یادداشت

روزه وتقوای اجتماعی (بخش دوم)
محمدجعفر سعیدیان فر
تقوای اجتماعی ومحیط زیست درنهج البلاغه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏- بقره (2) آیه :183
ای کسانی ایمان آوردید روزه برشما مقرر گردیده چنان که برکسانی که پیش ازشما بودند مقرر گردیده بود باشد که تقوا پیشه کنید
در آیه شریفه وجوب روزه آثار وفوائد بدنی واخلاقی واجتماعی آن برای رسیدن به تقوا ذکر شده است « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏» توجه من دراین نوشته برتقوا دراجتماع دررابطه با حفظ محیط زیست است وهمان گونه که قبلا یاد آورشدیم در دررابطه باتقوای اجتماعی انوا ع روابط انسان هامطرح می شود که یکی از آنها ارتباط با هستی طبیعت و جهان پیرامونی انسان است بی توجهی به محیط زیست و تخریب مظاهر طبیعت، تأثیر مستقیم و غیر مستقیمی بر سلامت جسمی و روحی آحاد جامعه دارد. زیبایی های موجود در طبیعت از جمله مظاهر قدرت و زیبایی خداست، که توجه و تدبر در آنان به طور مستقیم موجبات نزدیکی و شناخت و معرفت نسبی نسبت به خالق هستی را برای افراد جامعه فراهم می کند، از این رو خدای متعال در آیات قرآن کریم توجه بندگان را به زیبایی و مظاهر طبیعی دنیا جلب می نماید« وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْزُونٍ‏ سوره حجر(15) آیه:19 و زمین را گستردیم و در آن كوه هاى ثابتى افكندیم و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم» وهمچنین خدای متعال در قرآن کریم علاوه بر حفظ محیط زیست انسان را به ساختن و آباد کردن زمین فرا خوانده است.« هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»:سوره هود(11) آیه: 61 اوست كه شما را از زمین آفرید، و آبادى آن را به شما واگذاشت »رابطه انسان با زمین باید بهره برداری آبادگرانه باشد وباتخریب وویرانی نباید همراه باشد
 عدم فساد، زیاده روی و اسراف در برخورد با طبیعت
با دقت و تأمل در آیات قرآن کریم می توان یک قاعده زیبای قرآنی در برخورد با طبیعت را استخراج کرد، عدم زیاده روی و برخورد مسرفانه یکی از راهکارهای زیبا برای دوستداران طبیعت است.« كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى (طه(20)آیه: 81‏ ) از پاكیزه های دلپذیری که روزی شما کرده ایم بخورید و در آنها زیاده روی نكنید، كه خشم من بر شما واقع شود و هر كه خشم من بر او وارد شود، حتماٌ سقوط مى كند!». خدای متعال در خصوص عدم فساد در زمین این چنین می فرماید.وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها؛ (اعراف(7) آیه: 56) در زمین پس از اصلاح آن فساد نكنید». «فساد به هر گونه تخریب و ویرانگرى و خروج از اعتدال اطلاق می شود همان گونه که راغب اصفهانی در مفردات خود این چنین بیان می دارد، «الفساد خروج الشی ء عن الاعتدال قلیلا كان او كثیرا، و یضاده الصلاح، و یستعمل ذلك فى النفس و البدن و الاشیاء الخارجة عن الاستقامة:(مفردات راغب ماده «فَسَدَ»ص379 )فساد هر گونه خارج شدن اشیا از حالت اعتدال است، كم باشد یا زیاد، و نقطه مقابل آن صلاح است و این در جان و بدن و اشیایى كه از حد اعتدال خارج مى شوند، تصور مى شود» فساد درطبیعت نیز به معنای تخریب و از بین بردن مظاهر طبیعی و خدادادی است، که خدای متعال عاملان آن را دوست نمی دارد کما اینکه خداوند در این باره می فرماید: وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَساد؛ (بقره(2) آیه: 205)
مرحوم آیت الله طالقانی درتفسیر آیه می نویسند: وَ إِذا تَوَلَّى‏: و آن گاه كه با تلاش و كوشش ولايت و زعامت يافت. هيئت فعل تولى و سياق آيات و افعالى كه آمده همين معنا را ميرساند و معناى روى گرداند كه متعدى به «عن» ميشود تناسبى ندارد. ليفسد فيها، بيان منظور و غايت يا لازمه كوشش او در زمين است: همين كه زعامت يافت ميكوشد در زمين براى افساد يا ميكوشد در راه پيشرفت قدرت و نفوذش در زمين كه لازمه آن افساد، مقابل اصلاح است- برهم زدن نظم و التيام طبيعى اشياء، از ميان برداشتن حقوق و حدود افراد، بستن راههاى رشد و كمال و باز نمودن راههاى تباهى و رشد استعدادها، برترى يافتن فرومايگان و بركنارى فرزانگان و ايجاد گروه‏ها و طبقات- همه مراتب و مظاهر افساد است كه به از ميان رفتن و تباهى محصول كشت و كار و نسل و استعدادها خلاصه ميشود: وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ. وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ، مبين اراده حاكم بر جهان و انسان است: همان اراده‏اى كه راههاى كمال و صلاح را از ميان موانع و پيچ و خمها باز و موجبات فساد را طرد مينمايد، فساد را دوست ندارد و نمى‏پذيرد و همچنين مفسد را گر چه اين عنصر مفسد و طاغى، در شرائط عارضى و مزاج جوامع بيمار و تخدير شده و غافل از خود و مسئوليتهاى خود چندى راه و دوام يابد. پس همين كه وجدانهاى بيدار مانند قدرت دفاعى بدن در مقابل ميكرب و عارضه بيمارى، به پا خاست و خفته‏ها و غافلها را هشيار و بيدار نمود ازاله آن حتمى است.« پرتوى از قرآن ج‏2 98» علامه طبا طبایی(ه) درتفسیر آیه مسئله والیان فساد کننده درزمین را این گونه مطرح می کنند: وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها ..." كلمه تولى به معناى داراى ولايت و سلطنت شدن و تملك آن است، و مؤيد اين معناجمله‏" أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ"بقره(2) آیه:26) گرفتار غرورى مى‏شود كه گناه در دل ايجاد مى‏كند در آيه بعدى است، و سعى به معناى عمل و هم به معناى سرعت در راه رفتن است، در نتيجه معناى آيه چنين است، وقتى دستش برسد، و داراى قدرتى شود و رياستى به دست آرد، سعى مى‏كند فساد را در زمين بگستراند(ترجمه تفسیر المیزان ج2 ص144) فشرده این که طبیعت از جمله مظاهری زیبای خلقت الهی است، که تدبر و تأمل در آن می تواند به نوعی انسان را به خدای متعال نزدیک کند، از این رو تخریب و ضایع و فاسد کردن آن گناهی بس بزرگ به شمار می آید
نهج البلاغه وتوجه ویژه به محیط زیست
توجه و اهتمام به محیط زیست در منطق امام علی(علیه السلام) از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است، که درآغاز خلافت خود خطاب به مسلمانان این چنین بیان می دارد: در مورد بندگان خدا وشهرهایش تقواى الهى را پاس داريد كه از زمينها و دامها نيز بازخواست شويد.« اتَّقُوا اللَّهَ فِي عِبَادِهِ وَ بِلاَدِهِ فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم (نهج البلاغه خطبه 167)امام علی (ع) در این حدیث روشنگرانه به خوبی وظایف و مسئولیت های مختلف اخلاقی و انسانی را حتی نسبت به مکان ها و جنبندگان وحیوانات مشخص می فرماید؛ کما اینکه در تعریف محیط زیست نیز محققان عناصری از محیط و جنبندگان موجود در زیستگاه را شامل دانسته اند. به هر حال این حدیث ارزشمند وظایف انسان ها را در برخورد با طبیعت و جنبندگان موجود در آن مشخص می کند تا اینکه افراد بر اساس هوای نفس و خواسته های زیاده طلبانه برخورد ننمایند، بلکه شایسته و لازم است، قانون تقوای الهی را حتی با حیوانات مراعات کنند به هر حال این حدیث ارزشمند وظایف انسان ها را در برخورد با طبیعت و جنبندگان موجود در آن مشخص می کند تا اینکه افراد بر اساس هوای نفس و خواسته های زیاده طلبانه برخورد ننمایند، بلکه شایسته و لازم است، قانون تقوای الهی را حتی باحیوانات مراعات کنند توجه امام علی(ع) درخطبه 185 نهج البلاغه به شگفتیهای آفرنیش مورچه وملخ وعقاب ودرخطبه 165 نهج البلاغه به زیبا یی های خلقت طاووس ودرخطبه 155 نهج البلاغه و به عجایب آفرینش خفاش نگاه توحیدی آن حضرت را دراهتمام به حفظ محیط زیست به صورت گونه های مختلف آن نشان می دهد وما را به ضرورت حفظ آن برای ادامه حیات وزندگی آگاه می سازد.
سیره وروش امام علی(ع) نسبت به استفاده آبادگرانه از زمیت تا به جایی اهمیت دارد که درنامه ارزشمند خود به مالک اشتر نخعی اهمیت آن را از گرفتن مالیات بیشترمعرفی می کندواین گونه می نویسد: و سزاوار است كه بيشتر از گردآورى خراج، به عمران زمين بينديشى، «وَ لْيَكُنْ نَظَرُكَ فِي عِمَارَةِ الْأَرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فِي اسْتِجْلاَبِ الْخَرَاجِ» زيرا خراج جز از راه عمران به دست نمى‌آيد« لِأَنَّ ذَلِكَ لاَ يُدْرَكُ إِلاَّ بِالْعِمَارَةِ» و هر كه بدون عمران خراج بگيرد، كشور را ويران و ملت را نابود مى‌كند و فرمانرواييش چندانى نمى‌پايد.« وَ مَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَيْرِ عِمَارَةٍ أَخْرَبَ الْبِلاَدَ وَ أَهْلَكَ الْعِبَادَ وَ لَمْ يَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلاَّ قَلِيلا».
رعایت حقوق حیوانات و حسن برخورد با آنها
 از جمله راه های نگاه داری وحفظ محیط زیست، حفظ گونه های حیوانی موجود در طبیعت و رعایت حقوق آنها ست.]
نمونه بارز این عدالت و حسن برخورد با حیوانات را به وضوح می توان در سیره و سخنان امام علی(ع) مشاهده کرد ودر نامه 25 نهج البلاغه حضرت به بر تغذیه حیوانات و سیراب كردن و استراحت دادن به آنها این چنین سفارش می فرماید: زمانى كه امين تو آن را تحويل گرفت، به او گوشزد كن ميان ماده شتران و بچه‏هاى شيرخوارشان جدايى نيندازد . :فَإِذَا أَخَذَهَا أَمِينُكَ فَأَوْعِزْ إِلَيْهِ أَلَّا يَحُولَ بَيْنَ نَاقَةٍ وَ بَيْنَ فَصِيلِهَا: و در دوشيدن شير چنان زياده روى نكند كه به فرزندشان آسيب رساند : وَ لَا يَمْصُرَ لَبَنَهَا فَيَضُرَّ [فَيُضِرَّ] ذَلِكَ بِوَلَدِهَا: و به هنگام سوارى بر آنان فشار نياورد : وَ لَا يَجْهَدَنَّهَا رُكُوباً: و در اين كار رفتارى برابر با آنچه در باره ساير شتران (كه ملك شخصى افراد است و براى آن دل مى‏سوزانند) متداول است، داشته باشد.: وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَ صَوَاحِبَاتِهَا فِي ذَلِكَ وَ بَيْنَهَا:خسته را آسايش دهد، :وَ لْيُرَفِّهْ عَلَى اللَّاغِبِ: آزرده پا را آرام براند، :وَ لْيَسْتَأْنِ بِالنَّقِبِ وَ الظَّالِعِ:چون از بركه‏ها بگذرند مجال سيراب شدن دهد :وَ لْيُورِدْهَا مَا تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ: از سرزمينهاى سرسبز به راههاى خشك و بى‏گياهشان نراند : وَ لَا يَعْدِلْ بِهَا عَنْ نَبْتِ الْأَرْضِ إِلَى جَوَادِّ الطُّرُقِ: ساعتهايى براى استراحتشان منظور دارد.: وَ لْيُرَوِّحْهَا فِي‏السَّاعَاتِ: چون بر مَرغزار بگذرند، مهلت چريدنشان دهد، : وَ لْيُمْهِلْهَا عِنْدَ النِّطَافِ وَ الْأَعْشَابِ: باشد كه با رخصت حق، فربه و دور از خستگى و رنجورى نزد ما آورده شوند: حَتَّى تَأْتِيَنَا بِإِذْنِ اللَّهِ بُدَّناً مُنْقِيَاتٍ غَيْرَ مُتْعَبَاتٍ وَ لَا مَجْهُودَاتٍ: تا بر اساس كتاب خدا و سنت پيامبرش- كه درود خدا بر او و بر خاندانش باد-آن را توزیع كنيم : لِنَقْسِمَهَا عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّة نَبِيِّهِ (ص) :رعايت اين نكته‏ها موجب خواهد شد كه پاداشى گران‏تر يابى و به رشد خويش نزدیك‏ترگردى بامشیت خداوند : فَإِنَّ ذَلِكَ أَعْظَمُ لِأَجْرِكَ وَ أَقْرَبُ لِرُشْدِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ :واین گونه امام علی(ع)در تقوای اجتماعی برحفظ گونه های حیوانی محیط زیست درنامه 25 که آغاز آن خطاب به کارگزار بیت المال« انْطَلِقْ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَه» است تاکید می کند.
خوانده شده 25 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا