چهارشنبه, 02 خرداد 1397 14:21

درسهایی از نهج البلاغه (قسمت سوم)

نوشته شده توسط
محمد جعفر سعیدیان فر
آسیب شناسی زمان درنهج البلاغه
آسیب شناسی زمان به معنای گردش شب و روز تقویمی و نجومی نیست؛ بلکه به معنای جامعه و اجتماع است در ارتباط بازمانی خاص و مردمی است که در آن ظرف زمانی زندگی می کنند و از همین جاست که موضوع شناخت آسیب های زمان اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند تا جائی که در امر جامعه سازی به امری حیاتی بدل می شود. امام علی(ع) با آگاهی و شناخت کامل از جامعه زمان خویش به آسیب شناسی آن باتعبیر وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ-پرداخته و با تعبیر سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ به آسیب شناسی جامعه اسلامی در آینده پرداخته است. در نهج البلاغه 6 خطبه و 3 حکمت به آسیب شناسی زمان امام (ع) و آینده پرداخته شده که ما در این نوشتار تلاش می کنیم به شرح وتوضیح این سخنان وحکمت ها بپردازیم.
و من خطبة له
وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ لَا يَزْدَادُ الْخَيْرُ فِيهِ إِلَّا إِدْبَاراً وَ لَا الشَّرُّ فِيهِ إِلَّا إِقْبَالًا  وَ لَا الشَّيْطَانُ فِي هَلَاكِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاًفَهَذَا أَوَانٌ قَوِيَتْ عُدَّتُهُ  وَ عَمَّتْ مَكِيدَتُهُ وَ أَمْكَنَتْ فَرِيسَتُهُ  اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ  فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً  أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً  أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْراً أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ وَ صُلَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ وَ سُمَحَاؤُكُمْ  وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ  وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ  أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاً  عَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ الْعَاجِلَةِ الْمُنَغِّصَةِ  وَ هَلْ خُلِقْتُمْ إِلَّا فِي حُثَالَةٍ  لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ  فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ  ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلَا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ  وَ لَا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللَّهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ هَيْهَاتَ لَا يُخْدَعُ اللَّهُ عَنْ‏جَنَّتِهِ  وَ لَا تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ  لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ  وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ
محورهای مطرح شده درخطبه 129
آسیب شناسی اقتصادی زمان – فاصله طبقاتی- درنگاه امام علی(ع)
امروز كارتان به جايى رسيده است : وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ: كه روز به روز و ساعت به ساعت خير از شما دورتر:لَا يَزْدَادُ الْخَيْرُ فِيهِ إِلَّا إِدْبَاراً: و شر به شما نزديك‏تر :وَ لَا الشَّرُّ فِيهِ إِلَّا إِقْبَالًا: و طمع شيطان در هلاك ساختن مردم بيشتر مى‏شود :وَ لَا الشَّيْطَانُ فِي هَلَاكِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاً: امروز روزگارى است كه نيروى شيطان در حال قوى شدن است : فَهَذَا أَوَانٌ قَوِيَتْ عُدَّتُهُ: و نقشه‏هايش دارد فراگير مى‏گردد  :وَ عَمَّتْ مَكِيدَتُهُ : و او به هدفش دست مى‏يابد.      :  وَأَمْكَنَتْ فَرِيسَتُهُ :
شکاف طبقاتی ضد ارزش درنظام اسلامی:
يكى از بزرگترين امورى كه اسلام در يكى از دو ركن حقوق الناس و حقوق اللَّه مورد اهتمام قرار داده و به طرق و شیوه های گوناگون، مردم را بدان ترغیب و به سوی آن هدایت می کند  انفاق است پاره‏اى از انفاقات از قبيل زكات، خمس، كفارات مالى و اقسام فديه را واجب نموده و پاره‏اى از صدقات و امورى از قبيل وقف سكنى دادن مادام العمر وصيت‏ها، بخشش‏ها و غير آن را مستحبّ نموده است.و غرضش اين بوده كه بدين وسيله طبقات پائين را كه نمى‏توانند بدون كمك مالى از ناحيه ديگران حوائج زندگى خود را برآورند- مورد حمايت قرار داده تا سطح زندگيشان را بالا ببرند و افق زندگى طبقات مختلف را به هم نزديك ساخته و اختلاف ميان آنها را از جهت ثروت و نعمات مادى كم كند و از سوى ديگر توانگران و طبقه مرفه جامعه را از تظاهر به ثروت يعنى از تجمل و آرايش ‏مظاهر زندگى، از خانه و لباس و ماشين و غيره نهى فرموده و از مخارجى كه در نظر عموم مردم غير معمولى است و طبقه متوسط جامعه تحمل ديدن آن گونه خرجها را ندارد تحت عنوان نهى از اسراف و تبذير و امثال آن، جلوگيرى نموده است.
غرض از اين دستورات ايجاد يك زندگى متوسطى است كه فاصله طبقاتى در آن فاحش و بيش از اندازه نباشد، تا در نتيجه، ناموس وحدت و همبستگى زنده گشته، خواستهاى متضاد و كينه‏هاى دل و انگيزه‏هاى دشمنى بميرند، چون هدف قرآن اين است كه زندگى بشر را در شؤون مختلفش نظام بخشد، و طورى تربيتش دهد كه سعادت انسان را در دنيا و آخرت تضمين نمايد و بشر در سايه اين نظام در معارفى حق و خالى از خرافه زندگى كند، زندگى همه در جامعه‏اى باشد كه جو فضائل اخلاق حاكم بر آن باشد و در نتيجه در عيشى پاك از آنچه خدا ارزانيش داشته استفاده كند، و داده‏هاى خدا برايش نعمت باشد، نه عذاب و بلا، و در چنين جوى، نواقص و مصائب مادى را برطرف كند و چنين چيزى حاصل نمى‏شود مگر در محيطى پاك كه زندگى نوع، در پاكى و خوشى و صفا شبيه به هم باشد و چنين محيطى هم درست نمى‏شود مگر به اصلاح حال نوع، به اينكه حوائج زندگى تامين گردد، و اين نيز بطور كامل حاصل نمى‏شود مگر به اصلاح جهات مالى و تعديل ثروت‏ها، و به كار انداختن اندوخته‏ها، و راه حصول اين مقصود، انفاق افراد از اندوخته‏ها و ما زاد آنچه با كد يمين و عرق جبين تحصيل كرده‏اند مى‏باشد، چون مؤمنين همه برادر يكديگرند، و زمين و اموال زمين هم از آن يكى است، و او خداى عز و جل است و اين خود حقيقتى است كه سيره و روش نبوى صحت و استقامت آن را در زمان استقرار حكومت پيغمبر اكرم ص اثبات مى‏كند.
اين همان نظامى است كه امام علی(ع) از انحراف مردم از مجراى آن تاسف خورده و شكوه‏ها می کند و می گوید: اگر نمى‏پذيريد که ضدارزشهای شیطانی برنظام اجتماعی شما حاکم شده است به وضع جامعه بنگريد: اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ: آيا جز اين است كه به هر سو چشم باز كنى يا فقيرى را مى‏بينى كه دارد با فقر دست و پنجه نرم مى‏كند : فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً : و يا توانگرى كه نعمت خداى را با كفران تلافى مى‏كند:أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً :  و آن را در نافرمانى خدا مصرف مى‏نمايد و يا بخيلى را مى‏بينى كه بخل از حق خدا را غنيمت مى‏شمارد :أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً: و يا متمردى كه گوشش از شنيدن مواعظ كر شده است :أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ :   مرفهین بی دردی برای شنیدن حقیت گوش شنوائی ندارند واز کنا رآ ن بی تفاوت می گذرند سپس امام ندا می دهد پس نيكان : أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ: پاكان :وَ صُلَحَاؤُكُمْ :  آزادگان  :وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ: و بخشندگان شما  :وَ سُمَحَاؤُكُمْ: كجايند؟ كسانى كه در داد و ستد پارسا بودند : وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ: و در انتخاب خطوط فكرى و سياسى سخت پاكيزه گراى : وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ: مگر نه كه آنان همگى از اين دنياى پست و بودن گذرا و كاستى‏پذير، كوچ كرده‏اند  :أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاًعَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ: و نه آيا كه اكنون شما بر جاى آنان تكيه زده‏ايد : وَ هَلْ خُلِقْتُمْ:در ميان تفاله‏هايى كه چنان بى‏ارج و چندش آوراند : إِلَّا فِي حُثَالَةٍ:  كه لبهاى انسان به نكوهششان نيز نمى‏جنبد: لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ  اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ: سپس درآخر می فرماید لعنت ونفرین خداى بر كسانى باد كه به معروف امر مى‏كنند اما خود آن را وا مى‏گذارندوعمل نمی کنند : لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ : و منكر را نهى مى‏كنند و خود بدان دست مى‏يازند ومرتکب منکر های  ضدارزش می شوند : وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ:
و من خطبة له (ع )
أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ  يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ  أَيُّهَا النَّاسُ  إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَكُمْ مِنْ أَنْ يَجُورَ عَلَيْكُمْ  وَ لَمْ يُعِذْكُمْ مِنْ أَنْ يَبْتَلِيَكُمْ وَ قَدْ قَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ  إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ
اسلام وارونه:
امام علی در فراز آخر خطبه 103 این گونه سخن می گوید: ای مردم :أَيُّهَا النَّاسُ: به زودی  زمانی برشما بیاید  :سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ : که درآن اسلام واژگونه شود :يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ: همان گونه که ظرفی بامحتوایش وارونه گردد :كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ: طبق این سخن یکی از مهمترین  آسیب های  زمان دررابطه با  کلیت دین این است که زمانی فرامی رسد که اسلا م واقعی تبدیل به  اسلامی می شود که ازحقیقت تهی است وجز اسمی وعنوانی وظاهری بی محتوی ازآ ن باقی نمی ماند روح دین عبودیت است وبرپائی جامعه براساس قسط وعدل واخلاق  جامعه ای که درآن نام  اسلام وجود داشته باشد ومناسک واعمال عبادی به ظاهر برپا شود ولی حق الناس از طرف حاکمان ومردم پایمال شود و اخلاق ازجامعه رخت بربندد ودروغ ریا وتملق ودروئی سکه رائج روز گردد درچنین جامعه ای اسلام واژگونه گردد همان گونه ظرف وارونه می گردد  واین آسیب شناسی مهم زمان است که امام علی(ع) آن را پیش بینی کرده است ودرآخر امام می گوید: این شرائط ایجاد شده براثر اسلام وارونه وتبعات اجتماعی  ظلمی ، جبری ازطرف خداوند نیست که خداوند در آیات متعدد قرآن مطرح می کند که این ها نتیجه اعمال انسان هاست و اى مردم، خداوند از ستم خويش پناهتان داده است :ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيدِ:(آل‏عمران(3)آیه : 182). اما نه تضمينى چنان كه با در آويختنتان با مشكلات، شما را نيازمايد. بی تردید دراین داستان نشانه هائی است برای عبرت است وقطعا ما بندگان را آزمایش می کنیم : إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ:( موءمنون(23)آیه: 30)           
دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397 15:00

توشه گیری از دعای ابوحمزه ثمالی ۴۰-۵۰

نوشته شده توسط
محمود صلواتی
توشه چهل و نهم
بندگی، فلسفه آفرینش انسان
سیدی عبدک ببابک اقامته الخصاصۀ بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه فلا تعرض بوجهک الکریم عنّی واقبل منّی ما اقول” سرورم، بنده ات بر درگاه توست که نیازش وی را در برابرت فرا داشته،درِ احسانت را با دعایش می کوبد، پس روی گرامیت را از من مگردان، و آنچه را می گویم از من بپذیر.
خداوند سبحان جن و انس را جز برای عبادت نیافریده است. ماخلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون. نه تنها جن و انس بلکه همه موجودات هستی جاندار و یا بی جان مملوک و بندۀ خداوندند – در قرآن کریم آمده است:
ان کلّ من فی السّموات و الارض الّا اتی الرحمن عبداً.  هیچ‌چیز در آسمان و زمین نیست مگر اینکه بنده وار به درگاه خدا خواهد آمد. و این بندگی، بندگی تکوینی موجودات در برابر اراده خداوند است. و انسان افزون بر بندگی تکوینی با اراده خود نیز باید به این بندگی گردن بگذارد و بر آستانه ربوبیت وی سر تسلیم بساید.
زیر نشین علمت کائنات                    ای ز وجود تو وجود همه
نیست کن و هست کن هست و نیست                           ما به تو قائم و تو قائم به ذات
پرتوی از بود تو بود همه                     غیر تو و صنع تو موجود نیست.
و عالی‌ترین شکل بندگی تسلیم است.
خواجه عبدالله در کتاب صدمیدان گوید:قوله تعالی و سلّموا تسلیماً. تسلیم، خویشتن به حق سپردن است هر چه میان بنده است با حقتعالی از اعتقاد، از خدمت، از معاملت و از حقیقت و این سه قسم است یکی تسلیم توحید است و دیگری تسلیم تقسیم، سیم تسلیم تعظیم.
1.  تسلیم توحید، سه چیز است: خدای را نادیده نشناختن. نادر بافته را پذیرفتن و بی معاوضه چیزی پرستیدن.
2.  تسلیم تقسیم سه چیز است:بر وکیل وی اعتماد کردن، به ضن نیکو حکم پذیرفتن، و کوشش در حفظ نفس بگذاشتن.
3.  تسلیم تعظیم سه چیز است:سعی خود را در هدایت وی کم دیدن، جهد خود در معونت وی کم دیدن ونشان خود در فضل وی کم دیدن.
 
توشه  پنجاهم
همۀ خوبی‌ها نزد خداست
اللهم انّی اسئلک صبراً جمیلاً وفرجاً قریباً وقولاً صادقاً واجراً عظیماً اسئلک یاربّ من-الخیر کلّه ما علمت منه مالم اعلم؛ بار خدایا، شکیبایی نیکو، گشایشی نزدیک، گفتاری راستین،و پاداشی بزرگ از تو می خواهم؛از تو می خواهم پروردگارا، از نیکی ها همۀ آن را، آنچه را دانسته ام و آنچه را نمی دانم.
خداوند سرچشمۀ همه خوبی ها و گنجینه همه کمالات است، صفات خدا محکمات وجود است و همه‌چیز از آنجا سرچشمه و مایه می گیرد و انسان هرچه را از خوبی می خواهد باید از او بخواهد.
در قرآن کریم آمده است: وان من شیئ الا عندنا خزائنه و ما ننزله الّا بقدر معلوم.  خزانه های همه چیز نزد ماست و ما آن را مگر به اندازه معلوم – در حد ظرفیت پدیده ها – فرو نمی فرستیم. از سوی دیگر در دعای افتتاح می خوانیم آن خدایی که خزینه های نعمتش کاستی نمی یابد و بسیاری بخشش جز جود و کرم او را نمی افزاید.
خداوند فیاض است و هرچه عطا کند جود و بخشش او فزونی می یابد، مانند چشمه ای که هرچه بیشتر از آن آب بردارند جوشش آن افزون می گردد. و توجه به این فیض مداوم الهی باعث سرور و خرسندی مؤمنان می گردد. قل بفضل الله و رحمته، فبذالک فلیفرحوا ...بگو [ای محمد] به فضل و رحمت خدا شاد و خرم باشند، که فضل خدا ازآنچه در دنیا گرد می آورند بهتر است.
خواجه عبدالله در تفسیر عرفانی این آیه شریفه گوید:
ای محمد، مؤمنان را بشارت ده، بگو به فضل من شاد باشید، به قرآن و به محمد که شما را بدان گرامی داشتم بنازید،
 به یاد من انس گیرید، به وعدۀ من چشم دارید، بر درگاه من خوی گیرید، با ذکر من آرام گیرید، عهد من به جان پذیرید، به مهر من بنازید.بنده شاد من آن است که به من شاد است و او را دو شادی است:امروز شاد است به من، و فردا شاد است با من.
بی تو ای آرام جانم، زندگانی چون کنم            چون نباشی در کنارم شادمانی چون کنم
محمدعلی کوشا: حکومت وقتی اسلامی است که تحقق عدل و انصاف در میان توده های امت اسلامی نمایان باشد. ( از سلسله مصاحبه های عملکرد نهادهای سیاسی حوزه علمیه)
پایبندی به شکل سنتی فقه و اصول چندان ثمربخش نخواهد بود.
حکومت وقتی اسلامی است که تحقق عدل و انصاف در میان توده های امت اسلامی نمایان باشد.
اصولگرایی و اصلاح طلبی به تنهایی قابل تحقق نیست.
همین که عنوان حکومت، جمهوری اسلامی باشد، کفایت نمی کند بلکه محتوای آن نیز باید اسلامی باشد.
مجمع محققین و مدرسین قوه قضاییه ای را تقویت می کند که تبعیضی روا ندارد.
در سطح توقعاتی که دیگران از مجمع دارند، شاید کار مهمی نکرده باشیم.عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه با بیان اینکه حکومتی اسلامی است که محتوای آن نیز اسلامی و عاری از تبعیض و سرشار از عدالت باشد، گفت: مجمع محققین و مدرسین قوه قضاییه ای را تقویت می کند که براساس عدل، عدالت و دادگری مشی کند و  تبعیضی روا ندارد، ما در همه زمینه ها هم مشوق و هم منتقد بوده و هستیم، اگر عدلی باشد ما مشوق آن بوده و هستیم ولی اگر ظلم و تبعیضی باشد طبیعی است که مجمع منتقد آن باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی کوشا در گفت وگو با شفقنا درباره فلسفه تشکیل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه، اظهار کرد: فلسفه وجودی چنین مجمعی، تمرکز شماری از مدرسین و محققین روی کارهای علمی حوزوی با نگاه روز در پاسخ به نیازهای جامعه پس از انقلاب اسلامی بود تا در این راستا خلاء نیازهای فکری، علمی، فرهنگی و سیاسی مورد شناسایی قرار گیرند و اندیشمندان دلسوز حوزوی به تحقیق پردازند تا نقش آفرینی موثر و مثبتی داشته باشند، چرا که شماری از  مسایل جدید و مستحدثه در بُعد اعتقادات، اخلاقیات و احکام داریم که پاسخگویی به آنها برای حوزویان امری بسیار لازم و ضروری بلکه واجب می نماید. حوزه علمیه قم با توسعه ای که در آن انجام گرفته ایجاد نگاهی روشمند و بینشمند، براساس آگاهی های فکری و علمی در همه ارکان دین و فروع احکام، تطبیق آن با نیازهای روز امری اجتناب ناپذیر است.
مسایل فقه، اصول، کلام، فلسفه، تاریخ و حدیث و تفسیر با نگاه محققانه از اموری است که به تعبیر برخی بزرگان، تصور آنها مایه تصدیق است. از سوی دیگر امروزه جز با نگاه اجتهادی در همه مسایل مورد ابتلا، نتیجه ای قانع کننده برای این نسل پرسشگر به دست نمی آید. برای تفهیم درست همه مسایل اسلامی ما نیازمند پشتوانه فهم درست از قضایا هستیم. اجتهادی که در بُعد زمان و مکان بتواند نسل جدید را به سوی حقایق سوق دهد از جمله نیازهای این نسل است. مجمع  مدرسین و محققین از آغاز تشکیل هسته علمی حوزوی اش مشی و مرام مرحوم حضرت امام خمینی و شاگردان برجسته ایشان را مدّ نظر داشته تا برآن اساس بتواند دستاوردهای این انقلاب را حافظ و نگهدار باشد.
پایبندی به شکل سنتی فقه و اصول چندان ثمربخش نخواهد بود
او ادامه داد: امام خمینی(ره) همواره تأکید داشتند که حوزه باید در جهات علمی فعال باشد و خود را به روز نماید بنابراین آگاهی از مسایل جدید در موضوعات گوناگون به ویژه آگاهی های علمی و سیاسی و تفهیم درست آنها به طلاب جوان برای استحکام همه جانبه حوزه و حوزویان از اهمیت خاصی برخوردار است. پرداختن به فقه و اصول به شکل سنتی آن هرچند در جای خود تاکنون دارای آثار کم و بیش مفیدی بوده است ولی امروزه شرایط زمانی و مکانی به گونه دیگری رقم خورده که پایبندی به آن  بدون آگاهی از مسایل اقتصادی، سیاسی و بین المللی چندان مفید و ثمربخش نخواهد بود.
حوزه های علمیه امروزه نمی توانند با تکیه به همان ساز و کارهای کهن خویش نقش مثبتی در جامعه کنونی ایفا کنند بلکه باید به روزتر شوند و جوابگوی نیازهای مردم زمان خویش باشند. به ویژه آنکه حوزه ها امروز خواه ناخواه خود بخش مهمی از جریانی بوده اند که عملاً محرّک مردم برای تحقق حکومت دینی بوده و یا حتی خود بخشی از دست اندر کاران آن به حساب می آیند. حال چگونه می تواند در قبال نسلی که به او توجه نموده بی تفاوت از کنار قضایای مهم فکری، اجتماعی وسیاسی آنها بگذرد؟!
حکومت وقتی اسلامی که تحقق عدل و انصاف در میان توده های امت اسلامی نمایان باشد
کوشا گفت: معتقدم کافی نیست که ما  تنها دلخوش به نام جمهوری اسلامی باشیم که آن را با دادن هزینه های بس فراوان فرا پیش مردم واداشته ایم! حکومت اسلامی وقتی اسلامی است که در تار و پود وجودش تحقق عدل و انصاف در میان توده های امت اسلامی نمایان باشد و مردم احساس آرامش روح و آسایش اجتماعی در تمام جهات داشته باشند. گام هایی که مجمع مدرسین ومحققین تاکنون در راستای احیای دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران برداشته گویای احساس چنین مسوولیتی است. هر  تشکلی اگر بخواهد کارساز افتد باید هم نوید دهنده وهم دارای طرح و برنامه قابل تحقق باشد،  و چنین کاری بدون آگاهی از موقعیت بین المللی و دانش های لازم عصری، ثمربخش نخواهد بود. امروزه آگاهی از درک واقعیت های اجتماعی و بین المللی یک ضرورت است مخصوصاً در دنیای امروز که دنیای ارتباطات است تا جایی که اگر کسی سخنی را بر زبان جاری سازد باید بلافاصله در آن سوی کره زمین منتظر عکس العملش باشد! ارتباط کشورها، ارتباط اندیشه ها و ارتباط تمدن ها واقعاً از مسایلی است که جز بدیهیات است و ما نمی توانیم در مقابل این امور بی تفاوت باشیم.
او افزود: در گذشته ارتباطات این چنینی  نبود و هر کسی در محدوده خود کار می کرد و می اندیشید، اما در دنیای امروز انسان های روی کره خاکی همه با هم مرتبط هستند،همه  مذاهب و ادیان یک نوع ارتباط خاصی با یکدیگر دارند لذا لازم است که به همان اندازه سطح فکر و آگاهی حوزویان ارتقا پیدا کند و یکدیگر را درک نمایند.
او یکی از علل و فلسفه تشکیل مجمع محققین و مدرسین، خروج از رکود و خمود و جمود دانست و اظهار کرد: مجمع محققین و مدرسین تلاش فراوانی داشته و دارد تا اهمیت ارتباط با دنیا و تعامل با دیگران را مورد توجه قرار دهد. برای این امر هم باید بهتر بیاموزیم و نیکوتر درک کنیم چرا که حوزه علمیه  قم به عنوان یک مولّد فکر در امور دینی مورد توجه است و تا در این حوزه تولید فکر و اندیشه نکنیم، آگاهی لازم بین المللی در اذهان عمومی به وجود نخواهد آمد. لذا از جمله علل تشکیل وجودی مجمع محققین و مدرسین جذب نیروهای فعال، آگاه و پر تلاش و عالم بوده و خواهد بود. او افزود: در حال حاضر بُعد روشنفکری مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم زبانزد همگان است و معمولاً دانشجویان دانشگاه ها بیشتر به این مجمع حوزوی  توجه دارند.
اصولگرایی و اصلاح طلبی به تنهایی قابل تحقق نیست
او در پاسخ به اینکه مجمع محققین و مدرسین تا چه میزان جناحی و فراجناحی است؟ گفت: مجمع محققین و مدرسین از جهاتی تاحدودی فراجناحی می اندیشد  و در عین حال دوست دارد امور کشوری از طریق اصلاحات به سامان برسد. البته اگرچه مجمع مدرسین و محققین از جمله جناح توانمند اصلاح طلب به حساب می آید، ولی روشن است که امر اصلاحات لزوماً در حیطه گروه خاص و محصور به یک جناح خاص نیست. ممکن است گاهی کسانی بخواهند در پشت شماری از الفاظ سنگر بگیرند اما حقیقت این است که اصلاح طلبی بدون اصول گرایی به معنای واقعی آن و اصولگرایی هم بدون اصلاح طلبی به معنای واقعی آن  قابل تحقق  نیست. به عبارت دیگر وقتی می گوییم اصلاح طلب، اصلاح طلب بدون مبنا و اصول نمی تواند باشد، و کسان دیگری هم که خودشان را اصول گرا می دانند در واقع باید هم اصول گرا و هم اصلاح طلب باشند.بنابراین  تنها در حیطه الفاظ  نمی توان گروه ویا جناحی را تعریف و در محدوده خاص قرار داد‌.
او ادامه داد: در حقیقت ما باید برای کار خویش اصول و مبنا داشته باشیم و براساس آن، باید به امر اصلاحات بپردازیم.
مگر می شود کسی اصول گرا باشد ولی در عمل اصلاح طلب نباشد؟! و همچنین اصلاح طلب باشد ولی پایه و اصولی نداشته باشد؟! در صورتی که مساله اصلاح طلبی، هم ریشه و اساس قرآنی و هم ریشه و اساس روایی و حدیثی دارد،  و رسول اکرم و امامان و حتی همه مصلحان دینی اصول گرای اصلاح طلب  به معنی واقعی آن بوده اند و در حقیقت نمی توان این دو را از هم جدا دانست . اگرچه از جهت مصداقی می گویند فلانی اصول گرا یا اصلاح طلب است ولی واقع این است که در عمل نه اصلاح طلبی بدون اصول گرایی معنا دارد و نه اصول گرایی بدون اصلاح طلبی می تواند موفق باشد.
همین که عنوان حکومت، جمهوری اسلامی باشد، کفایت نمی کند بلکه محتوای آن نیز باید اسلامی باشد
او در مورد ارتباط مجمع محققین و مدرسین با حکومت در دوره های مختلف، گفت: مجمع محققین و مدرسین همان مبنای مرحوم امام خمینی و فقیه عالیقدر را داشته و دارد و می خواهد بر آن مبنا حرکت کند، چون مرحوم امام و فقیه عالیقدر می خواستند امور مملکت براساس قسط و عدل پیش رود و البته در برخی از موارد موفقیت هایی هم  کسب کردند و در مواردی نیز آن طور که دیگران انتظار داشتند به اهداف خود دست نیافتند، اما هدف پیروان آنان در واقع عدل اجتماعی است تا هر کسی به حق خود برسد و تبعیضی نبیند. آری، همین که عنوان حکومت، جمهوری اسلامی باشد، کفایت نمی کند بلکه  محتوای آن نیز باید اسلامی باشد.
او به یکی از دغدغه های فعلی مجمع محققین و مدرسین اشاره و خاطرنشان کرد: در حال حاضر یکی از دغدغه های مجمع محققین و مدرسین این است که چرا این زمینه ایجاد شده که مغزها فرار می کنند یا فراری داده می شوند؟! چرا دانشجویان مانوعاً از عدم آزادی اندیشه وبیان گله مند هستند؟ و چرا  گاهی به خاطر اظهار عقیده دچار گرفتاری و احیاناً مشکلات فراوان می شوند؟
مجمع محققین و مدرسین قوه قضاییه ای را تقویت می کند که تبعیضی روا ندارد
او افزود: مجمع محققین و مدرسین قوه قضاییه ای را تقویت می کند که براساس عدل، عدالت و دادگری مشی کند و  تبعیضی روا ندارد، ما در همه زمینه ها هم مشوق و هم منتقد بوده و هستیم، اگر عدلی باشد ما مشوق آن بوده و هستیم ولی اگر ظلم و تبعیضی باشد طبیعی است که مجمع منتقد آن باشد.
او به سطح علمی اعضای مجمع اشاره و اظهار کرد وگفت: هر یک از اعضای مجمع محققین و مدرسین از نظر علمی در سطح بالایی هستند، افراد مجمع معمولاً افرادی صاحب نظر و مجتهد یا قریب الاجتهاد و اهل اندیشه هستند، آنان واقعاً می خواهند اصلاحات واقعی در عمل تحقق پیدا کند نه در شعار؛ و در جهات گوناگون رفع تبعیض صورت گیرد و عدالت و دادگری اجتماعی به وجود آید. مجمع در مقابل نارسایی ها، کاستی ها، فشارها و ستم ها طبیعی است که موضع مخالف داشته باشد و انتقاد کند، اما در مقابل پیشرفت ها، خوبی ها و تحقق عدالت همیشه موضع مثبت و تشویقی داشته و واقعاً مشوق بوده است. مجمع محققین دلسوز نظام هستند و می خواهند این حکومت عاری از عیب، سستی و تبعیض باشد.
او درخصوص تلاش عده ای برای کمرنگ ساختن  کار مجمع  گفت: این گونه داوری ها حاکی از بینش کوتاه برخی افراد به قضایاست وگرنه کسانی  که واقعاً دلسوز نظام و مردم باشند نباید مجمع را مخالفی در مقابل خود پندارند،آن هم مجمعی که همه ی اعضای آن از خوش سابقه های پیش از انقلاب بوده و اکنون نیز از حافظان این مرز وبوم در جهات گوناگون هستند. مجمع با آغوش باز از همه اندیشه های درست چه در حوزه و چه در غیر حوزه مخصوصاً در دانشگاه ها استقبال می کند؛ به همین جهت ارتباط مجمع محققین و مدرسین با دانشجویان و دانشگاهیان به مراتب بیش از مجامع دیگری است که در حوزه وجود دارد و آنها مثبت تر به مجمع نگاه می کنند و یکسری نشست ها، صحبت ها و احیانا همایش ها با آنان داشته و دارند.
در سطح توقعاتی که دیگران از مجمع دارند، شاید کار مهمی نکرده باشیم
او در پاسخ به این سو ال که مجمع چه معایب و نقاط ضعفی می تواند داشته باشد، گفت: مجمع مدرسین و محققین از بدو تأسیس ممکن است که در برخی جهات کم کاری و یا سهل انگاری کرده باشد ولی من عیبی محسوس در آن ندیده ام در حقیقت در سطح توقعاتی که دیگران از مجمع دارند، شاید کار مهمی نکرده باشیم ولی اعضای مجمع می خواهند در تحلیل مشکلات اجتماعی دیدی واقع بینانه داشته باشند. مجمع همواره در وادی مسایل فکری و پاسخ به شبهات و اندیشه ها ی گوناگون فعال بوده است. در حال حاضر در مجمع کلاس های تفسیر، تاریخ، آموزش فن ترجمه قرآن و پاسخ به سوالات و شبهات و بحث های فقهی وجود دارد. من احساس می کنم که همه همکاران ما در مجمع دلسوز مردم هستند و نمی خواهند مشکلی متوجه جامعه انقلابی ما شود بنابراین همه گروه ها می توانند با مجمع همکاری داشته باشند و براساس نص صریح قرآن حرکتی موحّدانه داشته در پیش گیرند.
شنبه, 29 ارديبهشت 1397 13:02

درس هایی از نهج البلاغه (قسمت دوم)

نوشته شده توسط
محورهای اخلاقی در نامه ۹۶ نهج البلاغه به حارث همدانی
محمدجعفر سعیدیان فر
۷. کاری که عذرخواهی به دنبال داردانجام نده:
از اعمالی که اگر از انجام دهنده اش پرسش شود انکار می کند: وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْكَرَهُ: و یا پوزش می طلبد دوری کن: أَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ:   در این فراز(ع) امام ملاک و معیار کار خوب و بد را بیان کرده اند، فرموده است: هر عمل و کاری که این دو چیز را به دنبال داشته باشد، شایسته است که ترک شود و انجام آن به صلاح نیست:
الف: کاری که اگر انجام بگیرد انسان انجام دهنده حاضر نیست آن را به خودش نسبت دهد.
ب: کاری که اگر عملی شود انسان حاضر است از انجام آن عذرخواهی نماید.
امام می فرماید: در هر اقدامی نخست بیندیش و فکر کن، به پیامدها و عواقب کارها اندیشه کن، اگر دیدی از جمله کارهایی است که آن قدر زشت و نامناسب است که آدم دوست ندارد آن را بعهده بگیرد و یا اگر عهده دار شود ناچار است از آن پوزش بطلبد، از چنین کارهایی اجتناب کن و از آغاز که نیت انجامش را داری ترک کن تا گرفتار آن نشوی.این هشدار امیرالمؤمنین (ع) را اگر جدی بگیریم بسیاری از فضا سازی های منفی و شایعه سازی های اجتماعی رخت بر می بندند، کسانی هستند دست به کارهایی می زنند که اگر آشکار شود و روزنامه ای و یا رسانه ای شود آن را تکذیب می کنند، شایسته است پیش از انجام هر اقدامی جوانب آن را به درستی بررسی کنند تا گرفتار آثار منفی آن نشوند
۸. سه نکته اخلاقی درباره زبان- گفتمان-
آبروی خود را هدف تیرهای سخنان مردم قرار مده : وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ :  هر چه را مى‏شنوى، در میان مردم بازگو مكن چرا که راست و دروغ مخلوط است وهمین در آلودگى به دروغ کافی است: وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ  فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً: و در برابر آن چه مردم مى‏گویند، موضع رد و انكار مگیر كه همین در گرفتارى به جهل كافى است: وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا      چندنکته در این فراز ازنامه علی (ع) مورد توجه قرار گرفته است الف: زبان ورابطه گفتاری از نظر اخلاق عملی درفرهنگ متون قرآن وروائی ما مورد توجه زیادی واقع شده است و بسیاری از اوقات بر اثر عدم توجه و رعایت نکردن اصول انسانی در روابط اجتماعی، انسان با یک اظهار نظر و با یک گفتار آبرو و حیثیت اجتماعی چند ساله خود را بر باد می دهد و آماج تهمت ها و حمله ها و هجمه ها قرار می دهد: وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ: بنابراین زمام زبان باید در اختیار انسان باشد، کم بگوید و محکم بگوید و از سست گویی و پرگویی بپرهیزد.و در جای دیگر علی (ع) میفرماید : وَ مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ:(نهج البلا غه قصار349)  آنکه سخن زیاد بگوید لغزش هایش نیز بیشتر است ب:گوش انسان دروازه ای است که دربان ندارد، فیلتر و حاجب و مانعی هم ندارد ممکن است بسیاری از چیزها را آدمی در طول شبانه روز بشنود، راست و دروغ، سست و محکم، حق و باطل، اما مجاز نیست که هر چه شنید آن را به دیگران منتقل کند: وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ: زیرا همین روحیه کافی است که او را در ردیف دروغگویان قرار دهد: فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً:  و آبرو و اعتبار خود را در معرض آسیب بگذارد ج: نکته سومی که حضرت به آن اشاره فرموده است آن است که: آنچه از دیگران می شنوی تکذیب نکن: وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ :که این روش تو را در ردیف جاهلان و نابخردان قرار می دهد: فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا :بسیاری از گفته های دیگران که به گوش تو می رسد حق است، راست و درست است با ردکردن وانکار، گفته ها و اقوال دیگران را هدف قرار مده. درباره ی آنها فکر کن، بررسی و جستجو کن، شاید از لابلای آنها به حقایقی دست یابی که در صورت دست یابی به آنها زندگی اجتماعی و حتی فردی تو را دگرگون سازد و نقطه ی عطفی در اراده و عزم تو شود.
۹. عاقبت اندیشی – تدبیر در زندگی اجتماعی-
دراین بخش از نامه امام(ع) خطاب به حارث همدانی می نویسند: غیظ خویش را فرو خور : وَ اكْظِمِ الْغَیظَ :وبه هنگام خشم شكیبا باش: وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ و در عین حاكمیت و قدرت چشم پوشى كن وآن گاه که حکومت در دست تو است عفو و مدارا کن تا عاقبت از آن تو باشد :وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ:در این فراز ازنامه حضرت(ع) به عواملی اشاره شده که در پی ریزی عاقبت آدمی نقش بنیادی و اساسی دارد:فرو بردن خشم، عفو و گذشت و بردباری پایه های شخصیت انسان را تشکیل می دهند، قرآن مجید می فرماید::وَ الْكاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‏:
زنده یاد مرحوم آیت الله طالقانی درذیل آیه می نویسند:حاكم بر خود و بر انگیزه‏هاى انحرافى خود مى‏گردند و در برابر تعرض به خودشان- نه حق عمومى- كینه و خشم ندارند و چشم مى‏پوشند: وَ الْكاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ‏: اینها صفات و اعمال نمایان متقیان است، گر چه حقیقت تقوا روحى و نفسانى است. در حالت غیظ، كه شدت غضب است، عقل و اراده سلب مى‏شود و چه بسا بیش از استحقاق به خشم آورنده به او ستم مى‏كند و یا دست به جنایت و زبان به سخنان ناروا مى‏گشاید. كظم غیظ، پس از آنست كه انسانى ناملایم و تجاوز به حق و حریم خود درك كند و متأثر شود و به خشم آید، و در همه حال با نیروى عقل و تقوا خود را مهار كند، و این با خونسردى كه بسا بى اعتنایى و تخدیر درك و احساس است جداست، آن از خصلت و قدرت تقوا است، و این چه بسا از رذائل مى‏باشد كظم غیظ نمودار دیگرى از تقواست كه اراده و مهار نفس در هر شرایطى، به دست عقل ایمانى است كه هم به سوى انفاق و تعاون پیش‏مى‏برد و هم از سركشى و تجاوز باز مى‏دارد و چشم پوشى از همگان به دنبال مى‏آورد:وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ‏:- الناس- تعمیم دارد به همگان از افراد مؤمن و غیر مؤمن.گذشت و نادیده گرفتن ناملایماتى است كه از مردم مى‏رسد و همچنین چشم پوشى از چشم دوختن به خلال اخلاقى و رفتار خصوصى مردم و عیب‏جویى است. این عفو كه مرتبه برتر و مقام بالاتر از كظم غیظ است (كظم غیظ به تنهایى چه بسا كینه درونى و عقده دشمنى شود، عفو پاك كردن درون از هر كینه و دشمنى و چشم پوشى از دیگران است.) تا آنجا پیش مى‏رود كه به حقوق خلق و خالق تجاوز نشود، در این مورد جاى امر به معروف و نهى از منكر و اجراى حدود و جهاد است:وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‏: احسان، نیكى كردن و كار را نیك انجام دادن است. اثر محبت خدا جاذبه‏ایست كه از یك سو به سوى تعالى و به سوى خدا و از سوى دیگر از ضمیر خلق ظاهر مى‏شود و به سوى محبوبشان مى‏كشاند. انفاق و كظم غیظ و عفو از مظاهر تقوا و تقوا براى بیرون بردن از ستم و تجاوز و رساندن به مقام احسان است كه برترین مقام انسانى به شمار مى‏رود و پایه و اصول آن همان انفاق و كظم غیظ و عفو است و هم گسترش مى‏یابد و انواع و مراتب نیكى و خیر را شامل مى‏شود. (پرتوى از قرآن، ج‏5، ص: 335 )ونتیجه این که امام علی(ع) دراین بخش از نامه به حارث همدانی براین معنا تاکید دارند که متقین  کسانی هستند که خشم خود را فرو می برند و از خطای  مردم می گذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.در گام اول انسان در برابر رخدادها و عوامل خشم آفرین باید قدرت کنترل خویش را داشته باشد. از آن بالاتر این که به کسی که او را به خشم آورده با آرامی و بزرگواری برخورد کند و در گام سوم بردباری و سعه صدر از خود نشان دهد و بالاخره در گام چهارم دولت و قدرت او را سرمست نکند بلکه به او بزرگواری بدهد که از لغزش دیگران چشم پوشی بپیماید عاقبت او تضمین است، چنین انسانی چشم انداز آینده او روشن و درخشان است و روزگار به سودش رو به پیش خواهد رفت.
۱۰. نگرش انسان به نعمتها
از تمامى نعمتهایى كه خدا ارزانیت داشته است به بهترین وجه بهره‏گیر: وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَیكَ : و هرگز هیچ یك از نعمتهاى خداوندى را-  كه در اختیار دارى-  تباه مكن: وَ لَا تُضَیعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكَ: و چنان باش كه آثار نعمتهاى خدا بر تو آشكارا دیده شود :وَ لْیرَ عَلَیكَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیكَ:دراین فرازدرباره رابطه انسان با پیرامون خودش ونعمت های دراختیار سخن گفته شده وامام(ع) این رابطه را براساس شکر اعلام می کند. وبه این نکته باید توجه داشت که درفرهنگ نهج البلاغه شکر فقط لفظی نیست ودرگفتن واژه – شکر- خلاصه نمی شودودراین نامه درباره باره شکر برسه مسئله تاکید شده است یک:رابطه با نعمت ها باید استفاده بهینه واصلاحی باشد که سبب زیاد شدن نعمت ها ورشد ونمو آنهااست نه تخریبی که باعث کم شدن وفساد آن می شود که خداوند درقرآن می فرماید :وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ: (ابراهیم(14)آیه:7) زیاد شدن ورشد ونمو نعمت ها باشکر به پیشگاه خداوندبخشنده نعمت هااست وشکر قرار دادن استفاده از نعمت ها وتنظیم رابطه بهره برداری ازنعمت ها به گونه ای شایسته بدون اسراف وتبذیر است استفاده بهینه از نعمتها و تباه نساختن آنها نشانه خداباوری و خردمندی است باید بدانیم که در هر نعمتی عوامل فراوانی در عالم هستی دست به دست هم می دهند تا آن را به دست ما بسپارند، شایسته نیست که آن را به آسانی تباه سازیم و ضایع کنیم دو:نعمت های خدارا نباید ضایع کرد وضایع شدنش به شکر نکردن است وشکر نکردن به معنای اسراف وتبذیر وقرارندادن استفاده از نعمت در جایگاه خودش وبی توجهی به حفاظت ازمحیط زیست، آلوده کردن وتخریب آن است که سبب زوال نعمت ها می گردد.سه: این که آثار داشتن نعمت ها برانسان ظاهر شود درقرآن آمده :وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ َحَدِّثْ‏:ً(ضحی (93)آیه:11) اظهار نعمت ها ی خداوند  به این است که جلوه های آن بردیگران به صورت عملی آشکار شود وبه بندگان آفریده خداوند نفع برساند وکسی خداوند نعمت مال به اوداده وبخل بورزد وبه دیگران نفعی نرساند وتظاهر به فقر بکند نعمت های خداوند را اظهارنکرده وهمچنین کسی را که خداوند به اونعمت قدرت عطا کرده است اظهار قدرت به این است آن را درخدمت مردم ودرجهت رفع گرفتاری های آنان بکار گیرد واگرچنین نکرد نعمت های پروردگاررا را اظهار نکرده وآن در معرض زوال ونابودی قرار داده است(شرح‏نهج‏البلاغة(السیدعباس‏الموسوی)، ج 5     صفحه‏ى 172)وسپس امام(ع) می نویسند: بدان كه برترین مؤمنان كسى است كه در تقدیم جان و مال و خاندان خویش امتیاز بیشترى بیابد: وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ‏وَ مَالِهِ: چه، بى‏گمان ارزشهایى كه تو تقدیم مى‏دارى و پیش مى‏فرستى، اندوخته‏اى ویژه‏ى تو باشد: فَإِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیرٍ یبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ: و آن چه به جا مى‏نهى، از آن دیگران است : وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یكُنْ لِغَیرِكَ خَیرُهُ:ودربخش دیگر همین نامه حضرت می فرمایند:بیشتر در زندگى كسانى بنگر كه بر آنان امتیاز دارى، كه این از ابواب شكر است: وَ أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَیهِ  فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ: به افراد پایین دست نگاه کنیم و نه بالا دست تا روحیه شکرگزاری در ما ایجاد شود و تداوم یابد.بسیارند از کسانی که غرق در نعمت فرزندی صالح، همسر شایسته، منزل وسیع، آبرومندی اجتماعی و مانند آن هستند اما همواره آه و ناله و ناسپاسی آنها به گوش می رسد، ریشه آن این است که خود را با انسانهای بالاتر و جلوتر از خود در امورمادی و دنیایی مقایسه کنند و احساس کمبود می کنند، رهنمود علی (ع) آن است که خود را با پایین دستها سنجش کن تا درهای شکر برایت گشوده شود.
۱۱. از دوستى با سبك مغزان هرزاندیش و بدكاران و بدنامان بپرهیز:
از یارانی که در فکر و نظر ضعیفند و عمل آنها ناشایسته است بر حذر باش، زیرا مقیاس سنجش شخصیت هر کس را یارانش تشکیل می دهند. :وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ یفِیلُ رَأْیهُ  وَ ینْكَرُ عَمَلُهُ فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ: مردم در جامعه انسان را از دو طریق شناسایی می کنند: یکی گفتار و رفتار فردی و موضع گیری های اجتماعی و دیگر از نشست و برخاست با دیگران ، مصاحبت و همنشینی معیار خوبی برای نمره دادن مثبت و منفی به انسانهاست.در ادامه این دستورنامه اخلاقی حضرت(ع) شفاف تر به این مسأله اشاره کرده اند: از همنشینی با فاسقان بپرهیز که شر به شر می پیوندد.: وَ إِیاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ  فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ:نسیم با آن لطافتی که دارد هنگامی که از روی مزبله عبور می کند بوی بد می گیرد و آزار دهنده می شود، مراقب باش روح لطیف خود را که با رنگ عبودیت و عطر بندگی خو گرفته گرفتار بوی بد گناه نکنی و دوستان ناباب فضای جان و روح تو را آلوده نسازند که اگر روحت رنگ گناه گرفت و گفتارت نیز به فسق و فجور آلوده خواهد شد.
۱۲. در شهرهاى بزرگ مسكن گزین:
در شهرهای بزرگ سکونت کن: وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ: زیرا مرکز اجتماع مسلمانان است: فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ : و ازسکونت در محلهاى فراموش شده و بریده از خلق جاهایی که مردم آن از یاد خدا غافلند و به یکدیگر ستم روا می دارند و بر اطاعت از خدا به یکدیگر کمک نمی کنند، بپرهیز: وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ  وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ:در شهرهای بزرگ براثر تکثر اقوام تلاقی فرهنگ ها صورت می گیرد ودیدگاه توسعه ای بوجود می آیدوانسانها بیشتر حالت شهروندی پیدا می کنند که باهمبستگی با همدیگر قانون مدار ی به صورت فرهنگ نهادنیه می کنند وهمه باهمکاری باهمد یگر سبب رشد وتوسعه می گردند بعکس محیط های کوچک که تعصب ها ووابستگی به آداب ورسوم گا ها غیر سازنده ودخالت کردن در احوال شخصیه همدیگر ظرفیت توسعه وپیشرفت کم می شود ولذا درفرهنگ قرآنی وروائی ما مسئله هجرت برای آزادی در پرستش خداوند ورهائی از استضعاف مطرح گردیده است. 
۱۳. دوری ازجایگاه حضور شیطان
رای و فکر خود را، به چیزی که به کارت می آید منحصر نما  :وَ اقْصُرْ رَأْیكَ عَلَى مَا یعْنِیكَ : زنهار از نشستن در محلهایی از بازار که - افراد بیکاره و فاسد -  در آنها می نشینند که به راستی آن مکانها جای حضور شیطان و عرضه شدن فتنه و فساد است : وَ إِیاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ  فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ وَ مَعَارِیضُ الْفِتَنِ: گرچه شیطان مانند خون در تن انسان جاری است و همه جا انسان را رصد می کند و کمین کرده تا زمینه های لغزش او را فراهم آورد اما در برخی زمان ها و مکان ها حضور پر رنگ تر و جدی تر دارد، از جمله آن مکان ها، اماکن عمومی مانند بازار است که زمینه گناه و انجام حرام بیشتر است از این رو پیامبر اکرم (ص) فرمود  شیطان ها صبحگاهان با پرچم های خود به بازار می روند و با هر که زودتر به بازار رود داخل می شوند و با هر که دیرتر درآید، بیرون می آیند. :ان الشیاطین تغدوا برایاتها الا الأسواق فیدخلون مع اول داخل و یخرجون مع آخر خارج)   ۱۹. نهج الفصاحه، شماره ۶۳۸)بنابراین زمینه شیطنت شیطان ها در بازار فراهم تر است، چه انسان هایی با هزاران دوز و کلک مردم را می فریبند و شیطان گونه با سوگند و قسم های پی در پی و با شیوه های ویژه ای که دارند، باغش درمعامله اجناس را به قیمت بالا به مشتریان ناآگاه می فروشند و نام آن را هم زرنگی و کیاست می گذارند.البته روشن است که امام (ع) درمقام آسیب شناسی این مسئله رامطرح می کنند وبه افرادبیکاره ای که درگذرگاه های بازار پاتوق می کنند  توجه دارند وگرنه اصل بازار وتجارت باقواعد وقانون شرع وهنجارهای شرعی عرفی ازضروریات زندگی انسانهااست ودر فرهنگ اسلامی ما مورد توجه وامضا واقع گردیده است.
پنج شنبه, 27 ارديبهشت 1397 10:57

توشه گیری از دعای ابوحمزه ثمالی ۴۷-۴۸

نوشته شده توسط
محمود صلواتی
توشه ی چهل و هفتم
ایستگاه‌های رستاخیز
سیدی من لی و من یرحمنی ان لم ترحمنی؟ و فضل من اؤمّل ان عدمت فضلک یوم فاقتی؟ و الی من لا فرار من الذنوب اذا النقضی اجلی؟ سیدی لا تعذّبنی و انا ارجوک.
سرورم، من که را دارم؟ و اگر تو رحمم نکنی چه کسی بر من رحم آورد؟ و روز تنگدستی اگر فضلت را نداشته باشم به امید فضل چه کسی باشم؟ و اگر مهلتم پایان یابد از گناهان به‌سوی که بگریزم؟ سرورم ، عذابم مده که من به تو امیدوارم.
همان‌گونه که در عالم برزخ انسان پاسخگوی کردار خویش است و تجسم اعمال خود را به همراه خود می بیند در روز رستاخیز نیز ایستگاههایی وجود دارد که انسان‌ها را برای حسابرسی و پاسخ گویی نگاه می دارند تا پاسخگوی کردارشان باشند.
از امام صادق(ع) روایت است که فرمود:هرگاه یکی از شما بخواهد چیزی از پروردگارش درخواست کند، باید ازآنچه در دست مردم است امیدش را ببرد. [آنگاه فرمود:] رستاخیز پنجاه ایستگاه [موقف] است که هر ایستگاهی هزار سال است از سالهایی که می-شمرید، آنگاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود: فی یوم کان مقداره خمسین الف سنۀ مما تعدّون.
باز از امام صادق(ع) روایت است که فرمود:مردم آنگاه‌که در روز رستاخیز برابر پروردگار عالمیان می‌ایستند، مانند تیر در غلاف‌اند که هرکس جز جای پای خود جایی در صحرای محشر ندارد.
امیرمؤمنان(ع) درباره روز رستاخیز فرماید:تا آنگاه‌که مهلت نوشته‌شده سر آید و کار به سرانجام رسد و فرجام آفرینش به آغازش در پیوندد...آنگاه آن‌ها را متمایز سازد تا از کرداری که در نهان و آشکار انجام داده-اند بازخواستشان کند. آنان را دو گروه کند گروهی را به نعمت بنوازد و گروهی را به کیفر اندازد.
 اما طاعت‌پیشگانی را در جوار رحمت خود آرد...اما نافرمانان را در بدترین جایگاه فروریزد و دستشان را با زنجیر به گردن آویزد پیشانیهایشان را به قدم‌هایشان رساند، جامه هایی از مس گداخته و پاره هایی از آتش سوزان بدانها بپوشاند. گرفتار عذابی شوند سخت سوزنده در زندانی که درهایش به رویشان قفل گردیده، در آتشی گدازنده، غرنده و گزنده، دارای آوایی ترساننده، نه گرفتار آن را رهایی است، نه اسیر آن را جان پناهی، نه بندهایش را گشودنی، نه زندانیان را مهلتی است که به سر آید، و نه آنان را مرگی است که فرا رسد!
 
توشه ی چهل و هشتم
درخواست یاری بدون سزاواری
سیدی انا اسئلک مالا استتحقّ، انت اهل التّقوی و اهل المغفره فاغفرلی و البسنی من نظراک ثوباً یغّطی علیّ التّبعات و تغفرهالی و لااطالَبُبها انک ذومنٍ قدیم و صغحِ عظیم  تجاوزٍ کریم.
سرورم، من از تو چیزی را می خواهم که شایسته نمی‌باشم، و تو اهل پارسایی و اهل آمرزشی، پس بیامرزم, و از لطفت جامه ای بپوشانم که گناهانم را بپوشاند، و آن‌ها را ببخشایم که از آن‌ها بازخواست نشوم؛که تو دارای بخششی دیرینه، عنایتی فرارتبه و گذشتی بزرگوارانه ای.
همه الطاف و عنایات خدای سبحان از روی تفضل و احسان است. بدون آن‌که بندگان سزاوار چنین عطا و احسانی باشند هیچ آفریده ای بر آفریدگار حقی ندارد که او را بیافریند و یا پس از آفرینش از او نگهداری کند. و آنچه آفریدگار به آفریده عطا می کند به مقتضای لطف و کرم و احسان اوست در دعای هر روزِ ماه رجب می‌خوانیم: یا من یعطی من سأله، یامن یعطی من لم یسأله تحننّاً منه و رحمه  - ای آنکه به کسی که از وی درخواست کند می بخشد،  ای آنکه به کسی که از وی درخواست نمی کند نیز به مقتضای مهرورزی و مهرگستری خود می بخشد.
در دعای عرفه نیز می خوانیم:وانت البادی بالاحسان قبل توجّه العابدین، و انت الجواد بالعطاء قبل طلب الطالبین.  تو پیش از آن‌که عبادت کنندگان به تو روی آورند به احسان آغاز می کنی و پیش از آن‌که درخواست‌کنندگان خواهند بدانان می بخشی.
 خواجه عبدالله گوید:
دانی که نه به خود بدین روزم،
و نه به کفایت خویش شمع هدایت می افروزم.
از من چه آید؟
و از کردار من چه گشاید؟أ
طاعت من، به توفیق تو!
خدمت من، به هدایت تو!
توبۀ من به رعایت تو!
شکر من، به انعام تو!
ذکر من، به الهام تو!
همه تویی...
من کیم؟!
اگر فضل تو نباشد،
من چه ام؟!
پنج شنبه, 27 ارديبهشت 1397 10:40

درس‌هایی از نهج‌البلاغه (قسمت اول)

نوشته شده توسط
محمدجعفر سعیدیان فر             
درسهای اخلاقی از نامه ۶۹ به حارث همدانی : (بخش اول)
«وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ اسْتَنْصِحْهُ  وَ أَحِلَّ حَلَالَهُ وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ  وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ  وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْیا لِمَا بَقِی مِنْهَا  فَإِنَّ بَعْضَهَا یشْبِهُ بَعْضاً  وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا  وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ  وَ عَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ أَنْ تَذْكُرَهُ إِلَّا عَلَى حَقٍّ  وَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ   وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلَّا بِشَرْطٍ وَثِیقٍ  وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسِهِ وَ یكْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِینَ  وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یعْمَلُ بِهِ فِی السِّرِّ  وَ یسْتَحَى مِنْهُ فِی الْعَلَانِیةِ وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْكَرَهُ أَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ  وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ  وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً  وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا  وَ اكْظِمِ الْغَیظَ وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ  وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَیكَ  وَ لَا تُضَیعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكَ  وَ لْیرَ عَلَیكَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیكَ  وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ‏وَ مَالِهِ  فَإِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیرٍ یبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ  وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یكُنْ لِغَیرِكَ خَیرُهُ  وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ یفِیلُ رَأْیهُ  وَ ینْكَرُ عَمَلُهُ فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ  وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ  وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ  وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ  وَ اقْصُرْ رَأْیكَ عَلَى مَا یعْنِیكَ  وَ إِیاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ  فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ وَ مَعَارِیضُ الْفِتَنِ  وَ أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَیهِ  فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ  وَ لَا تُسَافِرْ فِی یوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلَاةَ  إِلَّا فَاصِلًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ فِی أَمْرٍ تُعْذَرُ بِهِ  وَ أَطِعِ اللَّهَ فِی جَمِیعِ أُمُورِكَ  فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ فَاضِلَةٌ عَلَى مَا سِوَاهَا  وَ خَادِعْ نَفْسَكَ فِی الْعِبَادَةِ وَ ارْفُقْ بِهَا وَ لَا تَقْهَرْهَا  وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا  إِلَّا مَا كَانَ مَكْتُوباً عَلَیكَ مِنَ الْفَرِیضَةِ-  فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدِهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا وَ إِیاكَ أَنْ ینْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ  وَ أَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فِی طَلَبِ الدُّنْیا  وَ إِیاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ  فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ وَ وَقِّرِ اللَّهَ وَ أَحْبِبْ أَحِبَّاءَه وَ احْذَرِ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ جُنْدٌ عَظِیمٌ مِنْ جُنُودِ إِبْلِیسَ-  وَ السَّلَامُ»
 طرح موضوع :
امام علی(ع) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی زیستی و عملی امام علی(ع) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی در تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی دوران کوتاه حکومت امام (ع) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، ودرجای جای صفحات زرین آن موضوعات اخلاقی فردی واجتماعی مطرح گردیده است. درنامه 69 نهج البلاغه امام علی (ع)خطاب به حارث همدانی که از اصحاب آگاه، دانشمند و فقیه ایشان بوده منشوری اخلاقی را مطرح می کنند برای عموم مسلمانان که تا امروز  و فردای تاریخ می تواند راهنمای زندگی انسانها باشد
حارث همدانی کیست؟
حارث همدانی یکی از یاران خاص امام علی(ع)، از قاریان مشهور صدر اسلام و از علما و تابعین بزرگ در شهر کوفه و فقیه و محدث نیز بود. نسب کامل او، حارث بن عبدالله بن کعب بن اسید بن خالد بن حوث، قبیله اش – همدان- که قبیله بزرگی در – یمن- که شیعه و دوستدار علی بن ابیطالب(ع) بودند. بعد از تاسیس شهر کوفه در سال 17 هـ.ق، به کوفه کوچ کردند. لذا تا قبل از این دوران اطلاعی از زندگی او نداریم. کنیه اش ابوزهیر بود و چون یک چشم خود را از دست داده بود، به او – اعور- می گفتند. او در دوران خلافت عثمان بن عفان در مبارزات سیاسی وسیعی شرکت داشت و از اعضاء گروه –قراء- به ریاست مالک اشتر در کوفه، با سعید بن عاص، والی کوفه از طرف عثمان، مخالفت کرده و همراه مالک اشتر و گروه، بر او شوریدند و به مدینه رفته و از عثمان خواستار بر کناری سعید شدند، اما عثمان توجهی نکرد و آنها را به شام تبعید نمود و آنجا حوادثی برایشان رخ داد. حارث در زمان قتل عثمان و ماجراهایی که پیش آمد در مدینه بود. حارث فقه و علوم دینی را از مولای خود یاد گرفت و در علم ریاضی  - چگونگی محاسبه در تقسیم ارث- سرآمد  مردم زمان خود بود. ذهبی از حارث با عناوینی چون علامه، فقیه، امام و کثیرالعلم یاد کرده است(محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج ۴، ص ۱۵۲ میزان‌الاعتدال فی نقدالرجال ج ۱، ص ۴۳۷) امام علی (ع) او را در زمره 10 یار معتمد خود قلمداد کرد. وی همتی والا در گردآوری خطبه ها و احادیث آن حضرت داشت و اولین گردآورنده خطبه های علی(ع) است. در زمانی که سیاست خلفای دوم و سوم، قبل از امیرالمومنین (ع)عدم کتابت حدیث بود، امام(ع) بر فراز منبر فرمود: افرادی که مایل هستند تا علم را بنویسند کاغذ و قلمی آماده کنند. حارث اوراقی خرید و در آن علوم و احادیث زیادی از آن حضرت نوشت. از این رو در بعضی منابع تاریخ، از او عنوان - صاحب کتاب-  ذکر شده است.
منشور اخلاقی امام علی(ع): امام علی (ع) در نامه69 نهج البلاغه  به حارث همدانی رهنمودها و هشدارهایی داده است که برای همیشه و همگان در طول تاریخ سودمند و آگاهی بخش و عبرت آموز است. این رهنمود ها در دوازده محور اخلاقی در این نوشتار مطرح گردیده است
1۳محور اخلاقی مطرح شده درنامه:
 1.  قرآن محوری
امام(ع) درآغاز نامه خطاب به حارث می نویسند: به ریسمان قرآن چنگ بزن و از آن اندرز بخواه: وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ اسْتَنْصِحْهُ: حلالش را حلال بشمر، و حرامش را حرام  : وَ أَحِلَّ حَلَالَهُ وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ :آنچه از حقایق زندگی پیشینیان در قرآن آمده است تصدیق کن :وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ:  گزارش ها، قصه ها و سرگذشت پیشینیان در این کتاب اطمینان آور، شفاف و درس آموز است، باور کردن این سرگذشت ها پشتوانه ای استوار برای حرکت به سوی کمال انسان است زیرا همواره گذشته چراغ راه آینده است و از گذشته باید پلی برای آینده ساخت این کتاب انسان را به بهترین راه هدایت می کند  و خالص ترین نصیحت ها و خیرخواهی ها را پیش روی آدمی می گذارد. جامعه ای که بر اساس قانون در رهنمودهای قرآنی شکل بگیرد، در روابط داخلی و خارجی اش عزیز و مقتدر و مستقل، خودباور و خداباور و خویشتن بان و خوشبین به آینده خواهد بود از این رو علی (ع) در این نامه و دستورالعمل به حارث همدانی نخستین توصیه و دستور را تمسک به ارزشهای قرآنی و پرهیز از نواهی آن می داند. اگر این کتاب انسان ساز و جامعه پرداز به متن زندگی مسلمان ها راه می یافت وراهنمای عمل آنها می شد امروز وضعیت مسلمانان این چنین که هست نبود
2. عبرت آموزی – گذشته چراغ راه آینده
امام(ع) خطاب به حارث می نویسند: از رخدادهای  گذشته دنیا برای باقی مانده ی آن عبرت گیر: وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْیا لِمَا بَقِی مِنْهَا:  چرا که بعضی از آن شبیه بعضی دیگر است: فَإِنَّ بَعْضَهَا یشْبِهُ بَعْضاً: و پایانش به نخستین آن ملحق می گردد: وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا: اما تمام آن گذرا و ناپایدار است. :  وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ: عبرت از ماده – عبور- است، یعنی از ظاهر پدیده های تاریخی باید نقبی به درون آن زد، سنتهای حاکم بر تاریخ و فلسفه آن را باید کشف کرد و از آن درس زندگی آموخت، علل پیشرفت و پیروزی ملت ها و نیز ریشه های شکست و نابودی آنان را جستجو کرد و آن را به عنوان قانون و سنت عالم آفرینش مورد توجه قرار داد.درفرهنگ قرآن به عبرت گرفتن از تاریخ گذشته گان توجه زیادی شده و سیر در آفاق و انفس انسان را به کمال توحیدی و زندگی هدایت شده با پیمودن راه تکامل و سعادت به سوی خداوند رهنمون می شود. قرآن درباره ستمگری فرعونیان و هلاکتی که نتیجه اعمالشان بود در سوره دخان می فرماید: «كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُیونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِیمٍ * وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِیها فاكِهِینَ* كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ* فَما بَكَتْ عَلَیهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِینَ» (دخان آیات:25-29 ) سرانجام همگی نابود شدند و  چه بسیار باغها و چشمه ها که از خود بجای گذاشتند، و زراعتها و قصرهای زیبا و گران قیمت. و نعمتهای فراوان دیگر که در آن غرق بودند. این چنین بود ماجرای آنان و ما اموال و حکومت اینها را میراث برای اقوام دیگری قرار دادیم.نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتی داده شد.  فرعونیان ستمگر با آن همه کبکبه و تمدنی که داشتند براثر لجاجت با خدا، ستم به مردم و پیامبر الهی در کام دریا فرو غلتیدند از آب وارد آتش جهنم شدند. هر قوم و ملتی که روحیه تفرعن و فرعونیت که همان خودخواهی و منیت است در او باشد محکوم به فنا و نابودی است.خدا با هیچ قوم و ملتی پیوند خویشی نبسته است.آرى براى مرگ تبهكاران نه چشم فلك گریان و نى خاطر خورشید  نگران ومکدرگشت آنها موجودات نابهنجاری بودند كه گویى هیچ ارتباطى با عالم هستى و جهان بشریت نداشته‏اند، هنگامى كه این بیگانگان از عالم طرد شدند كسى جاى خالى آنها را احساس نكرد، نه در صحنه زمین، نه بر پهنه آسمان، و نه در اعماق قلوب انسانها، و به همین دلیل هیچكس قطره اشكى بر مرگ آنهافرو نریخت: فَما بَكَتْ عَلَیهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ:
3. بزرگ شمردن نام خدا
امام علی (ع) دراین قسمت نامه می نویسند:  نام خدا را بزرگ شمار و جز به حق از او نام مبر: وَ عَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ أَنْ تَذْكُرَهُ إِلَّا عَلَى حَقٍّ : بزرگ شمردن نام خدا آن است که اسم او را وسیله مطامع و منافع دنیوی قرار ندهیم، برای رسیدن به متاع اندک دنیا به ذات اقدس او سوگند نخوریم،باسوگند ابزاری زیر پوشش نام او مردم را فریب ندهیم، گزیده ی سخن آن که خدا را هزینه زندگی زودگذر و فانی دنیا نکنیم، با عظمت از او یاد کنیم و جز در موارد حق نام او را نبریم. دراین جا مناسب است دو فرازدیگر از این نامه راکه به دو نکته در رابطه با خدای متعال اشاره شده است مطرح کنیم.دریک فراز امام (ع)می نویسند. در تمام اعمالت مطیع فرمان خدا باش، زیرا اطاعت و فرمانبرداری خدا از هر کاری بهتر است. : وَ أَطِعِ اللَّهَ فِی جَمِیعِ أُمُورِكَ: فرمانبرداری واطاعت از فرامین خداوندراسرلوحه همه کارهایمان قرار دهیم فرمان و قانون او را بر همه فرمانها و قانون ها مقدم بداریم سرمایه باقی و ثمر بخش و ماندگار برای انسان، قرار گرفتن در حوزه جاذبه حق تعالی و پیروی نمودن فرامین حیات بخش او در زندگی فردی و اجتماعی است: فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ فَاضِلَةٌ عَلَى مَاسِوَاهَا:ودرفرازدیگر همین نامه به این مسئله اشاره می شودکه حضرت(ع) می فرمایدخدای را محترم شمار و دوستان خدا دوست بدار: وَ وَقِّرِ اللَّهَ وَ أَحْبِبْ أَحِبَّاءَهُ: تحقق کابردی اجتماعی تعظیم وبزرگداشت خداوند دردوست داشتن  دوست داران اوست بنابراین تعظیم توقیر و اطاعت خداوند وظیفه اساسی ما است. ودرمتن این وظیفه دوست داشتن بندگان آفریده خداوندوپاس داشتن کرامت آنان یک اصل اخلاقی بزرگ است
 4. مرگ اندیشی بدون مرگ هراسی
دراین فراز ازنامه امام(ع)به حارث می فرماید: از مرگ و از فراسویش - عالم پس از آن - بسیار یاد كن: وَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ : و جز در صورتى كه از كارنامه‏ى خویش اطمینان كامل یابى آن را  آرزو مكن. : وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلَّا بِشَرْطٍ وَثِیقٍ:در نهج البلاغه مرگ اندیشی مطرح است نه مرگ هراسی امام علی(ع) درجای جای  نهج البلاغه مردم را از مرگ هراسی برحذر می دارد وبه مرگ اندیشی و تفکر درباره بازگشت پس از مرگ –معاد – دعوت می کند. ما انسانها در این بزرگ راه زندگی مانند مسافری هستیم که از مبدأی به سوی مقصدی در حرکت است غفلت از مبدأ و مقصد و توجه نکردن به نشانه های راهنما  در مسیر، آدمی را به بیراهه می کشاند و چه بسا او را در دره سقوط بیفکند که نام و نشانی هم از او باقی نماند.ذکر مرگ و یاد گردنه های پس از آن انسان را از خواب غفلت بیدار می سازد تا راه را گم نکند و مقصد را فراموش ننماید.فراموشی آخرت برابر است با غفلت و سنگدلی، و انسان دارای قساوت قلب از رحمت و فیض و فضل الهی به دور است،.آرزوی مرگ برای کسی زیبا و مثبت است که دستش از عمل صالح پر باشد با دست خالی به سوی آن عالم رفتن رسوایی دارد، اگر علی (ع) می فرمود علاقه من به مرگ مانند علاقه کودک به شیر و پستان مادر است :وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْی أُمِّهِ (نهج البلاغه خطبه 5): و یا می فرمود: من و مرگ مانند تشنه و آب هستیم : وَ اللَّهِ مَا فَجَأَنِی مِنَ الْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ  وَ مَاكُنْتُ إِلَّا كَقَارِبٍ وَرَدَ وَ طَالِبٍ وَجَدَ (نهج البلاغه نامه 23): درادامه همین نامه مینویسند:هراس داشته باش از آن که مرگ گریبانت را بگیرد و تو از خدایت فرار کرده و در طلب دنیا باشی. :وَ إِیاكَ أَنْ ینْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ  وَ أَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فِی طَلَبِ الدُّنْیا: دنیا مقدمه رسیدن به کمال وسعادت اخروی است وکسانی باید از مرگ هراس داشته باشند که به دنیا اصالت داده وبرای آخرت خود را آماده نکرده اند مرگ اندیشان از غفلت وغافلگیری بدورند وآماده انتقال وحرکت بسوی جایگاه کمال وسعادت وقرب الهی هستند همان گونه که امام علی (ع) درنامه 23 نهج البلاغه پس از ضربت خوردن ودرآستانه شهادت می فرمایند من هیچ گاه توسط مرگ غافلگیر نشدم : وَ اللَّهِ مَا فَجَأَنِی مِنَ الْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لَا طَالِعٌ أَنْكَرْتُهُ:
5. مقدم داشتن مصلحت اجتماعی برمنافع شخصی
در این فراز ازنامه امام علی (ع) معیاری برای کارهای روزانه ما مسلمانان بیان می کنند ومیفرمایند از هر عملی که تو را خشنود و مسلمانان را ناپسند آید بر حذر باش : وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسِهِ وَ یكْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِینَ: و آن این است که: پسندیده و ناپسندیده بودن کار را با روحیات خودت محاسبه نکن، بلکه معیار خوب و بد و شایسته و ناشایسته بودن کار را عموم مسلمانان قرار ده، به دیگر سخن خودت میزان و خط کش نباش که هر چه را نپسندی ترک کنی، بلکه بررسی و دقت کن این کاری که می خواهی انجام دهی، این سخنی که قرار است بیان کنی، این تصمیمی که قرار است اتخاذ کنی و بالاخره هر اقدامی که قرار است از تو صادر شود آیا با مذاق دیگر هم کیشان تو و مسلمانان پیرامون تو پسندیده هست یا نه، اگر سر دو راهی قرار گرفتی بر خشنودی خویش و ناخوشنودی دیگران، دیگران را بر خود مقدم بدار، مصلحت امت و جامعه اسلامی را بر رضای خویشتن و مصلحت جامعه اسلامی را بر رضای خویشتن و مصلحت خود ترجیح بده و به گونه ای عمل کن که فضای جامعه دینی را آلوده و مه آلود نسازی، اگر دیدی شعاع عملکرد تو دیگر مسلمانان را می آزارد و آنان را نگران می سازد و از عملیاتی کردن آن تصمیم و اراده صرف نظر کن.این رهنمود حضرت که با هشدار همراه است در بسیاری از مسائل و مواضع اجتماعی کارساز و گره گشاست، چه بسا ذوق و سلیقه فردی چیزی را اقتضاء کند که مزاج سیاسی و فرهنگی جامعه آن را پذیرا نیست، در این فرض بهتر است که مصلحت جمع و جامعه را بر نگرش و بینش خود مقدم بدارد تا جامعه به تنش و چالش گرفتار نگردد.وچقدر زیبا بود اگر کسانی که این روزها با حصار توهم دین داری وحق پنداری انحصاری خویش انسانهای زیادی را از حقوق اولیه انسانی اجتماعیشان محروم می کنند به این رهنمود زیبای امام علی(ع) توجه می کردند.
6. شرم و حیاء
 امام(ع) دراین بخش ازنامه می فرمایند: و از هر كار پنهانى كه افشایش شرم آورباشد پرهیزکن :وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ یعْمَلُ بِهِ فِی السِّرِّ وَ یسْتَحَى مِنْهُ فِی الْعَلَانِیةِ: بی شرمی و بی حیایی یکی از آسیب های بزرگ و فردی و اجتماعی است، بی حیایی نسبت به خدا، بی حیایی نسبت به مردم، بی حیایی نسبت به خود یکی از سفارشهائی که از همه پیامبران الهی باقی مانده این است که: اگر کسی حیاء نداشت هر کاری که می خواهد بکند مانعی برای آن نیست. یعنی تنها چیزی می تواند جلو هرزگی و تبه کاری انسان را بگیرد داشتن حیاء است ،گردن نهادن وتعهد به هنجارهای عمومی اخلاق پسندیده ایست ولی بسیاری از کارهائی راکه انسان در ملأ عام و در منظرو مرأی انجام نمی دهد ممکن است در خلوت و پنهانی انجام دهد، امام علی (ع) می فرماید: از آن کاری که حاضر نیستی در خلوت و در دیدگاه مردم انجام دهی از آن در پنهانی نیز پرهیز کن و انجام نده.بنابراین یکی دیگر از هشدارهای امام علی (ع) به شیعیان این است که همواره خود را در محضر خدا بیند و آشکار و پنهانشان یکسان باشد و حرمت حیاء را پاسدارند.واز دوگانگی رفتاری وگفتاری که خود یک نوع ازنفاق است دوری کنند
...ادامه دارد
فاضل میبدی فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره طرح عذرخواهی دولت بابت برجام گفت: ما باید دولت را تشویق کنیم که راه را ادامه دهد و اوضاع را مدیریت کند مطرح کردن عذرخواهی بابت برجام تحقیر دولت است.
حجت الاسلام فاضل میبدی در گفت‌وگو با ایلنا، درباره خروج آمریکا از برجام و واکنش ریس‌جمهور گفت: معتقدم در دنیای سیاست در بسیاری از موارد مقابله به مثل پاسخ نمی‌دهد. هر اقدامی در جهان سیاست باید بر اساس مصلحت ملی و منافع ملی باشد. وی ادامه داد: آمریکا کار غیراخلاقی انجام داد و از برجام خارج شد و مشاهده کردید که اغلب کشورهای دنیا این رفتار ایالات متحده را نکوهش کردند جز اسراییل و عربستان که تفکر و موضع دیگری دارند.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان این که بازنده اصلی این خروج آمریکا است، عنوان کرد: ایران اگر تدبیر عقلانی داشته باشد به خوبی از این فرصت استفاده خواهد کرد؛ ما باید لابی‌های خود را در دنیا قوی و از دادن شعارهای تند و اقداماتی که هیچ سودی برایمان ندارد بپرهیزیم. وی خاطر نشان کرد: عده‌ای چون دولت متبوع خودشان بر سرکار نیامد برجام ستیزی می‌کنند، این کار یک جنایت و ظلم در حق کشور است. این گروه چون با دولت مشکل دارند برجام ستیزی می کنند، اعتقاد دارم یکی از مهمترین دستاوردهای دولت یازدهم برجام بود.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: برجام ما را از بسیاری مشکلات نجات داد، متاسفانه عده‌ای در داخل و خارج برجام ستیز شده‌اند، درحال حاضر این اتفاق افتاده ( خروج آمریکا از برجام) ما باید در کمال عقل و اخلاق نیت خود را به دنیا نشان دهیم. وی تاکید کرد: آقای ظریف کارشان را شروع کرده‌اند و گفت‌وگوها هم آغاز شده است .
میبدی با اشاره به آتش کشیدن پرچم آمریکا در صحن علنی مجلس توسط عده‌ای از نمایندگان گفت: این گونه رفتارها زیبنده ملت و مردم ایران نیست. ما ملتی فهیم، صلح دوست و صاحب فرهنگ هستیم نباید عده‌ای نابخرد کارهایی را انجام دهند که دنیا نمی‌پسندد. وی خاطرنشان کرد: آتش بازی که در مجلس به راه افتاد باعث شد اسرائیل از آن لذت ببرد،‌ ترامپ کیف کند و عربستان خوشحال شود.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: آتش زدن پرچم یک ملت کار درستی نیست، پرچم نماد یک ملت است نه دولت. این آتش بازی‌ها و زیر پا گذاشتن‌ها تاکنون هیچ دستاوردی برای ما نداشته است. وی در خصوص بیانیه مجلس خبرگان مبنی بر عذرخواهی رئیس‌جمهور از توافق برجام گفت: این بیانیه زیبنده نظام جمهوری اسلامی ایران نیست آن هم در شرایطی که ما در داخل نیاز به وحدت داریم. باید دولت را تشویق کنیم که از بحران عبور کند نه این که با چنین بیانیه‌هایی فرصت دست دشمنان بدهیم .
این عضو حوزه علمیه قم ادامه داد: این کار وضعیت را برای دشمن این گونه تشریح می‌کند که ما در داخل اختلاف داریم. ما باید از احساسات دور باشیم و با عقلانیت رفتار کنیم و در داخل با انسجام و وحدت از راه گفت‌وگو مشکلات را حل کنیم. هدف همه ما باید حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. وی تاکید کرد: اگر نارضایتی ایجاد شود طبیعی است که از بیرون ضربه خواهیم خورد. نباید رفتارهای تحریک کننده داشته باشیم باید اجازه دهیم دولت خود اوضاع را مدیرت کند.
میبدی افزود: اگر بنا به عذرخواهی باشد در این کشور خیلی‌ها باید عذرخواهی کنند، کسانی که مرتب در دولت‌های نهم و دهم حمایت‌هایی را انجام دادند و با همین حمایت‌ها چه ضرباتی را به کشور زدند،‌ چرا این افراد عذرخواهی نمی‌کنند؟ روحانی با برجام چه ضرری به کشور وارد کرد؟ غیر از این است که کشور را از آسیب‌هایی که وارد شده بود نجات داد. وی خاطر نشان کرد: انتقاد با ادبیات عذرخواهی متفاوت است، مطرح کردن عذرخواهی بابت برجام تحقیر دولت است و قطعا دشمنان از این کار لذت خواهند برد. ما باید دولت را تشویق کنیم نه این که کاری کنیم که حقیر شود.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب یاد آور شد: دولت‌های نهم و دهم خسارت‌های زیاد به کشور زد اما کسی از این بابت عذرخواهی نکرد همان‌هایی که در خطبه‌های نماز جمعه معتقد بودند نامه احمدی‌نژاد به رئیس جمهور آمریکا باید در کتاب‌های درسی تدریس شود باید امروز عذرخواهی کنند. همان‌هایی که به اسم دین و امام زمان دولتی را بر سر کار آوردند که با عملکرد نادرستش خسران‌هایی را به کشور زد باید عذرخواهی کنند .
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ و آزاده ایران
فرا رسیدن ماه مبارك رمضان، ماه عبادت، عرفان و معنویت و ماه همبستگی، رافت و رحمت بر عموم مسلمانان مبارك باد. بر اساس آیات قرآن كریم و روایات، فلسفه وجودی ماه رمضان علاوه بر تقویت تقوای الهی، خودسازی و مهار كردن خوی شیطانی، توجه به انسان های محروم، ایجاد عدالت و امحای فقر و تحقق صلح و همدلی است. اگر در این ماه مبارك آتش خشم، كینه، عصیان و نفرت در میان مسلمانان و سران كشورهای اسلامی فرو ننشیند و تفاوت های طبقاتی و تبعیض و بی عدالتی فرونكاهد، تقوای الهی كه اساس فلسفه وجودی این ماه هست، تحقق نیافته است. از علما و سخنرانان انتظار می رود در ایام مبارک ماه رمضان مردم را بر صبر، بردباری، قناعت و کمک اقشار آسیب پذیر ترغیب کرده؛ تا به هدف اصلی صیام در این ماه نائل شوند.
بر مسلمانان به ویژه سران كشورهای اسلامی و علمای فرق و مذاهب واجب است در این ماه، اختلافات بنیاد برافكن و دشمن شادكن را كنار گذاشته و یك صدا و یك دل به فكر نجات امت اسلام و آرامش در منطقه باشند؛ تقابلی كه امروز میان ایران و عربستان و یا برخی كشورهای اسلامی دیگر در منطقه صورت گرفته است، ثمره آن بدنامی اسلام  و ایجاد كینه و نفرت میان ملت مسلمان است. می دانیم كه قرآن كریم در طی آیاتی نه تنها مسلمانان بلكه تمامی انسان ها را به كلمه واحده دعوت نموده و تخاصم را صفت اهل جهنم دانسته است. 
دعوت اصلی انبیا بعد از توحید، دعوت به اقامه قسط، عدالت اجتماعی و كاهش رنج انسان ها می باشد. در صورتی که در این روزگار شاهدیم در كشورهای اسلامی با این كه فریاد اذان و قرائت قرآن و اقامه نماز و روزه و سایر عبادات وجود دارد؛ اما اختلاف، خشونت، قتل، استبداد و آسیب های اجتماعی غالب جامعه اسلامی را فرا گرفته است. آدم كشی هایی كه در سوریه، یمن و برخی از كشورهای اسلامی شاهدیم و تنها برای منافع حاكمان و جاهلان است، با منطق قرآن، اسلام و فلسفه ماه مبارك رمضان در تضاد می باشد. این جنگ ها، جنگ های  دوران جاهلیت است كه در قرن بیست و یكم به كشورهای اسلامی بازگشته و حاكمان و جاهلان از آن استقبال می كنند. به همین منظور در آستانه ماه مبارک رمضان ذكر چند نكته را لازم می دانیم.
1- از اصول اخلاقی و اجتماعی مهم اسلام پایبندی به پیمان هایی است كه میان افراد و یا میان دولت ها منعقد می گردد . قران كریم با صراحت می فرماید «أَوفُوا بِالعَهدِ إنَّ العَهدَ کانَ مَسئُولـاً» با هر كس پیمان بستید اگرچه دشمن باشد، بر پیمان خود پایبند باشید. رییس جمهور فعلی آمریكا قرارداد برجام را كه از مهمترین قراردادهای بین المللی میان چند كشور بزرگ جهانی از جمله آمریكا بسته شد،بدون هیچ دلیل موجه زیر پا نهاد و تایید سازمان ملل را نیز پشت سر گذاشت. نقض این قراداد پیش و بیش از هر چیز اعتبار و حیثیت سیاسی آمریكا را زیر سوال برد؛ به صورتی که غالب سیاستمداران و چهره های سرشناس آمریكا و تمامی كشورهای بزرگ دنیا، غیر از اسراییل و عربستان كه از ناقضان معروف حقوق بشر هستند و چند کشور کوچک همچنین برخی افراطیون داخلی که این عهدشكنی را جشن گرفتند، دیگران نقض این قرار داد را نكوهش كردند.
2-  از دست آوردهای دولت یازدهم قرارداد برجام بود. برجام اگرچه باعث تقویت صلح جهانی و ایجاد ارتباط با كشورها و خروج از انزوا و به صلاح ملت ایران بود؛ برخی در داخل و خارج از همان روزهای نخست برجام ستیزی را شروع  كردند. این عده به این دلیل كه جنگ و خشونت را دوست داشته و منافع خود را در آن می بینند؛ كار بزرگ دولت را در برخی رسانه ها به استهزاء گرفته، با  عربستان و اسراییل هم صدا شدند و عجیب تر اینکه با خوشحالی تمام به استقبال عمل ناپسند رئیس جمهور آمریکا در نقض برجام شتافتند.
3-  به نظر می رسد این نقض عهدی كه صورت گرفت؛ اعتبار و آبروی آمریكا را كم و حیثیت ایران را بیشتر كرده است. دولت و تمام نهادهای حكومتی باید با تدبیر و عقلانیت در این فضای ملتهب و بحرانی، كشور را از هرگونه آسیب حفظ نموده، میان مردم رافت و همدلی ایجاد كنند و سنگ بنای اعتماد میان دولت و ملت را محكم تر نمایند؛ تا آسیبی به بنیان های کشور، اقتصاد و معیشت مردم به ویژه در ماه مبارك رمضان وارد نگردد و در عرصه های سیاسی و اجتماعی فشاری بر مردم وارد نشود.
۴- می دانیم در اسلام جنگ و خشونت آخرین مرحله دفاع از خود می باشد و صلح با عنوا «خیر» یادشده است. حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: «من بالغ فی الخصومة اثم؛ کسیکه در خصومت ورزی زیاده روی کند، دچار گناه خواهد شد؛ به همین دلیل باید مهم ترین دغدغه دولت گفتگو با كشورهای مهم دنیا جهت حفظ روابط مسالمت آمیز باشد و دیگر نهادهای حکومتی مانند مجلس، قوه قضاییه، سپاه و ارتش باید دو لت را در این امر مهم یاری نمایند.
۵- متاسفانه روز بعد از نقض برجام حركاتی در داخل كشور و در مجلس صورت گرفت كه شایسته این ملت نبود؛ آتش زدن و پاره كردن پرچم و برجام جز اختلاف و دو دستگی چه پیامد مثبتی می تواند داشته باشد؟ جز این كه امثال ترامپ را خوشحال كند. برجام ستیزی از عربستان و اسراییل و ترامپ قابل توجیه هست؛ اما چرا در داخل كشور باید با برجام ستیزان بیرونی همراهی شود. دنیا عظمت و بزرگی ایران را به تمدن، صلح دوستی و خشونت ستیزی می داند؛ فرهنگ و سیاست ایران، کشوری که برای نابودی داعش و طالبان و گروه های افراطی بیشترین هزینه را كرده است، نباید با حرکت عده ای معدود در مجلس زیر سوال برود.
۶- مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم از مقامات دولتی و حكومتی می خواهد با تدبیر، عقلانیت و اخلاق و با منطق گفتگو چه در داخل و چه در خارج، اوضاع پیش آمده را مدیریت كنند و مهم تر از هر چیز ایجاد تفاهم و همدلی و هم افزایی در میان مردم است. با وجود تفاهم ملی و نزدیك كردن دیدگاه ها و به رسمیت شناختن انتقادها و در نهایت رفع حصر از منتقدین و هر چیزی كه باعث اختلاف می شود، می توان جمهوری اسلامی را در برابر دشمنان سربلند نگه داشت. دستگاه های قضایی و امنیتی باید را ه برای ایاب و ذهاب توریست ها، بازرگانان، دانشمندان، نخبگان و فعلان سیاسی باز گزارده تا فضای ایران هراسی را شکسته و با سماحت و سهولت كه از آموزه های مهم اسلام است، یكپارچگی ملی را حفظ نمایند.
۷- مساله ای دیگری که امروزه جهان اسلام با آن درگیر است، اقدام رئیس جمهور آمریکا در انتقال سفارت آمریکا به شهر قدس است؛ این کار ترامپ خیانت جدیدی به فلسطینیان و جهان اسلام محسوب می گردد؛ به همین جهت مسلمانان و آزادگان جهان نباید مردم مظلوم فلسطین را در اعتراض به این عمل خیانت بار تنها گزارند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
تاریخ 25/2/1397
فاضل میبدی: عده ای برای حفظ کرسی درس و جایگاه به مجمع محققین نمی پیوندند. (از سلسله مصاحبه های عملکرد نهادهای سیاسی حوزه علمیه)
* با فعالیت مجمع محققین باب تک صدایی بسته شد
* هیچ یک از این تشکل‌های روحانی به طور کامل مورد توجه نیست
* نسبت به رویکردهای درونی مجمع نقدهایی وارد است
* برخی همفکران مجمع محققین ترس از دست دادن کرسی درس و جایگاه خود را دارند
* جامعه مدرسین وضعیت مالی خوبی دارد
* مجمع محققین برخلاف جامعه مدرسین همیشه ناظر عملکرد حکومت بوده است
* نمی‌توان هیچ یک از تشکل‌های سیاسی را به طور کامل با افکار عمومی پیوند داد
* هیچ تشکیلات سیاسی از نقد مبرا نیست
* در انتخابات سراسری کشور خطای سیاسی کم داشتیم
* از همان ابتدا از آقای خاتمی حمایت کردیم و به احمدی‌نژاد نقد داشتیم
یک عضو مجمع محققین و مدرسین با اشاره به شنیده شدن نظرات مختلف در این تشکل سیاسی حوزوی، گفت: قبل از شکل‌گیری مجمع محققین فقط یک صدا در حوزه وجود داشت، گرچه ما به نظر آنها احترام می‌گذاریم اما برخی از نظرات آنها مورد قبول افراد جامعه و ما نبود و یکی از اقدامات مجمع محققین این بود که باب تک صدایی در جامعه بسته شد و  فضای دیگری به وجود آمد به نحوی که دیگران هم می‌توانستند آرای متفاوت خود را مطرح کنند.
حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با خبرنگار شفقنا درباره مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه، توضیح داد: در سال ۷۶ در زمان انتخابات ریاست جمهوری که نام آقای خاتمی مطرح شد، جو غالب حوزه با آقای ناطق نوری بود؛ عده‌ای در حوزه بودند که این نوع بینش غالب سیاسی حوزه را قبول نداشتند و طرفدار نگاه متبلور در آقای خاتمی بودند، اما این گروه تشکلی در میان حوزه نداشتند و تصمیم گرفتند چندماه قبل از انتخابات این تشکل را شکل دهند. اما اساسنامه‌ای که مجمع محققین نوشت و مجوز هم برای آن صادر شد، تنها فعالیت سیاسی نبود بلکه تشکل سیاسی و فرهنگی بود بنابراین در مجمع محققین علاوه بر فعالیت‌های سیاسی شاخه فرهنگی، تبلیغاتی و بحث‎های حوزوی هم مطرح است، اما به نظر من عمده فعالیت مجمع محققین فعالیت فرهنگی است.
این عضو مجمع محققین و مدرسین درباره اینکه فرایندهای داخلی این نهاد تا چه اندازه دموکراتیک بوده، گفت: مقوله دموکراتیک یک مساله نسبی است یعنی دموکراسی به معنای واقعی که می‌فهمیم در کشور ما نیست؛ اما در مجمع محققین و مدرسین تا حدودی دموکراسی محقق شده است؛ چون اعضا نظرات خودشان را بروز می‌دهند، رای گیری می‌شود و تنها یک شخصیت نظر خود را اعمال نمی‌کند و دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.
فاضل میبدی در خصوص عضوگیری مجمع محققین، تصریح کرد: به نظر من باید فضا بازتر شود تا اعضای جدید بتوانند وارد این تشکل شوند. ما در عضو گیری مشکلاتی داریم، چون حد و حدودهایی ایجاد شده و پذیرش افراد به کندی صورت می‌گیرد. البته برخی از اعضا نسبت به این مساله انتقاداتی دارند به همین خاطر عده ما به بیش از ۲۰ نفر تجاوز نمی‌کند، اما از جهت کیفی اعضای مجمع از سواد خوبی برخوردار هستند.
برخی از حوزویان از پیوستن به مجمع محققین نگران هستند
او ادامه داد: به دلیل محدودیت‌هایی که وجود دارد برخی برای پیوستن به مجمع محققین تعلل می‌کنند یا اصلا تمایلی برای حضور ندارند؛ گرچه عقاید آنها به ما نزدیک است، اما چون نگران هستند که مبادا کرسی درس آنها گرفته شود یا جایگاه خود را از دست بدهند به مجمع نمی پیوندند.
این استاد دانشگاه مفید درباره تاثیر گذاری مجمع محققین در توسعه سیاسی کشور، بیان کرد: ما بالقوه در حوزه طرفداران زیادی داریم و از نوع اندیشه ما استقبال می‌کنند، نمونه آن هم در انتخابات است برای مثال بسیاری از طلاب رویکرد نزدیک به مجمع محققین داشتند و در همان مسیر، تبلیغات خود را انجام می‌دادند. از طرفی دیگر از بیرون هم تبلیغاتی علیه ما می‌شود که ممکن است کارهای ما را خنثی کند.
این استاد حوزه باتوجه به موفقیت‌های مجمع محققین، افزود: نگاه مثبتی در دانشگاه نسبت به مجمع وجود دارد، بیانیه‌هایی که مجمع می‌دهد در دانشگاه مورد استقبال قرار می‌گیرد، اما باید بگویم موانع برای ما زیاد است. مثلا امکانات مالی مناسبی نداریم و گاهی کمک‌های محدودی می‌شود یا جای مناسبی نداریم بنابراین اگر بخواهیم کنفرانسی برگزار کنیم با کمبود جا مواجه می‌شویم، اما جامعه مدرسین وضعیت مالی خوبی دارد.
با فعالیت مجمع محققین باب تک صدایی بسته شد
فاضل میبدی با اشاره به عملکرد مجمع محققین اضافه کرد: یکی از اقدامات مجمع محققین این بود که باب تک صدایی در جامعه بسته شد. قبل از شکل‌گیری مجمع محققین فقط یک صدا وجود داشت گرچه ما به نظر آنها هم احترام می‌گذاریم، اما برخی از نظرات آنها مورد قبول افراد جامعه و ما نبود. از وقتی مجمع محققین ایجاد شد یک فضای دیگری به وجود آمد به نحوی که دیگران هم می‌توانستند آرای متفاوت خود را مطرح کنند. به طور کلی یک نگاه نویی با آمدن آقای خاتمی ایجاد شد و در حوزه مسیر تازه و موثری آغاز شد؛ ایجاد این نگاه بدین معنا بود که غیر از آنچه که جامعه مدرسین می‌گوید، نظر دیگری هم وجود دارد.
او عنوان کرد: برای مثال وقتی آقای مصباح یزدی یک نظری دارد ممکن است عموم مردم فکر کنند نظر همه حوزویان این است، اما این طور نیست، فضلای دیگری هم هستند که نظر متفاوتی داشته باشند؛ مجمع محققین سعی کرد تکثر گرایی ایجاد کند.
این استاد حوزه درباره عملکرد جناحی یا فراجناحی مجمع محققین و مدرسین، تاکید کرد: مجمع محققین یک نهاد حوزوی است اعضای آن هم از حوزویان هستند اما رسالت و کارهایی که انجام می‌دهند فرا حوزوی است؛ چون در انتخابات شرکت می‌کند، موضع گیری‌های فراجناحی دارد و بیانیه‌های مختلفی صادر می‌کند یعنی از پایگاه و جایگاه اسلامی که می‌فهمیم سخن می‎گوییم.
بهتر است نهادهای حوزوی فراجناحی باشند
این عضو مجمع محققین و مدرسین درباره فراجناحی بودن یا جناحی بودن نهادهای حوزوی توضیح داد: بهتر است نهادهای حوزوی فراجناحی باشند، البته هر جناح و هر حزبی تعریف و چارچوب خاص خود را دارد. مرحوم امام(ره) معتقد بود که اگر روحانیت در تشکل‌های سیاسی حضور نداشته باشند، بهتر است و اگر روحانیت وارد فعالیت‌های سیاسی شد دیگر نمی‌تواند شخصیت فراحزبی یا فراجناحی داشته باشد.
این استاد دانشگاه مفید اشاره کرد: نمی‌توان گفت تشکل‌های روحانی مانند مجمع روحانیت مبارز، مجمع روحانیون، مجمع محققین و مجمع مدرسین فراجناحی هستند بلکه به عنوان یک تشکیلات جناحی عمل می‌کنند.
او با قیاس فعالیت‌های مجمع محققین و مجمع مدرسین، تصریح کرد: مجمع محققین هیچ وقت در حکومت نبوده و به طور عمده ناظر عملکرد حکومت بوده است؛ برخلاف جامعه مدرسین که اغلب اعضای آن در خبرگان رهبری، شورای نگهبان یا در دستگاه قضایی حضور دارند بنابراین اگر مجمع محققین نسبت به عملکرد حکومت انتقاداتی داشته آنها را مطرح می‌کند. همان‌طور که در زمان محمود احمدی‌نژاد هیچ اتفاقی برای ما مطلوب نبود و بیانیه‌های خودمان را صادر می‌کردیم، یا در مورد حصر آقای موسوی و آقای کروبی هم اعتراضات خودمان را داشتیم.
فاضل میبدی با بیان اینکه ما هیچ وقت در مقابل حکومت نبودیم، گفت: ما مقابل حکومت نبودیم اما به عنوان ناظر، انتقادات خود را مطرح می‌کردیم.
هیچ یک از نهادهای روحانی به طور کامل مورد توجه نیست
این استاد حوزه درباره جایگاه مجمع محققین اظهار کرد: هیچ یک از این تشکل‌های روحانی به طور کامل مورد توجه نیست، برخی جامعه مدرسین را قبول دارند و برخی دیگر مجمع محققین را یا برخی دیگر هم هیچ کدام را قبول ندارند؛ روی هم رفته افرادی که به دنبال اصلاحات هستند و تفکر به‌روز تری دارند ما را تشویق می‌کنند اما اینکه بگویم همه حوزه با ما همراه است، اینطور نیست.
فاضل میبدی در مورد جایگاه مجمع محققین در نزد افکار عمومی، بیان کرد: مردم به دنبال معیشت خودشان هستند و به نظر من نمی‌توان هیچ یک از تشکل‌های سیاسی را به طور کامل با افکار عمومی پیوند داد، اما نخبگان و دانشجویانی هستند که نسبت به عملکرد تشکل‌های سیاسی اقبال دارند. البته آمار نگرفتیم و نظر سنجی هم نکردیم تا اطلاعات دقیقی داشته باشیم که در میان مردم تا چه اندازه نسبت به عملکرد مجمع رضایت وجود دارد؛ اما در انتخابات از بیانیه‌های ما استقبال می‌شود.
این عضو مجمع محققین در پایان اضافه کرد: به نظر من هیچ تشکیلات سیاسی از نقد مبرا نیست اما باید بگویم که خطاهای سیاسی ما بسیار کم بوده است؛ به ویژه در انتخابات سراسری کشور خطای سیاسی کم داشتیم. از همان ابتدا از آقای خاتمی حمایت کردیم و پس از ایشان هم به احمدی‌نژاد نقد داشتیم و… رویکردهای کلان مجمع را هم موفقیت آمیز می‌دانم، اما نسبت به رویکردهای درونی نقدهایی وارد است.
محمدتقی فاضل‌میبدی
 از پایه‌های اصولی و اساسی اسلام پایبندبودن به تعهدات و قراردادهای اجتماعی و سیاسی است. قرآن کریم آن را وفای‌به‌عهد می‌نامد. «و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا» و مسلمانان را می‌خواند تا بر تعهدات خود، هرچند با دشمن، پایبند باشند. از تعهدات و توافقات بزرگ بین‌المللی توافق 5+1 بر سر مسئله برجام بود. شش کشور بزرگ جهانی، از‌جمله دولت وقت آمریکا، به‌اضافه شوراي امنيت آن را به رسمیت شناختند و امضای خود را بر پای آن نهادند. رئیس‌جمهور پیش‌بینی‌ناپذیر آمریکا، سه‌شنبه‌شب به وقت ایران، این میثاق مهم جهانی را یک‌جانبه لغو کرد و خودسرانه از آن خارج شد. پاره‌ای از سیاست‌مداران بزرگ آمریکا این نقض عهد را خلاف حیثیت و هتک آبروی این کشور دانستند و حرکات ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ را خلاف شأن آمریکا تلقی کردند. تمام کشورهای مهم و بزرگ دنیا این عمل را به‌نوعی نکوهش و آن را خلاف اصول سیاست جهانی دانستند. در نگاه نخست چنین می‌آید که این کار نابخردانه ترامپ پیش از اینکه به زیان ایران باشد، آبرو و اعتبار آمریکا را آسیب‌پذیر کرد. به‌گونه‌ای‌که اروپایی‌ها نیز به این کشور اعتماد ندارند؛ زیرا تمام تلاش خود را کردند تا ترامپ به چنین کاری دست نزند. در اینجا چند نکته درخور‌توجه است.
ممکن است یک طیف سیاسی شناخته‌شده در داخل کشور، دولت روحانی و تلاش‌های آقای دکتر ظریف را در مسئله برجام به چالش بکشد و این کار ترامپ را ضعف دستگاه دیپلماسی ایران بداند و بنای ایجاد اختلاف در داخل را داشته باشد. باید گفت حرکت زشت و ناپسند دولت آمریکا، به کار و تلاش جناب دکتر ظریف و دولت روحانی اعتبار بیشتری بخشید و سیاست‌مداران بزرگ دنیا تاکنون در کنار ایران ایستاده‌اند. سخنان رئیس‌جمهور ایران در واکنش به حرکت نابخردانه رئیس‌جمهور آمریکا بسیار سنجیده بود و بقای ایران در برجام و فرصتی که داده شد، بهترین راه ممکن برای حفظ اعتبار و تنش‌زدایی جمهوری اسلامی است. شعار خروج از برجام و حرکت‌ برخی نمايندگان كه کاغذی را در مجلس یک کشور به آتش کشیده و ایجاد تنش کنیم، چندان منطقي به نظر نمي‌آيد. اجازه دهیم دستگاه دیپلماسی کشور به ریاست وزیر محترم خارجه با تدبیر و حکمت و مشورت و با مذاکره، ایران را در این مقطع بحرانی هدایت کند. مجلس نیز باید از برخي رفتارهاي افراطی جلوگیری کرده و رفتاری در شأن یک‌ نماینده را از آنان طلب کند. مردم آرامش می‌خواهند و صلاح ملک و ملت آیندگان، پرهیز از جنگ و درگیری است. ما براساس فرهنگ اسلام و تمدن کهن ایرانی پیشتاز صلح و آرامش در جهان بوده‌ایم. طعم تلخ جنگ را از دست مدعیان صلح چشیده‌ایم.
دولت ایران باید اساس دیپلماسی خود را در این مقطع بحرانی بر مذاکره و گفت‌وگو بنا کند. خوشبختانه آغوش خیلی از کشورهای بزرگ دنیا به روی ایران باز است. دنیا می‌داند عربستان و اسرائیل بدترین سابقه نقض حقوق ‌بشر را دارند. طالبان و القاعده در آستین عربستان پرورش یافت و ایران بود که با کشورهای بزرگ غرب حکومت طالبان را در افغانستان ساقط کرد و بساط داعش را در عراق و سوریه در هم پیچید و برای برچیدن تروریسم در قالب دین هزینه‌های زیادی را داد. از سوی دیگر، جنایات رژیم اسرائیل در حق ملت فلسطین بر همگان روشن است. روی این ملاحظات گفتار شب گذشته رئیس‌جمهور آمریکا دروغ و مسخره و مضحکه بود. ایران می‌تواند با این فرصت پیش‌آمده، از راه گفت‌وگو و مذاکره حد‌اکثر استفاده را ببرد. اعتماد و اتکای دنیا به ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی انکار‌ناپذیر است. چنین اعتماد و اتکایی به عربستان و اسرائیل نیست. همه می‌دانند.  دولت و حاکمیت در ایران باید در مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مردم را راضی نگه دارد. میان قشرها و گروه‌های سیاسی همدلی و هم‌افزایی و تفاهم برقرار کند. خط‌کشی‌های گذشته را کنار بگذارد.
رفت‌وآمدهای علمی، بازرگانی و توریستی را تشویق کند. راه را برای سرمایه‌گذاری باز کند و رفت‌وآمدها را تضمین کند. از ایرانیان خارج از کشور، به‌ویژه نخبگان و تیزهوشانی که در این چند سال اخیر کشور را ترک کرده‌اند، دعوت به بازگشت کند. صاحب‌نظران و منتقدان را به اظهارنظر یا مشورت با آنان در اداره مملکت دعوت کند.  صداوسیما یک‌سویه و در تقابل با گروهی و جانبداری از گروهی دیگر و احیانا در تضعیف دولت تنش‌زایی نکند. با این سیاست‌ها می‌توانیم در مقابل بحران‌هایی که امثال ترامپ و اسرائیل و عربستان ایجاد می‌کنند، بایستیم. ما در این روزگار بیش از گذشته به مديريت حکیمانه نیازمندیم.
صفحه1 از121
بازگشت به بالا