نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: امام حسین(ع)

ابوالفضل موسویان عضو هیئت علمی دانشگاه مفید معتقد است که اگر بخواهیم پیرو واقعی امام حسین(ع) باشیم، ابتدا باید به مقصود اصلی ایشان پی ‌ببریم و بدانیم که امام برای چه چیزی قیام کردند، در غیر این صورت قطعاً به آن حضرت خیانت خواهیم کرد.
زیر بار ظلم و ستم ناحق نرفتن شرط پیروی از امام حسین(ع) است/ ظاهرگرایی؛ ریشه دین‌گریزیحجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوالفضل موسویان، عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: یکی از تحریفاتی که در طول تاریخ ایجاد شده، ناشی از این است که مردم به جنبه‌های ظاهری شعائر مشغول شده‌اند و کمتر به مقصود و درون‌مایه اصلی آن‌ها توجه می‌کنند.
وی افزود: در روایات درباره نماز که بزرگ‌ترین شعائر الهی و اسلامی است، گفته شده به ظاهر نماز خواندن افراد و کثرت نماز آن‌ها توجه نکنید، زیرا این دلیل بر مسلمانی نیست، بلکه ببینید چه اندازه صداقت دارند و امانت‌دار هستند. در واقع اگر کسی نماز می‌خواند، ولی صداقت ندارد و امانت‌دار نیست، چنین انسانی فقط به ظواهر اهمیت می‌دهد و چه بسا این حفظ ظاهر می‌تواند باعث دور شدن انسان‌های دیگر از دین شود، چون وقتی دیگران می‌بینند کسانی به ظاهر کاملاً مسلمان و مقید به ظواهر دینی هستند، ولی مال حرام می‎خورند، ظلم می‌کنند و دروغ می‌گویند، قطعاً چنین رفتارهایی موجب دین‌گریزی در جامعه می‌شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید بیان کرد: دین هیچ‌وقت نخواسته ما فقط ظواهر را رعایت کنیم و از مقصود، اهداف و درون‌مایه آن‌ ظواهر غافل شویم. هدف و شعار اصلی امام حسین(ع)، مقابله با ظلم و ستم بود که باید آن را حفظ کرد، به گونه‌ای که پیرو امام حسین(ع) باید در قبال هرگونه ظلمی مقاومت کند و زیر بار ظلم و ستم و حرف ناحق نرود.
موسویان ادامه داد: نباید هدف امام حسین(ع) را کنار بگذاریم و چه بسا خودمان هم به دیگران ظلم کرده و در عین حال برای ایشان نیز عزاداری کنیم، این نوعی تحریف واقعه عاشوراست. دشمن وقتی می‌بیند با چیزی نمی‌تواند مقابله کند، آن را از محتوا خالی می‌کند. آن‌ها که نتوانستند با اسلام مقابله کنند، اسلام را از محتوای غنی‌اش خارج کردند و ظاهر آن را باقی گذاشتند. عوام مردم هم گاه فریب ظواهر را می‌خورند و چه بسا انسان‌هایی که با همین حفظ ظاهر و به نام اسلام، بر گرده مردم سوار شدند.
وی تصریح کرد: اگر کسانی می‌خواهند دوستدار و پیرو واقعی امام حسین(ع) باشند، باید بدانند هدف اصلی قیام عاشورا چه بود. اگر بخواهیم شخصیت امام حسین(ع) را به دنیا معرفی کنیم، ابتدا باید به مقصود اصلی ایشان پی ببریم و بدانیم امام برای چه چیزی قیام کردند. اگر به چنین فهم و شناختی دست یابیم، قطعاً به آن حضرت خیانت خواهیم کرد، زیرا برداشت‌های غلطی درباره آن قیام به دیگران عرضه می‌کنیم. نمی‌توانیم با انجام کارهای خلاف‌، خودمان را طرفدار امام حسین(ع) بدانیم. مگر می‌شود کسی ظلم کند و بگوید من طرفدار امام حسین(ع) هستم؟ چنین رویکردی جز تخریب کردن شخصیت آن حضرت، نتیجه‌ای نخواهد داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید با بیان اینکه شعائر دینی می‌تواند تلنگری باشد تا انسان از این فرصت‌ها استفاده کند، افزود: خداوند در قرآن کریم خطاب به حضرت موسی(ع) می‌فرماید: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّه؛ روزهای خدا را به یاد آنها آور». ایام محرم و صفر و حتی حج که بزرگترین اجتماع مسلمانان در سال محسوب می‌شود، فرصتی است که دلسوزان و علاقه‌مندان و کسانی که احساس وظیفه و تکلیف می‌کنند، همان‌طور که در دعاها آمده است: «یا لَیتَنی کنتُ مَعَکم فَأفُوزَ فَوزا عَظیما»، از این فرصت برای احیای واقعه عاشورا و بیدار کردن و توجه دادن افراد به آن کمال استفاده را ببرند.
وی در پایان اظهار کرد: امام حسین(ع) یک شب از سپاه یزید مهلت خواستند تا جنگ روز بعد شروع شود، برای اینکه فرمودند من خواندن قرآن و نماز و توبه و استغفار را دوست دارم. در واقع امام یک شب از دشمن برای انجام همین امور مهلت خواستند، پس کسانی که می‌خواهند پیرو آن حضرت باشند، باید به این امور اهمیت زیادی دهند. قرآن کتاب انسان‌سازی است و نماز، انسان را از همه بدی‌ها بازمی‌دارد. اگر توجه به قرآن و نماز در جامعه گسترش و رواج پیدا کند، بحران‌هایی که در جامعه با آنها مواجهیم، وجود نخواهد داشت. در واقع با داشتن اسوه‌هایی مثل امام حسین(ع) نباید چنین بحران‌هایی در جامعه شیعی وجود داشته باشد. بنابراین باید از این شعائر برای توجه دادن و گرایش مردم به اموری که مدنظر امام حسین(ع) بوده است، استفاده کنیم تا معلوم شود که وضعیت جامعه بعد از ایام محرم و صفر نسبت به قبل از آن چند درجه بهتر شده است. در واقع باید این تفاوت در جامعه احساس شود، اگر این‌طور نیست، معلوم می‌شود که از فرصت شعائر به‌درستی استفاده و پاسداری نکرده‌ایم.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
محمدجعفر سعیدیان‌فر: مناسک خالی از معرفت باعث ناهنجاری می‌شود. عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اگرچه امسال به دلیل شیوع کرونا امکان پیاده‌روی اربعین فراهم نشد، ولی خواندن زیارت اربعین همراه با تأمل در مفاهیم و معانی آن و نیز کمک و تعاون اقتصادی به دیگران، بزرگترین خدمت به نهضت امام حسین(ع) محسوب می‌شود.
حجت‌الاسلام محمدجعفر سعیدیان‌فر، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، با بیان اینکه در خصوص واقعه عاشورا باید نگرش خود را بازتعریف کنیم، اظهار کرد: ما در حال حاضر بیشتر بر احساس و محبت تکیه می‌کنیم، در صورتی که رابطه ما با ائمه معصوم(ع) باید بر سه پایه مبتنی باشد؛ معرفت، محبت و نیز هدایت. ما چون بیشتر بر محبت و عاطفه تکیه می‌کنیم، مناسکی به وجود می‌آوریم که برخی از آنها ریشه در سنت نیز ندارد. یعنی مناسکی که افراد براساس احساسات خود آنها را می‌سازند و بعضا باعث ایجاد ناهنجاری‌هایی نیز می‌شود. بنابراین معتقدم در خصوص واقعه عاشورا باید به این سه پایه توجه کنیم.
وی درباره پیام عاشورا برای انسان عصر مدرن، گفت: اگر صرفا نگاه عاطفی، احساسی یا مبتنی بر الهیات تعزیت به واقعه عاشورا داشته باشیم و فقط به عنوان عزاداری به آن نگاه کنیم، پیامی که برای ما دارد، متفاوت خواهد بود؛ ولی اگر عزاداری را دروازه‌ای برای آگاهی از گفتار و رفتار امام حسین(ع) بدانیم، هم در اخلاق و هم در هویت‌یابی به ما کمک می‌کند. از روزی که امام حسین(ع) حرکت خود را شروع کردند تا روزی که در کربلا به شهادت رسیدند، ده‌ها آیه کاربردی و عملی قرآن را در مراحل مختلف تلاوت کردند و از نظر اخلاقی، رفتار ایشان در تمام صحنه‌ها، مقابله با خشونت‌طلبان و کسانی بود که از هنجارهای اخلاقی دین فاصله گرفته بودند. حتی زمانی که سپاه حرّ راه ایشان را سد کرد، به او و سپاهیانش آب دادند، یعنی به حق انسانی آنها توجه کردند. علاوه بر این، امام حسین(ع) هیچ‌گاه بیعت اجباری نگرفتند و این نشان می‌دهد که ایشان برای انتخاب و اختیار افراد اهمیت قائل بودند.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم درباره اعمالی که در روز اربعین می‌توان انجام داد، بیان کرد: برای این روز، زیارتی وجود دارد که متأسفانه کمتر خوانده می‌شود و مردم کمتر با مفاهیم آن آشنا هستند. در بخشی از این زیارت آمده است: «...وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ...؛ و جان خود را در راه تو داد تا بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی ) گمراهی برهاند». طبق این بخش از زیارت، اولین اقدام امام حسین(ع)، مقابله با جهالت بود.
وی افزود: مناسک، صورت و شکل‌اند و هدفی دارند. این هدف یا اخلاق است یا تعاون و یا همبستگی. درست است که راهپیمایی اربعین کارکرد تعاون و همبستگی امت اسلامی را دارد، ولی هدفی هم دارد، چنانکه همه مناسک هدف دارند. اگرچه امسال به دلیل شیوع کرونا، مناسک پیاده‌روی اربعین به شکل همیشگی آن برگزار نمی‌شود، ولی بازگشت به هدف این مناسک که همبستگی، تعاون و کمک به دیگران در شرایط اقتصادی و اجتماعی فعلی است، بزرگترین کمک به نهضت امام حسین(ع) محسوب می‌شود.
حجت‌الاسلام سعیدیان‌فر ادامه داد: امام حسین(ع) در حدیثی می‌فرمایند: «إعْلَمُوا أنَّ حَوَائِجَ النّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه ِ عَلَيْكُمْ فَلا تَمَلُّوا النَّعَمَ فَتَتَحَوَّلُ إلي غَيْرِكُمْ؛ بدانيد که نيازهاي مردم به سوي شما از نعمت‌هاي خداوند بر شماست. بنابراين، اين نعمت‌ها را از خود دور نسازيد؛ كه اگر چنين كنيد، اين نعمت (مراجعه مردم به سوي شما از شما گرفته شده) و به ديگران داده مي‌شود». بنابراین در این شرایط به جای راهپیمایی، خواندن زیارت اربعین با توجه به محتوای آن و کمک و تعاون اقتصادی به دیگران، باعث می‌شود که راه اباعبدالله الحسین(ع) هر چه بیشتر ادامه پیدا کند.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
حجت‌الاسلام والمسلمین کاملان عضو هیئت علمی دانشگاه مفید با بیان اینکه فرهیختگان باید فلسفه عاشورا را تبیین کنند،‌ اظهار کرد: دلیل گرایش بیشتر مردم به سوگواری و عمل به ظواهر این است که بیش از این درکی از پیام عاشورا ندارند.
عاشورا از جمله رویدادهای منحصر به فرد تاریخ اسلام است. این رویداد در متن جامعه اسلامی رقم خورد، ولی پیام‌ها و بازخوردهای جهانی پیدا کرد، زیرا درون‌مایه‌های معرفتی آن انسان‌ها را به اخلاق، آزادگی، ظلم‌ستیزی و دینداری سوق می‌دهد. پیام‌های عاشورا برای جامعه امروز نیز می‌تواند کارکردهای اثرگذاری داشته باشد.
خبرنگار ایکنا اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ چرا فلسفه و اهداف واقعه عاشورا آن‌طور که باید و شاید در جامعه تبیین و نهادینه نشده است و هر سال در موسم عزاداری‌های محرم، جنبه احساسی و عاطفی واقعه کربلا بر جنبه باطنی آن غلبه دارد؟
حادثه عاشورا نقطه عطفی در تاریخ تشیع و اسلام محسوب می‌شود و امام حسین(ع) با نیت احیای سنت و سیره پیامبر(ص) که عمل به قرآن و وحی الهی و اخلاق بود، قیام کرد. این سیره و سنت بعد از پیامبر(ص) آرام آرام چهره قبیله‌ای، عربی و جاهلیت را به خود گرفت، یعنی در ظاهر اسلام بود، اما در باطن نبوت پیامبر(ص) به نام پادشاهی و حکومت بر مردم تعبیر شد و هر چه از وفات رسول‌الله(ص) گذشت، این انحراف بیشتر و حالت آسمانی بودن پیام اسلام کمرنگ‌تر شد.
ظواهر و مناسک دینی معمولاً باقی می‌ماند، چون توده مردم به آن پایبندند و حکومت‌ها نمی‌توانند مناسک را از مردم بگیرند، بلکه برای تحکیم موقعیت مناسک جعلی نیز ایجاد می‌کنند تا مردم را سرگرم سازند، ولی فلسفه نبوت و رسالت چیزی نیست که توده مردم بتوانند آن را دریافت کنند و به راحتی بفهمند، بلکه باید در این خصوص فرهنگ‌سازی شود، ولی این کار انجام نشده است.
بعد از وفات پیامبر(ص) رنگ عربیت، قومیت و جاهلیت حکومت مدام تشدید شد تا زمان معاویه و یزید که این دو اصلاً کاری به دین مردم نداشتند. البته معاویه ظواهر را حفظ می‌کرد، ولی نوبت به یزید که رسید، رسماً تعبیر «لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحى نزل؛ هاشمیان با حکومت بازى مى‌کردند نه خبرى (از آسمان غیب) آمده و نه وحى نازل‌ شده است» را به کار برد. در اینجا، امام حسین(ع) که شیرازه دین را در حال فروپاشی دید، نهضت خود را آغاز کرد و با توجه به تشدید انحرافات، تصمیم به احیای سیره و سنت رسول(ص) گرفت. در نتیجه باید فلسفه این کار را برای مردم تبیین می‌کرد. این فلسفه تا حدی برای اصحاب پیامبر و تابعین قابل فهم بود، بنابراین امام حسین(ع) در سال ۵۸ هجری خطبه عجیبی برای اصحاب و تابعین در منا خواند و مسائل را بیان کرد. از طرف دیگر، معاویه با کسی تعارف نداشت و حتی اگر تعداد زیادی از صحابه نیز کشته می‌شدند، حاکمیت وی باید برقرار می‌ماند، بنابراین این‌طور نبود که همه صحابه بتوانند محتوای خطبه و فلسفه حرکت امام(ع) را برای دیگران بیان کنند، لذا برای توده مردم همان جنبه مصیبت و مشکلات خاندان پیامبر(ص) محسوس بود.
اینکه چرا مردم بیشتر به سوگواری می‌پردازند و به این ظواهر عمل می‌کنند، دلیلش این است که از جریان عاشورا بیش از این درکی ندارند. این فرهیختگان هستند که باید فلسفه قیام امام را درک و برای مردم بیان کنند. امروزه نیز همین‌طور است و درک مردم از این حادثه مثل مصیبت از دست دادن یک عزیز است و کمتر کسی فکر می‌کند اگر انسان موجودی میراست و می‌میرد و یک زندگی ابدی پیش رو دارد، پس باید از عمر خود برای آن زندگی ابدی بهره ببرد. تعداد اندکی از افراد هستند که از مرگ عزیزان‌شان چنین دریافت‌ها و برداشت‌هایی دارند.
ممکن است این سؤال پیش آید که چرا تفسیر فرهیختگان از این حادثه با هم تفاوت دارد، در پاسخ باید گفت برداشت و تفسیر افراد از یک حادثه به طور طبیعی با هم متفاوت است و به پیش‌فرض‌ها و دیدگاه‌های آنها نسبت به جامعه و فلسفه دین و نبوت بستگی دارد. افرادی که از دین جنبه حکومت و حاکمیت می‌فهمند و معتقدند پیامبر(ص) برای حکومت مبعوث شد تا در سایه آن بتواند احکام دین را اجرا کند ـ همان‌طور که در حال حاضر دیدگاه رایج در جامعه ما همین است و قبلاً نیز شیعه زیدیه چنین دیدگاهی داشته است ـ از حادثه عاشورا نیز دقیقاً همین تفسیر را دارند، یعنی معتقدند امام می‌خواست قیامی مسلحانه علیه حکومت یزید انجام دهد و حکومت را به دست بگیرد تا در سایه آن، انحرافات را اصلاح کند. عده‌ای این دیدگاه را قبول ندارند و معتقدند پیامبر(ص) اصلاً برای حاکمیت بر مردم مبعوث نشد، بلکه مبعوث شد تا پیام خداوند را به مردم ابلاغ کند و غایت و هدف رسالت انبیا این بود که جامعه صالحی تشکیل شده و مردم قائم به عدل و داد شوند. در واقع هدف، تهذیب روح و جان مردم از رذایل اخلاقی بود تا بتوانند عدالت را در زندگی فردی و اجتماعی پیاده کنند. در نتیجه، این دسته از افراد حرکت امام حسین(ع) را نهضتی اصلاحی و امام را مصلح می‌دانند. طبق این تفسیر، حکومت به امام فشار آورد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که ایشان دیگر نمی‌توانست به میان مردم آمده و با سلم و صفا به ایجاد اصلاحات بپردازد، بنابراین وقتی مانع امام حسین شدند، ایشان تصمیم به بازگشت گرفت، چراکه هدف امام حکومت تحت هر شرایطی بر مردم نبود.
ایشان نامه‌های مردم را به حرّ نشان داده و گفتند مردم از من دعوت کرده‌اند، اگر دعوت خود را پس گرفته‌اند، برمی‌گردم و نظر اصلاحی دارم. تعبیر «قیام» متعلق به همان گروه اول است که معتقد به حکومت و حاکمیت‌اند و در سخنان خود امام(ع) تعبیر قیام اصلاً مطرح نیست. قیام، تفسیری است که آنها از حرکت امام حسین(ع) دارند، امام تعبیر «خروج» را به کار می‌برد: «إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی اُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی؛ من برای جاه‌طلبی و کام‌جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم». ولی متأسفانه تعبیر قیام در زبان‌ها رایج شده است.
عده‌ای دیگر دیدگاه‌های باطنی و رموزی و عرفانی دارند و حرکت امام را ناشی از رابطه معنوی میان ایشان و خدا می‌دانند. طبق این دیدگاه، امام برای اینکه به مقام شهادت برسد، دست به این حرکت زد و به این مقام نائل نمی‌شد، مگر با همین ماجرایی که اتفاق افتاد. بنابراین برای ایشان مهم نبود که پیروز شود یا نه و کسی همراهی‌اش کند یا تنهایش بگذارد، بنابراین در شب عاشورا به یاران خود گفت که هر کس می‌خواهد، از تاریکی شب استفاده کند و برود.
هر کدام از این دیدگاه‌ها به گوشه‌ای از سخنان امام استناد می‌کنند، به همین دلیل تفسیرهای متفاوت از یک حادثه یا پدیده به عمل می‌آید و این تفسیرها به پیشینه ذهنی مفسر برمی‌گردد که اهل سیر و سلوک و عرفان باشد، یا فلسفه و کلام، یا فقه و یا سیاست. آنچه رایج و حاکم است، همان مسئله مصیبت و گریستن و جنبه عاطفی است، چون همه مردم آن را احساس می‌کنند و می‌فهمند؛ ولی سایر مباحث که به پیشینه ذهنی و مطالعه و بحث و بررسی نیاز دارد، اکثر مردم در این وادی نیستند و این مباحث زیاد هم برایشان جذابیت ندارد. اقشار تحصیل‌کرده و فرهیخته به دنبال پاسخ به سؤالات خود درباره نهضت امام حسین(ع) هستند.
ایکنا ـ آیا می‌توان گفت یکی از دلایلی که توده مردم به جنبه احساسی و عاطفی واقعه کربلا بیشتر اهمیت می‌دهند این است که در طول تاریخ قدرتمندان مانع تبیین و نهادینه شدن جنبه عقلانی و باطنی این واقعه شده‌اند؟
در اینکه حاکمان اعم از شیعه و سنی هر عاملی را که در تضاد با حکومتشان بود، تحمل نمی‌کردند، شکی نیست. در طول تاریخ این‌طور بوده و امروز نیز همین‌طور است، ولی سؤال شما ناشی از تحلیل گروه اول است، یعنی ابتدا باید گفت امام حسین(ع) می‌خواست انقلاب و به تعبیری قیام کند و حاکمیت معصومین را روی کار بیاورد. دیگران نیز باید ایشان را الگو قرار دهند و درس انقلابی از عاشورا بگیرند و قیام کنند، آن وقت حکومت‌ها مانع آنها خواهند شد. ولی اگر تفسیر عرفانی یا اصلاحی از نهضت اباعبدالله(ع) داشته باشید، دیگر این حساسیت‌ها درباره آن وجود نخواهد داشت. البته حکومت‌ها حتی اگر ببینند که برگزاری مناسک برایشان مشکل ایجاد می‌کند، آن را تحمل نخواهند کرد، مثل ماجرای خواندن نماز عید از سوی امام رضا(ع) زمانی که ولیعهد مأمون بود. بنابراین علت اینکه اجازه نمی‌دهند تفسیر واقعی از نهضت اباعبدالله(ع) به عمل آید این است که اگر اصلاحات مدنظر امام در جامعه پیاده می‌شد، به نفع حاکمیت‌ها نبود.
ایکنا ـ با توجه به اینکه جامعه و انسان عصر مدرن با بحران‌هایی نظیر هویت، اخلاق و معنویت مواجه است، به نظر شما نهضت امام حسین(ع) برای برون‌رفت از این بحران‌ها می‌تواند چه کمکی کند؟ آیا واقعه کربلا برای انسان عصر مدرن پیامی به منظور نجات از این بحران‌ها دارد؟
دقیقاً همین‌طور است. خطبه‌ها و نامه‌های امام تماماً مبتنی بر اصول اخلاقی است. جنگ و درگیری محل تعارف نیست که یک طرف بگوید من شروع‌کننده جنگ نخواهم بود و اگر طرف مقابل جنگ را شروع کرد، من هم اقدام می‌کنم. کسی که شروع‌کننده باشد به طور طبیعی مدیریت جنگ را به دست خواهد گرفت، ولی امام(ع) از ابتدا فرمودند من هرگز شروع‌کننده جنگ نخواهم بود. حتی وقتی حرّ مانع ایشان شد، امام از اسب پیاده شد و با او صحبت کرد و چون دید اسب‌های سپاه حرّ تشنه‌اند، دستور دادند از مشک‌های آبی که خود همراه داشتند به آنها آب دهند. اگر از آغاز نهضت امام دقت کنید، می‌بینید که ایشان برای فرار از بیعت با یزید از راه مستقیم خارج شدند و هیچ حرکت غیراخلاقی و همراه با دروغ و حتی توریه انجام ندادند و وقتی اوضاع و شرایط را علیه خود دیدند با شفافیت صحبت کردند. در شب عاشورا نیز صریحاً به یاران خود گفتند که این‌ها با من کار دارند، شما از تاریکی شب استفاده کنید و بروید. ایشان می‌توانست بگوید خداوند لطف کرده و ما پیروز خواهیم شد، ولی خیلی واضح و صریح همه چیز را بیان کردند. حتی به اباالفضل العباس(ع) گفتند که امان‌نامه را قبول کند، ولی آن حضرت قبول نکرد.
شعار امام(ع) ایجاد عدالت در جامعه بود، چون دست‌اندازی به بیت‌المال، کاخ‌نشینی، دروغ، غیبت، حرام‌خوری، تملق و چاپلوسی رواج داشت که همه خلاف دستورات اسلام بود و امام حسین(ع) می‌خواست این رویه را اصلاح و سنت پیامبر(ص) را احیا کند و همه این‌ها را مبتنی بر اخلاق انجام می‌داد. اخلاق هم چیزی نیست که بگوییم به زمان و حکومت و گروه خاصی تعلق دارد، بلکه احکامی عقلایی است که همه عقلا درباره آن اتفاق نظر دارند. بنابراین امروز نهضت اباعبدالله(ع) می‌تواند تابلویی اخلاقی و الگو برای جامعه‌ای باشد که تهی از اخلاق و عواطف است.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با تشریح گفتمان‌های دینی اسلام دوره امام حسین(ع) را به دو گفتمان اسلام شام(اموی) و اسلام مدینه(علوی) تقسیم کرد و گفت: با کاهش نقش صحابه به عنوان نهاد مدنی، احادیث جعلی در راستای قدرت یافتن نظام سیاسی شام افزایش یافت.
به نقل روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، هشتمین نشست مجازی از سلسله‌نشست‌های «چراغی دیگر» به مناسبت دهه محرم و عزادارای سرور و سالار شهیدان با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر داود فیرحی برگزار شد.
در این نشست که با موضوع «عاشورا و اصلاح دین» انجام گرفت، دکتر فیرحی در مقدمه سخنان خود اظهار کرد: تاریخ فکر را می‌توان به دو دوره بزرگ تقسیم کرد. دوره اول معروف به عصر بیداری و تقریبا ۲۰ تا ۳۰ سال قبل از مشروطه در ایران، بعد از آن در مصر و هند که با ادبیات مرحوم سیدجمال‌الدین اسدآبادی گره خورده و به مرور پرورده شده و در آثار بزرگان عصر مشروطه هم نمایان است.
وی دوره دیگر را قبل از این بیدار دانست و افزود: در دوره قبل از بیداری اسلامی معمولا بحث اصلاح دینی مطرح نیست. چون فرض بر این است که آنچه از دین می‌فهمیم درست است و تاثیر تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و اقتصاد در دین و فهم دین کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما از دوره بیداری به بعد به تدریج این سوال مطرح شد که آیا ما دین را متفاوت از آنچه که هست می‌فهیم و پرسشی که به تبع آن واقع شد این بود که آیا ما می‌توانیم حقیقت آنچه هست بفهیم یا محکوم به تفسیر هستیم. پس از این اندیشمندان در فهم سنتی عاشورا تردید کردند و تلاش برای تبیین‌های جدید برای پژوهش‌ در عاشورا آغاز شد.
 امر دینی یا امر سیاسی؟
حجت‌الاسلام فیرحی در ادامه گفت: بدین ترتیب پس از عصر بیداری اسلامی ما شاهد دو تلنگر اصلاح‌گرایانه هستیم؛ اصلاح امر سیاسی و اصلاح امر دینی. از این رو، این پرسش وجود دارد که کدام مقدم بر دیگری است. که در این بین، چهار رویکرد مطرح شد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: نظریه‌ای که اولویت را بر اصلاح سیاسی قرار می‌داد و معتقد بود که اگر ما حکومت قوی، سالم و درست داشته باشیم این حکومت می تواند کارگزاری اصلاح دینی را به عهده بگیرد. ایده‌ای که از دل آن اخوان‌المسلمین بیرون آمد و بعد در ادبیات جماعت تبلیغ در پاکستان و حتی در انقلاب اسلامی در ایران دیده شد که با شعار «الاسلام هو الحل» که اسلام را تنها راه حل می‌دانست و به دنبال تثبیت یک نظام سیاسی قدرتمند بود. این یکی از نظریات قوی است که پشت آن یک ایده دولت‌گرایی نهفته است.
وی اضافه کرد: نظریه دیگر، بر اصلاح دین تکیه دارد که در ادبیات مرحوم محمد عبده جرقه اولیه آن زده شد و به ادبیات اندیشمندان مسلمان معاصر راه یافت. چنین رویکردی را به خصوص در آثار بدیع‌الزمان نورچی در ترکیه می‌توان دید که زمینه را برای اصلاحات دموکراتیک در ترکیه فراهم آورد که آخرین نتایج آن را در ایده‌های حزب عدالت و توسعه (آک.پارتی حزب متبوع اردوغان) می‌بینیم. فرض این نظریه بر این است که برای داشتن دولت قوی باید انسان مسلمان قوی به مثابه فرد و جامعه قوی داشته باشیم.
فیرحی با بیان ارای مختلف در این باره اظهار کرد: در نظریه سوم، نوعی رابطه دوری بین دو دیدگاه اول مطرح شد که معتقد بودند این دو یکدیگر را کامل ‌کنند. اما در نظریه چهارم از این دست، بر شرایط زمان و مکان تاکید داشت که  نه قطعیتی درباره اولویت بر اصلاح دینی یا اصلاح سیاسی وجود دارد و نه این دو ملازمه هم باشند. بلکه متفکران هر جامعه‌ای با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن جامعه می‌توانند تشخیص دهند که چه رویکرد اصلاحی را در پیش بگیرند و از اصلاح دینی شروع کنند یا اصلاح سیاسی.
عاشوراپژوهی و بازنگری در امر دینی و سیاسی
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران تصریح کرد: امروزه باید از چند جهت خوشحال باشیم که بر دوش سه تجربه بزرگ ایستاده‌ایم؛ نظریه‌های بزرگ علوم انسانی، تجربه انقلاب‌های بزرگ در جهان اسلام و روشنفکران و مصلحانی از حوزه و دانشگاه که در صد سال اخیر راه را برای ما هموار کرده‌اند و امروزه دید ما نسبت به دین‌شناسی و دین‌پژوهی افزایش پیدا کرده است.
متفکران جامعه‌شناسی دین همیشه بین یک مثلث فرد، جامعه و دولت در رفت‌وآمد هستند و نسبت آنان با دین یا به طور کلی‌تر در حالت دوگانه نسبت دولت و دین و نسبت دولت و جامعه مسئله‌ای است که دیدگاه‌های مختلفی در مورد آن مطرح است؛ نسبت‌هایی که گاهی موجب تنش و گاهی موجب توسعه در باورها و آرای متنوع می‌شوند.
دولت قوی و جامعه قوی
حجت‌الاسلام فیرحی با بیان اینکه دراین باب فرض‌هایی مطرح است، بیان کرد: ممکن است جامعه و دولت قوی باشد، در این صورت فرد هم قوی است؛ ذهن خلاق و دیدگاه انتقادی دارد، احساس امنیت کرده و نظر خود را بیان می‌کند؛ در چنین جوامعی اعم از سکولار و مذهبی، کم و بیش نهاد مذهب بخش بزرگی از جامعه مدنی است و اگر جامعه و دولت قوی باشد، نهاد دین هم قوی است.  وی تاکید کرد: لذا دین در تعادلی با دولت و جامعه قرار دارد که می تواند نقش خود را ایفا کند و این جامعه ایده‌آلی است که وقتی به دولت کشورهایی مثل آلمان یا انگلستان و نروژ نگاه می‌کنیم حضور قوی کلیسا در جامعه را احساس می‌کنیم. یعنی ذهن دین‌پژوهی چنان توسعه پیدا کرده و با مدیریت سیاسی و اداره دموکراتیک زندگی گره خورده است مذهب نه تنها مانع توسعه نیست بلکه مقدمه لازم آن است.
دولت ضعیف و جامعه ضعیف
دکتر فیرحی خاطرنشان کرد: گاهی یک کشور در شرایطی قرار می‌گیرد که  دولت و جامعه هر دو ضعیف هستند. برای مثل در افغانستان امروزی و بخش‌هایی از شمال پاکستان و یا بخش‌هایی از سوریه امروز که نقش دولت کمرنگ است و حضور ندارد، جامعه در شیب آنارشیسم قرار می‌گیرد.
دولت ضعیف و جامعه قوی
وی ادامه داد: در شرایطی که دولت ضعیف باشد و جامعه قوی، معمولا چنین دولت‌هایی زیاد دوام نمی‌آورند. نمونه آن را می‌توان در حکومت وایمار آلمان بود که چنین سرنوشتی داشت.
دولت قوی و جامعه ضعیف
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران تصریح کرد: اما در صدر اسلام ما شاهد فرض دیگری هستیم که در آن ما شاهد دولت قوی و جامعه‌ای رو به ضعف هستیم. زمانی که جامعه نحیف‌ می‌شود نخبگان آن هم لاغر می‌شوند. بنابراین در این دولت‌ها که جامعه مدنی در حال ضعیف شدن است و دولت شیب بر می‌دارد این جوامع در معرض استبداد قرار دارند.
دولت قوی و شیب تند استبداد
وی با اشاره به اینکه نمونه این امر را در صدر اسلام در دوران معاویه می‌بینیم، اظهار کرد: ما شاهد شیب تند این استبداد از سال ۴۱ هجری تا سال ۶۱ هجری هستیم. معاویه شخصیت بزرگ و بااقتداری است اما شخصیت او چنان دولت را قوی کرد که دولت جامعه را خورد. در چنین شرایطی عناصر تشکیل دهنده جامعه مدنی که انسان قوی، نهادهای مدنی قوی، مذهب قوی و رهبران فکری و مذهبی قوی است افت می‌کنند.
فیرحی افزود: بنابراین، رفته رفته به جای اینکه رهبران مذهبی بتوانند با استقلال معیاری برای اداره جامعه و ارزیابی مشروعیت دولت باشند مجبور اند برای حفظ خودشان دنباله روی دولت باشند.
وی خاطرنشان کرد: چنین اتفاقی از زمان امام حسن(ع) تا ظهور دولت یزید در حال اتفاق است و متنی که امام حسین(ع) در خطبه منی دارد تابلویی از این وضعیت است که در جنگلی که همه درختان آن کوتاه است معدود سروهایی هم که وجود دارند از گزند باد و بوران در امان نیستند.
این پژوهشگر دینی یادآور شد: این اتفاقی است که در داستان اباعبدالله رخ داده است. یعنی امام حسین(ع) مجبور است حرکتی را رقم بزند اما  نهاد مذهب، صحابه، علما و نخبگان توان پشتیبانی از او را ندارند و حتی نامه‌نگاری‌ها هم پنهانی و بی امضا است. کما اینکه پنهان بودن امضا در یک جامعه نشان از ضعف جدی ساختار مدنی آن است.
اصلاح دین در زمان امام حسین(ع)
حجت‌الاسلام فیرحی اظهار کرد: وقتی می‌گوییم جامعه زمان اباعبدالله(ع) نه تقدیر پیشرفت‌گرایانه و نه تقدیر پسرفت‌گرایانه ندارد به این معناست که طبق این الگوی جامعه ضعیف، نهاد مدنی ضعیف و مسلمان ضعیف در حرکت است. در زمان خلیفه دوم، اسلام در دوران اقتدار قرار داشت برخلاف سال‌های بعد؛ چرا که از صحابی که در دوره عمر جلوی او می‌ایستادند و به رفتارهایش معترض می‌شدند در دوره امام حسین(ع) خبری نیست.
یک خطبه می تواند یک زمانه را توضیح دهد
وی با بیان اینکه یک خطبه می تواند یک زمانه را توضیح دهد، به خطبه منی اشاره کرد که برای حدود چهل روز قبل از عاشورا است و گفت: امام حسین(ع) در خطبه مِنی به خطبه‌ای از امام علی(ع) اشاره کرده است که امام(ع) در بخشی از این سخنان، تعبیر «فاعتبروا» را به کار برده است؛ یعنی یک حادثه قبلاً به وقوع پیوسته و فاعلان آن از بین رفته‌اند، ولی آثار آن باقیمانده است. در دوره معاویه و یزید شرایطی است که امام، مردم را به عبرت از آن دعوت کرده است؛ به تعبیری این جامعه یک جامعه آفت زده است که در آن نماز و روزه و زکات و ظواهر وجود دارد، ولی یک تکان بخورد می‌شکند و از این مسلمانی نمی‌توان استفاده چندانی برای خود و جامعه داشته باشیم.
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه در دوره امام حسین(ع)، سن‌زدگی و قحطی ایمان وجود داشت، گفت:  در این دوره افراد تأثیرگذار جامعه ضعیف و در نتیجه گفتمان دین تضعیف شده بود؛ به دین استناد می‌شد تا وضع خراب جامعه، توجیه شود و نهاد صحابه هم تخریب شده بود و صحابه شام برای توجیه و حمایت از قدرت معاویه شکل گرفته بود، البته رگه‌های این مسئله یعنی مکتب صحابه شام، از دوره خلیفه سوم شروع شد؛ امام حسن(ع) وقتی صلح کردند، فوراً به مدینه رفتند تا هسته‌ای تشکیل دهند که مدینه هم به بلای شام گرفتار نشود و چند نفری باشند تا سنت پیامبر(ص) را حفظ کنند که در رأس آن بعد از دوره امام حسن(ع)، امام حسین(ع) بود؛ لذا وقتی امام حسین(ع) از مدینه به سمت مکه و کربلا رفتند این افراد هم سست شدند.
کاهش نقش صحابه و افزایش قدرت اسلام شام
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه در دوره امام، شاهد اسلامِ شام در مقابل اسلام مدینه بودیم و اسلام مدینه نحیف بر دوش چند نفر بود، اضافه کرد: امام(ع) در این خطبه خطاب به صحابه فرموده که شما پشت سر کسی که قدرت داشت، ایستادید و آنچه را که فکر می‌کردید حق خودتان است، آن را گرفتید؛ شما برای حفظ سنت پیامبر(ص) از نفستان و مالتان مایه نگذاشتید و جالب که فکر می‌کنید، شما بهترین آدمی هستید که کلید بهشت را به شما خواهند داد و چون فکر می‌کنید که نماز می‌خوانید و ظواهر را هم حفظ کرده‌اید بر سر خدا منت می‌گذارید و تصور دارید که در ملا اعلی همنشین پیامبر(ص) هستید.
وی افزود: آنچنان که از گفته امام حسین(ع) درباره صحابه که بازیگران و نخبگان جامعه خود بودند، گفتمان دینی را با توجیه کردن بازتولید می‌کند چرا که وقتی توجیه در شرایط ضعف روی می‌دهد منفی است.
فیرحی در ادامه اظهار کرد: امام حسین(ع) فرمود که اگر شما کمی سختی را تحمل می‌کردید، نتیجه متفاوتی داشت؛ اگر شما جایگاه خود را از ظلمه نگه می‌داشتید و تمکین نمی‌کردید، امروز این وضع جامعه نبود؛ شما باید مفسر امر خدا می‌شدید، ولی تفسیر آن را به حاکمان دادید و حاکمان هم مجری و هم قاضی و هم مفسر شدند، مسیر عوض شد و شهوات گسترش یافت. حضرت فرمود که من برای نجات سنت پیامبر(ص) و احیای آن حرکتم را شروع کردم و اگر مردم نخواستند، من کسی را مجبور نمی‌کنم؛ لذا حضرت دو بیعت داشت، یکی مجموعه‌ای و دیگری یک به یک.
معاویه آنچنان که از مدینه زمان اائمه اول می‌ترسید از شایر بلاد نمی‌ترسید. چراکه هنوز تعدادی از نخبگان و صحابه اندیشمند در آن حضور داشتند که نمونه اعلی آن امام حسین(ع) بود و همین که امام از مدینه‌خارج شد کم کم این صحابه هم به حاشیه رفتند.
وی ادامه داد: در همین دوره احادیث جعلی با تکنیک قدیمی‌سازی شکل گرفت که به نظام سیاسی وقت مشروعیت بدهد و آن را قوی جلوه دهد و دینداری را مشروط به دستگاه خلافت اموی کرده بود که در واقع می‌توان گفت ما شاهد اسلام شام هستیم که در مقابل اسلام مدینه سر بر می‌آورد. چنانکه اسلام مدینه نحیف شده و اسلام شام قوت می‌گیرد و امام حسین(ع) در حالی که می‌بیند علما ضعیف شده‌اند خود سعی در تقویت ارکان اسلام مدینه در مقابل گفتمان حاکم می‌کند.
فیرحی در ادامه خطبه منا را تشریح کرد و پس از آن با ذکر اینکه امام حسین(ع) قبل از عاشورا احتجاجاتی دارد، از جمله در مورد مالیات‌ها و ... و دائما ًمعترض به شرایط هستند، تصریح کرد: نعمان بن بشیر با اینکه منصوب معاویه در کوفه بود، در برابر معاویه که به رفتار او و سستی و ضعف او در مواجهه با امام معترض بود، جواب جالبی دارد و گفته من ترجیح می‌دهم که متهم به ضعف در برابر حسین(ع) باشم، ولی در معصیت خدا قوی نباشم؛ یعنی یک فردی که مقداری عُرضه دارد چه تأثیری می‌گذارد؛ نعمان می‌گوید که کوفه کوفه است و باید از فشار شام حفظ شود؛ لذا کسانی که در حکومت معاویه و تاریخ‌نویسی آن، متهم به ضعف هستند افراد قوی‌ای بودند.
فیرحی در پایان با بیان اینکه به تعبیر امام علی(ع)، جامعه قوی جای بازی اراذل نیست، بلکه مزرعه ویرانه جای حشرات است، تأکید کرد: در چنین جوامعی رهبران تضعیف می‌شوند و هنر امام حسین(ع) بود که شهادتش را به تابلوی همگانی تبدیل و کاری کرد که بر سر زبان‌ها بیفتد.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
دکتر فیرحی: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد. پیامبر(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد. اما بنی امیه جامعه را لاغر کرد و حقوق مردم و آزادی انسان ها را کاهش داد و دولت را فربه و مطلقه کرد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه فساد از نظر امام حسین(ع) کم و زیاد شدن سنت پیامبر(ص) است، گفت: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد.
به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین داود فیرحی در سلسله نشست های مجازی کانون توحید در خصوص «مفهوم فساد و اصلاح در نهضت عاشورا» گفت: در نهضت عاشورا کلمه «اصلاح» زیاد استفاده می شود و بعضا این کلمات در طول زمان معنایش تغییر می کند. معنای مدرن اصلاح تحت تأثیر انقلاب های جدید است و اصلاح در برابر انقلاب به کار می رود. اصلاح به معنای مدرن آن به عنوان یک حرکت تدریجی و محافظه کارانه در برابر انقلاب است که عمیق و ناگهانی است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: برخی متفکران چپ قبل از انقلاب، به جای نهضت و اصلاح حسینی از کلمه «قیام» استفاده می کردند که بار چریکی و نظامی دارد؛ در حالی که کتاب «نهضت حسینی» چنین ادبیات و حالتی را ندارد. مرحوم شریعتی برای حرکت حسینی واژه «انقلاب» را به کار می برد و در واقع تعبیر انقلاب در آن زمان، لازمه جمع آوری تسلیحات و نیروی نظامی است. از همین رو چنین فضایی را ایجاد کردند که حرکت امام حسین(ع) قیام است. در حالی که در ادبیات امام حسین(ع) واژه «خروج» وجود دارد و خروج یعنی حرکت و از جای خود تکان خوردن. امام حسین(ع) همچنین واژه اصلاح را به کار بردند.
وی با اشاره به اینکه اصلاح در ادبیات سنتی در برابر «فساد» یا «افساد» است، اظهار داشت: در نظریات کلاسیک فساد دو گونه است. نوع اول به صورت تدریجی است؛ مثل زنگ زدن آهن. یعنی حکومت خود به خود از درون به صورت تدریجی فاسد می شود. نوع دوم حالت فساد دفعی و بیرونی دارد که به آن افساد می گویند؛ مثل اینکه بر آهن اسید بریزیم.
فیرحی یادآور شد: در یک تقسیم بندی دیگر هم فساد دو گونه است. یک نوع کم شدن محتوا و لاغر شدن و یک نوع افزودن غیر به محتوا و آلودن است و اصلاح در هر نوع فساد باید عکس آن اتفاق باشد؛ یعنی اگر محتوای صحیح کمرنگ شده باشد باید آن را تقویت و اگر افزوده های خارجی داشته باشد باید آنها را پیراست و زدود.
وی با اشاره به اینکه هر جامعه ای معیار خودش را دارد و فسادی که رخ می دهد در تغییر آن معیار است، تصریح کرد: معیار حسین بن علی(ع) که نگران تغییر آن بود و فساد را تغییر آن می دانست، سنت پیامبر(ص) بود و فساد از نظر امام حسین(ع)، یعنی کم و زیاد شدن سنت پیامبر و اصلاح از نگاه ایشان یعنی بازگشت به سنت پیامبر(ص).
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: در سال های پس از پیامبر(ص) دو مولفه تغییر کرد؛ یکی اینکه تفسیر وحی عوض شد و دیگری هم این بود که سیره پیامبر(ص) را تحریف کردند. از نظر امیرمؤمنان(ع)، فساد یعنی از جا درآمدن سنت و سیره پیامبر(ص). نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد.
وی افزود: زمان خلیفه دوم، عمر گفت اگر من کج رفتم چه می کنید؟ گفتند با شمشیر راستت می کنیم؛ یعنی معیار و شاقول مشخص آن دوران سیره و سنت پیامبر(ص) بود. در زمان پیامبر(ص) انسان ها آزاد بودند. اگر پیامبر دو معجزه داشت یکی قرآن و دیگری حکومت مبتنی بر قرارداد و توافقات بود. حتی در اختلاف و جنگ با یهود هم مبدأ پیامبر نیست بلکه اختلاف با اوس و خزرج بود که پس از افول تنش، پیامبر حقوق یهود را برمی گرداند. در مورد مسیحیان بیش از این است و پیامبر می گوید شما مثل مایید.
فیرحی تأکید کرد: پیامبر(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد. اما بنی امیه جامعه را لاغر کرد و حقوق مردم و آزادی انسان ها را کاهش داد و دولت را فربه و مطلقه کرد. سیدالشهدا(ع) در خطبه ای که در مکه قبل از سفر به کربلا یا سال قبل بیان می کند، تفسیر و تصویر دقیقی از جامعه نشان می دهد. در متن مدینه هم که به عنوان وصیتنامه امام است شرایط مدینه تشریح شده است.
وی افزود: چون راه خروج بر امام(ع) بسته شده است، ایشان ناگهانی و به صورت پوششی از مدینه و مکه خارج می شود و می فرماید من بی دلیل یا از سر خوشی خروج نکردم بلکه می خواهم به سیره جدّم باز گردم. می فرماید من در این مسیر نظرم را خواهم گفت؛ هرکس خواست بپذیرد و هرکس خواست رد کند و من صبر می کنم تا تقدیر الهی رخ دهد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران یادآور شد: در ابتدای حکومت امیرمؤمنان(ع) هم شعار اصلی بازگشت به سیره پیامبر(ص) است اما آنقدر سیره تغییر کرده که کسی نمی داند سیره پیامبر(ص) چیست. این به اصطلاح تغییر دی ان ای جامعه است؛ این یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است.
وی اظهار داشت: امام حسین(ع) در خطبه منا می فرماید «شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد. اعتبارتان را از دست ندادید جز به خاطر اختلافتان در حق و سنت پیامبر(ص) که موجب گم شدن سیره و راه درست شد.
فیرحی با بیان اینکه در هرکشوری چهار وضعیت ممکن است به وجود بیاید، تصریح کرد: جامعه قوی و دولت قوی، که هر کدام کار خود را می کند؛ مثل دولت های اروپایی. جامعه ضعیف و دولت ضعیف، نه جامعه می تواند دولت را تغییر دهد و نه دولت جامعه را؛  مثل یمن. جامعه قوی و دولت ضعیف، که جامعه، دولت را سرنگون می کند.
وی ادامه داد: نوع چهارم دولت قوی و جامعه ضعیف است که دولت همه فضای فرهنگی، دینی، آزادی و حرکت های اجتماعی را تصرف می کند؛ دولت هم قانونگذار است و هم مفسر و جامعه را لاغر می کند و به اصطلاح خون جامعه را می مکد. در این شرایط مردم چاره ای جز چاپلوسی دولت ندارند تا باقی بمانند. نخبگان جامعه در چنین شرایطی به سمت سوء استفاده می روند. نخبگان و علمای دین شرایط دین را تحریف می کنند تا با سلیقه حکومت تطبیق پیدا کند.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: امام حسین(ع) می فرماید، «جامعه توانش را از دست داد و تبدیل به مستضعفانی شد که در برابر اربابان مطیعند و به خاطر نان شب، کمر خم کردند. مستضعف یعنی کسی که توسط قدرت و حکومت ضعیف شده و جامعه را لاغر و ضعیف کردند تا در حکمرانی هر تقلبی که بخواهند بتوانند انجام دهند و حقایق را وارونه کنند و هر خط و سیاستی که می خواهند می گذارند. هرکس شرورتر و زورگوتر، استوارتر. به هر شهری بروی، منبرهایی وجود دارد که با صدای بلند استبداد را توجیه می کنند. دین در واقع وسیله حکومت شده و بی اعتمادی مردم به نخبگان دینی به دین سرایت می کند و اعتقاد مردم به خدا از دست می رود».
وی با اشاره به اینکه در کوفه نیز شاهد متنی هستیم، گفت: کوفیان به دلیل ترس از شام به امام حسین(ع) تمایل داشتند اما جرأت میدانداری را نداشتند. به همین دلیل فرزدق به امام می گوید: «قلوب کوفیان با توست اما شمشیرهایشان با امویان است». این تناقض کامل درون مردم، نتیجه عملکرد انحرافی حکومت است و سیدالشهداء(ع) می فرماید، «درست است و مردم بنده اموالشان هستند و اگر تناقضی بین دنیا و دین باشد، به سوی دین نمی آیند».
منتشر شده در ویژه نامه محرم
صفحه1 از20
بازگشت به بالا