یادداشت

شادی در اسلام (قسمت اول)
سید محمدعلی ایازی
مفهوم شادی
شادی، یعنی احساس خوشحال و بهجت و نشاط درونی که به انسان دست می دهد و در خود فعل و انفعالی چون رضایت حاصل می گردد. شادی و مسرت، احساس رضایت درونی انسان است.  نیازی است که هر انسانی در زندگی خود ضرورت آن را احساس می کند ، همان گونه که نیاز به غذا و استراحت لازمه ی زندگی است، نیاز به خوشحالی طبیعی و انبساط، لازمه ی هر زندگی سالم و کامیاب است. در ادامه با مفهوم شادی آشنا خواهیم شد.
شادی و مسرت، یعنی احساس خوشحال و بهجت و نشاط درونی که به انسان دست می دهد و در خود فعل و انفعالی چون رضایت حاصل می گردد. در لغت نامه دهخدا برای این واژه معادلهای گوناگونی آمده است: شادی، شادمانی، خوشحالی، بهج، بهجت، استبهاج، بشاشت، مسرت، نشاط، طرب، ارتیاح، وجد، انبساط، سرور، فرح،. این واژه در برابر اندوه، غم، سوگ، تیمار، کروز ، احساس درماندگی آمده است .( لغت نامه دهخدا، ج8ص12326.) در این باره رودکی گفته است:
از او بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی                 به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی. ( لغت نامه دهخدا، ج8ص12326.)
  یا شاعری دیگر می گوید:
به شادی دار دل را تا توانی               که بفزاید ز شادی زندگانی (لغت نامه دهخدا، ج8، ص12327 .)
بنابراین وقتی شخصی از نظر هیجانی تحریک می شود، تجربه های خوشی به او دست می دهد و نشاط پیدا می کند، گفته می شود: شادی به عنوان منبع انرژی است و در روان شناسی، عمل فعال سازی هیجان ارزش حیاتی آشکار دارد. هنگامی که به انسان هیجان دست می دهد، شرایط فیزولوژیک همراه با این هیجان باعث نیرو بخشیدن به شخص می گردد.احساس کلی فرد نیز مطبوع می گردد و نتیجه ای که از آن به او باز می گردد، رضایت از زندگی و امید به آینده است.
از نظر روان شناسان، هیجان منتهی به خوشحالی، در صورتی است که تمایلی به تکرار عمل در انسان ایجاد شود واز نتایج آن احساس لذت بخشی کند. ازاین رو یک شادی که در قالب شنیدن، گفتن یا راه رفتن همراه با خنده یا احساس رضایت حاصل گردد، از لحاظ روانی باعث سبک کردن انگیزه نهایی منبع شده و فروکش دادن فشارها و سختی ها و مشکلات می گردد و دردهای درونی و روحی را التیام می دهد. (مان، نرمان ل، اصول روان شناسی، ترجمه محمود ساعتچی، ج 1، ص 396-446 ) . شادی از تنش های داخلی می کاهد و شخص را آماده ی شرایط جدید و چه بسا رفع مشکلات می سازد. ازاین رو ، نخستین فایده ی شادی در زندگی رضایت از خود، کاهش افسردگی، اضطراب، ترس ، غم واندوه و تلاش برای فعالیت و امید به زندگی و آینده است. این که می گویند "رنگ رخسار خبرمی دهد ازسر ضمیر"  برای این است که در درون هرچه بگذرد، در بیرون انعکاس خواهد داشت وموجب بروز حالت های مختلف می شود. از آن جا که شادی امری روحی است ، با فراهم شدن یک دسته از امور بیرونی و عوامل اجتماعی به ویژه امور نشاط آور، آن درون به بیرون  می ریزد و در محیط بازتاب پیدا می کند.
ضرورت شادی در زندگی فردی
افراد شاد ، در زندگی شخصی موفق ترند، چرا که افکارشان در جهت مثبت و رونق است و در کارها خلاقیت بیشتری نشان می دهند، هر کاری که خود یا دیگران انجام می دهند، با نگاه مثبت با آن مواجهه می شوند. انسان باید تا می تواند خود را شاد بدارد. چرا باید درزندگی شاد زیست، چون شادی به انسان نشاط و تحرک می بخشد و شادی را در میان افراد جامعه تقویت و تشویق کرد؟ زیرا که شادی مایه ی نشاط افراد جامعه و فعالیت جدی آنان می گردد.
ضرب المثل معروفی است که می گوید: خنده بر هردردی دوا است. که برای این مثل پایه علمی متصور است که موقع خندیدن و نشاط چه دگرگونی درونی و فیزیولوژیکی در بدن انسان به وجود می اید و چه انرژی مثبتی در بدن تولید می شود و می تواند به فعالیت های دیگر او اثر مثیت برجای گذارد. به همین دلیل افرادی که شادند، در زندگی موفق ترند، از فرصت ها بیشتر استفاده می برند ، در جهت انجام مسؤولیت ها و کار نیک و خیر رساندن به دیگران بیشترین گام را بر می دارند و یاری می رسانند. افکارشان در جهت مثبت و رونق است و در کارها خلاقیت بیشتری نشان می دهند، هر کاری که خود یا دیگران انجام می دهند، با نگاه مثبت با آن مواجهه می شوند.
نتایج مثبت هر کاری در نظرشان اهمیت بیشتری دارد، بردباری را شیوه ی زندگی خویش می سازند و در راه  زیستن و حل مشکلات کوشش می کنند. چنین فوایدی کوچک نیستند و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. روح غمزده و اندوهناک از خودش بیزار است تا چه رسد به اینکه بخواهد به دیگران محبت کند، یا در زندگی اثر خوبی از خودش به وجود آورد. آن روح شاد و فرحناک است که علاقمند است. بشاش و مبتسم است، بر روی زندگی از زمین و آسمان خوشنود است، به دیگران هم می خواهد خشنودی برساند
اهمیت شادی در زندگی اجتماعی
اگر روح قومی غمزده و ملول گشت، از آن مردم توقع زندگی خوب و کار خوب و وفاداری و پایداری نمی توان داشت. چرا باید شادی را در جامعه ترویج و نهادینه کرد، چون شادی به همان اندازه که در حیات فرد تأثیر گذار و حرکت زا است، در حیات جامعه نشاط و تحرک می بخشد.
شادی مایه ی نشاط افراد جامعه و فعالیت مفید و جدی آنان می گردد . غم و اندوه فرد به دیگران سرایت و جامعه را اندوهگین می کند. روح ملت آن هنگام استوار، مصمم می شود که در آن به جای خمودی و کسالت شاد باشد. و به گونه ای تربیت شده باشد که به آینده امیدوار و نسبت به فعالیت احساس رضایت کند
این کلام امیر مومنان علی(ع) را باید یاد داشت که می فرمود: «لاوفاء للملول». آدم ملول خسته جانِ خسته روان در هیچ کاری وفد و استقامت و پایداری ندارد. یا به تعبیر دیگری آمده: «لیس لملول مروة»، (آمدی، غررالحکم، ج5، ص80 .) یا در باره اینکه خستگی و ملالت در دل طبیعی است و باید در زندگی و برنامه اجتماعی برای آن چاره ای اندیشی، و اوقات فراقتی تهیه دید، می فرماید: «إنّ هذه القلوب تَمّلُ کما تمَّلَ الأبدان».( آمدی، غررالحکم، ج2، ص544.) یا در جایی دیگر می گوید: دوستی در کار آدم غمناک نیست. «لاخلة لملول». و تعبیرهای دیگری که آمدی از امیر مؤمنان در مذمت ملالت و ضد شادی نقل می کند و خطرات افسردگی جامعه را بیان می کند. (درایتی، معجم الفاظ غررالحکم و دررالکلم، ص 1064)
خوانده شده 101 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا