یادداشت

کرونا و سیه رویی مدعیان طب اسلامی
سید علی میرموسوی
شیوع گسترده بیماری کرونا، چالشی سخت نه تنها برای دانش پزشکی جدید، بلکه برای دیگر شاخه های طبابت از جمله طب سنتی به راه انداخت. مدعیان طب اسلامی فرصت را غنیمت شمردند تا با ادعای پر طمطراق طب امام صادق (ع) توانایی خود برای درمان این بیماری را به رخ کشند. هرچند تجویزهای درمانی آنان؛ مانند استعمال روغن گل بنفشه، دستمایه طنز و خنده شد، ولی بار دیگر بحث بر سر  اعتبار طب اسلامی را داغ کرد.
بسیاری از عالمان دینی وجود چنین دانشی را انکار و برخی آن را دروغی بزرگ خوانده اند. آنان استدلال می کنند بسیاری از روایاتی که مدعیان طب اسلامی به آن استناد می جویند ضعیف و از اعتبار سندی برخوردار نیستند. اندک روایات معتبرموجود نیز مربوط به شرایط خاص اقلیمی و زمانی گذشته بوده و به دوران کنونی قابل تعمیم نیست.  با وجود این مدعیان همچنان بر درستی ادعای خود پافشاری می کنند و مخالفان را به مصاف می طلبند. پرسش این است که عوامل اصرار بر وجود چنین دانشی چیست؟ آیا این ادعا ریشه اعتقادی یا معرفتی دارد یا بر ساخته ای اجتماعی است که بر پایه عوامل جامعه شناختی قابل تبیین است؟ پاسخ این پرسش پیش از هر چیز نیازمند تامل در مفهوم طب اسلامی است.
ایده طب اسلامی را می توان  جزئی از  پروژه کلانِ اسلامی سازی معرفت و دانش دانست، که ادعای وجود دانش و معرفتی اسلامی در همه حوزه ها را دارد. طرفداران این ایده به دو گروه میانه و رادیکال تقسیم می شوند. دیدگاه میانه طب اسلامی را به گونه ای تعریف می کند که طب سنتی را نیز در بر می گیرد. اما دیدگاه رادیکال ادعای طبی ناب و برخاسته از متون و تعالیم دینی را دارد.
بی تردید دینی بودن هر دانش، به منبعی باز می گردد که یافته ها و گزاره های آن دانش از آن به دست می آید. یافته های دانش های دینی از متون معتبر دینی به دست می آیند. اعتبار این متون نیز به درستی سند و تمامیت دلالت آن ها بستگی دارد. بر اساس پژوهش های انجام شده بخش عمده احادیث و روایات مورد استناد مدعیان طب اسلامی از اعتبار لازم برخوردار نیستند. تطبیق اندک احادیث معتبر بر شرایط امروز، نیز جای حرف و حدیث دارد. وانگهی چگونه برای ویروسی ناشناخته، در روایات 14 قرن پیش می توان درمانی یافت.
 با سست شدن بنیاد های اعتقادی و معرفتی این ادعا، نقش عوامل غیر معرفتی به ویژه جامعه شناختی در تبیین آن بیشتر اهمیت می یابد. ذهنیت سنتی و ناآگاهی عمومی، ضعف و ناتوانی پزشکی در درمان پاره ای بیماری ها، عدم مراعات اخلاق حرفه ای از سوی برخی پزشکان از جمله این عوامل هستند. 
در این میان سطح پایین آگاهی عمومی، سهمی قابل توجه در رونق بازار این جماعت دارد.  این آگاهی چندان ارتباطی به  میزان تحصیلات ندارد، از این رو حتی کسانی که از سطح  تحصیلات خوبی برخوردارند، فریفته ادعاهای پوچ این جماعت می شوند. سنت و رسوم برجای مانده نیز به این نا آگاهی کمک می کند؛ به گفته مارکس «رسم و عقیده همه نسل های مرده مانند بختک بر مغز نسل های زنده سنگینی می کند.» افزون بر این شاید تجربه پاره ای موفقیت های این نوع طبابت، برخی را به طمع خام اعتماد به آن بیندازد. غافل از این که هرگز آمار دقیق کسانی که بیماری آنها با این  طبابت تشدید و یا حتی جان خود را بر سر آن نهاده اند، اعلام نمی شود.   
فرانسیس بیکن(1561-1626) هنگامی که به تصاویر کشتی های منقوش بر دیوار کلیسایی می نگریست، از کشیشی پرسید این تصاویر نشان گر چیست؟ کشیش پاسخ داد کشتی هایی هستند که در سایه نذر و نیاز برای کلیسا از غرق شدن در امان مانده اند. بیکن بلافاصله گفت ای کاش تصویر کشتی هایی که با وجود نذر و نیاز غرق شده اند را نیز کشیده بودند.
چه بسا برخی، خطا پذیری و آمار مرگ و میر پزشکی جدید را بهانه رجوع به این افراد قرار دهند. پزشکی جدید هرگز خود را مصون از خطا نمی داند،بلکه با پذیرش خطا در راه برطرف کردن آن گام بر می دارد. وانگهی مقایسه آمار مرگ و میر در پزشکی جدید با طب قدیم ، برموفقیت نسبی بسیار بیشتر آن گواهی می دهد. بیماری کرونا  همچون اپیدمی هایی مانند وبا است، که اگر در گذشته روی می داد، جان میلیون ها نفر  را می گرفت، ولی دانش پزشکی توانسته است  این آمار را به اندازه ای چشم گیر کاهش دهد.
عاملی دیگر اقتصاد و در آمدی است که مدعیان  از این راه به جیب می زنند. آنان چه بسا از پذیرش پول در ظاهر خود داری کنند، ولی سودی کلان از دارو های تجویزی به دست می آورند. گرچه آماری دقیق از اقتصاد طب اسلامی اعلام نشده است، ولی از موارد جزیی می توان حدود آن را محاسبه کرد.  اینک کرونا این مدعیان را به چالش طلبیده است. آنان با تجویز چیزی کمیاب مانند روغن گل بنفشه یا با ادعاهای پرطمطراق می کوشند از کسادی بازار خود بکاهند، ولی بعید است جز سیه رویی نصیبی داشته باشند.
خوانده شده 174 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا