چاپ این صفحه

گفتار

سفرنامه آدلاید (قسمت سوم)
گزارش سفر حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای سعیدیان از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم پیرامون تجربه مسافرت به آدلاید در جنوب استرالیا (بخش سوم)
مساله خانواده در استرالیا را چگونه ارزیابی می کنید؟
اهمیت خانواده:
این جا به عکس آن چه درتصور ماهست برای خانواده اهمیت بسیاری قائلند وبرنامه ریزی ها وتبلیغات رسانه ای درجهت استحکام نظام خانواده است حالا چگونه؟ برای اینکه اولا استرالیا دارد تشویق به بچه دار شدن می کند بعضی ها تا 6 تا بچه هم داشتند. اولا ساعت 5 که آنجا تعطیل می شود. ساعت 5 تمام مغازه ها و ... تعطیل می شود. یکسره از 9 صبح تا 5 عصر کل کارخانه ها و غیره کار می کنند وساعت 5  به بعد بازار وکار کسب به جزکارهای ضروری وشیفتی تعطیل می شودو همه باید بروند خانه کنار خانواده، شما می بینی که همه خانواده ها بیرون در رستورانها و کنار دریاچه بچه کوچک و کالسکه یا می روند رستوران یک شامی می خورند، شامشان هم ساعت 6 و 7 می خورند و بعد هم می روند خانه دیگر، نهاد خانواده قوی است و دولت هم حسابی حمایت می کند مثلا زنهایی که طلاق می گیرند بچه را می خواهند خودشان نگهدارند   دولت به آنها حقوق می دهد که بچه ها را بزرگ بکنند. خلاصه نظام خانواده  وعواطف هست وقوی هم هست شیر مادر مثلا تا شش ماهگی فرهنگ است داخلشون که بدهند یعنی اصلا خود دولت حسابی تأکید می کند غیر شیر مادر ندهید به بچه، خانواده بسیار محکم است آمار طلاق خیلی کم تر از ایران است و آماری که آنجا می دادند می گفتند جدا شدن کمتر از ایران است جمعیت آنجا 22 میلیون بیشتر نیست در هر صورت خیلی آمار طلاق کم هست  غیر از امکانات زیادی که برای بچه ها از سنین مختلف آماده کرده اند سعی کرده اند که این فرهنگ را ایجاد کنند که بچه دار شدن باعث ایزوله شدن پدر ومادر نیست که نتوانند برای خرید وتفریح وسفر بابچه بروند حتی نماینده پارلمان ای جا که زن است درپارلمان به بچه اش شیر می دهد وتلویزیون نشان می دهد واز جمله چیزهای جالبی که این جا هست همه جا درفروشگاههای بزرگ ومجتمع های تجاری  اطاق برای تعویض بچه وشیردادن وحتی برای گرم کردن شیر ماکرویو وجود دارد ولذا هرزن ویاپدر مادری بیرون می آیند برای خرید ویاتفریح از این جهت مشکلی ندارند دوم:درفروشگاه بزرگ  که مواد غذائی ومیوه دارند ودر فروشگاه های مخصوص میوه برای بچه ها سبد های قفسه ای گذاشته اند وچند میوه مثل موز پرتقال نارنگی سیب... درآن گذاشته اند وبالای آن نوشته شده برای کودکان آزاداست که هربچه ای که بادیدن میوه ها هوس کرد می تواند از آن استفاده کند وجالب این که بزرگ ها کسی دست به میوه ها نمی زند دراسترالیا باتوجه ویژه ای که به خانواده هست برای دوگروه سنی برنامه ریزی ویژه وجود دارد یک سالمندان دو کودکان   درباره سالمندان تکریم عملی آنان به  درخانواده وجامعه نهادینه شده است تمام امکانات عمومی با فیزیک بدنی آنان همسانی داده شده که بدون کمک دیگران بتوانند حتی با واکر وویلچر ازآن استفاده کنند دراماکن عمومی وصف ها اولویت با آنها است وحتی اتوبوس ها برای سوار شدن آنان باچَک های مخصوص همسان با محل ایستادن آنها می شود که بدون پله بتوانند سوار شونند ودرجلو اتوبوس چند صنلی مخصوص آنها وویلچری ها وکالسکه بچه ها هست  وخانه سالمندان بصورت محله سالمندان بدون این که آنهارا ایزوله کنند درتمام قسمت های شهر هست وخانه های آنان روشن ودارای شیشه های بیشتر است که هم دیگر را به ببینند ودرتنهائی مراقب حال هم باشند وهمه سرویس های حمایتی درمانی وبهداشتی برای آنها آماده است ودرنزدیکی این محله های سالمندان فروشگا ههای زنجیره ای بزرگ هست که  خودشان حتی باویلچرهای برقی که دارند خریدهایشان را انجام می دهندوخلاصه امید به زندگی را بالا برده اند بگونه ای بتوانند از این ذخائر گرانبهای تجربه استفاده کنند ودرباره کودکان  قبل ازتولد برای پدرومادر کلاس های آموزشی گذاشته می شود که آنها را آماده کنند برای این تحول که درزندگی آنها اتفاق می افتد ومسئولیتی که باید عهده دارشوند وپس از تولد مراقبتهای ایمنی ازتخت خواب بچه تا سوار برماشین َشدن همه قوانین محکمی دارند که باید اجرا شود درمنزل بازرس می آید از طرف بهداشت وبخش حفاظت از کودکان همه چیز داخل منزل بررسی می شود واگر مطابق استاندارد نبود برای رفع آن تذکر داده می شود واگر دربازرسی بعد رفع نشده بود گزارش می شود وحتی تاسلب صلاحیت نگهداری ازکودک هم ممکن است اعمال قانون شود ودر ماشین اگر بچه درصندلی مخصوص کودک قرارنگیرد هزار دلار جریمه دارد واگر تکرار شود کودک موقتا گرفته می شود وپدر مادر به روان پزشک معرفی می شوند واز نظر آموزش دردوران ابتدائی بیشتر به دانش آموز در س زندگی وشهروندی داده می شود معلمان ومربیان کودکان را به بازار می آورند برای آموزش رفتار اجتماعی وبه خیابان برای آموزش قوانین راهنمائی وعبور ومرور وحتی به کلیسا وساحل دریا وهمه جا برای آموزش شهروندی ویک ضرب المثل دارند که یک شهروند خوب می تواند یک مهندس ویا یک دکتر خوب باشد ونتیجه این که یک دکتر ومهندس خوب بدون آموزش قواعد شهر وندی درکودکی یک شهروند خوب نخواهد بود
مدیریت آب وبرق:
در این جا یک ضرب المثل هست که هر غافل گیری یک بار اتفاق می افتد و نباید تکرار شود. بر همین اساس درسال 2006-2007 میلادی که باران درکشور استرالیا کم باریده  و دچار کمی بحران شدند تصمیم گرفتند برمدیریت خردمندانه بر آب و برق کشورشان درمسئله آب تمام منزل ها که ساخته می شود یک منبع در زیر زمین هر منزل تعبیه می شود برای آب باران و با توجه به این که درطول سال باران زیادی به جز دو ماه می آید باران منازل اول به منبع آب داخل هر منزل می رود وسرریز آن به سوی دریاچه هایی که درهرمحله کنار منزل های مسکونی است سرازیر می شود. این دریاچه ها باکانال کشی به هم مرتبط هستند که آب راکد ودچار فساد نشود بعضی از این دریاچه ها پر از ماهی است ولی  برروی همه  آنها مرغابی و مرغان  دریائی  وانواع پرنندگان دو زیست نشسته اند و زیبائی خاصی به همه جا بخشیده اند و تمام فضای سبز کوچه و خیابان و پارک ها با آب همین دریاچه ها بصورت قطره ای و اتوماتیک آبیاری می شود. درهمه فضاهای سبز لوله های بنفش با قطر کوچک و بزرگ دیده می شود. درهر منزل دو شیر آب است که یکی به رنگ بنفش برای ریختن وآبیاری درباغچه وفضای سبز  وسیفون توالت ها که همان آب باران ذخیره شده است که مجانی است. یک شیر آب هم هست که تصفیه شده و گران است و همه رعایت و صرفه جوئی می کنند. جالب این است که سیستم فاضلاب توالت ها از فاضلاب آشپزخانه جدا دفع می شوند در نتیجه آن نگرانی که علمای اسلام اول که فاضلاب درایران آمده بود داشتند که مواد غذائی آشپزخانه با توالت ها مخلوط می شود واین بی حرمتی وکفران نعمت است این جا رفع شده است. جالب تر این که با این همه باران که این جا می آید وقتی باران تمام می شود پس از مدت کوتاهی مثل این که  باران نیامده هیچ کجا آب جمع نمی شود که برای مردم مشکل درست کند چون همه جا خیابان ها وحتی کوچه ها دوطرف شیپ دارد وکانال های کوچک بزرگ با دریچه درکنار هر خیابان وکوچه تعبیه شده  است که آب باران را به دریاچه های محلی هدایت می کنند.صرفه جوئی درمصرف آب و برق جزء فرهنگ این مردم است. در همه اماکن عمومی شیرهای آب برای نظافت و شستشو با رنگ بنفش از آب بهداشتی برای آشامیدن جدا است.  تمام شیرهای یا با چشم الکترونیک و یا حتی دستی به گونه ای در اماکن عمومی تعبیه  شده که به اندازه یک شستشوی دست لازم است و قطع می شود و دوباره اگر کسی نیاز داشت باید اقدام کند. حتی در بعضی از توالت مثل فرودگاهها و اماکن دیگر یک دستگاه اتومات هست که دست را جلو می بری اول مایع بهداشتی مقدار لازم می آید و بعد آب برای تمیز کردن و بعد دستگاه همانند سشوار باد میزند برای خشک کردن دست و همه مدت دار است و چقدر باعث صرفه جوئی است. در بخش کشاورزی هم با توجه به وسعت کشاورزی همه مزارع کوچک و بزرگ و دامداریها دریاچه و استخر های بزرگ ذخیره آب باران دارند.ه در نتیجه م مزارع بصورت مدرن آبیاری می شوند و هم دام ها استفاده می کنند. در ضمن از آب زیر زمینی که از ذخائر عظیم خدادادی است و خیلی تجدید پذیری آن زمان براست به راحتی استفاده نمی کنند. در حالیکه الان درکشور ما استفاده بی رویه از این ذخائر بزرگ الهی ما را به مرز هشدار  وفاجعه رسانده و چاه های عمیق آب یا به نمک برخرد می کنند و یا جیوه. در مناطق ما اطراف اصفهان درختان کهن و باغ های میوه با همین آب درحال پژمردگی وخشک شدن هستند.
درباره برق هم همه منزل ها دارای پانل خورشیدی هستند-سولار- که روزها از برق خورشیدی منازل استفاده می کنند و لذا کارهای عمده مثل لباسشوئی و جاروبرقی و حتی پخت پز برقی را از این انرژی خورشیدی استفاده می کنند. تمام مغازه و فروشگاهها ساعت پنج بعد ازظهر بسته می شوند که چقدر صرفه جوئی درمصرف انرژی است. البته از صبح تا پنج بعدازظهر یکسره باز هستند. فقط بعضی فروشگاه های زنجیره ایی (عمدتا مواد غذائی) تا ساعت نه شب درهر قسمتی از شهر باز هستند.  بعضی فروشگاه های شبانه روزی هم برای  آنهائی که ازکار برمی گردند ومی خواهند خرید کنند هستند.  اولا تمام لامپ های منازل کم مصرف هستند که ده ولت به اندازه صد ولت ما نور دارد ولی از همه مهمتر صرفه جوئی است. همه خانواده عمدتا درسالن و یا یک اطاق جمع می شوند و از نور یک اطاق استفاده می کنند چون برق خیلی گران است و سعی می کنند بیشترین صرفه جوئی را بکنند. بعضی منزل ها باطری ذخیره انرژی خورشیدی هم دارند و شب هم از آن استفاده می کنند. درحالی که شهر آدلاید چند سال دومین شهر دنیا از نظر رفاه و سطح استانداردهای شهری انتخاب شده است زدن وسائل برقی پرمصرف ازاول شب تاساعت یازده جزءمنکرات است که در فرهنگ این مردم جا افتاده است. میانگین وجود آفتاب این جا درشبانه روز درطول سال دوساعت است. ای کاش درکشور ما با این همه آفتاب با برنامه ریزی و کمک دولت و بخش خصوصی به سمت سرمایه گذاری برای انرژی خورشیدی می رفتیم که انرژی تجدید پذیراست بدون آلایندگی.  تا این همه از منابع تجدید ناپذیر نفت و گازمان استفاده نمی شد نیز از وابستگی به نفت و گاز کم می شد. همچنین برای نسل های آینده باقی می ماند. جالب این که این جا کسانی که ساخت و ساز می کنند و برای کارشان نیاز به برق دارند همگی موتور برق به تناسب کارشان کوچک و بزرگ همراهشان دارند است در نتیجه فشاری به شبکه نمی آید و برای خودشان هم ارزانتر تمام می شود.
گردشگری
یکی از مسائل مهم در دنیای امروز برای رونق اقتصادی موضوع گردشگری است زیرا با ایجاد زیر ساخت های رفاهی می توان جاذبه ها ی گردشگری را بالا برد و بدون اتلاف منابع ملی ایجاد اشتغال، تحصیل ارز و رونق اقتصادی کرد. در استرالیا که خود جاذبه های طبیعی زیادی دارد برای جذب گردشگر در همه بازار ها و اماکنی که گردشگران برای بازدید می روند توسط بخش خصوصی و مهاجران انواع غذاها از همه ملیت های کشور ها عرضه می شود. از غذاهای تند هندی تا سوپ های عمدتا گیاهی مالزی و ویتنامی و کباب تُرکی و حتی بریان اصفهان و چلوکباب و قرمه سبزی و دیزی ایرانی. از همه مهمتر این که در بیشتر بخش هائی که رستوران هامستقر هستند ها عرضه غذای حلال با ذبح اسلامی وجود دارد و رسما هم تابلو دارد باچند زبان  - غذای حلال وجالب این که برروی موبایل ها برنامه ای هست درهرمنطقه از شهر که هستی اگردنبال غذای حلال هستی بانوشتن واژه حلال نزدیکترین مکان عرضه غذای حلال را به شما آدرس می دهد درباره نیاز به توالت که درکشور ما هنوز که هنوز است با این که کارهائی صورت گرفته حل نشده( مخصوصا درمسافرت) این جا به طور کامل حل شده است. انسان وقتی از منزل بیرون می آید در سفر و شهر از این جهت مشکلی وجود ندارد. زیرا اولا در همه فروشگاه ها و اماکن عمومی  توالت های تمیز و بهداشتی وجود دارد که تابلوهای راهنما جهت  آن را به شما نشان می دهد. پسرم می گفت من که برای کارم با ماشین خودم مسافرت می کنم با این که مسافت بین شهرها در استرالیا زیاد است همه جا دسترسی به دستشوئی به راحتی امکان پذیراست. در ایامی که جشن های ملی یا مراسم سالیانه دارند در محل تجمع، سرویس های سیار نصب می شود که بسیار شیک و تمیز هستند و پس از مراسم جمع آوری می شود. حتی در ساحل غیر از دستشوئی های ثابت در جاهای دورتر از این دستشوئی در ایام خاص نصب می شود. ویژگی این دستشوئی ها این است که همه چیز اتومات است و با چشم الکترونیک درب باز و بسته می شود. جالب این وقتی درب برای خروج باز می شود سیفون به طور خودکار دستشوئی را تمیز می کند. همچنین بر روی درب نوشته درب دستشوئی فقط ده دقیقه بسته می ماند و بعد بطور خودکار باز می شود  تا افراد معتاد و خلافکار نتوانند داخل بروند  و مدت زیادی بمانند.البته جذب گردشگر غیر از جاذبه های طبیعی وتاریخی تمدنی وایجاد زیر ساخت های رفاهی برای گردشگران نیاز به یک رابطه متعادل درسیاست خارجی باکشورهای منطقه ودنیا داردکه متاسفانه ما دربخش مختلف درموضوع گردشگری  کم کاری داریم وگرنه آن گونه بعضی ازایرانیان مقیم استرالیا می گفتند غیر از جاذبه های زیارتی وتاریخی ایران جاذبه های طبیعی هم دارای ظرفیت بالائی هست مثلا کیش و قشم ما بهترین جاذبه های گردشگری وزیبا ترین ساحل ها را دارا هستندوحتی اگر ما بایک دیدگاه خارجی های غیر همکیش را نمی خواهیم به ایرا ن بیایند برای اعراب همسایه وکشورهای مسلمان منطقه کلاردشت ورامسرو.... جاذبه خیلی زیادی دارد که آمدن آنها باعث رونق اقتصادی بدون اتلاف سرمایه ملی واشتغال می شود است،که هر گردشگری می گویند 40 تا شغل ایجاد می کند.
رعایت بهداشت
این جا توجه زیادی به رعایت بهداشت دارند. تفکیک زباله جزء فرهنگ عمومی مردم شده .با این که رفتگر به معنی جاروب کردن وجود ندارد با رعایتی که مردم می کنند محیط تمیز است. آلودگی هوا وجود ندارد. چون صنایع با فیلترهائی که گذاشته اند آلودگی تولید نمی کنند. ماشین های سواری کم مصرف  هستند و بامعاینه فنی دقیقی که می شوند و البته به علت نو بودن آلودگی ایجاد نمی کنند.  برای رعایت بهداشت در ورودی بیمارستان ها و بسیاری از اماکنی که احتمال آلودگی به باکتری و ویروس هست مواد مخصوصی گذاشته اند که به هنگام ورود و خروج دست های خود را ضد عفونی می کنند. حتی در فروشگاهها در کنار محل گذاشتن چرخ هائی که افراد برای حمل اشیاء خریداری شده ازآن استفاده می کنند  یک محفظه مخصوص گذاشته اند که دستمال ضد عفونی در آن است و افراد دسته چرخ را با آن ضدعفونی می کنند که اگر آلودگی از نفر قبلی هست به فرد بعدی سرایت نکند.
خرافه:
روز چهارشنبه 26 مهر96 27 محرم1439  24 اکتبر2017 به همراه همسرم، عروسم، نیکی کوچولو نوه عزیزم و آقا یاسر پسرم به کنار رودخانه ترنز آدلاید برای قدم زدن رفتیم. پس از مدتی قدم زدن پسرم گفت می خواهید پل عشاق را بینید؟ گفتم پل عشاق یعنی چه؟ گفت حالا می رویم می بینیم. رفتیم دیدیم که یک پل نسبتا باریک برای عبور دونفر است که نرده های پل پر از قفل های بزرگ و کوچک همراه نخ های گره زده است که گفتند زوج ها پس از ازدواج این قفل را می زنند که پیوندشان محکم بماند.  بعضی هم برای باز شدن بخت و حاجت های دیگر این قفل ها را می زنند.  دیدیم خرافات فقط در شرق و کشورهای ما  نیست بلکه این جا استرالیا و درکشورهای اروپائی هم ازاین خرافات زیاد است. بهرحال از این  پل و قفل عکس وفیلم گرفتم.
داوطلبانه:  {volunteer فرهنگ کار خیر{
این جا کارهای خیریه وداوطلبانه طرفدار زیادی دارد وجزء فرهنگ مردم است کلیسا در سیاست دخالت نمی کند ولی در کارهای اجتماعی و خیر بسیار فعال وپیشقدم است یکی از کارهای خیر که کلیسا آن بصورت سازمان یافته ایجاد کرده فروشگاه – سالوُس- است فروشگاه زنجیره ای خیریه که کلیسا آن را راه اندازی کرده و هر کس هر چیزی رادرمنزل ویاشرکت  ویا جای دگر  نمی خواهد ویامی خواهد تعویض کند نو باشد و یا کهنه باشد اعم از لباس ووسائل منزل دم این فروشگاهها پا رکینگهائی هست که سطلهای  بسیاربزرگ درآن گذاشته شده  می روند می گذارند آنجا اینها می آیند همه آنها را بر می دارند ضد عفونی می کنند آماده می کنند چیزهای خیلی عالی هم در آن است از لوازم برقی گرفته تا لباس عروس،و مخصوصا لباس وپتو وحتی وسائل برقی و غیره را درفروشگاه سالوس می فروشند باقیمت خیلی کم نسبت به اصل جنس واز پول آن تعداد زیادی از افراد تهی دست را اداره می کنندودر این فروشگاه اینهایی هم که کار می کنند مجانی و داوطلبانه است وباچه عشقی کار می کنند ما به انبار فروشگاه ومحل تفکیک اشیاء درپشت شعبه مورد بازدیدمان رفتیم دیدیم داشتند اینها را جدا می کردند از هم، اینها را تمیز کنند و بعد ببرند مثلا دستگاه های بزرگ شستشو داشتند بعد بدهند ضد عفونی کنند و اینها آقا عجیب بود آنوقت می گفت در سراسر استرالیا این فروشگاه سالوُس شعبه دارد وجالب این که درمحله مختلف هر شهر هم شعبه دارد خیلی چیزهای خوب هم در آن بود همه چیز هم در آن بود ما می گشتیم لباس کیف همه چیز داشت انواع اجناس بعضی چیزهایش اصلا نو بود پرسیدیم داستان این لباس های واجناس نو چیست داستانش گفتند مثلا فلان مانکن دویست تا پانصد تا لباس داشته یک بار پوشیده اینها را بعد آمده داده به سالووس مجانی و گذاشته رفته است وجالب این فروشگاه سالوس دربیشتر محله ها هست وهر فروشگاه نیازمندان همان محل را پوشش می دهد وجالب تر این که همه کسانی به این فروشگاه خدمت می کنند وحتی فروشندگان داوطلبانه ورایگان کار می کنند وبرای همین اجناس را ارزان تر می فروشندودرضمن افراد توانمند به این فروشگاهها کمک مالی می کنند تا بتوانند به کاروسرمایه شان وسعت به بخشند  واین کار یک زنجیره ازکارهای خیر وداوطلبانه را به دنبال دارد که سود اصلی آن به نیازمندان می رسد البته این خیریه وکارهای داوطلبانه که والنتیر نامیده می شود زیاد است وجهت خوبی هم به آن داده شده  ازخیریه برای  جمع  آوری  کمک به مسلمانان میانمار هست تا تربیت سگ های  راهنما.  برا ی نابینایان وناتوانان وبرای تربیت سگهایی برای آلزایمری ها ونابیناها به اینها سگهای راهنما گفته می شود، سگهای کمک کننده آلزایمری ها را هم اخیرا اضافه کرده اند که این سگها هرجا که شخص مبتلا به آلزایمر می خواهد برود این سگ می برد و بر میگرداند  وبعضی ها که پول ندارند این سگها را تهیه کنند خیریه به قیمت کم یا مجانی به آنها می دهند ودر کتابخانه مرکزی شهر وابسته به شهرداری بسیاری از پرسنل داوطلبانه آن جا کار می کنند و کلاس هائی هم وجود داشت که اساتید هر رشته داوطلبانه  به افراد آموزش می دادند وهمه این ها از اینترت اعلام می شد وافراد ثبت نام می کردند زمانی که مارفتیم یک کلاس برای آموزش تزینات کریسمس بود ویکی هم آموزش موسیقی که باهدفون هائی که درگوششان بود مشغول نواختن وآموزش بودند ونمونه آن کلاس درس زبان آموزش انگلیسی به لهجه استرالیائی که برای ایران ها گذاشته شده بود ازطرف انجمن زنان ایرانی هم محل تشکیل کلاس ازطرف یک شرکت هفته ا  ی دوروز مجانی واگذار شده بود وهم خانم معلم استرالیائی به صورت داوطلبانه درس می داد وباچه عشقی وحتی جزوه های درسی را با هزینه خودش تکثیر می کرد و به شاگردان می داد وحتی نیمکت هائی که برای نشستن دراماکن عمومی وکنار خیابان ها گذاشته شده وقاعدتا از طرف شهرداری است درتعدادی از آنها می بینی که ازطرف شخص ویاخانواده ای به حالت وقف اهدا شده است واسم شخص یا خانواده برآن پلاک شده نوشته شده درآخر می خواهم این نتیجه را بگیرم که ما باید یک دیدگاه توسعه نگر ایجاد بکنیم ماندن در گذشته چیزی را حل نمی کند یعنی ما همش بگوییم گذشته، مخصوصا شکلها باید تغییر بکند ما باید شکلها را تغییر بدهیم و بعد اخلاقیاتی که اسلام هست آنجا پیاده شده، دروغ گفته نمی شود، جنس را شما از بازار هر وقت بگیری هر وقت ببری پس می گیرند اگر 5 روز بعد هم ببری 10 روز بعد هم ببری پس می گیره صرفا می گوید چه شده؟ می گویی نظرم عوض شده اصلا نمی گوید چرا دعوا بکند و فلان و اینها. گارانتی ها بقدری جالب است یک کسی می گفت سود یک تشک برقی خریدم 4 بار این تشک را عوض کردم، دوباره یک جدید گرفتم مثلا یک جایش گفتم می لرزونه یک جایش فلان هر چی گفتم نگفته نه گفته برو یکی دیگر بردار و آورده به من داده در معاملات و اینها off –هراج- وقتی می زند واقعا off هست الکی نیست مثلا 40 درصد off 20 درصد off تمام کاری که دارد می کند روی حساب هست و اخلاقیات، آنجا دزدی نیست خانه ها دیوار ندارد مثلا خانه پسر من یک متر یوار از این نرده ها درش هم باز بود خیلی خانه ها اصلا یک متر محافظ هم ندارد چون یک سطح رفاه ایجاد کردند حالا نمی گویم اصلا دزدی نمی شود ممکنه تک و توک دزدی بشود ولی نه کسی نگران نیست خانه اش میگذارد و می رود که حالا همه اش نگران باشد اگر هم یک دزدی صورت بگیرد گاهی اوقات روی رفاه هست مثلا می گفت یک پیرمردی کلاههایش را خیلی دوست می داشته یک جوان رفته کلاههایش را دزدیده کلکسیون کلاههایش را این پیرمردهای قدیم پسرم تعریف می کرد پلیس هم پیدا کرده جالب این هست اینقدر دوربین هست که پلیس سریع می گوید در فلان تاریخ و ساعت چه کسی آمده اینجا، یعنی گریز از پلیس خیلی سخت است این هست که در مجموع من فکر می کنم که اگر ما دیدگاه توسعه نگر داشته باشیم بازگشت به اخلاق بکنیم صرفا دین مناسکی را روایش تکیه نکنیم مناسک خوبه ولی فلسفه اخلاق مهمه و بیاییم روی اخلاقیات که دین ما انقدر تکیه کرده رویش تکیه بکنیم و جامعه حقد و حسادت و کینه و اینها که ما داریم الآن جان هم را می خواهیم در بیاوریم و یک ویژگی دیگر هم که هست القاب تمام ملغی شده هیچکس به هیچکس نمی گوید دکتر یامهندس همه اسم کوچک اصلا فامیل همدیگر را هم نمی دانند ایرانیها که چند سال با هم رفیق بودند فامیل هم را نمی دانستند وقتی می روی دکتر چقدر جالب است دکتر پا می شود از اتاق می آید بیرون اسم کوچک شما را صدا می کند پزشک می گوید مثلا جعفر یا محمد جعفر بعد میگه من مثلا جیمز هستم jamz I am حالا هی بگوئیم آقای دکتر! اصلا این بحث ها نیست تمام القاب را ملغی کردند صمیمیت هست خودش صمیمیت می آورد حالا اینجا در فلان سمینار هر چی می خواهی بگویی هی باید بگویی آیت الله ودکتر... و چی چی ... این القاب را عملا ملغی کرده اند حالا این خلاصه ای بود از برداشتهایی که من داشتم اینها را شما می توانید تنظیم کنید و اگر سئوالی هم مانده بگویید.
س: مأمورین آنجا با شما چطور برخورد می کردند؟ با توجه به اینکه مسلمان بودید مشکلی نداشتی؟
ج: اصلا اولا ورودی استرالیا که رفتیم بسیار برخورد خوب بود فقط آنها روی موا دکشاوری حساس هستند چیزهایی که به عنوان سوغات می بری می خواهند ببینند یک وقت آفت گیاهی واردکشورشان نشود لذا تمام آنها را چک می کردند با احترام ما هم همه چیز را بردیم روغن حیوانی که اسمش را بلد نبودیم آن را اندخت دور، ولی آنهایی که اسمش را نوشته بودیم در اینترنت پیدا کرد که اسمش هست و تمیز هم بود بدون گرد خاک راحت گذاشتند بردیم، اصل برصداقت وراستگوئی انسانها است یک برگه درهواپیما به شما می دهند که هرچه همراه شماست بنویسید اشیاء ممنوعه مثل مواد مخدر ومواد انفجاری را هم توضیح داده که نباید وارد کشور کرد بالای ده هزار دلار هم همراه مسافر نباید وارد کشور شود برای جلو گیری از پولشوئی بالای ده هزار دلار از طریق حساب بانکی باید اقدام شود صداقت هم اصل است گفته شما بالای ده هزار پول نداری را قبول می کنند دادیاما اگر یک وقت لو برود که دروغ گفتی کار شما با کرام الکاتبین و قانون هست خیلی بیچاره می شوی اصل بر صداقت است می پرسد و می نویسی کاری ندارند خیلی مأمورها خوب بودند اما از نظر پلیس، تمام این 4 ماه را که آنجا بودیم، پلیس پیدانیست پلیس وقتی هم که در جشنها و اینها حضور دارد می آید بچه را بغل می کند می برد روی اسب رفیق هست با مردم همه جا هم پلیس با دوربین نظارت دارد اصلا پلیس حضور ندارد می گویم اصلا ما ندیدیم خیلی کم شاید یک دوباری دیدیم یک بار یک جشن بجنت یا روز عاشورا مثلا برای مراسم مذهبی دیگر حضور فیزیکی پلیس را در دنیا هم البته می گویند همینطور شده است ما آمریکا هم رفتیم همینطور بود اینطور که پلیس حضور داشته باشد و نگهبانی بده نیست اصلا یعنی با دوربین و مانیتورهایش دارد کنترل می کند ولی خودش حضور ندارد و آموزش هم دیده عملیات روانی. ببینید من خودم می دیدم پلیس اسب سوار بود دوچرخه سوار بود همه نوع پلیسی بود آمده بود در جشن حفاظت کند می آمده پایین با بچه دست می داد بچه می گفت من را ببر روی اسب بغلش می کرد می گذاشت روی اسب پلیس با هم عکس می انداختند می خواهم بگویم یعنی حالت رفاقت بود. البته اگر تظاهرات باشد آنجا تظاهرات بود به نفع مسلمانهای میانمار یک روز که ما آنجا بودیم رفتیم دیدیم تظاهرات است خود مسیحی ها داشتند تظاهرات می کردند پلیس مواظب است که اینها یک وقت مثلا یک جایی را آسیب نزنند اگر آسیب بزنند سخت با آنها برخورد می کند می گوید آقا کارت را بکن در این محوطه هم بیا اما اگر خارج شدی از قانون برخورد می کند برخوردش شدید هست این هم یک قسمت بود که برای ما جالب بود. ودرآخر این نکته را لازم می دانم که مطرح کنم که کشور ما از نظر تخصص ونیروی انسانی متخصص دارای ظرفیت بسیار بالائی  ولی این سرمایه عظیم ملی بدلا ئل مختلف ازآن استفاده نمی شود وبسیاری از کشورهای دیگر این نیروهای ما را جذب می کنند ودرهمین استرالیا دربسیاری قسمت های علمی وفنی وطرح های بزرگ توسعه ای وحتی پزشکی فرزندان ایران عزیز ماهستند البته مهاجرت وتبادل علم ودانش وانتقال تجربه باتوجه به جهانی بودن علم خوبست ولی سرزمین مادری نباید فراموش شود وباید بعضی تنگ نظری را کنار گذاشت  وبستر رابرای جذب متخصین کشور فراهم کرد تا بسیاری از طرح های توسعه ای که درکشورهای دیگر بدست ایرانیان اجرا می شود درکشور خودمان علیاتی شود وکارآمدی دولت ها ونظام را بالا ببرد واین سرمایه عظیم ملی را مجانی دراختیار کشورهای دیگر قرار ندهیم
خوانده شده 169 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.