صحتی سردرودی: ظلم و ریاکاری برخی از مسلمانان را به حساب اسلام نگذارید/ در مقابل زورگویان بایستید و آنان را رسوا کنید.
پژوهشگر و محقق حوزه علمیه قم گفت: بزرگترین درس فاطمه زهرا(س) این است که حساب مسلمانانی که ظلم می کنند را از اسلام جدا کنیم، دین را از دولت، حق را از حکومت و خیر و خوبی را از خلافت تفکیک کنیم. اگر جوانان و نسل امروز و فردا از یک صنفی فرضاً از ما روحانیون ظلم، ریا و تزویری دیدند به حساب قرآن و خدا نگذارند و نگویند که اسلام در ذات خود این رذایل را دارد؛ فاطمه زهرا (س) تا پایان عمر خویش دست به بت شکنی بت های زنده و جاندار زد تا این آموزه ها را برای همگان باقی بگذارد.
حضرت زهرا(س) با خطبه های خود استبداد دینی را رسوا کرد
حضرت فاطمه(س) با وصیت معنادار خویش درس بزرگی به مسلمانان داد
حضرت زهرا (س) بنیانگذار گریه سیاسی و عزاداری اجتماعی
فاطمه (س) تأکید داشت ظلم و جنایتی که هر خلافت و حکومتی دینی انجام می دهد، ربطی به اسلام ندارد 
جوانان اگر از صنفی ریا و تزویر می بینند، به حساب قرآن و خدا نگذارند
حساب مسلمانانی که ظلم می کنند را از اسلام جدا کنیدحجت الاسلام و المسلمین محمد صحتی سردرودی در گفت وگو با شفقنا اظهار کرد: بیشتر در تاریخ، فاطمه زهرا(س) با خطبه ها و اعتراضات خود به خلافتی که بعد از رحلت پدرش رسول الله(ص) پا گرفت، شناخته شده است. بزرگترین اقدام اجتماعی که حضرت فاطمه(س) در زندگانی خود انجام داده، بنیانگذاری مبارزه با استبداد دینی یا بنیانگذاری مکتب اعتراض در تاریخ مسلمانان است.
وی ادامه داد: پس از رحلت رسول خدا(ص) در سقیفه عده ای جمع شدند و دور از چشم اکثریت مسلمانان خواستند برای حکومت کسی را تعیین کنند. در آنجا بسیاری غایب بودند و در مسجد پیامبر(ص) این تصمیم گیری را انجام ندادند بلکه زیر یک (به اصطلاح) آلاچیقی چند نفری جمع شدند و تصمیمی گرفتند و پس از اینکه یک نفر را تعیین کردند، نام او را خلیفه الرسول نهادند. از اینجا بود که خلافت می خواست پا بگیرد، فاطمه(س) بیش از اینکه به مصادره باغ فدک معترض باشد، هزاران برابر به این عنوان معترض بود که چرا شما نام خود را «جانشین رسول خدا(ص)» می گذارید!؟ در چه زمانی پیامبر(ص) شما را جانشین خود اعلام کرد!؟
فاطمه(س) به پا خواست تا بت های زنده و جاندار را بشکند
صحتی سردرودی گفت: حضرت زهرا (س) تمام قد و تا نفس داشتند با این عنوان مبارزه کردند. این مبارزه معنای دومی هم دارد که بیشتر از ظاهر قضیه است و آن اینکه فاطمه(س) به پا خاست تا بت های زنده را بشکند؛ اگر پدرش و شوهرش با اسلام بت های چوبی و سنگی را شکسته بودند، فاطمه(س) دست به بت شکنی بت های زنده و جاندار زد به عبارت دیگر پس از رحلت رسول خدا(ص)، برخی خواهان این بودند که عنوان خلافت و خلیفه یک نوع بت شود و می گفتند که فلان خلیفه جانشین رسول خدا و حتی جانشین خداست و همین مساله باعث شد که بعدها جمعی مسلمانان در سایه همین انحراف بزرگی که بلافاصله پس از رحلت رسول خدا(ص) ایجاد شد، به یک اصل تحت عنوان عدالت صحابه رسیدند و بیان  کردند هر کسی پیامبر(ص) را دیدار کرده ولو یک بار، عادل است. یا دم از عَشَره مُبَشَّره زدند که ۱۰ نفر حتماً به بهشت می روند و کسی حق ندارد به آن ۱۰ نفر انتقادی کند. لذا اینان بت شدند منتها بت هایی که زنده بودند و چوبی و سنگی نبودند که ضرر و زیانی نداشته باشند بلکه بت های زنده ای به عنوان خلیفه الله بودند و هر چه می خواستند انجام می دادند حتی هر کسی حکومت این افراد را نمی پسندید و اعتراضی به آنان داشت، انگ ارتداد به او می زدند و می گفتند این شخص مرتد شده و دستورات رسمی وحشتناکی صادر می کردند، دستوراتی همچون قتل عام و سوزاندن جنازه و به اسارت کشیدن همسر و فرزندان. غافل از اینکه بسیاری از این افراد که مرتد نامیده شدند، معتقد به الله بودند و هیچ کدام به بت پرستی قبل از پیامبر(ص) باز نگشتند بلکه می گفتند ما این حکومت را قبول نداریم.
این پژوهشگر و محقق حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: آنان که خود را جانشین پیامبر(ص) نامیدند، بزرگ مسلمانان مدینه به نام سَعد بن عُباده خَزرَجی که در سقیفه با خلیفه اول بیعت نکرده بود را ترور کردند؛ ایشان به همراه زن و فرزندش از مدینه به شام می رفت که در میان راه او را ترور کردند و بعد هم گفتند اجنه ها او را کشتند.
حضرت زهرا(س) با خطبه های خود استبداد دینی را رسوا کرد
وی مبارزه با ظلم را گام سوم حضرت زهرا(س) در آن زمان برشمرد و افزود: حضرت فاطمه(س) در همان قدم اول می خواست از فجایع و جنایات پیشگری کند لذا دست به بت شکنی زد آن هم شکستن بت های زنده که هاله ای از قداست چهره ایشان را گرفته بود. حتی مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا می خواستند به جای خدا این افراد بپرستند و آنان هم ادعا می کردند که ما جانشین رسول خدا و خدا هستیم، اما فاطمه(س) نمی خواست این انحراف بزرگ پا بگیرد لذا با آن خطبه خوانی های افشاگرانه خود که یک خطبه در مسجد و در ملاء عام و یک خطبه در خانه برای زنان مدینه خواند، و با خطبه های شجاعانه خویش، استبداد دینی را رسوا کرد و خطبه خود را بنا به روایات مختلف با یکی از این دو آیه یا با هر دو آیه از قرآن به پایان بُرد؛ الا لعنه الله علی القوم الظالمین یا سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ و با خواندن این آیات خواست بگوید که اینان ظالم هستند و این ظلم است که می خواهد با عنوان خلافت پا بگیرد. بعدها هم در فرهنگ شیعه میان خطبا، وعاظ و سخنرانان شیعه رسم شد که سخنان خود را با یکی از این دو آیه به پایان ببرند که امروز هم رایج است، بیشتر خطبای اهل مطالعه و کاردان سخنان خود را با این دو آیه ختم می کنند.
قهر و دوری صریح حضرت زهرا(س) با خلفا
صحتی سردرودی گفت: گام چهارم حضرت زهرا(س) قهر و دوری صریح از خلفا بود و تا آخر عمر با آنان آشتی نکرد حتی به خانه ایشان آمدند و التماس کردند که حضرت از این دوری دست بردارد، اما حضرت زهرا(س) رو به دیوار خانه کرد و از آنان پرسید که شما از پدرم شنیدید که می گفت «هر کسی دخترم فاطمه را به خشم بیاورد، مرا به خشم آورده و هر کسی مرا به خشم آورد، خدا را به خشم آورده و هر کسی خدا را به خشم آورد، جایگاهش در دوزخ و جهنم است؟» آنها تأیید کردند و گفتند چنین سخنی را از پیامبر(ص) شنیدیم، فاطمه زهرا (س) هم دستانش را به سوی خدا بلند کرد و گفت: «خداوند شاهد باش که اینان مرا به خشم آوردند و من هرگز این خشم را پنهان نمی کنم.» سپس آنان نا امیدانه از خانه فاطمه(س) خارج شدند.
حضرت فاطمه(س) با وصیت معنادار خویش درس بزرگی به مسلمانان داد
وی اظهار کرد: حضرت فاطمه(س) در گام پنجم با وصیت معنادار خویش درخصوص تشییع و دفن شبانه و مخفیانه که تا به امروز هم مشخص نیست که قبر ایشان کجاست، خواست درس بزرگی به مسلمانان دهد که این درس تا قیامت زنده است و آن هم درس مبارزه با استبداد دینی و تفکیک دین از دولت یا تفکیک نبوت از خلافت بود. حضرت زهرا(س) خواستند بگویند که مسیر خلفا و خلافت غیر از مسیر نبوت و رسول خداست؛ حضرت زهرا(س) خواستند بگویند که بعد از رحلت پیامبر(ص)، دو اسلام داریم، یک اسلام دولتی و حکومتی و متکی به زر، زور، تزویر و شمشیر و یک اسلام حقیقی و متکی به اخلاق، منطق، دعا و معنویت. زهرا(س) با آن وصیت درباره مخفی بودن قبر خواست این درس را تا قیامت زنده نگاه دارد و اصل عدالت و صحابه و خلیفه الله بودن آنها را که بعدها روز به روز بدتر شد تا نوبت به خلفای بنی امیه و بنی عباس رسید، همه را تا قیامت رسوا کرد.
فاطمه زهرا(س) به صورت مظلومانه از دنیا رفت
این پژوهشگر و محقق حوزه علمیه قم ادامه داد: فاطمه هر روز صبح دست فرزندانش را می گرفت و به قبرستان بقیع می برد و تا زمانی که هوا تاریک شود عبادت و گریه می کرد که مولی علی(ع) مجبور شد سایبانی برای ایشان بسازد که معروف به بیت الاحزان شد. فاطمه زهرا(س) به صورت مظلومانه از دنیا رفت و تا زنده بود و تا پایان عمر گریه می کرد تا جایی که به حضرت علی(ع) شکوه کردند و گفتند که به دختر رسول خدا بگو یا شب ها گریه کند و روزها آرام بگیرد یا روزها گریه کند و شب ها آرام بگیرد که گریه های ایشان ما را ناراحت می کند.
حضرت زهرا (س) بنیانگذار گریه سیاسی و عزاداری اجتماعی
وی با بیان اینکه فاطمه(س) تا آخرین نفس بسیار مقاوم و مستقیم در این اعتراض ایستاد، گفت: حضرت زهرا (س) با گریه خود صدای اعتراضش بلند بود لذا فاطمه را حتی می توان بنیانگذار گریه معنا دار و سیاسی و عزاداری اجتماعی نامید. جالب این است که بعد از شهادت مظلومانه فاطمه زهرا (س) هم تأکید ائمه شیعه و پیشوایان معنوی و تربیتی تشییع یعنی دوازده امام شیعیان بر این بود که نام و یاد فاطمه زهرا(س) حفظ شود و حتی در فقه، احکام عملیه و روایاتی که مربوط به احکام عملیه است، همه جا تسبیحات به نام فاطمه زهرا(س) عنوان شده است. در تعقیبات نماز مستحب موکد است که تسبیحات فاطمه(س) خوانده شود و در هر روز آخرین کاری که انسان اقدام می کند مستحب موکد این است که تسبیحات فاطمه را بخواند یا در زیارتگاه ها به زیارت هر امامی که می رود، تسبیحات فاطمه زهرا را بخواند. حتی امام صادق(ع) فرمودند که ما تسبیحات فاطمه را از کودکی به فرزندان خود یاد می دهیم و شما هم این تسبیحات را به فرزندان خود آموزش دهید تا روزی چندین بار این ذکر را بگویند.
فاطمه (س) تأکید داشت ظلم و جنایتی که هر خلافت و حکومتی دینی انجام می دهد، ربطی به اسلام ندارد 
صحتی سردرودی اظهار کرد: اگر دقت کنید، عنوان تسبیحات بسیار گویاست، تسبیحات جمع تسبیح است و تسبیح یعنی تنزیه و تبرئه، زمانی که سبحا ن الله را می گویید یعنی می خواهید خدا را تبرئه کنید و بگویید ظلم ها و جنایاتی که به نام خلافت اسلامی یا با عنوان دولت دینی یا با عنوان حکومت اسلامی یا با هر عنوان دیگری زورمداران و قدرتمنداران و زر اندوزان انجام می دهند، ربطی به خداوند ندارند، خداوند پاک تر از این است که در دینش اجازه ذره ای ظلم دهد، خداوند پاک تر از این است که در دینش رخصتی برای گفتن حتی یک دروغ دهد. تسبیحات خدا یعنی تبرئه های خدا و خدا را مبرّا دانستند و همه به نام فاطمه(س) مشهور شده است و ائمه ما خواستند این تسبیحات خدا همیشه با نام و یاد فاطمه(س) همراه باشد.
جوانان اگر از صنفی ریا و تزویر می بینند، به حساب قرآن و خدا نگذارند
وی  گفت: سیره و عملکرد حضرت زهرا(س) این درس را دارد که اگر جوانان و نسل امروز و فردا از یک صنفی فرضاً از ما روحانیون ظلم، ریا و تزویری دیدند به حساب قرآن و خدا نگذارند و نگویند که اسلام در ذات خود این رذایل را دارد. در اصل دین اسلام و در آیات قرآن و در سیره پیامبر(ص) و زندگی پیامبر و جانشینان راستین پیامبر(ص) یعنی دوازده امام، هرگز دروغ، تزویر و زراندوزی نداریم بلکه بزرگترین معجزه پیامبر اسلام و جانشیان به حق ایشان، اخلاق، منطق نرم و گفت وگوی سازنده بود.
اسلام هیچ رخصتی به هیچ ریاکاری نمی دهد
این پژوهشگر و محقق حوزه علمیه قم ادامه داد: اسلام دینی است که با تمام توان با زراندوزی، زورگویی و تزویر مبارزه می کند و هیچ رخصتی به هیچ ریاکاری نمی دهد، کسانی که ریاکار و ظالم هستند به دروغ خود را به اسلام می بندند. خداوند مخالف دروغگویی است و ضد و متضاد تزویر است، اسلام ضد ظلم و جنگ است، اگر خشونت و تندخویی هست از بدی برخی از مسلمانان است نه از ریشه اسلام.
آبادی میخانه ز ویرانی ماست/جمعیت کفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی/ هر عیب که هست از مسلمانی ماست
حساب مسلمانانی که ظلم می کنند را از اسلام جدا کنید
وی به بزرگترین درس فاطمه زهرا(س) اشاره و خاطرنشان کرد: بزرگترین درس فاطمه زهرا(س) این است که حساب مسلمانانی که ظلم می کنند را از اسلام جدا کنند. دین را از دولت تفکیک کنند، حق را از حکومت تفکیک کنند، خیر و خوبی را از خلافت تفکیک کنند. اینها درسی است که فاطمه داده و تا قیامت هم برپا خواهد بود.
فرزندان خود را چنان تربیت کنید که با تمام توان در مقابل ظالمان بایستند و آنان را رسوا کنند
صحتی سردرودی در پایان خطاب به زنان و دختران جامعه گفت: دختران و مادرانی که به یاد فاطمه(س) اشک می ریزند، فاطمه(س) را تنها با مصیبت ها نشناسند بلکه با خطبه های شجاعانه بشناسند و فرزندان خود را چنان تربیت کنند که فردا اگر لازم بود مانند فاطمه زهرا (س) در بزرگترین اجتماعات بتوانند بلند شوند و با تمام توان فریاد بزنند و ظالمان را رسوا کنند. بتوانند در میان جمع مردان مسلح و شمشیر به دست هیچ خم به ابرو نیاورند و شجاعانه و با رشادت حرف خود را بزنند و یاد بگیرند که در اجتماع فعال باشند نه اینکه در پستوها گریه کنند.
 
منتشر شده در ویژنامه ایام فاطمیه
سه شنبه, 16 بهمن 1397 09:37

درنگی در واژه «فاطمیین»

هادی سروش
"فاطمیین" کلمه ای است که اولین بار توسط پیامبر(ص) مطرح گردید. روایت ذیل که متضمن این واژه است را ملاحظه کنید تا به بررسی این کلمه بنشینیم: «...ثمّ یقول جبرئیل علیه السّلام: یا فاطمة، سلی حاجتک. فتقولین: یا ربّ! شیعتی. فیقول اللّه عزّ و جلّ: قد غفرت لهم. فتقولین: یا ربّ! شیعة ولدی. فیقول اللّه: قد غفرت لهم. فتقولین: یا ربّ! شیعة شیعتی. فیقول اللّه: انطلقی فمن اعتصم بک فهو معک فی الجنّة. فعند ذلک یودّ الخلائق أنّهم کانوا فاطمیّین... ترجمه ؛ .... جبرئیل عرض مى کند: اى فاطمه، هر چه مى خواهى از خداى خویش طلب کن. فاطمه عرض مى کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مى رسد: همه ى شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مى دارد: پروردگارا، شیعه ى فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مى آید: همه ى آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. در آن هنگام همه ى مردم آرزو مى کنند که اى کاش ما نیز "فاطمى" بودیم». تفسیر فرات کوفی/۴۴۵
اصطلاح "فاطمی" که در این روایت آمده در حالی است که ما چنین اصطلاح حدیثی را درباره دیگر امامان نیافته ایم؛ مثلا در حدیث آمده باشد؛ علویین، حسینین و.... البته برای اشاره به شیعیان امام علی(ع) تعبیر "شیعةُ علی" یک اصطلاح حدیثی می باشد را در حدیث داریم. بله فرقه ای بنام علویین که فرقه نصیریه باشد و در ترکیه و سوریه هستند، داریم ولی این غیر از اصطلاح حدیثی است.
واژه "فاطمیین"؛ تنها یک واژه نیست بلکه یک "اصطلاح حدیثی" است که در عصر رسول الله(ص) برای اولین بار استعمال شده است و مانند اصطلاح "محمدی" و یا "جعفری" ، ما را به یک "فرهنگ" سوق می دهد. "فاطمیین" کسانی بوده، و هستند که در شعاع وجود حضرت فاطمه(س) جای گرفته و با دنیایی از "محبت و معرفت" نسبت به ایشان، مدافع و منعکس کننده شخصیت و سیره اش باشند.
نقطه مقابل فاطمی گروه یا افراد مقابل سبک و سیره حضرت زهرا(س) هستند. در واقع مخالفین تفکر امامت هستند که در سقیفه نمایان شدند. این نکته هم مفید است که بدانید تعبیر "این الفاطمیون؛ کجایند فاطمیون؟ "  که از زبان مرثیه خوانان شنیده می شود، در هیچ حدیثی نیآمده و فقط در حدیث همان تعبیر "یودالخلائق انهم کانوا فاطمیین" داریم که در سطور بالا آمده و ترجمه شده است.
خاستگاه "فاطمیین" در "سنخیت" شان با آن بزرگوار(س) است. "فاطمیّ" کلمه ای است که همراه با "یاء نسبت" آمده است و قاعدتاً حاکی از منسوب بودن برخی از افراد به آن حضرت را دارد. منسوبیت، در گرو "سنخیت" است، هر چقدر سنخیت با فردی افزون شود نسبت آدمی با او بیشتر خواهد شد. حرف اول در "سنخیت" به "محبت" باز می گردد و حرف آخر در آن به حقیقتی بنام "معرفت" برمی گردد. اما "محبت"؛ با نگاه گذرا به فضائل حضرت فاطمه، مواجه می شویم با دسته ای از روایات که اشعار به فضلیت محبت به آن بزرگوار دارد. در آن روایات دو طایفه حدیث دیده می شود؛ روایاتی که اصل محبت داشتن به حضرت(س) را تحریص می کند، و طوائفی دیگر از روایات که متضمن فضائل و برکات اخرویِ محبت به حضرت(س) هستند.
نمونه روشن درباب محبت به ایشان این حدیث از پیامبر رحمت(ص) است: «مَنْ اَحَبَّ فاطِمَةَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الجَنَّةِ مَعی وَ مَنْ اَبْغَضَها فَهُوَ فِی النَّارِ یا سَلمانُ حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ مِائَةً مِنَ المَواطِن اَیْسَرُ تِلْکَ المَواطِنِ المَوتُ والقَبْر و المیزانُ والصِّراطُ والُمحاسَبَةُ فَمَنْ رَضِیَتْ عَنْهُ اِبنتی رَضِیتُ عَنْهُ وَ مَنْ رَضِیتُ عَنْهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ مَنْ غَضِبتُ عَلَیْهِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ یا سلمانُ وَیلٌ لِمَن یَظْلِمُها وَ یَظْلِمُ بَعلَها وَ وَیلٌ لِمَن یَظْلِمُ ذُرِّیَّتَها.. رسول خدا به سلمان فرمود: ای سلمان! هر کس فاطمه دختر مرا دوست بدارد او با من در بهشت است و هر کس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان! حبّ فاطمه در صد جایگاه از مواطن سود می دهد.»
نمونه ای از برکات محبت به فاطمه(س)
الباقر«ع»: والله یا جابِر إِنَّها ذلک الیَوم لَتَلْتَقِطُ شیعتَها و مُجِیِّها کَما یَلْتَقِطُ الطَّیْر الحَبَّ الجَیِّد مِنَ الحَبِّ الرَّدِی، فَإِذا صار شِیعتُها معها عِندَ بابِ الجنَّة یُلقِی اللَّهُ فِی قلوبِهم اَنْ یَلتَفِتُوا، فَاِذا اِلتَفَتُوا فَیقُول الله عزوجل: یا اِحبائِی ما اِلْتِفاتُکُمْ و قد شَفَّعْتُ فِیکُم فاطمةَ بنتَ حَبِیبِی؟ فَیَقُولُون: یا ربِّ! اَحْبَبْنا اَنْ یَعرِفَ قَدَرنا فِی مِثلِ هذا الیومِ. فیقولُ اللهُ:یا احِبَّائِی اِرْجِعُوا و انْظُرُوا مَنْ اَحَبَّکُم لِحُبِّ فاطِمةَ، اُنظُرُوا مَنْ اَطْعَمَکُم لِحُبِّ فاطِمَةَ، انظُرُوا مَنْ کَساکُمْ لِحبِّ فاطمةَ، انْظُرُوا مَنْ سَقاکُم شَرْبَةً فِی حُبِّ فاطمةَ، اُنظُرُوا مَنْ رَدَّ عَنکُمْ غِیبَةً فی حُبِّ فاطمةَ، خُذُوا بِیَدِهِ وَادْخُلُوهُ الجَنَّةَ.
امام باقر(ع) فرمود: به خدا سوگند ای جابر! در روز قیامت حضرت فاطمه بسان پرنده ای که دانه خوب را از بد جدا می سازد، شیعیان و دوستداران خود را برگرفته نجات می دهد. هنگامی که شیعیانش با آن حضرت نزدیک در بهشت می رسند خداوند در دل آنان می افکند که برگردید و بنگرید! همین که برگشته توجه می کنند، خدای متعال می فرماید: ای دوستان من! چرا برگشته اید؟ با این که من در بین شما دختر حبیبم را به شفاعت پذیرفته ام؟ می گویند: پروردگارا! دوست داریم که قدر و منزلت ما در چنین روزی شناخته شود.
خداوند متعال می فرماید: برگردید و ببینید چه کسی شما را به خاطر دوستی فاطمه دوست داشته است. ببینید چه کسی شما را به خاطر محبت فاطمه اطعام کرده است، بنگرید چه کسی شما را به خاطر دوستی فاطمه لباس پوشانده است، بنگرید چه کسی به خاطر دوستی فاطمه یک بار شما را سیراب کرده است، بنگرید چه کسی غیبتی را از شما به خاطر دوستی فاطمه برگردانده است، دستش را گرفته او را داخل بهشت کنید!(بحار۲۱۶/۲۷)
مهم این است که "محبت" می تواند آغازگر سنخیت و همگونی با "محبوب" شود. اگر محبت فاطمه(س) در دل انسان رسوخ پیدا کند، بهترین انگیزه برای انجام کاری خواهد شد که مورد علاقه اوست، چرا که هنگامی که انسان کسی را دوست داشته باشد به طور طبیعی علاقه‌مند است کاری انجام دهد که او دوست دارد.
اما معرفت
بلندای شخصیت ملکوتی حضرت زهرا(س) را در این جمله واضح و مستحکم رسول خدا(ص) باید یافت؛ که پیامبر، دخترگرام خود به عنوان برترین زن از نظر سیادت در مجموع خلقت معرفی نمود، و پاره ای وجود خود و نور دیده خود و میوه قلبش و همه جانش معرفی نمود؛
«و أمّا ابنتی فاطمة فإنّها سیّدة نساء العالمین من الأوّلین و الآخرین، و هی بضعة منّی، و هی نور عینی، و هی ثمرة فؤادی، و هی روحی الّتی بین جنبیّ، و هی الحوراء الإنسیّة. متى قامت فی محرابها بین یدی ربّها (جلّ جلاله) زهر نورها لملائکة السماوات کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض».[ امالی صدوق] بدون ذره ای تردید؛ شخصیتی می تواند چنین جایگاهی در نزد سرور کائنات(ص) داشته باشد که از گوهر بی بدیل "عصمت" بهرمند باشد.
عصمت
نزاهت و پاکی از هر از آلودگی اعتقادی، اخلاقی و رفتاری در تمام مراتب ظاهری و باطنی نشان از "عصمت" است.
دقت دیگردرمعنای عصمت برای شناخت بلندای مقام عصمت که بالاترین و کامل ترین مراتب عصمت را بتواند در بر بگیرد ، این حدیث را ملاحظه فرمایید؛ شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار/۱۳۲ نقل نموده که امام صادق عصمت به "مبرابودن نفس ازتمام محرمات الهیه معنا فرمودند که دوری از همه مظاهر غیرخدائی را است؛ قَالَ الصادق(ع): اَلْمَعْصُومُ هُوَ اَلْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اَللَّه.وَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى:وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ .(آل عمران۱۰۱).
در واقع "معصوم" از همه عالَم منقطع بوده و به خدامتصل است؛ "یمنتع بالله عمن سواه"(مجمع البیان۴۸۷/۲)
تبیین عصمت کبرای زهرا(س)
حضرت فاطمه(س) صاحب مقام "عصمت کبری" است و در اینجاست که هرکسی؛ هرچقدر به عصمت نزدیکتر باشد، سنخیت بیشتری با آن حضرت خواهد داست و در نتیجه عنوان "فاطمیین" بیشتر بر او صادق خواهد بود. جامع ترین دلیلی که عصمت آن حضرت را در زوایای مختلف دنیوی و اُخروی  تثبت می نماید این بیان پیامبر(ص) است که صدوق در امالی به روایت ابن عباس نقل نموده: «‌دخترم فاطمه سیادت بر زنان عالَم دارد و پاره وجودم و نور چشمم و میوه قلبم و همه ی جانم عزیزم است، او وقتی در حال عبادت است آسمانیان را روشن می کند. -  و أمّا ابنتی فاطمة فإنّها سیّدة نساء العالمین من الأوّلین و الآخرین، و هی بضعة منّی، و هی نور عینی، و هی ثمرة فؤادی، و هی روحی الّتی بین جنبیّ، و هی الحوراء الإنسیّة. متى قامت فی محرابها بین یدی ربّها (جلّ جلاله) زهر نورها لملائکة السماوات کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض.»
این محبت والا، و تعریف و تمجید عجیب، یک امر عادی نیست و سر احساسات از پیامبر (ص) صادر نشده بلکه واقعا دارای یک خاستگاه ملکوتی است و شاهدش روایتی است که شیعه و سنی در عظمت حضرت زهرا نقل کرده اند که پیامبر(ص) فرمود: «رضایت و غضب فاطمه، ملاک است رضایت و غضب خداست - «إن الله یغضب لغضب فاطمة ویرضى لرضاها.» به برهان قطعی عقل؛ محال است که انسانی به مرتبه عصمت و پاکی از غیر خدا نرسیده باشد و معیار و ملاک رضایت و غضب الهی شود.
هماهنگی فاطمیین با حضرت فاطمه در برخی از مراتب عصمت
صد البته عصمت با این اوجِ محیر العقولش نصیب ما نیست، اما بدون تردید مراتب پایین عصمت را ما  می توانیم در خویشتن با پرهیز از گناه ترسیم کنیم و به وجود نورانی حضرت(س) تقرب و تشبّه پیدا کنیم.
این روایت که شیخ صدوق در کتاب الخصال آورده را نظر نمایید؛ «امام صادق (ع): قال ابلیس: خمسة لیس لی فیهن حیلة وسائر الناس فی قبضتی: من اعتصم بالله عن نیة صادقة واتکل علیه فی جمیع أموره و من کثر تسبیحه فی لیله ونهاره ومن رضی لاخیه جمیع اموره ومن کثر تسبیحه فی لیله ونهاره ومن رضی لاخیه المومن بما یرضاه لنفسه ومن لم یجزع علی المصیبة حین تصیبه ومن رضی بما قسم الله له ولم یهتم لرزقه؛ شیطان گفت: پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:
۱-هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند،
۲-کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید،
۳-کسی که برای برادر مومنش آن پسندید که برای خود می پسندد،
۴-کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد، بی تابی نمی کند،
۵-و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.»
اوج هماهنگی بیشتر ...
محبت و معرفت وقتی اوج پیدا می کند که سخن از مراتب بالاتری برای هماهنگی "فاطمیین" با حضرت فاطمه مطرح شود ، و آن تطبیق با آن سیره آن حضرت درهمه ابعاد اجتماعی و سیاسی می باشد.
برترین الگو در این زاویه؛ هماهنگی با خطبه حضرت زهرا(س) است.
الف ـ از سطح جامعه شناخت صحیح داشته باشیم ؛
مدینه در ظاهر دارای محبت و ارادت به پیامبر (ص) بود اما تحلیل حضرت فاطمه(س) از سطح جامعه؛ «نفاق» و «ضعف دینداری» است:
«قد ظهر فیکم حسیکة النفاق...قد سمل جلباب الدین...»
ب ـ  زیر پوست جامعه را نیز خوب بشناسیم ؛
حضرت زهرا(س) آنچرا مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود، بخوبی شناسائی، و معرفی فرمود.
مثل بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص ؛
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصة ...» در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی(ع) را به صورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده. و یا مثل اینکه مردم خواهانِ رهائی از قید و بند احکام و عقائد اسلام هستند: «نجوتم من الضیق بالسعة فمججتم ما وعیتم ...»
فاطمه زهرا(س) با توجه به این دو برداشت درست از جامعه خود، در سیره سیاسی اجتماعی خود سه کار مهم انجام داد که همو، الگوی "فاطمیین" تا قیامت خواهد بود‌ :
اولاً ؛ سکوت نکرد و طرح دعوا از حاکم در محکمه ای کرد که قاضی او "رب العالمین" بود و شاهد آن همه مسلمین حاضر در مسجد، بودند .
ثانیاً ؛ بر اساس قرآن و سنت پیامبر(ص) ضعف های حاکمیت اسلامی و مردم را طرح نمود وآن را بازگشت به جاهلیت معرفی کرد.
ثالثاً ؛ طرح دعوا و یا نقد خود را به گونه ای مدیریت کرد که ؛ تاریخ سه رویکرد او را به روشنی بیابد :
اول ) مخالفت وسلب مشروعیت ازحاکمیت
دوم ) اتمام حجت بر همگان
سوم ) حفظ امنیتِ دینی و امنیتِ اجتماعی شهروندان جامعه .
این سه بخش را شما در جملات ذیل که از فرمایشات حضرت زهرا است می یابید:
در مورد رویکرد اول) فرمودمد: از شما "دو نفر" ناراحتم و در هر نماز نفرین تان خواهم کرد ؛ «فانّى اشهد الله و ملائکته أنکما اسخطتمانى و ما أرضیتمانى، و لئن لقیت النبى لأشکونکما الیه...و الله لادعونّ الله علیک عند کلّ صلوة اُصَلّیها» .
و به حضرت امیر(ع) فرمودند: بر من نماز نخوانند و مرا شبانه دفن کن ؛ « اُوصِیکَ اَنْ لا یشْهَدَ اَحَدٌ جِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی.. وَلا تَتْرُکْ اَنْ یصَلِّی عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَلا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَادْفِنِّی فِی‌اللَّیل...»
در مورد رویکرد دوم ) به زنان مدینه فرمودند: "تظلم من به سوی شما نه برای یاری خواستن از شماست ، بلکه حکایت از سینه پر سوزم ونیز ؛ اتمام حجت برشماست؛ «نفثه الغیظ و خور القنا و بثة الصدر و تقدمة الحجة...» در مورد رویکرد سوم ) راه خود و اهل بیتش را نیز ، معرفی نمود که؛ صبر است و صبر. «نصبر منکم علی حزّ المدی» .
منتشر شده در یادداشت
رهامی: حضرت زهرا(س) در سخت ترین شرایط وارد سیاست شد/ برخی معتقدند زنان باید در پستو باشند. یک استاد حقوق دانشگاه تهران گفت: حضرت زهرا(س) در سخت ترین شرایط وارد سیاست شد و در میان مردم حضور یافت. ایشان انسانی اجتماعی بود که این ویژگی با تفکری که برخی نسبت به زنان دارند، متفاوت است.
به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام والمسلمین محسن رهامی در دومین شب از مراسم عزادای شبهای حضرت زهرا(س) در کانون توحید گفت: بحث درباره حضرت فاطمه(س) به دلیل شخصیت ایشان، باید جامع باشد. متاسفانه در ایران و سایر جوامع اسلامی، نگاه به جایگاه زنان کاملاً متفاوت، تبعیض آمیز و جنسیت زده است.وی افزود: جامعه ما زن را شهروند درجه دو تلقی می کند و اکثر حقوق و جایگاه های سیاسی را برای مردان قلمداد می کند. این در حالیست که انقلاب و جمهوری اسلامی با رای زنان و مردان شکل گرفت و زنان در آن، حقوقشان با مردان برابر بود. اما در حال حاضر حقوق زنان کمتر از جوامع مسیحی و حتی هندوستان است. از این رو زنان تنها به دلیل زن بودن نمی توانند قاضی، استاندار، عضو شورای نگهبان یا وزیر شوند.
عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان اظهار کرد: در دنیای غرب، زنی مانند مرکل قوی ترین دولت اروپایی را تشکیل داده، این نشان می دهد که زنان می توانند نخست وزیری موفق باشند.اما آیا در کشور ما زنان می توانند کاندیدا شوند؟ متاسفانه در جامعه اسلامی، یکسری از محدودیت ها برای زنان از بدو تولد به شناسنامه شان سنجاق می شود. باید پرسید آیا چنین محدودیت هایی در نگاه اسلام و قرآن یا نشأت گرفته از فرهنگ است؟ باید روشن شود آیا اسلام زنان را شهروند درجه 2 می داند یا چنین موضوعی را فرهنگ می پروراند؟ وی با بیان اینکه، امروز بدون حل مساله زنان، جامعه اسلامی امکان ترقی و پیشرفت نخواهد داشت، گفت: مهم ترین عامل عقب ماندگی جامعه بی عدالتی است. در جامعه ای که زنان تحقیر می شوند و حتی اجازه نمی دهند تا آنها برای تماشای یک بازی به ورزشگاه ها روند. فرزندان این زنان نیز تحقیرشده، چاپلوس پرورش می یابند. بدون شک جامعه ای که زنان را تحقیر می کند، فرزندان آنها نه تنها شجاع نمی شوند، بلکه چاپلوس خواهند شد.
عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها در ادامه گفت: در چنین جامعه ای فساد توسعه پیدا می کند، برای اینکه همان چاپلوسان دور اصحاب قدرت را می گیرند. باید در چنین جامعه ای دیدگاه ها را از یکدیگر تفکیک کنیم. اسلام همانند نسیمی حیات بخش و قدسی از سوی پیامبر(ص)، از کشورها و مناطق مختلف عبور کرد و در این مسیر با گردو غباری همراه شد. این در حالیست که این گردو غبار ناشی از مسیر بوده و دین مبین اسلام حیات بخش و ماموریتش نجات انسان ها بود.وی بیان کرد: پیامبر(ص) آمد تا از ما حکیم بسازد و بدون شک دینش، دین دانایی بود. لذا کسانی که پای منبرها نشستند باید داناترین مردم باشند. اما متاسفانه، امروز دنیای اسلام و ایران کم ترین میزان مطالعه در دنیا را دارد. ما بسیاری از چیزها را نمی دانیم و باید مطالعه کنیم. پیغمبر(ص) به دنبال ساختن مردم دانا بود.
رهامی گفت: آبی که از بالای کوه می آید، زلال است. اما امکان دارد که در طول مسیر دچار شوری شود. این شوری به دلیل مسیری است که آب طی می کند. بسیاری از کجی ها متعلق به اسلام نیست، بلکه حاصل فرهنگ مداحان، خطیبان و روحانیون است. نگاه تبعیض آمیز به زنان با پیامبر(ص)، حضرت فاطمه(س) و اسلام سازگاری ندارد. ایران در زمان ساسانیان نگاهی جنسیت گرا به زنان نداشت. اما اعراب مردسالار بودند و به زنان احترام نمی گذاشتند. اسلام باید ما را بالاتر می برد نه اینکه پایین تر بیاورد. وی با طرح این مساله که آیا تمامی پیامبران خدا مرد بودند؟، گفت: هیچ کس نمی تواند اثبات کند که پیغمبرانی که خداوند در جای جای دنیا فرستاده، تنها مرد بودند. این نوع تلقی بدان خاطرست که نگاه ما مردسالارانه است. چرا یک نفر خانم نمی تواند عضو شورای نگهبان شود؟ مگر کار این نهاد جز نظارت بر مصوبات مجلس است؟ چرا زنان نمی توانند در مجلس خبرگان حضور یابند؟ مگر کار این مجلس جز نظارت بر عملکرد رهبری است؟ چطور آدمی که بالای 90سال سن دارد می تواند نظارت کند، اما یک خانم حقوقدان باسواد نمی تواند؟
این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: مهم ترین هنر یک مکتب تربیتی این است که الگو نشان دهد. پیامبر اکرم(ص) در این مدت توانست الگوهایی که جنبه خلیفه الهی داشتند، معرفی کند. متاسفانه ما از حضرت زهرا(س) به عنوان مهم ترین عامل اختلاف میان سنی و شیعه استفاده می کنیم که نتیجه آن این می شود که در یکی از مساجد شیعیان پاکستان بمب گذاری می شود و ده ها تن کشته می شوند. حضرت زهرا(س) عامل شجاعت، ثبات و توسعه بود.وی بیان کرد: عالم را با خطبه هایش می شناسند. حضرت زهرا(س) درباره مسائل و فلسفه های مختلف در خطبه هایش بسیار حرف زده است. ایشان جزو معدود ائمه ای بود که با جبرئیل در ارتباط بود.وی افزود: ما باید می توانستیم شخصیت ائمه ای مانند حضرت زهرا(س) را به دنیا معرفی کنیم. اما متاسفانه بدترین اصل قانون اساسی این است که صداوسیما را در اختیار یک ارگان گذاشته است. در حالی که در کشورهای دیگر هزاران کانال وجود دارد. از این رو، وقتی فضای رقابت از میان می رود با ارائه شدن یک دیدگاه در رسانه ها فساد تعمیق می شود.
 
رهامی گفت: باید دید فرهنگ تبعیض نسبت به زنان، تا چه حد سرزمینی و چه میزان فراسرزمینی است. وقتی ما هنوز در موضوع دیه، برای تعیین بهای دیه، شتر تعیین می کنیم، نشان می دهد که با زمان حرکت نمی کنیم. ما باید میان آنچه از فرهنگ ها و مغزهایمان خارج می شود و آنچه در واقعیت اسلام وجود دارد، تمایز قائل شویم.وی افزود: بسیاری از مسائلی که درباره خانم ها وجود دارد، هیچ ارتباطی به اسلام و قرآن ندارد. اشکال روحانیت این است که همیشه سعی کردیم حرفهایی بزنیم که مردم خوششان بیاید و از آنجا که ارتزاقمان از آنهاست، نمی توانیم حرف هایی را بزنیم که مردم خوششان نمی آید. مردم از حرف هایی که به نوعی موجب تخلیه شدنشان می شود، خوششان می آید. باید تفکیک کنیم کجای این احکام برگرفته از فرهنگ است، کجای آن برگرفته از قرآن و اسلام است.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: قرآن کتاب تاریخی نیست، بلکه کتابی تربیتی است و به عنوان یک الگو جهت برنامه های تربیتی از آن استفاده می کنند. قرآن وقتی به حضرت مریم می رسد آنچنان ایشان را تکریم می کند و مقامش را بالا می برد. حتی گفته می شود که جبرئیل برایش نازل می شود و بحث پیغمبر بودن ایشان را مطرح می کند. اسوه های قرآنی نشان می دهند که شخصیت زنان مساوی با مردان است و اصل بر این است که خداوند یک انسان را خلق کرده و زنان و مردان را برابر دانسته است.وی اظهار کرد: حضرت زهرا(س) همسری وفادار و ایده آل برای شوهرش بود. ایشان مانند همه زن های مدینه کار می کرد و مادری نمونه بود که فرزندانی نمونه تربیت کرد. در دامن ایشان، حسین بن علی(ع) تربیت شد. این حضرت همچنین دختر خوبی برای مادرش بود. باید به شخصیت حضرت فاطمه(س) نه مانند یک استثنا بلکه همچون قاعده نگاه کرد.
وی گفت: امروز زنان ما نباید حسرت موقعیت زنان آلمانی را داشته باشند و این قابل قبول نیست. متاسفانه جوان های ما به تدریج به دلیل آنچه ما بد نمایش دادیم از دین خارج می شوند. این درحالیست که از میان تمامی شخصیت ها و چهره های تاریخ، هیچ فردی هزینه ای که حسین (ع) برای آزادی و حریت پرداخت، پرداخت نکرده است. ما باید آموزه های اساسی که همان دروغ نگفتن، وفای به عهد و بد نبودن را آموزش دهیم.
رهامی افزود: امروزه دنیا و موضوع گردش آزاد اطلاعات را نمی توان با پارازیت کنترل کرد و این عامل، جز سرطان زایی و مقطوع النسل کردن انسانها، فایده ای دیگر ندارد. ما باید حضرت فاطمه(س) را درست بشناسیم و ایشان را به دنیا معرفی کنیم. مقام حضرت به حدی بالا بوده که جبرئیل بر او نازل می شده است. البته سندی نداریم که خدا مستقیماً بر ایشان آیه نازل می کرده است. اما آنچه مسلم است، حضرت زهرا(س) علومی را یاد می داده که در زمین قابل دسترس نبوده است.
این روحانی اصلاح طلب گفت: حضرت زهرا(س) در سخت ترین شرایط وارد سیاست شد و در میان مردم حضور یافت. ایشان انسانی اجتماعی بود که این ویژگی با تفکری که برخی نسبت به زنان دارند، متفاوت است. برخی معتقدند زنان باید در پستو باشند. حضرت زهرا(س) این گونه نبود که در گوشه ای بنشیند. ایشان شخصیتی سیاسی داشت و همچون الگو و مدلی قابل تعمیم بود. لذا نباید گفت که ایشان استثناء بوده است.
a
منتشر شده در گفتار
هادی سروش
هوشمندی افراد آنجا خود را نشان می دهد که در تحلیل امور جاری با توجه به واقعیت ها، قضاوت و اظهار نظر می کنند. در روزگاری که همه خواص و عوام، ظاهر جامعه را می دیدند ، حضرت صدیقه کبری(س) واقعیت ها را دید و در نهایت هوشمندی، زیباترین تحلیل را ارائه فرمود، بطوریکه تحلیل های واقع گرایانه او، دفترحوادث عالم اسلام شد.
مجموعه نگاه دقیق حضرت(س) در سه بخش است:
الف) شناخت صحیح سطح جامعه
ب) شناخت صحیح زیر پوست جامعه
ج) شناخت صحیح حوادث آینده.
 
الف ـ شناخت صحیح از سطح جامعه
جامعه آن روز مدینه در ظاهر از مردمانی تشکیل شده بود که دارای محبت و ارادت به پیامبر (ص) بودند بگونه که برای جمع کردن قطرات آب وضو پیامبر (ص) تزاحم بوجود می آمد و یا در نمازجماعت رسول خاتم جمعیت به هم پیوسته ­ای وجود داشت و نیز شوق به کسب کمالات معنوی و جهادی یک شاخصه روشن آن مردمان بود. امّا تحلیل حضرت فاطمه(س) بعد از رحلت پیامبر(ص) از سطح جامعه به‌گونه­‌ای دیگر است، ایشان بر اساس استدلالات خویش معتقد است سطح جامعه را «نفاق» و «ضعف دینداری» و «پیمان شکنی» و … گرفته است.
اولا ؛ در بخش «نفاق» فرمود:«قد ظهر فیکم حسیکه النفاق» که اشاره به دوران “نفاقِ توأم با کینه و عداوت” است. جمع شدن عده ای متنابه به در خانه حضرت و ثانیاً آتش زدن خانه و ثالثاً برخورد فیزیکی با آن حضرت و رابعاً بی حرمتی به حضرت امیر (ع) و کشان کشان بردنش به مسجد و … تا پاره کردن قباله فَدَک و اعلام به نبش قبر حضرت صدیقه کبری، جملگی شواهد این مدعاست .
و ثانیا؛ در بخش «ضعف دینداری» فرمود: «قد سمل جلباب الدین» که دینداری مردمان را آن حضرت تشبیه کرده به لباس رنگ باخته. جالب اینجاست که نفرمود جامعه اسلامی بی دین شدند بلکه فرمود رنگ دینداری را ندارد یعنی ادعای دین و اعتقاد به دین وجود دارد ولی در مقام عمل دین نقش اصلی را ندارد. نمونه اش رفتار عموم جامعه با پیامبر و عترت اوست ، از سویی حضرت امیر(ع) به تنهائی در حال تجهیز بدن پیامبر است ، و از سوی دیگر عترت اوست که مورد تعدّی و ظلم در باب خلافت است. و به تعبیر رسای حضرت فاطمه دینداران دیروز در حال بازگشت به «جاهلیت» قرار گرفته اند. «اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته … افحکم الجاهلیه تبغون؟ افلا تعلمون؟ بلی تجلّی لکم کالشمس اشرکتم بعد الایمان؟!»
و ثالثا؛ «پیمان کشی» مردمان بوده که خود، یکی از مصادیق بارز «رنگ باختن دین» در میان مردم است. این پیمان کشی هم در خصوص فراموشی آیه «لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» بود که نتیجه ­اش انزوای اهل بیت(ع) و گسستن پیمان غدیر خم بود ، و هم ؛ پشت کردن به احکام و دستورات الهی در بخش اصول ،مثل امامت و در بخش فروع ،مثل ارث و حق مسلّم افراد ، بود !
ب ـ شناخت صحیح زیر پوست جامعه ؛
حضرت زهرا (س) آنچه مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود را، بخوبی شناسائی کرد و بعد معرفی فرمود. برخی از لایه های مخفی جامعه که بوسیله حضرت فاطمه موردتحلیل قرار گرفت :
اول: بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصه …» در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی (ع) را بصورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده که چگونه آن که اول مؤمن بوده و ایمان و جهاد او در بالاترین حد ممکن بوده و پیروزی های درخشان لشگر اسلام مدیون مجاهدات آن بزرگوار بوده ، چگونه همه و همه، یک باره به فراموشی یا بی خیالی واگذار شده؟!
دوم: وجود مردمانی که همواره در انتظار شکست اهل بیت بوده­ اند بدین معنا که همیشه اخبار و رویدادهای جاری را دنبال می کردندتا ببیند چه زمانی ابهت و حرمت اهل بیت پیامبر (ص) شکسته میشود:«تتربصون بنا الدوائر و تتوکّفون الاخبار»
 سوم: همه این نفاق ها و پیمان شکنی در تحلیل حضرت (س) در راستای یک خواسته بود و آن این بود که میخواستند که از قید و بند احکام و عقائد اسلام «راحت» شوند ! در نتیجه در تحلیل حوادث تلخ بعد از رحلت پیامبر (ص) «اباحگری» یکی از اهداف جدّی جامعه آن روز بود که از نگاه غیر حضرت زهرا(س) پنهان مانده بوده است.
بیان حضرت (س) این است:«نجوتم من الضیق بالسعه فمججتم ما وعیتم …»
ج ـ شناخت صحیح از رخدادهای آینده
بخش سوم خطبه حضرت فاطمه (س) در ارائه تحلیل جامعه و زیبائی است در مورد حوادث و رخدادهای آینده عالم اسلام است که این تحلیل را آن حضرت در زمانی بیان فرمود که همه و همه (دوست و دشمن) در این تصور بودند که «کار تمام شد» و خلافت بدون دردسر از خاندان پیامبر (ص) به دیگران منتقل شد، امّا نه! فاطمه (س) خلافت را برایشان مرکبی معرفی کرد که هم سرکش است و هم بر پشت خود زخمی دارد که به مجرد سوار شدن فردی بر آن بر اثر درد از آن زخم «رم» می کند و سواره خود را به زمین می کوبد و از سوی دیگر، حاکمان برای حفظ موقعیت های خود، باید خون ها بریزند و ناامنی ها بوجود آورند و دیگر شاهد رشد و تعالی جدّی در عالم اسلام نخواهید بود:
«قد اری قد اخلدتم الی الخفض … فدونکموها فاحتقبولها دبره الظهر نقبه الخفّ باقیه العار موسوعه بغضب الله»
و بعد فرمود : تظلم من به سوی شما نه برای یاری از سوی شماست،بلکه برای حکایت از سینه پر سوزم ونیز اتمام حجت برشماست ؛ «نفثه الغیظ و خور القنا و بثه الصدر و تقدمه الحجه» و راه خود و اهل بیت را هم معرفی نمود که صبر است و صبر؛«نصبر منکم علی حزّ المدی».
منتشر شده در یادداشت
حجت الاسلام دکتر فیرحی: وظیفه خدا معرفی پیامبر یا امام است، ولی اجباری هم در کار نیست و هرچه رخ بدهد، مسؤولیتش با خود مردم است.
به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین دکتر داوود فیرحی طی ســخنانی در مراســم هیئت فاطمه الزهــرا که در کانون توحید برگزار شــد، با اشــاره به روایتی از حضرت زهــرا(س) گفت: حضرت زهرا(س) می فرمایند اگر می گذاشتند حضرت علی(ع) بــه خلافت می رســید، هیچ اختلافــی در جامعه رخ نم یداد، ولی از ایشــان می پرســند چرا حضرت علی(ع) حاکم نشد که ایشــان می فرمایند چون مردم او را  نخواستند. ایشــان می گویند: مثــال امامت مثــال کعبه اســت که باید طرف قبله رفت نه اینکه کعبه به ســمت مردم برود و اگر این حــق را به حضرت علی می دادند آنگاه اختلافــی در جامعه ایجاد نمی شد.
وی افــزود: این حرف به معنای آن اســت که وظیفه خدا معرفــی پیامبر یا امام اســت، ولی اجباری هم در کار نیســت و هرچــه رخ بدهد، مسؤولیتش با خود مردم است. فیرحی با اشــاره بــه ماجرای فــدک و دفاع حضرت زهرا از حقوق خــود در این ماجرا، گفت: ایشان نزد خلیفه اول می گویند این سهم من و ارث پدرم اســت و این بیت المال نیســت که از من بگیریــد و خلیفــه اول می گوید برای اثبات حرفتان مدرکی ارائــه کنید، اما حضرت زهرا(س) با استدلال حقوقی و آوردن قاعده «ید» می گوید برای رد این موضوع شــما باید مدرک بیاورید.
این استاد دانشــگاه ادامه داد: ایشان می گوید برای من مهم نیســت که فدک را به من بدهید یا خیر بلکه باید بدانید مال من است و این یک رویکرد حقوقی است و زنانه و نه خشونت آمیز و مردانه. وی با بیان اینکه برای انسان امروز مهم نیست که بانوی بزرگ اسلام چگونه عمل کرد بلکه مهم است چگونه الگو بسازد، عنوان کرد: امروز در دنیا می گویند برخی نمادها در ســکوت، صدایی پر صداتر از فریادها دارند. حضرت زهرا(س) این کار را کرده است. ایشان یک اولتیماتیومی به حضرت علی(ع) می دهد و می گویند من تا زنده هســتم حق بیعت ندارید و از طرفی هم می گویند مردم هم حق دارند.
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از4
بازگشت به بالا