پیامبر یا امام اســت، ولی اجباری هم در کار نیســت و هرچــه رخ بدهد، مسؤولیتش با خود مردم است. فیرحی با اشــاره بــه ماجرای فــدک و دفاع حضرت زهرا از حقوق خــود در این ماجرا، گفت: ایشان نزد خلیفه اول می گویند این سهم من و ارث پدرم اســت و این بیت المال نیســت که از من بگیریــد و خلیفــه اول می گوید برای اثبات حرفتان مدرکی ارائــه کنید، اما حضرت زهرا(س) با استدلال حقوقی و آوردن قاعده «ید» می گوید برای رد این موضوع شــما باید مدرک بیاورید.
این استاد دانشــگاه ادامه داد: ایشان می گوید برای من مهم نیســت که فدک را به من بدهید یا خیر بلکه باید بدانید مال من است و این یک رویکرد حقوقی است و زنانه و نه خشونت آمیز و مردانه. وی با بیان اینکه برای انسان امروز مهم نیست که بانوی بزرگ اسلام چگونه عمل کرد بلکه مهم است چگونه الگو بسازد، عنوان کرد: امروز در دنیا می گویند برخی نمادها در ســکوت، صدایی پر صداتر از فریادها دارند. حضرت زهرا(س) این کار را کرده است. ایشان یک اولتیماتیومی به حضرت علی(ع) می دهد و می گویند من تا زنده هســتم حق بیعت ندارید و از طرفی هم می گویند مردم هم حق دارند.
منتشر شده در یادداشت

حجت الاسلام فاضل میبدی عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، گفت: حضرت فاطمه(س) نخستین زنی است که آزادانه در مسجد در برابر چشم همه تاریخ می ایستد و باب انتقاد از وضع موجود را می گشاید و این درسی است به همه زنان تاریخ که باید آزادانه سخن گفت و ازهیچ رعب و وحشتی نهراسید.

به گزارش خبرنگار ایلنا در قم، حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی، یکشنبه شب در جشن میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) و سالروز تولد امام خمینی(ره)، که با حضور اقشار مختلف مردم و در محل دفتر آیت الله صانعی در قم برگزار شد، مقاله خود را در رابطه با شخصیت حضرت زهرا(س) برای حاضران خواند که متن کامل آن به شرح ذیل است:

مظلومیتی که بر دخت پیامبر رفته و می رود

وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً (فرقان،74) و آنان که می گویند: پروردگارا، ما را زنان و فرزندانى مرحمت فرما که مایه چشم روشنى ما باشند، و ما را (سر خیل پاکان و) پیشواى اهل تقوا قرار ده.

در روایات متعددى مى‏خوانیم که این آیه درباره على ع و ائمه اهل بیت (ع) نازل شده، و یا در روایت دیگرى از امام صادق (ع) مىی خوانیم که:" منظور از این آیه مائیم" بدون تردید ائمه اهل بیت (ع) از روشن ترین مصداق هاى آیه هستند و نسل نورانی امامت و اسوه استوانه انسانیت  از پاک ترین دامن تاریخ یعنی زهرای اطهرزاده گشته است.

ترا دانش و دین رهاند درست /در رستگاری ببایدت جست

 به گفتار پیغمبرت راه جوی /دل از تیرگیها بدین آب شوی

اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای

محمد بدو اندرون با علی / همان اهل بیت نبی و ولی(فردوسی)

در سال روز ولادت دخت پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها نمی خواهم از تاریخ ولادت آن بزرگ بانوی اسلام مطلبی بر قلم آورم ووقت عزیزان را در این باره بگیرم . زیرا تاریخ دقیق ولادت غالب بزرگان تاریخ به طور دقیق روشن نیست . همانطور که نمی توان روز ولادت پیامبر بزر گ اسلام را بدون هیچ اختلافی روشن ساخت،دوازدهم ربیع الاول ؟ هفدهم ربیع الاول ؟ یا در ماهی دیگر ؟ اگر ماه آن روشن است ، در کدام سال ؟ عام الفیل ؟ عام الفیل چه سالی است ؟ سال تولد فاطمه(ع) نیز چنین است ؛آیا پنج سال قبل از بعثت بوده یا پنج سال بعد از آن ؟ و یا سال بعثت پیامبر؟ چون یعقوبی وفات فاطمه را درسن 23 سالگی اعلام کرده وطبری در سن 29 سالگی .در هر صورت هیچکدام به طور دقیق آشکار نیست و قلم فرسایی بر سر این مطلب چندان گرهی از کار فرو بسته امروز ما نمی گشاید .مهم این است که ما مسلمانان در این روزگار افسردگی وچند پارگی مسلمین، چه در سی برای رهایی از فلاکتی که بر دنیای اسلام میرود ، می توانیم بیاموزیم. الگو بودن بانوی نمونه عالم یعنی سرمشقی برای زندگی همه بشریت . واین که تفاوت نگاه به زن در جاهلیت و پیش از اسلام  و پس از اسلام در چه چیزی نهفته است ؟

