یادداشت

فسادِ چاپلوسی‌های نام ونان آور
هادی سروش
در حکومت داری وعالَم سیاست بعضی از واژه ها به روشنی آفتاب است ولی برخی دیگر کمی در خفاء اند. واژه های جنگ، صلح، انتخابات، رئیس و وزیر،مجلس و...کاملا روشن است و هزاران باردرطول ماه درمقالات و مصاحبات وسخنرانی ها تکراردرتکرار میشود؛ اما واژه "چاپلوس ، متملق"  غریبه است ، در حالیکه در اهمیت ، از همه واژگان سیاسی و اجتماعی چیزی کم ندارد ."جوهری" از بزرگان واژه شناسِ عرب است ، می گوید: "رجلٌ مُلِق" ؛  یعنی فردی چیزی را میگوید که قلباً به آن اعتقاد ندارد ، ادعای لطف و محبت میکند در حالیکه در قلبش چنین نیست.
تملق و چاپلوسی امروزه یک کار ساده ای نیست که از هر زبان و تریبونی ساخته باشد ، بلکه نیاز به ارکانی دارد مانند: زبان بازی ، پرروئی ، خبرچینی، دورویی، نوکر صفتی ، البته ۰با چانشنیِ خوش صدایی و خوش پوشی و نهایتا ؛ ارتباط با ارکان قدرت!
وجدانا ؛ پیامبرعزیزما که درود خدابراو،  در نکوهش چنین بلیه ای حرف آخر فرمود که: «به صورت چاپلوسان و متملقان خاک بپاشید ؛ - اَحْثُّوا التُّرابَ عَلی وُجُوهِ الْمَدّاحینَ؛ ».یک وقت این بیان نورانی امیرمؤمنان(ع) که می‌فرماید: « ثنا و ستایش بیش از استحقاق، تملق است  ؛ - الثناء بأکثر من الاستحقاق ملق ... » عامل توجیه مجیزگویانِ پُست طلب نشود ، چون کمترین ستایش از عالی مقامان اگر برای بدست آوردن قدرت و مدیریت باشد ؛ عین فساد است.
خطرات اعتقادی ، سیاسی و اجتماعی چاپلوسی
۱ . نشانه گرفتن دین انسان
این خطر بی دینی هم برای متملق است و هم برای آن که زبان ها به تملق او چرخیده !  و این کم خطری نیست. پیامبر اعظم خدا میفرماید: «اگرکسی باچاقوی تیزی به سراغ مردی برود، برای او بهتر است از اینکه در پیش روی او مدحش را بگوید ؛  -  لَوْ مَشی رَجُلٌ اِلی رَجُلٍ بِسِکّینٍ مُرْهَفٍ، کانَ خَیراً لَهُ مِنْ اَنْ یُشّی عَلَیْهِ فِی وَجْهِهِ» و در بیان دیگری فرمود :«هرگاه برادرت راپیش رویش بستایی، چنان است که تیغ بر گلویش نهاده ای ! -  اِذا مَدَحْتَ اَخاکَ فی وَجْهِهِ اَمْرَرْتَ عَلی حَلْقِهِ مُوسی» و امام علی (ع) «چاپلوسانِ گیرِ نان و نام را ؛ " بردگان همیشگی" معرفی میکند.»
برای این قلم ، جای شگفتی است که متدینین و مذهبی ها و خصوصا روحانیین به فسادهای اخلاقی و اجتماعی مانند بی حجابی نهایت حساسیت را دارند که البته هم باید داشته باشند ولی از فساد و آسیب بزرگ "چاپلوسی" به آرامی گذر میکنند !در طول این چهل سال ، چند بار از خطبه های جمعه درباره خطر مجیزگوئی سخنی شنیده اید ؟! درحالیکه کمتر گناه اجتماعی است که در فقه فرموده باشند بصورت صاحبش ؛ "خاک" بریزید.
امام خمینی مینویسد: «تملّق، مبدأش شرک و جهل بوده و غایتش نفس است و ثمره‏ اش خفّت و خوارى می باشد. به هرحال باید دانست که چاپلوسی از آبشخور نفاق و خود خواهی سیراب شده است.» استادمطهری این رذیله تملق گوئی را به بند کشیدن انسانیت معرفی کرده و انسانی که در بندِ رسیدنِ به منافع مادی باشد ، بکلی فاقد حرّیت و مردانگی خواهد شد.
۲. ایجاد خودشیفتگی
بلائی تملق گویی به سر شخص تملق شونده در میآورد و تا جائی او را میرساند که همواره "توقع حمد" - و نه توقع شکر و مدح - از دیگران دارد ؛ چراکه در حمد، نوعی "ستایش آمیخته با پرستش" نهفته است و متملق شنونده دیگر به تعریف و تمجید اکتفاء نمیکند بلکه انتطار درونی است پرسش میشود ! چه زیبا خدای متعال در بیان خطر تملق‌گویی از واژه حمد استفاده کرده و می‌فرماید: «اینان دوست دارند تا ستایش شوند و محمود گردند». (آل‌عمران/۱۸۸)
علی(ع) درباره آثار مخرب تملق و چاپلوسی می‌فرماید: «چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب می‌خورند ؛ - رب مفتون بحسن القول فیه» خود شیفتگان قدرت از بس تملق میشنوند ، استبداد به رای خواهند داشت  و تملقات گوش آنان را نسبت به شنیدن "نقد" سنگین میکند و رفته رفته چنان توهم زده میشوند که همه رفتار خود را عین خوبی و صلاح دانسته و برای احدی پشیزی ارزش قایل نمیشوند!
۳. نفی شایسته سالاری
خیلی واضح است که وقتی "چاپلوسی" نهادینه شد ، افراد برای رسیدن به قدرت و ریاست از اهرم تملق گویی وارد میشوند! برای درک و رسیدن و نشستن برصندلی و میز ریاست ! برای رئیس یا روئسای خود چه معرکه هامیگیرند! متاسفانه چنان این رویه زشت، "تابلو" است که وقتی شخصی زبان به چاپلوسی از قدرت باز میکند همه جامعه حتا نوجوانان ما هم متوجه قصه شده و میگویند : "فلانی بوی کباب به مشامش رسیده و داره خودش را آماده میکند تا "تمدید حُکم اش" را بگیرد و یا موفق به اخذ "حُکم جدید" شود !! و چقدر ناباورانه است که کسی که به عنوان خُبرویت از مردم رای گرفته و در مجلس خبرگان حضور پیدا کرده  ؛ زبان به گفتاری باز میکند که بوی خوبی نمیدهد و شخصی را معصوم معرفی میکند ! و یا دیگری از همان جمع ، برحق مسلّم شهروندان در رای دادن ، بسادگی میگذرد !!
درهمین سلک؛ این اعاظم شاگردانی دارندکه ژست اخلاق و معرفت بخود میگیرندودائمانام آیت الله بهجت و آقای بهاالدینی و .. به زبان میراندند ، اما متاسفانه از برخی از بزرگترها بخوبی یاد گرفته اند که نردبان ترقی در امور مدیریتی و اداری؛زبان چرب داشتن برای روسای مافوق است ! این خطر وقتی در جامعه ای از بزرگترها به جوانان جویای "نان و نام" برسد، واویلا دارد که متاسفانه گرفتارش شده ایم.
شاهد این همه "چاپلوسی های نام آور و نان آور" در دو جا خود را نشان میدهد ؛ یکی قضاوتهای در خلوت این افراد که کاملا متضاد با جَلوَتشان است و دیگری زمانی است که ورق حاکمیت ارباب قدرت برمیگردد ، آن روز است که چاپلوسان در عرض یک ساعت رنگ عوض میکنند !!
روزنه ی پمپاژ چاپلوسی در جامعه ؛ مراسم های تشریفاتی و یا تبلیغات شخصی و اداری است .از گذشته زمان  این برنامه زشت تملق گوئی در دربار سلاطین بوده که ادیبان و شعرائی مواجیب بگیر بودند که در جمع های رسمی در حضور شاهان و اعلی حضرتان در چاپلوسی ، بیداد میکردند !اگرچه امروز به آن روش چاپلوسی دیده نمیشود اما مدل جدید پیدا کرده و با نام ائمه (ع) و مراسم عزاداری و یا جشن های مذهبی ، آن زشتی تکرار میشود! چه زیبا بود آن پیرجماران که در تنها مراسم سوگواری حسینیه جماران که روز عاشورا بر پا میشد ؛ نه خبری از خطیب مجیزگوی بود و نه خبری از مداح سیاسی و غیرسیاسی ، بلکه روضه خوان قدیمی دوران حضورش در قم ، روضه ای کوتاه بدون نام بردن از زید و عمرو ، اجازه ذکرمصیبت داشت و بس .
اجازه دهید یادی کنم از پدر بزرگم آیت الله آقای انصاری محلاتی که فقه را از آیه الله حائری موسس حوزه قم فرا گرفت و زهد و اخلاق را ازحاج آقاحسین فاطمی ، او نه تنها مورد احترام همه ی مراجع وقت - امام خمینی ، آیت الله گلپایگانی ، آیت الله نجفی مرعشی ، ونیز آقایان صافی و فاضل لنکرانی و شبیری زنجانی و... بود ، بلکه قبله ی محبت و ارادت مردم شهرش یعنی محلات هم بود. اما برای دوری از بازار تملق؛سالی یکبار در مسجدی کوچک و غیرمعروف در محلات اقامه عزا برای امام حسین(ع) میکرد و فقط خودش (نه خطیبی و نه مداحی دیگر ) به روضه خوانی مشغول میشد. متاسفانه بلیه ی تملق گوئی و شخصیت بافی به وزارت ها و وکالت ها و ادارت و شرکت های رسیده ، و آن شده که مشاهده میکنید! تاسف مضاعف اینجاست که این رویه منفی سنتی ،جای خودرا به یک رویه منفی مدرن داده.
مجیزگوئی های "تهوع آور" نه تنها در "رسانه" روی آنتن میروند ، بلکه عبارات متملقانه دربنرهای "غلط انداز" برای مدیران استانی یا شهری چنان معهود است تا مردمی که به خاطر انبوهی از مشکلات روانی و اقتصادی آه از سویدای دل دارند ، مستحضر باشند که مثلا فلان مدیر ؛ در جلسه کذا ، "شرف حضور" پیدا کرده !!لطفا برای اذعان این ادعا ؛ تابلوها وبنرهای عجیب وغریب و پر هزینه ،در ابتدای ورودی شهرستان ها را ببینید تا گوشه ای از فرهنگ نهادینه شده "تملق" را در یابید. عجیب آنجاست که برای همه این زشت گویی و زشت رفتاری در جهت تقویت خود و یا عقب نیافتادن از دیگران سر "سفره انقلاب"! ؛ از توجیه لایتچسبکی بنام "حفظ دین و یا مصلحت اسلام" و اقتضاء وظیفه شرعی استفاده میکنند !
سوال جدی این است ؛ اگر راه تملق ، مشروع و معقول بود ، حتما رسول خاتم (ص) از آن در طول ۲۳ سال بهره میبرد ، خصوصا آن روزی که شعرگوئی در اوج روزگار خودش بود. پس اگر ایشان با این پلشتی به مبارزه برخاست ، نشان از این حقیقت است که هیچ یک از کسانی که در قلمرو دین و حاکمیت دینی حضور و بروز دارند ، حق بهره جوئی از چنین روشهایی را ندارند. جالب اینجاست که این راه یعنی ؛ چاپلوسی چنان متعفن شده که هیچ تاثیری برایجاد شوکت و عظمت برای اشخاص نمیکند.
راه جمع کردن بساط تملق ؛ بازگشت به سیره نبوی است.
ببینید ؛ پیامبر معظم اسلام غیر از اینکه اجازه شعرسرائی درراستای شخصیتش به کسی نمیداد و یا متفاوت از مومنین در مسجد نمی نشست و یا اجازه دست بوسی نمیداد ، بلکه وقتی جماعتی از قبیله «بنی عامر» به محضرش وارد شدند و شروع به مداحی و ستایش ازحضرت را نمودند ، پیامبر(ص)به آنان فرمود: «سخن خود را بگویید، و مواظب باشید که شیطان شما را به زیاده روی در کلام وادار نسازد.»
بامید آن روز می نشینیم ..
خوانده شده 102 بار
برچسب ها
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا