اندیشه

تحول خانواده و مشکلات اجتماعی
سعید مدنی
گزارش گفتگوی دکتر سعید مدنی در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
مقدمه:آسیب پذیری ساختاری جامعه ایران-
آسیب‌پذیری‌ حاصل از روابط، قوانین و مقررات در نهادهای مستقر که از آن به عنوان آسیب پذیری ساختاری نام برده می‌شود در ترکیب با عواملی مثل جنسیت، قومیت و نابرابری بین‌گروهی در چرخه زندگی و در گروه‌های مشخصی مثل کودکان، جوانان، افراد شاغل و سالمندان، آنان را در خطر بیشتری قرار می‌دهد. مثالی خوب در این زمینه انتقال بین‌نسلی آسیب‌پذیری از والدین آسیب‌دیده به کودکانشان است. این تعامل تحت تأثیر بستر اجتماعی و وضع عاملیت انسانی (human agency) قرار می‌گیرد و از آنجا که افراد در برابر صدمه بحران‌ها منفعل نیستند، نقش مهمی در تعیین سرنوشتشان‌ دارد.
اهمیت خانواده
-دوران اولیه کودکی:‌ ساختن بنیان‌های قوی برای شکستن چرخه بین‌نسلی محرومیت‌ها
اهمیت کودکی:‌اول) پیشرفت، فرصت‌ها و توانمندی‌های کودکان بر عملکرد آینده آنان به‌ عنوان شهروندان بزرگسال اثر خواهد گذاشت.
دوم) کودکان به‌ تنهایی قادر به دفاع از خود نیستند.
سوم) احتمال اینکه کودکان در معرض مخاطرات ناشی از فقر قرار گیرند، در مقایسه با بزرگسالان بیشتر است.
جیمز هکمن (Heckman, 2005)،:‌ «پژوهش‌های اخیر اقتصادی، روان‌شناختی و عصب‌شناختی درباره رشد انسان فهم عمیق‌تری از اینکه ما چگونه ما شدیم به دست می‌دهند. این گزارش‌ها سرنخ‌هایی درباره چگونگی هدایت این دانش‌ها به سیاست‌گذاری ارائه می‌کنند. توانایی‌های چندگانه در شکوفایی زندگی مؤثر هستند.
 
نتایج مطالعات حاکی از ارتباط بین آزار در دوره کودکی و مشکلات سلامت از جمله فشار خون بالا، دیابت نوع دو، چاقی و سرطان و به همان میزان مشکلات رفتاری و روانی مثل افسردگی، الکلیسم، مصرف سیگار و دیگر سوءمصرف‌های مواد است
اغلب مطالعات در ایران سه عامل فقر و نابرابری (جلیلی، ۱۳۷۹)، اختلالات روانی والدین (ثناگوی محرر، 1379) و سوءمصرف مواد (رزاقی و همکاران، ۱۳۸۰) را مهم‌ترین عوامل خشونت با کودکان گزارش کرده‌اند.
خشونت نسبت به کودکان یا در برابر کودکان در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده همان رفتاری را که فراگرفته است برای حل تعارض‌ها و تنش‌های خانگی به کار می‌گیرد (کاهانی و توفیقی، 1375).

تعامل والدین و فرزندان   
تعامل خوب والدین و فرزند در سال‌های اولیه کودکی، محرک اصلی رشد مغزی محسوب می‌شود که تأمین آن لزوماً متکی به درآمد و پول نیست.
شایع بودن اعمال خشونت علیه زنان در دوران بارداری است. بیش از ۶۰ درصد زنان باردار ایران در معرض خشونت خانگی قرار می‌گیرند (دولتیان و همکاران، ۱۳۸۸) که میانگین آن در شهر تهران ۷/۳۵ درصد (ستار‌زاده و همکاران، ۱۳۸۸) و در تبریز ۱۹ درصد (فاطمی، ۱۳۹۰) گزارش‌ شده است.
خشونت خانگی در دوران بارداری، علاوه بر آنکه بروز مسایل و مشکلات متعدد مثل صدمات حاد، اختلال عملکرد اعضای بدن، معلولیت‌های ماندگار، اختلالات تغذیه‌ای، مشکلات خواب، اختلالات ناشی از استرس، افسردگی، سوءمصرف مواد و خودکشی را ۵۰ تا ۷۰ درصد افزایش می‌دهد (فاطمی، ۱۳۹۰)، آثار غیرقابل‌ انکاری بر سلامت جنین دارد که ازجمله می‌توان به سقط، پارگی زودرس پرده‌ها، مرگ در دوران جنینی، زایمان زودرس و تولد نوزاد کم‌وزن اشاره کرد (خداکرمی و گودرزی دشتی، 1382).
شاخص خشونت با زنان باردار در پاکستان ۳۴ درصد (Fikree and Bhatti, 1999) و در هند ۴۱ درصد (Peedicayil et al., 2004) گزارش‌ شده است. مطالعه درباره ۱۳۰۰ زن باردار در آذربایجان غربی نشان داده که ۸/۷۲ درصد آن‌ها در معرض خشونت قرار گرفته‌اند.
مردان بیکار خشونت بیشتری بر زنان باردار اعمال می‌کنند.
زنانی که نوزادان کم‌وزن به دنیا آوردند ۵/‍۱۲ بار بیشتر از زنانی که نوزاد با وزن مناسب به دنیا آوردند سوء‌رفتار را تجربه کرده بودند.
زنانی که زایمان زودرس داشتند ۵/۳ برابر بیشتر از دیگران سوءرفتار در دوران بارداری را گزارش کرده بودند (حسن و همکاران، ۱۳۹2).
بررسی نقش روابط مادر ـ کودک در بروز نشانگان اضطرابی در کودکان پیش‌دبستانی نشان داده کیفیت رابطه مادر ـ کودک نقش معناداری در پیش‌بینی کاهش نشانه‌های اضطرابی در کودکان پیش‌دبستانی دارد

جوانی: عبور از آسیب‌‌ها

بر‌اساس گزارش بانک جهانی، ایران پس از اردن، با 32 درصد جوانی جمعیت، بالاترین میزان جوانی جمعیت را در میان کشورهای جهان به خود اختصاص داده است (World Bank, 2000)
جمعیت جوان کشور (15-29 سال) از 4/5 میلیون نفر در سال 1345 به 3/21 میلیون نفر در سال 1380 افزایش یافت و حدود ۴ برابر شد. در سال 1380، نسبت جمعیت جوان به‌ کل جمعیت ۳۲ درصد بود. در سال 1385، جمعیت کشور به ۷۰ میلیون نفر رسید که ۲۵ میلیون نفر یا ۳۵ درصد آن را جوانان تشکیل می‌دادند. در سال 1390، تعداد جمعیت جوان 15 تا ۲۹ سال به ۲۳ میلیون و ۶94 هزار نفر (۵/۳۱ درصد کل جمعیت) و تعداد جمعیت ۱۵ تا ۲۴ سال به ۱۵ میلیون و ۲۱ هزار نفر (۹۸/۱۹ درصد کل جمعیت)
 پدیده بیکاری تحصیل‌کرده‌ها و جوانان: مرکز آمار ایران منتشر کرده است، در پاییز سال 1393، نرخ بیکاری کشور ۵/۱۰ درصد و برای جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال معادل ۸/۲۱ درصد و برای زنان ۳/۲۰ درصد بوده است. نرخ بیکاری در میان تحصیل‌کرده‌ها در فاصله سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ از 9/3 درصد به ۲۰ درصد و برای مردان با تحصیلات عالی از ۷/۳ به ۴/۱۴ درصد و برای زنان با تحصیلات عالی از ۷/۴ به ۸/۳۱ درصد رسیده است.
جرم و بزهکاری: در سال 1389، از مجموع 39821 نفر دستگیرشدگان جرایم مختلف شامل قتل عمد و غیرعمد، مرگ‌های اتفاقی، ضرب ‌و جرح و صدمه، تهدید، اجبار و اکراه، تظاهر به چاقوکشی و نظایر آن‌ها، 15108 نفر معادل 9/37 درصد را گروه سنی کمتر از ۲۴ سال تشکیل داده ‌است که 8/94 درصد آن مرد و 2/5 درصد زن بوده‌اند.
65 درصد جمعیت معتادان کشور را افراد زیر ۳۵ سال تشکیل می‌دهند 

جوانان ، تغییر سبک زندگی و ازدواج

بحران های نسل جوان
گزارش صریح مرکز بررسی های استراتژیک درباره «وضعیت حجاب در ایران»
در مقدمه این گزارش با ذکر اینکه «نگرانی‌ها درخصوص وضعیت حجاب با گذشت ۹ سال از زمان تصویب قانون، همچنان بابت آنچه که گفته می‌شود عدم اجرای کامل قانون و مسئولیت‌ناپذیری دستگاه‌های مربوطه است، وجود دارد»، نتیجه دو پژوهش انجام‌شده توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۳ مورد بررسی قرار گرفته است که طی آن با اشاره به پژوهش‌هایی که در طول چند دهه گذشته درباره نگرش‌های مربوط به حجاب انجام شده‌اند، به تحقیقی درباره ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال ۱۳۵۳ توسط علی اسدی صورت گرفته است، توجه داده شده  که در آن درباره ترجیحِ داشتن همسر باحجاب یا بی‌حجاب، سنجشی صورت گرفته و یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که در سال ۱۳۵۳ - چهار سال قبل از وقوع انقلاب اسلامی - سه‌چهارم جمعیت ( ۷۵ درصد) ترجیح می‌داده‌اند همسر باحجاب داشته باشند و ۷ درصد نیز تمایل به داشتن همسر بی‌حجاب داشته‌اند.
در ادامه این گزارش با تاکید بر اینکه «حاکمیت سیاسی انقلابی و مبتنی بر اجرای قوانین اسلامی در حوزه حجاب در شرایطی آغاز شده است که حداقل ۲۵ درصد جمعیت تمایل آشکاری به داشتن همسر باحجاب نداشته‌اند»، می‌افزاید: نگاه‌ها درباره نحوه مواجهه دولت با مسئله بدحجابی به نظر می‌رسد در طی دهه گذشته تغییر یافته است و نزدیک به نیمی از پاسخ‌دهندگان به پژوهش  سال ۱۳۹۳، معتقدند حجاب، مسئله‌ای شخصی است و دولت نباید در آن دخالت کند. این میزان در سال ۸۵ برابر  ۳۴/۸ درصد بوده که نشان می‌دهد تعداد افرادی که معتقدند دولت نباید در بحث حجاب دخالتی کند، در این مدت افزایش ۱۵ درصدی داشته است. در مقابل، حدود ۴۰ درصد پاسخگویان معتقدند باید با بدحجابی برخورد شود که این میزان در سال ۸۵ برابر با ۵۵/۵ درصد بوده است یعنی از تعداد معتقدین به دخالت دولت در این مدت ۱۵ درصد کاسته شده است. ۵۸/۹ درصد مردم ایران در سال ۱۳۸۲ نیز حجاب را امری مذهبی که اجرای آن الزامی است، تلقی می‌کرده‌اند، به عبارتی در سال ۱۳۸۲، ۴۱/۱ درصد مردم موافق اجباری شدن حجاب نبوده‌اند.
در بخش دیگری از این گزارش نیز با تاکید بر اینکه «می‌توان نتیجه گرفت که در سال ۱۳۹۳ بیش از ۴۱ درصد حجاب را امری فردی دانسته و رعایت آن را الزامی نمی‌دانند»، تصریح شده است که «مطالبه اجرای الگوهای مطلوب و رسمی پوشش زنان در جامعه‌ای که حداقل ۴۱ تا ۵۰ درصد آن، حجاب را امری فردی و اختیاری می‌داند، بسیار دشوار است.»
همچنین در ادامه این گزارش به پژوهش‌های پیمایشی متعدد شورای فرهنگ عمومی برای ارزیابی وضعیت حجاب در جامعه اشاره شده است که در نتیجه این پژوهش‌ها که بر مبنای تعریف شرعی پوشش، در ۱۳ موج، با نمونه‌ ۴ هزار نفری، وضعیت پوشش در سطح شهر تهران اندازه گرفته شده است و آخرین موج مربوط به تابستان سال ۱۳۹۲ است.
تقریباً بهترین وضعیت پوششی و آرایشی در دولت نهم در سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ بوده است و بعد از آن وضعیت پوششی و آرایشی از سال ۸۸ روند نزولی یافته است و رعایت حدود شرعی پوشش تا سال ۱۳۹۲ نسبت به سال ۱۳۸۶ که اولین سنجش انجام شده است، ۱۰ درصد افت کرده است و ۱۰ درصد هم از میزان چادری‌ها کاسته شده است.
گزارش مرکز تحقیقات استراتژیک با ذکر این نکته که «متولیان انجام پژوهش‌های شورای فرهنگ عمومی در دولت دهم معتقدند احتمالاً در طول ۱۰ ماه آغازین دولت یازدهم، میزان افت رعایت حدود شرعی، بیش از دو دولت نهم و دهم است»، تاکید می‌کند که شباهت‌هایی میان نتایج پژوهش‌های صورت گرفته توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران و شورای فرهنگ عمومی وجود دارد. از جمله اینکه هر دو پژوهش نشان می‌دهند کاهش الگوهای رسمی چادر و مانتو - مقنعه رخ داده است و میزان کاهش نیز بین ۱۰ تا ۲۰ درصد است.
جوانان در مواجهه با شرایط بغرنج موجود واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. بخشی از این واکنش‌ها در قالب تغییر سبک زندگی و جستجوی الگوهای منطبق با شرایط کنونی نمودار می‌شود.
تغییر سبک زندگی، گرایش به الگوی جدیدی از ازدواج و تشکیل خانواده
کاهش سن ازدواج مردان:سن ازدواج  مردان از ۲۴ سال در 1365 به 7/26 سال در 1390 و سن ازدواج زنان از 20 سال در سال مبدأ به 4/23 سال در سال مقصد رسیده است که نشان‌دهنده تغییراتی به مراتب پردامنه‌تر در مورد دختران است.
دختران ازدواج کرده:همچنین در فاصله سال‌های 1365 تا 1390، شمار دخترانی که تا ۲۵ سالگی ازدواج‌ کرده‌اند از بیش از 80 درصد به حدود 50 درصد کاهش‌ یافته
ازدواج تا۳۰ سالگی ، در سال 1365 حدود ۹۱ درصد دختران تا ۳۰ سالگی ازدواج‌ کرده‌اند، در حالی‌ که این نسبت در سال 1390 به 4/42 درصد کاهش‌ یافته است. به سخن دیگر، در سال 1390 نسبت به سال 1365، نسبت دختران هرگز ازدواج‌نکرده 30 ساله از 9 درصد به 6/57 درصد رسیده است که رشد قابل‌ ملاحظه‌ای است.
 علل ازدواج  نکردن افراد ۱۵ تا ۲۹ سال، ۷۹ درصد آنان به یکی از عوامل اقتصادی مثل اشتغال و بیکاری و مسکن اشاره‌ کرده‌اند و تنها حدود ۷ درصد پسران و ۱۵درصد دختران گفته‌اند تمایلی به ازدواج ندارند
علل افزایش سن ازدواج :به عوامل متعدد و مرتبطی اشاره‌ کرده‌اند، ازجمله:ـ تمایل به ادامه تحصیل، بالا بودن انتظارات، سخت‌گیری در انتخاب همسر، نداشتن شغل مناسب، فقر خانواده، موقعیت اجتماعی خانواده و وضع ظاهری (اسکندری چرانی، 1378).
ـ باسوادی و به‌ویژه تحصیلات عالی (آستین‌فشان، ۱۳۸۰؛ کنعانی، ۱۳۸۵).
ـ وضعیت اشتغال، نوع شغل، میزان تحصیلات، بالا بودن هزینه ازدواج، مهریه، جهیزیه، افزایش سطح توقعات زوج‌ و خانواده، داشتن خواهر و برادر بزرگ‌تر مجرد، عدم‌ حمایت مؤسسات دولتی، تردید در تصمیم‌گیری و وضعیت مسکن (مقدس جعفری و همکاران، ۱۳۸۶).
ـ سخت‌گیری والدین، بالا بودن توقعات و انتظارات زوج‌ برای تشکیل خانواده، ادامه تحصیل و کسب شغل، اعتقاد به داشتن زندگی آزاد مجردی، مشکلات مربوط به افزایش میزان مهریه، مسایل اشتغال و بیکاری، تغییر ملاک‌های ازدواج، ازدواج در کنار تحصیل، عدم ایفای مسئولیت دولت در تسهیل ازدواج (مرادی و همکاران، 1391).
دامنه تأثیر از ازدواج به الگوی باروری
در بررسی دلایل پیشگیری از بارداری در گروهی از زنان جوان، آنان به عوامل اقتصادی (نداشتن مسکن و درآمد کافی) در کنار عوامل بهداشتی و فردی (تحصیل و اشتغال) به‌ عنوان مؤلفه‌های مهم
تحول نظام ارزشی در میان جوانان ایرانی در طی سال‌های پس از انقلاب و به‌خصوص سال‌های پس از پایان جنگ است. در حالی که نظام ارزشی مسلط در پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های 1360 و 1365 ارزش‌های ملی و مذهبی و انقلابی است، در پرفروش‌ترین فیلم‌های سال 1370 ارزش‌های مادی، ثروت‌اندوزی، نابرابری، سودجویی و روحیه مصرف‌گرایی حاکم است (رفیع‌پور، ۱۳۷۸).
تحولات نظام ارزشی به سوی افزایش موافقت با دیدگاه‌های برابری‌جویانه میان زن و مرد در تصمیم‌گیری، شغل و حقوق، و نیز دموکراتیزه شدن روابط و حذف خشونت است (گودرزی و همکاران، ۱۳۷۸).
کاهش و افت باورهای تقدیرگرایانه و اعتقاد به شانس و سرنوشت و مواردی از این دست است.
نهاد خانواده نیز در حال تغییر است. پدر‌سالاری تضعیف و مشارکت زن و شوهر در تصمیم‌گیری تقویت شده و تمایل به فرزند کمتر نیز بیشتر شده است.
تغییرات ارزشی، حوزه مذهب را نیز دستخوش دگرگونی کرده و میل به رفتارهای مذهبی جمعی و تظاهر اجتماعی مذهبی کاهش یافته است. این تغییرات در افراد تحصیل‌کرده و طبقات پایین اجتماعی بیشتر از گروه‌های متناظر آنها رخ داده است. دختران نیز کمتر از پسرها در معرض تغییر ارزش‌ها قرار گرفته‌اند
گذار از سنت به مدرنیته است. سنت‌ها و مدرنیته در کنار هم حضور دارند و اگرچه آداب و رسوم و سنت‌ها در گروه‌های سنی بالاتر (۴۵-۶۰ سال) همچنان مورد احترام است، در گروه‌های سنی پایین‌تر به‌خصوص جوانان شاهد کم‌رنگ‌تر شدن سنن اجتماعی هستیم
رفتارهای جنسی غیرمتعارف پیش از ازدواج است.
بیش از نیمی از دختران دانشجو در تهران در سال 1384-1385 تجربه معاشرت و دوستی با جنس مخالف پیش از ازدواج و حدود یک‌چهارم ارتباط نزدیک‌تر شامل تماس جنسی را گزارش کردند
 در تهران، بین ۲۰ تا ۶۰ درصد جوانان گروه سنی ۱۴ تا ۱۸ سال با یک یا چند نفر جنس مخالف اغلب به طور پنهانی و بدون رضایت خانواده ارتباط عاطفی و گاه ارتباط پیشرفته برقرار می‌کنند .
بر‌اساس نتایج گزارش پژوهشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (۱۳۸۶) حدود ۲۰ درصد پسران و کمتر از ۱۰ درصد دختران رابطه جنسی را تا ۲۰ سالگی تجربه می‌کنند و بیش از ۳۰ درصد پسران تا ۲۵ سالگی رابطه جنسی پیش از ازدواج برقرار کرده‌اند. اما مطالعات بعدی شیوع این رفتارهای پرخطر را بیشتر برآورد کرده‌اند و نشان می‌دهند روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران در حال افزایش است
احتمال شیوع هرچه بیشتر ایدز :مطالعه نمونه‌ای جوانان در شهرهای تهران و مشهد نشان داده است که بسیاری از آنان رابطه جنسی پیش از ازدواج را رابطه‌ای کاملاً سالم و بهنجار می‌دانند.
بررسی درباره ۲۴۰۰ دانش‌آموز دبیرستانی ۱۴ تا ۱۷ سال نشان داده که بیش از ۲۰ درصد آنان تجربه رابطه جنسی داشته‌اند.
در مطالعه دیگری، شیوع رابطه جنسی پیش از ازدواج در میان نوجوانان و جوانان شهری ۲۸ درصد برآورد شده است (Mohammad et al., 2007).
 ۸/۱۱ درصد دانشجویان مجرد در زمان مطالعه دارای رابطه جدی با جنس مخالف به قصد ازدواج و ۳/۱۲ درصد دارای رابطه جنسی بدون قصد ازدواج بودند و بیش از نیمی از دانشجویان مجرد (۶/۵۶ درصد) هیچ گونه رابطه دوستی با جنس مخالف نداشتند. در بین کسانی که رابطه دوستی قبل از ازدواج را تجربه کرده بودند، حدود ۳۵ درصد فقط یک رابطه، ۵/۳۶ درصد بین یک تا سه رابطه و ۳/۲۸ درصد بیش از سه رابطه برقرار کرده بودند (فراهانی خلج آبادی و همکاران، ۱۳۹۲).
اینترنت و فراگیری آن:پیمایش سازمان ملی جوانان نشان داد اینترنت در میان جوانانی که از آن استفاده می‌کنند  مورد اعتمادترین رسانه است و در میان دانشجویان ناراضی ابزار مقابله با نارسایی‌های حکومتی قلمداد می‌شود (سازمان ملی جوانان، ۱۳۸۳). نسل جوان مرتبط و آشنا با اینترنت و فضای مجازی از چند ویژگی برخوردار است (منتظر قائم و شاقاسمی، ۱۳۸۸):ـ تغییرخواهی: جوانان وضعیت موجود را نمی‌پذیرند و از توانایی‌های رسانه‌ای خود برای ایجاد تغییر استفاده می‌کنند.
ـ ناهمسازی سیاسی: جوانان به لحاظ سیاسی با وضعیت حال حاضر مسئله دارند که این امر در برخی موارد به فعالیت‌های غیرقانونی و مخرب هم منجر می‌شود.
ـ مسئولیت اجتماعی: جوانان به مسایل اجتماعی اهمیت می‌دهند. در نظر این نسل، ناهنجاری‌های اجتماعی  مربوط به دیگران نیست و همه در برابر مشکلات اجتماعی مسئول‌اند.
هویت و گروه‌های مرجع دو حوزه بسیار مهم مسایل جوانان هستند که تغییرات قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند و در تحولات آینده ایران نیز نقشی مهم و اساسی ایفا می‌کنند. بر طبق نتایج یک پژوهش (ترکمان و نعیمی، ۱۳۹۱)، تقریباً ۵۰ درصد جوانان خود را متعلق به طبقه متوسط، حدود ۱۱ درصد به طبقه متوسط رو به پایین و نزدیک به ۹ درصد متعلق به طبقه متوسط رو به بالا.
گروه‌های مرجع جوانان نیز در حال تغییر هستند. 

گذار خانواده

گذار جمعیتی اول کاهش تعداد فرزندان و بعد خانواده است
گذار دوم تحولات عمده است در روابط زناشویی، از جمله افزایش سن ازدواج، افزایش هم‌خانگی‌های بدون ازدواج، افزایش طلاق، افزایش تجرد و افزایش تعداد زنانی که بدون بچه زندگی می‌کنند (احمدی، 1392).
 ایران گذار جمعیتی اول را طی کرده و به‌تدریج شاهد علایمی از ورود به دوره دوم گذار هستیم.
نسبت خانوارهای  7 نفری و بیشتر از 3/21 درصد در سال 1375 به 5/8 درصد در سال 1385 کاهش یافت.
نسبت خانوارهای 6 نفری نیز از 7/12 درصد کل خانوارهای ایرانی به 3/8 درصد در سال 1385تقلیل پیدا کرد.
 در مقابل، طی سال‌های اخیر، به نسبت خانوارهای یک تا چهار نفری افزوده شده است.
 ایران هنوز مانند دیگر کشورهای در حال توسعه از جمله تایلند، مصر، مالزی، شیلی و کلمبیا وارد گذار دوم جمعیتی نشده است. در عین حال، بر‌اساس مقایسه‌ای که بین شاخص‌های 49 کشور انجام گرفته، در ایران نگرش نسبت به نابرابری جنسیتی  مشابه کشورهایی مثل بورکینافاسو، مصر، غنا، هند و اردن است (احمدی، 1392).
به هر حال، با توجه به سرعت رشد برخی شاخص‌ها از جمله طلاق، به نظر می‌رسد ایران در آستانه ورود به گذار دوم جمعیتی است. برای مثال، در طی سال‌های 1375، 1380 و 1385 به طور میانگین روزانه به ترتیب 106، 165 و 270 فقره طلاق به ثبت رسیده است و این روند تا سال‌های اخیر نیز ادامه داشته است. بنابر‌این در عین حال که بخشی از تغییرات در گذار دوم جمعیتی و در ساخت خانواده چندان مطلوب نیست، اما این فرایند نشان می‌دهد که در آینده باید انتظار تعدیل‌های جدی در جهت کاهش شکاف‌های جنسیتی جامعه ایران را داشت.
 
خوانده شده 433 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا