نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: اصلاح

دکتر فیرحی: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد. پیامبر(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد. اما بنی امیه جامعه را لاغر کرد و حقوق مردم و آزادی انسان ها را کاهش داد و دولت را فربه و مطلقه کرد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه فساد از نظر امام حسین(ع) کم و زیاد شدن سنت پیامبر(ص) است، گفت: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد.
به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین داود فیرحی در سلسله نشست های مجازی کانون توحید در خصوص «مفهوم فساد و اصلاح در نهضت عاشورا» گفت: در نهضت عاشورا کلمه «اصلاح» زیاد استفاده می شود و بعضا این کلمات در طول زمان معنایش تغییر می کند. معنای مدرن اصلاح تحت تأثیر انقلاب های جدید است و اصلاح در برابر انقلاب به کار می رود. اصلاح به معنای مدرن آن به عنوان یک حرکت تدریجی و محافظه کارانه در برابر انقلاب است که عمیق و ناگهانی است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: برخی متفکران چپ قبل از انقلاب، به جای نهضت و اصلاح حسینی از کلمه «قیام» استفاده می کردند که بار چریکی و نظامی دارد؛ در حالی که کتاب «نهضت حسینی» چنین ادبیات و حالتی را ندارد. مرحوم شریعتی برای حرکت حسینی واژه «انقلاب» را به کار می برد و در واقع تعبیر انقلاب در آن زمان، لازمه جمع آوری تسلیحات و نیروی نظامی است. از همین رو چنین فضایی را ایجاد کردند که حرکت امام حسین(ع) قیام است. در حالی که در ادبیات امام حسین(ع) واژه «خروج» وجود دارد و خروج یعنی حرکت و از جای خود تکان خوردن. امام حسین(ع) همچنین واژه اصلاح را به کار بردند.
وی با اشاره به اینکه اصلاح در ادبیات سنتی در برابر «فساد» یا «افساد» است، اظهار داشت: در نظریات کلاسیک فساد دو گونه است. نوع اول به صورت تدریجی است؛ مثل زنگ زدن آهن. یعنی حکومت خود به خود از درون به صورت تدریجی فاسد می شود. نوع دوم حالت فساد دفعی و بیرونی دارد که به آن افساد می گویند؛ مثل اینکه بر آهن اسید بریزیم.
فیرحی یادآور شد: در یک تقسیم بندی دیگر هم فساد دو گونه است. یک نوع کم شدن محتوا و لاغر شدن و یک نوع افزودن غیر به محتوا و آلودن است و اصلاح در هر نوع فساد باید عکس آن اتفاق باشد؛ یعنی اگر محتوای صحیح کمرنگ شده باشد باید آن را تقویت و اگر افزوده های خارجی داشته باشد باید آنها را پیراست و زدود.
وی با اشاره به اینکه هر جامعه ای معیار خودش را دارد و فسادی که رخ می دهد در تغییر آن معیار است، تصریح کرد: معیار حسین بن علی(ع) که نگران تغییر آن بود و فساد را تغییر آن می دانست، سنت پیامبر(ص) بود و فساد از نظر امام حسین(ع)، یعنی کم و زیاد شدن سنت پیامبر و اصلاح از نگاه ایشان یعنی بازگشت به سنت پیامبر(ص).
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: در سال های پس از پیامبر(ص) دو مولفه تغییر کرد؛ یکی اینکه تفسیر وحی عوض شد و دیگری هم این بود که سیره پیامبر(ص) را تحریف کردند. از نظر امیرمؤمنان(ع)، فساد یعنی از جا درآمدن سنت و سیره پیامبر(ص). نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مؤمن بود؛ این انسان جامعه را به درستی می سازد.
وی افزود: زمان خلیفه دوم، عمر گفت اگر من کج رفتم چه می کنید؟ گفتند با شمشیر راستت می کنیم؛ یعنی معیار و شاقول مشخص آن دوران سیره و سنت پیامبر(ص) بود. در زمان پیامبر(ص) انسان ها آزاد بودند. اگر پیامبر دو معجزه داشت یکی قرآن و دیگری حکومت مبتنی بر قرارداد و توافقات بود. حتی در اختلاف و جنگ با یهود هم مبدأ پیامبر نیست بلکه اختلاف با اوس و خزرج بود که پس از افول تنش، پیامبر حقوق یهود را برمی گرداند. در مورد مسیحیان بیش از این است و پیامبر می گوید شما مثل مایید.
فیرحی تأکید کرد: پیامبر(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد. اما بنی امیه جامعه را لاغر کرد و حقوق مردم و آزادی انسان ها را کاهش داد و دولت را فربه و مطلقه کرد. سیدالشهدا(ع) در خطبه ای که در مکه قبل از سفر به کربلا یا سال قبل بیان می کند، تفسیر و تصویر دقیقی از جامعه نشان می دهد. در متن مدینه هم که به عنوان وصیتنامه امام است شرایط مدینه تشریح شده است.
وی افزود: چون راه خروج بر امام(ع) بسته شده است، ایشان ناگهانی و به صورت پوششی از مدینه و مکه خارج می شود و می فرماید من بی دلیل یا از سر خوشی خروج نکردم بلکه می خواهم به سیره جدّم باز گردم. می فرماید من در این مسیر نظرم را خواهم گفت؛ هرکس خواست بپذیرد و هرکس خواست رد کند و من صبر می کنم تا تقدیر الهی رخ دهد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران یادآور شد: در ابتدای حکومت امیرمؤمنان(ع) هم شعار اصلی بازگشت به سیره پیامبر(ص) است اما آنقدر سیره تغییر کرده که کسی نمی داند سیره پیامبر(ص) چیست. این به اصطلاح تغییر دی ان ای جامعه است؛ این یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است.
وی اظهار داشت: امام حسین(ع) در خطبه منا می فرماید «شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد. اعتبارتان را از دست ندادید جز به خاطر اختلافتان در حق و سنت پیامبر(ص) که موجب گم شدن سیره و راه درست شد.
فیرحی با بیان اینکه در هرکشوری چهار وضعیت ممکن است به وجود بیاید، تصریح کرد: جامعه قوی و دولت قوی، که هر کدام کار خود را می کند؛ مثل دولت های اروپایی. جامعه ضعیف و دولت ضعیف، نه جامعه می تواند دولت را تغییر دهد و نه دولت جامعه را؛  مثل یمن. جامعه قوی و دولت ضعیف، که جامعه، دولت را سرنگون می کند.
وی ادامه داد: نوع چهارم دولت قوی و جامعه ضعیف است که دولت همه فضای فرهنگی، دینی، آزادی و حرکت های اجتماعی را تصرف می کند؛ دولت هم قانونگذار است و هم مفسر و جامعه را لاغر می کند و به اصطلاح خون جامعه را می مکد. در این شرایط مردم چاره ای جز چاپلوسی دولت ندارند تا باقی بمانند. نخبگان جامعه در چنین شرایطی به سمت سوء استفاده می روند. نخبگان و علمای دین شرایط دین را تحریف می کنند تا با سلیقه حکومت تطبیق پیدا کند.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: امام حسین(ع) می فرماید، «جامعه توانش را از دست داد و تبدیل به مستضعفانی شد که در برابر اربابان مطیعند و به خاطر نان شب، کمر خم کردند. مستضعف یعنی کسی که توسط قدرت و حکومت ضعیف شده و جامعه را لاغر و ضعیف کردند تا در حکمرانی هر تقلبی که بخواهند بتوانند انجام دهند و حقایق را وارونه کنند و هر خط و سیاستی که می خواهند می گذارند. هرکس شرورتر و زورگوتر، استوارتر. به هر شهری بروی، منبرهایی وجود دارد که با صدای بلند استبداد را توجیه می کنند. دین در واقع وسیله حکومت شده و بی اعتمادی مردم به نخبگان دینی به دین سرایت می کند و اعتقاد مردم به خدا از دست می رود».
وی با اشاره به اینکه در کوفه نیز شاهد متنی هستیم، گفت: کوفیان به دلیل ترس از شام به امام حسین(ع) تمایل داشتند اما جرأت میدانداری را نداشتند. به همین دلیل فرزدق به امام می گوید: «قلوب کوفیان با توست اما شمشیرهایشان با امویان است». این تناقض کامل درون مردم، نتیجه عملکرد انحرافی حکومت است و سیدالشهداء(ع) می فرماید، «درست است و مردم بنده اموالشان هستند و اگر تناقضی بین دنیا و دین باشد، به سوی دین نمی آیند».
منتشر شده در ویژه نامه محرم

عبدالرحیم سلیمانی

شيعيان از ديرباز دهه اول محرم را به صورتي بسيار ويژه، زنده نگه مي‌داشته‌اند، به گونه‌اي كه اين دهه در تقويم مذهبي آنان به يكي از مهمترين ايام تبديل شده است. اين بزرگداشت ويژه به جهت كار بسيار مهمي است كه در اين ايام به وقوع پيوسته است. در اين ايام انساني از انسان‌ها و فرزندي از فرزندان آدم(ع) دينداري را به اوج رسانده و در راه حق پرستي از دادن هيچ هزينه‌اي كوتاهي نكرده و به معناي واقعي كلمه قله ايمان را فتح كرده است. انساني بسيار برجسته همراه با خويشان و ياران اندك خود در ميدان نبرد حق و باطل، به خوبي پرچم حق را به احتزاز درآوردند و در راه احتزاز اين پرچم از همه چيز خود گذشتند و جان و مال و فرزند و جاه و جلال و هيچ چيز ديگري آنان را از انجام اين وظيفه خطير انساني باز نداشت. آنان براي اصلاح بشريت و نجات جامعه از فساد و تباهي و ظلم و ستم جانفشاني كردند و نام خود را در طومار كساني كه براي تحقق انسانيت انسان جان داده‌اند، ثبت و ضبط كردند.
زنده نگه داشتن نام و ياد اين انسان‌هاي والا در واقع بالا نگه داشتن پرچم حق‌پرستي و گام نهادن در راه مبارزه حق با باطل و كمك به پيرزي حق است. علاوه بر اين روايات زيادي در متون ديني شيعه درباره عزاداري براي حسن(ع) و ياران او در ايام محرم وارد شده است (براي نمونه، ر.ك. نفس المهموم، فصل دوم؛ منتهي الامال، فصل سوم از مقصد اول از باب پنجم). مطابق اين روايات عزاداري و مرثيه خواني بر حسين و ياران او و گريه بر مصائب او عبادت است و ارزش ديني بسياري دارد. در برخي از اين روايات آمده است كه عزادار امام حسين (ع) و ياران او بايد اين عبارت را بگويد يا در نظر داشته باشد كه: «يا ليتني كنت معكم فافوز فوزا عظيما؛ كاش ما هم با شما بوديم و به رستگاري عظيم نائل مي‌شديم». پس معناي عزاداري و گريه بر حسين(ع) و ياران او اين است كه فرد با عمق وجود و دل و ضمير خود با هدف و آرمان آنان همراهي مي‌كند و نه تنها اعمال آنان را تأیید مي‌كند، بلكه افسوس مي‌خورد كه چرا با آنان همراه نبوده تا او هم اعمال آنان را انجام دهد.
شركت در عزاداري امام حسين(ع) و گريه بر او حتما بايد در راستاي هدف و آرمان آن حضرت باشد والا عملي بيهوده است. اگر هدف آن حضرت دعوت انسان‌ها به انسانيت بوده و اگر هدف او، آن‌گونه كه خود آن حضرت بيان كرده، اصلاح جامعه و زدودن فساد بوده است، پس دغدغه عزادار آن حضرت هم بايد اصلاح خود و جامعه و تطهير خود و جامعه از انواع فسادها باشد. همچنين هدف برگزار كنندگان مراسم عزاداري و واعظان و مرثيه خوانان بايد همين باشد و اگر اينگونه نباشد در واقع مسيري غير از مسير امام حسين(ع) در پيش گرفته‌اند و بنابراين، نه در زمره ياران او، بلكه در مسير دشمنان او قرار دارند.
عزاداري براي امام حسين(ع) در صورتي ارزشمند است و به اصلاح فرد و جامعه مي‌انجامد كه آن حضرت تنها راهنما و هدايتگر و الگو و اسوه انسانها تلقي شود و عمل عزاداري عملي نمادين براي جايگير شدن حق پرستي و عشق به حقيقت در عمق وجود انسان باشد. هر بيان و عملي كه معناي آن نجات‌بخشي باشد با روح دين و پيام و سمت و سوي آن ناسازگار است و به جاي اصلاح‌گري به فاسد شدن فرد و جامعه منتهي مي‌شود. اگر ذهنيت فردي كه در عزاي حسيني شركت مي‌كند و براي او اشك مي‌ريزد اين باشد كه با اين عزاداري و با اين گريه، گناهان او پاك مي‌گردد، دهه محرم به زماني تبديل مي‌شود كه انسان‌ها را از گناهان و خطاهاي سال گذشته تطهير مي‌كند و براي گناهان و خطاهاي سال آينده آماده و مهيا مي‌سازد. اينجاست كه مراسم امام حسين (ع) شكل تخديري به خود مي‌گيرد و به جاي اصلاح، افساد مي‌كند و پس از يك دهه عزاداري به جاي اينكه جامعه اصلاح شده باشد، فسادش بيشتر شده است.
اما سؤال و پرسش مهم اين است كه آيا شكل و سمت و سوي عزاداري‌هاي ما، آن‌گونه كه در مجالس سنتي رواج دارد و رسانه‌هاي ما – بويژه رسانه ملي- ترويج مي‌كنند، سمت و سوي الگوگيري و هدايتگري دارند، يا نجات‌بخشي و تطهير از گناهان؟
يك راه ساده براي آزمايش اين مهم وجود دارد. يك شهر مذهبي را در نظر بگيريم كه در آن بيش از همه شهرهاي ايران مراسم عزاداري برقرار مي‌شود و اكثريت قاطع مردم در اين مراسم شركت مي‌كنند. اگر عزاداري بر امام حسين(ع) در اين شهر بيش از همه جا برقرار مي‌شود و اگر سمت و سوي اين عزاداري درست و صحيح است و انحرافي در آن رخ نداده است، پس بايد اين شهر به لحاظ آمار فساد بهترين رتبه را در سطح كشور داشته باشد و كمترين تعداد گناهان و فساد در ان رخ دهد. اما اگر خداي ناكرده، برعكس، آمار فساد آن بالا بود و جزو چند شهر اول از اين جهت بود، جاي تأمل بسيار زياد دارد. شايد خود همين عزاداري‌ها، به جاي اصلاح، افساد مي‌كند و به جاي ساختن فرد و جامعه، به تخريب آنها دامن مي‌زند. در اين صورت بر عهده عالمان دين است كه به جاي توجيه و محافظه‌كاري كمر به اصلاح خود اين مراسم ببندند و مراجع عظام اين حركت را از بيت و خانه خود آغاز كنند و توجه كنند كه آيا خود آنان به حركتي دامن نمي‌زنند كه مسير و سمت و سويش عكس جهت و سمت و سوي قيام حسيني است؟!
در دهه اول محرم الحرام به صورت سنتي در تاريخ شيعه دو عمل مهم و كليدي صورت مي‌گرفته است. يكي مرثيه خواني و عزاداري و گريه بر حسين(ع) و ياران او و ديگري آگاهي بخشي و بيان تعاليم روحبخش دين. بايد توجه و مطالعه شود كه هر دو جهت در مسير حركت و هدف امام حسين(ع) باشد و اگر اينگونه نباشد جامعه مذهبي ما و دين و مذهب ما زيان و ضرر جبران ناپذيري را متحمل شده است. احساسات مقدس مرم با نام و ياد امام حسين(ع) بر انگيخته مي‌شود و به اين جهت آنان حاضرند در اين راه هزينه كنند و از وقت و مال و تلاش و امور ديگر خود در اين راه صرف كنند. اما زيان بزرگ و جبران‌ناپذير اين است كه اين هزينه‌ها به جاي اصلاح فرد و جامعه در مسير تخريب و افساد آنان باشد و به جاي پيراستن جامعه از گناه و ظلم و ستم و فسق و فجور، كه تنها هدف همه جانفشاني‌های حسيني و علوي بوده است، به گناه و فسق و فجور دامن بزند و به توجيه ظلم و ستم و حق‌كشي، كه منش و مرام امويان بوده است، بپردازد.
مرثيه‌خوانان و نوحه‌سرايان بايد بيش از هر چيز به جنبه اصلاح‌گري نهضت حسيني توجه كنند و از اشعار و مضاميني استفاده كنند كه در اين راستا باشد. امام حسين(ع) و اهل و عيال او تشنگي و گرسنگي كشيدند و به شهادت رسيدند و به اسارت رفتند تا فرد و جامعه اصلاح شود، و هدف آنان هرگز اين نبود كه آنان ابزاري براي توجيه گناه، فراهم كنند و وسيله‌اي فراهم كنند كه انسان‌‌ها با گريه بر آنان بر نفس لوامه و وجدان بيدار خود فائق آيند و جلوي ملامت آن را بگيرند تا بتوانند به آسودگي و خيال راحت به گناهان خود ادامه دهند. تحريف هدف قيام حسيني در واقع جنگ با آن حضرت است و از شمشير يزيديان شديدتر و برنده‌تر است.
واعظان و خطيبان بايد توجه كنند كه وظيفه آنان آگاهي بخشي است. نشان دادن و آشكار ساختن عمق حركت حسيني، كه در واقع در بردارنده عمق ديانت است و حق پرستي تمام عيار و هزينه كردن همه چيز را در اين راه ترويج و تبليغ و بيان مي‌كند، بر عهده آنان است. آنان بايد به جاي توجيه مظالم و فسادها و تباهي‌هاي موجود در جامعه، به بيان و آشكار ساختن آنها و ارائه راه برون رفت از آنها بپردازند. آنان بايد بدانند كه نهضت و قيام حسيني وسيله و ابزاري براي توجيه فسادها و ظلم و ستم‌ها و حق‌كشي‌هاي حكومتها نيست، كه اگر خداي ناكرده چنين شود ظلمي نابخشودني بر اين قيام مقدس و اصل ديانت رفته است. قيام و نهضت حسيني ابزاري براي توجيه فسادها نيست، بلكه فرصتي براي مبارزه با آنهاست. واعظان و خطيبان وظيفه دارند اعمال حكومت‌ها را با سخنان و اعمال تابناك حسین(ع) و یاران و اصحاب او مقایسه کنند، نه اینکه این سخنان و اعمال و جانفشاني‌ها را به ابزاري براي توجيه فساد و سرپوش گذاشتن بر آن و تخدير وجدان جامعه تبدیل کنند.
نكته ديگر اينكه هم واعظان و هم مرثيه‌خوانان بايد از غلو به شدت بپرهيزند. خداوند تعالي به پيامبرش مي‌فرمايد: «بگو: اي اهل كتاب، در دين خود به ناحق گزافه‌گويي و غلو نكنيد، از پي هوس‌هاي گروهي كه پيش از اين گمراه كشتند و بسياري از مردم را گمراه كردند و از راه راست منحرف شدند، نرويد» (مائده/77؛ مقايه كنيد با : نساء/171). مطابق اين آيه قرآن، غلو يكي از بدترين گمراهي‌هاست. امام حسين(ع) و همه انبياء و ائمه تنها انسان‌هايي هستند مانند ديگر انسان‌ها كه به وسيله پارسايي و عبوديت خالصانه به عبد صالح خدا تبديل شده و خداوند وظيفه هدايت و راهنمايي انسان‌ها را به آنان سپرده است. آنان با سخن خود راهنماي انسان‌ها و بازندگي خود الگو و اسوه آنان هستند. اما وقتي درباره آنان غلو مي‌شود و آنان به موجوداتي متفاوت با ساير انسان‌ها تبديل مي‌شوند ديگر نمي‌توانند الگو و اسوه انسان‌ها باشند. نام و ياد امام حسين(ع) و عزاداري و گريه براي آن حضرت در صورتي مي‌تواند فرد و جامعه را اصلاح كند كه الگو و اسوه انسان‌ها باشد. زيان و ضرر غلو اين است كه ان حضرت را از اسوه بودن خارج مي‌كند و بنابراين جلو اصلاح‌گري نام و ياد آن حضرت را مي‌گيرد.

منتشر شده در ویژه نامه محرم
بازگشت به بالا