پرسش و پاسخ

حکم فقهی تهاجم بیولوژیک دولت اسلامی
محمود حقیقی‌نجف‌آبادی
‍‍‍فارغ از اینکه تولید و انتشار ویروس کرونا، یک حمله بیولوژیکی آمریکا یا چین یا... بوده یا نبوده، سوال این است که آیا اسلام، در مقام دفاع در مقابل تهاجم، اجازه تولید، حفظ و نیز استفاده از عوامل بیولوژیکی (مثل ویروس، میکروب و باکتری‌های مضر و...) را می‌دهد؟ با توجه به اینکه بکارگیری این سلاح، ضربات مهلک و شدیدتری را بر دشمن، وارد کرده و از طرفی، تولید آن، هزینه‌های کمتری برای دولت اسلامی دارد، آیا مجوز شرعی دارد مثل دشمن، این تسلیحات بیولوژیک را رفته رفته جایگزین سایر سلاح‌های کشتار جمعی مثل موشک‌های دوربرد، سلاح‌های شیمایی یا هسته‌ای کند؟
امروزه زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که دولت اسلامی این اجازه را دارد طبق قاعده فقهی «اِعداد»، یعنی فراهم نمودن وسایل قدرت (اشاره به آیه ۶۰ سوره انفال: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ) یا قاعده «اِرهاب»، یعنی استفاده از سلاح‌های رعب‌آور (اشاره به همان آیه) یا قاعده «اِعتداء»، یعنی تهاجم به دشمن در همان سطح (اشاره به آیه ۱۹۴ سوره بقره: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُم) یا قاعده «نفی سبیل» یعنی نفی تسلط کافران بر مسلمانان (اشاره به آیه ۱۶۱ سوره نساء: لَن یجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا) یا...، نه تنها می‌تواند سلاح‌های بیولوژیک و کشتار جمعی تولید، بلکه حفظ و نگهداری نماید. حتی شاید در روز مبادا، بکارگیری آن در جنگ، طبق قاعده «اضطرار» یا قاعده «مصلحت»، مجاز شرعی شمرده شود. (ر.ک: وب‌گاه آیت الله رشاد، درس خارج فقه، مبحث جنگ بیولوژیک، بهار ۱۳۹۹)
نقد کوتاه:
۱. با بررسی سندی و محتوایی احادیث وارده در باب جهاد (وسائل‌الشیعه، باب جهاد العدو)، مشخص می‌شود اسلام، رزمندگان را از «اِغْتِيال» به معناى کشتن غافلگيرانه (مجمع البحرین: أن يؤتى المرء من حيث لا يشعر و أن يدهى بمكروه و لم يرتقبه‏) و «فَتک» یعنی پنهانی و ناگاه حمله ور شدن (مجمع البحرین: انتهز منه فرصة فقتله‏) فرموده است. البته خدعه و نیرنگ را در جنگ، مجاز می‌شمارد، صاحب جواهر در جلد۲۱، صفحه۷۹ می‌نویسد: نعم تجوز الخدعة في الحرب كما صرح به الفاضل في جملة من كتبه، بل في التذكرة و المنتهى دعوى الإجماع، قال: تجوز المخادعة في الحرب و أن يخدع المبارز قرينه ليتوصل بذلك إلى قتله إجماعا، ثم قال و ‌روى العامة «أن عمرو بن عبدود بارز عليا عليه‌السلام فقال: ما أحب ذلك يا ابن أخي، فقال علي(ع) لكني أحب أن أقتلك فغضب عمرو فأقبل إليه فقال علي(ع): ما برزت لأقاتل اثنين فالتفت عمرو فوثب علي(ع) فضربه، فقال عمرو خدعتني، فقال(ع): الحرب خدعة.
