گفتار

حضور و دیدگاه جریان نواصولگرا درحوزه علمیه
دکتر میرموسوی: این جریان یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و مرجعیت پیدا کرده/ اتهام سکولار بودن حوزه را مطرح می نماید / به جای اینکه حوزه را در درون جامعه قرار دهند، آن را در درون حکومت تصور می کنند.
حجت‌الاسلام‌ والمسلمین دکتر سید علی میرموسوی نویسنده و پژوهشگر علوم دینی، فعال شدن جریانی تحت عنوان «نواصولگرا» در حوزه علمیه را مطرح  و درباره هدف و اندیشه این جریان، اظهار کرد: جریان نواصولگرا یک تئوری خاصی در رابطه با حکومت و به تعبیر خود، تمدن اسلامی دارد و در پی این هستند که سنت شیعی را در راستای توجیه این ایدئولوژی و مدل خاصی از حکومت که در نظر دارند، مصادره کنند و از دیدگاه آنها حوزه هم در درون همین حکومت مورد نظرشان قرار می گیرد. در حقیقت به جای اینکه حوزه را در درون جامعه قرار دهند، آن را در درون حکومت تصور می کنند و انتظار دارند که حوزه با آن ایده همراهی کند و نگران فاصله و شکاف حوزه از الزامات ایدئولوژیک خودشان هستند و از نا همراهی حوزه با اهداف ایدئولوژی خاص خودشان دلواپسی دارند. به همین دلیل، مدتی است آنها در برابر نهادهای سنتی حوزه به نوعی قشون کشی کرده اند.
وی معتقد است که جریان نواصولگرا در حوزه علمیه در طول سال های گذشته در راستای تحقق اهداف خود، نهادهایی در درون حوزه تأسیس کردند و در تلاشند با یکسری شعارهایی خاص اهداف خود را دنبال کنند و جریانی که مخالف آنهاست را طرد کنند و بر این اساس اتهام سکولار بودن حوزه را مطرح می کنند که این یک توهین است. جریان نو اصولگرا یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و نهاد مرجعیت پیدا کرده چون احساس می کند که این نهاد خیلی نمی تواند نیازهای او را تأمین کند و در راستای تأمین نیازهایش به نسل جوان حوزه روی آورده و روی آنها تأثیر می گذارد. این جریان نسل جوان حوزه را مخاطب خود قرار داده و با ابزارهایی که در اختیار دارد می خواهد نفوذ خود را گسترش دهد به همین دلیل هست که نسل جوان حوزه تا حدی از این جریان تأثیر پذیرفته و تأثیر می پذیرد.
حوزه علمیه از دو دیدگاه متفاوت ایدئولوژیک و غیر ایدئولوژیک می تواند مورد نقد قرار گیرد
حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر سید علی میرموسوی در گفت وگو با شفقنا به برخی از نواقص بر جای مانده حوزه علمیه اشاره و اظهار کرد: بحث نقد حوزه و روحانیت یک بحث سابقه دار و با پیشینه ای است که در طول قرن گذشته از سوی دیدگاه های مختلف مطرح می شده است، به نظر می رسد که در شرایط کنونی حوزه علمیه از دو دیدگاه متفاوت می تواند مورد نقد قرار گیرد، یکی از دیدگاه ایدئولوژیک و دیگری از دیدگاه غیر ایدئولوژیک است. اگر مرز بندی این دو دیدگاه را در نظر نگیریم برخی از انتقاداتی که نسبت به حوزه مطرح می شود و از جریان ایدئولوژیک است به نظر می رسد که تهدید باشد.
جریان های ایدئولوژیک از ناهمراهی حوزه با اهداف ایدئولوژی خاص خودشان دلواپسی دارند
وی ادامه داد: جریان های ایدئولوژیک جریان هایی هستند که درصدد صورت بندی ایدئولوژیک از یک مدل برای اداره حکومت و سامان بخشی جامعه براساس آن هستند. به نظر می رسد که این جریان در شرایط فعلی در اثر تجربه ای که در طول سال های گذشته داشته شکل جدیدی پیدا کرده و خود را در قالب جریان نو اصولگرا مطرح می کند. این جریان یک تئوری خاصی در رابطه با حکومت و به تعبیر خود، تمدن اسلامی دارند و در پی این هستند که سنت شیعی را در راستای توجیه این ایدئولوژی و مدل خاصی از حکومت که در نظر دارند، مصادره کنند و از دیدگاه آنها حوزه هم در درون همین حکومت مورد نظرشان قرار می گیرد. در حقیقت به جای اینکه حوزه را در درون جامعه قرار دهند، آن را در درون حکومت تصور می کنند و انتظار دارند که حوزه با آن ایده همراهی کند و نگران فاصله و شکاف حوزه از الزامات ایدئولوژیک خودشان هستند و از نا همراهی حوزه با اهداف ایدئولوژی خاص خودشان دلواپسی دارند. به همین دلیل، مدتی است آنها در برابر نهادهای سنتی حوزه به نوعی قشون کشی کرده اند.
جریان نواصولگرا در حوزه علمیه با شعارهایی خاص اهداف خود را دنبال می کنند
نویسنده و پژوهشگر علوم دینی سکولار بودن حوزه را یک توهین دانست و گفت: جریان نواصولگرا در حوزه علمیه در طول سال های گذشته در راستای تحقق این اهداف، نهادهایی در درون حوزه تأسیس کردند و در تلاشند با یکسری شعارهایی  خاص اهداف خود را دنبال کنند و جریانی که مخالف آنهاست را طرد کنند و بر این اساس اتهام سکولار بودن حوزه را مطرح می کنند که این یک توهین است. به نظر من انتقاداتی که این گروه به حوزه مطرح می کنند، انتقاداتی از ناحیه ایدئولوژیک است و همراه نشدن حوزه با ایدئولوژی خود را، مبنای نقد قرار می دهند. اتفاقاً به نظر می رسد که مقاومت حوزه در برابر این جریان مثبت است و همراهی حوزه با این جریان یک تهدید مهمی برای حوزه است چون این جریان نشان داده که با نیازها و خواسته های جامعه همراهی ندارد و اگر حوزه با این جریان همراه شود، جدایی بیشتر حوزه و جامعه را در پی دارد.
وی افزود: شما اگر تاریخ عثمانی و عصر جدید را بررسی کنید، اینکه آتاتورک در یک شرایطی توانست بعد از تأسیس ترکیه لباس روحانیت را خلع و ممنوع کند برمی گردد به تقابلی که در آن دوران، حوزه با نیازهای جامعه پیدا کرد و جامعه نگاه منفی نسبت به حوزه یافت و آتاتورک موفق شد ولی رضاشاه به همین دلیل موفق نشد. روحانیت در جریان مشروطیت اتفاقاً با خواسته های مردم همراه شد و وقتی رضا شاه آن برخورد را نسبت به روحانیت داشت همراهی ایجاد نشد، به نظر می رسد که در شرایط کنونی اگر حوزه با جریان نو اصولگرا همراه شود و از این نوع تهدیدهایی که آنها مطرح می کنند، جا بزند اتفاقاً به زیان حوزه است.
جریان نو اصولگرا یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و نهاد مرجعیت پیدا کرده است
میرموسوی در پاسخ به اینکه آیا جریان نو اصولگرا بر روی بخشی از طلاب حوزه تأثیر گذاشته است؟ گفت: جریان نو اصولگرا یک مرزبندی با نهادهای سنتی حوزه و نهاد مرجعیت پیدا کرده چون احساس می کند که این نهاد خیلی نمی تواند نیازهای او را تأمین کند و در راستای تأمین نیازهایش به نسل جوان حوزه روی آورده و روی آنها تأثیر می گذارد. این جریان نسل جوان حوزه را مخاطب خود قرار داده و با ابزارهایی که در اختیار دارد می خواهد نفوذ خود را گسترش دهد به همین دلیل هست که نسل جوان حوزه تا حدی از این جریان تأثیر پذیرفته و تأثیر می پذیرد.
حوزه علمیه در کنترل فضای درونی حوزه نا موفق بوده است
وی در پاسخ به اینکه آیا حوزه علمیه در تاثیر بر فضای درونی حوزه نا موفق بوده که چنین جریانی این تأثیرگذاری را بر روی طلاب دارد؟ اظهار کرد: بله حوزه در این مورد نا موفق بوده است. نهادهای قبلی حوزه نتوانستند از کار جلوگیری کنند و آن به دلیل نفوذ و تأثیری بود که نهادهای بیرون حوزه بر حوزه می گذارند، یعنی آن جریان از سوی یکسری نهادهایی پشتیبانی می شوند که آنها می توانند و قدرت دارند در حوزه اعمال نفوذ کنند و حوزه هم خیلی نمی تواند در برابر این نهادها ایستادگی کند.
نقش و تأثیرگذاری نهادهای بیرون حوزه در درون حوزه تقویت شده و روحانیت کارکردهای اصلی خود را از دست داده
وی از ناحیه دیدگاه نیز انتقادی را بر حوزه وارد دانست و خاطرنشان کرد: از بُعد دیگری هم می توان حوزه را مورد نقد قرار داد که از منظر ایدئولوژیک نیست بلکه از این دیدگاه است که حوزه تا چه حد نیازهای جامعه را درک می کند و می تواند پاسخگو به نیازهای جامعه باشد. به نظر من نقدی که امثال مرحوم شهید مطهری و شهید بهشتی به حوزه داشتند از این دیدگاه بود. از این دیدگاه حوزه به عنوان یک نهاد مدنی و نهادی در درون جامعه نگریسته می شود نه یک نهاد در درون حکومت؛ و مسئولیت اصلی حوزه پرورش روحانیت، پاسخگو بودن به نیازهای جامعه و به تعبیر شهید بهشتی عالم متعهد و مسئول است. اگر از این منظر حوزه مورد نقد قرار می گیرد این پرسش به وجود می آید که آیا کارکرد خود را به خوبی انجام می دهد یا خیر؟ در شرایط کنونی در این مورد انتقاداتی به حوزه وارد است و یکی از این انتقاد ها کاهش استقلال حوزه است و اینکه در این سالها نقش و تأثیرگذاری نهادهای بیرون حوزه در درون حوزه تقویت شده و موجب گردیده که روحانیت کارکردهای اصلی خود را از دست بدهد.
میزان کمک هایی که حوزه از حکومت می گیرد و میزان هزینه هایی که دارد، با هم تناسبی ندارد ولی کمک مالی حکومت به حوزه موجب نوعی بد نامی شده است
نویسنده و پژوهشگر علوم دینی بیان کرد: اگر به لحاظ جامعه شناختی به نظام اجتماعی ایران نگاه کنیم، طبقه های مستقل که بتوانند در برابر حکومت و زیاده خواهی های حکومت نسبت به جامعه ایستادگی کنند وجود نداشته و روحانیت در حقیقت کارکرد یک طبقه را ایفا می کرده است. وقتی استقلال حوزه کاهش پیدا کند، آن زمان این نقش روحانیت تحت شعاع قرار می گیرد. مرحوم مطهری یکی از تفاوت هایی که بین روحانیت شیعه و اهل سنت مطرح می کرد این بود که روحانیت شیعه حکومت زده نیست ولی متأسفانه در سال های اخیر می بینیم که روحانیت حکومت زده شده است. اگر مرحوم مطهری اشکال روحانیت را عوام زدگی آن می دانست ولی اکنون حکومت زدگی به آن اضافه شده است. روحانیت اعتبار خود را به نوعی بر سر دفاع از یک صورت خاصی از حکومت گذاشت و سرمایه اجتماعی خود را از دست داد و بدنامی حوزه را در پی داشت. در حالی که اگر ما مقایسه کنیم میزان کمک هایی که حوزه از حکومت می گیرد و میزان هزینه هایی که دارد، با هم تناسبی ندارد ولی کمک مالی حکومت به حوزه موجب نوعی بد نامی شده است. بنابراین به نظر من اولین انتقادی که می توان به حوزه داشت این است که استقلال حوزه در این سال ها کاهش پیدا کرده است.
تغییر نگاه جامعه به روحانیت و حتی آزار و اذیت آنها، به این دلیل است که در دیدگاه جامعه، حوزه یک نهاد حکومتی قلمداد می شود
وی در پاسخ به اینکه منظور از کاهش استقلال در حوزه، مربوط به اقتصاد است یا شامل استقلال فکری و نظری حوزه نیز می شود؟ گفت: معتقدم استقلال در همه زمینه ها در حوزه علمیه کاهش یافته است. مهم است که حوزه از دید عموم جامعه یک نهاد حکومتی قلمداد نشود، اما متأسفانه اینگونه نیست. اینکه اکنون در جامعه به روحانیت و کسی که این لباس روحانیت را بپوشد با نگاه خاصی نگریسته می شود و حتی مورد تهدید و آزار قرار می گیرد به این دلیل است که در دیدگاه جامعه، حوزه یک نهاد حکومتی قلمداد می شود.
حوزه نتوانست کسانی را تربیت کند که نیازهای جامعه را بهتر درک کنند و به آنها پاسخگو باشند
دوم اینکه به نظر می رسد حوزه باید نیازهای جامعه و تحولاتی که در درون جامعه اتفاق افتاده را به خوبی درک کند و بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و هر چه که ارتباطش با جامعه کمتر شود و نتواند سخنگوی جامعه باشد به زیان اوست و من فکر می کنم نظام آموزشی حوزه و نظام درسی حاکم بر حوزه، خیلی نتوانسته در این راستا حرکت کند تا حوزه و کسی که در حوزه تربیت می شود بتواند نیازهای جامعه را بهتر درک کند و به آنها پاسخگو باشد.
نظام آموزش حوزه در زمینه ممانعت از خرافات و تحریف ها امکانات لازم را برای خود فراهم نکرده است
میرموسوی ادامه داد: در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده: «إِنّ لَنا فِی کُلِّ خَلَفٍ عُدُولاً یَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ اَلْغَالِینَ وَ اِنْتِحَالَ اَلْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ اَلْجَاهِلِینَ؛ ما در هر نسلی افراد معتدلی داریم که جلوی تحریف هایی که از سوی نیروهای افراطی و تندرو در اسلام و مکتب اهل بیت ایجاد می شود و همچنین جلوی انتساب ها و تفاسیر نادرست افراد نادان را می گیرند» به تعبیر مرحوم مطهری، این قشر در حقیقت هم از ضرر دوستان و هم از ضرر دشمنان جلوگیری می کنند. در این میان باید ببینیم که روحانیت در این زمینه کار خود را به درستی انجام می دهد یا خیر؟ آیا روحانیت توانسته جلوی خرافات و تحریف هایی که در طول این سال ها در دین صورت می گیرد و به عنوان دین اصلی ترویج پیدا کرده را بگیرد؟ حوزه چه مقداری در این راستا بازسازی شده که بتواند یک تفسیر غیر خرافی و مقبول از دین ارایه کند؟ من فکر می کنم یکی از انتقاداتی که می توان به حوزه وارد کرد این است که نظام آموزش حوزه در این راستا امکانات لازم را برای خود فراهم نکرده است.
بخشی از نا به سامانی و کمرنگ شدن ارزش های اخلاقی در جامعه به حوزه علمیه برمی گردد
وی از بُعد اخلاقی نیز نقدی را متوجه حوزه دانست و گفت: نکته دیگری اینکه روحانیت یا عالم دینی یکی از ابزارهای تضمین اخلاقی جامعه بوده است، اینکه اکنون ما می بینیم که جامعه ما دچار نا به سامانی اخلاقی است و ارزش های اخلاقی در جامعه کمرنگ شده، یک بخشی به حوزه برمی گردد. زمانی حوزه علمیه الگوهای برتر اخلاقی جامعه را پرورش می داد. الگوهایی که حتی کسانی که اسلام را هم قبول نداشتند در راستای تربیت اخلاقی جامعه به آنها اعتقاد داشتند؛ در گذشته افراد برجسته ای بودند که در حوزه های علمیه اسوه های اخلاقی بودند، ولی اکنون از این جهت هم تا حدودی دستمان خالی است، بنابراین در این جهت هم حوزه کارکرد خود را به خوبی انجام نداده است.
وی افزود: حضرت آیت الله شبیری می فرمودند که در اواخر دوران صفویه حوزه علمیه چنان سطحی شده بود که طلاب  خیلی اطلاعات شان ضعیف بود و نمی توانستند نیازهای اولیه دینی جامعه را پاسخ دهند و این مساله بسیار تأثیرگذار بود. ایشان از قول مرحوم ایت الله سید ابوالفضل زنجانی تعبیر نقل می کردند: اتفاقی که در حوزه و جامعه افتاده این است که جامعه به لحاظ سطح آگاهی و دانش پیشرفت کرده، ولی روحانیت همپای جامعه پیشرفت نکرده و انتظار دارد که همان احترامی که قبلاً به روحانیت گذاشته می شد اکنون هم گذاشته شود در حالی که این انتظار، معقول نیست. انتظار معقول برای احترام در جایی است که روحانیت هم بتواند سطح آگاهی و دانش خود را با سطح آگاهی و دانش عمومی جامعه حداقل همتراز کند در حالی که این اتفاق نیفتاده است.
یکسری از ایرادهایی که در درون حکومت بوده به حوزه انتقال پیدا کرده است
میرموسوی در پاسخ به اینکه انتقاداتی که در ابعاد مختلف به حوزه وارد دانستید به چه دلیل است؟ آیا طرح ها و برنامه ها دچار مشکل هستند یا افراد مسئول به درستی در جای خود قرار ندارند؟ گفت: به نظر می رسد که وضعیت کنونی حوزه یک بخشی متأثر از نوع ارتباطی است که حوزه و حکومت پیدا کرده، و یکسری از ایرادهایی که در درون حکومت بوده به تعبیری می توان گفت به حوزه انتقال پیدا کرده است و یک بخشی هم شاید به همین دلیل باشد که در پرتو این ارتباط، شایسته سالاری نبوده است. یعنی جای افرادی که واقعاً به حوزه و الزامات و ضرورت های حوزه آگاهی و شناخت بیشتری دارند و می توانند مصالح حوزه را درک کنند و تصمیم ساز باشند، خالی است. معتقدم در شرایطی که حوزه به عنوان یک نهاد مدنی مستقل از حکومت بود و خیلی نهادهای قبلی مانند مرجعیت عهده دار امور آن بودند، وضعیت بهتر و به سامان تری داشت تا به امروز.
خوانده شده 858 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا