ابوالقاسم مستشاری راد
با گسترش ویروس کرونا در سراسر جهان پرسش‌های فراوانی پدید آمده است، از جمله آنها، پرسشهای زیر است:
آیا کرونا بلایی آسمانی و الهی و به قدرت خداوند پدید آمده است؟
و دیگر آن که آیا این بلا، به طور مشخص به عنوان عذاب الهی در برابر گناهان بشر است؟پاسخ پرسش‌های مذکور در چند بند تنظیم می‌شود:
۱-بلاها، ابتلائات و حوادث، در زندگی بشر در یک نگاه کلی، سه گونه است:
الف- بلای صرفا طبیعی مانند زلزله، طوفان، سیل و ...
 ب- بلای صرفا بشری ناشی از اختیار و اراده سوء انسانی مانند ظلم، دزدی ، قتل و ...   
ج- بلای مرکب طبیعی و بشری که از هر دو ناشی می‌شود.
۲- هر سه گونه بلا بر اساس علم، قدرت و اراده خداوند متعال صادر می‌شود و صدور همه آنها از او نافی اختیار و اراده انسان در دو گونه دوم و سوم نیست، زیرا انسان آن کار را آگاهانه و آزادانه بر اساس علم و قدرت و اراده الهی باهمان دو وصف (آگاهی و اختیار) انجام داده است.
الف-  بلایای طبیعی صرفا بر اساس سیر طبیعی و نظام علی و معلولی جهان آفرینش و لازمه عالم مادی است.
ب- بلایای طبیعی به عنوان مکافات اعمال  آدمیان صادر می شود و فقط خداوند و به تبع او بندگان معصوم او از اسرار آن و تمایز آن آگاهند. بنابراین نباید افراد فاقد علم الهی و غیرآگاه به جزئیات و اسرار حوادث طبیعی در هر گوشه از پهنه زمین چه در منطقه مسلمین و چه در غیر آن درباره مردم آن به بدی قضاوت کنند. نسبت گناه و فساد به مردمان گوناگون دنیا با اعتقادات و ادیان گوناگون بدون علم و شناخت به جزئیات و بدون شناسایی دقیق اشخاص و اعمال آنان با تکیه بر یک آیه یا روایت و یا یک نوع علم اجمالی بدون نگاه سیستماتیک و نظام‌مند، کاری زشت و نکوهیده از منظر قرآن، سنت و اخلاق است.
۳-آیا ویروس کرونا بلایی صرفا طبیعی و الهی و از بخش نخست (غیرمکافاتی) درنظام آفرینش است یا از بخش دوم بلای طبیعی و آسمانی (مکافاتی)است؟ یا آن که از گونه دوم بلا با دستکاری بشر و با مقاصد شوم توسط برخی از کشورهایی و قدرت های ( تئوری توطئه ) ایجاد شده که احتمالی بعید است. یا آن که از نوع سوم یعنی بلای مرکب طبیعی-بشری است؟ البته نوع سوم خود صورت های متعددی دارد، چه بسا امری در آغاز صرفا امری طبیعی ولی در ادامه آن با دخالت عامل انسانی چه به دست افراد و چه به دست حکومت‌ها به دو صورت فعل و ترک فعل، تبدیل به فاجعه‌ای انسانی، زیست محیطی و جهانی می‌شود.
۴- هر آنچه در جهان رخ می‌دهد به قدرت و اراده حق تعالی واقع می‌شود و بدون اذن وی برگی از درخت بر زمین نمی‌افتد اما قضاوت نهایی در این باره و تعیین گونه و مشخصات و ویژگی‌های آن، نیازمند علم الهی و همکاری دانشمندان و متخصص در دانش‌های متعدد انسانی و تجربی و مرتبط با موضوع پژوهش است.
در نتیجه، تفکیک و تمایزبخشی هر یک از آنها از توان و عهده نگارنده و دانشمندان یک رشته خارج است .مطالب مندرج در چهار بند فوق، مطابق با مبانی برهانی، عرفانی و وحیانی (قرآن وسنت) است از نظر نگارنده علم به معنای دستاوردهای قطعی علوم تجربی و برهان و عرفان و قرآن و مبانی وحیانی اعم از محکمات قرآن و سنت قطعی در راستای هم و با یکدیگر سازگارند و هرگز تعارض پایداری بین قطعیات علوم تجربی به عنوان یکی از میوه های خرد آدمی و دین اصیل و راستین وجود ندارد و تعارض مطرح شده در کتب کلام و فلسفه جدید بین علم و دین در حقیقت بین علم به یک معنای گسترده اعم از قطعیات و فرضیات و مدعیات علمی از یک سو و دین به معنایی که شامل ادیان باطل و تحریف شده می شود معنا دارد ویا آنکه گفته شود بین علم تجربی و برداشت های برخی از پیروان یک مکتب از منبع دینی آنان تنافی و تعارض است .
مطلب محکم و مبرهن در همه اقسام بلایا این است:
همه چیزهایی که در جهان رخ می‌دهد، بر اساس علم و قدرت و اراده قاهره و حکمت الهی تحقق می‌یابد و بشر در قبال هریک از آنها به عنوان ابتلاء و امتحان الهی، مسئولیت ویژه دارد و می‌بایست تلاش شود از قضاوت نادرست و بی‌پایه درباره مردم جهان پرهیز شود.
با تأمل در مقدمات چهارگانه پیشین باید گفت:مطلب محکم و مبرهن آن است که قرآن، سنت و یا نظام‌های فکری، کلامی، فلسفی و عرفانی معمولا در مقام بیان رابطه مستقیم میان بلایا با مسئله خیر و شر و مبحث شرور در نظام آفرینش نبوده و درباره حوادث و بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی زمانه ما هیچ نوع قضاوت و داوری نداشته است و به این نکته که آیاوقوع بلایای دوگانه طبیعی فقط در زمان‌های گذشته قبل از اسلام بوده و یا آنکه پس از اسلام نیز جریان دارد، نپرداخته است. در این مکاتب وقایع هولناک مانند زلزله و طوفان را ناشی از مکافات اعمال بشر ندانسته و دیگران را نیز از پیش داوری، قضاوت و صدورحکم جزیی وکلی دراین گونه امور پرهیز داده است.
هدف اصلی این نوشته، بیان پایه ها و مبانی فکری و اندیشه ای لازم و مورد نیاز در قالب چهار مقدمه ضروری برای توان یابی و دسترسی به افق و بینشی ژرف و گسترده در زمینه پرسش مذکور بوده است تا مخاطب، خود با پای اندیشه خویش به تفکر، قضاوت و حل و فصل این قضیه و نظایر آن بپردازد و مشکل درونی و ذهنی خود را درمان نماید.
در پایان وظیفه خود و همگان می‌دانم از همه تلاش‌گران میدان مبارزه با بیماری یادشده به‌ویژه کادر پزشکی و درمانی در ایران و سرتاسر جهان تقدیر و سپاس‌گزاری نموده و از خداوند دانا و مهربان برای آنان، پاداش بیکران و برای درگدشتگان، رحمت و غفران و برای بازماندگان، شکیبایی و آرامش و برای حکومت‌ها شناخت وظیفه و عمل به آن و برای مردم جهان، توکل و امید، اعتماد به نفس، شادی، صلح و دوستی و آرامش و خشنودی از خداوند خواهانم. 
فاضلی میبدی عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: افرادی که به مجلس یازدهم راه یافته‌اند را تا حدودی می‌شناسم و می‌دانم که مواضع تندی نسبت به دولت دارند که اگر بخواهند این مواضع را که قبل از انتخاب علیه دولت داشتند در مجلس ادامه دهند باید بگویم که این رفتارشان نه تنها به ضرر دولت ، بلکه به ضرر کل کشور و مردم است.
زندگی مردم در فقر و بدبختی را عین ذلت می‌دانم
به گزارش ایلنا، حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی درباره رخدادهای سال گذشته و تاثیر آن بر کشور و اینکه برای برون رفت از مشکلات چه باید کرد، گفت: سال ۹۸ اتفاقات ناگوار و زیادی را در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی تجربه کردیم که هرکدام‌شان تاثیراتی را روی کشور گذاشت که برای جبران خسارت‌های اتفاق افتاده باید تلاش کرد. یادآور شد: ابتدای سال گذشته حادثه طبیعی مانند سیل رخ داد که علاوه بر خسارت به زیر ساخت‌ها و مشکلات اقتصادی که به وجود آورد بر روان مردم هم اثر گذاشت و در آخر سال ویروس کرونا به ما حمله کرد و جان بسیاری از هموطنان ما را تاکنون گرفته است.
وی ادامه داد: یکسری اتفاقات سیاسی هم رخ داد که تلخ بودند، مانند  عدم الحاق ما به  قراردادهای  مالی بین‌المللی و قرار گرفتن در لیست سیاه تصویب «FATF»  که برای کشور بسیار گران بود. امروز بانک‌های ما  دچار یک نوع بحران شدند که رهایی از آن بسیار مشکل و سخت است. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی بیان کرد: مسأله بعدی انتخابات مجلس بود که حضور مردم در این دوره نسبت به دوره‌های پیشین کمتر بود که این اتفاق برای نظام جمهوری اسلامی چندان جالب نبوده و نیست  ما باید درصد بالاتری از این میزان مشارکت را شاهد می‌شدیم اما به خاطر یکسری از مسائل بسیاری از مردم پای صندوق‌های رأی نیامدند.
وی با اشاره به حوادث پس گرانی بنزین ادامه داد: پس از آنکه بنزین گرانی شد، اتفاقاتی در کشور رخ داد که منجر به کشته شدن تعدادی از هموطنان شد.مبیدی با این‌که آن چیزی که باعث می‌شود حوادث طبیعی تلخ‌تر شود دخیل شدن رخدادهای سیاسی در روند این اتفاقات است، اظهار کرد: امروز مشاهده می‌کنیم یک طرف کشور سیل است، یک طرف دیگرش کرونا در میانه میدان هم  نفت، بانک و اقتصادش تحریم هستند و فشارهای زیادی را تجربه می‌کنیم. همین دست رویدادها نمی‌گذارد ما مشکلات را زودتر حل کنیم.
وی یادآور شد: اگر پاره‌ای از تحریم‌ها بالای سر کشور نبود و بانک‌های ما ارتباطات بهتری داشتند و فروش نفت ما ثابت می‌شد ممکن بود وضع اقتصاد در کشور بهتر شود و مردم احساس نگرانی کمتری می‌کردند. در پایان سال و شب عید در بسیاری از مناطق مردم به خاطر کرونا بیکار شدند و در خانه‌هایشان نشستند. گرانی و تورم بر آن‌ها فشار آورد. می‌توانستیم جلوی یکسری از اتفاقات را بگیریم، معتقدم  در حال حاضر کشور ایران باید سعی کند به هر طریقی که فکر می‌کند راه و باب گفت‌وگو را با دنیا باز کند. وی تاکید کرد: مهم رفاه و راحتی مردم است؛ ذلت برای یک کشور یعنی این‌که مردمش در فقر و بدبختی زندگی کنند.مبیدی ادامه داد: ما باید وحدت و انسجام ملی ایجاد کنیم، راه را برای کسانی که خارج از کشور هستند و تمایل دارند که بازگردند باز کنیم، مشکلات‌مان را با کشورهای دنیا حل کنیم که اگر این کارها را انجام دهیم می‌توانیم بسیاری از معضلات را حل کنیم.
میبدی در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که مجلس جدید خردادماه روی کار می‌آید پیش‌بینی شما از تعامل دولت با این مجلس چگونه خواهد بود، بیان کرد: افرادی که به مجلس یازدهم راه یافته‌اند را تا حدودی می‌شناسم و می‌دانم که مواضع تندی نسبت به دولت دارند که اگر بخواهند این مواضع را که قبل از انتخاب علیه دولت داشتند در مجلس ادامه دهند باید بگویم که این رفتارشان نه تنها به ضرر دولت ، بلکه به ضرر کل کشور و مردم است.وی ادامه داد: د مورد « FATF» را کارشناسان و اقتصادانان بیان می‌کردند که ما باید به آن بپیوندیم و امروز اتفاقا کسانی به مجلس راه یافتند که در برابرش ایستادند و مخالفت کردند تا تصویب نشود.
وی خاطرنشان کرد: در مجلس‌های سابق افرادی بودند که تحصیلات داشتند، کاردان بودند، سوابق زیادی داشتند اما  امروز یک عده به مجلس راه یافتند که در برابر هر چیزی که مربوط به کشور می‌شود موضع می‌گیرند که این کار بسیار خطرناک است.وی تاکید کرد: اگر برخی روحیه دنیاستیزی را کنار نگذارند، سال آینده مشکلات اقتصادی زیادی خواهیم داشت.مبیدی ادامه داد: بعید نیست به خاطر مشکلاتی که امروز با جهان داریم و بر اقتصادمان تاثیر گذاشته است سال آینده بسیاری از کارخانجات ما بسته و کارگران زیادی بیکار شوند. باید گفت اگر بین دولت و مجلس تفاهم نباشد پیش‌بینی می‌کنم روزهای سختی را شاهد باشیم.
بسم الله الرحمن و الرحیم
انا للله و انا الیه راجعون
رحلت عالم بزرگوار، وارسته و مبارز خستگی‌ناپذیر حضرت آیت الله سید جعفر کریمی(ره) موجب تاثر و تاسف گردید. آن مرحوم از اساتید برجسته فقه و اصول در حوزه علمیه نجف و قم بود و سال‌های متمادی در نجف  پیش از انقلاب  در کنار حضرت امام خمینی (ره) بود و همچنین پس از انقلاب اسلامی در خدمت انقلاب و جمهوری اسلامی ایران در مقام قضاوت دادگاه عالی انتظامی قضات و عضو هیئت استفتاء امام خمینی در قم و تهران بود.
رحلت این عالم وراسته را به عموم علاقمندان انقلاب اسلامی ایران و حوزه های علمیه، مراجع بزرگ و رهبری معظم انقلاب و به ویژه خانواده گرانمایه ایشان تسلیت عرض می‌نماییم. از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و حشر با اهل بیت عصمت و طهارت و برای کلیه بازماندگان صبر و اجر خواهانیم.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۱۰/۱/۱۳۹۹
دکتر داود فیرحی: دولت در ایران باید دولت بحران باشد/ قطع امید از نهاد دولت فاجعه‌بار است/ قرنطینه کردن خود وجوب فقهی دارد/ ایجاد تعارض میان دوا و دعا مصیبت‌‌آفرین است/ اگر تعارضی بین حفظ دین و حفظ جان باشد، حفظ جان واجب است./ انسان برای سلامتی دو بال دارد؛ یکی بهداشت و دوا و درمان است و دیگری آرامش و دعا. اگر انسان این‌ها را از هم تفکیک کند، ضرر می‌بیند و اگر این‌ها را با هم مخلوط کند هم ضرر می‌بیند.  استاد اندیشه سیاسی دانشگاه تهران معتقد است جامعه ایرانی از پس حوادث ریز و درشت سال‌های اخیر توانسته به معنایی خود را بازیابی کند. اما در این میان به سبب همین بحران‌ها نسبت دولت-ملت در خطر قرار گرفته است. او معتقد است نباید جامعه را به سمت ناامیدی از نهاد حاکمیت برد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، سالی که با سیل آغاز شده بود در پایان در دام ویروس جهانی کرونا افتاد تا برای ایرانیان سال 1398 از جهات متعددی سالی کم‌نظیر باشد. اگر از بلایای طبیعی بگذریم، وقایع مهم و تاثیرگذاری چون بحران  در مساله مدیریت مصرف سوخت تا ترور سپهبد حاج قاسم سلیمانی که فقدانش غرب آسیا و جهان را از سرداری صلح‌جو و رشید محروم کرد تا سقوط هواپیمای اوکراینی در شب عملیات تاریخی ایران علیه مواضع آمریکا در عراق و تا انتخابات مجلس هر کدام به سهم خود توانستند با سرشت تعارض‌آفرین خود ذهن و ضمیر ما را به خود مشغول سازند. حوادثی که هر کدام در مقطع خاص خود سهم عمده‌ای در تغییر مناسبات کهنه یا حتی ایجاد و برساخت نسبت‌های تازه داشتند. هراکلیتوس متفکر تاریک‌اندیش پیش‌سقراطی معتقد بود که هستی ماهیتی ستیزه‌آفرین دارد و ما جز در این ستیزه وجود نتوانیم داشت. اگر ستیزه بنیادین و ناگزیر باشد آنگاه باید پرسید که در این ستیزه تکلیف کل و تمامیت یک جامعه چه می‌شود. آیا هنوز از پس چنین سال سختی می‌توانیم به انسجام ملی امیدوار باشیم؟ ما امروز در چه وضعیتی در مواجهه‌ی دولت-ملت قرار داریم. در باب این پرسش‌ها با دکتر داوود فیرحی (استاد اندیشه سیاسی دانشگاه تهران) گفت‌وگو کردیم.
سالی که در انتهای آن هستیم، سال سختی بود. شما وضعیت ما در حال حاضر و در سال گذشته را چطور صورت‌بندی کرده و در این میان وضعیت نسبت دولت-ملت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
حوادث یک جامعه همیشه به دو قسم تقسیم می‌شود: یکی حوادث طبیعی و دیگر حوادث انسانی. کشور ما در سال 98 طی یک زمان فشرده‌ای؛ حوادث بسیار زیادی را از سرگذارند که این حوادث ترکیبی از عوامل انسانی و طبیعی بودند مخصوصاً داستان اخیری که مربوط به اپیدمی کرونا است. این موارد هر کدامشان بحران‌زا هستند یعنی می‌توانند آثاری بگذارند. مثلاً رابطه‌ی دولت و ملت از یک طرف و همین طور رابطه‌ی ملت و ملت، دولت و دولت و همه‌ی رابطه‌های اطراف خود را به‌صورت چالش دربیاورد. یک قسمتی هم عوامل انسانی است که در واقع به تصمیم‌های سیاسی و مدیریتی که گرفته می‌شود، مربوط است و ریشه‌ها‌یش به قبل از سال ۹۸ و به سیاست‌های کلان مدیران کشور برمی‌گردد. یکی سیاست خارجی است و دیگری هم برمی‌گردد به سیاست داخلی و انتخابات که اهمیت زیادی دارد. وقتی تمام این عوامل اعم از طبیعی و انسانی و ریشه‌های تاریخی گره می‌خورند، طبیعی است که وضعیت و توضیح آن پیچیدگی بیشتری پیدا می‌کند. این اتفاقات در کشور ما افتاده و باعث واگرایی‌هایی شده که از قبل زمینه داشته‌اند. این‌ها هستند و اگر سیاستگذاری‌ها مسیر خاصی پیدا کنند و به خصوص اگر انحصارگرا باشند. من خود به سیاست خارجی زیاد بها نمی‌دهم چون این سیاست داخلی است که مهم است و واگرایی‌های جامعه ایرانی را تشدید کرده است. یکی از نمونه‌های برجسته‌ی تاثیر سیاست داخلی در این واگرایی قضیه‌ی انتخابات و آثاری است که گروه‌های مختلف روی جامعه گذاشت و عده‌ای فکر کردند که به سبب برخی تصمیم‌ها در لایه‌های قدرت، بهتر است از مشارکت برای کسب قدرت سیاسی فاصله بگیرند. در واقع این نیروها به معنایی امیدشان را به ترمیم دولت از طریق رأی عمومی از دست دادند و بعد عوارض و بلایای طبیعی هم که می‌آید جوامع به سمتی دیگر می‌روند. ولی در ایران چون موارد قبلی هم بود، تشدید شد. این‌ها مشکلاتی هستند که ما در توصیف جامعه داریم.
با این اوصاف آیا ما امروز در یک وضعیت گسست و تزلزل امید قرار گرفته‌ایم؟ آیا می‌توانیم از نوعی خودآگاهی برآمده از دل تجربه بحران هم سخن بگوییم؟
 من یک خوش‌بینی هم دارم که بسیار مهم است. این خوش‌بینی از دو عامل سرچشمه می‌گیرد: یکی خلقیات اجتماعی ایرانی است. ایرانی‌ها دو ویژگی بسیار مثبت دارند: یکی این است که اگر ببینند خواسته‌هایشان از طریق دولت برآورده نمی‌شود، به یک انسجام اجتماعی می‌رسند و در اثر این انسجام توانایی اجتماعی‌شان بالا می‌رود و یک هم‌بستگی ملی به خودی خود و صرف‌نظر از دولت پیدا می‌شود. این مسئله هم خوب است و هم بد. خوبی آن این است که مردم خلقیاتی دارند که در کشورهای دیگر پیدا نمی‌شود و خلقیات خاص ایرانی است. آنها در حوادث سعی می‌کنند که کنار هم باشند و حسن عجیبی است که همواره اتفاق می‌افتد و نکته‌ی دیگری هم وجود دارد و آن اینکه در طی این بلایای طبیعی معمولاً مردم عواطف‌شان بالا می‌رود و برخلاف کشورهای دیگر که در هنگام چنین حوادثی، انسان‌ها خودمحور می‌شوند، در کشور ما چنین چیزی یا کم است یا اصلا نیست.
من در این باره می‌خواهم به دو جنبه اشاره کنم. یک این حوادث باعث می‌شود که جامعه‌ی ایرانی بار دیگر خود را پیدا کند و بداند که اختلافات و مسائل جانبی به قدری نیست که انسان‌ها باهم مخالفت کنند. در واقع وقتی موردی بحرانی پیش می‌آید، گویی این اختلافات رنگ می‌بازد و مردم به فکر جان هم می‌افتند تا سلامتی‌شان را حفظ کنند. اما از سوی دیگر هم باید گفت که قطع امید مردم از جامعه خیلی هم خوب نیست چراکه باید نسبت به این قضیه یک مقدار فکر کنیم.
 آیا می‌توان گفت که اکنون جامعه در وضعیتی قرار دارد که گویی دولت هست ولی کارکرد مثبتی ندارد؟ آیا چنین وضعیتی را می‌توان متصور بود زیرا در این جامعه درکنار همدلی‌های اجتماعی برخی رقابت‌های سیاسی هم شدت گرفته است. به اعتقاد شما می‌توان چنین تفسیری از وضعیت کنونی رابطه میان مردم و دولت ارایه داد؟
دولت شبیه ماشینی است که نباید توان خود را برای زمین صاف و شرایط عادی تنظیم کند. یعنی باید خود را برای سربالایی‌ها و سراشیبی‌های بیش‌تر آماده کند. دولت بودن دولت؛ خود را در شرایطی نشان می‌دهد که جامعه نیاز به نیروی متقن و اعتماد‌دار دارد و این در وضعیتی است که دولت هنوز چنین نیرویی ندارد.
 بسته شدن بقاع متبرکه و مکان‌هایی که ما همه به آنها تعلق خاطر داریم هم از سمت دولت و حکومتی که به نام اسلام و برای اسلام حکومت می‌کند، اتفاق کم‌نظیری است. آیا این را یک چالش جدید می‌دانید که دولت در جایی خود را ملتزم به امر عرفی در برابر امر قدسی می‌داند یا اساسا چنین صورت‌بندی از این واقعه نمی‌توان به دست داد؟
در شبکه‌های مجازی چنین روایت‌هایی هم شده بود ولی واقعیت این است که این اولین بلای همگانی نیست که بشر را دربرگرفته است. ما در دوره‌ی ناصرالدین شاه و صفویه و حتی اوایل اسلام تجربه چنین بلایایی را داشتیم اما واقعیت این است که هیچ کدام از این بلایا، بحران الهیاتی درست نکرد. دلیلش هم این است که طبق سنت فکری ادیان ابراهیمی و نه تنها اسلام بلکه یهود و مسیح حفظ جان از حفظ دین واجب‌تر است. یعنی حفظ دین یک واجب الهیاتی است. در واقع حفظ جان در مقابل حفظ دین نیست. خود دین حکم می‌کند که گاهی در مقابل حفظ جان انسان می‌تواند دین خود را مخفی کند. همانطور که در کتاب مرحوم نعمت‌الله‌ جزایری که درباره اپیدمی طاعون در دوران صفویه است، آمده اگر تعارضی بین حفظ دین و حفظ جان باشد، حفظ جان واجب است. قدمای ما از دوره‌ی قدیم این اصل را پذیرفته‌اند که حفظ جان تعارضی با حفظ دین ندارد و حتی توصیه‌ی دین بر حفظ جان است. منطق هم حکم می‌کند که دین برای انسان است و اگر انسان زنده نماند، پس دین برای چه هست؟ انسان باید در جامعه باشد تا دیانت بتواند برای آن نظمی برقرار کند. این غیر از جهاد و دفاع و امثال آن است. در بلایای عمومی الهیات ما چنین حرفی می‌زند و اتفاقاً قبل از همه‌ی دولت‌ها، وظیفه‌ی دولت دینی است که مراکز احتمالی شیوع بیماری را هرچند مقدس هم باشند، ببندد. من دیدم که خود جناب آقای مروی خیلی خوب راجع به مشهد توضیح داده بود. گفته بود که ما در مقابل امام رضا(ع) ضامنیم اگر جان زائران را حفظ نکنیم.
 این سخن مبنای فقهی هم دارد؟
قبل از بیان این مبنا به دو نکته اشاره می‌کنم: یکی اینکه در اثر افراط‌گرایی، رهبران اصیل دینی معمولا به حاشیه می‌روند و دیگر هم اینکه تلقی ناراستی در میان مردم وجود دارد که گمان می‌کنند "هر که کج نهاد، سروری داند" اما در مورد سوال؛ بله مبنای ادبی و فقهی دارد. آنهم این است که دو نوع روایت هست که می‌گویند اگر بلایای طبیعی مثل وبا و طاعون یا مانند کرونای الان عارض شدند، آیا واجب هست که مردم از محل بلا فرار کنند یا خود را قرنطینه کنند؟ قدما بعضی مواقع دچار اشتباه می‌شوند که آیا این روایت تعارض دارد یا ندارد. تحقیقات فقهی و موضوع‌شناسانه نشان می‌دهد که این روایات دینی از ائمه ناظر به دو سطح می‌باشد. یعنی تا زمانی که شما شنیده‌اید که بیماری به جایی آمده و به شهر شما نیامده، تا جایی که می‌توانید جلوی شیوع و آمدن آن را بگیرید و قبل از ابتلا فرار کنید اما اگر شهر مبتلا شد، حرام است که شما فرار کنید چون خود شما ناقل بیماری می‌شوید و از قبل آیات دو بحث بوده و مبنای فقهی سنگینی هم در پی آن بود ولی شاید اشتباه فهمیده شده. ولی مبنای آن درست بوده. یعنی به‌طور کاملاً روشن تا زمانی که بیماری به سمت شما نیامده، شما می‌توانید جلوگیری کنید و اگر نتوانستید فرار کنید و در شهر شما اپیدمی شد، شرعاً حرام است و نباید فرار کنید تا به جاهای سالم بروید. با همین مبنا اکنون مردم در جای خود و در شهر خود مانند قم نشسته‌اند. در این مواقع دو راه پیش پای ما باقی می‌ماند یا خود را ببازیم و یکی هم این است که این بلایا یک ابتلا است و ما می‌توانیم سبک زندگی خود را تغییر دهیم تا تجربه‌ای برای نسل بعد ما باشد که بهتر با این بلایا مواجه شویم. تاریخ نشان داده است که بلایا تمام شدنی و گذرا است و از قدیم تا حالا بوده و فقط چهره‌اش تغییر یافته است. طاعون تبدیل به کرونا می‌شود و اما ما باید بتوانیم از بلایا درس بگیریم و از خرافه‌پرستی و تصورهای غلط فاصله بگیریم. انسان برای سلامتی دو بال دارد؛ یکی بهداشت و دوا و درمان است و دیگری آرامش و دعا. اگر انسان این‌ها را از هم تفکیک کند، ضرر می‌بیند و اگر این‌ها را با هم مخلوط کند هم ضرر می‌بیند. یعنی دعا را جای دوا بنشاند یا آرامش را جای بهداشت بنشاند یا بهداشت را جای آرامش. اگر این دعا و نیایش جای خود باشد و بهداشت و آرامش هم به جای خود می‌نشیند که موجب می‌شود انسان‌ها به آرامش می‌رسند و به نظر من جامعه‌ی ما می‌تواند از این قضایا سالم عبور کند و جرقه‌هایی برای ساختن بهتر آینده داشته باشد.
محمدرضا یوسفی
 با وقوع کرونا سطح توقعات از دولت رو به افزایش است . امروز در خبرها خواندیم که نایب رئیس اتاق اصناف ایران، نهادهای دولتی به ویژه بانکها و تامین اجتماعی را به همراهی با صنوف دعوت کرد. امری که با توجه به وسعت پیامدهای اقتصادی کرونا، در توان دولت نیست. از سوی دیگر عدم حمایت دولت می تواند به تشدید و تداوم کرونا و مصائب ناشی از آن منجر شود. در این میان اقشار بی نام و نشانی مانند دستفروشان، کارگران ساختمانی ، شغلهای خانگی و.. که به نان شبشان محتاجند نمی توانند در خانه بمانند. لذا فقر آنان را مجبور به خروج از خانه برای کسب درآمد می کند. و از این طریق آنان در معرض کرونا نیز قرار می گیرند. لذا فقر موجب گسترش کرونا نیز خواهد شد و طول دوره آن را افزایش خواهد داد. چنانچه محله های فقیرنشین نیز جزء نقاط ناقل خواهند بود. اما با وجود بزرگی این مصیبت، توان مالی دو لت پاسخگو نیست. زیرا همین الان دولت با کسری شدید بودجه مواجه است.
با وجود کرونا، درآمد مالیاتی دولت با افت شدید نیز مواجه خواهد شد از طرف دیگر صادرات نفتی دو سال است با تحریم مواجه شده و الان صادرات غیرنفتی نیز توسط کرونا محدود شده است . فروش دارایی ها ی دولت هم در حد مورد نظر نخواهد بود. بنابراین درآمدهای دولتی با مشکل مواجه است.
از سوی دیگر کرونا هزینه دولت را افزایش داده، بر ناترازی بودجه خواهد افزود. طبیعی است حل مشکل از طریق بانکها در آینده مشکلات تورمی را تشدید خواهد کرد. از این رو متولیان امر باید اولا از هم اکنون تصویر روشنی از مشکلات پس از دوران کرونا داشته باشند و برای آن اندیشه کنند. که البته به نظر می رسد ناسازگاری درونی نظام تصمیم گیری که نشان از سیکل معیوب است، این اجازه را نخواهد داد. راهکار دوم مدیریت بهتر هزینه هاست. این امر می تواند از سه طریق تحقق یابد. اول، اطلاع رسانی شفاف و دقیق و دوم، تعیین گروه های هدف، و سوم تشویق نهادهای مدنی جهت کمک های مالی. این امور می تواند اصابت هزینه کرد دولت را بهینه کرده، بخشی از این بار را خود مردم تقبل کنند.
توضیح اینکه، اکنون معمولا آماری از تعداد فوتی، مبتلایان، بهبودیافتگان داده می شود. این نوع اطلاع رسانی کرونایی باید تقویت و جهت دار شود. بیان ویژگی های مبتلایان و فوت شدگان می تواند در این راستا کمک کند. باید گروه ها و محیط های موثر در انتقال بیماری شناسایی شوند. باید توجه داشت همه را نمی توان به خانه نشینی و دورکاری دعوت کرد. شغلهایی مانند رانندگی، نانوایی، قصابی و.. که امکان دورکاری برایشان وجود ندارد، در معرض این ویروس قرار دارند. به طور دقیق از طریق اتحادیه های صنفی با همکاری وزارت بهداشت، نکات لازم متناسب هر شغل باید بیان شود. بیان ویژگی های شغلی مبتلایان، یک نوع اطلاع رسانی موثر و کم هزینه است.
همچنین اطلاع رسانی بیان ویژگی هایی که برای مردم و سیاستگذاران مفید باشد، باید اضافه شود . اطلاع رسانی در مورد ترکیب سنی فوت شدگان، ترکیب شغلی، ترکیب منطقه ای، افراد دارای بیماری زمینه ای و افراد سالم، ترکیب جنسیتی بسیار موثر است . به عنوان مثال اگر مشخص شود که درصد بالایی از افراد فوت شده در سنین بالای 60 سال و از این میان 80 درصد دارای بیماری هایی مثل دیابت، ریه و.. بوده اند. سیاست گذاری و مخاطب ان هدف تفاوت خواهند کرد و دیگر مانند رئیس ستاد در روز نخست نمی خواهند تا ده روز آینده ، 83 میلیون نفر را رصد کنند . به هر روی توجه ویژه به این طیف موجب کاهش زیاد مرگ و میر خواهد شد. انتشار شفاف و درست اطلاعات می تواند هم به سیاستگذار کمک کرده و هم مانع فوت بیشتر هموطنان شود و هم هزینه دولت را در این راستا کاهش دهد و سیاست های حمایتی نیز جهت دار خواهد بود.
سومین نکته مهم نقش نهادهای مدنی است. واضح است که دولت به تنهایی چنین توانی ندارد اما تلاشی هم از سوی متولیان و صداو سیما در جهت تشویق نهادهای مدنی برای کمک به حل مسئله. تجربه تلخ زلزله کرمانشاه و نوع برخورد حکومت با افراد مشهوری که در این زمینه داوطلبانه و فعالانه شرکت کرده بودند این امر را قدری سخت کرده است. در این راستا روحانیت نیز به روشهای مختلف می تواند به کا هش این مشکل کمک کند. چگونگی یاری روحانیت و نهادهای روحانی در کاهش آلام جامعه از این منظر می تواند مستقلا مورد توجه قرار گیرد.
سید علی میرموسوی
شیوع گسترده بیماری کرونا، چالشی سخت نه تنها برای دانش پزشکی جدید، بلکه برای دیگر شاخه های طبابت از جمله طب سنتی به راه انداخت. مدعیان طب اسلامی فرصت را غنیمت شمردند تا با ادعای پر طمطراق طب امام صادق (ع) توانایی خود برای درمان این بیماری را به رخ کشند. هرچند تجویزهای درمانی آنان؛ مانند استعمال روغن گل بنفشه، دستمایه طنز و خنده شد، ولی بار دیگر بحث بر سر  اعتبار طب اسلامی را داغ کرد.
بسیاری از عالمان دینی وجود چنین دانشی را انکار و برخی آن را دروغی بزرگ خوانده اند. آنان استدلال می کنند بسیاری از روایاتی که مدعیان طب اسلامی به آن استناد می جویند ضعیف و از اعتبار سندی برخوردار نیستند. اندک روایات معتبرموجود نیز مربوط به شرایط خاص اقلیمی و زمانی گذشته بوده و به دوران کنونی قابل تعمیم نیست.  با وجود این مدعیان همچنان بر درستی ادعای خود پافشاری می کنند و مخالفان را به مصاف می طلبند. پرسش این است که عوامل اصرار بر وجود چنین دانشی چیست؟ آیا این ادعا ریشه اعتقادی یا معرفتی دارد یا بر ساخته ای اجتماعی است که بر پایه عوامل جامعه شناختی قابل تبیین است؟ پاسخ این پرسش پیش از هر چیز نیازمند تامل در مفهوم طب اسلامی است.
ایده طب اسلامی را می توان  جزئی از  پروژه کلانِ اسلامی سازی معرفت و دانش دانست، که ادعای وجود دانش و معرفتی اسلامی در همه حوزه ها را دارد. طرفداران این ایده به دو گروه میانه و رادیکال تقسیم می شوند. دیدگاه میانه طب اسلامی را به گونه ای تعریف می کند که طب سنتی را نیز در بر می گیرد. اما دیدگاه رادیکال ادعای طبی ناب و برخاسته از متون و تعالیم دینی را دارد.
بی تردید دینی بودن هر دانش، به منبعی باز می گردد که یافته ها و گزاره های آن دانش از آن به دست می آید. یافته های دانش های دینی از متون معتبر دینی به دست می آیند. اعتبار این متون نیز به درستی سند و تمامیت دلالت آن ها بستگی دارد. بر اساس پژوهش های انجام شده بخش عمده احادیث و روایات مورد استناد مدعیان طب اسلامی از اعتبار لازم برخوردار نیستند. تطبیق اندک احادیث معتبر بر شرایط امروز، نیز جای حرف و حدیث دارد. وانگهی چگونه برای ویروسی ناشناخته، در روایات 14 قرن پیش می توان درمانی یافت.
 با سست شدن بنیاد های اعتقادی و معرفتی این ادعا، نقش عوامل غیر معرفتی به ویژه جامعه شناختی در تبیین آن بیشتر اهمیت می یابد. ذهنیت سنتی و ناآگاهی عمومی، ضعف و ناتوانی پزشکی در درمان پاره ای بیماری ها، عدم مراعات اخلاق حرفه ای از سوی برخی پزشکان از جمله این عوامل هستند. 
در این میان سطح پایین آگاهی عمومی، سهمی قابل توجه در رونق بازار این جماعت دارد.  این آگاهی چندان ارتباطی به  میزان تحصیلات ندارد، از این رو حتی کسانی که از سطح  تحصیلات خوبی برخوردارند، فریفته ادعاهای پوچ این جماعت می شوند. سنت و رسوم برجای مانده نیز به این نا آگاهی کمک می کند؛ به گفته مارکس «رسم و عقیده همه نسل های مرده مانند بختک بر مغز نسل های زنده سنگینی می کند.» افزون بر این شاید تجربه پاره ای موفقیت های این نوع طبابت، برخی را به طمع خام اعتماد به آن بیندازد. غافل از این که هرگز آمار دقیق کسانی که بیماری آنها با این  طبابت تشدید و یا حتی جان خود را بر سر آن نهاده اند، اعلام نمی شود.   
فرانسیس بیکن(1561-1626) هنگامی که به تصاویر کشتی های منقوش بر دیوار کلیسایی می نگریست، از کشیشی پرسید این تصاویر نشان گر چیست؟ کشیش پاسخ داد کشتی هایی هستند که در سایه نذر و نیاز برای کلیسا از غرق شدن در امان مانده اند. بیکن بلافاصله گفت ای کاش تصویر کشتی هایی که با وجود نذر و نیاز غرق شده اند را نیز کشیده بودند.
چه بسا برخی، خطا پذیری و آمار مرگ و میر پزشکی جدید را بهانه رجوع به این افراد قرار دهند. پزشکی جدید هرگز خود را مصون از خطا نمی داند،بلکه با پذیرش خطا در راه برطرف کردن آن گام بر می دارد. وانگهی مقایسه آمار مرگ و میر در پزشکی جدید با طب قدیم ، برموفقیت نسبی بسیار بیشتر آن گواهی می دهد. بیماری کرونا  همچون اپیدمی هایی مانند وبا است، که اگر در گذشته روی می داد، جان میلیون ها نفر  را می گرفت، ولی دانش پزشکی توانسته است  این آمار را به اندازه ای چشم گیر کاهش دهد.
عاملی دیگر اقتصاد و در آمدی است که مدعیان  از این راه به جیب می زنند. آنان چه بسا از پذیرش پول در ظاهر خود داری کنند، ولی سودی کلان از دارو های تجویزی به دست می آورند. گرچه آماری دقیق از اقتصاد طب اسلامی اعلام نشده است، ولی از موارد جزیی می توان حدود آن را محاسبه کرد.  اینک کرونا این مدعیان را به چالش طلبیده است. آنان با تجویز چیزی کمیاب مانند روغن گل بنفشه یا با ادعاهای پرطمطراق می کوشند از کسادی بازار خود بکاهند، ولی بعید است جز سیه رویی نصیبی داشته باشند.
آیت الله موسوی تبریزی دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بر ایثار و گذشت در این روزهای کرونا تاکید کرد و گفت: امروز در شرایطی هستیم که مردمی که در رفاه نسبی زندگی می کردند، باید رفاه خود را با کسانی که در وضعیت بدی از لحاظ اقتصادی هستند، تقسیم کرده و آنها را در سفره خود شریک کنند.
وی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا در مورد نحوه حمایت از مردم در شرایط کنونی بیان داشت: دولت که از مردم مالیات می‌گیرد در پله اول کمک های حمایتی از مردم قرار دارد درعین حال مردم باید موقعیت کشور را در نظر گرفته و توقعات خود از دولت را پایین نگاه دارند اما دولت می تواند اقدامات موقتی مانند کم کردن بار عمرانی از قبیل وسیع کردن جاده ها را انجام داده و بیشتر به جای رسیدگی به امور رفاهی به کسانی که متضرر شده و خانواده آنها در حال ازهم پاشیدن است، کمک کند.
استاد حوزه علمیه قم به حمایت مراجع عظام تقلید از مردم در شرایط کنونی اشاره کرد و افزود: اکثریت مراجع عظام تقلید اعلام کردند که مردم می توانند بخشی از سهم امام را برای کمک به مبتلایان به کرونا و خانواده های جانباختگان کرونا اختصاص دهند.
او با اشاره به آیه ایثار گفت: ما مردم ایران، تنها ایثارگری را در جبهه و جنگ می دانیم و البته صحیح است چراکه مردم جان خود را می دادند تا دشمن وارد کشور نشود اما این ایثار ابعاد مختلفی دارد، زمانی این ایثار، صبغه جانی دارد و زمانی صبغه مالی. امروز در شرایطی هستیم که مردمی که در رفاه ۸۰ درصدی زندگی می کردند، رفاه خود را ۶۰ درصد کرده و ۲۰ درصد از سهم خود را به کسانی که در وضعیت بدی از لحاظ اقتصادی هستند، اختصاص دهند و آنها را در سفره خود شریک کنند آنگونه که در روایت داریم: «الجار؛ ثم الدار».
آیت الله موسوی تبریزی با بیان اینکه «جار» در این حدیث، معنای موسعی پیدا کرده و شامل همشهری و هموطن می شود، گفت: در شرایط امروز لازم است که به یکدیگر کمک کنند آنگونه که در جنگ تحمیلی مردم به یکدیگر کمک می کردند و همین کمک ها سبب پیروزی شد لذا باید کمک های انسان دوستانه به یکدیگر داشته باشیم تا خداوند بر ما رحم کند و بر این بحران فائق بیائیم.
او گفت: در این شرایط مناسب است که موجرین به مستاجرین مهلت کافی دهند یا اگر در همسایگی، کسی را می بینند که به جهت بیماری توان خرید نان ندارد، برای او نان تهیه کنند یا اگر یخچالی برای نگهداری مواد غذایی ندارد، به او کمک کنند.
دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به وضعیت خانواده های جانباختگان کرونا گفت: کمک به افرادی که سرپرست خانواده آنها بر اثر کرونا فوت کرده و نیازمند هستند، از بزرگترین خدمات نوعدوستانه و ایثار است و خداوند ثواب جهاد را به آنها می دهد.
او با بیان اینکه حاکمان مربی جامعه هستند، بیان داشت: نگاه مردم به دولت و حاکمان است و اگر ببینند دولت تسهیلاتی به مردم در این شرایط عطا می کند، مردم هم ایثار و ازخودگذشتگی را فرا می گیرند و خواهند فهمید که کمک در این شرایط، جهاد فی سبیل الله است.
آیت الله موسوی تبریزی با اشاره به وفور شایعات و بداخلاقی ها نسبت به مردم قم اظهار داشت: مقداری شایعات و بی توجهی به واقعیات در کشور است و فضای مجازی هم این مساله را تشدید می کند، از سوی دیگر متاسفانه ضعف مدیریت در کشور ما بوده بویژه در این مساله و قبل از آن هم زمینه هایی بوده که مردم با تردید و شک به مدیریت دولت بویژه در کرونا نگاه می کنند.
او تصریح کرد: اینکه بیان شود کرونا از چین وارد قم شده است و بخشی از جامعه که نه چین را دیدند و نه از چین خوششان می آید، مرتکب کار خلافی شدند و بعد آن را به کل جامعه قم سرایت بدهیم، کمال خودخواهی است.
دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: این سخنان درحالی مطرح می شود که مردم قم در طول انقلاب همواره در صحنه بوده و از نظام دفاع کردند و این را هم از نظر اقتصادی باید مورد توجه قرار داد که بسیاری از ساکنین قم که جزو طبقه مستمند حساب می شوند از مناطق مختلف کشور وارد این شهر شدند و همین سبب ناراحتی آنهاست.
او با اشاره به تاخیر دولت در اعلام ورود کرونا به کشور گفت: اشکال افراد به اینکه دولت دیر اعلام کرده و برخی مطالب را دیر بیان کرده است درحالی که باید زودتر اقدام می کرده است، وارد است و البته اینها ارتباطی به قم و مردم قم ندارد.
آیت الله موسوی تبریزی انتساب کرونا به مردم قم را بی انصافی دانست و بیان کرد: اگر برخی با روحانیت بد هستند و عنوان می کنند حضور طلاب و روحانیت از مناطق دیگر سبب شیوع کرونا شده است، باید بدانند شاید دو درصد روحانیون مقیم قم، از مناطق دیگر وارد قم شده و تحصیل می کنند؛ اصلا قومیت را در مسائل مهم دخالت دادن، کمال بی فرهنگی و ضعف اعتقادی است و براساس ایرانی بودن هم مخالف فرهنگ ایرانی ماست.
او با اشاره به آیه ۹ سوره حشر گفت: خداوند در قران می فرماید: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ ۚ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ مومنین کسانی هستند که در دل خود هیچ حسد و بخلی نسبت به غنائم که به آنها داده شد نمی‌یابند و هر چند به چیزی نیازمند باشند باز مهاجران را بر خویش مقدم می‌دارند». این فرهنگ قرآنی ماست که اگر کسی خلافی و اشتباهی مرتکب شده است، آن را به گردن برادر او نیندازیم.
دادستان کل انقلاب در دهه ۶۰ گفت: حکومت قصور و کوتاهی در این زمینه مرتکب شده است درحالیکه در مسائل حساسی مانند کرونا باید خیلی سریع تصمیم گرفته و مصالح جامعه را تشخیص داده و با هماهنگی تمام ارکان اطلاع رسانی کنند.
او در خصوص ادعای برخی مبنی بر قرنطینه کردن قم بیان کرد: استان قم، شاهراه مواصلاتی چندین استان کشور است و بسیاری از مبادلات و معاملات تجاری و اقتصادی شهرها از طریق این شهر صورت می پذیرد لذا علاوه براینکه قرنطینه کردن قم ضربه بزرگ اقتصادی به کشور می زند درعین حال سبب وحشت و ترس بیشتر مردم و داغ شدن بازار شایعات می شود لذا با شک و شبهه نمی توان تصمیم گرفت.
آیت الله موسوی تبریزی تاکید کرد: رئیس دولت یا سخنگوی دولت باید در این مورد با مردم قم بلکه کشور صحبت کند و دلایل تصمیم حکومت در مورد قم را بیان کند و به شایعات و تخریب ها پایان دهند.
سید علی میرموسوی
رئیس حزب مؤتلفه اسلامی در انتقاد از اعدام های بی رویه خلخالی پس از پیروزی انقلاب گفته است:«آقای خلخالی در کارهایش دقت نداشت و در برخی از اعدام ها زیاده روی انجام می گرفت البته معمولاً اینگونه افراط و تفریط ها در خیلی از انقلاب ها پیش می آید. اما اگر ایشان برخی از همین موارد اعدام را به تاخیر می انداختند و رسیدگی دقیق تری می کردند. آثار گرانبهایی را برای مردم در پی داشت.
در خشونت آمیز بودن اقدامات مرحوم خلخالی تردیدی نیست؛ ولی اعلام آن در این شرایط کاری چندان مهم  محسوب نمی شود. پرسش اصلی این است که با توجه به این که او  حاکم شرع و رئیس دادگاه منصوب بوده، آیا  مسئولیت این عمل و اقدامات خشونت آمیز تنها بر عهده وی است یا دیگران نیز در آن شریک بوده اند؟
واقعیت این است که انقلاب اسلامی ایران از نظر ایدئولوژی، رهبری، سازماندهی و عمل، بر ایده نفی خشونت استوار نبود، از این رو اقدامات خشن خلخالی هم در آن دوران خلاف اصل قلمداد نمی شد و چه بسا بسیاری از منتقدان کنونی، در آن زمان از آن پشتیبانی می کرده اند.
