یادداشت

مهدیگرایی، لغزش گاه مومنان
محمدرضا یوسفی
منظور از مهدیگرایی در این یادداشت، اعتقاد به حضرت مهدی منجی بشریت نیست بلکه مهدیگرایی به عنوان یک جریان سیاسی است که از این اعتقاد ریشه دار سوء استفاده می کند.
 بر اساس روایاتی از رسول خدا ، مهدی فرزند رسول خدا خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. این روایات در منابع شیعی و سنی آمده است. اما در طول تاریخ همواره افرادی از این روایات برای پیشبرد امور سیاسی خویش سوء استفاده کرده، افراد ناراضی از زمانه و شرایط سیاسی اجتماعی گرد وی جمع می شدند. گفته شده که مختار ثقفی برای پیشبرد کارش، محمد حنفیه را مهدی نامید. گرچه محمد حنفیه خود چنین ادعایی را نداشت.
 از آن به بعد مهدیگری مورد بهره برداری سیاسی قرار گرفت. گاه برای پیشبرد کار خویش روایاتی نیز می ساختند هنگامی که ادعای مهدویت در مغرب شیوع پیدا کرد روایت مشهوری که در زمان ظهور ، خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد ساخته شد تا تاییدی برای مهدی آنان باشد. پس از چنین ادعاهایی، افراد ناراضی از وضع موجود و مخلص نیز گرد آن جمع می شدند. و پس از مدتی شکست می خوردند. این شکست ضربات اعتقادی به گروهی از دینداران زده، موجب تضعیف ایمان آنان میشد.
 در دوران امام صادق ، حکومت بنی امیه رو به افول بود. بنی عباس احساس میکرد که اگر بخواهد بر موج نارضایتی ها سوار شود باید یکی از خاندان پیامبر را جلو بیندازد. بنی عباس به الرضا من آل محمد شعار میدادند و نامی از خود نمی آوردند . در سال 132 ه . ق نامه ای به امام صادق نوشتند که ایشان پاسخ منفی داد. نامه ای به عبدالله بن حسن بزرگ نوادگان امام حسن نوشتند وی گفت من سالخورده ام و فرزندم محمد سزاوار است امام صادق به وی هشدار داد که این کار بنی عباس بیشتر از یک بازی نیست. وقتی به قدرت رسیدند فرزندت را خواهند کشت اما فریبندگی این مقام اجازه تامل نداد.
 ابوالفرج اصفهانی نقل می کند که منصور دوانیقی در انتظار بیرون آمدن نفس زکیه در بیرون خانه منتظر می ماند تا وقتی که بیرون آمد ، ردایش را گرفته، سوار اسب کند. سپس جامه های وی را بر زین اسب مرتب می کرد. بنی عباس برای نفس زکیه تبلیغات زیادی کرد. ابوالفرج گوید اول عباسیان به خود اطمینان نداشتند لذا به دنبال اولاد علی رفتند وقتی خراسان با آنان بیعت کردند این شعار را رها کردند. آنان پس از به قدرت رسیدن قصد کشتن نفس زکیه را کردند و او متواری شد . پدرش را به زندان انداخته، شکنجه کردند تا اینکه بالاخره محمد نفس زکیه را یافته و به قتل رساندند.
 اینها نشان می دهد که اغراض سیاسی نقش بزرگی در این گونه ادعاها دارد و مردم که از وضعیت موجود خسته شده و معتقدند که فرزند رسول خدا خواهد آمد و جهان را پر از عدل می کند نسنجیده پیروی می کنند.  در جلسه ای که امام صادق حضور داشت نیز این امر مطرح شد امام فرمود هنوز زمان مهدی نرسیده است. هرگاه امام ، نفس زکیه را می دید اشک می ریخت و می گفت او را خواهند کشت.
 اینکه امام صادق اینطور موضع می گیرند یعنی که شیعه باید در هر زمانی هشیار باشد. اگر شیعه از اوضاعی ناراحت است اما مبادا که از چاله به چاه بیفتد . همیشه عده ای آگاهانه یا ناآگاهانه دم از امام زمان می زنند گاه گویند آقا فلان وقت ظهور می کند گاه می گویند آقا فلان پیام را داده است. ما در هر دوره باید به تکلیفمان عمل کنیم و برای ظهورش دعا کنیم . هر گاه امام زمان ظهور کرد چنان نشانه هایش آشکار است که کسی در آن تردید نخواهد کرد.
 شیخ طوسی در کتاب الغیبه روایتی از امام صادق (ع) نقل می کند : کذب الوقاتون و هلک المستعجلون و نجی الم سلمون» یعنی «آنانی که زمان برای ظهور تعیین می کنند، دروغگویند و آنان که عجله می کنند ، هلاک می شوند و آنانی که به وظیفه خود عمل می کنند نجات می یابند» شاید منظور از کسانی که عجله می کنند، افراد مخلصی هستند که شیفته امام زمان هستند و بسیار دوس ت دارند تا در رکاب وی باشند اما آنان انسان هایی ساده لوحی هستند که فریب سیاست بازان را می خورند. به لحاظ مالی و جانی از خودگذشتگی نشان می دهند ولی هنگامی که می فهمند طعمه ای بیش نبوده اند، ایمانشان را از دست می دهند. در حالی که باید خود را ملامت کنند.
خوانده شده 63 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا