گفتار

قرآن معیار رفتارهای فردی و اجتماعی
گزارش سخنرانی استاد حوزه و دانشگاه حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمدصادق کاملان در مراسم احیا شب بیست و سوم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
بسمه تعالی
شب بیست و سوم به احتمال بسیار قوی شب قدر است. در کتب روایی بیش  از ۴۰ روایت درباره شب قدر وجود دارد که برخی درباره فضائل شب قدر است مثلا اینکه شب قدر برتر از هزار ماه است، برخی روایات درباره مناسکی است که در این شب باید انجام گردد مانند غسل انجام دادن به صورتی که این شب ها به لیالی الاغسال معروف است و خواندن نماز، دعا، قرآن و ... و برخی از آنها درباره تعیین شب قدر وارد شده است مثلا روایتی که درباره عبدالله بن انیس جهنی و سوال او از رسول خدا(ص) درباره تعیین شب قدربه واسطه دوری از مدینه و خواست او برای حضور در مدینه وارد شده و شب بیست و سوم به «لیله الجهنی» معروف شده است. در این روایات شب قدر بودن شب بیست و سوم مهم تر است.
در مورد شب قدر آیاتی در قرآن وارد شده که نزول قرآن را در این شب ها دانسته است. در سوره دخان آمده است «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» و در سوره قدر آن شب مبارک را شب قدر می داند «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْر».
با توجه به این مقدمات سوالی مطرح می شود که: چه نسبتی بین نزول قرآن و شب قدر وجود دارد؟ آیا مساله نزول قرآن در شب قدر تصادفی است یا با عنایت خاص خدا در این شب نازل شده است.
ما اگر قرآن را از سوی حکیم علی الاطلاق یعنی خداوند بدانیم و اینکه حکیم کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد  هرکاری که از او صادر می شود را بر اساس حکمت و مصلحتی بدانیم باید گفت بین نزول قرآن و شب قدر ارتباط وجود دارد.
صفت قرآن مبین است یعنی برای زندگی انسان ها برنامه مشخصی دارد و روشن گر مسیر زندگی است. این کتاب برای همه زمان ها و همه انسان ها نازل شده است.
قرآن به نور توصیف شده یعنی محتوای آن نور است و اگر الفاظ آن هم حرمت دارد به واسطه آن محتوایی است که باید درک شود. در قرآن آمده است: «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» یعنی باطن قرآن را جز کسی که باطن پاکیزه ای داشته باشد درک نمی کند و برای شناخت مفاهیم آن باید جز مطهروی قرار گرفت. اگرچه از نظر فقهی باید ظاهر قرآن را هم با طهارت مس کرد ولی اصل قرآن فقط با صفای باطن درک خواهد شد و به عبارت قرآنی کسانی که «یطهرون تطهیرا» هستند توانایی رسیدن به عمق قرآن را دارند و ما به واسطه نور آنها و فیضی که به ما می دهند از معارف قرآن آگاهی پیدا می کنیم.
این محتوا چیست که کتاب زندگی است و اصرار پروردگار بر نزول آن درشب قدر برای چیست؟
شب قدر را به شب اندازه گیری و تعین معنا کرده اند. ولی این اندازه گیری با چه ملاک و معیاری صورت می گیرد؟ انسان برای اندازه گیری و تعیین مسیر زندگی نیاز به معیار دارد و برای انسان مسلمان باید قرآن معیار و ملاک اندازه گیری در زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... باشد. قرآنی که به تبع آن حدیث پیامبر و ائمه هم برای ما حجت می شود.
اگر قرآن ملاک و معیار برای ما است باید دید در این کتاب چه دستوراتی وارد شده و چه چیزی از انسان ها طلب می کند. در قرآن برای سبک زندگی انسان ها دستوراتی نازل شده است که با اجرایی کردن آنها بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد.
یکی از دستورات قرآن «اعدلوا» است یعنی در رفتارهای اجتماعی و روابط میان خود و دیگران بر اساس عدل و قسط رفتار کنید. این دستور به صورت مطلق داده شد یعنی هرجایی و هر زمانی این اصل باید سرلوحه کارهای ما باشد و بدانیم هرچه از این اصل فاصله بگیریم به بحران در روابط اجتماعی و فردی خود دچار خواهیم شد. این مقدار که ما امروزه درگیر دادگاه ها و مناقشات فی ما بین هستیم همه به خاطر این است که تک تک ما در نوع رفتارمان با دیگران از این اصل دور شده ایم. وقتی که زوجین فقط خود را می بینند و توجهی به طرف مقابل نمی کنند و یک طرفه به قاضی می روند شاهد خواهیم بود که اختلافات شروع شده کار به دادگاه خواهد کشید و بر همین منوال در تمام رفتارهای اجتماعی چنین اتفاقی می افتد.
در قرآن دستور دیگری است تحت عنوان «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏» که چگونگی رفتار زوجین را با یکدیگر مشخص می کند. در قرآن معمولا جزئیات مناسکی و تکالیف را مشخص نمی کند بلکه به صورت کلی سخن می گوید مثلا در مورد نماز، روزه، حج و زکات و ... فقط به انجام آن تکلیف کرده و جزئیات آن در روایات آمده است؛ ولی در دو مورد خداوند وارد جزئیات شده یکی در مورد مساله ارث است و دیگری مساله پرداخت مهریه زن است. امروزه بسیاری از مشکلاتی که در جامعه بین مردم وجود دارد مسائل مالی است. وقتی که حق دیگران ضایع می گردد با بحران های اجتماعی و فردی مواجه می شویم.
اصل دیگری که در قرآن بر آن تاکید شده صلح طلبی است: «ًوَ الصُّلْحُ خَيْر» قرآن اصل در روابط اجتماعی میان انسان ها را بر صلح قرار می دهد و جهاد و قتال فقط در برخی موارد تجویز شده است. این در حالی است که ما کاملا برعکس فرهنگ قرآنی در سال های گذشته اصل را بر درگیری و تنش با دیگر کشورها گذاشته ایم و مدام شعار جهاد و قتال می دهیم. ما فقط بر برخی از آیات قرآن تکیه می کنیم و باقی آیات را فراموش کرده ایم آیاتی که اصل زندگی را بر رفتار از سر صلح و خیرخواهی با دیگران مورد تاکید قرار داده است.
اندازه گیری درست رفتارها این امکان را به انسان می دهد که به اهداف خود در زندگی دست یابد. امروزه در روابط بین الملل ما با عدم درک صحیح توانایی هایمان و اندازه گیری اشتباه در روابط با دیگران دچار درگیری های شدید گشته ایم که مسلما با آموزه های قرآنی در تضاد است. چرا ما فقط دم از تنش و درگیری می زنیم و از در صلح با دیگران در نمی آییم؟
قرآن باید به عنوان معیار و ملاک و شاخص زندگی یک انسان مسلمان درنظر گرفته شود. اگر این کار انجام شد مسلما لیله القدر در جان ما نفوذ خواهد کرد و به عبارتی آن را درک می کنیم ولی تا زمانی که معیارهای قرآنی در زندگی ما وارد نشود لیله القدر در جان ما ایجاد نخواهد شد.
منبع: سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
خوانده شده 104 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا