نشست های علمی

مقایسه اصول اعتقادی داعش با القاعده

نشست مقایسه اصول اعتقادی داعش با القاعده با سخنرانی دکتر داود فیرحی و دکتر ناصر هادیان  در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر داود فیرحی در این نشست اظهار کرد: من قضیه را از زاویه ی دیگر نگاه می کنم. وقتی از داعش و تفاوت داعش با جنبش های سابق صحبت می شود، آشکارا چهار سوال مطرح می شود، اول: ما همیشه می گوییم که داعش  یک جریان تکفیری معطوف به خصم نزدیک است. دوم: آیا در درون فهم خصم نزدیک دگردیسی صورت گرفته و داعش دچار تحول شده است یا نه؟ یعنی آیا داعش ضد شیعه است یا ضد شیعه شده است. سوم: اصلاً این دگردیسی در مفهوم خصم نزدیک چگونه صورت گرفته است؟ چهارم: الان وضعیت از لحاظ فکری چگونه است؟ این چهار سوال را از این جهت می گویم که سیاست عملی ما  نسبت به این مسأله بستگی به دو مورد دارد یکی تبیین سیاست داعش به آنچه تبدیل شده است و دوم استراتژی عمل معکوس. یعنی داعش از مسیری که به این حال افتاده است باید برگردد که این به هنر جهانی بستگی دارد.

او در خصوص توضیح مساله اول گفت: منظور از خصم نزدیک چیست؟ خصم نزدیک در ادبیات داعش و القاعده با مکان گره خورده است نه مذهب؛ یعنی حل مسأله  با به چالش کشیدن آنچه که در خاورمیانه است. عده ای این خصم نزدیک را  به اسراییل و بعضی به عربستان و عده ای هم به سمت تشیع می برند. پس خصم نزدیک اعم از مفهوم تشیع است. این بحث، در مقابل  خصم دور یعنی بیرون از خاورمیانه قرار دارد چون اینها خود را مرکز خاورمیانه می بینند پس این قسمت را خصم نزدیک می دانند.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه به لحاظ تاریخی این خصم نزدیک شیعه نبوده تصریح کرد:  خصم نزدیک به لحاظ تاریخی خود دولت عربستان بود یعنی به دلیل دعوای حضور آمریکا در منطقه. داستان از این قرار است که عربستان کشور  معمایی است و ما هستیم که آن را ساده می کنیم حتی نخبگان ما هم توجه جدی به عربستان ندارند. باید روی عربستان توجه جدی است چون با ما کار دارد و ما هم با آن کار داریم. وقتی به تحولات  سال ۱۹۹۹  نگاه می کنیم احساس می کنیم که خصم نزدیکی که نیروهای جهادی  به آن توجه می کردند دولت عربستان بود. از جمله حمله ای که به آل سعود داشتند و درگیری هایی که در مکه و جده صورت گرفت و بحران امنیتی که برای عربستان بوجود آمد؛ حتی در اولین دعواهای بهار عربی، مشکلات ما در سوریه بحث شیعه و سنی نبود بلکه سر همین نیروهایی بود که نزدیک به عربستان بودند.

فیرحی ادامه داد: اما از سال ۲۰۱۲ یک اتفاقی رخ داد که جالب است. نامه ای را زرقاوی به شورای دوازده نفره مجاهدین نوشت که در آن موقع دولت اسلامی عراق را می خواستند تاسیس کنند، در این نامه  تاکید می کند “از برادرتان به برادران مجاهد معزز و اختلافات داخلی آنها را می شمارد و می گوید شما در حال متلاشی شدن هستید” یعنی اختلاف زیاد بود و داعش نمی توانست شکل بگیرد و در آنجا یک استراتژی مهمی را مطرح می کند و می گوید”  جنبش ما بعد القاعده موفق نمی شود مگر این که  تشیع را بُلد کند” و از آنجا به بعد متوجه می شوند که به یک ذخیره بزرگ تاریخی دسترسی پیدا می کنند.

استاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه دگردیسی از خصم نزدیک عربستان به خصم نزدیک شیعه سه سود به دنبال داشت گفت: اولین سود این بود که  اختلافات داخلی مجاهدین را تا حد زیادی جمع می کند و دوم  انتظاری که داشتند که هنوز هم اتفاق نیفتاده این بود که آنها به دلیل اختلافاتی که داشتند بتوانند اهل سنت اکثریت ساکت را پشت سر این خصم سازی تشیع برجسته کنند و پیش ببرند که البته کم اتفاق افتاد. سومین سود هم این بود که  به صورت موقت  از پتانسیل مادی، معنوی  و نظامی عربستان  برای این بحث ها استفاده کنند. این ها نهایتا ضد عربستان است چون ماهیتاً ضدعربستان هستند.

استاد دانشگاه مفید در خصوص چگونگی دگردیسی از عربستان  به مثابه خصم به تشیع اظهار کرد: این مسأله به هنر دیپلماسی عربستان برمی گردد. ما در تاریخ دیپلماسی دو نوع دیپلماسی داریم یکی دیپلماسی مدرن است که از سوی نهادهای رسمی بوجود می آید (دیپلماسی رسمی نهاد محور)  و دوم دیپلماسی  سنتی است که عربستان در آن مهارت دارد،  یعنی ارتباط غیرمستقیم با رؤسای قبایل و تغییر اولویت های آن. این قسمت که عربستان چگونه وارد درونیات داعش شد  و این اولویت را تغییر داد، بسیار مهم است.

فیرحی ادامه داد: به نظر می آید عربستان همیشه در رابطه با داعش اضطراب دارد که قضیه  روزی علیه او  برخواهد گشت از طریق تاثیر تشیع یا دیپلماسی مذهبی ایران. وضع کنونی اینطور است که تشیع ستیزی در اقدامات داعش  مانند سال ۲۰۱۵ نیست. آنها هم متوجه هستند که باید گفتمان را  کمی بازتر کنند.  چون داخل داعش  از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ ، ۳۲ سازمان بزرگ جهانی جذب شدند که ضدتشیع نیستند؛ پس داعش مجبور است که کمی فتیله ی این مسایل را پایین بیاورد تا بتواند یک توازنی در ایدئولوژی خود ایجاد کند و به مسأله ی جهانی بیشتر بپردازد.

او در پایان خاطرنشان کرد: پیشنهاد من این است که به دو چیز باید توجه کنید اول این که به هر تبیین از داعش کمی شک کنیم، چون داعش در حال شدن است و دگرگونی دارد و یک تیم یا گروهی مدام آن را رصد کنند چون در تحلیل های سیاسی داریم که بهترین تبیین بهترین توانمندی را به آدم می دهد و  دوم رصد کردن ردپای دایمی عربستان در این جریان است.

دکتر هادیان: با توپ و تفنگ نمی توان داعش را سرکوب کرد

دکتر هادیان دیگر سخنران این مراسم بود و با بیان اینکه قرائت های  رادیکال همیشه وجود داشته است گفت: از هر متنی امکان قرائت های متفاوت وجود دارد  اما سوال من این است که چه می شود که یکسری از آدم ها این قرائت ها را می پذیرند، من می خواهم در آخر مباحث خودم یک راهکار ارایه دهم پس برایم مهم است که این مسأله را فهم کنیم.  مساله ی مهمتر این است که داعش چیست و ویژگی های اصلی این قرائت چیست؟ آیا داعش یک جنبش انقلابی است یا نه؟ من می گویم نه! بلکه داعش یک گروه تروریستی است.  اما من با مفهوم تروریست هم مشکل دارم. تروریست کیست؟ تروریست یک ابزار است. ترور خودش یک هدف نیست بلکه  این ترور برای رسیدن به هدف است. وقتی شما این وسیله را بیرون آوردید در واقع از آن یک هدف ساختید،  من داعش را در مجموع  یک جنبش مقاومت می دانم که در حال مقاومت است، مقاومت در مقابل رژیم حقیقت غرب، دوم در مقابل رژیم حقیقت شیعه و سوم آن چیزی است که از آن به عنوان سنی گری انحرافی یاد می شود.

او در خصوص اینکه چرا عده ای از مردم این قرائت ها را می پذیرند افزود: به نظر من مهمترین عامل آن در تضعیف دولت هاست. سنجش قدرت دولت ها مهم است. چطور می توان قدرت دولت ها را سنجید؟ دو ابزار اصلی دارد یکی ایدئولوژی و دوم سرکوب. اگر دولت ایدئولوژی خود را از دست دهد دچار ضعف می شود یا اگر دستگاه سرکوب تضعیف دولت ضعیف می شود. مسأله ی بعد که باعث پذیرش این قرائت ها از سوی مردم می شود، فقر و تبعیض است؛ یعنی وقتی جامعه فقیر است و تبعیض را می بینند کسی می آید و قرائتی ارائه می دهد با این عنوان که ریشه ی  این تبعیض و راه حل آن چیست.

هادیان گفت: مسأله ی بعد ماهیت جامعه است. جامعه ای که نهادهای مدنی در آن قوی نیست و نمی تواند تقاضا را پاسخ دهد و امکان ارتباط مستقیم  بین دولت و جامعه وجود نداشته باشد؛ این امکان بوجود می آید که این قرائت ها به سرعت پخش شود. مسأله ی بعد انسداد  راه هاست که این مسدود بودن راه ها موجب انباشته شدن فشارها می شود و ارائه چنین قرائتی از سوی مردم پاسخ داده می شود. همه ی این عوامل باعث رشد و توسعه ی داعش شده است. دانستن همه ی این مسایل مهم است زیرا با توپ و تفنگ نمی توان داعش را سرکوب کرد.

خوانده شده 4139 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا