نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: آیت الله صانعی

حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت چهلمین روز درگذشت آیت‌الله صانعی(ره)، در گفت‌وگو با «مردم‌سالاری آنلاین» با اشاره به اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی(ره) چند ویژگی داشتند که این ویژگی‌ها ایشان را برجسته کرده بود گفت: ایشان روستا زاده بودند و علیرغم اینکه پدرشان روحانی بود، اما خصلت مردمی بودن، روستایی بودن و عاطفی بودن را حفظ کرده بودند، برخورد ایشان با مردم بسیار مهربانانه بود و به همین دلیل همه دوستشان داشتند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی در ادامه با بیان اینکه داشتن حریت فکری و شخصیتی روی نظر و فتواهای ایشان تاثیر می‌گذاشت افزود: آدمی که مردمی باشد و از خانواده‌های اشرافی نباشد، حقوقا و فکرا آزادتر هم هست. این آزادی روی افکار ایشان تاثیر گذاشته بود و نظرات مفیدی داشتند که دلیلش همان استقلال فکری بود.
وی با تاکید بر اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی زود درس حوزه را شروع کرده بودند، اما چون استعداد و هوش فوق‌العاده‌ای داشتند، خیلی زود به مرحله اجتهاد رسیده بودند افزود: ایشان در فلسفه شاگرد آیت‌الله منتظری(ره) و در فقه شاگرد آیت بروجردی(ره) و حضرت امام(ره) بودند و بسیار از حضرت امام(ره) تاثیر پذیرفته بودند.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه استقلال و آزادگی که در امام(ره) بود در آیت‌الله صانعی(ره) هم وجود داشت افزود: بعد از انقلاب هم ایشان جوانترین مجتهدی بودند که از طرف حضرت امام(ره) منصوب شدند، ایشان هم سابقه عضویت در شورای نگهبان را در کارنامه خود دارند و هم دادستان کل کشور بوده‌اند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی افزود: آیت‌الله صانعی(ره) در مسائل علمی بسیار کنجکاو و پیگیر بودند. با اینکه سن بیشتری از ما داشتند و بیمار بودند، ولی زمانی که مساله علمی مطرح می‌شد، موشکافی می‌کردند، تجزیه و تحلیل می‌کردند و دقیق می‌شدند، به منابع مختلف مراجعه می‌کردند تا به جواب برسند؛ خودشان هم می‌گفتند «اگر شب قبل از خواب مساله‌ای در ذهنم جرقه بزند تا آن مساله را حل نکنم خوابم نمی‌برد.»
 این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی در حوزه کم‌نظیر بود، خاطرنشان کرد: ایشان مدت زیادی در حوزه تدریس کرده بودند، جوانترین مجتهدی بودند که درس خارج فقه را شروع کرده بودند و شاگردان بسیاری هم داشت، من قبل از انقلاب در سال 54 از شاگردان ایشان بودم.
وی همچنین تاکید کرد: ایشان از انسان‌هایی بودند که استقلال و شخصیت خودشان را حفظ کرده بودند و بعد از انقلاب هم تا زمانی که احساس کردند می‌توانند کار بکنند، در مسئولیت‌ها ماندند و مسئولیت پذیرفتند، موقعی که حس کردند در حوزه مفیدتر هستند به حوزه رفتند و درس را شروع کردند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی با اشاره به اینکه در سال‌های اخیر به دلیل استقلال و حریت فکری جفاهای زیادی به ایشان روا داشته شد، گفت: ایشان در این شرایط هم استقلال خود را حفظ کرد، اگر احساس می‌کردند کسی به هر دلیلی مظلوم واقع شده از او حمایت می‌کردند، لذا نسبت به حقوق افراد خیلی توجه داشتند.
وی افزود: مسائلی هم که راجع به حقوق زنان عنوان کردند، بسیار راه را باز کرده بود؛ مسائلی که مربوط به زن در این روزگار هست، در فقه قدیم مطرح بوده و الان قابل طرح نیست؛ ایشان تلاش کردند این موضوع را حل کنند و در مبنای خودشان هم حل کرده بودند، مانند مساله دیه، حق طلاق، حق حضانت و مسائل دیگری که ایشان مطرح و حل کرده بودند تا فقه ما در این روزگار از این منظر مورد تمسخر و توهین قرار نگیرد. ولی متاسفانه گاهی هنوز نگاهی که در فقه به زن هست، نگاه پانصد سال پیش است. اما ایشان فکرشان به روز بود و مسائل را به روز نگاه می‌کرد و در این زمینه موفق ‌هم بودند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی با بیان اینکه ایشان مردمی بودند خاطرنشان کرد: هیچوقت برای خودشان تشریفاتی درست نکردند و هرکسی می‌خواست به راحتی می‌توانست به ایشان دسترسی داشته باشد، همه می‌توانستند در دفترشان رفت و آمد کنند، سوال بپرسند و با ایشان دیدار داشته باشند. برای من خیلی جالب بود، مرجعی مانند ایشان در دفتری ساده می‌نشستند، بدون هیچ تشریفاتی، درب دفتر باز بود و همه راحت رفت و آمد می‌کردند. خودشان پیش نماز می‌شدند و به مردم پاسخگو بودند. اخلاق این است که انسان بتواند مردم را از خود راضی نگه دارد، آیت‌الله صانعی(ره) در این کار موفق بودند.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در پایان با تاکید بر اینکه ویژگی اخلاقی دیگر ایشان حریت اخلاقی و شخصیتی بود افزود: اینکه انسان خود را به قدرتی نفروشد، متکی به قدرت خود باشد چیز کمی نیست، ایشان ظلم ستیز بودند و اگر حس می‌کردند کسی مورد ظلم واقع شده، سعی می‌کردند تا آن شخص از مظلومیت بیرون بیاید.
منتشر شده در گفتار
استاد سیدمحمدعلی ایازی، استاد حوزه و دانشگاه، نیز در گفت‌وگو با ایکنا ضمن تبیین دو دسته از مبانی فقهی و انسان‌شناختی آیت‌الله صانعی به تحلیل واکنش‌ها به فتاوای ایشان پرداخت. وی با بیان اینکه آیت‌الله صانعی دو دسته از مبنای اساسی در فتاوای خودش داشت که او را از دیگر مراجع سنتی متمایز می­‌ساخت، گفت: نخست مبانی انسان‌شناسانه است؛ در مبانی انسان‌شناسانه ایشان سه نکته برجسته وجود دارد؛ نخستین موضوع کرامت انسان است که از آیه شریفه «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» استفاده شده است؛ یعنی انسان فارغ از نوع مذهب و اعتقادات، انسان از آن جهت که انسان است، دارای کرامت ذاتی است؛ لذا فرق نمی‌کند این فرد مسیحی، یهودی و بهائی مارکسیست یا مسلمان باشد، اگر انسان است حقوقی دارد؛ مخالفت و موافقت شخص با حکومت در این کرامت نقشی ندارد. برخلاف برخی که انسان­‌ها را تقسیم به خودی و غیرخودی، جنس اول و جنس دوم می‌کنند.
وی با اشاره به اینکه مبنای دوم حق اراده انسان در انتخاب عقیده و تکلیف است، اظهار کرد: مفهوم این نظریه این است که هرچند خداوند از ما راهنمایی به عقایدی کرده و از ما تکالیفی خواسته، اما این کار را به اجبار و الزام نخواسته است. ایشان به آیاتی مانند: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ...»(بقره/۲۵۶)؛ «أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»(یونس/۹۹) استناد می‌کرد؛ عمدتاً فقها در تفسیر آیه «لا اکراه» بحث ایمان و اسلام ابتدای امر را مطرح کرده‌اند که اسلام دین اکراهی نیست و فرد نباید با اکراه، اسلام را بپذیرد، ولی وقتی آن را پذیرفت، حق ارتداد ندارد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: آیت‌الله صانعی معتقد بود که اول و آخر ندارد؛ حدوث و بقا ندارد. اینکه مثلاً نظر فردی در طول زمان به دلایل مختلف در اثر شبهه یا عملکرد بد از دین و یا اعتقادی برگردد، نباید او را به‌عنوان مرتد مجازات کرد. بگذریم که ایشان اساساً اجرای حدود را در زمان غیبت جایز نمی­‌دانست. این مسئله شامل الزام نسبت به احکام هم می­‌شود و نمی‌توان کسی را به خاطر ترک واجبی مجازات کرد. مگر جرمی اجتماعی مرتکب شده باشد که از حقوق عامه مردم باشد، که این مسئله عقلائی است و در همه دنیا کسی که حقوق عامه را نقض کند، مثل سرقت، اختلاس، اذیت دیگران، مجازات می‌­کنند.
یادی از فقیه نواندیش و مردم‌دار
ایازی با بیان اینکه مبنای سوم نگاه فراجنسیتی در آرای فقهی آیت‌الله صانعی است، تصریح کرد: معمولاً در فقه سنتی، مرد جنس اول و زن جنس دوم است، ولی در قرآن کریم، وقتی سخن از خلقت زن و مرد و رسیدن به حیات طیبه، خلافت انسان، تعلیم اسما، و حق حیات، و عرضه امانت و نفخه روح الهی، پاداش و عقاب و ... می­‌شود، فرقی میان زن و مرد نیست؛ ایشان می‌گوید معنا ندارد که ما یکسری قوانین را ایجاد کنیم که نگاه جنسیتی بر آن حاکم است؛ مثلاً  اینکه مرد می‌تواند شهادت بدهد، ولی شهادت زن نیمه است؛ مرد می‌تواند قاضی، مرجع، مجتهد، رهبر، رئیس‌جمهور و وزیر شود، ولی زن نمی‌تواند. یا دیه زن و مرد مساوی نیست.
نگرش عقل‌گرایانه و عدالت‌محور به احکام
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه ایشان افزون بر مبانی انسان­‌شناسانه، مبانی و بلکه روش فقهی داشتند که او را از مراجع سنتی متمایز می‌­کرد، گفت: مبنای نخست نگاه عقل‌گرایانه به احکام است؛ از اولین ویژگی‌های نگاه فقهی آیت‌الله صانعی که در فتاوای وی خیلی نمود دارد، خردگرائی است. البته که عقل از ادله استنباط حکم در فقه شیعه است، ولی در عمل فقهای سنتی از عقل به‌عنوان دلیل مستقل و معنادار کمتر استفاده کرده‌اند؛ آیت‌الله صانعی وقتی فتوایی از فقها برخلاف عقل بود، عقل را مبنا قرار می‌داد. نگاه اشعری نداشت که بگوید وقتی روایتی وارد شد، بگوید خوبی آن است که شارع بگوید و روایت مساوی با شارع باشد. می­‌گفت که این دلیل یکجایش اشکال دارد.
وی با اشاره به اصل عدالت و حاکم بر فتاوای آیت‌الله صانعی، ادامه داد: اصل دیگری که وی خیلی روی آن تأکید دارد، اصل عدالت است؛ وی معتقد بود خداوند عادل هرگز حکم خلاف عدل وضع نمی‌­کند. معیار عدالت هم درک عقلا از مسئله است؛ زیرا خداوند عدالت را تعریف نکرده و مصادیق این عدالت در طول ایام و مناسبات اجتماعی تغییر پیدا می­‌کند و تطبیق آن به مخاطب خود احاله داده است. ممکن است امری درگذشته مثل شیوه مجازات کردن، معمول بوده، مثل سنگسار کردن، از کوه پرتاب کردن، دست و پا را قطع کردن، اما امروز این نوع مجازات را عقلا برخلاف عدالت می­‌دانند.
نقش مناسبات اجتماعی در تغییر فتاوا
ایازی تصریح کرد: تبعیض در دیه زن و مرد را خلاف عدالت می­‌داند. فرقی میان زن و مرد در اداره کردن و قضاوت زن نمی­‌بینند. در تمام جهان زنانی نخست‌وزیر، وزیر و قاضی می‌­شوند. در حساس­ترین مناصب گمارده می‌­شوند، بدون آنکه جنسیت آنان در مدیریت آنان تأثیری داشته باشد. هیچ تفاوتی در قضاوت آنان با مردان نیست. حال بگوییم زن نمی­‌تواند قاضی شود، عقلا آن را خلاف عدالت می­‌دانند. قرآن که چنین تبعیضی را روا نداشته و احادیث ضعیف و غیرقابل اعتنا و تاریخی هم خلاف عدالت است.  
وی با اشاره به نقش تغییر مناسبات اجتماعی در فتاوای مرحوم آیت‌­الله صانعی، گفت: مبنای دیگری که وی بر آن تأکید دارد بحث تغییر مناسبات اجتماعی و استنباط حکم با لحاظ زمان و مکان است؛ بحثی را که مرحوم امام(ره) در اجتهاد مطرح کردند، اما مهم­‌تر جایی است که خود حکم با تغییر مناسب تغییر پیدا می‌­کند؛ مثلاً در دوره‌ای نظام بردگی و برده‌داری وجود داشته و جامعه هم آن را می‌پذیرفته است؛ حتی عقلا هم آن را می‌پذیرفتند، ولی اگر امروز برده‌داری نیست، معنا ندارد فردی که نظریه‌پرداز فقه سنتی است بگوید که اگر امروز هم شرایط اقتضا داشته باشد، افراد می‌توانند برده داشته باشند.
نظرات فقهی کارساز و مؤثر
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به برخی نظرات جنجالی آیت‌الله صانعی، افزود: نخستین نگاه جنجالی ایشان در بحث سن بلوغ دختران ایجاد شد که ایشان رسماً اعلام کرد مبنای تکلیف دختران سن ۹ سال نیست، بلکه ۱۳ سال است، یا وقتی است که عادت زنانه می‌شوند. این فتوا خیلی برای خانواده‌های متدین مفید، مؤثر و کارساز بود. همچنین ایشان وقتی در قوه قضائیه هم بود، نظراتی در باره اجرای احکام و یا مسائل قضائی داشتند که مشخص می‌شود آن مرحوم برخی رفتارهای قوه قضائیه با متهمان را قبول نداشتند و به آن اعتراض می‌کرده‌­اند؛ ولی وقتی به قم آمد، این مسئله روشن‌تر شد و همین نشان داد که مبانی وی متفاوت از فقه موجود سنتی و موضع او شجاعانه و چالش‌­برانگیز است و نه صرفاً اختلاف در چند فتوا.
این استاد حوزه تصریح کرد: زیر نظر ایشان به زبان فارسی رساله‌ای با عنوان فقه و زندگی برای بیان نظرات و مبانی فقهی خود نوشته شد که در توضیح و استدلال برخی از این نظرات بود، مثلاً از  بلوغ دختران، برابری دیه، دیه بر عاقله و برابری قصاص مسلمان و غیرمسلمان و زن و مرد دفاع کرد. این سنت از فقهای نواندیشی مانند مرحوم شهید صدر و آیت‌الله منتظری برمی‌خاست، همچنین شهید مطهری در بحث حجاب چادر آرای مختلفی با دیگران داشت، ولی نکته مهم طرح مبانی بود که آیت‌الله به‌صورت شفاف طرح کرده بود.
نظرات چالشی در حوزه‌های سنتی فقه
ایازی در پاسخ به این سؤال که آرای آیت‌الله صانعی در دوره حیاتشان با مخالفت‌هایی روبرو شد، از جمله اینکه آن را مخالف فقه و نظر مشهور فقهای شیعه و گاهی فریقین می‌دانستند، در این زمینه چه دیدگاهی دارید؟ بیان کرد: نظرات ایشان در فقه برای حوزه‌­های سنتی چالشی ایجاد کرد. با آرائی از فقها مخالفت شد، اما مخالف با قرآن نبود. البته در بحث ارث زن و مرد همین مبنای قرآن را مطرح می‌کردند و توضیحاتی می‌­دادند که در بیان ائمه(ع) هم آمده است، مثل این‌که مهر و نفقه به عهده مردم است و زن مسئولیتی ندارد. از طرفی زن ارثی را که می‌­برد، لزومی ندارد که به خانه شوهر ببرد، اما مرد این اموال را به خانه می‌­برد. به همین دلیل ارث مرد از سهم زن دو برابر است. اجحافی به زن نشده است، ولی در بحث دیه آیه‌ای دالّ بر تفاوت دیه زن و مرد و یا تفاوت دیه مسلمان و غیرمسلمان در قرآن نیست.
وی افزود: در قضاوت میان زن و مرد در قرآن بحثی نکرده است. اطلاقات ادله شامل زن هم می­‌شود. در دیه و حق قصاص مسلمان و غیرمسلمان در قرآن سخنی گفته نشده است. حکم به‌صورت کلی است. در قرآن ما چیزی به‌عنوان سنگسار نداریم. این نشانه جاودانگی قرآن است که هوشمندانه بسیاری از مناسبات عصر نزول را پشت سرگذاشته و چیزی در این باره نگفته است، اما در حدیث و فقه البته که تفاوت در همه این امور هست و منشأ فتاوای فقها هم همین روایات و فتوای بسیاری از فقها است، اما ایشان معتقد بود که روایات در این باب یا ضعیف است و یا ناظر به شرایط خاص دارد.
استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در حقیقت به‌کارگیری عقل در فهم ادله و احکام و تکیه بر اصل عدالت و توجه به نقش زمان و مکان و از طرف مبانی انسان­‌شناسانه مثل اصل کرامت انسان و حق انتخاب و اراده و شکستن مرزهای جنسیتی از ویژگی‌های بارز آرای فقهی آن مرحوم محسوب می‌شود.
منتشر شده در گفتار
یکشنبه, 23 شهریور 1399 07:14

اجتهاد مبتنی بر عقل و عدالت

محمدتقی فاضل میبدی
من از سال ۱۳۵۰ که به قم آمدم، آقای آیت‌الله صانعی را می‌شناختم، ایشان از استادان برجسته حوزه و از مبارزان انقلاب و یاران امام بودند. ایشان چند ویژگی داشتند که در کمتر کسی یافت می‌شد. مثل اینکه ایام نوجوانی وارد حوزه علمیه شده و بسیار تیزهوش بودند حافظه‌ای قوی داشتند و برای همین هم در جوانی به سن اجتهاد رسیده بودند. در مدرسه حقانی جوان‌ترین استادی که در حوزه درس خارج می‌داد، ایشان بود؛ مدرسه‌ای که با همت آیت‌الله بهشتی و قدوسی راه افتاده بود. این خیلی برای ما جالب بود که طلبه جوانی استاد درس خارج بود. بعد از انقلاب هم جوان‌ترین فقیهی بودند که به حکم امام در شورای نگهبان به‌عنوان فقیه منصوب شد. چون امام ایشان را به‌خوبی می‌شناخت. تصور می‌کنم جوان‌ترین فقیهی هم بودند که در دهه ۶۰ دادستان شدند و عجیب بود که با این مشغله درسش را در قم رها نمی‌کرد و هر روز بین این دو شهر در رفت‌وآمد بود. شاید یکی از دلایلی که باعث شد ایشان فقیه و نواندیشی نوآور شود و چندان مقلد گذشتگان نباشد هم همین بود که در جوانی به مرجعیت رسیدند.
ایشان برای اجتهاد و استنباط هم سه ملاک داشتند؛ یک اینکه منطبق با قرآن باشد؛ دوم عقل و عدالت. اگر فتوایی از نظر ایشان منافی عدالت بود، آن را قبول نمی‌کرد. آیت‌الله صانعی در خیلی از مسائل هم تجدیدنظر می‌کرد. در حقوق زنان بسیار نگاه باز و فتاوای جدیدی داشت؛ مثلا ایشان قائل به برابری دیه زن مرد بود. حتی در دیه مسلمان و غیرمسلمان نوآوری داشت و اجتهاد مجدد کرده بود. ایشان هر سال سمینارهای خوبی برگزار می‌کرد و مقالات خوبی هم به همت ایشان جمع می‌شد که سرمایه ارزشمندی است.
به‌تازگی برخی مدعی شده‌اند که ایشان در دهه ۶۰ به علت داشتن سمت دادستان نقشی در حوادث آن دوره داشته‌اند؛ اما به نظر من و به گواه تاریخ شفاهی و غیرشفاهی که از آن زمان و مرتبط با ایشان بر جا مانده است، آیت‌الله صانعی نیز مانند آیت‌الله منتظری مخالف تندروی‌ها بودند و حتی در نهایت به همین علت به قم بازمی‌گردند. حتی در خاطراتی از خودشان هم شنیده‌ام که شاید الان درست نباشد نام برخی افراد را ببرم اما می‌دانم ایشان به‌خاطر برخی تندروی‌های اول انقلاب، سمت دادستانی را رها کرد و به قم بازگشت. بعد هم که در زمان انتخابات ۸۸ آن مشکلات برای ایشان رخ داد و وقتی آقای صانعی موضع صریحی گرفتند، دیدیم که چطور همان‌هایی که بعدها استخر فرح را علیه روحانی علم کردند و به لاریجانی حمله کردند، به منزل ایشان در قم یورش بردند و شعار دادند و شیشه‌های منزل ایشان را شکستند. به‌جای دادن پاسخ منطقی به اظهارات ایشان، دست به حمله و هتک حرمت یک مرجع شیعه زدند، آن‌هم به نام دین و اسلام. به کسی حمله کردند که مرجع تقلید بوده و همراه و یاور امام بوده است.
منتشر شده در یادداشت
یکشنبه, 23 شهریور 1399 06:57

فقیه پیشرو

محمدعلی ایازی
آیت‌الله صانعی به معنای واقعی کلمه در دوران پس از انقلاب حیاتی فعالانه و پویا را در پیش گرفت. ایشان نه تنها به طور مستمر در رفتاری کنشگرانه با موقعیت‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و فقهی قرار داشت بلکه به گواه کارنامه‌ای که از این مرجع تقلید بزرگوار بر جای مانده، همواره دارای حضوری صف‌شکنانه و پیشرو در تمام این حوزه‌ها بود. به یک معنا امروز که به سوابق ۴ دهه گذشته ایشان بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی نگاه می‌کنیم به راحتی می‌توان دریافت که این مرجع فقید از ثابت‌قدم‌ترین علمای شیعه در مواجهه با تابوهای مختلف بود. به عبارتی وجه مشخصه و ویژگی برجسته مرحوم آیت‌الله صانعی را می‌توان در این شاخصه عملکردی دانست که اول از هر چیز تلاش می‌کرد نگاهی پویا به ماهیت فقه شیعه داشته باشد. ویژگی دوم این بود که ایشان نگاه پویای خویش به فقه را با شرایط زمانه و مقتضیات روز جامعه تطبیق می‌داد. به عبارتی برخلاف رویه‌ای که بسیاری بر آن تأکید دارند، آیت الله صانعی معتقد به انطباق فقه و شرایط روز با هم بود و عدم این انطباق را خطری برای رویگردانی مذهبی در جامعه می‌دانست. اما شاخصه سوم که در کنار این دو مهم قرار می‌گرفت، جرأت و جسارت ایشان برای هدف قرار دادن برخی مسائلی بود که از نظر بخشی از مذهبیون و حوزویان تبدیل به تابو شده بودند. مجموع این سه ویژگی در نهایت کارنامه‌ای متفاوت برای این عالم برجسته بر جای گذاشت.
به عنوان نمونه برای مسائل یادشده فوق نمونه‌های متعددی وجود دارد. مثلاً ایشان در همان دوران تصدی قوه قضائیه کشور اولین کسی بود که نزد حضرت امام (ره) مسأله قرار گرفتن زنان در جایگاه قضاوت را مطرح کرد و اعتقاد داشت که چنین اتفاقی منافاتی با احکام مذهبی ندارد. یا در موردی دیگر تقریباً اولین کسی که از میان شخصیت‌های برجسته حوزوی به موضوع تساوی دیه زن و مرد ورود و بر آن تأکید کرد، آیت‌الله صانعی بود. به همین شکل وی از نخستین افراد حوزوی بود که اعتقاد داشت سن ۹ سالگی برای بلوغ دختران برای تکلیف و ازدواج باید بر مبنای معیارهایی مورد بازنگری قرار بگیرد و بر اساس شرایط روز جامعه چارچوب دیگری برای آن تعیین شود. به طور کلی درخصوص این دست مسائل اجتماعی ایشان به طور مکرر، اولین کسی بود که در سطح مرجعیت به موضوعات ورود می‌کرد و بر تطبیق احکام فقهی با شرایط روز تأکید داشت.
به همین منوال می‌توان در دیگر آرای فقهی ایشان هم نمونه‌های بسیار زیادی از نوآوری‌های برجسته پیدا کرد. این فهرست می‌تواند با موارد زیاد دیگری، تکمیل شود که در این مجال نمی‌گنجد. اما لازم است که تأکید شود این نتیجه‌گیری‌ها و احکام شرعی و فقهی آیت الله صانعی، ناشی از نگاه متفاوت ایشان به جامعه و اموری مانند مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بود. نگاهی که در آن «انسان» به خودی خود دارای وجوه مختلف ارزش و احترام عالیه است و به همین منوال حقوقی دارد که نقض آنها نمی‌تواند و نباید به توجیهات شرعی و فقهی صورت بگیرد. در عین حال تأکید ایشان همواره بر این موضوع بود که نگاه متصلب و سختگیرانه در حوزه فقه، با بازتاب منفی اجتماعی و وازدگی عمومی مواجه خواهد شد و این خود بزرگ‌ترین ضربه‌ای است که می‌تواند به حوزه شریعت و مذهب وارد شود.
آیت‌الله صانعی بعد از بازگشت به قم و آغاز مجدد تدریس در حوزه علمیه، با همین دیدگاه شروع به تربیت شاگردانی کرد که در همین چارچوب گفتمانی و دیدگاه فقهی نسبت به شریعت و مسائل روز جامعه می‌نگرند. بدون تردید هنوز نیز بخش عمده نگاه نوآورانه و پویایی که آیت‌الله صانعی در نسبت بین فقه و واقعیت‌های روز جامعه داشت، محقق نشده است و تحقق آنها نیاز به زمانی طولانی‌تر دارد. اما جای امیدواری این است که این مسیر توسط شاگردان و تربیت‌شدگان مکتب ایشان ادامه پیدا کند و در آینده شاهد وضعیتی متعادل‌تر از این حیث باشیم.
منتشر شده در یادداشت
بسم الله ارحمن الرحیم
إِنَّا للهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ
إذا مات العالم ثُلم في الإسلام ثَلمة لا يسدُّها شيء 
خبر درگذشت ناگهانی فقیه مجاهد و نواندیش حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تألم فراوان گردید. ایشان از شاگرادان و یاران بنام امام خمینی (ره) بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مناصب مختلفی چون دادستانی کل کشور و عضویت در شورای نگهبان به انقلاب اسلامی خدمت کرد. 
معظم له از فقهای نواندیشی بود که با اقتدا به استاد خود امام خمینی(ره) و با توجه به عنصر زمان و مکان، کرامت انسان و حقوق انسان نگاهی نو به فقه داشتند و علم فقه را به «فقه و زندگی» تفسیر کرد. ایشان با علاقه زیاد به تحصیل و تدریس، عمر با برکت خود را در راه اعتلای فقه شیعه، تربیت شاگردان و تألیف سپری کرد و با ترویج آراء فقهی استاد خود و همچنین سیره اجتهادی ایشان، یادگار گران‌سنگی در تحقیقات فقهی برای حوزه‌های علمیه و فقه شیعه به جای گذاشت.
آیت الله العظمی صانعی تا آخرین روزهای حیات در دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی، جمهوریت نظام، حقوق مردم و یاران امام کوشا بود و در این راه صدمات و سختی‌های زیادی متحمل شدند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با تاسف شدید این ضایعه بزرگ را به بقیه الله اعظم، حوزه‌های علمیه، مراجع معظم تقلید، عموم فضلا و فقهای اندیشمند، شاگردان، برادر، فرزندان و داماد محترم و دیگر بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می‌‌کند. از خداوند باری تعالی علو درجات و حشر با ائمه معصومین علیهم السلام را برای آن فقیه مجاهد و برای بازماندگان صبر و اجر جزیل و سلامتی آرزومندیم. 
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۲/۶/۱۳۹۹
 
منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از2
بازگشت به بالا