سلیمان کتانی نویسنده معروف مسیحی در کتاب« فاطمه زهی در نیام »سخن ز یبایی دارد :

آنچه که اینک درباره فاطمه زهرا خواهم نوشت تا آنجا که ممکن است در آن از کلمه "نقل از " و از گزارش گونه ای تاریخی پرهیز می کنم چه قلمی که در دست من است بیش از آنکه در پی تحلیل نسبت آهن و گوگر د موجود در ساقه گل باشد می باید در مقام آن باشد که از رنگ و بوی دلاویز آن گل نقشی بیافریند .چه این فاطمه علیها سلام آن بزرگواری است که جزیرة العرب را و در پی آن نیمی از جهان متمدن روز گار خود را با شعار توحید و رهایی از این طاغوت ، به راهی دیگر برد . و او همسر مردی است که جر جرداق مسیحی آرزو می کند که ای کاش دنیا تمام استعدادهایش را در قالبی می ریخت و انسانی چون علی را تحویل تاریخ این روزگار می داد . و نیز مادر فرزندی است که در زیر تیغ نا اهلان فریب خورده جهل و جور در سرزمین کربلا گفت : اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید در این جهان آزاده باشید . فاطمه از سوی پدر ، شوهر و فرزندان به کهکشانی سر بر آورده که اقطار و اعماق آن دیر شناختی و یا ناشناختی است

درد ناکانه باید گفت برخی به اصطلاح مبلغان و مداحان ، این کهکشان بی کران هستی را با عینک های تار و شکسته خود چنان در چشم تماشاگران تاریخ، تار و تیره گون به نمایش گذاشته اند که جز مظلومیتی مضاعف نمی توان نام  دیگری بر آن نهاد . فریادهای اعتراضی فاطمه را تنها در باغ محدود فدک مصور ساخته و تنها به درد پهلو و استخوان شکسته خلاصه کرده اند و گسترده طاق و رواق گفته های او را ، که برای همه بشریت بود ، به معدود مخاطبین در مسجد النبی کوتاه کرده اند و این مصیبتی است بزرگتر که به دست و دهان به اصطلاح بعضی پیروانش بر او رفته و می رود .

ما درست نمی دانیم در آن روزی که این بانوی جوان پدر را از دست داده در ایوان مسجد النبی در برابر انحراف در دستگاه رهبری اسلام چه سالی از دوران عمر خود را می گذراند؟ اما این از مسلمات تاریخ است که سال پایانی عمر او بود. او خوب می دانست نظام رهبری اسلام پس از مرگ پیامبر ، به گونه ای ترسیم گشته که شاید کمتر از نیم قرن نظام نژاد پرستی قریش که از آثار دوران جاهلیت بود ، به نام اسلام باز می گردد ؛لهذا در صدر سخنان خود چنین هشدار داد :

فانی حرتم بعد البیان و اسررتم بعد الاعلان ، چرا در امر پیشوایی جامعه سر گردان گشته و پس از اعلان و اظهار حق به پنهان گویی گیر وگرفتارافتاده اید. این اندوهی است جانکاه که سراسر وجود فاطمه را فرا گرفته به گونه ای که ستون و دیوار های مسجد از فریاد این زن می خواهد برخود بلرزد و بشکافد.

بیان و زبان اخطار او چنین است :

اطلع الشیطان راسه من مغرزه صارخا لکم فوجه کم لدعائه مستجیبین ، شیطان از کمینگاه خویش سر بر آورده و شما را به خود دعوت کرد و دید که چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پی او دویدید دو روز از مرگ پیامبر نگذشته که قریشیان برای دفع فتنه دست به کاری زدند که خود و جامعه را به ورطه فتنه وفنا کشاندند . «زعمتم خوف الفتنه . الا فی الفتنة سقطوا » و تاریخ شاهد باز گشت روزگاری شد که پیامبر بیست و سه سال برای محو آن ،مصائب بزرگی را تحمل کرده بود و حالا : فاطمه تمام این مصیبتها را دو باره در برابر چشمان خود تازه می بیند . او شاهد بود که در مکه چگونه ابوجهل فضولات شتر را بر دوش پدرش ریخت و این دختر با دست کوچک خود آنها را پاک می کرد. او در جنگ احد شاهد آسیب هایی بود که به دست قریشیان بر چهره پیامبر نشست.وانان جگر عمویش را با کینه مکیدند.

و از سویی شاهد کودتا ی خزنده یی است که بنی سفیان و آل قریش در برابر میراث پیامبر کرده اند. پیداست اگر رهبری یک جامعه نو پا به دست کسانی قرار گیرد که سزاواری وشایستگی آن را ندارند ، جامعه به چه روزگاری خواهد افتاد . در همان روز های نخست پس از مرگ پیامبر ص قبایلی به عنوان «اهل رده » علیه نظام نوپا برخواستند که در نگاه  آنان حاکمیت قریش مکه بر انصار مدینه بود و خالد بن ولید به عنوان مامور خلیفه تمامی آنانرا از دم تیغ گذراند و این نخستین جنگ داخلی و سرکوب شورش هایی بود که سر از بیعت با خلیفه پیچیدند .دینی که پیامش دعوت به دار السلام بود { و الله یدعوا الی دار السلام } و همه را به ورود در سلم وسلامتی دعوت می کرد { ادخلوا فی السلم کافة }، الان می خواهند با شمشیر آخته خالد بن ولید سرا پا بمانند .

در ایام ولادت و یا وفات آن حضرت به جای باز خوانی تاریخ و خطبه آتشین او ، و احساس خطری که این بانوی مظلوم تاریخ نسبت به آینده  اسلام و قران داشت ، چرا باید با ذکر مجعولات و مصائب نادرست شخصی ، چهره حقیقی فاطمه را در لایه هایی از اخبار بی پایه گم نماییم .واز تعالیم انسان سازش بی بهره بمانیم .

همانطور که نسبت به آموزه های امامان چنین کردیم .تربیتی که پیامبر بر دخترش اعمال کر د ، نشان دهنده هویت واقعی زن در عصر تحقیر هویت زن بود. تربیت فاطمه به گونه ای رقم خورد که هیچ زنی در آن روزگار واجد چنین هویتی نگشته بود .او نخستین زنی است که آزادانه در مسجددر برابر چشم همه تاریخ می ایستد و باب انتقاد ازوضع موجود رامی گشاید و این درسی است به همه زنان تاریخ که باید آزادانه سخن گفت ، انتقاد کرد و از هیچ رعب و حشتی نهراسید .او نشان داد که در برابر حاکمان ، هم نباید مرعوب بود و هم نباید مجذوب گشت .

سلیمان کتانی که شخصیت فاطمه را از اعماق ورق پاره های تاریخ در آورده ، می گوید : در قضیه ای ، از پیامبر سوال شد ، حضرت فرمود : نخست باید بدانم رای فاطمه چیست بدین گونه فاطمه در نتیجه تربیتی صحیح دارای رای و نظر یه شخصی گردید ... و علی در وجود فاطمه تکمیل وجود خود را یافت و  در روزهای آخر عمر شبانگاهان به در خانه انصار می رفت در حالی که حسن و حسین را با خود همراه می داشت از انصار می خواست که د ر برابر جاهلیت عرب بایستند . اما میان برخی اصحاب و سران قدرت چنان همگرایی به وجود آمده بود که پاک فاطمه را مایوس می نمود . تا 25 سال پس از آن ،شوهرش علی فرمود : روز ما به روز گار جاهلیت باز گشته است .

خدایا به حق بنی فاطمه / که بر قول ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول / من و دست و دامان آل رسول(سعدی)

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از4
بازگشت به بالا