دوشنبه, 20 فروردين 1397 14:53

سخنی با رئیس جمهور

محمدتقی فاضل ميبدى
در انتخابات ۹۶ حدود ۱۵ سخنرانی  برای تبلیغ اقای روحانی داشتم.خوشبین بودم که در دولت دوم روحانی با حفظ تجربه هایی که داشته است، اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور وضع بهتری خواهد داشت، علاوه بر اين وعده هايي كه رييس جمهور در دولت بعد مي داد، همه را اميد وار كرد.اعضاي كابينه كه معرفي شد، به ويژه تیم اقتصادی خیلی ها را نگران کرد؛ ولی امید وجود داشت. غمگنانه باید گفت روز بروز ناامیدی ها بیشتر شد، هم در سیاست خارجی و هم اوضاع داخلی و اقتصادی. یکی از وعده های روحانی حفظ ارزش ریال در برابر دلار بود، امروز اما شاهدیم که ساعت بساعت ارزش پول ملی سقوط می کند،كسی هم در برابر اين ضايعه پاسخگو نیست. بسیاری از شهروندان نگران ارزش پول و دارایی خود هستند،کسی فکر نمی کرد تیم اقتصادی دولت دوم روحانی تا این اندازه بی مسولیت و ضعیف باشد.
آقای خاتمی به جناب روحانی این تذکر را روزهای اول داده بود ،که این تیم اقتصادی مطلوب نیست؛ اما توجهي نشد. رييس جمهور در سخنرانی و خطابه كم ندارد ،گاهی وجهه اپوزوسیون به خود می گیرد؛ اما در عمل معلوم نيست سكان داري كشتي كشور كيست؟ مسله حصر كه حل نشد هيچ مشکلات دیگری بر کشور اضافه شد از جمله لجام گسیختگی قیمت دلار. چرا رییس جمهور و یا رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و کسان دیگر شفاف با مردم سخن نمی گویند؟ تا کی باید با منطق عدم سازش با کشورهای بزرگ کشور را اداره کرد، تاکی باید بپای برخی شعارهای تنش زا از جیب این ملت هزینه کنیم و دست آوردي نداشته باشيم؟ بحرانهاي زيادي كشور را احاطه كرده است، اقتصاد سامان مندي نداريم، اگر دولت و سایر نهادهای حکومتی هر چه سریعتر چاره ای نیاندیشند، معلوم نیست چه خواهد شد؟ 
بیاییم منطق مذاکره را بر منطق خصومت ترجیح  دهیم. امام علی(ع) فرمود:«من بالغ في الخصومة فقد اثم »  زیاده روی در خصومت ورزیدن گناه بزرگ است. ما هر وقت بر سر پاره ای مسایل پای میز مذاکره رفتیم، بعد از پرداخت هزینه های زیادی رفتیم ،ایران در تاریخ بزرگتر از این بوده که کشوری مانند عربستان او را تهدید کند، نباید سیاست خارجی این کشور سربلند کارش به این جاها کشیده می شد. درخاتمه بگویم ،باید با دنیا مذاکره کرد و جلوی ضرر را هرگاه بگیریم برای ملت و کشور منفعت است. جمله امام علی(ع) را فراموش نکنیم : «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار، عبرتهای تاریخی زیاد است و عبرت بگیران اندکند ».
 
منتشر شده در یادداشت
یکشنبه, 05 بهمن 1393 05:52

آسیب های اقتصاد ایران

متن سخنرانی دکتر حسین راغفر در سلسله نشست های علمی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

از اینکه توفیق شد خدمت حضار محترم نکاتی را به سمع عزیزان برسانم از خداوند متعال سپاسگزارم و امیدوارم مطالبی که عرض می شود مورد استفاد قرار بگیرد و بتوانیم راه حل های مناسبی را برای اقتصاد کشور مطرح کنیم. بنده راجع به ویژگی های اقتصاد ایران، ظرفیت ها و چشم اندازها و اینکه ما با چه مشکلاتی روبرو هستیم می پردازم و به دنبال آن ویژگیهای دولت در ایران را عرض می کنم. ابتدا تذکری عرض کنم و آن اینکه عرائض بنده ممکن است موجب نوعی یأس شود ولی بنده قصد ندارم آنچه را که می فهمم طور دیگری بیان کنم و آنچه عرض می کنم برداشتهای خودم از وضعیت کنونی است و بنابراین من از عزیزان می خواهم که نسبت به عرائض بنده انتقاد داشته باشند و آنچه را بنده عرض می کنم عینا نپذیرند مگر بعد از اینکه احساس کنند با واقعیت مطابقت دارد البته هدف من آشنایی با واقعیت های اقتصاد ایران است و به تناسب راه حل پیدا کنیم. اینکه تنها به نقاط مثبت اکتفا کنیم این امر نوعی تخدیر ذهن بالخصوص برای مسئولین است.
اقتصاد ما ظرفیت های چندگانه ای دارد که از جمله می توان به ظرفیت های طبیعی اشاره کرد. ایران یک کشور استثنایی در جغرافیای جهان به لحاظ ظرفیت های کلیدور حمل و نقل است. کلیدور شمال و جنوب بسیاری از کشورهای شمالی را به دریا وصل کند به جهت اینکه حمل و نقل دریایی هزینه اش کمتر است و در نتیجه کاهش هزینه های کالاها و خدمات را در سطح جهان می تواند فراهم کند. کلیدور شرق به غرب می تواند کشورهای شرقی را به کشورهای غربی در دنیا وصل کند و از این جهت هم یک ظرفیت بسیار بزرگی است. درآمدهای حاصل از کلیدور های حمل و نقل شمال و جنوب و شرق و غرب می تواند بیش از درآمدهای نفتی کشور باشد در واقع به یک معنا ظرفیت های سوق الجیشی کشور است و برقراری این کلیدور ها می تواند موجب امنیت سیاسی برای کشور بشود به جهت اینکه امنیت سیاسی و اقتصادی کشورهای دیگر وابسته به امنیت سیاسی و اقتصادی ایران می شود لذا یکی از دستور العمل های اقتصاد چین که بدون تردید به زودی قدرت اول اقتصاد جهان خواهد شد فعال کردن جاده ابریشم است که از ایران عبور خواهد کرد و زمینه را برای انتقال کالاهای چینی به مرزهای غربی ما و کشورهای اروپایی راحت تر خواهد کرد. این فرصتی برای اقتصاد کشور است. دیگر ظرفیت طبیعی کشور ما دسترسی به منابع طبیعی گسترده ای است که داریم و پیش بینی می شود تا دهه های آینده هم ما از این منابع برخوردار باشیم.
ظرفیت های انسانی بخشی دیگر از ظرفیت های اقتصاد ایران هستند که با کمال تأسف باید گفت جمعیت بزرگی با نژاد ایرانی در سطوح بسیار بالای تخصص در خارج از ایران فعال هستند. تأسف از این جهت است که در داخل فرصت مشارکت آنها برای ساختن کشور فراهم نبوده است و از جهتی دیگر هم فرصت های بزرگی برای تحقق ظرفیت های آنها، خارج از ایران فراهم شده و بسیاری از آنها در مراتب بالای فناوری و حوزه های بسیار پیشرفته در کشورهای صنعتی مشغول به کار هستند. با کمال تأسف در سال های بعد از سال 88 ما شاهد خروج بسیاری از سرمایه های انسانی هستیم. بسیاری از افراد نخبه دانشگاهی کشور به خارج از کشور می روند و مهمترین دلیل هم فقدان ظرفیت های جذب آنها در داخل کشور است. آسیبِ فرار مغزها از کشور، قطعا بیش از اتلاف منابع طبیعی است که در این دوران صورت گرفته است. بسیاری از ایرانی های خارج کشور سرمایه های مالی قابل توجهی دارند چنانچه فرصت حضور آنها در اقتصاد ایران فراهم بشود طبیعتا ورود این منابع می تواند یکی از اصلی ترین عوامل جذب سرمایه از خارج باشد و به دنبال آن سرمایه های مادی دیگر از خارج به ایران خواهد آمد؛ ضمن اینکه در این هشت نه سال گذشته به دلیل سیاست های غلط شاهد فرار سرمایه از کشور بودیم؛ اقتصادی که صدها میلیارد دلار از کشور خارج شده است حتی در شرائط کنونی یک ارزیابی خیلی ساده می گوید در داخل خانواده های ایران بالغ بر بیست میلیارد دلار فقط دلار یا ارز به عنوان سرمایه در منازل نگهداری می شود که نشانه اقتصاد بیمار ایران است.
ظرفیت های اقتصاد ایران یک استثنا در تاریخ است و چنانچه به نحو صحیح از این ظرفیت ها استفاده شود کشور ما خیلی زود می تواند تبدیل به یک قدرت جهانی شود، و یکی از دلائل ناکارآمدی های سیستم موجود کارشکنی های قدرت های جهانی و نفوذ آنها در دستگاه تصمیم گیری کشور و در بخش های مختلف کشور به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه اقتصادی کشور است.
ویژگی های اقتصاد ایران بسیار مفصل است. من توضیح مختصری می دهم که ویژگی های اقتصاد ایران چیست؟ البته شواهد تجربی هم این را حکایت می کند. یکی از شاخص های ارزیابی اهمیت بخش های مختلف اقتصاد کشورها، شاخصی به نام نرخ سرمایه گذاری ناخالص است که از سال های 1338 به این طرف مطالعات نشان می دهد سهم بخش مسلط در اقتصاد ایران که سهم عمده ای از سرمایه ها به آن سمت سوق داده شده است بخش تجارت است و متأسفانه بخش صنعت همواره مغفول بوده است. منابع کشور عمدتا در بخش های تجاری مصروف شده است و سهم صنعت بسیار نازل بوده است. بعد از بخش خدمات، صنعت بوده و بعد هم کشاورزی. در بخش خدمات عمده سرمایه گذاری ها معطوف بخش تجارت بوده و در تجارت هم عمدتا معطوف به بخش واردات بوده یعنی خدمات مربوط به صادرات را هم ما به شدت کم داشتیم و این نشان می دهد که ساختار اقتصاد کشور که عمدتا تحت سلطه منافع گروه های وارد کننده در کشور قرار داشته است. این امر تا دوران دولت نهم عمدتا یک روند ملایمی به نفع سرمایه گذاری در بخش تجارت داشت ولی در این دوره یک دفعه فاصله بسیار جدی به زیان بخش صنعت پیدا کرد.
در همه دنیا صنعت مهمترین موتور محرک توسعه است و بنابراین بدون صنعتی شدن کشور امکان توسعه منتفی است و با توجه به ساختارهای اقتصاد ایران حرکت به سمت صنعتی شدن و این تأکیدات مؤکدی که بر بخش تولید صورت گرفته است مثل احکامی که برای اقتصاد مقاومتی مطرح می شود یا احکام دیگری که تأکید بر تولید دارند به دلیل سلطه منافع گروه های حاضر در بخش تجارت اینها هیچ کدام نمی توانند محقق بشوند.
ویژگی مهم اقتصاد ایران وابستگی شدید به درآمدهای بادآورده نفتی است. منابع دولتهای ایران عمدتا متأثر از درآمدهایی است که از نفت و گاز حاصل کردیم، بدون اینکه عملا تلاشی برای این فرآیند صورت داده باشیم. ما چه بخواهیم چه نخواهیم چون اقتصاد جهانی به نفت و گاز ما وابسته است تمایل خواهند داشت که این منابع استخراج بشود و به طور طبیعی سهمی هم به جامعه ما تعلق خواهد گرفت. این فرایندی بوده است که در صد سال گذشته صورت گرفته است و تلاشهایی که برای ملی شدن صنعت نفت انجام شد عمدتا برای کاهش سلطه خارجی و کنترل مدیریت منابع ملی توسط سیاست گذران در داخل بود ولی آنچه که حاصل شده جز دوران کوتاهی که مربوط به دوره ملی شدن صنعت نفت بود در بقیه دوره ها، ویژگی مشترکی را شاهد هستیم و آن وابستگی شدید اقتصاد کشور به درآمدهای نفت وگاز است که بالغ بر هفتاد درصد بودجه دولت می شود. کاهش درآمد نفتی امسال که پیش بینی می شود تا شصت دلار کاهش پیدا کند طبیعی است که آثار مهمی بر کیفیت عملکرد دولت باقی خواهد گذاشت و دلایل متعددی دارد که از جمله فشار بر روسیه و احتمالا ایران است.
ویژگی دیگر اقتصاد ایران رشد نازل اقتصادی است. یعنی علی رغم ظرفیت های بزرگی که در کشور داشته ایم همواره رشد اقتصادی در ایران بسیار نازل بوده است متوسط رشد اقتصادی در سال های پس از انقلاب حدود سه درصد بوده و این رشد با توجه به ظرفیت های بالای ما، نشانه ناکارآمدی بالا است. ضمن اینکه این ارقام دولتی است و به نظر می رسد حتی خیلی کمتر از این باشد که البته در سال های اخیر ما با رشد منفی هم روبرو بوده ایم و علت آن، شیوه مدیریت غلط کشور بوده است.
نکته مهمی که به خصوص بعد از شکل گیری دولت نهم خیلی برجسته تر شد موسسات مالی و اعتباری خصوصی است. بعد از شکل گیری دولت سازندگی و تأکیدی که بعد از جنگ بر بخش خصوصی صورت گرفت نقش نهادهای مالی افزایش پیدا کرد و از سال 78 این زمزمه ها به تأسیس بانک ها و مؤسسات مالی اعتباری خصوصی تبدیل می شود. در واقع خصوصی سازی بخش مالی یکی از غدد سرطانی اقتصاد کشور است که خودش را بیش از هر زمان در دولت های نهم و دهم با شکل گیری تعداد زیادی بانک خصوصی نشان داد و محرک بسیاری از تورم ها و ریشه کنی تولید در کشور است. بحث سرمایه داری مالی سود بسیار زیادی دارد در حالی که در طی این دوره هشت ساله شاهد ورشکستگی های زیادی در بخش تولید هستیم و اخیرا وزیر صنعت و معدن و تجارت از ورشکستگی چهارده هزار واحد تولیدی طی این دوره حکایت می کند و اعلام می کند در زمانی که بخش تولید دچار ورشکستگی است ما شاهد سودهای عجیب و غریب بخش مالی هستیم که حداقل آنها پنجاه درصد و تا صد و هفتاد درصد در سال هم بوده است. این همان ربایی است که تأکید جنگ با خدا و پیامبر در آن شده است؛ ملاحظه می فرمایید که از اضعاف مضاعفه هم بیشتر است درسال 78 اولین بانک های خصوصی در ایران شروع به فعالیت کرد و اوج آن در دولت نهم و دهم بود. نکته مهم این که عمده این بانک ها هم متعلق به نهادهای نظامی و انتظامی است و به همین دلیل مسأله خیلی پیچیده تر شده است، چون اگر بخش خصوصی واقعی بوده هم کنترل آنها ساده تر و هم اینکه امکان مدیریت اقتصاد کشور سهل تر می شد. بنابراین ویژگی دیگر اقتصاد ایران شکل گیری سرمایه داری مالی است که در ماه های اخیر حملاتی از سوی دولت و حتی بانک مرکزی به کارکردهای بانکها و موسسات مالی صورت گرفته است. این اعتراضات اگرچه ملایم است ولی نسبت به عملکرد گذشته دولتها و همینطور نهادهای رسمی مثل بانک مرکزی حاکی از یک پیشرفت است ولی به هر صورت کنترل این نهادهای مالی کار بسیار مشکلی است.
ویژگی دیگر اقتصاد ایران، ناکارآمدی شدید است. نرخ رشد سه درصدی که به نظر من خوش بینانه است، بسیار نازل تر از آن چیزی است که ظرفیت اقتصاد ایران نیازمند آن است. برای اینکه ما بتوانیم یک اقتصاد مستقل و آنچه را که جزء اهداف انقلاب بود، بتوانیم تحقق ببخشیم، یکی استقلال اقتصادی کشور و دومی هم رفع فقر و کاهش نابرابری های اقتصادی ـ اجتماعی است. یکی از اهداف اصلی اقتصاد کشور، عدالت اجتماعی بوده است اما ما شاهد بدتر شدن وضعیت عدالت اجتماعی در کشور به خصوص در تحولات بعد از جنگ هستیم که در جای خود باید به آن پرداخت.
ناکارآمدی در اقتصاد کشور عمدتا ناشی از اشکال مختلف اتلاف منابع ملی و منابع عمومی است. یکی از نشانه های ناکارآمدی اقتصادی در این کشور و هر کشوری واگذاری بازارهای ملی به کالاهای خارجی است و همین علت ناکارآمدی، علت اصلی سقوط شوروی سابق هم بود. ما کالاهایی را در داخل تولید کنیم اما اینها را با قیمت های غیر قابل تصور تولید می کنیم حتی در حوزه های بسیار حساس که ممکن است در بعضی موارد قابل توجیه باشد.
مواردی که من عرض می کنم از پیش از انقلاب وجود داشته ولی تأکید من این است که دولت نهم و دهم، به گونه بی سابقه ای آسیب های تاریخی به اقتصاد کشور زده است و مرتفع کردن این موارد حداقل دو دهه با اقتصاد ایران همراه و از موانع دولت های پیش رو خواهد بود.
یکی از ویژگی های مستمر اقتصاد ما از پیش از انقلاب، اقتصاد مبتنی بر فعالیت های نامولد است. بسیاری از فعالیت های ما غیر تولیدی است، یا اینکه در بخش های سفته بازی، دلالی، تجارت زد و بند قرار دارد. یکی از مواردی که خیلی از افراد مدعی تولیدی بودن آن هستند، بخش مستغلات است. یعنی در ایران برای این ساخت اقتصادی، صنایع ما معطوف به بخش مستغلات است. مستغلات یعنی اینکه منابع ملی را روی زمین قفل می کنیم. بخش هایی که به زیرساخت ها می پردازد و کمک به تجارت و صنعت می کند در خدمت فعالیت های مولد قرار می گیرد ولی آن بخش اعظمی که به ساختمان سازی، برج سازی و مراکز و اماکن تجاری اختصاص داده می شود، هیچ ظرفیتی در کشور خلق نمی کنند بلکه منابع بزرگی از اقتصاد کشور را قفل می کنند، منابعی که می تواند موجب رشد اقتصادی باشد به صورت غیر مولد روی زمین می نشیند. بدتر از این وضعیت اختصاص بخش عمده ای از منابع به فعالیت هایی مثل واردات است که عمده آنها هم به واردات کالاهای مصرفی می پردازد.
اقتصاد ایران به دلیل یکی از اصلی ترین ویژگی هایش که مدیریت غلط منابع نفتی است یعنی این که حاکمیت به هر نحوی که دلش خواست و هر میزانی که می خواهد استفاده می کند چون مدیریت مناسبی برای این شیوه وجود ندارد، رابطه بین دولت و بخش های مختلف به شدت تحت تأثیر این شیوه توزیع منابع آسیب خورده است و فساد را در اقتصاد کشور نهادینه کرده است.
ما ظرف یک صد سال گذشته چندین پدیده را همراه با رشد درآمدهای نفتی شاهد هستیم؛ هر زمان که درآمدهای نفتی در ایران افزایش پیدا کرده است شاهد یک رونق نسبی اقتصاد کشور بودیم که قسمتی از این منابع در بخشهای مختلف تزریق شده و موجب اشتغال شده است، بنابراین رونق ظاهری را شکل داده است و هر وقت این منابع کاهش پیدا کرده است ما دچار بحران اقتصادی می شویم. این مسأله به ویژه بعد از سال 48 و سال 52 که شاهد افزایش درآمدهای نفتی در کشور هستیم، پدیده های خاصی را در اقتصاد کشور رقم زده است که وابسته تر شدن ، ناکارآمدتر شدن و رشد فساد در اقتصاد کشور از جمله این موارد بوده است. همراه با این رونق نسبی که در اثر افزایش درآمدهای نفتی حاصل می شده ما شاهد رشد ملایم فساد هم بودیم که به دلیل شیوه مدیریت منابع نفتی است؛ اینکه دولتها به هر کسی دلشان بخواهد هر چقدر هم بخواهد می پردازند، این توزیع منابع ملی و عمومی و بین نسلی که متعلق به نسل حاضر نیست و متعلق به نسلهای بعدی هم هست، شیوه مدیریت این منابع یکی از اصلی ترین دلایل نابرابری های اقتصادی در کشور بوده است و به شکل گیری طبقات فرادست و فرودست انجامیده است و علت اصلی هم مدیریت غلط منابع است که همچنان ادامه دارد
نکته دیگری که باید به عنوان یکی از ویژگی های اقتصاد ایران نام برد این است که تولید یکی از فعالیت های پرخطر است و فعالیت های نامولد بسیار پرسود هستند.
همانطور که عرض کردم طی سال های دولت نهم و دهم این پدیده بسیار برجسته تر شد. عرض کردم که ظرف یک صد سال گذشته هر وقت درآمدهای نفتی افزایش پیدا کرده است همراه با رونق نسبی در اقتصاد کشور شاهد فساد ملایمی هستیم. اتفاقی که افتاد این است که در سال های دولت های نهم و دهم پنجاه و شش درصد از کل درآمدهای ارزی کشور از سال 1338 تا 1391 حاصل شد و بر خلاف یک صد سال گذشته در بسیاری از این سال ها رشد اقتصادی که نداشتیم رشد منفی داشتیم و از آن بدتر اینکه به نحو بی سابقه فساد افزایش یافته است و شواهد متعددی را هم کوی و برزن گواهی می کنند و لزومی به ذکر بنده به صورت گسترده نیست؛ آخرین مورد آن هم بیست و دو میلیارد دلار ارز کشور را به اسم تنظیم قیمت ارز در بازار و وارد کردن ریال، از کشور خارج کردند و یک ریال آن هم برنگشت. این یکی از پدیده های شگرفی است که در هشت ساله گذشته شکل گرفت و مصیبت بسیار بزرگی است. مورد دیگر، هشتاد و هفت میلیارد یورو پول از سال های 2009 تا 2011 از بانک های رسمی کشور از جمله بانک ملی معادل 115 میلیارد دلار به اسم دور زدن تحریمها از کشور خارج و به ترکیه برده شد که از این پدیده در رسانه های ما به عنوان بحران ترکیه نام برده شد ولی اینجا مسکوت ماند و علاوه بر آن گفته می شود چندین تن طلا شامل آن اقلام بوده است. اینها بخشی از فسادی است که در سال های اخیر در اقتصاد کشور نهادینه شده است؛ بنابراین ویژگی اقتصاد ایران فساد دائمی است.
نتیجه همه این شاخصه هایی که عرض کردم نابرابری های ساختاری است که در کشور شکل گرفته است. اقتصاد کشور در این چند سال اخیر نسبت به تکانه های خارجی یعنی بحران های خارجی یا افزایش درآمدهای نفتی بسیار آسیب پذیرتر شده است و عواملی که خارج از اقتصاد ما تعیین می شوند بسیار آسیب زننده هستند.
بحث دیگر این که ما سال آینده قطعا بودجه انقباضی خواهیم داشت. به طور طبیعی دولتی که مقدار زیادی بدهی از دولتهای قبل به ارث برده و همچنین به دلیل اینکه پیش بینی می شود قیمت نفت تا شصت دلار کاهش پیدا کند، نمی تواند به درآمدهای متعارف دسترسی داشته باشد.
یکی دیگر از ویژگی های برجسته اقتصاد ما سرمایه داری خویشاوندی یا سرمایه داری رفاقتی است. سرمایه داری رفاقتی پیش از انقلاب هم در ایران وجود داشت و دوره کوتاهی بعد از انقلاب متوقف می شود ولی به طور خیلی برجسته در دوره دولت های نهم و دهم باز تولید می شود و ویژگی اصلی آن این است که منابع بانک ها با نرخ بهره بسیار پائین به رفقا و دوستان داده می شود. این ویژگی، اصلی ترین شکل دهنده نابرابری های عظیمی در اقتصاد است که رفقای داخل حاکمیت به خاطر دسترسی به منابع ارزان بانکی می توانند تحقق ببخشند و از اصلی ترین دلایل ناکارآمدی اقتصاد کشور است. وجود هشتاد هزار میلیارد تومان معوقه بانکی در واقع نشانه ورشکستگی نظام تصمیم گیری اقتصادی در کشور است که عمدتا ناشی از مداخله سیاست در تصمیمات بانکی می باشد. قوانین بانکی ما خیلی روشن و شفاف اند؛ کسی که وام می خواهد، اولا بیش از حد خاصی به کسی وام داده نمی شود که به کرات این قانون نقض شده است، وقتی پرداخت می شود به تدریج در قبال فعالیت روشنی پرداخت می شود و بعد منابع لازم به عنوان وثیقه باید در اختیار بانک قرار بگیرد یا اینکه واحد تولیدی در اختیار بانک قرار می گیرد تا دیون بازپرداخت شود ولی هیچ کدام از اینها صورت نگرفت و عمل نشد. مثلا زنگ می زدند به رئیس بانک که این رقم را به فلان شخصی پرداخت کنید. همین بنده خدایی که اعدام شد یکی از کسانی بود که گفته می شود مثلا آقای م. زنگ می زده به رئیس بانک و اگر تمکین نمی کردند رئیس بانک عوض می شد. در سال های اوائل دولت نهم بود ظرف یک روز هشت رئیس بانک اصلی کشور را عوض کردند به بهانه اینکه ما می خواهیم نظام بانکی در خدمت توسعه کشور باشد.
جهت استحضار شما مطلب دیگری عرض کنم؛ حدود ده ها هزار میلیارد تومان از منابع بانکی پرداخت شده و اینها بازگشت هم می کنند منتها چند تایی را که در جریان هستم مثلا طرف رفته پانصد میلیون تومان از بانک وام گرفته به اسم ایجاد کارخانه تولید محصولات غذایی و تولید قارچ. این پانصد میلیون را با نرخ بهره چهار درصد گرفته و کل پول را خلاف قوانین بانکی یک دفعه به طرف می پردازند آن شخص هم این هم پول را همان وقت در صندوق کوثر سرمایه گذاری می کند و بیست و دو درصد سود می گیرد. چهار درصد آنها را هم می پردازد و سالی نود میلیون در جیب این آقا قرار می گیرد؛ بعد از چند سال هم پانصد میلیارد تومان نصیب او می شود. این یکی از عوارض اقتصادی ـ اجتماعی مداخله سیاسی در تخصیص منابع بانکی و ویژگی اقتصاد رفاقتی است.
عوارض این شیوه برای اقتصاد کشور بسیار هولناک است که یکی از دلائل بیکاری در کشور هم می باشد. این پول قرار بوده با ایجاد واحدهای کوچک به کاهش بیکاری کمک کند ولی صدها هزار مورد و با ارقام بالاتر به همین شکل پرداخت شده که در جای خود هزینه نشده است.
وقتی توضیح می دهند که چرا بیکاری در ایران وجود دارد، چرا رشد فساد در کشور وجود دارد، چرا طلاق افزایش یافته است، چرا اعتیاد به این صورت گسترده در کشور وجود دارد، توضیح آنها در همین جا باید جستجو شود. اینکه فلان آقا گفته است عملکرد دستگاه های فرهنگی کشور ضعف داشته است اینها منحرف کردن افکار عمومی است؛ اینها واقعیت های تلخی است که نظام اقتصادی ما و دولت های مورد حمایت جناح راست در کشور مرتکب شدند جنایت بسیار بزرگی است که هزینه هایش را مردم بیچاره ای که در خیابانها هستند پرداخت کردند.
وقتی آن شخص پانصد میلیون تومان را گرفته که شغل ایجاد کند، یعنی با این واحد تولیدی که می زده باید چند ده شغل حداقل ایجاد می کرد بخشی از نیازهای غذایی کشور را تأمین می کرد ولی هیچ یک از این کارها صورت نگرفته است و در بانک با بهره بیست و دو درصد سرمایه گذاری شده است و معنای این کار این است که آن بانک باید حداقل چهل درصد سود بدست آورد تا به شما بیست و دو درصد سود بدهد و معنی آن این است که تولید در کشور فلج می شود برای اینکه واحد های تولیدی اگر بخواهند وام بگیرند با کمتر از سی درصد بهره به آنها نمی دهند تازه به همه هم نمی دهند سی تا سی و پنج درصد باید بهره بدهند معنایش این است که این تولید ما در مقابل رقبای خارجی بازار را تحویل خواهد داد. در ترکیه جهت استحضار شما تولید کنندگان چهار درصد بهره بانکی می پردازند ولی درایران تولید کننده سی تا سی و پنج درصد باید بهره بپردازد تازه به دلیل رشوه و فساد گسترده هزینه های تولید به شدت افزایش پیدا کرد همچنین به دلیل سلطه نظام مالی در اقتصاد کشور آن چهارده هزار واحد تولید ورشکسته شدند. همین الان دوازده بانک رسمی کشور سالیانه نرخ سودشان پنجاه درصد بوده است؛ این ارقامی که عرض می کنم از اطلاعات خود بانکهاست که در سایت بورس قرار داده شده است.
ویژگی این اقتصاد ناکارآمدی بسیار بالا است، اقتصاد رفاقتی ناکارآمدی بزرگی را به جا می گذارد البته ویژگی اقتصاد رفاقتی فقط این نیست؛ یکی دیگر از ویژگی های آن تخصیص امتیازها به صورت انحصاری و یا شبه انحصاری است. اینکه سلطان شکر کیست، وارد کننده چادر مشکی کیست اینها تخصیص هایی است که انحصارها را شکل می دهد.
متأسفانه در شکل گیری نهادهای مالی، نقش نهادهای نظامی و انتظامی بسیار برجسته است. در تهران از شمال شرق تا شمال غرب تهران را برج ساختند که ظاهرا نه پولی بابت زمین می دهند نه پولی بابت هزینه های شهرداری می پردازند ولی با قیمت های بسیار کلانی به بازار عرضه می کنند و این یکی از دلایل فرار مغزها است؛ امروزه هیچ جوانی که فارغ التحصیل می شود نمی تواند خانه دار شود.
امروزه گروه های مسلط که در اقتصاد و حاکمیت ما حضور دارند سرمایه دار فکلی و کراواتی نیستند به قول آقای فلانی جزء برادران هستند و مسئول همه عوارض هم هستند و اینکه اذهان را به سمت دیگر سوق می دهند برای مخفی کردن شکستی است که نه تنها خودشان خوردند بلکه بر جامعه تحمیل کردند.
دولت های ایران و دولت هایی که از بستر این اقتصاد حاصل می شوند چند ویژگی دارند که عمدتا در دولت نهم و دهم خیلی برجسته شد و آن نوعی انسداد شدید سیاسی در کشور و تعطیلی بسیاری از احزاب و همچنین روزنامه ها است وقتی انسداد سیاسی مصادف با منابع بسیار بزرگ نفتی می شود و هیچ نوع نظارت و پاسخگویی وجود نداشته باشد این فرمول فساد است. فساد مساوی است با انحصار به علاوه تشخیص مصلحت منهای پاسخگویی، این فرمول خارجی است ما نساختیم هر جا که انحصار قدرت و ثروت پیش بیاید و تشخیص اینکه چگونه از این ثروت و قدرت استفاده بشود به خود آن افراد واگذار شود و به هیچ کسی هم پاسخگو نباشند محصول آن فساد می شود. شما در رفتار یک کارمند شهرداری هم می توانید ببینید؛ اگر به او اختیاری داده شود که کجا مجوز بدهد یا ندهد و بعد تشخیص اینکه به این بدهد یا به آن بدهد به خودش واگذار شود و به هیچ کسی هم پاسخگو نباشد و به هر جا که شکایت کنند به جایی نرسد این حاصلش آن چیزی می شود که در جامعه و دولت ما پیش آمده است هر کسی می خواهد کارش پیش برود باید رشوه بدهد از رئیس نیروی انتظامی در تلویزیون پرسیدند که کارمندان شما رشوه می گیرند؛ گفت حقوق آنها کم است این هم منطق دستگاه های ماست.
دولتی که از دل این اقتصاد در می آید چند ویژگی دارد مهم نیست دولت آقای خاتمی بوده باشد یا احمدی نژاد فقط با توجه به نوع آدم ها شدت و ضعفش بالا و پائین می شود. اولین آنها این است که این دولت نخبه گرا است؛ معنایش این است که دولت هایی هستند که تصمیم گیران سیاسی در آنها منتفعین اقتصادی هم هستند یا با هم ارتباط تنگاتنگی دارند بنابراین تصمیمات اقتصادی برای منافع سیاسی گرفته می شود. بی جهت نیست که در همین دولت آقای روحانی ما شاهد هستیم که جمعیت عظیمی از وزرای او دلال و صاحب ثروت هستند. یک وزیر ثروتش هزار و خرده ای میلیارد اعلام می کند، دیگری هشتصد تا و یکی هم چهار صدتا. به هر صورت اینها مشکل جدی است و من تأسف می خورم که این چگونه شکل می گیرد و اتفاقی هم نیست.
همه می دانند تعارض منافع وجود دارد بین آن کسی که خودش در حاکمیت است باید تصمیمات عمومی بگیرد یعنی برای منافع عمومی تصمیم بگیرد و همزمان در همان حوزه فعالیت صاحب شرکت است و این معنای دیگرش این است که فساد در اقتصاد کشور نهادینه شده است. در انگلستان چند سال پیش وقتی دولت محافظه کار بر سر کار بود یکی از وزرا بعد از این که حزب کارگر سر کار آمد، فعالیتی راه اندازی کرده بود؛ بعدا او را در دادگاه خواستند و به او گفتند بیا ثابت کن آن موقع که وزیر بودی و این قانون را وضع کردی آیا برای امروز که این فعالیت را می کنی منتفع شدی یا نه؟ باید بیایی ثابت کنی که آن موقع این کار را عمدا انجام نداده ای. این علتش تعارض منافع است؛ یک واژه حقوقی است، نمی توان بنده را بر سر کاری بگذارند در حالی که خودم شرکت پتروشیمی دارم و بعد بحث تخصیص منابع پتروشیمی و غیره را به من واگذار کنند. مسلم است این اتفاق افتاده است اتفاق بزرگی که افتاد این است: از سال 78 به این طرف ما نود و نه میلیارد دلار سرمایه گذاری در پتروشیمی کردیم، پنجاه و پنج هزار میلیارد تومان در شرکت های پتروشیمی سرمایه گذاری شد و بعد از چند سال به اسم خصوصی سازی به همین آقایان واگذار شد. وقتی افزایش قیمت حامل های انرژی صورت گرفت گاز و نفت و ... برای همه آدم ها در کشور افزایش قیمت پیدا کرد، ما گاز را سیزده سنت می فروختیم ولی به این شرکتها دو و نیم سنت می دادیم یعنی به سه سنت هم نمی رسید این یعنی یک یارانه بسیار بزرگ بابت نفت و گازی که اینها می خریدند. محصولش این شد که همین زمستان گذشته در بهمن ماه وقتی مجلس تصویب می کند که نرخ گاز واگذاری به پالایشگاه ها سیزده سنت بشود به یکباره بازار بورس در کشور فرو می ریزد علتش این است که اصلی ترین دلیل سود بازار سهام در کشور به خاطر سود سهام پتروشیمی ها است. وقتی این فرو ریخت باز به دلیل همین نفوذ افرادی که در دولت هستند و مشاوره اقتصادی به دولت می دهند است. علی رغم مصوبه مجلس گازی که همین الان به اینها می فروشند یک مقداری کاهش دادند و بازار سهام خودش را ترمیم کرد معنای دیگرش این است که سود حاصله در بازار سهام نه از فعالیت بنگاهها و نه از خلاقیت آنهاست نه از نوآوری نه از تلاش و پشتکار و ارزش افزوده ای است که اینها خلق می کنند بلکه به زد و بند است و به هزینه ملت. این اتفاقی است که کماکان ادامه دارد و به اقتصاد رفاقتی معروف است.
در دوره دولت نهم و دهم اقتصاد ما واژه دیگری را به خود دید و آن اقتصاد غارتی است. این یکی از ویژگی های اقتصاد کشورهای آفریقایی از جمله نیجریه است که یک سری کودتاچی بر سر کار می آیند منافع نفتی را غارت می کنند چند صباحی دیگر ژنرال دیگری کودتا می کند و نوبت او می شود و این اقتصادی است که متأسفانه در دوره دولت نهم و دهم حاکم شد غارت بسیار بزرگی صورت گرفت که عوارض فرهنگی آنها تا دهه های بعدی با این مردم خواهد بود.
نکته دیگری این که دولت های ما متکی به درآمدهای باد آورده نفتی و گاز هستند و به آنها دولت های رانتی گفته می شود. ویژگی آنها این است که می گویند به ما پول بدهید ما برای شما کار می کنیم. همین طرحی که دولت یازدهم به اسم خروج از رکود تورمی داده است. می گوید نفت بفروشید ارز بفروشید ما می دانیم برای شما چکار کنیم؛ اینکه هنر نیست ما در صد سال گذشته هم، همین روند را طی کردیم و عوارض بسیار عمیقی دارد که فرصت شمردن آنها نیست. یکی از آنها فرار مغزها است میلیاردها تومان خرج تحصیلات عالیه شخصی در کشور می کنند و بعد به سادگی این را تسلیم دشمنان خود می کنیم؛ بویژه بعد از 88 به دلیل بسته شدن فضای سیاسی کشور و به دلیل تبعیض های بسیار گسترده ای که در اقتصاد کشور شکل گرفت این روند فزونی گرفت؛ ضمن اینکه یکی از کاستی های تاریخی اقتصاد ایران پائین بودن دستمزد است یعنی نظام دستمزد در ایران یکی از آسیب های جدی است؛ ما در ظرف صد سال گذشته همواره صادر کننده سرمایه انسانی بوده ایم علتش هم این است که دستمزدی که پرداخت می شود بسیار نازل است. در این چند ساله تقریبا همه کسانی که نیروهای خوبی در حوزه کامپیوتر و نرم افزار بودند بودند جذب خارج شدند و یا در حال جذب شدن هستند علتش هم این است که حقوقی که ما اینجا به اینها می پردازیم هزار و پانصد دلار است ترکیه چهار هزار دلار می دهد و استرالیا هشت هزار و پانصد دلار می دهد طبیعی است کسی که پشت کامپیوتر نشسته است و با جهان ارتباط دارد خیلی زود می تواند شغل پیدا کند اتفاقا کشورهای صنعتی بیشترین نیازشان در همین حوزه ها است و کشورهایی هستند که نرخ رشد جمعیت آنها یا صفر است یا منفی است. آلمان جمعیتش در حال کم شدن است و نیاز نیروی انسانی اش را از کشورهای جهان سوم می گیرد امریکا سیاستش این بوده و به خصوص در این سال های اخیر جذب نخبگان کشورهای دیگر سیاستش است. بسیار جای تاسف است من فهرستی می خواندم تمام شاگردهای اول کنکور سال هشتاد همگی بدون استثنا خارج از ایران هستند همگی امریکا هستند و این سرمایه به دلیل فقدان شغل و دستمزد نازل و تبعیض آمیز از دست می رود.
ویژگی دیگر دولت ما این است که دولت ها بدون استثنا در خدمت منافع سوداگری و واسطه گری تجار وارد کننده هستند و تبعیض زیاد بر علیه بخش مولد و بویژه بخش صنعتی با شدت و ضعف وارد می کنند. تقریبا همگی اینطوری هستند ولی بیشترین دوره سرکوب و انسداد سیاسی در همین دوره دولت نهم و دهم بوده است.
با توجه به نکاتی که عرض کردم چشم اندازی که برای اقتصاد ایران می شود تعریف کرد، ادامه وضع موجود است و ادامه وضع موجود به گسترش شدید نابرابری های اقتصادی ـ اجتماعی در همین دهه 1390 می انجامد و بحران های بسیار بزرگی را ما شاهد خواهیم بود.
ناکارآمدی نظام تصمیم گیری در ایران اصلی ترین دلیل بحران آب در کشور است بحران آب فقط مربوط به خشکسالی نیست بلکه مربوط به سوء مدیریت منابع آبی است حدود نود درصد آب کشور در حوزه کشاورزی مصرف می شود و به صورت کشت غرق آبی صورت می گیرد در حالی که می توانست به شکل دیگری صورت بگیرد. فکر می کنم سال هفتاد و هشت مجلس مصوب کرد که آب را هر کسی هر طوری دلش می خواهد می تواند استفاده کند و این سبب شد که منابع آبی کشور غارت شد. خطری پیش روی کشور خشک شدن فلات ایران و مهاجرت میلیونی به شمال و جنوب کشور است و این یک خطر بسیار بسیار بزرگی است که می تواند تمدن ایرانی را به خطر بیندازد و متأسفانه برنامه خاصی وجود ندارد؛ ادامه وضع موجود قطعا به تعطیلی همین چهار واحد تولیدی موجود می انجامد علتش هم بالا بودن هزینه تولید در ایران است.
ما قانونی در اقتصاد داریم که می گوید اقتصادی که به فعالیت های نامولد پاداش می دهد یعنی به دلالی و ربا خواری صد درصد، هشتاد درصد، شصت درصد سود می دهد در این اقتصاد تولید شکل نمی گیرد و اگر تولید شکل نگیرد جمعیتی که متقاضی کار است بیکار باقی می ماند؛ ما الان پنج میلیون بیکار داریم و سالیانه یک میلیون به این اضافه می شود. ما مطالعه ای راجع به ریشه های اقتصادی بحران های کشورهای عربی انجام دادیم؛ تماما ریشه اینها اقتصادی بوده است آنچه که در مصر و تونس اتفاق افتاد یکی نابرابری شدید و دومی بیکاری جوانان بود. در 29 دسامبر 2009 در تونس یعنی دو روز مانده که سال مسیحی تمام بشود آن جوان خود سوزی کرد دست فروش بود پانزده روز بعد بن علی فرار کرد وقتی شاخص های اقتصادی که توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول چاپ می شد نگاه می کنیم هیچ نشانه ای از بحران در این کشورها نمی بینیم اما یکباره انفجاری سبب می شود که این بحران در این کشورها پیش بیاید علی رغم آنچه که در مصر اتفاق افتاد و بعد که نظامیان کودتا می کنند.
اقتصاد مصر تحت کنترل نظامیان بوده است و به همین دلیل دولت غیر نظامی را سرنگون می کند به اسامی مختلف و این خطر بزرگی است که در اقتصاد ایران وجود دارد. ما همه این ویژگی ها را داریم هم نابرابری های گسترده که یک جمعیت بزرگی در سطل های زباله قوت خود و خانواده را جستجو می کنند، عده ای در صف فروش کلیه ایستاده اند در مقابل عده ای هم بچه های بیست و چهار پنج ساله شان سوار بر خودروهای میلیاردی می شوند. بی سابقه است قبل از انقلاب اصلا چنین چیزی وجود نداشته است امروزه در همین روزنامه های همشهری چاپ آگهی را من خودم دیدم که پنت هوس ششصد متری یا هشتصد متری یا یک آپارتمان هشتصد متری که با آسانسور خودروی شما تا بغل خانه می رود با دستگیره طلا. این مصرف گرایی تهوع آور در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بوده است و تصویر بسیار نگران کننده ای است. بنابراین ما مسئول هستیم که نگرانی ها را منتقل کنیم.
تصویر دیگر که می تواند خوش بینانه باشد این است که ما هدف گذاری کنیم. مشکل ما در اقتصاد این است که اصلا راهبرد توسعه نداریم نمی دانیم بیست سال دیگر قرار است چه بشویم. چشم انداز چیزهایی تعریف کرده که ما می خواهیم نفر اول در منطقه مثلا در صنعت بشویم در علم نفر اول بشویم البته هیچ کدام از اینها تحقق پیدا نکرد چون قرار بود نرخ رشد هشت و نیم درصد در سال اتفاق بیفتد در حالی که میانگین رسمی سه درصد است، رسما نرخ رشد صفر و منهای پنج و شش دهم درصد اعلام کرده اند.
بنابراین به نظرم اینها باید بازخوانی و بازبینی شود هدف گذاری های جدید صورت گیرد. کشور ما جز از طریق صنعتی شدن امکان توسعه ندارد و امکان توسعه اگر منتفی شود بازارهای ما کلا در اختیار تولید کننده خارجی قرار خواهد گرفت آن موقع برای واردات نیازمند منابع هستیم کشوری که تولید نمی کند نمی تواند درآمد داشته باشید در این صد سال گذشته ما وابسته به درآمدهای بادآورده خدادادی بودیم. در سال 1965 درآمد ناخالص داخلی در ایران حدود دویست و شصت و پنج دلار بود در حالی که همین سال سرانه تولید ناخالص داخلی در کره صد و پنج دلار هست یعنی ما بیش از دو و نیم برابر آنها درآمد داشتیم اما در سال 2012 تولید ناخالص آنها بیست و دو هزار دلار و از ما چهار هزار و پانصد دلار است. این تغییر عمده به دلایل مختلف است و یکی از آنها حتما فرهنگ است فرهنگ کار و سخت کوشی است آماری که داده می شود حالا یا مال 20013 یا 2014 است که کره ای ها در هفته هفتاد ساعت کار می کنند این بالاترین رقم در دنیا است یعنی در هفته هفتاد ساعت کار می کنند این نرخ در ایران یازده ساعت است برای ژاپن شصت و شش ساعت در هفته است یعنی روزی دوازده ساعت کار می کنند در دنیایی که این طور رقابت وجود دارد طبیعی است که ما وقتی اینطوری کار می کنیم این هم عملکرد مدیریت اقتصادی کشور است انتظار دیگری نمی توانیم داشته باشیم. بازارهای ما هر روز در اختیار کشورهای دیگر قرار بگیرد ما با کره شروع کردیم ما پیکان را مونتاژ کردیم آنها هم از دوو شروع کردند امروز آنها همه دنیا را گرفته اند در حالی که ما پانزده شانزده مرتبه برای پیکان ختم گرفتیم.
برای وضعیت جایگزینی چندین مؤلفه وجود دارد بدون اینها حرفهایی که دولت می زند و برنامه هایی که به اسم خروج از رکود تورمی مطرح است اینها کار نمی کند اصلی ترین اقدامی که باید ابتدا صورت بگیرد (البته بقیه فعالیت ها موکول به این نیست) شکل گیری یک نهضت ضد فساد است و این هم با خروج نهادهای نظامی و انتظامی از اقتصاد کشور آغاز می شود. باید حضور اینها در اقتصاد کشور متوقف بشود در غیر این صورت بخش خصوصی حاضر به حضور در فعالیت های اقتصادی نیست چون اگر اعتبار و ارزی وجود داشته باشد به اعتبار نفوذشان به آنها می دهند و می توانند هر رقیبی را له کنند. اگر بخش خصوصی فعالیت نکند پولهای خود را از کشور خارج می کند و مملکت مثل بدنی است که مرتب از آن خون خارج خواهد شد طبیعی است که ضعیف می شود و ضعیف تر هم می شود جوانی که نیاز به شغل و آینده دارد و از آن محروم می شود، افسردگی و اعتیاد نتیجه آن می شود. اعتیاد یک ساز و کار دفاعی توسط افرادی است که نادیده گرفته می شوند و هیچ امیدی به آینده آنها وجود ندارد. حالا من قم را نمی دانم متأسفانه در تهران در این ماه های اخیر بسیار عیان است ویترین بسیاری از جاهای شهر آدمهای جوانی هستند بین سی تا چهل سال نشان می دهد که اینها خانه هایشان پاشیده است با چهره های خیلی مشخص مرتب هم در حال زیاد شدن هستند.
به هر صورت برای مقابله با این وضعیت یک نهضت ضد فساد نیاز داریم تا از این طریق اعتماد بخش خصوصی جلب شود به همین دلیل سران دولت قبلی باید همه محاکمه بشوند به دلیل فساد اقتصادی تا مادامی که این امر تحقق پیدا نکند اعتماد به کشور برنمی گردد.
نکته بعدی هم این است که ما باید استراتژی توسعه صنعتی داشته باشیم و برای هر کدام از بخش های صنعت که عمدتا هم صنایع نفت و گاز است و اصلی ترین غنایمی است که میلیاردها دلار در اینها سرمایه گذاری شده است این منابع را می توانیم به نحو متقضی از آنها استفاده کنیم ما صنایع پتروشیمی تأسیس کرده ایم متأسفانه ناکارآمدی اینها اینگونه است نفت خام می گیرند این را تبدیل به محصولات پتروشیمی کرده و صادر می کنند. آمار سال 90 را خدمت شما عرض کنم ما سال نود نفت خام را تنی هفتصد و هشتاد دلار می فروختیم و محصولات پتروشیمی را هفتصد و چهل دلار می فروختیم. بعد این محصول ما به ترکیه و کره و چین می رفت و تبدیل به فرآورده های نهایی می شد و با دو هزار و پانصد ششصد دلار به ما فروخته می شود. معنی این است که حلقه گمشده ای در صنایع پتروشیمی ما وجود دارد کاری که ما می کنیم صنایع بالا دستی نامیده می شود و کاری که آنها انجام می دهند صنایع پائین دستی گفته می شود این صنایعی که در ایران شکل گرفته است اینها کاستی های خیلی جدی دارد به نظر بنده این مطلب اتفاقی نیست برای اینکه منافع قدرتهای بیرونی به این متکی است.
ویژگی ایران این است که می تواند به سرعت به قدرت جهانی تبدیل شود و این مخالفین خیلی زیادی دارد از جمله آنها هم این حرص و آز و طمع گروه های داخلی است که همسوی با نیات پلید خارجی هر دو یک کار انجام می دهند و آن هم نابودی اقتصاد کشور است. اقتصاد ما دچار بحران سیاسی است راه حلش این نیست که نرخ بهره بانکی را کم یا زیاد کنیم خیلی از این ابزار ها امروز کار نمی کند اقتصاد امروز دچار فساد گسترده ای است بنابراین راه حل اقتصاد ایران سیاسی است در اینجا عرائضم را متوقف می کنم خیلی ببخشید که ناامید کننده بود ولی فکر می کنم اینها دلائل متقن آماری است.

منتشر شده در نشست های علمی
بازگشت به بالا