یادداشت

شادی در اسلام (قسمت سوم)
سیدمحمدعلی ایازی
شادی در نگاه شهید بهشتی
شهید بهشتی: به استناد برخی از روایات صوفیانه که نمی تواند هیچ ارتباط اصیلی با قرآن و پیشوایان اسلام داشته باشد، قرن های متمادی تفریح کردن، داشتن نشاط در زندگی و امثال این امور برای یک مسلمان ارزنده، نقطه ضعف معرفی می کرده اند.
با مفهوم شادی و ضرورت آن آشنا شدیم و اهمیت شادی در دین اسلام نیز روشن گردید. در ادامه با دیدگاه شهید بهشتی آشنا می شویم که این شهید بزرگوار، شادی را جزء ضروریات زندگی بشر می دانند نه اینکه محدود به دست یابی نیرو و تجدید قوا باشد!
شهید بهشتی که از گذشته های بسیار دور در پی احیا گری دین بود و با این نگاه به سازگاری میان دین و تمدن جدید می اندیشید و تلاش می کرد، فعالیت های اجتماعی بویژه درحوزه ی رفتار در جوامع صنعتی را با دین و معنویت تطبیق دهد، چون به خوبی از تحولات جوامع آگاه بود ، اسلام سنتی را که مشحون از خرافه ها و تحریف ها و زواید می دید، مورد نقد و بررسی قرار می داد. طرح او در بازگشت به دین، تفسیر های نو و پالایش اندیشه ی دینی از افکار غلط ومسایلی که نوعی تضاد و گریز از دین را فراهم می ساخته بود.
درباره تفریح دراسلام ، در دوره ی معاصر دو نظریه وجود دارد:
اول: تفریح در حد ضرورت جایزاست و باید محدود به صورتی شود که برای دست یابی نیرو تجدید قوا شود.
دوم: تفریح یکی از نیازهای زندگی انسان است، از این رو تنها در محدوده ارزش های اخلاقی و دینی مشروع است و نه تنها جایز، بل که ضروری است.
شهید بهشتی از طرفداران نظریه ی دوم است و در رساله ای که در این باره دارد، چنین می نویسد:
به استناد برخی از روایات صوفیانه که نمی تواند هیچ ارتباط اصیلی با قرآن و پیشوایان اسلام داشته باشد، قرنهای متمادی تفریح کردن، داشتن نشاط در زندگی و امثال این امور برای یک مسلمان ارزنده، نقطه ضعف معرفی می کرده اند.ایشان درادامه چنین توضیح می دهد : چون تفریح یکی ازنیازهای زندگی انسان است،لازم است نه این که تفریح را محدود به تأمین قوا کنیم،بل که به عنوان یکی از نیازها در کنار نیازهای دیگر مانند غذا، پوشاک و خواب.  البته ایشان اعتراف می کند که دراین زمینه کار اساسی انجام نگرفته، ولی روشن است وقتی شادی یکی از نیازهای طبیعی است، باید به مثابه ی یکی دیگر غرایز تلقی گردد. اگر هدف خوردن غذا از نظر طبیعت کسب انرژی باشد، یعنی آن مقدار از کالری و انرژی که بدن مصرف می کند مجددا از راه خوردن غذا تولید شود . این یک نیاز طبیعی است که هدفش تأمین قوای تحلیل رفته است ؛ اما یک نیاز طبیعی است نه ارادی . تفریح برای انسان ها یک چنین حالتی دارد؛ یک نیاز طبیعی است نه یک نیازارادی .
این واقعیت در کلمات معصومان تأیید شده است. ازعلی (ع)رسیده است :«السرور یبسط النفس و یثیر النشاط» (غررالحکم،ج ٢، ص۱۱۳) شادی سبب انبساط روان آدمی است ونشاط رادردرون وی بر می انگیزاند.  در کلام دیگری ازآن حضرت آمده است: « بقدر السرور یکون التنغیص» (همان ،ج3، ص216) به اندازه شادی ها تلخکامی ها وجود دارد.
خوانده شده 10 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا