یادداشت

در سوک یاران مظلوم جان باخته کرونا
رضا احمدی
برادر عزیز حاج اصغر کاظمی از دوستان و شرکت کنندگان با نظم جلسات درس تاریخ معاصر ایران در مجمع مدرسین و محققین بودند که بر اثر ابتلا به بیماری کرونا درگذشتند. ایشان  پرسشگر و اهل مطالعه بود؛ بدین مناسبت خاطراتی از ایشان در این گزارش می آید. برای او همیشه این پرسش مطرح بود که کشور ما کی سر و سامان می گیرد؟
در کلاس تاریخ معاصر ایران جلساتی پیرامون شخصیت های تاثیر گذار در ایران در عصر قاجار داشتیم. در جلسه‌ای بحث از نقش تاریخی میرزا حسن خان رشدیه، موسس مدارس جدید در ایران، بود. رشدیه سختی های جسمی و روحی زیادی در این راه متحمل شد تا مدارس جدید را جایگزین مکتب های قدیم کند. چندین بار در تبریز و مشهد دبستان های او را تخریب و او و شاگردانش را مضروب ساختند. در مشهد حکم تکفیر و نجاست او صادر شد و به حمام و حرم راه نمی دادند؛ چون به فرزندان ایران علوم جدید می آموخت، سپس او را از شهر اخراج و آواره بیابان‌ها کردند؛ ولی او هیچگاه تسلیم زورگویی های مستبدان نشد و در پی اهداف خود بود.
۱-  نجات و سربلندی ایران
رشدیه معتقد بود تا ایرانیان با سواد نشوند راهی برای پیشرفت ندارند. در مکتبخانه ها علمی که بتواند کشور را به پیشرفت و توسعه نائل کند، وجود نداشت. رشدیه با تاسیس دبستان، علوم جدید، را وارد نظام آموزشی ایران کرد، علوم جدیدی که بینش و زندگی انسان را تغییر می‌داد. مکتبخانه ها، نظام آموزشی قرن پنجم بود و دیگر پاسخگوی نیازهای علمی قرن 19 نبود. مردان بزرگی چون امیر کبیر و رشدیه می خواستند، آموزش و پرورش مورد نیاز عصر را بنیان نهند. رشدیه با جدیت و تحمل سختی توانست نظام آموزشی ایران را تغییر دهد، بدین خاطر او بر همه ما حق بزرگی دارد.
۲-  تغییر نظام استبدادی
رشدیه می‌دانست در حاکمیت استبدادی، امکان رشد، تغییر و ترقی نیست. او در کنار راه اندازی نظام جدید آموزشی، همراه مشروطه خواهان برای تغییر نظام استبداد به پا خواست. بدین خاطر او را زندانی و تبعید کردند.
پس از دوجلسه بحث پیرامون شخصیت و خدمات میرزا حسن خان رشدیه، روزی به همراه شرکت کنندگان جلسه بر سر قبر آن مرحوم درقبرستان نو  شهر قم حاضر شدیم. بسیاری از قمی ها تحصیل کرده هم نمی دانند قبر پدر مدارس جدیدِ ایران در قم است. وقتی به همراه دوستان بر سر قبر او حاضر شدیم، تعجب کردند که چنین شخصیتی با آن همه خدمت به ایرانیان این گونه غریبانه، در گوشه این قبرستان  با قبری متروک ببینند!  در آن روز مرحوم کاظمی گفت: من با این مدت عمر که در شهر قم هم هستم و در سخنرانی های زیادی شرکت می‌کنم، اسم رشدیه را از زبان هیچ واعظ و سخنرانی نشنیده بودم و نمی دانستم چنین شخص خدومی هم هست!!.
۳- با نگاهی به اطراف قبرستان نو فضای فرهنگی و ارزشی جامعه خویش را در خواهید یافت. شخصیت‌های نامداری در این قبرستان خفته اند از جمله آیت الله شریعتمداری و علی‌اکبر سیاسی موسس دانشگاه تهران. با نگاهی سطحی بر فضای حاکم بر قبرستان در خواهید یافت که با رشدیه و امثال آن که باعث آگاهی و علم هستند کاری ندارند. چند نکته قابل تامل درباره این قبرستان:
فضای کرامت سازی: در همین قبرستان شخصی مدفون است که برای او بارگاه و خادمی گماشته اند، او در خواب به کرامتی دست یافته است و در سخنرانی یا کتابی برای خود یا هم فکرانش، کرامتی تولید می‌کند. در این فضا با تقدس‌بازی، جامعه را به سمت و سوی کرامت گرایی سوق می دهند. این جریان به دنبال شخصیت‌سازی معنوی افراد، ترویج روحیه تسلیم پذیر و تقدس گرایی هستند.
مداح گرایی: اسلامی که از زبان مداحان در سال های اخیر ترویج می شود، بیشتر در گریه و عزاداری خلاصه می شود و دیگر پیامی ندارد. در گوشه دیگر قبرستان یکی از مداحان به نام که سبکی خاص داشت، مدفون است و هر روز جمعیتی از شهرهای مختلف را بر سر قبر او می آورند.
  عوام گرایی:  قبر دیگری مربوط به یکی از لات های تهران است که پس از حضور در یک جلسه روضه متحول و به عارفی نامی تبدیل می گردد. این قبر هم هر روزه عده ای به دیدار آن می آیند
۴- این نوع از الگوها برای جامعه ما تولید می شود. در این فضا، کسی مانند رشدیه که به دنبال علم و اخلاق است  مورد توجه قرار نمی‌گیرد. قبر علی اکبر سیاسی موسس  دانشگاه تهران هم درهمین  قبرستان است سیاست گذاران فرهنگی با چنین شخصیت های علمی و اخلاقی سنخیتی ندارند. البته در یک دوسال اخیر با فشار جوانان و انجمن‌های علمی سنگ قبری بر خاک رشدیه نصب شده است.
در پایان جای دارد یاد جان باختگان بیماری اخیر به ویژه مرحوم کاظمی که از نیروهای معتقد، استوار و از مقلدان مخلص آیت الله منتظری بود را گرامی بداریم.
خوانده شده 88 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا