محمد صحتی سردرودی: حکومت‌ها نمی‌توانند عزاداری را مصادره کنند. حضرت زهرا بنیانگذار گریه سیاسی بود.
حجت الاسلام صحتی سردرودی، محقق و عاشورا پژوه تاکید می کند: تلاش و هدف امام حسین این بود که تفاوت اسلام خلافتی و حکومتی که با تکیه به زر و زور و تزویر پیش می‌رفت را با اسلام امامتی که بیشتر به اخلاق، گفت وگو و هدایت و تربیت می‌اندیشید؛ نشان دهد وحساسیت ائمه هم برای این بود که حساب اسلام امامتی را را اسلام خلافتی جدا کنند.
 جایگاه تاریخی گریه بر شهدای کربلا چیست و آیا سیاستمداران توانسته‌اند در طول تاریخ این امر مقدس را مصاده کنند.
در این باره خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین «محمد صحتی سردرودی» محقق و عاشورا پژوه نامی قم در ایام عزاداری ابی عبدالله علیه السلام به گفت‌وگو یی انجام داده است،که متن کامل لین گفت وگو را در ادامه می خوانید:
 در برخی از کتب تاریخی روایاتی نقل می‌شود که گریه و عزاداری برای امام حسین علیه السلام را به زمان حضرت آدم می‌رساند. با توجه به تحقیقاتی که در این زمینه داشته‌اید نظر شما دراین باره چیست؟
عزاداری، مرثیه خوانی و گریه در سوگ مظلومان چه به حق و چه به ناحق، همیشه میان انسان‌ها بوده است؛ یعنی انسان‌ها در همیشه‌ی تاریخ با عواطف‌شان زندگی می‌کنند تا با تعقل و اندیشه. نقش عقلانیت و استدلال در گذشته خیلی کمرنگ بوده است؛ لذا سیر تاریخ و فرهنگ و ادبیاتی که به تاریخ یاری رساند و آن را فربه کرد، پر است از اسطوره‌ها و حماسه‌های عاطفی و احساسی.
قضیه‌ شهادت امام حسین (ع) هم از این قاعده مستثنی نیست. منتهی مقتل‌خوانی و عزاداری امام حسین یک جریان شناسی دارد. این جریان را اگر پی بگیریم قبل از عاشورا بوده تا در عاشورا به اوج خود می‌رسد؛ یعنی با رحلت پیام آور اسلام (ص) یگانه دختر ایشان گریه در فراق پدر و انتقاد و اعتراض از وضع موجود را شروع کرد. بنیان‌گذار اعتراض با گریه و نوحه خوانی در برابر استبداد مذهبی و دینی، در تاریخ اسلام یگانه دختر پیام آور اسلام است. حضرت زهرا (س) را به حق بنیان‌گذار اعتراض در برابر استبداد مذهبی نامیده‌اند. حضرت زهرا چند خطبه خوانده ولی بقیه عمرش را گریه کرد. تا آنجا که جزء بکائون تاریخ شد. گریه سیاسی با فاطمه‌ی زهرا شروع می‌شود. بعد در قتل عثمان بنی امیه خواستند این عواطف و احساسات مسلمان‌ها را به نفع خودشان مصادره کنند و تا حدودی هم موفق شدند و این کار را کردند اما حضرت علی که به قتل رسید از این طرف هم باز عواطف غلیان پیدا کرد تا آنجا که میدانی در کتاب مجمع الامثال می نویسد که هر چیز رقیق و روانی را در رقت و روانی به اشک شیعه مثل می‌زدند.
این جنگ عواطف و احساسات از هر دو طرف بود تا آنجا که حتی شما به جریان شناسی مقتل نگاری نگاه کنید کتاب‌هایی به نام مقتل برای اولین بار برای قتل عثمان نوشته می‌شود الان هم نمونه هایی داریم و از همان قرون اولیه مانده است. بعد که حضرت علی را که ابن ملجم ترور می کند شیعه هم برای حضرت علی مقتل می نویسند.
مقتل‌هایی که نوشته شد متن تاریخی بود یا متن احساسی؟
این مقتل ها چگونگی قتل آن مقتول را گزارش می کند. البته در آن زمان مخاطبان و نویسندگان بیشتر با عواطف و احساسات‌شان زندگی می‌کردند؛ تحلیل نمی‌کردند که چرا این قضیه پیش آمد. بیشتر گزارش می‌کردند تا خواننده و شنونده گریه کند. بنی امیه می‌خواستند مظلومیت عثمان را پررنگ کنند تا عواطف و احساسات مردم را در دست خودشان داشته باشند. پیروان خاندان پیامبر که بعدها شیعه نامیده می شوند می خواستند مظلومیت امام علی را پررنگ کنند و به گوش ها برسانند و دائما تکرار کنند که فراموش نشود.
این جنگ عواطف و احساسات ادامه داشت تا اینکه فاجعه‌ی عاشورا پیش آمد. این عاشورا چنان فجیع و تکان دهنده بود که فجایع پیشین را به فراموشی سپرد. در روز روشن خانواده‌ی رسول خدا را با نیم قرن فاصله قتل عام کردند.
این مصیبت‌ها چنان فاجعه بار و وحشتناک بود که نه تنها قتل عثمان بلکه  ترور حضرت علی را هم به بوته‌ی فراموشی سپرد. بعد هم جانشین‌های امام حسین مخصوصا فرزندش امام سجاد خیلی تأکید داشتند که عاشورا فراموش نشود؛ تا آنجا که به هر بهانه‌ای به یاد عاشورا گریه می‌کردند و اطرافیانشان را منقلب می‌کردند.
تاکید به این گریه برای چه بود؟
با رحلت پیامبر میان مسلمانان اختلاف افتاد. یک گروه که از قبل برنامه داشتند در صحیفه جمع شدند و بدون انتخابات آزاد خلیفه‌ای را انتخاب کردند و خلیفه را به زور به دیگران تحمیل کردند. امام علی یعنی داماد پیغمبر و دختر پیامبر با این کار به شدت مخالف بودند. اختلاف از همینجا شروع شد. این شکاف و اختلاف روز به روز زیاد می‌شد و در عاشورا این شکاف چنان بزرگ شد که هرگز پر نمی شود.
ائمه‌ی بعدی ما هم اصرار داشتند که این شکاف باشد و پر نشود؛ یعنی کسانی که بعد از رحلت پیامبر از اسلام بهره برداری ابزاری کردند و خود را جانشین پیامبر نامیدند، اسلام خرافاتی را جانشین اسلام پیامبر می‌دانستند. اما مخالفت با این گروه که با فاطمه‌ی زهرا و حضرت علی شروع شده بود در عاشورا به اوج رسیده بود. می‌خواستند بگویند اینها دروغ می‌گویند راه پیامبر غیر از راه اینها است؛ لذا در برابر اسلام خلافتی و حکومتی یک اسلام دیگری به نام اسلام امامتی و هدایتی پا گرفت. آن اسلام خلافتی و حکومتی با تکیه به زر و زور و تزویر پیش می‌رفت اما اسلام امامتی بیشتر به اخلاق، گفت وگو و هدایت و تربیت می‌اندیشید؛ لذا اسلام امامتی را اسلام تربیتی و اخلاقی می توان نامید. و این دو تا اسلام با هم در نزاع بودند. این نزاع میان خواص بود و عموم مردم این نزاع و شکاف را نمی‌دانستند؛ مخصوصا شهرهای دور از مدینه و مکه و کوفه و عراق؛ حتی در شامات خیال می‌کردند که خانواده پیامبر بنی امیه بوده و یزد و معاویه فرزندان پیامبر هستند. امام حسین (ع) مثل برادرش امام حسن و پدرش امام علی و مادرش فاطمه ی زهرا و بلکه بیشتر از آن  نگران بود که اسلام خلافتی کارهای خودش را در تاریخ به عنوان دنباله‌ی اسلام نبوتی به ثبت برساند و آیندگان نتوانند این دو را از هم تفکیک کنند. امام حسین و ائمه‌ی بعدی بسیار حساس بودند که این دو هدف اسلام از هم شناخته شوند و هدف امام حسین هم بیشتر همین بود.
این عزاداری به خاطر هدفی اعتراضی‌اش تقدس داشت یا خود عزاداری مد نظر بود؟
نه عزاداری فی حد نفسه تقدسی نداشت. درست است که جنبه تربیتی داشت و این جنبه ی تربیتی هم کم چیزی نیست؛ اما اگر به قضیه از نظر اجتماعی نگاه کنیم حساسیت ائمه برای این بود که حساب اسلام امامتی را را اسلام خلافتی جدا کنند.
چطور با عزاداری به چنین هدفی می رسیدند؟
عزاداری یعنی گریستن بر مظلومیت امام حسین، نه تنها یزید و معاویه را رسوا می کرد، بلکه آنهایی را هم که راه‌شان مثل راه یزید بود رسوا می‌کرد.
یعنی عزاداری باعث رسوا شدن تئوری تاسیس اسلام خلافتی بود؟
بله، اسلامی که متکی به زر و زور باشد و منتقدانش را مرتد بنامد اینگونه رسوا می‌شود.
عزاداری چطور می تواند پرده از ماهیت این اسلام بردارد؟
موقعی که شما با یاد مظلوم می‌گریید علاوه بر اینکه از مظلوم طرفداری می‌کنید با گزارش آن ظلم‌ها، ظالم را هم رسوا می‌کنید.
این نوع عزاداری رسوا کننده یزید بود اما بعدها دیدیم که بنی عباس روی همین موج سوار شد و توانست به خلافت برسد. در آن برهه دیگر چرا حضرات معصومین سلام الله علیهم بر عزاداری تاکید داشته‌اند؟
به خوب نکته ای اشاره کردید خیلی‌ها خواستند به این موج سوار شوند؛ چون هواداری از مظلوم و مظلومان یک حس غریزی و سرشتی و فطری در وجود انسان است. انسان تا بشنود کسی مظلوم واقع شده دلش برای او می‌سوزد و می خواهد نشان بدهد که با این ظلم مخالف است و اگر می‌توانست از آن مظلوم حمایت می‌کرد.
چون ظلم عاشورا عظیم بود دلهای زیادی را متوجه خود کرد.ائمه‌ی ما حساس بودند که اینها نتوانند از نام امام حسین علیه السلام و عزاداری بر ایشان سوء استفاده کنند.
بعد از رحلت پیغمبر حکومت کنندگانی که به نام دین حکومت می کردند می‌خواستند اسلام را به نفع خودشان مصادره کنند. بعد که این مصیبت خودش جزئی از فرهنگ مسلمانان شد دیگران خواستند از درون خود تشیع سوار این موج بشوند و همان طوری که مخالفان، اسلام را با وارونه کردن و تحریف به استخدام قدرت خودشان درآورده بودند، در درون تشیع هم عده‌ای سوار موج  عاشورا شدند و خواستند این حادثه را به استخدام دنیای خودشان در بیاورند.برخی  خواستند سوار این موج بشوند اما ائمه ی ما با همان عزاداری و زیارت باز با آنان در نزاع بودند و آنها را رسوا می کردند.
آنها با ادعای خونخواهی امام حسین به قدرت رسیدند. چطور دوباره ائمه توانستند با همین عزاداری آن موج را خنثی کنند؟
ائمه ی ما هیچ کدام از این قیام‌ها را تایید نکردند.
مگر این موج سواری وابسته به تایید ائمه بود؟
این یک موضوع درون شیعی بود. بنی عباس شیعه و شاخه‌ای از بنی هاشم بودند.ائمه هم مرجع علمی مسلمانان بودند. در این تردیدی نبود. مخالفت ائمه نقش آنها را خنثی و نقش بر آب می‌کرد. یعنی مراجعه می کردند از ائمه می پرسیدند. درباره بنی عباس هم همینطور بود. در مقابل این قیام‌ها ایستادند.
پس چطور این سیر مبارزاتی ائمه با اسلام حکومتی ادامه پیدا کرد؟
مبارزات‌شان تربیتی، اجتماعی و علمی است.ائمه‌ی شیعه می‌دانستند که دین را از موضع زر و زور گفتن نتیجه به عکس می دهد. دین یک مقوله‌ی تربیتی است که میان مربی و کسی که می خواهد تربیت بشود باید ایمان و باور برقرار شود. این با محبت و اخلاق می شود، نه با زر و زور. آن هم با محبت و اخلاقی که با کردار و رفتار تأیید بشود و ائمه ما هم موفق بودند. متوکل عباسی ۱۷ بار دستور داد قبر امام حسین را تخریب کردند که مردم به زیارتش نروند. خلفا تخریب می‌کردند اما مردم می‌رفتند و یک علامتی می گذاشتند و دورش جمع می شدند گریه می‌کردند. این کارشان یزیدهای معاصر را رسوا می‌کرد؛ بعد از شهادت امام حسین راه‌های منتهی به کربلا را با سربازها بسته بودند. در زمان بنی عباس هم همین طور بود. خلفا خیلی حساس بودند که کسی سر قبر امام حسین نرود. یک دورانی اگر کسی به زیارت می‌رفت که می‌فهمیدند تمام اموالش را مصادره می‌کردند، حق و حقوقش را از بیت المال قطع می‌کردند و حتی دست و پایش را می‌بریدند.
چرا اینقدر حساس بودند؟
چون زیارت امام حسین و یاد او اولین خاکریز مبارزه با استبداد دینی و مذهبی بود. آن موقع رسانه‌ی دیگری نبود. همین عزاداری‌ها و زیارت‌ها بود که در اشعار شعراء بازتاب پیدا می‌کرد.
سکینه بنت الحسین بعد از عاشورا ۵۷ سال عمر کرده است. چهره‌ای است ناشناخته که معتقدم نقشش در احیاء و زنده نگهداشتن اندیشه‌های پدرش بیش از همه بوده است. ایشان خیلی حساب شده عمل می‎کند. انجمن شعر برگزار می‌کرد. شعراء، مخصوصا آن شعرایی که برای مردم شعر می سرودند، ترانه‌سرایان، موسیقی‌دانان و خوانندگان در خانه‌ی دختر امام حسین جمع می شدند. اول شعرها و ترانه‌هایشان را برای حضرت سکینه می‌خواندند و بعد منتشر می‌کردند و این باعث شد ادبیات عصر اموی مسخر دست سکینه شود؛ یعنی شعرای بزرگ عصر اموی متأثر از سکینه دختر امام حسین هستند. هیچ کدام فاجعه‌ی عاشورا را به یزید تبریک نگفتند. تنها کسی که به یزید تبریک گفت یک شاعر مسیحی بود.
در عصر حضور وجود حضرات معصومین و مرجعیت علمی شان می‌توانست باعث رسوایی کسانی شود که می‌خواستند از عزاداری برای به قدرت رسیدن استفاده کنند. در عصر غیبت آیا زمینه این سوء استفاده وجود ندارد؟
در عصر حضور ائمه این تأکیدات همیشه بوده است که نام و یاد و اندیشه های امام حسین به استخدام ظلمه‌ی ایشان در نیاید و این یک قاعده شد. در عصر غیبت هم فرهنگ شیعه مواظب این موضوع بود. همان طور که در عصر حضور گاهی عده‌ای موفق شدند چند صباحی سوار این موج شوند اما با گذشت زمان با مخالفت ائمه و شاگردان و پیروان صدیق ائمه آن عده رسوا شدند، در عصر غیبت هم این روند ادامه داشت. صفویه هم یک زمانی سوار این موج شدند اما رسوا شدند تا آنجا که علی شریعتی آمد اصلا تشیع علوی را از تشیع صفوی جدا کرد.
تاریخ یک محشر و یک قیامت است. امروزه هم ما می‌بینیم که بسیاری از ستمگران می‌خواهند این حادثه را به نفع خودشان مصادره کنند، لذا تا می توانند تحریف و فرافکنی می‌کنند؛ چون می‌دانند که از درون همین عزاداری و زیارت امام حسین روزی مردم به پا خواهند خواست. نمونه این به پا خواستن را ما در سال ۵۶ دیدیم. تا سال ۵۶ مبارزه با سلسله پهلوی مخصوصا با پهلوی دوم بیشتر در دست غیرمذهبی‌ها بود؛ اما این محرم بود که صفحه را برگرداند. در تاسوعا و عاشورا سال ۵۶ مرحوم آیت الله طالقانی و شهید مطهری و دیگران تظاهراتی راه انداختند و موج مفصلی ایجاد شد.  در آینده هم عزاداری همین کارکرد را می‌تواند داشته باشد و لذا حکومت‌ها به آن حساسند؛ چون هر سال محرم که می‌آید مردم شعار می‌دهند «یا مظلوم یا حسین»، گریه می‌کنند، این یا مظلوم گفتن‌ها سمبلیک است. به مظلومیت خودشان هم می‌گریند. در آن ۱۰ روز زخم‌ها زبان باز می‌کند. تنها به یزید نفرین نمی کنند بلکه با کنایه به کسانی که امروزه مثل یزید عمل می‌کنند نفرین می‌کنند و از آنها بیزاری می‌جویند.
اگر در آسیب شناسی عزاداری دقت کنید می‌بینید عزاداری دارای دو شاخه شده است. بخشی که حکومتی هستند در کشورهای مختلف تلاش می‌کنند مجالس را در دست بگیرند. بودجه‌های کلانی مصرف می‌کنند تا سوار موج بشوند و نگذارند با نام و یاد امام حسین مردم بیدار بشوند. از آن طرف هم مردم تلاش می‌کنند عزاداری مستقلی داشته باشند.
حتی برخی کارهای خلاف عادت که در عزاداری ها انجام می شود اینها یک نوع واکنش در برابر آن کنش است. امثال قمه زنی‌ها و کارهای غیرعادی معنای اعتراضی دارد.
می‌خواهند بگویند عزاداری دیکته شده از بالا را نمی‌خواهیم. می‌خواهند هر نوع شده دگرگونه بودن عزاداری خودش را نشان بدهند ولو آنکه که توسط شمشیر به سرشان بکوبند. امروزه حتی مردم دهات‌های دور افتاده امام حسین را در مخالفت با سمتگری که به نام اسلام ستم می‌کند تعریف می‌کنند  و می‌گویند امام ما آن امام حسین است که ظالمی را که به نام دین ظلم می‌کند رسوا و افشا کند و نقاب از رخ اش کنار بزند. در بحث غلو هم کنش واکنش است. موقعی که روشنفکرهای سیاست‌زده با حرف‌های اتوکشیده امام حسین را به حد یک سیاستمدار شکست خورده که هدفش تسخیر و به دست گرفتن قدرت و حکومت بود تنزل می‌دهند طرف مقابل او را در حد خدا بالا می‌برد.
با توجه به دین گریزی برخی و سیاست زده شدن جامعه، عزاداری امام حسین همچنان می‌تواند احیاکننده‌ی دین باشد؟
من معتقدم نام و یاد امام حسین در تشیع در آینده، مثل گذشته مانند یک درفش در اهتزاز خواهد ماند ولو اینکه دین‌گریزی به دین ستیزی هم بینجامد، ولو جامعه‌ی ما کاملا خدایی نکرده روزی گرفتار یک حکومت ضد دین هم بشود. نام و یاد امام حسین زنده خواهد ماند همان طور که در طول تاریخ این را بارها دیدیم. در تشیع گاهی هیچی نمانده جز همین عزاداری؛ همه چیز را از بین بردند کتابخانه هایشان را آتش زدند حوزه هایشان را بستند روحانیت شان را خلع لباس کردند به دریاها ریختند هر کاری کردند اما این عزاداری مانده است.این ارتباط قلبی در تربیت یک چیزی است که حالا حالاها از بین نمی رود. عزاداری‌های خودجوش، مردمی و مستقل جنبه‌ی تربیتی، عرفانی و معنوی زیادی دارد که همین‌ها احیا کننده اسلام است. مرحوم استاد علامه «محمدتقی جعفری» می‌گفت «ذکر یاحسین سنگ تیره را همچو در تابنده می‌کند.».
منتشر شده در ویژه نامه محرم
هادی سروش
حضرت امام حسین (ع) از جعید همدانی پرسیدجوانان درچه حالی هستند؟ اوپاسخ داد ؛ به بازی و نشست های گعده مانند، مشغولند. پرسیدند: بزرگان چطور؟عرض کرد: مشغول دنیای خودهستند‌. امام “انا لله واناالیه راجعون” را خواند و فرمود:آن گروهی که انتظار بود به کمک دین شتابند این دو بودند!
توجه امام حسین(ع) به دو گروهی که میتوانند بر فرآیند دین موثرباشند ، قابل تامل است و آن دو جوانان و نیز چهره های شاخص اجتماعی است. بجاست در یک متن کوتاه بایدهای این دو گروه تاثیر گذار اجتماعی و سیاسی را بررسی کنیم تا از فرمایش امام (ع) نهایت بهره را ببریم.
امام علی(ع) در نامه ۳۱ نهج البلاغه که به امام مجتبی (ع) مرقوم نمودند ، جوانان را راهنمائی میکند به :اولا؛داشتن رابطه ای لطیف و مستمر با خدا که نتیجه اش دستگیری اوست در لحظات مهم زندگی .ثانیا؛به آراستگی پی در پی به ادب و اخلاق ، تا بهرمندشدن از وجودی سراسر از زیبائی. ثالثا ؛به پرهیز از ورود در امواج سهمگین شبهات و فریضه هایی که آدمی را در ایمان و اعتقاد با تزلزل های تمام ناشدنی مواجه میسازد. رابعا ؛به داشتنِ بهترین روابط عاطفی و اخلاقی ، با دوستان و خانواده ، خصوصا با همسر و فامیل داشتن. و خامسا ؛به داشتن برنامه ای دقیق و مدون که فاقد هرگونه افراط و یا تفریط در امور اقتصادی و معاش باشد. بدین معنا که ؛ برای یک جوان ؛همان مقدار که “بی کاری” نکوهیده است ،خیالِ یک “شبه پول دار شدن” ناپسند و نابجاست.
در مورد بزرگان :دومین گروه مورد توجه امام حسین (ع) چهرهای تاثیرگذارجامعه است.
وچالش آنان”دنیاگرایی” است. روشن است که دنیاگرائی “به روز شده” باید در این زمین و زمان ، نمونه های به روز شده را ،جستجو کرد. خاستگاه دنیا گرائی در دو مورد است : دنیا گرائی در معیشت اولین عامل به تباهی رفتن جامعه و غوطه ور شدن در فساد بر اساس آیات سوره هود ؛ انواع معیشت های غیر صحیح دینی و عقلی است . مانند گرانفروشی ، کم فروشی ، احتکار و خلاصه هر نوع فریب کاری در معاملات !قبول بفرمایید که ما مورد هجوم این چالش هستیم و باید تدبیری کرد.
دومین دنیاگرائی در باب معیشت ؛ ذلت پذیری برای رسیدن به قدرت و ثروت است. به نظر میرسد در جامعه این چالش ضربات بیشتری وارد کرده .برای رسیدن به یک ثروت بیشتر و افزون کردن سرمایه ، چه زیادند افرادی که کرامت انسانی را بشکل پیچیده و فریبکارانه ای درهم کوبیده تا خود را به یک “وام” آنچنانی و یا “ریاست” آنچنانی برسانند !
نمونه روشن اش ؛ همین که انتخاباتی در پیش باشد و یا فردی برای مدیریتی مهم انتخاب شود ، چقدر آدم های دون ، برای گدائی رای یا گدائی مدیریت و یا ثروت ویا … به صف میشوند !این مشکل ، یعنی مشکل زیر پا گذاشتن “کرامت انسانی” ؛ اول آدمیت را تباه میکند و بعد ؛ اقامه دین در جامعه را به مخاطره می اندازد .و دردمندانه باید بگوئیم ؛ این مشکل حادّ ، بزرگ ترین مشکل ما در دوره های اخیر شده !
دنیا گرائی در معنویت
دنیا گرائی منحصر در معیشت نیست و امروزه دنیاگرائ در معنویت نیز ، رخ نمائی می کند !و این حرکت افراطی بنام دنیاگرائی در معنویت ؛ از طرفی دین گریزی را برای مان آورده و از سوئی دیگر تعمیمِ ظاهر سازی در متن جامعه را رقم زده !هزینه کردن های نامشروع و غیر اخلاقی از بیت المال برای کسب اعتبارو آبرو و نهایتا رسیدن به “قدرت برتر” بزنگاه این چالش زشت برای برخی از چهره های تاثیر گذار اجتماعی شده !
پشتیبانی کردن مالی به اسم کمک به هیئت و مسجد و … ، میدانی شده تا برخی؛ لباس معنویت گرائی را به تن به دنیا گرائی خویش ،بپوشانند !به تعبیر رسای امام علی در نهج البلاغه ؛ این هزینه کردن های از بیت المال ، فردی را در میدان چشم و یا رای مردم بلند میکند ، اما در برابر خدا ذلیل و بی اعتبار خواهد نمود ! ( خطبه ۱۲۶ ) چرا که حتا در اندیشه و سیره امیرالمومنین ؛ در هزینه کردن بیت المال ، رفتار سلیقه ای کاملا مردود است . ( نهج البلاغه ، خ ۲۳۲).
باید بپذیریم که در “حاکمیت عدل اسلامی” هزینه شدن اموال عمومی راه و رسم تعریف شده خود را دارد .مثلا ؛ همانطوری که “اوقاف” وجمع آوری نذورات و موقوفات ، و بعد هزینه کردن آن ، بایدها دارد که نشان از ضرورت حداکثر دقت است . “شهرداری” نیز یک دستگاه مهم عمومی است که حتما باید در هزینه بیت المال؛منافع عموم مردم و شهروندان را در بهسازی شهرشان لحاظ کندونه چیزدیگر.
پس رسیدگی و پشتیبانی مالی هیئت و مداح و یابرپائی ایستگاه صلواتی، در صورت ضرورت، قطعا به عهده نهادهای دیگر است. واقعیت این است که عقل و عواطف جامعه؛ این رشته کارها را با هر انگیزه ای که باشد ، نپذیرفته و قطعا در دین ودینداری شهروندان نتیجه عکس خواهدداد.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
عاشورا به پایان رسید و امام و یارانش شهید شده و خاندانش به اسارت دشمن در آمدند. در دید ظاهری دشمن پیروز شد. بله؛ دشمن خوشحال بود؛ "هذا یوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الحسین" که مخالفی مهم را، از سر راه برداشت و با ضرب شست بی‌نظیرش دیگرمخالفان را نیز از اجرائی کردن "جنایت جنگی" خود، در صورت لزوم، با خبر کرد! مهم این است که دشمن در این جنگ پیروز نشد و فقط توانست "غلبه" کند. و البته همین "غلبه" هم در دراز مدت رنگ خود را نه تنها به "پیروزی" پر رنگ نکرد، بلکه بر خلاف نظر بنی امیه و برخی از نویسندگان همان "غلبه" را هم از دست داد.
بیان صریح امام زین العابدین(ع)؛ نه تنها نفی هر گونه پیروزی بنی امیه را تایید می کند، بلکه تحقق "غلبه" بنی امیه را هم، نفی می‌کند. اصل حدیث را ملاحظه کنید تا به تحلیل کوتاه آن بپردازیم.
شیخ طوسی در امالی نقل می‌کند؛ امام صادق(ع) مى فرماید: پس از شهادت امام حسین(ع)، ابراهیم بن طلحه (که گرایش به بنی امیه داشت و در جمل در مقابل علی(ع) بوده و زخمی هم شده بود) با امام سجاد(ع) روبه رو شد و احیانا به طعن و کنایه، گفت: «یاعَلِىَّ بْنَ الْحُسَینِ مَنْ غَلَبَ؟»؛ در این نبرد چه کسى پیروز شد؟!
امام چهارم(ع) فرمود: «اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاهِ فَاَذِّنْ وَ اَقِمْ»؛ اگر مى خواهى بدانى پیروزى و غلبه با چه کسى بود، به هنگام فرا رسیدن وقت نماز اذان و اقامه بگو.[کنایه از اینکه ببین نام چه کسی در اذان و اقامه برده می‌شود]. (بحار177/45)
ده‌ها تحلیل به عنوان خروجی حماسه حضرت اباعبدالله(ع) در کتابها و مقالات و سخنرانی‌ها مطرح است، به طوریکه دامنه آن بسیاری قیام‌ها را در برگرفته، تاحدی که از شکست بنی امیه و غلبه بنی عباس، تا آزادی هند از ستم استعمار و... را گرفته است. ولی نکته مهم پیروزی اصلی امام و یارانش این‌ها نیست، چون در نیات و اهداف امام حسین(ع) در آن مبارزه، مطرح نیست. بلکه آن چیزی که مطرح است همان است که ابراهیم بن طلحه از امام سجاد(ع) پرسید و امام جواب فرمود که؛ در وقت اذان و نماز، پیروز میدان کربلا بالعیان خواهی دید. و آن گسترش نام و یاد پیامبر(ص) در ماذنه‌ها است.
سوال؛ مگر در زمان معاویه در طول 40 سال و بعد از آن، دوران کوتاه امارت یزید، اذان گفته نمی‌شد و نام پیامبر(ص) برده نمی‌شد؟! پس چگونه این " نکته " شده علامت پیروزی امام حسین(ع)؟
در اینجا دو تحلیل، قابل عرضه است:
تحلیل و پاسخ اول - بنی امیه می خواستند همین نماز صوری و نام ظاهرئی که از پیامبر برده می‌شد را حذف کنند! و امام حسین(ع) چنین اجازه‌ای نداد و استمرار نام و یاد پیامبر(ص) را تضمین کرد. شواهد بسیاری نشان می‌دهند که یزید؛ به مبانی دینی بی‌اعتنا، بلکه بی‌اعتقاد بود. از می گساری او تا ازدواجش با محارم و دیگر خطاهای دینی اش، گواه روشنی بر این مدعاست.
تحلیل و پاسخ دوم - اگر پاسخ اول را کسی از روی بدبینی شدید به بنی امیه دانسته و طبعا قانع‌کننده نداند، تحلیل دیگری مطرح است. و آن اینکه؛ برای امام حسین(ع) و خواص اندکی در جامعه اسلامی، ملعبه بودن دین در دست بنی امیه علنی شد، و این ملعبه شدن دین و بهره کشی از عواطف دینی جامعه؛ برای بلعیدن منافع بزرگ اقتصادی و سیاسی در جمع آوردن ثروت و قدرت بود. شاهد این سخن اینست که همین یزید که به احکام شریعت بی‌اعتناست، هم زمان با مقابله و تهدید امام حسین(ع) به قتل و برپا کردن فاجعه عاشورا، مشغول لشگرکشی به کشورها و مناطق مختلفی از روم تا بلخ از سوئی، و آفریقا ازسوی دیگر بنام گسترش دین اسلام بود تا سایه قدرتش را گسترده‌تر کرده و از ثروت‌های چشم گیر آن مناطق بهرمند شود! پس دین ملعبه‌ای برای قدرت و ثروت امویان شده بود! و مهم اینجاست؛ هر روزی که این "ملعبه شدن دین" توسط "حاکمیت اسلامی اموی" را عموم می فهمیدند، آن روز دیگر چیزی از دین برایشان باقی نمی‌ماند! چون طبیعی است که اولین ضربه استفاده ابزاری از دین برای ازدیاد قدرت و ثروت، برای عموم جامعه خواهد بود بدین شکل که به محض اطلاع از "نفاق حکومتی" از دین رنجیده شده و قطعا به مبارزه با این ابزار جادوئی بنام دین، به شکل مخالفت علنی با همه احکام و دستورات دینی خواهند پرداخت.
امام حسین(ع) با یک اقدام هوشمندانه جلوی این خطر که کیان و هستی دین را تهدید می‌کرد، گرفت. لذا پژوهشگرانی مانند نویسنده کتاب استشهادالحسین تصریح می کند؛ "امام حسین در دراز مدت پیروز شد". پس حذف دین و ظواهر دینی حتی در دراز مدت، یک اتفاق قابل محاسبه است. از این زاویه؛ امام حسین(ع) مانع ضربه وارد شدن به کیان دین شد و بینش و سیاستش؛ بسیار هم موفق بود.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
آیت الله موسوی تبریزی: تا زمانی که سیاست‌بازی وجود داشته باشد افراد از سمت‌های دیگر هم مسائل را سیاسی کرده و روضه امام حسین(ع) را به روضه دعوای فاسد سیاست‌بازی‌های امروزی تبدیل می‌کنند، نه سیاست امام حسین(ع).
آرمان- راضیه فراهانی: حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس‌جمهوری کشورمان با حضور در نیویورک قصد دارد تا به سخنرانی بپردازد. برخی معتقدند که روحانی نباید به این مجمع می‌رفت و از ایران پاسخ توهین‌های اخیر ترامپ را می‌داد. برخی هم معتقدند حضور آقای روحانی و هیات همراهشان در این سازمان می‌تواند به ایران و روابط بین‌المللی‌اش کمک کند. آیت‌ا... موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در این رابطه گفته است: افرادی که در جامعه بین‌الملل صحبتی دارند برای گوش دادن به سخنرانی آقای روحانی خواهند نشست و امید است آقای روحانی با کمک آقای ظریف و مشاورینش بهترین و مناسب‌ترین سخنرانی را ارائه دهد. حضور روحانی در سازمان ملل افتخار ایران است، چراکه نماینده ایران در این مجمع صحبت‌های حق را مطرح خواهد کرد». گفت‌وگوی «آرمان» با آیت‌ا... موسوی تبریزی در ادامه می‌آید.
برخی معتقدند اقتصاد برگزاری مراسم عزاداری‌ها باید در بدنه جامعه باشد و برخی هم مخالف این نظریه هستند. تاچه حد این موضوع به جامعه و دولت کمک خواهد کرد؟
پیش از انقلاب اکثر عزاداری‌ها به شکل سنتی برگزار می‌شد به آن معنا که مردم با میل، رغبت و ایثار خود هرگونه خدماتی از جمله سینه‌زنی، زنجیرزنی و پرداخت نقدی به جهت برگزاری مراسم امام حسین(ع) انجام می‌دادند. قطعا این حرکت بسیار مفید و موثر در راستای معرفی اهل بیت(ع) و ایجاد علاقه در دل مردم از آنان است. به طور مثال می‌توان به فردی اشاره کرد که در مکان زندگی‌اش برای امام حسین(ع) به عزاداری می‌پردازد یا حتی به پخت و پز غذای نذری می‌پردازد. حتی کودکان 4-5 ساله مشغول همکاری و کمک به منظور برگزاری اینگونه مراسم هستند که می‌توان گفت این کودکان از این دوران زندگی علاقه و عشق به اباعبدا... در دلشان جاری است و حتی به دستجات محلی و بازار با پدر و مادر خود خواهند رفت.
خاطره‌ای از حضورتان در مراسم عزاداری در زمان کودکی‌تان تعریف کنید.
در زمان کودکی برق وجود نداشت و برای روشن کردن محوطه از شمع استفاده می‌کردیم. پدران یا مادران حاجتی داشتند در شب‌های عاشورا به 40 مسجد رفته و شمعی در آنجا روشن می‌کردند. به یاد دارم که در 4سالگی با عمویم شب‌های عاشورا به 40 مسجد رفته و شمع روشن می‌کردیم اما بلافاصله آن را خاموش کرده تا در روز مبادا و نبود برق از آن استفاده کنیم. با توجه به برگزاری اینگونه رسم‌ها کودکان در این مراسم حضور داشته و حضور آنها کمک می‌کند تا احساس ایثار و گذشت در آنها نهادینه شود که به مردم برای مراسم امام حسین(ع) خدمت کنند تا عشق سالار شهیدان اباعبدا... در دل‌هایشان زنده شود. عزاداری برای امام حسین(ع) و ائمه اطهار هرچه مردمی‌تر برگزار شود قطعا موثرتر خواهد شد و سیاست ظاهری حکومتی را به آن اضافه نکنیم نه آنکه بگوییم منبرهایمان سیاسی است و باید از سیاست جدا باشد. ‌پیام امام حسین(ع) سیاسی و حاوی نکات بسیاری است. منظور از منبرهای سیاسی آن است که از باند‌بازی‌ها، گروه بازی‌‌ها و جناح‌بندی‌ها در منبرها دوری شود، جوانانی که به تازگی به پای منبرها می‌آیند بهتر امام حسین(ع) را درک خواهند کرد به معنای دیگر می‌توان گفت که منبرها نباید حکومتی و دولتی شود.
برگزاری مراسم اربعین تا چه اندازه باید مردمی برگزار شود؟
زیارت اربعین اتفاق جدیدی نیست. در سال 42 که امام راحل به تازگی از ترکیه به نجف تبعید شده بودند من و چند نفر از دوستان از جمله آقایان محتشمی، حسن روحانی و دیگران تصمیم به زیارت امام حسین(ع) در شب اربعین گرفتیم و در آنجا امام راحل را هم زیارت کنیم. در زمانی که در کربلا حضور داشتیم به هر قسمتی که نگاه می‌کردیم مردم ایران از جمله مردم قم را مشاهد می‌کردیم که برای مراسم اربعین در کربلا حضور دارند. مردم ایران با اتوبوس‌های قدیمی و هزینه کم به زیارت امام حسین(ع) آمده بودند که می‌توان به هیات‌هایی اشاره کرد که به طور مثال از حسینیه تهرانی‌ها، حسینه خراسانی‌ها، حسینیه قمی‌ها، مشهدی‌ها و... در این مراسم حضور داشتند. هرچقدر مراسم اربعین مردمی‌تر برگزار شود و در آن سهیم باشند بسیار مفید و موثر خواهد بود. برخی در گوش مردم می‌خوانند که پول مراسم شما در جای دیگری خرج می‌شود و با شعارهایی مردم را تحریک می‌کنند که مردم ایران از گرسنگی در حال فوت شدن هستند، چرا که پول ایران در عراق خرج می‌شود و باید جلوی اینگونه تحرکات گرفته شود.
دولت درباره اینگونه مشکلات نباید اقدامی انجام دهد؟
دولت باید برای برگزاری اینگونه مراسم نظمی دهد. همچنین در زمان نزدیک شدن به مراسم اربعین شاهد این موضوع هستیم که مبلغ بلیت هواپیما، اتوبوس و قطار گران می‌شود بنابراین دولت باید جلوی اینگونه گرانی‌ها را بگیرد یا یک سوبسیدی بدهد تا بلیت‌ها گران نشوند چراکه با افزایش زائران امام حسین(ع) برخی مبلغ بلیت‌ها را افزایش می‌دهند و در نتیجه دولت باید از فعالیت آنها جلوگیری کند تا گرانی به وجود نیاید یا حتی به کمک هیات‌ها بیاید تا آنها بتوانند فعالیت‌های خدمات‌رسانی زوار را به آسانی انجام دهند. این موضوعات بسیار خوب و مفید است که تبلیغات سیاسی و جناحی در میان هیات‌ها انجام نگیرد و وظیفه دولت است که چگونگی این را‌ه‌ها را به مردم انتقال دهد. همچنین نکته دیگری وجود دارد که دولت ایران به صورت بسیار جدی با دولت عراق باید به همکاری بپردازد تا از اتفاقات غیرشرعی جلوگیری کند. دولت ایران جلوی فساد، مشکلات و ناراحتی‌ها را می‌تواند بگیرد و راه را برای حضور مردم در مراسم اربعین هموار سازد و این بهترین موضوعی است که دولت می‌تواند انجام دهد.
برخی مداح‌ها و سخنرانان در مراسم امام حسین(ع) به مسائلی می‌پردازند که از واقعیت بسیار دور است و با این صحبت‌ها روحیه جوانان خدشه‌دار می‌شود، قصد آنها از این گونه سخنرانی‌ها چیست؟
برخی افراد در بالای منبرها مشغول سیاسی بازی هستند. خطبه‌های امام حسین(ع) سیاسی است و سخنرانان از همان خطبه‌ها می‌توانند استفاده کنند. به طور مثال در دهه اول محرم در خانه یکی از آقایان به مراسم روضه رفته بودم که یک فرد سیاسی به پای منبر رفته و مطرح می‌کرد که در رادیوهای خارجی از رئیس‌جمهور ایران نقد می‌شود. فرد سخنران به گونه‌ای سخنرانی می‌کرد که آقای روحانی، احمدی‌نژاد و حتی رئیس دولت اصلاحات هم در زمان ریاست‌جمهوری‌شان فاسد بودند و آیت‌ا... هاشمی را استثنا کرد اما آنگونه که از آقای رجایی دفاع کرد از آیت‌ا... هاشمی دفاع نکرد. برخی از این سخنرانان اینگونه سیاسی‌کاری می‌کنند. اینگونه سخنرانی‌ها مردم و جوانان را نسبت به روحانیت و حکومت بدبین و از آنها دور می‌کند. آیت‌ا...هاشمی از ابتدا در کنار امام راحل قرار داشتند که حتی اگر بخواهیم مثال بزنیم از میان 5 انگشت نزدیک به امام خمینی(ره) آیت‌ا... هاشمی نفر اول یا دوم به ایشان بودند. آیت‌ا... هاشمی رئیس‌جمهور و پس از آن تا پایان زندگی‌شان رئیس‌مجمع تشخیص مصلحت بودند، ایشان قبل از انقلاب هم یکی از انقلابی‌های خوب ایران بودند و نباید آیت‌ا... هاشمی را مانند افراد دیگر دانست. در زمان ریاست جمهوری آقای رجایی هم مخالفانی در داخل کشور وجود داشتند که همیشه برای ایشان مشکل ایجاد می‌کردند و ادعای مخالفت با ایشان را داشتند حتی مقام معظم رهبری هم در زمان ریاست جمهوریشان مورد آزار و اذیت گروه‌بازی‌ها و باند‌بازی‌ها قرار می‌گرفتند. بنابراین باید گفت تا زمانی که سیاست‌بازی وجود داشته باشد افراد از سمت‌های دیگر هم مسائل را سیاسی کرده و روضه امام حسین(ع) را به روضه دعوای فاسد سیاست‌بازی‌های امروزی تبدیل می‌کنند، نه سیاست امام حسین(ع). در خطبه‌های امام حسین(ع) آمده است که ایشان گفتند من برای ظلم و خیانت قیام نمی‌کنم، من برای اصلاح امت خروج می‌کنم تا جلوی سوءاستفاده افراد را بگیرم و به مستضعفانی که امنیتی در جامعه ندارند، به آنها امنیت دهم. مانند این عبارت امیرالمومنین در نهج‌البلاغه هم آمده و این موضوع را بیان کردند و امام حسین(ع) هم در خروج از مدینه این عبارات را فرمودند. برای ایجاد عدالت و مدیریت پاک نباید میان مظلوم، فقیر و ضعیف و همچنین غنی و پولدار تفاوتی قائل شد و این‌گونه مسائل را مطرح کرد. اینگونه مسائل عینا سیاست است اما اگر مطرح کنیم آن کسی که در جهت من حرکت کند با من است و آن کسی که با من حرکت نکند، درست نیست و با این سخنان به عدالت، سیاست و حتی به امام حسین(ع) ضرر وارد خواهد شد.
مداح‌ها اجازه مطرح کردن مسائل سیاسی را دارند؟
تمام مداح‌ها دارای اجازه صحبت سیاسی هستند. اگر مداحی مقتل و تاریخ را به درستی بخواند و آن را بیان کند هیچ ایرادی ندارد، اما اگر از خود مطلبی ایراد کند و در آن مطلب به افراد توهین کند مسلما دچار دو گناه شده است، یک گناه کیفیت عمل و گناه دیگر آن است که روز به روز عقیده مردم نسبت به سیدالشهدا(ع) تضعیف می‌شود.
پس از ماجرای تجمع طلاب در فیضیه قم برخی از آنها دستگیر و به گفته برخی با ضمانت آزاد شدند، چنین موضوعی می‌تواند اتفاق بیفتد؟
ای کاش افراد اصلی که پشت این تجمع بودند دستگیر می‌شدند. ان‌شاءا... مسئولان بتوانند جلوی اتفاق افتادن اینگونه اقدامات را گرفته و ریشه‌کن کنند. آقای رئیسی رئیس کل دادگاه‌های ویژه روحانیت هستند و اجازه این کار را دارند. برخی افراد با وثیقه سنگین می‌توانند آزاد شوند تا در روز برگزاری دادگاه که بیایند پاسخ دهند، اما برخی از افراد که احتمال فرارشان وجود دارد هیچ راهی جز زندان رفتن ندارند.
آقای روحانی در سازمان ملل قرار است به سخنرانی بپردازند، به نظر شما سخنرانی او در این مجمع تا چه اندازه برای جامعه مفید واقع خواهد شد؟
انسانی که محق است باید صحبت کرده و فرار نکند. در هر قسمتی که امکان دارد باید افراد صحبت کنند. ما شیعه هستیم و از ائمه اطهار یاد گرفتیم در زمان حق باید صحبت کرد. در برخی روایات آمده است که امام حسین(ع) در روز عاشورا از صبح تا ظهر به تعداد10 مرتبه با لشکریان مقابلشان به صحبت نشسته حتی علی‌اکبر(ع) را برای صحبت فرستادند و علی اصغر(ع) را جلو برده و آخرین اتمام حجت را با آنها داشتند تا به صورت حماسی با آنها به صحبت بپردازد. پس از آنکه به نتیجه‌ای نرسیدند امام حسین(ع) هم در مقابل حمله آنها از خود دفاع کرد. حتی عمرسعد در شب عاشورا از سیدالشهدا(ع) درخواست صحبت داشت و ایشان فرمودند که مساله‌ای نیست و هر فردی که حرف حق دارد باید صحبتش را مطرح کند. صحبت‌های ایران هم حق است. موقعیت بین‌المللی ایران در حال حاضر برای سخنرانی از زمان آقای احمدی‌نژاد بسیار مناسبت‌تر و بهتر است و می‌دانیم که آمریکایی‌ها هنگام سخنرانی آقای روحانی به پای صحبت‌های او خواهند نشست و مجمع را ترک نخواهند کرد و به صحبت‌های او گوش داده و نتیجه می‌گیرند. کشورمان در جامعه بین‌الملل به مراتب بالایی دست یافته است چراکه با دشمن خود صحبت کرده و قرارداد بسته‌ایم و روی آن قرارداد هنوز ایستاده‌ایم. امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: هیچ امتی در هیچ جامعه‌ای بدتر از آن نیست که قرارداد ببندد و به آن عمل نکند. امروزه در تمام دنیا ترامپ محکوم شده و ایران هم در تمام دنیا به صفت وفای به عهده معروف است و این موضوع برای کشورمان سرمایه بسیار خوبی است.
آقای روحانی باید در این مجمع به چه مباحثی بپردازند؟
ایشان باید درباره حقوق ایران براساس قوانین بین‌المللی و همچنین درباره حقوق افرادی که به دلیل دخالت‌های دیگران در کشورهای دیگر نابود می‌شوند صحبت کند. روحانی باید در رابطه با آقای ترامپ به سخنرانی بپردازد که این شخص در دنیا شخصی نیست که دلش برای مردم بسوزد و فقط به منافع خود فکر می‌کند. آقای روحانی بهتر می‌داند در چه مسائلی باید صحبت کند. ایران امروز صحبت‌های بسیاری دارد. ایران از برجام ضرر نکرده و حتی این موضوع خیر، منفعت و اعتبار داشته است، مسلما نظام جمهوری اسلامی ایران اعتبار دارد و قرارداد برجام را محترم کرده و این موضوع در دنیا به نفع ایران است که آقای روحانی در آنجا به سخنرانی بپردازد. افرادی که در جامعه بین‌الملل صحبتی دارند برای گوش دادن به سخنرانی آقای روحانی خواهند نشست و امید است آقای روحانی با کمک آقای ظریف و مشاورینش بهترین و مناسب‌ترین سخنرانی را ارائه دهد. حضور روحانی در سازمان ملل افتخار ایران است، چرا که نماینده ایران در این مجمع صحبت‌های حق را مطرح خواهد کرد.
با توجه به مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد جامعه نسبت به دولت و جناح‌ها بی‌اعتماد شده و برخی معتقدند ممکن است در انتخابات آینده مجلس و حتی ریاست جمهوری استقبال از صندوق‌های رأی کم شود. اگر این حرف درست باشد، دولت و اصلاح‌طلبان برای جلب دوباره اعتماد مردم باید چه کنند؟
به غیر از آن موضوع که اصلاح‌طلبان باید کاری انجام دهند یا خیر باید گفت مردم حق دارند که از مدیریت کشور ناراحت باشند، چراکه واقعا ضعیف بوده است. پشت پرده بحران در کشور چه بوده، برعهده آقای روحانی است که باید با مردم آن را در میان بگذارد. آقای روحانی به دور از ایجاد تفرقه میان جناح‌ها و عدم تکرار حرف‌های گذشته باید واقعیات را به جامعه بگوید. هنگامی که به مردم واقعیت گفته شود و مردم ببینند که کسی آنها را نامحرم نمی‌داند و مشکلات را با آنها در میان می‌گذارند، مسلما از دولت هم حمایت می‌کنند. آقای روحانی در رابطه با مسائل با توجه به صلاح جامعه و انقلاب باید صحبت کند. مسلما اعتماد مردم کاهش یافته است و این موضوع اصلاح‌طلب و اصولگرا ندارد. مردم بحران کنونی را ضعف مدیریت می‌دانند و همچنین این مدیریت برای پیشرفت جامعه نمی‌تواند برنامه‌ریزی کند. اگر آقای روحانی با مردم به صورت منطقی تا آنجا که صلاح جامعه است صحبت کنند به مردم کمک بسیاری خواهند کرد. اگر فردی مرتکب اشتباهی شود و نتیجه آن اشتباه ضرر بسیار زیادی باشد، باید آن فرد استغفار کند. فرهنگ عذرخواهی را باید در جامعه آغاز کنیم و هر فردی که خلافی انجام می‌دهد که باعث ضرر بالاتری می‌شود، باید استغفار کند و این استغفار و عذرخواهی باید در جامعه فرهنگ‌سازی شود. متاسفانه تاکنون این فرهنگ ایجاد نشده و اگر این کارها را انجام دهیم می‌توانیم جبران کنیم، چراکه مردم به دنبال درگیری نیستند. مردم از اسلام ضربه ندیدند، از مسلمانان ضربه دیدند و متاسفانه روحانیت، مرجعیت، رهبری و امام(ره) زیر سوال می‌روند و ما نظاره‌گر این موضوع هستیم. اگر مسئولان محترم رسما اعلام کنند که اشتباه کرده‌اند و اشتباهات خودشان را به افراد دیگر نچسبانند، مردم آرام آرام اطمینان سابق را به دست خواهند آورد و در کنار نظام خواهند ماند.
آینده کشور را چطور می‌بینید؟
ان‌شاءا... خیر است. باید یادآوری کرد که از ماست که بر ماست؛ یعنی اگر خوب باشیم ایران خوب می‌شود. اگر ما خوب باشیم جامعه هم خوب است. اگر خوب باشیم ترامپ هیچ غلطی نمی‌تواند انجام دهد و اما اگر بد باشیم، کمتر از ترامپ هم می‌توانند به ما ضربه وارد کنند.
منتشر شده در گفتار
فاضل ميبدی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه قیام امام حسین(ع) نه برای اختلاف، بلکه برای اتحاد و اتفاق بود، گفت: جریانی از مداحان در حال سوء استفاده از امام حسین(ع) برای اختلاف افکندن در جامعه هستند. علما باید نسبت به این نوع عزاداری‌ها احساس مسئولیت کنند و در برابر بدعت‌ها بایستند.
حجت‌الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه شکی نیست که نهضت امام حسین (ع) سیاسی بوده است، اظهار کرد: سیاسی به این معنا که اگر بدعتی یا ظلمی ایجاد شد، امام وقت در برابر آن بدعت یا ظلم بایستد. سیاسی به معنای امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین (ع) هم فرمود که برای اصلاح دین جدش قیام کرده است تا مظلومان را از ظلم برهاند. نهضت امام حسین نماد عدالت علوی در برابر ظلم اموی است.
وی در ادامه افزود: سیاسی بودن نهضت امام حسین(ع) به معنای جناحی بودن آن نیست. امام حسین(ع) برای جناح خاصی نیست. قیام امام برای ایجاد اختلاف نبود، بلکه برای اتحاد و اتفاق بود، اما متاسفانه پاره‌ای از منبری‌ها و به ویژه مداحان از نهضت امام حسین(ع) برای اختلاف‌افکنی سوء استفاده می‌کنند.
این استاد حوزه با اشاره به تحریف‌ها و بدعت‌هایی که در قیام عاشورا ایجاد شده است، خاطرنشان کرد: در مراسم‌های عزاداری به جای تبیین هدف نهضت امام حسین(ع) یعنی مقابله با ظلم، این نهضت برای شفاعت گرفتن تغییر یافته است. شهید مطهری می‌فرماید ظلمی که در اثر تحریف نهضت عاشورا انجام شد، بدتر از ظلمی بود که امویان به امام حسین(ع) کردند. متاسفانه تحریفات و بدعت‌ها در عزاداری‌های امام حسین(ع) بیشتر هم می‌شود و جریان مداحی در کشور می‌خواهد با ابزار دین، منافعی برده و دین خدا را از مسیر خدا خارج کند البته مداحان مخلصی هم هستند که مداحی‌های خود را در مسیر معمول انجام داده و نمی‌شود آنها را متهم کرد.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: بیشتر مداحی‌ها و عزاداری‌ها از مسیر اصلی خود خارج شده است. یزید یک نفر است اما جریان ظلم یزیدی وجود دارد. امام حسین (ع)هم یک نفر است، ولی عاشورا یک جریان است و این دو جریان همیشه در تقابل هم هستند و جریانی هم می‌خواهد با تحریف عاشورا از آن منفعت کسب کند.
فاضل میبدی تاکید کرد: برای اصلاح عزاداری‌های امام حسین(ع) و مقابله با تحریف آن اولین جایی که باید اصلاح شود، صدا و سیماست. در حال حاضر بیشتر برنامه‌های صدا و سیما درباره عزاداری فقط تحریک احساسات بوده و مطالب دقیق و علمی در آن بسیار کم است. تا صدا و سیما اصلاح نشود، کاری نمی‌شود کرد. از سویی علما، مراجع و متولیان دین و ارشاد در کشور باید احساس کنند که این نوع عزاداری درست نیست و از مسیر خود خارج شده است. علما باید همگی با هم بیانیه داده و نسبت به این نوع عزاداری‌ها واکنش نشان دهند حتی اگر یک سال هم عزاداری‌ها تعطیل شده و نوع عزاداری اصلاح شود، بهتر از این است که این مراسم به این شکل ادامه یابد. علما باید احساس مسئولیت کرده و در برابر بدعت‌ها بایستند همان طور که در برابر چند موی یک دختر یا در برابر یک کنسرت احساس مسئولیت کرده و فریاد می‌کشند، در این زمینه هم باید احساس مسئولیت کنند. خطر بزرگ این است که به نام دین، مطالبی بیان می‌شود که جزو دین نیست.
وی در پایان با اشاره به اینکه در حال حاضر هم بر کمیت عزاداری‌ها اضافه می‌شود و هم آسیب‌های اجتماعی در کشور بیشتر می‌شود، گفت: نام امام را می‌بریم، اما همزمان آمار طلاق، اعتیاد، فاصله طبقاتی و فساد هم بیشتر می‌شود. این توهین به امام است و یک تناقض است که هم در جامعه نام امام حسین (ع)برده شود و هم آسیب‌های اجتماعی هر روز بیشتر شود.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
صفحه1 از15
بازگشت به بالا