محمدتقی فاضل میبدی
برخورد دستگاه قضایی یا نیروی انتظامی با مساله بدحجابی تاكنون مثمرثمر نبوده است. هر نوع برخورد خشن و تندی كه با بدحجابی صورت گرفت، نتوانست نظر متولیان آن را نیز تامین كند. بنابراین اقدامات فرهنگی و آموزشی در این زمینه باید جایگزین برخوردهای خشن و كیفری شود. حتی لازم نیست كه بدحجابی را به مساله اصلی كشور تبدیل كنیم و بودجه عظیمی برای آن كنار بگذاریم. اینكه نیروهای دولتی و حاكمیتی را برای مساله بدحجابی بسیج كنیم، در شرایطی كه مشكلات عدیده اقتصادی، سیاسی و سیاست خارجی اولویت بیشتری دارد، اقدام درستی نیست. حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش باید به فرهنگ‌سازی در مورد حجاب ادامه دهند و در همین حد كافی است. اینكه بودجه زیادی برای این كار خرج كنیم، نه تنها گرهی از مشكل باز نمی‌كند بلكه باعث اعتراض در جامعه نیز خواهد بود.
مهم این است كه دستگاه قضایی و نیروی انتظامی خود را از این مساله كنار بكشند و موضوع را به دستگاه‌های تبلیغاتی واگذار كنند. نباید فراموش كرد كه گستردگی اقدامات خشن در كشور ممكن است فضای اعتراضی را در جامعه به وجود آورد. چنان‌كه تاكنون نیز شاهد اعتراض‌هایی در این رابطه بوده‌ایم. نباید بگذاریم كه چنین مسائلی به تقابل با حكومت كشیده شود. برخی رفتارهای نسنجیده ممكن است چنین پیامدهای ناگواری داشته باشد و به كشور هزینه تحمیل می‌كند. حاكمیت باید موضوع را از دستور كار خود خارج كرده و به مسائل مهم‌تر بپردازد. مشكلات كلان و مهمی در كشور وجود دارد كه باید به آنها رسیدگی شود. رسیدگی به مفاسد اقتصادی و بحران ارزی در كشور اولویت دارد. دغدغه حاكمیت باید حل این مسائل در كشور باشد. مردم خودشان دغدغه دارند و به تبلیغات فرهنگی نیز می‌پردازند. تبلیغات فرهنگی در زمینه بدحجابی باید توسط نهادهای غیرحكومتی پیگیری شود. علما و روحانیون نیز از دیرباز وظیفه امر به معروف و نهی از منكر خویش را انجام می‌دادند. همچنین زنانی كه دغدغه حجاب دارند می‌توانند ان جی او تشكیل داده و به تبلیغ حجاب بپردازند. این نوع از فرهنگ‌سازی بسیار موثر‌تر از روش‌های قضایی و خشن در برخورد با مشكل بدحجابی است.
هادی سروش
اما بررسی خطای یک جوان
جوانی در محیط نه چندان مثبتی قرار می گیرد و احساسات افراطیش برای نشاط و شادی گُل می کند و می رقصد!
در مرحله بعد این جوان، در رسانه سراسری آورده می شود و با اشک و آه از کرده خود اظهار پشیمانی می کند! این دو موضوعی است که نیاز به ده ها کارشناسی بر اساس علوم مختلف جامعه شناسی و روانشناسی و سیاسی و دینی دارد.
اما  فقه و اخلاق در اینجا چه می گوید ؟
اول؛بحث "رقص" یک موضوع نه چندان ساده پژوهشی و اجتهادی است که گزارشی از آن، از روزنه فقه چنین است:
تنها حدیثی که فقهاء برای حرمت "رقص" به آن تمسک کرده اند؛ روایت کلینی به سندش از سکونی - بر اساس مبانی مشهور معتبر است - از امام صادق است که: پیامبرهمگان از چهار چیز،نهی فرموده است؛ «انهاکم عن الزَفن و المِزمار وعن الکُوبات و الکُبرات.»(کافی ۴۳۲/۶)
" زفن" به رقص تقسیر شده است. "مزمار" هم نوعی نی است. "کوبات" به معنای طبل کوچک است. ولی معانی دیگری هم احتمال داده شده: نرد و شطرنج و ساز و آواز و"کبرات" طبل‌ها و یا نوع خاصی از آن است.
اما تحقیق در این حدیث مقتضی دو نکته است:
اولا: راوی روایت "ابی اسماعیل سَکُونی" است و ایشان از آنجا که شیعه نبوده ؛ همه حدیث شناسان و رجالیون و فقه اندیشان او را فردی صددرصد مورد اطمینان نمی دانند؛ ولی ما با اتکاء به قول مشهور؛ از این تردید صرف نظر کرده و بر روایات نقل شده به وسیله "سکونی" مُهر تایید می زنیم.
ثانیا: کلمه "زفن" که در حدیث آمده و مورد نهی پیامبر(ص) قرار گرفته، در مشهور به معنای "رقص" است؛ بر این اساس باید گفت "رقص" از سوی پیامبر (ص) به عنوان یک فِعل و رفتار حرام معرفی شده است. اما در برخی از کتاب‌های لغت و ترجمه ، معنای متفاوتی از "زفن"گفته اند: "الزفن الوطی الارض برجله" . زفن را بمعنای "پایکوبی" تعریف کرده اند این در حالی است که پایکوبی حرمت فتوائی ندارد به همین دلیل مرحوم آیت الله تبریزی معنای قطعی "زفن" را رقص ندانسته و حرمت رقص را مستند به این حدیث نمی داند بلکه حرمت آن را از زاویه هایی مانندایجاد فحشاء با تحریک نیروی جنسی می داند.
خطای نهاد منتسب به نظام
موضوع بعدی معرفی و نمایاندن شخص خاطی است. بر اساس تسالم و قبول "حرمت رقص" در تمام موارد و نیز در تمام امور و حتی از تمام اشخاص ، آیا برای معرفی و نمایاندنِ شخص خاطی، در سطح عموم، آن هم در رسانه عمومی و سراسری، همراه با اعتراف گیری و ایجاد فشار روانی بر شخص و اشکی را در آوردن، دارای مجوز شرعی است؟
آیه نوزدهم سوره نور حرمت قطعی این کار را مطرح نموده: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» ترجمه ؛ كسانی كه دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.
پیامبر اسلام(ص) فرمود:«كسى كه كار زشتى را نشر دهد همانند كسى است كه آن را در آغاز انجام داده است».(تفسیرکنزالدقائق)
عجبا از ادعای  دین داری آقایان! افشا گناه و آلودگی اخلاقی که مربوط به فحشا و امور آلوده دامنی می شود را قرآن در سطح خصوصی اجازه نفرموده تا چه برسد به سطح "رسانه ی به اصطلاح ملی" !
چند سوال :
آیا در ظاهر جامعه ، با گفتن ها و میزگردها و مصاحبه ها در مورد خطا چند جوان، قُبح گناه شكسته نمی‌شود؟
آیا این شكستنِ سدی که امروز متاسفانه شاهدش هستیم، آثار حرکات بیرون از چهارچوب های شرعی و عقلی مدعیان! نیست؟
آیا با این روش ها ؛ جامعه و خصوصا نسل جوان را علاقمند به معنویت کرده ایم؟
آنانکه مدعی دین و مسئول ارائه ارزش ها به جامعه هستند! با دید انصاف این حدیث را بارها و بارها بخوانند:
مردی خدمت امام کاظم (ع) آمد و گفت:فدایت شوم ازبرادر دینی ام کاری نقل کردند که من آن را ناپسند دانستم‌ و از خودش پرسیدم، انکار کرد در حالی که جمعی از افراد موثق و قابل اعتماد این مطلب را از او نقل کردند؟ حضرت امام کاظم (ع)فرمود:گوش و چشم خود را در مقابل برادرت تکذیب کن حتی اگر "پنجاه نفر قسم" خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده ام از او قبول کن و از آنها نپذیر ... هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ می شود و شخصیتی را از بین می برد در جامعه منتشر نکن ...(کافی ۱۴۷/۸)
خدانکندکه پنجاه نفر جمع شوند که بخاطرمطامع شخصی و جناحی ، فردی راخراب کنند!
خلاصه سخن ؛ همانطوریکه "ذائقه ی فقهی و اخلاقی" دین اسلام بر محافظت از شخصیت معنوی فرد و جامعه است و با حرکاتی که جامعه را به بد اخلاقی و بی بندو باری سوق می دهد ، مخالف است؛ همین "ذائقه فقهی و اخلاقی" دین ما از شکستن حریم افراد و نمایان کردن خصوصیات منفی آنان و یا رفتار به اشتباه رفته آنان ، به شدت مخالف است.
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حسینعلی احمدیان نجف آبادی رضوان الله تعالی علیه موجب تاثر و تالم گردید. این مصیبت را خدمت خانواده گرامی ایشان و بازماندگان داغدار تسلیت عرض می نماییم. از خداوند منان برای آن مرحوم مغفور رحمت و مغفرت و حشر با اولیا الله و برای کلیه بازماندگان اجر و صبر خواهانیم.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۲/۴/۱۳۹۷
 
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت آیت الله میرزا محسن دوزدوزانی رضوان الله تعالی علیه موجب تاسف و تاثر گردید. آن مرحوم سالیانی طولانی به تدریس و تربیت طلاب در حوزه علمیه قم مشغول بود. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم این مصیب را به خانواده آن مرحوم و شاگردان و دیگر بازماندگان تسلیت عرض نموده، از خداوند متعال برای آن مرحوم مغفور علو درجات و حشر با اهل بیت علیهم السلام و برای بازماندگان صبر و اجر مسالت داریم.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۲/۴/۱۳۹۷
 
فاضل میبدی: باید با خطیبی که تصور می کند مردم گناهکار هستند برخورد شود.ادبیات ما در نماز جمعه‌ها و در خطبه‌ها روزبه‌روز خشن‌تر شده است. خطیبی که می‌آید در نماز جمعه به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی نصف مردم ایران غرق در گناه هستند، باید با آن‌ها برخورد شود.
عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم گفت: تفکر ما باید تغییر کند. اینکه بخواهیم مداوم به کشورهای خارجی فحاشی کنیم و بگوییم تمام تقصیرات بر گردن خارج از کشور و شبکه‌های اجتماعی است مسئله‌ای را حل نمی‌کند.
حجت الاسلام فاضل میبدی عضو مجمع مدرسین و محققین گفت: تفکر ما باید تغییر کند. اینکه بخواهیم مداوم به کشورهای خارجی فحاشی کنیم و بگوییم تمام تقصیرات بر گردن خارج از کشور و شبکه‌های اجتماعی است مسئله‌ای را حل نمی‌کند. باید توجه کرد که ریشه اصلی مسائل در این است که از خودمان نمی‌پرسیم چرا ما به وعده‌های خود عمل نمی‌کنیم، ادبیات خشن داریم و گفت‌وگوی ملی را جدی نمی‌گیریم.
او گفت: تا زمانی که رویکرد مسئولین ما بر اساس بنیاد اخلاقی و رقابت سیاسی در کشور بر مبنای عقلانیت جمعی نباشد ما مشکل‌داریم. امروز نگاه کنید بازار تهمت و توهین و به حریم خصوصی مردم سرک کشیدن گرم است. تا این‌ها هست سال‌ها هم بگذرد مشکلات حل نمی‌شود. هر چه از عمر انقلاب گذشته است آمار این بداخلاقی‌ها بیشتر شده است.
مسعود ادیب: هیاهوی مجازات مفسدان و مختلسان بسیار،اما در عمل برخوردی نمی کنیم/ دین توصیه می کند حکومت در مسایل بحث برانگیز با مردم شفاف باشد.
حجت الاسلام و المسلمین مسعود ادیب به ضرورت شفافیت و صیانت و حفاظت از بیت المال توسط دستگاه های حکومتی اشاره کرد و گفت: در کشورمان هیاهوی مجازات مفسدان و مختلسان را زیاد می کنیم ولی در عمل فقط با موارد محدودی برخورد می شود، حتی گاهی آبروی افراد بی گناه ریخته می شود، اما به نحو منظم و سازمان یافته با جرایم برخورد نمی شود.
این استاد دانشگاه در گفت وگو با شفقنا، درباره ضرورت و اهمیت شفافیت در حکومتداری اظهار کرد: اگر از منظر دین و توصیه هایی که پیشوایان دینی داشتند به مساله نگاه کنیم لازم است که به کلام حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطاب به مالک اشاره کنم، حضرت می فرمایند: «اگر مردم درباره تو گمان بدی بردند و سوالی برایشان در مورد عملکرد تو به وجود آمد، عذر خود را برای آنها آشکار کن» بنابراین توصیه پیشوایان دینی این است که حاکم باید قسمت هایی از کار خود را که می تواند برای مردم نگران کننده یا بحث انگیز باشد، با آنها در میان بگذارد. باز در جای دیگری امیرالمومنین خطاب به فرماندهان خود می فرمایند: «من جزء در مسایل جنگی چیزی را از شما پنهان نمی کنم، مسایل جنگی هم نقشه های جنگی است که طبیعتاً باید کاملاً محرمانه و فوق سری باقی بماند.» این نگاهی است که از امیرالمومنین علی(ع) می آموزیم.
ادیب خاطرنشان کرد: نگاه ها و توصیه های حضرت علی(ع) که به آن اشاره داشتم برای زمانی است که حکومت بنا بر عرف آن روزگار پاسخگوی مردم نبوده و فضای حکومت، فضای بسته ای بوده، درست است که مردم با امیرالمومنین علی(ع) بیعت کردند، ولی رسم این نبوده که حاکم یا نمایندگان حاکم به مردم پاسخگو باشند. حال در روزگار ما که فضا، فضای دموکراسی است و حکومت ها با رأی مردم بالا می آیند و قوت خود را از رأی مردم می گیرند طبیعتاً آگاهی مردم از نکات حساسی که می تواند برای آنها بحث انگیز باشد، جدی تر می شود. ضمن اینکه باز در نگاه اسلامی پدیده امر به معروف و نهی از منکر که ما متأسفانه آن را بسیار محدود و در قالب شخصی و فردی و تذکر به رفتار ظاهری افراد می بینیم، اصل این پدیده ابزاری برای کنترل عمومی روی رفتارهای افراد و رفتارهای حاکمان و مدیریت جامعه نسبت به همه شئون جامعه است. بنابراین اقتضای اصل امر به معروف و نهی از منکر این است که دهان مردم گشوده و زبانشان برای انتقاد باز باشد و لازمه آن این است که رفتارها در فضای عمومی صورت گیرد و پنهان کاری در آن وجود نداشته باشد. اما نکته مهمتر اینکه در روزگاری که ما زندگی می کنیم ضمن اینکه عالمان سیاست در جای خود بحث کردند، به تجربه هم ثابت شده که بهترین راه سلامت یک دستگاه شفافیت آن است یعنی اگر شما بر اعمال حکومت و بخش هایی که مال و امکانات خاصی در اختیار آنان است، بازرس بگمارید، باز خطر اینکه خود بازرسان هم آلوده فضای اختلاس و سوء استفاده شوند، وجود دارد. بهترین کار این است که دیوارها را بردارید و پنجره ها را بگشاید و پرده ها را کنار بزنید تا شفافیت در همه مسایل وجود داشته باشد، اصلی که در همه دنیا اتفاق می افتد.
 او ادامه داد: در همه دنیا تمام معاملات دولتی، خرید و فروش ها و واگذاری ها طبق مقررات و در فضایی انجام می شود که مردم می توانند آن را رصد کنند. نمی خواهم بگویم که در هیچ جای دنیا پنهان کاری و مخفی کاری و سوء استفاده وجود ندارد مسلماً در همه جای دنیا نیمی از انسان ها تحت القائات شیطان هستند، ولی با روش و قاعده این مساله جا افتاده که با شفاف سازی و پاسخگویی جلوی بسیاری از مفاسد گرفته شود. وقتی من می دانم که به عنوان یک مسئول دولتی و حکومتی و کسی که دستم به امکاناتی می رسد دور از چشم همگان می توانم آنها را هزینه کنم، طبیعتاً درصد فساد و خطا در من بالا خواهد رفت و از سوی دیگر اگر احساس کنم که لازم نیست به هیچ کسی پاسخگو باشم، این مساله خطا و فساد من را افزون خواهد کرد. بنابراین به نظر می آید که شفافیت هم اقتضای تجربه بشری و هم اقتضای فهم انسان ها از روش بهتر حکومت کردن است و هم توصیه پیشوایان دین است و شاید اگر این شفافیت در کشور ما به طور کامل اتفاق بیفتد جلوی بسیاری از انحرافات و فسادها گرفته می شود.
این کارشناس دین در مورد ضرورت صیانت و حفاظت از بیت المال توسط دستگاه های حکومتی گفت: در همه جرایم، مهم تر از شدت برخورد جدیت برخورد است. من وقتی رانندگی می کنم و احساس کنم که هیچ دوربینی من را نگاه نمی کند و اگر تصادفاً در راه با افسری برخورد کنم، می توانم با خواهش و تمنا یا رشوه دادن قضیه را حل کنم، احتمال تخلفم بالاتر می رود. از وقتی که بدانم این راه دقیقاً با دوربین کنترل می شود و اگر هم با مأموری برخورد کنم به هیچ وجه انعطاف نخواهد داشت یعنی بدانم که تخلف من مسلماً به جریمه منتهی خواهد شد جرمی مرتکب نمی شود.
او افزود: در کشورمان هیاهوی مجازات مفسدان و مختلسان را زیاد می کنیم ولی در عمل فقط با موارد محدودی برخورد می شود، حتی گاهی آبروی افراد بی گناه ریخته می شود، اما به نحو منظم و سازمان یافته با جرایم برخورد نمی شود بنابراین به نظر می آید که این مساله باید اصلاح شود؛ اینکه چگونه و از چه طریقی باید اصلاح انجام شود را اهل فن باید نظر دهند و من در این خصوص تخصصی ندارم.
ادیب به نکته دیگری در موضوع صیانت از بیت المال اشاره و خاطرنشان کرد: در برخورد با بیت المال فقط با اختلاس گران و سوء استفاده کنندگان نباید برخورد شود به گمان من با حیف کنندگان و هدر دهندگان هم باید برخورد شود، یعنی هر مدیری در حوزه مدیریت خود ممکن است که آدم پاک دستی هم باشد و در طول مدیریت خود هیچگاه سوء استفاده مالی نکرده باشد ولی بررسی نشان دهد که هزینه ها را هدر داده و استفاده بهینه نکرده است به نظرم اینجا هم مدیران باید به مسئولین هر بخش چه در مورد اموال، چه در مورد حقوقات و آبروی انسان ها و سرمایه های ملی که استفاده کردند و نتیجه خوبی نگرفتند، پاسخگو باشند که این هم مساله مهمی است و باعث می شود اضافه بر اینکه من تخلف نکنم با بهترین برنامه و تلاش خود سعی کنم که از اموال یا سرمایه های عمومی استفاده بهینه داشته باشم و آنها را به باد ندهم.
بسم اله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت شخصیت مبارز، فرهیخته و قرآن پژوه متعهد، جناب آقای محمد بسته نگار باعث تاسف و تاثر گردید. وی سال‌ها از محضر مرحوم آیت الله طالقانی رضوان الله تعالی الیه بهره های فراوان برد و علاوه بر رابطه دامادی با ایشان، همراه آن بزرگ مرد تاریخ ایران در راه آزادی و مبارزه با استبداد گام های موثری برداشت و سال‌هایی از عمر خود را در زندان سپری کرد. ایشان به دلیل استقلال فکری، عدالتخواهی، آزادمنشی و  پیگیری ارزش‌های اسلامی و  انسانی هزینه های زیادی پرداخت نمود.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درگذشت این مرد مؤمن و شریف را به خانواده گران‌قدر طالقانی و بسته نگار به ویژه به همسر گرامی ایشان سرکار خانم طاهره طالقانی، فرزندان آن مرحوم و دیگر بازماندگان داغدار و علاقمندان ایشان تسلیت عرض کرده، از خداوند منان برای آن مرحوم مغفور علو درجات و حشر با اولیاء الله و برای کلیه بازماندگان صبر و اجر مسالت دارد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم  
۲۰/۴/۱۳۹۷
 
حمیدرضا شریعتمداری
بیست و پنجم شوال یادآور سوگمندیِ سترگِ جامعه دیرپای شیعی در نیمه قرن دوم هجری است که به تازگی در عهد پنجمین و ششمین امامش با عمق معارف دینی و مذهبی اش آشنا شده بود. پیش از آن، آنچه در دید و فرادید بود بیشتر، شور انقلابی بود و عواطف پاک انسانی؛ تفضیل این صحابی بر آن صحابی بود یا صرفا به قدرت رساندن شایستگان. کسانی هم البته در کار چهره پردازیِ ماورائی از اولیای برگزیده خدا بودند.
راه ناهمواری که صادقین علیهماالسلام پیمودند، به مراتب، سخت تر از تاسیس یک جامعه یا دولت یا حتی یک دین و مذهب بود: قرائتی راستین از  بنیانی حق و استوار به میان آمده بود که هنوز پا نگرفته و محتوای کامل خود را  درنیافته، گرفتار توفان های سهمگین شده بود و تلّی از تعصب های قومی و قبیله ای، قدرت طلبی های سیاسی، تحجرهای خوارجی و از همه خطیرتر، ریختن خون پاکان آل البیت بر سر این جماعت آوار شد. هرچه بود و هر طور بود جماعتی به نام شیعه شکل گرفته بود که گاه غلظت  انقلابی پیدا می کرد و گاه بعد عرفانی و روحی و احیاناً غلو؛ گاهی نیز همّ و غمش فقط اسقاط یک حاکم یا سلاله  و کسب قدرت سیاسی می شد و اگر مجوزی از پیشوای بر حق در نمی یافت، پیشوایی دروغین را از منتسبان به پیامبر بر می گزید یا به دروغ، تاییدیه ای را از امام راستین جعل می کرد.
خطیرترین کاری که در این دوران در درون جامعه شیعی اتفاق افتاده بود، دستمالی کردن تک تک آموزه های اختصاصی و فاخر شیعه پیش از رسیدن وقتش و پیش از تبیین و تشیید  ابعاد و ارکانش بود. ارتباطات غیبی، نص و نصب الهی، بداء، رجعت و غیبت ازجمله تعالیمی بود که به کانون های نادرست و نامشروعش معطوف شده بود. از دیگر سو، گاه امامت الهی به سطح نبوت یا الوهیت ارتقا می یافت و نقش های دینی و زمینیِ امام تحت الشعاع نقش های هستی شناسانه، باطنی و تکوینی و نیز فضیلت های امری و ملکوتی ای که برای پیامبر هم معهود نبودند قرار می گرفتند.
گاه شور حسینی را  به سطح انتقام های کور فرومی کاستند و دشمنی ها را از دشمن کیانیِ اسلام و مسلمین، یعنی بنی امیه به نقاط دورتر تاریخی سوق می دادند و تبرّی و مرزبندی را در لعن و خصومت می جستند و مرزگذاری با سران را به فاصله گرفتن از توده ها معنا می کردند و عملا پی جوی گسست عمیقی در پیکره جامعه اسلامی بودند و جامعه شیعی را از جامعه سنی آنقدر دور می خواستند که دیگر، راهی برای گفت وگو، تعامل، شنیدن سخن حق ما و توجه به میراث اهل بیت که در سنت شیعی محفوظ مانده بود باقی نمی ماند. در اینجا بود که امام باقر و امام صادق علیهما السلام می باید در چندین جبهه مجاهدت می کردند: به شیعیان،عمق معرفتی می دادند تا هویت فکری مستقل خود را در یابد، در عین حال، از گسست اجتماعی و عاطفی اش با پیکره بزرگ تر توده مسلمانان که شیعه نبودند برحذر باشد؛
از دیگر سو، فوران ظلم بنی امیه و غلیان غیظ فروخورده و تاریخیِ شیعه به قیام فرامی خوانْد و زمینه ها و نشانه هایی که  به ظاهر، منکوب شدن بنی امیه و برآمدن “الرضا من آل محمد” را نوید می دادند، برانگیزاننده بود.
امام در چنین شرایطی که هم بنابه فراست مومنانه می شد عقیم بودن این خیزش ها را دریافت و هم می باید رسالت اصلی امام، یعنی تثبیت و تعمیق فکری و عملی جامعه شیعه را عهده دار شود، طبعا از قیام ها که گاه در اصالت و شرافتش هم تردیدی نبود فاصله می گرفت و خدا می داند که با این کناره گیری، چه فضای سنگینی در پیش روی امام و حلقه وفادارش تجسم می یافت!
آنگاه که  امام صادق علیه السلام عروج کرد، تکلیف شیعیان واقعی در برابر چهار جبهه معلوم شده بود:
۱. جبهه جهالت، هم به معنای ناآگاهی از حقیقت و مقومات تشیع امامی، بدون مرزبندی با دیگر خوانش های سنی و شیعی، و هم به معنای نابخردی و بی بصیرتی در قبال اولویت ها و مقتضیات زمانه؛
۲. جبهه غلو و تفویض؛
۳. جبهه قیام و انقلابی گری و تلاش برای کسب قدرت به نام اهل بیت؛
۴.جبهه بی عملیِ اباحی گرایانه یا صوفیانه و انزواطلبانه.
در نهایت، آنچه به عنوان میراث امام صادق علیه السلام در نظر، و نیز در قالب یک جامعه شیعی در سطح جهت گیری های کلی باقی ماند، تشیع و شیعیانی بود با این مشخصات:
۱. التزام به امامتی الهی و نص محور با مرزهای مشخص فکری با توده اهل سنت و دیگر اقلیت های شیعیِ انشعاب یافته یا متشیع؛
۲. باقی ماندن در متن و بطن جامعه اسلامی به رغم تمایزات و ناملایمات؛
۳. پررنگ شدن منزلت عمل اعم از عمل مناسکی، اخلاقی و سلوکی؛
۴. ایستاده در برابر غلو، تفویض و ارتفاع( به تعبیر کتب رجالی)؛
۵. با موضع سلبی در قبال حاکمیت جور و غصب و آماده قیام و فداکاری بودن، بدون شتابزدگی و بدون اصالت بخشیدن به قیام، سیاست و قدرت و در انتظار ظهور، فَرَج و قیام امام ماندن.
 
هادی سروش
۱) ایجاد فضای گفتگو و گردش اطلاعات در مهمترین مسائل سیاسی ، اجتماعی و دینی
در زمان حضرت صادق به لحاظ گشایش سیاسی که بعد از بنی امیه پیدا شد، توسعه و ارتباط علمی و گفتگو با بیرون از مرزها و باورهای خودی ، فراهم آمد . این حرکت نو ؛ که نه تنها مورد مخالفت امام صادق قرار نگرفت بلکه مورد استقبال قرار گرفت. این اتفاق زیبا به دوشکل پدیدار شد :
الف) نشر و ترجمه متون خارجی که با حمایت مالی حاکمیت ، صورت میگرفت واز متون دانش یونان و ایران و هند در موضوعات فلسفه و عرفان و فیزیک و … بوده است . عرضه برخی از این دانش ها وشبهات در جامعه که چه بسا موجودیت اسلام، توحید، ولایت را به چالش میکشید، با ممانعت امام مواجه نبوده و امام باپاسخ به روز و منطقی از آن استقبال می کرد.
ب) حضور دانشجویان خارجی در درس امام ، خود شاهد دیگری است بر اجازه امام صادق به وجود مراودات علمی با افراد و افکار بیرون از مرزهای اعتقادی باور شده. به شهادت تاریخ و نیز روایانی که در کوفه ، بصره ، شام ، مصر ، بلخ ، ترک ، خراسان ، همدان ، و… از امام صادق نقل حدیث میکردند ، نشان دهنده ارتباطات و گسترش دانش امام صادق است. بر اساس این آموزه از سیره امام صادق ، نباید اجازه داد متحجران و دگم اندیشان ، عرصه دانش و مدیریت علمی و گردش اطلاعات را بگونه ای رقم زنند که جامعه علم و دانش ، در تبادل و رفت و آمد و حضور در رسانه ها و مراکز علمی هر دگراندیشی با مشکلات ممیزی و امنیتی مواجه شود . آیا وقتش نشده که ایده “کرسی آزاداندیشی” از ادعا ، به عمل برسد و ما در صداوسیما ! شاهد باشیم ؟
۲) توسعه ارتباطات اخلاقی و انسانی
حرکت جهانی دیگر حضرت صادق دید وسیع و توسعه آفرین اخلاقی ایشان در تعامل با کسانی بود که از اسلام پیروی نمی کردند. این حرکت مهم امام صادق ، در فضای بسته آن روز ، بگونه ای در جهان صدا به پا کرد که از همه نقاط جهان اسلام ، صاحبان ادیان و مکاتب مادی را علاقمند به تشّرف به محضرامام کرد. وقتی امام صادق به یاران و شاگردان خود امر میکند با یهود با حُسن اخلاق باشید “ان جالسک یهودی فاحسن مجالستک” ، و یا امام صادق (ع) دستور به “افشاء سلام” در کل جهان را میدهد و این همان ایجاد روابط گرم با همگان است. این روش هایی که ظرفیت جهانی دارد؛ حاکی از یک توسعه فرهنگی و اخلاقی است ، در جامعه ای است که مردمانش فقط خود را حق دانسته و نسبت به دیگران نگاه الحادی و غیر انسانی داشتند .
۳) ارتباط برادرانه با مخالفین مذهبی
مخالفین مذهبی از جامعه اهل سنت با فرقه های گوناگونشان گرفته ،تا همه ی فرقه هامانندتصوف و دراویش را میتوان نام برد. درس جهانی و فراگیر امام صادق در این‌ راستا ؛ رابطه صمیمانه و نه حُسن روابط است . این امر مهم هم دستور امام صادق بود و هم خود، به آن پای بند بود. تا جائیکه امام(ع) از مریض شان عیادت میکرد و به تشییع جنازه امواتشان اهتمام داشت ، و دستورش همواره ؛ “عادوا مرضاهم و شیعوا امواتهم ” بود.
متاسفیم عده ای شیعه تحت زعامت برخی نامداران حوزه ، تمام همّ و غم شان در رسانه های اختصاصی بر ضدیت با مقدسات اهل سنت و یا تحریک دراویش و یا اهانت به صوفیه دیده میشود ! ودر مقابل هم انگ شرک و خرافه گرائی تقلید و ظاهرگرائی و غلوگرائی ، به شیعیان در سراسر رسانه های نیروی مقابل طنین انداز است .
و یا متاسفیم به پیشنهاد اعطاء مسئولیت های کوچک در راستای سِمتهای اجرائی به آنان، احیانا توجه نمیشود ، و یا در قبال برخی برنامه های مذهبی شان ، گارد گرفته ، غافل از این که چه بسا موجب ایجاد خشونت و بد اخلاقی در مناطق سنی نشین باشیعیان شود.
۴) استفاده از امکانات به روز دنیا
موضوع مهم دیگری است که همواره از سوی دگم اندیشان با آن مبارزه شده،  ممانعت از استفاده از یافته های جدید دنیای امروز از نوع پوشش تا سکونت و استفاده از ابزار به روز دنیا ! بله ؛ در زمان امام صادق ، اینستا و تلگرام و اینترنت و… نبود ولی وقتی یکی از اصحاب امام صادق (ع) به خانه مخروبه و وسائل کهنه شده پدرش فخر میکند ، امام بشدت برخورد میکند و روشش را فاقد خِرد و عقل معرفی میکند. این نشان دهنده تفکر زیبا و جهانی امام صادق(ع) است که نوع زندگی و استفاده از وسایل جدیددنیای معاصر را میتواند بر آن اساس ، استنباط نمود.
۵) صلح و نه جنگ
امام صادق در جهان معاصرش که از آسمانش، جنگ و تهدید بین قبائل و فِرق و مناطق مختلف مثل باران میبارد ، وقتی مورد سوال قرار میگیرد که میتواند اسلحه (شمشیر و نیزه) به آنان فروخت ؟ امام (ع) میفرماید: کلاه خود بفروش. این حاکی از روحیه صلح و دفاع است نه حمله و کشتن ، چرا که شمشیر باعث جان گرفتن است و کلاه خود باعث حفظ جان . ای کاش این تفکر جهانی امام صادق که نمایانگر اصلاح و صلح است را یاد می گرفتیم و یاد میگرفتند !
۶)جستجو نکردن از اندیشه ها و باورهای دیگران
درس زیبا وجهانی امام (ع) این است که ؛ از مردمان درباره باورها و ضرورت هایشان مپرسید که باعث میشود “تنها” شوید! “لاتفتشّ الناس عن ادیانهم فتبقى بلا صدیق” . چه ضرورتی دارد ما در جهان معاصر که ملل و اعتقادات آنان به رسمیت شناخته شده است ما برای هر چیزی ازحُسن هم جواری ، تا ارتباطات سیاسی و تعاملات اقتصادی و مناسبات توریستی و حتا ورزشی ، رو به “تفتیش” آوریم ؟
به امید آن روزی که شیعه با باور کردن و جامه عمل پوشاندن به اندیشه های جهانی رئیس مذهبش ، سرآمد روزگار شود . انشاء الله
فاضل میبدی: این کار صداوسیما خلاف سیره پیامبر است و متاسفانه اثرات سوء بسیاری هم دارد. باید با مسئولان صدا و سیما و برنامه اعترافات این زن، برخورد حقوقی صورت بگیرد؛ در قانون داریم که اگر کسی اشاعه فحشا کرد و آبروی فردی را برد، باید با او برخورد حقوقی شود و در اسلام هم داریم که این عمل، گناه است.
اعتمادآنلاین نوشت: پخش فیلم اعترافات تلویزیونی یکی از کاربران اینستاگرام از شبکه یک صداوسیما واکنش‌های زیادی را بین کاربران فضای مجازی و بعضی از چهره‌های سیاسی در نقد این برنامه برانگیخت. محمدتقی فاصل میبدی یکی از چهره‌های اصلاح‌طلبی است که معتقد است نفس این کار که کسی یک عملی را انجام دهد و در صفحه خود بگذارد، منکر خیلی بزرگی نیست و نمی‌توان این شخص را در جامعه رسوا کرد.
او به بررسی رفتار صداوسیما و مطابقت آن با اسلام پرداخت و گفت: اسلام درباره عمل انجام شده حساسیت بالایی ندارد اما خیلی زشت است که این شخص را در تلویزیون بیاوریم تا به کار خود اعتراف کند. اسلام سعی دارد که مسائل برملا نشود به خصوص اگر مربوط به زنان باشد. یکی از آیات عجیب قرآن این است: کسانی که دوست دارند زشتی‌های دیگران را اشاعه بدهند، هم عذاب دنیا دارند و هم عذاب آخرت؛ کمتر جرمی است که درباره آن قرآن عذاب دنیوی و اخروی با هم ذکر شوند. در این آیه حرف از کسانی است که تنها میل دارند اشاعه فحشا کنند حالا اگر کسانی این جرم را واقعاً مرتکب شوند قطعاً بدتر است. در زمان پیامبر اسلام (ص) و ائمه، کسانی که مرتکب عمل زشتی می‌شدند، به آنها توصیه می‌شد که منکر را کتمان کنند نه اینکه آنها را بیاورند در ملا عام تا اعتراف کنند.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با تاکید بر اینکه کار صداوسیما مصداق اشاعه فحشا بوده، افزود: این کار صداوسیما خلاف سیره پیامبر است و متاسفانه اثرات سوء بسیاری هم دارد. باید با مسئولان صدا و سیما و برنامه اعترافات این زن، برخورد حقوقی صورت بگیرد؛ در قانون داریم که اگر کسی اشاعه فحشا کرد و آبروی فردی را برد، باید با او برخورد حقوقی شود و در اسلام هم داریم که این عمل، گناه است. خیلی از کارهایی که در صدا وسیما انجام می‌شود خلاف سنت اسلام و پیغمبر است.
 
صفحه1 از124
بازگشت به بالا