۲. دولت اسلامی ایران چون با مصوبه مجلس، به سازمان ملل پیوسته، تعهد داده از معاهدات خود، تخلف نکند. در بند ۱ ماده ۲۵ اعلامیه حقوق بشر، در بند ۴ ماده ۵ میثاق حقوق مدنی سیاسی، در ماده ۱۲ میثاق حقوق مدنی اقتصادی اجتماعی فرهنگی، در ماده ۱۱ کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، ماده ۲۵ کنوانسیون حقوق معلولان و در ماده ۲۴ حقوق کودکان به موضوع حق ذاتی بشر بر سلامت و بهداشت عمومی پرداخته (مسلم ملکی، پایگاه مفتاح، کد خبر: 15917) لذا دولت اسلامی حق ندارد غدَر(مجمع البحرين: الغدر ترك الوفاء و نقض العهد) نموده و با استفاده از تسلیحات بیولوژی، معاهدات خود با سازمان را حتی در زمان جنگ با کشور ثالث، نقض کند. صاحب جواهر می‌نویسد: يحرم الغلول منهم على ما صرح به في النهاية و النافع و القواعد و الإرشاد و التحرير و المنتهى و التذكرة و المسالك و غيرها على ما حكي عن بعضها للنهي عنه في النصوص (الوسائل، من أبواب جهاد العدو)
۳. قاعده مورد استناد «اعتداء» ماخوذ از آیه ۱۹۴ سوره بقره، مشروط است به آیه‌ی «وَ قاتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لاتَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لايُحِبُّ الْمُعْتَدينَ /۱۹۰بقره»‌، لذا اسلام مثلا از مُثله‌کردن جنازه دشمن، آب‌بستن، سم‌ریختن‌ در آب (سلاح بیولوژیک یا شیمیایی)، قطع‌کردن درختان و کشتن زن، بچه و اسیر و غافلگیرانه کشتن دشمن و... نهی کرده است، هر چند دشمن، متجاوز و سفّاک باشد. علامه‌طباطبایی ذیل آیه ۱۹۴ بقره می‌نویسد: خداى سبحان ... اگر قصاص را تشريع كرده بدان جهت است كه تجاوز در مقابل تجاوز را با رعايت برابرى تشريع نموده است. آنگاه مسلمانان را سفارش مى‌كند به اينكه ملازم طريق احتياط باشند، و در اعتدا، و تجاوز به عنوان قصاص، پا از حد، فراتر نگذارند چون مساله قصاص با استعمال شدت و خشم و سطوت و ساير قوائى كه آدمى را به سوى طغيان و انحراف از جاده عدالت مى خواند سروكار دارد و خداى تعالى معتدين (يعنى همين منحرفين از جاده اعتدال) را دوست نمى دارد، و چنين افراد بيش از آن احتياجى كه به قصاص و انتقام دارند به محبت خدا و ولايت و نصرت او محتاجند، و بدين جهت در آخر فرمود: و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه مع المتقين.
۴. چون تسلیحات بیولوژیک، از مرزهای زمانی و مکانی هم عبور کرده و هر موجود زنده (حتی نسلهای آینده) و نباتات را مورد هدف قرار می‌دهد و کاملا کنترل نشده است لذا به طور حتمی، قاعده «عدم تعاون بر اثم» (اشاره به آیه ۲ سوره مائده: وَلَاتَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ) و قاعده «عدم سفک دماء» (اشاره به آیه ۳۰ سوره بقره: قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ) و قاعده «لاضرار» یعنی مجازات غیرقابل جبران دشمن ضرر زننده  (اشاره به آیات ۲۸۲، ۱۹۶، ۲۳۳، ۲۳۱ و ۱۷۳ سوره بقره، آیه ۱۲ سوره نساء و آیه ۶ سوره طلاق)، بر قواعد مورد اشاره طرفداران تولید و حفظ (یا نشر) تسلیحات بیولوژیک، اولویت داشته و حاکم است.
۵. اسلام، دین تقدم اخلاق است بر پیروزی ظاهری. شهید مطهری می‌گوید: جنگ صفّين در يكى از كرانه‏‌هاى فرات رخ داد. اصحاب معاويه «شريعه» يعنى محلى را كه مى‏‌شد آب برداشت مى‏‌گيرند. بعد على(عليه‌السلام) وارد مى‏‌شود. اصحابش بى‏‌آب مى‏‌مانند. [پيكى را] نزد معاويه مى‏‌فرستد كه آخر ما اول براى مذاكره و صحبت كردن آمده‏‌ايم، بلكه خداوند با مسالمت اين مشكل را از ميان مسلمين بردارد و حل كند؛ چرا دست به چنين كارى زدى؟ ولى معاويه كه فكر مى‏كند پيروزى بزرگى به دست آورده گوشش بدهكار نيست. وقتى كه اميرالمؤمنين مى‏‌بيند كه فايده ندارد، دستور حمله مى‏‌دهد و همان روز به شام نرسيده، اصحاب معاويه رانده مى‏شوند و اصحاب على(ع) شريعه را مى‏‌گيرند. بعد اصحاب مى‏‌گويند: ما حالا ديگر مقابله به مثل مى‏كنيم و اجازه نمى‏‌دهيم اينها آب بردارند. على(ع) مى‏گويد: ولى من اين كار را نمى‏‌كنم چون آب يك چيزى است كه خدا آن را براى كافر و مسلمان قرار داده. اين كار دور از شهامت و فتوّت و مردانگى است. آنها چنين كردند، شما نكنيد. على(ع) نمى‏‌خواهد پيروزى را به بهاى يك عمل ناجوانمردانه به دست بياورد. اين نكات در سيره بزرگان زياد است. (مجموعه آثار، ج‏۱۶، ص:۱۱۱). در تزاحم قواعد اخلاقیه با قواعد فقهیه، برای حفظ ارزشهای اصیل اسلام، قواعد اخلاقیه بخاطر حیث معنوی آن، اهمّ و مقدّم است. جهت‌سازی حکومت، با فقه سیاسی است، ولی زیربنای فقه سیاسی، اخلاق سیاسی است. ملای نراقی در جامع‌السعادات نوشته: تحصیل اصول دین که شریف‌ترین علوم است واجب عینی است و در مرتبه بعد، علم اخلاق که وسیله شناخت منجیات و مهلکات نفس است و سپس فقه قرار دارد.
خوانده شده 126 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا