آیت الله موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: امیدوارم برای تلطیف این شرایط تاسف‌آور دقت کافی و کارهای لازم انجام شود تا بیشتر از این شاهد تخطئه دین و شخصیت‌های دین و مراسم مرتبط با شریعت نباشیم.
به گزارش جماران؛ آیت‌الله سید حسین موسوی‌تبریزی با اشاره به افراط‌گرایی که منبری‌ها انجام می‌دهند، گفت: رهبری به عنوان یک مرجع، نه به عنوان رهبر نظام، به این مساله ورود کنند تا خدای ناکرده مسائل دینی ما آلوده به اهداف شیطانی عالم سیاست نشود و ریاکاران و سوءاستفاده‌کنندگان نتوانند حیثیت دین و ائمه را خدشه‌دار کنند.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم معتقد است باید از افراط‌گرایی و هرج‌ومرج‌هایی که منبری‌ها انجام می‌دهند جلوگیری شود تا شرایط بدتر از این نشود.
آیت‌الله سید حسین موسوی‌تبریزی، اظهار داشت: منبرها و منبری‌ها تکلیف بسیار بالاتری از همه مسلمان‌ها، طلبه‌ها و حتی مدرسین حوزه‌ها دارند و چون تابلوی اهداف دین و ائمه هستند، مورد توجه ویژه مردم قرار دارند. با این حال گاهی صحنه‌ها و اظهارنظرهایی از سوی منبری‌ها و مداحان مشاهده و به طور گسترده پخش می‌شود که واقعاً آدم تاسف می‌خورد، چون باعث رفتن آبروی دین می‌شود. برخی از مداحان برای اینکه بتوانند با درآوردن اشک مردم خودنمایی کنند، حرف‌هایی می‌زنند و کارهایی می‌کنند که به هیچ‌وجه در شأن دین و ائمه نیست.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم همچنین ادامه داد: امیدوارم برای تلطیف این شرایط تاسف‌آور دقت کافی و کارهای لازم انجام شود تا بیشتر از این شاهد تخطئه دین و شخصیت‌های دین و مراسم مرتبط با شریعت نباشیم. به نظر من مراجع و بزرگان حتماً باید به این موضوع ورود کنند. در قدیم منبری‌هایی مثل آقایان فلسفی، راشد،‌ انصاری‌ها و اشراقی‌ داشتیم که منبرشان حاوی مطالب بسیار خوب و تاثیرگذار و آموزنده بود. منبری‌ها باید بدانند وجهه‌شان را مدیون ائمه هستند و به‌ همین دلیل نباید هر حرفی بزنند و هر کار سخیفی انجام دهند.
وی اضافه کرد: لازم است از افراط‌گرایی و هرج و مرج‌هایی که منبری‌ها انجام می‌دهند جلوگیری شود تا شرایط بدتر از این نشود. باید گفت تنها کسانی که می‌توانند تذکر بدهند و تذکرشان موثر باشد بزرگان و آقایان مراجع هستند که حتماً آنها هم دغدغه مسجد و منبر را دارند و به همین دلیل توقع می‌رود سکوت نکنند تا از این طریق شأن و شخصیت منبر بازیابی شود. البته لازم به ذکر است گروه‌هایی در قالب پامنبری‌ها برنامه‌ریزیشان این است که روی منبر فقط مطالب سخیف و عوام‌پرست گفته شود. به همین دلیل شاهدیم مداحی‌ها با سابق خیلی فرق کرده و کیفیت عزاداری‌ها هم اصلاً و ابداً قابل قیاس با گذشته نیست و حتی باعث آزار و اذیت هم می‌شود.
 آیت‌الله حسین موسوی‌تبریزی در پایان سخنانش گفت: بزرگان نظام باید به این مساله ورود کنند تا خدای ناکرده مسائل دینی ما آلوده به اهداف شیطانی عالم سیاست نشود و ریاکاران و سوءاستفاده‌کنندگان نتوانند حیثیت دین و ائمه را خدشه‌دار کنند.
دکتر علی میرموسوی: اصلاح طلبی امام حسین(ع) بر اخلاق مقاومت استوار بود/ فهم حقیقت حسین(ع) تنها برای کسانی به دست می‌آید که خود تعهد و خلاقیتی از سنخ او داشته باشند
بی شک قیام امام حسین(ع) حادثه ای بزرگ در تاریخ اسلام است که درک درست از ماهیت این حرکت به سادگی به دست نمی‌آید و نیاز به داده‌های بسیار دارد. دکتر علی میرموسوی عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم در تشریح این مساله می‌گوید: کسانی می توانند حسین(ع) را بشناسند، که مرام او را یافته و با او همراه شده باشند؛ در واقع حسینی که ما می شناسیم و امروز به نمایش می گذاریم با حقیقت حسین ابن علی(ع) قرن ها فاصله دارد. چون عموما کسانی که حسین(ع) را معرفی کرده اند نمی توانستند انسان‌های متعهد و خلاقی باشند که با آینده روبرو می‌شوند.
او اصلاح طلبی امام حسین(ع) را بر اخلاق مقاومت استوار دانسته و معتقد است: امام حسین(ع) از عالی ترین سطح از اخلاق مقاومت برخوردار بود، از این رو در راه هدف خویش از شهادت هراسی نداشت نه این که در پی آن باشد.
متن گفت و گوی شفقنا با دکتر علی میرموسوی را در ادامه می‌خوانید:
در ارتباط با عاشورا و حرکت امام حسین(ع) با تفاسیر و برداشت های بسیار گوناگونی روبرو هستیم، علت این تنوع برداشتها چیست و آیا می توان در نهایت به یک برداشت جامع دست یافت؟
میرموسوی: این تکثر و چندگانگی بیشتر ریشه در نگرش و دغدغه های کسانی دارد که به روایت و تفسیرآن پرداخته اند. اخیرا دیدم یکی از تاریخ نگاران حوزوی  به این امر خرده گرفته و تفسیرهای حماسی که در صد سال اخیر از این ماجرا صورت گرفته را مورد انتقاد قرار داده است. آشفتگی ورواج تحریف و خرافات در فهم و تفسیر عاشورا جای انتقاد دارد، ولی تکثر و چندگانگی در این روایت ها و تفاسیر به ویژه تفسیر حماسی آن، نه تنها جای شگفتی ندارد بلکه به دلایل مختلف قابل انتظارو موجه به نظر می رسد. نخست به دلیل این که واقعه عاشورا یک رویداد تاریخی است و همچون تمامی رویدادهای تاریخی در معرض تفسیر و تاویل است. دلیل دوم این که قداست و جنبه‌ای اسطوره‌ای این ماجرا، همچنین وجه هویت بخش و نمادین آن، ذخیره معنایی و ظرفیت تفسیر پذیری آن را افزایش داده و گوناگونی این تفاسیررا دامن می زند. درست مانند تشیع که در معرض برداشت‌ها و تفسیرهای گوناگون است، عاشورا نیز به عنوان یکی از نمادهای هویت بخش شیعه در معرض تفاسیر مختلف قرار دارد. بنابراین انتظارمحدود شدن برداشت ها و تفسیرها از این واقعیت معقول به  نظر نمی رسد، ولی می توان در راه تحریف زدایی و ارائه تفسیری بهتر و مستندتر کوشش کرد.
روش شناسی مناسب برای فهم حرکت امام حسین(ع) چیست و درک ماهیت و اهداف این حرکت با چه روشی بهتر انجام می شود؟ آیا می توان تنها به داده های تاریخی اکتفا کرد یا این که به فراتر از آن نیاز داریم؟
میرموسوی: حسین(ع) قهرمانی اسطوره‌ای و به تعبیر استعاری، که دکتر شریعتی در مورد امام علی(ع) به کار برده است، حقیقتی بر گونه اساطیر است و تاریخ به ویژه تاریخ علمی از فهم چنین حقیقتی ناتوان است. هر چند برای فهم عاشورا استناد به داده های معتبر تاریخی لازم است و باید اسناد معتبر تاریخی مورد توجه قرار بگیرد، ولی فهم حقیقت آن تنها با داده های تاریخی به دست نمی آید. به بیان دیگر با توجه به این که داده‌های تاریخی مربوط به عاشورا از نظر اعتبار یکسان نیستند، نخست باید به داده‌های معتبر توجه کرد ولی این کافی نیست.
فهم حقیقت عاشورا تنها با داده‌های تاریخی به دست نمی‌آید
افزون بر این فهم درست عاشورا همچون هر رخداد تاریخی دیگری، در گرو پرهیز از زمان پریشی یا anachronismاست. جدا کردن عاشورا از زمینه تاریخی آن و فهم آن در چهارچوب مفاهیم امروزین، زمان پریشی را به همراه دارد. به عنوان مثال تفسیر دموکراتیک یا انقلابی از حرکت امام حسین(ع) نوعی تفسیر این زمانی است، چون دموکراسی و انقلاب در معنای کنونی آنها، مفاهیمی امروزی هستند. ولی می توان آن را مبارزه با استبداد دانست، چون در آن شرایط نیز خودکامگی اندیشه پذیر و در ادبیات و اندیشه سیاسی آن دوران مطرح بوده است.
در این راستا می توان از هرمنوتیک مبتنی بر تعامل متن و زمینه، مانند هرمنوتیک اسکینر بهره برد و سخنان سیدالشهدا را در زمینه و فضای فکری و عملی آن دوران مورد بررسی و تفسیر قرار داد. این نوع هرمنوتیک در پی فهم معنای سخن برای گوینده و قصد و نیتی است که از بیان آن داشته است. بر این اساس در تفسیر متون و سخنان معتبر برجای مانده از امام حسین (ع) باید در پی فهم این بود که امام با طرح این سخنان در پی انجام چه کاری بوده اند.
با وجود این، دانش تاریخ از فهم حقیقت عاشورا ناتوان است. در استدلال بر این ادعا به دو سخن از نیچه می توان استناد کرد. نیچه از کسانی است که نقش اراده انسانی را در ساختن تاریخ برجسته کرده است و ابرمرد را به عنوان محرک و سازنده تاریخ معرفی کرده است. به اعتقاد او سازندگان تاریخ انسان‌های فداکاری هستند که به هدفی تعهد دارند و در افقی از تعهد عمل می کنند که باور غیر تاریخی به اعتبار مطلق کوشش آنهاست. مردان بزرگ تاریخ، آفرینندگان بزرگ و ابرمردانی بوده اند که با آینده رویارو شدند و برای هدف بزرگی که در سر داشتند خود را فدا کرده اند. این آفرینندگان بزرگ افق‌هایی ساخته و چشم اندازهایی پدید آورده ­اند که انسانهای آینده با آن زندگی می کنند. این افق‌ها را کسانی پدید می‌آورند که در حال کشف حقیقت هستند. چنین انسانی در جایگاهی فراتاریخی قرار می‌گیرد. بی تردید حسین(ع)  ابرمرد تاریخ است که بر پایه تعهد به هدفی مقدس، خود را در راه آنچه باید باشد فداکرده است و افق و چشم اندازی تازه بر روی انسان ها گشوده است.
از نظر نیچه فهم حرکت انسان‌های بزرگ با دانش تاریخ به دست نمی آید و به فراتر از تاریخ نیاز دارد. به باور او تنها انسانهای خلاق و متعهدی که با آینده رویارو می شوند می توانند خلاقیت مردان متعهد گذشته را درک کنند. از این سخن نیچه می توان دریافت که فهم حقیقت حسین (ع) به عنوان ابرمرد تاریخ انسانی، نه تنها از عهده تاریخ بر نمی آید، بلکه تنها کسانی به آن دست می یابند که خود تعهد و خلاقیتی از سنخ او داشته باشند. به بیان دیگر همچنان که  در فرازی از زیارت عاشورا بیان شده است، برای فهم حقیقت حسین(ع) باید صادقانه با او همراه شد.
فهم حقیقت حسین(ع) تنها برای کسانی به دست می‌آید که خود تعهد و خلاقیتی از سنخ او داشته باشند
نکته دیگر این که امام حسین (ع) با بینش و اراده خود این لحظه بزرگ و افق نوین را آفرید ؛ بینش و اراده ای که کل شخصیت و زندگانی او آن را بازنمایی می کند. عاشورا آخرین برگ سفرنامه حسین(ع) است و فهم آن در پرتو درکی کامل از زندگی و شخصیت او امکان پذیر است. عبدالله علایلی یکی از دانشمندان معاصر اهل سنت لبنان، در کتابی که دکتر محمد مهدی جعفری آن را با عنوان ” برترین هدف در برترین نهاد” ترجمه کرده، کوشش کرده است با نگاهی جامع به شخصیت امام حسین(ع) به تحلیل حرکت وی بپردازد.
کسانی می توانند حسین(ع) را بشناسند، که مرام او را یافته و با او همراه شده باشند؛ در واقع حسینی که بسیاری از ما می شناسیم و امروز به نمایش می گذاریم با حقیقت حسین ابن علی(ع) قرن ها فاصله دارد. چه بسیار کسانی که حسین(ع) را معرفی کرده اند نمی توانستند انسانهای متعهد و خلاقی باشند که با آینده روبرو می‌شوند. به طور مثال گاندی به عنوان رهبر نهضت استقلال هند درکی از حسین دارد که دیگران فاقد آن هستند، زیرا او خود انسان خلاقی متفکر و متعلق به آینده است. بنابراین برای فهم حقیقت حسین (ع) علاوه بر مراجعه به داده های معتبر تاریخی، به همراه شدن با مرام و هدف حسین و تحقق آن در زندگی خودمان نیاز است.
حسینی که بسیاری از ما می شناسیم و امروز به نمایش می گذاریم با حقیقت حسین ابن علی(ع) قرن ها فاصله دارد
چهره ای که در بسیاری سوگواری ها از حسین (ع) به نمایش گذاشته می شود با چهره حقیقی حسین تفاوت بسیار دارد، زیرا کارگردانان و مجریان و گویندگان آن‌ها در افق تعهد و خلاقیت با حسین(ع) بسیار فاصله دارند. برخی از باشکوه ترین مراسم ها توسط کسانی برگزار می شود که چه بسا بویی از مرام حسین(ع) نبرده اند و بیشتر نقش بازی می کنند. حسین را از زبان و بیانی کسی می توان شناخت که نسبت به نجات جامعه از ستم و بیداد متعهد باشد و خود را با او هم افق کرده باشد. آنان که همچون علمای زمانه حسین (ع) در برابر ستم و مظالم حکومت مهر سکوت بر دهان زده و در بیداد آن شریک شده اند، هرگز نمی توانند معرف حسین باشند.
 بینش و نگرش امام حسین(ع) به سیاست چگونه بود؟ چه تفاوتی با بینش و نگرش حاکم و رسمی داشت؟
میرموسوی: بینش سیاسی حسین(ع) گونه ای سیاست رهایی است که بر نگرش توحیدی استواراست. در این نگرش، اصل عدم ولایت و نفی سلطه در روابط انسان ها با یکدیگر است. بر اساس آیات ۷۹ و ۸۰ از سوره آل عمران هیچ فردی (جز آنان که خداوند معین کرده است) نمی تواند ادعای رسالت و پیامبری از ناحیه خدا را داشته باشد و در پرتو آن، ادعای سلطه بر دیگران را مطرح کند. همچنین در آیه ۳۰ سوره توبه  یهودیان و نصرانیان از این جهت سرزنش می شوند، که روحانیان یهودی و نصرانی را به جای خداوند ارباب خود می دانستند. در آیه ۵۴ سوره زخرف در سرزنش سیاست فرعون او را به عنوان کسی معرفی می کند که حاکمیتش بر تحقیر و کوچک شمردن و استثمار مردمش استوار بود. آموزه‌های قرآنی و بینش توحیدی الهام بخش نگرش رهایی بخش به سیاست برای حسین بن علی(ع) است. سیاست رهایی مبتنی بر رابطه انسان‌های آزاد و تعامل و گفتگوی آزاد افراد با یکدیگر است. سیاست رهایی اقتدار را برخاسته از اراده یکایک انسان‌ها می داند با انباشت ثروت و قدرت در دست گروهی خاص از افراد مخالفت دارد. سخنان و گفتگوهای حسین در جریان سفر از مکه تا کربلا به خوبی بیان گر این نگرش است. حسین(ع) بر این اساس به رضایت عمومی در حکومت اهمیت می داد. حضرت علی (ع) در نامه به مالک اشتر عنوان می کند سیاستی که تو اتخاذ می کنی باید جامعترین آنها برای رضایت مردم باشد. بنابراین سیاست حسین(ع) سیاست رهایی است که بر مبنای کنش و تعامل متقابل انسانها و بر مبنای رضایت عمومی انسان‌ها استوار است.
سیاست حسین(ع) سیاست رهایی است  که بر مبنای کنش و تعامل متقابل انسانها و بر مبنای رضایت عمومی استوار است
در مقابل، سیاست اموی بر تبعیض و به سلطه کشیدن انسانها استوار است. سیاست اموی سیاستی ضد توحیدی و مشرکانه است. نکته مهمی در جلد دوم کتاب کافی در صفحه ۴۱۵ از امام صادق(ع) نقل شده است که می فرمایند “بنی امیه راه مردم را برای تعلیم ایمان باز گذاشته بودند ولی نمی گذاشتند در مورد شرک چیزی به مردم آموزش داده شود تا وقتی مردم به شرک دعوت شدند به آن آگاهی نداشته باشند”. این سیاستی مشرکانه و تبعیض آمیز است که برتری یک گروه را بر دیگران در بردارد. در تاریخ اسلام  امویان کسانی بودند که بینشی تقدیر گرایانه را ترویج دادند.  به نظر من یکی از طلایی ترین سخنان حضرت این است که «ان هذا امرکم لیس لاحد فیها حق الا من امرتم».
سیاست اموی نقطه مقابل و متضاد با سیاست رهایی است. این سیاست همراه با خودکامگی و مبتنی بر بردگی بود که توسط معاویه در طول بیست سال با سه راهبرد تحکیم و تثبیت شد: نخست کودن سازی توده در راستای حکومت بر آنها بود. معاویه از رشد آگاهی در جامعه جلوگیری می کرد و حکومت خود را بر جهل ایشان استوار می کرد. در گلستان سعدی داستان کسی را بازگو می کند که دختری بسیار زشت منظر داشت و او را به همسری نابینایی در آورد. حکیمی که نابینایان را شفا می داد به آن شهر آمد ولی آن فرد از ترس آن که اگر آن مرد شفا یابد دختر او را رها کند، از درمان وی خود داری کرد. راهبرد دوم آلوده کردن بزرگان از راه بخشش و توزیع پول و اموال بین ایشان و خریدن آنان بود. ابن عباس گاهی بر معاویه خرده می گرفت که چرا سهم ما را کم می پردازی؟! بسیاری از شخصیت های هم نسل سید الشهدا خریده شده و آلوده شده بودند و یارای مبارزه و مقابله نداشتند. سومین حرکت معاویه سرکوب آزادگان بود. حجر بن عدی و عمرو بن حمق به همین دلیل به شهادت رسیدند. با این سه راهبرد، به تعبیر دکتر سید جعفر شهیدی، پس از بیست سال فرهنگ سیاسی چنان دگرگون شد که به جای اینکه حکومت در پی رضایت مردم باشد، مردم در پی جلب رضایت حاکم بودند.
بر اساس سیاست‌های معاویه بسیاری از شخصیت‌های هم نسل سیدالشهدا خریده شده و یا آلوده شده بودند
امام حسین(ع) چه رویکردی نسبت به وضع موجود داشت؟
میرموسوی: سید الشهدا خواهان جلوگیری از بدعت ها و تغییر وضع موجود بود. او فردی محافظه کار نبود که در پی حفظ وضع موجود باشد، بلکه با دور شدن از ارزش های اصیل اسلامی مخالفت می کرد و خواهان برقراری نظام سیاسی مطلوبی بود که در اسلام و آموزه های اصیل قرآن مطرح شده است. امام حسین (ع) دگرگونی خواه بود. دگرگونی خواهی در ادبیات سیاسی  کنونی دو صورت دارد: اصلاح طلبانه و انقلابی است. در رویکرد اصلاح طلبانه تغییر وضع موجود نه از راه خشن بلکه از راه مسالمت آمیز دنبال می شود، ولی رویکرد انقلابی خواهان تغییر بنیادین ولو با استفاده از ابزارهای خشونت آمیز است. امام حسین(ع) در سخنانش فراوان بر نیت اصلاح طلبانه خود تاکید و تصریح  فرموده اند که خواهان جلوگیری از بدعت ها و تغییر شیوه حکمرانی به شکلی آرام و مسالمت جویانه و با پرهیز از خشونت هستند. از دیدگاه امام چنین کاری امکان پذیر بود، چون بر اساس پیمان صلح معاویه با امام حسن(ع) قرار بود بعد از معاویه امارت بر مسلمین بر اساس مشورت با آنها صورت بگیرد و ولایت عهدی بدعتی بود که معاویه گذاشت. حضرت می خواستند دگرگونی در چهارچوب قراردادهای موجود ایجاد شود بنابراین حضرت در پی جنگ و خونریزی نبودند. مفهوم اصلاح طلبی در سخنان حسین با آنچه امروز از این اصطلاح اراده می شود تفاوت دارد ولی وجه اشتراک آن همین نفی خشونت است.  امام حسین(ع) در پی بازگرداندن ارزش های اصیل اسلامی به حاکمیت بود و نسبت به دگرگونی ان ها معترض و در برابر آن ها مقاومت می کرد.
رویکرد امام حسین(ع) نسبت به وضع موجود رویکردی اصلاح طلبانه بود
به تفاوت مفهوم اصلاح طلبی در معنای امروزی آن با اصلاح طلبی در سخنان امام حسین اشاره کردید، در این جا این پرسش مطرح می شود که اصلاح طلبی حسین بن علی(ع) بر چه اصولی استوار بود؟ مراد از اخلاق مقاومت چیست و در برابر چه نوع اخلاقی قرار می گیرد؟
میرموسوی: در یک جمله کوتاه می توان گفت اصلاح طلبی امام حسین(ع) بر اخلاق مقاومت استوار بود. اخلاق مقاومت نوعی از اخلاق منش است که با اخلاق رفتار تفاوت دارد. در اخلاق رفتار تنها ظاهر رفتار مورد توجه قرار می گیرد، ولی اخلاق منش ناظر به درون و کل شخصیت انسان است . اخلاق مقاومت جنبه اجتماعی دارد و فردی نیست بلکه معطوف به رهایی انسان ها و آزادی آنان از سلطه است. اخلاق مقاومت در برابر اخلاق بردگی و سلطه پذیری قرار دارد. همان چیزی است که در سخن سید الشهدا با شعار هیهات من الذله بیان شده است. لا اعطی الدنیه من نفسی ابدا، المنیه و لا الدنیه؛ مرگ را بر زبونی ترجیح می دهد؛ این اخلاق اخلاق مقاومت است.  در دوران اخیر کسانی مثل مارتین لوترکینگ و نلسون ماندلا و گاندی نیز همگی به اخلاق مقاومت پایبند بوده اند و رمز پیروزی آنها همین پایبندی به اخلاق مقاومت بوده است.
اصلاح طلبی امام حسین(ع) بر اخلاق مقاومت استوار بود
اخلاق مقاومت چند اصل مهم دارد. نخست اصل تعهد به منافع عمومی و از خود گذشتگی  و گذشتن از منافع شخصی در راه منافع عمومی است. فردی که به این اخلاق پایبند است، آینده را در فراسوی خود می بیند و در صدد آفرینش افقی جدید است و به وضع موجود توجهی نمی کند. امام حسین(ع) از عالی ترین سطح از اخلاق مقاومت برخوردار بود، از این رو در راه هدف خویش از شهادت هراس نداشت نه این که در پی آن باشد. با این تحلیل بحث در مورد آگاهی و یا نا آگاهی دقیق امام از شهادت خود  بی اهمیت می شود. حسین (ع) به آفرینش افقی جدیدی می اندیشد و در زمانه عسرت که نخبگان مهر سکوت بر دهان زده اند و کسی یارای مقاومت و ایستادگی در برابر نظام ظلم ندارد، افقی تازه می‌گشاید. دومین اصل در در اخلاق مقاومت، سازش ناپذیری بر سر اصول است. حضرت علی می‌فرمایند “کسی نمی تواند امر خدا را بر پادارد جز این که اهل سازش و بهره کشی و پیروی از هوا و هوس نباشد”. بنابراین اصلاح طلب واقعی هرگز اهل سازش در برابر نظام نا عادلانه نیست. سوم اینکه اخلاق مقاومت پایبندی به اصول اخلاقی می طلبد. سید الشهدا دو بار از سوی کوفیان دعوت شد یکبار بعد از درگذشت امام حسن(ع) که به امام حسین(ع) نامه نوشتند و ناخشنودی خود را از حکومت معاویه بیان کردند و گفتند معاویه به زور به قدرت رسیده است و از عناصر فساد پشتیبانی می کند و پاکان را کشته است و در حال گسترش فساد است. امام در پاسخ به نامه آنها گفت” ما با معاویه پیمان بسته ایم و تا زمانی که معاویه زنده است نمی توانم عهدم را بشکنم”. این اخلاق مقاومت است شما نمی توانید از اصول اخلاقی فراتر بروید. در نهایت پایبندی به اصول عقلانی و برنامه ریزی و کوشش پرهیز از خشونت اصل دیگری در اخلاق مقاومت است. در برنامه سید الشهدا از آغاز سفر از مکه تا کربلا توجه به اصول عقلایی دیده می شود و در تمام مراحل در پی پرهیز از جنگ و خونریزی و خشونت بوده و به دنبال برپایی جنگ نبود. حضرت با حر بن یزید ریاحی وارد گفتگو شدند، نماینده فرستادند و با عمر سعد وارد گفتگو شدند و اگر امکان برگشتن از کربلا وجود داشت حضرت بر می گشت و روشی دیگر در پیش می گرفت. از حضرت نامه های تاریخی معتبری به جا مانده است که هر چند که شهادت برای ایشان سخت نبود ولی ایشان بی دلیل خود را به کام مرگ نمی‌فرستادند.
به عنوان پرسش آخر از حرکت حسین بن علی(ع) چگونه می توان الگویی برای رهایی بخشی در وضعیت کنونی جهان بهره گرفت؟
میرموسوی: در عمل متاسفانه بسیاری از ما چنین تصور می کنیم که ماجرای عاشورا فاجعه ای بود که در زمانی از تاریخ محقق شد و نمی توان از آن الگو گرفت و فقط می توان بر آن شیون و زاری کرد و برای برآورده شدن دعا ها و نیازها و بخشش گناهان به امام حسین (ع) متوسل شد؛ ولی بر اساس آن چه بیان شد این نوعی جفا در حق حسین بن علی (ع) است. حسین بن علی (ع)  در ماجرای عاشورا، افقی برای مقاومت و ایستادگی در برابر حکومت های جبار و ناشایسته آفرید که همواره می توان از آن الگو گرفت. حتی آزادی خواهان  غیر مسلمان مانند گاندی از آن الگو گرفته اند. بنابراین در پاسخی کوتاه می‌توان گفت امام حسین(ع) الگویی برای سیاست رهایی و اخلاق مقاومت برای هر جریان اصلاح طلب و آزادی خواه بوده و خواهد بود. البته در بهره بردن از این الگو توجه به تفاوت در شرایط و موقعیت تاریخی نیز لازم است.
فاضلی میبدی: «کسی که خود را شیعه می‌داند و طرفدار امام حسین(ع) است هیچ‌گاه به‌دنبال رانت‌خواری نیست و اختلاس نمی‌کند. کسی که طرفدار امام حسین(ع‌) است باید در عمل نشان بدهد و به شکلی رفتار کند که گرهی از جامعه مسلمین گشوده شود و به مردم کمک کند. متاسفانه کسانی که فساد‌های گسترده‌ای انجام می‌دهند و دستشان به رانت‌خواری و اختلاس و فسادهای دیگر آلوده است در مراسم‌ مذهبی شرکت می‌کنند و با نفاق و دروغ خود را طرفدار امام حسین(ع) نشان می‌دهند. دردا که برخی از این افراد بانی مراسم عزاداری امام حسین(ع) هستند و هزینه‌های هنگفتی نیز در این زمینه انجام می‌دهند. از سوی دیگر برخی قیام عاشورا را به یک ابزار سیاسی تبدیل کرده‌اند که به‌واسطه آن بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.»
آرمان ملی- احسان انصاری: عزاداری امام حسین(ع) امسال نیز با شکوه و عظمت زیادی برگزار شد و خیل مشتاقان اهل‌بیت(س) در این مراسم شرکت کردند. با این وجود استفاده سیاسی برخی از تریبون‌های عزاداری امام حسین(ع) و بریز و بپاش‌هایی که در برخی مراسم‌های عزاداری صورت می‌گرفت این دغدغه را برای افکار عمومی جامعه ایجاد کرده که رویکرد مراسم‌ مذهبی در کشور نیاز به آسیب‌شناسی دارد تا بیشتر به مفاهیم کلیدی قیام عاشورا نزدیک شود. به گمان بسیاری از تحلیلگران مذهبی و سیاسی جامعه ما بیش از آنکه به مفاهیم و مقاصد بنیادی و کلیدی قیام عاشورا اهمیت بدهد درگیر ظواهر و مناسک قیام عاشورا شده است. به همین دلیل نیز در برخی مراسم‌های مذهبی مسائلی سطحی و به دور از واقعیت مطرح می‌شود که با ماهیت قیام عاشورا همخوانی ندارد. به همین دلیل و برای آسیب‌شناسی مراسم مذهبی و به‌خصوص عزاداری ماه محرم «آرمان ملی» با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی یزدی استاد حوزه و دانشگاه گفت‌وگو کرده است.
برخی از تریبون‌های عزاداری ماه محرم استفاده سیاسی نموده و به مجلس حمله کردند. دیدگاه شما درباره استفاده سیاسی از عزاداری‌های مذهبی و به‌خصوص ماه محرم چیست؟
سخنرانی‌ها و مداحی‌هایی که با اهداف سیاسی در عزاداری‌های ماه محرم صورت می‌گیرد قبل از آنکه توهین به نهادهای تصمیم‌گیر نظام مانند مجلس باشد بی‌احترامی به عزاداری امام حسین(ع) است. کسی که مهمترین صحنه تاریخ بشریت یعنی واقعه کربلا را به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی خود قرار می‌دهد حرمت عزاداری محرم را زیر سوال برده است. فردی که تریبون مهمی در اختیارش قرار گرفته و متاسفانه دارای دانش کافی نیست و قدرت تحلیل شرایط امروز را ندارد، در عزاداری امام حسین(ع) جملاتی را به‌کار می‌برد که بیش از آنکه با هدف اصلاح امور باشد برای شهرت است؛ شهرتی که با توسل به همین حمله‌ها و هجمه‌ها محقق می‌شود. کسی که به‌عنوان سخنران عزاداری امام حسین(ع) انتخاب می‌شود باید دارای پشتوانه علمی و منطق باشد و به شکلی سخنرانی کند که مخاطب را به صورت عقلانی با ماهیت قیام عاشورا آشنا کند، این در حالی است که این فرد به‌جای اینکه مخاطب را به سمت عقلانیت دعوت کند به مجلس توهین می‌کند که به فرموده حضرت امام(ره) عصاره یک ملت است. بنده منکر نقد به مجلس نیستم و معتقدم در برخی زمینه‌ها نقد به مجلس شورای اسلامی وارد است. با این وجود جای مطرح‌کردن این نقد در مراسم عزاداری امام حسین(ع) و آن هم به این شکل هجومی و تند نیست. نقد برای یک جامعه ضروری است و با نقد سازنده و دلسوزانه است که وضعیت امور بهتر می‌شود. با این وجود آن چیزی که در برخی تریبون‌های مراسم‌ مذهبی صورت می‌گیرد دارای وجهه عقلانی و اخلاقی صحیحی نیست.
چرا برخی به چنین سخنانی میدان می‌دهند و فضای مراسم‌ مذهبی را به سمتی هدایت می‌کنند که در نهایت به وجهه رقیب سیاسی خود صدمه وارد کنند؟
ریشه چنین سخنانی هیجان و هیاهو است و چنین اهدافی با ماهیت قیام عاشورا همخوانی ندارد. امام حسین(ع) برای قیام خود دلیل و برهان قاطع و متقن داشت و دنبال هیاهو نبود. به همین دلیل نیز قیام عاشورا دارای منطق است و در طول تاریخ رنگ کهنگی نگرفته و در آینده نیز نخواهد گرفت. متاسفانه برخی از کسانی که خود را به‌عنوان خطیب معرفی می‌کنند به دلیل نداشتن دانش کافی سخنانی در منبرهای عزاداری یا مراسم‌ مذهبی عنوان می‌کنند که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد. رفتارهای غیرشرعی مانند قمه‌زنی، در کنار سخنرانی‌های افراد کم‌اطلاع دستاویزی برای جولان معاندان اسلام در شبکه‌های اجتماعی شده که به‌وسیله آن عقاید مذهبی را هدف قرار دهند. هدف اصلی امام حسین(ع) از قیام عاشورا درس آزادگی، حریت و عقلانیت بوده است. این در حالی است که در جامعه ما به‌رغم هزینه‌های زیادی که برای عزاداری امام حسین(ع) صورت می‌گیرد از بیان اهداف اصلی قیام امام حسین(ع) آن‌گونه که باید خبری نیست و برخی اهداف سیاسی و جناحی خود را در چنین مراسمی دنبال می‌کنند. جامعه ما هرساله به مناسک عزاداری محرم اضافه می‌کند اما از مقاصد آن غافل است. باید توجه داشت که شکل و شمایل عزاداری محرم نیست که اهمیت دارد، بلکه اهداف و ماهیت اصلی قیام عاشورا واجد اهمیتی عالی است. نمی‌توان جامعه‌ای را در نظر گرفت که اهداف اصلی قیام عاشورا در آن باشد و در عین حال دروغ، شکاف طبقاتی و اختلاس هم در آن دیده شود. جامعه ما از مفاهیم اصلی مذهبی فاصله گرفته و اهداف فردی و گروهی جایگزین آن شده است.
این فاصله به چه دلایلی ایجاد شده است؟
کسی که خود را شیعه می‌داند و طرفدار امام حسین(ع) است هیچ‌گاه به‌دنبال رانت‌خواری نیست و اختلاس نمی‌کند. کسی که طرفدار امام حسین(ع) است باید در عمل نشان بدهد و به شکلی رفتار کند که گرهی از جامعه مسلمین گشوده شود و به مردم کمک کند. متاسفانه کسانی که فساد‌های گسترده‌ای انجام می‌دهند و دستشان به رانت‌خواری و اختلاس و فسادهای دیگر آلوده است در مراسم‌ مذهبی شرکت می‌کنند و با نفاق و دروغ خود را طرفدار امام حسین(ع) نشان می‌دهند. دردا که برخی از این افراد بانی مراسم عزاداری امام حسین(ع) هم هستند و مبالغ هنگفتی نیز در این زمینه هزینه می‌کنند. از سوی دیگر برخی قیام عاشورا را به یک ابزار سیاسی تبدیل کرده‌اند که به‌واسطه آن بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. اغلب این افراد نیز از دانش و شناخت کافی از اسلام و تاریخ اسلام و اهداف قیام امام حسین(ع) برخوردار نیستند. این افراد در چنین مراسم‌ مذهبی‌ای با ایجاد هیاهو تلاش می‌کنند به اهداف خود دست پیدا کنند.
آیا این مساله که اغلب تریبون‌های مهم در اختیار یک جریان خاص فکری و سیاسی است، سبب دلزدگی مردم نمی‌شود؟
این سوالی است که مسئولان و کسانی که چنین تمهیداتی اندیشیده‌اند باید به آن پاسخ دهند. صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی از چند روز قبل از آغاز ماه محرم برنامه‌هایی را پخش می‌کند که بیش از آنکه اهداف و ماهیت قیام عاشورا برای مردم عنوان کند گاه جنبه‌های غیر مستند به خود می گیرد. بدون‌شک نباید اجازه داد برخی مسائل سطحی درباره حادثه کربلا در صدواسیما پخش شود که دستاویزی برای شبکه‌های معاند قرار بگیرد. سوال اینجاست که مردم در طول ماه محرم چند سخنرانی علمی و تحلیلی از واقعه عاشورا شنیده‌اند و صداوسیما به چه میزان نسبت به این مساله اهتمام داشته است؟ متاسفانه مسائلی درباره واقعه کربلا در صداوسیما پخش می‌شود که به قول مرحوم مطهری پایه و اساسی دقیق ندارد. بنده معتقدم اگر مرحوم مطهری، طالقانی و بهشتی امروز زنده بودند و این وضعیت را مشاهده می‌کردند بر سر این مسائل فریاد می‌کشیدند و اجازه نمی‌دادند این مسائل از رسانه ملی پخش شود. اگر در حادثه عاشورا جسم حضرت امام حسین(ع) توسط امویان و امثال عمر سعد و شمربن ذی الجوشن مظلوم واقع شد امروز فرهنگ تشیع و قیام امام حسین(ع) توسط برخی افراد ساده‌اندیش سطحی‌نگر مورد ظلم واقع می‌شود.
چرا فرهنگ عاشورا مورد ظلم واقع شده است؟ برای حفظ و اعتلای فرهنگ عاشورا چه باید کرد؟
امام حسین(ع) قبل از آنکه بر امویان و معاویه و یزید بتازد، با علمایی مواجه بود که نسبت به اتفاقات زمان خود بی‌تفاوت بودند. این علما برای رسیدن به منافع فردی خود دروغ‌ها و اکاذیبی را وارد اسلام کردند که به سود معاویه و یزید بود. به همین دلیل امام حسین(ع) قبل از آنکه به دنبال قیام باشد تلاش کرد این علما در مسیر دین انحراف ایجاد نکنند. در نتیجه دو مساله امام حسین(ع) را همواره رنج می‌داد؛ نخست عالمان بی‌عمل و دوم جهل مردم. بدون‌شک بی‌عملی عالمان و جهل مردم بود که جامعه را به فساد کشاند و این فساد در نهایت به واقعه کربلا تبدیل شد. اگر ما امروز از واقعه کربلا درس نگیریم هیچ کار نکرده‌ایم. امام حسین(ع) در واقعه کربلا در مقابل ظلم ایستاد تا تاریخ بشریت درس و عبرت بگیرد و دیگر یزیدی در تاریخ به وجود نیاید. هدف اصلی امام حسین(ع) از قیام عاشورا حریت، آزادگی وانسانیت بوده است. در نتیجه اگر فرد و یا افرادی تلاش کنند قیام عاشورا و عزاداری‌های حسینی را به سود منافع سیاسی خود تفسیر و تشریح کنند به نوعی به جایگاه و فرهنگ حسینی توهین کرده‌اند.
در برخی مراسم‌ مذهبی بریز و بپاش‌هایی صورت می‌گیرد که جای سوال زیادی برای مردم باقی می‌گذارد.
این رویکرد در برخی عزاداری‌های حسینی وجود دارد که برخلاف منطق و منش امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) خطاب به امویان می‌فرمایند که اینها با دست‌بردن به اموال بیت‌المال برای خود ثروت ایجاد کرده‌اند. اشرافیتی که در زمان امویان شکل گرفت تا قبل از آن در تاریخ اسلام وجود نداشت و در این مقطع زمانی شکل گرفت. این در حالی است که در زمان امام علی(ع) اشرافیت در جامعه وجود نداشت و امام علی(ع) اجازه نمی‌دادند در جامعه شکاف طبقاتی ایجاد شود. پیامبر اسلام هشدار داده بودند که برخی در ظاهر به اسلام ایمان آورده‌اند اما در باطن به شکل دیگری رفتار می‌کنند. به همین دلیل این افراد نباید در جامعه مسلمین صاحب جایگاه شوند. با این وجود در زمان امویان برخی از این افراد، مسئول انبار مسلمانان شدند و ثروت‌های زیادی از راه‌های غیرمشروع به دست آوردند. بسیاری از این افراد با این ثروت‌های نامشروع کاخ‌ها و باغ‌های زیادی ساختند. امروز هم شاهد این‌گونه اقدامات هستیم که برخی از طریق ثروت‌های نامشروع برای خود زندگی‌های آنچنانی ساخته‌اند و به شکلی زندگی می‌کنند که با قاطبه اصلی جامعه فاصله دارد. نامه‌های امام علی(ع) به فرمانداران و والیان حکومتی در نهج‌البلاغه وجود دارد که امیرالمومنین تذکرهای لازم را به فرمانداران خود می‌دهد و آنها را نسبت به استفاده نامشروع از قدرت و ثروت برحذر می‌دارد. بدون‌شک در تعالیم و مفاهیم امام حسین(ع) مسائلی وجود دارد که امروز قابلیت جهانی‌شدن دارد. با این وجود در جامعه ما برخی این مفاهیم کلیدی و بنیادی را کنار گذاشته‌اند و به دیدگاه‌های سطحی از قیام عاشورا بسنده کرده‌اند. قیام عاشورا سرشار از ابعاد اخلاقی و انسان‌ساز است که نباید در لابه‌لای رفتارهای سطحی کمرنگ شود. جریانی که امام حسین(ع) در تاریخ بشریت به راه انداخته علاوه‌بر اینکه دارای مناسکی است مقاصد مهمی را نیز دنبال می‌کند. به همین دلیل نباید اجازه داد مناسک عزاداری ماه محرم روی مقاصد این جریان عظیم و انسان‌ساز سرپوش بگذارد تا نسل جدید نتواند از این مفاهیم کلیدی استفاده کند. متاسفانه برخی به صورت سهوی و یا تعمدی مقاصد قیام عاشورا را رها کرده‌اند و به مناسک آن چسبیده‌اند که باید در این زمینه دقت شود.
دیدگاه شما درباره سخنرانی‌های نماز جمعه به‌عنوان نماد وحدت جامعه اسلامی چیست؟ آیا در خطبه‌های نماز جمعه در واقع مسائلی مطرح می‌شود که به وحدت جامعه کمک می‌کند؟
تریبون نماز جمعه در جامعه اسلامی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. با این وجود متاسفانه سال‌هاست که تریبون نماز جمعه در اختیار یک جریان فکری خاص قرار گرفته که گاه با برخی مواضع خود به وحدت ملی صدمه وارد کرده است. نماز جمعه متعلق به همه مسلمین است و به هیچ جریانی تعلق ندارد و اگر قرار است یک نفر از یک جریان فکری در نماز جمعه سخنرانی کند، طبیعتا باید اجازه داد کسی از جریان مقابل نیز سخنرانی کند. برخی از سخنران‌های نماز جمعه از دانش کافی برای بیان مسائل اسلامی و مشکلات روز برخوردار نیستند که این اتفاق در نوع خود یک چالش محسوب می‌شود. همه ما خطبه‌های فراموش‌نشدنی بسیاری به یاد داریم. خطبه‌هایی که توسط بزرگان خوانده می‌شد و به شکلی بود که همه مردم به مطالب مطرح‌شده گوش می‌دادند و با دقت دنبال می‌کردند و سخنان مطرح‌شده را تحلیل می‌کردند. شبکه‌های خبری بین‌المللی نیز این خطبه‌ها را به صورت گسترده مورد پوشش خبری می‌دادند و آنها را تحلیل می‌کردند. در شرایط کنونی گاه مسائلی در خطبه‌های نماز جمعه مطرح می‌شود که دستاویزی برای شبکه‌های معاند در جهت تخریب وجهه اسلام و جمهوری اسلامی است. در گذشته و زمانی که بزرگانی مانند مرحوم طالقانی و یا حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای و هاشمی در دانشگاه تهران خطیب نماز جمعه بودند تعداد کثیری از دانشجویان دانشگاه تهران در نماز جمعه شرکت می‌کردند، اما امروز تعداد اندکی از دانشجویان در نماز جمعه شرکت می‌کنند. این مساله نشان می‌دهد که خطبه‌های نماز جمعه از جایگاه وحدت‌بخش فاصله گرفته و دچار مسائل سیاسی و جناحی شده است.
دکتر فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: در تعارض میان سنت برساخته و سنت پیامبر که ایده اصلاحی امام حسین (ع) بود، انتخابی سخت به جامعه پیشنهاد شد؛ برخی بر این باور بودند که باید با امام حسین (ع) مماشات کرد و عده‌ای در مقابل معتقد بودند چون ایشان مغضوب خلیفه‌ای است که معیار وحدت مسلمانان شده، باید جان‌شان را گرفت.
نوآوران آنلاین- حجت‌الاسلام داوود فیرحی، طی سخنانی در ششمین شب از سلسله نشست‌های «عاشورا و امروز ما» که به همت انجمن اندیشه و قلم و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، درباره موضوع عاشورا و بحران سنت گفت: اول باید این پرسش را پاسخ داد که سنت چیست؟ اگر به تاریخ اسلام و مسلمانان نگاهی بیندازیم، متوجه می‌شویم دو واژه از اهمیت بالایی برخوردار است: کتاب و سنت. اینها هم معیار اعتقادات مسلمانان و هم حجت عمل آنهاست. آنچه در قرآن آمده است، سنت آن را تفسیر کرده و توضیح داده است. مثلا در قرآن آمده نماز بخوانید و سنت توضیح داده روزانه چند رکعت و چگونه نماز بخوانید. معیار سنت، حضرت رسول (ص) است.
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه کار سنت، توضیح قرآن است، تصریح کرد: نکته جالب توجه اینکه پیامبر(ص) هیچگاه اصرار نمی‌کرد که قبایل مسلمان شوند. در مجموع حدود ۱۳۲ قراردادی که ایشان امضا کرده، نه تنها اصراری بر مسلمان شدن قبایل ندارد، بلکه تاکید دارد استقلال آنها و سنت آنها حفظ شود. فیرحی با بیان اینکه سنت در حوزه حکمرانی از اهمیت بالایی برخوردار است، اظهار کرد: بنا بود اگر جامعه مسلمانان دولتی تشکیل دهد، بر سنت پیامبر باشد. این ویژگی اصلی و اهمیت سنت است. در تاریخ اسلامی‌، پاسداران یا مفسران این سنت، صحابه بودند.
وی افزود: دولت اسلامی به دلیل عملکرد صحابه دچار فساد شد، یعنی گروهی که باید معیار عمل دولت شناخته می‌شدند، خود تبدیل به مشکل شدند. این وضعیت در زمان حکومت معاویه به اوج خود رسید. او متوجه این شکاف عمیق بین سنت و وضع موجود شد و تصمیم گرفت برای حل این معضل، در سنت تحریف ایجاد کند و برای جامعه جدید تئوری ایجاد کند. فیرحی در ادامه تأکید کرد: اینجا ما شاهد دو گفتمان بزرگ هستیم؛ عده‌ای همچون امام حسین(ع) بر این باورند که حکومت اسلامی از جا کنده شده و در شیب انحطاط قرار گرفته است و باید اصلاح شود و به سنت پیامبر بازگردد و جریان دیگری، بر این باور است که برای حفظ وحدت باید به عمل صحابه بازگشت، نه سنت پیامبر.
این استاد دانشگاه افزود: به دنبال این وقایع و رویکردها دو گفتمان شکل می‌گیرد که یکی سنت پیامبر است و دومی سنت برساخته که دومی همانی است که صحابه با محوریت شام از پیامبر روایت می‌کند. وی با اشاره به ادبیات امام حسین (ع) درباره سنت گفت: از سوی ایشان تأکید شده است اگر ما به سنت پیامبر عمل نکنیم، مسلمان می‌مانیم اما هلاک می‌شویم. یعنی تنها اسم مسلمانی می‌ماند اما رسم آن نیست.
 
آیت الله ایازی: امام حسین سرمایه اجتماعی برای اسلام به وجود آورد./ امام حسین یک بعد عقلانی و یک بعد عاطفی دارد ، ما بیشتر بر روی بعد عاطفی تکیه می کنیم اما توجه کنیم یک پایه ی اصلی که در تمام ادعیه و زیارات آمده است که او راهنمای مومنین است و به عبارتی عقلانیت اسلام امام حسین است .
گزارش سخنرانی آیت الله سید محمدعلی ایازی از اعضای شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم و استاد حوزه و دانشگاه
جایگاه امام حسین را پیامبر (ص) به وجود آورد و تعبیراتی درباره ی حسین داشته است که نسبت به غیر نداشته «حسین منی و انا من حسین» یا تعبیری هست که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة» حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. بعضی تعبیرها با امام حسن مشترک است.از امیر مومنان نیز تعبیراتی درباره ی جایگاه امام حسین هست.
بعد از عاشورا ما ادبیاتی را نسبت به امام حسین از امامان بعد از از امام حسین مشاهده می کنیم . نقش امام حسین محوری و اساسی بود . بعد از رفتارهای بنی امیه علیه امیر مومنان با دستگاه دروغپردازی ها و تحریفاتی که نسبت به زندگی او داشتند و اینکه فشار و استبداد را سنگین کردند که نقل حدیث درباره ی امیر مومنان هزینه مند شود. علامه مجلسی می گوید : کسی سراغ حسن بصری آمد و از بصری پرسید که تو حدیث از پیامبر نقل می کنی مگر پیامبر را دیده ای ؟ بصری گفت عجیب است تا بحال کسی این سوال را از من نکرده است . من راوی را نمی گویم تا زندگی ام را خراب کنم .
امام حسین اسم فرزندانش را علی گذاشت . بعد از قصه ی کربلا مساله عوض شد ، محوریت روی امام حسین پیدا شد ، مظلومیت او ، موقعیت او و اینکه باید بر او تکیه شود و برنامه ریزی شد تا این سرمایه حفظ شود .
در زیارت وارث ، حسین وارث آدم ، نوح ، ابراهیم ، موسی و عیسی است . درباره ی ائمه ی دیگر چنین چیزی وجود ندارد ، نام حسین باید محوریت پیدا کند. امام سجاد در کوچه ای حیوانی را به هنگام ذبح می بیند سوال می کند آیا آبش دادید یا نه و بعد گریه می کند به یاد پدرش.
وضعیت دوران امام صادق و امام باقر کمی بهتر شده بود ، منصور دوانقی به راحتی نمی توانست با امام صادق برخورد کند ، روزی منصور افرادی را فرستاد آتش به سوی خانه امام صادق پرتاب کنند . معاویه بن عمار می گوید اهل خانه مشوش هستند وقتی وارد شدم امام صادق در حال گریه بود ، امام صادق گفت من این حادثه را دیدم به یاد حمله ی عصر عاشورا به خیمه ها افتادم .
این محوریت وقتی شروع شد ، در شام در جلسه ای که همه جمع شده بودند ، یزید گفت : چه طور می بینی؟ زینب (س) فرمود : ما رایت الا جمیلا ، چیزی غیر از زیبایی نمی بینم . از ماجرای کربلا مدتی نگذشته بود که مردم همه علیه یزید اعتراض کردند ، یزید می گفت کار من نبوده است ، این کار ابن زیاد بوده است . ما مشکلات را می بینیم ولی تاثیر و جایگاه حسین (ع) را نمی بینیم
امروز در جامعه شناسی ، تعبیر سرمایه اجتماعی وجود دارد ؛ امام حسین سرمایه اجتماعی برای اسلام به وجود آورد . تعبیرات ویژه ای درباره ی امام حسین (ع) به کار رفته است .
امام حسین یک بعد عقلانی و یک بعد عاطفی دارد ، ما بیشتر بر روی بعد عاطفی تکیه می کنیم اما توجه کنیم یک پایه ی اصلی که در تمام ادعیه و زیارات آمده است که او راهنمای مومنین است و به عبارتی عقلانیت اسلام امام حسین است .
ادعیه ای که در جهت زائر امام حسین است بسیار مهم است . معاویه بن عمار : وارد منزل امام صادق شادم ، امام بعد از نماز به زائران قبر امام حسین دعا می کرد . تلاشی ست برای حفظ این پایگاه . شاهد قیام هایی هستیم که تحت تاثیر نهضت حسینی بود ، قیام توابین و مختار و ...
اگر زمینه فرهنگی قیام ایجاد نشود ، قیام کنندگان همان کار حکومت قبل را انجام می دهند . قیام ها حرکت ها تاثیر گذاری بوده اند .حکومت بنی امیه نماز جمعه و مراسم های ظاهری خوب اجرا می کردند .
در زمان امیرالمومنین ، در مسجد کوفه مردی به امیرمومنان ناسزا می گوید کسی می ایستد جواب بدهد و کسی دیگر دست به شمشیر می برد ، پاسخ دادن با زور معنا ندارد . یا درباره ی خوارج ، کسی به امام علی گفت چرا با اینها برخورد نمی کنید ، امام علی گفت : تا اینها دست به شمشیر نبرده اند حتی حقوقشان از بیت المال را قطع نمی کنم . امام باقر ما حکومتی با تحمل حرف مخالف می خواهیم .
بعد از شهادت امام حسین ، قصه ی عاشورا یک قصه ی تنها شیعی نیست . تا اواخر قرن پنجم جز 2 مقتل ، بقیه ی مقاتل همه از اهل سنت هستند . مقتل ابومخنف و البدایه النهایه ابن کثیر و ... اکثرا اهل سنت هستند ، تعبیرات امام شافعی نیز تعبیرات بزرگی است .ما امام حسین را کوچک می کنیم و شیعی کنیم و می خواهیم هویت خاصی به او بدهیم .
اشعار مختلفی که مولوی و سعدی و حافظ و سنایی و اقبال لاهوری درباره ی امام حسین گفتند و از عالمان اهل سنت هستند
حداقل ده مستشرق درباره ی امام حسین کتاب نوشته اند و صحبت کردند . وقتی کسی مثل گاندی مبارزه با استعمار انگلیس را در یادگیری از حسین بن علی می داند . باید جایگاه حسینی پاسداری شود مانند نگهداری از یک گل .
در 150 سال اخیر کتاب هایی در حوزه ی آسیب شناسی عزاداری امام حسین به وجود آمده است . در دوران معاصر کتاب استاد مطهری ، تحریفات عاشورا ست . حرکت امام جنبه سیاسی ، اخلاقی ، عرفانی و اعتقادی و ... داشته است .
اولین حرکت امام حسین آگاهی بخشی ایشان بود . دوم مساله ی صف بندی ارزش های محمدی (ص) و علوی در برابر آن صف بندی های اموی . جهت سوم ، مساله ی ابعاد مختلف حرکت امام حسین ، بعد از انقلاب به ابعاد سیاسی امام حسین توجه شد ، امام حسین تنها اختصاص به ابعاد سیاسی ندارد ، ایشان جنبه های اخلاقی و عرفانی دارند . نکته ی چهارم حرکت امام حسین یک حرکت دو جنبی بود ، یک حرکت بیرونی و یک حرکت داخلی بود ، تحول از درون مسلمین . نکته پنجم در مقاتل دو جا نقل شده است یکی در آغاز حرکت ، انا ما خرجت لطلب اصلاح امت جدی ، یک جای دیگر هم این تعبیر را نقل کرده اند ، این حرکت و تعبیر به اصلاح بسیار مهم است . حرکت اجتماعی با بی تفاوتی صورت نخواهد گرفت .
امام حسین حرکت خودش را امر به معروف و نهی از منکر معرفی کرده است ، ابتدا گفتن و راهنمایی کردن است ، ما نباید این مساله را کوچک کنیم ، در اصل یک اصلاح اجتماعی ، سیاسی ، اخلاقی و اصلاح در تفکر است .
کتاب محمد اسفندیاری درباره ی هدف شناسی نهضت حسینی ، تحولاتی که در اندیشه درباره ی امام حسین ایجاد شده است .
به جز گروهی از مداحانی که سوادی ندارند یا راهنمایی نشده اند در محافل عمده ی ما چنین فضایی به وجود آمده که یک بعد جنبه ی عاطفی و یک بعد دیگر توجه به آرمان امام حسین باید توجه شود .
استاد کاملان: دو جریان درباره قیام امام حسین نظریه پردازی کرده اند که به افراط و تفریط رفته اند برخی قیام امام را فقط برای تشکیل حکومت دانسته اند و در مقابل برخی اقدام امام را فقط برای شهادت تفسیر می کنند.
گزارش سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد محمدصادق کاملان استاد حوزه و دانشگاه مفید و از اعضای شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم شب شام غریبان در سالن اجتماعات مجمع
بحثی را که امشب قصد ارائه آن را دارم، مساله ی تلازم میان ایمان و عمل صالح و ارتباط آن با مساله ی عاشورا است. ایده ی مرجئه که کمتر عمل گرا بودند و خوارج که عمل را تمام ملاک رستگاری می دانستند، امروز هم جریان دارد امروز هم این ایده حاکم است مانند شیعیان زیدیه ولی شیعه امامیه نباید اینطور باشد .
من ابتدا آیاتی از قرآن را که عام است بیان می کنم که دلالت بر معیارهای رستگاری دارد و نشان دهنده این مطلب است که مناسک در رستگاری خیلی دخیل نیست .آیه اول (سوره بقره 62)«ان الذین امنوا و الذین هادوا و النصاری و الصائبین ...، منظور فقط مسلمان ها نیستند بلکه همه ی کسانی که به خدا و روز جزا ایمان دارند و اعمال صالح انجام بدهد، همه ی رستگاری را به دست خواهد آورد
در آیه ۴۸ سوره ی مائده (معیار همه ی سوره ها سوره ی مائده است.) امنیت از عذاب ، امنیت از دَرَکات ، امنیت از جهنم برای کسانی است که ایمان و عمل صالح انجام می دهند ، (فلاخوف علیهم و ...)  از دیگر آیات در سوره نحل جزای کامل برای کسانی است که ایمان و عمل صالح داشته باشند و فرقی میان مسیحی و یهودی و مسلمان ندارد.
در مناسک و احکام تفاوت بین اسلام و دیگر ادیان زیاد است ، (نزدیکترین دین به اسلام ، یهود است) ، مسیحیت که مناسک ندارد. در مناسک تفاوت بین اسلام و مسیحیت از زمین تا آسمان است .ولی این آیات استثنا نکرده است و همه را بشارت به بهشت داده است. البته من منکر این مطلب نیستم که برخی از اعمال باعث محو گناهان می شود ولی ملاک ایمان و عمل صالح است همانگونه که در سوره عصر آمده است: «والعصر ان الانسان لفی خسر ، الا الذین امنوا و عملوا الصالحات » ایمان و عمل ، به صراحت در قرآن آمده است
با این حال در اسلام گروه مرجعه درست می شود ، از طرف دیگر عمل زده های انقلابی تند تیز ، اگر حضرت امیر با معاویه مجبور به مسامحه می شود ، به کفر متهم می شود .
وقتی مذاکرات با آمریکا شروع شد، تعبیرهایی که این ها در رد مذاکره می گفتند ، عجیب است پیامبر اسلام با کفار قریش مذاکره می کند .وقتی حضرت علی می نویسد محمد رسول الله ، کفار می گویند ما قبول نداریم ، پیامبر می فرماید پاک کن ، ما داریم مذاکره می کنیم ، مذاکره دو طرف دارد ، منافع دو طرف باید مورد نظر قرار بگیرد . این درحالی است که برخی های مذاکره با یهود و مسیحیت را نمی پذیرند .مذاکرات امام حسین با عمربن سعد ، عجیب نیست ؟! مذاکرات امام حسین با حربن یزید ریاحی ، می گوید مستقیم باید برویم پیش ابن زیاد ، با مذاکره و با ملاطفت ، امام آنچنان حر را جذب خود می کند که روز عاشورا به سوی امام می آید .همش که نمی شود جنگ کرد، کمی ملاطفت ، روزنامه سر و صدا و الم شنگه ، اینقدر جلو رفتند که وزیر خارجه ، جاسوس است .
زبان امام با عمر بن سعد ببینید ، زبان امام با لشکریان عمر بن سعد چگونه است . نسبت مرا بیان کنید ، آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم ؟ آیا نشنیدید ، حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند؟ پدرش علی بن ابیطالب را معرفی می کند او که 5 سال در کوفه حکومت کرده است . علی (ع) در کوفه عدالت علوی را پیاده کرد . علی وقتی می بیند صدای قاضی با متهم بلند است می گوید چرا داد می زنی ، علی در کوفه که مرکز حکومت خودش هست عدالت را برقرار می کند و عجیب اینکه لشکر روبروی حسین اکثرا کوفی هستند . چه شد ؟ وقتی امام با اسم آنها را خطاب می کند و می گوید مگر شما به من نامه ننوشتید ؟ شما برتر از حسین هستید یا طرف مقابل شما بدتر از عمربن سعد و ابن زیاد ، یعنی چی هر وقت اسم مذاکره مطرح می شود ، روزنامه ها کذایی می نویسند و برخی در سخنرانی هاشون ... و امام گفت شما مرا دعوت کردید ، به این دلایل به کوفه آمدم نمی خواهید باز می گردم.
دو جریان درباره قیام امام حسین نظریه پردازی کرده اند که به افراط و تفریط رفته اند برخی قیام امام را فقط برای تشکیل حکومت دانسته اند و در مقابل برخی اقدام امام را فقط برای شهادت تفسیر می کنند. آقایی را دیدم در مشهد ، موقع خداحافظی گفتم التماس دعا ، او گفت التماس عمل ، این جو الان هم هست ، از جریان نهضت حسین عده ای فقط گریه و کشته شدن حسین را تنها برای شفاعت شیعیان ، کافی می دانند و می گویند گناهان کبیره یا صغیره پاک می شود و برخی فقط بر عمل تکیه می کنند. در حالی که این دو نظر به افراط رفته است. البته مردم گرایششان به نظر اول است چون مردم دارند زندگی شان را می کنند ، اما گناه انجام می دهد و می گویند ما حسین را داریم.
متن سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضلی میبدی شب تاسوعا در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره روش و منش رهبانی و سکوت عالمان در زمان امام حسین
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین ثم صلاه و سلام علی خیر خلقه و امین وحیه محمد
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
صحبتی که امشب من در نظر دارم مطرح کنم درباره ی اینکه چرا امام حسین (ع) این سرمایه ی بزرگی که نه تنها متعلق به شیعه نیست ، نه تنها متعلق به اسلام بلکه متعلق به همه ی بشریت هست ، چرا این سرمایه جهانی و جاودانی نشد . اگر خواسته باشیم بلا تشبیه مقایسه کنیم . گاندی رهبر هند ، آن طوری که الان در ادبیات اخلاقی و سیاسی جهان مطرح هست امام حسین (ع) نیست که واقعیتی که من خدمت شما عرض می کنم . چون تا اندازه ای با کتاب سر و کار دارم و به نظر من اگر شما ، زندگی این دو انسان بزرگ را بخوانید تعالیم و مسایل و مراتبی که در زندگی امام حسین هست به مراتب متعالی تر و بالاتر و والاتر است به گونه ای که خود گاندی هم در یکی از جاها تصریح دارد که من متاثر از امام حسین هستم ولی چرا دنیای امروز دانشگاه های امروز اهل فکر و فرهنگ ، گاندی برایشان بیشتر شناخته شده تر است.حالا من چرا این سوال را برای خودم مطرح کردم ، امروز یک کتابی می خواندم که همه ی شما با آن آشنا هستید به نام لولو و مرجان مرحوم نوری ، این کتاب خواندنی است ، خوشبختانه ، تحقیق شده، تصحیح شده ، البته برای صد سال پیشتر هست اما کتاب الان هم خواندنی است .
سه چهارتا کتاب در صد سال اخیر نوشته شد ولی علما ، روضه خوان ها ، وعاظ و در نتیجه سایر مردم به این کتاب ها خیلی توجه نکردند . یکی کتاب مرحوم نوری بود به نام لولو و مرجان که این کتاب واعظان را نقد می کند ، در نقد و نقض روضه خوان ها و واعظان است . کتاب خواندنی است ، محدث نوری همان کسی که ، مستدرک الوسایل را نوشته است . اهل طبرستان و مازندران است ، یکی هم کتاب مرحوم علامه سید محسن امین به نام التنزیه فی اعمال شبیه است، این کتاب عزاداران را نقد می کند . خوب دقت کنید فرقش با کتاب اول این است ، کتاب اول واعظان را به نقد می کشد ولی کتاب دوم عزاداران را به نقد می کشد ، چرا اینگونه عزاداری می شود؟ چرا آن گونه عزاداری نمی شود .به تعبیر دیگر ، مرحوم محدث نوری ، واعظان را زیر سوال می برد ؛ مرحوم آ سید محسن امین مردم و عوام را زیر سوال می برد . که من فکر می کنم این بزرگواران اگر الان بودند ، فکر و ذهن و قلب و قلمشان بیشتر ، جریحه دار می شد . برای اینکه آن هدف و مسایلی که آنها در آن کتاب دنبال می کردند به نظر من نه در زبان و ادبیات وعاظ محقق شد و نه در میان توده های مردم ، هیچ کدام از این ها به نظر بنده معرف شخصیت امام حسین نیست . دو کتاب دیگر را می خواستم بگویم بد نیست یکی کتاب محو المهوم مرحوم آسید اسدالله خرقانی قزوینی محو الموهوم این کتاب 80 الی 90 سال قبل نوشته شده است و خود آقای خرقانی در سال 1315 مرحوم شد . یک عالم روشنفکری بوده که با خرافاتی که در اسلام وارد شده مبارزه می کرده و گفته این دین و شریعت و تشیعی که در میان مردم هست . دین و شریعت و فقه و آن چیز واقعی نیست که پیامبر خدا به بشریت عرضه کرده لذا کتاب محو الموهوم نوشت یعنی محو کردن خرافات که مرحوم آیت الله طالقانی ، ایشان این کتاب را خوانده بود و زنده کرد و برایش مقدمه نوشت چاپ شد ، یک دور هم بیشتر چاپ نشد . یکی ام کتاب مرحوم نایینی بود به نام تنبیه الامه و تنزیه المله ، که مرحوم آیت الله نایینی آنجا بیشتر در پی این است به کسانی که مخالف مشروطیت هستند پاسخشان را بدهد جوابشان را بدهد و اسلام را با مشروطیت سازگار کند و لبه ی نقد و انتقاد و حمله ی ایشان در آن کتاب به استکبار و استبداد دینی است که در سیاست شکل می گیرد . متاسفانه این سه چهارتا کتاب در میان ما شکلی نگرفت ، مطرح نشد  و علمای ما هم به استقبالش نرفتند و مرحوم آیت الله طالقانی بود که این دو کتاب را زنده کرد هم محو الموهوم را بر آن مقدمه زد هم کتاب مرحوم نایینی را بر آن مقدمه زد چون دغدغه ی آیت الله طالقانی این بود که دو چیز است که جامعه ی ما را آزار می دهد . آسیب به آن رسانده ، یکی استبداد است اگر به شکل دینی اش باشد یکی هم خرافات است که در میان همه ی مردم مطرح است ، در آن کتاب جمله ی زیبایی دارد مرحوم آیت الله طالقانی که ظاهرا از مرحوم کواکبی هم گرفته می گوید این استبداد دینی هست که استبداد سیاسی هم درست می کند گه از جریان استبداد دینی که در کلیساها حاکم بوده است الهام گرفته حالا نمی خواهم وارد این بحث ها بشوم .
برگردم به آن سوالی که مطرح کردم برای اینکه ما امام حسین را بهتر بشناسیم اگر بخواهیم او را معرفی کنیم بر اساس یک واقعیتی باشد . این را مقدمتا خدمتتان عرض کنم که ما هر رویداد تاریخی هرمساله ی تاریخی هرچه بخواهد باشد چه دینی و چه غیر دینی ، اگر خواسته باشیم بخوانیم و مطالعه کنیم . بفهمیم و یادبگیریم سه تا مساله ما قبل از هر مطالعه تاریخی در نظر ما مطرح باشد . سه تا مساله داریم یک اینکه این واقعیت تاریخی چگونه اتفاق افتاده است . فرض مساله ای که ما در آن هستیم . واقعیت جریان کربلا چگونه بوده است ؟ در جبهه ی دشمن در جبهه ی این طرف که به اصطلاح جبهه ی امام حسین است . قبلش و بعدش بالاخره انسان باید آن واقعیت را درست درک کند و بفهمد . و ما اگر یک واقعیت تاریخی را درست ندانیم . خواندن آن تاریخ می شود اسطوره و داستان ، این مساله ی اول است . که خیلی از علمای ما هم سعی کردند در این مساله دقیق وارد بشوند .
شما اگر قرآن هم می خوانید داستان های انبیا یا دشمنان انبیا را مطالعه می کنید باید دقیقا بفهمید که قرآن درباره ی عینیت زندگی آنها چه می گوید . از موسی گرفته به آن طرف ، فرعون گرفته فرقی نمی کند . این مساله اولیه ، مساله ی دومی که ما در هر رویداد تاریخی ، باید بفهمیم این هست ، چرا این واقعه اتفاق افتاد ؟ چرا اتفاق افتاد ؟ فرض جریان کربلا که جریان کوچکی نیست ، همین این طرف مسلمان است همان آن طرف مسلمان است . کسانی که آمدند در مقابل پسر علی بن ابیطالب نوه ی پیامبر خدا ایستاده اند و می خواهند شمشیر بکشند ، آنها هم مسلمان هستند ؛ خیلی هایشان حالا به تعبیری شیعه هستند ، شما می دانید که شمر بن ذی الجوشن علاوه بر اینکه یک رابطه ی فامیلی هم با بنی هاشم داشت در تاریخ دارد که 14 بار پیاده به مکه رفته بود و در تاریخ دارد که در کنار امام علی (ع) در جنگ صفین علیه معاویه شمشیر می زد و در تاریخ دارد که در آن جبهه ، مصدوم و مجروح شد ، یک آدمی که طرفدار علی بوده است یک آدمی که چندین بار پیاده مکه رفته است ، الان چطور شده است که آمده کربلا و در مقابل امام حسین می ایستد ؟ بنابر این این سوال دوم باید هر کسی پاسخش را بلد باشد اگر بخواهد آن واقعه ی تاریخی را درست درک بکند . چه چیز باعث شد چه عاملی باعث شد که این جریان کربلا به این تلخی اتفاق بیافتد ، دو سال قبلش ، یک سال قبلش ، چند سال قبلش ، زمینه اش پس از مرگ پیامبر بود ؟ کی این زمینه و چرا این زمینه و چگونه این زمینه شکل گرفت ؟ که مولود تلخ این درخت کربلا بود ، این سوال دومی است که باید پاسخش معلوم شود .
از همه چیز مهم تر آن سوال سوم است که هر کسی باید برای خودش مطرح کند . خب حالا که ما فهمیدیم واقعیت کربلا تقریبا چگونه بوده است و حالا که اجتهاد کردیم در تاریخ که علت این واقعه چه بوده است ؟ و زمینه ی این واقعه از کجا شکل گرفته است و چرا شکل گرفته است ، سوال سوم مطرح می شود که الان این جریان تاریخی گفتن و بازگفتنش برای زندگی امروز من چه تاثیری دارد؟ که به نظر بنده این سوال سوم مهم تر است . منی که الان بنشینم اینجا ، داستان امام حسین می خوانم جریان کربلا نقل می کنم ، زمینه هایش را هم می گویم . آیا می خواهم نقل یک جریان تاریخی بکنم ، قصه می خواهم بگویم ؟ این است واقعا ؟ یا نه این داستان و نقل این داستان برای این است که در زندگی امروز من چه تاثیری خواهد داشت ؟ شهادت کربلا ، جریانی که باعث شد این به وجود بیاید ما برای چی این ها را می خوانیم و بازگو می کنیم . اینجاست که خیلی دیدگاه ها فرق می کند نظرها فرق می کند یک دیدگاهی که من امروز اینجا نوشتم برایتان می خوانم بد نیست . صلواتی ختم کنید . یک کتابی هست اینجا نوشته ، هدف امام حسین برای زندگی امروز ما ، امام حسین مستجاب الدعوه هست ، پس اگر حضرت می خواست که نفرین کند که دشمنان او مانند قوم عاد و ثمود هلاک شوند پیش از آنکه بر او دست یابند نفرین می کرد می توانست آقا نفرین کند همه شان از بین بروند ولی نکرد و خداوند علم همه را هلاک می کرد چون می خواست کشته شود از برای اینکه مومنین اولین و آخرین بر او جزع کنند و گریه و زاری نمایند و تمنای این کنند که کاش با او بودند و به فوز عظیم شهادت فایز بودند تا با این واسطه گناهشان آمرزیده شود و گریه و اندوه ایشان کفار گناهشان باشد و این گریه و اندوه بدون شهادت چنین بزرگواری به صورت وقوع نمی یافت . پس در واقع شهادت آن بزرگوار کفاره ی جمیع گناهکاران است کتاب اسرار الشهاده آل الله میرزا محمد باقر شریفی طباطبایی ، خب این یک نگاه به جریان امام حسین است که من خودم پریروز در ماشین می رفتم به رادیو گوش می کردم ، رادیوی قم بود یک آقای داشت سخنرانی می کرد ، اسم واعظش را نمی برم ، اسم برد . بحثش همین بود که هر کسی که بر امام حسین گریه کند کفاره ی تمام گناهان او ریخته می شود ، این خواص اولش بود که می گفت این سه تا خواص دارد که یکی اش این است . دوم اینکه در روز قیامت مشمول شفاعت امام حسین قرار می گیرد و سوم اینکه جز خلصین قرار می گیرد . خداوند او را جز خلصین قرار می دهد ، حالا واژه ی خلص هم از روی آن می باشد . در رادیوی قم پخش می شد که پخش هم سراسری است و همه ی دنیا می بیند و می فهمد ، ببنید اگر ما خواسته باشیم امام حسین را با این نگاه برویم به سراغش ، با این نگاه که اگر این نگاه به نظر بنده مجموعه ی ادبیاتی که امروز در این باره گفته می شود از رادیو ، صدا و سیما خیلی از جلسات خیلی از جلسات ، همین می شود در آن که خود گریه کردن هدف است . خودش اصل است و گریه هم خواصش این است که بالاخره گناهان ما آمرزیده می شود .  
من به عنوان کسی که اندک مطالعه ای دارم بر این باور هستم که هیچ وقت هدف امام حسین این نبود ، هیچ وقت این نبود . نکته ای که می خواهم خدمتتان عرض کنم که اگر ما خواسته باشیم واقعیت عاشورا ، واقعیت کربلا ، جریان امام حسین را بشناسیم . اولین کاری که باید بکنیم این است که از آن اسرار و اسطوره و شفاعت و غیب و آسمان ها و فرشتگان و این حرف هایی که می گویم ، مسئولش خودم هستم . از آنجا بکشیم پایین ، دقیقا امام حسین را یک امام حی ، قائم ، عادل ، قائم در روی زمین نگاهش کنیم . در روی زمین نگاهش کنیم همین که غیبی تر کنیم اسراری تر کنیم ، دستمان به واقعیت نمی رسد ، دارم فکر می کنیم یکی از چیزها یا یکی از جاها که باعث شده است ما نتوانیم امام حسین را جهانی کنیم این است که یک امامی که بر روی زمین حرکت کرده برای بشر روی این زمین به فیض شهادت نایل گشته است ، بردیم به آسمان ها از بس اسرار و اسطوره بر سر او ریختیم که الان هیچ با زندگی ما ارتباطی ندارد فقط بنشینیم گریه کنیم که در روز شفاعت ، مشمول شفاعتش قرار بگیریم . امام حسینی که ما باید در تاریخ بشناسیم برای زندگی امروز این امام حسین نیست .
اجازه می خواهم برای اینکه طولش ندهم به دو نکته اشاره کنم زمینه ی پیش از عاشورا ، یک نکته ی تاریخی این است که بعضی ها می گویند امام حسن در تاکتیک و استراتژی با امام حسین فرق داشت ، به نظر من این نبوده است ، برای اینکه امام حسن 9 سال و نیم با معاویه زندگی کرد و با او نجنگید البته بعد از صلح ، امام حسن که شهید شد امام حسین هم 9 سال و خرده ای با معاویه نجنگید . یعنی شرایط هر دو یکسان بود نه این امام با معاویه جنگید نه آن امام با معاویه جنگید . چون جنگ با معاویه مفهومی نداشت ، قابلیتی هم نبود برای مردم هم قابل هضم نبود . هر دوشان در برابر معاویه ساکت بودند سوال این است اگر امام حسن زنده بود و یزید خلیفه می شد آیا همانطوری که امام حسن با معاویه صلح کرد با یزید هم صلح می کرد ، این پاسخش به نظر من منفی است . چون امام حسن در زمان یزید نبوده است که ببینیم چه کار می کرده است که چه فرقی می کند . حالا جریان چیست ؟ امام حسین (ع) دو سه سال قبل از جریان عاشورا ، خوب توجه کنید یکبار دیگر هم اینجا گفتم ولی به این تفضیلی نگفتم . اشاره کردم به این ، اواخر حکومت معاویه هست سال 58 است فکر می کنم ، می خواهد روشن بکند برای تاریخ که آقا ، اینکه معاویه یک آدمی است که از سیره و سنت پیامبر و به زعم خیلی از اهل سنت از سیره و سنت شیخین هم فاصله گرفته است و اسلام را در چرخه ی سلطنت انداخته است و آن اشرافیت شامی بر کشورهای اسلامی می خواهد حاکم کند ، این چی باعث شد و چه کسی باعث شد ؟ امام حسین می خواهد اینجا ریشه واقعیت را قبل از جریان کربلا نشان دهد . قبل از جریان کربلا دنبال فرصت می گردد که آدم ها را یک جایی پیدا کند . مخاطب داشته باشد که با آنها حرف بزند و دقیقا بگوید چه کسی ، چه گروهی و چه طایفه ای ، باعث شدند که اینطور خلافت پیامبر ؛ راه و رسم قرآن و سنت اسلام از مسیر خودش منحرف شود .
امام حسین قبل از آن که معاویه را محکوم کند . قبل از آنکه خلیفه ی قبل از معاویه را محکوم کند . دنبال فرصت می گردد که آن ریشه را محکوم کند . چه کسی را محکوم می کند به نظر شما ، کجا می رود حرف می زند با چه کسی حرف می زند ، یک تاریخ خیلی جالب است ، در سال 58 ؛ در سفر حج در مسجد خیف در منا ، تمام بزرگان ، شرکت کردند ، آمدند حج ، بنابر قولی 200 صحابی پیامبر کسانی که پیامبر خدا را دیده بودند به تعبیر دیگر غالب کسانی که الان مخاطب امام حسین قرار گرفتند ، در مسجد خیف در منا ، علمای اسلام هستند . روات ، صحابه ، تابعین کسانی که به اصطلاح قرآن می شناسند ، حدیث می شناسند ، حرف پیغمبر را شنیده اند . امام حسین آنها را مخاطب قرار می دهد . آنجا می خواهد بگوید بله شما علما اولین طایفه ای هستید که در این جریانی که پیش آمده که ممکن است جلوتر برود بدتر بشود ، شما چون سکوت کردید کار اسلام به اینجا رسید و جالب اینکه حضرت علیه السلام از قرآن با علما حرف می زند . نه از خودش در تهافات العقول مفصل آمده است اصل این سخنرانی امام حسین ، شما قرآن که خواندید و همه قرآن را قبول دارید ، داستان احبار و رهبان ، عالمان یهود و مسیحیت ، داستانش را در قرآن خوانده اید و همه ی شما خواندید چرا خدا در قرآن اینقدر تند با علمای یهود و مسیحیت حرف زده است . آیه قرآن ، بد کاری کردند بد فعلی انجام دادند و بئس چرا برای اینکه این علمای احبار و رهبان ، آخوندهای مسیحیت و یهودیت در برابر دو چیز سکوت اختیار کردند ، چرا بی تفاوت نشستند چرا سخن نگفتند ، چرا فریاد نکشیدند چرا داد نزدند ، از چی از دو چیز بسیار زشت ، یکی گفتار گناه آلود ، سخنان بی جا و بی مسئولیت ، چنان که بخشی از فرهنگ جامعه ، زبان جامعه است ، اگر گفتار جامعه بهداشتی نباشد ، اگر گفتار مردم بر اساس منطق نباشد ، اگر گفتار مردم بر اساس خشم و کینه و نفرت و تهمت و فحش باشد ، این گفتار گناه آلود است ، چرا شما ادبیات مردم که عوض شد ، گفتار مردم گناه آلود شد ، سخنان زشتی که از دهان برخی بیرون آمد حالا یا تحریف کتاب یا هرچیز دیگر ، چرا آنها ساکت نشستند و هیچی نگفتند . و اینکه مردم یا بزرگانشان عادت کردند به لقمه های شبهه ناک و حرام ، چرا بی تفاوت نشستید ، وقتی ثروت جامعه بر اساس تجاوز به حقوق مردم در دست عده ای قرار گرفته است چرا آنها ساکت نشستند ، اینجا مخاطب امام حسین علما هستند که خطبه داستانی دارد که خیلی مفصل است . نمی خواهم واردش بشوم ولی شروعش از این بیان قرآن است ، برای اینکه پیامبر خدا فرمود : دو صنف از جامعه اگر فاسد شوند همه ی مردم فاسد می شوند ، یک علما و دیگری مجریان و به اصطلاح امرا  ، کارگزاران و علمایی که در کنارشان هستند اگر این ها از مسیر خود خارج بشوند همه ی مردم به فساد می گرایند.
پیامبر اسلام فرمود : حاکمان شما مانند عمل شما هستند . این عمل شما هست که حاکمان را می سازد .  حالا ممکن است که رابطه ی متقابل و به قول امروزی ها رابطه ی دیالکتیک داشته باشد ، آن روی این تاثیر بگذارد و این هم روی آن تاثیر بگذارد ولی به قول ویکتور هوگو در کتاب بی نوایان جمله ی قشنگی دارد میگوید شما اگر یک دیکتاتوری را از دری بیرون کردید ،  ولی حالات مردم عوض نشد آن دیکتاتور از در دیگر باز می گردد .چون هیچ وقت سخن بر سر جا به جایی افراد نیست . سخن بر سر تغییر احوالات است . هیچ وقت با تغییر آدم ها هیچ مشکلی حل نمی شود ، این برود آن بیاید ، کرواتی برود ، بی کراوات بیاید ، عمامه ای برود بی عمامه بیاید ، ابدا ، آن چیزی که مهم است این است که مردم حالتشان عوض بشود ، اعمال مردم عمال مردم می سازد ، همانطوری که هستید بر شما حکومت می کنند ، این است که ، آن چیزی یا آن کسی یا آن صنفی که می تواند حالات مردم را عوض کند . حالا به تعبیر مارکس نمی خواهم از آن استفاده کنم دین مردم را به یک افیون تبدیل کند ، علما هستند یا آن کسی که می تواند مردم را به یک سعادت به یک کمال به یک انسانیت برساند آن هم علما هستند ما همانطور که روایات در مدح علما داریم در ذم علما هم داریم . این توده های مردم هستند که مستقیم با علمای آن دین ارتباط برقرار می کنند . بستگی دارد که این علما با مردم چگونه عمل کنند . گفت: عالمی را یک سخن ویران کند                                           روبهان خفته را شیران کند ،
این زبان است که خیلی مهم است آدمی مخفی است در زیر زبان ، این زبان پرده است بر درگاه جان ، چون که بازی پرده را در هم درید ، سر صحنه خانه را بر ما پدید . تا الان صاحب زبان در جامعه کیست ؟ که بیشترین تریبون دارد و زبانش به کار گرفته می شود . علما هستند . در هر جامعه ای اینطور است ، علمای دین ، جامعه ی ما که بیشتر ، شما اگر الان خواسته باشید یک فاکتوری بگیرید یک آماری بگیرید ، از صبح تا شب ، ببنید که در مجامع عمومی ، حالا یا در صدا و سیما یا در نماز جمعه ها یا جلسات یا هرچیزی بالاخره ، چه کسی بیشتر چهره اش پیداست و چه کسی بیشتر حرف می زند ؟ علما هستند ، عالمان دین هستند منتها در زمان های قبل در تکایا و مسجدها و حسینیه ها و این ها بوده آن هم توده های مردم بیشتر ارتباط مستقیم داشتند . و الان دیگر نه ، فراتر از این رفته نه تنها در مسجد و تکیه و جاهایی که شما هستید بلکه در تریبون های رسمی کشور بلکه از آن بالاتر در شبکه های مجازی و این باعث تاسف است که انسان می بیند گاهی در این شبکه های خارجی ، شبکه های داخلی حتی ، به عنوان استهزا و مسخره یک چیزهایی از عالمان دین برای تحقیر دین می گذارند که آدم خجالت می کشد ببیند . ترجیح این است که آدم در این روضه ها شرکت می کند ، امسال یک تحول مثبتی ، ممکن است اتفاق افتاده باشد می بیند نه روز به روز خرافی تر اسطوره ای تر چه می دانم یک چیزهای عجیب و غریبی که اصلا امام حسین را از زندگی ما گرفته است . بنابراین برادران عزیز من می پذیرم به عنوان کسی که در این لباس هستم از همه ی اساتید معذرت می خواهم.
من فکر می کنم اگر امام حسین هم الان می بود و مشکلات جامعه ی ما را می دید  ، نه سراغ حاکمان می رفت نه سراغ اروپا و آمریکا می رفت ، نه سراغ این و آن می رفت مستقیم می آمد سراغ علما شما با مردم چه کرده اید ؟ آیا همان راه و روش احبار و رهبان رفته اید؟ یا نه آن رسالتی که پیامبر بر دوش شما نهاده بود به آن عمل کردید، ببینید دام که گسترده می شود بسیار خطرناک است به ویژه برای عالمان دین ، دام پول و دام شهوت ، یک نکته ای را می خواهم اشاره کنم که تاریخی است ، شما خیال می کنید معاویه با چه ابزاری توانست 41 سال سلطنت و حکومت بکند یا فرماندار باشد یا خلیفه باشد با چه ابزاری توانست ؟ معاویه خیلی کارها کرد برای اینکه 40 سال دوام بیاورد ولی اگر کسی بخواهد مهمترین کار معاویه را بداند که چکار کرد که توانست اینقدر دوام بیاورد . خریدن عالمان و صحابی پیغمبر بود ، این ها را خرید ، به قول ما یک حصار فرهنگی درست کرد ، سمره بن جندب چه کسی است ؟ در زمان پیامبر حضور دارد پیامبر برایش حرف زده است حدیث گفته است سخن گفته است . مغیره بن شعبه چه کسی است؟ ابو حریره چه کسی است؟ این ها آدم هایی هستند که در زمان پیامبر بوده اند . صحابی بودند خود معاویه کاتب وحی بوده است ، یک روزگاری حالا آنجا هم بحث است ولی آن چیزی که مهم است خریدن این عالمان دین بود با پول ؛ درد امام حسین اینجاست ، چرا شما با پول خریده شدید ، دارد آنجا شما با علمتان در میان مردم مشهور شدید ولی دنبال چیزی رفتید که نباید می رفتید و این ها که می خواستند بروند بالای منبر خطبه و صحبت و بحث کنند ، دستگاه شام به آنها دیکته می کرد ، دستگاه شام شما چه بگویید چه نگویید ، این کسانی که از زبان پیغمبر بارها درباره ی شخصیت علی (ع) شنیده بودند و حاضر و ناظر بودند که پیامبر درباره ی علی چه گفت و علی در جنگ ها چه می کرد ، به گونه ای معاویه نقشه کشید که ، پیامبر را که نمی شود از زبان مردم انداخت ولی علی را می شود انداخت . یک اضطرابی در مردم ایجاد کردند که اگر کسی خواست جمله ای از قول امام علی نقل کند می گفت قال ابو زینب ، جرات نمی کرد اسم علی را در رسانه ها ببرد ، درد بزرگی ست اینکه شما ، کسی که داماد پیغمبر است ، کسی که اول امن برسول ، کسی که همه جا حاضر بوده و ناظر بوده است و کسی که پیامبر بارها درباره ی او صحبت کرده است.
پیامبر در سال های آخر عمرش بر روی دو مساله تاکید می کرد ، یکی سفارش به اهل بیتش بود یکی هم اینکه پس از من اگر خاندان حکم بن ابی العاص عده شان به سی نفر برسد به سه تا حوزه ای دست می اندازند که هیچی از آن باقی نمی ماند . این ها هم دین را خراب می کنند هم ثروت مردم را خراب می کنند هم شخصیت آدم ها را تهی می کنند . خب چرا پیامبر از اهل بیت سفارش می کند حالا ما آوردیم در مساله شخصی و عاطفی و احساسی ولی مقابلش در آن طرف که دارد سر آغاز فتنه های تاریخ را نشان می دهد یعنی بعد از من دو رقم اسلام بناست در بین شما پخش بشود ، عرضه بشود و معرفی بشود ، دو رقم اسلام ، این دو اسلام که در یک خط موازی جلو می آیند ولی در تقابل با هم هستند من دارم به شما می گویم اسلام اهل بیت و اسلام طایفه حکم بن ابی العاص  ، معجزه ای هم در کار نیست هیچی ولی این پیش بینی را پیغمبر می کند ، می گوید شما اگر خواسته باشید نجات پیدا کنید باید سوار این کشتی بشوید ولی خطرناک است ، شجره ی ملعونه است به تعبیر خود قرآن ، قرآن هم پیش بینی کرده است این ها چیزهایی است که در تاریخ آمده این دو طیف اسلام ، هر دو منبر دارند هر دو قرآن می خوانند هر دو نمازمی خوانند هر دو شهادتین می گویند اما این کجا و آن کجا ، این که مروان حکم آمد در مدینه از امام حسین بیعت بگیرد ، پاسخ قاطعی که امام حسین به او داد این بود یعنی اگر بخواهد یزید باشد و اسلامی هم باشد باید فاتحه ی آن اسلام را خواند یعنی یزید با اسلام در نمی افتد ، یزید اسلام را دارد مسجد برایش می سازد، مداح دارد روضه خوان دارد واعظ دارد ، برایش حدیث می خوانند و حدیث را جعل می کند ولی اگر بخواهد یک اسلامی باشد که والی حاکمش یزید باشد باید فاتحه ی آن اسلام را خواند.
امام حسین درد و رنجش و غصه اش قبل از آنکه از یزید و معاویه و خاندان بنی امیه باشد ، درد و رنج غصه اش این است که چرا عالمان و صحابی جدش بی تفاوت نشسته اند . چرا سکوت اختیار کرده اند . چرا از داستان قرآن عبرت نگرفته اند چرا ؟  باید اول آن را تکان دهد اگر شما می گفتید اگر شما بیدار بودید ، اگر شما می ایستادید اگر شما احساس مسئولیت می کردید اگر شما درست قرآن را برای مردم معنا می کردید . درست سخنان پیغمبر را بدون تحریف برای مردم بازگو می کردید ، هیچ وقت جامعه اسلامی به این سرنوشت شوم گرفتار نمی شد ، لذا پیغمبر در اواخر عمرش به این دو خط موازی اما در تقابل با هم سفارش می کند ، اهل بیت یک طرف ، خاندان حکم بن ابی العاص در طرف دیگر ، این حصر فرهنگی باعث شد از دلش یزید بیرون بیاید . درست و شما فکر می کنی که مخاطب دوم امام حسین چه کسی است پیش از یزید ، پس از علما که به این طرف می آیند ، خطابش به مردم دین دار جاهل است ، یعنی دو طایفه در این چهل پنجاه سال پس از مرگ پیامبر خدا شکل گرفتند ، مانند دو لبه ی قیچی دارند حقیقت قرآن را نابود می کنند . یک لبه ی قیچی جاهلان هستند و لبه ی دیگر قیچی جانیان هستند ، جهل و جنایت همه جا در کنار یکدیگر می روید ، یک طایفه ای اصلا آمدند برای ثروت اندوزی برای  مال برای پول برای ثروت برای رانت برای دزدی اصلا برای این آمدند ، اسلامشان هم از اول برای این بوده که دیدند این دین دارد شکل می گیرد و در زمان خلیفه دوم ، تقریبا این اسلام ، تمام خاورمیانه را گرفته است . تقریبا خاورمیانه آن روز را ، دو تا تمدن بزرگ را فتح کرده است ، تمدن ایران و تمدن شامات ، شام که می گوییم نه فقط شام امروز یعنی فلسطین ، یعنی آسیای صغیر ، یعنی قسطنتنیه ، ترکیه و خیلی جاهای دیگر ، همه این ها را اسلام فتح کرده بود تا زمان خلافت معاویه رفته تا سر حد چین و حتی آسیای شرقی و ... و مرتب مالیات و پول و ثروت می آید ، از این طرف از آفریقا تا کجا رفته تا خیلی جاها رفته است تا مصر و آن طرف ها را رفته گرفته است .ثلث جمعیت کره ی زمین در این منطقه بود . تمام این ها را اسلام گرفته است ، پول کم نیست ، ثروت کم نیست ، دیدند که بهترین فرصت است در این دستگاه نفوذ کنند ، پست بگیرند و بنی امیه چون طبقه ی اشرافی مکه بود که پس از ظهور اسلام آن پایگاه ثروت اندوزی اش را از دست داده بود ، الان می خواهد برگردد برای کسب آن جایگاه و آن پایگاه ، همان ثروت ها را به جیب بزند ، بهترین فرصت زمان خلیفه دوم و بعد خلیفه  ی سوم است ، بهترین فرصت است این است که دیگر آنجاست که خاندان بن العاص حاکم شدند ، استانداری ، فرمانداری ، مشاور خلیفه ، وزیر اقتصاد چه ، اکثر پست ها را گرفتند پست های پولدار جان دار گرفتند ، متاسفانه پاره ای از صحابه ، پاره ای از عالمان دین دیدند که پول آنجاست ، بهشت هم که معلوم نیست بنا بر ظن خودشان آنها هم پیوستند به اینجا رفتند به طرف دستگاه خلیفه که هم پول باشد هم قدرت باشد و هم ثروت باشد ، بعد این جریان مسخ دین در این تکه ی تاریخ اتفاق می افتد.
ما اگر تاریخ عاشورا می خوانیم ما اگر جریان کربلا می خوانیم باید پیش زمینه هایش را بیشتر بخوانیم اگر خواسته باشیم برای روزگار امروزمان ، درس باشد ، عبرت های تاریخی زیاد است ولی عبرت گیران تاریخی کم هستند ، تاریخ برای عبرت گیری است شما باید روزگار خودمان را به گونه ای بشناسیم و بشناسانیم و بسازیم ، که آن قارچ های بنی امیه و بنی حکم و بنی ابی العاص دیگر در آن نروید . امام حسین فقط ثروت شیعه نیست ، فقط ثروت اسلام نیست ، انی خرجت لطلب اصلاح فی امت جدی ، و اگر این سرمایه ی نمادین تاریخ اسلام درست معرفی می شد ، تحریف نمی شد ، درست در تاریخ کشف می شد ، کشورهای اسلامی امروز با این همه بدبختی مواجه نبودند اشکال کار ما مسلمان ها این است که با سرمایه های دینی مان با سرمایه های فرهنگی مان ، با سرمایه های معنوی مان فقط با احساسات برخورد می کنیم ، یا دنبال شفاعت و معجزه هستیم یا دنبال اینکه اگر بدمان می آید فحشش بدهیم ، این نیست ، اگر با عقل و منطق و معنا ، سراغ این سرمایه های فکری ، دینی و معنوی مان برویم و بر اساس آن الگوها جامعه را بسازیم این امت اسلام گرفتار این همه مشکلات نمی شود.
سخن آخر من این است که این جهالت مذهبی که مولود سکوت عالمان بود در کربلا به گونه ای خودش را نشان داد در عین اینکه اهل مناسک بود ، اما مقاصد دین را یا نمی شناخت یا رها کرده بود ، بی توجه به مقاصد با توجه به مناسک دین ، آدم اگر بخواهد از سکوی دین با ابزار جهالت با چیزی روبرو بشود ، وقیح ترین شکل را به خود می گیرد ، بازم انسان اگر دینی نباشد ، ممکن است جهلش کمی او را عاطفی تر کند ولی نام دین که وسط بیاید و بشرخواسته باشد با یک فکر جاهلانه سوار بر عریکه دین بشود آن وقت است که پسر دختر رسول خدا را هم سر می برد ، جنگ کربلا جنگ متعارفی نبود ، تاریخ جنگ های پیشتر را بخوانید خب طرفی که غالب می شود تمام می شد این چه جنگی است که سوار بر مرکب دین از آن طرف سوار بر اسب ها بر بدن قطعه قطعه شده و بدن بی سر ، این جهالت دینی است که بعد از اتمام جنگ حمله به خیمه ها ، باز هم رها نمی کنند سرها را بریدند بر سر نیزه ها ، اهل بیت کسانی که کشته شدند  ، شهید شدند ، مغلوب شدند به اسارت گرفته می شود ، نا متعارف ترین جنگ در تاریخ بشریت چرا ، سکوت عالمان و جهل جانیان ، دو لبه ی جنایت و جهل به گونه ای قیچی شده که اینجور وقیحانه در کربلا حقیقت را قیچی می کند ، من همه ی شما را به خدا می سپارم ، والسلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت به فنائک ، خدایا از همه ی ما قبول کن ، ما را جز یاران امام حسین قرار بده به ما توفیق شناخت جریان درست از عاشورا عطا بفرما ، پروردگارا ، مشکل و مصیبتی که در جوامع اسلامی وجود دارد خودت بر طرف بفرما ، پروردگارا در قیامت ما را مشمول شفاعت امام حسین قرار بده ....
 گزارش سخنرانی دکتر داود فیرحی درباره اوضاع و احوال سال 61 هجری در مجمع مدرسین و محققین حوره علمیه قم.
حجت الاسلام فیرحی با اشاره به کتاب  الصحیح من سیره امام الحسین علیه سلام که در لبنان منتشر شده است گفت در این کتاب به عنوان مقدمه در مورد قیام امام حسین دو بحث مهم را مطرح می کند :  یکی جنبه ی عاطفی این حادثه و دوم تحلیل علمی و تاریخی و عقلانی قضیه که نگاه عمیق به حادثه عاشورا ، گریه بیشتری را می طلبد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره سال 60 و 61  گفت : سال 60 یعنی 60 سال قمری از انقلاب پیامبر گذشته است و تعدادی از صحابه کنار پیامبر هنوز زنده هستند و بنا بر این می توانیم ببینیم جامعه هنوز کسانی را دارد که خاطرات پیامبر را به یاد داشته‌اند و انقلاب پیامبر را دیدند
وی ادامه داد : مرور تاریخی کوتاه بر تحولات  زمان پیامبر نشان می دهد که حکومت پیامبر مبتنی بر رضایت بود و امام حسین برای بازگشت به سنت جدش تلاش کرد . پیامبر بر مسلمان شدن افراد اصرار نداشت. پیامبر 130 قرارداد با قبایل بسته است  که در هیچ کدام اصراری بر اسلام آوردن نبود؛ بلکه فقط دعوت به اسلام در آنها وجود داشت.
فیرحی افزود : سال 11 تا 13 هجرت دوره ی خلیفه ی اول و به هم ریختگی دولت پیامبر بپود ، سال 13 تا 23 سالهای فتوحات بزرگ در زمان خلیفه دوم بود که امپراطوری روم و چند دولت وابسته به روم فرو می ریزد که دریایی از عظمت و ثروت وارد دولت اسلامی می شود .وی ادامه داد : از سال 25 تا 35 در زمان خلیفه سوم نشانه های فساد شکل می گیرد  و با خصوصی سازیهای زمان عثمان ثروتمندان بزرگی پیدا می شوند که هر کدام دارای انباری از ثروت هستند مانند عبدالرحمن عوف که در حدود یک میلیارد سکه داشته است.
عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین گفت : سال 35 تا 41 متعلق به حکومت حضرت امیرالمومنین است که تلاش نافرجامی برای اصلاح و بازگشت به سنت پیامبر بود. وی افزود : سال 41 تا 60 بازگشت به دوره عثمان است که در دوران خلافت معاویه اوج تسریع انباشت نابرابر قدرت و ثروت صورت می گیرد. بنابراین این سوال مطرح است که چرا سال 61 را سال سرنوشت می گویند؟ سید میرعلی هندی توضیح داده است که وقتی معاویه در شام خلافت می کند ، حکومت بازگشت به حالت الیگارشی می کند ، نخبه سالاری یا اشراف گرایی اتفاق می افتد و شاهد سنت اشرافی مکه و سنت شاهی ایران و سنت دین سالاری رم هستیم .
وی افزود : سنت الیگارشی سلسله مراتبی روحانیت نیز پیدا می شود، باید توجه داشت، مدینه خصلت شورایی داشته است . شورای دارالندوه مکه اشرافی بود ولی شورای مدینه دمکراتیک بود ؛ سید میرعلی هندی می گفت در زمان معاویه، برخی صحابه معاویه را صحابی خطاب نمی کنند بلکه او را سلطان خطاب می کردند که نشانه بازگشت به حالت اشرافی بوده است.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت : این فاصله طبقاتی از زمان خلیفه دوم با فرمول جدیدی که درباره تقسیم غنائم ایجاد شد شروع و تا زمان معاویه به اوج خود رسید. در این فرمول سهم هر انسان مساوی است با نزدیکی قبیله ای به قریش ضرب در سابقه در اسلام ، اعراب برای قدرت سیاسی نیز معادل اقتصادی در نظر می گرفتند. با این حال خلیفه دوم در سال 23 هجرت تلاش کرد تا اصلاحاتی انجام دهد ولی ترور شد باید توجه داشت ، هیچ ترور سیاسی ریشه ی شخصی ندارد و احتمال دارد قصد خلیفه برای اصلاح به ترور وی انجامید. وی افزود : دوران معاویه پیچیده است ، او می خواست میراث ساسانی را احیا کند و زمین های سلطانی که برای شاه ساسانی بود را به خودش اختصاص داد و خالصجات ایجاد کرد.
دکتر فیرحی گفت : اختصاص خالصجات به خلیفه باعث تشکیل مخزنی برای خریدن صحابه  شد و آنان را به شام کشاند. معاویه می گفت آنکه می بخشد می تواند بگیرد و فرمول تنصیف نیز در این میان مطرح کرد که هرکس از منصب دولتی انصراف داد دارایی اش نصف می شود. این تکنیک ها باعث شد کسی جرات کناره گیری از مناصب را پیدا نکند و پایه های دولت او استوار می شد.
دکتر داود فیرحی اشاره کرد : احتیاج به نوشتن پایان نامه درباره ی معاویه وجود دارد و اشاره به این موضوع که در سنت اسلامی سلسله مراتب روحانی وجود نداشت ، مرکز جمع آوری روایت وجود نداشت و این سنتی است که از رم منتقل شده است ، معاویه توانست یک اشرافیت مذهبی را به وجود بیاورد ، بیت المال برای حاکم است و این نظر در اهل سنت جدی است. معاویه معتقد بود اگر خلافت را به عهد شورا برگرداند بحران زمان علی(ع) تکرار خواهد شد بنابراین خلافت را موروثی کرد.
وی ادامه داد : بحث انتقال خلافت به سلطنت موروثی مبتنی بر ضرورت حفظ وحدت بود و توجیه فقهی پشت سر این قضایا وجود داشت. دستگاه روحانیت رسمی به راه افتاد ، با انتشار روایت و اخبار، بحث ها را به حمایت از معاویه کشاندند و تصمیم او را اراده الهی خواندند. در این دوران به لحاظ اقتصادی این فرمول باعث مهاجرت قریش به شام شد و مکه و مدینه عراق در حاشیه قرار گرفتند . فقر گسترده شده بود کار به جایی رسید که مردم مدینه مجبور به دستبرد به قافله ها می شد ، بیکاری در عراق در اثر خصوصی سازی به اوج رسیده بود ،
وی افزود : منطقی حاکم شده بود که می گفت : یا پول یا ترور ، ترور سعد بن ابی وقاص که فاتح ایران بود و برای خلافت راشدین شبیه ابومسلم برای خلافت عباسی است همچنین شخصیت مهم اخنف بن قیس که در دولت امیرالمومنین ستون پنجم شام است .
فیرحی ادامه داد : بر اساس این اعتقاد هر کس از پذیرش خلافت یزید اجتناب کند جوابش شمشیر است ، حسین در چنین شرایطی بوده است حسین می داند که پدرش نتوانست این قطار را از سراشیبی استبداد برگرداند و شیب این قطار بیشتر شده است که نمی توان جلوی آن را گرفت ولی جامعه احتیاج به یک آرمان دارد که هر زمانی بازتولید کند و تکنیک های حسین جالب است ، نه بیعت  می کند و نه به سوی جنگ می رود و نه دعوت دیگران را رد می کند ، کاری می کند هر کسی از هر زاویه نگاه کند او را قهرمان عاقل و سیاستمدار باهوش می داند که خونش را به قیمت گرانی فروخته است و شد سرچشمه ی عدالتخواهی. وی افزود : گاندی در هند هم بعضی از سیاست هایش را به حسین بن علی ارجاع می داد .
دکتر فیرحی در پایان اشاره کرد : یکی از جملات زیبای حضرت امام حسین درباره علی اکبر  وقتی که فرزندش را راهی میدان کرد گفت : خدایا شاهد باش ، اولین کسی که می فرستم شبیه ترین کس به پیامبر است ، اینجا تمثیل پیامبر دارد کشته می شود و آنجا می گوید سیره ی پیامبر از بین رفته است .
ابوالفضل موسویان عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: اگر می خواهیم حوزه الگویی برای جامعه باشد، باید شرایط لازم برای طرح نظرات و دیدگاه های مختلف در حوزه فراهم شود تا این فرهنگ طرح و تحمل نظرات مختلف به جامعه هم راه یابد.
حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل موسویان در گفتگو با شفقنا با اذعان به وقوع حرمت شکنی در حوزه های علمیه در گذشته اظهار داشت: اگر این عمل از سوی مسئولان امر و بزرگان حوزه محکوم می شد، این وضعیت ادامه پیدا نمی کرد. او تصریح کرد: ما بزرگانی را درحوزه های علمیه داشتیم که در همین حوزه مورد هتک حرمت قرار گرفتند و از ناحیه حوزویان واکنشی نشان داده نشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید گفت: اگر این قضایا که در درون حوزه اتفاق افتاد، جلوی آن گرفته می شد، به اینجا کشیده نمی شد؛ ما در گذشته های دور هم داریم که این قبیل اتفاقات افتاده اما حوزه برخورد مناسبی با آن کرده است اما در این دوره که حوزه متولی و مدیریت دارد، مدیران حوزه باید این مسائل را به طور جد پیگیری کنند و نگذارند تکرار شود. او ابراز داشت: اگر می خواهیم حوزه الگویی برای جامعه باشد، باید سعه صدر خود را برابر دیدگاه های مختلف نشان دهد.
موسویان بر ضرورت فراهم شدن فضای گفت وگوی دیدگاه ها و نظرات مختلف تاکید کرد و ادامه داد: اگر در حوزه نتوانیم این تبادل آزاد گفت وگو را تمرین کنیم هیچگاه نمی توانیم در جامعه به تحمل دیدگاه های مختلف دست یابیم درحالیکه معتقدیم همه دیدگاه ها و نظرات باید مطرح شوند و براساس فرموده قرآن کریم«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» مردم بعد از شنیدن این دیدگاه ها انتخاب کنند. او تاکید کرد: باید این فضا را در حوزه فراهم کنیم که فرد منتقد بتواند نظرات خود را ابراز کند نه اینکه در جلساتی که برای بیان برخی مباحث تشکیل می شود، کسانی برای عقده گشایی یا تسویه حساب های سیاسی و گروهی در آنجا ابراز وجود کنند.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اگر شرایط را در حوزه فراهم کنیم، می تواند زمینه ساز فضای باز گفت وگو و تبادل نظر در جامعه شود.
سید‌علی میرموسوی
داستان حسین بن علی(ع) و ماجرای عاشورا، به شیوه‌های گوناگون روایت و تفسیر شده است. روایت‌های حماسی و تراژیك و تفاسیر عاطفی، تاریخی، اخلاقی، عرفانی و سیاسی به گونه‌ای متفاوت، ماهیت و اهداف كنش و حركت حسین(ع) و نتایج و پیامدهای آن را بررسی و تحلیل كرده‌اند. این تكثر و چندگانگی بیش از آنكه در داده‌های تاریخی متفاوت ریشه داشته باشد، به تفاوت در نگرش و دغدغه‌های راویان و مفسران بازمی‌گردد. بر پایه همین نگرش‌ها و دغدغه‌ها، داده‌های تاریخی گزینش و گوشه‌هایی از ماجرا برجسته‌تر می‌شوند تا آن روایت و تفسیر را توجیه و مدلل كنند. نواندیشی دینی به عنوان جریانی كه در پی فهم و تفسیری اصیل و روزآمد و پاسخگوی نیازهای امروزین از دین است و نزدیك به دو قرن قدمت دارد، در فهم و تفسیر عاشورا دو رسالت و مسوولیت مهم بر دوش دارد: نخست نقد برداشت‌های تحریف‌آمیز از عاشورا و دوم تبیین و تفسیر درست این رخداد مهم تاریخی كه از جایگاهی نمادین در تشیع برخوردار است. در ارتباط با رسالت نخست می‌توان گفت عاشورا از سه ناحیه در معرض تحریف و كژتابی است: قشری‌گری و خرافات، استبداد و افراطی‌گری. وضعیت آنگاه بغرنج می‌شود كه این سه عامل با یكدیگر همراه شوند. كوشش نواندیشان دینی از سید جمال گرفته تا شریعتی و مطهری همواره مصروف برخورد با این سه نوع تحریف بوده است. قشری‌گری به نوعی برداشت سطحی از وقایع دارد كه بر بنیان پیش‌فرض‌های تقدیرگرایانه استوار است و در فهم دین تنها به ظواهر متون یا بعضی روایت‌های كم‌اعتبار و بی‌اعتبار اصالت می‌دهد. این نگرش با روایتی تراژیك از عاشورا آن را از الگویی برای مبارزه با ستم و بیداد به بهانه‌ای برای شیون و زاری تقلیل و آن را وسیله‌ای برای چشم‌پوشی و بخشش رفتارهای غیراخلاقی و نادرست رایج در بین شیعیان قرار می‌دهد. استبداد ساختاری سیاسی است كه حامیان آن به تعبیر مرحوم نایینی برای شیعیان از لشكر یزید بدترند. تشیع نمونه‌های فراوانی از تحریف را تجربه كرده كه تشیع صفوی یكی از آنهاست. این تجربه به خوبی نشان می‌دهد كه باشكوه‌ترین عزاداری‌ها می‌تواند از سوی كسانی برگزار شود كه نه تنها با آرمان و مرام حسین بن علی(ع) هیچ نسبتی ندارند، بلكه با سنگر گرفتن پشت امام حسین (ع) ، آزادیخواهی و مبارزه با ستم را سركوب می‌كنند.
افراطی‌گری جریانی است كه برداشتی خشونت‌طلبانه و رادیكال از دین ارایه می‌كند. این جریان نیز با ارایه چهره‌ای جنگ‌طلب و ستیزه‌جو از حسین بن علی(ع) می‌كوشد رفتارهای خشن خود را توجیه كند. آنان بدون توجه به داده‌های تاریخی او را همچون یك شورشی خشونت‌طلب معرفی می‌كنند كه برای رسیدن به هدف خود تنها شمشیر را می‌شناسد.
 نواندیشی دینی با نقد این سه برداشت تحریف‌آمیز، در مرحله بعد مسوولیت ارایه تفسیری درست از عاشورا را دارد كه بتواند الگویی برای زندگی امروز شیعه باشد. مرزبندی با این سه جریان به عنوان نخستین گام راهگشای چنین تفسیری خواهد بود.
در این تفسیر حسین بن علی(ع) به عنوان الگویی برای مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد نوپای اموی معرفی می‌شود كه از راه كودن‌سازی توده، آلوده كردن بزرگان و سركوب آزادیخواهان در پی تحكیم پایه‌های خود بود. حسین بن علی(ع) نوعی سیاست رهایی را نوید می‌داد كه بر اخلاق مقاومت استوار بود. او در برنامه خود همه تدبیرهای عقلانی لازم برای جلوگیری از خونریزی را اندیشید، ولی هنگامی كه در دو راهی ذلت و شهادت قرار گرفت، در خون خود غلتید. ندای او بر تارك تاریخ همچنان به گوش می‌رسد: آزاد زی بشر، آزاد زی بشر!
صفحه1 از137
بازگشت به بالا