 برای فهم ایده نفی خشونت، ناگزیر از توجه به تجربه طراح اصلی آن؛ یعنی گاندی هستیم. مقاومت بدون خشونت ایده ای بود که گاندی نخستین بار در هند در مخالفت با اقدام های تبعیض آمیز دولت در برابر رنگین پوستان طرح کرد. از دیدگاه وی در جریان مبارزه، پرهیز از هرگونه اقدام خشونت آمیز لازم است و حتی در واکنش به اقدامات خشن و سرکوب گرایانه حکومت نیز باید دردها را تحمل کرد و به  مقاومت ادامه داد.  گاندی افزون بر طرح این ایده، چه در دوران نهضت استقلال هند و چه پس از آن، با جدیت و مخالفت شدید با هر نوع خشونت، هرگز نگذاشت در کارنامه استقلال هند خشونتی به نام رهبران ثبت شود.
 در سال 1922 در اوج نهضت استقلال هند، هنگامی که مردم در سراسر هند به حمایت از حزب کنگره ملی به رهبری گاندی، دست به تظاهرات زده بودند، در جایی در واکنش به خشونت پلیس، به پایگاه پلیس حمله کردند و چند تن از آنان را کشتند. گاندی در مخالفت با این اقدام  از رهبری کنار کشید و به روزه روی آورد.
این اقدام گاندی، به مذاق چهره های برجسته حزب همچون نهرو و جناح خوش نیامد. نهرو در واکنش به این اقدام به وی گفت در شرایطی که همه مردم بیرون ریخته اند و ما در آستانه پیروزی هستیم، کناره گیری مصلحت نیست. گاندی در پاسخ گفت پیروزی که از این راه به دست آید را قبول ندارم.  گاندی به روزه ادامه داد تا مردم در سراسر هند با دادن گل به نیروهای پلیس، به تظاهرات پایان دادند. پس از آن گاندی دستگیر و به شش سال زندان محکوم شد. ولی در نهضت استقلال هند اصل عدم خشونت نهادینه شد. پس از آزادی از زندان، مجددا حرکت خود را با رژه نمک از نو آغاز کرد، ولی این بار همه می دانستند، عدم خشونت اصل اساسی گاندی است.
هنگامی که او در راستای شکستن انحصار انگلیس بر تولید نمک، رژه نمک را آغاز کرد، گروهی از مردم در برابر کارخانه تولید نمک انگلیس دست به تظاهرات آرام زدند. با وجود سرکوب و زدن، مردم هیچ نوع واکنشی جز تحمل سرکوب و ضرب از خود نشان ندادند. چون  اصل عدم خشونت در نهضت نهادینه شده بود.  پس از پیروزی نهضت نیز در جریان خشونت مذهبی و کشتار مسلمانان توسط هندوها، باز به روزه روی آورد تا خشونت به پایان رسید. در نهایت نیز به دلیل دفاع از حقوق مسلمانان و تاکید بر اصل عدم خشونت از سوی یک هندو ترور شد.
آیا در انقلاب اسلامی ایران نیز چنین وضعیتی وجود داشت، تا اکنون همه مسئولیت بر گردن خلخالی باشد؟  بهتر است به جای محکوم کردن تنها او ، به بازنگری در کلیت ایدئولوژی گذشته بپردازیم و با تحولی بنیادین در آن در مسیر نفی خشونت گام برداریم.
 
رسول جعفریان
خاطرم هست دکتر شریعتی در جایی از آثارش، در باره خاکشیریسم مطلبی را بیان می‌کند. دلاک محل که در حمام کار می‌کرد، وقتی گوش مفتی به دست می آورد و مشغول مشت و مال و چرک گرفتن از کسی بود که زیر دستش قرار گرفته بود، شروع می‌کرد به انواع افاضات و مخصوصا اگر مشتری اظهار ناراحتی از درد و رنجی می‌کرد او به بیان درمان می پرداخت. اگر مشتری می‌گفت: مدتی است کمرم درد می‌کند و شبها نمی‌توانم بخوابم، هر دوایی هم که خورده ام نتیجه ای نداره؛ دلاک می‌گفت: اتفاقا دوای این خیلی ساده است شما یک سیر خاکشیر بگیرید و شب در آب نم کنید و بگذارید تا صبح خیس بخورد، بعد صبح ناشتا میل کنید، همین! مشتری هم اظهار تشکر کرد» و این حکایت ادامه می یافت.
این روزها، باز دیدم، کسی نوشته بود که چاره این کرونا، همان ده سیر خاکشیر است. همان لحظه در اخبار آمده بود که بیل گیتس 125 میلیون دلار برای تحقیقات در باره درمان کرونا کمک کرده است. بگذریم که اتحادیه اروپا 25 میلیارد دلار برای مبارزه با کرونا اختصاص داد و امریکا بالای هشت میلیارد دلار.
تفکر خاکشیریسم همچنان بر اذهان ما مردم حاکم است. فرض کنید یکی بود و یکی نبود، یک ابن سینا و محمد بن زکریای رازی بود و آثاری هم به زمان خودشان نوشتند. این چه بیماری است که ما هر روز باید به آنها افتخار کنیم و خودمان دست روی دست بگذاریم؟ نگرانیم که همسایگان شخصیت های علمی و ادبی ما را از ما بدزدند. به نظرم باید نگران باشیم که چرا دیگر نمی توانیم مانند آن شخصیت ها را در روزگار خودمان داشته باشیم که وقتی کتابی می نویسند، تا یکی دو سال، به ده زبان زنده دنیا ترجمه شود.
الان که این متن را می نویسم، صبح روز چهارشنبه 21 اسفند، سیمای ملی، دست به دامن روحانیون شده است تا از مردم بخواهند اصول بهداشتی را رعایت کنند. اینکار که البته لازم است، همزمان چند چیز را نشان می دهد. این که اولا جامعه ما کجا قرار دارد، ثانیا  سیما و حکومت درباره ما مردم چطور فکر می کند و سوم این که لازم است ما در مقابل این مشکل که برای دین در این ماجرا فراهم آمده، دامن آن  را پاک کنیم. عجیب آن که همین امروز دو کلیپ از دو سخنران روحانی داشتم که مردم را به مقابله با این قبیل اقدامات، یکی خلوت کردن مجالس امام حسین و حرم ها و دیگری صله رحم به مناسبت ویروس کرونا ـ و توصیه این که دیدارها تعطیل شود ـ دعوت می کرد، و اظهار گلایه داشت که چرا ما باید اینها را ترک کنیم؟
به هر روی من با توصیه دیروز آقای عبدی موافقم که روحانیت و بویژه مرجعیت، به طور جد، باید دامن خود را از این اتهامات تطهیر کند و اگر امروز نکند، فردا دیر است.
آیت الله سید مصطفی محقق داماد، رییس دپارتمان الهیات پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در یادداشتی نوشت:  فقه اسلامی حاوی قواعدی است که بر اساس آن قواعد کلی، فقیهان حکم مصادیق و فروعات را استخراج می کنند. در میان این قواعد کلیه قواعدی که بیانگر احکام ضمانات است، نه تنها برگرفته از منابع نقلی است، بسیاری از آنها مستندبه احکام مسلّمه عقلیه می باشد. مبحث ضمانات قهریه فقه اسلامی انصافا عقلائی و بسیار پیشرفته و عمیق است. این احکام در مجموع حاوی یک پیام کلی انسانی است و آن عبارت است از حرمت نهادن به حیات آدمی اعم از خود و دیگران و نیز احترام به کرامت و آسایش دیگران. «دیگری شناسی» در این قواعد بسیار جالب است، جان دیگری، آسایش دیگری، آبروی دیگری، حیثیت و شرف دیگری و بالاخره مال دیگری همه محترم و هر کس باید نهایت احتیاط در رعایت آنها را بنماید و در فرض اضرار و ورود خسارت مادی و معنوی موجب ضمان و مسئولیت مدنی می گردد و شخصی که عامل زیان شده مکلف به جبران و جلب رضایت خسارت دیده می باشد.
اینجانب نه در مقام صدور فتوا بلکه در مقام کسی که  عمر خود را در فراگیری این مباحث صرف کرده با استناد به همان قواعد در زیر احکامی را می آورم که شاید خوانندگان ارجمند را در این ایام قبول افتد و در نظر آید:
۱-دفع ضرر از خود عقلا و شرعا واجب است، خواه ضرر یقینی و خواه به نحو عقلائی احتمالی باشد.
۲-اضرار به غیر مطلقا حرام است و موجب ضمان و مسئولیت مدنی است.
۳- چنانچه شخصی بداند و یا شخصا و یا از طریق اخطار کارشناسان مربوط احتمال عقلائی بدهد که حضور و یا شرکت در جلسه ای و یا ملاقات با فرد و یا افرادی موجب اضرار به آنها می گردد، شرعا واجب است که مطلقا اجتناب کند و در صورت تخلف چنانچه ثابت شود که تماس او موجب اضرار شده و بیماری وی سرایت به دیگران کرده، در فرض اقدام عمدی موجب مسئولیت کیفری و ضامن کلیه خسارات وارده به زیان دیده خواهد بود و در صورت غیر عمد ضامن کلیه خسارات وارده و اگر موجب فوت شده ضمان دیه برعهده اوست و اگر خودش نیز فوت کند، ضمانت شرعی به عهده او باقی است و متعلق به ترکه او می گردد و وارثان متوفی بایستی از محل ترکه وی خسارات را ادا نمایند تا ذمه متوفی بری گردد.
۴- با توجه به اینکه حسب نظر متخصصین ویروس کرونا مدتها در بدن بطور مخفی قرار دارد، چنانچه ثابت شود که فردی در زمان خفاء بیماری موجب انتقال به دیگری شده ، هر چند به علت جهل بی گناه است ولی ضمان و مسئولیت خسارات وارده را بر ذمه دارد و بایستی از عهده خسارات وارده برآید.
۵- دراین ایام مراقبت از والدین سالخورده، وظیفه ای سنگین تر از سایر اوقات است. سالخوردگان حسب نظر کارشناسان پزشکی با خطر جدی تر مواجهند. پیشگیری و مراقبت آنان در درجه نخستین به عهده فرزندان است. آنان با رعایت تمام ملاحظات بهداشتی و گرفتن دستورات لازم از متخصصین واجب است که نهایت مراقبت را از آنان به عمل آورند. آنان ممکن است به علت کهولت سن احتیاطات را جدی نگیرند، بر فرزندان واجب شرعی است که با گفتگوهای مهربانانه و رعایت کمال ادب و احترام آنان را به رعایت دستورات بهداشتی وادار سازند و در شرائط خاص ناتوانی آنان، دستورالعملهای لازم را از مشاورین پزشکی برای برخورد با آنان اتخاذ نمایند. این متن قرآن مجید است که فرموده است: «وَ قَضىَ‌ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَّمَا أُفٍ‌ وَ لَا تَنهْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا (23اسراء) و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر رفتار نیکو کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیرى رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویى بگوى» و در آیه دیگری آمده است: «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‌ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبّ‌ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرًا (24)و از سر مهر براى آنان به خاکسارى افتادگى کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکى پروردند.»
-6 درخصوص کودکان نیز چنین وظیفه ای برای مراقبین وجود دارد. مراقبین و سرپرستان باید کودکان را از کارهائی که ممکن است موجب انتقال بیماری به دیگران بشود، محافظت کنند که در صورت کوتاهی و ورود خسارت به دیگران ضمان و مسئولیت به عهده اولیاء آنان است.
-7 انجام مسافرت چنانچه با احتمال عقلائی تحمل بیماری و یا  نقل و شیوع بیماری مواجه باشد، حرام است و احکام سفر حرام بر آن مترتب می گردد. البته در فرض اضطرار قطعی اگر هم جایز است، ولی ضمان و مسئولیت خسارات اضرار به دیگران در جای خود باقی است.
۸- انجام اعمال مستحبی نظیر حضور در مجامع چنانچه به نظر کارشناسان بهداشتی با احتمال عقلائی سرایت بیماری مواجه باشد، نه تنها از استحباب برخوردار نیست، بلکه با حرمت جدی و اکید روبرو خواهد بود. بنابراین به رغم استحباب موکد و فضیلت نماز جماعت و عبادت در مشاهد مشرفه هر گاه حسب نظر کارشناسان بهداشت احتمال عقلائی باشد که حضور دراین اماکن مقدس سبب ضرر به خود یااضرار به دیگران میشود نه تنها مستحب نیست بلکه دربرخی فروض عبادت مورد نهی شارع قرار می گیرد و بنابر نظر بسیاری از فقیهان بزرگ باطل و اعاده یا قضای آن واجب می گردد.
۹- دیدار ارحام، دوستان و آشنایان البته در شرائط عادی امری مستحب موکد و با فضیلت است ولی به یقین در شرائط فعلی که احتمال  انتقال بیماری جدی و عقلائی است، نه تنها از رجحان برخوردار نیست، بلکه حرام و خلاف شرع است و در صورت ثبوت انتقال موجب ضمان خواهد بود.
۱۰- «احتکار» یعنی انبار کردن مطلق مواد مورد نیاز مردم به قصد سودجوئی بیشتر، همیشه عملی زشت و حرام است ولی در شرائطی مانند وضعیت حاضر کشورمان احتکار وسائل مورد نیاز کادر پرشکی و بیماران گناهی بزرگتر است و چنانچه به علت عدم عرضه یکی از کالاهای مورد نیاز، خساراتی متوجه شخص و یا اشخاص گردد، ضمانت شرعی برعهده شخص محتکر است.
۱۱- گران فروشی کالاها و سودجوئی غیر منصفانه در مواد مورد نیاز مردم همیشه عملی زشت و کریه و غیر انسانی است و خداوند هرگز به این گونه سوداگری ها برکت عطا نخواهد فرمود. ولی در مورد مواد مورد لزوم کادر پزشکی و بیماران در شرائط کنونی که گرانی باعث عدم توان تهیه برای نیازمندان گردد، زشت تر و کریه تر و غیر انسانی تر است و وجدان ملی را جریحه دار می سازد و چنانچه موجب گردد که به علت عدم توانائی نیازمندان، خسارتی بر آنان وارد آید موجب ضمان است.
۱۲-در این ایام افرادی که مسئولیتهای پزشکی به عهده آنان است و یا برای تمشیت امور متصدی کارهای اداری هستند، انجام وظیفه امری واجب و کوتاهی عمدی حرام و در فرض ورود خسارت به شهروندان موجب ضمان است. البته حمایت از خدمتکاران به بیماران کرونائی بویژه در اختیار قرار دادن ابزار و خدماتی که به حفظ سلامت و جان آنان مربوط می شود هم به خودی خود و هم از باب مقدمه واجب، لازم است.
۱۳- در این ایام که عده ای به علت مشکلات شغلی بدهکار می شوند و در ادای بدهی دچار دشواری و به اصطلاح فقهی «مُعسِر» هستند، مهلت دادن واجب شرعی است و مطالبه و پافشاری طلبکاران مادام که بدهکاران در شرائط ناتوانی می باشند، حرام و گناه کبیره است. قرآن مجید فرموده است:«وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‌ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره/280)؛ و اگر (بدهکار) تنگدست بود پس (بر شماست) مهلت دادن او تا وقت توانایى و صدقه دادن شما (گذشت از اصل بدهى) براى شما بهتر است اگر بدانید.»
۱۴- زندانیان که محکوم به تحمل زندان در مقابل جرائم ارتکابی خود هستند و در حال تحمل به سر می برند، چنانچه با احتمال عقلائی ابتلا به  بیماریهای خطرناک مواجه  شوند، متصدیان امور باید برای مراقبت و حفظ جان و سلامت آنان نهایت سعی خود را بکار گیرند. متهم و محکوم از نظر حقوق اسلامی از کرامت و حقوق انسانی برخوردار است و هرگز نباید به بیش از کیفر خود، معاقب گردد.
۱۵- شفا از ناحیه خداوند است ولی شفای الهی از طریق داروهای پزشکان و عمل به دستورات آنان صورت می گیرد. تخلف از دستورات پزشکان معتبر در امور پزشکی همچون تخلف از دستور مراجع معتبر تقلید در امور دینی است.
۱۶- و بالاخره به درگاه خداوند بی نیاز دست نیاز برداریم و دعای مأثور و منقول به سند معتبر از امام صادق (ع) را سه بار صبح و شام  بخوانیم:«اللّهم اجعلنی فی دِرعِک الحَصینة الّتی تَجعل فیها مَن تُرید. (خداوندا! مرا در پوششی که از هربلا و آفتی حفظ می کند و هر کس را بخواهی در آن قرار می دهی، قرار ده» (کافی /ج2ص534)
صفحه1 از141
بازگشت به بالا