آرمان: در پی انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه سبب شد تا کارشناسان و آگاهان به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند و مقامات قضائی سابق کشور که از این حوزه آگاهی کامل دارند از حضور رئیسی در این جایگاه با توجه به سوابقی که دارد استقبال کردند که از جمله آنها آیت‌ا... موسوی تبریزی است.
دادستان اسبق کشور در پاسخ به این سوال که حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی باید چه مسائلی را در اولویت کاری خود در قوه قضائیه قرار دهد به جماران گفت: «آقای رئیسی خودشان اطلاعاتشان از داخل قوه قضائیه از من بیشتر است. مهم‌ترین مشکل مردم زیاد بودن پرونده‌ها، معطل شدن در ادارات و اتاق‌های دادگستری و طول کشیدن زمان شکایت‌هاست که گاهی تا 8-9سال می‌رسد. آنطور که در اسلام آمده و مولا امیرالمومنین(ع) در نامه به مالک اشتر و جاهای دیگر می‌فرمایند که بهتر است حق هرچه زودتر به صاحبش برسد. آقای رئیسی این مشکلات را حل کنند و دنبال این باشند که جلوی کارچاق‌کن‌ها، رشوه‌بگیران و دلالانی که می‌خواهند با رقم‌های بالا حق را باطل جلوه دهند، بگیرد. خود آقای رئیسی اینها را بهتر می‌داند.» او ادامه داد: «امروز بسیاری از مردم آنقدر مأیوس شده‌اند که گاهی از حق خود می‌گذرند و می‌گویند از حق خودمان بگذریم بهتر از این است که در اتاق‌های دادگستری آواره شویم. این در نظام جمهوری اسلامی یک مشکل است و آقای رئیسی در این راستا باید در دادگستری‌ها نظم و انضباط ایجاد کنند.»
توجه به فصل 18 قانون اساسی
همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر ضرورت توجه به اصول فصل 18 قانون اساسی، گفت: اگر در دوره مدیریت جدید قوه قضائیه اصلاح قوانین و مقررات و روش‌ها، اصلاح ساختارها به منظور روزآمد کردن دستگاه قضائی و زیر مجموعه‌های دستگاه قضایی، اصلاح امور زندان‌ها و طبقه‌بندی به گونه‌ای که زندان محل بازپروری و اصلاح مجرمان به معنای واقعی کلمه شود، به نظر من موضوعات مهمی است. حجت‌الاسلام مجید انصاری اظهار داشت: من فکر می‌کنم اجرای دقیق فصل یازدهم قانون اساسی که در رابطه با قوه قضائیه و حدود وظایف و اختیارات این قوه است، مجموعا 18 اصل از اصل 156 تا 174 را شامل می‌شود، می‌تواند سیاست کلی پنج ساله و نقشه راه حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی در دوره جدید قوه قضائیه باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: قانون اساسی ما خوشبختانه قانون اساسی بسیار پیشرفته و مترقی است و حقیقتا در فصل یازدهم همه بایدها و شاخص‌های قوه قضائیه مطلوب، که هم منطبق با آموزه‌های دین و عدالت اسلامی و هم منطبق با شاخص‌های مطلوب بین‌المللی هست، پیش‌بینی شده است. البته در اجرای این اصول طبعا الزامات و اقدامات ویژه‌ای باید مورد توجه قرار بگیرد که بخش عمده‌ای از این مسائل مهم و محورهای کلیدی در رهنمودهای مقام معظم رهبری در حکم آقای رئیسی حکم شده است.
قضاوت عادلانه
وی تأکید کرد: به نظر من نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که در دوران ما، که در حقیقت عصر دیجیتال و توسعه ارتباطات جمعی و شکل‌گیری فضای مجازی است، انجام کار قضاوت عادلانه بسیار دشوارتر از قبل شده است. نوعا این گونه است که وقتی موضوع مهمی که مطرح می‌شود، قبل از اینکه به قوه قضائیه برود و یا قوه قضائیه مراحل رسیدگی را شروع کند، موج گسترده‌ای در فضای مجازی له یا علیه مسأله یا افراد شکل می‌گیرد و انتظاراتی را در جامعه به وجود می‌آورد که ممکن است در خیلی از موارد این انتظارات با واقعیت‌های پرونده و حکم عادلانه در تناقض باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مدیریت کردن فضای عمومی به سمت عدالت و حق‌خواهی و پرهیز از ملاحظات جانبی در صدور احکام مسأله بسیار مهمی است که امروز کار قضات محترم قوه قضائیه را دشوارتر کرده است. لذا صدور احکام عادلانه همراه با توضیح و توجیه کافی برای اقناع جامعه می‌تواند به تدریج فرهنگ حق‌خواهی را در جامعه ارتقا دهد و از پیش داوری‌های غیر علمی و فضاسازی‌های رسانه‌ای جلوگیری کند. این مسأله مهمی است که امروز بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند. یعنی فضاسازی‌هایی که صورت می‌گیرد دستگاه قضائی را تحت فشار قرار می‌دهد. لذا تمهید مقدماتی برای کاهش این آسیب‌ها و عادت کردن جامعه به صبر و شکیبایی، تا رسیدن به نقطه عدالت واقعی مسأله مهمی است که می‌تواند به سالم‌سازی امر قضا در کشور کمک کند.
منتشر شده در گفتار

موسوی تبریزی: از خود رییسی بپرسید

«حکم‌های ۶۷ به رییسی ابلاغ شده بود»

آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی می‌گوید: این مسلم است که آقای رییسی جزو آن دسته افرادی بودند که حکم درباره‌ی زندانی‌های سال ۶۷ به او ابلاغ شده بود.

موسوی تبریزی در گفت‌وگویی با خبرنگار انصاف نیوز در واکنش به انتشار ادعایی در کانال تلگرامی خبرگزاری فارس درباره ی مسوولین قضایی سال ۶۷ گفت: «این ادعا که من در سال ۶۷ دادستان انقلاب بوده‌ام دروغ محض است. من در سال ۶۷ و  ۶۸ در قوه قضاییه نبوده‌ام بلکه نماینده‌ی دوره‌ی سوم مجلس بودم».

کانال تلگرامی وابسته به خبرگزاری فارس (فارس پلاس) ادعا کرده بود که دادستان کل انقلاب در سال ۶۷ موسوی تبریزی بوده است.  همچنین در متن ادعایی این کانال تمامی مناصب قضایی سال ۶۷ به افرادی در جناح چپ از جمله موسوی خوپینی‌ها، [مرحوم] موسوی اردبیلی، موسوی تبریزی، مجید انصاری و محسن آرمین نسبت داده است. این متن ادعایی فارس در کانال های هواداران رییسی به طور گسترده منتشر شده است.

موسوی تبریزی در این باره گفت: «این مسلم است که آقای رییسی جزو آن دسته افرادی بودند که حکم درباره‌ی زندانی‌های سال ۶۷ به او ابلاغ شده بود. رییسی بعد از آقای لاجوردی جانشین دادستان انقلاب تهران بود و این موضوع را از خود آقای رییسی باید بپرسید. از سال ۶۲ دادستان انقلاب تهران و دادستان کل کشور ادغام شده و جدا نبوده است».

همچنین این موضوع در زندگینامه‌ی سیدابراهیم رییسی تایید شده که توسط سایت وی منتشر شده است. وی از سال ۶۴ تا ۶۸ جانشین دادستان انقلاب تهران بود. البته بخشی از متن منتشر شده در فارس پلاس صحیح است؛ همچنان که موسوی تبریزی می‌گوید: «در سال ۶۷،  آیت الله موسوی اردبیلی رییس شورای عالی قضایی و موسوی خویینی‌ها، دادستان کل کشور بوده است».

متن تکذیبیه آیت الله موسوی تبزیزی

با سلام
من سید حسین موسوی تبزیزی هستم
در پاسخ به مطالب سایت منتسب به جناب آقای رئیسی عرض می کنم
1. در سال 67 اصلا دادستانی کل انقلاب وجود نداشت چون در سال 62 دادستانی انقلاب و عمومی با تصویب مجلس شورای اسلامی ادغام گردید.
2. من از سال 63 بعد از ادغام از قوه قضائیه مستعفی شدم و حضرت امام (ره) استعفای مرا پذیرفت و در سال 66 از سوی مردم شریف تبریز برای مجلس شورای اسلامی برگزیده شدم و تا خرداد سال 71 در مجلس بودم.

منتشر شده در اخبار
دوشنبه, 21 فروردين 1396 08:07

آمدن رئيسي یعنی پيروزي روحانی؟

محمدتقي فاضل ‌ميبدی

رويارويي جدي دو يا چند كانديداي رقيب در انتخابات اشخاص بيشتري را به پاي صندوق‌هاي راي‌مي‌كشاند. براين اساس حضور ابراهیم رئيسي و رويارويي او با روحاني نيز از اين منظر قابليت ارزيابي دارد كه رقابت انتخاباتي آن‌هم به‌طور جدي ميان دو جريان رقيب مردم بيشتري را به صحنه خواهد كشاند و در نتيجه افزايش مشاركت عمومي سبب‌ مي‌شود كه قشر خاكستري با انگيزه بيشتري به سمت صندوق آرا تمايل پيدا كنند. اما در اين ميان افزايش مشاركت عمومي‌ به نفع يكي از رقبا خواهد بود، لاجرم فردي كه حضور بيشتري در عرصه سياسي و مديريت اجرايي كشور دارد و چهار سال عملكرد و سوابق خود را در مسائل مختلف نشان داد طبعا حتي با وجود خلأها و ضعف‌هاي موجود در دولت كنوني‌ باز هم مردم به سمت و سويش گرايش پيدا خواهند كرد. به هر رو درصورتي كه يك رقيب جدي براي رويارويي با روحاني در صحنه انتخابات وجود نداشته باشد جامعه نيز انگيزه‌اي براي مشاركت نخواهد داشت و به طبع حضور مردم‌ درپاي صندوق‌هاي راي كمرنگ خواهد بود. حضور رئيسي به عنوان كانديداي اصولگرا به نفع روحاني است. زيرا وزنه روحاني در مقايسه با كانديداي مطرح در انتخابات۹۶ سنگين‌تر بوده و با اقبال بيشتري در جامعه روبه‌روست. بر اين اساس بعيد به نظر مي‌رسد كه رئيسي بتواند آراي لازم را براي ورود به پاستور در انتخابات رياست‌جمهوري ۹۶ كسب كند. زيرا يكي از ويژگي‌هايي كه بايد يك كانديداي رياست‌جمهوري براي جلب آراي مردم در كارنامه خود داشته باشد سابقه اجرايي است، در حقيقت مردم رئيس‌جمهوري مي‌خواهند که خود را در عرصه سياست و مديريت اجرايي كشور ثابت كرده باشد. بنابراين فردي كه در قوه قضائیه سوابق اجرايي دارد با اقبال كمتري براي تصدي در قوه مجريه روبه‌رو خواهد شد. زيرا معمولا فردي كه سابقه فعاليت در قوه قضائیه دارد و قصد حضور در انتخابات را نيز داشته باشد، مخالفاني هم در جامعه دارد و از آنجا كه مردم نارضايتي‌هاي خود را نسبت به اين قوه به حساب مسئولان مي‌گذارند به همين دليل به نظر مي‌رسد كه نتواند حمايت و آراي لازم جامعه را براي پيروزي در انتخابات رياست‌جمهوري پيش‌رو كسب كند. صرف نظر از اين مساله رئيسي حتي يك رويكرد و برنامه روشن در مسائل فرهنگي، اقتصادي، سياسي و سياست خارجه براي حضور در انتخابات۹۶ ندارد. مهم است فردي كه به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري سال ۹۶ در مناظره‌هاي تلويزيوني حضور پيدا مي‌كند چه پاسخي در برابر سوال‌هاي مجري مناظره‌هاي انتخاباتي داشته باشد و ديدگاه خود را نسبت به مسائل مختلف چگونه بيان كند تا بتواند نظر جامعه را نسبت به ديدگاه‌ها و برنامه‌هاي خود جلب كند. بنابراين از آنجا كه رئيسي تاكنون مواضع خود را نسبت به مسائل كلان كشور به درستي روشن نكرده است، بعيد به نظر مي‌رسد كه او خود را در مناظره‌ها بتواند به خوبي نشان دهد. در نتيجه با توجه به وضعيت كنوني مي‌توان پيش بيني كرد كه نتيجه انتخابات ۹۶ به نفع روحاني رقم خواهد خورد. براي اثبات پيروزي روحاني در انتخابات ۹۶ چند دليل وجود دارد: نخست؛روحاني مورد حمايت اصلاحات است و اصلاح‌طلبان در جامعه از يكپارچگي و حضور بيشتري در عرصه سياسي نسبت به اصولگرايان برخوردارند. دوم؛ رئيس دولت اصلاحات به صراحت حمايت خود را از حسن روحاني اعلام كرده است. سوم؛ در قم نيز روحاني كانديداي مقبول و مورد حمايت بسياري از روحانيون وعلماست. اما در پايان بايد اذعان داشت كه روحاني چهار سال در عرصه سياسي حضور داشت و خود را در عرصه‌هاي مختلف به خوبي نشان داد، به همين دليل روشن است كه او باز هم در انتخابات پيش‌رو سربلند و پيروز بيرون خواهد آمد.

منتشر شده در یادداشت

محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با فرارو بررسی کرد

آقای رئیسی فردی است که هیچ سابقه فرهنگی و نگارش مقاله و کتاب خاصی ندارند. ضمن اینکه ایشان حتی تا حالا در میان جوانان و دانشگاهیان هم سخنرانی نداشته اند.ضمن اینکه اگر قرار باشد امثال آقایان علم‌الهدی و مصباح یزدی را به عنوان حامی در کنار خود داشته باشد، شکستش به مراتب شدیدتر خواهد بود.

فرارو- فرهاد کیانفرید؛ بالاخره بعد از گمانه‌زنی‌های متعدد رسانه‌ای که طی ماه‌های اخیر صورت گرفته بود، حجت الاسلام رئیسی تصمیم گرفت در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. حضور وی که بسیار مطلوب جریان اصولگرایی است و معتقدند می تواند حسن روحانی را شکست دهد، روز گذشته با استعفا از شورای نظارت بر انتخابات، قطعی شد. اما اینکه او می تواند در برابر رئیس جمهور مستقر شانس پیروزی داشته باشد یا خیر، مسئله ای است که تا زمان انتخابات بارها و بارها از سوی رسانه‌ها و فعالان سیاسی مطرح خواهد شد. در همین خصوص حجت الاسلام فاضل میبدی از مدرسان حوزه در گفت‌وگو با فرارو به تحلیل نقاط قوت و ضعف این دو روحانی حاضر در انتخابات پرداخته است. وی که تاکید دارد حضور رئیسی از مشهد به معنی حمایت حوزه مشهد نیست، می گوید قرار نیست به واسطه حمایت حوزه قم از روحانی، شاهد تقابل میان حوزه مشهد و قم باشیم. آنچه در ادامه می آید مشروح این گفت‌وگو است:

با توجه به اینکه فضای حوزه علمیه قم تا حدود زیادی تمایل به آقای روحانی دارد و از سوی دیگر آقای رئیسی از مشهد کاندید انتخابات ریاست جمهوری می‌شود، آیا ممکن است همین مسئله باعث شود تقابلی میان حوزه قم و مشهد رخ بدهد؟

فکر نمی کنم که این انتخابات موجب شود که حوزه قم و مشهد دربرابر یکدیگر قرار بگیرند. زیرا آقای رئیسی  به طورکلی در حوزه مشهد شناخته شده نیستند. ایشان پیش از انقلاب یک مدتی در قم تحصیل کردند و رفتند. از طرف دیگر در قم طی صحبت‌هایی که من با برخی مراجع و علمای داشته‌ام همانطور که شما هم اشاره کردید، تمایلشان به آقای روحانی بیشتر است. آنها معتقدند که اگر دولت را بعد از چهارسال به رئیس جمهور جدید تحویل داده شود، کشور دچار خسران می شود.

لذا رای اکثریت آنها به آقای روحانی است. ضمن اینکه آقای رئیسی در قم هم شناخته شده نیست. حالا شاید در فاصله زمانی باقی مانده تا انتخابات جریانی تشکیل شود که از ایشان حمایت کنند ولی فعلا این اتفاق نیافتاده است. بنابراین گمان نمی کنم که تقابلی میان حوزه مشهد و قم صورت بگیرد. البته من خیلی در جریان حوزه مشهد نیستم اما به صرف اینکه یک روحانی در مشهد فعالیت دارد یا عضو شورای مدیریت باشد، دلیل نمی‌شود که حوزه این شهر از او حمایت کند.

با توجه به ارتباط ایشان با حجت الاسلام علم الهدی، آیا می توانند بر حوزه تاثیر بگذارند رای مثبت آنها را با خود همراه کنند؟

متاسفانه آقای علم‌الهدی طی سال‌های اخیر خودشان را بسیار درگیر سیاست کرده‌اند و موضع‌گیری‌های تندی در این مدت داشته است که از طرف مراجع قم هم قابل قبول نیست در مشهد هم قطعا مورد پذیرش قرار نمی گیرد. زیرا به طور کلی چنین مواضعی از سوی روحانیون بزرگ مورد قبول نیست. حالا این روحانیون چه مشهد باشند و چه در قم. بنابراین به نظر من خود ایشان هم در حوزه مشهد تاثیر چندانی ندارند.

شما به این اشاره کردید که هنوز در قم جریان حامی آقای رئیسی شکل نگرفته است. اما مدتی قبل خبرهایی مبنی بر دیدار آقای مصباح یزدی با تولیت آستان قدس منتشر شد که در این دیدار آقای مصباح حمایت خودشان را از ایشان مطرح کرده‌اند.فکر می کنید این جریان حامی آقای رئیسی در حوزه قم می تواند از همینجا شکل بگیرد؟

شرایط آقای مصباح با آقای علم‌الهدی تفاوتی ندارد. ضمن که ایشان هیچ وقت در حوزه قم تاثیرگذار نبودند. به ویژه طی سال‌های اخیر و اظهار نظرهای عجیب ایشان درباره دولت نهم و دهم که همه مسائل را به خدا و امام زمان(عج) مربوط کردند، این عدم تاثیرگذاریشان، به مراتب بیشتر شده است. بنابراین اگر ایشان از آقای رئیسی حمایت کند، کاملا نتیجه عکس می دهد و قطعا به ضرر آقای رئیسی خواهد بود و نمی تواند در حوزه قم مورد توجه قرار بگیرند.

شما گفتید که آقای رئیسی مدتی پیش از انقلاب در حوزه قم تحصیل کرده اند. این نشان می‌دهد که تا حدودی از پیشینه ایشان مطلع هستید. اما عموم مردم اطلاعات خاصی نسبت به ایشان ندارند. آیا این عدم شناخت می‌تواند به نفع ایشان باشد یا به ضررشان؟

ببیینید در شرایط امروزه کشور یک روحانی که صرفا سابقه در قوه قضائیه داشته باشد و کارهای اجرایی به معنای اجرایی کشور انجام نداده باشد و در مراسم سخنرانی علمی و فرهنگی حضور نداشته، نمی تواند خود را به عنوان رئیس جمهور به مردم معرفی کند.

ببینید آقای خاتمی که در سال 76 پا به عرصه انتخابات گذاشتند، یک وجهه فرهنگی داشتند و چند سال وزیر ارشاد بودند و یک تعریف مشخص و مهم از امام داشتند و همین مسائل و موارد دیگر باعث شد مردم به ایشان رای بدهند. اما آقای رئیسی این فاکتورها را ندارند و همین موضوع باعث می‌شود اثبات خودشان به مردم مشکل شود.

 

اما حالا در مقابل ایشان فردی(حسن روحانی) قرار دارد که طی چهار سال اخیر خود را به ملت ایران شناسانده است و از همان ابتدای پیروزی انقلاب در بدنه امنیتی و اجرایی نظام بوده است. البته این به معنی این نیست که می توان از تمامی اقدامات ایشان دفاع کرد اما به هرحال یک چنین عقبه‌ای همراه آقای روحانی است.

حضور آقای رئیسی مدتی است که مطرح است. موضع جریان اصلاحات به عنوان حامیان دولت در این باره چیست؟

موضع اصلاح‌طلبان این است که از حضور آقای رئیسی استقبال می کنند. زیرا معتقدند که با شرکت ایشان در انتخابات حضور مردم پای صندوق‌های رای بیشتر می‌شود و آقای روحانی با رای بیشتری نسبت به سال 92 انتخابات را پیروز می‌شوند.

منتشر شده در گفتار
بازگشت به بالا