دکتر یوسفی: دشمنان با ایجاد بنگاه‌های تبلیغی و ارائه اطلاعات نادرست و تحریک احساسات تلاش می‌کنند تا با جبهه حق مقابله کنند.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید قم و از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در جلسه تشریح خطبه ۵۱ نهج‌البلاغه در این دانشگاه گفت: در ابتدای جنگ صفین که لشگر امام علی و معاویه در برابر هم قرار گرفتند معاویه بر آب فرات مسلط شد و نگذاشت لشکر امام به آب دسترسی داشته باشند و این خطبه در چنین فضائی صادر شد.
وی افزود: امام نماینده خود را نزد معاویه برای گفت و گو فرستاد تا از او بخواهد که آب را آزاد بگذارند و مانع دسترسی امام نشوند که معاویه موافقت نکرد و آن را به عنوان اهرم فشار بر لشکر امام وارد کرد و امام این خطبه را در نزد لشکریان خود خواند و به دنبال آن، حمله آغاز شد و آب را پس گرفتند ولی آب را بر لشکر دشمن باز گذاشتند و کار ناجوانمردانه معاویه را انجام ندادند.
یوسفی بیان کرد: امام در این خطبه خطاب به لشکریانش فرمود که با این کار معاویه ما در موقعیت ویژه‌ای قرار داریم و یا باید به وضع موجود تن بدهیم که ذلیل می‌شویم و یا باید در برابر آنان مردانه بایستیم و شمشیرهای خود را بر روی آنان بکشیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید قم اظهار کرد: در اینجا جنگ میان عزت و ذلت است و برای رسیدن به عزت باید با همه وجود جنگید؛ این مسئله وقتی که انسان بر سر دوراهی می‌رسد بسیار مهم است یعنی یا انسان باید با پذیرش موقعیت و شرائط، ذلتی را تحمل و کرامت انسانی خود را خدشه‌دار کند یا اینکه باید برای به دست آوردن جایگاه حقیقی خود تلاش کند که به زعم امام علی(ع) انسان آزاده راه دوم را انتخاب می‌کند.
وی افزود: امام علی(ع) در ادامه فرمودند که مرگ، زندگی توام با خواری و ذلت است ولو اینکه انسان علائم حیاتی دارد و می‌خورد و می‌نوشد؛ امام به ما می‌آموزد که زندگی با هر شرائطی ارزش ندارد بلکه مادامی که با عزت همراه باشد این زندگی ارزش دارد همان طور که امام حسین(ع) وقتی از او خواستند که با یزید بیعت کند امام کرامت انسانی خود را بر زمین نگذاشت و بندگی خود را امضاء نکرد؛ این کلمه‌ای است که می‌تواند بر سر در زندگی ما نوشته شود که زندگی‌‌ای ارزش دارد که همراه با کرامت باشد.
این استاد و محقق حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه امام علی(ع) در این خطبه بر تصمیم‌گیری عالمانه و پرهیز از جهل تاکید فرموده است ادامه داد: امام در تحلیل وضعیت لشکر معاویه می‌فرماید معاویه اطلاعات محدودی در اختیار این لشکریان قرار داده و آنان دین را آنطور که باید نمی‌شناسند و تصور می‌کنند معاویه پرچمدار اسلام است و تصورات نادرستی را که معاویه در نهاد آنان قرار داده ملاک تصمیم آنان شده است لذا حکومت‌های باطل به  دنبال چنین افرادی هستند تا از اطلاعات باطل و دروغ  تبعیت کنند. اینان در اوج بی خبری و در عین حال دارای احساسات برانگیخته و تحریک شده هستند و چنان اسیر موج تبلیغی هستند که حاضرند در برابر امام حق بایستند.
وی افزود: اولین پیام خطبه این است  که وقتی یک مسئله بغرنجی برای جبهه حق ایجاد می‌شود امام علی در ابتدا راه حل نظامی را انتخاب نکرد و گفت و گو را در پیش گرفت و نماینده خود را برای گفت و گو فرستاد گرچه گفت و گو به بن بست رسید و در نهایت منجر به جنگ شد.
یوسفی با بیان اینکه همواره باید گفت و گو را مقدم بر هر مسئله‌ای بدانیم تصریح کرد: دومین نکته این خطبه شریف این است که ارزش جان و زندگی تا جایی است که کرامت انسانی انسان زیر سؤال نرود به همین دلیل در فقه، عرض و آبرو و جان و مال انسان مهمترین چیز است.
وی تاکید کرد: سومین نکته این خطبه هم این است که حکومت‌های مزدور برای حفظ قدرت و مطامع خود نیازمند پیاده نظام قوی هستند که از دو طریق آن را دنبال می‌کنند؛ یکی ایجاد بنگاه تبلیغی که افراد را فریب و اطلاعات نادرست و غلطی به آنان می‌دهد و درجه آگاهی آنان را محدود و در سطح پائین قرار می‌دهد و مانع از آگاهی بخشی به آنان می شود و مسئله دیگر هم تهییج احساسات ایشان است.
یوسفی تصریح کرد: این فرمایشات امام شاخص به ما می‌دهد که کدام حکومت‌ها بر آزادسازی جریان اطلاعات تاکید دارد و افزایش دانائی مردم را مهم می‌داند و کدام حکومت تلاش می‌کند اطلاعات تنها از مجرای مدنظر آنان و جهت‌دار به مردم برسد؛ این شاخص بسیار مهمی برای تشخیص یک حکومت حق است همچنین کدام حکومت‌ها بر روی نادانی مردم سرمایه‌گذاری کرده تا به اهداف و مقاصد خود برسند.
وی افزود: چنین حکومت‌هایی در عین حال برای اندیشمندان و افراد مطلع، محدویت ایجاد می‌کنند لذا ما با این شاخص‌ها می‌توانیم چنین حکومت‌هایی را  در میان بیش از ۲۰۰ کشور تشخیص دهیم تا بدانیم حکومت‌هایی درست هستند که بر جریان آزاد اطلاعات، افزایش دانائی مردم و آزادی اندیشه در دانشگاه‌ها و مراکز علمی خود  تاکید می‌کنند.
استاد دانشگاه مفید قم اظهار کرد: نکته دیگر این خطبه آن است که اطلاعات آزاد و بالا رفتن دانائی مردم از عوامل فریب نخوردن مردم است لذا در قرن ۲۱ در هر کشوری از دنیا باید این شاخص را داشته باشیم که درجه آگاهی مردم رو به افزایش بوده است بنابراین تلاش برای افزایش دانائی و آگاهی و اطلاعات مردم یک رسالت مهم است تا اتفاقی که برای شامیان رخ داد برای هیچ جریانی رخ ندهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
حمله تروریستی و غیرانسانی به نمازگزاران مسلمان در دو مسجد در نیوزلند، اقدامی دردناک و پلید بود که قلب همه مسلمانان و آزادگان جهان را جریحه‌دار کرد. این جنایت وحشیانه و نژادپرستانه که منجر به شهادت و مجروح شدن عده‌ای از نمازگزاران بی‌گناه و بی‌دفاع گشت، نشانه دوری از تعالیم اصیل و والای دینی و انسانی و همچنین اسلام هراسی رایج در برخی کشورهای غربی است و لزوم مقابله علمی و عملی با تروریسم و نفرت‌پراکنی نسبت به ادیان و اقوام را دوچندان می‌کند.
این جنایت نشان‌دهنده این واقعیت است که مبارزه با تروریسم جز با همکاری همه کشورها به ویژه کشورهای مسلمان امکان‌پذیر نیست و صلح و آرامش واقعی در هیچ منطقه‌ای از جهان بدون خشکاندن ریشه‌های فکری گروه‌های تروریستی حاصل نخواهد شد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن محکومیت این حادثه دهشتناک و ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان، این ضایعه دردناک را به همه مسلمانان جهان تسلیت عرض کرده و از خداوند منان برای شهدای این حادثه علو درجات و برای مجروحان آرزوی شفای عاجل دارد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۵/۱۲/۱۳۹۷
 
آرمان: در پی انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه سبب شد تا کارشناسان و آگاهان به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند و مقامات قضائی سابق کشور که از این حوزه آگاهی کامل دارند از حضور رئیسی در این جایگاه با توجه به سوابقی که دارد استقبال کردند که از جمله آنها آیت‌ا... موسوی تبریزی است.
دادستان اسبق کشور در پاسخ به این سوال که حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی باید چه مسائلی را در اولویت کاری خود در قوه قضائیه قرار دهد به جماران گفت: «آقای رئیسی خودشان اطلاعاتشان از داخل قوه قضائیه از من بیشتر است. مهم‌ترین مشکل مردم زیاد بودن پرونده‌ها، معطل شدن در ادارات و اتاق‌های دادگستری و طول کشیدن زمان شکایت‌هاست که گاهی تا 8-9سال می‌رسد. آنطور که در اسلام آمده و مولا امیرالمومنین(ع) در نامه به مالک اشتر و جاهای دیگر می‌فرمایند که بهتر است حق هرچه زودتر به صاحبش برسد. آقای رئیسی این مشکلات را حل کنند و دنبال این باشند که جلوی کارچاق‌کن‌ها، رشوه‌بگیران و دلالانی که می‌خواهند با رقم‌های بالا حق را باطل جلوه دهند، بگیرد. خود آقای رئیسی اینها را بهتر می‌داند.» او ادامه داد: «امروز بسیاری از مردم آنقدر مأیوس شده‌اند که گاهی از حق خود می‌گذرند و می‌گویند از حق خودمان بگذریم بهتر از این است که در اتاق‌های دادگستری آواره شویم. این در نظام جمهوری اسلامی یک مشکل است و آقای رئیسی در این راستا باید در دادگستری‌ها نظم و انضباط ایجاد کنند.»
توجه به فصل 18 قانون اساسی
همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر ضرورت توجه به اصول فصل 18 قانون اساسی، گفت: اگر در دوره مدیریت جدید قوه قضائیه اصلاح قوانین و مقررات و روش‌ها، اصلاح ساختارها به منظور روزآمد کردن دستگاه قضائی و زیر مجموعه‌های دستگاه قضایی، اصلاح امور زندان‌ها و طبقه‌بندی به گونه‌ای که زندان محل بازپروری و اصلاح مجرمان به معنای واقعی کلمه شود، به نظر من موضوعات مهمی است. حجت‌الاسلام مجید انصاری اظهار داشت: من فکر می‌کنم اجرای دقیق فصل یازدهم قانون اساسی که در رابطه با قوه قضائیه و حدود وظایف و اختیارات این قوه است، مجموعا 18 اصل از اصل 156 تا 174 را شامل می‌شود، می‌تواند سیاست کلی پنج ساله و نقشه راه حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی در دوره جدید قوه قضائیه باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: قانون اساسی ما خوشبختانه قانون اساسی بسیار پیشرفته و مترقی است و حقیقتا در فصل یازدهم همه بایدها و شاخص‌های قوه قضائیه مطلوب، که هم منطبق با آموزه‌های دین و عدالت اسلامی و هم منطبق با شاخص‌های مطلوب بین‌المللی هست، پیش‌بینی شده است. البته در اجرای این اصول طبعا الزامات و اقدامات ویژه‌ای باید مورد توجه قرار بگیرد که بخش عمده‌ای از این مسائل مهم و محورهای کلیدی در رهنمودهای مقام معظم رهبری در حکم آقای رئیسی حکم شده است.
قضاوت عادلانه
وی تأکید کرد: به نظر من نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که در دوران ما، که در حقیقت عصر دیجیتال و توسعه ارتباطات جمعی و شکل‌گیری فضای مجازی است، انجام کار قضاوت عادلانه بسیار دشوارتر از قبل شده است. نوعا این گونه است که وقتی موضوع مهمی که مطرح می‌شود، قبل از اینکه به قوه قضائیه برود و یا قوه قضائیه مراحل رسیدگی را شروع کند، موج گسترده‌ای در فضای مجازی له یا علیه مسأله یا افراد شکل می‌گیرد و انتظاراتی را در جامعه به وجود می‌آورد که ممکن است در خیلی از موارد این انتظارات با واقعیت‌های پرونده و حکم عادلانه در تناقض باشد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مدیریت کردن فضای عمومی به سمت عدالت و حق‌خواهی و پرهیز از ملاحظات جانبی در صدور احکام مسأله بسیار مهمی است که امروز کار قضات محترم قوه قضائیه را دشوارتر کرده است. لذا صدور احکام عادلانه همراه با توضیح و توجیه کافی برای اقناع جامعه می‌تواند به تدریج فرهنگ حق‌خواهی را در جامعه ارتقا دهد و از پیش داوری‌های غیر علمی و فضاسازی‌های رسانه‌ای جلوگیری کند. این مسأله مهمی است که امروز بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند. یعنی فضاسازی‌هایی که صورت می‌گیرد دستگاه قضائی را تحت فشار قرار می‌دهد. لذا تمهید مقدماتی برای کاهش این آسیب‌ها و عادت کردن جامعه به صبر و شکیبایی، تا رسیدن به نقطه عدالت واقعی مسأله مهمی است که می‌تواند به سالم‌سازی امر قضا در کشور کمک کند.
رضا احمدی
19 اسفند سالروز رحلت سید جمال‌الدین اسد آبادی است که طی 30سال تلاش خستگی‌ناپذیر در پی بیداری و نجات مسلمانان از استبداد، جهالت، تفرقه، خرافه و آشنایی آنها با جوهره اسلام بود. بیش از 120 سال از درگذشت ایشان می‌گذرد. در آن عصر  در منابر و مساجد، سخنی از واعظان و عالمان درباره بیداری، حقوق، قانون و آزادی گفته نمی شد و ندایی که مردم را به دفاع از دین ، حقوق و آزادی برانگیزاند، شنیده نمی‌شد.
در بیشتر مدارس و حوزه‌های علمیه، کتاب‌ها ساکت و آرام باز و بسته می‌گشت  و درس‌ها یک‌نواخت و بی‌تعهد خوانده می‌شد. طلاب و نویسندگان از رسالت و تعهد خویش آگاه نبودند و مفتیان راه را نمی شناختند. روزنامه‌نگاران شهامت نداشتند و تجددخواهان از اصالت موضعی برخوردار نبودند. روشنفکران اعتماد به نفس  را از دست داده بودند. صاحباب قدرت، در پی توسعه قدرت مطلقه خود بوده، سر بر آستان بیگانگان فرو می‌آوردند.
در این عصر خفته بود که سید جمال الدین طلوع کرد. سید جمال الدین اسدآبادی  پس از سفرها و تامل‌ها و دیدن حال اسفبار مسلمانان، از اندونزی تا اسکندریه، از تهران تا قاهره و از مکه تا ماوراء النهر، پس از دیدن خاموشی عالمان و متروک ماندن قرآن و غلبه خیانت و ستم و گریزانی از حق، با حضور در کشورهای مسلمان و غیر مسلمان و شرق و غرب، بانگ اصلاحات سیاسی، اجتماعی و  فرهنگی برآورد. او بی آنکه، خود را به رنگ، زبان ملیت و مذهب محدود سازد، پرچم اصلاحات را بر افراشت. پیامش نجات انسانها بود. او به عنوان یک مسلمان آگاه از عقب ماندگی، استبداد زدگی، جهالت، خرافه و بیگانگی از پیام نجات بخش اسلام و...رنج می‌برد.
سید جمال سال‌ها در پاریس، لندن مونیخ، وین و... به روزنامه نگاری، گفتگو با اندیشمندان، رهبران سیاسی و سخنرانی در دانشگاه‌ها و مراکزی علمی به  این جمع‌بندی رسید که «به غرب رفتم اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم و به مشرق برگشتم اسلام ندیدم، ولی مسلمان دیدم.» این سخن حاصل سی سال تجربه او بود که مسلمانان آن را جدی نگرفتند و دچار وضعیت نابهنجاری شدند که حال و روز امروز آنان گواه نشنیدن آن سخن است.
اگر ما چون گذشته متوجه وخامت مسئله نباشیم و نتوانیم همزمان با بر قراری امنیت و عدالت اجتماعی، رفتارها و پندارها و گفتارهای حاصل از زیستن در زیر ظلم، فقر و نابرابری خود را تغییر دهیم، همچنان از نظر اخلاقی دچار آسیب خواهیم بود.
اگر همزمان با برنامه‌ریزی در جهت توسعه  مادی جامعه، برنامه‌هایی در جهت تحول اخلاقی و معنوی مردم تدارک دیده نشود‌، به طور قطع نه تنها اخلاق در بین مردم رشد نخواهد کرد. بلکه همین خلقیات، مانع بزرگی در راه توسعه خواهد بود.
ما پند دلسوزانه آن مصلح بزرگ را جدی نگرفتیم و حال پس از یک قرن، هنور گرفتار همان مصائب گذشته هستیم. متاسفانه سال‌هاست چشم بر واقعیت‌ها بسته‌ایم و در توهم بزرگی و تفاخر به گذشته و تاریخ چند هزارساله و مسلمانی خود، بر واقعیت‌های جامعه چشم بستیم و همچنان در مشکلات اخلاقی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی غوطه‌ور هستیم و این خلقیات سد راه توسعه و ترقی ما گردیده است. امروز هم که مردمان به دیار غرب می‌روند، شاهد همان جمله سید هستند؛ زیرا ما آن پند را جدی نگرفتیم و آن را چون گذشتگان دشمنی تلقی کردیم.
دسته ای از خلقیات که جامعه ما را آزار می دهد:
در طول تاریخ در جامعه ایران رابطه انسان‌ها برابر نبوده است و انسان‌ها همواره در ترس و ناامنی  به سر می‌برند و برای  امنیت خود ، به سکوت، سازش، تعریف، تمجید و اطاعت بی چون و چرا رو می‌آورند. انتقاد تحمل نمی‌شود، و بله قربان‌گویی احترام تلقی می‌شود. مصلحان دشمن‌ترین مردم محسوب می‌شوند و قدرت‌مندان از حالت جانثاری، بندگی و ذلت مردم لذت می‌برند. زورگویی به زیردست را خوش می‌دارند، هر اعتراض به مافوق تهدید است و هر اعتراضی رنگ سیاسی پیدا کرده، باید سرکوب شود. باید همرنگ جماعت شوید. حقیقت تلخ ترین چیز است. از القاب بلند لذت می بریم، جامعه را به خودی و غیره خودی تقسیم می‌کنیم. ریاکاری و چند چهره‌گی، دروغگویی، سرک در زندگی دیگران، از غیبت و تهمت لذت بردن، خود را در پشت چهره دین مخفی کردن، به رسمت نشناختن عقیده دیگران، قانون گریزی، تفاخر به گذشته، فامیل‌گرای، عدم پذیرش تفاوت‌ها، نپذیرفتن اشتباهات،  روحیه عذرخواهی نداشتن از خطاها  و خطاها را به گردن دیگران  انداختن، از پیشرفت دیگری رنج بردن و خود را در هر زمینه صاحب نظر دانستن، خود را پاسخگو ندانستن و استفاده ابزاری از مقدسات، توهم دشمن و... اینها دسته‌ای از خلقیاتی است که ما را درمانده و زمین‌گیر کرده است.
سخن سید جمال‌الدین اسد آبادی بیشتر ناظر بر این خلقیات است. ما این خلقیات نهادینه شده طی قرن‌ها را در زیر عناوین ملی و مذهبی پنهان کرده  و حاضر به ملاحظه و اصلاح آن نشدیم. اگر پیام سید جمال الدین را مدیران گذشته و حال جدی می گرفتند، قطعا وضع ما بهتر از امروز بود.
 

بازگشت به مدرس

نوشته شده توسط
داود فیرحی پژوهشگر حوزه مطالعات اسلامی معتقد است که جامعه ایران از دیدگاه آشتی بین قوانین مدرن و احکام شریعت و تعریف مناسبات میان این دو، هنوز به پایان راه نرسیده و سه ‌راه‌حل پیش‌روی خود دارد. به گزارش «جماران»، دکتر داود فیرحی در همایش «تحولات حقوق کیفری در کشورهای اسلامی» که روز گذشته در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: «به نظر من مثلثی وجود دارد که یکی از اضلاع آن ایران، ضلع دیگرش شریعت و ضلع سوم آن دولت مدرن است. وقتی به این مباحث نگاه می‌کنیم، به نظر می‌رسد که اتفاقی در ایران رخ داده و آن تجربه منحصربه‌فرد رابطه شریعت و قانون است. منحصربه‌فردبودن این مسئله نیز خیلی ربطی به انقلاب اسلامی ندارد، بلکه به بیش از 200‌ سال پیش برمی‌گردد». وی افزود: «جامعه ما از سایر کشورهای اسلامی متفاوت است. به این معنا که مسلمان است ولی با مجموعه کشورهای مسلمان تمایزهایی دارد و آن تفکیک در مذهب رسمی‌اش یعنی همان تشیع است و همین‌طور به لحاظ تاریخی نیز با جوامع دیگر مسلمان فاصله‌هایی دارد و آن سنت سیاسی خاص خودش است که همان سلطنت در ایران است. این دو ویژگی باعث شده تا رابطه شریعت و قانون حتی با همه کشورهای اهل سنت تفاوت‌هایی پیدا کند».
تأسیس یک مدل حکمرانی جدید
فیرحی ادامه داد: «از لحاظ تاریخی ما از سال 1905 یعنی همان 1285 شمسی، وارد دولت جدید شدیم. این دولت جدید، عبور از یک سنت حکمرانی و تأسیس یک مدل حکمرانی جدید بود که هر دو این موارد مهم هستند. در سال 1905، مظفرالدین شاه که امضاکننده فرمان مشروطه بود، یک سخنرانی داشت و در آن نکات مهمی را مطرح کرد. وی در آن سخنرانی که در افتتاحیه نخستین مجلس ملی در ایران مطرح شده، گفت «خردمند دانا آن کس است که همواره به اقتضای زمان رفتار کند. فی‌المثل در عهد کیخسرو، آیین جهان‌داری و وضع اداره امور دولت و حفظ شئون مملکت به طرزی بوده که آن زمان اقتضا می‌نموده است، ولی آن اصول و قواعد ملک‌داری به درد امروز ما نمی‌خورند. هر عصری اقتضایی دارد و در هر دوره‌ای، طرز و طوری متداول است. اصول فن اداره و قواعد سیاست و مملکت‌داری هم باید امروز ورای ایام گذشته باشد». مظفرالدین شاه یک جمله دیگر هم می‌گوید که آن نیز مهم است؛ این جمله که «باید اساس موافقت میان دولت و ملت، بر شالوده صحیحی گذارده شود تا خیالات و نیات صحیحه نتیجه عکس نبخشند». این یک سخنرانی بسیار مهم است و در آن نکاتی نهفته است که ایشان در نطق دوم آن را توضیح دادند».
این پژوهشگر مطالعات اسلامی اظهار کرد: «ماجرا از این قرار بود که شاهزادگان و امرای قاجار، مخالف مشروطه بودند و مظفرالدین شاه با دعوت از آنها این جمله را می‌گوید که زمانی که ولیعهد بوده، از ظلم و جور حکام و مأموران دیوان نسبت به رعایا و هرج و مرج امور داخله و خارجه مملکت و آشفتگی ملت در اندیشه بوده تا راهی برای رفع این خرابی‌ها به دست آورده باشد. مظفرالدین شاه این نکته را بیان می‌کند که از زمان جنگ‌های ایران و روس تا مشروطه، نظام سنت در ایران به هم‌ ریخته و دولت قدیمی توانایی خودش را از دست داده و فضا به سمت بی‌عدالتی حرکت کرده و جامعه آشفته شده، این اتفاق در جامعه افتاده بود‌ و بحث ابتدایی بر سر اصلاح نهادهای قانون‌گذاری یا اجرا با حفظ سلطنت مستقله بوده است. قسمتی از نکته‌ای که مظفرالدین شاه می‌گفت ریشه‌ای قدیمی دارد و آن اینکه وضع خراب است و باید آن را اصلاح کرد، اما یک نکته جدید دارد و آن اینکه بدون تغییر نهاد قانون‌گذاری، امکان اصلاح وجود ندارد. بنابراین باید طرز و نوع جدیدی ایجاد کرد و اساس دولت را بر وضع صحیح قرار داد».
2 وظیفه مجلس ملی
وی بیان کرد: «بسیار کوتاه‎اندیشانه است که ما بخواهیم مشکلات خود را به  چهار دهه اخیر نسبت دهیم، مسئله پیچیده‌تر از اینهاست و تجربه قانون‌گذاری در ایران بسیار پیچیده است. باید بدانیم وقتی می‌گوییم دنبال شالوده محکمی برای قانون‌گذاری و اجرا هستیم، از چه چیزی صحبت می‌کنیم. در ادبیات متفکران مشروطه اتفاق جالبی افتاد و آن این بود که برای مجلس ملی جدیدالتأسیس که اساس دولت جدید بود، دو وظیفه متفاوت در نظر گرفتند؛ یکی اینکه مجلس باید مظهر افکار عامه و احتیاجات اهالی مملکت باشد. بر مبنای این وظیفه، اختیارات سلطان در وضع قانون به ملت واگذار شد و دوم همین مجلس موظف به اجرای قوانین شرع انور هم شد. دو وظیفه‌ای که جمع‌کردن آن جزء دشواری‌های تاریخ ایران است».
فیرحی افزود: «در تاریخ ما گاهی به حاشیه‌بردن شریعت با این استدلال که احتیاجات اهالی متفاوت است، اتفاق افتاده و گاهی هم به‌حاشیه‌راندن احتیاجات اهالی با این استدلال که شریعت واجب بوده، رخ داده است؛ بنابراین، این بحث تاکنون راه‌حل روشنی پیدا نکرده و یک ‌مسئله پیچیده تاریخی است. اگر ما به تاریخ مشروطه به‌عنوان نقطه صفر تاریخ جدید خود نگاه کنیم، می‌بینیم که قبل از آن مفهومی از قانون بود که بنابر تعریف این مفهوم هرچند نسبتی با شریعت داشت، اما در کمند سنت بود».
مهم‌ترین ویژگی انقلاب مشروطه
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مشروطه این است که بزرگ‌ترین انقلاب دموکراتیک را رهبران مذهبی با تکیه بر مذهب پیش بردند و تصوری نداشتند که مذهب خلاف دموکراسی باشد و درکی که وجود داشت این بود که مذهب با دولت ملی مدرن هیچ تناقضی ندارد. بنابراین با چنین درکی انقلاب مشروطه را شروع کردند. جالب این است که به همان دلیل، انقلاب مشروطه در ایران نه انقلابی سکولار است و نه انقلاب تئوکراتیک؛ بلکه مبتنی‌بر موازنه‌ای بین احتیاجات مردم و شریعت است».
کفایت مخالف‌نبودن قوانین با شرع
وی گفت: «در تمامی قراردادهایی که در کشورهای اسلامی بسته می‌شود، شرط نانوشته‌ای مبنی‌بر اینکه نباید مغایر با شرع باشند وجود دارد، ولی مرحوم سیدحسن مدرس این جمله را تعریف کرد و گفت فرق است میان دو چیز؛ اینکه قانون مطابق شرع باشد یا قانون مخالف شرع نباشد. ما دنبال این نیستیم که قانون مطابق شرع باشد، بلکه به دنبال این هستیم که قانون مخالف شرع نباشد و این از لحاظ منطقی مهم است. در ادبیات مرحوم مدرس این جمله بود که حق قانون‌گذاری به‌عنوان نمایندگان ملت و به تعبیر مرحوم امام حق «عصاره فضایل ملت» ‌همان مجلس است، با این شرط که قانون وضع‌شده مغایر با شرع نباشد».
راهکارهای سه‌گانه
فیرحی ادامه داد: «در دوره مشروطه سازوکاری برای مجلس به منظور اجرای احکام شرعی در نظر گرفتند که به تعبیر مرحوم آیت‌الله عمید زنجانی به آن تفریع می‌گویند. به معنای چیزی که شبه‌قانون است و ظاهرش مواد قانونی دارد، اما محتوایش احکام شرعی دارد. قوانین ما از ابتدا دوگانه شدند؛ قوانینی که مجلس به نمایندگی وضع می‌کرد و دسته دوم نیز قوانینی بودند که مجلس تفریع می‌کرد. بنابراین مجلس دو نقش داشت؛ یکی مجلس کارشناسی و دیگری مجلس حاکمیتی. در حوزه قانون‌گذاری عمومی، مجلس حاکمیتی بود، ولی در حوزه شرعی بیشتر سعی می‌کرد کارشناسی باشد».
وی افزود: «بنابراین این ایده در ایران همواره با بحران‌هایی مواجه بوده است، درواقع جامعه ایران از دیدگاه آشتی بین قوانین مدرن و احکام شریعت و تعریف مناسبات میان این دو، هنوز به پایان راه نرسیده، بلکه در همان پرابلماتیکی است که در یکصدسال اخیر بود، بنابراین برای حل این معما سه راه‌حل وجود دارد؛ نخست، بازگشت به شریعت و محدودکردن حاکمیت ملی است؛ ایده‌ای که در ادبیات مرحوم شیخ فضل‌الله و بزرگان دیگر مطرح شد و تا امروز هم بوده است؛ یعنی بازگشت به صوری‌سازی و ازکارانداختن احکام حاکمیت ملی و اصالت‌بخشیدن صددرصدی به احکام شرع و دومین راهکار از 1295 پیدا شد و آن اینکه تا جایی که ممکن است ملاک را قوانین موضوعه قرار دهند و احکام شرعی را حذف کنند و راه سومی هم وجود دارد و آن بازگشت به ایده مدرس است که بر مبنای آن مجلس قانون‌گذار بوده و در تمام حوزه‌های حقوقی و قانونی اصل بر قوانین موضوعه است، اما اینها نباید مغایر با شرع باشند. درواقع، راه سوم معضلی است که هم در انقلاب اسلامی و هم در دوره مدرس و قبل آن اجرا شد، اما این راه دشواری‌های خود را دارد. بنابراین راهی دشوار، اما ناگزیر جامعه ماست؛ خوشا آن قانون‌گذار و نهادی که روزی  بتواند این راه را به‌ درستی طی کند».
فاضلی میبدی: اینکه در حوزه علمیه قم پرچمی را بالا ببرند و ‏بیانیه صادر و خرابکاری کنند، مورد تایید اساتید و مراجع نیست / می‌خواهند آتش نزاع و اختلاف را شعله ور کنند / ‏علیه برجام و پالرمو و حتی علیه رییس مجلس کار‌هایی می‌کنند تا آرامش سلب شود / ‏اینکه چرا برای مقابله با این تندرو‌ها اقدام نشده، سوالی است که جوابی برای آن نمی‌توان پیدا کرد / عده‌ای از این فضای هزینه ساز، راضی و ‏خوشحال هستند. ‏‏»
طی روزهای اخیر برخی طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه تجمع کردند و شعارهای تندی علیه روسای قوای سه گانه سر دادند. حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی درباره این اقدام می گوید: عده ای جایگاه ها و پایگاهی که نزد مردم ‏قداست دارند را هدف قرار می دهند و به عنوان مثال در حوزه علمیه قم پرچمی را بالا می برند و ‏بیانیه صادر می کنند. اما این دلیل نمی شود، خرابکاری ها را به حوزه با ارزش علمیه قم ربط ‏بدهیم. مطمئنا طلاب و اساتید و مراجع از چنین رفتارهایی اعلام برائت می کنند.
‏سرویس سیاسی «انتخاب»: طی روزهای اخیر برخی طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم در حمایت از بیانیه گام دوم انقلاب در مدرسه فیضیه تجمع کردند. «آتش انقلاب است مشعل حوزه برپاست»، «برای بار دوم حوزه قم به پا خاست»، «حوزه انقلابی زمینه ساز ظهور جوان انقلابی»، «تحلیل دشمنان دین سراب است مهدی صاحب زمان حافظ انقلاب است»، از جمله شعارهایی بود که توسط شرکت کنندگان در این تجمع سر داده شد. این بیانیه با عنوان «قم آماده قیام علیه نفاق»، به شدت رؤسای سه قوه را مورد انتقاد قرار داده بود و هشدارهای جدی را به آنها می داد.
‏«محمدتقی فاضل میبدی»، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشکده ‏مفید قم در گفت و گو با «انتخاب» ضمن تاکید به هزینه سازی چنین رفتارها  نقطه نظرات خود را طرح کرده است.
‏*بحث کفن پوشی و اعلامِ قیام حتی اگر بدون امضای مشخصی باشد، چقدر می تواند ‏نگران کننده تلقی شود؟
اولا این نوع رفتارها ریشه در قم ندارد و کسانی که به خودشان اجازه تندروی می دهند و کاری ‏هم به این ندارند، کشور در چه شرایط خطیر و مردم در چه وضعیت بدی هستند، بی ارتباط با ‏عوامل خارجی، مخصوصا با اسراییل نیستند. به همین دلیل جایگاه ها و پایگاهی که نزد مردم ‏قداست دارند را هدف قرار می دهند و به عنوان مثال در حوزه علمیه قم پرچمی را بالا می برند و ‏بیانیه صادر می کنند. اما این دلیل نمی شود، خرابکاری ها را به حوزه با ارزش علمیه قم ربط ‏بدهیم. مطمئنا طلاب و اساتید و مراجع از چنین رفتارهایی اعلام برائت می کنند و دنبال کار ‏علمی و تبلیغات هستند. همانطور که گفتم، این نقشه اسراییلی هاست تا هم به وجهه حوزه ‏علمیه ضربه بزنند و هم در داخل کشور، آتش نزاع و اختلاف را شعله ور کنند.‏
‏*هزینه و تبعات منفی چنین فضایی بر هیچ کس پوشیده نیست. سئوال این است؛ ‏چطور می شود آنها همچنان فعال اند و برای مقابله با آنها حرکتی انجام نمی شود؟ ‏
به نظر من دستگاه های رسمی باید تلاش زیادی برای شناختن ‏سر نخ این گروه از خود نشان بدهند و ریشه شان را بخشکانند. اینکه چرا تا به حال چرا برای مقابله با تندروها عمل لازم انجام نشده، سوالی است که واقعا جوابی برای آن نمی توان پیدا کرد. ‏چون قطعا این نوع بیانیه ها، این نوع حرکات و این نوع حرف ها علیه نظام مقدس اسلامی، علیه ‏کشور، علیه مردم و حتما علیه خودِ حوزه است و به همین دلیل برخورد با آنها از اوجبِ واجبات ‏است.‏
‏*می شود گفت، اختلافات درونی باعث شده تا این گروه ها مجال خرابکاری پیدا کنند؟
حتما هستند کسانی که درون سیستم اداره کشور هستند و برای مقابله با دولت، افراطیون را ‏حمایت می کند تا با گل آلود کردن آب بتوانند دولت را ناکارآمد نشان بدهند. در همین راستا ‏علیه برجام و پالرمو و حتی علیه رییس مجلس کارهایی انجام می دهند تا آرامش را سلب کنند. ‏آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دهند تا کشور نتواند در آرامش در مسیر تعیین شده حرکت ‏کند که به همین دلیل، قویا تاکید دارم، سرنخ شان در خارج از کشور است.‏
*یعنی برخورد با آنها ایقدر سخت است؟ اگر جوابی قانع کننده برای شعار «استخر فرح ‏در انتظارت» می گرفتند، الان به خودشان اجازه اعلام قیام در قم نمی دادند.‏
اشکال اینجاست که دستگاه های رسمی باید جلوی شان بایستند و واقعا من نمی دانم، ‏چطور می شود، نمی توانند مقابل گروه هایی که کمر همت بسته اند تا به نظام و کشور ضربه ‏بزنند، بایستند.‏
‏*همین موضوع باعث می شود، مردم بگویند که عده ای مخالف مصلحت کشور هستند و ناگفته پیداست، چنین نگاهی از مردم چقدر خسارت بار است.‏
دقیقا. این اختلاف و تضادی که در بین گروه های سیاسی و اجرایی کشور مشاهده می شود و ‏عده ای هم این فضای مملو از اختلاف را تشدید می کنند، از این فضای هزینه ساز راضی و ‏خوشحال هستند و در عوض، مردم روز به روز نگران و ناامیدتر می شوند. متاسفانه در 40 سال ‏اخیر نتوانسته ایم با بدخواهان داخلی مواجهه لازم را داشته باشیم، البته در زمان امام خمینی ‏‏(ره) بدخواهان به اندازه الان نمی توانستند هر کاری را که می خواهند، انجام بدهند.‏
‏*این مخالف خوانی ها، در روزهایی است که ایران وضعیت حساس و دشواری را تجربه می کند. با توجه به اوضاع فوق العاده حساس، تکلیف دستگاه ها و نهادهای ‏رسمی چیست تا دست کم، فضای داخلی کشور آرامش داشته باشد؟
تکلیف برای همه نیروها و دستگاه ها روشن است و باید بدانند، هیچ عذر و بهانه ای برای انفعال ‏برابر تندروها از سوی جامعه پذیرفتنی نیست. مسئولان ممتاز کشور این را هم باید در نظر ‏بگیرند، اینکه بدخواهان فضا را برای مخالف خوانی و ضرررسانی های خود مهیا ببیند، موجب ‏بدبینی مردم به نظام خواهد شد.‏
حجت‌الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به خبرنگار جماران می گوید: بر اساس فتاوای سنتی و فقه سنتی حق طلاق با مرد است. به این ترتیب از این موضوع سوء استفاده های زیادی می شد و زنان از بسیاری از حقوق خود محروم می ماندند. بر اساس آداب و رسومی که در صد اسلام وجود داشت حق طلاق با مردان بود. اسلام هم آن نظریات را امضا کرد. اما قرآن بسیار تاکید کرده که حق زنان از بین نرود، مهریه آنها را بپردازید و ... .
نیازمند بررسی تعدد زوجات و سن ازدواج هستیم
استاد دانشگاه مفید قم ادامه می دهد: اگر در این روزگار بخواهیم بر اساس فتاوای قدیم عمل کنیم سوءاستفاده های زیادی به وجود می آید. امام(س) معتقد بود در فتوا و استنباط احکام شرعی باید دو عنصر زمان و مکان را دخالت داد. لذا برای اینکه بتواند در این روزگار جلوی سوءاستفاده را بگیرد حق طلاق را برای زنان در نظر گرفت که آنها بتوانند شرایطی بگذارند که مرد به خاطر داشتن حق طلاق نتواند سوءاستفاده کند. این فتوا، بسیار مهم و حیاتی است و ما باید راجع به فتاوایی که درباره حقوق خانواده هست دو عنصر زمان و مکان را دخالت دهیم. امام(س) فقط درباره طلاق به این موضوع اشاره کرده اند. ما نیازمند بررسی تعدد زوجات و سن ازدواج هستیم که حق زنان از بین نرود.
مفهوم امروز حق با گذشته متفاوت است
فاضل میبدی می گوید: مفهوم امروزین «حق» با گذشته متفاوت است. در فتاوای قدیم گفته می شد دختر 9 ساله را می توان شوهر داد، اما عرف این روزگار چنین چیزی را برنمی تابد. دختر 9 ساله امروز رشد جسمی دارد، رشد جنسی و بلوغ فکری ندارد. پیداست که در اینجا سوءاستفاده می شود. بنابراین اگر فتوای امام درباره طلاق ذکر شده است باید در سایر مواردی هم که به حقوق خانواده مربوط است دو عنصر زمان و مکان را در نظر داشته باشیم.
 
محمدجعفر سعیدیان فر
شناخت گروه های اجتماعی و آسیب شناسی آنها (دین ابزاران)
 اشخاص دین ابزار:
 1- مغیرة ابن شعبه
حکمت ۴۰۵: «وَ قَالَ ع لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى  وَ قَدْ سَمِعَهُ يُرَاجِعُ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ كَلَاماً دَعْهُ يَا عَمَّارُ  فَإِنَّهُ لَنْ يَأْخُذَ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَّسَ عَلَى نَفْسِهِ- لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ»
مغیره ابن شعبه کیست:
.مغیره، فرزند شعبه، از قبیله بنى ثقیف، اهل طائف حجاز بوده است . او در نیمه نخست قرن اول هجرى ، از تاریخ سازان برخى حوادث صدر اسلام بود و در انتهاى همین نیمه دنیا را وداع کرده و به سوى دار مکافات شتافته است. مغیره از حیله گران و زیرکان عرب محسوب مى شود. او در مدینه ، خدمت رسول خدا(ص) آمد و اسلام آورد. اما مورخان ، ایمان او را سطحى دانسته اند. زندگى او، سراسر شگفتى توام با بدى ، زد و بند و بیشتر ناراستى است . به قول دکتر طه حسین ، زندگى او، مشکلى است از مشکلات.
وى در جوانى ، به گروهى از مردم طائف که دوازده یا سیزده نفر بودند، آن قدر باده نوشانید تا مست شدند و همه آنان را در مستى کشت و چون دیگر نمى توانست به زادگاه خویش ، طائف باز گردد، کالا و چهارپایان فراوان آن مردم کشته شده را که از مصر آورده بودند، پیش انداخت و به مدینه نزد پیامبر آمد و مسلمان شد. هر چه مال داشت، بر پیغمبر(ص) عرصه کرد؛ ولى چون آن مال ، در اثر خیانت به دست آمده بود، رسول خدا آنها را نپذیرفت مغیره پس از رحلت رسول گرامى (ص)در جنگ با مرتدان حجاز شرکت کرد و در جهاد شام حضور داشت و در جنگ یرموک یک چشمش را از دست داد.
در زمان خلافت عمر، والى بصره بود؛ اما به فسق و فجور روى آورد. مردم از وى به خلیفه شکایت بردند و شهادت بر زناى مستمر او دادند. خلیفه شاهد خواست و چهار نفر، از جمله زیاد بن ابیه از بصره براى اداى شهادت حرکت کردند. هنگام اداى شهادت ، سه نفر شهادت به رویت کامل ایشان ، در حین ارتکاب خلاف دادند. ولى زیاد بن ابیه شهادت را به گونه اى ادا کرد که خلیفه قانع نشد، لذا حد تهمت بر شاهدان نواخته شد و مغیره جان سالم به در برد. ماجراى تغییر لحن شهادت از طرف زیاد، با رخدادهایى که بعدها میان این دو نفر روى داد، نشان از زد و بندهاى سیاسى میان آنان داشت . چنانکه برادر زیاد که از جمله شهادت دهندگان بود، بعدها خطاب به زیاد گفت : سوگند به خدا، آنچه ما دیده بودیم ، تو هم به چشمهاى خود مشاهده کرده بودى . هر چه بود، مغیره در جریان پیوستن زیاد به ابوسفیان ، این خدمت را جبران کرد. پس از رسوا شدن مغیره در بصره ، خلیفه او را به فرماندارى کوفه فرستاد و تحلیلش این بود که کوفیان با والیان صالح ، چون عماریاسر سازگارى ندارند؛ بلکه فاجرى مثل مغیره ، از عهده آنان بر مى آید.
مغیره تا زمان روى کار آمدن عثمان در حکومت کوفه ، بر جاى ماند؛ اما خلیفه سوم او را برکنار کرد. وى هنگام روى کار آمدن امیرالمومنین على (ع) با او بیعت نکرد و در جنگهاى جمل و صفین خانه نشین بود. در جریان حکمیت در محل حضور یافت و بى شک شیطنتهایى نیز انجام داد و منتظر عاقبت امور ماند. پس از شهادت على (ع) به سرعت خود را به معاویه رساند و در رکاب وى ، به مبارزه با امام حسن(ع) پرداخت . همراه خلیفه جدید، به کوفه قدم گذاشت و با تردستى ، حکومت کوفه را ربود. گفتنى است معاویه قصد داشت عبدالله ، پسر عمر بن العاص را حاکم کوفه کند. مغیره مخفیانه به معاویه گفت : اگر عبدالله حاکم کوفه شود و پدرش ، عمرو حاکم مصر، در واقع خلیفه در میان آرواره دو شیر گرفتار شده است . لذا معاویه ترسید، از تصمیم اولش ‍ منصرف شد و مغیره را به حکومت کوفه گماشت .  مثلث عمر بن العاص ، مغیره و زیاد  ابن ابیه دربه قدرت رساندن معاویه وتحکیم قدرت امویان و انحراف مسیر تاریخی اسلام نقش اساسی داشتتند. ( برگرفته از شرح ابن ابی الحدیدج20ص9).
دین ابزاری مغیره از دیدگاه امام علی(ع):
امام(ع) هنگامی که عمار یاسر آن صحابی آگاه و پاک باخته را در حال گفتگو با مغیره پسر شُعبه که او هم صحابی، ولی فردی منافق و دین ابزار و دارای مکر فریب بود می بیند :وَ قَالَ (ع )لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى  وَ قَدْ سَمِعَهُ يُرَاجِعُ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ كَلَاماً: می فرماید: عمار! او را واگذار :دَعْهُ يَا عَمَّارُ: مغيرة را بخود واگزار به سخنانش اعتناء مكن زيرا او از دين نگرفته و نياموخته مگر چيزى كه او را به دنيا نزديك كرده است :فَإِنَّهُ لَنْ يَأْخُذَ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا: دین را ابزاری برای رسیدن به ثروت وقدرت قرار داده است و به عمد خود را به شبهه ها در افکنده تا آن را عذر خطا های خود گرداند :وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَّسَ عَلَى نَفْسِهِ: دردین ابزاری واژه التباس ولبس کلیدی هستند گاهی اننسان برای دیگران باطل را لبا س حق می پوشاند وآنان را فریب می دهد  وگاهی بررفتار وگفتار وانگیزه های  شیطانی خویش لباس خوبی واصلاح می پوشاند تا با ایجاد فضای غبار آلود شبهه به توجیه اعمال خویش بپردازد :لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ.: و به عمد خود را به شبهه ها در افکنده تا آن را عذر خطا های خود گرداند.
مغیرة بن شعبه یکی از چهار تن است که به زیرکی معروف بودند: معاویه، عمرو پسر عاص، زیاد بن ابیه، و مغیره. با آنکه صحابی است از تقوا بهره ای نداشته و همان گونه امام(ع)اعلام می کند از دین با سوء استفاده ابزاری برای رسیدن به دنیا و قدرت استفاده می کرد و بعدها برای حفظ فرمانداری کوفه در زمان معاویه یکی از طراحان و پشنهاد دهندگان ولایت عهدی یزید است.
در مقابل او عمار بن یاسر صحابی بزرگ، خود و پدرش از سابقان در اسلامند و آگاه و بصیر و مؤمن به اسلام و مخالف قدرت طلبان؛ دچار آفت دین ابزاری که، نمونه آن را در جنگ صفین یکی از سپاهیان امام علی(ع) چنین نقل می کند. هنگامی که عمار، پرچم عمرو عاص را دید گفت با این پرچم پیش از این سه بار روبرو شده ام  اشاره عمار به زمان پیامبر نبردهای بامشرکین است، که عمر و عاص همراه با مشرکین در مقابل پیامبر پرچم نبرد افراشته بود. سپس عمار این شعر راخواند: « نحن ضربناکم علی تنزیلِه – فالیوم نضربکم علی تأویله» (وقعه صفین مؤلف نصر ابن مزاحم منقری متوفی سال 212 هجری قمری ص 340) ما با شما در گذشته نبرد کردیم برای نازل شدن قرآن که شما مخالف تنزیل وحی الهی بودید؛ و امروز نبرد با شما برای تأویل است که می خواهید با تأویل قرآن، آن را  ابزاری برای رسیدن به قدرت قراردهید. چه آگاه است، و دارای بصیرت عمار: که نبرد با  تأویل گران دین ابزار را کمتر از نبرد با مشرکین نمی داند
 
استاد محمدعلی ایازی: قرآن یک‌جا در سوره اسراء و نوبت دیگر در سوره حجرات در باب کرامت انسان دو آیه بیان فرموده است؛ در سوره حجرات موضوع اکرمیت است و در سوره نساء سخن از کرامت ذاتی است.
امروز در قوانین بحث تساوی دیه زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان در حال حل شدن است، ولی اگر می‌خواهیم بر مبنای اصل کرامت مشکلات را مرتفع کنیم باید بازسازی عمیق و جدی در کل فقه ایجاد کنیم.
بخش زیادی از تعارضات در مسائل زنان با اصل کرامت قابل حل است.
شبهات و سؤالات زیادی وجود دارند که با نگاه فقه کنونی قابل پاسخ دادن نیست
کرامت ذاتی انسان به دلیل اراده و عقلانیتی است که هیچ کدام از موجودات حتی ملائکه ندارند؛ ملائکه دارای حد وجودی معینی هستند، ولی انسان حد وجودی معین ندارد.
وی که در نشست علمی «جایگاه کرامت انسان در استنباط فقهی» در مؤسسه فهیم سخن می‌گفت، افزود: اینکه انسان متولد شده چه جایگاه و مقامی دارد بحث سوره نساء است و بحث سوره حجرات این است که انسان به کجا می‌تواند برسد؛ کسانی خواسته‌اند نوعی تفاوت‌نظر مطرح کرده و بگویند تمام مسائل ما شدن است و کرامت انسان جنبه استعدادی دارد؛ یعنی انسان در ذات خودش چیزی نیست و اگر تلاش و کوشش کند به آن مرتبه می‌رسد، ولی آنچه در قرآن در سوره حجرات مطرح است مسئله اکرمیت است و نه کرامت ذاتی که این افراد به آن استناد کرده‌اند.
کرامت قاعده حاکم یا فرع فقهی
ایازی با اشاره به معنای کرامت و دلالت آن و تقریری که می‌توان از آن برای استنباط احکام ارائه داد، بیان کرد: این سؤال مطرح است که استنباطی که از این مسئله می‌شود فرع فقهی و یا قاعده حاکم بر فقه است؟ همچنین لوازم کلام در احکام و حقوق انسان چیست؟ قبل از دوره معاصر چند شخصیت در ذیل آیه ۷۰ سوره اسراء «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا» تصریح فرموده که آیه صرفا بیان اخبار نیست؛ از جمله سیدمحمد فضل‌الله کرامت در این آیه را اصل فقهی می‌داند؛ همچنین آیت‌الله منتظری در چند جا به این موضوع پرداخته است و در ۲۴ مورد استناد به اصل کرامت کرده است؛ شخصیت دیگر هم آیت‌الله صانعی است که در باب حقوق انسان و زن استناد به اصل کرامت کرده است.
ایازی اظهار کرد: در میان شخصیت‌های گذشته هم مرحوم سیدمرتضی در قرن پنجم در مورد بحث ولدالزنا و شهادت و قضاوت او این بحث را مورد توجه قرار داده است؛ سیدمرتضی معتقد است که ولدالزنا نقشی در گناه زانی و زانیه نداشته و شهادت او مورد قبول است؛ وی تأکید دارد وقتی زانی و زانیه از گناهشان توبه کنند شهادت آنان پذیرفته است، لذا چرا نباید ولدالزنا این طور باشد.
ایازی با اشاره به آیه ۲۹ توبه «قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ» ادامه داد: عمده علمای ما با اشاره به واژه صاغرون گفته‌اند اهل کتاب وقتی می‌خواهند جزیه بدهند باید با نوعی تحقیر (مثلا خم شود و با نوعی تحقیر) آن را پرداخت کنند. البته در آیه‌ای در وصف جهنمی‌ها نیز همین تعبیر صاغرون به کار رفته است؛ آیت‌الله العظمی مکارم در معنای صاغر آن را به معنای تحقیر نگرفته بلکه آن را به معنای التزام گرفته است، یعنی فرد باید در برابر قانون پایبند باشد؛ از این موارد لغات و اصطلاحات زیادی داریم که ممکن است با برداشتی بار کرامتی ایجاد کند و یا برعکس آن را.
بازسازی جدی و عمیق فقه بر مبنای اصل کرامت
این قرآن‌پژوه تصریح کرد: امروز در قوانین بحث تساوی دیه زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان در حال حل شدن است، ولی اگر می‌خواهیم بر مبنای اصل کرامت مشکلات را مرتفع کنیم باید بازسازی عمیق و جدی در کل فقه ایجاد کنیم.
ایازی با بیان اینکه شبهات و سؤالات زیادی وجود دارند که با نگاه فقه کنونی قابل پاسخ دادن نیست، تصریح کرد: محقق اردبیلی در مانعیت قضاوت زن بحث کرده، ولی واقع این است که بخش زیادی از تعارضات در مسائل زنان با اصل کرامت قابل حل است.
تاکید بر کرامت ذاتی انسان
وی با اشاره به تعبیر «لَقَدْ کَرَّمْنا» در آیه ۷۰ اسراء با بیان اینکه در این آیه بر کرامت ذاتی انسان تأکید شده است، اظهار کرد: آیه شریفه با تأکید زیاد که در واژه «وَ لَقَدْ» و «کَرَّمْنا» مشهود است بر این کرامت تأکید فرموده و از «بنی آدم» تعبیر کرده است؛ علامه می‌گوید خداوند نفرمود: «کَرَّمْنا المؤمنین و الموحدین و مسلمین» و یا حتی تعبیر انسان را به کار نبرده است؛ این آیه در مقام اخبار و نه انشاء است و در خطابش هم رنگ، جغرافیا، خصوصیات، تعلقات، منطقه و مکان جغرافیایی دخالت ندارد و فرموده ما به تمام انسان‌ها کرامت داده‌ایم؛ البته عدیل «کَرَّمْنا» «فضلنا» است که در تعبیر بعدی آن به کار رفته است؛ وقتی بحث از کرامت است تعبیر بنی‌آدم به کار برده، ولی وقتی سخن از تفضیل است دیگر از کرامت بحث نمی‌شود.
ایازی ادامه داد: اگر به آیه ۱۳ سوره حجرات «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» رجوع کنیم بحث تفضیل متناسب با تقواست؛ البته آیه دیگری هم عدیل این آیه است؛ قرآن فرموده انسان را در احسن تقویم خلق کرده است؛ یعنی موضوع مورد بحث انسان فارغ از ایمان و کفر است و یا فرمود: «فتبارک الله احسن الخالقین» که بر کلیت انسان تمرکز دارد.
وی با بیان اینکه علامه بر کرامت ذاتی در آیه مورد بحث تأکید دارد اظهار کرد: رقیب این نظریه سخن کسانی است که می‌گویند کرامت شأنیت دارد نه ذاتیت، فرق استعداد با ذات این است که خود انسان از ابتدایی که به دنیا آمده تا مراتبی که می‌یابد و حتی به مرتبه کسانی مانند شمر و ابن‌ملجم می‌رسد باز هم این کرامت برقرار است؛ لذا نباید جنازه این افراد به سگ داده شود و تکه تکه شوند و ... لذا در مجموعه آیات قرآن وقتی در باب انسان سخن می‌گوید مسئله کل انسان است.
عقل و اراده؛ عامل کرامت ذاتی انسان
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیه امانت و «وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ» و آیات مرتبط با حیات و مرگ انسان از جمله اینکه اگر کسی یک انسان را بکشد گوئی همه بشریت را کشته است، اظهار کرد: این آیات معلوم می‌کند که حیات و ممات انسان و کشتن او با بقیه موجودات تفاوت دارد؛ یا در جایی قرآن کریم وقتی فرمود «نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی» و «خَلَقْتُ بِیَدَیَّ» بحث اصل انسان و نه انسان خاص مطرح است البته علامه طباطبایی و سیدمحمدحسین فضل‌الله که قائل به ذاتیت کرامت هستند، این سؤال را مطرح کرده‌اند که چرا به مقام انسان کرامت ذاتی داده شده است و پاسخ داده‌اند که انسان اراده و عقلانیتی دارد که این اراده و عقلانیت را هیچ کدام از موجودات حتی ملائکه ندارند؛ ملائکه دارای حد وجودی معینی هستند، ولی انسان حد وجودی معین ندارد.
این محقق و قرآن‌پژوه اظهار کرد: برخی در نقض ذاتیت گفته‌اند که انسان می‌تواند گناه کند ولی ملائکه نمی‌توانند، ولی آن طرف بحث هم هست؛ اینکه انسان بتواند گناه کند و نکند، اما در مورد ملائکه در یک خطی هستند که نه بالا و نه پائین‌تر از آن می‌روند؛ از طرف دیگر انسان برای رسیدن به هدف می‌تواند موجودات را استخدام کند؛ همچنین انسان به واسطه عقل و اراده بر موجودات ممتاز و دارای شان آینده‌نگری و برنامه‌ریزی است.
ایشان  با طرح این سؤال که از کجا گفته می‌شود که کرامت اصل حاکم بر فقه و قواعد فقهی است؟ اظهار کرد: آیه‌ای نداریم که عدالت را اصل قرار داده باشد، ولی در قواعد فقهی آن را اصل می‌گیریم؛ کسانی مانند علامه و صاحب تفسیر «الفرقان» معتقدند که این نوع اخبار در برابر انشاء در آیات مورد بحث، نشانه اصل بودن است.
وی اظهار کرد: علامه فضل‌الله در تفسیر خود آورده است که از منظومه آیات مرتبط با کرامت در قرآن می‌فهمیم که منظور فقط اخبار نیست بلکه قصد دارد بفهماند که این مسئله مانند عدالت اصل است. فقهای ما در فقه گاهی از آیاتی استفاده می‌کنند در حالی که سبک و سیاق آیه مرتبط با آن موضوع مدنظر هم نبوده است؛ مثلاً در آیه ۱۹۵ بقره «وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ». موضوع انفاق است و اینکه در انفاق افراط و تفریط نکنید، ولی فقها از آن قاعده عام عدم ضرر رساندن به خود را استفاده کرده‌اند.
احتیاط بیش از حد در فقه
وی با بیان اینکه به تعبیر آیت‌الله بروجردی فقه ما از ترس افتادن در ورطه قیاس احتیاطات بیش از از اندازه در برخی مسائل دارد تاکید کرد: قیاس فرع با فرع دارای ایراد است در حالی که قیاس فرع با اصل ایرادی ندارد.
وی با بیان اینکه هفت معیاری که فقها در مورد اصل بودن چیزی بیان کره‌اند در بحث کرامت هم وجود دارد تصریح کرد: وقتی شرع و صادق مصدق فرموده که بنی آدم کرامت دارد باید بپذیریم؛ همچنین عقلی بودن این مسئله قابل درک است مثلا در بحث معاد با اینکه خدا خبر داده، ولی موضوعی عقلی هم هست؛ همچنین در قرآن برخی موضوعات به عرف واگذار شده مثلا عدل و احسان تعریف نشده، ولی مخاطب از آن فهمی مطابق با عرف دارد بنابراین وقتی سخن از کرامت است می‌تواند متناسب با عرف عقلا حتی در مناطق مختلف، متفاوت شود؛ مثلا آتش زدن انسانی در ایران بعد از فوت مخالف کرامت، ولی در هندوستان موافق کرامت است.
ایازی تاکید کرد: موضوع دیگر معناداری بحث کرامت است؛ همچنین نوعی بودن کرامت مسئله‌ای تابع درک نوع بشر است و اگر در جایی نقض کرامت شد باید نوع بشر و نه فقط یک فرد یا گروه بر آن صحه بگذارند همچنین باید بر این موضوع تاکید شود که در روایات متعددی از اهل‌بیت (ع) بحث کرامت قابل دنبال کردن است و فرمایشات آنان موید ذاتی بودن کرامت انسانی است و ما امروز می‌توانیم این معارف را به دنیا منتقل کنیم.
هادی سروش
در اینکه دشمن ، دشمن است تردیدی نیست .ببینید نظریه رسمی کاخ سفید این است : “می‌خواهیم فشار اقتصادی بر ایران به سطحی غیر قابل تحمل برسد”. بنده هم مثل شما در رسانه ها بارها خوانده ام که اصلاح طلب میگوید ؛ فلان اصولگرا مقصر است ! و یا اصولگرا میگوید ؛ فلان اصلاح طلب مقصر ماجراست !این بحث و جدال ؛ اگر هم بجا باشد ولی مفید نیست.
خارج از بررسی های کارشناسانه اقتصادی و جستجوی راه حل موثر ، آنچه که برای دولت و شهروندان مفید  است ، پاسخ درست به این پرسش است که ؛ ما چه باید بکنیم؟
بنگرید ؛ مشابه و بلکه بدتر از شرائط امروز ما را خدا در قرآن در سوره “بلد” به تصویر کشیده و سختی های شدید و طاقت فرسای اقتصادی آن روز را ترسیم نموده و از آن به “عقبه” یعنی “گردنه” نام برده ، و نهایتاً در پایان سوره دستور به دو چیز داده که همان دو چیز میتواند در شرائط بحرانی و جنگی امروز ما تاثیر بسزائی داشته باشد :
اول ؛ توصیه یکدیگر به خویشتن داری وثُبات قدم نموده که کمترین نتیجه اش امیدوارانه سخن گفتن است . آیا رسانه ها و شخصیت های کشور این دستور قرآنی را رعایت می کنند و یا بخاطر قلع وقمع کردن رقیب ، از کاه ، کوه ساخته و تحویل میدهند؟ قبول کنیم در این بخش ، صاحبان سخن و تصمیم ؛ چنان نبوده اند!
دوم ؛ توصیه به رحم داشتن نسبت به یکدیگر است .در قرآن آمده ؛《تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ》
واژه “مرحمه” مصدر میمی از کلمه “رحمت” است و به معنای “رحم کردن به یکدیگر” است ؛ که صاحب تفسیر مجمع البیان از این معنا تعبیر کرده به؛ “فرحموا الناس کلهم”. پس در رحم کردن ، رحم بیکدیگر ملاک است نه فقط رحم به فقراء داشتن ملاک باشد که فخر رازی در تفسیرش گفته .
آیا در این ماه ها که شرائط اقتصادی بهم پیچیده ، ما مردم یعنی آن تولید کننده و یا آن پخش کننده و یا آن وارد کننده و یا آن کاسب جزء سر کوچه ، “به هم رحم” کرده ایم ؟! اگر رحمی بود که فروشندگان از مشتری، منصفانه پول می گرفتند و به سود متعارف و قیمت خرید قانع بودند. واقعا ؛آیا مشتریان به اندازه نیاز می خرند؟ آیا فروش خودرو به این انبوهی ، آن هم در عرض ۴۵ دقیقه ! معقول و مقبول است ؟
کلام قرآن ، یک کلمه است ؛ به خود رحم کنیم…
 
صفحه1 از133
بازگشت به بالا