گفتار

لزوم برقراری نسبت عاقلانه و عادلانه بین فرهنگ ایران، اسلام و غرب
محمدتقی فاضل میبدی: لازم است مسائل کشور در همه وجوه آزاداندیشانه مورد بازنگری و نقد قرار بگیرد.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه کارشناسان باید آزاداندیشانه مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی را مورد بازنگری و نقد قرار دهند، یادآور شد: نفی هر گونه فرهنگی در یک جامعه نابودی آن جامعه را در پی دارد، لذا ما باید بتوانیم عاقلانه و عادلانه نسبت مناسبی بین فرهنگ ایران و اسلام و غرب برقرار کنیم به گونه‌ای که برآورد آنها در توسعه ما مؤثر باشند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حجت‌الاسلام «محمدتقی فاضل میبدی» عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه و استاد دانشکده مفید قم است. همچنین او با مراکز علمی، پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی و دفتر تحقیقات به عنوان محقق همکاری می‌کند. «تسامح و تساهل، حدیث آزادی و دین چیست؟» ازجمله آثار مکتوب و همچنین «رساله دین شناخت و حدیث عقلانیت» از جمله مقالات مهم این متفکر و پژوهشگر دینی به شمار می‌آید. وی از جمله روحانیون نواندیشی است که تلاش می‌کند چهره روشن‌تر و مدرن‌تری از اسلام را به جهان ارائه کند، در فرصتی که دست داد در خصوص موضوعاتی ازجمله خصوصیات مدرنیته ایرانی و نسبت ما با امر مدرن و همچنین تحولات قرن جدید با او به گفتگو پرداختیم.
 به نظر شما ایران امروز بعد از گذشت ۴۳ سال از انقلاب اساسا چه نسبتی با امر مدرن دارد، یعنی وضعیت امروز ایران در نسبت با مواجهه با تفکر، فرهنگ، هنر و هر آنچه که جهان مدرن ساخته به چه شکلی است و ما امروز پس از ۱۱۵ سال از انقلاب مشروطه در جمیع شئون چه نسبتی با امر مدرن برقرار کردیم؟
به نظر من، ما از این جهت خیلی موفق نبودیم، مدرن بودن و در نسبت با دنیای مدرن قرار گرفتن که فقط از جهت تکنیکی و صنعتی مراد نیست، بلکه آن جنبه‌های فلسفی، عقلانی و استدلالی و از همه مهمتر اخلاقی و حقوق بشری هم مهم است، درست است که ما در ایران به دین اسلام متکی هستیم و اسلام هم از جهت اخلاق توصیه‌ها و نکات بسیار برجسته‌ای دارد، ولی جامعه ما به ویژه در حوزه سیاست، جامعه اخلاقی نیست، من الان اگر بخواهم مقایسه کنم بین ایران و برخی از کشورهای پیشرفته، گاه در سیاست اخلاقی‌تر و عقلانی‌تر عمل کرده‌اند تا ما در ایران، هنوز که هنوز است برخی از مسؤلان ما ادعای مسلمانی می‌کنند، نماز می‌خوانند، ادعای اسلام و تشیع می‌کنند ولی در عالم سیاست به گونه‌ای با هم برخورد می‌کنند که گویی اصلا در حوزه سیاست نباید رعایت اخلاق شود، با برخوردهای ناصواب و ناجور. به ویژه در صداوسیمای ما از جهت اخلاق و توسعه اخلاقی و فرهنگی پیشرفت خوبی نداشتیم، من الان برنامه‌های صداوسیما را که می‌بینم به ویژه برخی از برنامه‌های مذهبی آن با حقیقت مذهب مطابقت ندارد، برنامه‌های فرهنگی هم خیلی با عقلانیت اخلاق عجین نیست، بنابراین در عین اینکه معتقد به نظام جمهوری اسلامی هستم ولی این را هم نباید فراموش کنیم که نقد این مسایل کشور از اوجب واجبات است و اگر بخواهیم نقد بکنیم باید ببینیم دقیقا در کجا مشکل داریم و از جهت توسعه اخلاقی، انسانی و فرهنگی چه قدر پیشرفت کرده‌ایم، این خیلی مهم است که البته من بر این باورم که متأسفانه پیشرفت خوبی نداشتیم.
حالا اگر دلائل آن را هم بخواهم بگویم اول اینکه بخشی از متولیان فرهنگی ما بیشتر خشک و ایدئولوژیک فکر کردند تا استدلالی و آماری و توجه به نتیجه کار، اگر بخواهیم حساب کنیم ما در بودجه‌های سالانه بودجه‌های فوق‌العاده کلانی برای برنامه‌های فرهنگی داشتیم، کار فرهنگی که می‌گویم در آن اخلاق اجتماعی هم هست، ولی متأسفانه با این همه بودجه فرهنگی خروجی ما در حوزه فرهنگ خوب نبوده، از باب مثال می‌خواهم خدمت‌تان عرض کنم اگر یک روز صبح بروید در یکی از خیابان‌های تهران و یا همین قمی که ما هستیم به نحوه رانندگی مردم نگاه کنید ببینید نحوه رانندگی مردم که همه آدم‌ها با آن برخورد دارند اصلا طبق اصول و قاعده و قانون نیست، ما در بازار اقتصادی هم که برویم همین است به اصول بازار هم که نگاه کنید نرخ‌ها سر جایش نیست، مردم می‌خواهند به هم دروغ بگویند کلاه سر هم بگذارند، اعتمادی بین بخشی از مردم و حاکمیت وجود ندارد، اعتمادی در متن جامعه هم وجود ندارد و در جامعه‌ای که سلب اعتماد شد این جامعه از لحاظ فرهنگی عقب است و اگر یک آمار دیگر بخواهیم بگیریم مسئله راستگویی و دروغگویی است، شما ببینید یک فردی از صبح که بیدار می‌شود تا شب که بخوابد حالا زن یا مرد، پدر، مادر و فرزند چه قدر از حرف‌هایی که به هم می‌زنند از روی صداقت است و چه قدر هم دروغ است و همین طور بیائید در جامعه، اخبار ما گفتارهای آماری ما، این است که صداقت واقعی در فرهنگ جامعه ما خیلی کمرنگ شده است، در هر صورت من بر این باورم که باید اشتباهات را نقد کرد، در این ایام افراد کارشناس بیاورند مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی را بازنگری و نقد کنند تا ببینیم در این ۴۳ سال موفقیت‌های‌مان کجا بوده و ناراستی‌های ما کجا بوده؟ این افراد از دسته آدم‌های وابسته هم نباشند، بلکه افرادی آزاداندیش از دانشگاه‌ها، اساتید و کارشناسان دعوت شوند و این ۴۳ سال را نقد کنند.
جامعه ایران یک جامعه تاریخ‌دار، با تمدن، با فرهنگ و سرآمدی در بین کشورهای دنیا بوده، اما امروز متأسفانه جایی ایستاده‌ایم که در دنیا در آمارهای جهانی رتبه خوبی نداریم به ویژه در فساد اداری و فساد اقتصادی بسیار رتبه بدی داریم، چرا ایرانی که متکی به فرهنگ کهن است، متکی به فرهنگ اسلام است آمار مفاسد اقتصادی‌اش در سطح دنیا باید تا این حد بد باشد، به نظر من مدرن یعنی این، یعنی اینکه بشر از لحاظ اخلاقی، فرهنگی، انسانی و سیاسی هم پیشرفت کرده باشد که ما متأسفانه پیشرفت خوبی در این زمینه‌ها نداشتیم.
 یک قرن رو به پایان است، به عقیده شما ایران قرن اخیر در نسبت با تاریخ پیش از آن دچار چه تحولاتی شده، آیا امروز ایران در قرن جدید می‌تواند نسبتی با گذشته خود برقرار کند یا خیر؟
این موضوع بستگی به این دارد که منظور از این گذشته چیست و چه زمانی مد نظر است؟ در گذشته سه فرهنگ در کشور ما حاکم بوده، فرهنگ اسلام، فرهنگ ایران و فرهنگ غرب که ما نتوانستیم در قرن جدید و به ویژه در ۵۰ سال اخیر یک نسبت مناسبی میان این سه فرهنگ برقرار کنیم، بعضی از ما آن قدر اسلام‌زده هستیم که می‌گوئیم هر چه از غرب بیاید بد است و باید همه غرب را از بین برد و این نگاه‌های افراطی را داریم، بعضی از ما آن قدر در فرهنگ غرب غرق می‌شویم که می‌گوئیم هر چه از فرهنگ اسلام آمده باید بگذاریم کنار، برخی هم که می‌گویند نه، فرهنگ ایران همه چیز را در خودش دارد و باید فرهنگ اسلامی و غربی را بگذاریم کنار، در حالی که نفی هر گونه فرهنگی در یک جامعه نابودی آن جامعه را در پی دارد، لذا ما باید بتوانیم عاقلانه و عادلانه نسبت مناسبی بین فرهنگ ایران و اسلام و غرب برقرار کنیم به گونه‌ای که اینها در توسعه ما مؤثر باشند، ما منهای فرهنگ غرب نمی‌توانیم پیشرفت کنیم، همان طور که منهای فرهنگ اسلام و ایران نمی‌توانیم پیشرفت کنیم، اما اگر اینها هر سه در کنار هم و در نسبت درست با هم قرار بگیرند بله پیشرفت ما را هم در پی خواهد داشت، بنابراین در ۵۰ سال اخیر پیشرفت خوبی از این جهت نداشتیم.
 شما جامعه ایرانی را در قرن جدید دچار نوعی از خود بیگانگی مفرط می‌بینید یا اینکه برای قرن جدید طلیعه بازگشت به برخی از ارزش‌های مقتدر و مسلط که باعث تداوم و قوام فرهنگ و جامعه ایرانی بودند، متصور هستید؟
من پیشگو و پیش‌بین نیستیم، ولی اگر بخواهیم بر همین اساس جلو برویم ما در قرن آینده در فرهنگ خودمان خیلی موفق نیستیم، اگر می‌خواهیم در تفکر و فرهنگ خود به نوعی از موفقیت و پیشرفت دست پیدا کنیم باید این نگاه‌های رادیکالیستی و افراطی‌گری کلا از جامعه ما زدوده شده و از بین برود، با هیچ نگاه افراطی ما موفق نیستم متأسفانه در صدا و سیما و جامعه ما نگاه‌های افراطی به معنای ایدئولوژیک بسیار گسترش و احاطه پیدا کرده است، اگر این طور باشد نه، ما در قرن آینده هم موفق نخواهیم بود، یعنی حرکت‌های رادیکالیستی در هیچ جهتی موفق نخواهد بود چه در جهت سیاسی، چه در جهت فرهنگی، چه در جهت‌های دینی و مذهبی، متأسفانه ما در این ۴۰ تا ۵۰ سال اخیر دچار این حرکت‌های رادیکالیستی افراطی در جامعه خودمان بودیم، اگر این دیدگاه‌مان را عوض نکنیم و دنیا را آنطور که هست نبینیم بازهم مشکلات بزرگی پیش رو خواهیم داشت ولی اگر بنشینیم و تجزیه و تحلیل کنیم و دنیا را آن طور که هست ببینیم و با دنیا منطق گفت‌وگو را حاکم کنیم نه منطق نفی و مرگ و ناسزا بله به جایی خواهیم رسید، ولی اگر بخواهیم با این منطق که باید با دنیا در تضاد باشیم پیش برویم و گروه‌های مذهبی افراطی را در دنیا به رسمیت بشناسیم، و عقلانیت و اخلاق را جایگزین این رویکرد نکنیم، دچار مشکل خواهیم شد.
 سال ۹۹ سالی بود که در سایه کرونا گذشت اساسا چگونه می‌شود فهمی از رفتار سیاسی و اجتماعی ایرانیان در این سال داشت؟
متأسفانه وقتی اقتصاد یک جامعه به هم بخورد همه چیز آن جامعه هم به هم خواهد خورد و تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، ما در این یکی، دو سال اخیر و به ویژه یک سال اخیر وضعیت اقتصادی نرمالی نداشتیم و فشارهای اقتصادی فراوانی روی مردم بود، از طرف دیگر هم که مسئله کرونا به وجود آمد و همه اینها با هم عجین شد و فشار مضاعف بر مردم حاکم کرد، موقعی که ما دچار مشکلات اقتصادی باشیم، گرفتار مشکلات کرونا باشیم طبیعی است که فشار روحی بیشتری بر مردم وارد شده و بالاخره جامعه را ناامید می‌کند، حالا کشورهای دیگر ممکن است که از جهت اقتصادی ناامید نباشند اما یک جوان ایرانی که صبح از خواب بیدار می‌شود و امیدوار به آینده‌اش نیست آن هم در وضعیت کرونا خوب مشخص است که در روحیه‌اش اثر منفی می‌گذارد این است که در سال ۹۹ و سال ۹۸ بر ملت ایران سخت گذشت به ویژه در مسئله تحریم‌ها و با وجود مسائل اقتصادی و فشارهایی که بر شانه مردم بود که با وجود اینها طبیعی است که رفتارهای سیاسی و اجتماعی هم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
خوانده شده 30 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا